اعتراض مدنی بازار
19.4K subscribers
73K photos
47.4K videos
166 files
577 links
ارتباط با مدیران کانال:
@Hossen13320
@mehdi_sarraf
@javaherian59
@hosseinKashani4 ادمین ورزش
کانال: https://t.me/Eterazebazar
این کانال وابسته به هیچ جریان سیاسی نیست،
نه «شاه» و نه «شیخ ، صدای بازاریم»

توئیتر: https://twitter.com/EterazB
Download Telegram
اعتراض مدنی بازار
عده زیادی از مردم بدلیل بیکاری وابسته به همین شندرغاز کالابرگ هستند . حالا چند روزه پشت شیشه خیلی از مغازه ها و فروشگاههای بزرگ اعلام به قطع سیستم تا اطلاع ثانوی شده . دلیل : عدم پرداخت و تسویه بدهی دولت به صاحبان کسب و‌کار و مراکز طرف قرارداد با کالابرگ…
#ارسالی
یک سؤال ساده؛ اگر امروز پزشکیان استعفا بدهد، آیا فردا اقتصاد درست می‌شود؟

همین حرف‌ها را زمان دولت رئیسی هم می‌زدند؛ انگار با رفتن یک رئیس‌جمهور، همه مشکلات حل می‌شود. اما مسئله فقط یک فرد نیست. وقتی مشکل را ساختاری می‌دانید، طبیعی است که با جابه‌جایی یک نفر، انتظار تغییر اساسی نداشته باشید.

اگر رأس یک ساختار دچار فساد، ناکارآمدی یا ضعف در حکمرانی باشد، این وضعیت به لایه‌های پایین‌تر هم سرایت می‌کند. همان ضرب‌المثل معروف که «ماهی از سر گنده گردد، نی ز دُم».

از طرف دیگر، سال‌ها مردم را به اخلاق، قناعت و پرهیز از فساد دعوت کرده‌اند، اما هر بار که پرونده‌های بزرگ فساد و اختلاس رسانه‌ای می‌شود، نام کسانی مطرح است که خود را مدافع ارزش‌ها و دینداری معرفی می‌کردند.

@Eterazebazar
از خرید تا خرید؛ پنیر در ۲۰ روز ۲۸ هزار تومان گران‌تر شد

فاصله بین دو خرید، فقط ۲۰ روز بود؛ اما قیمت همین پنیر از ۲۹۸ هزار تومان به ۳۲۶ هزار تومان رسید. محصولی که سال گذشته با قیمتی حدود ۸۰ تا ۱۰۰ هزار تومان فروخته می‌شد، امروز به یکی از کالاهای گران سبد خانوار تبدیل شده است.
این فقط یک قلم کالا نیست؛ افزایش قیمت به سایر محصولات لبنی نیز سرایت کرده و هر بار خرید، با قیمت‌های جدید و سنگین‌تری همراه است.
در حالی که سفره مردم هر روز کوچک‌تر می‌شود!
از سوی دیگر، دولت ماه‌هاست از افزایش اعتبار کالابرگ و حمایت از اقشار کم‌درآمد سخن می‌گوید، اما این وعده همچنان به تعویق افتاده است.ولی وعده‌ها ثابت مانده‌اند، اما قیمت‌ها تقریباً هر روز رکورد تازه‌ای ثبت می‌کنند.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فریاد یک راننده از مرز استیصال؛ «سه ماه است اجاره خانه نداده‌ام، اگر مقصری می‌خواهید، من را اعدام کنید»

«سه ماه است اجاره خانه‌ام را نداده‌ام. با هزار بدبختی کار می‌کنم، اما دیگر از پس زندگی برنمی‌آیم.»
این‌ها حرف‌های یک راننده است؛ مردی که می‌گوید سال‌ها کار کرده، دستش را جلوی کسی دراز نکرده، اما فشار گرانی و هزینه‌های زندگی او را به مرز فروپاشی رسانده است.
او در اوج خشم و درماندگی، با زبانی کنایه‌آمیز، مسئولیت همه اتفاقات را بر عهده می‌گیرد و خطاب به نهادهای نظامی و امنیتی می‌گوید: «اگر دنبال مقصر می‌گردید، من را اعدام کنید.»
در بخش دیگری از سخنانش می‌گوید: «مردم بریده‌اند؛ دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند.» او همچنین در پاسخ به کسانی که از او انتظار تمجید از مسئولان دارند، می‌گوید احترامش برای کسی است که نان بر سفره‌اش آورده، نه برای کسی که سفره‌اش را کوچک‌تر کرده است.
این فقط فریاد یک راننده نیست؛ صدای خشم و استیصال مردمی است که زیر بار تورم، گرانی و بحران معیشت، هر روز بیشتر به مرز ناامیدی رانده می‌شوند؛ جایی که احساس می‌کنند دیگر حتی امیدی برای ادامه زندگی آبرومندانه باقی نمانده است.

@Eterazebaz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«چند موشک، چند روز هیجان؛ اما سفره مردم همچنان زیر بار گرانی له می‌شود»

هر بار که فشار افکار عمومی بر سر اقتصاد و معیشت افزایش پیدا می‌کند، بحران دیگری همه نگاه‌ها را از این مطالبات منحرف می‌کند؟
در حالی که طی دو روز گذشته، اخبار جنگ و تنش‌های نظامی دوباره به صدر خبرها بازگشته، یک سؤال جدی همچنان بی‌پاسخ مانده است: آیا بار دیگر قرار است درست کردن بحران جنگ، جای پاسخگویی به بحران اقتصادی را بگیرد؟

مدتی پیش این ویدیو با عنوان «هزینه تلخ یک اقتصاد فلج» منتشر شد؛ روایت تولیدکننده‌ای که می‌گفت هزینه تولید از قیمت فروش پیشی گرفته، تولید دیگر صرفه اقتصادی ندارد و مردم حتی توان خرید ابتدایی‌ترین کالاهای مورد نیاز خود را از دست داده‌اند. او از اقتصادی سخن می‌گفت که در آن نه تولیدکننده توان ادامه کار دارد و نه مصرف‌کننده قدرت خرید.
اما حالا با بازگشت اخبار جنگ، انگار دوباره همه آن مشکلات به حاشیه رانده شده‌اند؛ همان تورم، همان گرانی، همان سقوط ارزش پول ملی، همان تعطیلی کسب‌وکارها، همان اجاره‌های کمرشکن و همان سفره‌هایی که هر روز کوچک‌تر می‌شوند.

اگر هر بار با شکل‌گیری یک بحران جدید، تمام توجه‌ها از اقتصاد و معیشت مردم منحرف شود، آیا بحران‌ها جایگزین پاسخگویی شده‌اند؟
آیا چند موشک و چند روز فضای جنگی می‌تواند جای پاسخ به مشکلاتی را بگیرد که سال‌هاست زندگی مردم را فلج کرده است؟
واقعیت این است که جنگ، اگر هم تیتر اول رسانه‌ها باشد، گرانی همچنان تیتر اول زندگی مردم است. خانواده‌ای که توان خرید نان، برنج یا لبنیات را ندارد، با تغییر تیتر خبرها، سفره‌اش رنگین‌تر نمی‌شود.

@Eterazebazar
#ارسالی
«برای نمایش میلیاردها هزینه می‌کنید، اما من برای چند میلیون تومان مانده‌ام»

«هر چقدر می‌خواهید خرج کنید؛ ۷۰۰ میلیارد، ۱۰ هزار میلیارد یا هر مبلغی که دلتان می‌خواهد. برای مراسم و نمایش‌ها پول هست، اما من برای یک میلیون، پنج میلیون یا ۱۰ میلیون تومان درمانده‌ام.
من هم انسانم. من هم زندگی دارم. من هم خانواده دارم. هر روز کار می‌کنم، تلاش می‌کنم، اما آخرش چیزی برایم نمی‌ماند. زمانی آرزویم داشتن خانه، ماشین یا یک زندگی معمولی بود؛ امروز آرزویم فقط این است که بتوانم شکمم را سیر کنم.
شما برای برنامه‌ها و نمایش‌های بزرگ هزینه می‌کنید، اما ما برای هزینه‌های کوچک زندگی مانده‌ایم. ما نه حیوان هستیم و نه عدد و آمار؛ ما همین مردمی هستیم که سال‌ها کار کرده‌ایم و امروز برای ابتدایی‌ترین نیازهایمان گرفتار شده‌ایم.
سؤال من این است: سهم ما از این همه هزینه و ثروت کجاست؟ چرا برای نمایش‌ها توان پرداخت هست، اما برای زندگی مردم همیشه پاسخ، کمبود بودجه و صبر کردن است؟»

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بحران اعتماد به بانک ملی؛ کاسب‌ها می‌گویند چک‌ها دیگر در بازار اعتبار ندارند

«من یک کاسب بازار هستم. از امروز چک بانک ملی برای ما هم دیگر اعتبار ندارد؛ ورودی دارد اما خروجی ندارد. روی درِ بانک نوشته‌اند هیچ خدماتی نداریم. انگار کسی فکر نمی‌کند ما با همین حساب‌ها، چک‌ها و تراکنش‌ها زندگی و کسب‌وکارمان را می‌چرخانیم.»
«۲۰ سال است با بانک ملی کار می‌کنم، اما حالا چک‌های این بانک در بازار پذیرفته نمی‌شود و فروشنده‌ها حاضر نیستند آن را قبول کنند.»
با وجود گذشت مدت طولانی، برخی واریزی‌های کارت‌به‌کارت او به حسابش ننشسته و چک‌هایی که از مشتریان دریافت کرده نیز به دلیل مشکلات بانکی وصول نشده‌اند.
خیلی راحت می‌گویند کاری از دست ما برنمی‌آید.

@Eterazebazar
#ارسالی
پرسش از مسئولیت؛ وقتی وعده‌ها با واقعیت فاصله می‌گیرند

هیچکدام از روسای جمهور ایران تاکنون بدلیل عدم توانایی در اداره امور یا عدم توانایی تغییر ساختار استعفا نکرده اند و دلیلش همین جمله بوده ؛ با رفتن من آیا وضع بهترمیشود؟ مسلما خیر .

استعفای آقای پزشکیان و دولت وی در پاسخ به عدم توانایی در تحقق شعار عدالت خواهی و حل مشکلات است ایشان در شعارهای انتخاباتی یکروز گردنشان را گرو گذاشتند ؛ یکروز پرچم عدالت علی بدست گرفتند و مرتب از نهج البلاغه برای مردم روضه خواندند ، یکروز همه مسئولیت گرانی و تورم را به گردن دولت انداختند ( شعارهای انتخاباتی ) . و حالا اصرار دارند پای کار تا آخر خواهند ایستاد !!! براستی پای کدام کار ؟ تحقق کدام شعار ؟ اصلا ایشان واقعا کجای کار هستند ؟؟؟ !!!!

@Eterazebazar
«برای مراسم پول هست؛ برای حق گندم‌کاران نه؟»


سه ماه از تحویل گندم کشاورزان گذشته، اما بسیاری از گندم‌کاران هنوز موفق به دریافت کامل مطالبات خود نشده‌اند. آنها هر روز با وعده‌های جدید برای پرداخت روبه‌رو می‌شوند، اما انتظارشان همچنان ادامه دارد.

پرداخت‌های قطره‌چکانی، نه‌تنها مشکلات معیشتی کشاورزان را حل نکرده، بلکه بسیاری از آنها را برای تأمین هزینه‌های زندگی، خرید نهاده‌های کشاورزی و آماده‌سازی فصل بعد با بحران مواجه کرده است. کشاورزی که محصول خود را به موقع تحویل داده، انتظار دارد بهای آن نیز بدون تأخیر پرداخت شود؛ این یک مطالبه طبیعی و حق قانونی اوست.

در همین حال، پرسش بسیاری از کشاورزان این است که چگونه برای برگزاری مراسم و برنامه‌های پرهزینه منابع مالی فراهم می‌شود، اما برای پرداخت به‌موقع حق تولیدکنندگانی که امنیت غذایی کشور را تأمین می‌کنند، ماه‌ها تأخیر وجود دارد؟

وزارت جهاد کشاورزی ماه‌هاست جز وعده و تکرار مکررات، پاسخی به کشاورزان نداده است. اگر قرار نیست حق گندم‌کاران را بگیرد، اساساً این وزارتخانه چه گرهی از کار کشاورزان باز می‌کند؟

@Eterazebazar
گندم را تحویل می‌گیرند، پولش را نه!

