مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ نابخردی‌های پیش‌بینی پذیر

✅ به بازار لوازم خانگی می‌روید تا یک پلوپز بخرید. فروشنده دو پلوپز از یک برند به شما نشان می‌دهد. هر دو شبیه هم هستند، از نظر اندازه و مشخصات فنی و حتی شکل ظاهری.

🔹اما یکی‌شان ۲ میلیون تومان قیمت خورده و دیگری یک میلیون و پانصد هزار تومان. داخل جعبه‌ی آن ۲ میلیون تومانی، یک جفت دستکش ابری آشپرخانه نیز وجود دارد.
اینجاست که فوراً مقایسه آغاز می‌شود و با خود می‌گویید: آن دستکش حداکثر ۵۰ هزار تومان می‌ارزد و به صرفه نیست ۵۰۰ هزار تومان بیشتر خرج کنم، بنابراین آن یک میلیون و پانصد هزار تومانی را انتخاب می کنم.

🔸اگر فروشنده فقط آن یک‌میلیون و پانصد هزار تومانی را به شما پیشنهاد می‌داد، احتمالاً در خریدتان تردید می‌کردید که آیا این قیمت می‌ارزد یا خیر؟ ولی وقتی دو گزینه مشابه هم به شما می‌دهد ولی یکی گران‌تر، فوراً این حس در شما ایجاد می‌شود که بله! وقتی آن یکی فقط به خاطر یک دستکش، ۵۰۰ هزار تومان بیشتر قیمت خورده، حتماً اولی یک میلیون و پانصد هزار تومان می‌ارزد.

🔹در اینجا نیز شرکت تولید کننده‌ی پلوپز، آن ۲ میلیون تومانی را نه برای فروش، که به عنوان طعمه به فروشگاه‌ها داده است تا فروش پلوپز یک میلیون و پانصد هزار تومانی را بالا ببرد!

🔸قاعده نسبیت گرایی فقط در بازار خود را نشان نمی‌دهد. فرض کنید شما به یک مصاحبه استخدامی دعوتید. اگر فردِ قبل از شما، بسیار خوش‌صحبت باشد، امکان دارد توانمندی‌های شما در مقایسه با روابط عمومی بالای نفر قبلی، دیده نشود

نابخردی‌های پیش‌بینی پذیر اثر دن آریلی/ راهنامه مدیر
✳️ تمایز و توسعه به سبک آمازون

✅ استیو اندرسون در کتاب خود به نام «نامه‌های بزوس» می‌نویسد:
بِزوس، بنیانگذار آمازون، مثل بقیه کارآفرینان موفق، به این نکته باور دارد که هیچ وقت نباید خودش را به ایده اولیه‌اش محدود کند. به همین دلیل است که آمازون اکنون در حال آزمایش، نوآفرینی و نوآوری در زمینه فروشگاه‌های فیزیکی و حضوری است.

🔹به بیان دیگر، شرکتی که در ابتدا با فروش آنلاین کتاب کارش را آغاز کرده بود، اکنون در حال باز کردن فروشگاه‌های فیزیکی است و خودش را به ایده اولیه‌اش محدود نکرده است، اما در زمینه فروشگاه‌های فیزیکی هم تلاش می‌کند متمایز از رقبایش باشد.

🔸برای مثال، من شخصا به بعضی از کتاب‌فروشی‌های فیزیکی آمازون در شیکاگو، نیویورک و واشنگتن رفته‌ام و می‌خواهم چند تا از نکاتی که کتاب‌فروشی‌های فیزیکی آمازون را از کتاب‌فروشی‌های سنتی متفاوت می‌کند را برای‌تان توضیح می‌دهم:

🔹در کتاب‌فروشی‌های فیزیکی آمازون، همه کتاب‌ها «رو به بیرون» قرار گرفته‌اند تا جلدشان مشخص باشد و فرد بتواند کل جلد را به راحتی ببیند. در حالی که در کتاب‌فروشی‌های دیگر، کتاب‌ها معمولا به گونه‌ای در قفسه قرار می‌گیرند که فرد فقط می‌تواند عنوان کتاب را بخواند.

🔸کتاب‌فروشی‌های فیزیکی آمازون، از سایر کتاب‌فروشی‌ها کوچک‌ترند، چون نیازی به انبار کردن تعداد زیادی کتاب ندارند و اگر موجودی یک کتاب کم شود، نزدیک‌ترین انبار آمازون کتاب را برای فروشگاه می‌فرستد. در نتیجه، هزینه‌های کتاب‌فروشی‌های آمازون بسیار کمتر از بقیه کتاب‌فروشی‌هاست.

🔹فردی که به کتاب‌فروشی‌های فیزیکی آمازون مراجعه می‌کند، می‌تواند کتاب مدنظرش را بررسی و انتخاب کند و از طریق دستگاهی که در داخل کتاب‌فروشی قرار دارد، کتاب را به فروشگاه اینترنتی آمازون سفارش بدهد تا آن را به آدرس مدنظرش بفرستد.

🔸در کتاب‌فروشی‌های فیزیکی آمازون، فقط کتاب‌های با امتیاز بالا قرار دارند و کسانی که دنبال کتاب‌هایی با امتیازهای کمتر از ۴ و نیم از ۵ هستند، باید به فروشگاه اینترنتی آمازون مراجعه کنند. در نتیجه، کتاب‌فروشی‌های فیزیکی آمازون رقیب فروشگاه اینترنتی آن به حساب نمی‌آیند.

🔹کنار هر کتابی که در کتاب‌فروشی فیزیکی آمازون قرار دارد، یک QR Code قرار داده شده تا فرد بتواند با اسکن کردن آن، نظرات خوانندگان قبلی و جزئیات بیشتری از کتاب را مشاهده کند. به همین دلیل، کتاب‌فروشی‌های فیزیکی آمازون به نوعی مکمل فروشگاه اینترنتی آن هستند.

🔸آمازون با تحلیل آمار کتاب‌های خریداری شده در هر شهر، به خوبی می‌داند که مردم آن شهر به چه نوع کتاب‌هایی علاقه دارند. در نتیجه، کتاب‌هایی را در کتاب‌فروشی‌های فیزیکی خودش در آن شهر قرار می‌دهد که به احتمال زیاد مورد علاقه مردم آن شهر است./ راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ قانون علاقه به چرندیات

✅ نورس‌کوت پارکینسون، مورخ و نویسنده انگلیسی در سال ۱۹۵۷ «اصل پیش‌ پا افتادگی» یا «قانون علاقه به چرندیات» را مطرح کرد. او متوجه شد مردم به موضوعات مبتذل و پیش‌ پا افتاده ارزشی بیشتر از موضوعات تخصصی می‌دهند. نظریه‌ی پارکینسون بر اساس مشاهداتش از کمیته مسئول تصویب طرح احداث یک نیروگاه اتمی بود.

✏️ ماجرا از این قرار بود افراد کمیته اکثر وقت جلسات را صرف بحث روی موضوعات بیهوده و پیش ‌پا افتاده و غیرمهم، ولی قابل فهم برای عوام کرده بودند. مثلاً مدت طولانی را صرف بحث درباره‌ی شکل و نوع سقف جایگاه دوچرخه‌ی کارمندان کرده بودند، در حالی ‌که به موضوعاتی چون طراحی ساختمان و تجهیزات اصلی خود نیروگاه اتمی کم ‌توجهی می‌شد؛ موضوعی که بسیار مهم ‌تر و پیچیده ‌تر بوده، و بررسی آن دشوار تر و تخصصی ‌تر بود.

✏️او نشان داد که زمانی‌که صرف هر موضوع مرتبط با طرح می‌شد، نسبت معکوس با میزان بودجه‌اش داشت. درباره امضای قرارداد ده میلیون پوندی ساخت راکتور ظرف ۲.۵ دقیقه گفتگو تصمیم‌گیری شد، اما کمیته روی پارکینگ دوچرخه‌ ۴۵ دقیقه بحث کرد تا میان پارکینگ «بهتر و راحت‌تر» یا «ساده‌تر و ارزان‌تر» تصمیم بگیرد، حال آنکه فرق دو حالت حدود ۵۰ پوند بود.

