مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ برای هر کسب‌و‌کاری، مهمه که وضعیت فعلی پیشرفتش رو اندازه‌گیری کنه. ببینه چه فعالیتی براش موثره و چه فعالیتی موثر نیست.
🔹معیارهای زیادی برای بررسی وضعیت کسب‌وکار وجود داره که گاهی اوقات درک این‌که کدوم برای کسب‌وکارتون مناسب تره، خیلی سخت می‌شه.
🔹تو این پست تفاوت دوتا از اصلی‌ترین معیارهارو بهتون گفتیم که اگه درست ازشون استفاده کنید می‌تونید به رشد کسب‌وکارتون سرعت زیادی ببخشید.
✳️ تا به حال دایره شایستگی‌تان را کشیده‌اید؟
همین امروز دست به‌کار شوید.

🔸داخل این دایره توانایی‌هایی هستند که در آن‌ها مهارت زیادی دارید. بیرون از آن، مسائلی هستند که یا فقط بخشی از آن‌ها را متوجه می‌شوید یا اصلا چیزی از آن‌ها نمی‌دانید. این عبارت جالب را وارن بافت استفاده می‌کرد.

🔸دایره‌ شایستگی‌تان را بشناسید و به آن پای‌بند بمانید. اندازه‌ این دایره اهمیت زیادی ندارد. اما شناختن مرزهای آن بسیار حیاتی است.

🔸تام واتسون، موسس شرکت آی بی ام ، در مورد خودش می‌گوید:
من نابغه نیستم. در بعضی موارد شایستگی دارم؛ اما خودم را اطراف آن موارد نگه می‌دارم.

🔸تمرکز روی دایره‌ شایستگی‌تان، علاوه بر مزایای مادی، برای شما مسائل احساسی خوبی هم به‌دنبال خواهد داشت.
🔸احساس ارزشمند استادی در یک یا چند حوزه محدود، احساس خوبی است که کارایی شما را نیز بالا خواهد برد و هم‌چنین دردسرهای تصمیم‌گیری در مورد پذیرفتن یا نپذیرفتن یک مسئولیت را از بین خواهد برد.

🔹در دایره‌ شایستگی است که صرفه‌جویی خوبی نسبت به دیگران، در زمان دارید.
🔹در این دایره است که کمتر اسیر توهم و اشتباه می‌شوید. به‌علاوه ریسک‌پذیری شما در این محدوده بهتر انجام خواهد شد، زیرا اطلاعات کافی از اوضاع دارید و می‌توانید پیش‌بینی کنید که تقریبا قرار است چه اتفاقی بیفتد.

✅ نتیجه اینکه خودتان را بابت نقطه‌ضعف‌های‌تان سرزنش نکنید.
✅ اینکه در چند حوزه متوسط یا زیر متوسط هستید، اصلا اهمیتی ندارد.
✅ مهم اینست که حداقل در یک حوزه بسیار بالاتر از میانگین و در حالت ایده‌آل بهترین باشید.
✅ به‌محض رسیدن به این مهم، سنگ‌بنای محکمی برای زندگی خوب خواهید داشت.
✅ هرساعتی که روی دایره‌ شایستگی خود وقت بگذارید، معادل هزاران ساعتی که در جاهای دیگر صرف کنید، ارزش دارد.
اقتباس از کتاب «هنر خوب‌زندگی‌کردن» نوشته رولف دوبلی
دکترشیخ ابومسعودی
💢 *یونایتد گیتارها را می شکند.*

▪︎در سال ۲۰۰۸، دیوید کارول گیتاریست و موسیقدان وقتی به همراه گروه خود با خطوط هوایی یونایتد عازم شیگاگو بود، با کمال تعجب از پنجره هواپیما دید که متصدیان حمل بار چمدان‌های مسافران را روی نوار حمل بار پرتاب می‌کنند.
▪︎وقتی کارول به مقصد رسید دید گیتار ۳۵۰۰ دلاری او در اثر این جابجایی غیراصولی شکسته است. او پس از این اتفاق به شرکت هواپیمایی یونایتد شکایت کرد و علی‌رغم ۹ ماه پیگیری، شرکت هواپیمایی تنها پذیرفت که ۱۲۰۰ دلار بابت تعمیر گیتار به او بپردازد.

▪︎جالب این بود که مسئولین شرکت هواپیمایی همین مبلغ را نیز پرداخت نکردند! 
▪︎دیوید کارول به نشانه اعتراض یک ویدئو موزیک به نام  یونایتد گیتارها را می‌شکند (United Breaks Guitar) ساخت و روی شبکه‌های اجتماعی قرار داد. همچنین در واکنش به طرفداران و کاربران تمام اسناد پیگیری‌های گیتار خسارت دیده خود را منتشر ساخت.
▪︎این ویدئو در روز اول بیش از یک‌صدهزار بار دیده و دانلود شد و بعد از آن بیش از میلیونها بار در یوتیوب دیده شده است.

▪︎در پی این اعتراض خلاقانه، سهام شرکت هواپیمایی یونایتد (United) نزدیک به ۱۰ درصد افت کرد، یعنی حدود ۱۸۰ میلیون دلار از ارزش سهام این شرکت کاسته شد!
▪︎علی‌رغم این‌که مدیران این شرکت از کارول عذرخواهی و دلجویی کردند چندسال طول کشید تا زیان وارده شده به اعتبار شرکت جبران شود.
▪︎بعد از این واقعه مدیران هواپیمایی یونایتد اعلام کردند که به‌واسطه این پیش‌آمد تغییرات زیادی در بخش خدمات مشتریان ایجاد کرده‌اند.
▪︎مشاوران و متخصصان بازاریابی می‌گویند هر مشتری تجربه مثبت یا منفی خود را به طور متوسط با ۸ نفر دیگر – به‌طور مستقیم – در میان می‌گذارد. شبکه‌های اجتماعی و ارتباطی این فرایند را به‌‌ شکل گسترده‌ای تسریع و تشدید کرده‌اند.
▪︎هر مشتری می‌تواند تجربه رضایت یا عدم آن را در زمان کوتاهی حداقل با ۵۰ تا ۱۰۰۰ نفر دیگر به صورت مستند به اشتراک بگذارد. اهمیت خدمات مشتریان و همین‌طور شبکه‌های اجتماعی در این داستان واقعی، کامل واضح و ملموس است.
✳️ *چرا آمریکا به خطرناک ترین موجود برای امنیت ملی اجازه فعالیت می دهد؟*
✅ _سبک رهبری در مگاپروژه_؟!

در واپسین روزهای سال (۲۹ دسامبر ۲۰۲۲) شرکت اسپیس اکس با پرتاب موشک فالکون ۹، پنجاه و چهار ماهواره استارلینک را در مدار زمین قرار داد. این شصتمین (۶۰امین) ماموریت موفق این شرکت در سال ۲۰۲۲ میلادی بود. آیا این خبر خاصی است؟ آیا اتفاق ویژه ای رخ داده؟ پرتاب موشک به هوا که این روزها امر ویژه ای نیست. اما نکات تکان دهنده ای در همین خبر ساده وجود دارد.
▫️تنها در بازه زمانیِ محدودِ «یک سال» ۶۰ ماموریتِ موفق هوا-فضا انجام شده است.
▫️این تعداد عملیات موفق توسط دولت، بخش نظامی و یا بخش دولتی صورت «نگرفته»؛ بلکه این حجم از کار فناورانه توسط «بخش خصوصیِ محض» انجام شده.
آیا بخش خصوصی می تواند این مقدار توانمند باشد؟ برای پاسخ به این سوال، به چند نکته اشاره می کنم:

اینکه شرکت اسپیس اکس توانسته در طول سال ۲۰۲۲ این تعداد ماموریت موفق داشته باشد و تا کنون ۳۰۰۰ ماهواره را در مدار زمین قرار دهد، قسمتِ تعجب آور ماجرا نیست؛ بلکه قسمت حیرت آورِ ماجرا این میزان «تفویض امور» در سیستم مدیریت ایلان ماسک است.

ظرف حدود یک شبانه روز قبل از نوشتن این یادداشت، شمارش کردم ماسک بیش از ۷۰ بار توئیت زده! یعنی طرف رسما از نظر ذهنی اینقدر آزاد است که نشسته پای توئیت بازی و (همزمان با مدیریت توئیتر) بسیار دشوار است که او بتواند به کار دیگری هم برسد؛ در چنین شرایطی، همزمان تسلا دارد با آن کیفیت کار می کند (و فروش دایم دارد)، و شرکت اسپیس اکس نیز دارد شصتمین ماموریت را (آنهم روز ۲۹ دسامبر! یعنی مشابه آخر اسفندماه) انجام می دهد.
واقعا حیرت آور است که ایلان ماسک چه تعداد نیروی متخصص و مدیر قابل اعتماد را توانسته در این چند سال پیدا کند؟ چه جور تیمی ساخته که کارهایی در این حد تخصصی را تفویض کرده و حالا خودش نشسته مشغول به توئیت بازی است.

ماجرا بیش از آنکه به فناوری مرتبط باشد، به نحوه مدیریت منابع انسانی باز می گردد. ماجرا بیش از آنکه به هوشِ فردی ایلان ماسک مرتبط باشد، به ساختار و شبکه افرادِ باهوشی که استخدام کرده، مرتبط است.

یکی از همکاران ژاپنی صحبت می کردم. می گفت برای ما ژاپنی‌ها «مدیریت هلدینگ» کاملا مفهومی آشناست. ما در ژاپن سالهاست که هلدینگهای Multi-core را داشته ایم و برای مثال، به هولدینگ سومی تومو (Sumitomo) اشاره می کرد. می گفت گروه سومی تومو در ژاپن سال‌هاست که بانکداری می کند، تولید صنایع فولاد دارد، تولیدات مواد شیمیایی و دارو دارد، صنعت چوب و کاغذ دارد، صنایع شیشه دارد و… با این وجود برای ما این نحوه از مدیریت در مجموعه های ایلان ماسک (و سرعت رشد) محل تعجب است. در هلدینگ ژاپنی راس هرم، مدیریت واحد است ولی عرصه های مختلفی از تولید، توسط سایر مدیران کارآمد هدایت می شود. با این وجود، این میزان از استقلال امور در دیسیپلین های مختلف کارهایِ ایلان ماسک حیرت آور است. اساسا ما در مدیریت ژاپنی به جزییات بها می دهیم و لذا این برایمان سوال است که چطور یک مجموعه مدیریتی می تواند همزمان در عرصه هوا-فضا ۳۰۰۰ ماهواره در مدار زمین قرار دهد، ۱۰۰هزار خودروی برقی تسلا تولید کند و همزمان راسِ هرمِ مدیریت درگیر ماجرایی مثل مدیریتِ توئیتر شده باشد؟!

ایلان ماسک رسماً تمام مرزها و تعاریف کلاسیک در مدیریت و نوآوری رو جابجا کرده است. اشتباهِ راهبردی در این بحث این است که بر نبوغ فردی ایلان ماسک متمرکز شویم بلکه مساله اصلی این است که متوجه باشیم که منابع انسانیِ کیفی و تحصیلکرده/باتجربه در دنیای امروز به قدری در دسترس است که بخش خصوصی می تواند تا به این حد از تعالی دست اندازی کند.

نکته آخر در این بحث، جایگاه دولت است. برای اینکه ساختار دولتی بپذیرد که بخش خصوصی به چنین سطحی از رشد برسد، نیاز به افق فکری گسترده و درک روشنی از کارآفرینی و خلاقیت است. در یک نگاه امنیتی (مشابه نگاه روس‌ها)، فردی که هم در آسمان/فضا جایگاه دارد هم در جاده ها خودروی لوکس فروخته و هم بر صفحه موبایلهای مردم جایگاه مهمی دارد (توئیتر)، این فرد می تواند خطرناکترین موجود برای امنیت ملی باشد. اما وقتی که نگاه دولتی به این مساله صرفا «از منظر امنیتی» می پردازد، اجازه چنین رشدی را می دهد.

ایلان ماسک با هر توئیتی که می زند بخشی از رفتارهایِ بعضا زننده اش در حوزه شخصیت فردی اش را هویدا می کند، اما همزمان او در عرصه فناوری و کارآفرینی چهره متفاوت سال ۲۰۲۲ میلادی محسوب می شود.
✍️ شبکه توسعه
مصاحبه شکایت.pdf
390.4 KB
Emailing مصاحبه شکایت.pdf
وضعیت خط فقر در تهران

🔺خط فقر در شهر تهران برای خانوارهای سه‌نفره معادل 5میلیون و 100‌هزار تومان در سال گذشته تعریف شده و این یعنی اگر پارسال درآمد این خانوارها از رقم مذکور کمتر بوده، در زمره جمعیت زیر خط فقر بوده‌اند.

🔺در کل کشور خط فقر کمتر از حداقل حقوق و دستمزد پارسال (4 میلیون و 100‌هزار تومان) بوده است. به این ترتیب در کشور وضعیت به نوعی برای شاغلان قابل تحمل بوده است. اما در تهران شرایط دیگری حاکم بوده که به مراتب دشوارتر از کشور بوده است. در واقع حداقل‌بگیران تهران به اتفاق در زمره جمعیت زیر خط فقر سال 1400 محسوب شده‌اند.

🔺همچنین پیش‌تر آمارهای رسمی دیگری منتشر شده که حاکی است در تهران 52‌درصد از هزینه‌های زندگی خانوارها به تامین مسکن اختصاص دارد؛ رقمی که متوسط جهانی آن 30‌درصد است.

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir

http://yun.ir/c4jjpe
قوانین قدرت؟!
سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:

مالیات بر عقل

👤 دکتر تیمور رحمانی

✍️ آنچه در ایران به‌عنوان طرح مالیات بر عایدی سرمایه مطرح است، از مفهوم مالیات بر عایدی سرمایه سرچشمه نگرفته، بلکه از وجود تورم و افزایش ارزش اسمی دارایی‌ها بر اثر تورم سرچشمه گرفته است.

✍️ مطابق قوانین طبیعی خدشه‌ناپذیر علم اقتصاد، ایجاد توان خرج کردن فراتر از توان تولید کالاها و خدمات از طریق توسل به انتشار پول یا خلق نقدینگی توسط نظام بانکی، سبب افزایش قیمت کالاها و خدمات و همچنین قیمت انواع دارایی‌ها (مسکن و مستغلات، سهام، طلا، ارز، اشیای عتیقه و حتی گاو و اسب و گوسفند به‌عنوان یک کالای سرمایه‌ای) می‌شود.

✍️ اشکال اساسی در طرح مالیات بر عایدی سرمایه آن است که اساسا مبتنی بر تعریف نادرست از عایدی سرمایه است وتنها در صورتی طرح واقعا مبتنی بر مفهوم عایدی سرمایه خواهد بود که نرخ تورم از افزایش قیمت دارایی‌ها کنار گذاشته شود.

✍️ نتیجه تصویب مالیاتی که در واقع وضع مالیات بر عقل است، عوارض خود را به تدریج در تضعیف اقتصاد نمایان خواهد کرد. هنگامی که ما بر عقل عاملان اقتصادی مالیات ببندیم او به سرعت راه‌های فرار از این مالیات را خواهد یافت. مواظب باشیم بیش از این به آباد کردن ترکیه و قبرس و دبی و کانادا و...کمک نکنیم و مواظب باشیم که در آینده شهروندان را به سمتی سوق ندهیم که حتی برای مبادلات داخلی از دلار یا ارز دیجیتال استفاده کنند و نقش پول ملی را در اقتصاد تضعیف کنیم و مواظب باشیم که نظام مالیاتی را برای سازمان امور مالیاتی بیش از حد پیچیده نکنیم که هنوز موفق به پیاده‌سازی کامل بسیاری از پایه‌های مالیاتی نشده است، پایه‌های مالیاتی پردردسر دیگری سر راه آن قرار دهیم.

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir

yun.ir/om1gp6
🔲⭕️ایران؛ پول هست، عقل نیست!
مجتبی لشکربلوکی

۷۰سال است که در ایران برنامه‌‌‌‌‌‌های توسعه تدوین می‌شود. چرا به میزان مطلوب توسعه پیدا نکردیم؟ جواب اول: به اندازه کافی سرمایه نداشتیم برای اهداف توسعه ای مان! ولی آمارها چیز دیگری می گوید.
درآمدهای ارزی صادرات نفت و گاز کشور طی سال‌های ۱۳۹۹-۱۳۳۸ برابر با بیش از ۱۶۰۰ میلیارد دلار! (بی زحمت آن را در ماشین حساب تان در دلار ۴۰ هزار تومان ضرب کنید) این میزان، ارزی است که به‌طور مستقیم طی این سال‌ها در اختیار کشور بوده.
فقط این نیست. از ۱۳۵۲ تا پایان ۱۳۹۷ حدود ۱۸۵۰ میلیارد دلار انرژی از منابع داخلی مصرف کرده ایم. اگر این منابع (چاه های نفت و گاز) در ایران به این فراوانی وجود نداشت به‌ناچار باید چنین رقمی برای واردات انرژی هزینه می‌شد (مثلا نفت می خریدیم). اگر اعداد دیگر را هم در نظر بگیریم بیش از ۴‌ هزار میلیارد دلار در اختیار ما بوده تا توسعه پیدا کنیم. (رفرنس)

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
عقلانیت فردی متفاوت است از عقلانیت جمعی. ممکن است در جامعه ای افراد آن باهوش باشند اما آن جامعه باهوش نباشد. مثال: باهوش ترین افراد جامعه ما می روند و پزشک می شوند. سیستم بهداشت و درمان کشور هم در اختیار پزشکان است اما آیا نظام بهداشت و درمان ما حال و روزی بهتر از سیستم های دیگر دارد؟ جمعی از افراد باهوش (پزشکان) لزوما یک سیستم باهوش را شکل نمی دهند. اولین و بدیهی ترین مشکل سیستم بهداشت و درمان ما اینست که بهداشت (پیشگیری) یک دهم درمان هم در واولویت نیست! مثال بعدی نظام دانشگاهی ماست. مثال دیگرش نظام بانکی. اجزای باهوش ولی ....

ایران توسعه پیدا نکرده چون عقل جمعی ما دچار خلل شده. تک تک ما باهوشیم! عاقلیم! اما کنار هم یک جامعه عاقل را تشکیل نداده ایم. ما نتوانسته ایم نظام‌های باهوش، سیستم‌های عقلایی و سازوکارهای خردمندانه تولید کنیم.
از نشانه‌های عقلانیت جمعی آنست که اگر راهی را رفت و فهمید به خطا رفته، تکرار نکند. سعی و خطا ایرادی ندارد. گاهی اوقات هیچ راهی جز سعی و خطا وجود ندارد. ولی تفاوت بنیادینی وجود دارد بین «سعی و خطا» و «سعی در خطا»! همه چیز را نمی توان به ناکارآمدی برنامه های توسعه تقلیل داد اما این هم یکی از مصادیق است.

✔️⭕️حالا چند سوال برای تامل:
▫️سال‌هاست که برنامه پنج ساله داریم، هیچ از خودمان پرسیده ایم که منطق ۵سال چیست؟ واقعا بعد از دهه‌ها، همچنان برنامه‌ها باید ۵ساله باشد؟ چرا سه ساله نه؟
▫️سال‌هاست وسط برنامه توسعه، انتخاب ریاست جمهوری داریم با کلی وعده های نامربوط. بالاخره برنامه توسعه یا وعده های بی پشتوانه رییس جمهور؟
▫️سال هاست که دولت برنامه می ریزد ولی اجرای آن منوط به همکاری فرادولت است چرا باید کاری که تا کنون جواب نداده را تکرار کنیم؟ وقتی الزامات موفقیت برنامه دست دولت نیست اصلا چرا برنامه ریزی کنیم؟
▫️یک دولت برنامه توسعه می نویسد و دولت بعدی می آید می گوید که من اصلاً این برنامه را قبول ندارم و می گذارد کنار. چرا دوباره...؟
▫️سال هاست که بخش مردمی اقتصاد در برنامه ریزی متمرکز بروکرات های دولتی تقریبا هیچ جایگاهی ندارند چرا ..؟
▫️سال هاست که برنامه ریزی می کنیم و به جای تعیین سه تا پنج مساله مشخص و طراحی حداکثر ده اقدام معین برای آن ۵ مساله مشخص. لیستی از آرزوها می نویسیم. بازهم ...؟
▫️سال هاست نقش اقتصاددانان در تلفیق برنامه توسعه ۹۰٪ است و بقیه اعم از جامعه شناسان، سیاست پژوهان، روان شناسان اجتماعی و ... سرجمع کمتر از ۱۰٪ چرا همچنان...؟
▫️سال هاست عده ای برنامه می نویسند برای خودشان. عده ای هم تصمیمات کلان را می گیرند بر اساس دو مدل ذهنی مختلف! باز هم...؟
▫️صادقانه پاسخ دهیم لایحه بودجه را جدی تر می گیریم یا برنامه توسعه را؟

۷۰ سال اینگونه رفتیم، ۷۰ سال دیگر هم به همین روش برویم به جایی نمی رسیم. جرات کنیم به این شش تغییر فکر کنیم:
۱) برنامه با مشارکت نهادهای مدنی (بخش مردمی تشکل یافته) تدوین شود نه صرفا دولت.
۲) الزامات توسعه با تصمیم گیران اصلی کشور مفاهمه و تضمین شود و اگر تفاهم و تضمین حاصل نشد اصلا برنامه توسعه ننویسیم.
۳) سند توسعه به جای ۱۵۰ صفحه، ۵ صفحه باشد. ۵موضوع و ۱۰ اقدام، همین و تمام!
۴) قبل از تصویب به نظرسنجی عمومی گذاشته شود و اجماع ملی ایجاد شود.
۵) متخصصان غیراقتصادی در تلفیق نهایی آن نقش بیشتری داشته باشند
۶) به جای هر پنج سال یکبار، پویا باشد هر ساله روزآمد شود. عملا ما یک فهرست از مهم ترین موضوعات و اقدامات کشور داریم که هر ساله متناسب با متقضیات روزآمد می شود. این بدان معنا نیست که هر سال تمام موضوعات عوض می شوند ممکن است یک موضوع دو سال در این سند بماند و یک موضوع یا اقدام ده سال!

برنامه ثابت توسعه با برش زمانی پنجساله در جهان متغیر امروز کاملا بی معناست!

مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki