مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
🔲⭕️خیره نشو! ترحم نکن! خودت باش!
دکتر ابوذر سمیعی و مجتبی لشکربلوکی

هیچ حواسمان نبود! در هیاهوی اعتراضات و هیجان جام جهانی چیزی که فراموش شد این است که روز جهانی معلول بود و ما هیچ توجهی نداشتیم. امسال هم آمد و رفت و ما هنوز رفتارمان با معلولان همانند سال پیش است.
یک آمار تکان دهنده و عجیب: بر اساس آمارهای جهانی، حدودا 15% هر جامعه را افراد دارای معلولیت تشکیل می‌دهند؛ یعنی از هر 6 نفری که در اطراف شما هستند، یک نفر دارای نوعی از معلولیت است. اما تا کنون از خودمان پرسیده ایم که آیا این افراد در جهان واقعی نیز به همین میزان مشاهده می‌شوند؟ چرا معلول ها کمتر دیده می شوند؟ یکی از دلایلش می تواند این باشد: ما به گونه ای رفتار می کنیم که آن ها کنار گذاشته شده اند. مبلمان شهری، معیارهای استخدامی، شرایط کاری، خیابان، اتوبوس، مترو و سایر فضاهای عمومی برای شهروندان معلول دسترس‌پذیر نیست. با این شرایط آن ها امکان یا توان خروج از خانه را ندارند. این وضعیتی است که توسط همه افراد جامعه به شهروندان دارای معلولیت تحمیل شده. همین من و شما. یک بار دیگر جمله قبل را بخوانید. ما برای عدالت فریاد می کشیم اما خودمان .... یادمان باشد معلولیت امری اجتماعی است و نه یک مساله فردی.

☑️⭕️تجویز راهبردی:
برای شروع این پنج نکته را رعایت کنیم.
▫️ موانع فیزیکی برای افراد دارای معلولیت ایجاد نکنیم!
اگر طراح یا مهندس ساختمان هستیم، در طراحی مان حتما استانداردهای دسترس‌پذیری را رعایت کنیم.
هرگز خودرو‌مان را در پارکینگ ویژه معلولان پارک نکنیم. همچنین وسیله نقلیه‌مان را در پیاده رو یا در مقابل پل قرار ندهیم.
موزاییک‌های برجسته زرد رنگ وسط برخی پیاده‌روها، مسیر ویژه نابینایان است. از قرار دادن وسایل در این مسیر خودداری کنیم.
به هنگام نصب داربست در پیاده‌رو، حتما آن را ایمن کنیم تا افراد دارای آسیب بینایی با آن برخورد نکنند.

▫️ خیره نشویم!
اندک بودن میزان حضور افراد دارای معلولیت در جامعه باعث شده آنها متفاوت به چشم بیایند و بیشتر از دیگران تحت نظر باشند. برخی افراد با حسن نیت آنها را رصد می‌کنند تا اگر نیاز به کمک داشتند اقدام کنند. حواسمان باشد به هر دلیلی به آنها خیره شویم، شدیداً آنها را مورد آزار قرار می‌دهیم و احتمال حضور دوباره آنها را در مجامع عمومی کمرنگ‌تر می‌کنیم.

▫️ ترحم نکنیم!
شاید برای بسیاری، تشخیص مرز میان ترحم و کمک و همدلی به راحتی ممکن نباشد. در همدلی، نوعی برابری نهفته است اما در ترحم، نگاه از بالا به پایین. گویی با ترحم، به طور ضمنی به فرد دارای معلولیت القاء می‌شود که تو ناتوان و محکوم به شکستی. محبت اغراق شده، لطف بی‌جا، نادیده گرفتن بی دلیل یک اشتباه، کمک ناخواسته و بیش از حد یا وابسته کننده، صحبت کردن با لحنی متفاوت و کودکانه و ... مصداق‌های بارز ترحمند. در مواجهه با افراد دارای معلولیت، خودتان باشیم همین!

▫️ حریم شخصی شان را رعایت کنیم!
برخی از ما تصور می‌کنیم به هنگام روبرو شدن با افراد دارای معلولیت اجازه دارند از خصوصی‌ترین مسائل آنها سوال بپرسند. اینکه یک فرد معلول چگونه و از چه زمانی دچار معلولیت شده؛ برای رفع این موضوع چه کارهای درمانی انجام داده؛ شاغل یا متاهل است و آیا اعضای خانواده‌اش هم معلولیت دارند یا نه، به ما مربوط نیست! این را بفهمیم!

▫️ از خرافات بپرهیزیم!
این‌که برخی فیلم‌سازان و نویسندگان برای تأدیب شخصیت منفی داستان، او را دچار معلولیت می‌کنند نتیجه‌اش این می‌شود که افراد به هنگام مواجهه با فرد معلول تصور می‌کنند احتمالا به خاطر گناه خودش یا خانواده‌اش دچار مکافات شده. معلولیت نه برای پیشگیری از گناه است و نه عقوبت گناه. معلولیت امری زیستی-اجتماعی است که ممکن است همه افراد به طور موقت یا دائم، در زندگی آن را تجربه کنند.
نکات دیگر هم بود که فعلا به همین پنج نکته بسنده می کنیم.

از منظر توسعه اگر به قضیه بنگریم یکی از شاخصه های جامعه توسعه یافته، شمولیت و یا فراگیری است؛ شرایطی که تضمین می کند تمام شهروندان از فرصت ها و منابع لازم برای فعالیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برخوردارند و محرومیت و جاماندگی ندارند. مهندسی که هنگام طراحی ساختمان نیازهای معلولان را در نظر نمی‌گیرد؛ شهروندی که با دیدن یک فرد دارای معلول به او خیره می‌شود؛ معلمی که به یک دانش‌آموز معلول ترحم می‌کند؛ فیلم‌سازی که معلولیت را دست‌مایه تمسخر قرار می‌دهد؛ نویسنده‌ای که از ادبیات ضد معلول استفاده می‌کند؛ نمونه‌های کوچکی از جامعه‌ای هستند که حذف یک معلول کمک کرده‌اند. با رعایت حقوق افراد دارای معلولیت، امکان حضور فعالانه و موثر آنها را در جامعه فراهم کنیم و یک کنشگر توسعه باشیم.
@Dr_Lashkarbolouki

صفحات مجتبی لشکربلوکی در اپلیکیشن بله I تلگرام I اینستاگرام I لینکدین
Forwarded from آکادمی استراتژی ایران (M Khosravi)
⭕️ رهبری تیم با استفاده ازمدل تاکمن
#رهبری

رهبری تیم ، نیازمند توانایی تشخیص سطح توسعه یافتگی تیم ها و ایجاد نفوذ مناسبی که تیم را به جلو (سمت پیشرفت) حرکت دهد می باشد.
مدل تاکمن یک مدل توسعه تیمی قدیمی (با حدود ۴۰ سال سابقه) و خیلی ساده است که هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرد. این متن به شما کمک می کند تا مراحل توسعه تیم را در روش تاکمن بهتر بشناسید و سپس انواع مداخلاتی که تیم را به سمت جلو هدایت می کند را طرح ریزی کنید.

🔹 مراحل تکامل گروه براساس نظریه‌ی تاکمن

🔺۱. شکل‌گیری (forming)
این مرحله معمولا با کمی سردرگمی و عدم اطمینان همراه است، زیرا اهداف اصلی گروه هنوز مشخص نشده است و ماهیت وظایف یا رهبری گروه مشخص نیست. در این مرحله، اعضا در پیِ شناخت یکدیگر و در میان گذاشتن انتظارات‌شان از گروه هستند و همچنین با اهداف گروه و قوانین آن آشنا خواهند شد. شکل‌گیری گروه نباید با شتاب انجام شود.

🔺۲. تضاد یا درگیری (storming)
در این مرحله به احتمال زیاد درگیری‌ها و اختلافات بین اعضای گروه به اوج خود می‌رسد. اعضا معمولا بر سر اهداف و قدرت مبارزه می‌کنند. اگر در این مرحله، اعضای گروه بتوانند اختلاف‌ها را حل‌وفصل کنند و به همبستگی و انسجام برسند، به تجربیات مثبتی دست خواهند یافت. اما اگر اعضا قادر به حل این درگیری‌ها نباشند، گروه از هم می‌پاشد یا به‌طور غیرمؤثر در همین مرحله باقی خواهد ماند و به مراحل بعدی رشد خود نخواهد رسید.

🔺۳. انسجام (norming)
در این مرحله تفاوت‌های فردی و خواسته‌های مشترک اعضا شناسایی می‌شود. خوشبختانه در این مرحله اعضای گروه به‌تدریج حس همبستگی و هویت گروهی پیدا می‌کنند. تلاش‌های گروهی در این مرحله باید به تولید نتایج منجر شود. مسئولیت‌ها باید در بین اعضا تقسیم شوند و گروه تصمیم خواهد گرفت چطور روند پیشرفت را ارزیابی کند.

🔺۴. تکامل (performing)
در این مرحله، گروه به بلوغ رسیده است و اعضای گروه نوعی حس همبستگی و انسجام پیدا کرده‌اند. در مرحله‌ی تکامل، اعضا یکدیگر را می‌پذیرند، تضادهایشان را از طریق مباحثه سازنده حل‌وفصل می‌کنند و تصمیمات گروهی را از طریق فرایندهای منطقی (و نه احساسی) که بر اهداف گروه متمرکز شده است، اتخاذ می‌کنند.

🔺۵. فروپاشی (adjourning)
دلایل مختلفی برای فروپاشی گروه‌ها وجود دارد. رایج‌ترین دلایل انحلال گروه‌ها به پایان رسیدن کارها و دستیابی به اهداف است. اعضای گروه در این مرحله، از یک‌سو به‌خاطرِ رسیدن به اهداف‌شان خوشحال هستند و از سوی دیگر نوعی احساس غم و اندوه را به دلیل وابستگی به اعضای دیگر تجربه می‌کنند. البته این مرحله معمولا در گروه‌های نسبتا دائمی رخ نمی‌دهد. دلیل دیگر انحلال گروه این است که اعضا تصمیم می‌گیرند به راه خودشان بروند. در این موارد معمولا گروه بدون اینکه به اهدافش دست یابد، از هم می‌پاشد.

در طول این ۵ مرحله، اعضای گروه باید به مشکلات احتمالی رسیدگی کنند و روش‌هایی را برای حل آنها بیابند. اینکه آیا گروه در انجام کارها و وظایف خود به موفقیت خواهد رسید یا خیر، به مرور زمان روشن خواهد شد.

🎓 آکادمی استراتژی ایران
@iranstrategyacademy

♟ سایت آکادمی استراتژی ایران

http://iranstrategyacademy.com/
✳️ ۵ عادتی که شکست را حتمی می‌کند!

1⃣ عدم برنامه ریزی:
در دنیای واقعی بجای کمال گراها، کسانی موفق می شوند که کاری با برنامه انجام می دهند.
2⃣ ترس از امتحان کردن:
شما صد درصدِ فرصت هایی که با بی تفاوتی از کنارشان عبور می کنید را از دست می دهید.
3⃣ نااُمیدی زودهنگام:
تا وقتی بعد از شکست بتوان کنشگرانه تلاش کرد نمی توان نام اتفاقی که افتاده را شکست نامید.
4⃣ باور نداشتن:
اگر به کاری که انجام می دهید باور نداشته باشید، بالاخره در برهه ای آن را رها خواهید کرد.
5⃣ بهانه تراشی:
معنای بهانه‌تراشی این است که کنترل اوضاع در دست شما نیست. اما در واقع تنها کسی که کنترل کامل اقدامات و تصمیم های شما را در اختیار دارد، خودتان هستید.
🔸بانک ملت استخدام می نماید

سامانه ثبت نام آزمون بانک ملت
https://bankmellat.iran-azmoon.ir/Home.aspx
SWOT
DMAIC
Cost of Quality
LEADERSHIP in a VUCA WORLD
💢 *ضریب صفر زمین*

🖊️دکتر علیرضا کوشکی جهرمی

■تقریبا همه اونایی که دبیرستان رشته تجربی رو انتخاب میکنن، یه نیم نگاهی به رشته های پزشکی دارن و همین بچه هایی که میخوان دکتر و پزشک بشن، یه درس دارن به اسم *زمین شناسی*. نکته جالبشم این هستش که ضریب این درس در کنکور و برای رشته های پزشکی صفر مطلقه. یعنی چه ۱۰۰ بزنی، چه منفی ۳۰ هیچ فرقی نمیکنه. با این ماجرا بررسی رفتارا خیلی میتونه جالب باشه:

▪︎دانش آموزا، یا سر کلاس نمیرن و یا اگرم به زور و التماس برن به احتمال زیاد مشغول کاری غیر از یادگیری درس میشن. تازه با کلی اکراه به جای زمین شناسی، میگن زمین. برای همه درسا کتاب نکته و تست کنکور داریم به جز این زمین شناسیٍ زمین گیر شده.
▪︎سر جلسه کنکور هم سوالات زمین رو جدا میدن و هرکی هر کاری داشته باشه تو زمان آزمون زمین انجام میده (خوراکی، دستشویی و ... ) اصلا خود زنگ استراحت کنکوره.
▪︎اولیای مدرسه هم هر کاری داشته باشن، زنگ بقیه درسا رو عمرا اشغال کنن، مستقیم میرن سراغ زنگ زمین شناسی و اون کلاس رو تعطیل میکنن. چون مهم نیست و ضریبش صفره و صدای کسی درنمیاد و نکته جالبترش اینه که روی انتخاب دبیر همه درسا حساسیت دارن غیر از این درس بخت برگشته. هر کی شد شد.
▪︎والدین هم حاضرن کلی پول خرج کنن تا چیپس با طعم زیست شناسی برای عزیز دردونه شون بخرن تا علاوه بر فکر، ذائه این عزیز در حال تحصیل هم با درس فخیمه زیست شناسی که ضریب ۴ داره، آشنا بشه ولی هرگز حاضر نیستن یک کتاب کمک درسی زمین شناسی بیاد تو خونشون. اصلا ببینن بچشون داره زمین میخونه شماتت میکنن بدجوووور.
و کل این اتفاقاتی که رخ میده به خاطر نظر تصمیم گیرنده در خصوص اهمیت درس زیست شناسی (بهتره بگیم بی اهمیتی) هستش.

□اولین نتیجه این تصمیم عدم تمایل تقریبا هیچ دانش آموزی به تحصیل توی این رشته هست، چون تو ذهن همه کم اهمیتش کردیم. *همه اینا رو گفتم که به این لحظه حساس برسیم:*

●بسیاری اوقات در سیستم ها، نحوه پاداش دهی و اولویت دهی هستن که رفتار آدم ها رو میسازن. میخوام بگم اگه سیستم ها درست طراحی بشن، رفتارها به سمت مطلوب حرکت میکنه. در غیر اینصورت نباید از کلاسی مثل درس زمین توقع پرورش نخبگان و شایستگان داشت.

○بذارید چند تا مثال بزنم:

▪︎چند وقت پیش متوجه شدم که وزارت علوم تصمیم گرفته در ارتقای اساتید فعالیت های بین المللی (چاپ مقالات در مجلات خارجی، چاپ کتاب در انتشارات خارجی و ...) تاثیر زیادی نداشته باشد و از سوی دیگر دنبال بین المللی سازی دانشگاه ها و دریافت جایگاه های بین المللی هستیم، یادمون باشه ضریب صفر فعالیت های بین المللی عین ضریب صفر درس زمین شناسی هست. نباید دیگه توقع زیادی برای ارتقای دانشگاه ها در عرصه های بین المللی داشت.

▪︎یا فرض کنید توی یک سازمان شایستگی و شایسته بودن ضریبش صفر باشه، و آدما از هر مسیر دیگه ای (رانت، پارتی، رفاقت و ... ) بتونن موفق بشن غیر از مسیر شایستگی. دیگه هیشکی دنبال توسعه شایستگی های خودش عمراً بره. همه میرن سراغ درس زیست شناسی که ضریبش ۴ هست و بعد یه مدت نتیجش میشه ... .

▪︎و کلی مثال های دیگه ........

*جمع بندی کنم و تموم*
■سیستم ها نقش مهمی در شکل دهی به رفتار افراد از طریق اولویت بندی و سیستم پاداش دهی مناسب دارن و در همه جا (خانواده، مدرسه، سازمان و جامعه) مصداق داره . بیش از ۹۰ درصد از رفتارهای ما رو سیستم ها شکل میدن و فقط ۱۰ درصدش بی تاثیر و مستقل از محیط و سیستم است.

□چنانچه یه سازمان هدفش مشارکت و حضور همه اعضا توی تصمیمات باشه و حالا این سازمان بیاد و توی آیین نامه ها و شرح فعالیت های سازمانی، به مدیرعامل و یا حتی یک معاون یا مدیر سازمان اختیارات و قدرت خیلی زیادی بده، شک نکنید، بهترین و کاردرست ترین آدم و معتقدترین فرد به کار جمعی و مشارکت هم منتصب بشه، احتمال اینکه نظرات بقیه براش مهم باشن، خیلی ضعیف و محدود خواهد شد. چون غالبا سیستم ها رفتار رو هدایت میکنن. مشارکت تو این سازمان عین همون درس زمین دبیرستانی هاست.

●به نظر شما کجاها به موضوعات مهم و اولویت دار، "خودآگاه یا ناخودآگاه" نگاه زمین شناسی داشیتم و کجا ها به موضوعات غیر مهم نگاه زیست شناسی؟ و نتیجه این مهم چی بوده؟
VUCA مخفف چهار کلمه Volatility به معنای نوسان، Uncertainty به معنای عدم قطعیت، Complexity یا پیچیدگی و Ambiguity در معنای گنگ و مبهم است. جهان ووکا به چالش‌های موجود در مسیر مدیران و سازمان‌‌ها اشاره دارد، مشکلاتی که همگی ریشه
در یک یا چند وجه از ووکا دارند.