#ارسالی
🚛 افزایش ۲۶.۵ درصدی کرایه؟ روی کاغذ شاید؛ در جاده نه!
میگویند نرخ تن-کیلومتر را ۲۶.۵ درصد افزایش دادهایم؛ انگار منت بزرگی سر رانندگان و کامیونداران گذاشتهاند.
سؤال اینجاست:
مگر لاستیک ۲۶ درصد گران شده؟
مگر بیمه فقط ۲۶ درصد بالا رفته؟
مگر روغن، قطعات، تعمیرات، عوارض، مالیات، خوراک و هزینههای زندگی فقط ۲۶ درصد افزایش داشتهاند؟
کافی است یک بار پای دخل و خرج واقعی یک کامیون بنشینند تا بفهمند این عددها هیچ نسبتی با واقعیت جاده ندارد.
امروز قیمت یک جفت لاستیک، هزینه یک تعمیر اساسی یا حتی یک خرابی معمولی، میتواند درآمد چندین سرویس را ببلعد.
هر بار که راننده برای خرید قطعه میرود، انگار وارد طلافروشی شده است.
روی کاغذ مینویسند «افزایش کرایه»؛
اما در عمل، فاصله درآمد و هزینه هر روز بیشتر میشود.
راننده و کامیوندار نه دنبال امتیاز ویژه هستند و نه دنبال رانت؛
فقط میخواهند حاصل کارشان با هزینههای واقعی زندگی تناسب داشته باشد.
سالهاست این صنف با صبر و سکوت جلو آمده است.
اما سکوت رانندگان نباید به معنای رضایت تعبیر شود.
واقعیت این است که اگر چرخ حملونقل از حرکت بایستد، همه متوجه اهمیت این صنف خواهند شد.
امروز صدای اعتراض از جادهها بلند شده، چون بسیاری احساس میکنند تصمیمگیران کیلومترها با واقعیت زندگی رانندگان فاصله دارند.
راننده فقط یک خواسته دارد:
کرایهای که با واقعیت هزینهها بخواند، نه عددی که فقط در گزارشها و مصوبهها زیبا به نظر برسد.
چون دیگر مسئله سود نیست؛
مسئله بقاست.
@Eterazebazar
🚛 افزایش ۲۶.۵ درصدی کرایه؟ روی کاغذ شاید؛ در جاده نه!
میگویند نرخ تن-کیلومتر را ۲۶.۵ درصد افزایش دادهایم؛ انگار منت بزرگی سر رانندگان و کامیونداران گذاشتهاند.
سؤال اینجاست:
مگر لاستیک ۲۶ درصد گران شده؟
مگر بیمه فقط ۲۶ درصد بالا رفته؟
مگر روغن، قطعات، تعمیرات، عوارض، مالیات، خوراک و هزینههای زندگی فقط ۲۶ درصد افزایش داشتهاند؟
کافی است یک بار پای دخل و خرج واقعی یک کامیون بنشینند تا بفهمند این عددها هیچ نسبتی با واقعیت جاده ندارد.
امروز قیمت یک جفت لاستیک، هزینه یک تعمیر اساسی یا حتی یک خرابی معمولی، میتواند درآمد چندین سرویس را ببلعد.
هر بار که راننده برای خرید قطعه میرود، انگار وارد طلافروشی شده است.
روی کاغذ مینویسند «افزایش کرایه»؛
اما در عمل، فاصله درآمد و هزینه هر روز بیشتر میشود.
راننده و کامیوندار نه دنبال امتیاز ویژه هستند و نه دنبال رانت؛
فقط میخواهند حاصل کارشان با هزینههای واقعی زندگی تناسب داشته باشد.
سالهاست این صنف با صبر و سکوت جلو آمده است.
اما سکوت رانندگان نباید به معنای رضایت تعبیر شود.
واقعیت این است که اگر چرخ حملونقل از حرکت بایستد، همه متوجه اهمیت این صنف خواهند شد.
امروز صدای اعتراض از جادهها بلند شده، چون بسیاری احساس میکنند تصمیمگیران کیلومترها با واقعیت زندگی رانندگان فاصله دارند.
راننده فقط یک خواسته دارد:
کرایهای که با واقعیت هزینهها بخواند، نه عددی که فقط در گزارشها و مصوبهها زیبا به نظر برسد.
چون دیگر مسئله سود نیست؛
مسئله بقاست.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎓 اعتراض دانشجویان به کیفیت و وضعیت غذای دانشگاه
ویدئوهای منتشرشده از اعتراض دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر، بار دیگر موضوع کیفیت خدمات رفاهی دانشجویان را به صدر مطالبات دانشگاهی آورده است.
دانشجویان معترض میگویند کیفیت غذا، تنوع پایین، مشکلات بهداشتی و بیتوجهی به درخواستهای مکرر، باعث نارضایتی گسترده در میان دانشجویان شده است.
شاید برای برخی، اعتراض به غذای دانشگاه موضوع کوچکی به نظر برسد؛
اما برای دانشجویی که بخش مهمی از زندگی خود را در خوابگاه و دانشگاه میگذراند، کیفیت غذا مستقیماً با سلامت، تمرکز، کیفیت آموزش و زندگی روزمره او در ارتباط است.
دانشجویان میگویند بارها مشکلات را از مسیرهای اداری و رسمی مطرح کردهاند و اکنون اعتراضات، نتیجه بیپاسخ ماندن مطالبات آنهاست.
@Eterazebazar
ویدئوهای منتشرشده از اعتراض دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر، بار دیگر موضوع کیفیت خدمات رفاهی دانشجویان را به صدر مطالبات دانشگاهی آورده است.
دانشجویان معترض میگویند کیفیت غذا، تنوع پایین، مشکلات بهداشتی و بیتوجهی به درخواستهای مکرر، باعث نارضایتی گسترده در میان دانشجویان شده است.
شاید برای برخی، اعتراض به غذای دانشگاه موضوع کوچکی به نظر برسد؛
اما برای دانشجویی که بخش مهمی از زندگی خود را در خوابگاه و دانشگاه میگذراند، کیفیت غذا مستقیماً با سلامت، تمرکز، کیفیت آموزش و زندگی روزمره او در ارتباط است.
