🔺مهمترین نمودارهای عمر هرفرد⁉️
✳️ اقتصاد تردمیلی
✅ وقتی شما روی تردمیل می دوید، نیرو صرف می کنید ولی از نظر علم فیزیک، چون جابجایی ندارید (هرچه بدوید باز سر جای اول خود هستید) پس شما کاری انجام ندادهاید، نیرو×جابجایی=کارانجام شده (W=f×d)
🔺حالا که فرمول کار در فیزیک را شناختید، بیایید یک دسته بندی جدید به اقتصاد اضافه کنیم و اسم آنرا بگذاریم
“اقتصاد تردمیلی”
در اقتصاد تردمیلی شما هرچقدر تلاش کنید و پول جمع کنید چون تورم خیلی بالاست، روز به روز ارزش پولتان کم میشود، کل زحمت و تلاش شما به باد میرود و رسما وارد یک دور باطل میشوید و گرانی و تورم از تلاش شما جلوتر است و صرفا باید بدوید تا فقیر نشوید!
در اقتصاد تردمیلی، زن و شوهر باهم دو شیفت کار میکنند، خسته میشوند ولی باز سر جای اول هستند و هیچ پیشرفت و حرکت رو به جلویی نخواهند داشت چون طبق فرمول کار (w=f×d) این دو شخص به حد کافی نیرو صرف کردهاند ولی چون جابجاییشان صفر بوده، کاری از پیش نبردهاند!
در اقتصاد تردمیلی برنامهریزی بیمعناست چون تورم شما را غافلگیر میکند، مثلا شما برنامهریزی میکنید برای خرید پراید صدمیلیون تومانی، وقتی پول شما جمع شد میبینید پراید ۲۰۰ میلیون تومان شده، شما وام میگیرید و پول جمع میکنید برای خرید پراید ولی اینبار پراید گران نمیشود، صاحبخانه شما پول رهن را ۲۰۰ میلیون تومان افزایش میدهد و شما دیگر نمیتوانید همان پراید را هم بخرید.
اقتصاد تردمیلی به نفع هیچکس نیست و همه آسیب میبینند، حتی افراد ثروتمند که دارایی دارند و داراییشان گران میشود هم سود نمیکنند صرفا ارزش داراییشان حفظ شده (مثلا قبلا ۲ کیلو طلا داشته که ۴۰۰ میلیون تومان خریده و الان شده ۴ میلیارد)
اقتصاد تردمیلی، اقتصاد خطرناکی است، چون فاصله طبقاتی را بیشتر میکند، در اقتصاد تردیمیلی پولدارها پولدارتر نمیشوند ولی فقرا قطعا فقیر تر میشوند!
اقشار ضعیف روی تردمیلی هستند که سرعتش روز به روز بیشتر میشود و هر لحظه امکان دارد از تردمیل به بیرون پرتاب شوند یا به عبارت بهتری زیر موج تورم له شوند.
در اقتصاد تردمیلی خیلی از افراد در دام اثر ثروت میافتند؛ یعنی مردم از رشد قیمت داراییهایشان خوشحال میشوند (مثل گران شدن سهام و خودرو و ملک و...) و تصور میکنند که ثروتمند شدهاند ولی به این نکته توجه نمیکنند که قدرت خریدشان از قبل کمتر شده است.
🔹 برندگان اصلی اقتصاد تردمیلی، بدهکاران هستند.
هرچقدر افراد بیشتر بدهکار باشند و وام بگیرند و پول قرض کنند و با آن پول دارایی بخرند بیشتر منفعت میبرند.
کسانی که بتوانند وام میگیرند ولی کسانی که زور و قدرت بیشتری داشته باشند بانک تاسیس میکنند و خودشان از خودشان وام میگیرند و ایرانمالها را میسازند و ابربدهکاران تبدیل به ابرثروتمندان میشوند!
🔸 اما چند توصیه و راهکار برای زندگی در اقتصاد تردمیلی:
۱.بدهی ریالی برای خود ایجاد کنید (وام بگیرید، پول قرض کنید و آنرا به دارایی تبدیل کنید)
۲.خریدهای ضروری را به هیچ عنوان به تعویق نیندازید.
۳.کمی حساب شده خرج کنید تا در دام چرخه شوم فقر نیوفتید که اگر وارد شوید خارج شدن از آن تقریبا غیر ممکن است.
انجمن مدیریت کسب و کار ایران
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ وقتی شما روی تردمیل می دوید، نیرو صرف می کنید ولی از نظر علم فیزیک، چون جابجایی ندارید (هرچه بدوید باز سر جای اول خود هستید) پس شما کاری انجام ندادهاید، نیرو×جابجایی=کارانجام شده (W=f×d)
🔺حالا که فرمول کار در فیزیک را شناختید، بیایید یک دسته بندی جدید به اقتصاد اضافه کنیم و اسم آنرا بگذاریم
“اقتصاد تردمیلی”
در اقتصاد تردمیلی شما هرچقدر تلاش کنید و پول جمع کنید چون تورم خیلی بالاست، روز به روز ارزش پولتان کم میشود، کل زحمت و تلاش شما به باد میرود و رسما وارد یک دور باطل میشوید و گرانی و تورم از تلاش شما جلوتر است و صرفا باید بدوید تا فقیر نشوید!
در اقتصاد تردمیلی، زن و شوهر باهم دو شیفت کار میکنند، خسته میشوند ولی باز سر جای اول هستند و هیچ پیشرفت و حرکت رو به جلویی نخواهند داشت چون طبق فرمول کار (w=f×d) این دو شخص به حد کافی نیرو صرف کردهاند ولی چون جابجاییشان صفر بوده، کاری از پیش نبردهاند!
در اقتصاد تردمیلی برنامهریزی بیمعناست چون تورم شما را غافلگیر میکند، مثلا شما برنامهریزی میکنید برای خرید پراید صدمیلیون تومانی، وقتی پول شما جمع شد میبینید پراید ۲۰۰ میلیون تومان شده، شما وام میگیرید و پول جمع میکنید برای خرید پراید ولی اینبار پراید گران نمیشود، صاحبخانه شما پول رهن را ۲۰۰ میلیون تومان افزایش میدهد و شما دیگر نمیتوانید همان پراید را هم بخرید.
اقتصاد تردمیلی به نفع هیچکس نیست و همه آسیب میبینند، حتی افراد ثروتمند که دارایی دارند و داراییشان گران میشود هم سود نمیکنند صرفا ارزش داراییشان حفظ شده (مثلا قبلا ۲ کیلو طلا داشته که ۴۰۰ میلیون تومان خریده و الان شده ۴ میلیارد)
اقتصاد تردمیلی، اقتصاد خطرناکی است، چون فاصله طبقاتی را بیشتر میکند، در اقتصاد تردیمیلی پولدارها پولدارتر نمیشوند ولی فقرا قطعا فقیر تر میشوند!
اقشار ضعیف روی تردمیلی هستند که سرعتش روز به روز بیشتر میشود و هر لحظه امکان دارد از تردمیل به بیرون پرتاب شوند یا به عبارت بهتری زیر موج تورم له شوند.
در اقتصاد تردمیلی خیلی از افراد در دام اثر ثروت میافتند؛ یعنی مردم از رشد قیمت داراییهایشان خوشحال میشوند (مثل گران شدن سهام و خودرو و ملک و...) و تصور میکنند که ثروتمند شدهاند ولی به این نکته توجه نمیکنند که قدرت خریدشان از قبل کمتر شده است.
🔹 برندگان اصلی اقتصاد تردمیلی، بدهکاران هستند.
هرچقدر افراد بیشتر بدهکار باشند و وام بگیرند و پول قرض کنند و با آن پول دارایی بخرند بیشتر منفعت میبرند.
کسانی که بتوانند وام میگیرند ولی کسانی که زور و قدرت بیشتری داشته باشند بانک تاسیس میکنند و خودشان از خودشان وام میگیرند و ایرانمالها را میسازند و ابربدهکاران تبدیل به ابرثروتمندان میشوند!
🔸 اما چند توصیه و راهکار برای زندگی در اقتصاد تردمیلی:
۱.بدهی ریالی برای خود ایجاد کنید (وام بگیرید، پول قرض کنید و آنرا به دارایی تبدیل کنید)
۲.خریدهای ضروری را به هیچ عنوان به تعویق نیندازید.
۳.کمی حساب شده خرج کنید تا در دام چرخه شوم فقر نیوفتید که اگر وارد شوید خارج شدن از آن تقریبا غیر ممکن است.
انجمن مدیریت کسب و کار ایران
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
DOC-20241205-WA0006..pdf
6.2 MB
کتاب خلق ایده کسب وکار،درآمدی بر مقدمات راه اندازکسب و کار
انتشارات سازمان بین المللی کار
(ترجمه)
انتشارات سازمان بین المللی کار
(ترجمه)
✳️ چگونه بحرانها را به فرصت تبدیل کنیم؟
✅ بحرانها اجتنابناپذیرند، اما هنر مدیریت در استفاده از این شرایط برای خلق فرصتهای جدید است!
🔺 تفکر رشد و برنامهریزی هوشمندانه
🔹در دنیای امروز، برنامهریزی بر اساس سناریوهای مختلف یک ضرورت است. آمادگی برای بحرانها به شما این امکان را میدهد تا از کوچکترین سیگنالها، نشانههای بزرگ بسازید.
🔸 کلید موفقیت: تشخیص درست دادهها و تحلیل سیگنالهای هشداردهنده.
🔸 نکته طلایی: مراقب رویاپردازیهای غیرواقعی باشید؛ واقعگرایی و تفکر انتقادی را در اولویت قرار دهید.
🔺 فرهنگ سازمانی و تفکر غیرخطی
برای مواجهه با بحرانها، فرهنگ سازمانی باید خلاقانه و انعطافپذیر باشد. تفکر غیرخطی به معنای دیدن فرصتها فراتر از چارچوبهای معمول است.
🔹 تفکر غیرخطی شامل شهود، خلاقیت و توانایی دیدن تصویر بزرگتر است.
🔺 ۷ قدم برای تقویت تفکر غیرخطی:
1️⃣ چالشها را بپذیرید.
2️⃣ تصویر بزرگتر را ببینید.
3️⃣ سوالهای عمیق و متنوع بپرسید.
4️⃣ از ابزارهای بصری مثل تخته ایدهها استفاده کنید.
5️⃣ احتمالات مختلف را شناسایی کنید.
6️⃣ گزینهها را ترکیب و تحلیل کنید.
7️⃣ و نهایتا بهترین راهکار را انتخاب کنید.
🔺 بحرانها را به سکوی پرتاب تبدیل کنید! تفکر خارج از چارچوب، نوآوری و تحلیل عمیق میتواند شما را از تهدیدها به فرصتهای تازه برساند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ بحرانها اجتنابناپذیرند، اما هنر مدیریت در استفاده از این شرایط برای خلق فرصتهای جدید است!
🔺 تفکر رشد و برنامهریزی هوشمندانه
🔹در دنیای امروز، برنامهریزی بر اساس سناریوهای مختلف یک ضرورت است. آمادگی برای بحرانها به شما این امکان را میدهد تا از کوچکترین سیگنالها، نشانههای بزرگ بسازید.
🔸 کلید موفقیت: تشخیص درست دادهها و تحلیل سیگنالهای هشداردهنده.
🔸 نکته طلایی: مراقب رویاپردازیهای غیرواقعی باشید؛ واقعگرایی و تفکر انتقادی را در اولویت قرار دهید.
🔺 فرهنگ سازمانی و تفکر غیرخطی
برای مواجهه با بحرانها، فرهنگ سازمانی باید خلاقانه و انعطافپذیر باشد. تفکر غیرخطی به معنای دیدن فرصتها فراتر از چارچوبهای معمول است.
🔹 تفکر غیرخطی شامل شهود، خلاقیت و توانایی دیدن تصویر بزرگتر است.
🔺 ۷ قدم برای تقویت تفکر غیرخطی:
1️⃣ چالشها را بپذیرید.
2️⃣ تصویر بزرگتر را ببینید.
3️⃣ سوالهای عمیق و متنوع بپرسید.
4️⃣ از ابزارهای بصری مثل تخته ایدهها استفاده کنید.
5️⃣ احتمالات مختلف را شناسایی کنید.
6️⃣ گزینهها را ترکیب و تحلیل کنید.
7️⃣ و نهایتا بهترین راهکار را انتخاب کنید.
🔺 بحرانها را به سکوی پرتاب تبدیل کنید! تفکر خارج از چارچوب، نوآوری و تحلیل عمیق میتواند شما را از تهدیدها به فرصتهای تازه برساند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Forwarded from ModiRadio l کانال سعيد شهبازمرادي(PhD) (shahbazmoradi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عاقبت #کسب_و_کار را به #شایستگی گره بزنید، تلاش و دلسوزی کافی نیست
Forwarded from ModiRadio l کانال سعيد شهبازمرادي(PhD) (shahbazmoradi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#جذب حتی یک نفر اشتباه ممکن است به انهدام سازمان بیانجامد، هزینه جذب غلظ قابل شمارش نیست
✳️ “بیتکوین ۱۰۰ هزار دلاری :
از پیتزا تا انقلاب در نظام مالی”
✅ در سال ۲۰۰۸، زمانی که جهان با یکی از بزرگترین بحرانهای مالی تاریخ مواجه بود، بانکها و نهادهای مالی سنتی به نماد بیاعتمادی و ناکارآمدی تبدیل شده بودند. مردم شاهد از دست رفتن پساندازهای خود بودند، دولتها با چاپ پولهای بیپشتوانه به تورم دامن میزدند، و نظام مالی جهانی در لبه پرتگاه قرار داشت. درست در همان زمان، ایدهای متولد شد که همه چیز را تغییر داد. فرد یا گروهی ناشناس با نام ساتوشی ناکاموتو، مقالهای منتشر کرد که در آن از ارزی دیجیتال به نام بیتکوین سخن میگفت؛ ارزی که هیچ دولتی آن را کنترل نمیکرد، تورمزا نبود، و میتوانست به مردم قدرت بازگرداند.
در ژانویه ۲۰۰۹، ساتوشی نخستین بیتکوین را استخراج کرد و آن را در شبکهای به نام بلاکچین ثبت کرد. این شبکه نه وابسته به بانکها بود و نه تحت کنترل هیچ نهادی. هر تراکنش روی بلاکچین شفاف و غیرقابل تغییر بود، و همین ویژگیها بیتکوین را به ابزاری متفاوت برای ذخیره ارزش و انجام تراکنش تبدیل کرد. اما در آن زمان، کمتر کسی تصور میکرد این پروژه به جایی برسد. بیتکوین تنها در میان گروه کوچکی از برنامهنویسان و طرفداران فناوری شناخته شده بود، و ارزش آن در برابر دلار تقریباً ناچیز بود.
یکی از اولین داستانهای معروف بیتکوین به سال ۲۰۱۰ بازمیگردد، زمانی که یک برنامهنویس به نام لازلو هانیچ برای خرید دو پیتزا ۱۰ هزار بیتکوین پرداخت کرد. این اولین بار بود که بیتکوین بهعنوان پول واقعی مورد استفاده قرار گرفت. در آن زمان، این تراکنش هیچ اهمیتی برای جهان نداشت، اما امروز، همان ۱۰ هزار بیتکوین معادل میلیاردها دلار ارزش دارد.
سالهای ابتدایی بیتکوین با شک و تردید همراه بود. بسیاری از اقتصاددانان و سیاستمداران آن را «یک بازی دیجیتال» یا «حبابی بیارزش» توصیف میکردند. بانکها و دولتها که قدرتشان را در خطر میدیدند، تلاش میکردند بیتکوین را سرکوب کنند. اما بیتکوین ویژگی خاصی داشت که هیچ قدرتی نمیتوانست آن را از بین ببرد: ساختاری غیرمتمرکز. هیچ کسی نمیتوانست بیتکوین را خاموش کند، و هرچه مخالفتها بیشتر میشد، توجه عموم به آن افزایش مییافت.
در طول دهه ۲۰۱۰، بیتکوین به تدریج جایگاه خود را پیدا کرد. شرکتهایی مانند تسلا و مایکروسافت شروع به پذیرش آن کردند. صرافیهای معتبری راهاندازی شدند که خرید و فروش بیتکوین را برای مردم عادی ممکن ساختند. بحرانهای اقتصادی در کشورهایی مانند ونزوئلا و زیمبابوه، که ارزش پول ملی آنها بهطور کامل سقوط کرده بود، بیتکوین را بهعنوان پناهگاهی برای ذخیره ارزش مطرح کرد. در این کشورها، مردم به بیتکوین بهعنوان ارزی امن و مقاوم در برابر تورم روی آوردند.
اما مسیر بیتکوین بدون چالش نبود. هک صرافیها، استفاده مجرمانه از بیتکوین در بازارهای سیاه، و نوسانات شدید قیمتی، اعتماد عمومی را تهدید میکرد. باوجوداین، بیتکوین همیشه از این موانع عبور میکرد. جامعهای که به بیتکوین باور داشت، روزبهروز بزرگتر میشد و نوآوریهای بیشتری به اکوسیستم آن اضافه میکرد.
رسیدن بیتکوین به قیمت ۱۰۰ هزار دلار، یک نقطه عطف تاریخی است. این دستاورد تنها به معنای افزایش ارزش یک دارایی نیست، بلکه نشاندهنده تغییری اساسی در نحوه تفکر مردم درباره پول و نظام مالی است. مردم دیگر به بانکها و دولتها اعتماد ندارند؛ آنها به دنبال سیستمی هستند که شفاف، عادلانه و آزاد باشد. بیتکوین چنین سیستمی را ارائه داده است.
داستان بیتکوین، داستان مبارزهای است که از یک ایده ساده آغاز شد و امروز به یکی از مهمترین انقلابهای مالی تاریخ تبدیل شده است. این ارز دیجیتال، نمادی از قدرت فناوری و توانایی مردم برای خلق سیستمی است که مستقل از قدرتهای سنتی عمل کند. آینده بیتکوین شاید هنوز ناشناخته باشد، اما یک چیز روشن است: این ارز دیجیتال نشان داده است که چگونه یک ایده، در مواجهه با چالشها و مخالفتها، میتواند جهان را تغییر دهد.
علیرضاعباسی
از پیتزا تا انقلاب در نظام مالی”
✅ در سال ۲۰۰۸، زمانی که جهان با یکی از بزرگترین بحرانهای مالی تاریخ مواجه بود، بانکها و نهادهای مالی سنتی به نماد بیاعتمادی و ناکارآمدی تبدیل شده بودند. مردم شاهد از دست رفتن پساندازهای خود بودند، دولتها با چاپ پولهای بیپشتوانه به تورم دامن میزدند، و نظام مالی جهانی در لبه پرتگاه قرار داشت. درست در همان زمان، ایدهای متولد شد که همه چیز را تغییر داد. فرد یا گروهی ناشناس با نام ساتوشی ناکاموتو، مقالهای منتشر کرد که در آن از ارزی دیجیتال به نام بیتکوین سخن میگفت؛ ارزی که هیچ دولتی آن را کنترل نمیکرد، تورمزا نبود، و میتوانست به مردم قدرت بازگرداند.
در ژانویه ۲۰۰۹، ساتوشی نخستین بیتکوین را استخراج کرد و آن را در شبکهای به نام بلاکچین ثبت کرد. این شبکه نه وابسته به بانکها بود و نه تحت کنترل هیچ نهادی. هر تراکنش روی بلاکچین شفاف و غیرقابل تغییر بود، و همین ویژگیها بیتکوین را به ابزاری متفاوت برای ذخیره ارزش و انجام تراکنش تبدیل کرد. اما در آن زمان، کمتر کسی تصور میکرد این پروژه به جایی برسد. بیتکوین تنها در میان گروه کوچکی از برنامهنویسان و طرفداران فناوری شناخته شده بود، و ارزش آن در برابر دلار تقریباً ناچیز بود.
یکی از اولین داستانهای معروف بیتکوین به سال ۲۰۱۰ بازمیگردد، زمانی که یک برنامهنویس به نام لازلو هانیچ برای خرید دو پیتزا ۱۰ هزار بیتکوین پرداخت کرد. این اولین بار بود که بیتکوین بهعنوان پول واقعی مورد استفاده قرار گرفت. در آن زمان، این تراکنش هیچ اهمیتی برای جهان نداشت، اما امروز، همان ۱۰ هزار بیتکوین معادل میلیاردها دلار ارزش دارد.
سالهای ابتدایی بیتکوین با شک و تردید همراه بود. بسیاری از اقتصاددانان و سیاستمداران آن را «یک بازی دیجیتال» یا «حبابی بیارزش» توصیف میکردند. بانکها و دولتها که قدرتشان را در خطر میدیدند، تلاش میکردند بیتکوین را سرکوب کنند. اما بیتکوین ویژگی خاصی داشت که هیچ قدرتی نمیتوانست آن را از بین ببرد: ساختاری غیرمتمرکز. هیچ کسی نمیتوانست بیتکوین را خاموش کند، و هرچه مخالفتها بیشتر میشد، توجه عموم به آن افزایش مییافت.
در طول دهه ۲۰۱۰، بیتکوین به تدریج جایگاه خود را پیدا کرد. شرکتهایی مانند تسلا و مایکروسافت شروع به پذیرش آن کردند. صرافیهای معتبری راهاندازی شدند که خرید و فروش بیتکوین را برای مردم عادی ممکن ساختند. بحرانهای اقتصادی در کشورهایی مانند ونزوئلا و زیمبابوه، که ارزش پول ملی آنها بهطور کامل سقوط کرده بود، بیتکوین را بهعنوان پناهگاهی برای ذخیره ارزش مطرح کرد. در این کشورها، مردم به بیتکوین بهعنوان ارزی امن و مقاوم در برابر تورم روی آوردند.
اما مسیر بیتکوین بدون چالش نبود. هک صرافیها، استفاده مجرمانه از بیتکوین در بازارهای سیاه، و نوسانات شدید قیمتی، اعتماد عمومی را تهدید میکرد. باوجوداین، بیتکوین همیشه از این موانع عبور میکرد. جامعهای که به بیتکوین باور داشت، روزبهروز بزرگتر میشد و نوآوریهای بیشتری به اکوسیستم آن اضافه میکرد.
رسیدن بیتکوین به قیمت ۱۰۰ هزار دلار، یک نقطه عطف تاریخی است. این دستاورد تنها به معنای افزایش ارزش یک دارایی نیست، بلکه نشاندهنده تغییری اساسی در نحوه تفکر مردم درباره پول و نظام مالی است. مردم دیگر به بانکها و دولتها اعتماد ندارند؛ آنها به دنبال سیستمی هستند که شفاف، عادلانه و آزاد باشد. بیتکوین چنین سیستمی را ارائه داده است.
داستان بیتکوین، داستان مبارزهای است که از یک ایده ساده آغاز شد و امروز به یکی از مهمترین انقلابهای مالی تاریخ تبدیل شده است. این ارز دیجیتال، نمادی از قدرت فناوری و توانایی مردم برای خلق سیستمی است که مستقل از قدرتهای سنتی عمل کند. آینده بیتکوین شاید هنوز ناشناخته باشد، اما یک چیز روشن است: این ارز دیجیتال نشان داده است که چگونه یک ایده، در مواجهه با چالشها و مخالفتها، میتواند جهان را تغییر دهد.
علیرضاعباسی
✳️ آیا افزایش سن شخصیت ما را تغییر می دهد؟
✅ بیشتر ما فکر میکنیم شخصیتی ثابت و تغییرناپذیر داریم، اما بر اساس پژوهشهای انجامشده در این زمینه، شخصیت افراد (شامل احساسات و افکار و رفتار) ممکن است در طی زمان تغییر کند. طبق پژوهشی در سال ۲۰۱۸، با افزایش سن میزان آرامش، اعتمادبهنفس، رهبری و حساسیت اجتماعی ما افزایش مییابد.
🔸در این پژوهش، دانشآموزان دبیرستانی ابتدا در سال ۱۹۶۰ و سپس ۵۰ سال بعد به تعدادی سؤال درباره ویژگیهای شخصیتی پاسخ دادند.محققان دریافتند با گذشت زمان و افزایش سن، افراد همچنان با شخصیت خود سازگارند؛ مثلا اگر فردی در نوجوانی برونگرا بوده، در میانسالی نیز فردی برونگراست. اما نکته جالب این پژوهش تغییرات محسوس شخصیت افراد با گذشت زمان بود.
◀️ ویژگیهای شخصیتی مهم با افزایش سن چه تغییری میکنند؟
🔸همانطور که سن ما زیاد میشود و خودمان را با چالشهای مختلف زندگی وفق میدهیم، تغییرات محسوسی در برخی ویژگیهای شخصیتی مهم ما رخ میدهد. محققان ویژگیهای مهم شخصیتی را در ۵ ویژگی خلاصه کردهاند. این ۵ ویژگی مهم عبارتاند از: تطبیقپذیری، وظیفهشناسی، ثبات عاطفی، برونگرایی، روراستی. در اینجا تغییر ۳ ویژگی اول با افزایش سن را بررسی میکنیم.
▪️تطبیقپذیری
برخی معتقدند که افراد مسن بداخلاقترند، اما در کمال تعجب و طبق پژوهشها، با افزایش سن افراد همدلتر و دلسوزتر میشوند. تطبیقپذیری و سازگاری با شرایط موجود یکی از مهمترین ویژگیهای شخصیتی است که با افزایش سن تغییر میکند و افزایش مییابد.
▪️وظیفهشناسی
هرچه سن ما بیشتر میشود، وظیفهشناسی ما نیز افزایش مییابد و خود را در قبال موضوعات و افراد بیشتری مسئول میدانیم.
▪️ثبات عاطفی
بهگفته محققان، با افزایش سن روانرنجوری افراد کاهش و عزتنفس آنها افزایش مییابد. ثبات عاطفی ویژگی دیگری است که احتمالا با گذشت زمان و افزایش سن تغییر میکند. البته استثنائاتی هم وجود دارند و ممکن است برخی افراد در زندگیشان دچار مشکلاتی شوند که بهمرور باعث بیثباتی عاطفی آنها شود.
🔸درباره تغییر ۲ ویژگی دیگر، یعنی برونگرایی و صراحت، محققان نظرات متفاوتی دارند. این نظرات متفاوت ناشی از نتایج متفاوت پژوهشهاست. برخی افراد با افزایش سن برونگراتر و برخی گوشهگیرتر میشوند. نتایج مربوط به نحوه تغییر صراحت هم همینطور متفاوت است.
◀️ چه چیزی باعث تغییر شخصیت میشود؟
عوامل مختلفی در تغییر شخصیت افراد نقش دارند که مهمترینشان عبارتاند از: ژنتیک، والدین، همسر، همکاران، خواهر و برادر، اعضای جامعه، معلمان و مربیان.
تغییر شخصیت همیشه مثبت نیست. گاهی بهخاطر برخی مشکلات مربوط به کهنسالی مانند مشکلات سلامتی، ازدستدادن شریک زندگی یا ازدستدادن ارتباطات اجتماعی افراد گوشهگیرتر از قبل میشوند.
مدیران صنعتی ایران زمین
✅ بیشتر ما فکر میکنیم شخصیتی ثابت و تغییرناپذیر داریم، اما بر اساس پژوهشهای انجامشده در این زمینه، شخصیت افراد (شامل احساسات و افکار و رفتار) ممکن است در طی زمان تغییر کند. طبق پژوهشی در سال ۲۰۱۸، با افزایش سن میزان آرامش، اعتمادبهنفس، رهبری و حساسیت اجتماعی ما افزایش مییابد.
🔸در این پژوهش، دانشآموزان دبیرستانی ابتدا در سال ۱۹۶۰ و سپس ۵۰ سال بعد به تعدادی سؤال درباره ویژگیهای شخصیتی پاسخ دادند.محققان دریافتند با گذشت زمان و افزایش سن، افراد همچنان با شخصیت خود سازگارند؛ مثلا اگر فردی در نوجوانی برونگرا بوده، در میانسالی نیز فردی برونگراست. اما نکته جالب این پژوهش تغییرات محسوس شخصیت افراد با گذشت زمان بود.
◀️ ویژگیهای شخصیتی مهم با افزایش سن چه تغییری میکنند؟
🔸همانطور که سن ما زیاد میشود و خودمان را با چالشهای مختلف زندگی وفق میدهیم، تغییرات محسوسی در برخی ویژگیهای شخصیتی مهم ما رخ میدهد. محققان ویژگیهای مهم شخصیتی را در ۵ ویژگی خلاصه کردهاند. این ۵ ویژگی مهم عبارتاند از: تطبیقپذیری، وظیفهشناسی، ثبات عاطفی، برونگرایی، روراستی. در اینجا تغییر ۳ ویژگی اول با افزایش سن را بررسی میکنیم.
▪️تطبیقپذیری
برخی معتقدند که افراد مسن بداخلاقترند، اما در کمال تعجب و طبق پژوهشها، با افزایش سن افراد همدلتر و دلسوزتر میشوند. تطبیقپذیری و سازگاری با شرایط موجود یکی از مهمترین ویژگیهای شخصیتی است که با افزایش سن تغییر میکند و افزایش مییابد.
▪️وظیفهشناسی
هرچه سن ما بیشتر میشود، وظیفهشناسی ما نیز افزایش مییابد و خود را در قبال موضوعات و افراد بیشتری مسئول میدانیم.
▪️ثبات عاطفی
بهگفته محققان، با افزایش سن روانرنجوری افراد کاهش و عزتنفس آنها افزایش مییابد. ثبات عاطفی ویژگی دیگری است که احتمالا با گذشت زمان و افزایش سن تغییر میکند. البته استثنائاتی هم وجود دارند و ممکن است برخی افراد در زندگیشان دچار مشکلاتی شوند که بهمرور باعث بیثباتی عاطفی آنها شود.
🔸درباره تغییر ۲ ویژگی دیگر، یعنی برونگرایی و صراحت، محققان نظرات متفاوتی دارند. این نظرات متفاوت ناشی از نتایج متفاوت پژوهشهاست. برخی افراد با افزایش سن برونگراتر و برخی گوشهگیرتر میشوند. نتایج مربوط به نحوه تغییر صراحت هم همینطور متفاوت است.
◀️ چه چیزی باعث تغییر شخصیت میشود؟
عوامل مختلفی در تغییر شخصیت افراد نقش دارند که مهمترینشان عبارتاند از: ژنتیک، والدین، همسر، همکاران، خواهر و برادر، اعضای جامعه، معلمان و مربیان.
تغییر شخصیت همیشه مثبت نیست. گاهی بهخاطر برخی مشکلات مربوط به کهنسالی مانند مشکلات سلامتی، ازدستدادن شریک زندگی یا ازدستدادن ارتباطات اجتماعی افراد گوشهگیرتر از قبل میشوند.
مدیران صنعتی ایران زمین
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👆 مدل شامل پنج نوع استراتژی اصلی است که هر کدام مناسب یک موقعیت خاص هستند:
▪︎Classical - Plan
وضعیت: محیط قابل پیشبینی و غیرقابل تغییر
فعالیت: تحلیل، برنامهریزی، پیشبینی، فرمولسازی
عامل کلیدی موفقیت: ؟
مثال:
شرکتهای تولیدی مانند Toyota، که در محیطی با ثبات و قابل پیشبینی فعالیت میکنند و به دنبال بهبود بهرهوری و کاهش هزینه هستند.
راهکارهای پيشنهادی؟
▪︎ Adaptive - Adapt
وضعیت: محیط غیرقابل پیشبینی و غیرقابل تغییر
فعالیت: آزمایش، نظارت، تنظیم و تکرار
عامل کلیدی موفقیت: ؟
مثال:
شرکتهای فناوری مانند Netflix که نیاز دارند خود را با تغییرات سریع در ترجیحات مشتریان و فناوریها تطبیق دهند.
راهکارهای پيشنهادی؟
▪︎ Shaping - Gather
وضعیت: محیط غیرقابل پیشبینی و قابل تغییر
فعالیت: همکاری، اشتراکگذاری، تکامل و ایجاد مشترک (Co-Create)
عامل کلیدی موفقیت: ؟
مثال:
پلتفرمهای دیجیتال مانند Amazon یا Uber که با همکاری کاربران و فروشندگان، بازار جدیدی را شکل میدهند.
راهکارهای پيشنهادی؟
▪︎ Visionary - Build
وضعیت: محیط قابل پیشبینی و قابل تغییر
فعالیت: تجسم، متقاعدسازی، ساخت و پافشاری
عامل کلیدی موفقیت: ؟
مثال:
شرکتهای پیشرو مانند Tesla که هدفهای جسورانهای دارند، مانند تحول صنعت خودرو به سمت انرژی پاک.
راهکارهای پيشنهادی؟
▪︎Renewal - Survive
وضعیت: محیط بسیار دشوار (شدت بالا)، نیاز به بقا
فعالیت: کوچکسازی، تمرکز، بازنشانی و حفظ منابع
عامل کلیدی موفقیت: ؟
مثال:
شرکتهای نفت و گاز در زمان کاهش قیمتها، مانند BP، که مجبور به کاهش هزینهها و حفظ منابع میشوند.
راهکارهای پيشنهادی؟
این مدل یک ابزار قدرتمند برای انتخاب استراتژی بر اساس شرایط خاص هر سازمان یا کسبوکار است.
پرویززارعی
▪︎Classical - Plan
وضعیت: محیط قابل پیشبینی و غیرقابل تغییر
فعالیت: تحلیل، برنامهریزی، پیشبینی، فرمولسازی
عامل کلیدی موفقیت: ؟
مثال:
شرکتهای تولیدی مانند Toyota، که در محیطی با ثبات و قابل پیشبینی فعالیت میکنند و به دنبال بهبود بهرهوری و کاهش هزینه هستند.
راهکارهای پيشنهادی؟
▪︎ Adaptive - Adapt
وضعیت: محیط غیرقابل پیشبینی و غیرقابل تغییر
فعالیت: آزمایش، نظارت، تنظیم و تکرار
عامل کلیدی موفقیت: ؟
مثال:
شرکتهای فناوری مانند Netflix که نیاز دارند خود را با تغییرات سریع در ترجیحات مشتریان و فناوریها تطبیق دهند.
راهکارهای پيشنهادی؟
▪︎ Shaping - Gather
وضعیت: محیط غیرقابل پیشبینی و قابل تغییر
فعالیت: همکاری، اشتراکگذاری، تکامل و ایجاد مشترک (Co-Create)
عامل کلیدی موفقیت: ؟
مثال:
پلتفرمهای دیجیتال مانند Amazon یا Uber که با همکاری کاربران و فروشندگان، بازار جدیدی را شکل میدهند.
راهکارهای پيشنهادی؟
▪︎ Visionary - Build
وضعیت: محیط قابل پیشبینی و قابل تغییر
فعالیت: تجسم، متقاعدسازی، ساخت و پافشاری
عامل کلیدی موفقیت: ؟
مثال:
شرکتهای پیشرو مانند Tesla که هدفهای جسورانهای دارند، مانند تحول صنعت خودرو به سمت انرژی پاک.
راهکارهای پيشنهادی؟
▪︎Renewal - Survive
وضعیت: محیط بسیار دشوار (شدت بالا)، نیاز به بقا
فعالیت: کوچکسازی، تمرکز، بازنشانی و حفظ منابع
عامل کلیدی موفقیت: ؟
مثال:
شرکتهای نفت و گاز در زمان کاهش قیمتها، مانند BP، که مجبور به کاهش هزینهها و حفظ منابع میشوند.
راهکارهای پيشنهادی؟
این مدل یک ابزار قدرتمند برای انتخاب استراتژی بر اساس شرایط خاص هر سازمان یا کسبوکار است.
پرویززارعی
👍3
✳️اعتمادسازی مدیران در محیط کار
✅ اعتمادسازی در محیط کار، به ویژه برای مدیری که تجربه بدقولی و فریبکاری از کارکنانش داشته است، چالشبرانگیز است. با این حال، روشها و تاکتیکهای زیر میتواند به تقویت اعتماد دوطرفه و بهبود شرایط کمک کند:
۱. تعریف انتظارات و شفافیت
• اقدام: انتظارات شفاف، واضح و قابلاندازهگیری از کارکنان تعیین کنید.
• روش: به جای اعتماد مطلق یا کورکورانه، دستورالعملهای مشخصی ارائه دهید و بازههای زمانی واقعبینانه برای انجام وظایف تعیین کنید.
• مزیت: این کار احتمال بدقولی و سوءتفاهم را کاهش میدهد.
۲. پایش عملکرد با معیارهای عینی
• اقدام: عملکرد کارکنان را با معیارهای مشخص و شفاف ارزیابی کنید.
• روش: از ابزارهایی مثل نرمافزارهای مدیریت پروژه یا گزارشهای منظم استفاده کنید تا پیشرفت کار قابلپیگیری باشد.
• مزیت: این کار شما را قادر میسازد عملکرد واقعی را بهطور مداوم مشاهده کنید و از ادعاهای نادرست جلوگیری کنید.
۳. اعتماد تدریجی و کنترل مرحلهای
• اقدام: به جای اعتماد کامل، اعتماد خود را در مراحل کوچکتر و تدریجی اعطا کنید.
• روش: ابتدا وظایف کوچکتر و کمریسکتر را به کارکنان بسپارید و پس از موفقیت در این وظایف، مسئولیتهای بزرگتر را به آنها واگذار کنید.
• مزیت: این رویکرد فرصت آزمون و خطا را کاهش میدهد و اعتماد تدریجی را تقویت میکند.
۴. بازخورد منظم و سازنده
• اقدام: بهطور منظم بازخورد ارائه دهید و عملکرد کارکنان را تحلیل کنید.
• روش: جلسات کوتاه هفتگی یا ماهانه برگزار کنید تا عملکرد، نقاط قوت و کاستیها را مرور کنید.
• مزیت: این کار باعث ایجاد شفافیت و فرصتی برای اصلاح اشتباهات میشود.
۵. تدوین قراردادها و تعهدات مکتوب
• اقدام: برای پروژهها یا وظایف کلیدی، تعهدات کاری به صورت مکتوب ثبت شوند.
• روش: این قراردادها شامل جزئیات وظایف، زمانبندی، و پیامدهای عدم پایبندی به تعهدات باشند.
• مزیت: این روش از فریبکاری و بدقولی جلوگیری کرده و حس مسئولیتپذیری را افزایش میدهد.
۶. تقویت فرهنگ سازمانی مبتنی بر صداقت
• اقدام: ارزشهای صداقت و شفافیت را در فرهنگ سازمانی تقویت کنید.
• روش: با الگوسازی (Role Modeling) رفتارهای صادقانه و قدردانی از کارکنانی که مسئولیتپذیری بالایی دارند، این فرهنگ را توسعه دهید.
• مزیت: کارکنان یاد میگیرند که فریبکاری و بدقولی با پیامدهای منفی روبرو خواهد شد.
۷. تشویق رفتارهای مثبت
• اقدام: کارکنانی که مسئولیتپذیر و قابل اعتماد هستند را تشویق کنید.
• روش: از پاداشهای مالی، تقدیر عمومی، یا فرصتهای ارتقا استفاده کنید.
• مزیت: این رفتار باعث افزایش انگیزه در کارکنان و تقویت رفتارهای مثبت میشود.
۸. برخورد با رفتارهای غیرقابل قبول
• اقدام: با کارکنانی که بدقولی یا فریبکاری میکنند، برخورد قاطع و منصفانه داشته باشید.
• روش: پیامدهای مشخصی (مثل کاهش اختیارات، آموزش مجدد یا حتی اخراج در صورت لزوم) را برای تخلفات تعیین کنید.
• مزیت: این اقدام به دیگر کارکنان پیام میدهد که رفتارهای غیراخلاقی تحمل نمیشود.
۹. ایجاد سیستم بازخورد دوطرفه
• اقدام: به کارکنان اجازه دهید نظر و پیشنهاد خود را در مورد شیوههای مدیریتی ارائه دهند.
• روش: از نظرسنجیها، جلسات گروهی یا سیستمهای بازخورد ناشناس استفاده کنید.
• مزیت: این تعامل باعث میشود کارکنان احساس شنیده شدن کنند و اعتماد به مدیریت افزایش یابد.
۱۰. آموزش اخلاق و مسئولیتپذیری
• اقدام: دورههای آموزشی در زمینه اخلاق حرفهای، مسئولیتپذیری و همکاری تیمی برگزار کنید.
• مزیت: این دورهها به کارکنان کمک میکند تا تأثیر رفتار خود را بر اعتمادسازی و موفقیت سازمان درک کنند.
نکته نهایی:
اعتمادسازی یک فرآیند تدریجی است که به صبر، شفافیت و رهبری مؤثر نیاز دارد. با تمرکز بر شفافیت، مسئولیتپذیری و تقویت فرهنگ سازمانی، میتوان اعتماد را بازسازی و حفظ کرد.
پرویززارعی
✅ اعتمادسازی در محیط کار، به ویژه برای مدیری که تجربه بدقولی و فریبکاری از کارکنانش داشته است، چالشبرانگیز است. با این حال، روشها و تاکتیکهای زیر میتواند به تقویت اعتماد دوطرفه و بهبود شرایط کمک کند:
۱. تعریف انتظارات و شفافیت
• اقدام: انتظارات شفاف، واضح و قابلاندازهگیری از کارکنان تعیین کنید.
• روش: به جای اعتماد مطلق یا کورکورانه، دستورالعملهای مشخصی ارائه دهید و بازههای زمانی واقعبینانه برای انجام وظایف تعیین کنید.
• مزیت: این کار احتمال بدقولی و سوءتفاهم را کاهش میدهد.
۲. پایش عملکرد با معیارهای عینی
• اقدام: عملکرد کارکنان را با معیارهای مشخص و شفاف ارزیابی کنید.
• روش: از ابزارهایی مثل نرمافزارهای مدیریت پروژه یا گزارشهای منظم استفاده کنید تا پیشرفت کار قابلپیگیری باشد.
• مزیت: این کار شما را قادر میسازد عملکرد واقعی را بهطور مداوم مشاهده کنید و از ادعاهای نادرست جلوگیری کنید.
۳. اعتماد تدریجی و کنترل مرحلهای
• اقدام: به جای اعتماد کامل، اعتماد خود را در مراحل کوچکتر و تدریجی اعطا کنید.
• روش: ابتدا وظایف کوچکتر و کمریسکتر را به کارکنان بسپارید و پس از موفقیت در این وظایف، مسئولیتهای بزرگتر را به آنها واگذار کنید.
• مزیت: این رویکرد فرصت آزمون و خطا را کاهش میدهد و اعتماد تدریجی را تقویت میکند.
۴. بازخورد منظم و سازنده
• اقدام: بهطور منظم بازخورد ارائه دهید و عملکرد کارکنان را تحلیل کنید.
• روش: جلسات کوتاه هفتگی یا ماهانه برگزار کنید تا عملکرد، نقاط قوت و کاستیها را مرور کنید.
• مزیت: این کار باعث ایجاد شفافیت و فرصتی برای اصلاح اشتباهات میشود.
۵. تدوین قراردادها و تعهدات مکتوب
• اقدام: برای پروژهها یا وظایف کلیدی، تعهدات کاری به صورت مکتوب ثبت شوند.
• روش: این قراردادها شامل جزئیات وظایف، زمانبندی، و پیامدهای عدم پایبندی به تعهدات باشند.
• مزیت: این روش از فریبکاری و بدقولی جلوگیری کرده و حس مسئولیتپذیری را افزایش میدهد.
۶. تقویت فرهنگ سازمانی مبتنی بر صداقت
• اقدام: ارزشهای صداقت و شفافیت را در فرهنگ سازمانی تقویت کنید.
• روش: با الگوسازی (Role Modeling) رفتارهای صادقانه و قدردانی از کارکنانی که مسئولیتپذیری بالایی دارند، این فرهنگ را توسعه دهید.
• مزیت: کارکنان یاد میگیرند که فریبکاری و بدقولی با پیامدهای منفی روبرو خواهد شد.
۷. تشویق رفتارهای مثبت
• اقدام: کارکنانی که مسئولیتپذیر و قابل اعتماد هستند را تشویق کنید.
• روش: از پاداشهای مالی، تقدیر عمومی، یا فرصتهای ارتقا استفاده کنید.
• مزیت: این رفتار باعث افزایش انگیزه در کارکنان و تقویت رفتارهای مثبت میشود.
۸. برخورد با رفتارهای غیرقابل قبول
• اقدام: با کارکنانی که بدقولی یا فریبکاری میکنند، برخورد قاطع و منصفانه داشته باشید.
• روش: پیامدهای مشخصی (مثل کاهش اختیارات، آموزش مجدد یا حتی اخراج در صورت لزوم) را برای تخلفات تعیین کنید.
• مزیت: این اقدام به دیگر کارکنان پیام میدهد که رفتارهای غیراخلاقی تحمل نمیشود.
۹. ایجاد سیستم بازخورد دوطرفه
• اقدام: به کارکنان اجازه دهید نظر و پیشنهاد خود را در مورد شیوههای مدیریتی ارائه دهند.
• روش: از نظرسنجیها، جلسات گروهی یا سیستمهای بازخورد ناشناس استفاده کنید.
• مزیت: این تعامل باعث میشود کارکنان احساس شنیده شدن کنند و اعتماد به مدیریت افزایش یابد.
۱۰. آموزش اخلاق و مسئولیتپذیری
• اقدام: دورههای آموزشی در زمینه اخلاق حرفهای، مسئولیتپذیری و همکاری تیمی برگزار کنید.
• مزیت: این دورهها به کارکنان کمک میکند تا تأثیر رفتار خود را بر اعتمادسازی و موفقیت سازمان درک کنند.
نکته نهایی:
اعتمادسازی یک فرآیند تدریجی است که به صبر، شفافیت و رهبری مؤثر نیاز دارد. با تمرکز بر شفافیت، مسئولیتپذیری و تقویت فرهنگ سازمانی، میتوان اعتماد را بازسازی و حفظ کرد.
پرویززارعی
✳️ سخت کار کن..!
درسی از بزرگترین غول دنیا
✅ در سال ۲۰۱۸، وقتی تمام دنیا فکر میکردند تسلا ورشکسته میشود، یعنی:
مرسدس پیشبینی کرده بود: "تا تابستان ورشکسته میشود!"
بیامدبلیو گفت: "آنها هرگز تولید انبوه نمیکنند."
والاستریت تأکید کرد: "یک کابوس تولید است."
اما ایلان ماسک تصمیم گرفت به کارخانه نقلمکان کند، با عزم راسخ و بالش خودش!
آنچه که بعداً اتفاق افتاد، هر مدیرعامل را شگفتزده کرد!!!
تسلا نه تنها زنده ماند، بلکه از پرتگاه اوج گرفت:
ماسک شخصاً عملکرد هر ایستگاه تولید را بررسی میکرد.
هرجا لازم بود، کد نرمافزار را خودش بازنویسی کرد.
مدیرانی که با دیدگاهش همراه نبودند را فوری برکنار کرد.
نیمهشب به تأمینکنندگان زنگ میزد تا قطعات را دریافت کند.
حتی یک شب، کارگران او را دیدند که با دستهایی روغنی در حال تعمیر خط تولید مدل ۳ بود که مهندسان دیگر از آن ناامید شده بودند.
ایلان به مهندسان گفت: "یا این را درست میکنیم یامیمیریم!"
تمسخر در صنعت خودرو متوقف شد وقتی اعداد منتشر شدند:
هفته اول: ۲۰۲ دستگاه مدل ۳.
ماه سوم: ۵,۰۰۰ دستگاه در هفته.
پایان سال: اولین سهماهه سودآور!
تسلا از یک شرکت تحقیرشده، به یک تهدید واقعی تبدیل شد، و صنعت خودرو را مجبور به توجه کرد.
ماسک گفت: "زمان بسیار دردناکی بود. نمیدانم، اما شاید کمی دیوانه بودم!"
آنچه خودروسازان سنتی داشتند:
بیش از ۱۰۰ سال تجربه.
میلیاردها دلار سرمایه نقدی.
زنجیره تأمین جهانی قوی.
ارتباطات سیاسی عمیق.
اما امروز تسلا بیشتر از تویوتا، بیش از مجموع دارایی های جیام، فورد و بیامدبلیو، روی هم ارزش دارد!
در چند سال، ایلان ماسک یک شرکت تمسخر شده را به یک غول خودروسازی تبدیل کرد.
او ثابت کرد که با دیدگاه صحیح و پشتکار میتوان کل یک صنعت را تغییر داد!
🔺پی نوشت: هیچ چیز غیرممکن نیست، وقتی که دیدگاه انسان را به حرکت در میآورد!
هر آنچه در ذهن داری، انجام بده و به صداهای اطرافت بیتفاوت باش؛ آنگاه موفق خواهی شد!
درسی از بزرگترین غول دنیا
✅ در سال ۲۰۱۸، وقتی تمام دنیا فکر میکردند تسلا ورشکسته میشود، یعنی:
مرسدس پیشبینی کرده بود: "تا تابستان ورشکسته میشود!"
بیامدبلیو گفت: "آنها هرگز تولید انبوه نمیکنند."
والاستریت تأکید کرد: "یک کابوس تولید است."
اما ایلان ماسک تصمیم گرفت به کارخانه نقلمکان کند، با عزم راسخ و بالش خودش!
آنچه که بعداً اتفاق افتاد، هر مدیرعامل را شگفتزده کرد!!!
تسلا نه تنها زنده ماند، بلکه از پرتگاه اوج گرفت:
ماسک شخصاً عملکرد هر ایستگاه تولید را بررسی میکرد.
هرجا لازم بود، کد نرمافزار را خودش بازنویسی کرد.
مدیرانی که با دیدگاهش همراه نبودند را فوری برکنار کرد.
نیمهشب به تأمینکنندگان زنگ میزد تا قطعات را دریافت کند.
حتی یک شب، کارگران او را دیدند که با دستهایی روغنی در حال تعمیر خط تولید مدل ۳ بود که مهندسان دیگر از آن ناامید شده بودند.
ایلان به مهندسان گفت: "یا این را درست میکنیم یامیمیریم!"
تمسخر در صنعت خودرو متوقف شد وقتی اعداد منتشر شدند:
هفته اول: ۲۰۲ دستگاه مدل ۳.
ماه سوم: ۵,۰۰۰ دستگاه در هفته.
پایان سال: اولین سهماهه سودآور!
تسلا از یک شرکت تحقیرشده، به یک تهدید واقعی تبدیل شد، و صنعت خودرو را مجبور به توجه کرد.
ماسک گفت: "زمان بسیار دردناکی بود. نمیدانم، اما شاید کمی دیوانه بودم!"
آنچه خودروسازان سنتی داشتند:
بیش از ۱۰۰ سال تجربه.
میلیاردها دلار سرمایه نقدی.
زنجیره تأمین جهانی قوی.
ارتباطات سیاسی عمیق.
اما امروز تسلا بیشتر از تویوتا، بیش از مجموع دارایی های جیام، فورد و بیامدبلیو، روی هم ارزش دارد!
در چند سال، ایلان ماسک یک شرکت تمسخر شده را به یک غول خودروسازی تبدیل کرد.
او ثابت کرد که با دیدگاه صحیح و پشتکار میتوان کل یک صنعت را تغییر داد!
🔺پی نوشت: هیچ چیز غیرممکن نیست، وقتی که دیدگاه انسان را به حرکت در میآورد!
هر آنچه در ذهن داری، انجام بده و به صداهای اطرافت بیتفاوت باش؛ آنگاه موفق خواهی شد!
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ سیر تاریخی بودجهنویسی در ایران
یک قرن کسری بودجه
ليلا ابراهيميان
✅ سالهاست که دولتهای مختلف از لزوم اصلاح ساختار بودجه میگویند و مقامات ارشد نظام سیاسی هم به این الزام و حتی اضطرار تاکید دارند. اصلاح ساختار بودجه یک خواست تاریخی است، خواستهای به تعویق افتاده در طول چهل سال گذشته که اینبار هم بر روی کاغذ باقی میماند؛ شرایط بینالملل و تحریمها هم به اجرایی شدن این آرمان به تعویق افتاده کمک میکند.
🔺براثر تحریم دولتها به دنبال «رها شدن بودجه از نفت» هستند ولی برخی میگویند «نفتزدایی از بودجه در کوتاهمدت، بلندپروازی است»؛ گفتههایی که این فرضیه یا کلیشه را تقویت میکند: «برنامههای توسعه در ایران شکست میخورد» اگرچه همه میدانند که هیچ دولتی بدون برنامه و انضباط مالی نمیتواند به حیات خود ادامه دهد و علت همه ناکارآمدیها در ناکارآمدی نظام تدبیر و بوروکراسی در کشور است.
«اغتشاش امر مالیه باعث اختلال امور ملکی است. متأسفانه دولت ایران سالها است گرفتار این اختلال و مرض مالی است.» ناصرالملک، وزیر مالیه دوره قاجار با چنین تعبیری، اولین لایحه بودجه ایران را در سال 1286 به اولین مجلس شورای ملی برد و خواست دانسته شود «احتیاج فوری و فوتی مملکت چیست و درصدد انجام آن برآمد.» در اولین لایحه بودجه ایران این چنین آمده است: «پوشیده نیست که مالیه مملکت به منزله خون است در بدن، همچنان که فساد خون اسباب بروز مرض میشود، اغتشاش امر مالیه هم باعث اختلال امور ملکی است. متأسفانه دولت ایران سالها است گرفتار این اختلال و مرض مالی است. اگرچه به سعی و توجه مجلس شورای ملی در سنه ماضیه قوی ئیل تسویه جمع و خرج مملکت انجام پذیرفت، ولی در عمل به واسطه چند علل مقصود و مطلوب به طور دلخواه صورت وقوع پیدا نکرد و بزرگترین علل، عدم انتظام ولایات بود که از پیشامد وضع جدید و اشتباهات عامه ناس در اصل موضوع ناشی شد.»
همایون کاتوزیان، در کتاب «اقتصاد سیاسی ایران» مینویسد: «اقتصاد سیاسی ایران در قرن نوزدهم میلادی/سیزدهم هجری از دیدگاه توصیفی محض، نمونهای بارز از یک جامعه خودبسای سنتی (traditional autarky) بود. دستگاه دیوانی چندان گسترهای نداشت تا از مرکز، ایالات را به زیر سیطره کامل خود درآورد.» تا سال 1285، زمان انقلاب مشروطه ایرانی، نقش دولت در اقتصاد محدود به فروش امتیازها به موسسات خارجی، بهمنظور تشویق بهرهبرداری از منابع طبیعی بود که برخی از آن امتیازها باعث معرفی فنون جدید در کشوری توسعهنیافته شد؛ امیتاز شیلات نواحی جنوب به «لیانازوف»، امتیاز بانک استقراضی به روسیه، امتیاز نفت، قیر و موم به «ویلیام ناکس دارسی»، امتیاز بانک شاهنشاهی ایران به «بارون ژولیوس دو رویتر» که همگی با مخالفت و انتقاد مخالفان استعمار خارجی روبرو بود ولی این امیتازها پیشرفت بخشی از اقتصاد و تامین مالی برای دولت وقت و دولت بعدی شد و شاید هیچگاه دستیابی به آنها با اتکا به مهارتها و توان بومی ممکن نبود. امتیاز اعطا شده در قالب یک برنامه توسعه عمومی اقتصادی نبود و بعد از سال 1280 امتیاز جدیدی به خارجیان واگذار نشد.
اگرچه مکتوب کردن سند دخل و خرج و نقشه عسکریه نقش خیال میرزا تقیخان امیرکبیر بود که ۱۶۰ سال پیش در «کتابچه خیالات اتابکی» به صفحه رفت اما به صورت دقیق و نظاممند، قبل از انقلاب مشروطه نظام مالی خاصی در کشور وجود نداشت و تهیه بودجه دولت به روال خاصی انجام نمیشد؛ بودجه به شکل دخل و خرج عمومی در حسابهای پراکنده به نام «کتابچههای جمع» تهیه میشد؛ هریک از ایالات و ولایات برای خود کتابچه جمع داشت و مسئول این دفاتر «مستوفی» بود که خود زیرنظر مستقیم «وزیر دفتر» کار میکرد و او دفترچه ایالات را به تصویب و توشیح شاه میرساند. در این دفترچهها مالیات نقدی و جنسی املاک مزروعی، هزینه پرداخت افواج و مستمریها و هزینه دخل و خرج ایالات مشخص میشد. تا اینکه در دوره ابوالقاسممیرزا وضع مالیه و دخل و خرج کشور نظم نسبی یافت؛ او برای شاه حقوق ثابت تعیین کرد و مواجب دیوانیان و خیلی از مستمریها را محدود کرد. بعد از او وضع مالی ایران بار دیگر آشفته شد و دامنه عدم تعادلها گسترده شد؛ در دوره میرزا آغاسی براتهای بیاعتبار و کماعتبار در وجه حکام ایالتها صادر میشد و مواجب سپاه به درستی نمیرسید؛ در این وضعیت پریشان امیرکبیر به اصلاح نظام مالیه پرداخت و جان بر سر این اصلاح گذاشت؛ واکاوی آنچه میان میرزا تقیخان فراهانی و ناصرالدین میرزا گذشت و در فرازی معلم فراهانی را تا صدراعظمی دربار همایونی برکشید و در نشیب، به رگ گشوده و مرگ در غربت کاشان رسید. بعد از امیرکبیر بار دیگر اصلاح نظام بودجه و مالیات کشور وارونه شد؛ نقش دولت در تشکیل سرمایه ناکارآمد شد و مخارجش غیرمعقول.
كانال قواعد بازی
https://t.me/ExecutiveManagement
یک قرن کسری بودجه
ليلا ابراهيميان
✅ سالهاست که دولتهای مختلف از لزوم اصلاح ساختار بودجه میگویند و مقامات ارشد نظام سیاسی هم به این الزام و حتی اضطرار تاکید دارند. اصلاح ساختار بودجه یک خواست تاریخی است، خواستهای به تعویق افتاده در طول چهل سال گذشته که اینبار هم بر روی کاغذ باقی میماند؛ شرایط بینالملل و تحریمها هم به اجرایی شدن این آرمان به تعویق افتاده کمک میکند.
🔺براثر تحریم دولتها به دنبال «رها شدن بودجه از نفت» هستند ولی برخی میگویند «نفتزدایی از بودجه در کوتاهمدت، بلندپروازی است»؛ گفتههایی که این فرضیه یا کلیشه را تقویت میکند: «برنامههای توسعه در ایران شکست میخورد» اگرچه همه میدانند که هیچ دولتی بدون برنامه و انضباط مالی نمیتواند به حیات خود ادامه دهد و علت همه ناکارآمدیها در ناکارآمدی نظام تدبیر و بوروکراسی در کشور است.
«اغتشاش امر مالیه باعث اختلال امور ملکی است. متأسفانه دولت ایران سالها است گرفتار این اختلال و مرض مالی است.» ناصرالملک، وزیر مالیه دوره قاجار با چنین تعبیری، اولین لایحه بودجه ایران را در سال 1286 به اولین مجلس شورای ملی برد و خواست دانسته شود «احتیاج فوری و فوتی مملکت چیست و درصدد انجام آن برآمد.» در اولین لایحه بودجه ایران این چنین آمده است: «پوشیده نیست که مالیه مملکت به منزله خون است در بدن، همچنان که فساد خون اسباب بروز مرض میشود، اغتشاش امر مالیه هم باعث اختلال امور ملکی است. متأسفانه دولت ایران سالها است گرفتار این اختلال و مرض مالی است. اگرچه به سعی و توجه مجلس شورای ملی در سنه ماضیه قوی ئیل تسویه جمع و خرج مملکت انجام پذیرفت، ولی در عمل به واسطه چند علل مقصود و مطلوب به طور دلخواه صورت وقوع پیدا نکرد و بزرگترین علل، عدم انتظام ولایات بود که از پیشامد وضع جدید و اشتباهات عامه ناس در اصل موضوع ناشی شد.»
همایون کاتوزیان، در کتاب «اقتصاد سیاسی ایران» مینویسد: «اقتصاد سیاسی ایران در قرن نوزدهم میلادی/سیزدهم هجری از دیدگاه توصیفی محض، نمونهای بارز از یک جامعه خودبسای سنتی (traditional autarky) بود. دستگاه دیوانی چندان گسترهای نداشت تا از مرکز، ایالات را به زیر سیطره کامل خود درآورد.» تا سال 1285، زمان انقلاب مشروطه ایرانی، نقش دولت در اقتصاد محدود به فروش امتیازها به موسسات خارجی، بهمنظور تشویق بهرهبرداری از منابع طبیعی بود که برخی از آن امتیازها باعث معرفی فنون جدید در کشوری توسعهنیافته شد؛ امیتاز شیلات نواحی جنوب به «لیانازوف»، امتیاز بانک استقراضی به روسیه، امتیاز نفت، قیر و موم به «ویلیام ناکس دارسی»، امتیاز بانک شاهنشاهی ایران به «بارون ژولیوس دو رویتر» که همگی با مخالفت و انتقاد مخالفان استعمار خارجی روبرو بود ولی این امیتازها پیشرفت بخشی از اقتصاد و تامین مالی برای دولت وقت و دولت بعدی شد و شاید هیچگاه دستیابی به آنها با اتکا به مهارتها و توان بومی ممکن نبود. امتیاز اعطا شده در قالب یک برنامه توسعه عمومی اقتصادی نبود و بعد از سال 1280 امتیاز جدیدی به خارجیان واگذار نشد.
اگرچه مکتوب کردن سند دخل و خرج و نقشه عسکریه نقش خیال میرزا تقیخان امیرکبیر بود که ۱۶۰ سال پیش در «کتابچه خیالات اتابکی» به صفحه رفت اما به صورت دقیق و نظاممند، قبل از انقلاب مشروطه نظام مالی خاصی در کشور وجود نداشت و تهیه بودجه دولت به روال خاصی انجام نمیشد؛ بودجه به شکل دخل و خرج عمومی در حسابهای پراکنده به نام «کتابچههای جمع» تهیه میشد؛ هریک از ایالات و ولایات برای خود کتابچه جمع داشت و مسئول این دفاتر «مستوفی» بود که خود زیرنظر مستقیم «وزیر دفتر» کار میکرد و او دفترچه ایالات را به تصویب و توشیح شاه میرساند. در این دفترچهها مالیات نقدی و جنسی املاک مزروعی، هزینه پرداخت افواج و مستمریها و هزینه دخل و خرج ایالات مشخص میشد. تا اینکه در دوره ابوالقاسممیرزا وضع مالیه و دخل و خرج کشور نظم نسبی یافت؛ او برای شاه حقوق ثابت تعیین کرد و مواجب دیوانیان و خیلی از مستمریها را محدود کرد. بعد از او وضع مالی ایران بار دیگر آشفته شد و دامنه عدم تعادلها گسترده شد؛ در دوره میرزا آغاسی براتهای بیاعتبار و کماعتبار در وجه حکام ایالتها صادر میشد و مواجب سپاه به درستی نمیرسید؛ در این وضعیت پریشان امیرکبیر به اصلاح نظام مالیه پرداخت و جان بر سر این اصلاح گذاشت؛ واکاوی آنچه میان میرزا تقیخان فراهانی و ناصرالدین میرزا گذشت و در فرازی معلم فراهانی را تا صدراعظمی دربار همایونی برکشید و در نشیب، به رگ گشوده و مرگ در غربت کاشان رسید. بعد از امیرکبیر بار دیگر اصلاح نظام بودجه و مالیات کشور وارونه شد؛ نقش دولت در تشکیل سرمایه ناکارآمد شد و مخارجش غیرمعقول.
كانال قواعد بازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه