میدان ترهبار؛ این وسط چه کسی سود میکند؟
کشاورز با هزینههای سنگین تولید دستوپنجه نرم میکند.
بارفروش، بار را بدون کمیسیون یا با سود ناچیز رد میکند.
خردهفروش هم زیر فشار گرما، اجاره، هزینهها و بیبازاری هر روز بیشتر ضرر میدهد.
از آن طرف، مردم هم به خاطر کاهش قدرت خرید، کمتر از گذشته میخرند.
اگر کشاورز سود نمیکند، بارفروش سود نمیکند، مغازهدار سود نمیکند و مردم هم توان خرید ندارند، این همه گرانی به جیب چه کسی میرود؟
واقعیت این است که رکود فقط گریبان صنف ترهبار را نگرفته؛ اما چون میوه و صیفیجات از اولین کالاهایی هستند که مردم در تنگنای اقتصادی از سبد خریدشان کم میکنند، این صنف زودتر و عمیقتر آثار کاهش قدرت خرید را احساس میکند.
@Eterazebazar
کشاورز با هزینههای سنگین تولید دستوپنجه نرم میکند.
بارفروش، بار را بدون کمیسیون یا با سود ناچیز رد میکند.
خردهفروش هم زیر فشار گرما، اجاره، هزینهها و بیبازاری هر روز بیشتر ضرر میدهد.
از آن طرف، مردم هم به خاطر کاهش قدرت خرید، کمتر از گذشته میخرند.
اگر کشاورز سود نمیکند، بارفروش سود نمیکند، مغازهدار سود نمیکند و مردم هم توان خرید ندارند، این همه گرانی به جیب چه کسی میرود؟
واقعیت این است که رکود فقط گریبان صنف ترهبار را نگرفته؛ اما چون میوه و صیفیجات از اولین کالاهایی هستند که مردم در تنگنای اقتصادی از سبد خریدشان کم میکنند، این صنف زودتر و عمیقتر آثار کاهش قدرت خرید را احساس میکند.
@Eterazebazar
#ارسالی
گزارش از یک آرزوی ساده...
دیشب، میان یک گفتوگوی معمولی، جملهای شنیدم که تا مدتها از ذهنم پاک نخواهد شد.
جوانی بیستوچند ساله، از خانوادهای تحت پوشش کمیته امداد، برای پیدا کردن وامی کوچک تلاش میکرد تا مادرش بتواند بدهیاش را پرداخت کند.
در میان صحبتها، بیمقدمه گفت:
«آرزو دارم فقط یک بار، دست مادرم را بگیرم و با هم برویم قصابی و گوشت بخریم. اگر گوشتی هم خوردهایم، نذری بوده یا کسی به ما داده است. تا امروز هیچوقت برای خرید گوشت وارد قصابی نشدهایم.»
لحظهای سکوت کردم.
در کشوری که روزگاری گوشت، غذای معمول بسیاری از خانوادهها بود، حالا برای بعضیها، رفتن به قصابی به یک رؤیای دستنیافتنی تبدیل شده است.
شاید این فقط داستان یک جوان نباشد؛ شاید روایت هزاران خانوادهای باشد که در شهرهای کوچک و بزرگ، ماهها و حتی سالهاست توان خرید گوشت را از دست دادهاند.
گاهی تلخترین واقعیتهای یک جامعه، نه در آمارهای اقتصادی، بلکه در یک جمله کوتاه پنهان است:
«آرزو دارم فقط یک بار از قصابی گوشت بخرم...»
@Eterazebazar
گزارش از یک آرزوی ساده...
دیشب، میان یک گفتوگوی معمولی، جملهای شنیدم که تا مدتها از ذهنم پاک نخواهد شد.
جوانی بیستوچند ساله، از خانوادهای تحت پوشش کمیته امداد، برای پیدا کردن وامی کوچک تلاش میکرد تا مادرش بتواند بدهیاش را پرداخت کند.
در میان صحبتها، بیمقدمه گفت:
«آرزو دارم فقط یک بار، دست مادرم را بگیرم و با هم برویم قصابی و گوشت بخریم. اگر گوشتی هم خوردهایم، نذری بوده یا کسی به ما داده است. تا امروز هیچوقت برای خرید گوشت وارد قصابی نشدهایم.»
لحظهای سکوت کردم.
در کشوری که روزگاری گوشت، غذای معمول بسیاری از خانوادهها بود، حالا برای بعضیها، رفتن به قصابی به یک رؤیای دستنیافتنی تبدیل شده است.
شاید این فقط داستان یک جوان نباشد؛ شاید روایت هزاران خانوادهای باشد که در شهرهای کوچک و بزرگ، ماهها و حتی سالهاست توان خرید گوشت را از دست دادهاند.
گاهی تلخترین واقعیتهای یک جامعه، نه در آمارهای اقتصادی، بلکه در یک جمله کوتاه پنهان است:
«آرزو دارم فقط یک بار از قصابی گوشت بخرم...»
@Eterazebazar
۶۰ روز بلاتکلیفی؛ هزینهای که مردم میپردازند
یک طرف از «توافق ۶۰ روزه» میگوید، طرف دیگر از «تفاهم ۶۰ روزه»؛ اما برای اقتصاد، هر دو یک معنا دارند: بلاتکلیفی.
وقتی افق تصمیمگیری فقط ۶۰ روز باشد، نه سرمایهگذار تصمیم میگیرد، نه تولیدکننده برنامهریزی میکند و نه مردم امیدی به ثبات دارند.
نتیجه چیست؟
گرانی بیشتر، نااطمینانی عمیقتر، از بین رفتن میلیونها فرصت شغلی و مردمی که هر روز بیشتر کار میکنند، اما هر روز فقیرتر میشوند.
اقتصادی که آیندهاش ۶۰ روزه باشد، آینده مردمش هم هر روز کوچکتر میشود.
@Eterazebazar
یک طرف از «توافق ۶۰ روزه» میگوید، طرف دیگر از «تفاهم ۶۰ روزه»؛ اما برای اقتصاد، هر دو یک معنا دارند: بلاتکلیفی.
وقتی افق تصمیمگیری فقط ۶۰ روز باشد، نه سرمایهگذار تصمیم میگیرد، نه تولیدکننده برنامهریزی میکند و نه مردم امیدی به ثبات دارند.
نتیجه چیست؟
گرانی بیشتر، نااطمینانی عمیقتر، از بین رفتن میلیونها فرصت شغلی و مردمی که هر روز بیشتر کار میکنند، اما هر روز فقیرتر میشوند.
اقتصادی که آیندهاش ۶۰ روزه باشد، آینده مردمش هم هر روز کوچکتر میشود.
@Eterazebazar
«بازنشستگی را هم گران کردند!
