مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ ترس مانع موفقیت است؟!
با همکار «رِند باسیاست» چه کنیم؟

🎯 کار کردن با فردی که عزمش را جزم کرده زیرآب شما را بزند می‌تواند انسان را به ستوه بیاورد. اگر سعی کنید از رئیستان کمک بگیرید و او هم کاری نکند، می‌تواند حسابی مأیوس‌‌‌کننده باشد. این موقعیتی است که برای بسیاری از ما پیش‌‌‌آمده. خیلی از ما در برهه‌‌‌ای مجبور به همکاری با شخصی شده‌‌‌ایم که برای تخریبمان از هیچ کاری فروگذار نکرده است. «ایمی گالو»، متخصص محیط کار، در این مقاله توصیه‌‌‌های مبتنی بر پژوهش‌‌‌هایش را به اشتراک می‌‌‌گذارد تا اگر در چنین شرایطی قرار گرفتید، بتوانید موقعیت را به بهترین شکل مدیریت کنید.👇

🔗 اینجا بخوانید

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
وحشت اقتصاددانان از ورود چین به دوره رکود

🔺 درحالی‌که سایر نقاط جهان با افزایش هزینه‌های زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، اما چین با مشکل معکوس مواجه است: کاهش قیمت‌ها. در ماه ژوئیه، دومین اقتصاد بزرگ جهان برای اولین بار در دو سال گذشته رسما وارد رکود (deflation) شد؛ درحالی‌که قیمت‌ها برای مصرف‌کننده با کاهش ۳/ ۰درصدی مواجه شد. قیمت‌ها در بیشتر مدت سال۲۰۲۳ ثابت بودند و در برابر روند جهانی افزایش قیمت‌ها برای همه‌چیز از انرژی گرفته تا مواد غذایی مقاومت می‌کرد.

🔺 الجزیره نوشت؛ درحالی‌که قیمت‌های پایین‌تر ممکن است برای مصرف‌کننده‌ی عادی جذاب به نظر برسد، اما اقتصاددانان رکود را نشانه‌ی بدی برای اقتصاد می‌دانند. هنگامی‌که قیمت‌ها در یک دوره‌ طولانی کاهش می‌یابد، مصرف‌کنندگان هزینه‌ها را کاهش می‌دهند و شرکت‌ها تولید را کاهش می‌دهند که به‌نوبه خود منجر به تعدیل نیرو و کاهش حقوق می‌شود. در غلتیدن اقتصاد چین به‌سوی رکود جدیدترین مورد از مجموعه علائم هشداردهنده است که شک و تردیدها را درباره قدرت بهبود پس از همه‌گیری دامن می‌زند...

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir

https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3995439
4_5994570474472869767.pdf
632.5 KB
✳️ اصول مدیریت(سازمان ها)


✅بازی بچه ها را با دقت ببینید؛ آنها خیلی زود و در آغاز، بازی خود را سازمان دهی می کنند برای خود رهبری بر می گزینند.

سازمان ها به ساختار نیاز دارند، زیرا افراد و وظایف آن ها باید در قالبی مشخص تدوین شوند.

🔆یک چارت سازمانی می تواند روابط بین افراد و گروه های مختلف را تدوین و قوانین و وظایف هر یک را مشخص کند.

ساختار می تواند بر مبنای وظایف، موقعیت جغرافیایی، خدمات، محصولات یا گروه محصولات یا جامعه مشتریان مشخص شود، همچنین بعضی از سازمان ها، دارای ساختار های غیر رسمی هستند.

فرهنگ سازمانی اغلب با توجه به ساختار سازمان شکل می گیرد، سازمان های قدیمی مانند سازمان خدمات بهداشت ملی انگلستان، ساختاری سلسله مراتبی و فرهنگی بروکراتیک و اداری دارند.

سازمان های جوان تر مانند گوگل، ساختار های مسطح
(Flat structures)
و فرهنگ تعاملی دارند؛ ساختار سازمان های قدیمی تر ممکن است دقیقا بر پایه ی اهداف تدوین نشده باشند و در بسیاری از آن ها، با توجه به تغییر فرهنگ سازمانی، بازسازی ساختاری در حال رخ دادن است. تلاشگران کیفیت سبز
مدیریت اجرایی
4_5994570474472869767.pdf
برآوردپیش روی بازارسرمایه!
✳️ آیا بعضی از شغل‌ها خیلی آسان هستند و به هیچ استعدادی برای ایفای آنها نیاز نیست؟!

✅ بعضی از مدیران به اشتباه فکر می‌کنند که ایفای برخی نقش‌ها به مهارت، دانش و استعداد خاصی نیاز ندارد. آنها از این نقش‌ها با عنوان «نقش‌های سطح پایین» نام می‌برند و نقش‌هایی مانند خدمتکاری یا بازاریابی تلفنی را جزو این دسته از نقش‌ها طبقه‌بندی می‌کنند.

🔸این اشتباه از آنجا ناشی می‌شود که فاکتور مهمی به نام «میل به ارتقا» که در همه افراد و کارکنان وجود دارد، مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد. یک فرد، حتی اگر نقش پیش‌پاافتاده‌ای را ایفا کند، به دنبال ارائه بهترین عملکردِِ ممکن است تا به این وسیله بتواند مافوق خود را متقاعد سازد که به او ارتقای مقام و جایگاه بدهند.

🔸مدیران بزرگ، به‌درستی می‌دانند که اگر افراد براساس استعدادهایی که دارند برگزیده شوند و نقشی که برای آن ساخته شده‌اند برعهده گیرند، انگیزه بسیار زیادی برای ارائه بهترین عملکرد و به دنبال آن ارتقا خواهند داشت.

🔸بعنوان مثال، نقش خدمتکاری هتل را در نظر بگیرید. شاید برای خیلی از شما این شغل سطح پایین به نظر برسد که نیاز به استعداد خاصی ندارد و هرکسی از عهده آن برمی‌آید و اغلب کسانی که این کار را انجام می‌دهد از روی ناچاری دست به این کار زده و به‌طور کلی از آن متنفرند. اما واقعیت کاملا متفاوت است.

🔸چه بسیارند خدمتکاران موفقی که سالهاست این کار را با کیفیتی بالا انجام می‌دهند و چون در این کار استعداد دارند، آن را ادامه می‌دهند.
در واقع آنها هر روز که با اتاقی کثیف و به هم‌ریخته روبه‌رو می‌شوند پس از مرتب کردن اتاق، به جای احساس خستگی، احساس قوی‌تر بودن می‌کنند.
آنها به جنبه تکراری کارشان توجهی ندارند و به این فکر نمی‌کنند که همین اتاقی که امروز مرتب کرده‌اند، فردا دوباره کثیف و به‌هم ریخته خواهد شد، بلکه آنها برای فردا و ایفای نقش مثبت‌شان لحظه‌شماری می‌کنند و همین چالش است که به آنها قدرت بیشتری می‌دهد.
برگرفته از: HBR/آموزه های سازمانی
✳️ آینده ایران و دومینوهای احتمالی

✅ در سال۱۹۹۲ فقط ۲۷۷ هزار اجاق مایکروویو در چین فروخته شد. میانگین قیمت یک اجاق مایکروویو حدود ۳ هزار یوان بود که از توان مالی یک شهروند معمولی چینی بسیار فراتر بود. بیشتر چینی ها اجاق مایکروویو را کالایي لوکس می دیدند. تولیدکنندگان، چینی ها را غیرمشتریانی می دیدند که حتی به خریدن اجاق مایکروویو فکر هم نمی کنند. اما بنیانگذار گالانز چیز دیگری دید: او مردمی را می دید که در مجموعه آپارتمانهای کوچک بدون اجاق گاز یا با اجاق گازهای جاگیر و سنگین زندگی می کردند. بسیاری از آنها از اجاق رومیزی استفاده میکردند که بیشتر اوقات آپارتمانهای تنگ و کوچک آنها را حسابی گرم می کرد. شرکت گالانز تصمیم گرفت روی بازار چین متمرکز شود دقیقاً به همان دلایلی که بسیاری از برندها تصمیم گرفتند این بازار را نادیده بگیرند. او روی تولید اجاق ارزان قیمت کار کرد، به جای آنکه محصول بیافریند، بازار آفرینی کرد.
او بعدها توانست به درآمدی بالای ۴ میلیارد دلار در سال برسد. جزو ۵۰۰ شرکت برتر خصوصی چین شود. او در سال ۱۹۹۳ ، فقط ۲۰ کارمند داشت اما بعدها از مرز ۴۰ هزار کارمند هم گذشت. و سهم بازاری ۴۰ درصدی در بازار جهانی دارد و آنقدر رشد کرد که چندی پیش شرکت معروف ویرپول را نیز خرید.

