مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ شهامت نشستن!

✍دکتر مجتبی لشکربلوکی

✅ در ذهن من و شما یکی از مصادیق شهامت یعنی اینکه در جمعی بزرگ روبروی یک مقام/مدیر ارشد بایستی و شروع کنی به انتقاد از وی آنهم شجاعانه و با صدای بلند.

🔺اما شهامت دو رو دارد. یکی از بهترین جملاتی که دو روی شهامت را نشان می دهد جمله ای از چرچیل است:
▪︎شهامت یعنی ایستادن و سخن گفتن.
▪︎شهامت همچنین یعنی نشستن و گوش دادن.
● چه یک خانه دار هستید یا یک کارمند یا یک مدیر مدرسه و یا یک رییس جمهور، شما هم باید شهامت ایستادن را داشته باشید و هم شهامت نشستن و شنیدن انتقادات و نظرات دیگران را.
▪︎آخرین باری که شهامت به خرج داده اید و به عنوان یک پدر/مادر به سخنان متفاوت فرزند خود گوش داده اید کی بوده است؟
▪︎آخرین باری که به عنوان یک مدیر نشسته اید و به ایده های نامتعارف کارمندان و همکاران خود گوش داده اید و بعد از یک مکث کوتاه گفته اید فکر می کنم حق با شماست و در این مورد من کاملا اشتباه کردم.
▪︎آخرین باری که به عنوان رییس جمهور روبروی منتقدان خود نشسته اید و سپس به تصمیمات اشتباه خود اعتراف کرده اید چه زمانی بوده است؟
● هیچ کدام از عادت ها یا اگر بخواهم بهتر بگویم فضیلت های اخلاقی یک شبه به دست نمی آیند. با خودتان قرار بگذارید هر هفته در یک مورد، فضایی را فراهم کنید تا دیگران شما را نقد کنند و سپس اگر اشتباه کرده اید بدون اینکه سعی در توجیه، پوشش، بهانه آوری و ... باشید بپذیرید که اشتباه کرده اید. هر هفته با خودتان تکرار کنید نشستن و گوش دادن هم شهامت می خواهد.

■بگذارید یک مثال عملی برای شما بزنم: یکی از فرهیختگان می گفت من هر از چند گاهی در سر کلاس هایم آمار اشتباه می گویم و جلسه بعد آن آمار را اصلاح می کنم و معذرت خواهی میکنم. ممکن است دانشجوی من یک هفته آمار اشتباه در ذهنش باشد اما با این کار برای تمام عمر می آموزد استادش نیز می تواند اشتباه کند و اگر اشتباه کرد باید معذرت خواهی کند.

□ با شهامت باشید؛ هم در بیان بی لکنت حقایق و هم در اعتراف بی لکنت اشتباهات و هم در شنیدن بی تکلف ایده های مخالف از افرادی که از شما پایین تر، کم تجربه تر و ....هستند.
👍6
کارکنان کار را ترک نمی کنند...
👍1
✳️ عوامل تعیین کننده دولت توسعه ای در برابر دولت غارتگر ✍️دکتر محمدرضا منجذب

🔹 دولت‌های واقعی که توسط دولتمردانی در دنیای واقعی مدیریت می‌شوند ترکیبی از این دو رویکرد را در خود دارند. بنابراین، سؤال اصلی این خواهد بود که از نظر میزان تمایل به سمت توسعه‌ای و یا غارتگری، چه متغیرهایی بر این ترکیب تأثیرگذارند؟
1️⃣ به طور خاص می‌توان گفت که اگر دولتمردان وابسته به درآمدهای مالیاتی که از عموم جامعه دریافت می‌شود باشند، بیشتر به رویکرد توسعه‌ای گرایش خواهند داشت. چنین دولتمردانی برای درآمدزایی خود باید با بیشتر شهروندان جامعه تعامل برقرار نموده و خدمات رفاهی متعددی در عوض درآمدهای مالیاتی برایشان فراهم کنند. اگر سطح رفاه اکثر مردم افزایش یابد، دولتمردان جریان سرشاری از درآمدها را در اختیار خواهند داشت که موجب تقویت جایگاه سیاسی شان می‌گردد.
همچنین به دلیل ورود به یک فرآیند تعامل گفتاری، کمتر درگیر سیاست‌های غارتگری گشته و می آموزند که چگونه جریان درآمدهایشان را از طریق افزایش بهره وری بهبود دهند. دولتمردانی که برای تأمین بیشتر درآمدشان متکی به منابعی خارج از جامعه و یا بخش کوچکی از جامعه هستند، تمایل بیشتری برای اتخاذ سیاست‌های منفعت رسان به یک عده قلیل، به قیمت چشم پوشی از اکثریت دارند. در چنین شرایطی سیاست‌های غارتگری غالب هست.
2️⃣ عامل دوم تاثیرگذار وجود یا عدم وجود تعادل‌های چندگانه است. بدین معنی که در صورت عدم وجود تعادل‌های چندگانه، تلاش برای هماهنگ نمودن جابجایی از یک تعادل سطح پایین به یک تعادل سطح بالا محکوم به شکست است. بنابراین، هیچ انگیزه ای برای دولتمردان وجود ندارد تا به منظور اتخاذ سیاست‌های توسعه‌ای تلاشی از خود نشان دهند. در عوض، برای در پیش گرفتن سیاست‌های غارتگری و ارجحیت منافع یک عده قلیل بر اکثریت جامعه به اندازه کافی انگیزه وجود خواهد داشت. چه عواملی بر وجود یا عدم وجود تعادل‌های چندگانه تأثیرگذارند؟
میزان سرمایه انسانی یک عامل اساسی است. سرمایه انسانی به میزان توانمندی اعضای جامعه در بهبود مهارتهایش، از طریق روش های رسمی یا غیر رسمی آموزشی اشاره دارد. هرچه سطح سرمایه انسانی بالاتر باشد، کالاهای واسطه ای بهره وری بالاتری داشته و نقش کلیدی را در دست‌یابی به تعادل سطح بالا بر عهده دارند. پایین بودن سطح سرمایه انسانی، کاهش بهره روی کالاهای واسطه ای را در پی داشته و در نتیجه تعادل سطح بالا به وجود نخواهد آمد.
علاوه بر سطح سرمایه انسانی، وجود تعادل‌های چندگانه به بهره وری کل بخش کشاورزی نیز وابسته است.
3️⃣ سومین عاملی که میزان غارتگری یا توسعه‌ای بودن ترکیب دولتمردان را تحت تأثیر قرار می‌دهد به تمرکز یا عدم تمرکز قدرت سیاسی ارتباط پیدا می‌کند، بدین معنی که به منظور فراهم نمودن منابع لازم برای مقابله با غارتگران خارجی، فراهم نمودن صلح داخلی، و حفظ یک بازار واحد یکپارچه در یک ناحیه، نیازمند مقداری تمرکز در قدرت هست. منظور از یک بازار واحد یکپارچه این است که کالاها بتوانند آزادانه در آن ناحیه توزیع شوند (بدون عوارض و تعرفه).
البته اگر قدرت به میزان زیادی تمرکز یافته باشد، دولتمردان انگیزه پیدا می‌کنند که انتظارات بقیه را نادیده گرفته و تا جایی که امکان دارد به کسب منافع برای خود بپردازند. چنین اتفاقی باعث از بین رفتن اقتصاد می‌گردد (غارت اقتصادی ). از طرف دیگر، نیازمند مقداری عدم تمرکز در قدرت هستیم، چرا که این کار عموم مردم را قادر می‌سازد تا دولتمردان را برای در پیش گرفتن سیاست‌های توسعه‌ای تحت فشار قرار دهد. اما باید توجه داشت که عدم تمرکز بیش از حد منجر به از هم گسیختگی بازار داخلی یک منطقه می‌گردد.
4️⃣ آخرین عامل مربوط به تهدیدهای خارجی می‌شود. تهدیدهای خارجی برای دولتمردانی که کنترل شرایط را در دست دارند، اگر خیلی جدی نباشد، دولتمردان را به اتخاذ سیاست‌های توسعه‌ای سوق می‌دهد. به زبان ساده، یک تهدید خارجی به دو دلیل عمده دولتمردان را مجاب می‌کند که وضعیت رفاهی شهروندانشان را بهبود بخشند: احتمال پیوستن یک جامعه مرفه به مهاجمین خارجی بسیار پایین است. به علاوه، رفاه بالاتر به معنای جریان بیشتر مالیات‌ها به سمت دولتمردان بوده و آن‌ها را در برابر تجاوزهای خارجی تقویت می‌کند./ كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤1👍1
AI هوش مصنوعی ✳️
ایلان ماسک: «کلوسوس»، قوی‌ترین سیستم آموزش هوش مصنوعی جهان فعال شد
👆 بسیاری از شرکت‌های بزرگ بازار، توسعه مدل‌های هوش مصنوعی را در سر دارند؛ حالا به نظر می‌رسد «ایلان ماسک»، مدیرعامل ایکس، توانسته با راه‌اندازی خوشه پردازشی «کلوسوس» (Colossus)، قدرتمندترین سیستم آموزشی هوش مصنوعی در دنیا، گوی رقابت را از سایرین برباید.

ماسک با انتشار پستی در ایکس اظهار داشت که تیم او در xAI، پس از ۱۲۲ روز تلاش مداوم و استفاده از ۱۰۰ هزار پردازشگر H100 انویدیا، بالاخره سیستم آموزشی کلوسوس را با موفقیت فعال کرد‌ه‌اند. او همچنین افزود که توان پردازشی این خوشه در آینده با اضافه‌شدن ۵۰ هزار پردازشگر H200، دو برابر خواهد شد. ماسک پیش‌تر در ابتدای مردادماه نیز اعلام کرده بود که آموزش با این ابرخوشه که در ممفیس آمریکا واقع است و با همین نام شناخته می‌شد، آغاز شده است.

ماسک و راه‌اندازی Colossus
از طرفی انویدیا، سازنده پردازشگرهای این سیستم نیز با نقل‌قول پست ماسک در ایکس، به او و تیم xAI تبریک گفت و کلوسوس را راهی برای کسب دستاوردهای استثنایی در بهره‌وری انرژی معرفی کرد.
تبریک انویدیا به‌خاطر راه‌اندازی کلوسوس
علاوه‌براین، «کتی وود»، مدیرعامل شرکت «ARK Invest» در پستی راه‌اندازی کلوسوس را اتفاقی مؤثر درحوزه هوش مصنوعی دانست و به احتمال بروز دستاوردهای جدید در آینده نزدیک اشاره کرد.

کلوسوس، قوی‌ترین سیستم‌ آموزشی هوش مصنوعی دنیا
درحالی‌که قوی‌ترین مدل OpenAI با ۸۰ هزار پردازشگر گرافیکی آموزش داده شده، کلوسوس به‌دلیل تعداد پردازشگرهای گرافیکی که دارد به عنوان قوی‌ترین سیستم آموزشی AI شناخته می‌شود. پردازشگرهای H200 حاضر در این سیستم ۱۴۱ گیگابایت حافظه HBM3E و پهنای باند ۴.۸ ترابایت‌برثانیه دارند.

ماسک با وجود جایگاه بالای خود در حوزه هوش مصنوعی، از تصویب قوانین به‌منظور جلوگیری از خطرات احتمالی این فناوری پشتیبانی می‌کند. او اخیراً در پستی اظهار داشت که لایحه 1047 مجلس کالیفرنیا باید تصویب شود؛ لایحه‌ای که نگرانی فعالان حوزه فناوری در مورد محدودیت‌های احتمالی در نوآوری هوش مصنوعی را در ایالات متحده در پی داشته است.
❤1👍1
✳️ توسعه به شیوه‌ی نواک جوکوویچ

🖊دکتر فرزاد دهقانیان

✅ در سال ۲۰۰۴، زمانی که نواک جوکوویچ برای اولین بار به عنوان یک بازیکن تنیس حرفه‌ای شناخته شد، در رتبه‌ی ۶۸۰ جهان قرار داشت و ۴۹ درصد بازی‌های خود را پیروز می‌شد. تا پایان سومین سال حرفه‌ای خود، او به رتبه‌ی سوم جهان صعود کرد. در این سال، درصد پیروزی‌های او به ۷۹ درصد و درآمد او از ۲۵۰ هزار دلار به ۵ میلیون دلار در سال افزایش یافت. در سال ۲۰۱۱، او به رتبه‌ی اول تنیس مردان جهان رسید و به طور میانگین سالانه ۱۴ میلیون دلار فقط از جوایز مسابقات کسب کرد و ۹۰ درصد از مسابقات خود را با پیروزی پشت سر گذاشت.
🔹اما بررسی درصد امتیازاتی که جوکوویچ در هر مسابقه برنده شده، نکته‌ی جالبی را نشان می‌دهد. زمانی که نواک در رتبه‌ی ۶۸۰ جهان بود، ۴۹ درصد امتیازات هر بازی را به دست می‌آورد. وقتی به رتبه‌ی سوم جهان رسید، این درصد به ۵۲ درصد افزایش یافت. در حالی که در رتبه‌ی اول جهان، این درصد به ۵۵ درصد رسید.
🔸استفان دانیر در یک سخن‌رانی TED، این موفقیت‌ها را ناشی از تصمیمات کوچک جوکوویچ در هر لحظه می‌داند. در واقع، جوکوویچ با دو بهبود ۳ درصدی در تصمیم‌گیری و کسب امتیاز، خود را به شماره‌ی یک تنیس دنیا رساند. البته، این بهبودهای کوچک نیازمند تلاش فراوان و مداوم است.

🔺تحلیل و تجویز راهبردی

داستان موفقیت نواک جوکوویچ، نمونه‌ای الهام‌بخش برای تصمیم‌گیری در حوزه‌های شخصی و اجتماعی است. مسیر رسیدن به موفقیت، بیشتر از طریق بهبودهای کوچک و پیوسته به دست می‌آید تا تغییرات بزرگ و ناگهانی. جوکوویچ با تنها چند درصد بهبود در عمل‌کرد خود توانست به صدر جدول تنیس جهان برسد، که نشان‌دهنده‌ی اهمیت تصمیمات در هر لحظه از زندگی است.

🔹در زمینه‌ی رشد فردی، بهبودهای کوچک اما مستمر می‌توانند تفاوت‌های بزرگی ایجاد کنند. به عنوان مثال، روزانه چند دقیقه بیش‌تر مطالعه کردن، یادگیری یک مهارت جدید یا ایجاد یک عادت سالم، با گذر زمان می‌تواند به موفقیت‌های بزرگ منجر شود.

🔸در سطح جامعه نیز با گام‌های کوچک و استراتژیک می‌توان تغییرات بزرگی ایجاد کرد. بهبود سطح رفاه یک جامعه، می‌تواند با سرمایه‌گذاری‌های کوچک در آموزش افراد آغاز شود. تغییر کوچک در سیاست‌گذاری می‌تواند سرنوشت یک کشور را تغییر دهد. به عنوان مثال، اصلاح یک قانون، به‌روزرسانی یک سیاست مدیریتی یا انجام یک حرکت استراتژیک در روابط بین‌الملل می‌تواند نتایج مهمی در سطح ملی و بین‌المللی به همراه داشته باشد. این قانون سیستم‌ها است که تغییرات کوچک در نقاط اهرمی می‌تواند دستاوردهای بسیار بزرگی را در طول زمان درپی داشته باشد.

🔹بنابراین، مي‌توانيم تصمیماتي همچون انتصاب یک مدیر شایسته یا عزل یک مدیر نالایق را دست‌کم نگیریم، ادامه‌ی چنين تصميماتي را مطالبه كنيم و به تأثیرات بزرگ آن‌ها امیدوار باشیم.
گاهنامه مدیر
🔴 هکرها ۲۰ بانک ایرانی را هک کردند و برای منتشر نکردن اطلاعات مشتریان بانک‌ها، سه میلیون دلار باج گرفتند!

🔹پولتیکو به نقل از منابع مطلع گزارش داده که حمله سایبری ماه گذشته که تهدیدی برای ثبات سیستم بانکداری ایران بود موجب شد که شرکت تامین کننده خدمات الکترونیکی برای بانک‌های ایران (شرکت توسن) به هکرها میلیون‌ها دلار باج پرداخت کند.

🔹براساس این گزارش، این شرکت ایرانی تحت فشار دولت دست‌کم سه میلیون دلار به عنوان باج پرداخت کرد تا از انتشار داده‌های ۲۰ بانک ایران و اطلاعات حساب میلیون‌ها ایرانی جلوگیری کند.

🔹به گزارش پولتیکو، این بدترین حمله سایبری به بانک‌های ایران به‌شمار می‌رود و گروهی تحت عنوان «آی‌آر‌لیکس» (IRLeaks) که سابقه هک بانک‌های ایران را دارد، احتمالا پشت این حمله قرار دارد. این گروه هکری در ماه دسامبر نیز اطلاعات بیش از ۲۰ شرکت بیمه و اسنپ فوود را هک کرده بود.
✳️ اولویت هاي نسل z

✅ گالوپ نتایج یک پیمایش را درباره‌ نسل z منتشر کرد که آخرین اولویت‌ آنان در زندگی، شروع کردن یک کسب‌ و کاراست و هفت اولویت اول آنان حولِ زندگی شاد و راحت می‌گذرد.

مطالعه کامل گزارش در Gallup؛
https://www.gallup.com/analytics/506663/state-of-students-research.aspx

كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ کژپیوندی ذهنی چیست؟
چگونه شکل می‌گیرد؟ چه پیامدهایی دارد؟ و چگونه از آن اجتناب کنیم؟
(Mental Misattribution)

🖊محمدرضا سلیمی

✅ سوال: زمانی که احساس بدی دارید یا برای شما اتفاق بدی می‌افتد، چه کسی را مقصر و مسئول آن می‌دانید؟

🔸ما انسان‌ها معمولاً قادر نیستیم منشا احساسات، رفتار و افکارمان را درست و دقیق مشخص کنیم. در واقع، بیش‌تر اوقات احساسات، رفتار و افکارمان را به منابع و عوامل نادرست و نامناسب پیوند می‌دهیم. به این پدیده «کژپیوندی ذهنی» می‌گویند.

🔹کژپیوندی ذهنی چیست؟ کژپیوندی ذهنی نوعی خطای شناختی است که در آن ما تمایل داریم احساسات، افکار و رفتارمان را به منابع و عوامل نامناسب و نادرست نسبت دهیم. برای مثال، اگر فردی منشا احساسات ناخوشایند و رفتار نادرست خود را به همسرش نسبت بدهد و او را مقصر بداند، در دام «خطای کژپیوندی ذهنی» افتاده است.

🔸برای فهم درست و دقیق کژپیوندی ذهنی، لازم است با اصطلاح «روان‌شناسی اِسناد» آشنا شویم. روان‌شناسی اِسناد به این سوال مهم و اساسی پاسخ می‌دهد: افراد چگونه علت و منشا رویدادها و رفتارها را تبیین و تفسیر می‌کنند؟
🔹طبق نظریه‌ی روان‌شناسی اِسناد ما تمایل داریم موفقیت‌هایمان را به عوامل درونی مانند هوش، تلاش و شخصیتمان ربط بدهیم و موفقیت‌های دیگران را به عوامل بیرونی مانند شانس، موقعیت، محیط و روابط نسبت بدهیم. برای مثال، اگر ما در امتحانات نمرات عالی کسب کنیم، آن را به تلاش و استعداد خودمان نسبت می‌دهیم. اما اگر دیگران نمرات عالی بگیرند، آن را به عوامل بیرونی مانند شانس یا آسان بودن امتحان ربط می‌دهیم. طبق این نظریه ما همچنین تمایل داریم شکست‌هایمان را به عوامل بیرونی و شکست‌های دیگران را به عوامل درونی نسبت بدهیم.
🔸کژپیوندی ذهنی چگونه شکل می‌گیرد؟ یکی از عوامل شکل‌گیری کژپیوندی ذهنی تحریف‌های شناختی است. تحریف‌های شناختی شکل افراط‌گونه‌ی خطاهای شناختی‌اند که معمولاً به افسردگی، استرس و اضطراب منجر می‌شوند. در واقع، تفاوت تحریف شناختی و خطای شناختی این است که تحریف‌های شناختی افراط‌گونه، اغراق‌آمیز، شخصی، منحصربه‌فرد و بسیار مخرب‌اند. برای مثال، فیلتر کردن نوعی تحریف شناختی است که در آن فرد تمام نقاط مثبت دیگران را کلاً نادیده می‌گیرد، و تمام تمرکزش روی نقاط منفی آنهاست. تفکر سیاه‌وسفید، تعمیم افراطی، فاجعه‌سازی و شخصی‌سازی از دیگر انواع تحریف‌های شناختی هستند.
🔹کژپیوندی ذهنی چه پیامدهایی دارد؟ کژپیوندی پیامدهای متعددی به دنبال دارد، از جمله:

۱. روابط ناسالم
۲. سوءتفاهم
۳. مشاجره و دعوا
۴. سوءادراک
۵. به خطر افتادن سلامت روان
۶. تکرار شکست در زندگی

🔸از آنجا که کژپیوندی ذهنی سبب می‌شود عوامل بیرونی را منشا شکست‌هایمان بدانیم و به‌هیچ‌وجه خودمان را مقصر نمی‌دانیم، شکست‌ها تکرار می‌شوند. حتی اگر سرمان هم به سنگ بخورد، باز هم اشتباهاتمان را تکرار می‌کنیم. این ویژگی ماهیت موذیانه‌ی کژپیوندی ذهنی را به‌خوبی نشان می‌دهد.
🔹چگونه از کزپیوندی ذهنی اجتناب کنیم؟ ما نمی‌توانیم به طور کامل از شر خطای کژپیوندی ذهنی خلاص شویم، چون ما مدام احساسات، افکار و رفتار ناخوشایندمان را به عوامل خارجی نسبت می‌دهیم. با این‌حال، می‌توانیم با گام‌های فکری پیامدهای آن را کاهش دهیم. گام‌های فکری که می‌توانند آسیب‌های این خطای شناختی را کاهش دهند عبارت‌اند از:

۱. آگاهی از خطای کژپیوندی ذهنی
۲. تمرین ذهن‌آگاهی و خودآگاهی
۳. تمرین خویشتن‌نگری یا درون‌کاوی
۴. به چالش کشیدن باورها و پیش‌فرض‌ها
🔸کژپیوندی ذهنی یک خطای شناختی رایج است که زندگی ما را به‌شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. این خطای شناختی روابط و سلامت روان ما را به خطر می‌اندازد. بنابراین، لازم است با تقویت خودآگاهی، جمع‌آگاهی، سازمان‌آگاهی، ذهن‌آگاهی، خویشتن‌نگری و به چالش کشیدن پیش‌فرض‌ها و باورها آسیب‌های این خطای شناختی را کاهش دهیم.
 گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ رفاه اقتصادی چیست؟ آیا می توانید در مورد چگونگی تاثیر آن بر اقتصاد توضیح دهید؟

✅ در تعریف رفاه اقتصادی به سطح رفاه و کیفیت استانداردهای زندگی جوامع در یک اقتصاد اشاره دارد.

رفاه اقتصادی می تواند از طریق عوامل مختلفی از قبیل تولید ناخالص داخلی و سایر شاخص های که منعکس کننده رفاه جمعیت (مانند سواد، تعداد پزشکان، سطح آلودگی E.T.C) است،اندازه گیری شود.

رفاه اقتصادی یک مفهوم کلی است که به آسان قابل تعريف نيست. اساسا، به این معنی است که سرانه درآمدي مردم از اقتصاد كشور به چه شكل/چگونه کار می کنند. رفاه اقتصادی معمولا از لحاظ درآمد واقعی / تولید ناخالص داخلی واقعی اندازه گیری می شود. افزایش تولید واقعی و درآمد واقعی نشان می دهد که مردم در رفاه هستند و بنابراین افزایش رفاه اقتصادی وجود دارد.

با این حال، فقط سطوح درآمد در رفاه اقتصادي مورد تاكيد نيست و ساير عوامل چون كيفيت زندگي هم به عنوان استانداردهای زندگی مردم نیز "مانند سطوح مراقبت های بهداشتی و عوامل محیطی مانند تراکم و آلودگی" تأثیر گذارست كه در رفاه اقتصادي جوامع مورد اندازه گيري قرار می گیرند.
کیفیت زندگی در تعیین رفاه اقتصادی مهم است.

عوامل موثر بر رفاه اقتصادی

1 . Real income – influencing potential consumption
2 . Employment prospects – unemployment significant cost
3 . Job satisfaction – satisfaction at work as important as income and wage
4 . Housing – High income but unaffordable housing diminishes economic welfare. Good, cheap housing essential to economic welfare
5 . Education – opportunities to study through lifetime, influence welfare
6 . Life expectancy and quality of life – access to healthcare, also are lifestyles healthy, e.g. levels of obesity/smoking rates
7 . Happiness levels – normative judgements on whether people are happy.
8 . Environment – economic growth can cause increased pollution, which damages health and living standards.
9 . Leisure time – high wages due to working very long hours diminishes economic welfare. Leisure has economic value.

لينك كامل مقاله
https://www.economicshelp.org/blog/1041/economics/economic-welfare/
✳️ شادی در فرهنگ های مختلف
🖊️آرتور بروکس
✅ همه می‌دانند که شادترین مردمان جها‌‌ن کجا زندگی می‌کنند چون سازمان ملل متحد سال به سال آن را به ما گوشزد می‌کند. در چند سال گذشته فنلاند رتبۀ یک بوده و در جمعی از کشورهای اروپای شمالی (که همگی جزو شادترین کشورها هستند) در صدر قرار داشته است. از آنجایی که این کشورهای اروپای شمالی به راز شادی پی برده‌اند بقیۀ ماها وسوسه می‌شویم که از عادات آن‌ها تقلید کنیم. اگر مانند فنلاندی‌ها زندگی کنید ــ‌ کمی در جنگل راه بروید، در آب یخ شنا کنید‌ - همه چیز روبه‌راه می‌شود، اینطور نیست؟!
▪︎به این سادگی‌ها هم نیست. برای اینکه گزارش شادی جهانی و شاخص‌های شادیِ بین‌المللیِ دیگر بتوانند گزارش‌های افراد از شادی‌شان را با هم مقایسه کنند، باید فرض را بر این بگیرند که در سرتاسر جهان مردم به شیوه‌ای تقریباً یکسان شادی را تعریف می‌کنند و به سوالاتِ پیمایش‌های شادی پاسخ می‌دهند. اگر این فرض در نظر گرفته نشود قابلیت اطمینانِ این شاخص‌های شادی تقریباً به اندازۀ رتبه‌بندی کیفیت موسیقی‌ای خواهد بود که در آن شهروندان هر کشور بگویند که آهنگ‌های محلی خود را چقدر دوست دارند. این رتبه‌بندی دربارۀ علاقه‌ی افراد به سبک موسیقی‌ِ کشور خود چیزهایی برای گفتن دارد اما با توجه به تفاوت‌های موجود در سنت‌ها و سلایق افراد، درباره‌ی اینکه کدام موسیقی واقعاً «بهترین» است اطلاعات کمی عرضه می‌کند.
▪︎مردم در سرتاسر جهان تشابهات آشکاری در شیوۀ تجربه‌ی شادی دارند. مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۶ بر روی ۲۷۹۹ نفر بزرگسال از ۱۲ کشور انجام گرفته است نشان داده که در تمام کشورهای مورد مطالعه تعاریف روانشناختی شادی یعنی «حالت، احساس یا نگرشی درونی» بر  تعاریف دیگر مسلط است. مشخصاً مردم در سرتاسر دنیا گفته‌اند که شادی را در دستیابی به «هماهنگی (توازن) درونی» یافته‌اند.
▪︎شاید هماهنگی درونی امری جهانی به نظر بیاید، ولی می‌تواند در جاهای مختلف معانی بسیار متفاوتی داشته باشد. مثلاً دو سال پیش وقتی داشتم در دانمارک فیلم مستندی دربارۀ جستجوی شادی می‌ساختم، دریافتم که دانمارکی‌ها معمولاً هماهنگی درونی را با هوگه تعریف می‌کنند که به معنای چیزی مانند دنج بودن و سرخوشیِ آسوده است. در حالی که دریافتم آمریکایی‌ها این مفهوم را بیشتر با هماهنگی بین مهارت‌ها و علایقشان تعریف می‌کنند، آن هم اغلب در زمینه‌ی کاری.
■بنابراین تعاریف روانشناختی نمی‌توانند با دقت خوبی شادی را توضیح دهند. ورای آن هم تفاوت بین کشورها بیشتر و بیشتر می‌شود. مثلاً همان مطالعۀ سال ۲۰۱۶ که در بالا اشاره شد نشان داده که ۴۹ درصد آمریکایی‌ها در تعاریفشان از شادی تلویحاً به روابط خانوادگی اشاره کرده‌اند، در حالی که درکِ اهالی اروپای جنوبی و آمریکای لاتین از شادی بیشتر متوجه خودشان بوده است: فقط ۲۲ درصد پرتقالی‌ها، ۱۸ درصد مکزیکی‌ها و ۱۰ درصد آرژانتینی‌ها در تعاریف شادی خود به خانواده‌هایشان اشاره کرده‌اند.
▪︎دو محقق ژاپنی در سال ۲۰۱۲ در مجله‌ی بین‌المللی رفاه در بررسی تعاریف شادی در فرهنگ‌های غربی و آسیایی به یک تفاوت فرهنگی مهم پی بردند. آن‌ها دریافتند که در غرب شادی به شکل «حالت برانگیختگی بالا مانند هیجان و احساس موفقیت شخصی» تعریف می‌شود، در حالی که در آسیا، «شادی به صورت تجربۀ حالت برانگیختگی کم مانند آرامش تعریف می‌شود».
▪︎حتی مقایسۀ دقیق افراد در داخل مرزهای کشورهای بزرگ هم کار دشواری است. مثلاً تعریفِ شادی در بخش‌های شمالی هند با بخش‌های جنوبی آن تفاوت زیادی دارد. و مطالعات نشان می‌دهد که ویژگی‌های شخصیتی افراد در نواحی مختلفِ ایالات متحدۀ آمریکا هم بسیار متفاوت از همدیگر است. مثلاً افراد در ناحیه‌ی شمال شرقی و مابین شمال شرقی و جنوب شرقی بیشتر اضطراب دلبستگی از خود نشان می‌دهند («کی زنگ می‌زنی؟») در حالی که در ایالت غربی اجتناب دلبستگی بیشتر است («حالا هر وقت شد همدیگه رو می‌بینیم»).
▪︎حتی کلماتی که برای صحبت کردن در مورد شادی مورد استفاده قرار می‌گیرند در زبان‌های مختلف معانی ضمنی متفاوتی دارند. در زبان آلمانی شادی در کلماتی مانند نیک‌بختی و سرنوشتِ خوب ریشه دارد. در واقع، کلمۀ happiness از واژۀ hap می‌آید که به معنای «شانس» است. در زبان‌های با ریشه‌ی لاتینی هم این کلمه از واژه‌ی felicitas می‌آید که در روم باستان نه تنها به شانس بلکه به رشد، پرباری و شکوفایی اطلاق می‌شد.
■در مجموعْ فرهنگ‌ها در تعاریفِ شادی تفاوت زیادی با هم دارند. بنابراین نمی‌توان به طور صددرصدی گفت که یک کشور شادتر از بقیۀ کشورها است و شاخصِ «شادترین کشورها در جهان» به تنهایی آموزنده نیست. شادی می‌تواند به شیوه‌های بسیار گوناگونی تعریف و اندازه‌گیری ‌شود. شاید طبق یک تعریف فنلاند شادترین کشور جهان باشد، ولی تقریباً با یقین می‌توان گفت که بنا بر تعاریف دیگر چنین نیست.
👆 ادامه از قبل
کشورها بیشتر از اینکه مقایسه شوند باید طبقه‌بندی شوند.
▪︎یک روش مفید برای شروعِ این کارْ تمایز قائل شدن بین دو شیوۀ توجه به شادی است. اول) توجه به شادیْ «درونی» است یا «بیرونی»، یعنی درون‌نگری در برابر تعامل با دیگران. دوم) توجه به «رابطه» است یا به «کار»، یعنی مبتنی بر آدم‌هاست یا مبتنی بر انجام عمل. این تقسیم‌بندی ۴ مدل اصلیِ رفاه را به وجود می‌آورد که براساس مطالعات پیمایشی از سرتاسر جهان است.
1⃣ شادی از رابطۀ خوب با افرادی که دوستشان دارید حاصل می‌شود.
این مورد ترکیب دو حالت توجهیِ «بیرونی» و «رابطه‌ای» است. در این مدل،‌ دوستان و خانواده بیشترین میزان شادی را به فرد می‌دهند. یک مثال خوب برای این مدل می‌تواند ایالات متحدۀ آمریکا باشد.
2⃣ شادی از آگاهیِ بیشتر حاصل می‌شود. این مورد ترکیب دو حالت توجهیِ «درونی» و «رابطه‌ای» است و مدلی است برای مردمانِ معنوی، فلسفی و مذهبی، به‌خصوص آن‌هایی که اهمیت ویژه‌ای برای همبستگی اجتماعی قائل هستند. جنوبِ هند زادگاهِ افراد زیادی است که از این مدل پیروی می‌کنند.
3️⃣ شادی از انجام کارهایی که دوست دارید (خصوصاً با دیگران) حاصل می‌شود. این مورد ترکیب دو حالت توجهیِ «بیرونی» و «کاری» است، یعنی وقف کردن خود در فعالیت‌های کاری یا فراغتی که کاملاً رضایت‌بخش‌اند. اگر غالباً می‌گویید که «زندگی من کارم است.» یا «دوست دارم با دوستانم گلف بازی کنم.» شما جزو این دسته‌اید. این مدل بیشتر در کشورهای اروپای شمالی و مرکزی پیدا می‌شود.
4️⃣ شادی صرفاً از حس خوب می‌آید. این مورد ترکیب دو حالت توجهیِ «درونی» و «کاری» است. این مدل مخصوص افرادی است که اولویتشان تجربیاتی است که حس‌های مثبت به آن‌ها می‌دهد، چه تنها و چه با دیگران. زمانی این مدل روش خوبی برای ارزیابی رفاه خواهد بود که هرگاه به شادبودن فکر کنید تماشای نتفلیکس یا نوشیدن به ذهنتان ‌آید. این مدل در کشورهای آمریکای لاتین، مدیترانه و جنوب آفریقا رایج است.
▪︎همانطور که جاهای مختلف تعاریف مختلفی از شادی دارند، افراد مختلف هم چنین‌اند. درک این تنوع می‌تواند به شما کمک کند تا خودتان را درک کنید تا ببینید آیا در خانۀ خودتان مثل یک وصلۀ ناجور هستید یا نه، و اگر اینگونه است علت آن چیست و چه کاری می‌توانید برای رفع آن انجام دهید، حالا می‌خواهد آن کارْ نقل مکان یا پیوستن به یک اجتماع جدید باشد، یا صرفاً به صلح رسیدن با اطرافیانتان.
▪︎سی سال است که مانند روحی سرگردان به شهر بارسلون رفت‌وآمد می‌کنم و هر دفعه هفته‌ها و ماه‌ها می‌مانم (حتی یک بار سه سال ماندم). در هیچ شاخصی بارسلون شادترین جای دنیا نیست (در آخرین گزارش سازمان ملل متحدْ اسپانیا به سختی رتبه‌ی ۲۷‌ام را به دست آورد). پس چرا من اینجا را اینقدر دوست دارم؟
■این شهر که پایتخت کاتالونیاست، شهری مختلط است: مردمانش از لحاظ توجه‌شان به اوغات فراغت و دوستیْ اسپانیایی هستند، اما از لحاظ عادات کاریْ بیشتر شبیه به مردم اروپای شمالی‌اند (ترکیب این دو باعث می‌شود زمان کمی برای خوابیدن داشته باشند که اندکی مشکل‌ساز است). اینجا جای سخت‌کوشی و کارآفرینی است، ولی جای خنده‌های بسیار و خوش‌قلبی هم هست. همچنین شهری است که من چندین سال قبل در آنجا ازدواج کردم، بنابراین بیشتر روابط عاطفی‌ام آنجاست. به معنای دقیق کلمه آنجا با تعریف مختلط من از شادی همخوانی دارد: مشغولیت و لذت عمیق از تحقیق و تدریسم، و تعهد کامل به افرادی که در زندگیم هستند. از نظر من بارسلون شادترین جای دنیا است.
▪︎شما هم بارسلون خودتان را دارید، بروید و پیدایش کنید....
✍ ترجمان علوم انسانی. خلاصه شده توسط گاهنامه مدیر
✳️ ایران کارخانه چاپ پول جهان

ایران با ۷۵ هزار تریلیون ریال نقدینگی در سال ۲۰۲۳، ۶۷ درصد نقدینگی جهان (بر اساس مجموع ارزهای ملی) را به سبب نرخ رشد بالای نقدینگی و کم نکردن صفرهای پول ملی، به خود اختصاص داد.

بر این اساس ریال ایران را می توان بی ارزش ترین پول جهان محسوب کرد.

در کنار رشد بالای نقدینگی، در ایران بر خلاف کشورهای با رشد نقدینگی بالا، دولتهای پوپولیست اقدام به کاهش تعداد صفرهای پول ملی نکرده اند.

دولتها و روسای بانکهای مرکزی ایران رتبه اول بی انظباطی مالی و سوء مدیریت اقتصادی در سطح جهان را به خود اختصاص داده اند.

https://x.com/econovisuals/status/1832068975724810676
🔺تلگرام چند قابلیت خود را حذف می‌کند؛ تمرکز بر کنترل محتواهای مجرمانه
🔹طبق پست مدیرعامل تلگرام، چند ویژگی از این پیام‌رسان حذف می‌شوند. «پاول دورف»، مدیرعامل تلگرام، می‌گوید قابلیت People Nearby که کمتر از ۰.۱ درصد از کاربران از آن استفاده می‌کردند، حذف شده است. این قابلیت ظاهراً با بات‌ها و کلاهبرداران مشکلاتی را به‌وجود آورده بود. 🔹در عوض تلگرام قابلیت Businesses Nearby را معرفی می‌کند که کسب‌وکارهای تأییدشده و معتبر را نشان خواهد داد. این کسب‌وکارها می‌توانند کاتالوگ محصولات خود را به‌نمایش بگذارند و بی‌دردسر امکان دریافت پول داشته باشند.
🔹پاول دورف همچنین تأکید کرده است که اگرچه ۹۹.۹۹۹ درصد از کاربران تلگرام کار مجرمانه‌ای انجام نمی‌دهند، ۰.۰۰۱ درصد باقی‌مانده که در زمینه جرایم فعالند، تصویر بدی برای کل پلتفرم ساخته‌اند و منافع حدود یک میلیارد کاربر این پیام‌رسان را به‌خطر انداخته‌اند. به همین دلیل، تلگرام امسال می‌خواهد به کنترل و مدیریت محتوا متعهد شود و این مقوله را از یک نقطه ضعف به یکی از نقاط قوت پلتفرم خود تبدیل کند. دیجیاتو
◀️ نقش هوش مصنوعی در نوآوری؛

هوش مصنوعی (AI) به سرعت در حال تغییر دنیای ماست و نقش کلیدی در پیشبرد نوآوری در طیف وسیعی از صنایع ایفا می‌کند. از خودکارسازی وظایف تکراری تا ایجاد راه‌حل‌های جدید و خلاقانه، هوش مصنوعی توانایی تحول‌آفرینی فرآیندهای نوآوری را دارد.
در اینجا برخی از نقش‌های هوش مصنوعی در نوآوری را یادآور می‌شوم:

۱. تسریع فرآیند کشف و توسعه:
• تجزیه و تحلیل داده‌های عظیم
• اتوماسیون وظایف تکراری
• طراحی و مهندسی

۲. بهبود تصمیم‌گیری و پیش‌بینی:
• پیش‌بینی روندها و نیازهای بازار
• بهینه‌سازی منابع
• بهبود تصمیم‌گیری

۳. ارتقای خلاقیت و نوآوری:
• ایجاد ایده‌های جدید
• طراحی تجربیات جدید
• بهبود همکاری انسان و ماشین

۴. گسترش دسترسی به نوآوری:
• دموکراتیزه کردن نوآوری
• افزایش سرعت نوآوری

با این حال، باید به خاطر داشت که هوش مصنوعی به تنهایی نمی‌تواند نوآوری را به ارمغان آورد. نقش انسان در هدایت فرآیند نوآوری، تعریف مشکلات، تعیین اهداف و ارزیابی نتایج همچنان حیاتی است.
در نهایت، هوش مصنوعی می‌تواند به عنوان یک ابزار قدرتمند برای تقویت نوآوری و حل چالش‌های پیچیده در دنیای امروز مورد استفاده قرار گیرد. با استفاده صحیح و اخلاقی از هوش مصنوعی، می‌توان به آینده‌ای نوآورانه‌تر و بهتر برای همه دست یافت.
حمیدرضا پژوهش
✳️ میانگین ۶۰ ساله رشد اقتصادی، ارز و تورم
✅ دهه ۴۰ یعنی سال‌های ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۰ بهترین دهه اقتصاد ایران بود که با عدم تغییر نرخ ارز و تورم میانگین سالانه ۲ درصدی و ثبت نرخ رشد اقتصادی دو رقمی آن‌هم برای یک دوره مداوم ده ساله، به دهه شکوفایی اقتصاد ایران لقب گرفت و دیگر هیچ‌وقت تکرار نشد. بعد از دهه ۴۰، می‌توان گفت دهه ۸۰ یعنی سال‌های ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۰ با ثبات‌ترین دوره اقتصادی کشور از سال ۱۳۵۱ به بعد است و دهه ۹۰ بدترین دوره اقتصادی در ۶۰ سال گذشته بشمار می‌آید و با ثبت رکورد بالاترین میانگین رشد سالانه تورم و نرخ ارز و افت محسوس میانگین نرخ رشد اقتصادی، به دهه از دست رفته اقتصاد ایران تبدیل شد. جالب است که دهه ۴۰ در اقتصاد ایران، شباهت بسیار زیادی به دهه ۸۰ میلادی در چین دارد با این تفاوت که این مسیر در ایران ۲۰ سال زودتر از چین شروع شده بود و اما در چین پس از تجربه ده سال نرخ رشد دو رقمی و ثبات اقتصادی، این دوره برای سه دهه دیگه تداوم یافت ولی در ایران، همزمان با رشد قیمت نفت و به تبعش درآمدهای نفتی و افزایش نرخ تورم و جهش نرخ ارز، بطور کامل متوقف شد.
https://t.me/ExecutiveManagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❇️ در این ویدئو "میلتون فریدمن" علم اقتصاد را در ٢ دقیقه درس می دهد.
این مفاهیم در نگاه نخست ساده به نظر می‌رسد اما درک نکردنش کشورهای زیادی را ویران کرده.
اقتصاد برابر با صلح است، اگر عميقاً بيانديشيم.
*٣٠ ویژگی یک دولتمرد*
 
1- اول تحصیلات خود را تکمیل کرده باشد و بعد کار اجرایی قبول کند ونه بالعکس.
 
2- تا آنجا که مقدور باشد، از روی متن سخنرانی کند.
 
3- کانون انرژی خود را در مدیریت، در بخش های فکری، تولیدی و فنآوری کشور متمرکز کند.
 
4- به طور دائمی، همه را متوجه "آینده" و "تحقق افق ها" نماید.
 
5- عصبانیت او با محاسبه قبلی باشد.
 
6- ظرفیت صبر و خویشتن داری تا سه سال برای پاسخ به مخالفانخود را داشته باشد.
 
7- جلسات را در راس ثانیه آغاز کند.
 
8- ارتباط خود را با تمامی اقشار جامعه به صورت مستمر و سازمانیافته حفظ کند.
 
9- از کوچک ترین تا استراتژیک ترین اقدامات در روابط خارجی را صرفا برای افزایش قدرت کشور بداند.
 
10- وقتی اشتباه کرد، عذرخواهی کند.
 
11- همه را متوجه "کشور"، "مصالح کشور" و "قدرت کشور" کند.
 
12- قبل از رسیدن به قدرت، حداقل به چهل کشور سفر کرده باشد.
 
13- یک روز درمیان، دو ساعت ورزش کند.
 
14- با دست خط خود، یادداشت های تقدیرآمیز برای افرادی که برایکشور زحمت می کشند ارسال، کند.
 
15- به طور واقعی و با رفتارهای تقویت کننده، به "اصل مقدس رقابت" معتقد باشد.
 
16- به یک زبان روز خارجی مسلط باشد.
 
17- خاندان اصیلی داشته باشد.
 
18- برنامه ریزی و مدیریت او، با واقعیت ها و مقدورات سنخیتداشته باشد.
 
19- حداقل دو کار مهم عمرانی و دو چرخش بزرگ فکری که به نفعزندگی مردم باشد، از خود به جا گذارد.
 
20- در بحبوحه جدی ترین مذاکرات، نخی که از دگمه پیراهن طرفمقابل آویزان است را گوشزد کند: به جزئیات توجه کند.
 
21- زیرمجموعه او از هوش ذهنی، هوش عاطفی و هوش اجتماعیبرخوردار باشد.
 
22- در هر شرایطی و با هر کسی، مودب باشد.
 
23- از اسلحه "سکوت" نهایت بهره برداری را کند.
 
24- در سخنرانی و اقناع مخاطبان، تا می تواند از آمار و ارقام استفادهکند.
 
25- توجه به زیبایی ها اعم از طبیعت، رنگ های شاد، لبخند، محبت،جزئی از زندگی روزانه او باشد.
 
26- اخلاق و مدنیت او قبل از مواضع سیاسی اش نمود داشته باشد.
 
27- قبل از آنکه به قدرت برسد، در حد معمول، خوب زندگی کرده باشد.
 
28- حداقل 200 بیوگرافی خوانده باشد.
 
29- از یک نظام فکری منسجمی برخوردار باشد ولی با داده هایجدید، آمادگی تعدیل و اصلاح فکر خود را پیدا کند.
 
30- مسئولیت قدرت را بپذیرد و پاسخگویی به مردم را، جدی، حقوقی ومقدس بشمارد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
✳️ ساده‌انگاری «مثل دکان نانوایی»!

📝 امیر ناظمی

در فاصله‌ی میان ملی‌شدن نفت ایران تا کودتای ۲۸ مردادماه، مصدق در عمل جز یک کشتی نتوانست هیچ نفتی بفروشد. تنها یک کشتی نفت توسط شرکت ایده‌میتسوی ژاپن خریداری شد. یک شرکت کوچک جاه‌طلب که یک نفت‌کش به نام نیشومارو را به ایران فرستاد.
واقعیت آن بود «ایران می‌توانست مقادیر اندکی از نفت را با دادنِ تخفیف بسیار بر مبنای FOB بفروشد، لکن خریدار می‌بایستی خودش نفت‌کش می‌داشت و آماده‌ی تحویل گرفتن نفت از آبادان و حمل تا مقصد می‌بود»
(محمدعلی موحد) و با این شرایط تنها آن خریداری می‌توانست ریسک تحریم را به جان بخرد، و نفت ایران را بخرد که کم از دزدان دریایی نداشته باشد. به همین دلیل بود که در سال ۲۰۱۳ کتاب زندگی‌نامه ایده‌ماتسو با نام «مردی که دزد دریایی لقب گرفت» رمانِ پرفروش سال ژاپن بود، با بیش از ۱.۵ میلیون نسخه!
محمدعلی موحد در «خواب آشفته نفت» (ج۱) می‌نویسد که «ایران توانایی اداره‌ی صنعت نفت را بدون استفاده از کارشناسان خارجی نداشت و نیز دسترسی نداشتن ایران به امکانات پخش و توزیع در بازارهای جهانی مانع از آن می‌شد که مصدق با قطع امید از آمریکا راهی برای تحقق آرزوهای خود پیدا کند.»
برای همین بود که مصدق با دریافت پیشنهاد خرید نفت، درخواست خرید نفت‌کش ژاپنی‌ها را داشت.
اما در زمان مذاکرات، هیات مذاکره‌کننده‌ي ایرانی هیچ توجهی به مسائل فنی نداشت.
زمانی که وزرای خارجه انگلستان و آمریکا بر پیچیدگی عظیم صنعت نفت تاکید کرده بودند، مصدق به تمسخر گفته بود: «آیا انگلیسی‌ها موجودات خارق‌العاده‌ای هستند و فقط آن‌ها می‌توانند از عهده‌ی این کار برآیند؟»
مظفر بقایی در مجلس در زمان ملی شدن صنعت نفت گفته بود مشتری‌های نفت ایران در اسکله‌های بنادر ما «مثل دکان نانوایی» صف می‌کشند! (دی‌ماه ۱۳۲۹)؛ درست همان دورانی که حسین مکی در نطق مجلس‌اش گفته بود شرکت‌های خارجی «مجبور هستند حتی مهندسین مجانی هم در اختیار دولت ایران بگذارند»! و استدلال کرده بود «دنیا به نفت ما احتیاج دارد»!
بقایی در خصوص استخراج نفت هم ادعا کرده بود «نفت از چاه‌های ما فوران می‌کند و ما آن‌را تصفیه‌نشده می‌فروشیم»! یعنی اصلا مساله فناوری مساله نیست!
در حدود دو سال بعد، همه آن ادعاها و شعارها در مقابل واقعیت (اسکله‌های خالی و نفت مانده در چاه‌ها) بی‌اعتبار شده بود! مصدق مذاکرات را بدون هیچ توافقی ترک کرده بود؛ اما کشور پس از تحریم و عدم توافق، به هرج‌ومرج کشیده شد و نهایتا این دولت کودتا بود که بر سر کار آمد.
💠آسیب‌شناسی پدیده‌ی «گفتار عامیانه»
«یکی از مهم‌ترین گرفتاری‌هایی که دامنگیر بحث نفت شد، تبدیل آن به یک موضوع عمومی بود؛ چیرگی نوعی گفتار عامیانه! »
کاوه بیات آسیب‌شناسی ملی‌ شدن صنعت نفت را چیرگی گفتار عامیانه می‌داند، آسیبی که از گفتار عامیانه آغاز می‌شود، بلافاصله «مساله‌ی فنی - تخصصی» را تبدیل به یک مساله‌ی سیاسی و خیابانی می‌کند. بدین ترتیب این توده است که پیشران تغییرات می‌شود و کارشناسان و نخبگان به گوشه‌ای گذاشته شده و شعارهای خیابانی تبدیل به سرفصل‌های سیاست‌گذاری می‌شوند.
تبدیل مساله‌ی تخصصی به مساله‌ی توده‌ای، نخستین گام از فرآیند تبدیل یک «مساله قابل‌حل» به یک «مساله‌ی غیرقابل حل» است. توده است که با حمایت سیاستمدار ساده‌انگار، هر موضوع فنی را به موضوعی ایدئولوژیک و هویتی و یک مساله‌ی غرور ملی تبدیل می‌کند. فشار توده است که مذاکرات نفت را بی‌سرانجام می‌کند؛ چرا که هرگونه توافق با انگلیس و آمریکا را عقب‌نشینی از منافع ملی تفسیر می‌کند.
مساله‌ای که تبدیل به موضوع هویتی شده است، دیگر قابل حل نیست، چون در آن تحلیل منفعت-هزینه نمی‌شود.
سرریز سیاست‌گذاری فناوری
وقتی فناوری از یک مساله‌ی اصلی تبدیل به موضوعی دست چندم می‌شود و سیاستمدار اهمیت مساله‌ی فناوری را نادیده می‌گیرد؛ فاجعه می‌تواند آغاز  ‌شود. سیاستمدار همان کسی است که می‌تواند ادعا کند استخراج نفت موضوع نیست، پیچیدگی صنعت موضوع نیست و حمل نفت موضوع نیست.
سیاستمدار عوام‌گرا همان‌کسی است که همیشه دوست دارد تا از پیچیدگی‌های مسائل کم کند، دوست دارد تا یک مساله‌ی فنی و چندبعدی را تبدیل به یک مساله‌ی ساده کند، مساله‌ای ساده که می‌شود برایش راه‌حل‌های ساده، ارزان و فوری داد. دوست دارد تا یک صنعت را در یک نانوایی بازسازی کند؛ برعکس تحلیل‌گرِ متخصص، که دوست دارد مساله را چندبعدی ببیند.در دنیای امروز امکان‌پذیری هر سیاستی حتما یک بعد فناورانه دارد اما ویژگی سیاستمدار عوام‌گرا، ساده‌انگاری است؛ او همیشه راه‌حل‌های ساده، ارزان و فوری در جیب دارد؛ درست مثل مظفر بقایی که گفت «مثل دکان نانوایی»!