شرایط جدید بازنشستگی اعلام شد و بر اساس آن، بسیاری از کارکنان باید ماهها بیشتر کار کنند تا بتوانند بازنشسته شوند.
🔹 افرادی که تا ۳ مرداد ۱۴۰۳ بیش از ۲۸ سال سابقه خدمت داشتهاند، مشمول افزایش سنوات نمیشوند.
اما برای سایر کارکنان:
▪️ ۲۵ تا ۲۸ سال سابقه: به ازای هر سال باقیمانده تا بازنشستگی، ۲ ماه به سنوات الزامی اضافه میشود.
▪️ ۲۰ تا ۲۵ سال سابقه: به ازای هر سال، ۳ ماه اضافه میشود.
▪️ ۱۵ تا ۲۰ سال سابقه: به ازای هر سال، ۴ ماه به سنوات الزامی بازنشستگی افزوده میشود.
🔹 این افزایش تا رسیدن آقایان به ۶۲ سالگی و خانمها به ۵۵ سالگی ادامه دارد.
🔹 ایثارگران، معلولان، شاغلان مشاغل سخت و زیانآور و برخی از بانوانی که پیش از اجرای قانون شرایط بازنشستگی را احراز کردهاند، از این قانون مستثنا هستند.
یعنی در شرایطی که بسیاری از کارگران و کارمندان از فشار معیشت، فرسودگی شغلی و مشکلات جسمی گلایه دارند، حالا باید ماهها و حتی سالهای بیشتری در محیط کار بمانند.
آیا حقوق بازنشستگان متناسب با تورم افزایش پیدا کرده که حالا نوبت به افزایش سنوات خدمت رسیده است؟
وقتی بسیاری از بازنشستگان امروز از تأمین ابتداییترین هزینههای زندگی ناتواناند، افزایش مدت کار، بدون اصلاح معیشت، بیشتر شبیه عقب انداختن یک مطالبه است تا حل یک مشکل.
@Eterazebazar
شرایط جدید بازنشستگی اعلام شد و بر اساس آن، بسیاری از کارکنان باید ماهها بیشتر کار کنند تا بتوانند بازنشسته شوند.
🔹 افرادی که تا ۳ مرداد ۱۴۰۳ بیش از ۲۸ سال سابقه خدمت داشتهاند، مشمول افزایش سنوات نمیشوند.
اما برای سایر کارکنان:
▪️ ۲۵ تا ۲۸ سال سابقه: به ازای هر سال باقیمانده تا بازنشستگی، ۲ ماه به سنوات الزامی اضافه میشود.
▪️ ۲۰ تا ۲۵ سال سابقه: به ازای هر سال، ۳ ماه اضافه میشود.
▪️ ۱۵ تا ۲۰ سال سابقه: به ازای هر سال، ۴ ماه به سنوات الزامی بازنشستگی افزوده میشود.
🔹 این افزایش تا رسیدن آقایان به ۶۲ سالگی و خانمها به ۵۵ سالگی ادامه دارد.
🔹 ایثارگران، معلولان، شاغلان مشاغل سخت و زیانآور و برخی از بانوانی که پیش از اجرای قانون شرایط بازنشستگی را احراز کردهاند، از این قانون مستثنا هستند.
یعنی در شرایطی که بسیاری از کارگران و کارمندان از فشار معیشت، فرسودگی شغلی و مشکلات جسمی گلایه دارند، حالا باید ماهها و حتی سالهای بیشتری در محیط کار بمانند.
آیا حقوق بازنشستگان متناسب با تورم افزایش پیدا کرده که حالا نوبت به افزایش سنوات خدمت رسیده است؟
وقتی بسیاری از بازنشستگان امروز از تأمین ابتداییترین هزینههای زندگی ناتواناند، افزایش مدت کار، بدون اصلاح معیشت، بیشتر شبیه عقب انداختن یک مطالبه است تا حل یک مشکل.
@Eterazebazar
وقتی سامانه قطع میشود، هزینهاش را بیمار میدهد
از صبح امروز با اختلال در سامانههای نسخهنویسی و خدمات بیمهای تأمین اجتماعی، برخی بیماران مجبور شدند دارو و خدمات درمانی را بهصورت آزاد دریافت کنند.
بسیاری از مراجعهکنندگان که از این اختلال خبر نداشتند، برای جلوگیری از معطلی ناچار شدند هزینههایی چند برابر پرداخت کنند؛ هزینههایی که گفته میشود ممکن است پس از رفع مشکل قابل بازگشت نباشد.
سؤال بیمهشدگان این است:
اگر مشکل از سامانه و زیرساخت است، چرا باید هزینه آن را بیمارِ گرفتار و کمتوان پرداخت کند؟
@Eterazebazar
از صبح امروز با اختلال در سامانههای نسخهنویسی و خدمات بیمهای تأمین اجتماعی، برخی بیماران مجبور شدند دارو و خدمات درمانی را بهصورت آزاد دریافت کنند.
بسیاری از مراجعهکنندگان که از این اختلال خبر نداشتند، برای جلوگیری از معطلی ناچار شدند هزینههایی چند برابر پرداخت کنند؛ هزینههایی که گفته میشود ممکن است پس از رفع مشکل قابل بازگشت نباشد.
سؤال بیمهشدگان این است:
اگر مشکل از سامانه و زیرساخت است، چرا باید هزینه آن را بیمارِ گرفتار و کمتوان پرداخت کند؟
@Eterazebazar
دامداری به مرز تعطیلی رسید؛ وقتی تولید دیگر صرفه ندارد
یک دامدار میگوید:
«هزینه تولید شیر آنقدر بالا رفته که دیگر هر تلاشی بیفایده است. دیگر گاوها را برای زایمان بعدی تلقیح نمیکنم؛ تا زمانی که شیر دارند میدوشیم، اما بعد به جای ادامه تولید، برای کشتار آماده میشوند.»
گاوهایی که میتوانستند سالها در چرخه تولید بمانند، حالا به دلیل فشار هزینهها راهی بازار کشتار میشوند.
من با این شرایط امکان تولید ندارم، دامداران سنتی با این قیمت نهاده، خوراک و هزینههای روزافزون چگونه باید دوام بیاورند؟
وقتی گاوها حذف شوند هم شیر گرانتر میشود هم گاو !
وقتی تولیدکننده ضرر میکند، نتیجه فقط تعطیلی یک دامداری نیست؛ یعنی تهدید امنیت غذایی و وابستگی بیشتر به واردات.
دامدار امروز بین ادامه دادن و فروختن سرمایه چندینسالهاش گیر کرده است.
@Eterazebazar
یک دامدار میگوید:
«هزینه تولید شیر آنقدر بالا رفته که دیگر هر تلاشی بیفایده است. دیگر گاوها را برای زایمان بعدی تلقیح نمیکنم؛ تا زمانی که شیر دارند میدوشیم، اما بعد به جای ادامه تولید، برای کشتار آماده میشوند.»
گاوهایی که میتوانستند سالها در چرخه تولید بمانند، حالا به دلیل فشار هزینهها راهی بازار کشتار میشوند.
من با این شرایط امکان تولید ندارم، دامداران سنتی با این قیمت نهاده، خوراک و هزینههای روزافزون چگونه باید دوام بیاورند؟
وقتی گاوها حذف شوند هم شیر گرانتر میشود هم گاو !
وقتی تولیدکننده ضرر میکند، نتیجه فقط تعطیلی یک دامداری نیست؛ یعنی تهدید امنیت غذایی و وابستگی بیشتر به واردات.
دامدار امروز بین ادامه دادن و فروختن سرمایه چندینسالهاش گیر کرده است.
@Eterazebazar
«قرار بود زندگی کنیم؛ اما سالها فقط زنده ماندیم»
یک روز گفتند جنگ...
یک روز گفتند تحریم...
یک روز گفتند کرونا...
یک روز گفتند تورم...
یک روز گفتند توافق...
و ما سال به سال، آرامآرام از زندگیمان کم کردیم.
حقوق، جای خود را به یارانه داد.
رفاه، تبدیل شد به کمک معیشتی.
دارایی، خلاصه شد در سهام عدالت.
امنیت شغلی، تبدیل شد به وام ضروری.
و زندگی... تبدیل شد به فقط زنده ماندن.
اول از سفره شروع شد...
گوشت حذف شد،
بعد ماهی،
بعد میوه،
بعد آجیل،
بعد لبنیات...
بعد نوبت چیزهایی رسید که قیمت نداشتند، اما ارزششان بیشتر از هر چیزی بود:
سفر حذف شد.
تفریح حذف شد.
کتاب حذف شد.
درمان و دندانپزشکی تبدیل به آرزو شد.
لباس نو، دیگر برای حال خوب نبود؛
شد فقط برای عید،
بعد برای مراسم،
و بعد فقط وقتی لباس قبلی دیگر قابل استفاده نبود.
مهمانیها کوچکتر شد.
خندهها کمتر شد.
رؤیاها عقب رفت.
نسلی که قرار بود خانه بخرد، هنوز مستأجر است.
نسلی که قرار بود آینده بسازد، امروز فقط دنبال تأمین هزینههای همین امروز است.
تلخترین بخش ماجرا فقط فقیرتر شدن نیست؛
تلختر این است که کمکم به نداشتن عادت کردیم...
به اینکه گوشت کالای لوکس باشد.
به اینکه درمان را عقب بیندازیم.
به اینکه سفر فقط خاطره و عکسهای قدیمی باشد.
به اینکه برای خرید چند کیلو میوه هم حساب و کتاب کنیم.
این فقط از دست رفتن پول نبود...
سالهای عمرمان رفت.
فرصتهایمان رفت.
سلامتیمان رفت.
و امیدمان زخمی شد.
و شاید تلخترین سؤال این باشد:
در تمام این سالها واقعاً زندگی کردیم... یا فقط دوام آوردیم؟
@Eterazebazar
یک روز گفتند جنگ...
یک روز گفتند تحریم...
یک روز گفتند کرونا...
یک روز گفتند تورم...
یک روز گفتند توافق...
و ما سال به سال، آرامآرام از زندگیمان کم کردیم.
حقوق، جای خود را به یارانه داد.
رفاه، تبدیل شد به کمک معیشتی.
دارایی، خلاصه شد در سهام عدالت.
امنیت شغلی، تبدیل شد به وام ضروری.
و زندگی... تبدیل شد به فقط زنده ماندن.
اول از سفره شروع شد...
گوشت حذف شد،
بعد ماهی،
بعد میوه،
بعد آجیل،
بعد لبنیات...
بعد نوبت چیزهایی رسید که قیمت نداشتند، اما ارزششان بیشتر از هر چیزی بود:
سفر حذف شد.
تفریح حذف شد.
کتاب حذف شد.
درمان و دندانپزشکی تبدیل به آرزو شد.
لباس نو، دیگر برای حال خوب نبود؛
شد فقط برای عید،
بعد برای مراسم،
و بعد فقط وقتی لباس قبلی دیگر قابل استفاده نبود.
مهمانیها کوچکتر شد.
خندهها کمتر شد.
رؤیاها عقب رفت.
نسلی که قرار بود خانه بخرد، هنوز مستأجر است.
نسلی که قرار بود آینده بسازد، امروز فقط دنبال تأمین هزینههای همین امروز است.
تلخترین بخش ماجرا فقط فقیرتر شدن نیست؛
تلختر این است که کمکم به نداشتن عادت کردیم...
به اینکه گوشت کالای لوکس باشد.
به اینکه درمان را عقب بیندازیم.
به اینکه سفر فقط خاطره و عکسهای قدیمی باشد.
به اینکه برای خرید چند کیلو میوه هم حساب و کتاب کنیم.
این فقط از دست رفتن پول نبود...
سالهای عمرمان رفت.
فرصتهایمان رفت.
سلامتیمان رفت.
و امیدمان زخمی شد.
و شاید تلخترین سؤال این باشد:
در تمام این سالها واقعاً زندگی کردیم... یا فقط دوام آوردیم؟
@Eterazebazar
کاسبان در حال سقوط؛ بازار دیگر نفس نمیکشد
«خدا به فریاد ما کاسبها برسد... به خدا جنس را با کمترین سود میفروشیم، اما باز هم مشتری نیست.»
این فقط درد یک مغازهدار نیست.
یک رستوراندار میگوید:
«اوضاع بهشدت آشفته است. چند نفر از همکاران قدیمی و موفقم، با وجود سالها سابقه، مغازههایشان را تعطیل کردند. حتی رستورانهای بزرگ با سالنهای ۲۰۰ متری هم یکی پس از دیگری کرکره را پایین کشیدند.
بعد از آنها، عدهای با امید وارد این شغل شدند، اما بیشترشان حتی یک سال هم دوام نیاوردند و حالا آنها هم در حال جمع کردن کسبوکارشان هستند.
کار به جایی رسیده که برای پرداخت اجاره مغازه و خانه، طلاهای خانواده را فروختهایم و باز هم از پس هزینههای جاری برنمیآییم.»
وقتی کاسب، تولیدکننده، رستوراندار و مغازهدار همگی از بیمشتری بودن و ناتوانی در پرداخت هزینهها میگویند، دیگر نمیتوان اسمش را رکود معمولی گذاشت.
بازاری که مشتری ندارد، یعنی مردم دیگر توان خرید ندارند؛ و این زنگ خطری است که صدایش هر روز بلندتر میشود.
@Eterazebazar
«خدا به فریاد ما کاسبها برسد... به خدا جنس را با کمترین سود میفروشیم، اما باز هم مشتری نیست.»
این فقط درد یک مغازهدار نیست.
یک رستوراندار میگوید:
«اوضاع بهشدت آشفته است. چند نفر از همکاران قدیمی و موفقم، با وجود سالها سابقه، مغازههایشان را تعطیل کردند. حتی رستورانهای بزرگ با سالنهای ۲۰۰ متری هم یکی پس از دیگری کرکره را پایین کشیدند.
بعد از آنها، عدهای با امید وارد این شغل شدند، اما بیشترشان حتی یک سال هم دوام نیاوردند و حالا آنها هم در حال جمع کردن کسبوکارشان هستند.
کار به جایی رسیده که برای پرداخت اجاره مغازه و خانه، طلاهای خانواده را فروختهایم و باز هم از پس هزینههای جاری برنمیآییم.»
وقتی کاسب، تولیدکننده، رستوراندار و مغازهدار همگی از بیمشتری بودن و ناتوانی در پرداخت هزینهها میگویند، دیگر نمیتوان اسمش را رکود معمولی گذاشت.
بازاری که مشتری ندارد، یعنی مردم دیگر توان خرید ندارند؛ و این زنگ خطری است که صدایش هر روز بلندتر میشود.
@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
کالابرگ؛ فشار جدید روی کاسبهای خُرد کالابرگ قرار بود کمکحال مردم باشد، اما حالا برای بسیاری از کاسبها تبدیل به یک دردسر تازه شده است. اعتبار کالابرگ طبق برنامه در روزهای ۱۵ ،۲۵ و پنجم ماه بعد شارژ میشود، اما پول فروشگاهها با فاصله طولانی تسویه میشود؛…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کالابرگ یا ورشکستگی کاسب؟ فروش امروز، پول یک ماه بعد؛ نسخهای برای نابودی کسبه
دولت از جیب کاسب خرج میکند!
«آقای رئیسجمهور، شما میگویید پول کالابرگ را یک ماه بعد به حساب کسبه واریز میکنید و اسمش را خبر خوش گذاشتهاید.
اما در این یک ماه، قیمت اجناس هر روز بالا میرود. من با چه سرمایهای دوباره همان کالا را جایگزین کنم؟
شما از ما میخواهید کالا را امروز تحویل مردم بدهیم، اما پولش را یک ماه بعد بگیریم؛ آن هم در بازاری که قیمتها هر روز تغییر میکند و شرکتهای پخش دیگر مثل گذشته چکهای بلندمدت قبول نمیکنند.
از یک طرف اگر کالابرگ را قبول نکنیم، با تذکر و قانون روبهرو میشویم؛ از طرف دیگر، اگر قبول کنیم، سرمایهمان آب میشود.
کسبه هم جزو همین مردم هستند. چرا باید هزینه سیاستهای دولت را از جیب خودشان پرداخت کنند؟
اگر قرار است ما یک ماه به دولت نسیه بدهیم، چه کسی سرمایه از دسترفته ما را جبران میکند؟
در حالی که من جنس را به قیمت واقعی میفروشم، شرکتهای تأمینکننده که پیشتر چکهای سه ماهه میپذیرفتند، اکنون به بهانه شرایط جنگی از دریافت چک خودداری میکنند .
تو را به خدا با مردم چنین نکنید؛ شما مردم را به روز سیاه نشاندهاید . شما که خود را رئیسجمهور مینامید، در واقع تنها مدیریت تخریب و ورشکستگی کسبه را بر عهده دارید
با این شیوه، نه فقط سفره مردم، بلکه چراغ سوپرمارکتها و مغازههای محله هم یکییکی خاموش خواهد شد.»
@Eterazebazar
دولت از جیب کاسب خرج میکند!
«آقای رئیسجمهور، شما میگویید پول کالابرگ را یک ماه بعد به حساب کسبه واریز میکنید و اسمش را خبر خوش گذاشتهاید.
اما در این یک ماه، قیمت اجناس هر روز بالا میرود. من با چه سرمایهای دوباره همان کالا را جایگزین کنم؟
شما از ما میخواهید کالا را امروز تحویل مردم بدهیم، اما پولش را یک ماه بعد بگیریم؛ آن هم در بازاری که قیمتها هر روز تغییر میکند و شرکتهای پخش دیگر مثل گذشته چکهای بلندمدت قبول نمیکنند.
از یک طرف اگر کالابرگ را قبول نکنیم، با تذکر و قانون روبهرو میشویم؛ از طرف دیگر، اگر قبول کنیم، سرمایهمان آب میشود.
کسبه هم جزو همین مردم هستند. چرا باید هزینه سیاستهای دولت را از جیب خودشان پرداخت کنند؟
اگر قرار است ما یک ماه به دولت نسیه بدهیم، چه کسی سرمایه از دسترفته ما را جبران میکند؟
در حالی که من جنس را به قیمت واقعی میفروشم، شرکتهای تأمینکننده که پیشتر چکهای سه ماهه میپذیرفتند، اکنون به بهانه شرایط جنگی از دریافت چک خودداری میکنند .
تو را به خدا با مردم چنین نکنید؛ شما مردم را به روز سیاه نشاندهاید . شما که خود را رئیسجمهور مینامید، در واقع تنها مدیریت تخریب و ورشکستگی کسبه را بر عهده دارید
با این شیوه، نه فقط سفره مردم، بلکه چراغ سوپرمارکتها و مغازههای محله هم یکییکی خاموش خواهد شد.»
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هرمزگان؛ صف بنزین تمام نمیشود، صبر مردم چرا!؟
این روزها در هرمزگان، مردم با صفهای طولانی مقابل جایگاههای سوخت و کمبود کارتهای آزاد دستوپنجه نرم میکنند.
یکی میگوید:
«تنها درآمدم مسافرکشی است؛ با این وضعیت نمیدانم چطور خرج زندگیام را دربیاورم.»
دیگری میگوید:
«سه ساعت در صف ایستادم، اما وقتی نوبتم شد، بنزین جایگاه تمام شده بود.»
شخص دیگری مینویسد:
«چون بنزین نداشتم و سوخت جایگاه هم تمام شد، ماشینم را همانجا رها کردم.»
مردم میپرسند:
امروز که ۱۶ مرداد نیست، چرا بیشتر جایگاهها کارت سوخت آزاد ندارند؟
در گرمای طاقتفرسای بندرعباس، مردم باید ساعتها در صف بایستند تا شاید فقط ۱۵ لیتر بنزین بگیرند؛ آن هم در حالی که بخش زیادی از همان سوخت، صرف روشن نگه داشتن کولر خودرو در گرمای بالای ۴۵ درجه میشود.
این فقط یک صف بنزین نیست؛ صفی از وقت، اعصاب و معیشت مردمی است که هر روز هزینه بیشتری برای زندگی میپردازند.
@Eterazebazar
این روزها در هرمزگان، مردم با صفهای طولانی مقابل جایگاههای سوخت و کمبود کارتهای آزاد دستوپنجه نرم میکنند.
یکی میگوید:
«تنها درآمدم مسافرکشی است؛ با این وضعیت نمیدانم چطور خرج زندگیام را دربیاورم.»
دیگری میگوید:
«سه ساعت در صف ایستادم، اما وقتی نوبتم شد، بنزین جایگاه تمام شده بود.»
شخص دیگری مینویسد:
«چون بنزین نداشتم و سوخت جایگاه هم تمام شد، ماشینم را همانجا رها کردم.»
مردم میپرسند:
امروز که ۱۶ مرداد نیست، چرا بیشتر جایگاهها کارت سوخت آزاد ندارند؟
در گرمای طاقتفرسای بندرعباس، مردم باید ساعتها در صف بایستند تا شاید فقط ۱۵ لیتر بنزین بگیرند؛ آن هم در حالی که بخش زیادی از همان سوخت، صرف روشن نگه داشتن کولر خودرو در گرمای بالای ۴۵ درجه میشود.
این فقط یک صف بنزین نیست؛ صفی از وقت، اعصاب و معیشت مردمی است که هر روز هزینه بیشتری برای زندگی میپردازند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«بازار از کنترل خارج شد؛ قیمتها دقیقهای عوض میشوند»
قیمتها دیگر سالانه تغییر نمیکنند؛ دقیقهای عوض میشوند!
یک کاسب میگوید:
«فروش کالا دیگر از خودِ گرانی هم سختتر شده است. قبلاً قیمتها شاید سالی یکبار تغییر میکرد، اما امروز هر روز و گاهی هر چند ساعت یکبار عوض میشود.
بزرگترین مشکل ما فقط فروش نیست؛ توضیح دادن قیمتها به مشتری است.
مشتری کالایی را برمیدارد که قیمت درجشده روی آن مربوط به گذشته است، اما قیمت جدید چند برابر شده. هرچه توضیح میدهیم که کارخانه یا شرکت پخش قیمت را تغییر داده، باورش برای مردم سخت است.
مشتری فکر میکند فروشنده گرانفروشی میکند، در حالی که خود ما هم قربانی همین بیثباتی هستیم.
در بازاری که قیمتها هر لحظه تغییر میکند، نه فروشنده آرامش دارد، نه خریدار اعتماد!
@Eterazebazar
قیمتها دیگر سالانه تغییر نمیکنند؛ دقیقهای عوض میشوند!
یک کاسب میگوید:
«فروش کالا دیگر از خودِ گرانی هم سختتر شده است. قبلاً قیمتها شاید سالی یکبار تغییر میکرد، اما امروز هر روز و گاهی هر چند ساعت یکبار عوض میشود.
بزرگترین مشکل ما فقط فروش نیست؛ توضیح دادن قیمتها به مشتری است.
مشتری کالایی را برمیدارد که قیمت درجشده روی آن مربوط به گذشته است، اما قیمت جدید چند برابر شده. هرچه توضیح میدهیم که کارخانه یا شرکت پخش قیمت را تغییر داده، باورش برای مردم سخت است.
مشتری فکر میکند فروشنده گرانفروشی میکند، در حالی که خود ما هم قربانی همین بیثباتی هستیم.
در بازاری که قیمتها هر لحظه تغییر میکند، نه فروشنده آرامش دارد، نه خریدار اعتماد!
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هرجومرج و سردرگمی در فرودگاه خمینی
آشفتگی در فرودگاه خمینی؛ روایت مسافران از جمعه ۱۶ مرداد
@Eterazebazar
آشفتگی در فرودگاه خمینی؛ روایت مسافران از جمعه ۱۶ مرداد
@Eterazebazar
بنزین هم برای مردم تبدیل به بحران شد
بنزین زدن در ساعت یک بامداد؛ این روزها برای بسیاری از مردم سهند و تبریز به یک واقعیت تلخ تبدیل شده است.
رانندگان میگویند بیشتر جایگاهها با کمبود یا نبود کارت سوخت آزاد روبهرو هستند و اگر شبانه برای سوختگیری نروند، صبح با این پاسخ مواجه میشوند: «سهمیه کارت آزاد تمام شده است.»
در شهر ۱۸۰ هزار نفری سهند فقط ۳ جایگاه سوخت وجود دارد و محدودیت کارتهای آزاد، مردم را به صفهای طولانی نیمهشب کشانده است.
گزارشها نشان میدهد تبریز نیز با مشکل مشابه کمبود کارت آزاد و ازدحام در جایگاهها روبهروست.
در کنار این مشکلات، رانندگان از افت کیفیت بنزین نیز گلایه دارند و میگویند هزینه تعمیر موتور خودروها به ۵۰۰ تا ۸۰۰ میلیون تومان رسیده است.
یکی از رانندگان میگوید:
«دیروز ساعت ۱۱ صبح به چهار جایگاه رفتم تا بالاخره توانستم بنزین بزنم.»
@Eterazebazar
بنزین زدن در ساعت یک بامداد؛ این روزها برای بسیاری از مردم سهند و تبریز به یک واقعیت تلخ تبدیل شده است.
رانندگان میگویند بیشتر جایگاهها با کمبود یا نبود کارت سوخت آزاد روبهرو هستند و اگر شبانه برای سوختگیری نروند، صبح با این پاسخ مواجه میشوند: «سهمیه کارت آزاد تمام شده است.»
در شهر ۱۸۰ هزار نفری سهند فقط ۳ جایگاه سوخت وجود دارد و محدودیت کارتهای آزاد، مردم را به صفهای طولانی نیمهشب کشانده است.
گزارشها نشان میدهد تبریز نیز با مشکل مشابه کمبود کارت آزاد و ازدحام در جایگاهها روبهروست.
در کنار این مشکلات، رانندگان از افت کیفیت بنزین نیز گلایه دارند و میگویند هزینه تعمیر موتور خودروها به ۵۰۰ تا ۸۰۰ میلیون تومان رسیده است.
یکی از رانندگان میگوید:
«دیروز ساعت ۱۱ صبح به چهار جایگاه رفتم تا بالاخره توانستم بنزین بزنم.»
@Eterazebazar
بازار موبایل در بنبست؛ نه دلار پایین آمد، نه قیمت گوشی!
بازار موبایل هفته گذشته در شرایطی عجیب قرار داشت؛ دلار طی ۶ روز از محدوده ۱۹۵ هزار تومان به ۱۸۷ هزار تومان رسید؛ یعنی حدود ۴.۲ درصد کاهش، اما قیمت گوشیها تقریباً بدون تغییر باقی ماند.
این فاصله میان کاهش ارز و ثابت ماندن قیمت موبایل، نشان میدهد بازار با ریسک و بلاتکلیفی جدی روبهرو است.
دلیل اصلی چیست؟
🔹 قیمت خرید برخی مدلها در بازار جهانی افزایش یافته؛ بهعنوان نمونه پوکو C85 حدود ۹ درصد و ردمی نوت ۱۵ بیش از ۷ درصد گرانتر شدهاند.
🔹 از سوی دیگر، روند تخصیص ارز و ثبت سفارشها همچنان با مشکل روبهروست و نبود واردات جدید باعث شده کاهش دلار تأثیر فوری روی قیمتها نگذارد.
بررسی ۴۹ مدل پرفروش بازار نشان میدهد:
📈 ۱۵ مدل افزایش قیمت داشتند؛ از جمله S25 Ultra، ردمی ۱۵ و پوکو M7.
📉 ۲۵ مدل کاهش قیمت داشتند؛ در صدر کاهشها شیائومی ۱۵ با حدود ۷ درصد افت و گلکسی A57 با حدود ۴ درصد کاهش قرار گرفتند.
⏸️ ۱۹ مدل نیز بدون تغییر ماندند.
فعالان بازار میگویند بازار موبایل فعلاً در حالت قفل و انتظار قرار دارد؛ نه فروشنده حاضر به کاهش جدی قیمت است، نه خریدار اطمینان دارد.
آینده بازار به دو موضوع وابسته است:
🔸 اگر توافق حاصل شود و تخصیص ارز باز شود، ورود کالاهای جدید میتواند باعث کاهش محسوس قیمتها شود.
🔸 اگر شرایط فعلی ادامه پیدا کند، کمبود کالا و افزایش دوباره ارز میتواند موج جدید گرانی ایجاد کند.
فعلاً بازار موبایل نه جای خرید سنگین است و نه انبار کردن کالا؛ همه منتظرند ببینند قفل این بازار چه زمانی باز میشود.
@Eterazebazar
بازار موبایل هفته گذشته در شرایطی عجیب قرار داشت؛ دلار طی ۶ روز از محدوده ۱۹۵ هزار تومان به ۱۸۷ هزار تومان رسید؛ یعنی حدود ۴.۲ درصد کاهش، اما قیمت گوشیها تقریباً بدون تغییر باقی ماند.
این فاصله میان کاهش ارز و ثابت ماندن قیمت موبایل، نشان میدهد بازار با ریسک و بلاتکلیفی جدی روبهرو است.
دلیل اصلی چیست؟
🔹 قیمت خرید برخی مدلها در بازار جهانی افزایش یافته؛ بهعنوان نمونه پوکو C85 حدود ۹ درصد و ردمی نوت ۱۵ بیش از ۷ درصد گرانتر شدهاند.
🔹 از سوی دیگر، روند تخصیص ارز و ثبت سفارشها همچنان با مشکل روبهروست و نبود واردات جدید باعث شده کاهش دلار تأثیر فوری روی قیمتها نگذارد.
بررسی ۴۹ مدل پرفروش بازار نشان میدهد:
📈 ۱۵ مدل افزایش قیمت داشتند؛ از جمله S25 Ultra، ردمی ۱۵ و پوکو M7.
📉 ۲۵ مدل کاهش قیمت داشتند؛ در صدر کاهشها شیائومی ۱۵ با حدود ۷ درصد افت و گلکسی A57 با حدود ۴ درصد کاهش قرار گرفتند.
⏸️ ۱۹ مدل نیز بدون تغییر ماندند.
فعالان بازار میگویند بازار موبایل فعلاً در حالت قفل و انتظار قرار دارد؛ نه فروشنده حاضر به کاهش جدی قیمت است، نه خریدار اطمینان دارد.
آینده بازار به دو موضوع وابسته است:
🔸 اگر توافق حاصل شود و تخصیص ارز باز شود، ورود کالاهای جدید میتواند باعث کاهش محسوس قیمتها شود.
🔸 اگر شرایط فعلی ادامه پیدا کند، کمبود کالا و افزایش دوباره ارز میتواند موج جدید گرانی ایجاد کند.
فعلاً بازار موبایل نه جای خرید سنگین است و نه انبار کردن کالا؛ همه منتظرند ببینند قفل این بازار چه زمانی باز میشود.
@Eterazebazar
۱۲ ساعت بلاتکلیفی در فرودگاه؛ مسافرانی که هزینه بیبرنامگی را پرداخت کردند
جمعه ۱۶ مرداد، تأخیر حدود ۱۲ ساعته پروازهای تهران–استانبول و استانبول–تهران ایرانایر، مسافران را در شرایطی سخت و پرتنش قرار داد.
دهها مسافر که قرار بود از استانبول به مقصدهای اروپا، آمریکا، کانادا و استرالیا ادامه مسیر دهند، به دلیل این تأخیر پروازهای بعدی خود را از دست دادند.
اما خسارت فقط چند ساعت انتظار نبود؛
مسافرانی که برای ادامه سفر خود حداقل ۱۵۰۰ دلار (حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ میلیون تومان) هزینه کرده بودند، حالا باید تاوان تأخیر و بیبرنامگی را از جیب خود پرداخت کنند.
اعتراض اصلی مردم فقط به تأخیر نیست؛ به سکوت، نبود اطلاعرسانی و بیپاسخ ماندن مسافران سرگردان در فرودگاه است.
وقتی یک شرکت هواپیمایی برنامه پرواز را اجرا نمیکند، چه کسی مسئول از بین رفتن پول، زمان و آرامش مردم است؟
@Eterazebazar
جمعه ۱۶ مرداد، تأخیر حدود ۱۲ ساعته پروازهای تهران–استانبول و استانبول–تهران ایرانایر، مسافران را در شرایطی سخت و پرتنش قرار داد.
دهها مسافر که قرار بود از استانبول به مقصدهای اروپا، آمریکا، کانادا و استرالیا ادامه مسیر دهند، به دلیل این تأخیر پروازهای بعدی خود را از دست دادند.
اما خسارت فقط چند ساعت انتظار نبود؛
مسافرانی که برای ادامه سفر خود حداقل ۱۵۰۰ دلار (حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ میلیون تومان) هزینه کرده بودند، حالا باید تاوان تأخیر و بیبرنامگی را از جیب خود پرداخت کنند.
اعتراض اصلی مردم فقط به تأخیر نیست؛ به سکوت، نبود اطلاعرسانی و بیپاسخ ماندن مسافران سرگردان در فرودگاه است.
وقتی یک شرکت هواپیمایی برنامه پرواز را اجرا نمیکند، چه کسی مسئول از بین رفتن پول، زمان و آرامش مردم است؟
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«کس نخارد پشت من»؛ وقتی مردم جای حکومت را میگیرند
امروز بسیاری از مردم به این نتیجه رسیدهاند که تنها تکیهگاهشان خودشان هستند؛ همان ضربالمثل قدیمی که میگوید: «کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من.»مردم چارهای جز تکیه بر خودشان ندارند؛ سهمشان از سالها وعده، فقط گرانی، بیکاری، فشار معیشتی و مطالبات بیپاسخ بوده است.
چگونه برای جنگ، موشک، نیروهای نیابتی و نمایشهای پرهزینه همیشه بودجه وجود دارد، اما برای ساخت یا تعمیر چند کیلومتر جاده، منابع کافی پیدا نمیشود؟
نمونهاش همین دیروز در گرمسار بود.
پس از گزارشهای مکرر درباره وضعیت نامناسب جاده بنکوه به کبوتردره و بینتیجه ماندن پیگیریها، جمعی از مردم منطقه با کمترین امکانات، بیل و کلنگ به دست گرفتند و خودشان عملیات زیرسازی مسیر را آغاز کردند.
نه پیمانکاری در کار بود، نه ماشینآلات سنگین؛ فقط مردمی که تصمیم گرفتند منتظر نمانند.
در این حرکت، عشایر، الیکاییها، کُردها، گیلکها و دیگر اهالی منطقه، دوشادوش هم ایستادند تا کاری را انجام دهند که انتظار میرفت متولیان آن انجام دهند.
@Eterazebazar
امروز بسیاری از مردم به این نتیجه رسیدهاند که تنها تکیهگاهشان خودشان هستند؛ همان ضربالمثل قدیمی که میگوید: «کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من.»مردم چارهای جز تکیه بر خودشان ندارند؛ سهمشان از سالها وعده، فقط گرانی، بیکاری، فشار معیشتی و مطالبات بیپاسخ بوده است.
چگونه برای جنگ، موشک، نیروهای نیابتی و نمایشهای پرهزینه همیشه بودجه وجود دارد، اما برای ساخت یا تعمیر چند کیلومتر جاده، منابع کافی پیدا نمیشود؟
نمونهاش همین دیروز در گرمسار بود.
پس از گزارشهای مکرر درباره وضعیت نامناسب جاده بنکوه به کبوتردره و بینتیجه ماندن پیگیریها، جمعی از مردم منطقه با کمترین امکانات، بیل و کلنگ به دست گرفتند و خودشان عملیات زیرسازی مسیر را آغاز کردند.
نه پیمانکاری در کار بود، نه ماشینآلات سنگین؛ فقط مردمی که تصمیم گرفتند منتظر نمانند.
در این حرکت، عشایر، الیکاییها، کُردها، گیلکها و دیگر اهالی منطقه، دوشادوش هم ایستادند تا کاری را انجام دهند که انتظار میرفت متولیان آن انجام دهند.
@Eterazebazar
هشدار به کسبه؛ کالابرگ، سرمایه شما را یک ماه قفل میکند!
خبر مهم برای فعالان صنف گوشت، مرغ و خواربار؛ قبل از پذیرش کالابرگ، این نکته را بدانید.
🔹 دهکهای ۱ تا ۳ از ۱۵ مرداد امکان خرید دارند.
🔹 دهکهای ۴ تا ۵ از ۲۵ مرداد میتوانند خرید کنند.
🔹 دهکهای ۷ تا ۹ نیز باید تا ۵ شهریور منتظر بمانند.
اما نکتهای که کمتر درباره آن صحبت میشود، مربوط به کسبه است.
اگر مشتری با کالابرگ از شما خرید کند، پول آن فوری به حسابتان واریز نمیشود؛ بلکه تسویهحساب با فروشنده حداقل ۳ تا ۴ هفته، یعنی حدود یک ماه زمان میبرد.
در بازاری که قیمت کالاها هر روز تغییر میکند، یک ماه بلوکه شدن سرمایه برای بسیاری از مغازهداران یعنی کمبود نقدینگی، دشواری در خرید دوباره اجناس و فشار بیشتر بر کسبوکارهای کوچک.
چرا اجرای یک طرح حمایتی باید با سرمایه و نقدینگی کاسب محله انجام شود؟
@Eterazebazar
خبر مهم برای فعالان صنف گوشت، مرغ و خواربار؛ قبل از پذیرش کالابرگ، این نکته را بدانید.
🔹 دهکهای ۱ تا ۳ از ۱۵ مرداد امکان خرید دارند.
🔹 دهکهای ۴ تا ۵ از ۲۵ مرداد میتوانند خرید کنند.
🔹 دهکهای ۷ تا ۹ نیز باید تا ۵ شهریور منتظر بمانند.
اما نکتهای که کمتر درباره آن صحبت میشود، مربوط به کسبه است.
اگر مشتری با کالابرگ از شما خرید کند، پول آن فوری به حسابتان واریز نمیشود؛ بلکه تسویهحساب با فروشنده حداقل ۳ تا ۴ هفته، یعنی حدود یک ماه زمان میبرد.
در بازاری که قیمت کالاها هر روز تغییر میکند، یک ماه بلوکه شدن سرمایه برای بسیاری از مغازهداران یعنی کمبود نقدینگی، دشواری در خرید دوباره اجناس و فشار بیشتر بر کسبوکارهای کوچک.
چرا اجرای یک طرح حمایتی باید با سرمایه و نقدینگی کاسب محله انجام شود؟
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کنتور را عوض کردند، قبض برق را ۴ برابر کردند!
یک مغازهدار میگوید پس از تعویض کنتور قدیمی با کنتور جدید، شوک واقعی نه از کنتور، بلکه از قبض برق آغاز شد.
قبض ماه قبل:
۲ میلیون و ۴۰ هزار تومان
قبض بعد از تعویض کنتور:
۹ میلیون و ۱۸۳ هزار تومان
بدون اینکه حتی یک وسیله برقی جدید به مغازه اضافه شده باشد.
نه یخچال جدید، نه کولر جدید، نه افزایش مصرف؛ اما قبض برق بیش از ۴ برابر شده است.
این مغازهدار میگوید مالیات کل درآمد سالانه مغازهاش در سالهای گذشته ۱۲ تا ۱۵ میلیون تومان بوده، اما حالا فقط قبض برق یک ماه به مرز ۱۰ میلیون تومان رسیده است.
وقتی قبض برق از مالیات یک سال کسبه هم بیشتر میشود، دیگر اسمش افزایش قیمت نیست؛ شوک به معیشت است.
@Eterazebazar
یک مغازهدار میگوید پس از تعویض کنتور قدیمی با کنتور جدید، شوک واقعی نه از کنتور، بلکه از قبض برق آغاز شد.
قبض ماه قبل:
۲ میلیون و ۴۰ هزار تومان
قبض بعد از تعویض کنتور:
۹ میلیون و ۱۸۳ هزار تومان
بدون اینکه حتی یک وسیله برقی جدید به مغازه اضافه شده باشد.
نه یخچال جدید، نه کولر جدید، نه افزایش مصرف؛ اما قبض برق بیش از ۴ برابر شده است.
این مغازهدار میگوید مالیات کل درآمد سالانه مغازهاش در سالهای گذشته ۱۲ تا ۱۵ میلیون تومان بوده، اما حالا فقط قبض برق یک ماه به مرز ۱۰ میلیون تومان رسیده است.
وقتی قبض برق از مالیات یک سال کسبه هم بیشتر میشود، دیگر اسمش افزایش قیمت نیست؛ شوک به معیشت است.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پمپبنزین هرمزگان؛ مردم در صف، مسئولان در سکوت
صبح امروز، مردم خونسرخ هرمزگان با جایگاهی روبهرو شدند که نه بنزین داشت و نه کارت سوخت آزاد آن پاسخگو بود.
ساعت ۸:۳۰ صبح، صفهای طولانی همچنان پابرجا بود و رانندگان سرگردان، بدون هیچ اطلاعرسانی مشخص، منتظر بودند.
یکی از شهروندان با اعتراض میگوید:
«مردم اینجا ساعتها معطل ماندهاند؛ نه بنزین هست، نه کسی پاسخ میدهد. اگر مسئول این جایگاه یا مسئولان استان و شهرستان هستند، بیایند از نزدیک ببینند مردم در چه وضعیتی گرفتار شدهاند.»نگاه کن به مردمی که اینجا ایستادهاند و مستأصل شدهاند؛ آنها باید چه کار کنند؟ . این پمپبنزین خونسرخ است؛ نه بنزین دارد و نه کارت [سوخت] کار میکند. تا این موقع، ساعت هشت و نیم، این چه وضعی است؟ .
شما اگر مسئول هستید، استاندار، فرماندار، خب بیایید نگاه کنید که مردم گرفتارند
توی خانه (مسئول مربوطه) روز جمعه خوابیدهای و دلت خوش است که پمپبنزین دایر است؟ آخه این هم شد جایگاه؟
@Eterazebazar
صبح امروز، مردم خونسرخ هرمزگان با جایگاهی روبهرو شدند که نه بنزین داشت و نه کارت سوخت آزاد آن پاسخگو بود.
ساعت ۸:۳۰ صبح، صفهای طولانی همچنان پابرجا بود و رانندگان سرگردان، بدون هیچ اطلاعرسانی مشخص، منتظر بودند.
یکی از شهروندان با اعتراض میگوید:
«مردم اینجا ساعتها معطل ماندهاند؛ نه بنزین هست، نه کسی پاسخ میدهد. اگر مسئول این جایگاه یا مسئولان استان و شهرستان هستند، بیایند از نزدیک ببینند مردم در چه وضعیتی گرفتار شدهاند.»نگاه کن به مردمی که اینجا ایستادهاند و مستأصل شدهاند؛ آنها باید چه کار کنند؟ . این پمپبنزین خونسرخ است؛ نه بنزین دارد و نه کارت [سوخت] کار میکند. تا این موقع، ساعت هشت و نیم، این چه وضعی است؟ .
شما اگر مسئول هستید، استاندار، فرماندار، خب بیایید نگاه کنید که مردم گرفتارند
توی خانه (مسئول مربوطه) روز جمعه خوابیدهای و دلت خوش است که پمپبنزین دایر است؟ آخه این هم شد جایگاه؟
@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
پمپبنزین هرمزگان؛ مردم در صف، مسئولان در سکوت صبح امروز، مردم خونسرخ هرمزگان با جایگاهی روبهرو شدند که نه بنزین داشت و نه کارت سوخت آزاد آن پاسخگو بود. ساعت ۸:۳۰ صبح، صفهای طولانی همچنان پابرجا بود و رانندگان سرگردان، بدون هیچ اطلاعرسانی مشخص، منتظر بودند.…
بحران بنزین در هرمزگان؛ اعتراضات در حال افزایش است
ادامه صفهای طولانی، کاهش سهمیه بنزین آزاد، محدودیت عرضه و نبود پاسخ روشن از سوی مسئولان، خشم و اعتراضات مردم هرمزگان را افزایش داده است.
مردمی که برای چند لیتر بنزین ساعتها در گرما معطل میمانند، میگویند دیگر وعدههای تکراری کافی نیست؛!
با وجود وعدههای تکراری مسئولان، بحران بنزین در هرمزگان همچنان ادامه دارد؛ صفهای طولانی، کاهش سهمیه بنزین آزاد، محدودیت ساعت عرضه و سرگردانی رانندگان، زندگی روزمره مردم را مختل کرده است.
گزارشهای مردمی حاکی است در برخی جایگاهها بنزین آزاد فقط بین ۶ صبح تا ۱۲ ظهر عرضه میشود و سقف سوختگیری به ۱۵ لیتر رسیده است؛ در حالی که پیش از این بسیاری از رانندگان امکان دریافت ۳۰ تا ۴۰ لیتر داشتند.
@Eterazebazar
.
ادامه صفهای طولانی، کاهش سهمیه بنزین آزاد، محدودیت عرضه و نبود پاسخ روشن از سوی مسئولان، خشم و اعتراضات مردم هرمزگان را افزایش داده است.
مردمی که برای چند لیتر بنزین ساعتها در گرما معطل میمانند، میگویند دیگر وعدههای تکراری کافی نیست؛!
با وجود وعدههای تکراری مسئولان، بحران بنزین در هرمزگان همچنان ادامه دارد؛ صفهای طولانی، کاهش سهمیه بنزین آزاد، محدودیت ساعت عرضه و سرگردانی رانندگان، زندگی روزمره مردم را مختل کرده است.
گزارشهای مردمی حاکی است در برخی جایگاهها بنزین آزاد فقط بین ۶ صبح تا ۱۲ ظهر عرضه میشود و سقف سوختگیری به ۱۵ لیتر رسیده است؛ در حالی که پیش از این بسیاری از رانندگان امکان دریافت ۳۰ تا ۴۰ لیتر داشتند.
@Eterazebazar
.