✳️ مجموع درآمدهای دولت در سال ۱۴۰۱ چقدر بود؟
✅ دولت در سال گذشته بیش از ۱۵۷۱ هزار میلیارد تومان درآمد از منابع مختلف کسب کرده است که میتوان به درآمدهای عمومی، درآمدهای حاصل از واگذاری داراییهای سرمایهای و اموال و واگذاری داراییهای مالی و اوراق اشاره کرد.
هر ساله دولتها میتوانند از منابع مختلفی برای کسب درآمد استفاده کنند، این منابع شامل درآمدهای عمومی از جمله، مالیات، عوارض، حقوق گمرکی، سود سهام شرکتهای دولتی، درآمدهای حاصل از واگذاری داراییهای سرمایهای و اموال مانند فروش نفت و درآمدهای حاصل از واگذاری داراییهای مالی و اوراق است.
به نظر میرسد دولت از طریق این منابع در سال گذشته بیش از ۱۵۷۱ هزار میلیارد تومان درآمد کسب کرده است.
🔹 رئیس سازمان برنامه و بودجه در این باره اظهار کرد که جمع درآمدهای عمومی شامل مالیات، عوارض، حقوق گمرکی و سود سهام شرکتهای دولتی که در بودجه سال گذشته به تصویب رسیده بود ۶۷۱.۶ همت بود که وصولی آن به ۶۹۶ همت یعنی ۱۰۴ درصد رسید. همچنین درآمد مالیاتی مصوب در بودجه سال ۱۴۰۱ معادل ۴۵۴.۵ همت مصوب شد که بیش از ۱۰۴ درصد آن معادل ۴۷۱.۷ همت محقق شد. در حوزه درآمدهای گمرکی نیز ۷۹.۲ همت درآمد گمرکی مصوب شده بود که ۷۵ درصد آن معادل ۵۹.۶ همت محقق شد. سایر درآمدهای دولت نیز ۱۳۷.۹ همت در بودجه سال ۱۴۰۱ مصوب شده بود که بیش از ۱۶۴ همت وصولی داشتیم.
وی به سایر بخشهای درآمدی دولت نیز اینگونه اشاره کرد که در زمینه واگذاری داراییهای سرمایهای و فروش اموال مجموع مصوب در بودجه سال ۱۴۰۱ در این زمینه ۵۵۴.۸ همت مصوب شد که ۸۱ درصد آن معادل ۴۵۰.۷ همت محقق شد. در این میان سهم فروش نفت و میعانات گازی ۴۴۳.۱ همت و سهم فروش اموال مازاد ۷.۶ همت بود.
آخرین بخش درآمدی دولت به واگذاری داراییهای مالی، سهام و سهم شرکه و اوراق مالی اسلامی بر میگردد که به گفته سازمان برنامه وبودجه، دولت در سال گذشته ۴۲۵.۱ هزار میلیارد تومان درآمد از این محل کسب کرد؛ بنابراین مجموع درآمدهای دولت در این حوزهها در سال ۱۴۰۱ به ۱۵۷۱.۸ هزار میلیارد تومان میرسد.
✅ دولت در سال گذشته بیش از ۱۵۷۱ هزار میلیارد تومان درآمد از منابع مختلف کسب کرده است که میتوان به درآمدهای عمومی، درآمدهای حاصل از واگذاری داراییهای سرمایهای و اموال و واگذاری داراییهای مالی و اوراق اشاره کرد.
هر ساله دولتها میتوانند از منابع مختلفی برای کسب درآمد استفاده کنند، این منابع شامل درآمدهای عمومی از جمله، مالیات، عوارض، حقوق گمرکی، سود سهام شرکتهای دولتی، درآمدهای حاصل از واگذاری داراییهای سرمایهای و اموال مانند فروش نفت و درآمدهای حاصل از واگذاری داراییهای مالی و اوراق است.
به نظر میرسد دولت از طریق این منابع در سال گذشته بیش از ۱۵۷۱ هزار میلیارد تومان درآمد کسب کرده است.
🔹 رئیس سازمان برنامه و بودجه در این باره اظهار کرد که جمع درآمدهای عمومی شامل مالیات، عوارض، حقوق گمرکی و سود سهام شرکتهای دولتی که در بودجه سال گذشته به تصویب رسیده بود ۶۷۱.۶ همت بود که وصولی آن به ۶۹۶ همت یعنی ۱۰۴ درصد رسید. همچنین درآمد مالیاتی مصوب در بودجه سال ۱۴۰۱ معادل ۴۵۴.۵ همت مصوب شد که بیش از ۱۰۴ درصد آن معادل ۴۷۱.۷ همت محقق شد. در حوزه درآمدهای گمرکی نیز ۷۹.۲ همت درآمد گمرکی مصوب شده بود که ۷۵ درصد آن معادل ۵۹.۶ همت محقق شد. سایر درآمدهای دولت نیز ۱۳۷.۹ همت در بودجه سال ۱۴۰۱ مصوب شده بود که بیش از ۱۶۴ همت وصولی داشتیم.
وی به سایر بخشهای درآمدی دولت نیز اینگونه اشاره کرد که در زمینه واگذاری داراییهای سرمایهای و فروش اموال مجموع مصوب در بودجه سال ۱۴۰۱ در این زمینه ۵۵۴.۸ همت مصوب شد که ۸۱ درصد آن معادل ۴۵۰.۷ همت محقق شد. در این میان سهم فروش نفت و میعانات گازی ۴۴۳.۱ همت و سهم فروش اموال مازاد ۷.۶ همت بود.
آخرین بخش درآمدی دولت به واگذاری داراییهای مالی، سهام و سهم شرکه و اوراق مالی اسلامی بر میگردد که به گفته سازمان برنامه وبودجه، دولت در سال گذشته ۴۲۵.۱ هزار میلیارد تومان درآمد از این محل کسب کرد؛ بنابراین مجموع درآمدهای دولت در این حوزهها در سال ۱۴۰۱ به ۱۵۷۱.۸ هزار میلیارد تومان میرسد.
✳️ هنر متقاعدسازی
■یکی از مطرحترین افرادی که تا به حال در زمینه متقاعدسازی و روشهای آن نوشته است، دکتر رابرت چالدینی (Robert Cialdini) است. کتاب او به نام "تاثیرگذاری: روانشناسی متقاعدسازی" نتیجه سه سال تحقیق میدانی بود.
او در این تحقیقات متوجه شد که هر چند صدها تاکتیک مختلف برای جذب مشتری وجود دارد، اما در حقیقت تنها ۶ اصل جهانی هستند که تمام این تاکتیکها را توضیح میدهند و میتوانند به ما در متقاعدسازی مخاطبان خود کمک کنند.
🔹آقای چالدینی اخیراً کتاب جدیدی را منتشر کرد و در آن یک قانون هفتم را نیز به لیست خود اضافه کرد. قانونی که تا به حال از زیر چشمان تیزبین اودررفته است.
🔹دکتر چالدینی معتقد است که این ۷ اصل به صورت غریزی در هر انسانی وجود دارند و از آنها بسیار در بازاریابی و فروش استفاده (و گاهی سوءاستفاده) میشود. او به هیچوجه تجارتها را از استفاده از این ۷ اصل منع نکرده است. بلکه معتقد است که مشتریان هم باید با این تکنیکها آشنا شوند تا از تجارتهای بیاخلاقی که میخواهند به این روشها محصول بد خود را بفروشند، دوری کنند.
🔸این اصول متقاعدسازی چه هستند؟
۱. عمل متقابل (Reciprocity):
ما همیشه میخواهیم لطف دیگران را جبران کنیم و در دِین کسی نباشیم. فرض کنیم امروز روز تولدتان است. من هم برای شما یک هدیه خریدهام تا تولدتان را تبریک گفته باشم. با این حساب، شما نمیخواهید در روز تولد من، برایم یک هدیه بخرید؟ حتماً جواب شما مثبت است. مهم هم نیست که هدیه من را دوست داشتهاید یا نه. عمل متقابل یک اصل است که در تمام جوامع بشری یافت میشود و میتواند در متقاعدسازی مشتریان شما نیز تاثیر زیادی داشته باشد.
۲. تعهد و یکپارچگی (Commitment & Consistency):
ما معمولاً به انتخابهای قبلی خود پایبند میمانیم و تصمیمهای جدیدمان با آنها همخوانی دارند. چرا؟ خب، چون دوست نداریم در نگاه خودمان یا بقیه به عنوان یک انسان دورو شناخته شویم. بنابراین وقتی که موضع خود را در مورد چیزی مشخص کردیم، دیگر به سختی نظر خود را عوض خواهیم کرد. تکنیک پا لای در کاملاً بر اساس این اصل متقاعدسازی عمل میکند. در این تکنیک، شما ابتدا یک درخواست کوچک از مشتری میکنید و بعد از گرفتن جواب مثبت، درخواست اصلی خود را مطرح میکنید.
۳. مدرک اجتماعی (Social Proof):
این اصل ساده است: بقیه آن را تائید میکنند، پس حتماً خوب است. این ایده دیگر آنقدر در فضای آنلاین عادی شده که هر روز در سایتهای مختلف با آن روبرو هستیم. سایتهایی که به ما میگویند در حال حاضر چه تعداد مشتری دارند، نظرات مثبت مشتریان خود را با ما به اشتراک میگذارند و برندهای بزرگی را معرفی میکنند که مشتری آنها هستند. تمام این تکنیک های فروش بر اساس این اصل شکل گرفتهاند. حتی خود شما هم تحت تاثیر این اصل هستید: اگر گروهی از آدمها را ببینید که به آسمان نگاه میکنند، واکنش شما چه خواهد بود؟ بله، شما هم به آسمان نگاه خواهید کرد.
۴. علاقهمندی (Liking):
ما، به شدت، تحت تاثیر فردی هستیم که دوستش داریم و معمولاً نظرات او را به راحتی قبول میکنیم. حالا این فرد میتواند یک دوست نزدیک و صمیمی باشد، یا یک ستاره سینمایی که ما سبک لباس پوشیدنش را تقلید میکنیم. این اصل دقیقاً توضیح میدهد که چرا بازاریابی دهان به دهان تا این حد موثر است.
۵. قدرت و اعتبار (Authority):
اگر قبول کنید که کسی در کاری تبحر دارد و از شما بیشتر میداند، راحتتر حرفهایش را قبول خواهید کرد و به او اعتماد میکنید. اصل قدرت در همهجا حضور دارد و همان دلیلی است که یک دانشآموز به حرف معلم خود گوش میدهد، یک سرباز به حرف مافوق خود و یک کودک به حرف والدین خود. در بازاریابی نیز از این اصل بسیار استفاده میشود. برای اینکه بفهمید چگونه، به زمانی فکر کنید که یک دندانپزشک، به شما خمیردندانی را پیشنهاد میدهد.
۶. کمیابی (Scarcity):
ما همیشه جذب چیزهایی میشویم که انحصاری هستند و سخت به دست میآیند. اقتصاد جهانی به کل بر پایه اصل کمیابی کار میکند. طلا ارزشمند است چون کمیاب است. پول هم همینطور. کمیابی است که ارزش چیزها را مشخص میکند. کسب و کارها بیشتر از هر اصل دیگری، کمیابی را در بازاریابی خود به کار میگیرند. منظور من آن زمانی است که شما متوجه میشوید برای دریافت ۲۰% تخفیف، فقط یک روز فرصت دارید.
