✳️ گاو!
[برداشتي از داستان گــاو اثر پائولو كوئيلو]
■فیلسوفی همراه با شاگردانش در حال قدم زدن در یک جنگل بودند و درباره ی اهمیت ملاقات های غیرمنتظره گفتگو می کردند. بر طبق گفته های "استاد"، تمامی چیزهایی که در مقابل ما قرار دارند به ما "فرصت یادگیری" و یا "آموزش دادن" را می دهند. در این لحظه بود که به درگاه و دروازه محلی رسیدند که علیرغم آنکه در مکانی بسیار مناسب واقع شده بود، ولی ظاهری بسیار حقیرانه داشت. شاگرد گفت: این مکان را ببینید. شما حق داشتید. من در اینجا این را آموختم که بسیاری از مردم، در بهشت بسر می بردند، اما متوجه آن نیستند و همچنان در شرایطی بسیار بد و محقرانه زندگی می کنند.
□استاد گفت: من گفتم آموختن و آموزش دادن مشاهده امری که اتفاق می افتد، کافی نمی باشد. بایستی دلایل را بررسی کرد. پس فقط وقتی این دنیا را درک می کنیم که متوجه علت هایش بشویم. سپس، درِ آن خانه را زدند و مورد استقبال ساکنان آن قرار گرفتند. یک زوج و سه فرزند با لباس های پاره و کثیف. استاد خطاب به پدر خانواده گفت: شما در اینجا در میان جنگل زندگی می کنید، در این اطراف هیچ گونه کسب و تجارتی وجود ندارد؟ چگونه به زندگی خود ادامه می دهید؟
●آن مرد نیز در آرامش کامل پاسخ داد: دوست من، ما در اینجا ماده گاوی داریم که همه روزه، چند لیتر شیر به ما می دهد. یک بخش از محصول را یا می فروشیم و یا در شهر همسایه با دیگر مواد غذایی معاوضه می کنیم. با بخش دیگر اقدام به تولید پنیر، کره و یا خامه برای مصرف شخصی خود می کنیم. و به این ترتیب به زندگی خود ادامه می دهیم.
○استاد فیلسوف از بابت این اطلاعات تشکر کرد و برای چند لحظه به تماشای آن مکان پرداخت و از آنجا خارج شد. در میانه راه، رو به شاگرد کرد و گفت: آن ماده گاو را از آنها دزدیده و از بالای آن صخره روبرویی به پایین پرت کن! شاگرد گفت: امّا این کار صحیحی بنظر نمی رسد، آن حیوان تنها راه امرار معاش آن خانواده است.
■فیلسوف ساکت ماند ... آن جوان بدون آنکه هیچ راه دیگری داشته باشد، همان کاری را کرد که به او دستور داده شده بود و آن گاو نیز در آن حادثه مرد. این صحنه در ذهن آن جوان باقی ماند و پس از سال ها، زمانی که دیگر یک بازرگان موفق شده بود، تصمیم گرفت تا به همان خانه بازگشته و با شرح ما وقع، از آن خانواده تقاضای بخشش و به ایشان کمک مالی نماید.
□امّا چیزی که باعث تعجبش شد این بود که آن منطقه تبدیل به یک مکان زیبا شده بود با درختانی شکوفه کرده، ماشینی که در گاراژ پارک شده و تعدادی کودک که در باغچه خانه مشغول بازی بودند. با تصوّر این مطلب که آن خانواده برای بقای خود مجبور به فروش آنجا شده اند، مایوس و ناامید گردید. ناگهان غریبه ای را دید و از او سوال کرد: آن خانواده که در حدود ۱۰ سال قبل اینجا زندگی می کردند کجا رفتند؟ جوابی که دریافت کرد، این بود: آنها همچنان صاحب این مکان هستند.
●مرد وحشت زده و سراسیمه و دوان دوان وارد خانه شد. صاحب خانه او را شناخت و از احوالات استاد فیلسوفش پرسید. امّا جوان مشتاقانه در پی آن بود که بداند چگونه ایشان موفق به بهبود وضعیت آن مکان و زندگی به آن خوبی شده اند.
○آن مرد گفت: ما دارای یک گاو بودیم، امّا از صخره پرت شد و مرد. در این صورت بود که برای تامین معاش خانواده ام مجبور به کاشت سبزیجات و حبوبات شدم. گیاهان و نباتات با تاخیر رشد کردند و مجبور به بریدن مجدد درختان شدم و پس از آن به فکر خرید چرخ نخ ریسی افتادم و با آن بود که به یاد لباس بچه هایم افتادم و با خود همچنین فکر کردم که شاید بتوانم پنبه هم بکارم. به این ترتیب یکسال سخت گذشت، اما وقتی خرمن محصولات رسید، من در حال فروش و صدور حبوبات، پنبه و سبزیجات معطر بودم. هرگز به این موضوع فکر نکرده بودم که همه قدرت و پتانسیل من در این نکته خلاصه می شد که: *چه خوب شد که آن گاو مرد!*
■هر کس در زندگی خود صاحب گاوی است که فرصت هرگونه رشد و پیشرفت را از وی گرفته است. مشاغلی که از حقوق دریافتی اش، به "آب باریکه" یاد می کنیم یکی از همین گاوهاست! آیا وقت آن نرسیده است که این گونه گاوها را بشناسیم و از صخره پرت نمائیم!؟
[برداشتي از داستان گــاو اثر پائولو كوئيلو]
■فیلسوفی همراه با شاگردانش در حال قدم زدن در یک جنگل بودند و درباره ی اهمیت ملاقات های غیرمنتظره گفتگو می کردند. بر طبق گفته های "استاد"، تمامی چیزهایی که در مقابل ما قرار دارند به ما "فرصت یادگیری" و یا "آموزش دادن" را می دهند. در این لحظه بود که به درگاه و دروازه محلی رسیدند که علیرغم آنکه در مکانی بسیار مناسب واقع شده بود، ولی ظاهری بسیار حقیرانه داشت. شاگرد گفت: این مکان را ببینید. شما حق داشتید. من در اینجا این را آموختم که بسیاری از مردم، در بهشت بسر می بردند، اما متوجه آن نیستند و همچنان در شرایطی بسیار بد و محقرانه زندگی می کنند.
□استاد گفت: من گفتم آموختن و آموزش دادن مشاهده امری که اتفاق می افتد، کافی نمی باشد. بایستی دلایل را بررسی کرد. پس فقط وقتی این دنیا را درک می کنیم که متوجه علت هایش بشویم. سپس، درِ آن خانه را زدند و مورد استقبال ساکنان آن قرار گرفتند. یک زوج و سه فرزند با لباس های پاره و کثیف. استاد خطاب به پدر خانواده گفت: شما در اینجا در میان جنگل زندگی می کنید، در این اطراف هیچ گونه کسب و تجارتی وجود ندارد؟ چگونه به زندگی خود ادامه می دهید؟
●آن مرد نیز در آرامش کامل پاسخ داد: دوست من، ما در اینجا ماده گاوی داریم که همه روزه، چند لیتر شیر به ما می دهد. یک بخش از محصول را یا می فروشیم و یا در شهر همسایه با دیگر مواد غذایی معاوضه می کنیم. با بخش دیگر اقدام به تولید پنیر، کره و یا خامه برای مصرف شخصی خود می کنیم. و به این ترتیب به زندگی خود ادامه می دهیم.
○استاد فیلسوف از بابت این اطلاعات تشکر کرد و برای چند لحظه به تماشای آن مکان پرداخت و از آنجا خارج شد. در میانه راه، رو به شاگرد کرد و گفت: آن ماده گاو را از آنها دزدیده و از بالای آن صخره روبرویی به پایین پرت کن! شاگرد گفت: امّا این کار صحیحی بنظر نمی رسد، آن حیوان تنها راه امرار معاش آن خانواده است.
■فیلسوف ساکت ماند ... آن جوان بدون آنکه هیچ راه دیگری داشته باشد، همان کاری را کرد که به او دستور داده شده بود و آن گاو نیز در آن حادثه مرد. این صحنه در ذهن آن جوان باقی ماند و پس از سال ها، زمانی که دیگر یک بازرگان موفق شده بود، تصمیم گرفت تا به همان خانه بازگشته و با شرح ما وقع، از آن خانواده تقاضای بخشش و به ایشان کمک مالی نماید.
□امّا چیزی که باعث تعجبش شد این بود که آن منطقه تبدیل به یک مکان زیبا شده بود با درختانی شکوفه کرده، ماشینی که در گاراژ پارک شده و تعدادی کودک که در باغچه خانه مشغول بازی بودند. با تصوّر این مطلب که آن خانواده برای بقای خود مجبور به فروش آنجا شده اند، مایوس و ناامید گردید. ناگهان غریبه ای را دید و از او سوال کرد: آن خانواده که در حدود ۱۰ سال قبل اینجا زندگی می کردند کجا رفتند؟ جوابی که دریافت کرد، این بود: آنها همچنان صاحب این مکان هستند.
●مرد وحشت زده و سراسیمه و دوان دوان وارد خانه شد. صاحب خانه او را شناخت و از احوالات استاد فیلسوفش پرسید. امّا جوان مشتاقانه در پی آن بود که بداند چگونه ایشان موفق به بهبود وضعیت آن مکان و زندگی به آن خوبی شده اند.
○آن مرد گفت: ما دارای یک گاو بودیم، امّا از صخره پرت شد و مرد. در این صورت بود که برای تامین معاش خانواده ام مجبور به کاشت سبزیجات و حبوبات شدم. گیاهان و نباتات با تاخیر رشد کردند و مجبور به بریدن مجدد درختان شدم و پس از آن به فکر خرید چرخ نخ ریسی افتادم و با آن بود که به یاد لباس بچه هایم افتادم و با خود همچنین فکر کردم که شاید بتوانم پنبه هم بکارم. به این ترتیب یکسال سخت گذشت، اما وقتی خرمن محصولات رسید، من در حال فروش و صدور حبوبات، پنبه و سبزیجات معطر بودم. هرگز به این موضوع فکر نکرده بودم که همه قدرت و پتانسیل من در این نکته خلاصه می شد که: *چه خوب شد که آن گاو مرد!*
■هر کس در زندگی خود صاحب گاوی است که فرصت هرگونه رشد و پیشرفت را از وی گرفته است. مشاغلی که از حقوق دریافتی اش، به "آب باریکه" یاد می کنیم یکی از همین گاوهاست! آیا وقت آن نرسیده است که این گونه گاوها را بشناسیم و از صخره پرت نمائیم!؟
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
جامعه جامانده از رفاه
⭕️ یک پژوهش، با بررسی روندهای آماری رابطه سهم جامعه جوان از فعالیتهای اقتصادی را به تصویر کشیده است. این آمارها تایید میکند که یکی از ریشههای اصلی رویدادهای اخیر، جاماندگی جمعیت جوان از فعالیتهای اقتصادی بوده است.
⭕️ بخش قابل توجهی از جمعیت جوان بهدلیل هزینههای بالای مسکن، نبود زیرساختهای مناسب برای ورود به بازار کار و عدم کسب مهارتهای لازم در زمان تحصیل نتوانستهاند که از خانواده خود مستقل شوند و جذب فعالیتهای اقتصادی شوند. این موضوع باعث شده که جوانان برای تشکیل خانواده نیز با چالش جدی روبهرو شوند.
⭕️ مطابق آمارهای این پژوهش، در سال۱۳۹۹، ۵/ ۳۸درصد از مردان و ۶/ ۳۳درصد از زنان در گروه سنی ۲۵ تا ۳۴سال، با والدین خود زندگی میکردند.
⭕️ گروههای سنی میان سال یا مسن، از نظر وضعیتهای رفاهی و سطح اشتغال شرایط مناسبتری نسبت به جامعه جوان دارند. بنابراین جدایی این جوانان از رفاه اقتصادی میتواند بهعنوان یکی از ریشههای اصلی ناآرامیها مدنظر سیاستگذاران قرار گیرد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
yun.ir/2awzyb
⭕️ یک پژوهش، با بررسی روندهای آماری رابطه سهم جامعه جوان از فعالیتهای اقتصادی را به تصویر کشیده است. این آمارها تایید میکند که یکی از ریشههای اصلی رویدادهای اخیر، جاماندگی جمعیت جوان از فعالیتهای اقتصادی بوده است.
⭕️ بخش قابل توجهی از جمعیت جوان بهدلیل هزینههای بالای مسکن، نبود زیرساختهای مناسب برای ورود به بازار کار و عدم کسب مهارتهای لازم در زمان تحصیل نتوانستهاند که از خانواده خود مستقل شوند و جذب فعالیتهای اقتصادی شوند. این موضوع باعث شده که جوانان برای تشکیل خانواده نیز با چالش جدی روبهرو شوند.
⭕️ مطابق آمارهای این پژوهش، در سال۱۳۹۹، ۵/ ۳۸درصد از مردان و ۶/ ۳۳درصد از زنان در گروه سنی ۲۵ تا ۳۴سال، با والدین خود زندگی میکردند.
⭕️ گروههای سنی میان سال یا مسن، از نظر وضعیتهای رفاهی و سطح اشتغال شرایط مناسبتری نسبت به جامعه جوان دارند. بنابراین جدایی این جوانان از رفاه اقتصادی میتواند بهعنوان یکی از ریشههای اصلی ناآرامیها مدنظر سیاستگذاران قرار گیرد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
yun.ir/2awzyb
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:
سلطه مالی تعمیمیافته و تورم
👤 دکتر تیمور رحمانی
✍️ سلطه مالی (Fiscal Dominance) بهطور معمول به وضعیتی اشاره دارد که نیاز مالی دولت با انتشار پول تامین شود و در نتیجه سیاست پولی تحت سلطه سیاست مالی دولت و تامین نیاز مالی دولت قرار میگیرد. بسیاری از ما اقتصادخواندههای ایران برای تحلیل تورمهای بالا و ماندگار در اقتصاد ایران، انگشت اتهام را به سوی کسری بودجه دولت و سلطه مالی نشانه میرویم که البته اتهام درستی است.
✍️ اما به نظر میرسد مفهوم محدود سلطه مالی قادر به توصیف وضعیت ایران نیست و لازم است مفهوم گستردهتری از سلطه مالی را برای فهم تورم بالا و ماندگار ایران معرفی کنیم. من مدتها است که این مفهوم گسترده از سلطه مالی را سلطه مالی تعمیمیافته (Generalized Fiscal Dominance) نامیدهام و در این نوشتار نگاهی به این مفهوم خواهیم داشت تا درک کاملتری از تداوم تورم بالا در ایران کسب کنیم...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
yun.ir/fis565
سلطه مالی تعمیمیافته و تورم
👤 دکتر تیمور رحمانی
✍️ سلطه مالی (Fiscal Dominance) بهطور معمول به وضعیتی اشاره دارد که نیاز مالی دولت با انتشار پول تامین شود و در نتیجه سیاست پولی تحت سلطه سیاست مالی دولت و تامین نیاز مالی دولت قرار میگیرد. بسیاری از ما اقتصادخواندههای ایران برای تحلیل تورمهای بالا و ماندگار در اقتصاد ایران، انگشت اتهام را به سوی کسری بودجه دولت و سلطه مالی نشانه میرویم که البته اتهام درستی است.
✍️ اما به نظر میرسد مفهوم محدود سلطه مالی قادر به توصیف وضعیت ایران نیست و لازم است مفهوم گستردهتری از سلطه مالی را برای فهم تورم بالا و ماندگار ایران معرفی کنیم. من مدتها است که این مفهوم گسترده از سلطه مالی را سلطه مالی تعمیمیافته (Generalized Fiscal Dominance) نامیدهام و در این نوشتار نگاهی به این مفهوم خواهیم داشت تا درک کاملتری از تداوم تورم بالا در ایران کسب کنیم...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
yun.ir/fis565
روزنامه دنیای اقتصاد
سلطه مالی تعمیمیافته و تورم
سلطه مالی (Fiscal Dominance) بهطور معمول به وضعیتی اشاره دارد که نیاز مالی دولت با انتشار پول تامین شود و در نتیجه سیاست پولی تحت سلطه سیاست مالی دولت و تامین نیاز مالی دولت قرار میگیرد. بسیاری از ما اقتصادخواندههای ایران برای تحلیل تورمهای بالا و ماندگار…
Forwarded from نبض بازار / اقتصاد 💰
📌 پیشبینی تورم تا پایان سال ۱۴۰۱
🔹 این اعداد از انالیز اطلاعات بانک مرکزی بدست امده است و نشان دهنده تورم بین ۴۶.۶ تا ۴۹.۳۱ درصد تا پایان سال ۱۴۰۱ می باشد.
🔹نکته جالب این نمودار مقایسه تاسف باری است که از میزان تورم هفت سال گذشته کشور به ما میدهد که باید توجه داشته باشیم که اعداد نمایش داده شده متوسط تورم در کشور را نشان میدهد و در برخی بخشها مانند مواد غذایی ما شاهد تورم سه رقمی هم بودهایم که برای بسیاری از دهکهای جامعه تحملناپذیر میباشد.
#نبض_بازار
📊 @NabzehBazaar
🔹 این اعداد از انالیز اطلاعات بانک مرکزی بدست امده است و نشان دهنده تورم بین ۴۶.۶ تا ۴۹.۳۱ درصد تا پایان سال ۱۴۰۱ می باشد.
🔹نکته جالب این نمودار مقایسه تاسف باری است که از میزان تورم هفت سال گذشته کشور به ما میدهد که باید توجه داشته باشیم که اعداد نمایش داده شده متوسط تورم در کشور را نشان میدهد و در برخی بخشها مانند مواد غذایی ما شاهد تورم سه رقمی هم بودهایم که برای بسیاری از دهکهای جامعه تحملناپذیر میباشد.
#نبض_بازار
📊 @NabzehBazaar
💢 *چگونه در محیط کار احساس قدرت کنیم؟*
🔹 ما در محیط کار از واژه قدرت زیاد استفاده میکنیم. ما به خوبی میدانیم که در هر سازمانی، یک عده افراد خاص از بقیه قدرتمندتر هستند، مثل مدیران اجرایی سطوح ارشد.
بسیاری از ما تعریف پیچیده و نادرستی از قدرت داریم. به ما یاد دادهاند که کسی قدرتمند است که یک شغل سطح بالا با درآمد عالی داشته باشد. ما تنها روی یک نوع از قدرت تمرکز میکنیم در حالی که دو نوع قدرت وجود دارد:
◀️ اولی، *قدرتی است که دیگران به شما اعطا میکنند*، مثلا با ارتقای شما به یک سِمت بالاتر.
قدرتی که دیگران به شما میبخشند، واقعی نیست. قدرت شما در درون شماست. مدارک تحصیلی، عناوین شغلی سابق و افتخاراتی که کسب کردهاید، جذابیتهای سطحی هستند.
این نوع از قدرت را دیگران به شما بخشیدهاند پس به راحتی میتوانند آن را از شما پس بگیرند.
◀️ اما یک نوع دیگر از قدرت وجود دارد: *قدرتی که خودتان میسازید.*
مهم نیست که قبلا کجا کار کردهاید یا درس خواندهاید. اگر دائما در حال کسب تجربه و مهارت باشید، قدرتمندید.
شما این نوع از قدرت را همه جا همراه خودتان میبرید. وقتی کار درست را انجام میدهید، قدرت شما افزایش مییابد، به خصوص وقتی هیچکس به انجام کار درست، اعتقاد ندارد.
🔹اگر برای آنکه همرنگ جماعت شوید، اخلاقیات را زیر پا بگذارید، در واقع قدرت خود را تضعیف کردهاید.
وقتی از منطقه امن خود خارج میشوید و چیزی را امتحان میکنید که ترسناک به نظر میرسد، قدرتمندتر میشوید.
گاهی با انجام یک سری کارها، بدون آنکه متوجه باشیم قدرت خود را از دست میدهیم. چهار کاری که باعث کاهش قدرت میشوند از این قرارند:
1️⃣ *حالت تدافعی گرفتن:*
وقتی از نظر حرفهای دچار تناقض میشوید یا همکارتان شما را به چالش میکشد، ممکن است وسوسه شوید که از خودتان دفاع کنید. اما در بیشتر اوقات، این کار درست نیست.
اگر کسی در محیط کار به شما توهین کرد، بهترین کار این است که ساکت بمانید. همه به کسی که به شما حمله کرده به چشم یک کارمند غیرحرفهای نگاه میکنند. شما نباید خودتان را همسطح او قرار دهید.
توانایی حفظ آرامش و انتقادپذیری بدون واکنش تدافعی، نشاندهنده شخصیت شماست
2️⃣ *بدگویی و حرفهای خالهزنکی!*
اگر از دست رئیس یا همکارتان ناراحتید، میتوانید از یکی از دوستانتان در محل کار بخواهید به صحبتهایتان گوش دهد و راهنماییتان کند. برای حل مشکل، به جای بدگویی از مدیر یا همکارتان، باید با آنها صحبت کنید.
وقتی وارد صحبتهای خالهزنکی میشوید، قدرت خود را تضعیف میکنید. شما بهطور غیرمستقیم به خودتان، همکارتان و تمام دنیا میگویید: «من از اینکه مشکلاتم را رودررو مطرح کنم میترسم. پس به جایش بدگویی میکنم.»
3️⃣ *تغییر خودتان برای راضی نگه داشتن رئیس* (یا هر کسی که از او میترسید):
تقریبا همه ما این تجربه را داشتهایم. اگر مجبورید دائما خودتان را کنترل کنید تا دیگران را راضی نگه دارید، میتوان نتیجه گرفت که این شغل مناسب شما نیست.
دو راه پیش رو دارید: یا تمرین کنید کم کم حرف خود را بزنید یا به دنبال کار جدید بگردید.
یکی از بهترین راهها برای افزایش قدرت این است که در کنار کار اصلی خود، بهطور نیمهوقت به دنبال شغل جدید بگردید.
4️⃣ *حساس بودن*
آخرین راه برای از دست دادن قدرت این است که اجازه دهید اطرافیانتان در محیط کار، به راحتی شما را عصبانی کنند.
بعضی آدمها دوست دارند همکارانشان را آزار دهند چون از این کار لذت میبرند. این یک رفتار رایج در محیط کار است که «مبتنی بر ترس» است.
✅اگر کسی به اصطلاح روی اعصاب شما بود، دندان روی جگر بگذارید و به خودتان بگویید: «ایرادی ندارد. او در حال حاضر احساس ترس میکند. صحبتهای گستاخانه او ربطی به من ندارد. او الان در وضعیت مناسبی نیست.»
🔹 ما در محیط کار از واژه قدرت زیاد استفاده میکنیم. ما به خوبی میدانیم که در هر سازمانی، یک عده افراد خاص از بقیه قدرتمندتر هستند، مثل مدیران اجرایی سطوح ارشد.
بسیاری از ما تعریف پیچیده و نادرستی از قدرت داریم. به ما یاد دادهاند که کسی قدرتمند است که یک شغل سطح بالا با درآمد عالی داشته باشد. ما تنها روی یک نوع از قدرت تمرکز میکنیم در حالی که دو نوع قدرت وجود دارد:
◀️ اولی، *قدرتی است که دیگران به شما اعطا میکنند*، مثلا با ارتقای شما به یک سِمت بالاتر.
قدرتی که دیگران به شما میبخشند، واقعی نیست. قدرت شما در درون شماست. مدارک تحصیلی، عناوین شغلی سابق و افتخاراتی که کسب کردهاید، جذابیتهای سطحی هستند.
این نوع از قدرت را دیگران به شما بخشیدهاند پس به راحتی میتوانند آن را از شما پس بگیرند.
◀️ اما یک نوع دیگر از قدرت وجود دارد: *قدرتی که خودتان میسازید.*
مهم نیست که قبلا کجا کار کردهاید یا درس خواندهاید. اگر دائما در حال کسب تجربه و مهارت باشید، قدرتمندید.
شما این نوع از قدرت را همه جا همراه خودتان میبرید. وقتی کار درست را انجام میدهید، قدرت شما افزایش مییابد، به خصوص وقتی هیچکس به انجام کار درست، اعتقاد ندارد.
🔹اگر برای آنکه همرنگ جماعت شوید، اخلاقیات را زیر پا بگذارید، در واقع قدرت خود را تضعیف کردهاید.
وقتی از منطقه امن خود خارج میشوید و چیزی را امتحان میکنید که ترسناک به نظر میرسد، قدرتمندتر میشوید.
گاهی با انجام یک سری کارها، بدون آنکه متوجه باشیم قدرت خود را از دست میدهیم. چهار کاری که باعث کاهش قدرت میشوند از این قرارند:
1️⃣ *حالت تدافعی گرفتن:*
وقتی از نظر حرفهای دچار تناقض میشوید یا همکارتان شما را به چالش میکشد، ممکن است وسوسه شوید که از خودتان دفاع کنید. اما در بیشتر اوقات، این کار درست نیست.
اگر کسی در محیط کار به شما توهین کرد، بهترین کار این است که ساکت بمانید. همه به کسی که به شما حمله کرده به چشم یک کارمند غیرحرفهای نگاه میکنند. شما نباید خودتان را همسطح او قرار دهید.
توانایی حفظ آرامش و انتقادپذیری بدون واکنش تدافعی، نشاندهنده شخصیت شماست
2️⃣ *بدگویی و حرفهای خالهزنکی!*
اگر از دست رئیس یا همکارتان ناراحتید، میتوانید از یکی از دوستانتان در محل کار بخواهید به صحبتهایتان گوش دهد و راهنماییتان کند. برای حل مشکل، به جای بدگویی از مدیر یا همکارتان، باید با آنها صحبت کنید.
وقتی وارد صحبتهای خالهزنکی میشوید، قدرت خود را تضعیف میکنید. شما بهطور غیرمستقیم به خودتان، همکارتان و تمام دنیا میگویید: «من از اینکه مشکلاتم را رودررو مطرح کنم میترسم. پس به جایش بدگویی میکنم.»
3️⃣ *تغییر خودتان برای راضی نگه داشتن رئیس* (یا هر کسی که از او میترسید):
تقریبا همه ما این تجربه را داشتهایم. اگر مجبورید دائما خودتان را کنترل کنید تا دیگران را راضی نگه دارید، میتوان نتیجه گرفت که این شغل مناسب شما نیست.
دو راه پیش رو دارید: یا تمرین کنید کم کم حرف خود را بزنید یا به دنبال کار جدید بگردید.
یکی از بهترین راهها برای افزایش قدرت این است که در کنار کار اصلی خود، بهطور نیمهوقت به دنبال شغل جدید بگردید.
4️⃣ *حساس بودن*
آخرین راه برای از دست دادن قدرت این است که اجازه دهید اطرافیانتان در محیط کار، به راحتی شما را عصبانی کنند.
بعضی آدمها دوست دارند همکارانشان را آزار دهند چون از این کار لذت میبرند. این یک رفتار رایج در محیط کار است که «مبتنی بر ترس» است.
✅اگر کسی به اصطلاح روی اعصاب شما بود، دندان روی جگر بگذارید و به خودتان بگویید: «ایرادی ندارد. او در حال حاضر احساس ترس میکند. صحبتهای گستاخانه او ربطی به من ندارد. او الان در وضعیت مناسبی نیست.»
✍ آنچه هست عدم اولویت بودن وضعیت من و شماست! اقتصاد اولویت نیست!
🔹سال ۹۷ دلار از ۴۲۰۰ جهانگیری در ۶ ماه شد ۱۸۰۰۰ تومان یعنی بیش از ۴۰۰٪
امروز در کمتر از ۳ ماه ۵۰٪ ارزشش را از دست داده!
🔹فرقی ندارد از آن زمان تا امروز ما فقیر و فقیر تر شده ایم! حتی فردی که این تابلو را به دست گرفته هم فقیر تر شده است.
🔹اقتصاد ایران مشکلش جناحی نیست! اقتصاد اولویت نیست وگرنه میشد این تورم را نداشته باشیم! اگر و اگر تورم اولویت بود.
همه راهکارها گفته شده است، فقر بزرگترین دشمن انسان و کشورهاست! فقر تیشه به ریسه اندیشه می زند و امروز حداقل حقوق شد ۱۳۰ دلار!
🔹۱۳۰ دلار حداقل حقوق ایرانیان معادل یک یا دو وعده غذای خوب در رستورانی در دبی.
🔹چرا سال ۱۳۹۷ آقای سیف نرخ بهره را بالا نبرد و سیاست ممانعت از خروج سرمایه اعمال نکرد؟
🔹چرا سال ۱۳۹۸ آقای همتی نرخ بهره را بالا نبرد و سیاست ممانعت از خروج سرمایه اعمال نکرد؟
🔹چرا سال ۱۴۰۰ آقای کمیجانی نرخ بهره را بالا نبرد و سیاست ممانعت از خروج سرمایه اعمال نکرد؟
چرا سال ۱۴۰۱ آقای صالح آبادی نرخ بهره را بالا نمی برد و سیاست ممانعت از خروج سرمایه اعمال نمی کند؟
🔹سال ۹۷ دلار از ۴۲۰۰ جهانگیری در ۶ ماه شد ۱۸۰۰۰ تومان یعنی بیش از ۴۰۰٪
امروز در کمتر از ۳ ماه ۵۰٪ ارزشش را از دست داده!
🔹فرقی ندارد از آن زمان تا امروز ما فقیر و فقیر تر شده ایم! حتی فردی که این تابلو را به دست گرفته هم فقیر تر شده است.
🔹اقتصاد ایران مشکلش جناحی نیست! اقتصاد اولویت نیست وگرنه میشد این تورم را نداشته باشیم! اگر و اگر تورم اولویت بود.
همه راهکارها گفته شده است، فقر بزرگترین دشمن انسان و کشورهاست! فقر تیشه به ریسه اندیشه می زند و امروز حداقل حقوق شد ۱۳۰ دلار!
🔹۱۳۰ دلار حداقل حقوق ایرانیان معادل یک یا دو وعده غذای خوب در رستورانی در دبی.
🔹چرا سال ۱۳۹۷ آقای سیف نرخ بهره را بالا نبرد و سیاست ممانعت از خروج سرمایه اعمال نکرد؟
🔹چرا سال ۱۳۹۸ آقای همتی نرخ بهره را بالا نبرد و سیاست ممانعت از خروج سرمایه اعمال نکرد؟
🔹چرا سال ۱۴۰۰ آقای کمیجانی نرخ بهره را بالا نبرد و سیاست ممانعت از خروج سرمایه اعمال نکرد؟
چرا سال ۱۴۰۱ آقای صالح آبادی نرخ بهره را بالا نمی برد و سیاست ممانعت از خروج سرمایه اعمال نمی کند؟
پیامدهای طرحهای توسعه از منظر حکمرانی متوازن
واهه (جای سرسبز و عالی در دل کویر) یا POE: Pockets Of Excellence یا کانونهای اثر بخش
بررسیهائی که بانک جهانی و صندوق بین الملی پول در خصوص وامهائی که بعد از جنگ جهانی دوم به کشورهائی در آمریکای لاتین و آفریقا داده شد، به ما نشان داد که صرف تعریف پروژههای بزرگ یا زیر ساختی در کشورها، نمی تواند این کشورها را توسعه دهد. زیرا خیلی از این پروژه ها ناکارآمد بودند. چرا ناکارآمد؟ چون در یک محیط ناکارآمد قرار داشتند. وقتی یک کشور یک نظام حکمرانی ناکارآمد داشته باشد یعنی شفافیت، پاسخگوئی، مشارکت نداشته باشیم و توازن بین مسئولیت پذیری و پاسخگوئی وجود نداشته باشد. تمامی این پروژه ها نمیتوانند ما را به آن هدف خود برسانند. دولت توانمند، یعنی مسئولیت پذیری و و ساز و کار داشتن. سازو کارهائی برای تضمین شفافیت و مشارکت و پاسخگوئی و توازن بین مسئولیت و اختیار. برای توسعه ایران نیاز به یک دولت توانمند داریم. اگر دولت توانمند و نظام حکمرانی کارآمد داشته باشیم، توسعه امکان پذیر است.
اغلب پروژههائی که در کشورهای مذکور پس از جنک جهانی دوم تعریف شدند، به شکست منجر شدند.
برخی طرح ها یا پروژه ها در برخی کشورها هستند که علیرغم قرارگیری در یک کشور توسعه نیافته و عدوم وجود یک نظام حکرانی کارآمد یا دولت توانمند، موفق بوده اند. بالاتر از متوسط هستند. اینها را تحت عنوان POE یا واهه نامگذاری میکنند. یک جای سرسبز وسط کویر. در توسعه، اولین گام این است که این واههها یا POE ها و عوامل موفقیت آنها شناسائی شوند. و امکان الگوبرداری و یادگیری از آنها انجام شود.
طرحهای موفق یا کانونهای اثر بخش یا POE دارای 5 دسته عوامل هستند که روی آنها اثر گذار هستند که در دو دسته عوامل درونی و عوامل بیرونی قرار میگیرند:
A) عوامل درونی
B) عوامل بیرونی
از عوامل درونی به دو دسته تقسیم میشوند. یکی شخصیت رهبر یا مدیر کانون و دیگری ویژگی های ساختاری سازمانی
ویژگی مدیران POE های موفق (در حکمرانیهای ناکارآمد)
1- تخصص
2- دارای مشروعیت درون سازمانی و برون سازمانی
3- انعطاف پذیری
ویژگیهای مهم ساختاری سازمانی POE های موفق
1- استقلال (فاکتورهای محیطی روی آن اثر کمی دارند)
عوامل بیرونی عبارتند:
a) اقتصاد سیاسی
شرایط اقتصادی جامعه: باید طرح ارائه شده، هزینه بالائی برای مخالفت مخالفان داشته باشد و نفع خوبی برای جامعه یا محیط داشته باشد. تحلیل هزینه فایده مناسب انجام شود.
b) نهادهای سیاسی
طرح را به سمت طرح غیرسیاسی سوق داد ولی به نهادهای سیاسی پاسخگو باشد. در تعارض با نهادهای سیاسی قرار نگیرد. (دارای روابط متناسب و پاسخگو با نهادهای سیاسی و هرم قدرت)
سازگاری با سایر برنامهها و اهداف کلان کشور.
c) اقتصاد سیاسی زیربنائی
d) منافع متنوع برای گروه های متنوع را آشکار سازی کند
منفعت عمومی را آشکارسازی کند
در تئوریهای توسعه دو نظریه عمده وجود دلرد؛ یکی نگاه Top-Down و دیگری نگاه Bottom-Up . در نگاه پائین به بالا، جامعه میتواند توسعه پیدا کند از پائین به بالا، مفاهیمی مانند توسعه فرهنگی. در مقابل آن، دیدگاه توسعه از بالا به پائین قرار دارد. مطالعات جهانی به ما نشان می داد که کشورهائی توسعه پیدا کردند که راس آن کشور و در بالاترین سطوح هرم آن کشور اراده توسعه وجود داشته و در گام اول اقدام به توانمندسازی نظام حکمرانی و دولت کرده است. اما برای این موضوع ما یک چالش داریم. چالش ما تا مادامی که ما یک دولت توانمند نداشته باشیم، توسعه در دسترس ما نخواهد بود. اما مطالعات POE یک راه سومی در دسترس ما قرار خواهد داد. و آن توسعه از میانه است. یعنی پیداکردن کانونهای اثر بخش. کانون اثر بخش یعنی طرح، سازمان، نهاد یا هر جنسی از نهادهای سخت و نرم که دارای کارآمدی است در یک محیط کارآمد. که عملا POE ها راههای از میانه هستند یا توسعه از میانه (نه از کف جامعه و نه از هرم قدرت هستند).
واهه (جای سرسبز و عالی در دل کویر) یا POE: Pockets Of Excellence یا کانونهای اثر بخش
بررسیهائی که بانک جهانی و صندوق بین الملی پول در خصوص وامهائی که بعد از جنگ جهانی دوم به کشورهائی در آمریکای لاتین و آفریقا داده شد، به ما نشان داد که صرف تعریف پروژههای بزرگ یا زیر ساختی در کشورها، نمی تواند این کشورها را توسعه دهد. زیرا خیلی از این پروژه ها ناکارآمد بودند. چرا ناکارآمد؟ چون در یک محیط ناکارآمد قرار داشتند. وقتی یک کشور یک نظام حکمرانی ناکارآمد داشته باشد یعنی شفافیت، پاسخگوئی، مشارکت نداشته باشیم و توازن بین مسئولیت پذیری و پاسخگوئی وجود نداشته باشد. تمامی این پروژه ها نمیتوانند ما را به آن هدف خود برسانند. دولت توانمند، یعنی مسئولیت پذیری و و ساز و کار داشتن. سازو کارهائی برای تضمین شفافیت و مشارکت و پاسخگوئی و توازن بین مسئولیت و اختیار. برای توسعه ایران نیاز به یک دولت توانمند داریم. اگر دولت توانمند و نظام حکمرانی کارآمد داشته باشیم، توسعه امکان پذیر است.
اغلب پروژههائی که در کشورهای مذکور پس از جنک جهانی دوم تعریف شدند، به شکست منجر شدند.
برخی طرح ها یا پروژه ها در برخی کشورها هستند که علیرغم قرارگیری در یک کشور توسعه نیافته و عدوم وجود یک نظام حکرانی کارآمد یا دولت توانمند، موفق بوده اند. بالاتر از متوسط هستند. اینها را تحت عنوان POE یا واهه نامگذاری میکنند. یک جای سرسبز وسط کویر. در توسعه، اولین گام این است که این واههها یا POE ها و عوامل موفقیت آنها شناسائی شوند. و امکان الگوبرداری و یادگیری از آنها انجام شود.
طرحهای موفق یا کانونهای اثر بخش یا POE دارای 5 دسته عوامل هستند که روی آنها اثر گذار هستند که در دو دسته عوامل درونی و عوامل بیرونی قرار میگیرند:
A) عوامل درونی
B) عوامل بیرونی
از عوامل درونی به دو دسته تقسیم میشوند. یکی شخصیت رهبر یا مدیر کانون و دیگری ویژگی های ساختاری سازمانی
ویژگی مدیران POE های موفق (در حکمرانیهای ناکارآمد)
1- تخصص
2- دارای مشروعیت درون سازمانی و برون سازمانی
3- انعطاف پذیری
ویژگیهای مهم ساختاری سازمانی POE های موفق
1- استقلال (فاکتورهای محیطی روی آن اثر کمی دارند)
عوامل بیرونی عبارتند:
a) اقتصاد سیاسی
شرایط اقتصادی جامعه: باید طرح ارائه شده، هزینه بالائی برای مخالفت مخالفان داشته باشد و نفع خوبی برای جامعه یا محیط داشته باشد. تحلیل هزینه فایده مناسب انجام شود.
b) نهادهای سیاسی
طرح را به سمت طرح غیرسیاسی سوق داد ولی به نهادهای سیاسی پاسخگو باشد. در تعارض با نهادهای سیاسی قرار نگیرد. (دارای روابط متناسب و پاسخگو با نهادهای سیاسی و هرم قدرت)
سازگاری با سایر برنامهها و اهداف کلان کشور.
c) اقتصاد سیاسی زیربنائی
d) منافع متنوع برای گروه های متنوع را آشکار سازی کند
منفعت عمومی را آشکارسازی کند
در تئوریهای توسعه دو نظریه عمده وجود دلرد؛ یکی نگاه Top-Down و دیگری نگاه Bottom-Up . در نگاه پائین به بالا، جامعه میتواند توسعه پیدا کند از پائین به بالا، مفاهیمی مانند توسعه فرهنگی. در مقابل آن، دیدگاه توسعه از بالا به پائین قرار دارد. مطالعات جهانی به ما نشان می داد که کشورهائی توسعه پیدا کردند که راس آن کشور و در بالاترین سطوح هرم آن کشور اراده توسعه وجود داشته و در گام اول اقدام به توانمندسازی نظام حکمرانی و دولت کرده است. اما برای این موضوع ما یک چالش داریم. چالش ما تا مادامی که ما یک دولت توانمند نداشته باشیم، توسعه در دسترس ما نخواهد بود. اما مطالعات POE یک راه سومی در دسترس ما قرار خواهد داد. و آن توسعه از میانه است. یعنی پیداکردن کانونهای اثر بخش. کانون اثر بخش یعنی طرح، سازمان، نهاد یا هر جنسی از نهادهای سخت و نرم که دارای کارآمدی است در یک محیط کارآمد. که عملا POE ها راههای از میانه هستند یا توسعه از میانه (نه از کف جامعه و نه از هرم قدرت هستند).
Forwarded from دکتر محمود سریع القلم
Telegraph
چرا تاریخِ سیاست ورزی و حکمرانی ما نا موفق است؟
(مقدمۀ چاپ جدید کتاب اقتدارگرایی ایرانی در عهد پهلوی) در بسیاری از حرفهها و تخصصها مانند معماری، هنر، مهندسی، پزشکی، ادبیات، فلسفه، صنعت و کارآفرینی، ایرانیان نه تنها در داخل کشور بلکه در سطح بینالمللی، عملکرد قابل احترامی را کسب کردهاند. اما هم چنانکه…
✳️ تکنیک استراتژی کالباسی در مذاکره
در استراتژی کالباسی، دقیقاً از مکانیزم کالباس استفاده میشود!
یعنی افراد به جای این که یک قطعه کالباس بزرگ که بسیار بدمزه و دوست نداشتنی است را به فردی ارائه کنند، به لایههای نازک و البته خوشمزه تقسیم میکنند اما در نهایت همان قطعه بزرگ کالباس را به او میدهند.
برای مثال شما به جای این که بگویید ۶۰۰ میلیون تومان هزینه راه اندازی یک رستوران است، ابتدا بگویید که ۲۰۰ میلیون هزینه جا، ۱۲۰ میلیون تجهیزات و …
این ترفند در حقیقت باعث ایجاد یک خطای ذهنی ساده میشود تا ما یک چیز را بسیار بزرگ نبینیم!
در استراتژی کالباسی، دقیقاً از مکانیزم کالباس استفاده میشود!
یعنی افراد به جای این که یک قطعه کالباس بزرگ که بسیار بدمزه و دوست نداشتنی است را به فردی ارائه کنند، به لایههای نازک و البته خوشمزه تقسیم میکنند اما در نهایت همان قطعه بزرگ کالباس را به او میدهند.
برای مثال شما به جای این که بگویید ۶۰۰ میلیون تومان هزینه راه اندازی یک رستوران است، ابتدا بگویید که ۲۰۰ میلیون هزینه جا، ۱۲۰ میلیون تجهیزات و …
این ترفند در حقیقت باعث ایجاد یک خطای ذهنی ساده میشود تا ما یک چیز را بسیار بزرگ نبینیم!
Forwarded from اکوایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 مادر چالشهای اقتصاد ایران
▫️مشکلات اقتصادی ایران محدود به یک زمینه نمیشود و انواع و اقسام مشکلات همزیستی مسالمت آمیزی در اقتصاد ایران دارند.
▫️مسعود نیلی، اقتصاددان معتقد است همگی این مشکلات یک اشتراک بزرگ دارند که تمام آنها را به هم متصل میکند: تورم.
▫️نسخه کامل را در وبسایت اکوایران مشاهده کنید.
📺 @ecoiran_webtv
▫️مشکلات اقتصادی ایران محدود به یک زمینه نمیشود و انواع و اقسام مشکلات همزیستی مسالمت آمیزی در اقتصاد ایران دارند.
▫️مسعود نیلی، اقتصاددان معتقد است همگی این مشکلات یک اشتراک بزرگ دارند که تمام آنها را به هم متصل میکند: تورم.
▫️نسخه کامل را در وبسایت اکوایران مشاهده کنید.
📺 @ecoiran_webtv
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرنوشت برجام در سال ۲۰۲۳
❓آیا در سال ۲۰۲۳ میتوان امید داشت که برجام احیا شود؟ روزنامه «دنیای اقتصاد» در گفتوگو با سه کارشناس به بررسی آینده برجام پرداخته است:
👤 ابراهیم متقی، استاد دانشگاه تهران: در سال ۲۰۲۳ اولا تغییراتی در گروه مذاکرهکننده کشورهای مختلف به وجود میآید؛ زیرا گروههای مذاکرهکننده نگاه سلبی نسبت به برجام دارند. نکته دوم اینکه دستورکار مشخصتری برای اعاده برجام شکل خواهد گرفت. نکته سوم آنکه بسیاری از کشورها الگوی رفتاری خود را با سیاست ماکسیمالیستی یعنی حداکثر آنچه که میتوانند به دست بیاورند هماهنگ خواهند ساخت. بنابراین برجام از وضعیت تزلزل و بیثباتی عبور کرده و میتواند به عنوان یکی از پایههای نیل به توافق در آینده دیپلماسی هستهای ایران محسوب شود.
👤 طهمورث غلامی، کارشناس مسائل آمریکا: ...به نظر من، برجام در سال ۲۰۲۳ احیا نخواهد شد و غرب نیز سیاست جدیدی را در رابطه با اصلاح یا امضای توافق جدید در دستور کار قرار خواهد داد. همچنین در سال ۲۰۲۳ بحث رقابتهای مقدماتی انتخابات ریاستجمهوری آمریکا شروع میشود و چون این رقابتها در جریان است تصمیمگیری برای دولت حاکم به تدریج سختتر میشود.
👤 عبدالرضا فرجیراد، پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک: در سال ۲۰۲۳ به نظر میرسد، پالسهای مثبت از طرف مقابل و آرامشی که در مقامات ایرانی برای رفتن به سمت برجام ایجاد شده حتی از سوی مخالفان سفت و سخت برجام، احتمال مذاکره مجدد و توافق بالا است.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
yun.ir/66yvf
❓آیا در سال ۲۰۲۳ میتوان امید داشت که برجام احیا شود؟ روزنامه «دنیای اقتصاد» در گفتوگو با سه کارشناس به بررسی آینده برجام پرداخته است:
👤 ابراهیم متقی، استاد دانشگاه تهران: در سال ۲۰۲۳ اولا تغییراتی در گروه مذاکرهکننده کشورهای مختلف به وجود میآید؛ زیرا گروههای مذاکرهکننده نگاه سلبی نسبت به برجام دارند. نکته دوم اینکه دستورکار مشخصتری برای اعاده برجام شکل خواهد گرفت. نکته سوم آنکه بسیاری از کشورها الگوی رفتاری خود را با سیاست ماکسیمالیستی یعنی حداکثر آنچه که میتوانند به دست بیاورند هماهنگ خواهند ساخت. بنابراین برجام از وضعیت تزلزل و بیثباتی عبور کرده و میتواند به عنوان یکی از پایههای نیل به توافق در آینده دیپلماسی هستهای ایران محسوب شود.
👤 طهمورث غلامی، کارشناس مسائل آمریکا: ...به نظر من، برجام در سال ۲۰۲۳ احیا نخواهد شد و غرب نیز سیاست جدیدی را در رابطه با اصلاح یا امضای توافق جدید در دستور کار قرار خواهد داد. همچنین در سال ۲۰۲۳ بحث رقابتهای مقدماتی انتخابات ریاستجمهوری آمریکا شروع میشود و چون این رقابتها در جریان است تصمیمگیری برای دولت حاکم به تدریج سختتر میشود.
👤 عبدالرضا فرجیراد، پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک: در سال ۲۰۲۳ به نظر میرسد، پالسهای مثبت از طرف مقابل و آرامشی که در مقامات ایرانی برای رفتن به سمت برجام ایجاد شده حتی از سوی مخالفان سفت و سخت برجام، احتمال مذاکره مجدد و توافق بالا است.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
yun.ir/66yvf
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
پیشنیاز توسعه
👤 دکتر احمد یزدانپناه
🖌 برای کشورهای در حال توسعه اینکه «حکمرانی خوب» یا «توسعه» کدام تقدم دارد، دیگر در تله مرغ و تخممرغ کدام اول آمده، به لطف تحقیقات و مشاهدات و مصائب آنها پایان گرفته است. لااقل در «مدیریت توسعه» پژوهشهای کشورهای آسیایی حکایت از آن دارند که کم و کیف دولتها و حکومتها در دسترسی به اهداف رشد و توسعه کشورها نقشی حیاتی دارد. برای مثال حتی در کشورهای در حال توسعهای که تخصیص منابع به دست قوای بازار (عرضه و تقاضا) سپرده شده است،
🖌 دولتها وظایف کلیدی مشخص و مهمی را به عهده گرفتهاند تا چیزی به نام «زندگی» مردم خود را همراه با کرامت آدمی همراه سازند. از جمله آنها میتوان به:
🖌 الف) برقراری و حفظ ثبات اقتصاد کلان ب) توسعه زیربناها ج) عرضه کالاهای عمومی د) جلوگیری از شکست و عجز بازار (Market Failure) و ارتقای برابری و عدالت اشاره کرد.
❓از کجا میتوان فهمید و دریافت که دولتها و حکومتها در عمل و نه با سخن و کلمه، در اجرای این وظایف گام برمیدارند؟...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
yun.ir/6z0l67
👤 دکتر احمد یزدانپناه
🖌 برای کشورهای در حال توسعه اینکه «حکمرانی خوب» یا «توسعه» کدام تقدم دارد، دیگر در تله مرغ و تخممرغ کدام اول آمده، به لطف تحقیقات و مشاهدات و مصائب آنها پایان گرفته است. لااقل در «مدیریت توسعه» پژوهشهای کشورهای آسیایی حکایت از آن دارند که کم و کیف دولتها و حکومتها در دسترسی به اهداف رشد و توسعه کشورها نقشی حیاتی دارد. برای مثال حتی در کشورهای در حال توسعهای که تخصیص منابع به دست قوای بازار (عرضه و تقاضا) سپرده شده است،
🖌 دولتها وظایف کلیدی مشخص و مهمی را به عهده گرفتهاند تا چیزی به نام «زندگی» مردم خود را همراه با کرامت آدمی همراه سازند. از جمله آنها میتوان به:
🖌 الف) برقراری و حفظ ثبات اقتصاد کلان ب) توسعه زیربناها ج) عرضه کالاهای عمومی د) جلوگیری از شکست و عجز بازار (Market Failure) و ارتقای برابری و عدالت اشاره کرد.
❓از کجا میتوان فهمید و دریافت که دولتها و حکومتها در عمل و نه با سخن و کلمه، در اجرای این وظایف گام برمیدارند؟...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
yun.ir/6z0l67
روزنامه دنیای اقتصاد
پیشنیاز توسعه
برای کشورهای در حال توسعه اینکه «حکمرانی خوب» یا «توسعه» کدام تقدم دارد، دیگر در تله مرغ و تخممرغ کدام اول آمده، به لطف تحقیقات و مشاهدات و مصائب آنها پایان گرفته است. لااقل در «مدیریت توسعه» پژوهشهای کشورهای آسیایی حکایت از آن دارند که کم و کیف دولتها…
Forwarded from هفتهنامه تجارتفردا
آیا اقتصاددان به تنهایی میتواند معجزه کند؟
✍️ محمد صاحبی/تحلیلگر اقتصاد
اگر فکر میکنید کار اقتصاد ایران آنقدر خراب شده که دیگر کاری از دست کسی برنمیآید یا اگر معتقدید برای اصلاحات بزرگ زمان کافی نیست، یادی از کمال درویش کنید که در مدت زمانی کوتاه سکان وزارت اقتصاد ترکیه را در دست گرفت و این کشور را از ابرتورم نجات داد. اما پیش از ادای احترام به کمال درویش بزرگ، از رهبران سیاسی ترکیه یاد کنید که اراده سیاسی برای اصلاحات اقتصادی در کشورشان را به وجود آوردند. ترکیه آن روزها کلکسیونی از بحرانهای سیاسی و اقتصادی بود. بدهی دولت سر به فلک گذاشته بود، ابرتورم گریبان اقتصاد این کشور را رها نمیکرد و نرخ ارز ساعتبهساعت افزایش مییافت.
نکته مهم تجربه رهبران سیاسی ترکیه از جمله تورگوت اوزال این بود که نشان داد لازم نیست بنیانگذار تحولات و اصلاحات اقتصادی یک اقتصاددان باشد. اوزال هوش و ادراک بالایی داشت و مدیر خوبی بود و در حوزه اقتصاد هم در داخل و هم در خارج تجربه کاری داشت. سیاستمدار خوبی هم بود چون توانست با گروههای مختلف مذاکره و آنها را با اصلاحات همراه کند. او بیش از شش سال از 1983 تا 1989 نخستوزیر بود و بعد هم چهار سال تا 1993 رئیسجمهور شد. تداوم حضور بیش از 10ساله اوزال در سطح بالای قدرت در ترکیه و چند سالی که به عنوان مشاور و معاون نخستوزیر نقش اصلی هدایت اقتصاد را بر عهده داشت، برای بنیانگذاری و اجرای اصلاحات بسیار مهم بود.
تا اینکه بولنت اجویت سکان دولت را در دست گرفت. به او توصیه شد اگر میخواهد اوضاع را بهبود بخشد، یک اقتصاددانان سرسخت و لجباز شناختهشده را به کار گیرد تا بتواند تورم را مهار کند. آن موقع بود که کمال درویش به عنوان یک اقتصاددان با اصول به ترکیه آمد و از سوی بولنت اجویت بهکار گرفته شد.
کمال درویش در ماههای ابتدایی سال ۲۰۰۱ بهعنوان وزیر دارایی ترکیه منصوب شد. درویش که با سابقه ۲۲ سال فعالیت در بانک جهانی، سکان هدایت اقتصاد ترکیه را در دست گرفت در ابتدای دوران وزارت با چالشهای فراوانی روبهرو بود. شدت مشکلات ترکیه در سالهای پایانی قرن بیستم و سالهای آغازین قرن بیستویکم به حدی بود که کارشناسان از این دوران بهعنوان دوره بزرگترین بحران اقتصادی مدرن در ترکیه یاد میکنند. اما عضو سابق بانک جهانی، توانست در سایه سیاستهای درست و حمایتهای سیاسی «بولنت اجویت» در مدت زمانی کوتاه اقتصاد بیمار ترکیه را به محدوده سلامت بازگرداند.
افزون بر دولت که پای جراحیهای دردناک کمال درویش ایستاد، پارلمان ترکیه نیز که از لحاظ فکری نیز با نخستوزیر وقت ترکیه همسو بود، وظیفه پشتیبانی قانونی از برنامههای اصلاحی ترکیه را بر عهده گرفت. کمال درویش همچنین با تکیه بر قدرت چانهزنی خود توانست برای نخستینبار در ترکیه احزاب چپ و میانهرو را در جهت حل معمای اقتصادی ترکیه همسو کند.
به این ترتیب اقداماتی شامل استقلال بانک مرکزی، واگذاری شرکتهای بزرگ دولتی به بخش خصوصی، تقویت نقش بازار در اقتصاد، اصلاح ساختار نظام بانکی و از همه مهمتر کاهش کسری بودجه دولت در دستور کار قرار گرفت و نتیجه داد. به این ترتیب کمال درویش توانست اقتصاد بیمار ترکیه را به یکی از پرشتابترین اقتصادها در دالان توسعه تبدیل کند. حمایتهای همهجانبه نخستوزیر و پارلمان وقت ترکیه از این برنامه اصلاحی، در کنار سیاست خارجی فعال همراه با واقعگرایی اهرمهایی بود که به کمال درویش در برداشتن موانع توسعه پایدار از مسیر ترکیه کمک شایانی کرد.
نتیجه اینکه اقتصاددانان به تنهایی قادر نیستند معجزه کنند و اراده سیاسی برای اصلاحات اقتصادی الزامی است. اگر رهبران ترکیه در آن دوران ارادهای برای اصلاح امور نداشتند، کمال درویش هم مثل خیلی از اقتصاددانان میآمد و میرفت بیآنکه کاری از دستش برآید. پس برای اصلاحات اقتصادی نیاز به اراده سیاسی و انتخاب اقتصاددان زبده داریم تا بتوانیم اقتصاد را از شر تورم سنگین نجات دهیم. از این فرمول، فقط اقتصاددانانش را در ایران داریم اما اراده سیاسیاش موجود نیست.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
✍️ محمد صاحبی/تحلیلگر اقتصاد
اگر فکر میکنید کار اقتصاد ایران آنقدر خراب شده که دیگر کاری از دست کسی برنمیآید یا اگر معتقدید برای اصلاحات بزرگ زمان کافی نیست، یادی از کمال درویش کنید که در مدت زمانی کوتاه سکان وزارت اقتصاد ترکیه را در دست گرفت و این کشور را از ابرتورم نجات داد. اما پیش از ادای احترام به کمال درویش بزرگ، از رهبران سیاسی ترکیه یاد کنید که اراده سیاسی برای اصلاحات اقتصادی در کشورشان را به وجود آوردند. ترکیه آن روزها کلکسیونی از بحرانهای سیاسی و اقتصادی بود. بدهی دولت سر به فلک گذاشته بود، ابرتورم گریبان اقتصاد این کشور را رها نمیکرد و نرخ ارز ساعتبهساعت افزایش مییافت.
نکته مهم تجربه رهبران سیاسی ترکیه از جمله تورگوت اوزال این بود که نشان داد لازم نیست بنیانگذار تحولات و اصلاحات اقتصادی یک اقتصاددان باشد. اوزال هوش و ادراک بالایی داشت و مدیر خوبی بود و در حوزه اقتصاد هم در داخل و هم در خارج تجربه کاری داشت. سیاستمدار خوبی هم بود چون توانست با گروههای مختلف مذاکره و آنها را با اصلاحات همراه کند. او بیش از شش سال از 1983 تا 1989 نخستوزیر بود و بعد هم چهار سال تا 1993 رئیسجمهور شد. تداوم حضور بیش از 10ساله اوزال در سطح بالای قدرت در ترکیه و چند سالی که به عنوان مشاور و معاون نخستوزیر نقش اصلی هدایت اقتصاد را بر عهده داشت، برای بنیانگذاری و اجرای اصلاحات بسیار مهم بود.
تا اینکه بولنت اجویت سکان دولت را در دست گرفت. به او توصیه شد اگر میخواهد اوضاع را بهبود بخشد، یک اقتصاددانان سرسخت و لجباز شناختهشده را به کار گیرد تا بتواند تورم را مهار کند. آن موقع بود که کمال درویش به عنوان یک اقتصاددان با اصول به ترکیه آمد و از سوی بولنت اجویت بهکار گرفته شد.
کمال درویش در ماههای ابتدایی سال ۲۰۰۱ بهعنوان وزیر دارایی ترکیه منصوب شد. درویش که با سابقه ۲۲ سال فعالیت در بانک جهانی، سکان هدایت اقتصاد ترکیه را در دست گرفت در ابتدای دوران وزارت با چالشهای فراوانی روبهرو بود. شدت مشکلات ترکیه در سالهای پایانی قرن بیستم و سالهای آغازین قرن بیستویکم به حدی بود که کارشناسان از این دوران بهعنوان دوره بزرگترین بحران اقتصادی مدرن در ترکیه یاد میکنند. اما عضو سابق بانک جهانی، توانست در سایه سیاستهای درست و حمایتهای سیاسی «بولنت اجویت» در مدت زمانی کوتاه اقتصاد بیمار ترکیه را به محدوده سلامت بازگرداند.
افزون بر دولت که پای جراحیهای دردناک کمال درویش ایستاد، پارلمان ترکیه نیز که از لحاظ فکری نیز با نخستوزیر وقت ترکیه همسو بود، وظیفه پشتیبانی قانونی از برنامههای اصلاحی ترکیه را بر عهده گرفت. کمال درویش همچنین با تکیه بر قدرت چانهزنی خود توانست برای نخستینبار در ترکیه احزاب چپ و میانهرو را در جهت حل معمای اقتصادی ترکیه همسو کند.
به این ترتیب اقداماتی شامل استقلال بانک مرکزی، واگذاری شرکتهای بزرگ دولتی به بخش خصوصی، تقویت نقش بازار در اقتصاد، اصلاح ساختار نظام بانکی و از همه مهمتر کاهش کسری بودجه دولت در دستور کار قرار گرفت و نتیجه داد. به این ترتیب کمال درویش توانست اقتصاد بیمار ترکیه را به یکی از پرشتابترین اقتصادها در دالان توسعه تبدیل کند. حمایتهای همهجانبه نخستوزیر و پارلمان وقت ترکیه از این برنامه اصلاحی، در کنار سیاست خارجی فعال همراه با واقعگرایی اهرمهایی بود که به کمال درویش در برداشتن موانع توسعه پایدار از مسیر ترکیه کمک شایانی کرد.
نتیجه اینکه اقتصاددانان به تنهایی قادر نیستند معجزه کنند و اراده سیاسی برای اصلاحات اقتصادی الزامی است. اگر رهبران ترکیه در آن دوران ارادهای برای اصلاح امور نداشتند، کمال درویش هم مثل خیلی از اقتصاددانان میآمد و میرفت بیآنکه کاری از دستش برآید. پس برای اصلاحات اقتصادی نیاز به اراده سیاسی و انتخاب اقتصاددان زبده داریم تا بتوانیم اقتصاد را از شر تورم سنگین نجات دهیم. از این فرمول، فقط اقتصاددانانش را در ایران داریم اما اراده سیاسیاش موجود نیست.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
Forwarded from انجمن مدیران
⭕️ ۷ مهارت برای داشتن زندگی بهتر
#Forbes
🔸اگر از شما بپرسند از ۷ مهارتی نام ببرید که هرکسی باید حتما در زندگی آنها را بداند، چه جوابی میدهید؟
شاید ذهنتان به سمت مهارتهایی مثل کار کردن با دستگاههای هوشمند و چیزهایی از این دست برود؛ اما باید بدانید قضیه بسیار سادهتر از این حرفهاست.
🔹۷ مهارتی هست که یادگرفتنشان به زندگی بهترتان کمک میکنند؛ مهارتهایی که هم سخت و هم آساناند و همین تضاد عجیبشان است که گاهی خیلی از ما را دچار چالشی سخت برای آموختنشان میکند:
▪️سکوت، واژهای که هزاران قصه پشت خودش دارد. شاید باورش سخت باشد اما سکوت در مواقع لازم، سکوت و خودداری وقت خشم، یا سکوت درباره چیزهایی که نمیدانیم، واقعا مهارت بزرگی است که آموختنش حتما بر داناییتان میافزاید.
▪️هوش هیجانی کمکتان میکند زندگی عاطفی، اجتماعی و کاری بسیار بهتری داشته باشید.
▪️مدیریت زمان و بهترین استفاده از لحظات زندگی
▪️قدرت «نه گفتن» مهارت واقعا مهمی است که بار زیادی از استرس و فشارتان را کم خواهد کرد.
▪️خوب خوابیدن و تمرین برای داشتن یک خواب آرام
▪️تفکرات مثبت و مثبتاندیشی
▪️مهارت گوش دادن و تمرکز بر روی صحبتهای طرف مقابل
🖋آموزه های سازمانی
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
#Forbes
🔸اگر از شما بپرسند از ۷ مهارتی نام ببرید که هرکسی باید حتما در زندگی آنها را بداند، چه جوابی میدهید؟
شاید ذهنتان به سمت مهارتهایی مثل کار کردن با دستگاههای هوشمند و چیزهایی از این دست برود؛ اما باید بدانید قضیه بسیار سادهتر از این حرفهاست.
🔹۷ مهارتی هست که یادگرفتنشان به زندگی بهترتان کمک میکنند؛ مهارتهایی که هم سخت و هم آساناند و همین تضاد عجیبشان است که گاهی خیلی از ما را دچار چالشی سخت برای آموختنشان میکند:
▪️سکوت، واژهای که هزاران قصه پشت خودش دارد. شاید باورش سخت باشد اما سکوت در مواقع لازم، سکوت و خودداری وقت خشم، یا سکوت درباره چیزهایی که نمیدانیم، واقعا مهارت بزرگی است که آموختنش حتما بر داناییتان میافزاید.
▪️هوش هیجانی کمکتان میکند زندگی عاطفی، اجتماعی و کاری بسیار بهتری داشته باشید.
▪️مدیریت زمان و بهترین استفاده از لحظات زندگی
▪️قدرت «نه گفتن» مهارت واقعا مهمی است که بار زیادی از استرس و فشارتان را کم خواهد کرد.
▪️خوب خوابیدن و تمرین برای داشتن یک خواب آرام
▪️تفکرات مثبت و مثبتاندیشی
▪️مهارت گوش دادن و تمرکز بر روی صحبتهای طرف مقابل
🖋آموزه های سازمانی
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
Forwarded from انجمن مدیران
⭕️ ۶ ویژگی که گوگل اعتقاد دارد بهترین مدیران را خواهد ساخت
1⃣ مربی خوبی باشید
یا به کارمندانتان اهمیت میدهید یا نمیدهید؛
حد متوسطی وجود ندارد. اگر اهمیت میدهید، پس زمان و انرژی صرف کنید تا به کارمندانتان کمک کنید نسخه بهتری از خودشان شوند.
این اولین ۵۰ درصد از یک مربی خوب بودن است. ۵۰ درصد دیگر این است که بدانید شما یک تسهیلکننده هستید نه یک حلکننده مساله.
سوالات مناسب بپرسید، فقط پاسخ ندهید.
2⃣ گروه را تقویت کنید و مدیریت ذرهبینی نداشته باشید
قطعاً هیچکس دوست ندارد بهصورت ذرهبینی مدیریت شود. تحقیقی که توسط گرچن اسپرایتزر متخصص توانمندسازی انجام شد، نشان میدهد کارمندانی که توانمند شدهاند رضایت شغلی و تعهد سازمانی بالاتری دارند که در نتیجه خروج نیرو کاهش مییابد و باعث افزایش عملکرد و انگیزه میشود.
3⃣ یک محیط جامع ایجاد کنید و نشان دهید به موفقیت و کار خوب اهمیت میدهید
کامیابی فردی معمولاً نتیجه یک تلاش جمعی است. افراد از این که عضوی از یک گروه برنده باشند لذت میبرند. کارمندان نسبت به مدیرانی که به موفقیت آن ها اهمیت میدهند واکنشهای مثبت نشان میدهند.
4⃣ سازنده و نتیجه گرا باشید
بازدهی کارمندان را بسیار جدی بگیرید و ابزار مناسب برای بازدهی کارآمد آنها را در اختیارشان قرار دهید.
5⃣ارتباط دهنده خوبی باشید، گوش کنید و اطلاعات را به اشتراک بگذارید
بزرگترین مشکل در ارتباطات این است که به راحتی شکل نمیگیرد، زیرا تلاشی از سوی گیرنده و فرستنده وجود ندارد. در ارتباطات بین کارمندان سرمایهگذاری کنید و برای گوش دادن وقت بگذارید.
6⃣ استراتژی مشخصی برای گروه داشته باشید
اگر ستاره شمالی نباشد، کارمندان کشتی را به صخره خواهند کوبید. کارمندان را مجاب به ساخت چشمانداز و استراتژی کنید، نه این که آن را به خوردشان دهید؛ اولی تعهد ایجاد میکند و دومی تبعیت.
🔹لازلو باک، مدیر وقت عملیات انسانی گوگل در گفتوگو با نیویورک تایمز میگوید:
بعد از اجرای این پروژه، بدترین مدیران ما از لحاظ کیفیت بیش از ۷۵ درصد پیشرفت کردند.
🖋دنیای اقتصاد
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
1⃣ مربی خوبی باشید
یا به کارمندانتان اهمیت میدهید یا نمیدهید؛
حد متوسطی وجود ندارد. اگر اهمیت میدهید، پس زمان و انرژی صرف کنید تا به کارمندانتان کمک کنید نسخه بهتری از خودشان شوند.
این اولین ۵۰ درصد از یک مربی خوب بودن است. ۵۰ درصد دیگر این است که بدانید شما یک تسهیلکننده هستید نه یک حلکننده مساله.
سوالات مناسب بپرسید، فقط پاسخ ندهید.
2⃣ گروه را تقویت کنید و مدیریت ذرهبینی نداشته باشید
قطعاً هیچکس دوست ندارد بهصورت ذرهبینی مدیریت شود. تحقیقی که توسط گرچن اسپرایتزر متخصص توانمندسازی انجام شد، نشان میدهد کارمندانی که توانمند شدهاند رضایت شغلی و تعهد سازمانی بالاتری دارند که در نتیجه خروج نیرو کاهش مییابد و باعث افزایش عملکرد و انگیزه میشود.
3⃣ یک محیط جامع ایجاد کنید و نشان دهید به موفقیت و کار خوب اهمیت میدهید
کامیابی فردی معمولاً نتیجه یک تلاش جمعی است. افراد از این که عضوی از یک گروه برنده باشند لذت میبرند. کارمندان نسبت به مدیرانی که به موفقیت آن ها اهمیت میدهند واکنشهای مثبت نشان میدهند.
4⃣ سازنده و نتیجه گرا باشید
بازدهی کارمندان را بسیار جدی بگیرید و ابزار مناسب برای بازدهی کارآمد آنها را در اختیارشان قرار دهید.
5⃣ارتباط دهنده خوبی باشید، گوش کنید و اطلاعات را به اشتراک بگذارید
بزرگترین مشکل در ارتباطات این است که به راحتی شکل نمیگیرد، زیرا تلاشی از سوی گیرنده و فرستنده وجود ندارد. در ارتباطات بین کارمندان سرمایهگذاری کنید و برای گوش دادن وقت بگذارید.
6⃣ استراتژی مشخصی برای گروه داشته باشید
اگر ستاره شمالی نباشد، کارمندان کشتی را به صخره خواهند کوبید. کارمندان را مجاب به ساخت چشمانداز و استراتژی کنید، نه این که آن را به خوردشان دهید؛ اولی تعهد ایجاد میکند و دومی تبعیت.
🔹لازلو باک، مدیر وقت عملیات انسانی گوگل در گفتوگو با نیویورک تایمز میگوید:
بعد از اجرای این پروژه، بدترین مدیران ما از لحاظ کیفیت بیش از ۷۵ درصد پیشرفت کردند.
🖋دنیای اقتصاد
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub