✳️ تجویز راهبردی👆
۱- بین بیست تا سی دقیقه بکوب بروید جلو! یکی از مهم ترین قاتلان وقت، پرش و تغییر مداوم کاری است که داریم انجام می دهیم. بیشترین انرژی ما در رفت و برگشت بین کارهای مختلف صرف می کنیم. به بیان ساده، تک کاری می تواند زمان لازم را برای انجام کارهای مهم تا ۸۰ درصد کاهش داده و کیفیت کار نهایی را به شدت افزایش دهد.
۲- لازم نیست صرفاً با برنامه کتاب بخوانید! هم با برنامه و هم بی برنامه کتاب بخوانیم. با برنامه یعنی اینکه در ابتدای هر دوره زمانی مثلا فصل بگوییم که من می خواهم تا پایان این فصل یا سال به سوالات جواب بدهم. و احتمالا برای پاسخ دادن به این سوالات باید حدود ۵۰۰صفحه کتاب بخوانم.حالا بی برنامه یعنی چه؟ یعنی اینکه همیشه کتاب همراه مان باشد. ما در طول روز به دلایل مختلف علاف می شویم! به جای وقت تلف کردن و دید زدن مردم و ور رفتن با گوشی سریع می رویم سراغ کتاب. حالا اگر شد کتاب کاغذی نشد، کتاب الکترونیکی و صوتی. من بسیاری از مطالعه هایم را در وقت های تلف شده انجام داده ام و خیلی هم چسبیده.
۳- مغزتان را خاموش نکنید. مطالعه عصب شناسان نشان میدهد که وقتی ما به حرف کارشناسان و خبرگان گوش می کنیم، بخش هایی از مغز ما کم فعالیت می شود و یا به عبارتی خاموش می شود.حواستان باشد یک نویسنده غیرمعصوم هر چقدر بزرگ و کار درست و خفن باشد باز هم یک انسان است
۴- از قاعده بیست-هشتاد پیروی کنید. به صورت شهودی میتوان گفت ۲۰ درصد از مطالب کتاب واجد ۸۰ درصد اهمیت هستند و باید ۸۰٪ انرژی روی همان ها گذاشته شود. همه مطالب یک کتاب یک ارزش را ندارند! به مرور که کتابخوانی را بیشتر و بیشتر تجربه کنید، می توانید بو بکشید که کدام بخش های یک کتاب آن ۲۰٪ طلایی است.
۵- رونویسی نکنید. خلاصه نویسی نکنید. شخصی نویسی کنید! باز یکی از چیزهایی که به ما آموخته اند این است که مطالب را خلاصه کنید. تکنیک بهتری وجود دارد: هر وقت یک فصل از کتاب را به پایان بردید، مهم ترین نکات کلیدی آن فصل را با زبان خودتان و برای خودتان بازنویسی کنید. اینگونه ذهنتان بیشتر درگیرِ کتاب خواهد شد و احتمال به خاطرسپاری مفاهیمِ آن هم بیشتر است.
۱- بین بیست تا سی دقیقه بکوب بروید جلو! یکی از مهم ترین قاتلان وقت، پرش و تغییر مداوم کاری است که داریم انجام می دهیم. بیشترین انرژی ما در رفت و برگشت بین کارهای مختلف صرف می کنیم. به بیان ساده، تک کاری می تواند زمان لازم را برای انجام کارهای مهم تا ۸۰ درصد کاهش داده و کیفیت کار نهایی را به شدت افزایش دهد.
۲- لازم نیست صرفاً با برنامه کتاب بخوانید! هم با برنامه و هم بی برنامه کتاب بخوانیم. با برنامه یعنی اینکه در ابتدای هر دوره زمانی مثلا فصل بگوییم که من می خواهم تا پایان این فصل یا سال به سوالات جواب بدهم. و احتمالا برای پاسخ دادن به این سوالات باید حدود ۵۰۰صفحه کتاب بخوانم.حالا بی برنامه یعنی چه؟ یعنی اینکه همیشه کتاب همراه مان باشد. ما در طول روز به دلایل مختلف علاف می شویم! به جای وقت تلف کردن و دید زدن مردم و ور رفتن با گوشی سریع می رویم سراغ کتاب. حالا اگر شد کتاب کاغذی نشد، کتاب الکترونیکی و صوتی. من بسیاری از مطالعه هایم را در وقت های تلف شده انجام داده ام و خیلی هم چسبیده.
۳- مغزتان را خاموش نکنید. مطالعه عصب شناسان نشان میدهد که وقتی ما به حرف کارشناسان و خبرگان گوش می کنیم، بخش هایی از مغز ما کم فعالیت می شود و یا به عبارتی خاموش می شود.حواستان باشد یک نویسنده غیرمعصوم هر چقدر بزرگ و کار درست و خفن باشد باز هم یک انسان است
۴- از قاعده بیست-هشتاد پیروی کنید. به صورت شهودی میتوان گفت ۲۰ درصد از مطالب کتاب واجد ۸۰ درصد اهمیت هستند و باید ۸۰٪ انرژی روی همان ها گذاشته شود. همه مطالب یک کتاب یک ارزش را ندارند! به مرور که کتابخوانی را بیشتر و بیشتر تجربه کنید، می توانید بو بکشید که کدام بخش های یک کتاب آن ۲۰٪ طلایی است.
۵- رونویسی نکنید. خلاصه نویسی نکنید. شخصی نویسی کنید! باز یکی از چیزهایی که به ما آموخته اند این است که مطالب را خلاصه کنید. تکنیک بهتری وجود دارد: هر وقت یک فصل از کتاب را به پایان بردید، مهم ترین نکات کلیدی آن فصل را با زبان خودتان و برای خودتان بازنویسی کنید. اینگونه ذهنتان بیشتر درگیرِ کتاب خواهد شد و احتمال به خاطرسپاری مفاهیمِ آن هم بیشتر است.
👍2
✳️ ذهن فریبکار من!
🔺عکسی که مشاهده میکنید یک عکس سیاه و سفید است! کشیده شدن خطوط رنگی روی این عکس سیاه و سفید باعث خطای دید می شود.
برای متوجه شدن خطای دیدتان می توانید روی عکس زوم کنید تا به سیاه و سفید بودن عکس پی ببرید.
چشم های ما تا این حد ممکن است خطا کنند و ذهن ما را فریب دهند و چیزی را به ما القا کنند که اصلا وجود خارجی ندارد.
🔺فریب دادن ذهن انسان منحصر به خطاهای دیداری نیست. ما به سادگی نمیتوانیم اطلاعات را از طریق حواسمان جمعآوری کرده و بر اساس آن تصمیمگیری و عمل کنیم؛ در عوض، ذهن ما اطلاعات را به نحوی پردازش میکند که ممکن است فریبنده باشد و از هر رویداد روایتی بسازد که خوشایند ما بوده، اما از واقعیت جهان خارج به دور باشد.
🔺در نتیجه، باید همواره به این نکته توجه داشته باشیم که ذهن ما حتی در مواجهه با مسائل بسیار ساده نیز میتواند به نحو غیرباورکردنی دچار اشتباه شود.
✍ حسین حسینی پناه
🔺عکسی که مشاهده میکنید یک عکس سیاه و سفید است! کشیده شدن خطوط رنگی روی این عکس سیاه و سفید باعث خطای دید می شود.
برای متوجه شدن خطای دیدتان می توانید روی عکس زوم کنید تا به سیاه و سفید بودن عکس پی ببرید.
چشم های ما تا این حد ممکن است خطا کنند و ذهن ما را فریب دهند و چیزی را به ما القا کنند که اصلا وجود خارجی ندارد.
🔺فریب دادن ذهن انسان منحصر به خطاهای دیداری نیست. ما به سادگی نمیتوانیم اطلاعات را از طریق حواسمان جمعآوری کرده و بر اساس آن تصمیمگیری و عمل کنیم؛ در عوض، ذهن ما اطلاعات را به نحوی پردازش میکند که ممکن است فریبنده باشد و از هر رویداد روایتی بسازد که خوشایند ما بوده، اما از واقعیت جهان خارج به دور باشد.
🔺در نتیجه، باید همواره به این نکته توجه داشته باشیم که ذهن ما حتی در مواجهه با مسائل بسیار ساده نیز میتواند به نحو غیرباورکردنی دچار اشتباه شود.
✍ حسین حسینی پناه
👍1
✳️ فعالان اقتصادی به اطلاعات تازه از تنور درآمده مراجع بین المللی توجه داشته باشند؟!
