اهمیت ساختار برنامه ریزی شده ممکن است این تصور برایتان خیلی جذاب باشد که کاری نداشته باشید، بیهدف روز را شب کنید، هر کاری هوس کردید انجام دهید و فقط وقتی که تمایل دارید یا وقتی به شما الهام میشود، کار کنید. مثل این میماند که در تعطیلاتی همیشگی هستیم، هرطور که میخواهیم، عمل میکنیم. چرا چنین موقعیتی نباید خوب باشد؟
مشکل اینجاست که کاری نکردن در میانمدت و بلندمدت برایمان خیلی خوب نیست ــ میتوانیم از روزهایی که استراحت میکنیم و تعطیلات بهره ببریم، اما زندگی بیش از اینها به هدف و ساختار نیاز دارد.
بر عکس این موضوع نیز صادق است. اگر فکر میکنید که زیاد کار دارید، ممکن است وسوسه شوید که زود به آزمایشگاه یا دفتر یا محل کار بروید و تا وقتی که آنقدر خسته شوید که دیگر نتوانید کار کنید، همانجا بمانید.
داشتن ساختاری برنامهریزیشده مزایای بسیاری برای رفاه و شغلتان دارد.
روالی قاعدهمند میتواند کمکتان کند ریتم شبانهروزی خود را ــ که برای سلامت جسمانیتان و به خصوص خوابتان مفید است ــ حفظ کنید. با بلند شدن از خواب، غذا خوردن و استراحت کردن در زمانهای مشخصی در هر روز میتوانید از منظر روانشناختی حس کنید که پیشرفت میکنید و به فعالیتهایتان شکل و ساختار بدهید. با انجام کارهای مذکور، این حس که گاهی اوقات در انجام کاری «غرق میشوید» نیز تخفیف مییابد.
علاوه بر آن، داشتن ساختاری روزانه کمک میکند که عاداتی مفید را در هر روز بگنجانید. اگر عمدتاً روزهایتان را بدون ساختار میگذرانید، آنوقت غذا خوردن، استراحت کردن یا انجام کارهای همیشگی مهم را راحتتر از یاد میبرید.
ساختاری قاعدهمند حس آشنایی و تسلط داشتن نیز به وجود میآورد که میتواند میزان اضطرابتان را کاهش دهد و کمکتان کند حس کنید وقت و در کل زندگی را بیشتر تحت کنترل خود دارید. همچنین، با داشتن روال، بدون آنکه حین انجام کار به خود فشاری بیاورید، کارها را پشت گوش نمیاندازید.
دانشجویان در صفحۀ اینترنی ما تأکید کردند که «ساعات اداری منظم» تأثیر مثبت بسیاری بر بازدهیشان داشت.
با این حال، افراد مختلف روالهای مختلف دارند. اگر فردی سحرخیز هستید و اول صبح کامل هوشیار و پرانرژی هستید، به یک روال نیاز دارید و فردی که مثل جغد است و صبحها برایش چالشی جدی است، به روالی متفاوت نیاز دارد.
به قدر کافی وقت بگذارید و برای روالی چارهساز طرحریزی و مطالعه کنید. به خاطر داشته باشید که برای استراحتها، خوردن غذا، مجال نوشیدن آب، بیرون رفتن و صحبت کردن با دیگران و همچنین دیگر کارها هم برنامهریزی کنید.
بهتر است روزتان را با کارهایی شروع کنید که ذهنتان را آماده میکنند (مطالعه، گوش کردن به پادکست یا موسیقی ــ ذهن برخی افراد ممکن است حتی با ورزش کردن آماده شود). با برخی فعالیتهای آرامشبخش نیز میتوانید به روز کاریتان خاتمه دهید، بدین طریق میتوانید شبهنگام به خوبی استراحت کنید (برای روز بعد فهرست انجام کار درست کنید، به پیادهروی بروید، دستاوردهای آن روزتان را مرور کنید).
مشکل اینجاست که کاری نکردن در میانمدت و بلندمدت برایمان خیلی خوب نیست ــ میتوانیم از روزهایی که استراحت میکنیم و تعطیلات بهره ببریم، اما زندگی بیش از اینها به هدف و ساختار نیاز دارد.
بر عکس این موضوع نیز صادق است. اگر فکر میکنید که زیاد کار دارید، ممکن است وسوسه شوید که زود به آزمایشگاه یا دفتر یا محل کار بروید و تا وقتی که آنقدر خسته شوید که دیگر نتوانید کار کنید، همانجا بمانید.
داشتن ساختاری برنامهریزیشده مزایای بسیاری برای رفاه و شغلتان دارد.
روالی قاعدهمند میتواند کمکتان کند ریتم شبانهروزی خود را ــ که برای سلامت جسمانیتان و به خصوص خوابتان مفید است ــ حفظ کنید. با بلند شدن از خواب، غذا خوردن و استراحت کردن در زمانهای مشخصی در هر روز میتوانید از منظر روانشناختی حس کنید که پیشرفت میکنید و به فعالیتهایتان شکل و ساختار بدهید. با انجام کارهای مذکور، این حس که گاهی اوقات در انجام کاری «غرق میشوید» نیز تخفیف مییابد.
علاوه بر آن، داشتن ساختاری روزانه کمک میکند که عاداتی مفید را در هر روز بگنجانید. اگر عمدتاً روزهایتان را بدون ساختار میگذرانید، آنوقت غذا خوردن، استراحت کردن یا انجام کارهای همیشگی مهم را راحتتر از یاد میبرید.
ساختاری قاعدهمند حس آشنایی و تسلط داشتن نیز به وجود میآورد که میتواند میزان اضطرابتان را کاهش دهد و کمکتان کند حس کنید وقت و در کل زندگی را بیشتر تحت کنترل خود دارید. همچنین، با داشتن روال، بدون آنکه حین انجام کار به خود فشاری بیاورید، کارها را پشت گوش نمیاندازید.
دانشجویان در صفحۀ اینترنی ما تأکید کردند که «ساعات اداری منظم» تأثیر مثبت بسیاری بر بازدهیشان داشت.
با این حال، افراد مختلف روالهای مختلف دارند. اگر فردی سحرخیز هستید و اول صبح کامل هوشیار و پرانرژی هستید، به یک روال نیاز دارید و فردی که مثل جغد است و صبحها برایش چالشی جدی است، به روالی متفاوت نیاز دارد.
به قدر کافی وقت بگذارید و برای روالی چارهساز طرحریزی و مطالعه کنید. به خاطر داشته باشید که برای استراحتها، خوردن غذا، مجال نوشیدن آب، بیرون رفتن و صحبت کردن با دیگران و همچنین دیگر کارها هم برنامهریزی کنید.
بهتر است روزتان را با کارهایی شروع کنید که ذهنتان را آماده میکنند (مطالعه، گوش کردن به پادکست یا موسیقی ــ ذهن برخی افراد ممکن است حتی با ورزش کردن آماده شود). با برخی فعالیتهای آرامشبخش نیز میتوانید به روز کاریتان خاتمه دهید، بدین طریق میتوانید شبهنگام به خوبی استراحت کنید (برای روز بعد فهرست انجام کار درست کنید، به پیادهروی بروید، دستاوردهای آن روزتان را مرور کنید).
✳️ سه ستون آینده:
هوش مصنوعی، علم ژنتیک و فیزیک کوانتوم
✅ در آغازین سال های قرن بیست و یکم، شاهد تحولاتی عظیم در جهان هستیم؛ تحولاتی که پایههای دنیای آینده را به طور کامل دگرگون خواهند کرد. همانطور که انقلاب صنعتی در قرن هجدهم و نوزدهم زیربنای تمدن امروزی را بنا نهاد، سه حوزه مهم علمی امروز، آینده بشریت را با ضریب فزاینده ای شکل خواهند داد: هوش مصنوعی، علم ژنتیک و فیزیک کوانتوم. این سه رشته نه تنها تکنولوژی، بلکه خودِ انسان و ماهیت زندگی را در دهههای پیش رو تغییر خواهند داد.سال ها سیارات و کهکشان ها را در جستجوی موجودات برتر جستجو می کردیم و امروز می دانیم آدم فضایی ترین و باهوش ترین موجودات عالم خود انسانها هستند و شاید تا یکصد سال آینده به اندازه هزاران سال گذشته به کشف و اکتشاف رازهای هستی پی ببرند.
۱. هوش مصنوعی: تفکری فراتر از تمام تاریخ بشر
هوش مصنوعی در حال تسخیر تمام جنبههای زندگی ماست. از شبکههای اجتماعی که به رفتار ما شکل میدهند، تا خودروهای خودران که جادهها را کنترل میکنند؛ از سیستمهای پزشکی که بیماریها را تشخیص میدهند، تا رباتهای جنگی که میدانهای نبرد را زیر پا میگذارند.
در جهانی که هوش مصنوعی تصمیمات را به جای ما میگیرد، بزرگترین چالش بشریت نه یادگیری این تکنولوژی، بلکه تعیین جایگاه خود در این دنیای جدید است. آیا انسان همچنان تصمیمگیرنده نهایی خواهد بود، یا کنترل زندگی خود را به ماشینها واگذار میکند؟
ممکن است به زودی با یک سوال اساسی مواجه شویم: در دنیایی که ماشینها هوشمندتر از ما هستند، انسان چه نقشی ایفا خواهد کرد؟
۲. علم ژنتیک: بازنویسی کد زندگی و ویرایش DNA
اگر هوش مصنوعی خالق نوین اندیشه باشد، علم ژنتیک خالق نوین خودِ حیات است. هرچند انسانها از هزاران سال پیش در تلاش برای تغییر و دستکاری محیط زیست و موجودات زنده بودهاند، اما امروز، برای نخستین بار، ما به کدهای حیات دسترسی پیدا کردهایم و میتوانیم آنها را بازنویسی کنیم.
ابزارهایی مثل CRISPR به ما اجازه میدهند تا دیانای را تغییر دهیم، ژنهای معیوب را اصلاح کنیم و حتی گونههای جدید خلق کنیم. روزی خواهد رسید که انسانها تصمیم بگیرند چه ویژگیهای ژنتیکی برای فرزندانشان مطلوب است و شاید حتی بتوانند طول عمر و ویژگیهای ذهنی خود را ارتقا دهند.
این سوال مطرح میشود: آیا آینده بشر به جای تکامل طبیعی، تکاملی مصنوعی و دستکاری شده خواهد بود؟ در این آینده، چه کسی تصمیم میگیرد که چه نوع ژنهایی “بهتر” هستند؟
۳. فیزیک کوانتوم: جهانهای پنهان و موازی و همتراز
در حالی که هوش مصنوعی و ژنتیک به دنیای کوچکتر و ملموستر میپردازند، فیزیک کوانتوم به جهانهای پنهان و بنیادیتر دسترسی دارد. فیزیک کلاسیک به ما کمک کرد تا ماشینهای بزرگ بسازیم، سفرهای فضایی را ممکن کنیم و از نیروهای طبیعت بهرهبرداری کنیم. اما فیزیک کوانتوم ما را به دنیایی زیرین و نامرئی میبرد؛ دنیایی که در آن ذرات میتوانند همزمان در چند مکان باشند و قوانین عادی فیزیک دیگر کارایی ندارند.
این علم نه تنها درک ما از جهان را تغییر میدهد، بلکه به ما ابزارهایی میدهد که تا پیش از این، تنها در تخیل ممکن بودند: کامپیوترهای کوانتومی که قادر به پردازش اطلاعات در سطحی غیرقابل تصور هستند، یا ارتباطات کوانتومی که عملاً هیچ محدودیت زمانی و مکانی ندارند.
🔺آیا در نهایت منقرض می شویم ؟
این سه رشته علمی در مسیری قرار دارند که میتواند آیندهای بینهایت پیشرفته برای بشر رقم بزند؛ اما هر کدام از آنها تهدیدات خاص خود را نیز به همراه دارند. هوش مصنوعی میتواند ما را بیکار یا بیاراده کند، علم ژنتیک میتواند تفاوتهای نابرابری را در بین انسانها ایجاد کند و فیزیک کوانتوم شاید قدرتی فراتر از کنترل ما به دنیا بیاورد.
سوال اصلی این است: آیا ما میتوانیم به این دانشها به عنوان ابزارهایی برای ساختن آیندهای بهتر نگاه کنیم، یا در دام طمع و قدرتطلبی خواهیم افتاد؟ آیا این تکنولوژیها ما را به خداگونههایی همهقدرت تبدیل خواهند کرد، یا انسانیت خود را در این مسیر از دست خواهیم داد؟
🔺در دنیای آینده، تنها کسانی که به این سه علم مسلط باشند، نه تنها بقای خود را تضمین میکنند، بلکه سازندگان واقعی تمدن آینده خواهند بود.
✍️علیرضا عباسی
هوش مصنوعی، علم ژنتیک و فیزیک کوانتوم
✅ در آغازین سال های قرن بیست و یکم، شاهد تحولاتی عظیم در جهان هستیم؛ تحولاتی که پایههای دنیای آینده را به طور کامل دگرگون خواهند کرد. همانطور که انقلاب صنعتی در قرن هجدهم و نوزدهم زیربنای تمدن امروزی را بنا نهاد، سه حوزه مهم علمی امروز، آینده بشریت را با ضریب فزاینده ای شکل خواهند داد: هوش مصنوعی، علم ژنتیک و فیزیک کوانتوم. این سه رشته نه تنها تکنولوژی، بلکه خودِ انسان و ماهیت زندگی را در دهههای پیش رو تغییر خواهند داد.سال ها سیارات و کهکشان ها را در جستجوی موجودات برتر جستجو می کردیم و امروز می دانیم آدم فضایی ترین و باهوش ترین موجودات عالم خود انسانها هستند و شاید تا یکصد سال آینده به اندازه هزاران سال گذشته به کشف و اکتشاف رازهای هستی پی ببرند.
۱. هوش مصنوعی: تفکری فراتر از تمام تاریخ بشر
هوش مصنوعی در حال تسخیر تمام جنبههای زندگی ماست. از شبکههای اجتماعی که به رفتار ما شکل میدهند، تا خودروهای خودران که جادهها را کنترل میکنند؛ از سیستمهای پزشکی که بیماریها را تشخیص میدهند، تا رباتهای جنگی که میدانهای نبرد را زیر پا میگذارند.
در جهانی که هوش مصنوعی تصمیمات را به جای ما میگیرد، بزرگترین چالش بشریت نه یادگیری این تکنولوژی، بلکه تعیین جایگاه خود در این دنیای جدید است. آیا انسان همچنان تصمیمگیرنده نهایی خواهد بود، یا کنترل زندگی خود را به ماشینها واگذار میکند؟
ممکن است به زودی با یک سوال اساسی مواجه شویم: در دنیایی که ماشینها هوشمندتر از ما هستند، انسان چه نقشی ایفا خواهد کرد؟
۲. علم ژنتیک: بازنویسی کد زندگی و ویرایش DNA
اگر هوش مصنوعی خالق نوین اندیشه باشد، علم ژنتیک خالق نوین خودِ حیات است. هرچند انسانها از هزاران سال پیش در تلاش برای تغییر و دستکاری محیط زیست و موجودات زنده بودهاند، اما امروز، برای نخستین بار، ما به کدهای حیات دسترسی پیدا کردهایم و میتوانیم آنها را بازنویسی کنیم.
ابزارهایی مثل CRISPR به ما اجازه میدهند تا دیانای را تغییر دهیم، ژنهای معیوب را اصلاح کنیم و حتی گونههای جدید خلق کنیم. روزی خواهد رسید که انسانها تصمیم بگیرند چه ویژگیهای ژنتیکی برای فرزندانشان مطلوب است و شاید حتی بتوانند طول عمر و ویژگیهای ذهنی خود را ارتقا دهند.
این سوال مطرح میشود: آیا آینده بشر به جای تکامل طبیعی، تکاملی مصنوعی و دستکاری شده خواهد بود؟ در این آینده، چه کسی تصمیم میگیرد که چه نوع ژنهایی “بهتر” هستند؟
۳. فیزیک کوانتوم: جهانهای پنهان و موازی و همتراز
در حالی که هوش مصنوعی و ژنتیک به دنیای کوچکتر و ملموستر میپردازند، فیزیک کوانتوم به جهانهای پنهان و بنیادیتر دسترسی دارد. فیزیک کلاسیک به ما کمک کرد تا ماشینهای بزرگ بسازیم، سفرهای فضایی را ممکن کنیم و از نیروهای طبیعت بهرهبرداری کنیم. اما فیزیک کوانتوم ما را به دنیایی زیرین و نامرئی میبرد؛ دنیایی که در آن ذرات میتوانند همزمان در چند مکان باشند و قوانین عادی فیزیک دیگر کارایی ندارند.
این علم نه تنها درک ما از جهان را تغییر میدهد، بلکه به ما ابزارهایی میدهد که تا پیش از این، تنها در تخیل ممکن بودند: کامپیوترهای کوانتومی که قادر به پردازش اطلاعات در سطحی غیرقابل تصور هستند، یا ارتباطات کوانتومی که عملاً هیچ محدودیت زمانی و مکانی ندارند.
🔺آیا در نهایت منقرض می شویم ؟
این سه رشته علمی در مسیری قرار دارند که میتواند آیندهای بینهایت پیشرفته برای بشر رقم بزند؛ اما هر کدام از آنها تهدیدات خاص خود را نیز به همراه دارند. هوش مصنوعی میتواند ما را بیکار یا بیاراده کند، علم ژنتیک میتواند تفاوتهای نابرابری را در بین انسانها ایجاد کند و فیزیک کوانتوم شاید قدرتی فراتر از کنترل ما به دنیا بیاورد.
سوال اصلی این است: آیا ما میتوانیم به این دانشها به عنوان ابزارهایی برای ساختن آیندهای بهتر نگاه کنیم، یا در دام طمع و قدرتطلبی خواهیم افتاد؟ آیا این تکنولوژیها ما را به خداگونههایی همهقدرت تبدیل خواهند کرد، یا انسانیت خود را در این مسیر از دست خواهیم داد؟
🔺در دنیای آینده، تنها کسانی که به این سه علم مسلط باشند، نه تنها بقای خود را تضمین میکنند، بلکه سازندگان واقعی تمدن آینده خواهند بود.
✍️علیرضا عباسی
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
متر دقیق سنجش تورم
بهرغم اهمیت بسیار بالای شاخص قیمت مصرفکننده یا CPI، بانکهای مرکزی توسعهیافته از شاخص مخارج مصرف شخصی یا PCE بهعنوان شاخص مبنایی و معیار اصلی سنجش تورم و سیاستگذاری خود بهره میگیرند. این شاخص سبدهای کالایی را در هر دو هفته یکبار بازبینی میکند و همچنین سبد کالایی روستاها را نیز در نظر میگیرد. به این ترتیب نمایش دقیقتری از سطح عمومی قیمتها ارائه میدهد. بهرغم اهمیت این شاخص، هیچ یک از نهادهای آماری کشور PCE را محاسبه و منتشر نمیکنند.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=176929
اقتصاددان را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
https://t.me/eqtesaddan
https://chat.whatsapp.com/GpI0yXtqzju2IIjvKKuTZw
https://splus.ir/joingroup/fwyvnmleFNIKLEqhbiu9xO1p
https://eitaa.com/eeqtesaddan
https://instagram.com/eqtesaddan.ir1?igshid=MzRlODBiNWFlZA
https://www.aparat.com/www.eqtesaddan.ir
بهرغم اهمیت بسیار بالای شاخص قیمت مصرفکننده یا CPI، بانکهای مرکزی توسعهیافته از شاخص مخارج مصرف شخصی یا PCE بهعنوان شاخص مبنایی و معیار اصلی سنجش تورم و سیاستگذاری خود بهره میگیرند. این شاخص سبدهای کالایی را در هر دو هفته یکبار بازبینی میکند و همچنین سبد کالایی روستاها را نیز در نظر میگیرد. به این ترتیب نمایش دقیقتری از سطح عمومی قیمتها ارائه میدهد. بهرغم اهمیت این شاخص، هیچ یک از نهادهای آماری کشور PCE را محاسبه و منتشر نمیکنند.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=176929
اقتصاددان را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
https://t.me/eqtesaddan
https://chat.whatsapp.com/GpI0yXtqzju2IIjvKKuTZw
https://splus.ir/joingroup/fwyvnmleFNIKLEqhbiu9xO1p
https://eitaa.com/eeqtesaddan
https://instagram.com/eqtesaddan.ir1?igshid=MzRlODBiNWFlZA
https://www.aparat.com/www.eqtesaddan.ir
✳️ تخصیص ارز ترجیحی در بخش سلامت و پارادوکس
یک منشور شش وجهی
✅ در سالهای اخیر، بحث پیرامون ارز ترجیحی به یکی از مسائل چالشبرانگیز و پیچیده اقتصاد ایران تبدیل شده است. ارز ترجیحی که در ابتدا با هدف کاهش فشار اقتصادی بر بخشهای مختلف، به ویژه کالاهای اساسی و حوزه سلامت، معرفی شد، اکنون به پارادوکسی تبدیل شده که منافع و زیانهای آن برای شش ذی نفع اصلی این سیاست به شکل متفاوتی بروز کرده است.
۱- از نگاه بیمار:
بیماران نخستین و شاید آسیبپذیرترین گروهی هستند که تحت تأثیر سیاست ارز ترجیحی قرار میگیرند. از نگاه بیمار، مهمترین مسئله دسترسی به خدمات درمانی و دارو با هزینهای قابل پرداخت است. بیمارانی که وابسته به تجهیزات پزشکی و داروهای وارداتی هستند، انتظار دارند که ارز ترجیحی به کاهش هزینههای درمانی آنها کمک کند. بیماری میگوید: «همین که جانم نجات پیدا کند و دردم کمتر شود، کافی است. اما اگر ارز ترجیحی حذف شود، قیمت دارو و تجهیزات پزشکی سرسامآور افزایش پیدا میکند و دیگر توان پرداخت هزینههای بیمارستان را نخواهم داشت؛ شاید هم بمیرم.»
۲- از نگاه بیمارستان:
بیمارستانها به عنوان تأمینکنندگان اصلی خدمات درمانی، به شدت به سیاستهای ارزی برای تأمین تجهیزات پزشکی وابسته هستند. از نگاه بیمارستانها، برای تأمین نیازهای درمانی باید بودجه کافی در نظر گرفته شود. یک بیمارستان میگوید: «اگر بودجه کافی برای خرید تجهیزات پزشکی و مواد مصرفی فراهم نشود و بیمهها هم این هزینه را پوشش ندهند، مجبوریم هزینههای اضافی را به بیماران منتقل کنیم. این امر هم به ضرر بیماران و هم به سیستم بهداشتی خواهد بود، و در نهایت، بیماران ممکن است جانشان را از دست دهند.»
۳- از نگاه واردکننده:
واردکنندگان یکی از اصلیترین ذینفعان مستقیم ارز ترجیحی بودهاند. آنها با دریافت ارز ۴۲۰۰ تومانی توانستهاند کالاهای اساسی، دارو و تجهیزات پزشکی را با هزینههای پایین وارد کنند. واردکننده میگوید: «با ارز ۴۲۰۰ تومانی میتوانستم سالی چند صد میلیون دلار کالا وارد کنم. اما اگر نرخ ارز به ۴۶۰۰۰ تومان برسد، باید ده برابر منابع ریالی بیشتری فراهم کنم. این مسئله واردات را برای من بسیار سختتر کرده و به مصرفکننده نهایی آسیب میزند. یک کلام، پول کافی برای چنین افزایش قیمتی را ندارم و واردات را متوقف میکنم.»
۴- از نگاه دولت:
دولت در این میان با یک دوگانه سخت مواجه است. از یک طرف، با اختصاص ارز ترجیحی تلاش دارد تا تورم کالاهای اساسی را کنترل کند و فشار را از روی مردم بردارد. از طرف دیگر، ادامه پرداخت ارز یارانهای برای دولت پرهزینه و ناترازیهای اقتصادی زیادی ایجاد کرده است. به گفته نماینده دولت: «نمیتوانیم به پرداخت این ارز یارانهای ادامه دهیم. ناترازیها زیاد است و اگر ارز ترجیحی را حذف کنیم، نارضایتی عمومی افزایش مییابد. اما ادامه این سیاست نیز ما را به بنبست میکشاند. اگر ناگهانی حذف کنیم، جان عدهای در خطر است. باید قبل از آن، بستر بیمهای و بودجه جبرانی فراهم شود.»
۵- از نگاه کارشناس اقتصادی:
کارشناسان اقتصادی به شدت مخالف سیاست ارز ترجیحی هستند. آنها معتقدند این سیاست نه تنها به بهبود اقتصاد کمک نمیکند، بلکه باعث توزیع ناعادلانه رانت و ایجاد فساد در سیستمهای دولتی و خصوصی میشود. یکی از کارشناسان اقتصادی میگوید: «ارز ترجیحی یعنی توزیع رانت و فساد در بدنه دولت و بخش خصوصی. این سیاست حتی در شرایط جنگ یا تحریم نیز در هیچ کجای دنیا سابقه ندارد. ارز ارزان را فقط یک دولت نفتی به ذینفعان پرقدرت پرداخت میکند، و این به تولیدکننده داخلی نیز آسیب میزند.»
۶- از نگاه بیمهها:
بیمهها نیز از بازیگران مهم در این ماجرا هستند. آنها بر این باورند که در صورت تخصیص منابع حاصل از حذف ارز ترجیحی به آنها، میتوانند نظام بهداشت و درمان را به شکل بهتری مدیریت کنند. از نگاه بیمهها: «کل پولی که با مابهالتفاوت نرخ ارز به واردکننده پرداخت میشود، اگر به ما اختصاص یابد، میتوانیم کل نظام بهداشت و درمان ایران را رایگان کنیم و فشار اقتصادی از دوش مردم برداریم. کلید این بنبست در دست بیمههاست.»
🔺نتیجهگیری:
سیاست ارز ترجیحی به پارادوکسی چندوجهی تبدیل شده است که هر ذینفع نگاهی متفاوت به آن دارد. بیمار به دنبال نجات جان و کاهش هزینههاست، بیمارستانها نیازمند بودجه کافی برای تأمین تجهیزات، واردکنندگان با مشکل افزایش نرخ ارز و کمبود منابع مواجهاند، دولت نگران ناترازیها و نارضایتی عمومی است، کارشناسان اقتصادی از فساد و رانت صحبت میکنند و بیمهها هم پیشنهاد مدیریت بهتر منابع را میدهند. این پارادوکس تنها زمانی حل خواهد شد که تصمیمگیران بتوانند منافع تمامی ذینفعان را بهطور متعادل مدیریت کنند.
یک منشور شش وجهی
✅ در سالهای اخیر، بحث پیرامون ارز ترجیحی به یکی از مسائل چالشبرانگیز و پیچیده اقتصاد ایران تبدیل شده است. ارز ترجیحی که در ابتدا با هدف کاهش فشار اقتصادی بر بخشهای مختلف، به ویژه کالاهای اساسی و حوزه سلامت، معرفی شد، اکنون به پارادوکسی تبدیل شده که منافع و زیانهای آن برای شش ذی نفع اصلی این سیاست به شکل متفاوتی بروز کرده است.
۱- از نگاه بیمار:
بیماران نخستین و شاید آسیبپذیرترین گروهی هستند که تحت تأثیر سیاست ارز ترجیحی قرار میگیرند. از نگاه بیمار، مهمترین مسئله دسترسی به خدمات درمانی و دارو با هزینهای قابل پرداخت است. بیمارانی که وابسته به تجهیزات پزشکی و داروهای وارداتی هستند، انتظار دارند که ارز ترجیحی به کاهش هزینههای درمانی آنها کمک کند. بیماری میگوید: «همین که جانم نجات پیدا کند و دردم کمتر شود، کافی است. اما اگر ارز ترجیحی حذف شود، قیمت دارو و تجهیزات پزشکی سرسامآور افزایش پیدا میکند و دیگر توان پرداخت هزینههای بیمارستان را نخواهم داشت؛ شاید هم بمیرم.»
۲- از نگاه بیمارستان:
بیمارستانها به عنوان تأمینکنندگان اصلی خدمات درمانی، به شدت به سیاستهای ارزی برای تأمین تجهیزات پزشکی وابسته هستند. از نگاه بیمارستانها، برای تأمین نیازهای درمانی باید بودجه کافی در نظر گرفته شود. یک بیمارستان میگوید: «اگر بودجه کافی برای خرید تجهیزات پزشکی و مواد مصرفی فراهم نشود و بیمهها هم این هزینه را پوشش ندهند، مجبوریم هزینههای اضافی را به بیماران منتقل کنیم. این امر هم به ضرر بیماران و هم به سیستم بهداشتی خواهد بود، و در نهایت، بیماران ممکن است جانشان را از دست دهند.»
۳- از نگاه واردکننده:
واردکنندگان یکی از اصلیترین ذینفعان مستقیم ارز ترجیحی بودهاند. آنها با دریافت ارز ۴۲۰۰ تومانی توانستهاند کالاهای اساسی، دارو و تجهیزات پزشکی را با هزینههای پایین وارد کنند. واردکننده میگوید: «با ارز ۴۲۰۰ تومانی میتوانستم سالی چند صد میلیون دلار کالا وارد کنم. اما اگر نرخ ارز به ۴۶۰۰۰ تومان برسد، باید ده برابر منابع ریالی بیشتری فراهم کنم. این مسئله واردات را برای من بسیار سختتر کرده و به مصرفکننده نهایی آسیب میزند. یک کلام، پول کافی برای چنین افزایش قیمتی را ندارم و واردات را متوقف میکنم.»
۴- از نگاه دولت:
دولت در این میان با یک دوگانه سخت مواجه است. از یک طرف، با اختصاص ارز ترجیحی تلاش دارد تا تورم کالاهای اساسی را کنترل کند و فشار را از روی مردم بردارد. از طرف دیگر، ادامه پرداخت ارز یارانهای برای دولت پرهزینه و ناترازیهای اقتصادی زیادی ایجاد کرده است. به گفته نماینده دولت: «نمیتوانیم به پرداخت این ارز یارانهای ادامه دهیم. ناترازیها زیاد است و اگر ارز ترجیحی را حذف کنیم، نارضایتی عمومی افزایش مییابد. اما ادامه این سیاست نیز ما را به بنبست میکشاند. اگر ناگهانی حذف کنیم، جان عدهای در خطر است. باید قبل از آن، بستر بیمهای و بودجه جبرانی فراهم شود.»
۵- از نگاه کارشناس اقتصادی:
کارشناسان اقتصادی به شدت مخالف سیاست ارز ترجیحی هستند. آنها معتقدند این سیاست نه تنها به بهبود اقتصاد کمک نمیکند، بلکه باعث توزیع ناعادلانه رانت و ایجاد فساد در سیستمهای دولتی و خصوصی میشود. یکی از کارشناسان اقتصادی میگوید: «ارز ترجیحی یعنی توزیع رانت و فساد در بدنه دولت و بخش خصوصی. این سیاست حتی در شرایط جنگ یا تحریم نیز در هیچ کجای دنیا سابقه ندارد. ارز ارزان را فقط یک دولت نفتی به ذینفعان پرقدرت پرداخت میکند، و این به تولیدکننده داخلی نیز آسیب میزند.»
۶- از نگاه بیمهها:
بیمهها نیز از بازیگران مهم در این ماجرا هستند. آنها بر این باورند که در صورت تخصیص منابع حاصل از حذف ارز ترجیحی به آنها، میتوانند نظام بهداشت و درمان را به شکل بهتری مدیریت کنند. از نگاه بیمهها: «کل پولی که با مابهالتفاوت نرخ ارز به واردکننده پرداخت میشود، اگر به ما اختصاص یابد، میتوانیم کل نظام بهداشت و درمان ایران را رایگان کنیم و فشار اقتصادی از دوش مردم برداریم. کلید این بنبست در دست بیمههاست.»
🔺نتیجهگیری:
سیاست ارز ترجیحی به پارادوکسی چندوجهی تبدیل شده است که هر ذینفع نگاهی متفاوت به آن دارد. بیمار به دنبال نجات جان و کاهش هزینههاست، بیمارستانها نیازمند بودجه کافی برای تأمین تجهیزات، واردکنندگان با مشکل افزایش نرخ ارز و کمبود منابع مواجهاند، دولت نگران ناترازیها و نارضایتی عمومی است، کارشناسان اقتصادی از فساد و رانت صحبت میکنند و بیمهها هم پیشنهاد مدیریت بهتر منابع را میدهند. این پارادوکس تنها زمانی حل خواهد شد که تصمیمگیران بتوانند منافع تمامی ذینفعان را بهطور متعادل مدیریت کنند.
✳️ چه تفکرات اشتباهی باعث می شه حالمون خراب شه؟
🖊رابرت لی هی
▪︎ ذهنخوانی mind reading
فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل: جواب سلامم را نداد، پس حتما از دست من ناراحت است.
▪︎پیشگویی furtune telling
پیش بینی می کنید که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل: ”در امتحان شکست می خورم” یا ”کاری گیر من نخواهد آمد”.
▪︎فاجعهسازی catastrophizing
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل: ”افتضاح می شود اگر در دانشگاه قبول نشوم”.
▪︎برچسب زدن labling
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل: ”من آدم بدبختی هستم” یا من آدم بی ارزشی هستم”.
■نادیده گرفتن جنبههای مثبت discounting positives
مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: ”این کار از عهده همه بر می آید” یا ”قبول شدن در کنکور که کار مهمی نیست”.
▪︎فیلتر منفی negative filter
تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ”هیچ کس مرا دوست ندارد”.
▪︎تعمیم افراطی overgeneralizing
بر پایه یک حادثه، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ”این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ”در همه کار ها شکست می خورم”.
▪︎تفکر دوقطبی dichotomus thinking
به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل: ”همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد“.
■باید اندیشی should
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید بیشتر آن ها را بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل: ”باید کارم را خوب انجام بدهم” یا ”باید در کنکور قبول شوم”.
▪︎شخصیسازی personalizing
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل: ”ازدواجم بهم خورد، چون من مقصر بودم”.
▪︎سرزنشگری blaming
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل: ”دیگران باعث عصبانیت من می شوند”، یا ”والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.
▪︎مقایسههای ناعادلانه unfair comparisons
حوادث را طبق معیارهای ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل: ”او خیلی موفق تر از من است” یا ”شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد”.
■تاسفگرایی regret orientation (کشکول ای کاش)
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل: ”اگر تلاش کرده بودم، شغل بهتری پیدا می کردم” یا ”ای کاش این حرف را نمی زدم”.
▪︎چی میشد اگر what if
دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید. مثل: ”حرف شما درست است، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟” یا ”چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”
▪︎استدلال هیجانی emotional reasoning
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل: ”چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری می افتد."
▪︎نادیدهانگاری شواهد متناقض ignoring counter evidences
شواهد یا استدلال های ناهمخوان با تفکر خود را رد می کنید. مثل: ”هیچ کس مرا دوست ندارد”. هر گونه شواهد متناقض را نادیده می گیرد و در نتیجه فکرتان همیشه تایید می شود.
■قضاوتگرایی judgment focus
به جای این که خودتان، دیگران و حوادث پیرامون را بپذیرید و درک کنید، اغلب آن ها را در قالب ارزیابی های سیاه و سفید می نگرید. دائم خودتان و دیگران را طبق یکسری معیارهای دلبخواهی، ارزیابی می کنید و متوجه می شوید که خودتان و دیگران پایین تر از آن حدی هستید که باید باشید. مثل: ”در دوران دانشگاه خوب عمل نکردم” یا ”اگر تنیس بازی کنم، از پس آن بر نمی آیم” یا ”سارا چقدر موفق است، ولی من اصلا موفق نیستم”.
👤رابرت لی هی، تکنیک های شناخت درمانى
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
🖊رابرت لی هی
▪︎ ذهنخوانی mind reading
فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل: جواب سلامم را نداد، پس حتما از دست من ناراحت است.
▪︎پیشگویی furtune telling
پیش بینی می کنید که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل: ”در امتحان شکست می خورم” یا ”کاری گیر من نخواهد آمد”.
▪︎فاجعهسازی catastrophizing
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل: ”افتضاح می شود اگر در دانشگاه قبول نشوم”.
▪︎برچسب زدن labling
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل: ”من آدم بدبختی هستم” یا من آدم بی ارزشی هستم”.
■نادیده گرفتن جنبههای مثبت discounting positives
مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: ”این کار از عهده همه بر می آید” یا ”قبول شدن در کنکور که کار مهمی نیست”.
▪︎فیلتر منفی negative filter
تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ”هیچ کس مرا دوست ندارد”.
▪︎تعمیم افراطی overgeneralizing
بر پایه یک حادثه، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ”این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ”در همه کار ها شکست می خورم”.
▪︎تفکر دوقطبی dichotomus thinking
به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل: ”همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد“.
■باید اندیشی should
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید بیشتر آن ها را بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل: ”باید کارم را خوب انجام بدهم” یا ”باید در کنکور قبول شوم”.
▪︎شخصیسازی personalizing
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل: ”ازدواجم بهم خورد، چون من مقصر بودم”.
▪︎سرزنشگری blaming
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل: ”دیگران باعث عصبانیت من می شوند”، یا ”والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.
▪︎مقایسههای ناعادلانه unfair comparisons
حوادث را طبق معیارهای ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل: ”او خیلی موفق تر از من است” یا ”شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد”.
■تاسفگرایی regret orientation (کشکول ای کاش)
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل: ”اگر تلاش کرده بودم، شغل بهتری پیدا می کردم” یا ”ای کاش این حرف را نمی زدم”.
▪︎چی میشد اگر what if
دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید. مثل: ”حرف شما درست است، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟” یا ”چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”
▪︎استدلال هیجانی emotional reasoning
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل: ”چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری می افتد."
▪︎نادیدهانگاری شواهد متناقض ignoring counter evidences
شواهد یا استدلال های ناهمخوان با تفکر خود را رد می کنید. مثل: ”هیچ کس مرا دوست ندارد”. هر گونه شواهد متناقض را نادیده می گیرد و در نتیجه فکرتان همیشه تایید می شود.
■قضاوتگرایی judgment focus
به جای این که خودتان، دیگران و حوادث پیرامون را بپذیرید و درک کنید، اغلب آن ها را در قالب ارزیابی های سیاه و سفید می نگرید. دائم خودتان و دیگران را طبق یکسری معیارهای دلبخواهی، ارزیابی می کنید و متوجه می شوید که خودتان و دیگران پایین تر از آن حدی هستید که باید باشید. مثل: ”در دوران دانشگاه خوب عمل نکردم” یا ”اگر تنیس بازی کنم، از پس آن بر نمی آیم” یا ”سارا چقدر موفق است، ولی من اصلا موفق نیستم”.
👤رابرت لی هی، تکنیک های شناخت درمانى
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2
✳️ کمی استرس برای شما خوب است!
✅ ما انسانها بیش از آنچه فکر میکنیم مدیون موش هایِ آزمایشگاهیِ گیر افتاده در هزارتوها(ماز) هستیم. موشهایی که برای یک لقمه پنیر هر بار مسوولیت آموزش ما را بر عهده میگیرند و چقدر ما باید شرمنده باشیم اگر از آنها یاد نمیگیریم!
□یرکس و دادسن دو روانشناس بودند که تصمیم گرفتند موشها را برای یافتن غذا تحت فشار و استرس قرار دهند. به این ترتیب که موشها را در هزارتوها میگذاشتند و راه درست را سفید و راه نادرست را سیاه میکردند. موشها به مرور یاد میگرفتند کدام راه درست و کدام نادرست است. اما تصمیم گرفتند اگر موش راه نادرست را انتخاب کرد، اندکی شوک برقی به او بدهند. تنبیه با شوک برقی، استرس موش را بالا میبرد و البته عملکرد موش نیز بهتر میشد و راه را سریعتر تشخیص میداد.
●به مرور شوک را افزایش دادند و استرس موش افزایش مییافت. با افزایش استرس، عملکرد مدام بهتر و بهتر میشد تا آنکه استرس از مرز مشخصی بالا رفت، آنجا بود که عملکرد کاهش مییافت. به عبارت، دیگر استرس متوسط بهترین عملکرد را ایجاد میکرد و استرس خیلی کم یا خیلی زیاد، عملکرد را نابود میکرد.
○موشها به خاطر راه اشتباه با شوک تنبیه میشدند، اما آیا تشویق هم چنین است؟ نینا مازار و همکاران کاناداییاش آزمایش هایی را در خصوص پاداش و افزایش آن انجام دادند.
■آنها در آزمایششان به افراد برنده در بازیهای فکری، پاداش میدادند. نتایج نشان میداد رفتار آدمها دقیقا مشابه نتایج موشها است؛ یعنی ابتدا استرسِ به دست آوردن پاداش منجر به بهبود عملکرد و با افزایش میزان پاداش، استرس زیادتر شده و عملکرد کاهش مییابد!
🔺۳ درس بزرگ از استرس
🔹شرکت در آزمونها
▪︎اگر مدتی است در آزمونی شرکت نکردهاید، سریعتر آزمون مرتبط با شغل یا اهداف خود را انتخاب کنید و برای آن ثبتنام کنید؛ حتی اگر آزمون زبان انگلیسی باشد که به آن نیازی ندارید!
▪︎آزمونها خصوصا آزمونهای شغلی یکی از مهمترین ابزارهای استرسآفرینی است که نه شکست در آنها زندگی شما را نابود میکند و نه موفقیتاش زندگی شما را تغییر عجیبی میدهد، اما همین استرس اندک است که عملکرد شما را ارتقاء میدهد. هر چند سازمان سنجش در کشور ما مشغول کنکور برگزار کردن است، و خیلی زمان برای ارتقاء چنین مسخرهبازیهایی ندارد!
🔹استرسسازهای خودخواسته
▪︎تمایل سازمانهای دولتی و غیردولتی و شرکتهای بزرگ برای انتشار گزارشهای دورهای (۶ماهه یا یکساله) از عملکردشان، یکی از مهمترین ابزارهای پاسخگویی در دنیای توسعهیافته است. صاحبان سهام شرکتها خوب میدانند که این گزارشها اغلب زمینه های پنهانکاری مورد نیاز برای رشد قیمت سهام شان را در کوتاهمدت کم میکند؛ اما سود بلندمدت و جلوگیری از شکستهای بزرگ است که آنان را به این سمت سوق میدهد که مدیرانشان را مجبور کنند تا گزارشهای داوطلبانه دورهای منتشر کنند.
▪︎اگر کسبوکار خود را دارید، داوطلبانه شروع به انتشار گزارش عملکرد خود کنید و بر روی سایت خود قرار دهید تا به معجزهی این استرس اندک پی ببرید. اگر در سازمانی مشغول هستید، تلاش کنید تا گزارشهای دورهای تبدیل به یک رویه در آن سازمان شود.
▪︎در قوانین کشورهای توسعهیافته مشاهده میکنیم که دولت سازمانهای اجرایی را مجبور میکند تا به صورت دورهای گزارشهای عملکرد خود را با دسترسی عمومی منتشر نمایند. حتما تدوینکنندگان این قوانین خوب میدانند که این گزارشها مانع سازمانها برای فعالیت های بلندپروازنه است، اما این استرس اندک است که عملکردها را در بلندمدت ارتقاء میدهد.
🔹استرسسازهای روشنفکرانه
▪︎رسانهها، روشنفکرها و منتقدها همان استرسهای متوسطی هستند که عملکرد یک جامعه را ارتقاء میدهند. آنها هستند که مدیران و بنگاهها را مدام تحت نظر دارند. مقالهی رسانه نه حکم کیفری است، نه گزارش سازمان بازرسی، برای همین استرس زیادی ایجاد نمیکند، اما استرس متوسطی که برای مدیران ایجاد میکند، آنان را از خطاها دورتر میکند.
▪︎این واگویی همان کلام کلیدی است که: «حتی کسانی که از خدا و پیغمبر نمیترسند، از رسانهها میترسند». رسانه ها همان استرس متوسط هستند که عملکردها را ارتقا میدهند.
▪︎روشنفکرها و منتقدها را نباید حذف کرد؛ آنها در بهترین حالت آینده را میسازند و در بدترین حالت یک میکروب ضعیفشده هستند، که نقش واکسن جامعه را ایفا میکنند!
▪︎همین فشارهای کوچک است که ما را از فشارهای بزرگ رهایی میبخشند! همین سختگیریهای خودخواسته!
گاهنامه مدیر
✅ ما انسانها بیش از آنچه فکر میکنیم مدیون موش هایِ آزمایشگاهیِ گیر افتاده در هزارتوها(ماز) هستیم. موشهایی که برای یک لقمه پنیر هر بار مسوولیت آموزش ما را بر عهده میگیرند و چقدر ما باید شرمنده باشیم اگر از آنها یاد نمیگیریم!
□یرکس و دادسن دو روانشناس بودند که تصمیم گرفتند موشها را برای یافتن غذا تحت فشار و استرس قرار دهند. به این ترتیب که موشها را در هزارتوها میگذاشتند و راه درست را سفید و راه نادرست را سیاه میکردند. موشها به مرور یاد میگرفتند کدام راه درست و کدام نادرست است. اما تصمیم گرفتند اگر موش راه نادرست را انتخاب کرد، اندکی شوک برقی به او بدهند. تنبیه با شوک برقی، استرس موش را بالا میبرد و البته عملکرد موش نیز بهتر میشد و راه را سریعتر تشخیص میداد.
●به مرور شوک را افزایش دادند و استرس موش افزایش مییافت. با افزایش استرس، عملکرد مدام بهتر و بهتر میشد تا آنکه استرس از مرز مشخصی بالا رفت، آنجا بود که عملکرد کاهش مییافت. به عبارت، دیگر استرس متوسط بهترین عملکرد را ایجاد میکرد و استرس خیلی کم یا خیلی زیاد، عملکرد را نابود میکرد.
○موشها به خاطر راه اشتباه با شوک تنبیه میشدند، اما آیا تشویق هم چنین است؟ نینا مازار و همکاران کاناداییاش آزمایش هایی را در خصوص پاداش و افزایش آن انجام دادند.
■آنها در آزمایششان به افراد برنده در بازیهای فکری، پاداش میدادند. نتایج نشان میداد رفتار آدمها دقیقا مشابه نتایج موشها است؛ یعنی ابتدا استرسِ به دست آوردن پاداش منجر به بهبود عملکرد و با افزایش میزان پاداش، استرس زیادتر شده و عملکرد کاهش مییابد!
🔺۳ درس بزرگ از استرس
🔹شرکت در آزمونها
▪︎اگر مدتی است در آزمونی شرکت نکردهاید، سریعتر آزمون مرتبط با شغل یا اهداف خود را انتخاب کنید و برای آن ثبتنام کنید؛ حتی اگر آزمون زبان انگلیسی باشد که به آن نیازی ندارید!
▪︎آزمونها خصوصا آزمونهای شغلی یکی از مهمترین ابزارهای استرسآفرینی است که نه شکست در آنها زندگی شما را نابود میکند و نه موفقیتاش زندگی شما را تغییر عجیبی میدهد، اما همین استرس اندک است که عملکرد شما را ارتقاء میدهد. هر چند سازمان سنجش در کشور ما مشغول کنکور برگزار کردن است، و خیلی زمان برای ارتقاء چنین مسخرهبازیهایی ندارد!
🔹استرسسازهای خودخواسته
▪︎تمایل سازمانهای دولتی و غیردولتی و شرکتهای بزرگ برای انتشار گزارشهای دورهای (۶ماهه یا یکساله) از عملکردشان، یکی از مهمترین ابزارهای پاسخگویی در دنیای توسعهیافته است. صاحبان سهام شرکتها خوب میدانند که این گزارشها اغلب زمینه های پنهانکاری مورد نیاز برای رشد قیمت سهام شان را در کوتاهمدت کم میکند؛ اما سود بلندمدت و جلوگیری از شکستهای بزرگ است که آنان را به این سمت سوق میدهد که مدیرانشان را مجبور کنند تا گزارشهای داوطلبانه دورهای منتشر کنند.
▪︎اگر کسبوکار خود را دارید، داوطلبانه شروع به انتشار گزارش عملکرد خود کنید و بر روی سایت خود قرار دهید تا به معجزهی این استرس اندک پی ببرید. اگر در سازمانی مشغول هستید، تلاش کنید تا گزارشهای دورهای تبدیل به یک رویه در آن سازمان شود.
▪︎در قوانین کشورهای توسعهیافته مشاهده میکنیم که دولت سازمانهای اجرایی را مجبور میکند تا به صورت دورهای گزارشهای عملکرد خود را با دسترسی عمومی منتشر نمایند. حتما تدوینکنندگان این قوانین خوب میدانند که این گزارشها مانع سازمانها برای فعالیت های بلندپروازنه است، اما این استرس اندک است که عملکردها را در بلندمدت ارتقاء میدهد.
🔹استرسسازهای روشنفکرانه
▪︎رسانهها، روشنفکرها و منتقدها همان استرسهای متوسطی هستند که عملکرد یک جامعه را ارتقاء میدهند. آنها هستند که مدیران و بنگاهها را مدام تحت نظر دارند. مقالهی رسانه نه حکم کیفری است، نه گزارش سازمان بازرسی، برای همین استرس زیادی ایجاد نمیکند، اما استرس متوسطی که برای مدیران ایجاد میکند، آنان را از خطاها دورتر میکند.
▪︎این واگویی همان کلام کلیدی است که: «حتی کسانی که از خدا و پیغمبر نمیترسند، از رسانهها میترسند». رسانه ها همان استرس متوسط هستند که عملکردها را ارتقا میدهند.
▪︎روشنفکرها و منتقدها را نباید حذف کرد؛ آنها در بهترین حالت آینده را میسازند و در بدترین حالت یک میکروب ضعیفشده هستند، که نقش واکسن جامعه را ایفا میکنند!
▪︎همین فشارهای کوچک است که ما را از فشارهای بزرگ رهایی میبخشند! همین سختگیریهای خودخواسته!
گاهنامه مدیر
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1💯1
✳️ نواقص نظام ارزیابی عملکرد دولت
🖋 اسماعیل حبیبی
✳️ مطابق با نظریه عمومی سیستم ها که توسط آقای برتالنفی ارائه شده است هر سیستمی حداقل متشکل از سه جز نهاده، فرایند و ستانده تصور می شود.
✅ از طرفی، مدل منطقی Logic Model بیان می دارد ستانده سیستم به شکل هم زمان و یکجا ارایه نمی شود بلکه بتدریج و مرحله به مرحله نمایان می شود. طبق این نظریه ستانده ها شامل سه جزء خروجی، پیامد و اثر است. خروجی ها در کوتاه مدت و بلافاصله پس از پایان فرایندها نمایان می شود و قابلیت سنجش و اندازه گیری دارد ولی برای اندازه گیری پیامدها نیازمند گذشت زمان (میان مدت) هستیم و اثرات نیز در بلند مدت نمایان شده و قابل اندازه گیری می شود.
✅ یکی از مهمترین آسیب های نظام های ارزیابی عملکرد سازمان های دولتی، سنجش صرف خروجی ها(Output) و عدم توجه به سایر عناصر زنجیره نتایج یعنی پیامدها (Outcomes) و اثرات (Impacts) می باشد.
✅ این در حالی است از دیدگاه شهروندان، خروجی فرایندهای سازمان های دولتی معنی دار نبوده و ارزش تلقی نمی گردد و تنها پیامدها و بویژه اثرات، حائز اهمیت و ارزش است.
✅ برای مثال، از نگاه مردم تعداد گزارشات منتشر شده توسط سازمان دولتی، تعداد جلسات برگزار شده، میزان آموزش های ارائه شده، تعداد همایش ها و گردهمایی ها و ... که همه از جنس خروجی هستند، اهمیتی نداشته و آنچه حائز ارزش هست صرفا تاثیراتی است که در زندگی خود از نتیجه این گونه اقدامات احساس می کنند.
✅ در حوزه بهداشت و درمان، برای مثال تعداد واکسن تزریق شده کرونا، "خروجی" است و کاهش نرخ ابتلا به این بیماری "پیامد" و کاهش آمار مرگ مبتلایان به کرونا و افزایش نرخ امید به زندگی، "اثر" این اقدام است. ممکن است آمار واکسن تزریق شده بالا باشد ولی به علت عدم کیفیت واکسن، تاثیر محسوسی در کاهش تلفات بیماری نداشته باشد.
✅ به ترتیب اثر، پیامد و خروجی، حجم وسیع تری از ذینفعان را تحت تاثیر قرار می دهد. به عبارتی دیگر، خروجی برای مخاطبان درون سازمانی، پیامد برای ذینفعان اصلی و اثر برای کل جامعه معنی دار و دارای ارزش قلمداد می گردد.
✅ در متن قانون بودجه ۱۴۰۳ نیز، شاخص های عملکردی سازمان هایی نظیر سازمان اداری و استخدامی کشور و سازمان برنامه و بودجه صرفا از جنس خروجی هایی نظیر "تدوین گزارشات پیشرفت برنامه هفتم" و ... در نظر گرفته شده و برای مثال شاخص های پیامدی نظیر "میزان تحقق واقعی برنامه هفتم" ملاک عمل برای تخصیص بودجه قرار نگرفته است.
✅ نیاز است تا شاخص های ارزیابی عملکرد سازمان های دولتی مبتنی بر هر سه بعد "خروجی"، "پیامد" و "اثر" استخراج شده و سنجش عملکرد بر مبنای این سه بعد انجام پذیرد. انتظار این است که این شاخص ها وزن دهی شده و بیشترین وزن بر اثرات اختصاص داده شود تا از این طریق میزان برآورده شدن انتظارات مردم سنجیده شود.
🔗 متن کامل:
https://bahrevarnews.ir/?p=12505
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
🖋 اسماعیل حبیبی
✳️ مطابق با نظریه عمومی سیستم ها که توسط آقای برتالنفی ارائه شده است هر سیستمی حداقل متشکل از سه جز نهاده، فرایند و ستانده تصور می شود.
✅ از طرفی، مدل منطقی Logic Model بیان می دارد ستانده سیستم به شکل هم زمان و یکجا ارایه نمی شود بلکه بتدریج و مرحله به مرحله نمایان می شود. طبق این نظریه ستانده ها شامل سه جزء خروجی، پیامد و اثر است. خروجی ها در کوتاه مدت و بلافاصله پس از پایان فرایندها نمایان می شود و قابلیت سنجش و اندازه گیری دارد ولی برای اندازه گیری پیامدها نیازمند گذشت زمان (میان مدت) هستیم و اثرات نیز در بلند مدت نمایان شده و قابل اندازه گیری می شود.
✅ یکی از مهمترین آسیب های نظام های ارزیابی عملکرد سازمان های دولتی، سنجش صرف خروجی ها(Output) و عدم توجه به سایر عناصر زنجیره نتایج یعنی پیامدها (Outcomes) و اثرات (Impacts) می باشد.
✅ این در حالی است از دیدگاه شهروندان، خروجی فرایندهای سازمان های دولتی معنی دار نبوده و ارزش تلقی نمی گردد و تنها پیامدها و بویژه اثرات، حائز اهمیت و ارزش است.
✅ برای مثال، از نگاه مردم تعداد گزارشات منتشر شده توسط سازمان دولتی، تعداد جلسات برگزار شده، میزان آموزش های ارائه شده، تعداد همایش ها و گردهمایی ها و ... که همه از جنس خروجی هستند، اهمیتی نداشته و آنچه حائز ارزش هست صرفا تاثیراتی است که در زندگی خود از نتیجه این گونه اقدامات احساس می کنند.
✅ در حوزه بهداشت و درمان، برای مثال تعداد واکسن تزریق شده کرونا، "خروجی" است و کاهش نرخ ابتلا به این بیماری "پیامد" و کاهش آمار مرگ مبتلایان به کرونا و افزایش نرخ امید به زندگی، "اثر" این اقدام است. ممکن است آمار واکسن تزریق شده بالا باشد ولی به علت عدم کیفیت واکسن، تاثیر محسوسی در کاهش تلفات بیماری نداشته باشد.
✅ به ترتیب اثر، پیامد و خروجی، حجم وسیع تری از ذینفعان را تحت تاثیر قرار می دهد. به عبارتی دیگر، خروجی برای مخاطبان درون سازمانی، پیامد برای ذینفعان اصلی و اثر برای کل جامعه معنی دار و دارای ارزش قلمداد می گردد.
✅ در متن قانون بودجه ۱۴۰۳ نیز، شاخص های عملکردی سازمان هایی نظیر سازمان اداری و استخدامی کشور و سازمان برنامه و بودجه صرفا از جنس خروجی هایی نظیر "تدوین گزارشات پیشرفت برنامه هفتم" و ... در نظر گرفته شده و برای مثال شاخص های پیامدی نظیر "میزان تحقق واقعی برنامه هفتم" ملاک عمل برای تخصیص بودجه قرار نگرفته است.
✅ نیاز است تا شاخص های ارزیابی عملکرد سازمان های دولتی مبتنی بر هر سه بعد "خروجی"، "پیامد" و "اثر" استخراج شده و سنجش عملکرد بر مبنای این سه بعد انجام پذیرد. انتظار این است که این شاخص ها وزن دهی شده و بیشترین وزن بر اثرات اختصاص داده شود تا از این طریق میزان برآورده شدن انتظارات مردم سنجیده شود.
🔗 متن کامل:
https://bahrevarnews.ir/?p=12505
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
بهرهور نیوز
نواقص نظام ارزیابی عملکرد دولت | بهرهور نیوز
نیاز است تا شاخص های ارزیابی عملکرد سازمان های دولتی مبتنی بر هر سه بعد خروجی، پیامد و اثر استخراج شده و سنجش عملکرد بر مبنای این سه بعد انجام…
شاخصهای شایستگی حکمرانان سیاسی.pdf
1.1 MB
✳️ شاخص های شایستگی حکمرانان سیاسی
چارچوبی برای ارزیابی و انتخاب مدیران سیاسی در نظام جمهوری اسلامی ایران
چارچوبی برای ارزیابی و انتخاب مدیران سیاسی در نظام جمهوری اسلامی ایران
کتاب قوی سیاه، نوشته نسیم نیکلاس طالب، ترجمه استاد عزیز محمد ابراهیم محجوب، با صدای خود ایشان در تلگرام قابل دسترسی است.
از آنجا که موضوع آن درباره ریسک و عدم قطعیت است، شنیدن آن برای مدیران و اهل تفکر، جذاب و مفید است.
https://t.me/ghooyecia
از آنجا که موضوع آن درباره ریسک و عدم قطعیت است، شنیدن آن برای مدیران و اهل تفکر، جذاب و مفید است.
https://t.me/ghooyecia
👍2
✳️ موتورهای تورم اقتصاد ایران
✅ مرکز پژوهشهای توسعه و آیندهنگری در گزارشی به تحلیل ریشههای رشد نقدینگی و اثرات اجزای آن بر نرخ تورم پرداخت.
بر این اساس سه عامل انتظارات بالا، حذف ارز ترجیحی و رشد قابل توجه شبهپول ناشی از سیاستهای انقباضی عوامل دخیل در افزایش سطح قیمتها هستند که تنها مورد سوم ریشه پولی برای تورم است.
🔹 این گزارش در ابتدا به توضیح اجزای مختلف نقدینگی پرداخته و سپس عوامل پولی موثر بر تورم طی یکسال گذشته را بررسی کرده است.
بر این اساس تاثیر انقباض پولی بر کانال رشد شبهپول، بالابودن انتظارات تورمی و از کار افتادن ابزار نرخ بهره، افزایش رشد پول از کانال شوکهای قیمتی، تسهیلات تکلیفی بانکها در بودجه و در نهایت اضافهبرداشت بانکها عمده عواملی هستند که این گزارش آنها را مورد بررسی قرار داده است.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3942175
✅ مرکز پژوهشهای توسعه و آیندهنگری در گزارشی به تحلیل ریشههای رشد نقدینگی و اثرات اجزای آن بر نرخ تورم پرداخت.
بر این اساس سه عامل انتظارات بالا، حذف ارز ترجیحی و رشد قابل توجه شبهپول ناشی از سیاستهای انقباضی عوامل دخیل در افزایش سطح قیمتها هستند که تنها مورد سوم ریشه پولی برای تورم است.
🔹 این گزارش در ابتدا به توضیح اجزای مختلف نقدینگی پرداخته و سپس عوامل پولی موثر بر تورم طی یکسال گذشته را بررسی کرده است.
بر این اساس تاثیر انقباض پولی بر کانال رشد شبهپول، بالابودن انتظارات تورمی و از کار افتادن ابزار نرخ بهره، افزایش رشد پول از کانال شوکهای قیمتی، تسهیلات تکلیفی بانکها در بودجه و در نهایت اضافهبرداشت بانکها عمده عواملی هستند که این گزارش آنها را مورد بررسی قرار داده است.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3942175
روزنامه دنیای اقتصاد
موتورهای تورم اقتصاد ایران
مرکز پژوهشهای توسعه و آیندهنگری در گزارشی به تحلیل ریشههای رشد نقدینگی و اثرات اجزای آن بر نرخ تورم پرداخت. بر این اساس سه عامل انتظارات بالا، حذف ارز ترجیحی و رشد قابل توجه شبهپول ناشی از سیاستهای انقباضی عوامل دخیل در افزایش سطح قیمتها هستند که تنها…
👍1
✳️ دام ایشتلونگ در تصمیمگیری
✅ پژوهشگران یک آزمایش را با شطرنجبازان ترتیب دادند. در این آزمایش، آگاهانه شطرنجبازان در موقعیتی از بازی قرار گرفتند که معروف است به زنجیره کیش و مات پنج مرحلهای.
البته در آن موقعیت، شطرنجبازان گزینه دیگری برای بردن داشتند که کمتر معروف بود اما در سه مرحله به مات منجر میشد. بیشتر شطرنجبازان، رشته آشناتر پنج مرحلهای را انتخاب کردند. بعد از مصاحبهای که بلافاصله بعد از بازی صورت گرفت، مشخص نشد که چرا شطرنجبازان از گزینه سادهتر، صرف نظر کردند.
🔸پژوهشگران تصمیم گرفتند که این بار حرکت چشمهای بازیگران را با یک دوربین مادون قرمز دنبال کنند. یک نکته جالب کشف شد: نگاه خیره بازیگران از خانههایی که به عنوان رشته پنج مرحلهای تشخیص داده بودند، تکان نخورد حتی با وجود اینکه به آنها یادآوری شد که گزینههای بهتری هم وجود دارد. اما شطرنجبازان نسبت به گزینه سادهتر، کور شده بودند.
روانشناسان از دهه ۱۹۴۰ این پدیده را اثر اینشتلونگ (Einstellung effect) نامیدهاند و با آن آشنا هستند. بر طبق این اثر، مغز ما برای راهحلهای آشنا و قابل اطمینان، ارجحیت قائل است تا گزینههای ناآشنا. آزمایشهای متعدد در حوزههای مختلف نیز انجام دادهاند تا این نظریه را در حوزههای مختلف بیازمایند.
آنچه که اثر اینشتلونگ را دشوار میکند این است که اکثر مردم اصلا با این پدیده آشنا نیستند. ما معتقدیم که با ذهنی باز به مسائل نگاه میکنیم. اما مغز ما به صورت ناخودآگاه، توجه ما را به دانش و تجربه قبلی ما سوق میدهد. هر اطلاعاتی که با راهحلها یا تئوریهایی که ما به آنها عادت داریم، تطابق نداشته باشد، کنار گذاشته میشود.
این منجر به این میشود که پزشکان، تشخیصهای نادرست بدهند و قاضیها، حکمهایی بدهند که در راستای حکمهای قبلی باشد و ...
همه ما مستعد افتادن در این دام و متعاقب آن، اتخاذ تصمیمهای نادرست در عرصههای مختلف کار و زندگی هستیم.
یکی از راههای رهایی از این عارضه، اندیشیدن مستمر به این سئوال است که: "آیا روش بهتر و متفاوتتری برای انجام این کار وجود دارد؟" تفکر متفاوت، خارج از چارچوب و فراتر از الگوهای رایج میتواند راهگشا باشد.
شجاعت در به چالش کشیدن روشهای رایج و زیرسئوال بردن آنها، مقدمه رهایی از دام اینشتلونگ در تصمیمگیری است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ پژوهشگران یک آزمایش را با شطرنجبازان ترتیب دادند. در این آزمایش، آگاهانه شطرنجبازان در موقعیتی از بازی قرار گرفتند که معروف است به زنجیره کیش و مات پنج مرحلهای.
البته در آن موقعیت، شطرنجبازان گزینه دیگری برای بردن داشتند که کمتر معروف بود اما در سه مرحله به مات منجر میشد. بیشتر شطرنجبازان، رشته آشناتر پنج مرحلهای را انتخاب کردند. بعد از مصاحبهای که بلافاصله بعد از بازی صورت گرفت، مشخص نشد که چرا شطرنجبازان از گزینه سادهتر، صرف نظر کردند.
🔸پژوهشگران تصمیم گرفتند که این بار حرکت چشمهای بازیگران را با یک دوربین مادون قرمز دنبال کنند. یک نکته جالب کشف شد: نگاه خیره بازیگران از خانههایی که به عنوان رشته پنج مرحلهای تشخیص داده بودند، تکان نخورد حتی با وجود اینکه به آنها یادآوری شد که گزینههای بهتری هم وجود دارد. اما شطرنجبازان نسبت به گزینه سادهتر، کور شده بودند.
روانشناسان از دهه ۱۹۴۰ این پدیده را اثر اینشتلونگ (Einstellung effect) نامیدهاند و با آن آشنا هستند. بر طبق این اثر، مغز ما برای راهحلهای آشنا و قابل اطمینان، ارجحیت قائل است تا گزینههای ناآشنا. آزمایشهای متعدد در حوزههای مختلف نیز انجام دادهاند تا این نظریه را در حوزههای مختلف بیازمایند.
آنچه که اثر اینشتلونگ را دشوار میکند این است که اکثر مردم اصلا با این پدیده آشنا نیستند. ما معتقدیم که با ذهنی باز به مسائل نگاه میکنیم. اما مغز ما به صورت ناخودآگاه، توجه ما را به دانش و تجربه قبلی ما سوق میدهد. هر اطلاعاتی که با راهحلها یا تئوریهایی که ما به آنها عادت داریم، تطابق نداشته باشد، کنار گذاشته میشود.
این منجر به این میشود که پزشکان، تشخیصهای نادرست بدهند و قاضیها، حکمهایی بدهند که در راستای حکمهای قبلی باشد و ...
همه ما مستعد افتادن در این دام و متعاقب آن، اتخاذ تصمیمهای نادرست در عرصههای مختلف کار و زندگی هستیم.
یکی از راههای رهایی از این عارضه، اندیشیدن مستمر به این سئوال است که: "آیا روش بهتر و متفاوتتری برای انجام این کار وجود دارد؟" تفکر متفاوت، خارج از چارچوب و فراتر از الگوهای رایج میتواند راهگشا باشد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ شنونده خوب-شنونده بد
✅ کوین هوگان در کتاب ارزشمند خود به نام «۵۳ اصل متقاعدسازی» مینویسد:
🔺برای این که شنونده خوبی باشید، به شما توصیه میکنم این چهار مورد را همیشه رعایت کنید:
▪︎بیتعصب، با ذهن باز و بدون پیش فرض به حرفهای طرف مقابلتان و عقایدش گوش دهید.
▪︎هیچگاه سخنان و عقاید طرف مقابل را به کلی رد نکنید، حتی اگر به نظر ابلهانه و بیربط به نظر میرسند.
▪︎وقتی میخواهید مخالفتتان را بیان کنید، نظرتان را صریح، صادقانه، با احترام و به دور از طعنه و کنایه بیان کنید.
▪︎اگر بخشی از حرفها و عقاید طرف مقابل به نظرتان جالب میرسد، به راحتی احساسات مثبتتان را نشان بدهید.
▪︎ضمن رعایت این چهار اصل مهم، برای تبدیل شدن به یک شنونده خوب، باید کارهایی که یک شنونده بد انجام میدهد را هم بشناسید و از آنها پرهیز کنید.
🔺یک شنونده بد معمولاً این کارها را انجام میدهد:
● تظاهر به گوش دادن
● به کار بردن کلمات و عبارات احساسی و از روی عصبانیت
● تمرکز بر روی گوینده به جای محتوای گفتگو
● تمرکز بیش از حد به جزییات و از دست دادن اصل مطلب
● نشان دادن کلافگی و خستگی
● نادیده گرفتن و گذر کردن از بخشهای مبهم سخنان و عقاید طرف مقابل
● نگاه نکردن به گوینده
● عدم حضور فکری علیرغم حضور فیزیکی
● ایجاد این احساس در گوینده که «داری وقتمان را تلف میکنی»
● ابراز علاقه به موضوعات خارج از بحث
● دویدن میان کلام طرف مقابل برای کامل کردن حرفهای او بر اساس برداشت و سلیقه خودش
● بیپاسخ گذاشتن سوالات طرف مقابل
● بیاهمیت جلوه دادن حرفها و نظرات طرف مقابل (مثلا میگوید: این که چیز مهمی نیست.)
بازنشرازفما
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ کوین هوگان در کتاب ارزشمند خود به نام «۵۳ اصل متقاعدسازی» مینویسد:
🔺برای این که شنونده خوبی باشید، به شما توصیه میکنم این چهار مورد را همیشه رعایت کنید:
▪︎بیتعصب، با ذهن باز و بدون پیش فرض به حرفهای طرف مقابلتان و عقایدش گوش دهید.
▪︎هیچگاه سخنان و عقاید طرف مقابل را به کلی رد نکنید، حتی اگر به نظر ابلهانه و بیربط به نظر میرسند.
▪︎وقتی میخواهید مخالفتتان را بیان کنید، نظرتان را صریح، صادقانه، با احترام و به دور از طعنه و کنایه بیان کنید.
▪︎اگر بخشی از حرفها و عقاید طرف مقابل به نظرتان جالب میرسد، به راحتی احساسات مثبتتان را نشان بدهید.
▪︎ضمن رعایت این چهار اصل مهم، برای تبدیل شدن به یک شنونده خوب، باید کارهایی که یک شنونده بد انجام میدهد را هم بشناسید و از آنها پرهیز کنید.
🔺یک شنونده بد معمولاً این کارها را انجام میدهد:
● تظاهر به گوش دادن
● به کار بردن کلمات و عبارات احساسی و از روی عصبانیت
● تمرکز بر روی گوینده به جای محتوای گفتگو
● تمرکز بیش از حد به جزییات و از دست دادن اصل مطلب
● نشان دادن کلافگی و خستگی
● نادیده گرفتن و گذر کردن از بخشهای مبهم سخنان و عقاید طرف مقابل
● نگاه نکردن به گوینده
● عدم حضور فکری علیرغم حضور فیزیکی
● ایجاد این احساس در گوینده که «داری وقتمان را تلف میکنی»
● ابراز علاقه به موضوعات خارج از بحث
● دویدن میان کلام طرف مقابل برای کامل کردن حرفهای او بر اساس برداشت و سلیقه خودش
● بیپاسخ گذاشتن سوالات طرف مقابل
● بیاهمیت جلوه دادن حرفها و نظرات طرف مقابل (مثلا میگوید: این که چیز مهمی نیست.)
بازنشرازفما
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1
دکتر علی حسین صمدی-1.pdf
1 MB
حکمرانی اقتصادی
*شاهد رشد نابرابری در سلامت هستیم*
👤 واعظ مهدوی
▫️نابرابریها، کارکرد مغز را کاهش می دهد و انسانها را کم استعداد می کند، قدرت کار جمعی را از بین می برد و پیری زودرس با خود به همراه می آورد،.
نابرابری ها روابط اجتماعی افراد را مختل می کند و آسیبهای متعددی در زمینه های مختلف ایجاد می کند. گرفتار بینشی هستیم که این ایده که همه برابرند را برنمی تابد. گویی برای عده ای یا جریاناتی، چندان سخت و ناخوشایند نیست که مثلا اگر خانمی بخواهد در سیستان و بلوچستان زایمان کند، تا اولین بیمارستانی که باید برسد، یازده ساعت فاصله باشد و یا خدای نکرده بچه از بین برود و مادر آسیب ببیند. فقط خدمات در تهران باشد و قطبهایی تعیین شوند. اینها مصادیق تحقق نابرابریها است.
سلامت یک حق انسانی است و اصل 29 قانون اساسی، صراحت دارد که برخورداری از سلامت، حقی همگانی است و دولت مکلف به تامین آن برای همگان است.
▫️واعظ مهدوی با بیان اینکه در عصر جدید، شاهد رشد نابرابریها در سلامت هستیم، خاطرنشان کرد: در شرایط فعلی، گروه های بیشتری نسبت به گذشته از سلامت و خدمات مورد نیازشان محروم می مانند و هزینه ها به سمت اموری حرکت می کند که مورد خواست و نیاز قدرتمندان است.
همانطور که در جریان مبارزه با کرونا، مقام معظم رهبری یک میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی برای مهار کرونا اختصاص دادند، اما این پول صرف خرید صدها دستگاه سی.تی.اسکن و تامین تجهیزات برای راضی کردن قدرتمندان شد تا نمایندگان سوال و یا استیضاح نکنند.
لینک متن کامل
https://www.daraian.com/fa/ae/35028
👤 واعظ مهدوی
▫️نابرابریها، کارکرد مغز را کاهش می دهد و انسانها را کم استعداد می کند، قدرت کار جمعی را از بین می برد و پیری زودرس با خود به همراه می آورد،.
نابرابری ها روابط اجتماعی افراد را مختل می کند و آسیبهای متعددی در زمینه های مختلف ایجاد می کند. گرفتار بینشی هستیم که این ایده که همه برابرند را برنمی تابد. گویی برای عده ای یا جریاناتی، چندان سخت و ناخوشایند نیست که مثلا اگر خانمی بخواهد در سیستان و بلوچستان زایمان کند، تا اولین بیمارستانی که باید برسد، یازده ساعت فاصله باشد و یا خدای نکرده بچه از بین برود و مادر آسیب ببیند. فقط خدمات در تهران باشد و قطبهایی تعیین شوند. اینها مصادیق تحقق نابرابریها است.
سلامت یک حق انسانی است و اصل 29 قانون اساسی، صراحت دارد که برخورداری از سلامت، حقی همگانی است و دولت مکلف به تامین آن برای همگان است.
▫️واعظ مهدوی با بیان اینکه در عصر جدید، شاهد رشد نابرابریها در سلامت هستیم، خاطرنشان کرد: در شرایط فعلی، گروه های بیشتری نسبت به گذشته از سلامت و خدمات مورد نیازشان محروم می مانند و هزینه ها به سمت اموری حرکت می کند که مورد خواست و نیاز قدرتمندان است.
همانطور که در جریان مبارزه با کرونا، مقام معظم رهبری یک میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی برای مهار کرونا اختصاص دادند، اما این پول صرف خرید صدها دستگاه سی.تی.اسکن و تامین تجهیزات برای راضی کردن قدرتمندان شد تا نمایندگان سوال و یا استیضاح نکنند.
لینک متن کامل
https://www.daraian.com/fa/ae/35028
✳️ اساس ایجاد برند کارفرمایی
پیشنهاد ارزش کارمند چیست؟
✅ پیشنهاد ارزش کارمند (EVP) تمام پاداشها و مزایایی است که کارکنان در ازای عملکردشان در محل کار دریافت میکنند. سازمانها به طور کلی یک EVP را برای ارائه یک پلتفرم ثابت برای برندسپازی کارفرما و مدیریت تجربه ایجاد میکنند. EVP آهنربایی است که نامزدهای شغلی را جذب میکند.
به عبارت دیگر پیشنهاد ارزش کارکنان (EVP) به عنوان مجموعهای از پیشنهادات ارائه شده توسط یک سازمان در ازای مهارتها، قابلیتها و تجربیاتی که یک کارمند برای سازمان به ارمغان میآورد، است.
*ءEVP یک رویکرد کارمند محور است*
استراتژیهای برنامهریزی نیروی کار موجود و یکپارچه همسو میشود، زیرا توسط کارکنان موجود و مخاطبان هدف خارجی اطلاعرسانی شده است. یک EVP باید منحصر به فرد، مرتبط و قانع کننده باشد تا به عنوان یک محرک کلیدی برای جذب، مشارکت و حفظ .استعداد عمل کند.
*ء EVP اهمیت پیشنهاد ارزش کارمند*
از آنجایی که جذب بهترین استعدادها دشوارتر از همیشه است، ارتباط مستمر و کارآمد پیشنهاد ارزش کارکنان (EVP) اهمیت بسیاری دارد.
بسیاری از استخدامکنندگان و دیگر متخصصان منابع انسانی در حال حاضر استراتژیهایی را برای برقراری ارتباط EVP و نام تجاری کارفرما با نامزدهای فعلی و بالقوه آینده برنامهریزی کردهاند.
روشهای بازاریابی استخدامی معمولا از طریق ابزارها و نرمافزارهای بازاریابی استخدامی انجام میشوند که کل این فرآیند را آسانتر و سازندهتر میکنند. با این ابزارها، برقراری ارتباط با ارزش پیشنهادی کارمند با نامزدها از طریق سایت شغلی جذاب، کمپینهای ایمیل خودکار، استخدام اجتماعی و بسیاری از کانالهای دیگر آسانتر است.
به این ترتیب، استخدامکنندگان میتوانند مشارکت نامزد را تشویق کنند و تجربه کلی کاندیدا را بهبود بخشند./كانال قواعدبازی
پیشنهاد ارزش کارمند چیست؟
✅ پیشنهاد ارزش کارمند (EVP) تمام پاداشها و مزایایی است که کارکنان در ازای عملکردشان در محل کار دریافت میکنند. سازمانها به طور کلی یک EVP را برای ارائه یک پلتفرم ثابت برای برندسپازی کارفرما و مدیریت تجربه ایجاد میکنند. EVP آهنربایی است که نامزدهای شغلی را جذب میکند.
به عبارت دیگر پیشنهاد ارزش کارکنان (EVP) به عنوان مجموعهای از پیشنهادات ارائه شده توسط یک سازمان در ازای مهارتها، قابلیتها و تجربیاتی که یک کارمند برای سازمان به ارمغان میآورد، است.
*ءEVP یک رویکرد کارمند محور است*
استراتژیهای برنامهریزی نیروی کار موجود و یکپارچه همسو میشود، زیرا توسط کارکنان موجود و مخاطبان هدف خارجی اطلاعرسانی شده است. یک EVP باید منحصر به فرد، مرتبط و قانع کننده باشد تا به عنوان یک محرک کلیدی برای جذب، مشارکت و حفظ .استعداد عمل کند.
*ء EVP اهمیت پیشنهاد ارزش کارمند*
از آنجایی که جذب بهترین استعدادها دشوارتر از همیشه است، ارتباط مستمر و کارآمد پیشنهاد ارزش کارکنان (EVP) اهمیت بسیاری دارد.
بسیاری از استخدامکنندگان و دیگر متخصصان منابع انسانی در حال حاضر استراتژیهایی را برای برقراری ارتباط EVP و نام تجاری کارفرما با نامزدهای فعلی و بالقوه آینده برنامهریزی کردهاند.
روشهای بازاریابی استخدامی معمولا از طریق ابزارها و نرمافزارهای بازاریابی استخدامی انجام میشوند که کل این فرآیند را آسانتر و سازندهتر میکنند. با این ابزارها، برقراری ارتباط با ارزش پیشنهادی کارمند با نامزدها از طریق سایت شغلی جذاب، کمپینهای ایمیل خودکار، استخدام اجتماعی و بسیاری از کانالهای دیگر آسانتر است.
به این ترتیب، استخدامکنندگان میتوانند مشارکت نامزد را تشویق کنند و تجربه کلی کاندیدا را بهبود بخشند./كانال قواعدبازی
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
NIAMSH.pdf
2.6 MB
فصلنامه نیامش
✳️ تحول دیجیتال و تغییرات اجتماعی و اقتصادی
محسن راجي اسدآبادي/ پژوهشگر و كارشناس اقتصادي
✅ تحول دیجیتال (DX) چشم انداز متنوعی
را در ســطح جهانی به ویژه در کشــورهای آسیــایی ارائه می دهد. ایــن رویکرد با توجه به اولویت های مرحله توســعه، زیرساخت و استراتژی هر کشور متفاوت است. درک این تفاوت هــای ظریف برای رفع نیازها و اهداف خاص ملی و تدوین استراتژی های تحول دیجیتال موثر بسیار مهم است.
اساساً با ادغام فناوری دیجیتال و تحول ديجيتال فعالیت های تجاری و حكمراني تغییر می یابد و این کارایی ضمن داشتن مزایای متعدد بر افزایش بهره وری تاثیر عمیقی دارد.
با تحــولات ديجيتال، نــوآوري در محصولات و مدل های تجاری جدید ســرعت بالايي گرفته و همزمان با دســترسی بهتر به اطلاعات و مدل هاي تجزیه و تحلیل، تصمیم گیری نیز بهبود يافته است.
علاوه بر این، ضمن گسترش و شیوه های کاری انعطاف پذیر، فرصت های آموزشی گسترش می یابد و توسعه نیروی کار ماهر كه امري بسیار مهم است، بازار را فعال ميکند. با ترویج فناوری دیجیتال، بهینه سازی منابع و بهره وری انرژی در توسعه پایدار مورد تاكيد قرار گرفته است. تحقیق در مورد رابطه بین DX و بهره وری در سال های اخیر، رو به گسترش بوده است.
در سال 2021، وزارت اقتصاد، تجارت و صنعت ژاپن گزارش DX را منتشر کرد. در این گزارش تخمین می زند که پیشــرفت DX می تواند تولید ناخالص داخلی ژاپن را نزدیک به ١٥٠ تریلیون ین و بهره وری را تا حدود 30 درصد تا سال 2030 افزايش دهد.
در ســال 2019، ســازمان توســعه و همکاری اقتصادی در رسیدگی به کمبود نیروی کار و دستیابی به رشــد پایدار دستور کار سیاســت رشد مبتنی بر بهره وری با تاکید بر اهمیت DX را منتشر كرد.
اساسا دیجیتالی شــدن، صنعت و جامعه در دهه گذشته را تغییر داده است و مفاهیمی مانند4/0 Industry و 5/0 Society به خود گرفته است، اين در حالی است که باوجود تمرکز و دامنه متمایز، پارادایم ها روی پتانسیل تحول آفرین فناوری همگرا هستند....
https://jahanesanat.ir/?p=477283
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
محسن راجي اسدآبادي/ پژوهشگر و كارشناس اقتصادي
✅ تحول دیجیتال (DX) چشم انداز متنوعی
را در ســطح جهانی به ویژه در کشــورهای آسیــایی ارائه می دهد. ایــن رویکرد با توجه به اولویت های مرحله توســعه، زیرساخت و استراتژی هر کشور متفاوت است. درک این تفاوت هــای ظریف برای رفع نیازها و اهداف خاص ملی و تدوین استراتژی های تحول دیجیتال موثر بسیار مهم است.
اساساً با ادغام فناوری دیجیتال و تحول ديجيتال فعالیت های تجاری و حكمراني تغییر می یابد و این کارایی ضمن داشتن مزایای متعدد بر افزایش بهره وری تاثیر عمیقی دارد.
با تحــولات ديجيتال، نــوآوري در محصولات و مدل های تجاری جدید ســرعت بالايي گرفته و همزمان با دســترسی بهتر به اطلاعات و مدل هاي تجزیه و تحلیل، تصمیم گیری نیز بهبود يافته است.
علاوه بر این، ضمن گسترش و شیوه های کاری انعطاف پذیر، فرصت های آموزشی گسترش می یابد و توسعه نیروی کار ماهر كه امري بسیار مهم است، بازار را فعال ميکند. با ترویج فناوری دیجیتال، بهینه سازی منابع و بهره وری انرژی در توسعه پایدار مورد تاكيد قرار گرفته است. تحقیق در مورد رابطه بین DX و بهره وری در سال های اخیر، رو به گسترش بوده است.
در سال 2021، وزارت اقتصاد، تجارت و صنعت ژاپن گزارش DX را منتشر کرد. در این گزارش تخمین می زند که پیشــرفت DX می تواند تولید ناخالص داخلی ژاپن را نزدیک به ١٥٠ تریلیون ین و بهره وری را تا حدود 30 درصد تا سال 2030 افزايش دهد.
در ســال 2019، ســازمان توســعه و همکاری اقتصادی در رسیدگی به کمبود نیروی کار و دستیابی به رشــد پایدار دستور کار سیاســت رشد مبتنی بر بهره وری با تاکید بر اهمیت DX را منتشر كرد.
اساسا دیجیتالی شــدن، صنعت و جامعه در دهه گذشته را تغییر داده است و مفاهیمی مانند4/0 Industry و 5/0 Society به خود گرفته است، اين در حالی است که باوجود تمرکز و دامنه متمایز، پارادایم ها روی پتانسیل تحول آفرین فناوری همگرا هستند....
https://jahanesanat.ir/?p=477283
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
روزنامه جهان صنعت
تحول دیجیتال و تغییرات اجتماعی و اقتصادی - روزنامه جهان صنعت
محسن راجياسدآبادي* تحول دیجیتال (DX) چشمانداز متنوعی را در سطح جهانی به ویژه در کشورهای آسیایی ارائه میدهد. این رویکرد با توجه به اولویتهای مرحله - تحول دیجیتال و تغییرات اجتماعی و اقتصادی
✳️ ۲۰ صنعت برتر جهان در سال ۲۰۲۴
✅ بازار صنعتی جهان
بازار صنعتی جهان قرار است با فرصتها و چالشهایی در صنایع مختلف روبرو شود. با توجه به حمایت ایالاتمتحده از بخش صنعتی و قانون کاهش تورم (IRA)، سرمایهگذاریها در تولید و فناوریهای پاک از سال ۲۰۲۱ تقریباً سه برابر شده است که نشان دهنده چشمانداز امیدوار کننده برای سال ۲۰۲۴ است.
🔹 تسلط بر نیمههادیها
صنعت نیمههادیها در صدر فهرست ۲۰ صنعت برتر جهان در سال ۲۰۲۴ قرار دارد. در واقع، فروش نیمههادیها بیش از ۰.۵٪ از تولید ناخالص داخلی جهان را در سالهای اخیر به خود اختصاص داده است.
🔹 رسانههای اجتماعی و محتوا
شرکتهای تولید محتوا و اطلاعات اینترنتی برای اقتصاد جهانی ضروری هستند و بسترهایی را برای اشتراکگذاری اطلاعات، ارتباطات و خدمات دیجیتالی فراهم میکنند.
ترکیب نقشهایی برای توسعهدهندگان اپلیکیشن، بازاریابان دیجیتال و تولیدکنندگان محتوا موجب شده که نه تنها بر اهمیت نوآوری و رشد در زمینههای مختلف متمرکز گردد بلکه بر پیوستگی چشمانداز اقتصادی جهانی نیز تأکید دارد.
بازنشرازکانال انجمن حمایت از تولید
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ بازار صنعتی جهان
بازار صنعتی جهان قرار است با فرصتها و چالشهایی در صنایع مختلف روبرو شود. با توجه به حمایت ایالاتمتحده از بخش صنعتی و قانون کاهش تورم (IRA)، سرمایهگذاریها در تولید و فناوریهای پاک از سال ۲۰۲۱ تقریباً سه برابر شده است که نشان دهنده چشمانداز امیدوار کننده برای سال ۲۰۲۴ است.
🔹 تسلط بر نیمههادیها
صنعت نیمههادیها در صدر فهرست ۲۰ صنعت برتر جهان در سال ۲۰۲۴ قرار دارد. در واقع، فروش نیمههادیها بیش از ۰.۵٪ از تولید ناخالص داخلی جهان را در سالهای اخیر به خود اختصاص داده است.
🔹 رسانههای اجتماعی و محتوا
شرکتهای تولید محتوا و اطلاعات اینترنتی برای اقتصاد جهانی ضروری هستند و بسترهایی را برای اشتراکگذاری اطلاعات، ارتباطات و خدمات دیجیتالی فراهم میکنند.
ترکیب نقشهایی برای توسعهدهندگان اپلیکیشن، بازاریابان دیجیتال و تولیدکنندگان محتوا موجب شده که نه تنها بر اهمیت نوآوری و رشد در زمینههای مختلف متمرکز گردد بلکه بر پیوستگی چشمانداز اقتصادی جهانی نیز تأکید دارد.
بازنشرازکانال انجمن حمایت از تولید
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ ترجیحات شغلی نسل زد
گفتوگو با رضا نویدی
✅ نتایج نظرسنجی موسسه گالوپ از تمایلات نسل جوان، پیامهای مهمی برای اقتصاد دارد. بر اساس این نظرسنجی، هفت اولویت اصلی نسل زد حول زندگی شاد و راحت میچرخد و در این میان آخرین اولویت جوانان نسل زد در زندگی، شروع یک کسبوکار است و از آنسو حدود نیمی از جمعیت جوان مایل به داشتن تحصیلات عالی هستند و کمتر از ۳۰ درصد آنان به بچهدار شدن تمایل نشان دادهاند.
رضا نویدی، پژوهشگر بازار به تجارت فردا میگوید که یافتههای مطالعاتی درباره نسل زد ایران با نتایج نظرسنجی گالوپ اندکی متفاوت است و جوانان ایرانی تمایل زیادی به استقلال مالی و کسبوکارهای خویشفرما نشان میدهند.
او تاکید میکند نسل زد ایران دیگر تمایلی به مشاغل کارمندی و کارگری ندارد و در عین اینکه خلاقتر از نسلهای پیشین است، دانش آکادمیک کمتری نسبت به نسلهای پیش از خود دارد. نویدی توضیح میدهد که کارفرمایان ایرانی این روزها برای نگه داشتن نسل زد در مشاغل، کار دشوارتری پیشرو دارند و آنها کارمندان چندان وفاداری نیستند.
📌متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-47673
كانال برنامه ريزي استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
گفتوگو با رضا نویدی
✅ نتایج نظرسنجی موسسه گالوپ از تمایلات نسل جوان، پیامهای مهمی برای اقتصاد دارد. بر اساس این نظرسنجی، هفت اولویت اصلی نسل زد حول زندگی شاد و راحت میچرخد و در این میان آخرین اولویت جوانان نسل زد در زندگی، شروع یک کسبوکار است و از آنسو حدود نیمی از جمعیت جوان مایل به داشتن تحصیلات عالی هستند و کمتر از ۳۰ درصد آنان به بچهدار شدن تمایل نشان دادهاند.
رضا نویدی، پژوهشگر بازار به تجارت فردا میگوید که یافتههای مطالعاتی درباره نسل زد ایران با نتایج نظرسنجی گالوپ اندکی متفاوت است و جوانان ایرانی تمایل زیادی به استقلال مالی و کسبوکارهای خویشفرما نشان میدهند.
او تاکید میکند نسل زد ایران دیگر تمایلی به مشاغل کارمندی و کارگری ندارد و در عین اینکه خلاقتر از نسلهای پیشین است، دانش آکادمیک کمتری نسبت به نسلهای پیش از خود دارد. نویدی توضیح میدهد که کارفرمایان ایرانی این روزها برای نگه داشتن نسل زد در مشاغل، کار دشوارتری پیشرو دارند و آنها کارمندان چندان وفاداری نیستند.
📌متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-47673
كانال برنامه ريزي استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
هفته نامه تجارت فردا
ترجیحات شغلی نسل زد
مریم شکرانی: نتایج نظرسنجی موسسه گالوپ از تمایلات نسل جوان، پیامهای مهمی برای اقتصاد دارد. بر اساس این نظرسنجی، هفت اولویت اصلی نسل زد حول زندگی
❤1👍1
✳️ سازمانها چگونه میتوانند آمادگی و مقاومت خود را در شرایط سخت افزایش دهند؟
✅ ۸ ویژگی فرهنگی برای تابآوری سازمانی
در دنیای کسبوکار امروز، تابآوری سازمانی به معنای توانایی برای سازگاری و بازگشت به مسیر پس از بحرانها، از اهمیت زیادی برخوردار است.
با وجود پیچیدگیها و تغییرات مداوم، شرکتها باید این ویژگیها را تقویت کنند تا در برابر چالشها مقاوم بمانند.
🔻در اینجا به ۸ویژگی فرهنگی مهم که باعث تابآوری سازمانی میشوند، اشاره میکنیم:
1️⃣ آمادگی: سازمانهای تابآور بهطور فعال ریسکها را شناسایی و مدیریت میکنند و برنامههای از پیش تعیین شده برای مواجهه با چالشها دارند.
2️⃣ چابکی: این سازمانها توانایی تغییر سریع و واکنش بهموقع در برابر بحرانها را دارند و از ساختارهای سازمانی انعطافپذیر بهره میبرند.
3️⃣ یادگیری و نوآوری: آنها دائماً در حال یادگیری و نوآوری هستند تا با تغییرات سریع محیط همگام شوند.
4️⃣ همکاری و ارتباطات: ارتباطات شفاف و همکاری موثر درون و بیرون سازمان یکی از اصول اساسی این سازمانهاست.
5️⃣ رهبری سازمانی و مسئولیتپذیری: رهبران تابآور فرهنگ سازمانی را با عملکرد و مسئولیتپذیری خود شکل میدهند.
6️⃣ کنترل احساسات و هوش هیجانی: رهبران این سازمانها به خوبی میتوانند احساسات کارکنان را درک کرده و در شرایط سخت حمایت عاطفی ارائه دهند.
7️⃣ ساختن تیمهای توانمند: انتخاب و پرورش کارکنانی با مهارتهای چندگانه و توانمند، یکی از ویژگیهای بارز این سازمانهاست.
8️⃣توجه به سلامت جسم و روان کارکنان: حفظ سلامت جسمی و روانی کارکنان برای تقویت تابآوری و مقابله با استرسهای محیطی بسیار حیاتی است.
🔺نتیجهگیری:
سازمانهایی که این ویژگیها را در فرهنگ خود پیاده میکنند، در برابر چالشها مقاومتر بوده و توانایی بقا و پیشرفت در شرایط سخت را دارند/دنیای اقتصاد.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ ۸ ویژگی فرهنگی برای تابآوری سازمانی
در دنیای کسبوکار امروز، تابآوری سازمانی به معنای توانایی برای سازگاری و بازگشت به مسیر پس از بحرانها، از اهمیت زیادی برخوردار است.
با وجود پیچیدگیها و تغییرات مداوم، شرکتها باید این ویژگیها را تقویت کنند تا در برابر چالشها مقاوم بمانند.
🔻در اینجا به ۸ویژگی فرهنگی مهم که باعث تابآوری سازمانی میشوند، اشاره میکنیم:
1️⃣ آمادگی: سازمانهای تابآور بهطور فعال ریسکها را شناسایی و مدیریت میکنند و برنامههای از پیش تعیین شده برای مواجهه با چالشها دارند.
2️⃣ چابکی: این سازمانها توانایی تغییر سریع و واکنش بهموقع در برابر بحرانها را دارند و از ساختارهای سازمانی انعطافپذیر بهره میبرند.
3️⃣ یادگیری و نوآوری: آنها دائماً در حال یادگیری و نوآوری هستند تا با تغییرات سریع محیط همگام شوند.
4️⃣ همکاری و ارتباطات: ارتباطات شفاف و همکاری موثر درون و بیرون سازمان یکی از اصول اساسی این سازمانهاست.
5️⃣ رهبری سازمانی و مسئولیتپذیری: رهبران تابآور فرهنگ سازمانی را با عملکرد و مسئولیتپذیری خود شکل میدهند.
6️⃣ کنترل احساسات و هوش هیجانی: رهبران این سازمانها به خوبی میتوانند احساسات کارکنان را درک کرده و در شرایط سخت حمایت عاطفی ارائه دهند.
7️⃣ ساختن تیمهای توانمند: انتخاب و پرورش کارکنانی با مهارتهای چندگانه و توانمند، یکی از ویژگیهای بارز این سازمانهاست.
8️⃣توجه به سلامت جسم و روان کارکنان: حفظ سلامت جسمی و روانی کارکنان برای تقویت تابآوری و مقابله با استرسهای محیطی بسیار حیاتی است.
🔺نتیجهگیری:
سازمانهایی که این ویژگیها را در فرهنگ خود پیاده میکنند، در برابر چالشها مقاومتر بوده و توانایی بقا و پیشرفت در شرایط سخت را دارند/دنیای اقتصاد.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1