#ارسالی
این لطیفه قدیمی است.
«چگونه یک افسر پلیس را ۱۵ دقیقه سرگرم کنیم؟!»
دوستی از من پرسید: «حالا که بازنشسته شدی، روزهایت را چطور میگذرانی که حوصلهات سر نرود؟»
گفتم: «کار سختی نیست؛ مثلاً همین دیروز با همسرم رفتیم خرید.
وقتی از فروشگاه بیرون آمدیم، دیدیم یک افسر پلیس دارد خودرویی را جریمه میکند. جلو رفتم و گفتم:
– جناب سروان، به یک بازنشسته رحم کنید!
بدون اینکه حرفی بزند، برگه جریمه را زیر برفپاککن گذاشت.
گفتم:
– عجب آدم بیانصافی هستی!
این بار یک جریمه دیگر هم بابت کثیف بودن چراغها نوشت.
همسرم هم گفت:
– ولش کن بابا... اینقدر سخت نگیر!
افسر عصبانیتر شد و گفت:
– پس لاستیکها هم فرسودهاند!
و یک جریمه دیگر نوشت.
من هم کوتاه نیامدم و گفتم:
– واقعاً که عجب آدمی هستی!
او هم پشت سر هم جریمه مینوشت و ما هم هر بار چیزی میگفتیم.
حدود یک ربع این کشمکش ادامه داشت.
در همین لحظه، اتوبوس روبهروی فروشگاه ایستاد. من و همسرم سوار شدیم و قبل از بسته شدن درِ اتوبوس، از پنجره فریاد زدم:
«راستی... صاحب ماشین، امام جماعت مسجد روبهروست؛ الان میآید، خودت جوابش را بده! ما که هرچه گفتیم ننویس، گوش نکردی!»
@Eterazebazar
این لطیفه قدیمی است.
«چگونه یک افسر پلیس را ۱۵ دقیقه سرگرم کنیم؟!»
دوستی از من پرسید: «حالا که بازنشسته شدی، روزهایت را چطور میگذرانی که حوصلهات سر نرود؟»
گفتم: «کار سختی نیست؛ مثلاً همین دیروز با همسرم رفتیم خرید.
وقتی از فروشگاه بیرون آمدیم، دیدیم یک افسر پلیس دارد خودرویی را جریمه میکند. جلو رفتم و گفتم:
– جناب سروان، به یک بازنشسته رحم کنید!
بدون اینکه حرفی بزند، برگه جریمه را زیر برفپاککن گذاشت.
گفتم:
– عجب آدم بیانصافی هستی!
این بار یک جریمه دیگر هم بابت کثیف بودن چراغها نوشت.
همسرم هم گفت:
– ولش کن بابا... اینقدر سخت نگیر!
افسر عصبانیتر شد و گفت:
– پس لاستیکها هم فرسودهاند!
و یک جریمه دیگر نوشت.
من هم کوتاه نیامدم و گفتم:
– واقعاً که عجب آدمی هستی!
او هم پشت سر هم جریمه مینوشت و ما هم هر بار چیزی میگفتیم.
حدود یک ربع این کشمکش ادامه داشت.
در همین لحظه، اتوبوس روبهروی فروشگاه ایستاد. من و همسرم سوار شدیم و قبل از بسته شدن درِ اتوبوس، از پنجره فریاد زدم:
«راستی... صاحب ماشین، امام جماعت مسجد روبهروست؛ الان میآید، خودت جوابش را بده! ما که هرچه گفتیم ننویس، گوش نکردی!»
@Eterazebazar
#ارسالی
دخترم من امسال میره نهم هرسال تابستون مدرسشون باز بوده از کلاس اول همین روال بوده ولی ایا الان با این شرایط جنگی نرماله که اعلام کردن باید بیاین مدرسه ؟!
چی رو میخایین نرمال نشون بدین
جون این بچها شده بازیچه دست سران جمهوری اسلامی
بعد که اتفاق میافته دایه مهربونترمیشن
شهریه رو گرفتین ۱۶۰ میلییون واس سال تحصیلی که هنوز معلوم نیست چ اتفاقاتی در راههه
۶۰ میلیون دادیم تا الان
گفتن باید بیاین چون کلاس نهم انتخاب رشته دارن باید حضورداشته باشن که رتبهاشون بالابشه
که چی بعد بشن راننده اسنپ ؟!