✅ صندوق بینالمللی پول در آخرین گزارش خود پیشبینی کرده رشد اقتصادی جهان در سال۲۰۲۳ به ۹/ ۲% میرسد که نسبت به پیشبینی قبلی، ۲/ ۰% افزایش یافته است. روند افزایشی نرخ بهره برای مبارزه با تورم و اثرات اقتصادی درگیری روسیه و اوکراین و شیوع دوباره کرونا در چین، عوامل موثر بر فعالیتهای اقتصادی است
🔹همچنین نرخ تورم جهانی به ۶/ ۶% خواهد رسید
🔹 رشد آمریکا به۱.۴% کاهش و شرایط یورو با وجود نشانههای مثبتی همچون مقاومت در برابر بحران انرژی، زمستان معتدل و یارانههای دولتی سخاوتمندانه، همچنان چالشبرانگیز است
🔹محیط مالی در سال جاری میلادی کماکان بحرانی است بهویژه زمانی که بانکهای مرکزی مسیری ناشناخته را برای سبک کردن ترازنامه خود در پیش میگیرند
🔹فعالان اقتصادی لازم است پیش بینی های خود از نرخ های آتی را بروز کنند
✅ صندوق بینالمللی پول در آخرین گزارش خود پیشبینی کرده رشد اقتصادی جهان در سال۲۰۲۳ به ۹/ ۲% میرسد که نسبت به پیشبینی قبلی، ۲/ ۰% افزایش یافته است. روند افزایشی نرخ بهره برای مبارزه با تورم و اثرات اقتصادی درگیری روسیه و اوکراین و شیوع دوباره کرونا در چین، عوامل موثر بر فعالیتهای اقتصادی است
🔹همچنین نرخ تورم جهانی به ۶/ ۶% خواهد رسید
🔹 رشد آمریکا به۱.۴% کاهش و شرایط یورو با وجود نشانههای مثبتی همچون مقاومت در برابر بحران انرژی، زمستان معتدل و یارانههای دولتی سخاوتمندانه، همچنان چالشبرانگیز است
🔹محیط مالی در سال جاری میلادی کماکان بحرانی است بهویژه زمانی که بانکهای مرکزی مسیری ناشناخته را برای سبک کردن ترازنامه خود در پیش میگیرند
🔹فعالان اقتصادی لازم است پیش بینی های خود از نرخ های آتی را بروز کنند
✳️ ۱۵ نوع سرمایه که داشتن آنها ما را ثروتمند میکند:
1- نگرش مثبت
2- ارتباط موثر
3- ادب
4- یادگیری مادام العمر
5- انضباط شخصی
6- تندرستی واقعی
7- آرامش خاطر
8- خلاقیت
9- عشق ورزیدن به کار
10- داشتن برنامه و هدف
11- داشتن قلب و زبان شاکر
12- درک دیگران
13- استفاده موثر از زمان
14- بخشندگی
15- اعتماد به نفس
1- نگرش مثبت
2- ارتباط موثر
3- ادب
4- یادگیری مادام العمر
5- انضباط شخصی
6- تندرستی واقعی
7- آرامش خاطر
8- خلاقیت
9- عشق ورزیدن به کار
10- داشتن برنامه و هدف
11- داشتن قلب و زبان شاکر
12- درک دیگران
13- استفاده موثر از زمان
14- بخشندگی
15- اعتماد به نفس
4_5821393755260849588.pdf
1.9 MB
تصمیم گیری گروهی
دکترلشکربلوکی
دکترلشکربلوکی
✳️ حسابداری مالی و تخریب جایگاه سرمایه انسانی
✅ هاروارد بیزینس ریویو – ژانویه و فوریه 2023
🔹استهلاک فوری انسان؟!
یک دارایی ثابت چند ساله مستهلک می شود ولی یک انسان در لحظه
🔸عملکرد شرکت ها در حوزه منابع انسانی رفته رفته ارزش سرمایه انسانی را ضایع می کند. سهامداران هر آن چه را که بوی هزینه می دهد بد و آن چه که بوی دارایی می دهدرا خوب می دانند.
🔹هزینه های آموزش و نگهداشت نیروی انسانی نهایتاً در تحلیل های مالی آثار کاهش درآمدی و کاهش بازدهی دارند، زیرا استانداردهای حسابداری مالی بازیافتی را در آتی برای آن ها قائل نیست. برون سپاری تأمین نیروی انسانی به شرکت های اجاره دهنده نیروی کار و تلاش در حفظ حداقل نیروی انسانی از این قبیل اقدامات اند.
🔸یک دستگاه ماشین آلات چند ساله مستهلک ولی یک انسان در لحظه مستهلک می شود!
حسابداری مالی و استانداردهای حاکم بر آن اصولی را برای شناسایی و ثبت رخدادهای مالی وضع کرده اند که تمرکز بر آثار بلند مدت دارد و برای مخارج جاری ارزش آتی قائل نیست. برخورد با سرمایه انسانی از این دست است.
🔸یکی از نظریه پردازی ها این است که استانداردهای حسابداری مالی باید برای سرمایه انسانی در معرض بازبینی قرار گیرند و گرنه همه قدر و منزلتی که برای سرمایه انسانی قائلیم فقط یک لفاظی است.
✍️محمد هادی موقعی
✅ هاروارد بیزینس ریویو – ژانویه و فوریه 2023
🔹استهلاک فوری انسان؟!
یک دارایی ثابت چند ساله مستهلک می شود ولی یک انسان در لحظه
🔸عملکرد شرکت ها در حوزه منابع انسانی رفته رفته ارزش سرمایه انسانی را ضایع می کند. سهامداران هر آن چه را که بوی هزینه می دهد بد و آن چه که بوی دارایی می دهدرا خوب می دانند.
🔹هزینه های آموزش و نگهداشت نیروی انسانی نهایتاً در تحلیل های مالی آثار کاهش درآمدی و کاهش بازدهی دارند، زیرا استانداردهای حسابداری مالی بازیافتی را در آتی برای آن ها قائل نیست. برون سپاری تأمین نیروی انسانی به شرکت های اجاره دهنده نیروی کار و تلاش در حفظ حداقل نیروی انسانی از این قبیل اقدامات اند.
🔸یک دستگاه ماشین آلات چند ساله مستهلک ولی یک انسان در لحظه مستهلک می شود!
حسابداری مالی و استانداردهای حاکم بر آن اصولی را برای شناسایی و ثبت رخدادهای مالی وضع کرده اند که تمرکز بر آثار بلند مدت دارد و برای مخارج جاری ارزش آتی قائل نیست. برخورد با سرمایه انسانی از این دست است.
🔸یکی از نظریه پردازی ها این است که استانداردهای حسابداری مالی باید برای سرمایه انسانی در معرض بازبینی قرار گیرند و گرنه همه قدر و منزلتی که برای سرمایه انسانی قائلیم فقط یک لفاظی است.
✍️محمد هادی موقعی
👏2👍1👌1
✳️ سازمان کاتوره ای
✅ خاصیت مولکول های مایع یا گاز این هست که سرعت بسیار بالایی دارن و با شدت بسیار زیادی به هم برخورد می کنند. حالا فرض کنید که یک چیزی مثل یه قطره جوهر یا زعفران آب شده بریزه توی یک مایعی مثل آب(آب توی پارچ).
اینکه این قطره جوهر چطور حرکت میکنه؟ به کدام سمت؟ با چه سرعتی و .... قابل تشخیص نیست. به این نوع حرکات ذرات، توی علم فیزیک "حرکات کاتوره ای" گفته می شه.
🔹حرکات کاتوره ای غیر قابل پیش بینی، با سرعت بالا و درون شاره(مایع و گاز) شکل میگیرن. تنها چیزی که در حرکات کاتوره ای دقیقا قابل پیش بینی هست، اینه که بعد از مدتی اون ذره خارجی کل محیط مایع یا گاز رو آغشته میکنه؛ به عبارتی حرکات کاتوره ای هیچ نظم و حساب کتابی رو تحمل نمیکنن و این جزء ذاتشون هست و بعد از یه مدت کل محیط رو آغشته و همرنگ با خودشون میکنن.
🔹 بعضی سازمان ها و شرکت ها هم ویژگی هایی شبیه حرکات کاتوره ای دارن که اصطلاحاً بهشون میگیم "سازمان های کاتوره ای". توی سازمان های کاتوره ای فرهنگ غنی و قدرتمندی نداره که نتیجه آن وا دادن سازمان به هر تفکر مناسب و نامناسبی خواهد بود. از مدیرانی با شعارهای غیرواقعی به شدت استقبال میکنن و آینده خود را در گرو حضور این قبیل افراد عوام فریب می بینن.
🔹در سازمان های کاتوره ای نه نظمی وجود داره و نه انضباطی، بدین معنا که نه افراد در جای مناسب خود قرار دارند و نه قوانین و مقررات اجرا می شود. به عبارت دیگر، هرج و مرج افراطی زندگی روزمره را فرا گرفته است. توی این سازمان ها ضوابط یعنی یک شوخی. عدالت مفهومی نداره و تا بگی عدالت یا پیگیر عدالت باشی؛ همه فکر میکنن شوخیه و بهت میخندن.
توی این سازمان ها افراد دارای سوء عملکرد، دارای مشکلات اخلاقی، ناشایسته و ... حذف نمیشن بلکه پخش میشن و کل محیط رو یه شکل خودشون در میارن و این یعنی فاجعه، بحران و مصیبت. در سازمان های کاتوره ای حتی اصول و قوانینی که بهش پرداخته میشه و مورد توجه قرار میگیره، قوانینی است در راستای پشتیبانی از سیستم کاتوره ای و این به معنای توسعه یافتن قوانین بد و فراگیری بیشتر کاتوره سازهاست.
🔹سازمان های کاتوره ای از مسببین و سازندگان اصلی مدیران کاتوره ای هستند که این مدیران تمایل وصف ناپذیری به قبول پست و مسئولیت های مدیریتی در هر سمتی بدون توجه به توانمندی و شایستگی های فردی دارند. حتما می پرسید که مدیران کاتوره ای کی هستن و از کجا بشناسیمشون؟
🔹بعضی از ویژگی هاي مدیران کاتوره ای که نقش کاتوره سازی دارند عبارتند از:
▪︎ چنانچه با افرادی مواجه شدید که در فاصله کوتاه زمانی عهده دار منصب و پست های مدیریتی متنوع و متکثر، در شرکت های با ماهیت متفاوت و احتمالا متضاد بوده اند؛ به شما تبریک می گویم. شما به احتمال بسیار زیاد با یک مدیره کاتوره ای مواجه شده اید.
▪︎ مدیران کاتوره ای به واسطه نداشتن تخصص و مهارت به جای پرداختن به موضوعات اساسی و بلند مدت، تمایل زیادی به حرکات نمایشی و اقدامات سطحی و مشخصاً بدون دستاورد دارند.
▪︎ استراتژی غالب مدیران کاتوره ای سفارشی کار کردن و عدم توجه به ضوابط، بهره مندی از کلام های شعارگونه برای ظاهر فریبی، منفعت طلبی شخصی، رفتارهای پوپولیستی و نابود کردن سایرین از طریق رفتارهای غیر حرفه ای، تمایل به انتصابات ضعیف، بودن سر زبان ها حتی از طریق برندسازی شخصی منفی و ... می باشد.
🔹 مدیران کاتوره ای بعد از مدت کوتاهی به واسطه حرکات غیر قابل کنترل و غیر قابل پیش بینی که دارند، کل سازمان رو همرنگ خودشون میکنن و شک نکنید که سازمان کاتوره ای محکوم به نابودی است.
🔹 نکته پایانی و جمع بندی:
تجربه نشون داده که سازمان های کاتوره ای تمایل به استفاده از مدیران کاتوره ای دارن. به هر حال در و تخته باید با هم جور بشن و این دور باطل کاتوره ای تا نابودی مطلق می تواند ادامه داشته باشه و برای جدا سازی "کاتوره سازها" از یک سازمان باید کلی انرژی گذاشت.
اما "سازمان های غیر کاتوره ای" دیگه فضای فرهنگی و کاری مثل مایع و گاز ندارن. سازمان به واسطه وجود فرهنگ قوی، قوانین و مقررات و ... حالت ژله ای به خودش میگیره. یعنی حتی اگه یک" مدیر کاتوره ای" هم بهشون تحمیل بشه سخت قبولش میکنن و در صورت اجبار و استمرار، اجازه تسری رفتارهای کاتوره ای به کل ارکان سازمان داده نمیشه و در یک گوشه در هاله ای از مراقبت و ژله محدودسازی می شود.
🔺 سوال مهم:به نظر شما برای جلوگیری از کاتوره ای شدن، چه اقداماتی می توان انجام داد؟
🖊️دکتر علیرضا کوشکی جهرمی
بازنشراز: گاهنامه مدیر
✅ خاصیت مولکول های مایع یا گاز این هست که سرعت بسیار بالایی دارن و با شدت بسیار زیادی به هم برخورد می کنند. حالا فرض کنید که یک چیزی مثل یه قطره جوهر یا زعفران آب شده بریزه توی یک مایعی مثل آب(آب توی پارچ).
اینکه این قطره جوهر چطور حرکت میکنه؟ به کدام سمت؟ با چه سرعتی و .... قابل تشخیص نیست. به این نوع حرکات ذرات، توی علم فیزیک "حرکات کاتوره ای" گفته می شه.
🔹حرکات کاتوره ای غیر قابل پیش بینی، با سرعت بالا و درون شاره(مایع و گاز) شکل میگیرن. تنها چیزی که در حرکات کاتوره ای دقیقا قابل پیش بینی هست، اینه که بعد از مدتی اون ذره خارجی کل محیط مایع یا گاز رو آغشته میکنه؛ به عبارتی حرکات کاتوره ای هیچ نظم و حساب کتابی رو تحمل نمیکنن و این جزء ذاتشون هست و بعد از یه مدت کل محیط رو آغشته و همرنگ با خودشون میکنن.
🔹 بعضی سازمان ها و شرکت ها هم ویژگی هایی شبیه حرکات کاتوره ای دارن که اصطلاحاً بهشون میگیم "سازمان های کاتوره ای". توی سازمان های کاتوره ای فرهنگ غنی و قدرتمندی نداره که نتیجه آن وا دادن سازمان به هر تفکر مناسب و نامناسبی خواهد بود. از مدیرانی با شعارهای غیرواقعی به شدت استقبال میکنن و آینده خود را در گرو حضور این قبیل افراد عوام فریب می بینن.
🔹در سازمان های کاتوره ای نه نظمی وجود داره و نه انضباطی، بدین معنا که نه افراد در جای مناسب خود قرار دارند و نه قوانین و مقررات اجرا می شود. به عبارت دیگر، هرج و مرج افراطی زندگی روزمره را فرا گرفته است. توی این سازمان ها ضوابط یعنی یک شوخی. عدالت مفهومی نداره و تا بگی عدالت یا پیگیر عدالت باشی؛ همه فکر میکنن شوخیه و بهت میخندن.
توی این سازمان ها افراد دارای سوء عملکرد، دارای مشکلات اخلاقی، ناشایسته و ... حذف نمیشن بلکه پخش میشن و کل محیط رو یه شکل خودشون در میارن و این یعنی فاجعه، بحران و مصیبت. در سازمان های کاتوره ای حتی اصول و قوانینی که بهش پرداخته میشه و مورد توجه قرار میگیره، قوانینی است در راستای پشتیبانی از سیستم کاتوره ای و این به معنای توسعه یافتن قوانین بد و فراگیری بیشتر کاتوره سازهاست.
🔹سازمان های کاتوره ای از مسببین و سازندگان اصلی مدیران کاتوره ای هستند که این مدیران تمایل وصف ناپذیری به قبول پست و مسئولیت های مدیریتی در هر سمتی بدون توجه به توانمندی و شایستگی های فردی دارند. حتما می پرسید که مدیران کاتوره ای کی هستن و از کجا بشناسیمشون؟
🔹بعضی از ویژگی هاي مدیران کاتوره ای که نقش کاتوره سازی دارند عبارتند از:
▪︎ چنانچه با افرادی مواجه شدید که در فاصله کوتاه زمانی عهده دار منصب و پست های مدیریتی متنوع و متکثر، در شرکت های با ماهیت متفاوت و احتمالا متضاد بوده اند؛ به شما تبریک می گویم. شما به احتمال بسیار زیاد با یک مدیره کاتوره ای مواجه شده اید.
▪︎ مدیران کاتوره ای به واسطه نداشتن تخصص و مهارت به جای پرداختن به موضوعات اساسی و بلند مدت، تمایل زیادی به حرکات نمایشی و اقدامات سطحی و مشخصاً بدون دستاورد دارند.
▪︎ استراتژی غالب مدیران کاتوره ای سفارشی کار کردن و عدم توجه به ضوابط، بهره مندی از کلام های شعارگونه برای ظاهر فریبی، منفعت طلبی شخصی، رفتارهای پوپولیستی و نابود کردن سایرین از طریق رفتارهای غیر حرفه ای، تمایل به انتصابات ضعیف، بودن سر زبان ها حتی از طریق برندسازی شخصی منفی و ... می باشد.
🔹 مدیران کاتوره ای بعد از مدت کوتاهی به واسطه حرکات غیر قابل کنترل و غیر قابل پیش بینی که دارند، کل سازمان رو همرنگ خودشون میکنن و شک نکنید که سازمان کاتوره ای محکوم به نابودی است.
🔹 نکته پایانی و جمع بندی:
تجربه نشون داده که سازمان های کاتوره ای تمایل به استفاده از مدیران کاتوره ای دارن. به هر حال در و تخته باید با هم جور بشن و این دور باطل کاتوره ای تا نابودی مطلق می تواند ادامه داشته باشه و برای جدا سازی "کاتوره سازها" از یک سازمان باید کلی انرژی گذاشت.
اما "سازمان های غیر کاتوره ای" دیگه فضای فرهنگی و کاری مثل مایع و گاز ندارن. سازمان به واسطه وجود فرهنگ قوی، قوانین و مقررات و ... حالت ژله ای به خودش میگیره. یعنی حتی اگه یک" مدیر کاتوره ای" هم بهشون تحمیل بشه سخت قبولش میکنن و در صورت اجبار و استمرار، اجازه تسری رفتارهای کاتوره ای به کل ارکان سازمان داده نمیشه و در یک گوشه در هاله ای از مراقبت و ژله محدودسازی می شود.
🔺 سوال مهم:به نظر شما برای جلوگیری از کاتوره ای شدن، چه اقداماتی می توان انجام داد؟
🖊️دکتر علیرضا کوشکی جهرمی
بازنشراز: گاهنامه مدیر
👍2
✳️ احمقانه های مائو
✅ مائو در دوران حکومت خود بر چین اشتباهات احمقانه زیادی را مرتکب شد. قتل عام گنجشکان، کورههای خانگی فولاد و...، از جمله اشتباهات احمقانه مائو است. مهمترین این اشتباهات، به طور ویژه طی سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۲ یعنی دوران اجرای سیاست «یک گام بزرگ به جلو» انجام شد که به نظر میرسد تکرارنشدنی باشد.
□ *قتلعام گنجشکان:* ۱۹۵۸ سالی است که مائو تسهتونگ، بنیانگذار جمهوری خلق چین، به این نتیجه رسید که گنجشکان آفت محصولات کشاورزی هستند و وضعیت چین بدون این پرندگان بهتر خواهد شد. در آن سال مائو جنبشی را که آن را «یک گام بزرگ به جلو» (Great Leap Forward) نام نهاده بود، آغاز کرد یعنی مجموعهای عظیم از کمپینهای اجتماعی و اقتصادی که در کنار مسائل دیگر، کشاورزی در چین را به فعالیتی که دولت در مرکزیت آن است، بدل کرده بود. تحت این شرایط کشاورزی فردی و خصوصی در چین به عنوان بخشی از گذار چین به سمت جامعه کمونیستی، ممنوع شده بود و هیچکس نمیتوانست به طور شخصی، کشاورزی خود را داشته باشد.
●یکی از اولین اقدامات مائو بعد از تبدیل کشاورزی خصوصی به کشاورزی اشتراکی، ریختن طرحی برای حفاظت از مزارع بود. به مائو گزارش داده بودند که گنجشکان مقدار بسیار زیادی از حبوبات را میخورند. مائو پس از دریافت این گزارش دستور داد مردم تمام گنجشکان را از بین ببرند. گفته میشود در طول کمپین بزرگ قتل گنجشکان، صدها میلیون گنجشک کشته شدند. مردم این گنجشکان را دنبال میکردند و تا زمانی که آنها را از بین نمیبردند، دست برنمیداشتند. این کمپین، خود بخشی از یک کمپین بزرگتر بود که «کمپین چهار آفت» (Four Pests Campaign) نام داشت. در این کمپین بزرگتر، موشها، مگسها و پشهها در کنار گنجشکان هدف مائو بودند و باید برای بهبود سطح بهداشت و تغذیه مردم چین، از بین میرفتند.
○مشکلی که کمپین بزرگ قتل گنجشکان به وجود آورده بود، در سال ۱۹۶۰ خود را نشان داد. به نظر میرسید گنجشکان فقط از حبوبات کشاورزی تغذیه نمیکردند بلکه حشرات را نیز میخوردند. بدون وجود پرندگان، این حشرات قابل کنترل نبودند. در نتیجه، جمعیت حشرات بسیار افزایش یافت و به یک بحران تبدیل شد. به طور ویژه، ملخها در سراسر کشور شایع شده بودند و هرچه از محصولات کشاورزی را که به آن میرسیدند، غارت میکردند. بنابراین در کنار ملخها که به منشأ عظیمی از غذا دسترسی داشتند، چیز زیادی برای انسانها باقی نمانده بود و ملخها غذای انسان را نابود میکردند به طوری که میلیونها نفر از مردم چین در اثر گرسنگی و بیغذایی جان خود را از دست دادند. فاجعه تا حدی بود که دولت چین، شروع به واردات گنجشک از اتحاد جماهیر شوروی کرد.
■اگرچه تعداد کسانی که در این قحطی کشته شدند، متفاوت گزارش شده است اما آمارهای رسمی دولت چین این تعداد را ۱۵ میلیون نفر تخمین میزند. تعدادی از محققان اعلان کردهاند که تلفات این قحطی، بین ۴۵ تا ۷۸ میلیون نفر بوده است.
همچنین هزاران نفر از مردم چین به خاطر غذا یا اعلام مخالفت با سیاستهای حکومت مائو به قتل رسیدند تا جایی که در زمان قحطی، مردم یکدیگر را میخوردند.
□ *کورههای خانگی فولاد:*
مائو بدون اینکه هیچگونه دانشی از علم متالورژی داشته باشد، دستور ساخت کورههای خانگی فولاد (backyard steel furnaces) که کوچکتر از کورههای صنعتی بودند را در هر منطقهای از چین صادر کرد؛ کورههایی که با هدف تولید فولاد باکیفیت در ذهن مائو نقش بسته بودند. در نتیجه روستاییان و کشاورزان باید تلاش میکردند با استفاده از این کورهها، از آهن ضایعاتی، فولاد تولید کنند. برای تامین سوخت این کورهها، کار به جایی رسیده بود که در محیط، هیچ چوبی یافت نمیشد زیرا روستاییان مجبور بودند برای روشن نگه داشتن کورههای خانگی فولاد، وسایل چوبی و اسباب و اثاثیه و حتی درهای خانه خود را درون این کورهها بیندازند. همچنین دیگها، ماهیتابهها و سایر وسایل فولادی در کورههای خانگی ریخته میشدند تا به فولاد تبدیل شوند و مائو را به آنچه در ذهن داشت، نزدیک سازند.
□همچنین بسیاری از کشاورزان مرد، همانند کارگران تعداد زیادی از کارخانهها و حتی کارمندان مدارس و بیمارستانها، به منظور افزایش تولید فولاد، به کورههای خانگی منتقل شدند. با همه اینها نتیجه این اقدام مائو، چیزی نبود جز اجسام بیکیفیت آهنی که تقریباً ارزش اقتصادی نداشت. به گفته دکتر شخصی مائو، او تنها زمانی متوجه اشتباه خود شد که در سال ۱۹۵۹ از کارخانه بزرگ تولید فولاد در ایالت منچوری چین دیدن کرد و فهمید فقط میتوان در کارخانههایی با مقیاس بزرگ و با سوخت مناسب همچون زغالسنگ، فولاد باکیفیت تولید کرد. اگرچه مائو در آن زمان هم تصمیم نگرفت به طور کامل ایده کورههای خانگی فولاد را کنار بگذارد و پس از مدتزمان زیادی در همان سال، سرانجام به طور کامل از تصمیم خود برگشت.
✅ مائو در دوران حکومت خود بر چین اشتباهات احمقانه زیادی را مرتکب شد. قتل عام گنجشکان، کورههای خانگی فولاد و...، از جمله اشتباهات احمقانه مائو است. مهمترین این اشتباهات، به طور ویژه طی سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۲ یعنی دوران اجرای سیاست «یک گام بزرگ به جلو» انجام شد که به نظر میرسد تکرارنشدنی باشد.
□ *قتلعام گنجشکان:* ۱۹۵۸ سالی است که مائو تسهتونگ، بنیانگذار جمهوری خلق چین، به این نتیجه رسید که گنجشکان آفت محصولات کشاورزی هستند و وضعیت چین بدون این پرندگان بهتر خواهد شد. در آن سال مائو جنبشی را که آن را «یک گام بزرگ به جلو» (Great Leap Forward) نام نهاده بود، آغاز کرد یعنی مجموعهای عظیم از کمپینهای اجتماعی و اقتصادی که در کنار مسائل دیگر، کشاورزی در چین را به فعالیتی که دولت در مرکزیت آن است، بدل کرده بود. تحت این شرایط کشاورزی فردی و خصوصی در چین به عنوان بخشی از گذار چین به سمت جامعه کمونیستی، ممنوع شده بود و هیچکس نمیتوانست به طور شخصی، کشاورزی خود را داشته باشد.
●یکی از اولین اقدامات مائو بعد از تبدیل کشاورزی خصوصی به کشاورزی اشتراکی، ریختن طرحی برای حفاظت از مزارع بود. به مائو گزارش داده بودند که گنجشکان مقدار بسیار زیادی از حبوبات را میخورند. مائو پس از دریافت این گزارش دستور داد مردم تمام گنجشکان را از بین ببرند. گفته میشود در طول کمپین بزرگ قتل گنجشکان، صدها میلیون گنجشک کشته شدند. مردم این گنجشکان را دنبال میکردند و تا زمانی که آنها را از بین نمیبردند، دست برنمیداشتند. این کمپین، خود بخشی از یک کمپین بزرگتر بود که «کمپین چهار آفت» (Four Pests Campaign) نام داشت. در این کمپین بزرگتر، موشها، مگسها و پشهها در کنار گنجشکان هدف مائو بودند و باید برای بهبود سطح بهداشت و تغذیه مردم چین، از بین میرفتند.
○مشکلی که کمپین بزرگ قتل گنجشکان به وجود آورده بود، در سال ۱۹۶۰ خود را نشان داد. به نظر میرسید گنجشکان فقط از حبوبات کشاورزی تغذیه نمیکردند بلکه حشرات را نیز میخوردند. بدون وجود پرندگان، این حشرات قابل کنترل نبودند. در نتیجه، جمعیت حشرات بسیار افزایش یافت و به یک بحران تبدیل شد. به طور ویژه، ملخها در سراسر کشور شایع شده بودند و هرچه از محصولات کشاورزی را که به آن میرسیدند، غارت میکردند. بنابراین در کنار ملخها که به منشأ عظیمی از غذا دسترسی داشتند، چیز زیادی برای انسانها باقی نمانده بود و ملخها غذای انسان را نابود میکردند به طوری که میلیونها نفر از مردم چین در اثر گرسنگی و بیغذایی جان خود را از دست دادند. فاجعه تا حدی بود که دولت چین، شروع به واردات گنجشک از اتحاد جماهیر شوروی کرد.
■اگرچه تعداد کسانی که در این قحطی کشته شدند، متفاوت گزارش شده است اما آمارهای رسمی دولت چین این تعداد را ۱۵ میلیون نفر تخمین میزند. تعدادی از محققان اعلان کردهاند که تلفات این قحطی، بین ۴۵ تا ۷۸ میلیون نفر بوده است.
همچنین هزاران نفر از مردم چین به خاطر غذا یا اعلام مخالفت با سیاستهای حکومت مائو به قتل رسیدند تا جایی که در زمان قحطی، مردم یکدیگر را میخوردند.
□ *کورههای خانگی فولاد:*
مائو بدون اینکه هیچگونه دانشی از علم متالورژی داشته باشد، دستور ساخت کورههای خانگی فولاد (backyard steel furnaces) که کوچکتر از کورههای صنعتی بودند را در هر منطقهای از چین صادر کرد؛ کورههایی که با هدف تولید فولاد باکیفیت در ذهن مائو نقش بسته بودند. در نتیجه روستاییان و کشاورزان باید تلاش میکردند با استفاده از این کورهها، از آهن ضایعاتی، فولاد تولید کنند. برای تامین سوخت این کورهها، کار به جایی رسیده بود که در محیط، هیچ چوبی یافت نمیشد زیرا روستاییان مجبور بودند برای روشن نگه داشتن کورههای خانگی فولاد، وسایل چوبی و اسباب و اثاثیه و حتی درهای خانه خود را درون این کورهها بیندازند. همچنین دیگها، ماهیتابهها و سایر وسایل فولادی در کورههای خانگی ریخته میشدند تا به فولاد تبدیل شوند و مائو را به آنچه در ذهن داشت، نزدیک سازند.
□همچنین بسیاری از کشاورزان مرد، همانند کارگران تعداد زیادی از کارخانهها و حتی کارمندان مدارس و بیمارستانها، به منظور افزایش تولید فولاد، به کورههای خانگی منتقل شدند. با همه اینها نتیجه این اقدام مائو، چیزی نبود جز اجسام بیکیفیت آهنی که تقریباً ارزش اقتصادی نداشت. به گفته دکتر شخصی مائو، او تنها زمانی متوجه اشتباه خود شد که در سال ۱۹۵۹ از کارخانه بزرگ تولید فولاد در ایالت منچوری چین دیدن کرد و فهمید فقط میتوان در کارخانههایی با مقیاس بزرگ و با سوخت مناسب همچون زغالسنگ، فولاد باکیفیت تولید کرد. اگرچه مائو در آن زمان هم تصمیم نگرفت به طور کامل ایده کورههای خانگی فولاد را کنار بگذارد و پس از مدتزمان زیادی در همان سال، سرانجام به طور کامل از تصمیم خود برگشت.
● *سایر تصمیمات دیوانهوار مائو:* در ادامه شش مورد از دیوانهوارترین تصمیمات و ایدههای مائو را آوردهایم:
۱. در سال ۱۹۷۳ یعنی در آخرین سالهای حکومت مائو بر چین، او با هنری کیسینجر (وزیر خارجه نیکسون)، دیدار کرد. مائو امید داشت بتواند در مورد توافقنامه تجاری دوطرفه بین چین و ایالات متحده، با کیسینجر مذاکره کند. ابتدا کیسینجر قصد داشت به موضوعات مهم بپردازد و نگذارد بحث منحرف شود اما ذهن مائو جای دیگری بود. مائو به کیسینجر گفت چین کشور بسیار فقیری است و چیز زیادی ندارد که آن را در توافقنامه تجاری برای تجارت پیشنهاد دهد جز یک چیز؛ «زن». مائو به کیسینجر پیشنهاد داد ۱۰ میلیون نفر از زنان چین را به ایالات متحده صادر کند. مائو گفته بود تعداد زنان در چین بیشتر از حد نیاز است و این مازاد برایش مشکلآفرین است.
۲. در سال ۱۹۶۸، وزیر امور خارجه پاکستان به عنوان هدیه، به مائو انبه داد؛ کارتونی پر از انبه. از نظر وزیر پاکستانی، این کار هیچ چیز نبود جز هدیه. اما در چین، این هدیه موجی از دیوانگی را میان مردم به وجود آورد. مائو این انبهها را به تعدادی از افرادش که در تیم پروپاگاندای او فعالیت میکردند، داد و آنها طوری برخورد کردند که انگار مائو این انبهها را از فرشتهای آسمانی دریافت کرده است. روزنامههای چین نیز نوشتند: «در چشمان کسانی که این انبهها را از مائو دریافت کردهاند، اشک جاری شده است.» کار به جایی کشید که یک کارخانه نساجی، تعدادی از این انبهها را جمعآوری کرد و مکانی مقدس برای آنها به وجود آورد. کارگران این کارخانه از کنار انبهها رد میشدند و به آنها احترام میگذاشتند!
○برای بیشتر چینیها، انبه میوهای جدید بود و قبلاً آن را ندیده بودند. یک دندانپزشک چینی شانس این را به دست آورد که این میوه را از نزدیک ببیند و این در حالی بود که با دیدن آن تحت تاثیر قرار نگرفت. این دندانپزشک اذعان داشت که انبه، چیزی شبیه سیبزمینی شیرین است که این حرفش، خشم مائو و مردم را برانگیخت تا جایی که به اتهام حرفهای ضدانقلابی، زندانی و کمی پس از آن نیز اعدام شد. بعد از این اتفاق هم دیگر هیچکس جرات نداشت به انبه بیاحترامی کند!
۳. مائو داشتن کلکسیون تمبر را ممنوع اعلام کرد. او سعی داشت تمام ریشههای بورژوازی در چین را بخشکاند. گاهی این تصمیم به معنای پایان دادن به کسبوکارهای فاسد و نابود کردن زمینداران ثروتمند بود؛ گاهی هم به معنای پاره کردن کلکسیون تمبر کودکان. مائو از تمبر بدش میآمد. او داشتن کلکسیون تمبر را دلمشغولی جامعه بورژوا تلقی میکرد و زمانی که انقلاب فرهنگی او آغاز شد، مردم را از جمعآوری تمبر منع کرد. این قانون تا زمان مرگ مائو پابرجا بود.
۴. حزب کمونیست دانشآموزان را تشویق کرد که معلمان خود را کتک بزنند. مائو از مردم چین خواست عادات بد و گذشته جامعه خود را از بین ببرند و ایدههای کهنه و قدیمی گذشتگان خود را نابود کنند. اگرچه شواهدی وجود ندارد که مبنی بر آن به دانشآموزان گفته شده باشد معلمان خود را بزنند اما دانشآموزان اینگونه حرف حزب کمونیست را تعبیر کردند و مائو نیز مانع آنها نشد.
در سال ۱۹۶۶، دانشآموزان ۹۱ مدرسه معلمان خود را به خیابانها کشاندند و تا زمانی که به اشتباه بودن روش خود در تدریس (یعنی تنبیه بدنی دانشآموزان) اعتراف نکردند، تا حد مرگ آنها را زدند. دانشآموزان معلمان خود را با آب جوش میسوزاندند تا به آنها بفهمانند عملکردشان اشتباه بوده است تا جایی که ۱۸ معلم در نتیجه این اقدام دانشآموزان کشته شدند و بسیاری از آنها نیز به دلیل حقارتی که کشیده بودند، خودکشی کردند. اما نکته مهمتر اینکه در این حین، مائو دستور داده بود نیروهای امنیتی هیچگونه دخالتی نکنند و تا دو سال نیز سر حرف خود ماند.
۵. به دستور مائو، قرار بود دیوار بزرگ چین با هدف جمعآوری مصالح برای ساختوساز، تخریب شود. طی دهه ۷۰ میلادی، دولت چین متوجه شد که نیازی نیست بابت مصالح ساختمانی پول خرج کند. زیرا طولانیترین دیوار جهان، بیکار سر جای خود نشسته بود و میشد از آن به عنوان انبار مصالح مورد نیاز ساختمانی استفاده کرد!
۶. در سال ۱۹۵۹، مائو دستور قتل ببرها را صادر کرد. بعد از اینکه کشاورزان مورد حمله حیوانات قرار میگرفتند، مائو اعلان کرد که ببرها، گرگها و پلنگها، دشمنان انسان هستند و باید نابود شوند. در نتیجه، حزب کمونیست کمپینهایی را برای کشتن این حیوانات به وجود آورد. طی چند سال، چینیها نزدیک به ۷۵ درصد از جمعیت ببرهای آسیای جنوبی را سلاخی کردند و این کار را تا سر حد انقراض پیش بردند.
۱. در سال ۱۹۷۳ یعنی در آخرین سالهای حکومت مائو بر چین، او با هنری کیسینجر (وزیر خارجه نیکسون)، دیدار کرد. مائو امید داشت بتواند در مورد توافقنامه تجاری دوطرفه بین چین و ایالات متحده، با کیسینجر مذاکره کند. ابتدا کیسینجر قصد داشت به موضوعات مهم بپردازد و نگذارد بحث منحرف شود اما ذهن مائو جای دیگری بود. مائو به کیسینجر گفت چین کشور بسیار فقیری است و چیز زیادی ندارد که آن را در توافقنامه تجاری برای تجارت پیشنهاد دهد جز یک چیز؛ «زن». مائو به کیسینجر پیشنهاد داد ۱۰ میلیون نفر از زنان چین را به ایالات متحده صادر کند. مائو گفته بود تعداد زنان در چین بیشتر از حد نیاز است و این مازاد برایش مشکلآفرین است.
۲. در سال ۱۹۶۸، وزیر امور خارجه پاکستان به عنوان هدیه، به مائو انبه داد؛ کارتونی پر از انبه. از نظر وزیر پاکستانی، این کار هیچ چیز نبود جز هدیه. اما در چین، این هدیه موجی از دیوانگی را میان مردم به وجود آورد. مائو این انبهها را به تعدادی از افرادش که در تیم پروپاگاندای او فعالیت میکردند، داد و آنها طوری برخورد کردند که انگار مائو این انبهها را از فرشتهای آسمانی دریافت کرده است. روزنامههای چین نیز نوشتند: «در چشمان کسانی که این انبهها را از مائو دریافت کردهاند، اشک جاری شده است.» کار به جایی کشید که یک کارخانه نساجی، تعدادی از این انبهها را جمعآوری کرد و مکانی مقدس برای آنها به وجود آورد. کارگران این کارخانه از کنار انبهها رد میشدند و به آنها احترام میگذاشتند!
○برای بیشتر چینیها، انبه میوهای جدید بود و قبلاً آن را ندیده بودند. یک دندانپزشک چینی شانس این را به دست آورد که این میوه را از نزدیک ببیند و این در حالی بود که با دیدن آن تحت تاثیر قرار نگرفت. این دندانپزشک اذعان داشت که انبه، چیزی شبیه سیبزمینی شیرین است که این حرفش، خشم مائو و مردم را برانگیخت تا جایی که به اتهام حرفهای ضدانقلابی، زندانی و کمی پس از آن نیز اعدام شد. بعد از این اتفاق هم دیگر هیچکس جرات نداشت به انبه بیاحترامی کند!
۳. مائو داشتن کلکسیون تمبر را ممنوع اعلام کرد. او سعی داشت تمام ریشههای بورژوازی در چین را بخشکاند. گاهی این تصمیم به معنای پایان دادن به کسبوکارهای فاسد و نابود کردن زمینداران ثروتمند بود؛ گاهی هم به معنای پاره کردن کلکسیون تمبر کودکان. مائو از تمبر بدش میآمد. او داشتن کلکسیون تمبر را دلمشغولی جامعه بورژوا تلقی میکرد و زمانی که انقلاب فرهنگی او آغاز شد، مردم را از جمعآوری تمبر منع کرد. این قانون تا زمان مرگ مائو پابرجا بود.
۴. حزب کمونیست دانشآموزان را تشویق کرد که معلمان خود را کتک بزنند. مائو از مردم چین خواست عادات بد و گذشته جامعه خود را از بین ببرند و ایدههای کهنه و قدیمی گذشتگان خود را نابود کنند. اگرچه شواهدی وجود ندارد که مبنی بر آن به دانشآموزان گفته شده باشد معلمان خود را بزنند اما دانشآموزان اینگونه حرف حزب کمونیست را تعبیر کردند و مائو نیز مانع آنها نشد.
در سال ۱۹۶۶، دانشآموزان ۹۱ مدرسه معلمان خود را به خیابانها کشاندند و تا زمانی که به اشتباه بودن روش خود در تدریس (یعنی تنبیه بدنی دانشآموزان) اعتراف نکردند، تا حد مرگ آنها را زدند. دانشآموزان معلمان خود را با آب جوش میسوزاندند تا به آنها بفهمانند عملکردشان اشتباه بوده است تا جایی که ۱۸ معلم در نتیجه این اقدام دانشآموزان کشته شدند و بسیاری از آنها نیز به دلیل حقارتی که کشیده بودند، خودکشی کردند. اما نکته مهمتر اینکه در این حین، مائو دستور داده بود نیروهای امنیتی هیچگونه دخالتی نکنند و تا دو سال نیز سر حرف خود ماند.
۵. به دستور مائو، قرار بود دیوار بزرگ چین با هدف جمعآوری مصالح برای ساختوساز، تخریب شود. طی دهه ۷۰ میلادی، دولت چین متوجه شد که نیازی نیست بابت مصالح ساختمانی پول خرج کند. زیرا طولانیترین دیوار جهان، بیکار سر جای خود نشسته بود و میشد از آن به عنوان انبار مصالح مورد نیاز ساختمانی استفاده کرد!
۶. در سال ۱۹۵۹، مائو دستور قتل ببرها را صادر کرد. بعد از اینکه کشاورزان مورد حمله حیوانات قرار میگرفتند، مائو اعلان کرد که ببرها، گرگها و پلنگها، دشمنان انسان هستند و باید نابود شوند. در نتیجه، حزب کمونیست کمپینهایی را برای کشتن این حیوانات به وجود آورد. طی چند سال، چینیها نزدیک به ۷۵ درصد از جمعیت ببرهای آسیای جنوبی را سلاخی کردند و این کار را تا سر حد انقراض پیش بردند.
👍1
■این موارد تنها تعدادی از احمقانهها و دیوانهوارهای مائو است. او اشتباهات دیگری نیز مرتکب شده که اثرات مخرب فرهنگی و اقتصادی زیادی با خود به همراه داشتهاند که اشاره به همه آنها در این نوشتار نمیگنجد. اما خوشبختانه برای درس گرفتن از اشتباهات گذشتگان، نیازی نیست به همه آنها اشاره کرد و تعداد کمی از آنها نیز کفایت میکند زیرا در پس همه آنها یک چیز نهفته است: حماقت!
منبع: مجله تجارت فردا. خلاصه شده توسط گاهنامه مدیر
👍1
4_5805496260232219709.pdf
1.6 MB
📚 کتاب قدرت جَذَبه،(ترجمه)
برایان تریسی
برایان تریسی
✳️ کارنامه دمکراسی 2022:
نروژ اول وافغانستان آخر
✅ واحد اطلاعات «اکونومیست» براساس ۴ شاخص:
آزادیهای مدنی، فرهنگ سیاسی، مشارکت سیاسی و کارامدی دولت
معدل کشورها را در درس دمکراسی اندازه گرفته است.
🔸 کمترین نمره صفر و بالاترین نمره هم 10 است.
براین اساس کشورها به 4 دسته: اقتدارگرا، ترکیبی، دمکراسیمعیوب و دمکراسیکامل تقسیم میشوند.
🔹 نروژ با کسب نمره 9/75 کاملترین دمکراسی جهان است.
نیوزیلند، فنلاند، سوئد و ایسلند با معدلهای بالای ۹ در ردههای بعدی هستند.
🔺افغانستان با کسب نمره 0.32 بدترین کشور جهان است. پس از آن کشورهای میانمار و کره شمالی با معدلهای 1/02 و 1/08 قرار دارند.
🔺ایران با نمرهی 1/95 جایگاه خوبی ندارد و پایینتر از عربستان با نمره 2/08 ایستاده است.
🔺معدل چین و روسیه 2 کشور با دولتهای اقتدارگرا به ترتیب 2/26 و 3/24 است.
🔹ژاپن، تایوان، استرالیا و کره جنوبی دمکراسیهای خوب شرق آسیا هستند.
🔹هند، آمریکا و فرانسه، با پسرفتی محسوس، دمکراسیهای معیوب محسوب میشوند.
نروژ اول وافغانستان آخر
✅ واحد اطلاعات «اکونومیست» براساس ۴ شاخص:
آزادیهای مدنی، فرهنگ سیاسی، مشارکت سیاسی و کارامدی دولت
معدل کشورها را در درس دمکراسی اندازه گرفته است.
🔸 کمترین نمره صفر و بالاترین نمره هم 10 است.
براین اساس کشورها به 4 دسته: اقتدارگرا، ترکیبی، دمکراسیمعیوب و دمکراسیکامل تقسیم میشوند.
🔹 نروژ با کسب نمره 9/75 کاملترین دمکراسی جهان است.
نیوزیلند، فنلاند، سوئد و ایسلند با معدلهای بالای ۹ در ردههای بعدی هستند.
🔺افغانستان با کسب نمره 0.32 بدترین کشور جهان است. پس از آن کشورهای میانمار و کره شمالی با معدلهای 1/02 و 1/08 قرار دارند.
🔺ایران با نمرهی 1/95 جایگاه خوبی ندارد و پایینتر از عربستان با نمره 2/08 ایستاده است.
🔺معدل چین و روسیه 2 کشور با دولتهای اقتدارگرا به ترتیب 2/26 و 3/24 است.
🔹ژاپن، تایوان، استرالیا و کره جنوبی دمکراسیهای خوب شرق آسیا هستند.
🔹هند، آمریکا و فرانسه، با پسرفتی محسوس، دمکراسیهای معیوب محسوب میشوند.
Forwarded from انجمن مدیران
⭕️ اثر ایکیا: بهره گیری از افتخار به خودساخته ها
🔸ایکیا امروزه یکی از بزرگترین شرکت های خرده فروشی مبلمان و لوازم خانگی در جهان شناخته می شود. لذا، احتمال اینکه شما تاکنون یکی یا دو بار مبلمان ایکیا را خودتان اسمبل(سر هم) کرده باشید، هست. یا تجربه مشابهی بدین شرح: مبلمان را در فروشگاه می بینیم، آن را خریداری کرده به منزل می آوریم و چندساعتی برای اسمبل آن وقت صرف می کنیم و متوجه آسانی آن می شویم.
🔹خارج از تلاشی که می بایستی صرف سرهم بندی قطعات بکنیم، هنگامی که به عقب برمی گردیم و محصول نهایی ای که با دستان خودمان ساخته ایم را می بینیم، احساس غرور و افتخار می کنیم و این همان اثر ایکیا است. نه تنها حس افتخار و تحسین از آنچه ساخته ایم به ما منتقل می شود، بلکه بیش از هر مبلمان دیگری برای آن ارزش قائل می شویم.
🔹اثر ایکیا [The IKEA Effect] برای اولین بار توسط ماشان [Mochon] و همکارانش در سال ۲۰۱۲ مطرح شد. این اثر بیان می کند محصولی که توسط خود افراد ساخته می شود به مراتب ارزش بیشتری نسبت به محصول مشابهی دارد که فرد در ساخت آن نقشی نداشته است.
🔹در این مطالعه محققین افرادی را به دو گروه تقسیم بندی کردند. به گروه A یک جعبه اسباب بازی لگو برای ساخت یک ماشین دادند. اما برای گروه B به شرکت کنندگان، ماشین ساخته شده از لگو را دادند. سپس از هر دوگروه خواسته شد تا ماشین ساخته شده را ارزش گذاری کنند. یعنی از آنها پرسیدند که حاضرند چقدر بابت ماشین لگوی اسباب بازی پرداخت کنند. سپس نتیجه را بر اساس سطح شایستگی آنها بررسی کردند. شرکت کنندگان در گروه A ارزشی دو برابر آنچه گروه دیگر در نظر گرفته بودند برای ماشین ساخته شده، درنظر گرفتند.
🔹به عبارت دیگر، دلیل آنکه گروه A حاضر بودند تا با قیمت بیشتری ماشین ساخته شده را خریداری کنند، حس غرور و افتخاری بود که از به انجام رساندن آن کار داشتند.
🔹البته محققین برای تایید حس خودشایستگی [Self-Competence] در آزمایش فوق، احساس تکمیل کار توسط شرکت کنندگان را تحریک کردند. نتیجه اینگونه بود: افرادی که حس اعتماد بیشتری نسبت به انجام کار داشتند، نسبت به این اثر، کمتر حساس شدند. از طرفی تحریک و تهدید حس شرکت کنندگان از توانمندی هایشان تمایل آنها را برای ایجاد و ساخت به دست خودشان را بیشتر می نمود. نکته جالب تر این تحقیق آن بود که این اثر هنگامی تاثیر خود را می گذارد که محصول ساخته شده، به پایان برسد.
🔹با توجه به تعریفی که از خود شایستگی می توان داشت؛ ساخته ای که نیمه کاره باشد و یا به خوبی به اتمام نرسیده باشد، ارزشی که از آن صحبت کردیم را به دنبال نخواهد داشت. درست مثل اینکه شما یک میز نصفه کاره ای که فقط ۲ پایه آن تکمیل شده باشد را بخواهید ارزش گذاری نمایید. قاعدتا به هیچ عنوان حس افتخار و غرور را در شما بر نمی انگیزد.
🔹مفهوم بازاریابی این اثر بسیار ساده است: بکارگیری سیاست "خودت آن را بساز" از محصولات پیشنهادی. البته ایده "خودت آن را بساز" در حوزه های خرده فروشی و آشپزی خیلی جدید نیست. لگو، نایکی و رستوران هایی که خودتان می توانید آنجا پخت و پز کنید، مثالهای معروفی از این رویکرد می باشند. اگر قابل استفاده برای صنعت یا برند شما باشد، می توانید از آن بهره بجویید. مثلا درحوزه نرم افزار، بکارگیری سرویس هایی مثل گزارش سازها و فرم سازها، همین حس را به شدت تقویت می کند.
🔹یک رویکرد دیگر، درخصوص محصولاتی است که به درخواست مشتری و توسط شما، سفارشی سازی می شوند. پس از اتمام کار می توانید عنوان کنید که این محصول در اصل توسط مشتری ساخته شده است.
🔹مجله هارواد بیزنس ریویو اخیرا مقاله ای در خصوص درگیر کردن مشتریان در فرایند توسعه محصول ارائه نموده و متذکر شده است که بکارگیری این استراتژی می تواند منجر به پذیرش سریعتر محصول توسط مشتریان گردد.
🔹علاوه بر اینکه این روش می تواند منجر به تحریک اثر ایکیا شود، برای برند و محصول شما نیز این فرصت فراهم می گردد تا مشتریان بینش کاملتری نسبت به آن پیدا کنند.
🖋ویرگول
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
🔸ایکیا امروزه یکی از بزرگترین شرکت های خرده فروشی مبلمان و لوازم خانگی در جهان شناخته می شود. لذا، احتمال اینکه شما تاکنون یکی یا دو بار مبلمان ایکیا را خودتان اسمبل(سر هم) کرده باشید، هست. یا تجربه مشابهی بدین شرح: مبلمان را در فروشگاه می بینیم، آن را خریداری کرده به منزل می آوریم و چندساعتی برای اسمبل آن وقت صرف می کنیم و متوجه آسانی آن می شویم.
🔹خارج از تلاشی که می بایستی صرف سرهم بندی قطعات بکنیم، هنگامی که به عقب برمی گردیم و محصول نهایی ای که با دستان خودمان ساخته ایم را می بینیم، احساس غرور و افتخار می کنیم و این همان اثر ایکیا است. نه تنها حس افتخار و تحسین از آنچه ساخته ایم به ما منتقل می شود، بلکه بیش از هر مبلمان دیگری برای آن ارزش قائل می شویم.
🔹اثر ایکیا [The IKEA Effect] برای اولین بار توسط ماشان [Mochon] و همکارانش در سال ۲۰۱۲ مطرح شد. این اثر بیان می کند محصولی که توسط خود افراد ساخته می شود به مراتب ارزش بیشتری نسبت به محصول مشابهی دارد که فرد در ساخت آن نقشی نداشته است.
🔹در این مطالعه محققین افرادی را به دو گروه تقسیم بندی کردند. به گروه A یک جعبه اسباب بازی لگو برای ساخت یک ماشین دادند. اما برای گروه B به شرکت کنندگان، ماشین ساخته شده از لگو را دادند. سپس از هر دوگروه خواسته شد تا ماشین ساخته شده را ارزش گذاری کنند. یعنی از آنها پرسیدند که حاضرند چقدر بابت ماشین لگوی اسباب بازی پرداخت کنند. سپس نتیجه را بر اساس سطح شایستگی آنها بررسی کردند. شرکت کنندگان در گروه A ارزشی دو برابر آنچه گروه دیگر در نظر گرفته بودند برای ماشین ساخته شده، درنظر گرفتند.
🔹به عبارت دیگر، دلیل آنکه گروه A حاضر بودند تا با قیمت بیشتری ماشین ساخته شده را خریداری کنند، حس غرور و افتخاری بود که از به انجام رساندن آن کار داشتند.
🔹البته محققین برای تایید حس خودشایستگی [Self-Competence] در آزمایش فوق، احساس تکمیل کار توسط شرکت کنندگان را تحریک کردند. نتیجه اینگونه بود: افرادی که حس اعتماد بیشتری نسبت به انجام کار داشتند، نسبت به این اثر، کمتر حساس شدند. از طرفی تحریک و تهدید حس شرکت کنندگان از توانمندی هایشان تمایل آنها را برای ایجاد و ساخت به دست خودشان را بیشتر می نمود. نکته جالب تر این تحقیق آن بود که این اثر هنگامی تاثیر خود را می گذارد که محصول ساخته شده، به پایان برسد.
🔹با توجه به تعریفی که از خود شایستگی می توان داشت؛ ساخته ای که نیمه کاره باشد و یا به خوبی به اتمام نرسیده باشد، ارزشی که از آن صحبت کردیم را به دنبال نخواهد داشت. درست مثل اینکه شما یک میز نصفه کاره ای که فقط ۲ پایه آن تکمیل شده باشد را بخواهید ارزش گذاری نمایید. قاعدتا به هیچ عنوان حس افتخار و غرور را در شما بر نمی انگیزد.
🔹مفهوم بازاریابی این اثر بسیار ساده است: بکارگیری سیاست "خودت آن را بساز" از محصولات پیشنهادی. البته ایده "خودت آن را بساز" در حوزه های خرده فروشی و آشپزی خیلی جدید نیست. لگو، نایکی و رستوران هایی که خودتان می توانید آنجا پخت و پز کنید، مثالهای معروفی از این رویکرد می باشند. اگر قابل استفاده برای صنعت یا برند شما باشد، می توانید از آن بهره بجویید. مثلا درحوزه نرم افزار، بکارگیری سرویس هایی مثل گزارش سازها و فرم سازها، همین حس را به شدت تقویت می کند.
🔹یک رویکرد دیگر، درخصوص محصولاتی است که به درخواست مشتری و توسط شما، سفارشی سازی می شوند. پس از اتمام کار می توانید عنوان کنید که این محصول در اصل توسط مشتری ساخته شده است.
🔹مجله هارواد بیزنس ریویو اخیرا مقاله ای در خصوص درگیر کردن مشتریان در فرایند توسعه محصول ارائه نموده و متذکر شده است که بکارگیری این استراتژی می تواند منجر به پذیرش سریعتر محصول توسط مشتریان گردد.
🔹علاوه بر اینکه این روش می تواند منجر به تحریک اثر ایکیا شود، برای برند و محصول شما نیز این فرصت فراهم می گردد تا مشتریان بینش کاملتری نسبت به آن پیدا کنند.
🖋ویرگول
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
Forwarded from انجمن مدیران
⭐️ راهکار هایی به منظور حداکثر نظم و كارايی در كارهای روزانه
➊ قبل از ظهر كارهای مهم را انجام دهيد. آمارها نشان میدهد اکثر تيمهای پيشرو این گونهاند. همچنين ميتوانيد از ناهار خود نيز لذت ببريد، زيرا كارهای مهم را انجام دادهايد.
➋ پروژه های بزرگ را به قسمتهای كوچک تقسيم كنيد و قسمتهای بزرگ و طولانیتر را زودتر انجام دهيد.
➌ وظايف مشابه را به صورت همزمان انجام دهيد. ذهن شما روي كارهايی كه تكرار میشوند موفقتر عمل ميكند. شما ميتوانيد با انجام پروژههاي مشابه بصورت همزمان به کار خود سرعت دهيد.
🖋آموزه های سازمانی
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
➊ قبل از ظهر كارهای مهم را انجام دهيد. آمارها نشان میدهد اکثر تيمهای پيشرو این گونهاند. همچنين ميتوانيد از ناهار خود نيز لذت ببريد، زيرا كارهای مهم را انجام دادهايد.
➋ پروژه های بزرگ را به قسمتهای كوچک تقسيم كنيد و قسمتهای بزرگ و طولانیتر را زودتر انجام دهيد.
➌ وظايف مشابه را به صورت همزمان انجام دهيد. ذهن شما روي كارهايی كه تكرار میشوند موفقتر عمل ميكند. شما ميتوانيد با انجام پروژههاي مشابه بصورت همزمان به کار خود سرعت دهيد.
🖋آموزه های سازمانی
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
Forwarded from انجمن مدیران
⭕️ مطالعه موردی؛ افراد موفق چگونه روز کاری خود را شروع میکنند
🔸اغلب مدیران موفق به داشتن روتینی برای فراموش کردن اتفاقات کاری اشاره می کنند. این یعنی هر یک از ما نیز باید مدتی از اتفاقات روز فاصله بگیریم تا برای روز کاری بعدی بهاندازهی کافی انگیزه داشته باشیم.
🔹اندی کتز مِیفیلد، مؤسس و مدیرعامل کمپانی هری: اکثر روزها من سعی میکنم پیاده به محل کارم بروم.
کتز مِیفیلد میگوید در طول ۲۰ دقیقه پیادهروی که دارد ایمیلهایش را پاسخ نمیدهد و از تلفن هوشمندش استفاده نمیکند.
🔹لیلا جانا، مدیرعامل ساماسورس نیز هر روز با پیادهروی در محل کارش حاضر میشود. کمپانی ساماسورس کارمندان خود را دورکار انتخاب میکند. جانا در مسیرش به شرکت، موسیقی گوش میدهد و میگوید موسیقی باعث میشود فشار و استرس وی کاهش یابد
🔹گملانی ولان، مدیرعامل سولسایکل صبحها به ورزش نیز میپردازد. او میگوید ورزش بهترین کاری است که میتوانید روزتان را با آن شروع کنید. شاید در ابتدای روز کمی از تخت خواب برخاستن سخت باشد؛ اما همینکه برخاستید و به تمرین ورزشی مشغول شدید، احساس بسیار خوبی خواهید کرد و میزان خلاقیتتان در طول روز بسیار بیشتر خواهد شد.
🔹بن لم، مدیرعامل و مؤسس کمپانی Conversable میگوید: شب بعد از اینکه کامپیوتر و دستگاههای دیگر را خاموش کردم به حمام میروم و دوش آب گرم میگیرم تا دمای بدنم افزایش یابد. سپس حرکات کششی انجام میدهم و با مطالعه سعی میکنم کمی از اتفاقات روز فاصله بگیرم.
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
🔸اغلب مدیران موفق به داشتن روتینی برای فراموش کردن اتفاقات کاری اشاره می کنند. این یعنی هر یک از ما نیز باید مدتی از اتفاقات روز فاصله بگیریم تا برای روز کاری بعدی بهاندازهی کافی انگیزه داشته باشیم.
🔹اندی کتز مِیفیلد، مؤسس و مدیرعامل کمپانی هری: اکثر روزها من سعی میکنم پیاده به محل کارم بروم.
کتز مِیفیلد میگوید در طول ۲۰ دقیقه پیادهروی که دارد ایمیلهایش را پاسخ نمیدهد و از تلفن هوشمندش استفاده نمیکند.
🔹لیلا جانا، مدیرعامل ساماسورس نیز هر روز با پیادهروی در محل کارش حاضر میشود. کمپانی ساماسورس کارمندان خود را دورکار انتخاب میکند. جانا در مسیرش به شرکت، موسیقی گوش میدهد و میگوید موسیقی باعث میشود فشار و استرس وی کاهش یابد
🔹گملانی ولان، مدیرعامل سولسایکل صبحها به ورزش نیز میپردازد. او میگوید ورزش بهترین کاری است که میتوانید روزتان را با آن شروع کنید. شاید در ابتدای روز کمی از تخت خواب برخاستن سخت باشد؛ اما همینکه برخاستید و به تمرین ورزشی مشغول شدید، احساس بسیار خوبی خواهید کرد و میزان خلاقیتتان در طول روز بسیار بیشتر خواهد شد.
🔹بن لم، مدیرعامل و مؤسس کمپانی Conversable میگوید: شب بعد از اینکه کامپیوتر و دستگاههای دیگر را خاموش کردم به حمام میروم و دوش آب گرم میگیرم تا دمای بدنم افزایش یابد. سپس حرکات کششی انجام میدهم و با مطالعه سعی میکنم کمی از اتفاقات روز فاصله بگیرم.
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
❤1
Forwarded from انجمن مدیران
⭕️ ۱۰ خطای شناختی مسبب روحیات منفی
✍🏻 دیوید برنز
🔸اغلب کسانی که این خطاهای شناختی را مطالعه نموده اند معتقدند که این معلومات زندگیشان را متحول کرده است. با این حال توجه داشته باشید که در بسیاری از مواقع افکار منفی سالم و بجا هستند تشخیص افکار سالم از ناسالم و اینکه چگونه با موقعیت های به راستی منفی بر خورد واقع بینانه داشته باشیم به همان اندازه، رهایی از افکار و احساسات مخدوش اهمیت دارد.
1️⃣ تفکر هیچ یا همه چیز
همه چیز راسفید و در غیر اینصورت سیاه می بینید، به نظر شما هر چیزی کمتر از کامل، شکست تلقی می شود.
2️⃣ تعمیم مبالغه آمیز
هر حادثه منفی و شکستی را شکستی تمام عیار و تمام نشدنی تلقی می کنید و آنرا باکلماتی چون هرگز و همیشه توصیف می کنید. (من همیشه بدشانسم) و...
3️⃣ فیلتر ذهنی
تحت تاثیر یک حادثه منفی همه واقعیتها را تار می بینید. به جزئی از حادثه منفی توجه دارید و بقیه را فراموش می کنید. شبیه چکیدن قطره جوهر که کل بشکه آبی را کدر می کند.
4️⃣ بی توجهی به امر مثبت
با بی ارزش شمردن تجربه ها و کارهای خوب خود، اصراربر مهم نبودن آنهادارید. کارهای خوب خود را بی اهمیت میخوانید و می گویید هرکسی میتواند این کار را انجام دهد.
5️⃣ نتیجه گیری شتابزده
بی آنکه زمینه و دلیل محکمی وجود داشته باشد، شتابزده نتیجه گیری می کنید .(فلانی با من برخورد بدی خواهد داشت)(آبرویم خواهد رفت)(از عهده انجام این کار بر نخواهم آمد).
6️⃣ درشت نمایی
از یک سو درباره اهمیت مسائل و شدت اشتباهات خود مبالغه می کنید و از سوی دیگر، اهمیت جنبه های مثبت زندگی را کمتر از آنچه که هست بر آورد می کنید.
7️⃣ استدلال احساسی
فرض را بر این می گذارید که احساسات منفی شما لزوما منعکس کننده واقعیت هاست. (ازسوارشدن درهواپیما وحشت دارم، حتما پرواز با هواپیما بسیار خطر ناک است).
8️⃣ باید ها
انتظاردارید که اوضاع آنطورکه شما میخواهید و انتظار دارید، باشد. باید ها تولید تمرد می کنند و اشخاص تشویق می شوند که درست بر عکس آن را عمل کنند.
9️⃣ بر چسب زدن
به جای اینکه بگویید اشتباه کردم به خود برچسب منفی می زنیدو می گویید من بازنده هستم. این بر چسب ها (احمق، شکست خورده، بازنده و...) منجر به خشم اضطراب و دلسردی وکمی عزت نفس می شود.
🔟 شخصی سازی و سرزنش
خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می کنید که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته اید. (زنی از آموزگار پسرش شنید که او خوب درس نمی خواند، با خود گفت: این نشان میدهد من مادر بدی هستم) شخصی سازی منجر به احساس گناه، خجالت و ناشایسته بودن می شود.
🔹نمی توان در تمام لحظات زندگی شاد بود و یا اختیار کامل احساسات خود را دردست گرفت و نمی توان همیشه منطقی بود. همه نواقص و اشکالاتی دارند. ولی با مطالعه خطاهای شناختی ذکر شده و تشخیص افکار منفی سالم و ناسالم می توانید افکار خود را که منجر به احساسات بد یاخوب شما می شوند کنترل کرده و لحظات زندگی خود را خودتان به شادی و آرامش رقم بزنید.
🖋کتابخوان
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
✍🏻 دیوید برنز
🔸اغلب کسانی که این خطاهای شناختی را مطالعه نموده اند معتقدند که این معلومات زندگیشان را متحول کرده است. با این حال توجه داشته باشید که در بسیاری از مواقع افکار منفی سالم و بجا هستند تشخیص افکار سالم از ناسالم و اینکه چگونه با موقعیت های به راستی منفی بر خورد واقع بینانه داشته باشیم به همان اندازه، رهایی از افکار و احساسات مخدوش اهمیت دارد.
1️⃣ تفکر هیچ یا همه چیز
همه چیز راسفید و در غیر اینصورت سیاه می بینید، به نظر شما هر چیزی کمتر از کامل، شکست تلقی می شود.
2️⃣ تعمیم مبالغه آمیز
هر حادثه منفی و شکستی را شکستی تمام عیار و تمام نشدنی تلقی می کنید و آنرا باکلماتی چون هرگز و همیشه توصیف می کنید. (من همیشه بدشانسم) و...
3️⃣ فیلتر ذهنی
تحت تاثیر یک حادثه منفی همه واقعیتها را تار می بینید. به جزئی از حادثه منفی توجه دارید و بقیه را فراموش می کنید. شبیه چکیدن قطره جوهر که کل بشکه آبی را کدر می کند.
4️⃣ بی توجهی به امر مثبت
با بی ارزش شمردن تجربه ها و کارهای خوب خود، اصراربر مهم نبودن آنهادارید. کارهای خوب خود را بی اهمیت میخوانید و می گویید هرکسی میتواند این کار را انجام دهد.
5️⃣ نتیجه گیری شتابزده
بی آنکه زمینه و دلیل محکمی وجود داشته باشد، شتابزده نتیجه گیری می کنید .(فلانی با من برخورد بدی خواهد داشت)(آبرویم خواهد رفت)(از عهده انجام این کار بر نخواهم آمد).
6️⃣ درشت نمایی
از یک سو درباره اهمیت مسائل و شدت اشتباهات خود مبالغه می کنید و از سوی دیگر، اهمیت جنبه های مثبت زندگی را کمتر از آنچه که هست بر آورد می کنید.
7️⃣ استدلال احساسی
فرض را بر این می گذارید که احساسات منفی شما لزوما منعکس کننده واقعیت هاست. (ازسوارشدن درهواپیما وحشت دارم، حتما پرواز با هواپیما بسیار خطر ناک است).
8️⃣ باید ها
انتظاردارید که اوضاع آنطورکه شما میخواهید و انتظار دارید، باشد. باید ها تولید تمرد می کنند و اشخاص تشویق می شوند که درست بر عکس آن را عمل کنند.
9️⃣ بر چسب زدن
به جای اینکه بگویید اشتباه کردم به خود برچسب منفی می زنیدو می گویید من بازنده هستم. این بر چسب ها (احمق، شکست خورده، بازنده و...) منجر به خشم اضطراب و دلسردی وکمی عزت نفس می شود.
🔟 شخصی سازی و سرزنش
خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می کنید که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته اید. (زنی از آموزگار پسرش شنید که او خوب درس نمی خواند، با خود گفت: این نشان میدهد من مادر بدی هستم) شخصی سازی منجر به احساس گناه، خجالت و ناشایسته بودن می شود.
🔹نمی توان در تمام لحظات زندگی شاد بود و یا اختیار کامل احساسات خود را دردست گرفت و نمی توان همیشه منطقی بود. همه نواقص و اشکالاتی دارند. ولی با مطالعه خطاهای شناختی ذکر شده و تشخیص افکار منفی سالم و ناسالم می توانید افکار خود را که منجر به احساسات بد یاخوب شما می شوند کنترل کرده و لحظات زندگی خود را خودتان به شادی و آرامش رقم بزنید.
🖋کتابخوان
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub