✳️ دولت چهاردهم و ضرورت بازنگری در توصیه ها
محمدرضا یوسفی/اقتصاددان
✅ دولت چهاردهم در هفتم و نهم مرداد تنفیذ و تحلیف شد. هر گاه دولتی تغییر می کند، موجی از توصیه ها در حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی جریان می یابد. بسیاری از این توصیه ها تکراری است و به ندرت می توان در آنها نکات تازه ای یافت.
🔹 تورم از دهه پنجاه به بعد به جز چند سال، دو رقمی بوده است. کانال تورم در نیمه دوم دهه 90 به سمت بالا شیفت کرده است. از این رو مهار تورم یکی از دغدغه های مهم هر دولتی است.
با تغییر دولت ها، کارشناسان به مدیریت رشد نقدینگی و هدایت نقدینگی جدید به سمت فعالیت های مولد تاکید می کنند. اما با وجود این توصیه ها، رشد نقدینگی در پایان دولتها و به ویژه در دولت سیزدهم مهار نشده، بلکه رشد بیشتری داشته است.
🔹 تا چندی پیش گروهی از کارشناسان، نقش نوسانات نرخ ارز بر تورم را منکر بودند. آنان بر اساس گفته مشهور فریدمن مبنی بر اینکه تورم صرفا یک پدیده پولی است، آن را ناشی از رشد نقدینگی می دانستند. اما با شوک های بعد از خروج امریکا از برجام، نگاه خود را تعدیل کرده و این دیدگاه را ناظر به تبیین روند بلندمدت دانسته و نقش شیفت های نرخ ارز بر نرخ تورم را درکوتاه مدت پذیرفته اند. از این رو به درستی مانند سابق به یکسان سازی نرخ ارز در شرایط جاری تاکید نمی شود.
🔹 همواره از ناترازی بودجه و چگونگی تامین کسری آن به عنوان عامل رشد نقدینگی نام برده شده است. یک توصیه مهم جهت مدیریت نقدینگی، ناترازی بودجه است. از این منظر تامین مالی کسری بودجه از طریق استقراض از بانک مرکزی و یا بانک ها موجب رشد نقدینگی و در نهایت تورم شده است. از این رو همواره در توصیه ها به انضباط مالی دولت تاکید می شود. اما با وجود این توصیه اکید، نه تنها انضباط مالی رخ نداده، بلکه کسری آشکار و پنهان بودجه رشد بیشتری نسبت به گذشته پیدا کرده است.
🔹 یکی دیگر از موضوعات اقتصادی مهم، رشد اقتصادی نزدیک به صفر دهه نود و در نتیجه کاهش حدود 30 درصدی سطح رفاه کشور است. توصیه ها نیز در این مورد زیاد است.
🔹 دولت سیزدهم مدعی افزایش رشد اقتصادی بوده است اما وزن درآمدهای نفت که یک ثروت ملی و خام فروشی است در این رشد کاملا محسوس است.
*بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، در حالیکه رشد بخش درآمد نفت و گاز 20.3 بوده است، رشد بخش کشاورزی منفی 2.2 ، بخش صنعت و معدن به ترتیب مثبت 2.1 و 1.5 بوده است و با همه تبلیغات غیر واقعی بر انجام کارهای زیربنایی توسط دولت سیزدهم، رشد تامین آب، برق و گاز طبیعی منفی 6.1 بوده است و اکنون آثار آن بر همگان روشن شده است.*
🔹 نتیجه اینکه رشد اقتصادی در این دوره رشد با کیفیت نبوده است. حال برای رشد اقتصادی با کیفیت چه باید کرد. اولین توصیه ها همواره افزایش سرمایه گذاری، بهبود فضای کسب و کار، بهبود روابط بین المللی است. اما این اتفاق نمی افتد. برخی نیز دائما بر ضرورت جهت دهی اقتصاد به سمت بخش مولد در تقابل با بخش نامولد و رانتی تاکید دارند اما باز هم چنین اتفاقی رخ نمی دهد.
🔹 یکی دیگر از توصیه ها، اقتدار بانک مرکزی در اتخاذ سیاست های پولی و استقلال آن است. اما این پیشنهاد به دلیل وابستگی شدید سیاست های پولی به سیاست های مالی و همچنین ساختار قانونی موجود، ممکن نبوده و تاکنون نه اراده ای بوده و نه قدمی در این راستا برداشته شده است.
🔹 یکی از موارد کلیدی، فساد سیستماتیک موجود است. در این زمینه نیز توصیه ها فراوان بوده و در برخی موارد نیز قانون وجود دارد اما این فساد در حال عبور از وضعیت سیستماتیک است و مانعی جدی در برابر توسعه کشور بدل شده است.
🔹 یکی دیگر از موارد، ساختار خصولتی اقتصاد ایران و ضرورت توجه به بخش خصوصی است. اما نتایج ناامیدکننده بوده است. علاوه بر محورهای یادشده، می توان موارد بیشتری را بیان داشت.
🔹 اکنون نیز با انبوه توصیه هایی از این دست به دولت چهاردهم مواجهیم. اما به نظر می رسد قبل از تکرار توصیه ها، باید این پرسش را پاسخ داد که چرا این نظرات کارشناسی عملی نشده است. *آنان باید برای چرایی فقدان انضباط مالی دولت، فقدان رشد اقتصادی با کیفیت، چرایی عدم امکان رشد بخش خصوصی و مانند آن اندیشیده و راه هایی برای رفع آن ارائه دهند.*
🔹 موانع نهادی آشکار و پنهان عاملی برای تداوم زنجیره های توسعه نیافتگی است. تصور می شود بازنگری در پیشنهادات با عنایت به اصلاح ریل گذاری ها در سطح مقدورات دولت چهاردهم لازم باشد. تغییر در نگرش ها برای اصلاح وضع موجود در دولت و پیشنهاد دهندگان ضروری است. در غیر این صورت، در بر همان پاشنه خواهد چرخید.
🔹 وضعیت موجود معلول نگرشها و ریل گذاری های فرسوده و عقب برنده است./كانال برنامه ريزي توسعه
https://t.me/ExecutiveManagement
محمدرضا یوسفی/اقتصاددان
✅ دولت چهاردهم در هفتم و نهم مرداد تنفیذ و تحلیف شد. هر گاه دولتی تغییر می کند، موجی از توصیه ها در حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی جریان می یابد. بسیاری از این توصیه ها تکراری است و به ندرت می توان در آنها نکات تازه ای یافت.
🔹 تورم از دهه پنجاه به بعد به جز چند سال، دو رقمی بوده است. کانال تورم در نیمه دوم دهه 90 به سمت بالا شیفت کرده است. از این رو مهار تورم یکی از دغدغه های مهم هر دولتی است.
با تغییر دولت ها، کارشناسان به مدیریت رشد نقدینگی و هدایت نقدینگی جدید به سمت فعالیت های مولد تاکید می کنند. اما با وجود این توصیه ها، رشد نقدینگی در پایان دولتها و به ویژه در دولت سیزدهم مهار نشده، بلکه رشد بیشتری داشته است.
🔹 تا چندی پیش گروهی از کارشناسان، نقش نوسانات نرخ ارز بر تورم را منکر بودند. آنان بر اساس گفته مشهور فریدمن مبنی بر اینکه تورم صرفا یک پدیده پولی است، آن را ناشی از رشد نقدینگی می دانستند. اما با شوک های بعد از خروج امریکا از برجام، نگاه خود را تعدیل کرده و این دیدگاه را ناظر به تبیین روند بلندمدت دانسته و نقش شیفت های نرخ ارز بر نرخ تورم را درکوتاه مدت پذیرفته اند. از این رو به درستی مانند سابق به یکسان سازی نرخ ارز در شرایط جاری تاکید نمی شود.
🔹 همواره از ناترازی بودجه و چگونگی تامین کسری آن به عنوان عامل رشد نقدینگی نام برده شده است. یک توصیه مهم جهت مدیریت نقدینگی، ناترازی بودجه است. از این منظر تامین مالی کسری بودجه از طریق استقراض از بانک مرکزی و یا بانک ها موجب رشد نقدینگی و در نهایت تورم شده است. از این رو همواره در توصیه ها به انضباط مالی دولت تاکید می شود. اما با وجود این توصیه اکید، نه تنها انضباط مالی رخ نداده، بلکه کسری آشکار و پنهان بودجه رشد بیشتری نسبت به گذشته پیدا کرده است.
🔹 یکی دیگر از موضوعات اقتصادی مهم، رشد اقتصادی نزدیک به صفر دهه نود و در نتیجه کاهش حدود 30 درصدی سطح رفاه کشور است. توصیه ها نیز در این مورد زیاد است.
🔹 دولت سیزدهم مدعی افزایش رشد اقتصادی بوده است اما وزن درآمدهای نفت که یک ثروت ملی و خام فروشی است در این رشد کاملا محسوس است.
*بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، در حالیکه رشد بخش درآمد نفت و گاز 20.3 بوده است، رشد بخش کشاورزی منفی 2.2 ، بخش صنعت و معدن به ترتیب مثبت 2.1 و 1.5 بوده است و با همه تبلیغات غیر واقعی بر انجام کارهای زیربنایی توسط دولت سیزدهم، رشد تامین آب، برق و گاز طبیعی منفی 6.1 بوده است و اکنون آثار آن بر همگان روشن شده است.*
🔹 نتیجه اینکه رشد اقتصادی در این دوره رشد با کیفیت نبوده است. حال برای رشد اقتصادی با کیفیت چه باید کرد. اولین توصیه ها همواره افزایش سرمایه گذاری، بهبود فضای کسب و کار، بهبود روابط بین المللی است. اما این اتفاق نمی افتد. برخی نیز دائما بر ضرورت جهت دهی اقتصاد به سمت بخش مولد در تقابل با بخش نامولد و رانتی تاکید دارند اما باز هم چنین اتفاقی رخ نمی دهد.
🔹 یکی دیگر از توصیه ها، اقتدار بانک مرکزی در اتخاذ سیاست های پولی و استقلال آن است. اما این پیشنهاد به دلیل وابستگی شدید سیاست های پولی به سیاست های مالی و همچنین ساختار قانونی موجود، ممکن نبوده و تاکنون نه اراده ای بوده و نه قدمی در این راستا برداشته شده است.
🔹 یکی از موارد کلیدی، فساد سیستماتیک موجود است. در این زمینه نیز توصیه ها فراوان بوده و در برخی موارد نیز قانون وجود دارد اما این فساد در حال عبور از وضعیت سیستماتیک است و مانعی جدی در برابر توسعه کشور بدل شده است.
🔹 یکی دیگر از موارد، ساختار خصولتی اقتصاد ایران و ضرورت توجه به بخش خصوصی است. اما نتایج ناامیدکننده بوده است. علاوه بر محورهای یادشده، می توان موارد بیشتری را بیان داشت.
🔹 اکنون نیز با انبوه توصیه هایی از این دست به دولت چهاردهم مواجهیم. اما به نظر می رسد قبل از تکرار توصیه ها، باید این پرسش را پاسخ داد که چرا این نظرات کارشناسی عملی نشده است. *آنان باید برای چرایی فقدان انضباط مالی دولت، فقدان رشد اقتصادی با کیفیت، چرایی عدم امکان رشد بخش خصوصی و مانند آن اندیشیده و راه هایی برای رفع آن ارائه دهند.*
🔹 موانع نهادی آشکار و پنهان عاملی برای تداوم زنجیره های توسعه نیافتگی است. تصور می شود بازنگری در پیشنهادات با عنایت به اصلاح ریل گذاری ها در سطح مقدورات دولت چهاردهم لازم باشد. تغییر در نگرش ها برای اصلاح وضع موجود در دولت و پیشنهاد دهندگان ضروری است. در غیر این صورت، در بر همان پاشنه خواهد چرخید.
🔹 وضعیت موجود معلول نگرشها و ریل گذاری های فرسوده و عقب برنده است./كانال برنامه ريزي توسعه
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Forwarded from 🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀 (M.Asadabadi)
کتاب: چگونگی شکلگیری یک ابرقدرت اقتصادی
رمزگشایی از صنعتی شدن سریع چین
نویسنده : یی ون
مترجم : حسین صبوری کارخانه
ویراستار : جعفر خیرخواهان
بی تردید خیزش چین و تبدیل این کشور به یک قدرت صنعتی بزرگ اقتصادی از مهم ترین رخدادهای تاریخ اقتصاد جهان پس از انقلاب صنعتی انگلستان در سده هجدهم به شمار می آید.
در این کتاب چرایی شروع فرآیند توسعه صنعتی و اقتصادی در چین واکاوی و چگونگی شکل گیری فرآیند توسعه صنعتی در کشورهای توسعه یافته کنونی از زمان شروع انقلاب صنعتی در انگلستان تاکنون، بررسی می شود.
به كانال برنامه ريزي توسعه بپيونديد
رمزگشایی از صنعتی شدن سریع چین
نویسنده : یی ون
مترجم : حسین صبوری کارخانه
ویراستار : جعفر خیرخواهان
بی تردید خیزش چین و تبدیل این کشور به یک قدرت صنعتی بزرگ اقتصادی از مهم ترین رخدادهای تاریخ اقتصاد جهان پس از انقلاب صنعتی انگلستان در سده هجدهم به شمار می آید.
در این کتاب چرایی شروع فرآیند توسعه صنعتی و اقتصادی در چین واکاوی و چگونگی شکل گیری فرآیند توسعه صنعتی در کشورهای توسعه یافته کنونی از زمان شروع انقلاب صنعتی در انگلستان تاکنون، بررسی می شود.
به كانال برنامه ريزي توسعه بپيونديد
Forwarded from 🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀 (M.Asadabadi)
چرا مهار تورم ضروري است؟
دکتر محمدرضا منجذب
يكي از مهمترين دستوركارهاي مهم دولت جديد مهار تورم است، ضرورتي كه هر اندازه بيشتر از سوي استادان دانشگاهي و اقتصاددانها بر آن تاكيد ميشود كمتر مورد توجه دولتمردان ايراني قرار ميگيرد. براي هر بهبودي در اقتصاد و معيشت ايراني، نرخ تورم بايد مهار شود تا شاخصها در مسير بهبود قرار بگيرد. ريشه بسیاري از ناترازيها در اقتصاد ايران همين نرخ تورم فزاينده است.
مثالهاي زيادي براي دست بردن دولتها در جيب مردم وجود دارد. متاسفانه مسيري كه ماليات بر عايدي در حال طي كردن است، در همين راستا قابل تعريف است. افراد عادي كه قدرت خريد پولشان كاهش داشته و اموالشان دچار تورم شده است، بايد ماليات بدهند. افرادي كه مثلا ملكي را داشته و تورم به آن تلاقي داشته و خود آنها در ايجاد تورم دخيل نبودهاند حالا بايد ماليات بدهند. اين نوع ماليات كه به ماليات بر تورم معروف است، به طور مشخصي و با توجه به سيستم عليالراس حاكم بر تشخيص سازمان مالياتي با افراد عادي تورم زده برخورد خواهد كرد و مالياتي به آنها اصابت خواهد كرد كه بابت آن درآمدي را كسب نكردهاند، بلكه ثروت غيرنقدي آنها تورم زده شده است!
خروجيهای تورم در ايران شامل موارد ذيل است: بيثباتي در اقتصاد ملي بروز نوسان مستمر در آن، كاهش ارزش پول ملي و در نتيجه كاهش قدرت خريد حقوقها و دستمزدهاي ثابت، قدرت خريد درآمدهاي ثابت كاهش مييابد و قدرت خريد درآمدهاي متغير تطابق مييابد، وامگيرندهها منتفع ميشوند، زيرا ارزش وجوه قرض داده شده به دليل تورم كاهش مييابد.
وامدهندهها متضرر ميشوند، زيرا پولي را كه الان وام ميدهند قدرت خريدش بيشتر است تا زماني كه اصل و فرع وام را پس ميگيرند، تورم علامت دهندگي قيمتها را به هم ميزند. در شرايط تورم كم، قيمتها نوعي عنصر علامتدهنده براي تخصيص منابع هستند. قيمت بالاتر در كالاي مشابه نشاندهنده كيفيت برتر است و بالعكس. اما در تورم شديد تناسب قيمتها به هم ميخورد. بياعتمادي مردم در تورم شديد به سياستگذار و نظام اقتصادي افزايش مييابد.
اخلاق مداري در جامعه تضعيف ميشود و ساير مورادي كه تورم بالا در جامعه ايجاد ميكند./متن کامل
به كانال برنامه ريزي توسعه بپيونديد
دکتر محمدرضا منجذب
يكي از مهمترين دستوركارهاي مهم دولت جديد مهار تورم است، ضرورتي كه هر اندازه بيشتر از سوي استادان دانشگاهي و اقتصاددانها بر آن تاكيد ميشود كمتر مورد توجه دولتمردان ايراني قرار ميگيرد. براي هر بهبودي در اقتصاد و معيشت ايراني، نرخ تورم بايد مهار شود تا شاخصها در مسير بهبود قرار بگيرد. ريشه بسیاري از ناترازيها در اقتصاد ايران همين نرخ تورم فزاينده است.
مثالهاي زيادي براي دست بردن دولتها در جيب مردم وجود دارد. متاسفانه مسيري كه ماليات بر عايدي در حال طي كردن است، در همين راستا قابل تعريف است. افراد عادي كه قدرت خريد پولشان كاهش داشته و اموالشان دچار تورم شده است، بايد ماليات بدهند. افرادي كه مثلا ملكي را داشته و تورم به آن تلاقي داشته و خود آنها در ايجاد تورم دخيل نبودهاند حالا بايد ماليات بدهند. اين نوع ماليات كه به ماليات بر تورم معروف است، به طور مشخصي و با توجه به سيستم عليالراس حاكم بر تشخيص سازمان مالياتي با افراد عادي تورم زده برخورد خواهد كرد و مالياتي به آنها اصابت خواهد كرد كه بابت آن درآمدي را كسب نكردهاند، بلكه ثروت غيرنقدي آنها تورم زده شده است!
سوال مهم اين است كه بدون ايجاد درآمد جديد چگونه ميخواهند ماليات را پرداخت كنند؟ ماليات بر خانههاي خالي، خودروها و مسكن ميلياردي و ده ميلياردي هم شباهتي نزديك به اين موضوع دارد. توصيه نگارنده اين است كه به جاي تعبيه چنين مالياتهاي مبهمي كه دست سازمان مالياتي را باز ميكند براي گرفتن مالياتهاي حقه و غيرحقه، سياستگذار با هزينهكردي مناسب و درخور براي تربيت و بازآموزي كادري مجرب و نيز استفاده بهينه از پرسنل مجرب كنوني از آنها بخواهند با عنايت به تجارب مالياتي در كشورهاي مشابه و كشورهاي پيشرفته طرحهايي را ارائه بدهند كه اصول اوليه مالياتي همچون عدالت مالياتي در آن لحاظ شده باشد و ماليات حقه بدون فشار مضاعف بر گرده مردم اخذ شود.
خروجيهای تورم در ايران شامل موارد ذيل است: بيثباتي در اقتصاد ملي بروز نوسان مستمر در آن، كاهش ارزش پول ملي و در نتيجه كاهش قدرت خريد حقوقها و دستمزدهاي ثابت، قدرت خريد درآمدهاي ثابت كاهش مييابد و قدرت خريد درآمدهاي متغير تطابق مييابد، وامگيرندهها منتفع ميشوند، زيرا ارزش وجوه قرض داده شده به دليل تورم كاهش مييابد.
وامدهندهها متضرر ميشوند، زيرا پولي را كه الان وام ميدهند قدرت خريدش بيشتر است تا زماني كه اصل و فرع وام را پس ميگيرند، تورم علامت دهندگي قيمتها را به هم ميزند. در شرايط تورم كم، قيمتها نوعي عنصر علامتدهنده براي تخصيص منابع هستند. قيمت بالاتر در كالاي مشابه نشاندهنده كيفيت برتر است و بالعكس. اما در تورم شديد تناسب قيمتها به هم ميخورد. بياعتمادي مردم در تورم شديد به سياستگذار و نظام اقتصادي افزايش مييابد.
اخلاق مداري در جامعه تضعيف ميشود و ساير مورادي كه تورم بالا در جامعه ايجاد ميكند./متن کامل
به كانال برنامه ريزي توسعه بپيونديد
روزنامه تعادل
چرا مهار تورم ضروري است؟
يكي از مهمترين دستوركارهاي مهم دولت جديد مهار تورم است، ضرورتي كه هر اندازه بيشتر از سوي استادان دانگشاهي و اقتصاددانها بر آن تاكيد ميشود كمتر مورد توجه دولتمردان ايراني قرار ميگيرد. براي هر بهبودي در اقتصاد و معيشت ايراني، نرخ تورم بايد مهار شود تا شاخصها…
✳️ رهبری 1.0 و رهبری 2.0
🔹 رهبری 1.0:
رهبری 1.0 به مدلهای سنتی رهبری اشاره دارد که در دوران صنعتی غالب بودند. این سبک رهبری معمولاً با ویژگیهای زیر شناخته میشود:
۱) سلسله مراتب بالا به پایین:
تصمیمات در بالای سازمان گرفته میشوند و به مراتب پایینتر منتقل میشوند.
۲) فرماندهی و کنترل:
رهبران کنترل و اقتدار خود را بر زیردستان اعمال میکنند و انتظار دارند که آنها اطاعت و تبعیت کنند.
۳) وظیفهمحور:
تمرکز اصلی بر تولید، بهرهوری و دستیابی به اهداف سازمانی است.
۴) بازخورد محدود:
ارتباطات عموماً یکطرفه است، از رهبران به کارکنان، و ورودی کمی از سوی کارکنان دریافت میشود.
۵) ساختارهای سختگیرانه: سازمانها با سلسله مراتب واضح و نقشها و مسئولیتهای مشخص ساختاربندی میشوند.
۶) مسئولیت فردی:
تأکید بر عملکرد و مسئولیت فردی به جای همکاری تیمی است.
🔸رهبری 2.0:
رهبری 2.0 به سمت سبکهای رهبری مدرن، مشارکتی و تطبیقپذیر تغییر یافته است که با عصر دیجیتال و اقتصاد دانش بنیان همسو است. ویژگیهای کلیدی رهبری 2.0 عبارتند از:
۱) سلسله مراتب مسطح:
تأکید بیشتر بر تصمیمگیری غیرمتمرکز و توانمندسازی کارکنان در تمامی سطوح.
۲) همکاری و توانمندسازی:
رهبران به عنوان تسهیلگران و مربیان عمل میکنند و تشویق به کار تیمی و ابتکار عمل کارکنان میکنند.
۳) افراد محور:
تمرکز بر توسعه و پرورش استعدادها، ایجاد فرهنگ سازمانی مثبت و حمایت از رفاه کارکنان.
۴) ارتباطات دوطرفه:
ایجاد کانالهای باز برای بازخورد، گفتگو و ورودی از تمامی اعضای سازمان.
۵) انعطافپذیری و تطبیقپذیری:
تأکید بر چابکی، نوآوری و توانایی سازگاری با شرایط متغیر.
۶) مسئولیت تیمی:
تشویق به مسئولیت جمعی و اهمیت همکاری و اهداف مشترک.
🔺مقایسه و انتقال این دو سبک:
۱) اقتدار در مقابل توانمندسازی:
رهبری 1.0 بر اقتدار و کنترل تکیه دارد، در حالی که رهبری 2.0 به توانمندسازی کارکنان و تشویق به تصمیمگیری مشارکتی تأکید دارد.
۲) ساختار در مقابل انعطافپذیری:
رهبری 1.0 ساختارهای سختگیرانه و سلسله مراتب واضح را ترجیح میدهد، در حالی که رهبری 2.0 ترویج انعطافپذیری و تطبیقپذیری را دنبال میکند.
۳) وظیفه در مقابل افراد:
رهبری 1.0 وظیفهمحور است و بر بهرهوری و کارایی تمرکز دارد. در مقابل، رهبری 2.0 افرادمحور است و توسعه و رفاه کارکنان را در اولویت قرار میدهد.
🔺خلاصه این که؛
انتقال از رهبری 1.0 به رهبری 2.0 بازتابدهنده تغییرات گستردهتر اجتماعی و فناورانه است، از جمله ظهور اقتصاد دانش، جهانیسازی و تأثیر تحول دیجیتال بر نحوه عملکرد و رقابت سازمانها./بنیاد هم آفرینی آینده
https://t.me/ExecutiveManagement
🔹 رهبری 1.0:
رهبری 1.0 به مدلهای سنتی رهبری اشاره دارد که در دوران صنعتی غالب بودند. این سبک رهبری معمولاً با ویژگیهای زیر شناخته میشود:
۱) سلسله مراتب بالا به پایین:
تصمیمات در بالای سازمان گرفته میشوند و به مراتب پایینتر منتقل میشوند.
۲) فرماندهی و کنترل:
رهبران کنترل و اقتدار خود را بر زیردستان اعمال میکنند و انتظار دارند که آنها اطاعت و تبعیت کنند.
۳) وظیفهمحور:
تمرکز اصلی بر تولید، بهرهوری و دستیابی به اهداف سازمانی است.
۴) بازخورد محدود:
ارتباطات عموماً یکطرفه است، از رهبران به کارکنان، و ورودی کمی از سوی کارکنان دریافت میشود.
۵) ساختارهای سختگیرانه: سازمانها با سلسله مراتب واضح و نقشها و مسئولیتهای مشخص ساختاربندی میشوند.
۶) مسئولیت فردی:
تأکید بر عملکرد و مسئولیت فردی به جای همکاری تیمی است.
🔸رهبری 2.0:
رهبری 2.0 به سمت سبکهای رهبری مدرن، مشارکتی و تطبیقپذیر تغییر یافته است که با عصر دیجیتال و اقتصاد دانش بنیان همسو است. ویژگیهای کلیدی رهبری 2.0 عبارتند از:
۱) سلسله مراتب مسطح:
تأکید بیشتر بر تصمیمگیری غیرمتمرکز و توانمندسازی کارکنان در تمامی سطوح.
۲) همکاری و توانمندسازی:
رهبران به عنوان تسهیلگران و مربیان عمل میکنند و تشویق به کار تیمی و ابتکار عمل کارکنان میکنند.
۳) افراد محور:
تمرکز بر توسعه و پرورش استعدادها، ایجاد فرهنگ سازمانی مثبت و حمایت از رفاه کارکنان.
۴) ارتباطات دوطرفه:
ایجاد کانالهای باز برای بازخورد، گفتگو و ورودی از تمامی اعضای سازمان.
۵) انعطافپذیری و تطبیقپذیری:
تأکید بر چابکی، نوآوری و توانایی سازگاری با شرایط متغیر.
۶) مسئولیت تیمی:
تشویق به مسئولیت جمعی و اهمیت همکاری و اهداف مشترک.
🔺مقایسه و انتقال این دو سبک:
۱) اقتدار در مقابل توانمندسازی:
رهبری 1.0 بر اقتدار و کنترل تکیه دارد، در حالی که رهبری 2.0 به توانمندسازی کارکنان و تشویق به تصمیمگیری مشارکتی تأکید دارد.
۲) ساختار در مقابل انعطافپذیری:
رهبری 1.0 ساختارهای سختگیرانه و سلسله مراتب واضح را ترجیح میدهد، در حالی که رهبری 2.0 ترویج انعطافپذیری و تطبیقپذیری را دنبال میکند.
۳) وظیفه در مقابل افراد:
رهبری 1.0 وظیفهمحور است و بر بهرهوری و کارایی تمرکز دارد. در مقابل، رهبری 2.0 افرادمحور است و توسعه و رفاه کارکنان را در اولویت قرار میدهد.
🔺خلاصه این که؛
انتقال از رهبری 1.0 به رهبری 2.0 بازتابدهنده تغییرات گستردهتر اجتماعی و فناورانه است، از جمله ظهور اقتصاد دانش، جهانیسازی و تأثیر تحول دیجیتال بر نحوه عملکرد و رقابت سازمانها./بنیاد هم آفرینی آینده
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ سه دلیل عمده ناکارآمدی بوروکراسی سطح خیابان!!
علاءالدین رفیع زاده/كارشناس ارشد نظام اداری و حكمرانی
✅ قصد من از نگارش این یادداشت بررسی موضوع از نگاه علوم اداری و مدیریتی و فرایند ارائه خدمات به مردم از سوی دستگاه های عملیاتی و بوروکراسی حاکم در این سطح، که محققین آن را تحت عنوان بوروکراسی سطح خیابان یاد می کنند، هست، نه به عنوان مسئله مالی یا اقتصادی. در خصوص موضوع بوروکراسی سطح خیابان یادداشت های مختلفی قبلا نوشته ام، این که بوروکرات هایی که در سطح عملیات و ارائه خدمات مستقیم به مردم کار می کنند، چقدر می توانند در رضایتمندی مردم، اعتماد مردم، امیدآفرینی و ... موثر باشند، لذا در این یادداشت سه علت اصلی ناکارآمدی بوروکراسی سطح خیابان را مورد بحث قرار می دهم و در انتها چهار مقاله مرتبط در این رابطه را برای مطالعه بیشتر بارگزاری می کنم.
١- درک درستی از نقش و اهمیت بوروکراسی سطح خیابان در نظام اداری و مدیریتی به ویژه واحدهای خدمات عمومی وجود ندارد.مفاهیمی مثل رضایتمندی مردم از خدمات دولت، اعتماد مردم به دولت و ... از جمله مفاهیمی هستند که در تمام کشورها و دولت ها مورد توجه بوده و کارگزاران دولت به ویژه کارگزاران حوزه های خدمات عمومی سعی در درک صحیح و انجام اقدام های عملی در جهت بهبود آن هستند. پر واضح است که خدمت گیرندگان در سطوح عملیاتی با مواجه شدن با فرایند معیوب خدمت رسانی از سوی واحدهای عملیاتی مثل شعبات بانک که در پاراگراف قبلی مورد بحث قرار گرفت، تعابیر و برداشت خودشان را دارند که به احتمال قریب به یقین به هیچ وجه این نوع برداشت ها، در ذهن مدیران بانک ها در فرایند برنامه ریزی نبوده بلکه این نوع برداشت ها به نوعی محصول جانبی (By-product) تصمیمات ناقص آن هاست که بروز و ظهور پیدا کرده است. برای مثال ممکن است افرادی با مشاهده این که؛ پول نو در بانک ها وجود ندارد ولی در شبکه های اجتماعی خرید و فروش می شود، این برداشت را داشته باشند که هدف بانک ها ایجاد بازار فروش پول نو برای عده ای خاص باشد!!! یا برخی این برداشت را داشته باشد که دولت از طریق بانک ها به دنبال جلوگیری از عرضه پول نقد است تا زمینه دریافت مالیات از تراکنش های بانکی را پررنگ نماید!! و ... این در حالی است که ممکن است عدم توزیع متوازن پول در شعبات بانک ها صرفا ناشی از عدم برنامه ریزی صحیح مدیر ذیربط باشد. اما در هر حال ملاحظه می شود که دریافت کننده خدمت، بدون دانستن نیت واقعی ارائه دهندگان خدمت، برداشت های خود را داشته و ممکن است همان برداشت را در شبکه های اجتماعی مورد تبیین قرار دهد و موجب ایجاد واقعیت توهمی (Hyper-Reality) شود که مورد نظر هیچ کدام از مدیران نبوده است. لذا وجود درک صحیح از واحدهای عملیاتی ارائه دهندگان خدمت به مردم و بوروکراسی حاکم در آن، یکی از ضروریاتی است که مدیران این نوع واحدها بایستی مجهز به آن باشند.
٢- انتخاب و انتصاب مدیران و کارکنان به منظور ارائه خدمات در واحدهای عملیاتی، بدون در نظر گرفتن شرایط و ویژگی های این نوع واحد ها صورت می گیرد- مهم ترین ویژگی واحدهای عملیاتی این است که روزانه مواجه با مراجعات مختلف آحاد مردم، با اخلاق، رفتار و انتظارات متفاوت است لذا به منظور پاسخگویی به این نیاز، ناگزیر از بکارگیری افراد متناسب با شرایط مذکور هستیم. بدیهی است عدم لحاظ این ویژگی در بکارگیری افراد در این نوع واحدها، آثار زیانباری را در اعتماد و رضایتمندی مردم خواهد داشت.
در کنار این مسأله کارکنان مختلف نیز دارای قابلیتها و ویژگیهای متفاوتی هستند و در صورتی که این قابلیتها و ویژگیها در مسیر صحیحی به کار گرفته شوند، علاوه بر این که موجبات رشد و پویایی افراد را در سازمان فراهم مینماید، بستر لازم برای بهبود عملکرد سازمان در تمام زمینه ها را نیز ایجاد می کند. واقعیت این است که امروزه در بسیاری از سازمان ها، نارضایتی شغلی در بین افراد بسیار بالا است؛ به گونهای که برخی افراد احساس بیهودگی و ناکارآمدی میکنند. یکی از علل مهم این نارضایتیها عدم تناسب میان شغل، سازمان و شاغل می باشد. این عدم تناسب علاوه بر اینکه موجب میشود فرد نتواند از حداکثر توانایی های خود استفاده بهینه کند، باعث کاهش اثربخشی و کارایی سازمانها نیز می شود. در نتیجه ضروری است سازمانها ضمن ارزیابی قابلیتها و ویژگیهای افراد و نیازمندیها و اقتضائات مشاغل، تناسب فرد با مشاغل مختلف را مورد بررسی قرار دهند، و بر این اساس، فرد را در مسیر صحیح شغلی هدایت کنند. شایان ذکر است مدلها، ابزارها و تست های مختلفی در این زمینه وجود دارد که می تواند مورد استفاده واحدهای منابع انسانی قرار گیرد.
علاءالدین رفیع زاده/كارشناس ارشد نظام اداری و حكمرانی
✅ قصد من از نگارش این یادداشت بررسی موضوع از نگاه علوم اداری و مدیریتی و فرایند ارائه خدمات به مردم از سوی دستگاه های عملیاتی و بوروکراسی حاکم در این سطح، که محققین آن را تحت عنوان بوروکراسی سطح خیابان یاد می کنند، هست، نه به عنوان مسئله مالی یا اقتصادی. در خصوص موضوع بوروکراسی سطح خیابان یادداشت های مختلفی قبلا نوشته ام، این که بوروکرات هایی که در سطح عملیات و ارائه خدمات مستقیم به مردم کار می کنند، چقدر می توانند در رضایتمندی مردم، اعتماد مردم، امیدآفرینی و ... موثر باشند، لذا در این یادداشت سه علت اصلی ناکارآمدی بوروکراسی سطح خیابان را مورد بحث قرار می دهم و در انتها چهار مقاله مرتبط در این رابطه را برای مطالعه بیشتر بارگزاری می کنم.
١- درک درستی از نقش و اهمیت بوروکراسی سطح خیابان در نظام اداری و مدیریتی به ویژه واحدهای خدمات عمومی وجود ندارد.مفاهیمی مثل رضایتمندی مردم از خدمات دولت، اعتماد مردم به دولت و ... از جمله مفاهیمی هستند که در تمام کشورها و دولت ها مورد توجه بوده و کارگزاران دولت به ویژه کارگزاران حوزه های خدمات عمومی سعی در درک صحیح و انجام اقدام های عملی در جهت بهبود آن هستند. پر واضح است که خدمت گیرندگان در سطوح عملیاتی با مواجه شدن با فرایند معیوب خدمت رسانی از سوی واحدهای عملیاتی مثل شعبات بانک که در پاراگراف قبلی مورد بحث قرار گرفت، تعابیر و برداشت خودشان را دارند که به احتمال قریب به یقین به هیچ وجه این نوع برداشت ها، در ذهن مدیران بانک ها در فرایند برنامه ریزی نبوده بلکه این نوع برداشت ها به نوعی محصول جانبی (By-product) تصمیمات ناقص آن هاست که بروز و ظهور پیدا کرده است. برای مثال ممکن است افرادی با مشاهده این که؛ پول نو در بانک ها وجود ندارد ولی در شبکه های اجتماعی خرید و فروش می شود، این برداشت را داشته باشند که هدف بانک ها ایجاد بازار فروش پول نو برای عده ای خاص باشد!!! یا برخی این برداشت را داشته باشد که دولت از طریق بانک ها به دنبال جلوگیری از عرضه پول نقد است تا زمینه دریافت مالیات از تراکنش های بانکی را پررنگ نماید!! و ... این در حالی است که ممکن است عدم توزیع متوازن پول در شعبات بانک ها صرفا ناشی از عدم برنامه ریزی صحیح مدیر ذیربط باشد. اما در هر حال ملاحظه می شود که دریافت کننده خدمت، بدون دانستن نیت واقعی ارائه دهندگان خدمت، برداشت های خود را داشته و ممکن است همان برداشت را در شبکه های اجتماعی مورد تبیین قرار دهد و موجب ایجاد واقعیت توهمی (Hyper-Reality) شود که مورد نظر هیچ کدام از مدیران نبوده است. لذا وجود درک صحیح از واحدهای عملیاتی ارائه دهندگان خدمت به مردم و بوروکراسی حاکم در آن، یکی از ضروریاتی است که مدیران این نوع واحدها بایستی مجهز به آن باشند.
٢- انتخاب و انتصاب مدیران و کارکنان به منظور ارائه خدمات در واحدهای عملیاتی، بدون در نظر گرفتن شرایط و ویژگی های این نوع واحد ها صورت می گیرد- مهم ترین ویژگی واحدهای عملیاتی این است که روزانه مواجه با مراجعات مختلف آحاد مردم، با اخلاق، رفتار و انتظارات متفاوت است لذا به منظور پاسخگویی به این نیاز، ناگزیر از بکارگیری افراد متناسب با شرایط مذکور هستیم. بدیهی است عدم لحاظ این ویژگی در بکارگیری افراد در این نوع واحدها، آثار زیانباری را در اعتماد و رضایتمندی مردم خواهد داشت.
در کنار این مسأله کارکنان مختلف نیز دارای قابلیتها و ویژگیهای متفاوتی هستند و در صورتی که این قابلیتها و ویژگیها در مسیر صحیحی به کار گرفته شوند، علاوه بر این که موجبات رشد و پویایی افراد را در سازمان فراهم مینماید، بستر لازم برای بهبود عملکرد سازمان در تمام زمینه ها را نیز ایجاد می کند. واقعیت این است که امروزه در بسیاری از سازمان ها، نارضایتی شغلی در بین افراد بسیار بالا است؛ به گونهای که برخی افراد احساس بیهودگی و ناکارآمدی میکنند. یکی از علل مهم این نارضایتیها عدم تناسب میان شغل، سازمان و شاغل می باشد. این عدم تناسب علاوه بر اینکه موجب میشود فرد نتواند از حداکثر توانایی های خود استفاده بهینه کند، باعث کاهش اثربخشی و کارایی سازمانها نیز می شود. در نتیجه ضروری است سازمانها ضمن ارزیابی قابلیتها و ویژگیهای افراد و نیازمندیها و اقتضائات مشاغل، تناسب فرد با مشاغل مختلف را مورد بررسی قرار دهند، و بر این اساس، فرد را در مسیر صحیح شغلی هدایت کنند. شایان ذکر است مدلها، ابزارها و تست های مختلفی در این زمینه وجود دارد که می تواند مورد استفاده واحدهای منابع انسانی قرار گیرد.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
ادامه👆👇
٣- نظارت، ارزیابی و به تبع آن ایجاد انگیزه در بوروکرات های سطح خیابان ضعیف است.دو ایراد اساسی در نظام نظارت و ارزیابی کارکنان، به ویژه کارکنان واحدهای عملیاتی وجود دارد.
اولین ایراد مربوط به اعتقاد مدیران برای ارزیابی صحیح کارمندان و عملیاتی نمودن آن است که معمولا به درستی انجام نمی شود. و می توان گفت، نمرات ارزیابی کارکنان تقریبا با نگاه کمک و غیر واقعی داده می شود. شاید کمتر مدیری پیدا شود که نمره ارزیابی کارمند خود را کمتر از 90 درصد بدهد!!
دومین ایراد مربوط به ضعف مکانیزم های انگیزشی مبتنی بر عملکرد است. البته این مسأله تحت تاثیر ایراد اول قرار دارد و به نحوی وجود ایراد اول زمینه وجود ایراد دوم را نیز فراهم می کند. در هر حال وجود نظام انگیزشی مناسب و این که بوروکرات های سطح خیابان زمینه رشد و توسعه همه جانبه خود را در عملکرد مناسب خود ببینند، وجود ندارد.
برای مطالعه بیشتر به منابع زیر مراجعه شود؛
https://rafiezadeh.ir/othrpgs.php?pgid=99&rcid=45
https://t.me/ExecutiveManagement
٣- نظارت، ارزیابی و به تبع آن ایجاد انگیزه در بوروکرات های سطح خیابان ضعیف است.دو ایراد اساسی در نظام نظارت و ارزیابی کارکنان، به ویژه کارکنان واحدهای عملیاتی وجود دارد.
اولین ایراد مربوط به اعتقاد مدیران برای ارزیابی صحیح کارمندان و عملیاتی نمودن آن است که معمولا به درستی انجام نمی شود. و می توان گفت، نمرات ارزیابی کارکنان تقریبا با نگاه کمک و غیر واقعی داده می شود. شاید کمتر مدیری پیدا شود که نمره ارزیابی کارمند خود را کمتر از 90 درصد بدهد!!
دومین ایراد مربوط به ضعف مکانیزم های انگیزشی مبتنی بر عملکرد است. البته این مسأله تحت تاثیر ایراد اول قرار دارد و به نحوی وجود ایراد اول زمینه وجود ایراد دوم را نیز فراهم می کند. در هر حال وجود نظام انگیزشی مناسب و این که بوروکرات های سطح خیابان زمینه رشد و توسعه همه جانبه خود را در عملکرد مناسب خود ببینند، وجود ندارد.
برای مطالعه بیشتر به منابع زیر مراجعه شود؛
https://rafiezadeh.ir/othrpgs.php?pgid=99&rcid=45
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ هفت تعریف "استراتژی" از نگاه بزرگان مدیریت
1️⃣ جک ولش
استراتژی یعنی این که ما تصمیم های شفاف و دقیق در مورد نحوه رقابت با دیگران بگیریم.
2️⃣ مایکل پورتر
استراتژی یعنی اینکه کاری که دیگران انجام می دهند را با منابع کمتر (کاراتر) انجام دهیم و کارهایی انجام دهیم که هیچ کس غیر از ما انجام نمی دهد.
3️⃣ شرون اوستِر
استراتژی داشتن یعنی وقتی مجموعه تصمیمات ما دیده می شود، بتوان الگوی خاصی را در آن مشاهده کرد.
4️⃣ آلفرد چندلر
استراتژی یعنی تعیین هدف های دراز مدت در سازمان و آماده کردن برنامه های فعالیتی مناسب و تخصیص دادن منابع مورد نیاز برای تحقق این اهداف.
5️⃣ هافر و شندل
استراتژی یعنی فعالیت هایی که تأمین کننده هماهنگی بین منابع داخلی و قابلیت های سازمان با فرصت و تهدیدهای محیط بیرونی است.
6️⃣ مینزبرگ
مینتزبرگ معتقد است که مفاهیمی چون استراتژی را نمی توان در قالب یک تعریف استراتژی آورد و باید تعاریف مختلفی را برای آن پذیرفت.
وی برای تعریف استراتژی پنج ویژگی پیشنهاد می کند:
🔹 استراتژی به عنوان برنامه
🔹 استراتژی به عنوان شگرد
🔹 استراتژی به عنوان الگو
🔹 استراتژی به عنوان جایگاه
🔹 استراتژی به عنوان دیدگاه
7️⃣ پیسانو
پیسانو بیان می کند که استراتژی هیچ چیز به جز تعهد به یک الگوی رفتاری مشخص به منظور پیروی در یک رقابت نبوده و به یک فرض اساسی منتج می شود که عبارت است از اینکه چه چیزی موجب پیروزی می شود.
https://t.me/ExecutiveManagement
1️⃣ جک ولش
استراتژی یعنی این که ما تصمیم های شفاف و دقیق در مورد نحوه رقابت با دیگران بگیریم.
2️⃣ مایکل پورتر
استراتژی یعنی اینکه کاری که دیگران انجام می دهند را با منابع کمتر (کاراتر) انجام دهیم و کارهایی انجام دهیم که هیچ کس غیر از ما انجام نمی دهد.
3️⃣ شرون اوستِر
استراتژی داشتن یعنی وقتی مجموعه تصمیمات ما دیده می شود، بتوان الگوی خاصی را در آن مشاهده کرد.
4️⃣ آلفرد چندلر
استراتژی یعنی تعیین هدف های دراز مدت در سازمان و آماده کردن برنامه های فعالیتی مناسب و تخصیص دادن منابع مورد نیاز برای تحقق این اهداف.
5️⃣ هافر و شندل
استراتژی یعنی فعالیت هایی که تأمین کننده هماهنگی بین منابع داخلی و قابلیت های سازمان با فرصت و تهدیدهای محیط بیرونی است.
6️⃣ مینزبرگ
مینتزبرگ معتقد است که مفاهیمی چون استراتژی را نمی توان در قالب یک تعریف استراتژی آورد و باید تعاریف مختلفی را برای آن پذیرفت.
وی برای تعریف استراتژی پنج ویژگی پیشنهاد می کند:
🔹 استراتژی به عنوان برنامه
🔹 استراتژی به عنوان شگرد
🔹 استراتژی به عنوان الگو
🔹 استراتژی به عنوان جایگاه
🔹 استراتژی به عنوان دیدگاه
7️⃣ پیسانو
پیسانو بیان می کند که استراتژی هیچ چیز به جز تعهد به یک الگوی رفتاری مشخص به منظور پیروی در یک رقابت نبوده و به یک فرض اساسی منتج می شود که عبارت است از اینکه چه چیزی موجب پیروزی می شود.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Tech.trends.outlook2024.pdf
16.8 MB
گزارش چشمانداز فناوریهای دیجیتال مکنزی ۲۰۲۴
✳️ گزارش چشمانداز فناوریهای دیجیتال مکنزی ۲۰۲۴
با رویکردی تحلیلی و آیندهنگر، تحولات شگرف فناوری در سال ۲۰۲۴
✅ این گزارش که توسط یکی از معتبرترین شرکتهای مشاوره مدیریت جهان تهیه شده است، با شناسایی دقیق ۱۵ روند کلیدی در حوزه دیجیتال، نقشه راهی جامع برای سازمانها و کسبوکارها ارائه میدهد.
با مطالعه این گزارش، تصمیمگیران میتوانند استراتژیهای بلندمدت خود را با توجه به تحولات سریع فناوری دیجیتال تنظیم کرده و سازمان خود را برای آیندهای پر از نوآوری آماده کنند. این گزارش با استفاده از دادههای دقیق و تحلیلهای عمیق، به سازمانها کمک میکند تا فرصتهای نوظهور را شناسایی کرده و چالشهای پیش رو را مدیریت کنند."
اهم یافته های حاصل ازین گزارش را مختصرا بیان می کنم:
⬅️هوش مصنوعی مولد: موتور محرک نوآوری: هوش مصنوعی مولد با توانایی خلق محتواهای جدید و پیچیده، به عنوان قدرتمندترین نیروی محرک نوآوری در سال 2024 شناخته شده است. این فناوری با کاربرد در صنایع مختلف از جمله خلاقیت، طراحی و پزشکی، تحولات شگرفی را رقم خواهد زد.
⬅️انرژیهای تجدیدپذیر: مسیری به سوی پایداری: با توجه به نگرانیهای جهانی در مورد تغییرات اقلیمی، سرمایهگذاری در انرژیهای پاک به عنوان یک اولویت جهانی مطرح شده است. این روند نه تنها به حفظ محیط زیست کمک میکند، بلکه فرصتهای شغلی و اقتصادی جدیدی را نیز ایجاد خواهد کرد.
⬅️اهمیت مهارتهای دیجیتال: در دنیای فناوری در حال تحول، توسعه مهارتهای دیجیتال به عنوان یک ضرورت مطرح میشود. کسبوکارها برای حفظ رقابتپذیری باید در آموزش و ارتقای مهارتهای کارکنان خود سرمایهگذاری کنند.
⬅️چالشهای پیچیده: در کنار فرصتهای فراوان، چالشهایی مانند شکاف دیجیتالی، امنیت_سایبری، مسائل اخلاقی و بیکاری ناشی از اتوماسیون نیز وجود دارند که نیازمند توجه جدی هستند.
