مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
786 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ کاهش تقاضا در ژاپن به کمک مهار تورم آمد

✅ داده‌های جدید اقتصادی ژاپن نشان داد که تورم این کشور برای سومین ماه متوالی در ماه جولای شتاب گرفته است؛ اما آمارها از ضعف تقاضا به جز در بخش غذا و انرژی حکایت دارد که می‌تواند از شتاب رشد تورم بکاهد.

🔹شاخص اصلی قیمت مصرف‌کننده (CPI) ژاپن (به‌جز قیمت مواد غذایی)، ۲٫۷ درصد نسبت به سال قبل افزایش‌یافته است اما شاخص «هسته اصلی» که هزینه‌ مواد غذایی و انرژی را در نظر نمی‌گیرد و بانک مرکزی ژاپن به‌عنوان معیاری کلیدی برای روندهای تورم گسترده‌تر آن را بررسی می‌کند، پس از افزایش ۲٫۲ درصدی در ماه ژوئن، ۱٫۹ درصد افزایش یافت.

🔹 به گفته اقتصاددانان،افزایش CPI اصلی منعکس‌کننده کاهش تدریجی یارانه‌های دولتی برای محدود کردن قبوض آب و برق خانگی است و با حذف این عامل، تورم کلی کند شده است.

🔹 با توجه به این آمار، بانک مرکزی ژاپن بر افزایش مجدد نرخ‌ها درصورتی‌که تورم در مسیر ثابت باقی بماند تا به هدف ۲ درصد برسد، تأکید کرد.

ادامه در لینک زیر بخوانید:
https://otaghiranonline.ir/news/70735
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ مسعود نیلی دینامیک ناترازی‌ها را تشریح کرد
مسعود نیلی، اقتصاددان و استاد دانشگاه، داستان پیدایش و تداوم ناترازی‌ها در اقتصاد ایران را تشریح کرد.
✅ ناترازی‌هایی که از دید او، میوه تلخ یک درخت هستند. از نگاه او، تمام شاخص‌های اقتصاد ایران با ناترازی عجیبی به لحاظ تعداد، تنوع، جامعیت و استمرار مواجه است. اما همه این ناترازی‌ها به سیاستگذار مربوط می‌شود زیرا نظام تصمیم‌گیری ما اساسا ناترازی‌محور است. نیلی تاکید می‌کند که خروج از این ناترازی نیاز به اصلاحات جامع اقتصادی دارد. هرچند که بدون اصلاح روابط خارجی، اصلاحات اقتصادی نیز صرفا یک فرآیند بسیار پرهزینه و مستهلک‌کننده اجتماعی و سیاسی است.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=175410
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️👆 رفاه ایالتی از کشورهای قاره سبز بیشتر شد
جاماندگی اروپا از آمریکا


👤 علیرضا کتانی

✅ در سال ۲۰۰۸ تولید ناخالص داخلی آمریکا و اروپا تقریبا برابر بوده است. این در حالی است که در سال۲۰۲۳، اقتصاد آمریکا ۱.۸ برابر اقتصاد اروپا شده است.
بررسی‌ها نشان می‌دهد که اقتصاد بسیاری از ایالت‌های آمریکا در حال حاضر، از کشورهای اروپا بزرگ‌تر است. رشد ضعیف بهره‌وری، چالش‌های سیاستگذاری و بالا بودن میانگین سن جمعیت باعث ضعف اقتصاد اروپا شده است.

به گزارش لوموند، شکاف تولید ناخالص داخلی آمریکا و منطقه یورو به‌صورت فزاینده‌ای در حال بزرگ شدن است. مرکز اروپایی اقتصاد سیاسی بین‌المللی، یک اندیشکده مستقر در بروکسل، رتبه‌بندی سرانه تولید ناخالص داخلی ایالات آمریکا و کشورهای اروپایی را منتشر کرد که داده‌های شگفت‌آوری از خود ارائه داد، ایتالیا فقط از می‌سی‌سی‌پی، فقیرترین ایالت در بین ۵۰ ایالت، جلوتر است؛ درحالی‌که فرانسه بین آیداهو و آرکانزاس قرار دارد یعنی به ترتیب ایالت‌های 48ام و 49ام. 

آلمان نیز جایگاه چندان قابل قبول‌تری ندارد، بین اوکلاهما و مین یعنی ایالات 38ام و 39ام قرار دارد. این موضوع درباره فرانسه بلافاصله با استدلال‌های متقابلی درباره امید به زندگی، غذای ناسالم، نابرابری و غیره مواجه می‌شود. این موضوع حتی بریتانیایی‌ها را نیز که به همان اندازه در وضعیت بدی قرار دارند، عصبانی می‌کند. در ماه اوت نیز فایننشال‌تایمز گزارشی با این تیتر زد: آیا بریتانیا واقعا به اندازه می‌سی‌سی‌پی فقیر است؟

ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4022747
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ نسل دهه شصت، نسل بازندگان اقتصادی؟
✅ مسکن، ازدواج و اشتغال، مهمترین دغدغه‌هایی است که متولدین سال‌های جنگ هنوز با آن دست به گریبانند. به ویژه بحران اجاره‌بها و بحران تهیه مسکن برای اغلب نسلی که در اوایل میانسالی در پی تشکیل خانواده است یا خانواری نوپاست تبدیل به مهمترین دغدغه شده است. از ۱۷ میلیون دهه شصتی تقریباً پنج میلیون نفر از آنان هنوز ازدواج نکرده‌اند و تعدادی دیگر نیز تجرد قطعی همراه با دوران میانسالی و سالمندی را تجربه خواهند کرد.چند سوال را می‌توان در این خصوص مطرح کرد؟ آیا بحران‌های پیش گفته تنها مختص این نسل است یا نسل قبل نیز با آن دست به گریبانند؟ آیا ریشه این مشکل در پیوستن دیرهنگام این نسل به بازار کار بود و به عبارتی حلقه اول بحران اشتغال است یا خیر؟ راه برون رفت از این بحران‌ها برای این نسل چیست آیا آموزش و کار کردن بیشتر راه حل پیش روست؟ و سوال آخر اینکه بحران‌های یاد شده مختص ایران است یا بحرانی جهانی است؟نسل دهه شصت یا در ابعاد جهانی نسل هزاره‌ها Millennials generation به نسلی گفته می‌شود که بین سال‌های 1980 تا 1994 متولد شده‌اند. این نسل با جمعیتی 1.8 میلیاردی بالغ بر 23 درصد از جمعیت دنیا را به خود اختصاص داده است که 1.1 میلیارد نفر از این جمعیت ساکن آسیا است.این نسل زمانی وارد بازار کار شد که اقتصاد دنیا با چالش‌های بزرگی دست به گریبان بود، رکود بزرگ 2008 همراه با بدهی‌های سنگین دانشجویی و افزایش قیمت مسکن. این چالش‌ها باعث شد که این نسل نتواند به اندازه نسل‌های قبلی ثروت انباشته کند.ما این نسل چه تفاوتی با دو نسل قبلی یعنی نسل X (متولدین بین 1965-1980) و نسل Baby Boomers (متولدین 1946-1965) دارند، مطالعه‌ای ( https://www.gao.gov/products/gao-20-194)که در این خصوص در ایالات متحده انجام شده است نشان می‌دهد1-نسل هزاره احتمال بیشتری برای داشتن تحصیلات دانشگاهی نسبت به نسل‌های قبلی دارد. با این حال، این امر به درآمد بالاتر برای نسل هزاره در مقایسه با نسل ایکس و بیبی بومرها در همان سن منجر نشده است.
2-با وجود سطوح بالاتر تحصیلات، درآمد خانوارهای نسل هزاره مشابه و یا کمتر از نسل‌های قبلی در همان سن است3-نسل هزاره به طور قابل توجهی ارزش خالص دارایی کمتری در مقایسه با دو نسل قبل در همان سن دارد4-درصد کمتری از نسل هزاره در مقایسه با نسل ایکس و بیبی بومرها در همان سن صاحب خانه هستند و چشم‌انداز بازنشستگی ثابت مانده و یا بدتر شده است5-احتمال بیشتری وجود دارد که نسل هزاره بدهی وام دانشجویی‌ای داشته باشند که از درآمد سالانه آنها بیشتر است، که این مسئله بار مالی قابل توجهی را ایجاد می‌کند.بدین ترتیب در طول 40 سال گذشته، تعداد کمتری از نسل هزاره آمریکایی بیشتر از والدینشان در همان سن درآمد داشته‌اند وعوامل از پیش تعیین شده مانند درآمد والدین، نژاد و جغرافیا نقش کلیدی در تعیین درآمدهای آینده دارند. مطالعه( https://openknowledge.worldbank.org/entities/publication/745c678b-4aa7-50df-b403-d889be72d239) بانک جهانی در رابطه با تحرک اقتصادی بین نسلی Economic Mobility across Generations(IMG) نیز که به تفاوت شرایط اقتصادی نسل‌ها با والدین‌شان می‌پردازد دو مفهوم را مورد بررسی قرار داده است:۱-تحرک مطلق بالا به پایین (Absolute Upward IGM): درآمد و رفاه افراد چقدر بهتر از والدینشان هستند.۲- تحرک نسبی بین نسلی (Relative IGM): نشان می‌دهد که تا چه حد وضعیت اقتصادی فرد مستقل از وضعیت والدینش است.یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد:1-اقتصادهای با درآمد بالا به طور کلی تحرک مطلق و نسبی آموزشی بالاتری نسبت به اقتصادهای در حال توسعه نشان می‌دهند2-تحرک از نیمه پایین نردبان آموزشی به بالای آن در اقتصادهای در حال توسعه در طول زمان کاهش یافته، در حالی که ماندگاری در پایین افزایش یافته است3-تفاوت‌های منطقه‌ای قابل توجهی وجود دارد: به عنوان مثال، تحرک آموزشی در جنوب صحرای آفریقا بسیار کمتر از شرق آسیا و اقیانوسیه است.این گزارش نشان می‌دهد حتی در کشورهای توسعه یافته نیز نسل هزاره در مقابل نسل ایکس و نسل بیبی بومرها نتوانسته‌اند وضعیت اقتصادی بهتری را کسب نمایند به عبارتی نسل بعد جنگ جهانی دوم با توجه به شرایط اقتصادی بعد از جنگ که توأم با رشد و همچنین یارانه‌های گسترده دولتی بوده است توانسته‌اند بیشترین دارایی‌ها به ویژه در حوزه املاک و مستغلات را به خود اختصاص دهند از سویی نسل ایکس نیز بیش از نسل هزاره از این فرصت‌ها بهره‌مند شده‌.از سویی در بین این نسل نیز وضعیت اقتصادی بیش از دو نسل گذشته به وضعیت والدینشان وابسته است به عبارتی تحرک نسبی بین نسلی نیز نشان از عدم استقلال نسل هزاره از وضعیت اقتصادی والدین در مقایسه با دو نسل قبل دارد. البته به نظر نمی‌رسد وضعیت برای نسل بعدی یعنی Z بهتر باشد. پاسخ به دلایل این شرایط موضوع بحث دیگری است.
❤1
🔺 ادامه ازقبل
از سویی در بین این نسل نیز وضعیت اقتصادی بیش از دو نسل گذشته به وضعیت والدینشان وابسته است به عبارتی تحرک نسبی بین نسلی نیز نشان از عدم استقلال نسل هزاره از وضعیت اقتصادی والدین در مقایسه با دو نسل قبل دارد. البته به نظر نمی‌رسد وضعیت برای نسل بعدی یعنی Z بهتر باشد. پاسخ به دلایل این شرایط موضوع بحث دیگری است./كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ برای ارزشمند‌کردن زندگی به این ۳ سوال جواب دهید!

✅ مصطفی ملکیان(فیلسوف)، در برنامه «سپنج» با برشمردن سه سوال برای ارزشمند شدن موهبت زندگی، از لزوم پاسخ دادن به آن‌‌ها برای رسیدن به ارزش واقعی زندگی گفت.
https://t.me/ExecutiveManagement
👌1
✳️ آمریکا در لیگ دیگری بازی می کند
🔷 ‏از ۲۵ شرکت بزرگ جهان ، ۲۰ شرکت در آمریکا مدیریت می‌شود، یک شرکت در چین، یک شرکت در کره جنوبی، یک شرکت در اروپا، یک شرکت در تایوان و یک شرکت در عربستان
🔷 این بهترین تصویر است از اینکه در شاخص مهم مدیریت ثروت و قدرت در جهان ، آمریکا اساساً در یک لیگ دیگر قرار دارد.
https://t.me/ExecutiveManagement
👌1
HR's new operating model.pdf
2.4 MB
✳️ گزارش مکنزی درخصوص مدل‌های عملیاتی جدید منابع انسانی

✅ در این گزارش پنج مدل عملیاتی منابع انسانی نوظهور شناسایی و معرفی شده که با هشت تغییر نوآورانه تسهیل می‌شوند، به طوری که هر مدل بر اساس یک تغییر نوآوری اصلی و با پشتیبانی چند تغییر دیگر بنیان گذاشته شده است.

کلید موفقیت پیشنهادی مکنزی برای رهبران منابع انسانی این است که به صورت آگاهانه، مرتبط‌ترین این تغییرات نوآورانه را انتخاب کنند تا به آنها در انتقال تدریجی به سمت مدل عملیاتی دلخواه‌شان کمک کنند.
P403_آیا_برای_روبرو_شدن_با_“نابودی_سازندهِ_هوش_مصنوعی“آمادگی_داریم؟1.pdf
480.2 KB
آیا برای روبرو شدن با نابودی سازنده هوش مصنوعی آمادگی داریم؟
👆 آیا برای روبرو شدن با نابودی سازنده هوش مصنوعی آمادگی داریم؟
✍ دارون عجم اوغلو
به جای اعتماد کورکورانه به نظریه‌های ظریف،اما ساده گرایانه در مورد ماهیت تغییرات تاریخی باید فورا بر این موضوع تمرکز کنیم که چگونه موج بعدی "نوآوری مخرب" می‌تواند بر نهاد‌های اجتماعی، دموکراتیک و مدنی مان تاثیر بگذارد. سپردن آن به کارآفرینان عرصه فناوری خطر نابودی بیش تری را به همراه دارد.این "جوزف شومپیتر" اقتصاددان اتریشی بود که دامنه این بحث را که نوآوری‌های جدید همیشه جایگزین فناوری‌های غالب قبلی می‌شوند و غول‌های صنعتی قدیمی‌تر را سرنگون می‌کنند گسترش داد. بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی برای توضیح فرآیند نوآوری و پیامد‌های گسترده‌تر آن ایده شومپیتر در مورد "تخریب خلاق" را بنا کردند. این تحلیل‌ها هم چنین تنش‌های ذاتی این مفهوم را شناسایی کردند. برای مثال، آیا نابودی آفرینندگی را به ارمغان می‌آورد یا خود محصول جانبی اجتناب ناپذیر آفرینندگی است؟ آیا همه تخریب‌ها اجتناب ناپذیر هستند؟در علم اقتصاد ایده‌های شومپیتر بستر نظریه رشد اقتصادی، چرخه محصول و تجارت بین الملل را تشکیل دادند. با این وجود، دو تحول مرتبط مفهوم تخریب خلاقانه را در چند دهه گذشته به یک پایه حتی بالاتر ارتقا داده اند. كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ خودتان را بازنشسته نکنید، بازآفرینی کنید!
جسور باشید و مسیر شغلیتان را تغییر دهید!
🔹 شاید یک دهه باشد که روی یک میز نشسته باشید، هر روز تقریبا با افراد ثابتی ناهار بخورید و مدت‌‌‌ها باشد یک مسیر ثابت را به محل کارتان بروید و بیایید.
🔹 تا بازنشستگی هم راه زیادی باقی مانده و دلمان می‌‌‌خواهد این ساعات کاری طولانی را با تفاوت ایجاد کردن و یافتن روش‌های تازه کار کردن، با لذت و رضایت بگذرانیم.
🔹 شاید یک دلیلش این است که می‌‌‌دانیم رویاهایی که زمانی در مورد کار کردنمان داشتیم دیگر محقق نمی‌‌‌شوند - مثلا مربی غواصی در باهاما، یا مدیریت یک مزرعه در جنوب فرانسه.
🔹 اما خوشبختانه تصور تغییر شغل در میانسالی دیگر یک کار نامتعارف نیست، بلکه برای خیلی از مردم یک تغییر رویکرد استراتژیک است.
🔹 خیلی‌‌‌ها در میانسالی مسیر حرفه‌‌‌ای خود را تغییر می‌دهند و ثابت می‌کنند هیچ وقت برای پیگیری اشتیاق، هدف و رشد در زندگی دیر نیست./دنیای اقتصاد
✳️ سخت بودن پیش بینی اقتصاد ایران؟!

✅ اقتصاد از عوامل بسیار متعددی تاثیر پذیری دارد. اما برخی دلایل اصلی و عمده ی اقتصادی وجود دارند که در علم اقتصاد و براساس قواعد و قوانین ثابت شده، قابل برسی و تحلیل و پس از آن پیش بینی و نتیجه گیری هستند. اما در اقتصاد ایران حتی دلایل اخیر هم به راحتی قابل برسی نیستند. عوامل و مسائلی در ایران وجود دارد که چشم انداز اقتصاد را در آینده مشخص می کند و این امر مربوط به الان و پارسال و ده سال و بیست سال اخیر هم نیست. از صد سال پیش به این سو، این موضوع وجود داشته است.

ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=175482
Forwarded from مصطفی ملکیان
💠علل اخلاقی نزیستن انسان‌ها از منظر دیوید ثورو

✍️مصطفی ملکیان

پشت کردن به اخلاق، محصول غفلت از سه واقعیت است:

1️⃣ اکتفا نکردن به حداقل ضروریات

او تعبیری دارد شبیه مارکس در مورد کالا: کالا تجسد و تبدیل یافته‌ی عمر و روح است. قیمت هر کالا (و نیز خدمات رفاهیِ بیشتر از معمول) مقدار عمر و روحی است که می‌دهی تا آن را به دست آوری. ضرورت‌گراییِ (یا اسنشیالیزم) ثورویی به ما می‌گوید عمر و روح‌ات را تا حداقلِ ممکن برای تامین جسم و کالای ضروری بفروش، چون مجبوری و گریزی از آن نیست. اما باقی را برای استعلای خود (رسیدگی به فریاد کودک درون از نگاه یونگ و رایگان بخشی) برای خودت باقی بگذار، تا هرگز و نیز در دوران ناتوانیِ پیری و احتضار، حسرت از ناکرده‌ها و پشیمانی از جبران نکردن اشتباهات نداشته باشی. چون حسرت و پشیمانی برای کسی که همه‌ی روح و عمرش را برای کسب کالای ناضروری داده، حسی است قطعی (مخصوصا با توجه به 40 سال پژوهش الیزابت کوبلر راس بر روی محتضرین).


2️⃣عاریتی و بی‌اصالت شدنِ زندگی‌مان، به دلیل تجاوز از ضروریات حداقلی

علت اصلیِ رفتن به سراغ ناضروریات (تجملات و بَرج‌ها)، پشت کردن به خود و روکردن به دیگران است [پارسایانِ روی در مخلوق، پشت بر قبله می‌کنند نماز! (سعدی)] . "بود"ها را رها می‌کنیم و به سراغ "نمود" می‌رویم. بالیدن سرشت‌مان را فراموش می‌کنیم و به شخصیت‌مان یا همان برداشت دیگران از "من" رو می‌کنیم.
مارکس، نیچه، فروید، فوکو و ... در پاسخ به انگیزه‌ی ریشه‌ایِ رفتار آدمی، نظرات متفاوتی داشتند. پاسخ ثورو به این پرسش مهم این است: زیباکردن تصویر خود در ذهن دیگران. او می‌گوید برای این کار باید به خود پشت کنیم، برای تآمین هزینه‌ی تجملات به هر رذالت احتمالی تن دهیم و از آن بالاتر، رسیدگی به خود را کاملا فراموش کنیم و نحوه‌ی زندگی و نمود خود را همرنگ خواسته و "مد" تحمیلیِ دیگران  و با "چشم‌وهم‌چشمی" تنظیم کنیم. کسب درآمد و زندگی برای خوشامد دیگران، طبعاً چیزی نیست جز زندگیِ عاریتی و بی‌اصالت.

3️⃣ بی‌صداقتی و ناهمخوانیِ با خود، پیامد پی‌گیریِ ناضروریات است.

غفلت سوم، غفلت از رویاهایی است که از کودکی با تو بوده و همیشه آرزویِ پنهان و آشکارت بوده‌اند. وقتی دنبال پول بیشتر، برای کسب و حفظ تجملات و نمایش نمود و شخصیت و وجاهت باشی، مجبوری به رؤیاهایت پشت کنی. رؤیاها ممکن است عوض شوند، اما نکته‌ی مهم، هم‌عنان بودن و وفاق داشتن انسان با آرمان‌های هرلحظه‌ی زندگی‌مان است. اگر زندگی فاقد این وفاق باشد، یعنی با خودمان صداقت نداریم؛ درون و بیرون‌مان هم‌خوانی ندارند. معلمی را دوست داریم، اما به خاطر ماشین مدل بالاتر، شغلی کاملا بی‌ربط با معلمی را دنبال می‌کنیم و در آن غرق می‌شویم. یادمان می‌رود که پیامد کسب کالای بیش از ضرورت و حتی ابزارهای بیشتر، بی‌صداقتی و ناهمخوانی با خودمان است. ساحات سرشت‌مان (باورها، احساسات، عواطف و ادراکات‌مان) با گفتارها و کردارهای‌مان نمی‌خواند.   

🔹اگر این سه غفلت را نکنیم، طبعا اخلاقی  زیستن و پیکرتراشیِ معنوی‌مان قطعی می‌شود؛ و به انسانی تبدیل می‌شویم که زندگی‌اش اصیل است، با خود  صداقت دارد، به رویاها و سرشتش پشت نکرده و نه دچار حسرت و پشیمانیِ دمِ مرگ و نه دچار اضطرابِ  دل‌نگرانی، دغدغه‌ی افسردگی و قبض تنفر از خود، ملال و هرگونه احساس و هیجان منفی می‌شود و دنیا را دم‌به‌دم  و هر روز، نوبه‌نو کشف می‌کند و به معنای واقعی، "زندگی" و "زندگیِ بامعنی" می‌کند.

➖درسگفتار فلسفه اخلاق، موسسه پرسش، ترم 3

@mostafamalekian
👍1
Forwarded from مصطفی ملکیان
🍁تنهایی بر اثر عدم درک دیگران

✍مصطفی ملکیان

🔹بعضی اوقات، انسان احساس می‌کند آنچه را که در درونش می‌گذرد، کسی ادراک نمی‌کند. این مطلقاً معنایش آن نیست که او برای کسی نمی‌گوید یا نمی‌خواهد برای کسی بگوید یا نمی‌تواند برای کسی بگوید، بلکه مراد این است اگر هم بخواهد یا بتواند بگوید، کسی فهم نمی‌کند که او دارد چه می‌گوید. معمولاً کسانی که یا ازلحاظ ذهنی یا ازلحاظ عاطفی یا خُلقی، پیشرفته‌تر از دیگران باشند، چنین چیزی را احساس می‌کنند.

✳️تنهایی ذهنی

🔹تنهایی ازلحاظ ذهنی، مثال خیلی ساده‌اش این است که فردی یک ذهن خیلی قوی دارد و چیزی را کشف می‌کند که باید 200 سال بگذرد تا دیگر انسان‌ها آن را درک و باور کنند و الان کسی آن را درک نمی‌کند. این نوع «تنهایی» را معمولا نوابغ دارند که به خاطر پیشرفت ذهنی‌شان، کسی سخن آنها را ادراک نمی‌کند و مردم فکر می‌کنند که اینها دیوانه‌اند؛ چراکه سخنانی خیلی خلاف عرف می‌گویند.

✳️تنهایی عاطفی

🔹تنهایی یک وقت هم از لحاظ عاطفی است؛ یعنی برای کسی هست که عاطفۀ خیلی شدیدی دارد. اموری را احساس می‌کند که اگر برای کسی بگوید، درک نمی‌کند. هستند افرادی که واقعاً برای یک بچه‌گنجشک سرماخورده که گوشه‌ای افتاده، به شدت دل می‌سوزانند و اگر این را برای کسی نقل کنند، به آنها چه می‌گویند؟!

✳️تنهایی خُلقی

🔹نوع دیگر تنهایی ازلحاظ خلقی است؛ یعنی شخص یک اخلاقیات متعالی دارد که وقتی اینها را برای کسی بازگو کند، درک نمی‌کنند. فرض کنید شخصی در بیابان در حال قدم زدن است و دوستش به او شکلاتی تعارف کند، کاغذ شکلات همچنان در دست اوست و مترصد آن است که سطل آشغالی پیدا کند و کاغذ را در آن بیندازد. این واقعاً یک امر خلاف متعارف است؛ اما یک انسان اخلاقی ممکن است تا این حد، حساسیت نشان دهد، و بنده می‌شناختم افرادی را که اگر یک چنین حالتی برایشان پیش می‌آمد، واقعاً وضع روحیشان را از دست می‌دادند! حتی در بیابان هم اگر پوسته چیزی را پرت می‌کردند، تا یک مدت عذاب وجدان داشتند. حالا یک انسان روزی پانصد انسان می‌کُشد و عین خیالش نیست و یک انسان هم بدین‌گونه!

🔹چقدر پیشرفت از لحاظ خُلقی حدناپذیر است، چقدر امور ظریف و لطیف وجود دارد! گاهی وقت‌ها انسان به‌حدی ازلحاظ اخلاقی جلو می‌رود که واقعاً به نظر من و شما با هیچ عقل و منطقی سازگار نیست؛ چراکه عقل و منطق من و شما در همین حد زندگی روزمره است. یک چنین انسان‌هایی آنچه را که در درونشان می‌گذرد و احساس می‌کنند، کسی ادراک نمی‌کند. این یک نوع تنهایی است که انبیا، عالمان اخلاق و عرفا، بسیاری از تنهایی‌هایشان از این مقوله است.

🍁درسگفتار تأثیر دین در منش آدمی

@Mostafamalekian
✳️ چرایی و کنترل تورم در ایران

سهراب دل‌انگیزان/ استاد دانشگاه رازی کرمانشاه

✅ تنها راه ورود به موضوع کنترل تورم این است که سیاست‌های طرف عرضه را برای بالا بردن کیفیت دولت، بالا بردن کیفیت کالای عمومی و زیر ساختی سخت و نرم توسط دولت و تلاش‌های محکم و با اراده در حذف رانت‌جویی از دولت و ردیفهای بودجه‌ای به منظور کنترل کسری بودجه و از آن طریق کنترل تقاضا را آغاز کرد.

نظام شایسته سالاری واقعی و ترمیم مدیریت‌های حاکمیتی اقتصادی را در مسیر تخصص‌گرایی و رقابت پذیری اصلاح نمود و با دادن مسیرها و اعمال سیاست‌های درست، اعتماد فعالان اقتصادی را برای شروع برنامه‌های همه جانبه در رشد اقتصاد و هدایت‌پذیر و سیاست‌پذیر کردن آن بدست آورد....

🔺اثر نهادها:

در نظریات نهادگرا و ساختارگرا، روی ساختارها و نهادها و نظام قراردادهای ناکارآمد تمرکز می‌گردد و از آن طریق بیان می‌شود که چون نظام قراردادها و نهادهای مستقر ناکارآمد بوده و با اختلال مواجه هستند، آنگاه در انعقاد قراردادهای بین فعالان اقتصادی، نظام تعهدپذیری و ایفای تعهدها و نیز نظام مراجعه به امور قضایی و تضمین تعهدات قراردادی، اختلال‌های شکل گرفته باعث می‌گردند که اعتماد بین طرفین قراردادها برای جریان عادی و روان فعالیت‌ها اختلال ایجاد گردد.
لذا این اختلال‌ها از یک طرف تأخیر و انحراف در ایفای تعهدات را بوجود خواهند آورد. از طرف دیگر، هزینه‌های جدیدی را به نام هزینه‌های مبادله به مجموع هزینه‌های تولید برای طرفین قراردادها اضافه می‌نماید.
لذا این اختلال نهادی از یک طرف عاملی برای کاهش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی می‌گردد، از طرف دیگر نیز هم عرضه را کاهش داده و هم هزینه‌های تولید را افزایش خواهد داد. لذا به صورت ساختاری و نهادی یک تورم مضمن در اقتصاد تولید و جاری خواهد ساخت.

🔺اثر رفتاری دولت:

چارچوب نظری دیگری از طرف رفتارشناسی دولت مطرح می‌گردد. در این چارچوب ناکارآمدی دولت در تولید کالای عمومی و منفعل بودن مدیریت کلان دولتی در مقابل تقاضاهای رانتجویی و ردیف خواهی رسمی گروه‌های ذی نفوذ، عاملی است که همواره از طرف دولت و مجلس هر دو با هم، بودجه‌های دولتی بدون وجود تعهد و قابلیتی برای تولید کالای عمومی با کیفیت و مولد، در مسیرهایی غیر مولد و نمایشی و عموماً به صورت توزیع رانت افزایش یافته و حتی این رانت‌خواهی و رانت‌جویی‌ها جنبه قانونی پیدا می‌کنند.

بر این اساس چون درآمدهای دولت عموماً نمی‌توانند این تقاضاهای مستمر و فزاینده را پوشش دهند، لذا بودجهٔ دولت همواره با کسری مستمر و بادوام مواجه می‌گردد. این کسری بودجه از هرطریقی که جبران گردد، یک مکانیسم به ظاهر قانونی ولی در بنیاد مخرب، شکل گرفته است که هرنوع جبران کسری را به صورت آشکار یا پنهان و یا به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم با خلق پول پرقدرت تهاتر می‌کند.
لذا پس از جریان یافتن این پول پرقدرت توسط دولت در جامعه، مکانیزم تورم‌زایی ناشی از آن شکل خواهد گرفت.

🔺اثرناترازی انرژی:

از زاویه دیگری، برخی از کارشناسان موضوعاتی چون ناترازی انرژی و ارزان فروشی بنزین، برق و گاز را در داخل کشور عاملی برای گسترده بودن هزینه‌های دولت می‌دانند و این هزینه‌ها را به عنوان یارانه در حال توزیع توسط دولت تعریف می‌کنندو ابراز می‌دارند که چون این یارانه‌های گسترده توسط دولت توزیع می‌گردد، لذا مشمول کسری بودجه می‌شود.
این کسری بودجه از طریق بانک مرکزی و خلق پول تأمین می‌گردد و عاملی برای تورم خواهد بود.

متن کامل این مقاله
https://news.tccim.ir/?78210
✳️ سیگنال رشد تجاری به کاهش فقر

🔹 سازمان تجارت جهانی (WTO) اخیراً گزارشی را منتشر کرده که به بررسی روند رشد تجارت جهانی از زمان تاسیس این سازمان در سال ۱۹۹۴ پرداخته است. در این گزارش، اشاره شده که از زمان امضای موافقتنامه مراکش و تاسیس WTO، تجارت جهانی به طور قابل توجهی رشد کرده است و در سال ۲۰۲۳ به بیش از ۳۰.۴ تریلیون دلار رسیده است که این مقدار نسبت به سال ۱۹۹۵ پنج برابر شده است. همزمان، تعرفه‌ها کاهش یافته و هزینه‌های تجاری نیز کم شده‌اند که به کاهش فقر جهانی و بهبود زندگی مردم کمک کرده است.

🔹طی سه دهه گذشته، WTO به منظور ایجاد نظم جهانی مبتنی بر گشودگی، شمولیت و همکاری تاسیس شده است. این سازمان، جانشین توافقنامه عمومی تعرفه‌ها و تجارت (GATT) شده و تجارت خدمات و مالکیت معنوی را نیز تحت پوشش قرار داده است. تجارت جهانی از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۳ به طور متوسط سالانه ۵.۸ درصد رشد کرده است. در این دوره، تجارت خدمات تجاری با رشد ۶.۸ درصدی از تجارت کالاها با رشد ۵.۵ درصدی پیشی گرفته است.

🔹گزارش WTO همچنین نشان می‌دهد که از سال ۲۰۰۵، ارزش خدمات ارائه شده به صورت دیجیتالی چهار برابر شده و به ۲۵.۴ هزار میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ رسیده است. این خدمات اکنون بیش از ۵۴ درصد از کل صادرات خدمات را تشکیل می‌دهند.

🔹رشد تجارت جهانی با توسعه اقتصادی در کشورهای در حال توسعه و نوظهور همراه بوده است. تجارت بین این اقتصادها از کمتر از یک دهم تجارت جهانی در سال ۱۹۹۵ به حدود ۲۵ درصد در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است. در مقابل، سهم اقتصادهای توسعه‌یافته در تجارت جهانی از بیش از نیمی در سال ۱۹۹۵ به ۳۹ درصد در سال ۲۰۲۲ کاهش یافته است.

🔹در طول این دوره، تعرفه‌های اعمال شده توسط اعضای WTO به طور قابل توجهی کاهش یافته و هزینه‌های تجارت بین‌الملل نیز به میزان ۶ تا ۱۰ درصد کاهش یافته است. این کاهش‌ها به افزایش قابل توجه تجارت جهانی کمک کرده است.

🔹در نتیجه، سهم اقتصادهای با درآمد پایین و متوسط در صادرات جهانی از ۱۷ درصد در سال ۱۹۹۵ به ۳۲ درصد در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است. همچنین، نسبت جمعیت این اقتصادها که با کمتر از ۲.۱۵ دلار در روز زندگی می‌کنند، از ۴۰ درصد در سال ۱۹۹۵ به ۱۰ درصد در سال ۲۰۲۲ کاهش یافته است. این نشان‌دهنده تاثیر مثبت تجارت بر کاهش فقر و توسعه اقتصادی در این مناطق است.

مطالعه كامل متن؛
https://jahanesanat.ir/?p=480945
✳️ خطاهای شناختی
🔻ذهن خوانی mind reading
فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل : ”جواب سلامم را نداد، پس حتما از دست من ناراحت است.
🔻پیش گویی furtune telling
پیش بینی می کنید که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : ”در امتحان شکست می خورم” یا ”کاری گیر من نخواهد آمد”.
🔻فاجعه سازی catastrophizing
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل : ”افتضاح می شود اگر در دانشگاه قبول نشوم”.
🔻برچسب زدن labling
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل : ”من آدم بدبختی هستم” یا من آدم بی ارزشی هستم”.
🔻نادیده گرفتن جنبه های مثبت discounting positives
مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: ”این کار از عهده همه بر می آید” یا ”قبول شدن در کنکور که کار مهمی نیست”.
🔻فیلتر منفی negative filter
تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ”هیچ کس مرا دوست ندارد”.
🔻تعمیم افراطی overgeneralizing
بر پایه یک حادثه، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ”این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ”در همه کار ها شکست می خورم”.
🔻تفکر دوقطبی dichotomus thinking
به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل : ”همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد“.
🔻باید اندیشی should
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل : ”باید کارم را خوب انجام بدهم” یا ”باید در کنکور قبول شوم”.
🔻شخصی سازی personalizing
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ”ازدواجم بهم خورد، چون من مقصر بودم”.
🔻سرزنش گری blaming
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل : ”دیگران باعث عصبانیت من می شوند” یا ”والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.
🔻مقایسه های نا عادلانه unfair comparisons
حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل : ”او خیلی موفق تر از من است” یا ”شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد”.
🔻تاسف گرایی regret orientation (کشکول ای کاش)
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل : ”اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم” یا ”ای کاش این حرف را نمی زدم”.
🔻چی می شد اگر what if
دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : ”حرف شما درست است، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟” یا ”چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”
🔻استدلال هیجانی emotional reasoning
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : ”چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری می افتد."
🔻نادیده انگاری شواهد متناقض ignoring counter evidences
شواهد یا استدلال های ناهمخوان با تفکر خود را ردرد می کنید. مثل : ” هیچ کس مرا دوست ندارد”. هر گونه شواهد متناقض را نادیده می گیرد و در نتیجه فکرتان همیشه تایید می شود.
🔻قضاوت گرایی judgment focus
به جای این که خودتان، دیگران و حوادث پیرامون را بپذیرید و درک کنید، اغلب آن ها را در قالب ارزیابی های سیاه و سفید می نگرید. دائم خودتان و دیگران را طبق یکسری معیار های دلبخواهی، ارزیابی می کنید و متوجه می شوید که خودتان و دیگران پایین تر از آن حدی هستید که باید باشید. مثل : ”در دوران دانشگاه خوب عمل نکردم” یا ”اگر تنیس بازی کنم، از پس آن بر نمی آیم” یا ”سارا چقدر موفق است، ولی من اصلا موفق نیستم”.
منبع: تکنیک های شناخت درمانى
نوشته: رابرت لی هی
ترجمه: حسن حميدپور
https://t.me/ExecutiveManagement
بی‌ثباتی_قوانین،مقررات_ورویه_ها_وتاثیرآن_برکسب_وکارها.pdf
1.1 MB
✳️ بی‌ثباتی قوانین، مقررات و رویه‌ها و اثرات آن بر کسب و کارها

✅ در این مطالعه به موضوع مهم بهینگی قوانین از این منظر پرداخته شده است که همانگونه که کم بودن قوانین و خلا وجود قانون موجب ایجاد رفتارهاي خارج از قاعده و پر هزینه‌ ای می‌شود که امور جامعه را مختل نماید، چگونه فراوانی، بی ثباتی و پراکندگی قوانین بر اتخاذ تصمیمات بهینه افراد و فعالان اقتصادی اثرات منفی بر جای می‌ گذارد.

لذا توجه به این نکته حائز اهمیت است که فرآیند قانون‌گذاری زمانی در نقطه بهینه خود قرار دارد که خالص منافع در حداکثر میزان قابل قبول آن باشد.

🔺طی یک بازه ۱۰ ساله حدود تعداد ۱۲۹۸۲ قانون یا مقرره در سامانه ملی قوانین و مقررات بارگذاری شده است که با درنظرگرفتن حجم قوانین اصلاحی بعنوان معیاری ضمنی برای ارزیابی درجه ثبات قوانین، مشاهده می‌‌شود طی این بازه حدود ۱۹۲۶ قانون و مقرره به تصویب رسیده است.
به عبارتی حدود ۱۵ درصد از قوانین و مقررات مصوب شده در ده سال اخیر، مربوط به اصلاح و تغییرات در قوانین موجود بوده است که نشان از بی‌ثباتی قوانین دارد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ درک نادرست از یک استعاره چگونه به کاهش رفاه و آزادی شهروندان می‌انجامد؟
کاهش «رفاه» با مغلطه «ما»

✍ شلدون ال.ریچمن /مترجم: علیرضا کتانی

✅ درحالی‌که بسیاری از شاخص‌های اقتصادی کلان با ضمیر «ما» تفسیر می‌شود، استفاده غیرانتقادی از این واژه می‌تواند نوع نگاه ما به موضوعات سیاسی را دچار آشفتگی کند. باید توجه داشت که یک ملت از یک مجموعه واحد از منافع تشکیل نشده است.

در بحث تجارت بین‌الملل، هیچ کلمه‌ای مخرب‌تر و مسوول‌تر از بی‌اعتمادی‌هایی که روزانه شنیده می‌شود، وجود ندارد: «ما کسری تجاری داریم. ما یک ملت بدهکار هستیم. باید کاری درباره آن انجام دهیم.» گزارشگران و مفسران بی‌وقفه درباره این سر و صدا می‌کنند. اما ما کی هستیم؟ مردمی که تحت صلاحیت دولت ایالات متحده زندگی می‌کنند ممکن است به راحتی «ما» نامیده شوند، اما استفاده غیرانتقادی از این اصطلاح تفکر ما را درباره موضوعات سیاسی و اقتصادی آلوده می‌کند. جمع گرفتن بدون ملاحظه افراد، دشمن عقل سلیم است.

اما نظر سیاستگذاران و رسانه‌های خبری این‌گونه نیست. زمانی که ارقام تجاری گزارش می‌شوند، افزایش «کسری» همیشه در سراسر کشور موجب تاسف است. از نظر آنها، درست است که کسب‌وکارهای آمریکایی رکورد صادرات را شکسته‌اند، اما گفته می‌شود که این رکورد به‌دلیل حجم بیشتر واردات بی اهمیت شده است و بنابراین تصویر کلی تیره و تار از وضعیت، گزارش می‌شود. چقدر پوچ! برای هر سطح صادرات، همیشه ممکن است سطح بالاتری از واردات وجود داشته باشد. مهم‌تر از آن، تحلیل رسانه‌ها نشان می‌دهد که بهتر است در یک معامله در سمت پول قرار بگیرید تا سمت کالا. اگر این حرف را به همین سادگی بگویند کسی آن را باور نمی‌کند اما اگر آن را در ردای آمار بپوشانید و بگویید زمان آن فرا رسیده که با خریداران واردات بی رویه سرکوب شوند، بسیاری آن‌ را باور خواهند کرد.

ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4098782
https://t.me/ExecutiveManagement