Forwarded from آکادمی استراتژی ایران (M Khosravi)
⭕️ رهبری تیم با استفاده ازمدل تاکمن
#رهبری
رهبری تیم ، نیازمند توانایی تشخیص سطح توسعه یافتگی تیم ها و ایجاد نفوذ مناسبی که تیم را به جلو (سمت پیشرفت) حرکت دهد می باشد.
مدل تاکمن یک مدل توسعه تیمی قدیمی (با حدود ۴۰ سال سابقه) و خیلی ساده است که هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرد. این متن به شما کمک می کند تا مراحل توسعه تیم را در روش تاکمن بهتر بشناسید و سپس انواع مداخلاتی که تیم را به سمت جلو هدایت می کند را طرح ریزی کنید.
🔹 مراحل تکامل گروه براساس نظریهی تاکمن
🔺۱. شکلگیری (forming)
این مرحله معمولا با کمی سردرگمی و عدم اطمینان همراه است، زیرا اهداف اصلی گروه هنوز مشخص نشده است و ماهیت وظایف یا رهبری گروه مشخص نیست. در این مرحله، اعضا در پیِ شناخت یکدیگر و در میان گذاشتن انتظاراتشان از گروه هستند و همچنین با اهداف گروه و قوانین آن آشنا خواهند شد. شکلگیری گروه نباید با شتاب انجام شود.
🔺۲. تضاد یا درگیری (storming)
در این مرحله به احتمال زیاد درگیریها و اختلافات بین اعضای گروه به اوج خود میرسد. اعضا معمولا بر سر اهداف و قدرت مبارزه میکنند. اگر در این مرحله، اعضای گروه بتوانند اختلافها را حلوفصل کنند و به همبستگی و انسجام برسند، به تجربیات مثبتی دست خواهند یافت. اما اگر اعضا قادر به حل این درگیریها نباشند، گروه از هم میپاشد یا بهطور غیرمؤثر در همین مرحله باقی خواهد ماند و به مراحل بعدی رشد خود نخواهد رسید.
🔺۳. انسجام (norming)
در این مرحله تفاوتهای فردی و خواستههای مشترک اعضا شناسایی میشود. خوشبختانه در این مرحله اعضای گروه بهتدریج حس همبستگی و هویت گروهی پیدا میکنند. تلاشهای گروهی در این مرحله باید به تولید نتایج منجر شود. مسئولیتها باید در بین اعضا تقسیم شوند و گروه تصمیم خواهد گرفت چطور روند پیشرفت را ارزیابی کند.
🔺۴. تکامل (performing)
در این مرحله، گروه به بلوغ رسیده است و اعضای گروه نوعی حس همبستگی و انسجام پیدا کردهاند. در مرحلهی تکامل، اعضا یکدیگر را میپذیرند، تضادهایشان را از طریق مباحثه سازنده حلوفصل میکنند و تصمیمات گروهی را از طریق فرایندهای منطقی (و نه احساسی) که بر اهداف گروه متمرکز شده است، اتخاذ میکنند.
🔺۵. فروپاشی (adjourning)
دلایل مختلفی برای فروپاشی گروهها وجود دارد. رایجترین دلایل انحلال گروهها به پایان رسیدن کارها و دستیابی به اهداف است. اعضای گروه در این مرحله، از یکسو بهخاطرِ رسیدن به اهدافشان خوشحال هستند و از سوی دیگر نوعی احساس غم و اندوه را به دلیل وابستگی به اعضای دیگر تجربه میکنند. البته این مرحله معمولا در گروههای نسبتا دائمی رخ نمیدهد. دلیل دیگر انحلال گروه این است که اعضا تصمیم میگیرند به راه خودشان بروند. در این موارد معمولا گروه بدون اینکه به اهدافش دست یابد، از هم میپاشد.
در طول این ۵ مرحله، اعضای گروه باید به مشکلات احتمالی رسیدگی کنند و روشهایی را برای حل آنها بیابند. اینکه آیا گروه در انجام کارها و وظایف خود به موفقیت خواهد رسید یا خیر، به مرور زمان روشن خواهد شد.
🎓 آکادمی استراتژی ایران
@iranstrategyacademy
♟ سایت آکادمی استراتژی ایران
http://iranstrategyacademy.com/
#رهبری
رهبری تیم ، نیازمند توانایی تشخیص سطح توسعه یافتگی تیم ها و ایجاد نفوذ مناسبی که تیم را به جلو (سمت پیشرفت) حرکت دهد می باشد.
مدل تاکمن یک مدل توسعه تیمی قدیمی (با حدود ۴۰ سال سابقه) و خیلی ساده است که هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرد. این متن به شما کمک می کند تا مراحل توسعه تیم را در روش تاکمن بهتر بشناسید و سپس انواع مداخلاتی که تیم را به سمت جلو هدایت می کند را طرح ریزی کنید.
🔹 مراحل تکامل گروه براساس نظریهی تاکمن
🔺۱. شکلگیری (forming)
این مرحله معمولا با کمی سردرگمی و عدم اطمینان همراه است، زیرا اهداف اصلی گروه هنوز مشخص نشده است و ماهیت وظایف یا رهبری گروه مشخص نیست. در این مرحله، اعضا در پیِ شناخت یکدیگر و در میان گذاشتن انتظاراتشان از گروه هستند و همچنین با اهداف گروه و قوانین آن آشنا خواهند شد. شکلگیری گروه نباید با شتاب انجام شود.
🔺۲. تضاد یا درگیری (storming)
در این مرحله به احتمال زیاد درگیریها و اختلافات بین اعضای گروه به اوج خود میرسد. اعضا معمولا بر سر اهداف و قدرت مبارزه میکنند. اگر در این مرحله، اعضای گروه بتوانند اختلافها را حلوفصل کنند و به همبستگی و انسجام برسند، به تجربیات مثبتی دست خواهند یافت. اما اگر اعضا قادر به حل این درگیریها نباشند، گروه از هم میپاشد یا بهطور غیرمؤثر در همین مرحله باقی خواهد ماند و به مراحل بعدی رشد خود نخواهد رسید.
🔺۳. انسجام (norming)
در این مرحله تفاوتهای فردی و خواستههای مشترک اعضا شناسایی میشود. خوشبختانه در این مرحله اعضای گروه بهتدریج حس همبستگی و هویت گروهی پیدا میکنند. تلاشهای گروهی در این مرحله باید به تولید نتایج منجر شود. مسئولیتها باید در بین اعضا تقسیم شوند و گروه تصمیم خواهد گرفت چطور روند پیشرفت را ارزیابی کند.
🔺۴. تکامل (performing)
در این مرحله، گروه به بلوغ رسیده است و اعضای گروه نوعی حس همبستگی و انسجام پیدا کردهاند. در مرحلهی تکامل، اعضا یکدیگر را میپذیرند، تضادهایشان را از طریق مباحثه سازنده حلوفصل میکنند و تصمیمات گروهی را از طریق فرایندهای منطقی (و نه احساسی) که بر اهداف گروه متمرکز شده است، اتخاذ میکنند.
🔺۵. فروپاشی (adjourning)
دلایل مختلفی برای فروپاشی گروهها وجود دارد. رایجترین دلایل انحلال گروهها به پایان رسیدن کارها و دستیابی به اهداف است. اعضای گروه در این مرحله، از یکسو بهخاطرِ رسیدن به اهدافشان خوشحال هستند و از سوی دیگر نوعی احساس غم و اندوه را به دلیل وابستگی به اعضای دیگر تجربه میکنند. البته این مرحله معمولا در گروههای نسبتا دائمی رخ نمیدهد. دلیل دیگر انحلال گروه این است که اعضا تصمیم میگیرند به راه خودشان بروند. در این موارد معمولا گروه بدون اینکه به اهدافش دست یابد، از هم میپاشد.
در طول این ۵ مرحله، اعضای گروه باید به مشکلات احتمالی رسیدگی کنند و روشهایی را برای حل آنها بیابند. اینکه آیا گروه در انجام کارها و وظایف خود به موفقیت خواهد رسید یا خیر، به مرور زمان روشن خواهد شد.
🎓 آکادمی استراتژی ایران
@iranstrategyacademy
♟ سایت آکادمی استراتژی ایران
http://iranstrategyacademy.com/
✳️ ۵ عادتی که شکست را حتمی میکند!
1⃣ عدم برنامه ریزی:
در دنیای واقعی بجای کمال گراها، کسانی موفق می شوند که کاری با برنامه انجام می دهند.
2⃣ ترس از امتحان کردن:
شما صد درصدِ فرصت هایی که با بی تفاوتی از کنارشان عبور می کنید را از دست می دهید.
3⃣ نااُمیدی زودهنگام:
تا وقتی بعد از شکست بتوان کنشگرانه تلاش کرد نمی توان نام اتفاقی که افتاده را شکست نامید.
4⃣ باور نداشتن:
اگر به کاری که انجام می دهید باور نداشته باشید، بالاخره در برهه ای آن را رها خواهید کرد.
5⃣ بهانه تراشی:
معنای بهانهتراشی این است که کنترل اوضاع در دست شما نیست. اما در واقع تنها کسی که کنترل کامل اقدامات و تصمیم های شما را در اختیار دارد، خودتان هستید.
1⃣ عدم برنامه ریزی:
در دنیای واقعی بجای کمال گراها، کسانی موفق می شوند که کاری با برنامه انجام می دهند.
2⃣ ترس از امتحان کردن:
شما صد درصدِ فرصت هایی که با بی تفاوتی از کنارشان عبور می کنید را از دست می دهید.
3⃣ نااُمیدی زودهنگام:
تا وقتی بعد از شکست بتوان کنشگرانه تلاش کرد نمی توان نام اتفاقی که افتاده را شکست نامید.
4⃣ باور نداشتن:
اگر به کاری که انجام می دهید باور نداشته باشید، بالاخره در برهه ای آن را رها خواهید کرد.
5⃣ بهانه تراشی:
معنای بهانهتراشی این است که کنترل اوضاع در دست شما نیست. اما در واقع تنها کسی که کنترل کامل اقدامات و تصمیم های شما را در اختیار دارد، خودتان هستید.
💢 *ضریب صفر زمین*
🖊️دکتر علیرضا کوشکی جهرمی
■تقریبا همه اونایی که دبیرستان رشته تجربی رو انتخاب میکنن، یه نیم نگاهی به رشته های پزشکی دارن و همین بچه هایی که میخوان دکتر و پزشک بشن، یه درس دارن به اسم *زمین شناسی*. نکته جالبشم این هستش که ضریب این درس در کنکور و برای رشته های پزشکی صفر مطلقه. یعنی چه ۱۰۰ بزنی، چه منفی ۳۰ هیچ فرقی نمیکنه. با این ماجرا بررسی رفتارا خیلی میتونه جالب باشه:
▪︎دانش آموزا، یا سر کلاس نمیرن و یا اگرم به زور و التماس برن به احتمال زیاد مشغول کاری غیر از یادگیری درس میشن. تازه با کلی اکراه به جای زمین شناسی، میگن زمین. برای همه درسا کتاب نکته و تست کنکور داریم به جز این زمین شناسیٍ زمین گیر شده.
▪︎سر جلسه کنکور هم سوالات زمین رو جدا میدن و هرکی هر کاری داشته باشه تو زمان آزمون زمین انجام میده (خوراکی، دستشویی و ... ) اصلا خود زنگ استراحت کنکوره.
▪︎اولیای مدرسه هم هر کاری داشته باشن، زنگ بقیه درسا رو عمرا اشغال کنن، مستقیم میرن سراغ زنگ زمین شناسی و اون کلاس رو تعطیل میکنن. چون مهم نیست و ضریبش صفره و صدای کسی درنمیاد و نکته جالبترش اینه که روی انتخاب دبیر همه درسا حساسیت دارن غیر از این درس بخت برگشته. هر کی شد شد.
▪︎والدین هم حاضرن کلی پول خرج کنن تا چیپس با طعم زیست شناسی برای عزیز دردونه شون بخرن تا علاوه بر فکر، ذائه این عزیز در حال تحصیل هم با درس فخیمه زیست شناسی که ضریب ۴ داره، آشنا بشه ولی هرگز حاضر نیستن یک کتاب کمک درسی زمین شناسی بیاد تو خونشون. اصلا ببینن بچشون داره زمین میخونه شماتت میکنن بدجوووور.
و کل این اتفاقاتی که رخ میده به خاطر نظر تصمیم گیرنده در خصوص اهمیت درس زیست شناسی (بهتره بگیم بی اهمیتی) هستش.
□اولین نتیجه این تصمیم عدم تمایل تقریبا هیچ دانش آموزی به تحصیل توی این رشته هست، چون تو ذهن همه کم اهمیتش کردیم. *همه اینا رو گفتم که به این لحظه حساس برسیم:*
●بسیاری اوقات در سیستم ها، نحوه پاداش دهی و اولویت دهی هستن که رفتار آدم ها رو میسازن. میخوام بگم اگه سیستم ها درست طراحی بشن، رفتارها به سمت مطلوب حرکت میکنه. در غیر اینصورت نباید از کلاسی مثل درس زمین توقع پرورش نخبگان و شایستگان داشت.
○بذارید چند تا مثال بزنم:
▪︎چند وقت پیش متوجه شدم که وزارت علوم تصمیم گرفته در ارتقای اساتید فعالیت های بین المللی (چاپ مقالات در مجلات خارجی، چاپ کتاب در انتشارات خارجی و ...) تاثیر زیادی نداشته باشد و از سوی دیگر دنبال بین المللی سازی دانشگاه ها و دریافت جایگاه های بین المللی هستیم، یادمون باشه ضریب صفر فعالیت های بین المللی عین ضریب صفر درس زمین شناسی هست. نباید دیگه توقع زیادی برای ارتقای دانشگاه ها در عرصه های بین المللی داشت.
▪︎یا فرض کنید توی یک سازمان شایستگی و شایسته بودن ضریبش صفر باشه، و آدما از هر مسیر دیگه ای (رانت، پارتی، رفاقت و ... ) بتونن موفق بشن غیر از مسیر شایستگی. دیگه هیشکی دنبال توسعه شایستگی های خودش عمراً بره. همه میرن سراغ درس زیست شناسی که ضریبش ۴ هست و بعد یه مدت نتیجش میشه ... .
▪︎و کلی مثال های دیگه ........
*جمع بندی کنم و تموم*
■سیستم ها نقش مهمی در شکل دهی به رفتار افراد از طریق اولویت بندی و سیستم پاداش دهی مناسب دارن و در همه جا (خانواده، مدرسه، سازمان و جامعه) مصداق داره . بیش از ۹۰ درصد از رفتارهای ما رو سیستم ها شکل میدن و فقط ۱۰ درصدش بی تاثیر و مستقل از محیط و سیستم است.
□چنانچه یه سازمان هدفش مشارکت و حضور همه اعضا توی تصمیمات باشه و حالا این سازمان بیاد و توی آیین نامه ها و شرح فعالیت های سازمانی، به مدیرعامل و یا حتی یک معاون یا مدیر سازمان اختیارات و قدرت خیلی زیادی بده، شک نکنید، بهترین و کاردرست ترین آدم و معتقدترین فرد به کار جمعی و مشارکت هم منتصب بشه، احتمال اینکه نظرات بقیه براش مهم باشن، خیلی ضعیف و محدود خواهد شد. چون غالبا سیستم ها رفتار رو هدایت میکنن. مشارکت تو این سازمان عین همون درس زمین دبیرستانی هاست.
●به نظر شما کجاها به موضوعات مهم و اولویت دار، "خودآگاه یا ناخودآگاه" نگاه زمین شناسی داشیتم و کجا ها به موضوعات غیر مهم نگاه زیست شناسی؟ و نتیجه این مهم چی بوده؟
🖊️دکتر علیرضا کوشکی جهرمی
■تقریبا همه اونایی که دبیرستان رشته تجربی رو انتخاب میکنن، یه نیم نگاهی به رشته های پزشکی دارن و همین بچه هایی که میخوان دکتر و پزشک بشن، یه درس دارن به اسم *زمین شناسی*. نکته جالبشم این هستش که ضریب این درس در کنکور و برای رشته های پزشکی صفر مطلقه. یعنی چه ۱۰۰ بزنی، چه منفی ۳۰ هیچ فرقی نمیکنه. با این ماجرا بررسی رفتارا خیلی میتونه جالب باشه:
▪︎دانش آموزا، یا سر کلاس نمیرن و یا اگرم به زور و التماس برن به احتمال زیاد مشغول کاری غیر از یادگیری درس میشن. تازه با کلی اکراه به جای زمین شناسی، میگن زمین. برای همه درسا کتاب نکته و تست کنکور داریم به جز این زمین شناسیٍ زمین گیر شده.
▪︎سر جلسه کنکور هم سوالات زمین رو جدا میدن و هرکی هر کاری داشته باشه تو زمان آزمون زمین انجام میده (خوراکی، دستشویی و ... ) اصلا خود زنگ استراحت کنکوره.
▪︎اولیای مدرسه هم هر کاری داشته باشن، زنگ بقیه درسا رو عمرا اشغال کنن، مستقیم میرن سراغ زنگ زمین شناسی و اون کلاس رو تعطیل میکنن. چون مهم نیست و ضریبش صفره و صدای کسی درنمیاد و نکته جالبترش اینه که روی انتخاب دبیر همه درسا حساسیت دارن غیر از این درس بخت برگشته. هر کی شد شد.
▪︎والدین هم حاضرن کلی پول خرج کنن تا چیپس با طعم زیست شناسی برای عزیز دردونه شون بخرن تا علاوه بر فکر، ذائه این عزیز در حال تحصیل هم با درس فخیمه زیست شناسی که ضریب ۴ داره، آشنا بشه ولی هرگز حاضر نیستن یک کتاب کمک درسی زمین شناسی بیاد تو خونشون. اصلا ببینن بچشون داره زمین میخونه شماتت میکنن بدجوووور.
و کل این اتفاقاتی که رخ میده به خاطر نظر تصمیم گیرنده در خصوص اهمیت درس زیست شناسی (بهتره بگیم بی اهمیتی) هستش.
□اولین نتیجه این تصمیم عدم تمایل تقریبا هیچ دانش آموزی به تحصیل توی این رشته هست، چون تو ذهن همه کم اهمیتش کردیم. *همه اینا رو گفتم که به این لحظه حساس برسیم:*
●بسیاری اوقات در سیستم ها، نحوه پاداش دهی و اولویت دهی هستن که رفتار آدم ها رو میسازن. میخوام بگم اگه سیستم ها درست طراحی بشن، رفتارها به سمت مطلوب حرکت میکنه. در غیر اینصورت نباید از کلاسی مثل درس زمین توقع پرورش نخبگان و شایستگان داشت.
○بذارید چند تا مثال بزنم:
▪︎چند وقت پیش متوجه شدم که وزارت علوم تصمیم گرفته در ارتقای اساتید فعالیت های بین المللی (چاپ مقالات در مجلات خارجی، چاپ کتاب در انتشارات خارجی و ...) تاثیر زیادی نداشته باشد و از سوی دیگر دنبال بین المللی سازی دانشگاه ها و دریافت جایگاه های بین المللی هستیم، یادمون باشه ضریب صفر فعالیت های بین المللی عین ضریب صفر درس زمین شناسی هست. نباید دیگه توقع زیادی برای ارتقای دانشگاه ها در عرصه های بین المللی داشت.
▪︎یا فرض کنید توی یک سازمان شایستگی و شایسته بودن ضریبش صفر باشه، و آدما از هر مسیر دیگه ای (رانت، پارتی، رفاقت و ... ) بتونن موفق بشن غیر از مسیر شایستگی. دیگه هیشکی دنبال توسعه شایستگی های خودش عمراً بره. همه میرن سراغ درس زیست شناسی که ضریبش ۴ هست و بعد یه مدت نتیجش میشه ... .
▪︎و کلی مثال های دیگه ........
*جمع بندی کنم و تموم*
■سیستم ها نقش مهمی در شکل دهی به رفتار افراد از طریق اولویت بندی و سیستم پاداش دهی مناسب دارن و در همه جا (خانواده، مدرسه، سازمان و جامعه) مصداق داره . بیش از ۹۰ درصد از رفتارهای ما رو سیستم ها شکل میدن و فقط ۱۰ درصدش بی تاثیر و مستقل از محیط و سیستم است.
□چنانچه یه سازمان هدفش مشارکت و حضور همه اعضا توی تصمیمات باشه و حالا این سازمان بیاد و توی آیین نامه ها و شرح فعالیت های سازمانی، به مدیرعامل و یا حتی یک معاون یا مدیر سازمان اختیارات و قدرت خیلی زیادی بده، شک نکنید، بهترین و کاردرست ترین آدم و معتقدترین فرد به کار جمعی و مشارکت هم منتصب بشه، احتمال اینکه نظرات بقیه براش مهم باشن، خیلی ضعیف و محدود خواهد شد. چون غالبا سیستم ها رفتار رو هدایت میکنن. مشارکت تو این سازمان عین همون درس زمین دبیرستانی هاست.
●به نظر شما کجاها به موضوعات مهم و اولویت دار، "خودآگاه یا ناخودآگاه" نگاه زمین شناسی داشیتم و کجا ها به موضوعات غیر مهم نگاه زیست شناسی؟ و نتیجه این مهم چی بوده؟