✳️ این روزها VUCA به یک کلمه رایج مدیریتی تبدیل شده است؛ این کلمه مخفف چهار کلمه Volatility (نوسان و تغییر)، Uncertainty (عدم قطعیت)، Complexity (پیچیدگی) و Ambiguity (ابهام) است. این کلمه تلفیقی از چهار نوع چالش است که چهار نوع پاسخ متمایز را طلب می کند. این، آگاهی از چگونگی برخورد با یک موقعیت چالش برانگیز را دشوار و استفاده از VUCA را به عنوان عصای کمکی ساده می کند؛ راهی برای رهایی از کار دشوار مربوط به استراتژی و برنامه ریزی.
با همه اینها، نمی توانید برای دنیایی با VUCA آماده شوید، درست است؟
🔹Volatility
(نوسان و تغییر)
مشخصات
این چالش غیر منتظره و ناپایدار است و احتمالاً مدت زمان نامعلومی به طول می انجامد، اما درک آن الزاماً دشوار نیست؛ دانش درباره آن معمولاً در دسترس است. به عنوان مثال نوسان قیمت ها بعد از یک فاجعه طبیعی کنترل را از عهده تامین کننده خارج می کند.
🔸رویکرد
تخصیص منابع به آماده سازی، برای مثال ذخیره فهرست اموال و موجودی یا خرید بیش از حد نیاز استعداد (منظور نیروی کار است). این گام ها هزینه زیادی دارند؛ سرمایه شما باید درخور ریسک احتمالی باشد.
🔹Uncertainty
(عدم قطعیت)
مشخصات
برخلاف فقدان دیگر اطلاعات، علت اصلی رویداد و اثر آن معلوم هستند. تغییر، ممکن است اما جزو داده های معلوم نیست. به عنوان مثال محصول در حال راه اندازی یک رقیب، آینده کسب و کار و بازار را تیره و تار می کند.
🔸رویکرد
در اطلاعات سرمایه گذاری کنید؛ اطلاعات را گردآوری و تفسیر کنید و به اشتراک بگذارید. این، بهترین کارکرد را با تغییرات ساختاری دارد؛ تغییراتی مثل اضافه کردن شبکه های تحلیل اطلاعات، که بتواند عدم قطعیت جاری را کاهش دهد.
🔹Complexity
(پیچیدگی)
مشخصات
این موقعیت متغیرها و بخش های متعددی دارد که با هم در ارتباط هستند. بعضی اطلاعات در دسترس است یا قابل پیش بینی است، اما حجم یا ماهیت آن می تواند برای فرآیند زیاد باشد. به عنوان مثال با محیط، قوانین، تعرفه های گمرک و ارزش های فرهنگی منحصر به فردی در کشورهای بسیاری به کسب و کار خود مشغول هستید.
🔸رویکرد
ساختاردهی مجدد، پیشرفت متخصصان و فراهم کردن منابع کافی برای رفع پیچیدگی.
🔹Ambiguity
(ابهام)
مشخصات
روابط علّی کاملاً مبهم است. هیچ نمونه قبلی وجود ندارد؛ با ناشناخته های ناشناخته مواجه هستید. به عنوان مثال تصمیم گرفته اید وارد بازارهای رشد نیافته یا نوظهور شوید یا محصولاتی خارج از شایستگی های کلیدی تان تولید کنید.
🔸رویکرد
آزمایش کنید. درک علت و معلول، نیازمند ساخت فرضیات و آزمون آنها است. آزمایش های خود را طوری طراحی کنید که درس های آموخته شده بکار گرفته شوند.
با همه اینها، نمی توانید برای دنیایی با VUCA آماده شوید، درست است؟
🔹Volatility
(نوسان و تغییر)
مشخصات
این چالش غیر منتظره و ناپایدار است و احتمالاً مدت زمان نامعلومی به طول می انجامد، اما درک آن الزاماً دشوار نیست؛ دانش درباره آن معمولاً در دسترس است. به عنوان مثال نوسان قیمت ها بعد از یک فاجعه طبیعی کنترل را از عهده تامین کننده خارج می کند.
🔸رویکرد
تخصیص منابع به آماده سازی، برای مثال ذخیره فهرست اموال و موجودی یا خرید بیش از حد نیاز استعداد (منظور نیروی کار است). این گام ها هزینه زیادی دارند؛ سرمایه شما باید درخور ریسک احتمالی باشد.
🔹Uncertainty
(عدم قطعیت)
مشخصات
برخلاف فقدان دیگر اطلاعات، علت اصلی رویداد و اثر آن معلوم هستند. تغییر، ممکن است اما جزو داده های معلوم نیست. به عنوان مثال محصول در حال راه اندازی یک رقیب، آینده کسب و کار و بازار را تیره و تار می کند.
🔸رویکرد
در اطلاعات سرمایه گذاری کنید؛ اطلاعات را گردآوری و تفسیر کنید و به اشتراک بگذارید. این، بهترین کارکرد را با تغییرات ساختاری دارد؛ تغییراتی مثل اضافه کردن شبکه های تحلیل اطلاعات، که بتواند عدم قطعیت جاری را کاهش دهد.
🔹Complexity
(پیچیدگی)
مشخصات
این موقعیت متغیرها و بخش های متعددی دارد که با هم در ارتباط هستند. بعضی اطلاعات در دسترس است یا قابل پیش بینی است، اما حجم یا ماهیت آن می تواند برای فرآیند زیاد باشد. به عنوان مثال با محیط، قوانین، تعرفه های گمرک و ارزش های فرهنگی منحصر به فردی در کشورهای بسیاری به کسب و کار خود مشغول هستید.
🔸رویکرد
ساختاردهی مجدد، پیشرفت متخصصان و فراهم کردن منابع کافی برای رفع پیچیدگی.
🔹Ambiguity
(ابهام)
مشخصات
روابط علّی کاملاً مبهم است. هیچ نمونه قبلی وجود ندارد؛ با ناشناخته های ناشناخته مواجه هستید. به عنوان مثال تصمیم گرفته اید وارد بازارهای رشد نیافته یا نوظهور شوید یا محصولاتی خارج از شایستگی های کلیدی تان تولید کنید.
🔸رویکرد
آزمایش کنید. درک علت و معلول، نیازمند ساخت فرضیات و آزمون آنها است. آزمایش های خود را طوری طراحی کنید که درس های آموخته شده بکار گرفته شوند.
✳️ تاب آوری سازمانی در شرایط ابهام
✅ تحقیقات جدید مککینزی نشان میدهد که بهترین مدیران اجرایی منتظر بروز مشکل نیستند.
شرکتهای تابآور حرکتهای سریع و جسورانهای در بهرهوری انجام میدهند، و فضایی را برای گزینه های عملیاتی و مالی ایجاد میکنند، در حالی که در طول رکود سرمایهگذاری میکنند و در دوران بهبودی منافع آن را برداشت می کنند.
معمولا انعطاف پذیری را بر روی انعطافپذیری مالی (قدرت ترازنامه، موقعیتهای نقدی و غیره) تمرکز میکنند، اما ابعاد انعطافپذیری متعددی وجود دارد که میتواند از اقدامات تدافعی و تهاجمی پشتیبانی کند:
▪︎مالی: قیمت گذاری، کنترل هزینه و چابکی، تبدیل پول نقد و پوشش ریسک
▪︎عملیاتی: مدیریت نیروی کار، زنجیره تامین و نگهداری
▪︎دیجیتال و فناوری: امنیت سایبری، حفاظت از داده ها، و کیفیت و همچنین در دسترس بودن، اتوماسیون، تجزیه و تحلیل، و تجربه دیجیتال
نام تجاری، شهرت و سرمایه گذاری زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی ▪︎(ESG): مدیریت و ارتباطات ذی نفعان به علاوه تعهدات به جامعه
▪︎مدل کسبوکار و قابلیتهای نوآوری: نیازهای محصول و مشتری و اکوسیستمها و اتحادها
▪︎سازمانی: انعطاف پذیری رهبری، چابکی تصمیم گیری و استعداد
🔹برای مقابله با لبهام و ایجاد تاب آوری سازمانی، رهبران می توانند سه سوال کلیدی را مطرح کنند:
• شرکت تا چه اندازه آماده است تا به اختلالات پاسخ دهد و تمام اهرم های انعطاف پذیری موجود را به کار گیرد؟
• آیا سناریوهای درستی را تعریف کرده است و آیا مجموعه ابزار تحلیلی برای پیش بینی طوفان بعدی در اختیار دارد؟
• آیا سرمایه گذاری در یک سازمان چابک برای ساختن یک عضله انعطاف پذیر انجام شده است که در درازمدت مفید باشد؟
✅ تحقیقات جدید مککینزی نشان میدهد که بهترین مدیران اجرایی منتظر بروز مشکل نیستند.
شرکتهای تابآور حرکتهای سریع و جسورانهای در بهرهوری انجام میدهند، و فضایی را برای گزینه های عملیاتی و مالی ایجاد میکنند، در حالی که در طول رکود سرمایهگذاری میکنند و در دوران بهبودی منافع آن را برداشت می کنند.
معمولا انعطاف پذیری را بر روی انعطافپذیری مالی (قدرت ترازنامه، موقعیتهای نقدی و غیره) تمرکز میکنند، اما ابعاد انعطافپذیری متعددی وجود دارد که میتواند از اقدامات تدافعی و تهاجمی پشتیبانی کند:
▪︎مالی: قیمت گذاری، کنترل هزینه و چابکی، تبدیل پول نقد و پوشش ریسک
▪︎عملیاتی: مدیریت نیروی کار، زنجیره تامین و نگهداری
▪︎دیجیتال و فناوری: امنیت سایبری، حفاظت از داده ها، و کیفیت و همچنین در دسترس بودن، اتوماسیون، تجزیه و تحلیل، و تجربه دیجیتال
نام تجاری، شهرت و سرمایه گذاری زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی ▪︎(ESG): مدیریت و ارتباطات ذی نفعان به علاوه تعهدات به جامعه
▪︎مدل کسبوکار و قابلیتهای نوآوری: نیازهای محصول و مشتری و اکوسیستمها و اتحادها
▪︎سازمانی: انعطاف پذیری رهبری، چابکی تصمیم گیری و استعداد
🔹برای مقابله با لبهام و ایجاد تاب آوری سازمانی، رهبران می توانند سه سوال کلیدی را مطرح کنند:
• شرکت تا چه اندازه آماده است تا به اختلالات پاسخ دهد و تمام اهرم های انعطاف پذیری موجود را به کار گیرد؟
• آیا سناریوهای درستی را تعریف کرده است و آیا مجموعه ابزار تحلیلی برای پیش بینی طوفان بعدی در اختیار دارد؟
• آیا سرمایه گذاری در یک سازمان چابک برای ساختن یک عضله انعطاف پذیر انجام شده است که در درازمدت مفید باشد؟
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرمقاله امروز:
ناهمخوانی تحصیل و شغل
👤 دکتر مهدی فیضی
✍️ در بازار کار ممکن است، فرد در سمت عرضه، سطح توانایی خود را بداند؛ اما معمولا بنگاه استخدامکننده قادر به مشاهده چنین ویژگی ناملموسی نیست. مدرک تحصیلی میتواند بهعنوان علامتی از دانش، توانایی، مهارت، هوش و پشتکار برای بنگاهها استفاده شود، در نتیجه، شکاف اطلاعاتی را کاهش دهد.
✍️ مایکل اسپنس(Michael Spence) برنده نوبل اقتصاد، در مقاله معروف خود به نام «علامتدهی در بازار کار»(Job Market Signaling) نشان داد که حتی اگر تحصیلات به بهرهوری فرد کمک نکند، باز هم میتواند برای هر دو سمت عرضه و تقاضا در بازار کار ارزش داشته باشد. اگر ساختار هزینه-فایده مناسب وجود داشته باشد، کارمندان خوب، تحصیلات خود را بهمنظور نشاندادن بهرهوری بالاترشان ارتقا خواهند داد.
✍️ نتایج طرح آمارگیری نیروی کار در کشور در سالهای اخیر نشان میدهد که نهتنها ظاهرا بین تحصیلات عالی از سویی و شغل و درآمد بهتر از سوی دیگر، رابطه مستقیم دیگر وجود ندارد، بلکه به نظر میرسد، در بسیاری از رشتهها به صورت عکس معنادار شده است.
✍️ بهمنظور بررسی دقیقتر این پدیده میتوانیم از پدیده «ناهمخوانی تحصیل-شغل» (Education-Job Mismatch) در ادبیات بازار نیروی کار کمک بگیریم...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/g27179
ناهمخوانی تحصیل و شغل
👤 دکتر مهدی فیضی
✍️ در بازار کار ممکن است، فرد در سمت عرضه، سطح توانایی خود را بداند؛ اما معمولا بنگاه استخدامکننده قادر به مشاهده چنین ویژگی ناملموسی نیست. مدرک تحصیلی میتواند بهعنوان علامتی از دانش، توانایی، مهارت، هوش و پشتکار برای بنگاهها استفاده شود، در نتیجه، شکاف اطلاعاتی را کاهش دهد.
✍️ مایکل اسپنس(Michael Spence) برنده نوبل اقتصاد، در مقاله معروف خود به نام «علامتدهی در بازار کار»(Job Market Signaling) نشان داد که حتی اگر تحصیلات به بهرهوری فرد کمک نکند، باز هم میتواند برای هر دو سمت عرضه و تقاضا در بازار کار ارزش داشته باشد. اگر ساختار هزینه-فایده مناسب وجود داشته باشد، کارمندان خوب، تحصیلات خود را بهمنظور نشاندادن بهرهوری بالاترشان ارتقا خواهند داد.
✍️ نتایج طرح آمارگیری نیروی کار در کشور در سالهای اخیر نشان میدهد که نهتنها ظاهرا بین تحصیلات عالی از سویی و شغل و درآمد بهتر از سوی دیگر، رابطه مستقیم دیگر وجود ندارد، بلکه به نظر میرسد، در بسیاری از رشتهها به صورت عکس معنادار شده است.
✍️ بهمنظور بررسی دقیقتر این پدیده میتوانیم از پدیده «ناهمخوانی تحصیل-شغل» (Education-Job Mismatch) در ادبیات بازار نیروی کار کمک بگیریم...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/g27179
روزنامه دنیای اقتصاد
ناهمخوانی تحصیل و شغل
در بازار کار ممکن است، فرد در سمت عرضه، سطح توانایی خود را بداند؛ اما معمولا بنگاه استخدامکننده قادر به مشاهده چنین ویژگی ناملموسی نیست؛ بنابراین بین دو طرف، تقارن اطلاعات وجود ندارد. مدرک تحصیلی میتواند بهعنوان علامتی از دانش، توانایی، مهارت، هوش و پشتکار…
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
واکاوی رابطه بین تحصیلات عالی و بیکاری
🟣 طبق آمارهای منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران، در چند سال گذشته، میزان بیکاری دیپلمهها در سالهای اخیر کمتر از میزان بیکاری لیسانسههاست! هرچند این روند در تحصیلات تکمیلی ادامه پیدا نمیکند و میزان بیکاری برای کسانی که مدرک دکتری دارند، بهطور کلی از همه گروههای مدرکی کمتر است؛ اما براساس آمار منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران، این پرسش در ذهن نیروی کار ایرانی مطرح میشود که آیا برای یافتن شغل، دیپلمه ماندن بهتر است یا لیسانسه بودن؟
🟣 این پرسش، سوال مهمی است که میتواند نظام آموزشی کشور ما را به چالش بکشد و ذهن نیروی کار ایرانی را درگیر کند. بهعبارتی، بهنظر میرسد، ریسک تحصیلات دانشگاهی برای نیروی کار ایرانی در حال افزایش است. از این جهت، پرونده امروز باشگاه اقتصاددانان را به بررسی این پرسش و چرایی و چگونگی آن اختصاص دادهایم👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/d58812
🟣 طبق آمارهای منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران، در چند سال گذشته، میزان بیکاری دیپلمهها در سالهای اخیر کمتر از میزان بیکاری لیسانسههاست! هرچند این روند در تحصیلات تکمیلی ادامه پیدا نمیکند و میزان بیکاری برای کسانی که مدرک دکتری دارند، بهطور کلی از همه گروههای مدرکی کمتر است؛ اما براساس آمار منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران، این پرسش در ذهن نیروی کار ایرانی مطرح میشود که آیا برای یافتن شغل، دیپلمه ماندن بهتر است یا لیسانسه بودن؟
🟣 این پرسش، سوال مهمی است که میتواند نظام آموزشی کشور ما را به چالش بکشد و ذهن نیروی کار ایرانی را درگیر کند. بهعبارتی، بهنظر میرسد، ریسک تحصیلات دانشگاهی برای نیروی کار ایرانی در حال افزایش است. از این جهت، پرونده امروز باشگاه اقتصاددانان را به بررسی این پرسش و چرایی و چگونگی آن اختصاص دادهایم👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/d58812