✏️یک راکتور بقدری پیچیده و گران‌ قیمت است که یک انسان معمولی قادر به درک آن نیست و تخصصی در مورد ساختار و تجهیزات آن ندارد، لذا به راحتی با جمع کنار می‌آید و برای اینکه احمق به نظر نرسد سکوت می‌کند. اما همه می‌توانند یک پارکینگ دوچرخه ارزان و ساده را در ذهنشان مجسم کنند و هرکسی می‌تواند یکی از آنها بسازد.

✏️در نتیجه افراد عادی برای اینکه در بحث حضور داشته و در تصمیم‌سازی نقش داشته باشند وارد این بحث کم ‌اهمیت شده و برنامه‌ریزی برای این موضوع ساده منجر به بحث‌های چرند بی ‌پایان می‌شود و هرکسی می‌خواهد چیزی اضافه کند و سهم خودش را در تصمیم‌ گیری کلان نشان دهد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ یک اقتصاددان: حکومت گور خودش را می‌کند

♦️فرشاد مومنی، اقتصاددان، گفته «وقتی که حکومت دچار بحران مالی می‌شود، از یک طرف برای از بین بردن آن بحران به صورت بسیار بی‌قاعده و بی‌ضابطه چنگ به سر و صورت مردمش می‌اندازد و از سوی دیگر از طریق مسئولیت‌گریزی سیستماتیک در زمینه امور حاکمیتی، گور خود را می‌کند.»

 ♦️مومنی گفته «اگر یک اقتصادی در یک دوره میان‌مدت یا بلندمدت خوب کار نمی‌کند، در چنین شرایطی اصلاح متغیرهای اقتصادی، دیگر پاسخگو نیست و راه نجات این است که به سمت حیطه سیاست برویم؛ یعنی جایی که قاعده بازی اقتصادی تعریف می‌شود.» در مافیای جمهوری اسلامی سیاست تعطیل شده و تصمیم‌ها برمبنای منافع مافیا گرفته می‌شوند.

♦️او ادامه داده «هیچ عنصری مشروعیت‌سوزتر و ناپایدارسازتر از فساد در ساخت سیاسی نیست. فساد خصلت پنهان‌کارانه دارد. وقتی یک ساختار قدرتی به هر دلیل و توجیهی باب مشارکت فعال و فراگیر مردم در سرنوشت خودشان را مسدود یا محدود کند، بهایی که می‌پردازد این است که از طریق فساد با بحران مشروعیت، ناکارآمدی و غلتیدن در دورهای باطل توسعه‌نیافتگی گرفتار می‌شود.» در مافیای جمهوری اسلامی، تنها کسانی امکان تاثیرگذاری بر امور را دارند که عضو «خانواده بزرگ مافیا» باشند و دیگران-یا همان ملت ایران- نقشی در تصمیم‌گیری‌ها ندارند.

♦️این اقتصاددان گفته «گستره و عمق فساد نشانه میزان و شدت قدرت استثمار فرودستان توسط حکومت‌گران یا فرادستان است. توزیع ناعادلانه قدرت بزرگترین نیروی محرکه توزیع ناعادلانه ثروت، گسترش و تعمیق فساد، وابستگی‌های ذلت‌آور به دنیای خارج، تشدید بحران محیط زیست و فقر و نابرابری است.» همه ما از عمق فساد سیستماتیک در جمهوری اسلامی آگاهیم و هر روز این وضعیت فلاکت‌بار را زندگی می‌کنیم.

♦️شماره یک حیاتی‌ترین عناصر برای گسترش و تعمیق فساد، محور قرار گرفتن «ارادت‌سالاری» است که ویژگی اساسی یک سیستم مافیایی است و در تمامی کارتل‌های مافیایی صدق می‌کند. مومنی گفته «در شرایط کنونی یکی از نگران‌کننده‌ترین جلوه‌های تسخیرشدگی ساختار قدرت به دست رانت‌خوارها، رباخوارها، دلال‌ها و واردکننده‌ها را شاهد هستیم. در واقع هم به نام دولت و هم به نام بازار در شرایط تشخیرشدگی ساختار قدرت به نفع گروه‌های ذی‌نفع مافیایی، می‌بینیم که اراده مافیاها حاکم می‌شود.»

♦️«دو ریشه اصلی فساد که منجر به فروپاشی از درون اتحاد شوروی شد، یکی دل بستن به سیاست‌زدایی و مشارکت‌زدایی از مردم در بازارهای سیاست و اقتصاد و دلخوش کردن به توان سرکوب سیاسی ساختار قدرت بود و دوم تیغ کند قوه قضائیه اتحاد شوروی در برابر فعالیت‌های مافیایی خودی‌ها و تیغ مهلک و کشنده قوه قضائیه اتحاد شوروی در برابر انتقادهای مشفقانه سیاسی بود.»

♦️ما ملت ایران باید دست به دست هم داده و کشورمان را از این مصیبت نجات دهیم و مملکت‌مان را از مافیا پس بگیریم. جنبش حساب‌رسی اجتماعی در این مسیر به ما کمک می‌کند تا با زیر نظر بردن بخش‌های مختلف مافیا، درباره آنها اطلاعات دقیق و جزئی جمع‌آوری و منتشر کنیم تا عریان در برابر اراده ملت قرار بگیرند.

ادامه مطلب؛
https://www.daraian.com/fa/paper/34756
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
⚛️ رونمایی از نسخه جدید «چت جی‌پی‌تی» با قابلیت تعامل صوتی؛ رویای فیلم «او» به واقعیت پیوست

✅ شرکت هوش مصنوعی «اوپن‌ ای‌آی» و سازنده «چت جی‌پی‌تی» روز دوشنبه ۱۳ مه ۲۰۲۴ (۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۳) اعلام کرد مدل جدیدی از هوش مصنوعی خود را به نام «جی‌پی‌تی-4o» منتشر خواهد کرد که قادر به مکالمه صوتی واقع گرایانه و قادر به تعامل همزمان با متن و تصویر است.
🔹محققان «اوپن‌ ای‌آی» در رویدادی که به صورت زنده پخش می‌شد، با رونمایی از قابلیت‌های صوتی جدید نشان دادند که کاربران می‌توانند با چت جی‌پی‌تی صحبت کنند و پاسخ‌هایی بی‌درنگ را بدون هیچ تأخیری دریافت کنند. این اقدام با هدف حفظ پیشروی در رقابت برای تسلط بر فناوری در حال ظهور صورت گرفته است.
🔹علاوه بر این، کاربران می‌توانند صحبت‌های «چت جی‌پی‌تی» را در حین مکالمه قطع کنند و از سیال بودن مکالمات طبیعی لذت ببرند. این توسعه نشان دهنده یک گام به جلو در ایجاد تعاملات واقعی‌تر با سیستم‌های هوش مصنوعی است.
سام التمن، مدیر عامل «اوپن‌ ای‌آی» در یک پست وبلاگی نوشت: «مثل هوش‌های مصنوعی توی فیلم‌ها می‌ماند... صحبت کردن با کامپیوتر هرگز برای من طبیعی نبوده است، اما حالا این طور شده است.»
🔸وی همچنین در حساب کاربری ایکس خود دمویی از فیلم «او» (her) که درآن مردی عاشق دستیار هوش مصنوعی خود می‌شود، منتشر کرد.در این رویداد پخش زنده، محققان اوپن‌ ای‌آی قابلیت‌های دستیار صوتی جدید «چت جی‌پی‌تی» را به نمایش گذاشتند. در این نسخه آزمایشی، «چت جی‌پی‌تی» از قابلیت‌های بصری و صوتی خود برای صحبت با یکی از پژوهشگران استفاده کرد.
🔹در نسخه نمایشی دیگری، محققان توانایی مدل «جی‌پی‌تی-4o» را در ترجمه همزمان امتحان کردند. تا جایی که این مکالمات به شوخی کشیده شد و محقق اوپن‌ای‌آی با تمجید از چت بات به او گفت تو «چقدر مفید و شگفت‌انگیز هستی» و چت جی پی‌تی پاسخ داد: «اوه بس کن! تو منو خجالت میدی!»میرا موراتی مدیر ارشد فناوری اوپن‌ ای‌آی، در این مراسم از ارايه این نسخه جدید ظرف چند هفته آینده و به صورت رایگان خبر داد. نسخه پولی آن نسبت به نسخه رایگان از امکانات بیشتری برخوردار است.
🔹دسترسی رایگان به موتور جستجو
موراتی همچنین در مصاحبه با رویترز از دسترسی کاربران نسخه رایگان به «مرورگر» این شرکت خبر داد که امکان جستجوی وب را فراهم می‌کند. وی همچنین گفت که این شرکت قصد ندارد از طریق فروش تبلیغات از کاربران رایگان کسب درآمد کند.
🔹مدت کوتاهی پس از راه‌اندازی چت جی‌پی‌تی در اواخر سال ۲۰۲۲، این فناوری بدل به سریع‌ترین اپلیکیشنی شد که توانست در مدت کوتاهی به ۱۰۰ میلیون کاربر فعال ماهانه برسد.
🔹رونمایی یک روز پیش از نسخه هوش مصنوعی گوگل
شرکت اوپن‌ ای‌آی اطلاعیه رونمایی از این نسخه جدید خود را یک روز پیش از کنفرانس سالانه توسعه دهندگان گوگل (GOOGL.O) آلفابت اعلام کرد. پیش بینی می‌شود که در این کنفرانس غول فناوری گوگل قصد رونمایی از فناوری مرتبط با هوش مصنوعی خود را دارد.
پس از انتشار این خبر، سهام آلفابت در بعد از ظهر دوشنبه ۱۳ مه پس از افت نزدیک به ۳ درصدی در اوایل روز، افتی چهاردهم درصدی را تجربه کرد. به همین ترتیب، سهام مایکروسافت نیز با کاهش دو دهم درصدی مواجه شد.
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ رئیسی در اقتصاد کاملا شکست خورده است، نباید از این دولت توقع حل مشکل داشته باشیم

✍دکتر حسین راغفر

✅ مردم متوجه می‌شوند آمارهایی که دولت ارائه می‌دهد واقعیت ندارد، از یک سو تورم لجام گسیخته ناشی از افزایش قیمت ارز را داریم و از یک سو مدعی هستیم که تورم را مهار کردیم، از یک سو ادعای شاخص رشد بسیار بالای اقتصادی را داریم ولی از سوی دیگر رشد منفی در بخش کشاورزی داریم؛ آن چیزی که رخ داده عمدتا فروش نفت بوده است که این فروش را جز رشد اقتصادی محسوب می‌کنند.

اگر می بینید که اقتصاد کشور دچار بحران و گرفتاری های عمیق است، علت آن را نباید به کارکردهای دولت منتسب کرد، بلکه نهادهای دیگر و از جمله نهادهایی که زیر نظر دولت نیستند مانند نهادهای نظامی، بیوت مراجع، دفاتر ائمه جمعه و … نقش کلیدی در شکل گیری فضای انحصاری کسب و کار در کشور ایفا کردند، نیز باید پاسخگو باشند.
این اقتصاددان ادامه می‌دهد: آن چیزی که اکنون در حال رخ دادن است، این است که وضعیت معیشت مردم روز به روز بدتر می‌شود، قیمت کالاهای اساسی به شدت افزایش پیدا کرده و تعداد بیشتری از مردم به زیر خط فقر رفته اند و همزمان گروهی که در خط فقر قرار داشتند به درماندگی کامل رسیده اند. حالا در این شرایط خبر فروش هواپیمای شخصی را می‌بینیم. البته تعداد زیادی از افراد کشور صاحب این هواپیماها هستند، اما اینها نشانه‌‌های نابرابری بسیار هولناکی است که در کشور رخ داده است و کماکان هم در حال انجام است. از این رو به نظرم می‌رسد که دولت کاملا در وعده هایی که داده است شکست خورده است، اما طبیعی است پذیرش این موضوع توسط دولت آنهم در ماه های پایانی این دولت، سخت است و در یک سال باقی مانده بیشتر شاهد آمار سازی تبلیغاتی خواهیم بود.

دولت کاملا در وعده هایی که داده است شکست خورده است، اما طبیعی است پذیرش این موضوع توسط دولت آنهم در ماه های پایانی این دولت، سخت است و در یک سال باقی مانده بیشتر شاهد آمار سازی تبلیغاتی خواهیم بود.
وی افزود: یک نکته ای را باید در نظر گرفت، انتظار حل همه این مسائل از این دولت، یک انتظار بیش از توان و ظرفیت دولت است. نهادهای دیگری مانند مجلس و قوه قضاییه هم باید در این فرآیند به دولت کمک می‌کردند اما این مسئله محقق نشد، اساسا خود آنها در انجام وظایف خودشان درمانده اند، مانند پرونده های فساد بسیار بزرگی که در همین دولت رخ داد اما هیچ رسیدگی به آنها نشد و خود مجلس هم درگیر گرفتن رشوه برای ورود نکردن به برخی از پرونده ها و موضوعات است...
https://eslahatnews.com/?p=27121
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
هوش هیجانی
❤2👍1
✳️ ابداع دموکراسی چینی

✅ از نگاه غرب، سنگ محکِ سیاست و حکمرانی یک کشور وجود یا نبود دموکراسی است که بر اساس حق ‌رأی همگانی و نظام چندحزبی تعریف‌ می‌شود اما از نگاه مارتین ژاک در کتاب «وقتی چین بر جهان حکم می‌راند: پایان دنیای غرب و زایش نظم نوین جهانی» این اندیشه یک چارچوب تحلیلیِ بسیار محدود است و وقتی پای ارزیابی ماهیت و کیفیت حکمرانی یک کشور در میان باشد، دموکراسی تنها یک بُرش‌ از تصویری بزرگ‌تر است.

ژاک معتقد است شکل دموکراسی با توجه به تاریخ، سنت‌ها و فرهنگ جوامع متفاوت است و به‌استثنای سایۀ سنگین اروپامحوری، هیچ دلیلی وجود ندارد که باور کنیم شرایط خاصی که جامعه و دموکراسی اروپایی را شکل‌ داده، همان نوع ساختارهای دموکراتیک را در نقاط دیگر ‌بار خواهد داد.

ژاک در یک مثال تأمل‌برانگیز از ایتالیا می‌نویسد که در شاخص کثرتِ انتخابات رقیب ندارد، اما حکمرانی آن بسیار ضعیف است زیرا دولت از نگاه مردم مشروعیت ندارد و دستگاه عریض‌وطویل انتخابات از زمان تأسیس جمهوری مدرن بعد از جنگ جهانی دوم نتوانسته این وضعیت را تغییر دهد، درحالی‌که دولت چین از مشروعیت بالا نسبت به هر دولت غربی برخوردار است.

به عقیده مارتین ژاک علت بنیانیِ مشروعیت دولت چین این است که مردم آن را ضامن و نگهبان تمدن چین می‌دانند، درنتیجه دارای یک اهمیت معنوی است و از این‌رو هر آنچه مشروعیت یک دولت، ازجمله دولت فعلی را خدشه‌دار ‌کند، تهدیدی برای وحدت چین است. دولت از دید غربی‌ها، موجودی بیگانه، غریبه، حتی مداخله‌گر است که حضورش تا جای ممکن باید محدود و مقید باشد.

این موضوع در مورد آمریکا به‌وضوح صدق می‌کند، برای مثال افرادی که با جنبش تی‌پارتی هم‌فکر هستند دولت را موجودی بیگانه می‌دانند. در اروپا نیز با سطوح مختلفِ سوءظن به آن نگریسته می‌شود. برعکس، در چین، دولت و جامعه همسو و بخشی از یک تلاش جمعی تلقی می‌شوند: دولت از جایگاه خودمانی برخوردار است و با آن مانند عضو خانواده، نه یک عضو معمولی بلکه رئیس و پدرسالار، رفتار می‌شود. اقتدار عظیم دولت چین را فقط تحت مناسبات فوق می‌توانیم درک کنیم، اقتداری که با این واقعیت تقویت شده که چین، برخلاف غرب، بیش از یک هزار سال است رقیب جدی ندارد.

این واقعیت ما را به آیندۀ دموکراسی، مفهومی که ما در غرب از آن مُراد داریم، در چین رهنمون می‌کند.
ژاک همچنین یادآور می‌شود که اگر دموکراسی از بیرون تحمیل شود و ناسازگار با مقصد باشد، مانند موردِ عراق که از درون لولۀ تفنگ انگلیسی‌ـ‌‌آمریکایی درآمد، آن‌گاه هزینۀ آن، ازجمله مقاومت محلی، ازخودبیگانگی یا درگیری قومی، به‌مراتب بیش از منافع است. دموکراسی را نباید به‌عنوان یک هدف انتزاعی قابل حصول در همه شرایط، فارغ از تاریخ و فرهنگ در نظر گرفت، زیرا اگر شرایط مناسب نباشد، هرگز به‌درستی به بار نخواهد نشست و حتی ممکن است فاجعه بیافریند.

همچنین نباید مهم‌تر از همه معیارهای ارزیابی کیفیت حکمرانی کشورها تلقی شود. ژاک معتقد است که تعداد بسیار کمی از کشورها دموکراسی را، آن‌چنان‌که امروزه در غرب مُراد می‌شود، با فرایند رشد اقتصادی همگام کرده‌اند. ژاپن تا مدت‌ها بعد از رشد اقتصادی خود به چیزی شبیهِ حق رأی گسترده دست نیافت. هیچ‌یک از اولین ببرهای آسیایی -کره جنوبی، تایوان، هنگ‌کنگ و سنگاپور-‌‌ در شرایط دموکراتیک به جهش اقتصادی نائل نشدند.

کره جنوبی و تایوان ذیلِ دیکتاتوری‌های نظامی دوراندیش اداره می‌شدند، هنگ‌کنگ مستعمره بریتانیا و بی‌نصیب از دموکراسی بود، درحالی‌که سنگاپور از نوعی دموکراسی مهندسی‌شده و بسیار اقتدارگرا برخوردار بود. با‌این‌حال، همه آنها از نعمت دولت‌های کارآمد و مدبر برخوردار بودند. در مقام دولت‌های توسعه‌گرا مشروعیت حکمرانی آنها تا حد زیادی به ظرفیت آنها در ایجاد رشد سریع اقتصادی ...

ادامه؛
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-930782

كانال قواعدبازی
https://chat.whatsapp.com/FYQJdmqJMtUL7A9Ua4Pc8Z
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ ما به نتیکت نیاز داریم!

✅ یکی از دوستان‌مان در واتس‌اپ کلیپی خنده‌دار می‌فرستد. آنرا می‌بینم و قاه‌قاه می‌خندیم ولی برایش پیامی نمی‌فرستیم. او چند روز بعد ما را می‌بیند و گلایه می‌کند که چرا واکنشی نشان نداده‌ایم.
🔹در یک گروه واتس‌آپی، در ماه رمضان، فردی هر روز صبح آیه‌ای از قرآن منتشر می‌کند. یکی از اعضا به او تذکر می‌دهد که یکبار فرستادید. پست شما لینک هم دارد. اگر کسی دلش خواست می‌رود و خودش می‌خواند و دیگری لزومی به انجام هر روزۀ این کار نیست.
●فردی که معلم کلاس کنکور است پس از راهنمایی یک دانش‌آموز دختر، نشانه تشکر، گل و قلب دریافت می‌کند. این نشانه‌ها، به ویژه قلب، باعث تنشی چند روزه بین او و همسرش می‌شود.
○دانشجویی در روز تعطیل از طریق واتس‌آپ درباره درس به استادش پیام می‌دهد. استاد با ارسال استیکر چهرۀ خشمگین به او یادآوری می‌کند که امروز تعطیل است.
■فردی به اشتباه عکس یک میوه را به گروه کاری شرکت ارسال می‌کند. میوه شکل آلت تناسلی انسان را دارد. او پس از این کار تا مرز سکته پیش می‌رود.
□آیا ما درباره امور کاری حتماً باید در ساعات کاری پیام بدهیم؟ آیا این استدلال درست است که اگر کسی نخواست پیام ما را باز نمی‌کند؟ آیا ارسال استیکر قلب از طرف یک دانش‌آموز یا دانشجو به معلم درست نیست؟ آیا کسی که از اعضای یک گروه شناختی ندارد نباید هر روز یک آیه قرآن در آن گروه پست کند؟ اساساً آیا باید پست کند؟
●ما این روز‌ها برای بسیاری از امور زندگی‌مان از ارتباطات اینترنتی استفاده می‌کنیم که روابط خانوادگی، روابط کاری، روابط آموزشی، روابط دوستانه، روابط مربوط به کسب و کار و خرید و حتی روابط عاشقانه از آن جمله‌اند. همه این‌ها توجه به پرسشی را ضروری می‌سازد: ادب یا بی‌نزاکتی، احترام یا بی‌احترامی در ارتباطات مجازی چیست؟
○آداب اجتماعی به ویژه در خصوص فن‌آوری‌های جدید، نه به محض ورود و فراگیر شدن آن‌ها، بلکه آرام‌آرام در جامعه شکل می‌گیرند. گفتگوی اجتماعی می‌تواند موجب توجه عمومی، و به دنبال آن توافقی تدریجی روی «باید‌ها و نباید‌ها» در این زمینه شود.
■تقریباً همه فناوری‌ها، تجربه‌ای از تعارض و توافق را پشت سر گذاشته‌اند. این روز‌ها ما برای آنکه غذایمان را با قاشق و چنگال بخوریم آنقدر‌ها تأمل نمی‌کنیم و برای این کار استدلال نمی‌آوریم. قاشق و چنگال جزوی از آداب سفره در بسیاری از نقاط دنیاست. ولی روشن است که استفاده از قاشق و چنگال هم تاریخی از تنش و توافق جمعی را پشت سر گذاشته است و از ابتدا جزوی از آداب غذا خوردن نبوده است.
□ویرجینیا شی در سال ۱۹۹۴ کتابی درباره «نتیکت» منتشر کرد. نتیکت در واقع ترکیب کلمات «نِت» و «اتیکت» (به معنای آداب معاشرت) است و به آداب رفتار مؤدبانه و احترام‌آمیز در فضای اینترنت اشاره دارد.
●توصیه‌های وی در ده ‌بند خلاصه شده است که با تغییراتی در مثال‌ها در ادامه آمده است:
🔺اصل اول: انسان بودن را به خاطر بسپارید. در فضای اینترنت با دیگران همانطور رفتار کنید که دوست دارید دیگران با شما آنطور رفتار کنند.
🔺اصل دوم: در فضای اینترنت به همان معیار‌های رفتار پایبند باشید که که در زندگی واقعی به آن پایبند هستید. هر چند قواعد ارتباطات مجازی نمی‌تواند دقیقاً مانند دنیای واقعی ما باشد ولی شما تلاش خودتان را داشته باشید.
🔺اصل سوم: موقعیت‌های مختلف را در نظر بگیرید. برای مثال پیام فرستادن برای استاد، پیام فرستادن به یک دوست صمیمی، پیام فرستادن به همکار با هم فرق دارد.
🔺اصل چهارم: به زمان و حجم اینترنت دیگران احترام بگذارید. تلاش کنید وقت دیگران را بی‌جهت نگیرید. پاسخ دادن به پیام‌ها واقعاً وقت‌گیر است.
🔺اصل پنجم: در ارتباطات آنلاین خود را خوب جلوه دهید. در هر صورت پیامی که می‌رود قضاوتی درباره شما ایجاد می‌کند. روی پیام دقت داشته باشید.
🔺اصل ششم: دانش تخصصی را به اشتراک بگذارید. هر خبر یا اطلاعاتی دریافت می‌کنید سریع آنرا برای دیگران نفرستید. کمی مکث، بررسی و تأمل کنید.
🔺اصل هفتم: خیلی اوقات در گروه‌ها ممکن است آتش جنگ به شکل‌های مختلف شعله‌ور شود. سعی کنید شعله تنش را پایین بیاورید. روی خود کنترل داشته باشید.
🔺اصل هشتم: به حریم خصوصی دیگران احترام بگذارید. دوست‌تان عکسی از خودش برای شما ارسال کرده است. شما آنرا برای دوست دیگرتان نفرستید. عکس‌های قدیمی را بدون اجازه کسانی که در عکس هستند منتشر نکنید.
🔺اصل نهم: از قدرت خود سوءاستفاده نکنید. اگر متخصص هستید. اگر دانش بالایی دارید. سعی نکنید دیگران را مرعوب خود کنید.
🔺اصل دهم: نسبت به اشتباهات دیگران گذشت کنید. هر کس ممکن است ناخواسته و به اشتباه پیامی منتشر کند. سعی کنید فراموش کنید و سریع قضاوت نکنید./گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1🔥1
Risks 1403.pdf
1.6 MB
ریسک ۱۴۰۳
۱۲۰ ابزار هوش مصنوعی
✨👆 تصویر مورد نظر یک نمودار دایره‌ای است که ۱۲۰ ابزار هوش مصنوعی مختلف را نشان می دهد.

🔸این ابزارها به دسته های مختلفی از جمله نوشتن، بازاریابی، بهره‌وری، طراحی، چت‌بات، صدا، ویدیو، تصاویر، و سایر موارد طبقه‌بندی می‌شوند.

🔹توضیح این تصویر:
این تصویر نشان دهنده تنوع گسترده ابزارهای هوش مصنوعی موجود در بازار است. این ابزارها می توانند برای انجام طیف گسترده ای از وظایف استفاده شوند، از جمله:

▪︎نوشتن: ابزارهای نوشتن هوش مصنوعی می‌توانند به شما کمک کنند تا محتوای متنی مانند مقالات، پست‌های وبلاگ، و ایمیل‌ها را تولید کنید. آنها همچنین می توانند به شما کمک کنند تا محتوای موجود را ویرایش و اصلاح کنید.

▪︎بازاریابی: ابزارهای بازاریابی هوش مصنوعی می توانند به شما کمک کنند تا کمپین‌های بازاریابی خود را برنامه‌ریزی، اجرا و اندازه‌گیری کنید. آنها همچنین می توانند به شما کمک کنند تا مشتریان خود را بهتر بشناسید و محتوای مرتبط‌تری را برای آنها ایجاد کنید.

▪︎بهره وری: ابزارهای بهره‌وری هوش مصنوعی می توانند به شما کمک کنند تا کارهای روزمره خود را خودکار کنید و زمان خود را آزاد کنید تا روی کارهای مهم‌تر تمرکز کنید. آنها همچنین می‌توانند به شما کمک کنند تا سازمان یافته‌تر و کارآمدتر باشید.

▪︎طراحی: ابزارهای طراحی هوش مصنوعی می‌توانند به شما کمک کنند تا تصاویر، گرافیک‌ها و سایر عناصر طراحی را ایجاد کنید. آنها همچنین می‌توانند به شما کمک کنند تا طرح‌های خود را بهبود بخشید و آنها را حرفه‌ای‌تر نشان دهید.

▪︎چت بات: چت بات های هوش مصنوعی می توانند به شما کمک کنند تا خدمات مشتری ۲۴/۷ ارائه دهید و سوالات متداول را پاسخ دهید. آنها همچنین می توانند برای جمع آوری داده ها و بازخورد از مشتریان استفاده شوند.

▪︎صدا: ابزارهای صوتی هوش مصنوعی می توانند برای تبدیل متن به گفتار، ترجمه زبان ها و ایجاد موسیقی و جلوه های صوتی استفاده شوند.

▪︎ویدیو: ابزارهای ویدیویی هوش مصنوعی می توانند برای ویرایش ویدیو، افزودن جلوه های ویژه و ایجاد انیمیشن استفاده شوند.

▪︎تصاویر: ابزارهای تصویری هوش مصنوعی می توانند برای ویرایش عکس، حذف پس زمینه و ایجاد تصاویر جدید استفاده شوند.

▪︎سایر: ابزارهای هوش مصنوعی دیگری نیز وجود دارند که می توانند برای انجام طیف گسترده ای از وظایف استفاده شوند، مانند تجزیه و تحلیل داده ها، تشخیص چهره و تولید متن به صورت طبیعی.

🔺 موارد استفاده:
موارد استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی به طور مداوم در حال رشد است. برخی از نمونه های رایج از موارد استفاده عبارتند از:

▪︎کسب و کار: مشاغل از ابزارهای هوش مصنوعی برای خودکارسازی وظایف، بهبود خدمات مشتری و افزایش فروش استفاده می کنند.

▪︎آموزش: مربیان از ابزارهای هوش مصنوعی برای شخصی سازی یادگیری، ارائه بازخورد در زمان واقعی و ارزیابی دانش آموزان استفاده می کنند.

▪︎مراقبت های بهداشتی: ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی از ابزارهای هوش مصنوعی برای تشخیص بیماری ها، تجویز درمان ها و نظارت بر سلامت بیماران استفاده می کنند.

▪︎دولت: دولت ها از ابزارهای هوش مصنوعی برای ارائه خدمات به شهروندان، بهبود امنیت عمومی و مبارزه با جرم استفاده می کنند.

▪︎مصرف کننده: مصرف کنندگان از ابزارهای هوش مصنوعی برای انجام کارهای روزمره، مانند برنامه ریزی قرار ملاقات ها، تنظیم یادآوری ها و خرید آنلاین استفاده می کنند.

🔺 نتیجه گیری:
ابزارهای هوش مصنوعی پتانسیل انقلابی در بسیاری از جنبه های زندگی ما را دارند. آنها می توانند به ما کمک کنند تا کارآمدتر، خلاق تر و بهره ورتر باشیم. با ادامه پیشرفت هوش مصنوعی، می توانیم انتظار داشته باشیم که ابزارهای جدید و نوآورانه ای را ببینیم که زندگی ما را به روش های جدید و هیجان انگیزی بهبود می‌بخشد.
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️برنامه‌ریزی توسعه‌گرا چگونه بر مطالعات اقتصادی غالب شد؟

✅ برخی واژگان در سایه سال‌ها تکرار بی‌امان از چنان بار معنایی برخوردار شده‌اند که افراد فارغ از عقاید، سن،‌ نژاد، ملیت و جنسیت، آن‌ها را حامل فضیلت یا رذیلت تلقی می‌کنند و هر مخالفتی با جریان فکری غالب را به دیده بی‌شرمی، حماقت و یا دستکم پرت بودن از ماجرا می‌نگرند.

فارغ از مفاهیمی که لغات بر آن‌ها دلالت دارند، کمتر کسی با شنیدن «عدالت» یا «برابری» مشمئز می‌شود و به صراحت اعلام می‌کند «من با برابری مخالفم»؛ در عین حال کمتر کسی را می‌یابید که خود را حامی سرسخت «کالای قاچاق» معرفی کند و یا در یک موضع گیری رسمی خود را حامی «طمع» یا «طمعکاران» جا بزند.

یکی از معروف‌ترین لغاتی که در این طبقه بندی جای گرفته است «توسعه» است؛ تفاوتی نمی‌کند در در چه جایگاهی باشید؛ اقشار مختلف جامعه تلقی مثبتی از توسعه در ذهن دارند. در جهان سیاست‌ نیز وضعیت چندان فرق نمی‌کند؛ سیاستمداران فارغ از حزب، مسلک و جایگاهشان خود را طرفدار پروپاقرص توسعه معرفی می‌کنند و در این زمینه تفاوتی میان دموکرات، اقتدارگرا، ‌سرکوبگر و آزادی‌خواه وجود ندارد.

نکته مهم اینجاست که اغلب اوقات توسعه مترادف با برنامه‌ریزی به کار برده می‌شود؛ عبارتی که در کُنه خود حامل این پیش‌فرض مهم است که جامعه به مثابه یک ماشین قابلیت کنترل و هدایت دارد و برای دستیابی به هدف مهمی چون توسعه باید از این قابلیت حداکثر استفاده را برد. حتی سوسیالیست‌ترین و سنت‌گراترین افراد نیز در این زمینه هم نظرند و جز حرکت بر روی ردپای برنامه‌ریزی توسعه‌گرای کشورهای غربی مسیری پیش روی خود نمی‌بینند. اما این خوانش از توسعه از کجا سروکله‌اش پیدا شد و چگونه در جهان غالب گشت؟

ادامه مطلب؛
https://radicalljournal.com/برنامه ریزی-توسعه گرا-چگونه-بر-مطال/
كانال قواعدبازی
✍مهران خسروزاده
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ معنای رقابت!
فردریش فون هایک
ترجمه: محسن رنجبر 2024

✅ این مقاله در فصل پنجم کتاب «فردگرایی و نظم اقتصادی» منتشر شده است.

در میان اقتصاد‌دانان نشانه‌هایی را از افزایش آگاهی نسبت به این نکته می‌بینیم که آنچه که در سال‌های اخیر تحت نام «رقابت» (competition) بررسی می‌کرده‌اند، همان چیزی نیست که در زبان معمول از این واژه مراد می‌شود، اما... هر چند تلاش‌هایی دلیرانه به ویژه از سوی جی.ام.کلارک و اف.ماکلوپ برای معطوف کردن توجهات به مسائل زندگی واقعی و باز‌گرداندن بحث‌ها از مکانی خیالی به جایی روی زمین انجام گرفته‌اند،(۱) به نظر می‌آید که دید‌گاه عمومی کماکان برداشتی از رقابت را که اکنون از سوی اقتصاد‌دانان به کار گرفته می‌شود، برداشت مهم می‌پندارد و آنچه را که در ذهن تجارت‌پیشگان وجود دارد، راه و رسمی غلط می‌انگارد. ظاهرا این باور به گونه‌ای عمومی پذیرفته شده که نظریه موسوم به «رقابت کامل»، مدل مناسب را برای داوری درباره اثر‌گذاری رقابت در دنیای واقعی به دست می‌دهد و هر قدر که تفاوت رقابت واقعی با این مدل بیشتر باشد، نا‌مطلوب‌تر و حتی زیان‌بار‌تر خواهد بود.

از نگاه من توجیه بسیار نا‌چیزی برای این نگرش وجود دارد. در این مقاله تلاش می‌کنم تا نشان دهم که آنچه نظریه رقابت کامل از آن بحث می‌کند، اصلا دعوای چندانی برای آنکه «رقابت» نامیده شود، ندارد و نتایج این نظریه، کاربرد زیادی در جایگاه راهنمای سیاستی ندارند. از نگاه من دلیل این نکته آن است که نظریه رقابت کامل، همواره فرض را بر وجود وضعیتی می‌گیرد که بر پایه دید‌گاه درست‌تر نظریه پیشین، فرآیند رقابت به ایجاد آن (یا به نزدیک شدن به آن) گرایش دارد و نیز دلیل دیگر این است که اگر شرایط مفروض در نظریه رقابت کامل به وجود می‌آمد، این نظریه نه تنها تمام فعالیت‌هایی را که فعل «رقابت کردن» توصیف می‌کند، از امکانات‌شان محروم می‌کرد، بلکه آنها را عملا امکان‌نا‌پذیر می‌ساخت.

اگر این همه تنها بر کاربرد واژه «رقابت» اثر می‌گذاشت، چندان مهم نبود، اما تقریبا به نظر می‌رسد که گویی اقتصاد‌دانان خود را با این استفاده عجیب از زبان فریب می‌دهند و می‌پذیرند که در بحث از رقابت، چیزی را درباره ویژگی‌ها و معنای فرآیندی بر زبان می‌آورند که وضعیت حاکم را پدید می‌آورد - در حالی که این همان وضعیتی است که صرفا فرض را بر وجودش می‌گیرند، اما در حقیقت این نیروی محرک حیات اقتصادی تقریبا به کلی رها شده است و به هیچ رو وارسی نمی‌شود.

در این جا قصد وا‌کاوی دلایلی را که سبب شده‌اند تا نظریه رقابت به این وضعیت عجیب دچار شود، ندارم. همان گونه که در جایی دیگر گفته‌ام، به نظر می‌رسد که شیوه توتولوژیک مناسب و ضروری برای تحلیل کنش فردی، در اینجا به گونه‌ای ناپذیرفتنی به مسائلی گسترش یافته که در آنها باید به فرآیندی اجتماعی که در آن تصمیمات تعداد زیادی از افراد بر یکدیگر اثر می‌گذارند و ضرورتا با گذشت زمان در پی یکدیگر می‌آیند، بپردازیم. حساب اقتصادی (یا منطق محض انتخاب) که به مساله نوع اول می‌پردازد، ابزاری را برای رده‌بندی نگرش‌های امکان‌پذیر انسانی در خود دارد و تکنیکی را برای تشریح ارتباطات درونی میان بخش‌های مختلف یک برنامه واحد در اختیار می‌گذارد. نتیجه این حساب اقتصادی به گونه‌ای ضمنی در مفروضاتش وجود دارد و آن این است که شناخت از واقعیات و تمایلات که فرض می‌شود به شکلی همزمان در یک ذهن واحد وجود دارند، راه‌حلی یگانه را به دست می‌دهند. روابطی که در این نوع تحلیل وارسی می‌شوند، روابطی منطقی‌اند و تنها نتایجی را مد نظر قرار می‌دهند که از پیش‌فرض‌هایی داده‌شده در ذهن فرد برنامه‌ریز جاری می‌شوند.
بخش دوم
معنای رقابت

فردریش فون هایک
ترجمه: محسن رنجبر • May 18, 2024
این مقاله در فصل پنجم کتاب «فردگرایی و نظم اقتصادی» منتشر شده است.

با این همه وقتی به موقعیتی می‌پردازیم که در آن چند فرد در تلاشند تا برنامه‌های جدا‌گانه خود را پی‌ریزی کنند، دیگر نمی‌توان فرض کرد که داده‌ها برای تمام این اذهان برنامه‌ریز یکسان‌اند. در این حالت مساله از این قرار است که «داده‌های» افراد گوناگون که برنامه‌های خود را بر آنها بنا می‌کنند، چگونه با حقایق عینی محیط‌شان (که کنش‌های افراد دیگر را نیز در‌بر‌می‌گیرد) همخوان می‌شوند. هر چند در راه‌حل این گونه مسائل، کماکان باید از تکنیک خود برای شناخت سریع دلالت‌های یک مجموعه معین از داده‌ها بهره گیریم، اما اکنون نه تنها باید به چندین مجموعه مختلف از داده‌های افراد گوناگون بپردازیم، بلکه باید فرآیندی را مدنظر قرار دهیم که ضرورتا تغییراتی پیوسته را در داده‌های افراد گوناگون در پی می‌آورد - و این حتی از وجود مجموعه‌هایی مختلف از داده‌های افراد گوناگون نیز مهم‌تر است. همان طور که پیش‌تر بیان کرده‌ام، عوامل علی در اینجا در قالب کسب دانش جدید از سوی افراد مختلف یا در لباس دگرگونی در داده‌های این افراد در نتیجه برقراری تماس میان آنها پا به صحنه می‌گذارند.

اهمیت این نکته در بحث کنونی من زمانی رخ می‌نماید که به خاطر بیاوریم که نظریه جدید رقابت به گونه‌ای تقریبا انحصاری به حالتی می‌پردازد که «تعادل رقابتی» نامیده می‌شود و در آن فرض بر این است که داده‌های افراد گوناگون کاملا با یکدیگر سازگارند، در حالی که مساله نیاز‌مند توضیح، طبیعت فرآیندی است که این داده‌ها از طریق آن با یکدیگر همساز می‌شوند. به بیان دیگر توصیف تعادل رقابتی حتی تلاش نمی‌کند تا بگوید که اگر فلان شرایط بر‌قرار شوند، بهمان پیامدها نمایان خواهند شد، بلکه خود را به تعریف شرایطی محدود می‌کند که احتمالا ممکن است به وجود آیند و همچنین نتایجش در آنها مستترند، اما نمی‌گوید که این شرایط اصلا چگونه می‌توانند پدید آیند یا برای آن که نتیجه اصلی خود در این مقاله را پیشاپیش در گزاره‌ای کوتاه بیان کرده باشم، رقابت بنا به سرشت خود فرآیندی پویاست که ویژگی‌های بنیادینش در اثر مفروضات اساسی در تحلیل ایستا، کنار گذاشته می‌شوند.

این که نظریه جدید تعادل رقابتی، وجود موقعیتی را فرض می‌گیرد که تبیینی صحیح باید آن را به عنوان اثر فرآیند رقابتی توضیح دهد، به بهترین شکل با وا‌کاوی فهرستی آشنا از شروطی که در یکایک کتاب‌های درسی جدید وجود دارند، نشان داده می‌شود. اتفاقا بسیاری از این شروط نه تنها اهمیت تحلیل رقابت «کامل» را نشان می‌دهند، بلکه به همان ترتیب در بحث از بازارهای گوناگون «ناقص» یا «انحصاری» نیز که همیشه «کمال‌های» غیرواقع‌گرایانه خاصی را فرض می‌گیرند، بدیهی انگاشته می‌شوند.(۲) با این وجود آموزنده‌ترین موردی که می‌توانیم برای دستیابی به هدف بلا‌فصل‌مان در این مقاله بررسی کنیم، نظریه رقابت کامل است.
هر چند ممکن است نویسندگان مختلف، فهرست متفاوتی را از شروط بنیادین رقابت کامل به دست دهند، اما فهرست زیر احتمالا به قدری که برای هدف ما کفایت کند جامعیت دارد، چون همان طور که خواهیم دید، این شروط واقعا مستقل از یکدیگر نیستند. بر پایه باوری که عموما پذیرفته شده، در نظریه رقابت کامل موارد زیر بدیهی فرض می‌شوند:

۱. کالایی همگن که تعداد زیادی از فروشندگان یا خریداران نسبتا کوچک آن را عرضه یا تقاضا می‌کنند و هیچ یک از آنها انتظار ندارند که از طریق کنش خود تاثیری ملموس بر قیمت این کالا بگذارند.

۲. ورود آزادانه به بازار و نبود قیود دیگر بر تغییر قیمت‌ها و تحرک منابع.

۳. شناخت کامل تمام مشارکت‌کنندگان در بازار از عوامل مرتبط.

در این مرحله نمی‌پرسیم که این شروط دقیقا برای چه هدفی لازم‌اند یا اگر فرض کنیم که داده‌شده هستند، حکایت از چه می‌کند. بلکه کاری که باید انجام دهیم، این است که اندکی بیشتر درباره معنای آنها کنکاش کنیم و از این لحاظ، این شرط سوم است که نامفهوم و حساس است. آشکارا نمی‌توان معیار را شناخت کامل تمام افراد مشارکت‌کننده در بازار از تمام عوامل موثر بر آن قرار داد. در این جا به پارادوکس آشنای تاثیر فلج‌کننده‌ای که پیش‌بینی و شناخت واقعا کامل بر تمام کنش‌ها خواهند گذاشت، نمی‌پردازم. همچنین روشن است که وقتی فرض می‌کنیم که همه کس همه چیز را می‌داند، مشکلی را حل نکرده‌ایم و بلکه مساله واقعی این است که چگونه می‌توان وضعیتی را پدید آورد که حداکثر مقدار ممکن از دانش موجود به کار گرفته شود.
پرسشی که این نکته برای جامعه‌ای رقابتی به بار می‌آورد، این نیست که چگونه می‌توان افرادی را «یافت» که بهترین شناخت و آگاهی را داشته باشند، بلکه این است که به چه چیدمان نهادی نیاز داریم تا افراد نا‌شناخته‌ای که دانش بسیار مناسبی برای انجام کاری خاص دارند، با بیشترین احتمال به انجام همان کار جذب شوند، اما باید اندکی بیش‌تر پیش رفت و پرسید که دانشی که فرض می‌شود در اختیار مشارکت‌کنندگان در بازار قرار دارد، از چه نوعی است.

اگر بازار گونه‌ای خاص از کالا‌های مصرفی تمام‌شده را در نظر بگیریم و در آغاز به جایگاه تولید‌کنندگان یا فروشندگان این بازار بپردازیم، نخست در‌می‌یابیم که تصور می‌شود که آنها از کمترین هزینه ممکن برای تولید این کالا آگاه هستند. با این همه این دانشی که فرض می‌شود داده‌شده است و می‌توان کار را از آن آغاز کرد، یکی از نقاط مهمی است که در آنها حقایق را تنها می‌توان از طریق فرآیند رقابت کشف کرد. این جا از نگاه من یکی از پر‌اهمیت‌ترین نقاطی است که در آن، نظریه تعادل رقابتی در آغاز خود مساله پر‌اهمیتی را که تنها فرآیند رقابتی قادر به حل آن است، به واسطه فروضش کنار می‌گذارد. این موقعیت تا اندازه‌ای شبیه به نکته دیگری است که فرض می‌شود تولید‌کنندگان درباره آن اطلاعات کامل دارند و آن عبارت است از تمایلات و خواسته‌های مصرف‌کنندگان و از جمله انواع کالا‌ها و خدمات مورد تقاضا از جانب آنها و قیمت‌هایی که این مصرف‌کنندگان مایل به پرداخت‌شان هستند. اگر این‌ها را فاکت‌هایی داده‌شده بپنداریم اشتباه کرده‌ایم، بلکه باید آنها را مسائلی بینگاریم که فرآیند رقابت حل‌شان خواهد کرد.

همین شرایط در سمت مصرف‌کنندگان یا خریداران نیز حاکم است. در این جا نیز نمی‌توان به گونه‌ای قابل پذیرش تصور کرد که دانشی که این افراد، بنا به فرض، در حالت تعادل رقابتی دارند، پیش از آغاز فرآیند رقابت در اختیار آنهاست. شناخت آنها از گزینه‌های بدیلی که پیش روی خود می‌بینند، نتیجه فعالیت‌هایی از قبیل تبلیغات، رخداد‌های بازار و ... است و کلیت سازمان بازار عمدتا نیاز به پخش اطلاعاتی را که خریدار بر مبنای آن دست به کنش می‌زند، برآورده می‌سازد.

ادامه؛
https://telegra.ph/%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%A8%D8%AA-05-18
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
سهام_مدیریت_شرکت_های_بزرگ،بلک_راک،ونگارد_هیئت_مدیره_توطئه.pdf
3.2 MB
سهام شرکت های بزرگ دنیا،مدیریت توسط ۳شرکت؟!
چه کسانی بزرگترین شرکت های دنیارااداره می کنند؟
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ خطای برنده‌ها!

✅ بسیاری از ما کتاب‌های متعددی با این عنوان‌ها را می‌بینیم: "هفت عادت مردمان موفق"، "شش ویژگی مدیران برتر" و  مانند آن. امکان دارد بسیاری دقیقا همان ویژگی‌ها را داشته باشند و کارهای مشابه آنها انجام داده باشند، ولی هیچ موفقیتی کسب نکرده باشند. هیچکس در مورد آنها کتاب نمی‌نویسد و صحبت نمی‌کند، ولی برنده‌ها در صدر توجه هستند.
🔸این ناشی از یک خطای ذهنی است که به آن "خطای برنده‌ها" می‌گویند: تمایل ذهنی ما به تمرکز بر برنده‌ها و یادگیری از آنها و در عوض، فراموش کردن بازنده‌ها، با وجود آنکه شاید از نظر الگوهای رفتاری شباهت زیادی به برنده‌ها داشته باشند و همان راه‌ها را دنبال کرده باشند.

🔹ما به خطا روی برنده ها تمرکز می‌کنیم و راه‌های پیشرفت آنها را ملکه ذهن می‌کنیم، در حالی‌که چون از بازنده ها نمی‌شنویم، شاید درنیابیم که همان راهها و شیوه‌ها در مورد آنها به ناکامی انجامیده است.

🔸زیاد شنیده اید که کارآفرینان مطرحی نظیر "بیل گیتس" و "زاکربرگ" درس و دانشگاه را رها کرده‌اند و دنبال رویاهای خود رفته‌اند، اما آیا این بدان معنی است که برای موفقیت باید درس را رها کرد؟ می‌دانیم که بسیاری چنین کردند و توفیقی نداشتند. شاید آنها "به رغم" این ترک تحصیل، و نه "به دلیلِ" آن به موفقیت رسیده‌اند.

🔹یادگیری راههای موفقیت "برنده‌ها" به هیچ عنوان ضمانتی برای موفقیت نیست؛ بد نیست گاهی داستان شکست "بازنده ها" را هم بشنویم.
 راهنامه مدیر https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ برای بازگشت از قطب هم فکر بکنید!

✅ اگر به شما بگویند که هفته آینده قرار است یک سفر اکتشافی به قطب داشته باشید، آیا هیجان‌زده نمی‌شوید؟ بدیهی است که می‌شوید! ما انسان‌ها، هیجان‌زده می‌شویم بويژه اگر مقصد/هدف جذابی پیش روی ما وجود داشته باشد. آنقدر هیجان‌زده‌ی رسیدن به هدف هستیم که همه چیز را برای موفقیت تنظیم می‌کنیم.

🔺اما باید به خاطر داشته باشیم که برنامه‌ریزی باید دو‌قلو باشد:

🔹️برنامه ریزی موفقیت:
برنامه ریزی مقدمات دستیابی به هدف

🔸️برنامه ریزی شکست:
برنامه ریزی اقدامات پیشگیرانه، جبرانی، تدافعی، بازگشتی و جایگزین برای مقابله با موارد ناخواسته و برنامه ریزی نشده و مخاطرات.

🔺در هنگام اتخاذ تصمیم‌گیری های مهم، باید راهی برای بازگشت در نظر بگیرید تا اگر تصمیم های شما اشتباه از آب در آمد، بتوانید آنها را جبران کنید. به تصمیم خود توجه کنید و سعی کنید حدس بزنید که در چه شرایطی تصمیم شما با شکست مواجه خواهد شد.

🔺در هنگام تصمیم گیری، همیشه از خود بپرسید که:

▪️چه چیزهایی ممکن است درست از آب در نیاید؟
▪️چگونه می‌توانید برای تصمیم خود یک حاشیه‌ی ایمنی ایجاد کنید؟
▪️آیا برای بازگشت از قطب فکری کرده اید؟

به همین خاطر در دانش استراتژی و سرمایه‌گذاری واژه ای وجود دارد به نام استراتژی خروج (Exit strategy)، چون قرار نیست همه چیز خوب برود.

🔺برای اینکه بتوانید برای بازگشت از قطب هم فکری بکنید، سه پیشنهاد عملی وجود دارد:

▪️از مصاحبت آدم های بدبین لذت ببرید. آنها به صورت ذاتی علاقه‌مند هستند که جنبه های منفی را ببینند! از این استعداد حداکثر استفاده را بکنید.

▪️سناریوهای شکست را در ذهن خود مرور کنید. از خود بپرسید در چه صورتی برنامه ما با شکست روبرو می‌شود.

▪️زندگی‌نامه و تاریخچه آدم‌هایی که شکست خورده‌اند را نیز، علاوه بر افراد موفق، مطالعه کنید.
 راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ *اقتصاد ایران بعد از ترامپ*

✅ روی کار آمدن ترامپ چه اثری بر اقتصاد ایران می‌گذارد؟ این سوالی است که بیش از آنکه تحلیلگران و مردم به دنبال پاسخی برای آن باشند، سیاستمداران و سیاست‌گذاران باید به فکر جواب آن باشند. در سال 2017 ترامپ در حالی به ریاست‌جمهوری رسید که مقامات ایران بعید می‌دانستند او برنده انتخابات باشد و سناریوهای خود را برای ادامه همکاری با دولت دموکرات کلینتون ترسیم کرده بودند. نظرسنجی‌های داخل آمریکا نیز نشان می‌داد که کلینتون برنده انتخابات خواهد بود. حتی بعد از روی کار آمدن ترامپ هم دولت ایران معتقد بود او نمی‌تواند تهدید به خروج از برجام را اجرایی کند و در نتیجه خطری از سوی او متوجه اقتصاد کشور نیست، تصوری که بسیار زود اشتباه بودنش مشخص شد.

🔸اکنون نیز هرگونه غفلت می‌تواند به نتایج بدتری برای اقتصاد ایران ختم شود. ترامپ در حالی روی کار خواهد آمد که سخت‌ترین و شدیدترین تحریم‌ها علیه ایران وضع و اعمال شده است، از این جهت او دست بازی برای بیشتر کردن تحریم‌ها ندارد اما می‌تواند سهل‌گیری‌های دوران بایدن را خاتمه دهد و فروش نفت ایران را که بعد از محدودیت شدید و از کمتر از 300 هزار بشکه به بیش از 5 /1 میلیون بشکه در روز رسیده مجدد کاهش دهد که درآمد دولت را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد. گرچه این مسئله خود مستلزم این است که بتواند با بحران‌های جدی‌تری که آمریکا با آنها روبه‌رو است مانند روسیه و تهاجمش به اوکراین، شرایط اسرائیل و نسل‌کشی این رژیم در غزه و بی‌ثباتی‌های جدی در عراق، افغانستان و یمن کنار بیاید. در واقع برای ترامپ، اگر رئیس‌جمهور شود، مسئله اصلی و اولویت اول ایران نیست.

🔹با این همه همچنان اقتصاد ایران می‌تواند از روی کار آمدن ترامپ آسیب ببیند. جدی‌ترین مسئله ایجاد فضای روانی و افزایش انتظارات تورمی است، همان انتظاراتی که بعد از امضای برجام بر خروج از برجام موجب جهش یکباره نرخ ارز در کشور شد و تبعات آن سیاست‌گذاری‌های اقتصادی اشتباه داخلی بود. از این منظر و با توجه به اهمیت ارز و قیمت نسبی آن در اقتصاد ایران، همچنان از این ناحیه آسیب‌پذیری بالایی وجود دارد. از طرف دیگر اگر اعمال سفت و سخت تحریم‌های قبلی و تنگ‌تر شدن فضای فروش نفت باعث کاهش بیشتر درآمدهای دولت شود، با توجه به کسری بودجه بالایی که هم‌اکنون وجود دارد، قطعاً بدهی دولت به بانک مرکزی و نظام بانکی افزایش می‌یابد و دستاورد دولت سیزدهم در کنترل نقدینگی به شدت در خطر قرار می‌گیرد و نتیجه آن چیزی جز بالا رفتن تورم و در تنگنا قرار گرفتن بیشتر معیشت مردم نیست. ریاست‌جمهوری ترامپ همچنین می‌تواند دسترسی ایران به درآمدهای نفتی خودش را سخت‌تر کند که تشدیدکننده نتایج قبلی خواهد بود.

🔸روی کار آمدن ترامپ همچنین شرکت‌های خارجی را که در چهار سال گذشته تلاش کردند به نحوی با ایران برای فروش کالا یا خرید مواد اولیه و خام و نیمه‌خام ارتباط بگیرند و از فرصت ایران تحریم‌شده بهره ببرند، مجدد زیر فشار خواهد برد و احتمال بالایی وجود دارد که آنها حتی معاملات مخفیانه و پوششی خود را هم با ایران لغو کنند؛ چون یا راهش بسته می‌شود یا ریسک انجام معامله بسیار بالاتر می‌رود.

🔹ارمغان ریاست‌ جمهوری مجدد ترامپ برای اقتصاد ایران افزایش شدید ریسک است. ریسک تجاری و ریسک سرمایه‌گذاری در اقتصاد ایران بالاتر می‌رود و این کار هم سرمایه‌گذاری داخلی و هم سرمایه‌گذاری فعلاً نزدیک به صفر خارجی را بیشتر تحت تاثیر قرار خواهد داد، ضمن اینکه احتمال خروج سرمایه را نیز تقویت خواهد کرد. ترامپ که در دوران گذشته اقتصاد ایران را به تورم و رکود مهمان کرد، در دور جدید هم، اگر رئیس‌جمهور شود، اقتصاد کلان ایران را بی‌ثبات‌تر خواهد کرد. مگر اینکه اتفاقی پیش‌بینی‌نشده یا خارج از انتظار رخ دهد، مانند توافق تندروهای دو کشور با هم که نتیجه آن برای هر دو کشور می‌تواند پرثمر باشد. هم ایران می‌تواند این‌بار بهتر و بیشتر از این توافق میوه بچیند، هم خیال آمریکا از خاورمیانه تا حدود زیادی راحت می‌شود و می‌تواند با تمام قوا به مسئله روسیه و اوکراین رسیدگی کند و برای پنجه انداختن در پنجه چین در حوزه اقتصاد نفس بگیرد؛ حتی فرصت مهار اسرائیل نیز برای آمریکا فراهم می‌شود چون مدعی است خطر ایران را فرونشانده است.
بازنشراز گروه مشاوران اقتصادی وصنعتی
https://t.me/ExecutiveManagement