۷. یگانگی (Unity)
داشتن یک حس هویّت مشترک میتواند در متقاعدسازی مخاطب تاثیر بسزایی داشته باشد. این جدیدترین اصلی است که چالدینی به لیست اصول خود اضافه کرده است و به ما توضیح داده که منظور از آن، شباهتهای ساده نیست، بلکه زمانی است که ارزشهای افراد با هم همخوانی دارند. یعنی وقتی که مخاطب به خود بگوید "اون هم یکی از ماست"، نه وقتی که بگوید "او هم شبیه ماست".
بازنشرازکانال مدیران فرهیخته
■یکی از مطرحترین افرادی که تا به حال در زمینه متقاعدسازی و روشهای آن نوشته است، دکتر رابرت چالدینی (Robert Cialdini) است. کتاب او به نام "تاثیرگذاری: روانشناسی متقاعدسازی" نتیجه سه سال تحقیق میدانی بود.
او در این تحقیقات متوجه شد که هر چند صدها تاکتیک مختلف برای جذب مشتری وجود دارد، اما در حقیقت تنها ۶ اصل جهانی هستند که تمام این تاکتیکها را توضیح میدهند و میتوانند به ما در متقاعدسازی مخاطبان خود کمک کنند.
🔹آقای چالدینی اخیراً کتاب جدیدی را منتشر کرد و در آن یک قانون هفتم را نیز به لیست خود اضافه کرد. قانونی که تا به حال از زیر چشمان تیزبین اودررفته است.
🔹دکتر چالدینی معتقد است که این ۷ اصل به صورت غریزی در هر انسانی وجود دارند و از آنها بسیار در بازاریابی و فروش استفاده (و گاهی سوءاستفاده) میشود. او به هیچوجه تجارتها را از استفاده از این ۷ اصل منع نکرده است. بلکه معتقد است که مشتریان هم باید با این تکنیکها آشنا شوند تا از تجارتهای بیاخلاقی که میخواهند به این روشها محصول بد خود را بفروشند، دوری کنند.
🔸این اصول متقاعدسازی چه هستند؟
۱. عمل متقابل (Reciprocity):
ما همیشه میخواهیم لطف دیگران را جبران کنیم و در دِین کسی نباشیم. فرض کنیم امروز روز تولدتان است. من هم برای شما یک هدیه خریدهام تا تولدتان را تبریک گفته باشم. با این حساب، شما نمیخواهید در روز تولد من، برایم یک هدیه بخرید؟ حتماً جواب شما مثبت است. مهم هم نیست که هدیه من را دوست داشتهاید یا نه. عمل متقابل یک اصل است که در تمام جوامع بشری یافت میشود و میتواند در متقاعدسازی مشتریان شما نیز تاثیر زیادی داشته باشد.
۲. تعهد و یکپارچگی (Commitment & Consistency):
ما معمولاً به انتخابهای قبلی خود پایبند میمانیم و تصمیمهای جدیدمان با آنها همخوانی دارند. چرا؟ خب، چون دوست نداریم در نگاه خودمان یا بقیه به عنوان یک انسان دورو شناخته شویم. بنابراین وقتی که موضع خود را در مورد چیزی مشخص کردیم، دیگر به سختی نظر خود را عوض خواهیم کرد. تکنیک پا لای در کاملاً بر اساس این اصل متقاعدسازی عمل میکند. در این تکنیک، شما ابتدا یک درخواست کوچک از مشتری میکنید و بعد از گرفتن جواب مثبت، درخواست اصلی خود را مطرح میکنید.
۳. مدرک اجتماعی (Social Proof):
این اصل ساده است: بقیه آن را تائید میکنند، پس حتماً خوب است. این ایده دیگر آنقدر در فضای آنلاین عادی شده که هر روز در سایتهای مختلف با آن روبرو هستیم. سایتهایی که به ما میگویند در حال حاضر چه تعداد مشتری دارند، نظرات مثبت مشتریان خود را با ما به اشتراک میگذارند و برندهای بزرگی را معرفی میکنند که مشتری آنها هستند. تمام این تکنیک های فروش بر اساس این اصل شکل گرفتهاند. حتی خود شما هم تحت تاثیر این اصل هستید: اگر گروهی از آدمها را ببینید که به آسمان نگاه میکنند، واکنش شما چه خواهد بود؟ بله، شما هم به آسمان نگاه خواهید کرد.
۴. علاقهمندی (Liking):
ما، به شدت، تحت تاثیر فردی هستیم که دوستش داریم و معمولاً نظرات او را به راحتی قبول میکنیم. حالا این فرد میتواند یک دوست نزدیک و صمیمی باشد، یا یک ستاره سینمایی که ما سبک لباس پوشیدنش را تقلید میکنیم. این اصل دقیقاً توضیح میدهد که چرا بازاریابی دهان به دهان تا این حد موثر است.
۵. قدرت و اعتبار (Authority):
اگر قبول کنید که کسی در کاری تبحر دارد و از شما بیشتر میداند، راحتتر حرفهایش را قبول خواهید کرد و به او اعتماد میکنید. اصل قدرت در همهجا حضور دارد و همان دلیلی است که یک دانشآموز به حرف معلم خود گوش میدهد، یک سرباز به حرف مافوق خود و یک کودک به حرف والدین خود. در بازاریابی نیز از این اصل بسیار استفاده میشود. برای اینکه بفهمید چگونه، به زمانی فکر کنید که یک دندانپزشک، به شما خمیردندانی را پیشنهاد میدهد.
۶. کمیابی (Scarcity):
ما همیشه جذب چیزهایی میشویم که انحصاری هستند و سخت به دست میآیند. اقتصاد جهانی به کل بر پایه اصل کمیابی کار میکند. طلا ارزشمند است چون کمیاب است. پول هم همینطور. کمیابی است که ارزش چیزها را مشخص میکند. کسب و کارها بیشتر از هر اصل دیگری، کمیابی را در بازاریابی خود به کار میگیرند. منظور من آن زمانی است که شما متوجه میشوید برای دریافت ۲۰% تخفیف، فقط یک روز فرصت دارید.
۷. یگانگی (Unity)
داشتن یک حس هویّت مشترک میتواند در متقاعدسازی مخاطب تاثیر بسزایی داشته باشد. این جدیدترین اصلی است که چالدینی به لیست اصول خود اضافه کرده است و به ما توضیح داده که منظور از آن، شباهتهای ساده نیست، بلکه زمانی است که ارزشهای افراد با هم همخوانی دارند. یعنی وقتی که مخاطب به خود بگوید "اون هم یکی از ماست"، نه وقتی که بگوید "او هم شبیه ماست".
بازنشرازکانال مدیران فرهیخته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✨ باید راهی یافت، برایِ زندگی را زندگی کردن،نه فقط زندگی را گُذَراندَن ..
باید راهی یافت،برایِ صبح ها با اُمید چشم گُشودَن، برایِ شب ها با آرامشِ خیال خوابیدن..
اینطور که نمی شود، نمی شود که زندگی را فقط گذراند ، نمی شود که تمام شدنِ فصلی و رسیدنِ فصلی جدید را فقط خُنَکایِ ناگهانیِ هوا یادَت بیاورد، نمی شود تا نوکِ دماغَت یخ نکرده حواسَت به رسیدنِ پاییز نباشد..
اینطور پیش بِرَوی یک آن چَشم باز می کنی،خودَت را میانِ خزانِ زردِ زندگی ات میابی و یادت هم نمی آید چطور گذَرانده ای مسیرِ بهاری و سبزِ زندگی ات را..
اصلا خدا را هم خوش نمی آید،
راهَت داده به دنیایَش که نقشَت را ایفا کنی،یک روز خوبُ حتی یک روز بد ،یک روز شیرینُ حتی یک روز تلخ ،یک روز آرامُ حتی یک روز پُرهیاهو ،وظیفه ی تو زندگی را با تمام و کمالَش زندگی کردن است،
با تمامِ سِکانس هایِ تلخ و شیرینَش..
نمی شود که همه اش خسته باشی
و سَرِ سکانس هایِ تلخ بهانه بیاوری و گوشه ای به قهر کِز کنی و بازی نکنی ..
حق داری که خستگی ات را در کنی،
اما حق نداری که دیگر مسیر را ادامه ندهی ..
اینطور که نمی شود،تا دیر نشده باید راهی پیدا کرد،باید زندگی را زندگی کرد ..
باید راهی یافت،برایِ صبح ها با اُمید چشم گُشودَن، برایِ شب ها با آرامشِ خیال خوابیدن..
اینطور که نمی شود، نمی شود که زندگی را فقط گذراند ، نمی شود که تمام شدنِ فصلی و رسیدنِ فصلی جدید را فقط خُنَکایِ ناگهانیِ هوا یادَت بیاورد، نمی شود تا نوکِ دماغَت یخ نکرده حواسَت به رسیدنِ پاییز نباشد..
اینطور پیش بِرَوی یک آن چَشم باز می کنی،خودَت را میانِ خزانِ زردِ زندگی ات میابی و یادت هم نمی آید چطور گذَرانده ای مسیرِ بهاری و سبزِ زندگی ات را..
اصلا خدا را هم خوش نمی آید،
راهَت داده به دنیایَش که نقشَت را ایفا کنی،یک روز خوبُ حتی یک روز بد ،یک روز شیرینُ حتی یک روز تلخ ،یک روز آرامُ حتی یک روز پُرهیاهو ،وظیفه ی تو زندگی را با تمام و کمالَش زندگی کردن است،
با تمامِ سِکانس هایِ تلخ و شیرینَش..
نمی شود که همه اش خسته باشی
و سَرِ سکانس هایِ تلخ بهانه بیاوری و گوشه ای به قهر کِز کنی و بازی نکنی ..
حق داری که خستگی ات را در کنی،
اما حق نداری که دیگر مسیر را ادامه ندهی ..
اینطور که نمی شود،تا دیر نشده باید راهی پیدا کرد،باید زندگی را زندگی کرد ..
✅ ده موضوع مهم سال2023 از نگاه اکونومیست
1️⃣ همه نگاهها به اوکراین:
قیمت انرژی، تورم، نرخ بهره، رشد اقتصادی، کمبود مواد غذایی، همه به این بستگی دارد که جنگ اوکراین در ماههای آینده چگونه انجام شود. پیشرفت سریع اوکراین میتواند ولادیمیر پوتین را تهدید کند، اما به نظر میرسد که یک بنبست نظامی سخت محتملترین نتیجه باشد. روسیه تلاش خواهد کرد تا درگیری را خنثی کند به این امید که کمبود انرژی و تغییرات سیاسی در آمریکا، حمایت غرب از اوکراین را تضعیف کند.
2️⃣ رکود در راه است:
اقتصادهای بزرگ وارد رکود خواهند شد، زیرا بانکهای مرکزی نرخهای بهره را برای مهار تورم افزایش میدهند. این یک اثر پس از همهگیری کرونا است که به دنبال قیمتهای بالای انرژی وخیمتر شده است. رکود اقتصادی آمریکا باید نسبتا ملایم باشد اما در اروپا شدیدتر خواهد بود.
3️⃣ توفیق اجباری آب و هوایی:
از آنجایی که کشورها برای تامین منابع انرژی خود شتاب کردهاند، آنها به سوی سوختهای فسیلی آلاینده روی میآورند. اما در میان مدت جنگ این گذار به انرژیهای تجدیدپذیر را به عنوان جایگزین ایمنتر برای هیدروکربنهای عرضه شده توسط خودکامگان تسریع خواهد کرد. علاوه بر انرژی بادی و خورشیدی، انرژی هسته ای و هیدروژن نیز سود خواهند برد.