دولت گندم کشاورز را تحویل می‌گیرد، اما ماه‌ها پولش را پرداخت نمی‌کند. نتیجه روشن است؛ کشاورزی که برای خرج زندگی و کشت بعدی پول لازم دارد، ناچار می‌شود محصولش را به دلال بفروشد و سود اصلی به جیب واسطه‌ها برود.
کشاورزان می‌گویند هنگام تحویل محصول، ده‌ها شرط و سختگیری وجود دارد، اما وقتی نوبت پرداخت مطالبات می‌رسد، فقط وعده و امروز و فردا تحویلشان می‌دهند.

اگر دولت توان پرداخت به‌موقع حق گندم‌کار را ندارد، چرا محصول او را تحویل می‌گیرد؟ چرا هزینه بی‌کفایتی باید از جیب کشاورزی پرداخت شود که امنیت غذایی کشور را تأمین می‌کند؟

@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
از اوج قدرت تا تابوت؛ پایان مردی که نزدیک به چهار دهه بر بعنوان "ولایت مطلقه فقیه حکومت کرد مردی که هشت سال رئیس‌جمهور بود بعد هم حدود ۳۷ سال بعنوان "ولایت مطلقه فقیه بر ایران حکومت کرد "دشمن" واژه مورد علاقه او بودخودش گفته بود: «واقعا باید خون گریست بر…
۱۸ تیر؛ روزی که تاریخ فراموش نکرد

امروز، ۱۸ تیر، یادآور یکی از ماندگارترین و تلخ‌ترین روزهای تاریخ معاصر ایران است؛ روزی که در سال ۱۳۷۸، کوی دانشگاه تهران به صحنه سرکوب اعتراضات دانشجویی تبدیل شد. اعتراضی که با مطالباتی چون آزادی، قانون‌گرایی و حقوق شهروندی آغاز شد، اما با خشونت پاسخ گرفت و به نقطه عطفی در تاریخ جنبش دانشجویی ایران بدل شد.

بیست‌وهفت سال گذشته است، اما ۱۸ تیر تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ نمادی از مطالبه‌گری، آزادی اندیشه و هزینه‌ای است که بسیاری برای بیان خواسته‌های خود پرداختند. تاریخ، برخلاف روایت‌های رسمی، با حافظه مردم زنده می‌ماند.

در سال‌های پس از آن نیز، اعتراضات ۱۳۸۸، دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، خیزش ۱۴۰۱ و اعتراضات سال ۱۴۰۴، هر یک فصل دیگری از رویارویی جامعه با حاکمیت را رقم زدند. در تمام این سال‌ها، موضوعاتی مانند سرکوب اعتراضات، بازداشت‌ها، صدور احکام اعدام و محدودیت‌های گسترده بر آزادی‌های مدنی، همواره از محورهای اصلی اعتراضات به حکومت بوده است.
برگزاری نمایش دفن دیکتاتور ۱۸ تیر ۱۴۰۵ شد ،نکته قابل‌توجه در زمان‌بندی این مراسم، هم‌زمانی آن با ۱۸ تیر است. بر اساس اعلام رسمی، مراسم دفن در ۱۸ تیر ۱۴۰۵ برگزار می‌شود؛ درست ۲۷ سال پس از وقایع ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و حمله به کوی دانشگاه تهران.
این تقارن تنها یک هم‌زمانی تقویمی نیست؛ بلکه یادآور چرخه‌ای تاریخی است که آغاز یکی از مهم‌ترین فصل‌های اعتراضات دانشجویی را با پایان یک دوره دیکتاتوری در یک روز از تقویم به هم پیوند می‌زند. با وجود تمام تلاش‌های چندماهه برای طراحی و مهندسی این مراسم، این هم‌زمانی تاریخی همچنان پابرجاست؛ تقارنی که برای معنایی فراتر از یک تاریخ در تقویم پیدا کرده است !
تاریخ را نه مراسم‌های پرهزینه می‌نویسند، نه روایت‌های رسمی و نه تبلیغات حکومتی؛ تاریخ را حافظه مردم، واقعیت زندگی آنان و رخدادهایی می‌نویسد که هرگز از ذهن یک ملت پاک نمی‌شود.

@Eterazebazar
«گرانی، لبنیات را از سفره میلیون‌ها ایرانی حذف کرد»

رئیس هیأت‌مدیره اتحادیه تولیدکنندگان فرآورده‌های لبنی می‌گوید بزرگ‌ترین بحران این صنعت، سقوط قدرت خرید مردم است؛ نه کمبود تولید.
به گفته او، قیمت شیر خام، مواد اولیه، بسته‌بندی و سایر هزینه‌ها پیوسته افزایش می‌یابد و تولیدکنندگان ناچارند این افزایش را به قیمت نهایی منتقل کنند؛ نتیجه آن، کوچک‌تر شدن سفره مردم و کاهش مصرف لبنیات است.
بر اساس آمار اعلام‌شده، از ۱۲.۵ میلیون تن شیر خام تولیدی کشور، در نهایت تنها حدود ۳.۵ میلیون تن برای مصرف ۹۲ میلیون ایرانی باقی می‌ماند؛ یعنی سرانه مصرف لبنیات به کمتر از ۴۰ کیلوگرم در سال رسیده است.
این فقط یک آمار نیست؛ هشداری درباره فقیرتر شدن سفره مردم و تهدید سلامت نسل آینده است. وقتی خانواده‌ها توان خرید شیر، ماست و پنیر را از دست می‌دهند، هزینه واقعی این سیاست‌ها را نه کارخانه‌ها، بلکه مردم با سلامت خود پرداخت می‌کنند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آتش‌سوزی گسترده در کارخانه تولید تابلوفرش آران و بیدگل؛ دود غلیظ آسمان شهرک صنعتی قدس را فرا گرفت

حریق گسترده در یک واحد تولید تابلوفرش واقع در شهرک صنعتی قدس شهرستان آران و بیدگل رخ داد. جزئیات بیشتر درباره علت حادثه، میزان خسارت و احتمال تلفات یا مصدومان تاکنون اعلام نشده است.

@Eterazebazar
میلیاردها تومان درآمد از معادن؛ سهم مردم چیست؟

بیش از ۲۸۰ میلیارد تومان فروش در روز، بیش از ۱۱ هزار میلیارد تومان فروش در یک ماه و بیش از ۵۰ هزار میلیارد تومان درآمد در شش ماه؛ این‌ها فقط ارقام مربوط به یک شرکت معدنی در یک استان است. حالا این سؤال مطرح می‌شود: اگر درآمد معادن ۳۱ استان و صدها معدن بزرگ و کوچک کشور را کنار هم بگذاریم، چه عددی به دست می‌آید و این ثروت عظیم دقیقاً کجا هزینه می‌شود؟
برای تولید میلیون‌ها تن کنسانتره، گندله و فولاد، حجم عظیمی از منابع طبیعی، به‌ویژه آب، مصرف می‌شود؛ منابعی که بخش قابل‌توجهی از آن از دل استان‌های کم‌آب تأمین می‌شود. اما سهم همان استان‌ها از این ثروت چیست؟
اگر تنها بخشی از درآمد معادن بزرگی مانند چادرملو و سنگ‌آهن مرکزی بافق در همان استان سرمایه‌گذاری می‌شد، آیا هنوز پروژه‌های زیرساختی مهم مانند جاده‌های اردکان–چوپانان و یزد–طبس سال‌ها نیمه‌تمام می‌ماندند؟ آیا شهرها و روستاهای معدن‌خیز همچنان با کمبود زیرساخت، بحران آب، بیکاری و مشکلات عمرانی روبه‌رو بودند؟

سهم مردمی که ثروت از دل سرزمینشان استخراج می‌شود، از این درآمدهای هزاران میلیارد تومانی دقیقاً چیست؟

@Eterazebazar
رکوردهای گرانی یکی پس از دیگری شکسته می‌شود؛ سفره مردم هر روز کوچک‌تر از دیروز

یک روز نوبت گوشت قرمز است؛ کالایی که مدت‌هاست از سفره بسیاری از خانواده‌ها خداحافظی کرده است. روز دیگر مرغ، لبنیات، برنج، تخم‌مرغ، روغن یا میوه با موج تازه‌ای از افزایش قیمت روبه‌رو می‌شوند. گرانی دیگر یک اتفاق مقطعی نیست؛ به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است.
قیمت‌ها به جایی رسیده که برای بسیاری از خانواده‌ها، خرید برخی کالاهای اساسی از یک نیاز روزانه به یک آرزو تبدیل شده است. قدرت خرید کاهش یافته و بسیاری ناچارند یا مقدار خرید خود را کم کنند یا برخی اقلام را به‌کلی از سبد غذایی حذف کنند.
وقتی گوشت، لبنیات، میوه و حتی برخی مواد غذایی پایه به تدریج از سفره مردم حذف می‌شوند، مسئله فقط گرانی نیست؛ بلکه کاهش کیفیت تغذیه، افزایش فشار معیشتی و نگرانی درباره سلامت خانواده‌ها نیز مطرح است.
وقتی دستمزدها از تورم عقب می‌مانند، گرانی فقط اعداد روی برچسب کالاها را تغییر نمی‌دهد؛ بلکه سبک زندگی و امنیت غذایی خانواده‌ها را نیز تغییر می‌دهد.

@Eterazebazar
وقتی پول ملی آب می‌رود، طلا ارزش را حفظ می‌کند

افزایش حدود هزار برابری قیمت طلا در دو دهه گذشته نشان می‌دهد این فلز گران‌بها در ایران، بیش از آنکه یک کالای سرمایه‌گذاری باشد، به ابزاری برای حفظ ارزش دارایی در برابر تورم و کاهش ارزش پول ملی تبدیل شده است.

وقتی ارزش یک دارایی طی ۲۰ سال حدود هزار برابر می‌شود، این فقط یک رکورد در بازار طلا نیست؛ بلکه روایتی از کاهش مستمر ارزش پول ملی و فرسایش قدرت خرید مردم است.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنگ، بازار بندرعباس را به رکود کشاند؛ خیابان‌ها خلوت، مغازه‌ها بی‌مشتری

یک کاسب در بندرعباس از پیامدهای اقتصادی درگیری‌های اخیر می‌گوید: «کسب‌وکارها تازه داشتند نفسی می‌کشیدند، اما با اتفاقات چند شب گذشته دوباره همه چیز به هم ریخت.»
بسیاری از واحدهای صنفی از جمله فلافل‌فروشی‌ها، میوه‌فروشی‌ها، سوپرمارکت‌ها و دیگر مغازه‌ها با افت شدید مشتری روبه‌رو شده‌اند و برخی نیز ناچار به تعطیلی شده‌اند.
او می‌گوید خیابان‌هایی مانند ۲۲ بهمن که همیشه از شلوغ‌ترین نقاط شهر بودند، حالا به‌طرز کم‌سابقه‌ای خلوت شده‌اند. بازاری که حتی در شب‌های آخر هفته مملو از جمعیت بود، امروز مشتری ندارد.
«مردم دیگر توان خرید ندارند. از یک طرف گرانی و فشار معیشت، از طرف دیگر ناامنی و نگرانی ناشی از درگیری‌ها؛ نتیجه‌اش این شده که هم مردم از بازار فاصله گرفته‌اند و هم خیلی‌ها کار و درآمدشان را از دست داده‌اند.»
«ما تازه داشتیم از رکود خارج می‌شدیم؛ اما این اتفاقات دوباره بازار را فلج کرد. وقتی بازار نخوابد، مردم نان می‌خورند؛ اما وقتی بازار بخوابد، اولین قربانی، کاسب و کارگر است.»

@Eterazebazar
«وقتی آب هم از مردم دریغ می‌شود؛ روایت تلخ اسدآباد در گرمای ۴۰ درجه»

«در اسدآباد، مردم در گرمای بالای ۴۰ درجه، بعضی روزها ۱۲ تا ۲۰ ساعت آب ندارند. کودکان، سالمندان و بیماران با بی‌آبی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، اما انگار این بحران برای مسئولان اهمیتی ندارد.
سال‌هاست هر شب آب را قطع می‌کنند و حالا دو ماه است که روزها هم آب نداریم. بسیاری از خانواده‌ها توان خرید مخزن و پمپ آب را ندارند، اما کسی هم برای حل مشکل قدمی برنمی‌دارد.
نماینده مجلس کجاست؟ مسئولان شهرستان کجا هستند؟ آیا یک روز حاضرند در همین شرایط، بدون آب و در گرمای ۴۰ درجه کنار مردم زندگی کنند تا بدانند بی‌آبی فقط یک عدد در گزارش‌ها نیست، بلکه رنجی است که هر ساعت بر مردم تحمیل می‌شود؟
آب یک امتیاز نیست؛ حق مردم است. مردم را با وعده و سکوت، در اوج گرما به حال خود رها کردند .»

@Eterazebazar
اسدآباد قهرمان همدان داره تنبیه میشه...بخاطر اینکه اولین شهر اعتراض کردن در اتفاقات زمستان ...رورانه 12 ساعت بعضا تا 20 ساعت اب قطع میشه...اب برا کشت دوم چقندر ...هنداونه بی ارزش هست..اما مردم اسدآباد باید بی اب بمانند.....نزدیک به یک ده ساله شبا از ساعت 10 شب تا 6صبح قطع میشه....حالا دو ماه هست روزها هم آب ندارند.مسئولین شهری وامام جمعه این شهر چطور میتونن در زمان جنگ بگن ملت قیام کنید برا خانه کاشانه ...اما الان سکوت کردن.... اره اقای مسئول همه مثل شما توان پرداخت منبع پمپ اب ندارند.مسئولی که خانواده اش جای دیگه زندگی میکنن درکی از ملت ندارند...حالا مردم دارند توسط مسئولین شهرستان مورد تتبیه قرار میگیرند.آب ندارید به درک مهم نیست. شما فقط در شرایط بحران از احساس وطن دوستی ملت سو استفاده میکنید.نماینده کجاست؟6 ماه مجلس تعطیله ده روز میومدی اینجا زندگی میکردی تا مشکلات مردمو رو درک کنید...

@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
میلیاردها تومان درآمد از معادن؛ سهم مردم چیست؟ بیش از ۲۸۰ میلیارد تومان فروش در روز، بیش از ۱۱ هزار میلیارد تومان فروش در یک ماه و بیش از ۵۰ هزار میلیارد تومان درآمد در شش ماه؛ این‌ها فقط ارقام مربوط به یک شرکت معدنی در یک استان است. حالا این سؤال مطرح می‌شود:…
فقط یک معدن، فقط یک سال؛ هزاران میلیارد تومان درآمد و معافیت مالیاتی، اما سهم مردم چیست؟

فقط یک معدن؛ چادرملو. بیش از ۵۰ هزار میلیارد تومان فروش در شش ماه، حدود ۲۸۰ میلیارد تومان فروش در روز و در کنار آن، بیش از ۳۰ هزار میلیارد تومان معافیت مالیاتی شرکت‌های مستقر در اردکان در سال ۱۴۰۳.

در مقابل، کاسب، کارگر، مغازه‌دار، تولیدکننده و حقوق‌بگیر باید مالیات بدهند؛ حتی اگر درآمدشان کفاف هزینه‌های زندگی را ندهد.
این ثروت عظیم معادن دقیقاً کجا هزینه می‌شود؟ اگر چنین درآمدها و معافیت‌های کلانی وجود دارد، چرا مردم مناطق معدن‌خیز همچنان با مشکلات زیرساخت، کمبود آب، جاده‌های نیمه‌تمام، بیکاری و محرومیت روبه‌رو هستند؟
وقتی سود معادن هزاران میلیارد تومان است و معافیت‌های مالیاتی هم به ده‌ها هزار میلیارد تومان می‌رسد!سهم مردم از این ثروت ملی دقیقاً کجاست؟

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آتش سوزی در شرکت آکسین پالایش در شهرک صنعتی شهر سراب حمام پلدختر

@Eterazebazar