آنچه خواندیم بخشی از کتاب پارادکس پیشرفت است نوشته استاد فقید و مشهور دانشگاه هاروارد کریستنسن . او معتقد است اگر می خواهیم جهان را تغییر دهیم و توسعه پیدا کنیم، باید برویم سراغ نوآوری بازارآفرین. بیشتر توضیح می دهم. اندیشه بنیادین او سه آموزه کلیدی دارد:
۱)  ما سه گونه نوآوری داریم: نوآوری تداوم بخش (بهبود محصولات و خدمات)، نوآوری کارایی بخش (بهبود فرآیندها) و نوآوری بازارآفرین (خلق بازار جدید از طریق تبدیل غیرمشتریان به مشتریان). توسعه در گرو نوآوری بازارآفرین است.

۲) نوآوری بازارآفرین، بازارهای جدید را می آفریند. اما نه هر بازار جدیدی، بلکه بازارهای جدید در خدمت آن مردمی که برای مصرف آنها هیچ محصولی وجود ندارد یا محصولات موجود برایشان قابل خرید/استفاده نیست.

۳) نوآوری بازارآفرین اثرات دومینویی فوق العاده ای دارد. نه تنها برای شرکت ها ثروت آفرین است که برای کشورها توسعه آفرین است. بازارآفرینی هم برای مشتریان سودمند است (رفاه مصرفی)، هم برای کارمندان (شغل و استقلال مالی)، هم برای کارآفرینان و سرمایه گذاران (ثروت) و هم برای جامعه (اثرات دومینویی). شهروندان که استقلال اقتصادی کسب کنند، آزادیهای سیاسی و افزایش شعور اجتماعی هم به دنبال آن می آید.
این اثرات دومینویی را در مثال فورد ببینم: زمانی در آمریکا کمتر از ۱۷ هزار خودرو وجود داشت که همگی خودروهای سفارشی ساز بودند و نماد تشخص اجتماعی. نه راه آسفالت و نه جایگاه سوخت جدی. کسی هم پولش به خرید خودرو نمی رسيد. اما هنری فورد همه اینها را تغییر داد. او مدل تی را ارایه کرد مبتنی بر تولید انبوه و کارآمد. ده اثر دومینویی:
◽️صنایع گردشگری، هتلداری، غذای آماده، تعمیر خودرو، بیمه خودرو، جایگاه سوخت رونق گرفت.
◽️ تقاضای محصولات صنایعی مانند فولاد، روغن، رنگ، شیشه و لاستیک افزایش پیدا کرد
◽️برنامه های جدید ساخت و تعمیر خودرو در مدارس فنی شروع شد.
◽️قانون گذاری جدید انجام شد برای رانندگی و امینی.
◽️اشتغال فراوان ایجاد شد و درآمد مالیاتی هنگفتی برای دولت.
◽️خودروها روی تصمیماتی همچون اینکه امریکاییها کجا و چگونه زندگی، کار و تفریح کنند هم تأثیر گذاشت
◽️با هجوم مردم برای خرید خودرو، رقبای جدید هم آمدند که این صنعت را فعال تر کرد.
◽️ساختن جاده‌های بیشتر گردش مالی عظیمی ایجاد کرد.
◽️ حومه‌های شهری بیشتر شد، مدارس و مناطق مسکونی شروع به توسعه یافتن به حومه شهرها کردند.
◽️حتی پژوهشها نشان داد که جرم و جنایت نیز کمتر شد(رفرنس: معمای شکوفایی ترجمه خیرخواهان).
همه این اتفاقات دومینووار، تداوم نوآوری بود که فورد شروع کرد.اثر دومینویی یعنی دنباله‌ای از رخدادهای زنجيره ای که رخداد بعدی می تواند نیرومندتر از رخداد پیشین باشد

یکی از معدود منافذ باز برای توسعه پیش روی ایران، نیلوفران آبی دومینوساز است. نیلوفر آبی گلی است خود رو که در مرداب رشد می کند. سپس نه تنها خودش رشد می کند که زیست بومی که در آن هست را هم تمیز و دگرگون می کند. حتی اگر بمیرد دوباره بعد از مدت ها سربرمی آورد. نیلوفرآبی، دومینوی توسعه را استارت می زند. اثرات دومینویی نیلوفرآن آبی را دست کم نگیریم. دقت کنید که نمی گویم این تنها راه توسعه است و حتما هر نیلوفر آبی به نتیجه می رسد. حتی اگر از هر ۱۰۰۰ نیلوفرابی یکی به نتیجه برسد باز ارزشمند است 
✍مجتبی لشکربلوکی
✳️ یک فرمول سرمایه گذاری پیشنهادی؟!

🔹 ٪۵۰ سرمایه امن: نیمی از سرمایه کل زندگی شما باید در امنیت باشد و روی چیزهایی سرمایه گذاری شده باشد که نوسان بسیار کمی دارند مانند مسکن, زمین, طلا و ...

🔹 ٪۳۰ سرمایه گذاری در بازار: اگر می خواهید وارد بازارهای مالی یا هر سرمایه گذاری دیگری شوید، تنها ۳۰ ٪ سرمایه تان را وارد کنید. همچنین بهتر آن است که این سهم را به سه سبد ۱۰ درصدی تقسیم کنید.

🔹 ۱۰ ٪ سرمایه آزاد: همیشه ۱۰ ٪ سرمایه تان به صورت نقد همراه داشته باشید تا اگر زمانی فرصتی پیش آمد که تشخیص دادید باید چیزی بخرید پول داشته باشید.

🔹 ۱۰ ٪ ملزومات دارای ریسک: اگر می خواهید وسایلی که ریسک نسبتا بالایی دارند مانند خودرو را خریداری کنید بهتر است تنها ۱۰ درصد کل سرمایه خود را به آن اختصاص دهید.
👍1👌1
✅ چگونه قدرت تحمل اشتباه را در خودمان افزایش دهیم؟

✅ از اشتباه کردن نترسید، اشتباهات خود را قبول کنید و از آن‌ها پند بگیرید. بدترین کار در رابطه با اشتباهات این است که سعی کنیم به هر طریقی از وقوع آن‌ها جلوگیری کنیم. زندگی، امتحانی سراسر از آزمون‌وخطا است و ما نمی‌توانیم بدون اشتباه کردن پیشرفت کنیم.

🔸"جورج برناردشاو " گفته است: "زندگی‌ای که صرف اشتباه کردن شود نه تنها شرافتمندانه‌تر بلکه مفیدتر از زندگی است که صرف انجام هیچ کاری نمی‌شود."

🔸مردم در برخورد با اشتباه‌هایشان دو نوع عکس‌العمل نشان می‌دهند یا آن‌ها را نادیده می‌گیرند و یا اینکه از اشتباهت خود پند می‌گیرند. مطالعات نشان می‌دهند افرادی که منعطف‌تر فکر می‌کنند، اشتباهات را مانند یک هشدار بیدارکننده می‌بینند. آن‌ها با خود می‌گویند «اگر اوضاع سخت بشه بیشتر تلاش می‌کنم.» آن‌ها برای حل مشکلات با تلاش کردن سعی دارند راه‌حل را پیدا کنند.

◀️ 5 قدم برای افزایش تحمل اشتباهتان

1️⃣ رویکرد آزمون‌وخطا را در آغوش بگیرید.

اغلب افراد در محل کار از اشتباه کردن می‌ترسند. آن‌ها از اینکه به اشتباه خود اعتراف کنند احساس شرمندگی می‌کنند. رهبران نیز نمی‌خواهند ضعیف به نظر بیایند و به همین دلیل قاطعانه بر این عقیده‌اند که از هر گونه خطا و اشتباهی به دور هستند و به همین دلیل از کاوش و کشف کردن دست می‌کشند. همان‌طور که آلبرت انیشتین گفت:
"تنها راه برای این که هیچ‌وقت اشتباه نکنیم این است که هیچ وقت ایده جدیدی نداشته باشیم."

2️⃣ صاحب اشتباهات خود باشید.

بسیاری سعی می‌کنند اشتباهات خود را پنهان کنند و هنگام مواجهه با خطا احساس ویرانی می‌کنند. گردن گرفتن اشتباهاتتان تحمل شمارا بیشتر خواهد کرد. این یادآوری که هیچ‌کس کامل نیست باعث می‌شود تا شما نسبت به خود و دیگران مهربان‌تر باشید.
اگر شما مربی هستید، اشتباهاتتان را همراه با دیگر اعضای تیم جشن بگیرید. این امر نه تنها عقده خدایی را خنثی می‌کند بلکه به دیگر اعضای مجموعه نیز کمک می‌کند تا به خطاهایشان پی ببرند. تا زمانی که به اشتباه خود اعتراف نکرده‌اید نمی‌توانید یاد بگیرید. کمال‌گرایی دشمن نوآوری و رشد شخصی است.

3️⃣ اشتباهات خود را بازنگری کنید.

همه اشتباه می‌کنند حتی اگر به اشتباه خود پی نبرند. کسانی که تحمل اشتباه را ندارند به جای روبه‌رو شدن با آن به خودشان دروغ می‌گویند اما وقتی شما اشتباهاتتان را مانند درسی در نظر بگیرید آن‌ها به فرصتی برای رشد شما تبدیل می‌شوند.
می‌توان دو نوع طرز فکر داشت: شما می‌توانید یا اشتباهاتتان را نادیده بگیرید یا از آن‌ها درس بگیرید.

4️⃣ بر روی اشتباه برچسب بزنید نه روی خودتان

بدترین بخش اشتباه کردن، خطایی که صورت گرفته نیست بلکه احساس اینکه اشتباه از ما سرزده، است. اشتباهات می‌توانند به ارزش و اعتماد به نفس ما آسیب بزنند. بین ارتکاب خطا و اینکه فکر کنیم این ماییم که اشتباه کرده‌ایم، تفاوت وجود دارد. ما باید خطا را به عنوان مشکلی که باید حل شود برچسب گذاری کنیم، نه اینکه به خودمان حمله کنیم.

5️⃣ بالا بردن ریسک خرابکاری

افزایش تحمل ما برای اشتباه آسان نیست. به خصوص برای کسانی که کمال‌گرایی را به سبکی برای زندگی‌شان تبدیل کرده‌اند.
خودتان را در موقعیت قرار بدهید و ریسک خرابکاری کردن را بپذیرید. در ابتدا ممکن است کمتر احساس اعتمادبه‌نفس کنید ولی در طولانی‌مدت بهتر عمل خواهید کرد و احساس بهتری خواهید داشت.
برای پذیرفتن یک زندگی همراه با اشتباه، شجاعت و تلاش لازم است و تنها راه پیشرفت واقعی در زندگی ریسک کردن است.
❤1👍1
✳️ وقتی همه خواب بودند!

✅ وارد سالن می‌شوید، چراغ‌ها خاموش است، نور روی پرده نمایش افتاده است و عده‌ای در سالن نشسته‌اند. برخی چُرت می‌زنند، بعضی‌ها مشغول پرسه‌زنی در شبکه‌های اجتماعی و وب‌گردی هستند و عده‌ای هم مشغول بازی با گوشی تلفن همراه خود. البته تعدادی هم به پرده نمایش چشم دوخته‌اند، ولی انگار فکرشان جای دیگری است!

🔸مدتی می‌گذرد، فردی از گوشه سالن که از بازی با موبایلش خسته شده زیر لب می‌گوید: «آقا خسته نباشید، مغزمون دیگه نمی‌کشه!». کم کم سایرین هم با او همراه می‌شوند و گرداننده پرده نمایش، رخصت آنتِراک می‌دهد.

🔹این فضا وصف سالن سینما یا نمایش پرده‌خوانی نیست، بلکه فضای عمومی دوره‌های آموزشی در بسیاری از سازمان‌هاست. دوره‌هایی که با هزینه‌های بالا برگزار می‌شوند، اما گویی کارکنان در قبال آن هیچ تعهدی ندارند و فقط برای داشتن شرایط ارتقاء یا دریافت مزایای خاص در آن شرکت می‌کنند. کلاس‌هایی که کارکنان در آن چرت می‌زنند، خسته و کلافه‌اند و انگار شوقی برای یادگیری در آن‌ها وجود ندارد.

🔸اما چه می‌شود کرد تا دوره‌های آموزشی را به جای تبدیل شدن به محل چُرت‌زدن، به محیطی برای یادگیریِ مشتاقانه تبدیل کرد؟

🔹نکته نخست: زمانی کارمندان با اشتیاق به دوره آموزشی می‌روند و انگیزه یادگیری دارند که برای انجام کارهای خود به آن دوره احساس نیاز کرده باشند.

🔸نکته دوم: کارکنان باید ضرر ناتوانی در انجام سریع و اثربخش امور، ناشی از عدم یادگیری و به‌روزرسانی دانش کاری خود را احساس کنند. یعنی باید بدانند که اگر شایستگی‌های خود را با مشارکت فعالانه در دوره‌های آموزشی ارتقا ندهند، حتی ممکن است از کار اخراج شوند و با افراد شایسته‌تری جایگزین شوند.

🔹نکته سوم: دوره‌های آموزشی باید متناسب با نیاز و هم‌راستا با اهداف و راهبردهای سازمان باشند. دوره‌های آموزشی که فقط برای بالا بردن سرانه آموزش و خرج بودجه انجام می‌پذیرد، هیچ فایده‌ای برای سازمان ندارد.

🔸نکته چهارم: از روش‌های متنوع آموزشی برای یاد دادن استفاده کنید. به جرات می‌توان گفت بیش از ۷۰ درصد دوره‌های آموزشی موجود با یک سخنرانی کلاسی شروع شده و با همان تمام می‌شود. آموزش‌های حین کار، منتورینگ، عضویت در تیم‌های کاری، سناریوسازی، کارگاه‌‌ها، استفاده از فیلم‌های آموزشی، بازی‌های مدیریتی و … همگی در یادگیری و ماندگاری موضوع تاثیرگذاری بیشتری دارند و فضای یادگیری هم جذاب‌تر می‌شود.

🔹نکته پنجم: آموزش‌های ارائه‌شده باید در انجام وظایف جاری کارکنانتان به کار بیاید. اگر کارکنان را به بهترین دوره‌ها بفرستید ولی در بلندمدت استفاده از موارد آموخته شده را از او نخواهید، یعنی دور ریختن پول سازمان.

🔸به نظر می‌رسد رعایت پنج نکته مذکور بتواند در بیدار کردن کارکنان خواب‌آلود در دوره‌های آموزشی مفید واقع شود!
HRyar/راهنامه مدیر
خودکامکی؟!
‌‌ خیلی طبیعیه که ما یه وقتایی در مسیر زندگی حرفه‌ای یا زندگی شخصی‌مون ناامید و خسته بشیم، در این مواقع چیزی که خیلی مهمه اینه که دورنمای مسیری که برای خودمون تعریف کردیم رو ببینیم و برای عبور از چالش‌ها، به راه‌حل‌های تازه فکر کنیم. مهم نیست مسیر شما چی باشه؛ تو هر مسیری که قرار بگیرید چالش خواهید داشت. معمولا اونایی موفق‌تر از بقیه هستن که یاد می‌گیرن چطور فراز و نشیب‌ها رو مدیریت کنن. ‌
مفهوم کوسن یا بالش زمان
(Time Cushion)

به کاربرد کوسن روی مبل فکر کنید. کوسن یک فضای انعطاف‌پذیر بین شما و بدنه‌ی سخت و صلب مبل ایجاد می‌کند. هر جابه‌جایی کوچک شما، کوسن را کمی فشرده یا آزاد می‌کند و همین باعث می‌شود که تجربه‌ی خوبی از نشستن روی مبل داشته باشید.

به همه‌ی افراد توصیه می‌شود که از Time Cushion استفاده کنند:

هنگام برنامه‌ریزی، کارهای خود را به هم نچسبانید. همیشه بین آن‌ها کوسن یا بالشی از جنس زمان قرار دهید. مثلاً‌ اگر جلسه‌ی کاری‌تان از ۱۰ تا ۱۱ صبح است، هرگز قرار کاری یا فعالیت بعدی را برای ساعت ۱۱ در نظر نگیرید.

بسته به شرایط و فرصت در دسترس، بالشی به اندازه‌ی یک ربع، نیم ساعت یا یک ساعت بین فعالیت‌هایتان قرار دهید.

با این کار، جدا از این‌که استرس کمتری پیدا می‌کنید و مشکلات و موانع و تأخیرها کمتر شما را آزار می‌دهد،‌ یاد می‌گیرید که با زمان‌های خلوت و فضاهای خالی هم کنار بیایید و از آن‌ها لذت ببرید.

این بالش زمان در محیط کار ممکن است برای نوشیدن یک چای، نگاه به خیابان از پنجره‌ی دفتر و یا حتی بستن چشم‌هایتان صرف شود. اما مهم این است که کار دیگری را در آن میان نگنجانید و این بازه‌ی زمانی را به اندازه‌ی زمان کار و جلسه جدی بگیرید.

مشغول بررسی پیام‌ها و پیامک‌ها یا تماس‌های کاری نشوید و یاد بگیرید می‌شود زمان‌هایی را به «هیچ کاری نکردن» اختصاص داد.
Iran mba
✳️ By 2025, growth in 90% of enterprise deployments of GenAI will slow as costs exceed value.⁠ ⁠ That’s why you need to rethink how you measure the success of your investments now.
قطب‌نمای_اقتصادسیاسی_مجتبی‌لشکربلوکی.pdf
5.5 MB
🔲⭕️دانلود رایگان کتاب قطب نمای اقتصادسیاسی
اقتصاد سیاسی تطبیقی به زبان ساده
به قلم دکتر مجتبی لشکربلوکی

احتمالا همه شما تا به حال واژه‌های مختلفی مانند نئولیبرالیسم، کمونیسم، سوسیالیسم را شنیده‌اید. قضیه آنجا پیچیده‌تر می‌شود که واژه های ترکیبی هم ایجاد می شود مثلا لیبرالیسم اجتماعی یا سوسیال دموکراسی! این عناوین گاهی اوقات نام احزاب هم می شوند. احتمالا شما نام احزاب مختلف را هم در کشورهای مختلف شنیده اید مثلا حزب محافظه کار در انگلستان. یا مثلا حزب دموکرات مسیحی در آلمان. گاهی اوقات همین واژه ها می شود فحش: مثلا جوجه لیبرال! یا کمونیست های کثیف یا فاشیست!

بالاخره این ها یعنی چه؟ خوب هستند یا بد؟ این کتاب سعی می کند این ها را معرفی کند، و در مقایسه با هم فهم بهتری به ما بدهد. بعد از خواندن این کتاب و پرسشنامه آن می فهمید حدودا کجای جغرافیای اقتصادسیاسی ایستاده اید!

این نسخه صفر است. هر جا اشتباهی دیدید یادآوری بفرمایید (در این جا کامنت بگذارید). فقط یک نکته مهم: قرار نیست تعریفی که در ذهن شما جای گرفته تنها تعریف باشد اکثر مفاهیم این کتاب مفاهیم ژله ای هستند و دارای چندین تعریف.

@Dr_Lashkarbolouki