4️⃣ افول چین؟
در ماه آوریل جمعیت هند با حدود 1.43 میلیارد نفر از چین پیشی خواهد گرفت. در شرایطی که جمعیت چین رو به کاهش است و اقتصاد آن با بادهای مخالف مواجه است، انتظار میرود بحثهای زیادی در مورد افول چین مطرح شود. رشد آهستهتر به این معنی است که اقتصاد آن هرگز از نظر اندازه از آمریکا پیشی نخواهد گرفت.
5️⃣ آمریکای از همگسسته:
اگرچه جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای عملکردی ضعیفتر از حد انتظار داشتند، شکافهای اجتماعی و فرهنگی در مورد سقط جنین، اسلحه و سایر مسائل داغ پس از یک رشته احکام جنجالی دیوان عالی همچنان افزایش مییابد. ورود رسمی دونالد ترامپ به رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری 2024، هیزم بر این آتش خواهد بود.
6️⃣ مناطق احتمالی برای شروع جنگ دیگر:
تمرکز شدید بر جنگ در اوکراین خطر درگیری در مناطق دیگر را افزایش می دهد. با حواس پرتی روسیه، درگیریها در حیاط خلوت آن در حال وقوع است. چین ممکن است تصمیم بگیرد که هرگز زمان بهتری برای یورش به تایوان وجود نخواهد داشت. تنش های هند و چین ممکن است در هیمالیا شعلهور شود. و آیا ممکن است ترکیه سعی کند یک جزیره یونانی در دریای اژه را تصرف نماید؟
7️⃣ تغییر اتحادها:
در بحبوحه تغییرات ژئوپلیتیکی، اتحادها پاسخ میدهند. ناتو که با جنگ در اوکراین احیا شده است، پذیرای دو عضو جدید خواهد بود. آیا عربستان سعودی به توافق ابراهیم خواهد پیوست؟ دیگر اتحادهایی که اهمیت فزایندهای دارند عبارتند از کواد و اکوس (دو گروه تحت رهبری آمریکا که قصد مقابله با ظهور چین را دارند) و I2U2 ، یک هیئت پایداری آب و هوا که هند، اسرائیل، امارات متحده عربی و ایالات متحده را به هم پیوند میدهد.
8️⃣ گردشگری تلافیجویانه پس از کووید:
از آنجایی که مسافران در گردشگری «انتقامجویانه» پس از قرنطینه شرکت میکنند، هزینههای مسافران تقریبا سطح 1.4 تریلیون دلاری خود در سال 2019 را به دست خواهد آورد، اما تنها به این دلیل که تورم قیمتها را افزایش داده است. تعداد واقعی سفرهای توریستی بینالمللی، با 1.6 میلیارد، همچنان کمتر از سطح قبل از همهگیری 1.8 میلیارد در سال 2019 خواهد بود. سفرهای تجاری با کاهش هزینهها توسط شرکتها، ضعیف باقی خواهند ماند.
9️⃣ بررسی واقعیت متاورس:
آیا ایده کار و بازی در دنیای مجازی فراتر از بازیهای رایانهای مطرح خواهد شد؟ در حالی که اپل اولین هدست خود را عرضه میکند و متا تصمیم میگیرد تا با کاهش قیمت سهامش، استراتژی خود را تغییر دهد، سال 2023 پاسخهایی را ارائه خواهد داد. در همین حال، یک تغییر سادهتر و مفیدتر ممکن است ظهور «کلیدهای عبور» برای جایگزینی رمزهای عبور باشد.
🔟 سال نو و اصطلاحات تخصصی جدید:
هرگز در مورد کلید عبور چیزی نشنیدهاید؟ نترسید زیرا در سال 2023 آنها مورد استفاده گسترده قرار خواهند گرفت. دیگر ارزهای دیجیتال جالب به نظر نمیرسند رمزنگاری کوانتومی داغ خواهد بود.
🔸در نگاهی به گذشته، همهگیری کروناویروس پایان دوره ثبات نسبی و قابل پیشبینی در ژئوپلیتیک و اقتصاد را نشان داد. دنیای امروز بسیار ناپایدارتر است و در اثر فراز و نشیب رقابت قدرت های بزرگ، تحولات اقتصادی، تغییرات شدید آب و هوا، و تغییرات سریع اجتماعی و فناوری، دچار تشنج شده است. غیرقابل پیشبینی بودن یک روال جدید خواهد بود و هیچ راه گریز از آن وجود ندارد
بازنشراز کانال باشگاه مدیران ایران
1️⃣ همه نگاهها به اوکراین:
قیمت انرژی، تورم، نرخ بهره، رشد اقتصادی، کمبود مواد غذایی، همه به این بستگی دارد که جنگ اوکراین در ماههای آینده چگونه انجام شود. پیشرفت سریع اوکراین میتواند ولادیمیر پوتین را تهدید کند، اما به نظر میرسد که یک بنبست نظامی سخت محتملترین نتیجه باشد. روسیه تلاش خواهد کرد تا درگیری را خنثی کند به این امید که کمبود انرژی و تغییرات سیاسی در آمریکا، حمایت غرب از اوکراین را تضعیف کند.
2️⃣ رکود در راه است:
اقتصادهای بزرگ وارد رکود خواهند شد، زیرا بانکهای مرکزی نرخهای بهره را برای مهار تورم افزایش میدهند. این یک اثر پس از همهگیری کرونا است که به دنبال قیمتهای بالای انرژی وخیمتر شده است. رکود اقتصادی آمریکا باید نسبتا ملایم باشد اما در اروپا شدیدتر خواهد بود.
3️⃣ توفیق اجباری آب و هوایی:
از آنجایی که کشورها برای تامین منابع انرژی خود شتاب کردهاند، آنها به سوی سوختهای فسیلی آلاینده روی میآورند. اما در میان مدت جنگ این گذار به انرژیهای تجدیدپذیر را به عنوان جایگزین ایمنتر برای هیدروکربنهای عرضه شده توسط خودکامگان تسریع خواهد کرد. علاوه بر انرژی بادی و خورشیدی، انرژی هسته ای و هیدروژن نیز سود خواهند برد.
4️⃣ افول چین؟
در ماه آوریل جمعیت هند با حدود 1.43 میلیارد نفر از چین پیشی خواهد گرفت. در شرایطی که جمعیت چین رو به کاهش است و اقتصاد آن با بادهای مخالف مواجه است، انتظار میرود بحثهای زیادی در مورد افول چین مطرح شود. رشد آهستهتر به این معنی است که اقتصاد آن هرگز از نظر اندازه از آمریکا پیشی نخواهد گرفت.
5️⃣ آمریکای از همگسسته:
اگرچه جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای عملکردی ضعیفتر از حد انتظار داشتند، شکافهای اجتماعی و فرهنگی در مورد سقط جنین، اسلحه و سایر مسائل داغ پس از یک رشته احکام جنجالی دیوان عالی همچنان افزایش مییابد. ورود رسمی دونالد ترامپ به رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری 2024، هیزم بر این آتش خواهد بود.
6️⃣ مناطق احتمالی برای شروع جنگ دیگر:
تمرکز شدید بر جنگ در اوکراین خطر درگیری در مناطق دیگر را افزایش می دهد. با حواس پرتی روسیه، درگیریها در حیاط خلوت آن در حال وقوع است. چین ممکن است تصمیم بگیرد که هرگز زمان بهتری برای یورش به تایوان وجود نخواهد داشت. تنش های هند و چین ممکن است در هیمالیا شعلهور شود. و آیا ممکن است ترکیه سعی کند یک جزیره یونانی در دریای اژه را تصرف نماید؟
7️⃣ تغییر اتحادها:
در بحبوحه تغییرات ژئوپلیتیکی، اتحادها پاسخ میدهند. ناتو که با جنگ در اوکراین احیا شده است، پذیرای دو عضو جدید خواهد بود. آیا عربستان سعودی به توافق ابراهیم خواهد پیوست؟ دیگر اتحادهایی که اهمیت فزایندهای دارند عبارتند از کواد و اکوس (دو گروه تحت رهبری آمریکا که قصد مقابله با ظهور چین را دارند) و I2U2 ، یک هیئت پایداری آب و هوا که هند، اسرائیل، امارات متحده عربی و ایالات متحده را به هم پیوند میدهد.
8️⃣ گردشگری تلافیجویانه پس از کووید:
از آنجایی که مسافران در گردشگری «انتقامجویانه» پس از قرنطینه شرکت میکنند، هزینههای مسافران تقریبا سطح 1.4 تریلیون دلاری خود در سال 2019 را به دست خواهد آورد، اما تنها به این دلیل که تورم قیمتها را افزایش داده است. تعداد واقعی سفرهای توریستی بینالمللی، با 1.6 میلیارد، همچنان کمتر از سطح قبل از همهگیری 1.8 میلیارد در سال 2019 خواهد بود. سفرهای تجاری با کاهش هزینهها توسط شرکتها، ضعیف باقی خواهند ماند.
9️⃣ بررسی واقعیت متاورس:
آیا ایده کار و بازی در دنیای مجازی فراتر از بازیهای رایانهای مطرح خواهد شد؟ در حالی که اپل اولین هدست خود را عرضه میکند و متا تصمیم میگیرد تا با کاهش قیمت سهامش، استراتژی خود را تغییر دهد، سال 2023 پاسخهایی را ارائه خواهد داد. در همین حال، یک تغییر سادهتر و مفیدتر ممکن است ظهور «کلیدهای عبور» برای جایگزینی رمزهای عبور باشد.
🔟 سال نو و اصطلاحات تخصصی جدید:
هرگز در مورد کلید عبور چیزی نشنیدهاید؟ نترسید زیرا در سال 2023 آنها مورد استفاده گسترده قرار خواهند گرفت. دیگر ارزهای دیجیتال جالب به نظر نمیرسند رمزنگاری کوانتومی داغ خواهد بود.
🔸در نگاهی به گذشته، همهگیری کروناویروس پایان دوره ثبات نسبی و قابل پیشبینی در ژئوپلیتیک و اقتصاد را نشان داد. دنیای امروز بسیار ناپایدارتر است و در اثر فراز و نشیب رقابت قدرت های بزرگ، تحولات اقتصادی، تغییرات شدید آب و هوا، و تغییرات سریع اجتماعی و فناوری، دچار تشنج شده است. غیرقابل پیشبینی بودن یک روال جدید خواهد بود و هیچ راه گریز از آن وجود ندارد
بازنشراز کانال باشگاه مدیران ایران
👍1
✳️ موبینگ (Mobbing) چیست؟
🔸موبینگ یعنی کارمند، دانشآموز یا فردی در جامعه، چنان تحت فشار تبعیض، تحقیر و آزار و اذیت قرار میگیرد که دیگر شرایط برایش قابلتحمل نیست.
🔸کارمندی که بسیار وظیفه شناس و صادق است، از طرف مدیر و اطرافیانش مورد تمسخر قرار میگیرد، چون درستکاری او منافع آنها را به خطر می اندازد؛ یا استاد دانشگاهی که علاوه بر تدریس و تحقیق و مقاله نویسی و امور مرتبط به وظایف دانشگاهی، در امور اجتماعی و چالشهای جامعه نیز وارد می شود، از طریق مخالفین، حسودان و مدیران دانشگاه، مورد تبعیض و فشار قرار می گیرد که فقط به نوشتن مقاله و تحقیق بپردازد و کاری با چالشهای اجتماعی نداشته باشد و آنقدر فشار و تبعیض و تحقیر را بر او می افزایند تا اخراج شود یا خود استعفا دهد و آن محل را ترک کند.