@Eterazebazar
دخترم من امسال میره نهم هرسال تابستون مدرسشون باز بوده از کلاس اول همین روال بوده ولی ایا الان با این شرایط جنگی نرماله که اعلام کردن باید بیاین مدرسه ؟!
چی رو میخایین نرمال نشون بدین
جون این بچها شده بازیچه دست سران جمهوری اسلامی
بعد که اتفاق میافته دایه مهربونترمیشن
شهریه رو گرفتین ۱۶۰ میلییون واس سال تحصیلی که هنوز معلوم نیست چ اتفاقاتی در راههه
۶۰ میلیون دادیم تا الان
گفتن باید بیاین چون کلاس نهم انتخاب رشته دارن باید حضورداشته باشن که رتبهاشون بالابشه
که چی بعد بشن راننده اسنپ ؟!
@Eterazebazar
#ارسالی
سفرهای که هر روز کوچکتر میشود؛ وقتی تغذیه سالم به کالایی لوکس تبدیل میشود
گزارشهای تازه نهادهای بینالمللی از یک واقعیت نگرانکننده حکایت دارد؛ بیش از ۲.۵ میلیارد نفر در جهان توان مالی لازم برای داشتن یک رژیم غذایی سالم را ندارند. این آمار نشان میدهد که میلیونها نفر به دلیل گرانی مواد غذایی، از دسترسی به حداقلهای تغذیه مناسب محروم هستند.
اما برای درک این بحران، لازم نیست به آن سوی مرزها نگاه کنیم. کافی است نگاهی به سفره بسیاری از خانوادههای ایرانی بیندازیم؛ سفرهای که زیر فشار تورم و کاهش قدرت خرید، هر روز کوچکتر میشود.
در سالهای اخیر، افزایش مداوم قیمت گوشت، لبنیات، میوه، حبوبات و دیگر اقلام اساسی باعث شده بسیاری از خانوارها، بهویژه بازنشستگان و اقشار کمدرآمد، ناچار شوند مواد غذایی ضروری را از سبد خرید خود حذف کنند. تغذیه سالم، که باید یک حق اولیه باشد، برای بسیاری به آرزویی دور از دسترس تبدیل شده است.
بازنشستگان بیش از دیگران تحت فشار قرار دارند. افرادی که سالها کار کرده و حق بیمه پرداخت کردهاند، امروز با مستمریهایی زندگی میکنند که همپای تورم افزایش نیافته است. نتیجه این شکاف، کاهش کیفیت زندگی، حذف تدریجی مواد غذایی مغذی از سفره و افزایش نگرانی درباره سلامت این قشر است.
وقتی قیمت کالاهای اساسی با سرعت افزایش مییابد اما درآمد خانوارها متناسب با آن رشد نمیکند، پیامد آن فقط فشار اقتصادی نیست؛ بلکه مستقیماً بر سلامت، امنیت غذایی و کیفیت زندگی مردم اثر میگذارد.
جامعهای که بخش بزرگی از مردمش توان تأمین یک رژیم غذایی سالم را از دست بدهند، با چالشی فراتر از مشکلات اقتصادی روبهرو خواهد بود؛ چالشی که آثار آن سالها بر سلامت و رفاه جامعه باقی میماند.
@Eterazebazar
سفرهای که هر روز کوچکتر میشود؛ وقتی تغذیه سالم به کالایی لوکس تبدیل میشود
گزارشهای تازه نهادهای بینالمللی از یک واقعیت نگرانکننده حکایت دارد؛ بیش از ۲.۵ میلیارد نفر در جهان توان مالی لازم برای داشتن یک رژیم غذایی سالم را ندارند. این آمار نشان میدهد که میلیونها نفر به دلیل گرانی مواد غذایی، از دسترسی به حداقلهای تغذیه مناسب محروم هستند.
اما برای درک این بحران، لازم نیست به آن سوی مرزها نگاه کنیم. کافی است نگاهی به سفره بسیاری از خانوادههای ایرانی بیندازیم؛ سفرهای که زیر فشار تورم و کاهش قدرت خرید، هر روز کوچکتر میشود.
در سالهای اخیر، افزایش مداوم قیمت گوشت، لبنیات، میوه، حبوبات و دیگر اقلام اساسی باعث شده بسیاری از خانوارها، بهویژه بازنشستگان و اقشار کمدرآمد، ناچار شوند مواد غذایی ضروری را از سبد خرید خود حذف کنند. تغذیه سالم، که باید یک حق اولیه باشد، برای بسیاری به آرزویی دور از دسترس تبدیل شده است.
بازنشستگان بیش از دیگران تحت فشار قرار دارند. افرادی که سالها کار کرده و حق بیمه پرداخت کردهاند، امروز با مستمریهایی زندگی میکنند که همپای تورم افزایش نیافته است. نتیجه این شکاف، کاهش کیفیت زندگی، حذف تدریجی مواد غذایی مغذی از سفره و افزایش نگرانی درباره سلامت این قشر است.
وقتی قیمت کالاهای اساسی با سرعت افزایش مییابد اما درآمد خانوارها متناسب با آن رشد نمیکند، پیامد آن فقط فشار اقتصادی نیست؛ بلکه مستقیماً بر سلامت، امنیت غذایی و کیفیت زندگی مردم اثر میگذارد.
جامعهای که بخش بزرگی از مردمش توان تأمین یک رژیم غذایی سالم را از دست بدهند، با چالشی فراتر از مشکلات اقتصادی روبهرو خواهد بود؛ چالشی که آثار آن سالها بر سلامت و رفاه جامعه باقی میماند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ارسالی
اعصاب مردم از روایتهای خبرگزاریهای حکومتی؛ وقتی تصویر، گویاتر از هر خبری است.
@Eterazebazar
اعصاب مردم از روایتهای خبرگزاریهای حکومتی؛ وقتی تصویر، گویاتر از هر خبری است.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ارسالی
لعنت به این حکومت آدم کش. اون ها اون قدر از ما میترسن که حد نداره.
سعی میکنن خودشونو قوی نشون بدن اما حقیقت اینه که از ترس میلرزن.
خشم ما به جایی رسیده که دیگه هیچ کاری از دستشون بر نمیاد.
ما هرگز جنایت های رو فراموش نمیکنیم
@Eterazebazar
لعنت به این حکومت آدم کش. اون ها اون قدر از ما میترسن که حد نداره.
سعی میکنن خودشونو قوی نشون بدن اما حقیقت اینه که از ترس میلرزن.
خشم ما به جایی رسیده که دیگه هیچ کاری از دستشون بر نمیاد.
ما هرگز جنایت های رو فراموش نمیکنیم
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ارسالی
تهران
تخریب شبانه پیادهرو خیابان سنایی !
کسبه میگویند با هدف پاتوق زدایی! سوال بسیار جدی اینکه عقل ندارید، تدبیر ندارید؟ در روزگاری که معیشت مردم و کسبه زیر فشار است، این رفتارهای تخریبی و تصمیمهای چند دهه قبل چه معنایی دارد؟ واقعا چه کسی و با چه مجوزی چنین اقدامی کرده است.
@Eterazebazar
تهران
تخریب شبانه پیادهرو خیابان سنایی !
کسبه میگویند با هدف پاتوق زدایی! سوال بسیار جدی اینکه عقل ندارید، تدبیر ندارید؟ در روزگاری که معیشت مردم و کسبه زیر فشار است، این رفتارهای تخریبی و تصمیمهای چند دهه قبل چه معنایی دارد؟ واقعا چه کسی و با چه مجوزی چنین اقدامی کرده است.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ارسالی
این فیلم رو براتون از یک فروشگاه محلی تهران میفرستم.
وضعیت برق انقدر خرابه با که لبنیاتی که همینطوری هم کم بودن فاسد میشوند و کارکنان فروشگاه مجبور میشن پرتشون کنن.
@Eterazebazar
این فیلم رو براتون از یک فروشگاه محلی تهران میفرستم.
وضعیت برق انقدر خرابه با که لبنیاتی که همینطوری هم کم بودن فاسد میشوند و کارکنان فروشگاه مجبور میشن پرتشون کنن.
@Eterazebazar
#ارسالی
کیش در حال سقوط آزاد به قعر دره است...
به عنوان کسی که مستقل در کیش فعالیت اقتصادی دارد، این حرف را از روی شنیدهها نمیزنم؛ من آن را زندگی میکنم.
خانواده من از سال ۱۳۶۶ ساکن کیش هستند و من ۳۵ سال است که در این جزیره زندگی میکنم. رونق کیش را دیدهام، روزهایی که بازارها از صبح تا نیمهشب مملو از مسافر و خریدار بود؛ حتی جشنوارههای تابستانی از شلوغترین روزهای جزیره محسوب میشد.
اما هرگز تصور نمیکردم روزی برسد که بازارهای کیش صبحها تعطیل شوند.
این یک تغییر ساعت کاری نیست؛ این یعنی فلج شدن شریان اصلی اقتصاد کیش. این یعنی مرگ تدریجی یک شهر.
کیش فقط یک مقصد گردشگری نیست؛ اینجا خانه هزاران خانواده است. اینجا معلم، کارگر، پزشک، دانشجو، بازاری، راننده، کارمند، رستوراندار و هزاران انسان زندگی میکنند. وقتی پروازها لغو میشود، مسافر نمیآید و هزینههای زندگی هر روز سنگینتر میشود، فقط بازار آسیب نمیبیند؛ زندگی مردم از هم میپاشد.
امروز بسیاری از کسبه توان پرداخت اجاره مغازه را ندارند، بسیاری در آستانه ورشکستگی هستند و عدهای هم چارهای جز ترک کیش و بازگشت به شهرهای خود پیدا نکردهاند. این یعنی مهاجرت معکوس؛ اتفاقی که تا چند سال پیش حتی تصورش هم سخت بود.
من بازاری نیستم و در حوزه ساختوساز فعالیت میکنم، اما وقتی بازار کیش از حرکت میایستد، یعنی قلب اقتصاد جزیره از تپش افتاده است. این درد فقط درد یک صنف نیست؛ درد یک شهر است.
@Eterazebazar
کیش در حال سقوط آزاد به قعر دره است...
به عنوان کسی که مستقل در کیش فعالیت اقتصادی دارد، این حرف را از روی شنیدهها نمیزنم؛ من آن را زندگی میکنم.
خانواده من از سال ۱۳۶۶ ساکن کیش هستند و من ۳۵ سال است که در این جزیره زندگی میکنم. رونق کیش را دیدهام، روزهایی که بازارها از صبح تا نیمهشب مملو از مسافر و خریدار بود؛ حتی جشنوارههای تابستانی از شلوغترین روزهای جزیره محسوب میشد.
اما هرگز تصور نمیکردم روزی برسد که بازارهای کیش صبحها تعطیل شوند.
این یک تغییر ساعت کاری نیست؛ این یعنی فلج شدن شریان اصلی اقتصاد کیش. این یعنی مرگ تدریجی یک شهر.
کیش فقط یک مقصد گردشگری نیست؛ اینجا خانه هزاران خانواده است. اینجا معلم، کارگر، پزشک، دانشجو، بازاری، راننده، کارمند، رستوراندار و هزاران انسان زندگی میکنند. وقتی پروازها لغو میشود، مسافر نمیآید و هزینههای زندگی هر روز سنگینتر میشود، فقط بازار آسیب نمیبیند؛ زندگی مردم از هم میپاشد.
امروز بسیاری از کسبه توان پرداخت اجاره مغازه را ندارند، بسیاری در آستانه ورشکستگی هستند و عدهای هم چارهای جز ترک کیش و بازگشت به شهرهای خود پیدا نکردهاند. این یعنی مهاجرت معکوس؛ اتفاقی که تا چند سال پیش حتی تصورش هم سخت بود.
من بازاری نیستم و در حوزه ساختوساز فعالیت میکنم، اما وقتی بازار کیش از حرکت میایستد، یعنی قلب اقتصاد جزیره از تپش افتاده است. این درد فقط درد یک صنف نیست؛ درد یک شهر است.
@Eterazebazar
#ارسالی
این آقا قیاسی هستند فرزند حبیب قیاسی که حبیب قیاسی دارای نمایندگی ایرانخودرو ومدیرعامل شرکت معاینه فنی هیدرواستاتیک سرعتکار سینا درنهاوند هستند،که نمایندگی ایرانخودرو ورچیده شد یاورشکست، و یا برااساس تخلف بوده یا اختلاس.
حبیب قیاسی بارها وبارها نیز برای نمایندگی مجلس ثبت نام کرده اما رای نیاوورد.
وهم اکنون درمعاینه فنی مشغول هستندکه ایشون به هربهانه ای ایراد ازماشین ها میگیره ومتقاضی ناچاراست که رشوه بدهدتا قبولش کنن،همانطور که درعکس ها مشاهده میکنید ازدرب ایران خودرو ایشون موکب زده ،ینی این ملت نمیدونن اینادزد وغارتگرند ودادستان نیز باکت شلوار کرم جفتش هستش،خدامیدونه چه ثروتی اینا بامال مردم جمع کردند که فقط میدونم یه ماشین روآ سال نقره ای به شماره پلاک ۲۸-۸۳۲ب۳۹ دارد
اینم شماره تلفن این حرامخوررشوه خوار۰۹۰۵۵۸۵۱۳۵۹
@Eterazebazar
این آقا قیاسی هستند فرزند حبیب قیاسی که حبیب قیاسی دارای نمایندگی ایرانخودرو ومدیرعامل شرکت معاینه فنی هیدرواستاتیک سرعتکار سینا درنهاوند هستند،که نمایندگی ایرانخودرو ورچیده شد یاورشکست، و یا برااساس تخلف بوده یا اختلاس.
حبیب قیاسی بارها وبارها نیز برای نمایندگی مجلس ثبت نام کرده اما رای نیاوورد.
وهم اکنون درمعاینه فنی مشغول هستندکه ایشون به هربهانه ای ایراد ازماشین ها میگیره ومتقاضی ناچاراست که رشوه بدهدتا قبولش کنن،همانطور که درعکس ها مشاهده میکنید ازدرب ایران خودرو ایشون موکب زده ،ینی این ملت نمیدونن اینادزد وغارتگرند ودادستان نیز باکت شلوار کرم جفتش هستش،خدامیدونه چه ثروتی اینا بامال مردم جمع کردند که فقط میدونم یه ماشین روآ سال نقره ای به شماره پلاک ۲۸-۸۳۲ب۳۹ دارد
اینم شماره تلفن این حرامخوررشوه خوار۰۹۰۵۵۸۵۱۳۵۹
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ارسالی
این ویدیو رو درباره ی دلیل های این بحران و وحشتناک آب که داریم براتون ارسال میکنم.
آدم های فاسد که مسئول مدیریت آب هستن، عباس علی آبادی، هاشم امینی، حمید رضا جانباز،
برای منافع شخصی خودشون به این حکومت فاسد خدمت میکنن.
اونا جشن میگیرن و خوش میگذرونن ولی ما تشنه ایم...
مثل هر حکومتی که با زور قدرت رو گرفته این ها هم جنایتکار و بی عرضه هستن.
وقتشه که جواب پس بدن و بابت کارها و جنایت های که کردن تاوان بدن.
@Eterazebazar
این ویدیو رو درباره ی دلیل های این بحران و وحشتناک آب که داریم براتون ارسال میکنم.
آدم های فاسد که مسئول مدیریت آب هستن، عباس علی آبادی، هاشم امینی، حمید رضا جانباز،
برای منافع شخصی خودشون به این حکومت فاسد خدمت میکنن.
اونا جشن میگیرن و خوش میگذرونن ولی ما تشنه ایم...
مثل هر حکومتی که با زور قدرت رو گرفته این ها هم جنایتکار و بی عرضه هستن.
وقتشه که جواب پس بدن و بابت کارها و جنایت های که کردن تاوان بدن.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ارسالی
امروز از نزدیک شاهد جمعآوری بساط دستفروشان بودم. مأموران شهرداری وسایل مردم را جمع میکردند؛ از آب و نوشابه گرفته تا خیارشور، برنج و هرچه روی بساط بود.
از یکی از مأموران پرسیدم چرا این کار را میکنید؟ پاسخ داد: «شهردار جدید آمده و از بالا دستور دادهاند؛ ما هم مجبوریم اجرا کنیم.» حتی خود برخی از مأموران میگفتند که از انجام این کار رضایت ندارند، اما موظف به اجرای دستور هستند.
تلخترین صحنه برای من، پیرمردی بود که فقط چند اسکاج برای فروش آورده بود؛ همان چند قلم جنسش را هم جمع کردند و بردند.
@Eterazebazar
امروز از نزدیک شاهد جمعآوری بساط دستفروشان بودم. مأموران شهرداری وسایل مردم را جمع میکردند؛ از آب و نوشابه گرفته تا خیارشور، برنج و هرچه روی بساط بود.
از یکی از مأموران پرسیدم چرا این کار را میکنید؟ پاسخ داد: «شهردار جدید آمده و از بالا دستور دادهاند؛ ما هم مجبوریم اجرا کنیم.» حتی خود برخی از مأموران میگفتند که از انجام این کار رضایت ندارند، اما موظف به اجرای دستور هستند.
تلخترین صحنه برای من، پیرمردی بود که فقط چند اسکاج برای فروش آورده بود؛ همان چند قلم جنسش را هم جمع کردند و بردند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ارسالی
چه بر سر این مردم داره میاد
در کشور دارد مزه زندگی را برای مردم زهرمار میکند؛ وقتی چند گرم ادویه قیمت میلیونی پیدا میکند، دیگر ادویهدان آشپزخانه شبیه ویترین طلافروشی است! این گرانی ، انتها و محدودیت ندارد؟
قیمت ها عجیب شده خودم فلفل سیاه می خواستم بخرم ۸۵۰ هزار تومن بود نخریدم
@Eterazebazar
چه بر سر این مردم داره میاد
در کشور دارد مزه زندگی را برای مردم زهرمار میکند؛ وقتی چند گرم ادویه قیمت میلیونی پیدا میکند، دیگر ادویهدان آشپزخانه شبیه ویترین طلافروشی است! این گرانی ، انتها و محدودیت ندارد؟
قیمت ها عجیب شده خودم فلفل سیاه می خواستم بخرم ۸۵۰ هزار تومن بود نخریدم
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ارسالی
امروز صبح این دیوار نویسی رو در پیرانشهر دیدم
مجتبی و وحیدی تصمیم گرفتن ما رو بکشن
باید جلوشونو بگیریم!!!
@Eterazebazar
امروز صبح این دیوار نویسی رو در پیرانشهر دیدم
مجتبی و وحیدی تصمیم گرفتن ما رو بکشن
باید جلوشونو بگیریم!!!
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ارسالی
امروز صبح رفتم این بنر رو نوشتم و نصب کردم بخاطر پدر و مادرم و خیلی از دوستان و آشنایان خانوادگیمون و در واقع تمامی زن مردهای بازنشسته که سالیان سال تو عمرشون کار کردند، جون کندند، خون خوردند، عرق کردند و زحمت کشیدند تا یک لقمه نون حلال برای ما بچه هاشون و خانوادهاشون تهیه کنند و حالا سر پیری به ذلت افتادن و آه ندارن با ناله سودا کنن و این رژیم و دولت و حکومت باهاشون مثل سگ رفتار میکنه و اصلا رفاه اینا براشون هیچ اهمیتی نداره.
تمومی بازنشستگان تو همه شهرها منجمله کرمانشاه دیگه از روی ناچاری زدن به سیم آخر و چیزی ندارن که دیگه از دست بدن پس تا بشه میرن تظاهرات تا شاید این دولت یک عقلی تو سرش بیاد و گوش کر خودش و مسئولین صدای بدبخت بیچاره ها رو بشنوه چون دیگه جز این هیچ راهی باقی نمونده...
@Eterazebazar
امروز صبح رفتم این بنر رو نوشتم و نصب کردم بخاطر پدر و مادرم و خیلی از دوستان و آشنایان خانوادگیمون و در واقع تمامی زن مردهای بازنشسته که سالیان سال تو عمرشون کار کردند، جون کندند، خون خوردند، عرق کردند و زحمت کشیدند تا یک لقمه نون حلال برای ما بچه هاشون و خانوادهاشون تهیه کنند و حالا سر پیری به ذلت افتادن و آه ندارن با ناله سودا کنن و این رژیم و دولت و حکومت باهاشون مثل سگ رفتار میکنه و اصلا رفاه اینا براشون هیچ اهمیتی نداره.
تمومی بازنشستگان تو همه شهرها منجمله کرمانشاه دیگه از روی ناچاری زدن به سیم آخر و چیزی ندارن که دیگه از دست بدن پس تا بشه میرن تظاهرات تا شاید این دولت یک عقلی تو سرش بیاد و گوش کر خودش و مسئولین صدای بدبخت بیچاره ها رو بشنوه چون دیگه جز این هیچ راهی باقی نمونده...
@Eterazebazar
#ارسالی
چقدر این روزها این حرف، حرف دل خیلیهاست...
کار کردیم؛ ارزش پولمان آب شد.
درس خواندیم؛ مدرکهایمان گوشه کمد ماند.
کسبوکار راه انداختیم؛ ، همهچیز به هم ریخت.تا اومدیم جون بگیریم نت قطع شد، فیلترینگ اومد و با یک تصمیم، یک قطعی یا یک محدودیت همهچیز تو یک ثانیه پودر شد
به امید ساختن آینده دویدیم، اما هر بار خط پایان چند قدم دورتر شد.
سؤال خیلیها این است: چرا سهم یک نسل از این همه تلاش، فقط دویدن بینتیجه و خستگی شده است؟
ما چیز عجیبی نخواستیم؛ نه زندگی لوکس، نه آرزوهای دور از دسترس. فقط خواستیم با کار و تلاش، یک زندگی آبرومند داشته باشیم، خانهای، امنیتی و امیدی به فردا.
اما امروز، انگار هر روز باید از نو شروع کنیم و هر بار بخشی از امیدمان را جا بگذاریم.
دردناکترین بخش ماجرا این نیست که سخت زندگی میکنیم؛ دردناکتر این است که خیلیها دیگر نمیدانند این همه تلاش، قرار است به کجا برسد. وای به روزی که این وضعیت طغیان کند.
@Eterazebazar
چقدر این روزها این حرف، حرف دل خیلیهاست...
کار کردیم؛ ارزش پولمان آب شد.
درس خواندیم؛ مدرکهایمان گوشه کمد ماند.
کسبوکار راه انداختیم؛ ، همهچیز به هم ریخت.تا اومدیم جون بگیریم نت قطع شد، فیلترینگ اومد و با یک تصمیم، یک قطعی یا یک محدودیت همهچیز تو یک ثانیه پودر شد
به امید ساختن آینده دویدیم، اما هر بار خط پایان چند قدم دورتر شد.
سؤال خیلیها این است: چرا سهم یک نسل از این همه تلاش، فقط دویدن بینتیجه و خستگی شده است؟
ما چیز عجیبی نخواستیم؛ نه زندگی لوکس، نه آرزوهای دور از دسترس. فقط خواستیم با کار و تلاش، یک زندگی آبرومند داشته باشیم، خانهای، امنیتی و امیدی به فردا.
اما امروز، انگار هر روز باید از نو شروع کنیم و هر بار بخشی از امیدمان را جا بگذاریم.
دردناکترین بخش ماجرا این نیست که سخت زندگی میکنیم؛ دردناکتر این است که خیلیها دیگر نمیدانند این همه تلاش، قرار است به کجا برسد. وای به روزی که این وضعیت طغیان کند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ارسالی
مشهد
پولی شدن هر خدمت؛ تا کجا؟
زائر برای زیارت آمده، هربارداستان جدید مواجه می شود حالا برای سپردن وسایلش هم باید ۹۵ هزار و ۵۰۰ تومان بپردازد؛ فرقی هم ندارد وسیلهاش یک چمدان باشد یا یک فندک.
@Eterazebazar
مشهد
پولی شدن هر خدمت؛ تا کجا؟
زائر برای زیارت آمده، هربارداستان جدید مواجه می شود حالا برای سپردن وسایلش هم باید ۹۵ هزار و ۵۰۰ تومان بپردازد؛ فرقی هم ندارد وسیلهاش یک چمدان باشد یا یک فندک.
@Eterazebazar
#ارسالی
«وقتی برای تجمعات هم مناقصه برگزار میشود؛ پس هزینههای "خودجوش" از کجا میآید؟»
انتشار سندی درباره برگزاری مناقصه برای تأمین برخی هزینههای تجمعات، از جمله پذیرایی، تجهیزات صوتی و اقلام مورد نیاز مراسمها، واکنشهایی را به دنبال داشته است.
@Eterazebazar
«وقتی برای تجمعات هم مناقصه برگزار میشود؛ پس هزینههای "خودجوش" از کجا میآید؟»
انتشار سندی درباره برگزاری مناقصه برای تأمین برخی هزینههای تجمعات، از جمله پذیرایی، تجهیزات صوتی و اقلام مورد نیاز مراسمها، واکنشهایی را به دنبال داشته است.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ارسالی
من سحر از خونه زدم بیرون تا فریاد بزنم. فریاد از درد و خشم.
دیگه از این وضعیت خسته شدیم.
نه آب داریم نه برق این زندگی نیست.
خیلی دردناکه که واقعیت زندگی ما با همین چند کلمه خلاصه میشه.
@Eterazebazar
من سحر از خونه زدم بیرون تا فریاد بزنم. فریاد از درد و خشم.
دیگه از این وضعیت خسته شدیم.
نه آب داریم نه برق این زندگی نیست.
خیلی دردناکه که واقعیت زندگی ما با همین چند کلمه خلاصه میشه.
@Eterazebazar
#ارسالی
گزارش از یک آرزوی ساده...
دیشب، میان یک گفتوگوی معمولی، جملهای شنیدم که تا مدتها از ذهنم پاک نخواهد شد.
جوانی بیستوچند ساله، از خانوادهای تحت پوشش کمیته امداد، برای پیدا کردن وامی کوچک تلاش میکرد تا مادرش بتواند بدهیاش را پرداخت کند.
در میان صحبتها، بیمقدمه گفت:
«آرزو دارم فقط یک بار، دست مادرم را بگیرم و با هم برویم قصابی و گوشت بخریم. اگر گوشتی هم خوردهایم، نذری بوده یا کسی به ما داده است. تا امروز هیچوقت برای خرید گوشت وارد قصابی نشدهایم.»
لحظهای سکوت کردم.
در کشوری که روزگاری گوشت، غذای معمول بسیاری از خانوادهها بود، حالا برای بعضیها، رفتن به قصابی به یک رؤیای دستنیافتنی تبدیل شده است.
شاید این فقط داستان یک جوان نباشد؛ شاید روایت هزاران خانوادهای باشد که در شهرهای کوچک و بزرگ، ماهها و حتی سالهاست توان خرید گوشت را از دست دادهاند.
گاهی تلخترین واقعیتهای یک جامعه، نه در آمارهای اقتصادی، بلکه در یک جمله کوتاه پنهان است:
«آرزو دارم فقط یک بار از قصابی گوشت بخرم...»
@Eterazebazar
گزارش از یک آرزوی ساده...
دیشب، میان یک گفتوگوی معمولی، جملهای شنیدم که تا مدتها از ذهنم پاک نخواهد شد.
جوانی بیستوچند ساله، از خانوادهای تحت پوشش کمیته امداد، برای پیدا کردن وامی کوچک تلاش میکرد تا مادرش بتواند بدهیاش را پرداخت کند.
در میان صحبتها، بیمقدمه گفت:
«آرزو دارم فقط یک بار، دست مادرم را بگیرم و با هم برویم قصابی و گوشت بخریم. اگر گوشتی هم خوردهایم، نذری بوده یا کسی به ما داده است. تا امروز هیچوقت برای خرید گوشت وارد قصابی نشدهایم.»
لحظهای سکوت کردم.
در کشوری که روزگاری گوشت، غذای معمول بسیاری از خانوادهها بود، حالا برای بعضیها، رفتن به قصابی به یک رؤیای دستنیافتنی تبدیل شده است.
شاید این فقط داستان یک جوان نباشد؛ شاید روایت هزاران خانوادهای باشد که در شهرهای کوچک و بزرگ، ماهها و حتی سالهاست توان خرید گوشت را از دست دادهاند.
گاهی تلخترین واقعیتهای یک جامعه، نه در آمارهای اقتصادی، بلکه در یک جمله کوتاه پنهان است:
«آرزو دارم فقط یک بار از قصابی گوشت بخرم...»
@Eterazebazar