دانشجویان میگویند بارها مشکلات را از مسیرهای اداری و رسمی مطرح کردهاند و اکنون اعتراضات، نتیجه بیپاسخ ماندن مطالبات آنهاست.
@Eterazebazar
🚌 از ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، کرایه حملونقل عمومی جادهای ۲۱ درصد افزایش مییابد.
اتوبوس، مینیبوس، ون و سواری؛
همه گرانتر میشوند.
اما سؤال مردم این است:
حقوقها هم ۲۱ درصد بالا رفته؟
قدرت خرید مردم هم ۲۱ درصد بیشتر شده؟
یا فقط هزینههای زندگی هستند که هر روز رکورد جدیدی ثبت میکنند؟
برای بسیاری از خانوادهها، سفر دیگر یک تفریح نیست؛
یک ضرورت است.
سفر برای درمان، کار، تحصیل، دیدار خانواده یا انجام امور روزمره.
اما حالا هر بار که قیمت بلیت بالا میرود، بخشی دیگر از مردم از همین حداقل جابهجایی هم محروم میشوند.
از نان و لبنیات گرفته تا دارو، اجاره، برق، آب، حملونقل و دهها هزینه دیگر؛
همهچیز در مسیر افزایش قیمت قرار دارد.
مشکل فقط این ۲۱ درصد نیست؛
مشکل این است که مردم هر روز با یک افزایش جدید از خواب بیدار میشوند، اما درآمدشان همچنان در گذشته جا مانده است.
گویا در این کشور فقط یک چیز حق افزایش ندارد:
درآمد و قدرت خرید مردم.
وگرنه برای گرانی، همیشه یک مصوبه، یک بخشنامه و یک توجیه آماده است.
@Eterazebazar
اتوبوس، مینیبوس، ون و سواری؛
همه گرانتر میشوند.
اما سؤال مردم این است:
حقوقها هم ۲۱ درصد بالا رفته؟
قدرت خرید مردم هم ۲۱ درصد بیشتر شده؟
یا فقط هزینههای زندگی هستند که هر روز رکورد جدیدی ثبت میکنند؟
برای بسیاری از خانوادهها، سفر دیگر یک تفریح نیست؛
یک ضرورت است.
سفر برای درمان، کار، تحصیل، دیدار خانواده یا انجام امور روزمره.
اما حالا هر بار که قیمت بلیت بالا میرود، بخشی دیگر از مردم از همین حداقل جابهجایی هم محروم میشوند.
از نان و لبنیات گرفته تا دارو، اجاره، برق، آب، حملونقل و دهها هزینه دیگر؛
همهچیز در مسیر افزایش قیمت قرار دارد.
مشکل فقط این ۲۱ درصد نیست؛
مشکل این است که مردم هر روز با یک افزایش جدید از خواب بیدار میشوند، اما درآمدشان همچنان در گذشته جا مانده است.
گویا در این کشور فقط یک چیز حق افزایش ندارد:
درآمد و قدرت خرید مردم.
وگرنه برای گرانی، همیشه یک مصوبه، یک بخشنامه و یک توجیه آماده است.
@Eterazebazar
🥛 لبنیات هم به کالای لوکس تبدیل شد
اول گوشت از سفرهها رفت.
بعد مرغ و ماهی کمتر شد.
بعد تخممرغ گران شد.
حالا نوبت شیر، ماست، پنیر و لبنیات رسیده است.
کارگر و بازنشستهای که زمانی حداقل میتوانست برای خانوادهاش لبنیات تهیه کند، امروز باید بین پرداخت اجاره، خرید دارو، قبضها و تهیه مواد غذایی یکی را انتخاب کند.
میگویند سرانه مصرف لبنیات در ایران به حدود ۵۰ کیلوگرم رسیده، در حالی که میانگین جهانی چندین برابر این رقم است.
این فقط یک آمار نیست؛
این یعنی میلیونها نفر دیگر توان خرید حداقلهای تغذیه را ندارند.
سالها گفتند گوشت نخورید، مرغ بخورید.
مرغ گران شد، گفتند تخممرغ بخورید.
تخممرغ هم گران شد.
حالا لبنیات هم از سفرهها در حال حذف شدن است.
سؤال اینجاست:
بعد از لبنیات چه چیزی باقی میماند که هنوز لوکس نشده باشد؟
وقتی حقوق یک کارگر حتی به نیمه ماه نمیرسد، وقتی قیمتها هر روز بالا میرود و دستمزدها جا میمانند، دیگر صحبت از «سبد غذایی» نیست؛
صحبت از بقاست.
جامعهای که در آن شیر و پنیر برای بخشی از مردم آرزو شود، درگیر یک بحران عادی اقتصادی نیست؛
درگیر فروپاشی تدریجی معیشت است.
و دردناکتر از همه این است که مردم هر روز فقیرتر میشوند، اما مسئولان هر روز بیشتر وانمود میکنند که همه چیز عادی است.
@Eterazebazar
اول گوشت از سفرهها رفت.
بعد مرغ و ماهی کمتر شد.
بعد تخممرغ گران شد.
حالا نوبت شیر، ماست، پنیر و لبنیات رسیده است.
کارگر و بازنشستهای که زمانی حداقل میتوانست برای خانوادهاش لبنیات تهیه کند، امروز باید بین پرداخت اجاره، خرید دارو، قبضها و تهیه مواد غذایی یکی را انتخاب کند.
میگویند سرانه مصرف لبنیات در ایران به حدود ۵۰ کیلوگرم رسیده، در حالی که میانگین جهانی چندین برابر این رقم است.
این فقط یک آمار نیست؛
این یعنی میلیونها نفر دیگر توان خرید حداقلهای تغذیه را ندارند.
سالها گفتند گوشت نخورید، مرغ بخورید.
مرغ گران شد، گفتند تخممرغ بخورید.
تخممرغ هم گران شد.
حالا لبنیات هم از سفرهها در حال حذف شدن است.
سؤال اینجاست:
بعد از لبنیات چه چیزی باقی میماند که هنوز لوکس نشده باشد؟
وقتی حقوق یک کارگر حتی به نیمه ماه نمیرسد، وقتی قیمتها هر روز بالا میرود و دستمزدها جا میمانند، دیگر صحبت از «سبد غذایی» نیست؛
صحبت از بقاست.
جامعهای که در آن شیر و پنیر برای بخشی از مردم آرزو شود، درگیر یک بحران عادی اقتصادی نیست؛
درگیر فروپاشی تدریجی معیشت است.
و دردناکتر از همه این است که مردم هر روز فقیرتر میشوند، اما مسئولان هر روز بیشتر وانمود میکنند که همه چیز عادی است.
@Eterazebazar
📈 آمارهایی که از سفره مردم حرف میزنند
بر اساس دادههای منتشرشده، تورم نقطهبهنقطه برخی کالاهای اساسی به ارقام کمسابقهای رسیده است:
🔹 روغن نباتی: ۴۳۱ درصد
🔹 روغن مایع: ۳۵۳ درصد
🔹 تخممرغ: ۳۴۲ درصد
🔹 مرغ: ۲۸۷ درصد
🔹 برنج خارجی: ۲۲۲ درصد
🔹 سس: ۲۱۵ درصد
🔹 برنج ایرانی: ۱۶۱ درصد
🔹 گوشت گاو و گوساله: ۱۵۷ درصد
این اعداد فقط آمار نیستند.
پشت هر درصد، خانوادهای قرار دارد که خریدش کمتر شده، سفرهاش کوچکتر شده و بخشی از نیازهایش را حذف کرده است.
فاجعه این است که درآمد مردم با این اعداد هیچ نسبتی ندارد.
وقتی کالاهای اساسی بین ۱۵۰ تا ۴۳۰ درصد گران میشوند اما دستمزدها حتی نزدیک این ارقام هم رشد نمیکنند، نتیجه از قبل مشخص است:
حذف تدریجی مواد غذایی از سفره مردم.
جامعهای که مردمش هر روز مجبور شوند از تغذیه، سلامت و نیازهای اولیه خود بزنند، فقط با بحران اقتصادی روبهرو نیست؛
با بحران معیشت و آینده روبهرو است.
@Eterazebazar
بر اساس دادههای منتشرشده، تورم نقطهبهنقطه برخی کالاهای اساسی به ارقام کمسابقهای رسیده است:
🔹 روغن نباتی: ۴۳۱ درصد
🔹 روغن مایع: ۳۵۳ درصد
🔹 تخممرغ: ۳۴۲ درصد
🔹 مرغ: ۲۸۷ درصد
🔹 برنج خارجی: ۲۲۲ درصد
🔹 سس: ۲۱۵ درصد
🔹 برنج ایرانی: ۱۶۱ درصد
🔹 گوشت گاو و گوساله: ۱۵۷ درصد
این اعداد فقط آمار نیستند.
پشت هر درصد، خانوادهای قرار دارد که خریدش کمتر شده، سفرهاش کوچکتر شده و بخشی از نیازهایش را حذف کرده است.
فاجعه این است که درآمد مردم با این اعداد هیچ نسبتی ندارد.
وقتی کالاهای اساسی بین ۱۵۰ تا ۴۳۰ درصد گران میشوند اما دستمزدها حتی نزدیک این ارقام هم رشد نمیکنند، نتیجه از قبل مشخص است:
حذف تدریجی مواد غذایی از سفره مردم.
جامعهای که مردمش هر روز مجبور شوند از تغذیه، سلامت و نیازهای اولیه خود بزنند، فقط با بحران اقتصادی روبهرو نیست؛
با بحران معیشت و آینده روبهرو است.
@Eterazebazar
#ارسالی
بیسکویت را هفته پیش کیلویی ۳۰۰ هزار تومان خریدم؛
امروز همان را ۵۲۰ هزار تومان قیمت میدهند.
قهوه فوری که هفته قبل ۳۲۰ هزار تومان بود،
حالا به ۸۹۰ هزار تومان رسیده است.
مرغ که دیگر از دسترس خیلی از خانوادهها پر کشیده.
تخممرغ دانهای ۲۰ هزار تومان شده.
گوشت گوسفندی از مرز ۲ میلیون تومان گذشته.
شیر و لبنیات هم هر روز گرانتر میشوند؛
پنیر کوچک ۶۰ هزار تومانی، حالا به کالایی تبدیل شده که باید برای خریدش حسابوکتاب کرد.
هر هفته که برای خرید میرویم، انگار وارد کشور دیگری شدهایم.
قیمتها با سرعتی میدوند که درآمد مردم حتی نمیتواند گرد و خاکشان را ببیند.
دیگر بحث رفاه نیست،
بحث تأمین سادهترین نیازهای زندگی است.
خدایا...
مردم هر روز بیشتر از قبل زیر بار این فشار خرد میشوند.
واقعاً تا کجا قرار است این وضعیت ادامه پیدا کند؟
مردم خستهاند،
سفرهها کوچک شدهاند،
و بسیاری از خانوادهها دیگر توان دویدن دنبال این گرانیهای بیپایان را ندارند.
@Eterazebazar
بیسکویت را هفته پیش کیلویی ۳۰۰ هزار تومان خریدم؛
امروز همان را ۵۲۰ هزار تومان قیمت میدهند.
قهوه فوری که هفته قبل ۳۲۰ هزار تومان بود،
حالا به ۸۹۰ هزار تومان رسیده است.
مرغ که دیگر از دسترس خیلی از خانوادهها پر کشیده.
تخممرغ دانهای ۲۰ هزار تومان شده.
گوشت گوسفندی از مرز ۲ میلیون تومان گذشته.
شیر و لبنیات هم هر روز گرانتر میشوند؛
پنیر کوچک ۶۰ هزار تومانی، حالا به کالایی تبدیل شده که باید برای خریدش حسابوکتاب کرد.
هر هفته که برای خرید میرویم، انگار وارد کشور دیگری شدهایم.
قیمتها با سرعتی میدوند که درآمد مردم حتی نمیتواند گرد و خاکشان را ببیند.
دیگر بحث رفاه نیست،
بحث تأمین سادهترین نیازهای زندگی است.
خدایا...
مردم هر روز بیشتر از قبل زیر بار این فشار خرد میشوند.
واقعاً تا کجا قرار است این وضعیت ادامه پیدا کند؟
مردم خستهاند،
سفرهها کوچک شدهاند،
و بسیاری از خانوادهها دیگر توان دویدن دنبال این گرانیهای بیپایان را ندارند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من یک مغازهدارم.
هر روز با قیمتهای جدید از خواب بیدار میشوم.
صبح یک جنس را میخرم، عصر همان جنس قیمت دیگری دارد.
مشتری فکر میکند مغازهدار مقصر است.
صاحبملک فکر میکند ما طلا میفروشیم و هر سال کرایه مغازه را چند برابر میکند.
تأمینکننده میگوید قیمتها بالا رفته.
مشتری میگوید چرا گران میفروشی.
آخرش هم همه فشارها روی مغازهدار خالی میشود.
ما وسط این زنجیره گیر کردهایم؛
نه قیمتها دست ماست،
نه اجارهها،
نه هزینهها.
فقط هر روز باید جواب مردمی را بدهیم که حق دارند از این گرانیها عصبانی باشند.
اما یک سؤال ساده:
مسئول این همه گرانی کیست؟
الو... کسی هست؟
کسی صدای مردم، کسبه، کارگرها و بازاریها را میشنود؟
هر روز قیمتها بالا میرود،
هر روز قدرت خرید مردم کمتر میشود،
هر روز فروش کمتر میشود،
و هر روز هزینههای ما بیشتر.
اداره کردن یک مغازه دیگر شغل نیست؛
جنگیدن روزانه برای بقاست.
مردم ناراضیاند،
کسبه ناراضیاند،
تولیدکننده ناراضی است.
پس بالاخره چه کسی باید پاسخگوی این وضعیت باشد؟
@Eterazebazar
هر روز با قیمتهای جدید از خواب بیدار میشوم.
صبح یک جنس را میخرم، عصر همان جنس قیمت دیگری دارد.
مشتری فکر میکند مغازهدار مقصر است.
صاحبملک فکر میکند ما طلا میفروشیم و هر سال کرایه مغازه را چند برابر میکند.
تأمینکننده میگوید قیمتها بالا رفته.
مشتری میگوید چرا گران میفروشی.
آخرش هم همه فشارها روی مغازهدار خالی میشود.
ما وسط این زنجیره گیر کردهایم؛
نه قیمتها دست ماست،
نه اجارهها،
نه هزینهها.
فقط هر روز باید جواب مردمی را بدهیم که حق دارند از این گرانیها عصبانی باشند.
اما یک سؤال ساده:
مسئول این همه گرانی کیست؟
الو... کسی هست؟
کسی صدای مردم، کسبه، کارگرها و بازاریها را میشنود؟
هر روز قیمتها بالا میرود،
هر روز قدرت خرید مردم کمتر میشود،
هر روز فروش کمتر میشود،
و هر روز هزینههای ما بیشتر.
اداره کردن یک مغازه دیگر شغل نیست؛
جنگیدن روزانه برای بقاست.
مردم ناراضیاند،
کسبه ناراضیاند،
تولیدکننده ناراضی است.
پس بالاخره چه کسی باید پاسخگوی این وضعیت باشد؟
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من یک نانوا هستم.
شغلی که نسل به نسل در خانواده ما چرخیده، امروز به جایی رسیده که بعد از دهها سال کار، به فکر جمع کردن نانوایی افتادهایم.
سالهاست که تصمیمهای اشتباه، هزینههای تولید را بالا برده، اما کسی حاضر نیست واقعیت را ببیند.
وقتی به ادارهها مراجعه میکنیم و میگوییم دخل و خرج نانوایی با هم نمیخواند، جواب میدهند:
«اگر نمیصرفد، جمع کنید.»
وقتی با مردم درد دل میکنیم و از وضعیت میگوییم، بعضیها میگویند:
«اگر نمیصرفد، جمع کنید.»
انگار سادهترین جواب برای هر مشکلی، تعطیل کردن کار و بیکار شدن است.
به خدا قسم، امروز بعضی نانواها از سر اجبار نانوایی را تعطیل کردهاند، نه از سر انتخاب.
از یک طرف مردم ساعتها در صف نان میایستند و از طرف دیگر نانوا زیر بار هزینهها کمرش خم شده است.
چهار تکه نان صنعتی را در یک بسته میگذارند و چند برابر قیمت میفروشند، اما نانوایی سنتی که سه نفر از صبح تا شب پای تنور ایستادهاند، باید برای بقا بجنگد.
مغازهای که میلیاردها تومان سرمایه میخواهد، با چند کارگر و ساعتها کار طاقتفرسا، گاهی درآمدی دارد که با هزینههای روزمره و استهلاک و اجاره و دستمزدها همخوانی ندارد.
فاجعه اینجاست که نه نانوا راضی است، نه مردم.
نانوا از ادامه کار خسته شده،
مردم از صف و گرانی خسته شدهاند،
اما انگار کسی حاضر نیست ریشه مشکلات را ببیند.
وقتی نانوایی، که یکی از پایهایترین مشاغل هر جامعه است، به مرز تعطیلی برسد، باید فهمید که مشکل فقط یک صنف نیست؛
مشکل خیلی عمیقتر از آن چیزی است که در گزارشها نوشته میشود.
@Eterazebazar
شغلی که نسل به نسل در خانواده ما چرخیده، امروز به جایی رسیده که بعد از دهها سال کار، به فکر جمع کردن نانوایی افتادهایم.
سالهاست که تصمیمهای اشتباه، هزینههای تولید را بالا برده، اما کسی حاضر نیست واقعیت را ببیند.
وقتی به ادارهها مراجعه میکنیم و میگوییم دخل و خرج نانوایی با هم نمیخواند، جواب میدهند:
«اگر نمیصرفد، جمع کنید.»
وقتی با مردم درد دل میکنیم و از وضعیت میگوییم، بعضیها میگویند:
«اگر نمیصرفد، جمع کنید.»
انگار سادهترین جواب برای هر مشکلی، تعطیل کردن کار و بیکار شدن است.
به خدا قسم، امروز بعضی نانواها از سر اجبار نانوایی را تعطیل کردهاند، نه از سر انتخاب.
از یک طرف مردم ساعتها در صف نان میایستند و از طرف دیگر نانوا زیر بار هزینهها کمرش خم شده است.
چهار تکه نان صنعتی را در یک بسته میگذارند و چند برابر قیمت میفروشند، اما نانوایی سنتی که سه نفر از صبح تا شب پای تنور ایستادهاند، باید برای بقا بجنگد.
مغازهای که میلیاردها تومان سرمایه میخواهد، با چند کارگر و ساعتها کار طاقتفرسا، گاهی درآمدی دارد که با هزینههای روزمره و استهلاک و اجاره و دستمزدها همخوانی ندارد.
فاجعه اینجاست که نه نانوا راضی است، نه مردم.
نانوا از ادامه کار خسته شده،
مردم از صف و گرانی خسته شدهاند،
اما انگار کسی حاضر نیست ریشه مشکلات را ببیند.
وقتی نانوایی، که یکی از پایهایترین مشاغل هر جامعه است، به مرز تعطیلی برسد، باید فهمید که مشکل فقط یک صنف نیست؛
مشکل خیلی عمیقتر از آن چیزی است که در گزارشها نوشته میشود.
@Eterazebazar
#ارسالی
چند روز پیش یک نفر برای خرید گوشی آمده بود.
قیمت را که شنید، چند ثانیه ساکت ماند.
گفت: «مطمئنی اشتباه نمیکنی؟»
حق داشت.
گلکسی A56 که حدود شش ماه پیش نزدیک ۳۰ میلیون تومان بود، حالا به حدود ۸۵ میلیون تومان رسیده است.
نه یک گوشی لوکس است،
نه پرچمدار،
نه کالای خاص.
فقط یک گوشی میانرده معمولی.
بعد آدم به بقیه وسایل خانه نگاه میکند:
یخچال فریزر دوقلو؛ حدود ۳۰۰ میلیون تومان.
تلویزیون ۶۵ اینچ؛ حدود ۱۵۰ میلیون تومان.
ماشین لباسشویی؛ حدود ۱۶۰ میلیون تومان.
اجاق گاز؛ حدود ۱۵۰ میلیون تومان.
مبل؛ حدود ۳۵۰ میلیون تومان.
جمع همین چند قلم ساده از یک زندگی معمولی، از مرز یک میلیارد تومان گذشته است.
زمانی مردم برای خرید خانه و ماشین آرزو جمع میکردند.
امروز بعضی خانوادهها برای تعویض یک گوشی معمولی یا خرید یک وسیله ضروری خانه باید ماهها و سالها حسابوکتاب کنند.
تلختر از خودِ قیمتها، عادت کردن به آنهاست.
هر بار که عددی چند برابر میشود، چند روزی همه شوکه میشوند؛
بعد کمکم آن قیمت جدید عادی میشود و نوبت گرانی بعدی میرسد.
در این میان فقط یک چیز ثابت مانده:
حقوقها هنوز در دنیای چند سال قبل زندگی میکنند،
اما قیمتها انگار هر روز از آینده خبر میآورند.
@Eterazebazar
چند روز پیش یک نفر برای خرید گوشی آمده بود.
قیمت را که شنید، چند ثانیه ساکت ماند.
گفت: «مطمئنی اشتباه نمیکنی؟»
حق داشت.
گلکسی A56 که حدود شش ماه پیش نزدیک ۳۰ میلیون تومان بود، حالا به حدود ۸۵ میلیون تومان رسیده است.
نه یک گوشی لوکس است،
نه پرچمدار،
نه کالای خاص.
فقط یک گوشی میانرده معمولی.
بعد آدم به بقیه وسایل خانه نگاه میکند:
یخچال فریزر دوقلو؛ حدود ۳۰۰ میلیون تومان.
تلویزیون ۶۵ اینچ؛ حدود ۱۵۰ میلیون تومان.
ماشین لباسشویی؛ حدود ۱۶۰ میلیون تومان.
اجاق گاز؛ حدود ۱۵۰ میلیون تومان.
مبل؛ حدود ۳۵۰ میلیون تومان.
جمع همین چند قلم ساده از یک زندگی معمولی، از مرز یک میلیارد تومان گذشته است.
زمانی مردم برای خرید خانه و ماشین آرزو جمع میکردند.
امروز بعضی خانوادهها برای تعویض یک گوشی معمولی یا خرید یک وسیله ضروری خانه باید ماهها و سالها حسابوکتاب کنند.
تلختر از خودِ قیمتها، عادت کردن به آنهاست.
هر بار که عددی چند برابر میشود، چند روزی همه شوکه میشوند؛
بعد کمکم آن قیمت جدید عادی میشود و نوبت گرانی بعدی میرسد.
در این میان فقط یک چیز ثابت مانده:
حقوقها هنوز در دنیای چند سال قبل زندگی میکنند،
اما قیمتها انگار هر روز از آینده خبر میآورند.
@Eterazebazar
چند ماه پیش اگر کسی برای خرید گوشی به بازار میآمد، حداقل قیمت میپرسید.
حالا خیلیها فقط ویترینها را نگاه میکنند و میروند.
فروشنده قیمت را میگوید،
مشتری لبخند تلخی میزند و میگوید:
«فعلاً صبر میکنم...»
این روزها در بازار موبایل بیشتر از صدای خرید و فروش، صدای تردید شنیده میشود.
گوشیهایی که تا همین چند ماه پیش برای طبقه متوسط قابل خرید بودند، حالا به کالاهایی تبدیل شدهاند که خیلیها فقط قیمتشان را دنبال میکنند.
از آن طرف فروشنده هم خیال راحتی ندارد.
امروز جنسی را میفروشد، اما نمیداند فردا همان کالا را با چه قیمتی باید جایگزین کند.
نتیجه این شده که نه خریدار جرأت خرید دارد،
نه فروشنده اطمینان فروش.
بازار در وضعیتی قرار گرفته که همه منتظرند؛
مشتری منتظر ارزان شدن،
فروشنده منتظر ثبات،
و هر دو نگران گرانی بعدی.
رکود فقط وقتی نیست که مغازهها بسته باشند.
رکود یعنی بازار باز باشد،
چراغها روشن باشند،
ویترینها پر باشند،
اما مشتریها فقط نگاه کنند و عبور کنند.
این روزها بازار موبایل دقیقاً همین تصویر را دارد.
@Eterazebazar
حالا خیلیها فقط ویترینها را نگاه میکنند و میروند.
فروشنده قیمت را میگوید،
مشتری لبخند تلخی میزند و میگوید:
«فعلاً صبر میکنم...»
این روزها در بازار موبایل بیشتر از صدای خرید و فروش، صدای تردید شنیده میشود.
گوشیهایی که تا همین چند ماه پیش برای طبقه متوسط قابل خرید بودند، حالا به کالاهایی تبدیل شدهاند که خیلیها فقط قیمتشان را دنبال میکنند.
از آن طرف فروشنده هم خیال راحتی ندارد.
امروز جنسی را میفروشد، اما نمیداند فردا همان کالا را با چه قیمتی باید جایگزین کند.
نتیجه این شده که نه خریدار جرأت خرید دارد،
نه فروشنده اطمینان فروش.
بازار در وضعیتی قرار گرفته که همه منتظرند؛
مشتری منتظر ارزان شدن،
فروشنده منتظر ثبات،
و هر دو نگران گرانی بعدی.
رکود فقط وقتی نیست که مغازهها بسته باشند.
رکود یعنی بازار باز باشد،
چراغها روشن باشند،
ویترینها پر باشند،
اما مشتریها فقط نگاه کنند و عبور کنند.
این روزها بازار موبایل دقیقاً همین تصویر را دارد.
@Eterazebazar
چند عدد کنار هم بگذاریم:
📱 گلکسی A56
پارسال: ۲۹ میلیون تومان
امسال: ۸۵ میلیون تومان
📱 ردمی نوت ۱۴
پارسال: ۱۵ میلیون تومان
امسال: ۴۴ میلیون تومان
🍎 آیفون ۱۶
پارسال: ۸۰ میلیون تومان
امسال: ۲۰۰ میلیون تومان
💻 مکبوک ایر M4
پارسال: ۸۰ میلیون تومان
امسال: ۱۷۵ میلیون تومان
حالا برویم سراغ حقوق:
👷♂️ حداقل دستمزد نیروی کار ساده
پارسال: حدود ۱۲ میلیون تومان
امسال: حدود ۱۶ میلیون تومان
یعنی در حالی که بسیاری از کالاهای دیجیتال بین دو تا سه برابر شدهاند، حقوقها فقط چند میلیون تومان افزایش پیدا کردهاند.
نتیجه را میشود از یک سؤال ساده فهمید:
پارسال یک کارگر با حدود دو ماه و نیم حقوق میتوانست یک گوشی میانرده بخرد.
امروز برای همان گوشی باید بیش از پنج ماه حقوق کنار بگذارد؛ آن هم اگر در این مدت هیچ خرج دیگری نداشته باشد.
مشکل فقط گرانی موبایل نیست.
مشکل این است که سرعت رشد قیمتها از زندگی مردم جلو زده است.
امروز بسیاری از کالاهایی که زمانی عادی محسوب میشدند، آرامآرام از دسترس طبقه متوسط و کارگری خارج میشوند.
وقتی حقوق یک ماه کار، به زحمت خرج چند روز زندگی را پوشش میدهد، دیگر مردم قیمتها را با تومان حساب نمیکنند؛
با ماههای عمرشان حساب میکنند.
@Eterazebazar
📱 گلکسی A56
پارسال: ۲۹ میلیون تومان
امسال: ۸۵ میلیون تومان
📱 ردمی نوت ۱۴
پارسال: ۱۵ میلیون تومان
امسال: ۴۴ میلیون تومان
🍎 آیفون ۱۶
پارسال: ۸۰ میلیون تومان
امسال: ۲۰۰ میلیون تومان
💻 مکبوک ایر M4
پارسال: ۸۰ میلیون تومان
امسال: ۱۷۵ میلیون تومان
حالا برویم سراغ حقوق:
👷♂️ حداقل دستمزد نیروی کار ساده
پارسال: حدود ۱۲ میلیون تومان
امسال: حدود ۱۶ میلیون تومان
یعنی در حالی که بسیاری از کالاهای دیجیتال بین دو تا سه برابر شدهاند، حقوقها فقط چند میلیون تومان افزایش پیدا کردهاند.
نتیجه را میشود از یک سؤال ساده فهمید:
پارسال یک کارگر با حدود دو ماه و نیم حقوق میتوانست یک گوشی میانرده بخرد.
امروز برای همان گوشی باید بیش از پنج ماه حقوق کنار بگذارد؛ آن هم اگر در این مدت هیچ خرج دیگری نداشته باشد.
مشکل فقط گرانی موبایل نیست.
مشکل این است که سرعت رشد قیمتها از زندگی مردم جلو زده است.
امروز بسیاری از کالاهایی که زمانی عادی محسوب میشدند، آرامآرام از دسترس طبقه متوسط و کارگری خارج میشوند.
وقتی حقوق یک ماه کار، به زحمت خرج چند روز زندگی را پوشش میدهد، دیگر مردم قیمتها را با تومان حساب نمیکنند؛
با ماههای عمرشان حساب میکنند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنگ چه تأثیری روی بازار گذاشته
اثرش را میشود در تکتک مغازهها، بازارها و سفرههای مردم دید.
موبایلفروش میگوید مشتری نیست.
بنکدار میگوید نمیدانم فردا جنس را با چه قیمتی جایگزین کنم.
نانوا از هزینهها مینالد.
راننده از لاستیک و قطعات.
کشاورز از قیمت خرید محصولش.
بازاری از رکود.
صنعتگر از مواد اولیه.
هتلدار از نبود مسافر.
مردم هم از قیمتهایی که هر روز از دیروز دورتر میشوند.
این روزها کافی است چند دقیقه پای درد دل هر کاسبی بنشینی؛
تقریباً همه یک حرف مشترک دارند:
«نه میدانیم چه چیزی بیاوریم، نه میدانیم با چه قیمتی بفروشیم.»
وقتی آینده نامعلوم باشد، خریدار دست نگه میدارد.
وقتی خریدار دست نگه دارد، فروش کم میشود.
وقتی فروش کم شود، تولیدکننده آسیب میبیند.
وقتی تولیدکننده آسیب ببیند، کارگر و کارمند هم آسیب میبینند.
و در نهایت، کل اقتصاد وارد چرخهای از رکود، گرانی و بیاعتمادی میشود.
امروز مسئله فقط یک صنف یا یک بازار نیست.
از بازار موبایل تا پوشاک،
از مصالح ساختمانی تا مواد غذایی،
از حملونقل تا گردشگری،
تقریباً همه از یک درد مشترک حرف میزنند:
هزینهها با سرعت بالا میروند،
اما توان خرید مردم هر روز کمتر میشود.
اقتصاد زمانی نفس میکشد که مردم بتوانند با اطمینان خرید کنند، سرمایهگذاری کنند و برای آینده برنامه داشته باشند.
اما وقتی همه منتظر فردایی نامعلوم باشند،
بازار باز است، چراغها روشن است، ویترینها پر است؛
ولی خرید و فروش جان ندارد.
و این همان چیزی است که امروز در بسیاری از بازارهای کشور دیده میشود.
@Eterazebazar
اثرش را میشود در تکتک مغازهها، بازارها و سفرههای مردم دید.
موبایلفروش میگوید مشتری نیست.
بنکدار میگوید نمیدانم فردا جنس را با چه قیمتی جایگزین کنم.
نانوا از هزینهها مینالد.
راننده از لاستیک و قطعات.
کشاورز از قیمت خرید محصولش.
بازاری از رکود.
صنعتگر از مواد اولیه.
هتلدار از نبود مسافر.
مردم هم از قیمتهایی که هر روز از دیروز دورتر میشوند.
این روزها کافی است چند دقیقه پای درد دل هر کاسبی بنشینی؛
تقریباً همه یک حرف مشترک دارند:
«نه میدانیم چه چیزی بیاوریم، نه میدانیم با چه قیمتی بفروشیم.»
وقتی آینده نامعلوم باشد، خریدار دست نگه میدارد.
وقتی خریدار دست نگه دارد، فروش کم میشود.
وقتی فروش کم شود، تولیدکننده آسیب میبیند.
وقتی تولیدکننده آسیب ببیند، کارگر و کارمند هم آسیب میبینند.
و در نهایت، کل اقتصاد وارد چرخهای از رکود، گرانی و بیاعتمادی میشود.
امروز مسئله فقط یک صنف یا یک بازار نیست.
از بازار موبایل تا پوشاک،
از مصالح ساختمانی تا مواد غذایی،
از حملونقل تا گردشگری،
تقریباً همه از یک درد مشترک حرف میزنند:
هزینهها با سرعت بالا میروند،
اما توان خرید مردم هر روز کمتر میشود.
اقتصاد زمانی نفس میکشد که مردم بتوانند با اطمینان خرید کنند، سرمایهگذاری کنند و برای آینده برنامه داشته باشند.
اما وقتی همه منتظر فردایی نامعلوم باشند،
بازار باز است، چراغها روشن است، ویترینها پر است؛
ولی خرید و فروش جان ندارد.
و این همان چیزی است که امروز در بسیاری از بازارهای کشور دیده میشود.
@Eterazebazar
📊 گزارش قیمت کالاهای اساسی | رصد بازار و سبد معیشت
شنبه - ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
🔹 مرغ: ۴۷۰ هزار تومان
🔹 برنج طارم اعلا: ۵۶۲ هزار تومان
🔹 روغن نیمهجامد ۵ کیلویی: ۲ میلیون و ۸۵۰ هزار تومان
🔹 تخممرغ (هر شانه): ۵۴۰ هزار تومان
🔹 گوشت گوساله: ۱ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان
🔹 گوشت گوسفندی: ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان
🔹 ماکارونی: ۶۵ هزار تومان
🔹 رب: ۱۶۵ هزار تومان
🔹 ماست دبهای ۲ کیلویی: ۲۶۰ هزار تومان
🔹 شیر پرچرب یک لیتری: ۱۵۵ هزار تومان
🔹 نوشابه خانواده: ۱۲۰ هزار تومان
🔹 کره ۲۵۰ گرمی: ۲۷۵ هزار تومان
🔹 لپه: ۵۶۵ هزار تومان
🔹 نخود: ۵۶۰ هزار تومان
🔹 لوبیا چیتی: ۵۲۰ هزار تومان
🔹 پیاز: ۴۴ هزار تومان
🔹 سیبزمینی: ۴۷ هزار تومان
🔹 گوجهفرنگی: ۴۵ هزار تومان
اینها حداقل قیمتهای بازار هستند؛
قیمتهایی که در بسیاری از فروشگاهها و محلهها بالاتر از این ارقام دیده میشوند.
سالهاست که از مردم خواسته میشود صبر کنند؛
اما سفرهای که هر ماه کوچکتر میشود، با صبر پر نمیشود.
@Eterazebazar
شنبه - ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
🔹 مرغ: ۴۷۰ هزار تومان
🔹 برنج طارم اعلا: ۵۶۲ هزار تومان
🔹 روغن نیمهجامد ۵ کیلویی: ۲ میلیون و ۸۵۰ هزار تومان
🔹 تخممرغ (هر شانه): ۵۴۰ هزار تومان
🔹 گوشت گوساله: ۱ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان
🔹 گوشت گوسفندی: ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان
🔹 ماکارونی: ۶۵ هزار تومان
🔹 رب: ۱۶۵ هزار تومان
🔹 ماست دبهای ۲ کیلویی: ۲۶۰ هزار تومان
🔹 شیر پرچرب یک لیتری: ۱۵۵ هزار تومان
🔹 نوشابه خانواده: ۱۲۰ هزار تومان
🔹 کره ۲۵۰ گرمی: ۲۷۵ هزار تومان
🔹 لپه: ۵۶۵ هزار تومان
🔹 نخود: ۵۶۰ هزار تومان
🔹 لوبیا چیتی: ۵۲۰ هزار تومان
🔹 پیاز: ۴۴ هزار تومان
🔹 سیبزمینی: ۴۷ هزار تومان
🔹 گوجهفرنگی: ۴۵ هزار تومان
اینها حداقل قیمتهای بازار هستند؛
قیمتهایی که در بسیاری از فروشگاهها و محلهها بالاتر از این ارقام دیده میشوند.
سالهاست که از مردم خواسته میشود صبر کنند؛
اما سفرهای که هر ماه کوچکتر میشود، با صبر پر نمیشود.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کافی است قیمتهای اسفند را کنار قیمتهای خرداد بگذارید.
انگار چند سال گذشته، نه چند ماه.
هر کدام را که نگاه میکنی، عددهای جدیدی میبینی که چند ماه پیش باورش سخت بود.
بعضی شبها آدم به فهرست قیمتها نگاه میکند و از خودش میپرسد:
اگر فقط در چند ماه اینقدر تغییر کرده، چند ماه بعد چه خواهد شد؟
خدایا...
هیچ پدر و مادری را شرمنده خانوادهاش نکن.
صبر مردم بیانتها نیست.
جامعهای که هر روز از رفاه، امنیت اقتصادی و امیدش کم شود، دیر یا زود پاسخ میخواهد؛
نه با شعار، نه با وعده، بلکه با نتیجه.
@Eterazebazar
انگار چند سال گذشته، نه چند ماه.
هر کدام را که نگاه میکنی، عددهای جدیدی میبینی که چند ماه پیش باورش سخت بود.
بعضی شبها آدم به فهرست قیمتها نگاه میکند و از خودش میپرسد:
اگر فقط در چند ماه اینقدر تغییر کرده، چند ماه بعد چه خواهد شد؟
خدایا...
هیچ پدر و مادری را شرمنده خانوادهاش نکن.
صبر مردم بیانتها نیست.
جامعهای که هر روز از رفاه، امنیت اقتصادی و امیدش کم شود، دیر یا زود پاسخ میخواهد؛
نه با شعار، نه با وعده، بلکه با نتیجه.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کافی است قیمتهای اسفند را کنار قیمتهای خرداد بگذارید.
انگار چند سال گذشته، نه چند ماه.
هر کدام را که نگاه میکنی، عددهای جدیدی میبینی که چند ماه پیش باورش سخت بود.
بعضی شبها آدم به فهرست قیمتها نگاه میکند و از خودش میپرسد:
اگر فقط در چند ماه اینقدر تغییر کرده، چند ماه بعد چه خواهد شد؟
خدایا...
هیچ پدر و مادری را شرمنده خانوادهاش نکن.
صبر مردم بیانتها نیست.
جامعهای که هر روز از رفاه، امنیت اقتصادی و امیدش کم شود، دیر یا زود پاسخ میخواهد؛
نه با شعار، نه با وعده، بلکه با نتیجه.
@Eterazebazar
انگار چند سال گذشته، نه چند ماه.
هر کدام را که نگاه میکنی، عددهای جدیدی میبینی که چند ماه پیش باورش سخت بود.
بعضی شبها آدم به فهرست قیمتها نگاه میکند و از خودش میپرسد:
اگر فقط در چند ماه اینقدر تغییر کرده، چند ماه بعد چه خواهد شد؟
خدایا...
هیچ پدر و مادری را شرمنده خانوادهاش نکن.
صبر مردم بیانتها نیست.
جامعهای که هر روز از رفاه، امنیت اقتصادی و امیدش کم شود، دیر یا زود پاسخ میخواهد؛
نه با شعار، نه با وعده، بلکه با نتیجه.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍 ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
تجمع اعتراضی دانشآموزان در شهرهای مختلف کشور
دانشآموزان با برگزاری تجمعات اعتراضی، مخالفت خود را با تأثیر قطعی معدل در کنکور و نحوه اجرای قوانین مرتبط با سوابق تحصیلی اعلام کردند.
اعتراضات امروز نشان داد که این مطالبه همچنان برای بخش قابل توجهی از دانشآموزان، موضوعی جدی و حلنشده است.
@Eterazebazar
تجمع اعتراضی دانشآموزان در شهرهای مختلف کشور
دانشآموزان با برگزاری تجمعات اعتراضی، مخالفت خود را با تأثیر قطعی معدل در کنکور و نحوه اجرای قوانین مرتبط با سوابق تحصیلی اعلام کردند.
اعتراضات امروز نشان داد که این مطالبه همچنان برای بخش قابل توجهی از دانشآموزان، موضوعی جدی و حلنشده است.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍 کرمانشاه | ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
امروز جمعی از دانشآموزان کرمانشاه در اعتراض به تأثیر قطعی معدل و تغییرات مداوم قوانین آموزشی، صدای اعتراض خود را بلند کردند.
«عدالتی ندیدیم، وعده زیاد شنیدیم»
@Eterazebazar
امروز جمعی از دانشآموزان کرمانشاه در اعتراض به تأثیر قطعی معدل و تغییرات مداوم قوانین آموزشی، صدای اعتراض خود را بلند کردند.
«عدالتی ندیدیم، وعده زیاد شنیدیم»
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍 تهران | ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
در ادامه اعتراضات دانشآموزی نسبت به تأثیر قطعی معدل
«نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم»
@Eterazebazar
در ادامه اعتراضات دانشآموزی نسبت به تأثیر قطعی معدل
«نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم»
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍 استان مرکزی | ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دانشآموزان معترض امروز با یک پیام روشن به خیابان آمدند:
«عدالت آموزشی با بخشنامه و وعده ساخته نمیشود.»
نسل حاضر دیگر فقط توضیح وعده و...نمیخواهد؛
پاسخ میخواهد.
@Eterazebazar
دانشآموزان معترض امروز با یک پیام روشن به خیابان آمدند:
«عدالت آموزشی با بخشنامه و وعده ساخته نمیشود.»
نسل حاضر دیگر فقط توضیح وعده و...نمیخواهد؛
پاسخ میخواهد.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍 خرمآباد | ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دانشآموزان خرمآباد هم به جمع معترضان پیوستند.
نسلی که سالها وعده شنیده، حالا پاسخ میخواهد؛
نه وعدهای دیگر.
@Eterazebazar
دانشآموزان خرمآباد هم به جمع معترضان پیوستند.
نسلی که سالها وعده شنیده، حالا پاسخ میخواهد؛
نه وعدهای دیگر.
@Eterazebazar