🔸موبینگ در محل کار، خانه، مدرسه و جامعه، عامل بسیاری از معضلات اجتماعی فرار از خانه، بیکاری، طلاق، اعتیاد، خودکشی، انتقامگیری، بداخلاقی، عصبانیت، قتل و جرایم دیگر می شود.
🔸از بسیاری از موارد موبینگ می توان نتیجه گرفت که آغاز موبینگ معمولاً در اثر جابجایی مقامی کارمندان می باشد؛ مثلاً کارمند جدیدی که وارد یک قسمت می شود، بیشتر مورد آزار روانی قرار می گیرد، یا وقتی که رئیس قسمت عوض می شود، احتمال اینکه او کارمندی را آزار بدهد زیاد است و حتی ممکن است خودش مورد آزار روانی کارمندان قرار گیرند.
◀️ تاثیرات موبینگ
▪️مخدوش نمودن یا از بین بردن اعتماد بنفس قربانی
▪️دچار شدن به بیماری پارانویا و اغتشاش ذهنی
▪️دوری گزیدن از اجتماع
▪️احساس ترس، خجالت، عصبانیت، و حسرت
▪️همچنین موبینگ باعث اختلالات جسمی و روانی مانند خوابهای آشفته، بالا رفتن فشار خون، و حتی بیماریهای قلبی و عروقی میگردد.
◀️ راههای مبارزه با موبینگ
▪️انضباط در کار جهت جلوگیری از هرگونه اخطار
▪️انجام کارهایی که طی دستور کتبی ابلاغ شده باشند نه شفاهی
▪️دوری جستن از موب کنندگان
▪️شناخت موبینگ و حفظ اعتماد به نفس خود
🔸البته در کنار این موارد گفته شده، در بسیاری از سازمانهای اروپایی جزء دروس آموزشی حین کار، دروسی هم در زمینه موبینگ یا آزار روانی در محیط کار برای کارمندان پیش بینی شده است؛ زیرا اکثر سازمان ها ضرر اقتصادی ناشی از موبینگ را محاسبه کردهاند.
🔸در حقیقت، صرفاً کارمند آزار دیده ضرر نمیکند، بلکه به علت غیبت مکرر کارمند و عدم انجام صحیح کار به علت ناراحتی روحی که کارمند دچار آن است، بهرهوری کاهش مییابد و ضرر سنگینی به سازمان وارد میشود.
بازنشرازکانال ترفند مدیریت
🔸موبینگ یعنی کارمند، دانشآموز یا فردی در جامعه، چنان تحت فشار تبعیض، تحقیر و آزار و اذیت قرار میگیرد که دیگر شرایط برایش قابلتحمل نیست.
🔸کارمندی که بسیار وظیفه شناس و صادق است، از طرف مدیر و اطرافیانش مورد تمسخر قرار میگیرد، چون درستکاری او منافع آنها را به خطر می اندازد؛ یا استاد دانشگاهی که علاوه بر تدریس و تحقیق و مقاله نویسی و امور مرتبط به وظایف دانشگاهی، در امور اجتماعی و چالشهای جامعه نیز وارد می شود، از طریق مخالفین، حسودان و مدیران دانشگاه، مورد تبعیض و فشار قرار می گیرد که فقط به نوشتن مقاله و تحقیق بپردازد و کاری با چالشهای اجتماعی نداشته باشد و آنقدر فشار و تبعیض و تحقیر را بر او می افزایند تا اخراج شود یا خود استعفا دهد و آن محل را ترک کند.
🔸موبینگ در محل کار، خانه، مدرسه و جامعه، عامل بسیاری از معضلات اجتماعی فرار از خانه، بیکاری، طلاق، اعتیاد، خودکشی، انتقامگیری، بداخلاقی، عصبانیت، قتل و جرایم دیگر می شود.
🔸از بسیاری از موارد موبینگ می توان نتیجه گرفت که آغاز موبینگ معمولاً در اثر جابجایی مقامی کارمندان می باشد؛ مثلاً کارمند جدیدی که وارد یک قسمت می شود، بیشتر مورد آزار روانی قرار می گیرد، یا وقتی که رئیس قسمت عوض می شود، احتمال اینکه او کارمندی را آزار بدهد زیاد است و حتی ممکن است خودش مورد آزار روانی کارمندان قرار گیرند.
◀️ تاثیرات موبینگ
▪️مخدوش نمودن یا از بین بردن اعتماد بنفس قربانی
▪️دچار شدن به بیماری پارانویا و اغتشاش ذهنی
▪️دوری گزیدن از اجتماع
▪️احساس ترس، خجالت، عصبانیت، و حسرت
▪️همچنین موبینگ باعث اختلالات جسمی و روانی مانند خوابهای آشفته، بالا رفتن فشار خون، و حتی بیماریهای قلبی و عروقی میگردد.
◀️ راههای مبارزه با موبینگ
▪️انضباط در کار جهت جلوگیری از هرگونه اخطار
▪️انجام کارهایی که طی دستور کتبی ابلاغ شده باشند نه شفاهی
▪️دوری جستن از موب کنندگان
▪️شناخت موبینگ و حفظ اعتماد به نفس خود
🔸البته در کنار این موارد گفته شده، در بسیاری از سازمانهای اروپایی جزء دروس آموزشی حین کار، دروسی هم در زمینه موبینگ یا آزار روانی در محیط کار برای کارمندان پیش بینی شده است؛ زیرا اکثر سازمان ها ضرر اقتصادی ناشی از موبینگ را محاسبه کردهاند.
🔸در حقیقت، صرفاً کارمند آزار دیده ضرر نمیکند، بلکه به علت غیبت مکرر کارمند و عدم انجام صحیح کار به علت ناراحتی روحی که کارمند دچار آن است، بهرهوری کاهش مییابد و ضرر سنگینی به سازمان وارد میشود.
بازنشرازکانال ترفند مدیریت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 یک کارتمام عیار و شاهکارتیمی،حاصل تلاش صدهادانشمند در ده ها رشته ،طی سال ها
📌از تماشای فرود سفینه بر روی مریخ لذت ببرید.
🔹این فیلم را به فرزندان خود نشان دهید. به جزییات توجه بفرمایید.
📌از تماشای فرود سفینه بر روی مریخ لذت ببرید.
🔹این فیلم را به فرزندان خود نشان دهید. به جزییات توجه بفرمایید.
✳️ آيا خود را به اندازهی کافی خوب، میدانید؟
✅ آیا فردی که هستید را دوست دارید و برایش احترام قائلید؟
محققین بسیاری در چند دهه گذشته سعی در یافتن ریشه های عزت نفس در زندگی افراد داشته اند. کریستوفر مراک، در کتابش به نام عزت نفس: تحقیقات، نظریه ها و کاربردها، مروری جامع و دقیق بر این تحقیقات داشته است.
کریستوفر مراک(Christopher Mruk)، عزت نفس را به استخری تشبیه می کند که منابع عزت نفس مانند لوله هایی به آن وصل هستند که هم می توانند آب به استخر اضافه کنند و هم ممکن است به عنوان لوله تخلیه باشند. کم شدن آب این استخر می تواند نتایج منفی بسیار زیادی داشته باشد.
کریستوفر مراک، عزت نفس را ترکیبی از دو عامل میداند:
۱. احساس شایستگی
۲. احساس ارزشمندی
احساس شایستگی
شایستگی به این معناست که شما تا چه حد باور دارید که از مهارتها و تواناییهای لازم برای موفقیت در حیطههایی که به نظرتان مهم هستند، برخوردارید. منظور این نیست که فکر کنید در تمام جنبههای زندگی موفقید یا همیشه احساس شایستگی داشته باشید.
این باور فقط در مورد آن حیطههایی از زندگی است که به طور خاص برای شخص شما اهمیت دارند. مثلا اگر بتوانید در یک جمع آواز بخوانید و با گفتن لطیفه های بامزه چنان مردم را بخندانید که نفسشان بند بیاید، این برای خودش یک مهارت است؛
احساس ارزشمندی
بحث ارزشها ما را به دومین عامل عزت نفس میرساند. در اینجاست که نشان میدهید بهطور کلی چه ارزیابیای از خود دارید. میزان این حس را جواب این دو سؤال مشخص میکند:
چه چیزهایی جزو ارزشهای شما هستند؟
آیا رفتارهایی که به طور روزمره از خود نشان میدهید، با این ارزشها انطباق دارند؟
هر فرد فهمی از دنیا، چگونگی کارکرد جهان، بایدها و نبایدها، اصول اخلاقی و استانداردهایی برای زندگی دارد. برخی از این باورها و استانداردها بین افراد یک جامعه مشترک است. همچنین بسیاری از این اصول و باورها بین تمام انسان های سرتاسر جهان مشترک است.
یکی از منابعی که احساس ارزشمندی را در فرد ایجاد می کند، پذیرفته شدن از سوی دیگران است. این پذیرش در سنین مختلف به شکل های متفاوتی ممکن است ظهور کند. در کودکی این توجه و پذیرش از طرف والدین، مربیان، معلمان و گروه همسالان اتفاق می افتد و در بزرگسالی از طرف همکاران، شریک عاطفی و به طور کلی جامعه.
از طرفی طرد شدن و رد شدن از سوی دیگران به شدت از عزت نفس افراد می کاهد. طرد شدن از طرف شریک عاطفی یا همسر، یکی از شدیدترین اتفاقاتی است که از عزت نفس افراد می کاهد.
بازنشرازکانال آکادمی مدیریت
✅ آیا فردی که هستید را دوست دارید و برایش احترام قائلید؟
محققین بسیاری در چند دهه گذشته سعی در یافتن ریشه های عزت نفس در زندگی افراد داشته اند. کریستوفر مراک، در کتابش به نام عزت نفس: تحقیقات، نظریه ها و کاربردها، مروری جامع و دقیق بر این تحقیقات داشته است.
کریستوفر مراک(Christopher Mruk)، عزت نفس را به استخری تشبیه می کند که منابع عزت نفس مانند لوله هایی به آن وصل هستند که هم می توانند آب به استخر اضافه کنند و هم ممکن است به عنوان لوله تخلیه باشند. کم شدن آب این استخر می تواند نتایج منفی بسیار زیادی داشته باشد.
کریستوفر مراک، عزت نفس را ترکیبی از دو عامل میداند:
۱. احساس شایستگی
۲. احساس ارزشمندی
احساس شایستگی
شایستگی به این معناست که شما تا چه حد باور دارید که از مهارتها و تواناییهای لازم برای موفقیت در حیطههایی که به نظرتان مهم هستند، برخوردارید. منظور این نیست که فکر کنید در تمام جنبههای زندگی موفقید یا همیشه احساس شایستگی داشته باشید.
این باور فقط در مورد آن حیطههایی از زندگی است که به طور خاص برای شخص شما اهمیت دارند. مثلا اگر بتوانید در یک جمع آواز بخوانید و با گفتن لطیفه های بامزه چنان مردم را بخندانید که نفسشان بند بیاید، این برای خودش یک مهارت است؛
احساس ارزشمندی
بحث ارزشها ما را به دومین عامل عزت نفس میرساند. در اینجاست که نشان میدهید بهطور کلی چه ارزیابیای از خود دارید. میزان این حس را جواب این دو سؤال مشخص میکند:
چه چیزهایی جزو ارزشهای شما هستند؟
آیا رفتارهایی که به طور روزمره از خود نشان میدهید، با این ارزشها انطباق دارند؟
هر فرد فهمی از دنیا، چگونگی کارکرد جهان، بایدها و نبایدها، اصول اخلاقی و استانداردهایی برای زندگی دارد. برخی از این باورها و استانداردها بین افراد یک جامعه مشترک است. همچنین بسیاری از این اصول و باورها بین تمام انسان های سرتاسر جهان مشترک است.
یکی از منابعی که احساس ارزشمندی را در فرد ایجاد می کند، پذیرفته شدن از سوی دیگران است. این پذیرش در سنین مختلف به شکل های متفاوتی ممکن است ظهور کند. در کودکی این توجه و پذیرش از طرف والدین، مربیان، معلمان و گروه همسالان اتفاق می افتد و در بزرگسالی از طرف همکاران، شریک عاطفی و به طور کلی جامعه.
از طرفی طرد شدن و رد شدن از سوی دیگران به شدت از عزت نفس افراد می کاهد. طرد شدن از طرف شریک عاطفی یا همسر، یکی از شدیدترین اتفاقاتی است که از عزت نفس افراد می کاهد.
بازنشرازکانال آکادمی مدیریت
✳️ خردمندی به چیست؟
✅ عقلانیت با علم و دانش متفاوت است."علم و دانش"، "محتویات حافظه ی انسان" را دربر می گیرد. مثلاً کسی که پزشکی خوانده است، حجم زیادی از مطالب مربوط به بدن انسان و حالات مختلف آن در حافظه دارد۰ و سایر علوم وتخصصات نیز همینطور۰
اما"عقلانیت"، "فرآیند تفکر" را مدنظر دارد.
🔹انسان خردمند کسی نیست که در حافظه اش مطالب زیادی در مورد تاریخ خردمندی یا معلومات دیگری انباشته شده باشد؛ خردمند، کسی است که نحوه ی ارزیابی و تصمیم گیری خاصی دارد.
🔹چگونه می توان خردمند شد؟
در پاسخ به این سؤال، "فلسفه" ایجاد شد. فلسفه به زبان یونانی به معنای جویای خرد بودن است.
سقراط یکی از اسطوره های فلسفه است. او صدها سال پیش از میلاد مسیح در آتن می زیست.
سقراط به این نتیجه رسیده بود که یکی از پایه های عقلانیت، پرسشگری است. انسان به اندازه ای که پرسش، نقد و شک می کند، خردمند است.به همین دلیل، "سقراط" برای خردمند کردن مردم، به آنان یاد می داد که به دانسته های خود یا اخباری که دیگران به آنان منتقل می کنند، تردید کنند و درستی آن را به نقد بکشند. از نظر سقراط، هر باوری که در ذهن داشته باشیم و آن را به چالش نکشیم و از غربال نقدنگذرانیم، هسته ای می شود برای زندگی ابلهانه و مانعی ست در برابر زندگی عاقلانه.
چند هزار سال بعد از سقراط، روانشناسان بزرگی همچون " آلبرت الیس" و " آلورن بک"
نیز به همین نتیجه رسیده و باورها رابه چالش ونقد کشیدند.
سقراط در شهر راه می رفت، در بازار می گشت و به جلسات مردم آمد و شد می کرد و اگر هم می دید که آنان با اطمینان درباره ی چیزی صحبت می کنند، آنان را مورد سئوال قرار می داد. او به چند سؤال اکتفا نمی کرد. او ده ها سؤال می پرسید و افراد را به تردید و تأمل می افکند؛ آنچنان که آنان نمی توانستند به سرعت و بر مبنای احساساتشان تصمیم بگیرند.در واقع، آنان را از "توهّم دانایی" به " تحیّر و پرسشگری" می برد.
🔸 اما سقراط، پایان غم انگیزی داشت! "بزرگان آتن"تشخیص دادند که سقراط، "عمل مجرمانه ای" را مرتکب می شود. از دیدگاه آنان کار سقراط، " تشویش افکار عمومی" بود.
آنان اعتقاد داشتند که افکار سقراط، جوانانِ "آتن" را گمراه می کند. لذا، سقراط محکوم به اعدام شد!
بازنشرازکانال پژوهش وتوسعه
✅ عقلانیت با علم و دانش متفاوت است."علم و دانش"، "محتویات حافظه ی انسان" را دربر می گیرد. مثلاً کسی که پزشکی خوانده است، حجم زیادی از مطالب مربوط به بدن انسان و حالات مختلف آن در حافظه دارد۰ و سایر علوم وتخصصات نیز همینطور۰
اما"عقلانیت"، "فرآیند تفکر" را مدنظر دارد.
🔹انسان خردمند کسی نیست که در حافظه اش مطالب زیادی در مورد تاریخ خردمندی یا معلومات دیگری انباشته شده باشد؛ خردمند، کسی است که نحوه ی ارزیابی و تصمیم گیری خاصی دارد.
🔹چگونه می توان خردمند شد؟
در پاسخ به این سؤال، "فلسفه" ایجاد شد. فلسفه به زبان یونانی به معنای جویای خرد بودن است.
سقراط یکی از اسطوره های فلسفه است. او صدها سال پیش از میلاد مسیح در آتن می زیست.
سقراط به این نتیجه رسیده بود که یکی از پایه های عقلانیت، پرسشگری است. انسان به اندازه ای که پرسش، نقد و شک می کند، خردمند است.به همین دلیل، "سقراط" برای خردمند کردن مردم، به آنان یاد می داد که به دانسته های خود یا اخباری که دیگران به آنان منتقل می کنند، تردید کنند و درستی آن را به نقد بکشند. از نظر سقراط، هر باوری که در ذهن داشته باشیم و آن را به چالش نکشیم و از غربال نقدنگذرانیم، هسته ای می شود برای زندگی ابلهانه و مانعی ست در برابر زندگی عاقلانه.
چند هزار سال بعد از سقراط، روانشناسان بزرگی همچون " آلبرت الیس" و " آلورن بک"
نیز به همین نتیجه رسیده و باورها رابه چالش ونقد کشیدند.
سقراط در شهر راه می رفت، در بازار می گشت و به جلسات مردم آمد و شد می کرد و اگر هم می دید که آنان با اطمینان درباره ی چیزی صحبت می کنند، آنان را مورد سئوال قرار می داد. او به چند سؤال اکتفا نمی کرد. او ده ها سؤال می پرسید و افراد را به تردید و تأمل می افکند؛ آنچنان که آنان نمی توانستند به سرعت و بر مبنای احساساتشان تصمیم بگیرند.در واقع، آنان را از "توهّم دانایی" به " تحیّر و پرسشگری" می برد.
🔸 اما سقراط، پایان غم انگیزی داشت! "بزرگان آتن"تشخیص دادند که سقراط، "عمل مجرمانه ای" را مرتکب می شود. از دیدگاه آنان کار سقراط، " تشویش افکار عمومی" بود.
آنان اعتقاد داشتند که افکار سقراط، جوانانِ "آتن" را گمراه می کند. لذا، سقراط محکوم به اعدام شد!
بازنشرازکانال پژوهش وتوسعه
*How to Replace Helplessness with Hopefulness*
*Dave Ulrich;*
*چگونه امید را جایگزین ناامیدی کنیم*
اقای اولدریچ بزرگترین استاد و مشاور معاصر مدیریت منابع انسانی مقاله ای در این موضوع و نقش رهبران کسب کار در این فرایند را منتشر کرده اند.
یکی از مهمترین وظایف رهبران کسب و کار ایجاد حس امیدواری در کارکنان خود می باشد.
ایشان *پنج اصل* را ارائه کردند که عبارتند از:
*اصل اول*: کمک رهبران کسب و کار برای رسیدن افراد به معنا در زندگی خودشان است. سطح اول آن لذت بردن از غذا؛ سرگرمی؛ ورزش و ... سطح دوم: ایجاد فرآیندهای مثبت با داشتن عادات و الگوهای خوب و سطح سوم: کمک به شناسایی و کشف معنای زندگی و ارزش های آن
*اصل دوم:* کمک رهبران کسب و کار برای اینکه کارکنان بتوانند درست انتخاب کنند و مسئولیت پذیر باشند و این عبارت را بیان کنند؛ من مسئول انتخاب هایم هستم.
*اصل سوم*: کارکنان به کارآمدی خود ایمان داشته باشند و این عبارت را بیان کنند؛ من می توانم به اهداف برسم.
*اصل چهارم:* کارکنان خوشبینی را یاد بگیرند و تمرین کنند و این عبارت را بیان کنند؛ می توانم در آینده به اهدافم برسم. البته با درس گرفتن از گذشته خود و حرکت به سمت آینده با خوشبینی
*اصل پنجم:* کارکنان اهداف مختلفی را برای خود انتخاب کنند و آینده بهتری را تصور نمایند؛ اینکار باعث می شود کارکنان افق کسب و کار و خود را روشن تر دیده و تلاش بیشتری داشته باشند.
خلاصه:
با توجه به مشکلات؛ مسائل؛ چالش ها؛ پیچیدگی ها و ابهامی متعدد طی سال های گذشته و پیش رو؛ بسیاری از کارکنان احساس درماندگی؛ استرس؛ بدبینی و دلسردی دارند و ایجاد امید و دلگرمی در آنها الزامیست.
*وقتی رهبران کسب و کار و بخش منابع انسانی به کارکنان کمک می کنند تا امیدوار شوند؛ نه تنها کارکنان؛ بلکه سازمان ها و جوامع نیز پیشرفت می کنند. ایجاد امید فرصتی نوظهور برای دنیایی است که از نظر عاطفی و احساسی آسیب پذیر است.*
*۲۵ فروردین ماه ۱۴۰۲ به مناسبت روز ملی منابع انسانی*
دکترغفاری
*Dave Ulrich;*
*چگونه امید را جایگزین ناامیدی کنیم*
اقای اولدریچ بزرگترین استاد و مشاور معاصر مدیریت منابع انسانی مقاله ای در این موضوع و نقش رهبران کسب کار در این فرایند را منتشر کرده اند.
یکی از مهمترین وظایف رهبران کسب و کار ایجاد حس امیدواری در کارکنان خود می باشد.
ایشان *پنج اصل* را ارائه کردند که عبارتند از:
*اصل اول*: کمک رهبران کسب و کار برای رسیدن افراد به معنا در زندگی خودشان است. سطح اول آن لذت بردن از غذا؛ سرگرمی؛ ورزش و ... سطح دوم: ایجاد فرآیندهای مثبت با داشتن عادات و الگوهای خوب و سطح سوم: کمک به شناسایی و کشف معنای زندگی و ارزش های آن
*اصل دوم:* کمک رهبران کسب و کار برای اینکه کارکنان بتوانند درست انتخاب کنند و مسئولیت پذیر باشند و این عبارت را بیان کنند؛ من مسئول انتخاب هایم هستم.
*اصل سوم*: کارکنان به کارآمدی خود ایمان داشته باشند و این عبارت را بیان کنند؛ من می توانم به اهداف برسم.
*اصل چهارم:* کارکنان خوشبینی را یاد بگیرند و تمرین کنند و این عبارت را بیان کنند؛ می توانم در آینده به اهدافم برسم. البته با درس گرفتن از گذشته خود و حرکت به سمت آینده با خوشبینی
*اصل پنجم:* کارکنان اهداف مختلفی را برای خود انتخاب کنند و آینده بهتری را تصور نمایند؛ اینکار باعث می شود کارکنان افق کسب و کار و خود را روشن تر دیده و تلاش بیشتری داشته باشند.
خلاصه:
با توجه به مشکلات؛ مسائل؛ چالش ها؛ پیچیدگی ها و ابهامی متعدد طی سال های گذشته و پیش رو؛ بسیاری از کارکنان احساس درماندگی؛ استرس؛ بدبینی و دلسردی دارند و ایجاد امید و دلگرمی در آنها الزامیست.
*وقتی رهبران کسب و کار و بخش منابع انسانی به کارکنان کمک می کنند تا امیدوار شوند؛ نه تنها کارکنان؛ بلکه سازمان ها و جوامع نیز پیشرفت می کنند. ایجاد امید فرصتی نوظهور برای دنیایی است که از نظر عاطفی و احساسی آسیب پذیر است.*
*۲۵ فروردین ماه ۱۴۰۲ به مناسبت روز ملی منابع انسانی*
دکترغفاری
مدیریت منابع انسانی: مفروزترین مشاع سازمان
✍️عليرضا كوشكي جهرمی
25 فروردین مصادف با روز ملی منابع انسانی
"مشاعات" به فضا هایی اطلاق میشه که همه افراد و بدون هیچ گونه محدودیت و ضابطه ای میتونن استفاده کنن و نقطه مقابل مشاع، "مفروز" قرار میگیره و مفروز به معنی فضاهایی هستش که مالکیت و صاحبش مشخصه و هرکسی نمیتونه استفاده کنه مگر ضوابط اجازه لازم رو بده.
زمانیکه برای انتخاب کارکنان و مدیران یک شرکت یا حتی واحدی در سازمان ضوابط و شایستگی های جدی و محکمی وجود داشته باشه، اون سازمان در طبقه مفروز قرار میگره و باید منتظر موفقیت های مضاعف بود مثلا مدیریت دپارتمان IT حتما به یک شخصی با تحصیلات و تجربه های مرتبط با مباحث فناوری اطلاعات سپرده میشه و عین همین موضوع برای واحدهایی مثل کنترل کیفیت، مهندسی و ... تقریبا اجرا میشه.
*و اما واحد منابع انسانی یعنی یکی از پراستعداد ترین واحدهای سازمانی برای قرار گرفتن در طبقه مشاعات سازمانی*. یعنی واحدی که هر کسی با هر تخصص و رشته تحصیلی و حتی فاقد تخصص، اجازه مدیریت و اداره را به خود می دهد.
· واحدی که مهترین نقش رو در موفقیت یا شکست داره،
· واحدی که فراهم کننده کلیه امکانات برای سایر مدیران و دپارتمان ها هستش تا بتونن به بهتربن شکل ممکن مدیریت واقعی منبع ارزشمند سرمایه انسانی رو داشته باشن.
· واحدی که متولی اصلی کارکنان در سازمان هستش و افراد امانت هایی هستند از بخش منابع منابع انسانی که به واحدهای دیگه سپرده شدن. حالا اگه این واحد امانت دار و حافظ خوبی نباشه یعنی احتمال تضییع و تخریب همه جنبه های انسانی بسیار محتمل خواهد بود.
*وقتی که قلب یک سازمان مشاع بشه؛ اون قلب یا بدون ریتم میشه و یا ریتمش هماهنگ با ریتم کلی سازمان نخواهد بود و این یعنی ناامیدی و نابودی. چونکه "مدیران مشاع" حتی اگر هم بخوان کاری انجام بدن، نمیتونن. مدیران بقیه واحدهای سازمان ممکنه بتونن بدون مشروعیت و مقبولیت و محبوبیت، لنگ لنگان کارشون رو پیش ببرن ولی برای واحد منابع انسانی چون مستقیم با افراد کار میکنن، از این خبرا نیست.*
📍📍از مهمترین توجیهات و فرافکنی های "مشاع سازی" واحد منابع انسانی و انتصاب افراد غیر متخصص و متناسب هم این هستش که:
· فلانی چون سالیان سال اینجا کار میکرده و همه پرسنل رو به خوبی میشناخته تصمیم گرفتیم مسئولیت واحد منابع انسانی هم بهش بدیم. و این استدلال بسیار بار فکاهی و طنز بالایی دارد و مثل این میمونه که یک نفر را به واسطه اینکه کثیرالسفر هستش و رفت و آمدهای زیادی با هواپیما داشته، به عنوان خلبان پرواز ازش استفاده کنیم و یا یک بیمار به واسطه اینکه سالیان سال به مطب پزشکان مختلف مراجعه کرده است، مجوز طبابت بهش بدن.
· استدلال شایع و نابودگر بعدی این هستش که چون آدم خوبی بود گفتیم مدیر منابع انسانی باشه و این هم یعنی مصیبت بزرگ.
· مسیر سوم مشاع سازی به این ترتیب هست که چون در پست و جایگاه های دیگه خوب کار نکرده و نتونسته خودش رو نشون بده، عزلش کردیم و دیگه جایی نداشتیم، گفتیم اینجوری شاید بتونیم از توانمندی هاش استفاده کنیم.
· چون سفارشی اومده بود توی شرکت و جایی دیگه نمیتونستیم ازش استفاده کنیم، واحد منابع انسانی رو مشاع کردیم.
· و مسیرهای مشاع سازی دیگر
📍نکته مهم
هر چند مدیر منابع انسانی به هیچ عنوان نباید مشاع باشه و مفروز مطلق باید در نظرش گرفت ولی خود واحد منابع انسانی، درش به روی همه بازه و مشاع سازمان هست که همه میتونن بدون هیچ دغدغه ای بیان و بهره ببرن. تنها و تنها و تنها ا یک مدیر مفروز هست که میتونه یک چنین مشاعی رو بسازه.
📍و سخن آخر به مناسبت روز ملی منابع انسانی
یکی از دانشجوهام از تجربه صخره نوردیش تعریف میکرد که به علت ارتفاع و شرایط ویژه صخره یک روز رو نیم و به صورت مستمر باید از صخره های سخت بالا میرفتن و شب هم باید توی یک فضای بسیار محدود و کوچیک و توی ارتفاعات تا صبح سپری میکردن. گویا اون شب هوا هم از حد معمول سردتر میشه تا حد یخبندون. میگفت زمانیکه صبح شد و خورشید بالا اومد و اولین اشعه های گرم خورشید به صورتم خورد؛ اینقدر خوشایند و لذت بخش بود که تازه فهمیدم چرا قدیما توی بعضی اقوام، خورشید و حرارت اینقدر قداست داشته و حتی می پرستیدنش.
اهمیت یک واحد خوب منابع انسانی هم شاید در شرایط عادی و معمولی خیلی به چشم نیاد، ولی در شرایطی که یک کارمند توی شرایط خاصی هست و نیازمند کمکه، عین اشعه های گرم خورشید بعد از یک شب سرد میتونه امیدوار کننده باشه و این فقط از یک مدیر منابع انسانی مفروز با محبوبیت، مشروعیت و مقبولیت بالا برمیاد.
✍️عليرضا كوشكي جهرمی
25 فروردین مصادف با روز ملی منابع انسانی
"مشاعات" به فضا هایی اطلاق میشه که همه افراد و بدون هیچ گونه محدودیت و ضابطه ای میتونن استفاده کنن و نقطه مقابل مشاع، "مفروز" قرار میگیره و مفروز به معنی فضاهایی هستش که مالکیت و صاحبش مشخصه و هرکسی نمیتونه استفاده کنه مگر ضوابط اجازه لازم رو بده.
زمانیکه برای انتخاب کارکنان و مدیران یک شرکت یا حتی واحدی در سازمان ضوابط و شایستگی های جدی و محکمی وجود داشته باشه، اون سازمان در طبقه مفروز قرار میگره و باید منتظر موفقیت های مضاعف بود مثلا مدیریت دپارتمان IT حتما به یک شخصی با تحصیلات و تجربه های مرتبط با مباحث فناوری اطلاعات سپرده میشه و عین همین موضوع برای واحدهایی مثل کنترل کیفیت، مهندسی و ... تقریبا اجرا میشه.
*و اما واحد منابع انسانی یعنی یکی از پراستعداد ترین واحدهای سازمانی برای قرار گرفتن در طبقه مشاعات سازمانی*. یعنی واحدی که هر کسی با هر تخصص و رشته تحصیلی و حتی فاقد تخصص، اجازه مدیریت و اداره را به خود می دهد.
· واحدی که مهترین نقش رو در موفقیت یا شکست داره،
· واحدی که فراهم کننده کلیه امکانات برای سایر مدیران و دپارتمان ها هستش تا بتونن به بهتربن شکل ممکن مدیریت واقعی منبع ارزشمند سرمایه انسانی رو داشته باشن.
· واحدی که متولی اصلی کارکنان در سازمان هستش و افراد امانت هایی هستند از بخش منابع منابع انسانی که به واحدهای دیگه سپرده شدن. حالا اگه این واحد امانت دار و حافظ خوبی نباشه یعنی احتمال تضییع و تخریب همه جنبه های انسانی بسیار محتمل خواهد بود.
*وقتی که قلب یک سازمان مشاع بشه؛ اون قلب یا بدون ریتم میشه و یا ریتمش هماهنگ با ریتم کلی سازمان نخواهد بود و این یعنی ناامیدی و نابودی. چونکه "مدیران مشاع" حتی اگر هم بخوان کاری انجام بدن، نمیتونن. مدیران بقیه واحدهای سازمان ممکنه بتونن بدون مشروعیت و مقبولیت و محبوبیت، لنگ لنگان کارشون رو پیش ببرن ولی برای واحد منابع انسانی چون مستقیم با افراد کار میکنن، از این خبرا نیست.*
📍📍از مهمترین توجیهات و فرافکنی های "مشاع سازی" واحد منابع انسانی و انتصاب افراد غیر متخصص و متناسب هم این هستش که:
· فلانی چون سالیان سال اینجا کار میکرده و همه پرسنل رو به خوبی میشناخته تصمیم گرفتیم مسئولیت واحد منابع انسانی هم بهش بدیم. و این استدلال بسیار بار فکاهی و طنز بالایی دارد و مثل این میمونه که یک نفر را به واسطه اینکه کثیرالسفر هستش و رفت و آمدهای زیادی با هواپیما داشته، به عنوان خلبان پرواز ازش استفاده کنیم و یا یک بیمار به واسطه اینکه سالیان سال به مطب پزشکان مختلف مراجعه کرده است، مجوز طبابت بهش بدن.
· استدلال شایع و نابودگر بعدی این هستش که چون آدم خوبی بود گفتیم مدیر منابع انسانی باشه و این هم یعنی مصیبت بزرگ.
· مسیر سوم مشاع سازی به این ترتیب هست که چون در پست و جایگاه های دیگه خوب کار نکرده و نتونسته خودش رو نشون بده، عزلش کردیم و دیگه جایی نداشتیم، گفتیم اینجوری شاید بتونیم از توانمندی هاش استفاده کنیم.
· چون سفارشی اومده بود توی شرکت و جایی دیگه نمیتونستیم ازش استفاده کنیم، واحد منابع انسانی رو مشاع کردیم.
· و مسیرهای مشاع سازی دیگر
📍نکته مهم
هر چند مدیر منابع انسانی به هیچ عنوان نباید مشاع باشه و مفروز مطلق باید در نظرش گرفت ولی خود واحد منابع انسانی، درش به روی همه بازه و مشاع سازمان هست که همه میتونن بدون هیچ دغدغه ای بیان و بهره ببرن. تنها و تنها و تنها ا یک مدیر مفروز هست که میتونه یک چنین مشاعی رو بسازه.
📍و سخن آخر به مناسبت روز ملی منابع انسانی
یکی از دانشجوهام از تجربه صخره نوردیش تعریف میکرد که به علت ارتفاع و شرایط ویژه صخره یک روز رو نیم و به صورت مستمر باید از صخره های سخت بالا میرفتن و شب هم باید توی یک فضای بسیار محدود و کوچیک و توی ارتفاعات تا صبح سپری میکردن. گویا اون شب هوا هم از حد معمول سردتر میشه تا حد یخبندون. میگفت زمانیکه صبح شد و خورشید بالا اومد و اولین اشعه های گرم خورشید به صورتم خورد؛ اینقدر خوشایند و لذت بخش بود که تازه فهمیدم چرا قدیما توی بعضی اقوام، خورشید و حرارت اینقدر قداست داشته و حتی می پرستیدنش.
اهمیت یک واحد خوب منابع انسانی هم شاید در شرایط عادی و معمولی خیلی به چشم نیاد، ولی در شرایطی که یک کارمند توی شرایط خاصی هست و نیازمند کمکه، عین اشعه های گرم خورشید بعد از یک شب سرد میتونه امیدوار کننده باشه و این فقط از یک مدیر منابع انسانی مفروز با محبوبیت، مشروعیت و مقبولیت بالا برمیاد.
چنانچه نگاه یک سازمان به بخش منابع انسانی و انتصاب مدیران به عنوان "مشاعات یک سازمان" است، موضوعاتی مانند بهره وری نیروی انسانی، منش رهبری در سازمان، رضایت شغلی، تعهد سازمانی، تعلق و ... به عنوان پدیده های لوکس و دست نیافتنی خواهند ماند. هرچند اسم این واحد رو از امور اداری به منابع انسانی، سرمایه های انسانی و ... عوض کنیم. خیلی حواسمون رو جمع کنیم چون تا وقتی که پارادایم ذهنی مدیران عالی سازمان عوض نشه و "واژه فریبی" حاکم باشه، دستاوردی وجود نخواهد داشت.
✳️ کیم وو چونگ موسسِ دوو بهشدت معتقد بود کسی که مثبتاندیش نیست، نباید وارد تجارت شود.
🔹فرد مثبتاندیش، یک درصد امکان موفقیت را دریافت کرده و آنها را تبدیل به موفقیت کامل میکند؛ درحالیکه افراد منفی، به ۹۹ درصد امکان شکست دیگر فکر میکنند
🔹در روزگار اوج کار او، به وی لقب متخصص تغییر جهت داده بودند. چرا؟ چون شرکتهای ورشکسته را میخرید و آنها را طی زمانی کوتاه، به بازدهی و سود و موفقیت میرساند.
🔹به او گفتند چطور میتوانی این کار را بکنی؟ گفت وقتی که دیگران شمارش غیرممکنها را شروع میکنند، من شمارش معکوس ممکنها را شروع میکنم.
🔹این، یعنی اوج مثبتاندیشی؛ یعنی یک نگرش برنده
🔹فرد مثبتاندیش، یک درصد امکان موفقیت را دریافت کرده و آنها را تبدیل به موفقیت کامل میکند؛ درحالیکه افراد منفی، به ۹۹ درصد امکان شکست دیگر فکر میکنند
🔹در روزگار اوج کار او، به وی لقب متخصص تغییر جهت داده بودند. چرا؟ چون شرکتهای ورشکسته را میخرید و آنها را طی زمانی کوتاه، به بازدهی و سود و موفقیت میرساند.
🔹به او گفتند چطور میتوانی این کار را بکنی؟ گفت وقتی که دیگران شمارش غیرممکنها را شروع میکنند، من شمارش معکوس ممکنها را شروع میکنم.
🔹این، یعنی اوج مثبتاندیشی؛ یعنی یک نگرش برنده
✳️ این دو، وظیفه هر انسان شریفی است: یکی کشف و اعلام حقیقت و دیگری کاهش درد و رنج. یعنی این که باید به نحوی زندگی کنیم که تا می توانیم حقایق بیش تری را بشناسیم و بعد از شناخت، آن ها را به دیگران نیز اعلام بکنیم؛ و دیگری هم کاهش درد و رنج. یعنی به نحوی زندگی کنیم که لااقل از زندگی کردن ما درد و رنج دیگران افزوده نشود، بلکه حتی المقدور کاسته هم بشود.
✍️مصطفی ملکیان| کتاب سنت و سکولاریسم، معنویت،گوهر ادیان1
✍️مصطفی ملکیان| کتاب سنت و سکولاریسم، معنویت،گوهر ادیان1
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
شوک سنجی تحریمها
💠 هاشم پسران، اقتصاددان برجسته ایرانی در تازهترین مقاله خود به بررسی آثار تحریمها بر اقتصاد ایران پرداخته است. او با تشریح آسیبهای مستقیم و غیرمستقیم تحریمها بر اقتصاد ایران، بیان میکند که انحرافات در اقتصاد ایران تنها ناشی از تحریم نیست و به سیاستگذاری نادرست نیز بازمیگردد. خلاصهای از این مقاله با ترجمه آزاده خرمیمقدم در هفتهنامه «تجارتفردا» به چاپ رسیده است.
💠 این اقتصاددان علاوه بر آثار مستقیم تحریم، به بررسی واکنشهای سیاستگذار داخلی به این تحریمها و آثار آن نیز توجه کرده است. به گفته این اقتصاددان، در غیاب تحریمها متوسط رشد سالانه ایران میتوانست حدود چهار تا پنج درصد در مقایسه با سه درصد باشد.
💠 به گفته این اقتصاددان برجسته، برای داشتن دورهای از رشد پایدار اقتصادی و کنترل تورم، اصلاحات بسیاری در سیاستها برای رفع انحرافات قیمتی ناشی از تحریمها و همچنین سایر انحرافات ناشی از سوءمدیریت عمومی اقتصادی، حکمرانی ضعیف و ابهاماتی که پیرامون نقش نسبی سازمانهای نیمهدولتی و بخش خصوصی در اقتصاد وجود دارد، مورد نیاز است.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3958960
💠 هاشم پسران، اقتصاددان برجسته ایرانی در تازهترین مقاله خود به بررسی آثار تحریمها بر اقتصاد ایران پرداخته است. او با تشریح آسیبهای مستقیم و غیرمستقیم تحریمها بر اقتصاد ایران، بیان میکند که انحرافات در اقتصاد ایران تنها ناشی از تحریم نیست و به سیاستگذاری نادرست نیز بازمیگردد. خلاصهای از این مقاله با ترجمه آزاده خرمیمقدم در هفتهنامه «تجارتفردا» به چاپ رسیده است.
💠 این اقتصاددان علاوه بر آثار مستقیم تحریم، به بررسی واکنشهای سیاستگذار داخلی به این تحریمها و آثار آن نیز توجه کرده است. به گفته این اقتصاددان، در غیاب تحریمها متوسط رشد سالانه ایران میتوانست حدود چهار تا پنج درصد در مقایسه با سه درصد باشد.
💠 به گفته این اقتصاددان برجسته، برای داشتن دورهای از رشد پایدار اقتصادی و کنترل تورم، اصلاحات بسیاری در سیاستها برای رفع انحرافات قیمتی ناشی از تحریمها و همچنین سایر انحرافات ناشی از سوءمدیریت عمومی اقتصادی، حکمرانی ضعیف و ابهاماتی که پیرامون نقش نسبی سازمانهای نیمهدولتی و بخش خصوصی در اقتصاد وجود دارد، مورد نیاز است.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3958960
روزنامه دنیای اقتصاد
شوک سنجی تحریمها
هاشم پسران، اقتصاددان برجسته ایرانی در تازهترین مقاله خود به بررسی آثار تحریمها بر اقتصاد ایران پرداخته است. او با تشریح آسیبهای مستقیم و غیرمستقیم تحریمها بر اقتصاد ایران، بیان میکند که انحرافات در اقتصاد ایران تنها ناشی از تحریم نیست و به سیاستگذاری…
Forwarded from eqtesaddan.irکانال اقتصاددان (ع ع)
ادغام برخی بانکها به دلیل ناترازی به زودی
اقدام بانک مرکزی برای مهار تورم درحالی برخی بانکهای ناتراز را در معرض ادغام قرارداده که به گفته کارشناسان عامل اصلی رشد نرخ تورم، افزایش پایه پولی است که از سوی برخی بانکها ایجاد می شود.
رویکرد سیاست گذاران برای ساماندهی وضعیت اقتصاد کشور بخصوص حرکت در مسیر کاهش نرخ تورم با اقدامات درست و کارشناسانه اخیر منجر به تحول آفرینی، اصلاح ساختاری و تغییر برخی مدیران ارشد اقتصادی شده آنطور که سید مسعود میرکاظمی، رئیس سازمان برنامه و بودجه به عنوان رکن اساسی تصمیم گیری اقتصاد کشور از کابینه دولت جدا و رئیس کل بانک مرکزی نیز برای اجرای برنامه های ضد تورمی اعلام کرده است؛
آخرین تحلیل ، اخبار ، جدول بروز قیمت بورس طلا سکه ارز ، ارز های دیجیتال ،
جدیدترین تحولات اقتصادی و...را از رسانه اقتصاددان دنبال کنید
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=122263
اقتصاددان صدای رسای اقتصاد ایران و جهان
اقدام بانک مرکزی برای مهار تورم درحالی برخی بانکهای ناتراز را در معرض ادغام قرارداده که به گفته کارشناسان عامل اصلی رشد نرخ تورم، افزایش پایه پولی است که از سوی برخی بانکها ایجاد می شود.
رویکرد سیاست گذاران برای ساماندهی وضعیت اقتصاد کشور بخصوص حرکت در مسیر کاهش نرخ تورم با اقدامات درست و کارشناسانه اخیر منجر به تحول آفرینی، اصلاح ساختاری و تغییر برخی مدیران ارشد اقتصادی شده آنطور که سید مسعود میرکاظمی، رئیس سازمان برنامه و بودجه به عنوان رکن اساسی تصمیم گیری اقتصاد کشور از کابینه دولت جدا و رئیس کل بانک مرکزی نیز برای اجرای برنامه های ضد تورمی اعلام کرده است؛
آخرین تحلیل ، اخبار ، جدول بروز قیمت بورس طلا سکه ارز ، ارز های دیجیتال ،
جدیدترین تحولات اقتصادی و...را از رسانه اقتصاددان دنبال کنید
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=122263
اقتصاددان صدای رسای اقتصاد ایران و جهان
Forwarded from eqtesaddan.irکانال اقتصاددان (ع ع)
آیا فناوریهای مالی، کاسبی بانکها را کساد میکنند؟
امروزه شبکههای اجتماعی، فناوریهای مالی و پیامرسانهای دیجیتال تاثیری فراتر از سرعت بخشیدن به نوسانات مالی دارند و به ابزارهایی برای آگاهتر شدن سرمایهگذاران و بیثباتتر شدن بانکداری تبدیل شدهاند.
آشوب بانکداری اخیر که طی هفتههای گذشته منجر به ورشکستگی چندین بانک آمریکایی و اروپایی شده است، به نسیت دیگر بحرانهای بانکداری از ویژگی متفاوتی برخوردار است. استفاده از شبکههای اجتماعی و اپلیکیشنهای پیامرسان که میتوانند اطلاعات را در کسری از ثانیه میان گروهی بزرگ از سپردهگذاران نگران پخش کنند، بحران اخیر را از بحرانهای گذشته مجزا ساخته است.
آخرین تحلیل ، اخبار ، جدول بروز قیمت بورس طلا سکه ارز ، ارز های دیجیتال ،
جدیدترین تحولات اقتصادی و...را از رسانه اقتصاددان دنبال کنید
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=122270
اقتصاددان صدای رسای اقتصاد ایران و جهان
امروزه شبکههای اجتماعی، فناوریهای مالی و پیامرسانهای دیجیتال تاثیری فراتر از سرعت بخشیدن به نوسانات مالی دارند و به ابزارهایی برای آگاهتر شدن سرمایهگذاران و بیثباتتر شدن بانکداری تبدیل شدهاند.
آشوب بانکداری اخیر که طی هفتههای گذشته منجر به ورشکستگی چندین بانک آمریکایی و اروپایی شده است، به نسیت دیگر بحرانهای بانکداری از ویژگی متفاوتی برخوردار است. استفاده از شبکههای اجتماعی و اپلیکیشنهای پیامرسان که میتوانند اطلاعات را در کسری از ثانیه میان گروهی بزرگ از سپردهگذاران نگران پخش کنند، بحران اخیر را از بحرانهای گذشته مجزا ساخته است.
آخرین تحلیل ، اخبار ، جدول بروز قیمت بورس طلا سکه ارز ، ارز های دیجیتال ،
جدیدترین تحولات اقتصادی و...را از رسانه اقتصاددان دنبال کنید
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=122270
اقتصاددان صدای رسای اقتصاد ایران و جهان
👍1
شش اولویت جدید مدیران عامل
🎯 مدیران عامل در شرایط بیسابقهای از «عدم قطعیت» و «شوکهای اقتصادی» قرار گرفتهاند؛ وضعیتی شاید سختتر از عصر کرونا. کسبوکار در این شرایط نیازمند مجموعهای از تحولات مدیریتی است که در قالب شش اولویت تازه برای مدیران توصیه میشود.
🎯 «جسارت اعمال تغییر» به جای فرار از مشکل از جمله اولویتها است. مدیران باید روی مهارت کارکنان بیشتر از سطح تحصیلاتشان حساب کنند.
🎯 موسسه مککینزی در پادکستی با همایون حاتمی و لیز هیلتون سگل، از مدیران و کارشناسان مککینزی، در مورد مهمترین مسائل سال جدید در این شرایط و همچنین در مورد اینکه رهبران سازمانی چگونه میتوانند به جلو پیش بروند تا فرصتهای جدیدی از دل این شرایط آشفته و در حال تغییر پیدا کنند، گفتوگو کرده که شرح آن را اینجا میخوانید👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3958801
🎯 مدیران عامل در شرایط بیسابقهای از «عدم قطعیت» و «شوکهای اقتصادی» قرار گرفتهاند؛ وضعیتی شاید سختتر از عصر کرونا. کسبوکار در این شرایط نیازمند مجموعهای از تحولات مدیریتی است که در قالب شش اولویت تازه برای مدیران توصیه میشود.
🎯 «جسارت اعمال تغییر» به جای فرار از مشکل از جمله اولویتها است. مدیران باید روی مهارت کارکنان بیشتر از سطح تحصیلاتشان حساب کنند.
🎯 موسسه مککینزی در پادکستی با همایون حاتمی و لیز هیلتون سگل، از مدیران و کارشناسان مککینزی، در مورد مهمترین مسائل سال جدید در این شرایط و همچنین در مورد اینکه رهبران سازمانی چگونه میتوانند به جلو پیش بروند تا فرصتهای جدیدی از دل این شرایط آشفته و در حال تغییر پیدا کنند، گفتوگو کرده که شرح آن را اینجا میخوانید👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3958801
روزنامه دنیای اقتصاد
شش اولویت جدید مدیران عامل
مدیران عامل در شرایط بیسابقهای از «عدم قطعیت» و «شوکهای اقتصادی» قرار گرفتهاند؛ وضعیتی شاید سختتر از عصر کرونا. کسبوکار در این شرایط نیازمند مجموعهای از تحولات مدیریتی است که در قالب شش اولویت تازه برای مدیران توصیه میشود. «جسارت اعمال تغییر» به…
✳️ بازیهای ذهن فریبکار
✅ حقایق عجیب درباره ناخودآگاه
🔺اگر برای انجام کاری، نقشه B داشته باشیم، احتمال عملی شدن نقشه A بسیار کمتر میشود.
🔺تا زمانی که واقعا در معرض خطر نباشیم، «ترس» احساس خوبی به ما میدهد.
🔺برای بیاثر کردن یک موضوع منفی، به ۵ موضوع مثبت نیاز داریم تا اثر آن را خنثی کنیم.
🔺همیشه یادآوری ابتدا و انتهای یک موضوع راحتتر از جریان اتفاقات میانی آن است.
🔺زمانیکه شخص دیگری غذای مورد علاقه شما را درست میکند، طعم آن خوشمزهتر میشود.
🔺ما بیشتر به سرنوشت یک فرد به صورت مجزا اهمیت میدهیم تا این که تراژدیهای عظیم برایمان مهم باشند.
🔺ما ترجیح میدهیم بدانیم که اتفاق بدی در راه است تا این که ندانیم قرار است چه اتفاقی بیافتد.
🔺ما همیشه سعی میکنیم خوبی دیگران را جبران کنیم و مدیون کسی نباشیم.
🔺زمانی که قانونی خیلی سختگیرانه باشد، ما بیشتر علاقه داریم که آن را بشکنیم.
🔺موضوع مورد علاقه ما در وهلهی اول خودمان هستیم.
🔺این احساس که ما دوست داریم چیزهای دوست داشتنی و بامزه را فشار دهیم، نوعی خشونت و پرخاشگریست.
🔺مغز ما سعی میکند جلسات و سخنرانیهای خسته کننده را جالبتر نماید.
🔺برخی از مردم از دیدن عصبانیت دیگران لذت میبرند.
🔺وقتی دیگران با ما درباره موضوعی مخالفت میکنند، ما دوباره خود را ارزیابی میکنیم.
🔺ما به اندازهای که خودمان تصور میکنیم، در انجام دادن چند کار به صورت همزمان، خوب و موفق نیستیم.
🔺ما در ناخودآگاه خود متقاعد شدهایم که همیشه آینده روشن و بهتر از امروز است.
🔺ما به صورت ناخواسته آن چه را که میخواهیم باور کنیم، باور داریم.
🔺مغز ما میخواهد که ما همیشه تنبل باشیم.
🔺تنها بودن برای سلامتی ما مضر است.
🔺خرد کردن اطلاعات به اندازههای کوچک، در ثبت شدن و یادآوری آنها به ما کمک میکند.
🔺شما مواردی را که روی آنها آزمایش انجام داده یا به صورت خاص مورد مطالعه و بررسی قرار داده باشید، بهتر در یاد خواهید داشت.
🔺داشتن گزینههای زیاد برای انتخاب کردن، باعث فلج شدن ذهن ما میشود.
🔺اگر احساس کمبود چیزی مانند پول را دارید، درباره داشتن آن دچار وسواس هستید.
🔺ما در دنیای اطراف خود همواره به دنبال چهرههای انسانی هستیم، حتی در اشیاء بیجان.
🔺ما همیشه، همیشه و همیشه یک مشکل پیدا خواهیم کرد.
🔺ما ترجیح میدهیم واقعیت ها را تغییر دهیم؛ اما عقاید خود را در مورد مردم تغییر ندهیم.
🔺مردم با انتظارات دیگران از آنها ترقی میکنند. اگر کسی از آنها انتظاری نداشته باشد، رشد نخواهند کرد.
🔺رسانههای اجتماعی از نظر روانشناختی طوری طراحی شدهاند که اعتیادآور باشند.
🔺اگر برای انجام دادن کاری پاداش نگیریم، به صورت ناخودآگاه میتوانیم خودمان را متقاعد کنیم که آن کار برایمان جذاب بوده.
🔺قدرت باعث میشود مردم کمتر به دیگران اهمیت دهند.
منبع: Best Life
✅ حقایق عجیب درباره ناخودآگاه
🔺اگر برای انجام کاری، نقشه B داشته باشیم، احتمال عملی شدن نقشه A بسیار کمتر میشود.
🔺تا زمانی که واقعا در معرض خطر نباشیم، «ترس» احساس خوبی به ما میدهد.
🔺برای بیاثر کردن یک موضوع منفی، به ۵ موضوع مثبت نیاز داریم تا اثر آن را خنثی کنیم.
🔺همیشه یادآوری ابتدا و انتهای یک موضوع راحتتر از جریان اتفاقات میانی آن است.
🔺زمانیکه شخص دیگری غذای مورد علاقه شما را درست میکند، طعم آن خوشمزهتر میشود.
🔺ما بیشتر به سرنوشت یک فرد به صورت مجزا اهمیت میدهیم تا این که تراژدیهای عظیم برایمان مهم باشند.
🔺ما ترجیح میدهیم بدانیم که اتفاق بدی در راه است تا این که ندانیم قرار است چه اتفاقی بیافتد.
🔺ما همیشه سعی میکنیم خوبی دیگران را جبران کنیم و مدیون کسی نباشیم.
🔺زمانی که قانونی خیلی سختگیرانه باشد، ما بیشتر علاقه داریم که آن را بشکنیم.
🔺موضوع مورد علاقه ما در وهلهی اول خودمان هستیم.
🔺این احساس که ما دوست داریم چیزهای دوست داشتنی و بامزه را فشار دهیم، نوعی خشونت و پرخاشگریست.
🔺مغز ما سعی میکند جلسات و سخنرانیهای خسته کننده را جالبتر نماید.
🔺برخی از مردم از دیدن عصبانیت دیگران لذت میبرند.
🔺وقتی دیگران با ما درباره موضوعی مخالفت میکنند، ما دوباره خود را ارزیابی میکنیم.
🔺ما به اندازهای که خودمان تصور میکنیم، در انجام دادن چند کار به صورت همزمان، خوب و موفق نیستیم.
🔺ما در ناخودآگاه خود متقاعد شدهایم که همیشه آینده روشن و بهتر از امروز است.
🔺ما به صورت ناخواسته آن چه را که میخواهیم باور کنیم، باور داریم.
🔺مغز ما میخواهد که ما همیشه تنبل باشیم.
🔺تنها بودن برای سلامتی ما مضر است.
🔺خرد کردن اطلاعات به اندازههای کوچک، در ثبت شدن و یادآوری آنها به ما کمک میکند.
🔺شما مواردی را که روی آنها آزمایش انجام داده یا به صورت خاص مورد مطالعه و بررسی قرار داده باشید، بهتر در یاد خواهید داشت.
🔺داشتن گزینههای زیاد برای انتخاب کردن، باعث فلج شدن ذهن ما میشود.
🔺اگر احساس کمبود چیزی مانند پول را دارید، درباره داشتن آن دچار وسواس هستید.
🔺ما در دنیای اطراف خود همواره به دنبال چهرههای انسانی هستیم، حتی در اشیاء بیجان.
🔺ما همیشه، همیشه و همیشه یک مشکل پیدا خواهیم کرد.
🔺ما ترجیح میدهیم واقعیت ها را تغییر دهیم؛ اما عقاید خود را در مورد مردم تغییر ندهیم.
🔺مردم با انتظارات دیگران از آنها ترقی میکنند. اگر کسی از آنها انتظاری نداشته باشد، رشد نخواهند کرد.
🔺رسانههای اجتماعی از نظر روانشناختی طوری طراحی شدهاند که اعتیادآور باشند.
🔺اگر برای انجام دادن کاری پاداش نگیریم، به صورت ناخودآگاه میتوانیم خودمان را متقاعد کنیم که آن کار برایمان جذاب بوده.
🔺قدرت باعث میشود مردم کمتر به دیگران اهمیت دهند.
منبع: Best Life
❤2