گزارش مکنزی با تقسیم 15 روند کلیدی به پنج دسته، درک بهتری از چشمانداز فناوری ارائه میدهد:
۱-انقلاب هوش مصنوعی: این دسته به تحولات بنیادین در حوزه هوش_مصنوعی میپردازد و بر نقش کلیدی هوش مصنوعی مولد در ایجاد نوآوریهای جدید تأکید دارد.
۲-ساخت آینده دیجیتال: این دسته به زیرساختهای نرمافزاری و امنیتی مورد نیاز برای ایجاد یک دنیای دیجیتال قدرتمند و ایمن میپردازد.
۳-محاسبات و اتصال پیشرفته: این دسته به نوآوریهای سختافزاری و زیرساختهای ارتباطی میپردازد و بر اهمیت رایانش کوانتومی و اینترنت اشیا تأکید دارد.
۴-مهندسی پیشرفته: این دسته به پیشرفتهای صورت گرفته در زمینه مهندسی مواد، مکانیک و سایر رشتههای مرتبط میپردازد و فناوریهای رباتیک و فضایی را به عنوان نمونههایی از این پیشرفتها معرفی میکند.
۵-دنیای پایدار: این دسته بر اهمیت پایداری و فناوریهای مرتبط با محیط زیست تأکید دارد و انرژیهای تجدیدپذیر و فناوریهای زیستمحیطی را به عنوان راهکارهایی برای مقابله با تغییرات اقلیمی معرفی میکند.
گزارش مکنزی بر اهمیت فناوریهای تاب آوری با تغییرات اقلیمی فراتر از الکتریسیته و انرژیهای تجدیدپذیر تاکید میکند. این فناوریها برای دستیابی به اهداف کاهش کربن و ساخت یک آینده پایدار بسیار حیاتی هستند./كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
با رویکردی تحلیلی و آیندهنگر، تحولات شگرف فناوری در سال ۲۰۲۴
✅ این گزارش که توسط یکی از معتبرترین شرکتهای مشاوره مدیریت جهان تهیه شده است، با شناسایی دقیق ۱۵ روند کلیدی در حوزه دیجیتال، نقشه راهی جامع برای سازمانها و کسبوکارها ارائه میدهد.
با مطالعه این گزارش، تصمیمگیران میتوانند استراتژیهای بلندمدت خود را با توجه به تحولات سریع فناوری دیجیتال تنظیم کرده و سازمان خود را برای آیندهای پر از نوآوری آماده کنند. این گزارش با استفاده از دادههای دقیق و تحلیلهای عمیق، به سازمانها کمک میکند تا فرصتهای نوظهور را شناسایی کرده و چالشهای پیش رو را مدیریت کنند."
اهم یافته های حاصل ازین گزارش را مختصرا بیان می کنم:
⬅️هوش مصنوعی مولد: موتور محرک نوآوری: هوش مصنوعی مولد با توانایی خلق محتواهای جدید و پیچیده، به عنوان قدرتمندترین نیروی محرک نوآوری در سال 2024 شناخته شده است. این فناوری با کاربرد در صنایع مختلف از جمله خلاقیت، طراحی و پزشکی، تحولات شگرفی را رقم خواهد زد.
⬅️انرژیهای تجدیدپذیر: مسیری به سوی پایداری: با توجه به نگرانیهای جهانی در مورد تغییرات اقلیمی، سرمایهگذاری در انرژیهای پاک به عنوان یک اولویت جهانی مطرح شده است. این روند نه تنها به حفظ محیط زیست کمک میکند، بلکه فرصتهای شغلی و اقتصادی جدیدی را نیز ایجاد خواهد کرد.
⬅️اهمیت مهارتهای دیجیتال: در دنیای فناوری در حال تحول، توسعه مهارتهای دیجیتال به عنوان یک ضرورت مطرح میشود. کسبوکارها برای حفظ رقابتپذیری باید در آموزش و ارتقای مهارتهای کارکنان خود سرمایهگذاری کنند.
⬅️چالشهای پیچیده: در کنار فرصتهای فراوان، چالشهایی مانند شکاف دیجیتالی، امنیت_سایبری، مسائل اخلاقی و بیکاری ناشی از اتوماسیون نیز وجود دارند که نیازمند توجه جدی هستند.
گزارش مکنزی با تقسیم 15 روند کلیدی به پنج دسته، درک بهتری از چشمانداز فناوری ارائه میدهد:
۱-انقلاب هوش مصنوعی: این دسته به تحولات بنیادین در حوزه هوش_مصنوعی میپردازد و بر نقش کلیدی هوش مصنوعی مولد در ایجاد نوآوریهای جدید تأکید دارد.
۲-ساخت آینده دیجیتال: این دسته به زیرساختهای نرمافزاری و امنیتی مورد نیاز برای ایجاد یک دنیای دیجیتال قدرتمند و ایمن میپردازد.
۳-محاسبات و اتصال پیشرفته: این دسته به نوآوریهای سختافزاری و زیرساختهای ارتباطی میپردازد و بر اهمیت رایانش کوانتومی و اینترنت اشیا تأکید دارد.
۴-مهندسی پیشرفته: این دسته به پیشرفتهای صورت گرفته در زمینه مهندسی مواد، مکانیک و سایر رشتههای مرتبط میپردازد و فناوریهای رباتیک و فضایی را به عنوان نمونههایی از این پیشرفتها معرفی میکند.
۵-دنیای پایدار: این دسته بر اهمیت پایداری و فناوریهای مرتبط با محیط زیست تأکید دارد و انرژیهای تجدیدپذیر و فناوریهای زیستمحیطی را به عنوان راهکارهایی برای مقابله با تغییرات اقلیمی معرفی میکند.
گزارش مکنزی بر اهمیت فناوریهای تاب آوری با تغییرات اقلیمی فراتر از الکتریسیته و انرژیهای تجدیدپذیر تاکید میکند. این فناوریها برای دستیابی به اهداف کاهش کربن و ساخت یک آینده پایدار بسیار حیاتی هستند./كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ چرخش از رویکرد منبع - محوری به امکان - محوری در کسبوکار
Turning from Resource-Oriented to Possibility- Oriented
✅ چرخش از رویکرد منبعمحوری به رویکرد امکانمحوری به معنی تغییر تمرکز از مدیریت و استفاده بهینه از منابع موجود به شناسایی و بهرهبرداری از فرصتها و امکانات جدید برای دستیابی به اهداف و ایجاد ارزش افزوده بیشتر است.
*رویکرد منابعمحور*
رویکرد منابعمحور بر استفاده بهینه و کارآمد از منابع موجود (مانند سرمایه، نیروی کار، مواد اولیه و زمان) تمرکز دارد. ویژگیهای اصلی این رویکرد عبارتند از:
۱) مدیریت منابع:
استفاده موثر و بهینه از منابع در دسترس برای رسیدن به اهداف تعیین شده.
۲) بهینهسازی:
کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری از طریق بهینهسازی فرآیندها و استفاده از تکنیکهای مدیریت منابع.
۳) کنترل و نظارت:
پیادهسازی سیستمهای نظارتی برای اطمینان از استفاده درست و کارآمد از منابع.
۴) تمرکز بر محدودیتها:
در نظر گرفتن محدودیتهای موجود و تلاش برای کارایی بیشتر در چارچوب این محدودیتها.
*رویکرد امکانمحور*
رویکرد امکانمحور بر شناسایی و استفاده از فرصتها و امکانات جدید برای نوآوری و رشد تمرکز دارد. ویژگیهای اصلی این رویکرد عبارتند از:
۱) شناسایی فرصتها:
جستجو و شناسایی فرصتها و امکانات جدید برای بهبود و توسعه.
۲) نوآوری:
تشویق به خلاقیت و نوآوری برای یافتن راههای جدید و بهتر برای دستیابی به اهداف.
۳) انعطافپذیری:
توانایی تطبیق و پاسخگویی به تغییرات و شرایط جدید.
۴) چشمانداز بلندمدت:
توجه به اهداف بلندمدت و استراتژیک و تمرکز بر ایجاد ارزش پایدار.
تفاوتها و اهمیت چرخش:
۱) تمرکز بر منابع در مقابل فرصتها:
در رویکرد منابعمحور تمرکز بر استفاده بهینه از منابع موجود است، در حالی که در رویکرد امکانمحور تمرکز بر شناسایی و بهرهبرداری از فرصتها و امکانات جدید است.
۲) کارایی در مقابل نوآوری:
رویکرد منابعمحور به بهینهسازی و کارایی توجه دارد، در حالی که رویکرد امکانمحور بر نوآوری و خلق ارزش جدید تمرکز میکند.
۳) محدودیتها در مقابل امکانات:
رویکرد منبعمحور به محدودیتها و استفاده بهینه از منابع موجود توجه دارد، در حالی که رویکرد امکانمحور به امکانات و فرصتهای جدید برای رشد و توسعه میپردازد.
نتیجهگیری:
چرخش از رویکرد منبعمحور به رویکرد امکانمحور به ما امکان میدهد تا از فرصتها و امکانات جدید بهرهبرداری کرده و به نوآوری و رشد پایدار دست یابیم. این تغییر رویکرد به سازمانها کمک میکند تا در محیطهای پویا و پیچیده، نه تنها کارا بلکه اثربخش و نوآور باشند و به اهداف و چشماندازهای بلندمدت خود دست یابند.بنیادهم آفرینی آینده
https://t.me/ExecutiveManagement
Turning from Resource-Oriented to Possibility- Oriented
✅ چرخش از رویکرد منبعمحوری به رویکرد امکانمحوری به معنی تغییر تمرکز از مدیریت و استفاده بهینه از منابع موجود به شناسایی و بهرهبرداری از فرصتها و امکانات جدید برای دستیابی به اهداف و ایجاد ارزش افزوده بیشتر است.
*رویکرد منابعمحور*
رویکرد منابعمحور بر استفاده بهینه و کارآمد از منابع موجود (مانند سرمایه، نیروی کار، مواد اولیه و زمان) تمرکز دارد. ویژگیهای اصلی این رویکرد عبارتند از:
۱) مدیریت منابع:
استفاده موثر و بهینه از منابع در دسترس برای رسیدن به اهداف تعیین شده.
۲) بهینهسازی:
کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری از طریق بهینهسازی فرآیندها و استفاده از تکنیکهای مدیریت منابع.
۳) کنترل و نظارت:
پیادهسازی سیستمهای نظارتی برای اطمینان از استفاده درست و کارآمد از منابع.
۴) تمرکز بر محدودیتها:
در نظر گرفتن محدودیتهای موجود و تلاش برای کارایی بیشتر در چارچوب این محدودیتها.
*رویکرد امکانمحور*
رویکرد امکانمحور بر شناسایی و استفاده از فرصتها و امکانات جدید برای نوآوری و رشد تمرکز دارد. ویژگیهای اصلی این رویکرد عبارتند از:
۱) شناسایی فرصتها:
جستجو و شناسایی فرصتها و امکانات جدید برای بهبود و توسعه.
۲) نوآوری:
تشویق به خلاقیت و نوآوری برای یافتن راههای جدید و بهتر برای دستیابی به اهداف.
۳) انعطافپذیری:
توانایی تطبیق و پاسخگویی به تغییرات و شرایط جدید.
۴) چشمانداز بلندمدت:
توجه به اهداف بلندمدت و استراتژیک و تمرکز بر ایجاد ارزش پایدار.
تفاوتها و اهمیت چرخش:
۱) تمرکز بر منابع در مقابل فرصتها:
در رویکرد منابعمحور تمرکز بر استفاده بهینه از منابع موجود است، در حالی که در رویکرد امکانمحور تمرکز بر شناسایی و بهرهبرداری از فرصتها و امکانات جدید است.
۲) کارایی در مقابل نوآوری:
رویکرد منابعمحور به بهینهسازی و کارایی توجه دارد، در حالی که رویکرد امکانمحور بر نوآوری و خلق ارزش جدید تمرکز میکند.
۳) محدودیتها در مقابل امکانات:
رویکرد منبعمحور به محدودیتها و استفاده بهینه از منابع موجود توجه دارد، در حالی که رویکرد امکانمحور به امکانات و فرصتهای جدید برای رشد و توسعه میپردازد.
نتیجهگیری:
چرخش از رویکرد منبعمحور به رویکرد امکانمحور به ما امکان میدهد تا از فرصتها و امکانات جدید بهرهبرداری کرده و به نوآوری و رشد پایدار دست یابیم. این تغییر رویکرد به سازمانها کمک میکند تا در محیطهای پویا و پیچیده، نه تنها کارا بلکه اثربخش و نوآور باشند و به اهداف و چشماندازهای بلندمدت خود دست یابند.بنیادهم آفرینی آینده
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ تفاوت تفکر تحلیلی با تفکر سیستمی
✅ چرخش از پارادایم تفکر تحلیلی به تفکر سیستمی به معنی تغییر رویکرد از تجزیه و تحلیل مسائل به اجزاء کوچکتر به درک و تحلیل کلنگر و یکپارچه مسائل است.
تأکید بر اهمیت دیدگاه سیستمی، به ما کمک میکند تا به جای تمرکز بر اجزای منفرد، روابط بین اجزا و تاثیرات متقابل آنها را درک کنیم.
🔺تفکر تحلیلی
تفکر تحلیلی به معنای تجزیه مسائل به بخشهای کوچکتر و بررسی دقیق هر یک از این بخشها است. ویژگیهای اصلی تفکر تحلیلی عبارتند از:
۱) تجزیه و تحلیل:
مسائل به اجزاء کوچکتر تقسیم میشوند تا هر جزء به طور جداگانه بررسی شود.
۲) تمرکز بر جزئیات:
توجه به جزئیات و عناصر منفرد مسئله.
۳) خطی بودن:
فرایندهای فکری در مسیر خطی پیش میروند، از یک مرحله به مرحله بعد.
۴) پیشبینیپذیری:
فرض میشود که با بررسی دقیق هر جزء، میتوان به پیشبینی و کنترل کلیت مسئله پرداخت.
🔺تفکر سیستمی
تفکر سیستمی به درک جامع و یکپارچه مسائل و تمرکز بر روابط و تاثیرات متقابل بین اجزا میپردازد. ویژگیهای اصلی تفکر سیستمی عبارتند از:
۱) کلنگری:
مسائل به عنوان کلنگر و یکپارچه بررسی میشوند، نه به صورت اجزاء منفرد.
۲) ارتباطات و روابط:
تمرکز بر روابط و تاثیرات متقابل بین اجزاء و عناصر سیستم.
۳) پویا بودن:
درک اینکه سیستمها پویا و متغیر هستند و تغییر در یک جزء میتواند تاثیرات گستردهای در کل سیستم داشته باشد.
۵) پیچیدگی:
قبول و درک پیچیدگیها و عدم قطعیتهای موجود در سیستمها.
🔺نکته مهم:
چرخش از تفکر تحلیلی به تفکر سیستمی به معنای پذیرش و درک اهمیت روابط و تاثیرات متقابل در یک سیستم پیچیده است. این تغییر رویکرد به ما اجازه میدهد تا مسائل را به صورت جامعتر و دقیقتر درک کنیم و راهحلهای موثرتری برای مشکلات پیچیده بیابیم.
🔺تفاوتها و اهمیت چرخش:
۱) جزئینگری در مقابل کلنگری:
تفکر تحلیلی بر تجزیه و تحلیل اجزاء منفرد تمرکز دارد، در حالی که تفکر سیستمی به درک کل سیستم و روابط بین اجزاء میپردازد.
۲) پیشبینیپذیری در مقابل پذیرش عدم قطعیت:
در تفکر تحلیلی، فرض میشود که میتوان کلیت مسئله را از طریق بررسی اجزاء پیشبینی کرد، در حالی که تفکر سیستمی پذیرای پیچیدگیها و عدم قطعیتهای موجود در سیستمها است.
۳) خطی بودن در مقابل پویا بودن:
تفکر تحلیلی به صورت خطی و مرحله به مرحله پیش میرود، در حالی که تفکر سیستمی به صورت پویا و در ارتباطات پیچیده بین اجزاء سیستم بررسی میشود.
🔺نتیجهگیری
چرخش از پارادایم تفکر تحلیلی به تفکر سیستمی به ما امکان میدهد تا با دیدگاهی جامعتر و یکپارچهتر به مسائل پیچیده نگریسته و راهحلهایی موثرتر و پایدارتر برای مشکلات پیدا کنیم. این تغییر رویکرد، ما را قادر میسازد تا تاثیرات گستردهتر تصمیمات و اقدامات خود را درک کرده و بهبودهای قابل توجهی در کارایی و اثربخشی سیستمها ایجاد کنیم.
تفاوت بنیانی بین دیدگاه تحلیلی و دیدگاه سیستمی این است که:
در حالی که دیدگاه تحلیلی مطالعه درباره ساختار (structure) یک سیستم یعنی اعضای تشکیل دهنده را به طور مستقل برای شناخت کل سیستم لازم و کافی می داند، دیدگاه سیستمی شناخت کل را در همکنشی چهار بعد:
۱) محیط (Context)، یعنی سیستم بالاتری که نظم مورد نظر ما جزئی از آن است.
۲) فانکشن یا وظیفه (Function)، یعنی مأموریت و نقشی که سیستم در نظم بالاتر از خود به عهده دارد
۳) ساختار (structure)، یعنی اعضای تشکیل دهنده و ارتباط آنها باهم
۴) و بالاخره، فرایند (process) که چگونگی تولید فانکشن سیستم را توسط ساختار مشخص میکند.
بنیادهم آفرینی آینده
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ چرخش از پارادایم تفکر تحلیلی به تفکر سیستمی به معنی تغییر رویکرد از تجزیه و تحلیل مسائل به اجزاء کوچکتر به درک و تحلیل کلنگر و یکپارچه مسائل است.
تأکید بر اهمیت دیدگاه سیستمی، به ما کمک میکند تا به جای تمرکز بر اجزای منفرد، روابط بین اجزا و تاثیرات متقابل آنها را درک کنیم.
🔺تفکر تحلیلی
تفکر تحلیلی به معنای تجزیه مسائل به بخشهای کوچکتر و بررسی دقیق هر یک از این بخشها است. ویژگیهای اصلی تفکر تحلیلی عبارتند از:
۱) تجزیه و تحلیل:
مسائل به اجزاء کوچکتر تقسیم میشوند تا هر جزء به طور جداگانه بررسی شود.
۲) تمرکز بر جزئیات:
توجه به جزئیات و عناصر منفرد مسئله.
۳) خطی بودن:
فرایندهای فکری در مسیر خطی پیش میروند، از یک مرحله به مرحله بعد.
۴) پیشبینیپذیری:
فرض میشود که با بررسی دقیق هر جزء، میتوان به پیشبینی و کنترل کلیت مسئله پرداخت.
🔺تفکر سیستمی
تفکر سیستمی به درک جامع و یکپارچه مسائل و تمرکز بر روابط و تاثیرات متقابل بین اجزا میپردازد. ویژگیهای اصلی تفکر سیستمی عبارتند از:
۱) کلنگری:
مسائل به عنوان کلنگر و یکپارچه بررسی میشوند، نه به صورت اجزاء منفرد.
۲) ارتباطات و روابط:
تمرکز بر روابط و تاثیرات متقابل بین اجزاء و عناصر سیستم.
۳) پویا بودن:
درک اینکه سیستمها پویا و متغیر هستند و تغییر در یک جزء میتواند تاثیرات گستردهای در کل سیستم داشته باشد.
۵) پیچیدگی:
قبول و درک پیچیدگیها و عدم قطعیتهای موجود در سیستمها.
🔺نکته مهم:
چرخش از تفکر تحلیلی به تفکر سیستمی به معنای پذیرش و درک اهمیت روابط و تاثیرات متقابل در یک سیستم پیچیده است. این تغییر رویکرد به ما اجازه میدهد تا مسائل را به صورت جامعتر و دقیقتر درک کنیم و راهحلهای موثرتری برای مشکلات پیچیده بیابیم.
🔺تفاوتها و اهمیت چرخش:
۱) جزئینگری در مقابل کلنگری:
تفکر تحلیلی بر تجزیه و تحلیل اجزاء منفرد تمرکز دارد، در حالی که تفکر سیستمی به درک کل سیستم و روابط بین اجزاء میپردازد.
۲) پیشبینیپذیری در مقابل پذیرش عدم قطعیت:
در تفکر تحلیلی، فرض میشود که میتوان کلیت مسئله را از طریق بررسی اجزاء پیشبینی کرد، در حالی که تفکر سیستمی پذیرای پیچیدگیها و عدم قطعیتهای موجود در سیستمها است.
۳) خطی بودن در مقابل پویا بودن:
تفکر تحلیلی به صورت خطی و مرحله به مرحله پیش میرود، در حالی که تفکر سیستمی به صورت پویا و در ارتباطات پیچیده بین اجزاء سیستم بررسی میشود.
🔺نتیجهگیری
چرخش از پارادایم تفکر تحلیلی به تفکر سیستمی به ما امکان میدهد تا با دیدگاهی جامعتر و یکپارچهتر به مسائل پیچیده نگریسته و راهحلهایی موثرتر و پایدارتر برای مشکلات پیدا کنیم. این تغییر رویکرد، ما را قادر میسازد تا تاثیرات گستردهتر تصمیمات و اقدامات خود را درک کرده و بهبودهای قابل توجهی در کارایی و اثربخشی سیستمها ایجاد کنیم.
تفاوت بنیانی بین دیدگاه تحلیلی و دیدگاه سیستمی این است که:
در حالی که دیدگاه تحلیلی مطالعه درباره ساختار (structure) یک سیستم یعنی اعضای تشکیل دهنده را به طور مستقل برای شناخت کل سیستم لازم و کافی می داند، دیدگاه سیستمی شناخت کل را در همکنشی چهار بعد:
۱) محیط (Context)، یعنی سیستم بالاتری که نظم مورد نظر ما جزئی از آن است.
۲) فانکشن یا وظیفه (Function)، یعنی مأموریت و نقشی که سیستم در نظم بالاتر از خود به عهده دارد
۳) ساختار (structure)، یعنی اعضای تشکیل دهنده و ارتباط آنها باهم
۴) و بالاخره، فرایند (process) که چگونگی تولید فانکشن سیستم را توسط ساختار مشخص میکند.
بنیادهم آفرینی آینده
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
🙏2
✳️ چرخش از رویکرد کارایی به اثربخشی در سازمان و زندگی روزانه
✅ چرخش از رویکرد کارایی به اثربخشی در رهبری و مدیریت به معنی تغییر تمرکز از بهینهسازی منابع و فرآیندها به دستیابی به نتایج مطلوب و تحقق اهداف شخصی و سازمانی است.
🔺کارایی (Efficiency):
کارایی به استفاده بهینه از منابع برای انجام وظایف و فرآیندها اشاره دارد. ویژگی اصلی کارایی عبارتند از:
۱) کاهش هزینهها:
به حداقل رساندن هزینهها و استفاده از منابع به شکلی که کمترین ضایعات و هدررفت را داشته باشد.
۲) بهینهسازی فرآیندها:
طراحی و اجرای فرآیندهایی که کمترین زمان و تلاش را برای دستیابی به نتایج مورد نیاز صرف کنند.
۳) بهرهوری:
افزایش خروجی نسبت به ورودیها، بهطوری که با همان میزان منابع، تولید بیشتری انجام شود.
۴) کنترل و نظارت: ایجاد سیستمهای نظارتی و کنترلی برای اطمینان از اجرای دقیق و بدون نقص فرآیندها.
🔺اثربخشی (Effectiveness):
اثربخشی به توانایی دستیابی به اهداف و نتایج مورد نظر اشاره دارد. ویژگیاصلی اثربخشی عبارتند از:
۱) تحقق اهداف:
دستیابی به اهداف و نتایجی که برای سازمان یا افراد مهم و استراتژیک هستند.
۲) تأثیرگذاری:
ایجاد تغییرات مثبت و معنادار در سازمان و محیط پیرامون آن.
۳) رضایت ذی نفعان:
تأمین نیازها و انتظارات ذی نفعان مختلف از جمله مشتریان، کارکنان و سهامداران.
۴) نوآوری:
تشویق به خلاقیت و نوآوری برای یافتن راههای جدید و مؤثرتر برای دستیابی به اهداف.
🔺تفاوتها و چرخش:
۱) تمرکز بر فرآیند در مقابل تمرکز بر نتیجه:
کارایی بر بهبود فرآیندها و استفاده بهینه از منابع تمرکز دارد، در حالی که اثربخشی بر دستیابی به نتایج و اهداف تمرکز میکند.
۲) کوتاهمدت در مقابل بلندمدت:
رویکرد کارایی معمولاً به بهبودهای کوتاهمدت و عملیاتی توجه دارد، در حالی که اثربخشی به دستیابی به اهداف بلندمدت و استراتژیک اهمیت میدهد.
۳) بهینهسازی در مقابل نوآوری:
در کارایی تأکید بر بهینهسازی و کاهش هزینهها است، در حالی که در اثربخشی توجه به نوآوری و ایجاد ارزش افزوده بیشتر است.
🔺اهمیت چرخش:
چرخش از رویکرد کارایی به اثربخشی برای سازمانها ضروری است زیرا:
۱) تحقق اهداف استراتژیک:
سازمانها را قادر میسازد تا به اهداف بلندمدت و استراتژیک خود برسند.
۲) رقابتپذیری:
افزایش توانایی سازمان برای رقابت در بازارهای پویا و متغیر.
۳) جذب و نگهداشت استعدادها: ایجاد محیطی که برای کارکنان جذابتر و انگیزهبخشتر باشد.
۴) رضایت مشتری:
بهبود تجربه و رضایت مشتریان از طریق ارائه محصولات و خدمات با کیفیت و متناسب با نیازهای آنان.
🔺نتیجهگیری:
با این چرخش، سازمانها قادر خواهند بود تا در محیطهای پیچیده و پویا، نه تنها کارا بلکه اثربخش باشند و به اهداف و چشماندازهای خود دست یابند.بنیادهم آفرینی آینده
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ چرخش از رویکرد کارایی به اثربخشی در رهبری و مدیریت به معنی تغییر تمرکز از بهینهسازی منابع و فرآیندها به دستیابی به نتایج مطلوب و تحقق اهداف شخصی و سازمانی است.
🔺کارایی (Efficiency):
کارایی به استفاده بهینه از منابع برای انجام وظایف و فرآیندها اشاره دارد. ویژگی اصلی کارایی عبارتند از:
۱) کاهش هزینهها:
به حداقل رساندن هزینهها و استفاده از منابع به شکلی که کمترین ضایعات و هدررفت را داشته باشد.
۲) بهینهسازی فرآیندها:
طراحی و اجرای فرآیندهایی که کمترین زمان و تلاش را برای دستیابی به نتایج مورد نیاز صرف کنند.
۳) بهرهوری:
افزایش خروجی نسبت به ورودیها، بهطوری که با همان میزان منابع، تولید بیشتری انجام شود.
۴) کنترل و نظارت: ایجاد سیستمهای نظارتی و کنترلی برای اطمینان از اجرای دقیق و بدون نقص فرآیندها.
🔺اثربخشی (Effectiveness):
اثربخشی به توانایی دستیابی به اهداف و نتایج مورد نظر اشاره دارد. ویژگیاصلی اثربخشی عبارتند از:
۱) تحقق اهداف:
دستیابی به اهداف و نتایجی که برای سازمان یا افراد مهم و استراتژیک هستند.
۲) تأثیرگذاری:
ایجاد تغییرات مثبت و معنادار در سازمان و محیط پیرامون آن.
۳) رضایت ذی نفعان:
تأمین نیازها و انتظارات ذی نفعان مختلف از جمله مشتریان، کارکنان و سهامداران.
۴) نوآوری:
تشویق به خلاقیت و نوآوری برای یافتن راههای جدید و مؤثرتر برای دستیابی به اهداف.
🔺تفاوتها و چرخش:
۱) تمرکز بر فرآیند در مقابل تمرکز بر نتیجه:
کارایی بر بهبود فرآیندها و استفاده بهینه از منابع تمرکز دارد، در حالی که اثربخشی بر دستیابی به نتایج و اهداف تمرکز میکند.
۲) کوتاهمدت در مقابل بلندمدت:
رویکرد کارایی معمولاً به بهبودهای کوتاهمدت و عملیاتی توجه دارد، در حالی که اثربخشی به دستیابی به اهداف بلندمدت و استراتژیک اهمیت میدهد.
۳) بهینهسازی در مقابل نوآوری:
در کارایی تأکید بر بهینهسازی و کاهش هزینهها است، در حالی که در اثربخشی توجه به نوآوری و ایجاد ارزش افزوده بیشتر است.
🔺اهمیت چرخش:
چرخش از رویکرد کارایی به اثربخشی برای سازمانها ضروری است زیرا:
۱) تحقق اهداف استراتژیک:
سازمانها را قادر میسازد تا به اهداف بلندمدت و استراتژیک خود برسند.
۲) رقابتپذیری:
افزایش توانایی سازمان برای رقابت در بازارهای پویا و متغیر.
۳) جذب و نگهداشت استعدادها: ایجاد محیطی که برای کارکنان جذابتر و انگیزهبخشتر باشد.
۴) رضایت مشتری:
بهبود تجربه و رضایت مشتریان از طریق ارائه محصولات و خدمات با کیفیت و متناسب با نیازهای آنان.
🔺نتیجهگیری:
با این چرخش، سازمانها قادر خواهند بود تا در محیطهای پیچیده و پویا، نه تنها کارا بلکه اثربخش باشند و به اهداف و چشماندازهای خود دست یابند.بنیادهم آفرینی آینده
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤2
✳️ مکاتب اقتصادی در یک جمله
محمدرضا فرهادی پور
✅ هاجون چانگ در یکی از کتاب های خود به تشریح مکاتب اقتصادی می پردازد. در ابتدا هر مکتب را در قالب یک جمله کوتاه و رسا معرفی می کند.
🔺اقتصاد کلاسیک: بازار همه تولیدکنندگان را از رهگذر رقابت گوش به زنگ نگه می دارد، بنابراین بازار را به حال خودش رها کنید.
🔺اقتصاد نئوکلاسیک: افراد می دانند چه کاری می کنند، پس آنها را به حال خودشان رها کنید؛ مگر در مواقع کژکارکردی بازارها.
🔺مکتب مارکسیستی: سرمایه داری ابزاری قدرتمند برای پیشرفت اقتصادی است؛ اما فرو خواهد پاشید، همچنانکه مالکیت خصوصی به مانعی برای پیشرفت تبدیل می شود.
🔺سنت توسعه گرا: اقتصادهای عقب مانده نمی توانند توسعه یابند اگر آنها امور را کلا به بازارها بسپارند.
🔺مکتب اتریش: هیچکس به اندازه کافی نمی داند، بنابراین هر فردی را تنها به حال خودش رها کنید.
🔺مکتب (نئو) شومپتری: سرمایه داری ابزار قدرتمند پیشرفت اقتصادی است، اما سرمایه داری، همینطور که بنگاه ها بزرگتر و بروکراتر می شوند، تضعیف خواهد شد.
🔺مکتب کینزی: آنچه برای افراد خوب است ممکن است برای کل اقتصاد خوب نباشد.
🔺مکتب نهادگرا- قدیم و جدید: آدم ها محصول جامعه خودشان هستند، حتی با اینکه ممکن است آنها قواعد جامعه را تغییر دهند.
🔺مکتب رفتارگرا: ما به اندازه کافی باهوش نیستیم، بنابراین نیاز داریم تا عامدانه آزادی انتخاب خودمان را از طریق قواعد محدود کنیم.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
محمدرضا فرهادی پور
✅ هاجون چانگ در یکی از کتاب های خود به تشریح مکاتب اقتصادی می پردازد. در ابتدا هر مکتب را در قالب یک جمله کوتاه و رسا معرفی می کند.
🔺اقتصاد کلاسیک: بازار همه تولیدکنندگان را از رهگذر رقابت گوش به زنگ نگه می دارد، بنابراین بازار را به حال خودش رها کنید.
🔺اقتصاد نئوکلاسیک: افراد می دانند چه کاری می کنند، پس آنها را به حال خودشان رها کنید؛ مگر در مواقع کژکارکردی بازارها.
🔺مکتب مارکسیستی: سرمایه داری ابزاری قدرتمند برای پیشرفت اقتصادی است؛ اما فرو خواهد پاشید، همچنانکه مالکیت خصوصی به مانعی برای پیشرفت تبدیل می شود.
🔺سنت توسعه گرا: اقتصادهای عقب مانده نمی توانند توسعه یابند اگر آنها امور را کلا به بازارها بسپارند.
🔺مکتب اتریش: هیچکس به اندازه کافی نمی داند، بنابراین هر فردی را تنها به حال خودش رها کنید.
🔺مکتب (نئو) شومپتری: سرمایه داری ابزار قدرتمند پیشرفت اقتصادی است، اما سرمایه داری، همینطور که بنگاه ها بزرگتر و بروکراتر می شوند، تضعیف خواهد شد.
🔺مکتب کینزی: آنچه برای افراد خوب است ممکن است برای کل اقتصاد خوب نباشد.
🔺مکتب نهادگرا- قدیم و جدید: آدم ها محصول جامعه خودشان هستند، حتی با اینکه ممکن است آنها قواعد جامعه را تغییر دهند.
🔺مکتب رفتارگرا: ما به اندازه کافی باهوش نیستیم، بنابراین نیاز داریم تا عامدانه آزادی انتخاب خودمان را از طریق قواعد محدود کنیم.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا لازم الاجرا شد!
✅ نخستین قانون هوش مصنوعی جهان که از سوی اتحادیه اروپا به تصویب رسیده بود، از امروز لازم الاجرا میشود.
بروکسل/ خبر گزاری آنادولو
قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا که از امروز اجرایی میشود، در استفاده از فنآوریها در این حوزه مقررات سختگیر وضع میکند.
این قانون که از سوی کشورهای عضو اتحادیه اروپا در 25 می سال جاری به تصویب رسیده بود، پس از انتشار در روزنامه رسمی این اتحادیه لازم الاجرا شد.
این مقررات که به عنوان اولین "قانون هوش مصنوعی" جهان شناخته میشود، به تدریج مقررات این حوزه را در 27 کشور عضو اتحادیه اروپا هماهنگ میکند.
اساساً، هدف این است که سیستمهای هوش مصنوعی مورد استفاده در کشورهای اتحادیه اروپا به گونهای عمل کنند که به حقوق اولیه و امنیت بشر آسیب نرساند.
بنابراین قوانین سیستمهای هوش مصنوعی را بر اساس میزان آسیبی که به جامعه وارد میکنند گروه بندی میکنند. با افزایش درجه ریسک، قوانین سختتر میشوند.
به عنوان مثال، حوزههایی از سیستمهای مورد بحث که میتوانند به طور جدی بر زندگی انسان تأثیر بگذارند و سلامتی را تهدید کنند، مانند حملونقل، امتیازدهی امتحان، روشهای جراحی، روشهای استخدام، ارزیابی وامهای بانکی، بررسی درخواستهای ویزا، به عنوان «پرخطر» طبقهبندی شدند.
حوزههای کم خطر شامل برنامههایی مانند بازیهای ویدیویی با پشتیبانی هوش مصنوعی یا فیلترهای هرزنامه (اسپم) است.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ نخستین قانون هوش مصنوعی جهان که از سوی اتحادیه اروپا به تصویب رسیده بود، از امروز لازم الاجرا میشود.
بروکسل/ خبر گزاری آنادولو
قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا که از امروز اجرایی میشود، در استفاده از فنآوریها در این حوزه مقررات سختگیر وضع میکند.
این قانون که از سوی کشورهای عضو اتحادیه اروپا در 25 می سال جاری به تصویب رسیده بود، پس از انتشار در روزنامه رسمی این اتحادیه لازم الاجرا شد.
این مقررات که به عنوان اولین "قانون هوش مصنوعی" جهان شناخته میشود، به تدریج مقررات این حوزه را در 27 کشور عضو اتحادیه اروپا هماهنگ میکند.
اساساً، هدف این است که سیستمهای هوش مصنوعی مورد استفاده در کشورهای اتحادیه اروپا به گونهای عمل کنند که به حقوق اولیه و امنیت بشر آسیب نرساند.
بنابراین قوانین سیستمهای هوش مصنوعی را بر اساس میزان آسیبی که به جامعه وارد میکنند گروه بندی میکنند. با افزایش درجه ریسک، قوانین سختتر میشوند.
به عنوان مثال، حوزههایی از سیستمهای مورد بحث که میتوانند به طور جدی بر زندگی انسان تأثیر بگذارند و سلامتی را تهدید کنند، مانند حملونقل، امتیازدهی امتحان، روشهای جراحی، روشهای استخدام، ارزیابی وامهای بانکی، بررسی درخواستهای ویزا، به عنوان «پرخطر» طبقهبندی شدند.
حوزههای کم خطر شامل برنامههایی مانند بازیهای ویدیویی با پشتیبانی هوش مصنوعی یا فیلترهای هرزنامه (اسپم) است.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
رهبران کسب و کار، نیازمند شایستگیهای جدید در پایداری دیجیتال
https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-24/4090979-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84
https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-24/4090979-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84
روزنامه دنیای اقتصاد
رهبران کسب و کار، نیازمند شایستگیهای جدید در پایداری دیجیتال
سازمانها متناسب با چالشهای جدید، مسیری به غیر از تحول سازمانی نخواهند داشت. یکی از مهمترین عوامل تحول سازمانی، رهبری و شایستگیهای آن است که باید متناسب با تغییرات بازآفرینی شود.
💰ثروتمندترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۴
اقتصاددان : دادههای انحصاری از ۵۰ شهر برتر جهان نشان میدهد نیویورکسیتی، منطقه خلیج کالیفرنیا، توکیو، سنگاپور، لندن، لسآنجلس، پاریس، هنگکنگ و پکن، ثروتمندترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۴ هستند.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=173667
اقتصاددان را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
https://t.me/eqtesaddan
https://chat.whatsapp.com/GpI0yXtqzju2IIjvKKuTZw
https://splus.ir/joingroup/fwyvnmleFNIKLEqhbiu9xO1p
https://eitaa.com/eeqtesaddan
https://instagram.com/eqtesaddan.ir1?igshid=MzRlODBiNWFlZA
https://www.aparat.com/www.eqtesaddan.ir
اقتصاددان : دادههای انحصاری از ۵۰ شهر برتر جهان نشان میدهد نیویورکسیتی، منطقه خلیج کالیفرنیا، توکیو، سنگاپور، لندن، لسآنجلس، پاریس، هنگکنگ و پکن، ثروتمندترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۴ هستند.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=173667
اقتصاددان را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
https://t.me/eqtesaddan
https://chat.whatsapp.com/GpI0yXtqzju2IIjvKKuTZw
https://splus.ir/joingroup/fwyvnmleFNIKLEqhbiu9xO1p
https://eitaa.com/eeqtesaddan
https://instagram.com/eqtesaddan.ir1?igshid=MzRlODBiNWFlZA
https://www.aparat.com/www.eqtesaddan.ir
اقتصاددان
ثروتمندترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۴ - اقتصاددان
اقتصاددان : دادههای انحصاری از ۵۰ شهر برتر جهان نشان میدهد نیویورکسیتی، منطقه خلیج کالیفرنیا، توکیو، سنگاپور، لندن، لسآنجلس، پاریس، هنگکنگ و پکن،
#استراتژی_مشتری_مداری
⭕️ ده اصل مشتری مداری برای بهبود کسب و کار
1. مشتریان خود را به چشم دارایی های قابل رشد ببینید.
2. مخاطبان هدف خود را تعیین کنید.
3. استراتژی مشتری مداری را با هویت سازمانی هماهنگ کنید.
4. مشتریان خود را تا حد امکان بشناسید.
5. با ارائه خدمات غیر منتظره مشتریان را ذوق زده کنید.
6. کارکنان را برای ارائه خدمات مشتریان آموزش دهید.
7. تجربه مشتری را در کانال های مختلف مدیریت کنید.
8. در تحویل محصول/خدمت بهترین عملکرد را داشته باشید.
9. فعالیت های خود را حول خواسته مشتری سازماندهی کنید.
10. فرهنگ سازمانی را با استراتژی مشتری مداری منطبق کنید.
آکادمی استراتژی ایران
https://t.me/ExecutiveManagement
⭕️ ده اصل مشتری مداری برای بهبود کسب و کار
1. مشتریان خود را به چشم دارایی های قابل رشد ببینید.
2. مخاطبان هدف خود را تعیین کنید.
3. استراتژی مشتری مداری را با هویت سازمانی هماهنگ کنید.
4. مشتریان خود را تا حد امکان بشناسید.
5. با ارائه خدمات غیر منتظره مشتریان را ذوق زده کنید.
6. کارکنان را برای ارائه خدمات مشتریان آموزش دهید.
7. تجربه مشتری را در کانال های مختلف مدیریت کنید.
8. در تحویل محصول/خدمت بهترین عملکرد را داشته باشید.
9. فعالیت های خود را حول خواسته مشتری سازماندهی کنید.
10. فرهنگ سازمانی را با استراتژی مشتری مداری منطبق کنید.
آکادمی استراتژی ایران
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
Forwarded from 🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀 (M.Asadabadi)
چرا جوامع باز تابآوری بیشتری در برابر بحرانها دارند؟
📄 امید قائمپناه
📌داگلاس نورث در کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» کشورهای دسترسی باز و دسترسی محدود را از هم تفکیک میکند و بر آن است که شاید اصلیترین عامل توسعهیافتگی یا توسعهنیافتگی کشورها را در همین تمایز باید جست. اما این دو به چه معنا هستند؟ مختصراً میتوان گفت در نظم دسترسی محدود، فرادستان یا طبقه مسلط دسترسی به امتیازاتی همچون حقوق مالکیت و منابع و رقابت و سازمانها را تنها به همان اعضای مسلط محدود میکنند.
در اینجا نظام اقتصادی آلت دست این هیئت مسلط است تا رانت تولید کند و از رهگذر آن امنیت سیاسی را هم تأمین میکند. اما باید توجه داشت که این خلق رانت صرفاً برای پر کردن جیب اعضای مسلط نیست بلکه ابزار کنترل خشونت هم هست و به یک معنا مادامی که میان اعضای مسلط توازن رانتی وجود داشته باشد صلح هم برقرار است. در واقع میتوان گفت در این نوع جوامع با خلق انحصار و رانت و دادن امتیازات به گروهها یا کسانی که میتوانند خشونت ایجاد کنند، جلوی خشونت گرفته میشود و اینگونه صلح (ناپایدار) محقق میشود.
📌اما در نظم با دسترسی باز، دسترسی به منابع و سازمانها و مالکیت خصوصی و… باز است و این بدان معناست که نظام اقتصادی دیگر آلت دست نظام سیاسی نیست. همچنین از آن سو اداره و کنترل نظام سیاسی هم برای هر گروهی با ابزارهای رسمی و رقابتی ممکن است و حالت رقابتی به خود میگیرد. در نظم دسترسی باز همه عرصههای جامعه باز هستند و شهروندان میتوانند در ساختاربندی و روابط با افراد و دیگر سازمانها آزادانه مشارکت جویند.
همچنین نظم دسترسی باز مستلزم روابط غیرشخصی است یعنی با همه افراد رفتار یکسانی میشود و مهم نیست که شما چه کسی هستید. در حالیکه در نظم دسترسی محدود روابط شخصی است، یعنی مهم است که شما چه کسی هستید و مثلاً اگر جزو هیئت مسلط بودید یا روابطی با آنها داشتید آنگاه به منابع و سازمانها هم دسترسی خواهید داشت.
پس شخصی بودن یا غیرشخصی بودن اساس رقابت را دگرگون میکند. در روابط غیرشخصی رانتها چندان نمیتوانند پایدار بمانند چراکه در رقابتهای اقتصادی و سیاسی این رانتها از بین خواهند رفت. در این فضای دسترسی باز، چه کارآفرینان اقتصادی و چه فعالان سیاسی برای رقابت و دستیابی به این رانتها دائما با هم رقابت میکنند و در این رقابت کسانی یا گروهی برندهاند که بتوانند رضایت مخاطبان را جلب کنند.
در این فضای باز، توزیع منابع اقتصادی و مقامهای سیاسی دائما جابجا میشوند و در واقع این تغییر و جابجایی مدام، خلق رانت را دشوار میسازد. و بر خلاف جوامع دسترسی محدود، در جوامع باز خشونت از طریق محیط رقابتی و ایجاد فضای باز برای همگان برطرف میشود.
مطالعهی متن کامل
به كانال برنامه ريزي توسعه بپيونديد
📄 امید قائمپناه
📌داگلاس نورث در کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» کشورهای دسترسی باز و دسترسی محدود را از هم تفکیک میکند و بر آن است که شاید اصلیترین عامل توسعهیافتگی یا توسعهنیافتگی کشورها را در همین تمایز باید جست. اما این دو به چه معنا هستند؟ مختصراً میتوان گفت در نظم دسترسی محدود، فرادستان یا طبقه مسلط دسترسی به امتیازاتی همچون حقوق مالکیت و منابع و رقابت و سازمانها را تنها به همان اعضای مسلط محدود میکنند.
در اینجا نظام اقتصادی آلت دست این هیئت مسلط است تا رانت تولید کند و از رهگذر آن امنیت سیاسی را هم تأمین میکند. اما باید توجه داشت که این خلق رانت صرفاً برای پر کردن جیب اعضای مسلط نیست بلکه ابزار کنترل خشونت هم هست و به یک معنا مادامی که میان اعضای مسلط توازن رانتی وجود داشته باشد صلح هم برقرار است. در واقع میتوان گفت در این نوع جوامع با خلق انحصار و رانت و دادن امتیازات به گروهها یا کسانی که میتوانند خشونت ایجاد کنند، جلوی خشونت گرفته میشود و اینگونه صلح (ناپایدار) محقق میشود.
📌اما در نظم با دسترسی باز، دسترسی به منابع و سازمانها و مالکیت خصوصی و… باز است و این بدان معناست که نظام اقتصادی دیگر آلت دست نظام سیاسی نیست. همچنین از آن سو اداره و کنترل نظام سیاسی هم برای هر گروهی با ابزارهای رسمی و رقابتی ممکن است و حالت رقابتی به خود میگیرد. در نظم دسترسی باز همه عرصههای جامعه باز هستند و شهروندان میتوانند در ساختاربندی و روابط با افراد و دیگر سازمانها آزادانه مشارکت جویند.
همچنین نظم دسترسی باز مستلزم روابط غیرشخصی است یعنی با همه افراد رفتار یکسانی میشود و مهم نیست که شما چه کسی هستید. در حالیکه در نظم دسترسی محدود روابط شخصی است، یعنی مهم است که شما چه کسی هستید و مثلاً اگر جزو هیئت مسلط بودید یا روابطی با آنها داشتید آنگاه به منابع و سازمانها هم دسترسی خواهید داشت.
پس شخصی بودن یا غیرشخصی بودن اساس رقابت را دگرگون میکند. در روابط غیرشخصی رانتها چندان نمیتوانند پایدار بمانند چراکه در رقابتهای اقتصادی و سیاسی این رانتها از بین خواهند رفت. در این فضای دسترسی باز، چه کارآفرینان اقتصادی و چه فعالان سیاسی برای رقابت و دستیابی به این رانتها دائما با هم رقابت میکنند و در این رقابت کسانی یا گروهی برندهاند که بتوانند رضایت مخاطبان را جلب کنند.
در این فضای باز، توزیع منابع اقتصادی و مقامهای سیاسی دائما جابجا میشوند و در واقع این تغییر و جابجایی مدام، خلق رانت را دشوار میسازد. و بر خلاف جوامع دسترسی محدود، در جوامع باز خشونت از طریق محیط رقابتی و ایجاد فضای باز برای همگان برطرف میشود.
مطالعهی متن کامل
به كانال برنامه ريزي توسعه بپيونديد
صدانت
نوشتار امید قائمپناه با عنوان «چرا جوامع باز تابآوری بیشتری در برابر بحرانها دارند؟» • صدانت
داگلاس نورث در کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» کشورهای دسترسی باز و دسترسی محدود را از هم تفکیک میکند و بر آن است که شاید اصلیترین...