✳️ چرا ۹۰٪ استراتژیهای سازمانی شکست میخورند؟
✅ طبق پژوهش منتشر شده در مجلهHBR HarvardBusinessReview
حدود ۹۰٪ از استراتژیهای تدوین شده در سازمانها، هیچگاه بهدرستی اجرا نمیشوند.
اما چرا⁉️
بر اساس تحقیقات علمی، پنج دلیل عمده وجود دارد:
1. عدم همراستایی بین استراتژی و فرهنگ سازمانی:
هیچ استراتژیای بدون حمایت فرهنگ موجود در سازمان قابل اجرا نیست.
2. فقدان رهبری قاطع در پیادهسازی:
برنامهریزی عالی بدون رهبران جسور، فقط یک سند زیبا باقی میماند.
3. بیتوجهی به انگیزش کارکنان:
تحقیقات نشان میدهد که کارکنانی که دل در گرو اهداف سازمان ندارند، اجرای استراتژی را ناکام میگذارند.
4. اهداف مبهم یا بیش از حد پیچیده:
یک استراتژی باید شفاف و قابل فهم باشد. پیچیدگی بیش از حد، آن را غیرقابل اجرا میکند.
5. نبود سیستمهای کنترل و بازخورد مؤثر:
استراتژی بدون ابزار اندازهگیری و بازنگری منظم، مانند قطاری بدون ترمز است.
استراتژی برنده، استراتژیای است که ساده، واضح، با فرهنگ سازمانی سازگار، و به زبان همهی اعضای سازمان ترجمه شده باشد.
✅ طبق پژوهش منتشر شده در مجلهHBR HarvardBusinessReview
حدود ۹۰٪ از استراتژیهای تدوین شده در سازمانها، هیچگاه بهدرستی اجرا نمیشوند.
اما چرا⁉️
بر اساس تحقیقات علمی، پنج دلیل عمده وجود دارد:
1. عدم همراستایی بین استراتژی و فرهنگ سازمانی:
هیچ استراتژیای بدون حمایت فرهنگ موجود در سازمان قابل اجرا نیست.
2. فقدان رهبری قاطع در پیادهسازی:
برنامهریزی عالی بدون رهبران جسور، فقط یک سند زیبا باقی میماند.
3. بیتوجهی به انگیزش کارکنان:
تحقیقات نشان میدهد که کارکنانی که دل در گرو اهداف سازمان ندارند، اجرای استراتژی را ناکام میگذارند.
4. اهداف مبهم یا بیش از حد پیچیده:
یک استراتژی باید شفاف و قابل فهم باشد. پیچیدگی بیش از حد، آن را غیرقابل اجرا میکند.
5. نبود سیستمهای کنترل و بازخورد مؤثر:
استراتژی بدون ابزار اندازهگیری و بازنگری منظم، مانند قطاری بدون ترمز است.
استراتژی برنده، استراتژیای است که ساده، واضح، با فرهنگ سازمانی سازگار، و به زبان همهی اعضای سازمان ترجمه شده باشد.
👍4
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️نرخ بازده تحمل درد!
مجتبی لشکربلوکی
اول یک نوشته جالب بخوانیم از دکتر عبده تبریزی، استاد برجسته مالی کشور: امروز از ساعت ده صبح، دو ساعتی روی صندلی دندانپزشکی نشسته بودم. دندانی که دیگر دندان نبود؛ چوبپنبهای شده بود، سیاه، فرو رفته زیر قالپاقی استنلساستیل که پنجاهوچند سال در دهانم دوام آورده بود. دکتر گفت: «این دیگه دندون نیست، تکهتکه درمیآورم.» با دو آمپول بیحسی و دهها ابزار لاشه خاطرهای را لایهلایه از دهانم بیرون کشیدند.
حالا با تکهای کهنه در دهان و بستهای یخ روی گونه، با یک دست دارم این را مینویسم. دکتر گفت «سه ماه دیگر بیا برای ایمپلنت.» یاد پدر مرحوم آقای مظاهری افتادم. چقدر پسر، پدر را در آن روزهای شلوغ دولت و وزارت، به مطب دندانپزشک میبرد. با صبوری پدر، وفاداری پسر آن ایمپلنتها به دهان پدر راه یافتند؛ اما هنوز ریشه نگرفته، پدر راهی دیار باقی شد.
از همان زمان، ایمپلنت در ذهنم مترادف با این پرسش شد «نرخ بازده تحمل درد» چیست؟ آیا نرخ بازده صرف زمان، تحمل درد، مراقبت و هزینه، در سن من مثبت است؟ آیا چند ماه درد، زخم، بیحسی، و پس از آن کاشت دقیق با همه ریسکها، مراقبتها و هزینههایش، واقعاً «بازدهی» دارد؟ آیا باید این حفره را پر کرد یا بگذارم بماند، به عنوان یادآوری این که تصمیمات باید بازدهی مثبت داشته باشند؟ (رفرنس)
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه دکتر عبده -عمرشان بلند باد- به عنوان متخصص مالی به آن اشاره کرده مساله نرخ بازده سرمایه گذاری است. سرمایه گذاری یعنی چه؟ یعنی تحمل درد گذشتن از مطلوبیت امروز به خاطر دستیابی به مطلوبیت های بیشتر از امروز در آینده. نرخ بازده یعنی چه؟ چقدر مطلوبیت کسب کردم در برابر تحملی که کردم و منابعی که خرج کردم؟ با این عدد، میفهمیم آیا سرمایهگذاری [یا همان تحمل درد گذشتن از مطلوبیت امروز] بهصرفه و عاقلانه بوده یا نه.
حالا اگر این وسط وقت گذاشته باشیم، انرژی صرف کرده باشیم، پول قرض کرده باشیم، منابع دیگرمان را هم وسط گذاشته باشیم از جمله ماشین مان را برای کار استفاده کرده باشیم و .... همه این ها رو به پول تبدیل می کنیم و در هزینه ها و مخارج در نظر می گیریم و در نهایت فکر می کنیم که آیا این سرمایه گذاری بازده خوبی داشت؟
خب نرخ بازده سرمایه گذاری مفهومی مالی و اقتصادی است ولی آیا می توان آن را در حوزه های دیگر هم بررسی کرد؟ قطعا بله. داستان این است که چقدر در مجموع هزینه می کنم و در مجموع چقدر منفعت بدست می آورم؟
اختصاص ۵ الی ۷ سال از زندگی به شرکت در کنکور و گذراندن دوره دکترا یک سرمایه گذاری است. صرف زمان و توان برای برندسازی شخصی و فعالیت سنگین در شبکه های اجتماعی یک سرمایه گذاری است. حتی دگردوستی و کمک به دیگری نیز یک سرمایه گذاری است. شما زمان و انرژی زیادی برای کمک به یکی از دوستانت میگذاری. این کار سود مالی ندارد ولی این کار باعث می شه که اون دوست تا ابد حامی شما بشه (ایجاد شبکه پشتیبان) یا باعث تقویت یک فضیلت انسانی میشه (رشد اخلاقی) یا باعث اتصال به از صفات خداوند می شه (اعتلای معنوی) یا دست کم حس رضایت به شما می دهد (شادکامی درونی).
اصلا زندگی سراسر سرمایه گذاری است. نرخ بازده فقط یک عدد مالی نیست، بلکه یک شیوه تفکره! یک مدل ذهنی است! چقدر زمان، توان، اعتبار، پول یا منابع گذاشتم؟ چقدر درد تحمل کردم؟ در مقابل، چی به دست آوردم؟ آیا میارزید؟
حالا در تصمیمات کوچک و روزمره، اگر هم خطایی رخ داد، مسئلهای نیست. اما در تصمیمات استراتژیک که معمولا به سختی بازگشت ناپذیرند (Hard to Back) و منابع زیادی مصرف میکنند توجه به نرخ بازده بسیار کلیدی می شود. بگذارید سه مثال در سه سطح فردی، سازمانی و ملی بزنم:
◼️فردی: آیا تحصیلات در کارشناسی ارشد و دکترا را انتخاب کرده اید به این خاطر که همه هم دوره های شما این کار را کرده اند یا اینکه واقعا نرخ بازده خوبی برای شما دارد؟ آیا واقعا می ارزد؟
◼️می خواهید سازمان تان را ۵ سال درگیر سیستم های اطلاعاتی جامع یا جایزه تعالی و بهره وری کنید، آیا نرخ بازده اش را حساب کرده اید یا صرفا به این خاطر که مُد شده شما هم چنین می کنید؟
◼️می خواهید برای شهری در یک منطقه کمترتوسعهیافته فرودگاه بین المللی بزنید. آیا احداث یک فرودگاه بینالمللی در این استان توجیه دارد؟ آیا این بهترین کار ممکن است؟ صرف همان مبلغ به مشوق های سرمایه گذاری برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی نرخ بازدهی بالاتری ندارد؟
نرخ بازده تحمل درد را جدی بگیریم؛ وگر نه با دردهایی مواجه می شویم که تاب تحملش را نداریم! زندگی مانند یک سبد سرمایه گذاری (پورتفوی) است در لحظه ای که چشم از این دنیا می بیندیم، نرخ بازده تمام سرمایه گذاری های خود را خواهیم دید. سعادت یا شقاوت حاصل سرمایه گذاری های ما در طول زندگیست. هوشمندانه تر سرمایه گذاری کنیم.
@Dr_Lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
اول یک نوشته جالب بخوانیم از دکتر عبده تبریزی، استاد برجسته مالی کشور: امروز از ساعت ده صبح، دو ساعتی روی صندلی دندانپزشکی نشسته بودم. دندانی که دیگر دندان نبود؛ چوبپنبهای شده بود، سیاه، فرو رفته زیر قالپاقی استنلساستیل که پنجاهوچند سال در دهانم دوام آورده بود. دکتر گفت: «این دیگه دندون نیست، تکهتکه درمیآورم.» با دو آمپول بیحسی و دهها ابزار لاشه خاطرهای را لایهلایه از دهانم بیرون کشیدند.
حالا با تکهای کهنه در دهان و بستهای یخ روی گونه، با یک دست دارم این را مینویسم. دکتر گفت «سه ماه دیگر بیا برای ایمپلنت.» یاد پدر مرحوم آقای مظاهری افتادم. چقدر پسر، پدر را در آن روزهای شلوغ دولت و وزارت، به مطب دندانپزشک میبرد. با صبوری پدر، وفاداری پسر آن ایمپلنتها به دهان پدر راه یافتند؛ اما هنوز ریشه نگرفته، پدر راهی دیار باقی شد.
از همان زمان، ایمپلنت در ذهنم مترادف با این پرسش شد «نرخ بازده تحمل درد» چیست؟ آیا نرخ بازده صرف زمان، تحمل درد، مراقبت و هزینه، در سن من مثبت است؟ آیا چند ماه درد، زخم، بیحسی، و پس از آن کاشت دقیق با همه ریسکها، مراقبتها و هزینههایش، واقعاً «بازدهی» دارد؟ آیا باید این حفره را پر کرد یا بگذارم بماند، به عنوان یادآوری این که تصمیمات باید بازدهی مثبت داشته باشند؟ (رفرنس)
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه دکتر عبده -عمرشان بلند باد- به عنوان متخصص مالی به آن اشاره کرده مساله نرخ بازده سرمایه گذاری است. سرمایه گذاری یعنی چه؟ یعنی تحمل درد گذشتن از مطلوبیت امروز به خاطر دستیابی به مطلوبیت های بیشتر از امروز در آینده. نرخ بازده یعنی چه؟ چقدر مطلوبیت کسب کردم در برابر تحملی که کردم و منابعی که خرج کردم؟ با این عدد، میفهمیم آیا سرمایهگذاری [یا همان تحمل درد گذشتن از مطلوبیت امروز] بهصرفه و عاقلانه بوده یا نه.
حالا اگر این وسط وقت گذاشته باشیم، انرژی صرف کرده باشیم، پول قرض کرده باشیم، منابع دیگرمان را هم وسط گذاشته باشیم از جمله ماشین مان را برای کار استفاده کرده باشیم و .... همه این ها رو به پول تبدیل می کنیم و در هزینه ها و مخارج در نظر می گیریم و در نهایت فکر می کنیم که آیا این سرمایه گذاری بازده خوبی داشت؟
خب نرخ بازده سرمایه گذاری مفهومی مالی و اقتصادی است ولی آیا می توان آن را در حوزه های دیگر هم بررسی کرد؟ قطعا بله. داستان این است که چقدر در مجموع هزینه می کنم و در مجموع چقدر منفعت بدست می آورم؟
اختصاص ۵ الی ۷ سال از زندگی به شرکت در کنکور و گذراندن دوره دکترا یک سرمایه گذاری است. صرف زمان و توان برای برندسازی شخصی و فعالیت سنگین در شبکه های اجتماعی یک سرمایه گذاری است. حتی دگردوستی و کمک به دیگری نیز یک سرمایه گذاری است. شما زمان و انرژی زیادی برای کمک به یکی از دوستانت میگذاری. این کار سود مالی ندارد ولی این کار باعث می شه که اون دوست تا ابد حامی شما بشه (ایجاد شبکه پشتیبان) یا باعث تقویت یک فضیلت انسانی میشه (رشد اخلاقی) یا باعث اتصال به از صفات خداوند می شه (اعتلای معنوی) یا دست کم حس رضایت به شما می دهد (شادکامی درونی).
اصلا زندگی سراسر سرمایه گذاری است. نرخ بازده فقط یک عدد مالی نیست، بلکه یک شیوه تفکره! یک مدل ذهنی است! چقدر زمان، توان، اعتبار، پول یا منابع گذاشتم؟ چقدر درد تحمل کردم؟ در مقابل، چی به دست آوردم؟ آیا میارزید؟
حالا در تصمیمات کوچک و روزمره، اگر هم خطایی رخ داد، مسئلهای نیست. اما در تصمیمات استراتژیک که معمولا به سختی بازگشت ناپذیرند (Hard to Back) و منابع زیادی مصرف میکنند توجه به نرخ بازده بسیار کلیدی می شود. بگذارید سه مثال در سه سطح فردی، سازمانی و ملی بزنم:
◼️فردی: آیا تحصیلات در کارشناسی ارشد و دکترا را انتخاب کرده اید به این خاطر که همه هم دوره های شما این کار را کرده اند یا اینکه واقعا نرخ بازده خوبی برای شما دارد؟ آیا واقعا می ارزد؟
◼️می خواهید سازمان تان را ۵ سال درگیر سیستم های اطلاعاتی جامع یا جایزه تعالی و بهره وری کنید، آیا نرخ بازده اش را حساب کرده اید یا صرفا به این خاطر که مُد شده شما هم چنین می کنید؟
◼️می خواهید برای شهری در یک منطقه کمترتوسعهیافته فرودگاه بین المللی بزنید. آیا احداث یک فرودگاه بینالمللی در این استان توجیه دارد؟ آیا این بهترین کار ممکن است؟ صرف همان مبلغ به مشوق های سرمایه گذاری برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی نرخ بازدهی بالاتری ندارد؟
نرخ بازده تحمل درد را جدی بگیریم؛ وگر نه با دردهایی مواجه می شویم که تاب تحملش را نداریم! زندگی مانند یک سبد سرمایه گذاری (پورتفوی) است در لحظه ای که چشم از این دنیا می بیندیم، نرخ بازده تمام سرمایه گذاری های خود را خواهیم دید. سعادت یا شقاوت حاصل سرمایه گذاری های ما در طول زندگیست. هوشمندانه تر سرمایه گذاری کنیم.
@Dr_Lashkarbolouki
تحلیل_مذاکرات_ایران_وآمریکا_۲۰۲۵.pdf
5.1 MB
دکتر حیدری ،تحلیل مذاکرات ایران با امریکا با استفاده از چهارچوب قوی سیاه (ریسک)
مدل نسیم نیکولاس طالب
مدل نسیم نیکولاس طالب
✳️ ناترازی و زنگ خطر بحرانی پایدار
▪️نشانههای تابستان سخت
🔺بحران انرژی در ایران دیگر پدیدهای موقتی یا موسمی نیست، بلکه به مسئلهای ساختاری تبدیل شده است که در صورت بیتوجهی، میتواند در آینده نزدیک به بحرانی پایدار در سطح حکمرانی تبدیل شود.
قطع برق و کمآبی، اگرچه در ظاهر مسائل فنی بهنظر میرسند، اما در بطن خود حاصل مجموعهای از تصمیمات نادرست حقوقی، اقتصادی و سیاسی هستند که طی سالیان انباشته شدهاند.
🔺در بُعد حقوقی، دولت بهعنوان متولی اصلی تأمین خدمات عمومی، در برابر مردم مسئول است و موظف است دسترسی عادلانه و مستمر به انرژی را تضمین کند.
این تعهد، در قانون اساسی و اصول حقوق عمومی ریشه دارد و نقض آن، چه بهواسطه قصور، چه بهدلیل سوءتدبیر، مستوجب پاسخگویی است. اما ایفای این تعهد، مستلزم وجود بسترهای قانونی، نهادی و مالی کارآمد است؛ امری که هنوز در سیاستگذاری انرژی کشور محقق نشده است.
🔺از سوی دیگر، نقش نظام بانکی در حل بحران انرژی، صرفاً در اعطای وام و تسهیلات خلاصه نمیشود. بانکها میتوانند با تأمین مالی پروژههای بهینهسازی مصرف و توسعه فناوریهای انرژی، نقشی اساسی در گذار به یک نظام پایدار ایفا کنند.
اما تا زمانی که قیمتگذاری دستوری بر بازار انرژی حاکم است و بازگشت سرمایه برای پروژهها تضمین نشده، هیچ بانک یا سرمایهگذاری حاضر نخواهد شد منابع خود را وارد چنین فضایی کند. در چنین شرایطی، اتلاف منابع، پروژههای ناتمام، و سرخوردگی فعالان اقتصادی بهقاعده تبدیل میشود، نه به استثنا.
🔺افزون بر همه این عوامل، تحریمهای بینالمللی، ستونهای حیاتی بخش انرژی ایران را هدف گرفتهاند. محدودیت در دسترسی به فناوری، انسداد کانالهای مالی، و محرومیت از سرمایهگذاری خارجی، موجب شده که کشور نتواند زیرساختهای فرسوده خود را نوسازی کند یا ظرفیت تولید انرژی را افزایش دهد. در این وضعیت، هرگونه تلاش برای اصلاح ساختار انرژی در داخل، بدون اصلاح وضعیت کشور در نظام بینالملل، ناتمام و شکننده خواهد ماند.
🔺بنابراین، مواجهه با بحران انرژی مستلزم یک بازنگری جدی و چندوجهی است؛ از تجدیدنظر در سیاست خارجی و رفع تحریمها گرفته تا بازسازی نظام قیمتگذاری و فعالسازی ظرفیتهای بانکی. تابستان پیشرو، صرفاً آزمونی برای پایداری شبکه برق نیست، بلکه آزمونی برای میزان شجاعت در اصلاح ساختارها، تعهد به قانون، و توان تصمیمگیری ملی در لحظات حساس است. این بحران را تنها میتوان با شفافیت، گفتوگو، و عقلانیت پشت سر گذاشت؛ نه با سیاستهای مقطعی و تصمیمات واکنشی./ آیندهنگر
بیشتر بخوانید:
https://news.tccim.ir/?79184
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
▪️نشانههای تابستان سخت
🔺بحران انرژی در ایران دیگر پدیدهای موقتی یا موسمی نیست، بلکه به مسئلهای ساختاری تبدیل شده است که در صورت بیتوجهی، میتواند در آینده نزدیک به بحرانی پایدار در سطح حکمرانی تبدیل شود.
قطع برق و کمآبی، اگرچه در ظاهر مسائل فنی بهنظر میرسند، اما در بطن خود حاصل مجموعهای از تصمیمات نادرست حقوقی، اقتصادی و سیاسی هستند که طی سالیان انباشته شدهاند.
🔺در بُعد حقوقی، دولت بهعنوان متولی اصلی تأمین خدمات عمومی، در برابر مردم مسئول است و موظف است دسترسی عادلانه و مستمر به انرژی را تضمین کند.
این تعهد، در قانون اساسی و اصول حقوق عمومی ریشه دارد و نقض آن، چه بهواسطه قصور، چه بهدلیل سوءتدبیر، مستوجب پاسخگویی است. اما ایفای این تعهد، مستلزم وجود بسترهای قانونی، نهادی و مالی کارآمد است؛ امری که هنوز در سیاستگذاری انرژی کشور محقق نشده است.
🔺از سوی دیگر، نقش نظام بانکی در حل بحران انرژی، صرفاً در اعطای وام و تسهیلات خلاصه نمیشود. بانکها میتوانند با تأمین مالی پروژههای بهینهسازی مصرف و توسعه فناوریهای انرژی، نقشی اساسی در گذار به یک نظام پایدار ایفا کنند.
اما تا زمانی که قیمتگذاری دستوری بر بازار انرژی حاکم است و بازگشت سرمایه برای پروژهها تضمین نشده، هیچ بانک یا سرمایهگذاری حاضر نخواهد شد منابع خود را وارد چنین فضایی کند. در چنین شرایطی، اتلاف منابع، پروژههای ناتمام، و سرخوردگی فعالان اقتصادی بهقاعده تبدیل میشود، نه به استثنا.
🔺افزون بر همه این عوامل، تحریمهای بینالمللی، ستونهای حیاتی بخش انرژی ایران را هدف گرفتهاند. محدودیت در دسترسی به فناوری، انسداد کانالهای مالی، و محرومیت از سرمایهگذاری خارجی، موجب شده که کشور نتواند زیرساختهای فرسوده خود را نوسازی کند یا ظرفیت تولید انرژی را افزایش دهد. در این وضعیت، هرگونه تلاش برای اصلاح ساختار انرژی در داخل، بدون اصلاح وضعیت کشور در نظام بینالملل، ناتمام و شکننده خواهد ماند.
🔺بنابراین، مواجهه با بحران انرژی مستلزم یک بازنگری جدی و چندوجهی است؛ از تجدیدنظر در سیاست خارجی و رفع تحریمها گرفته تا بازسازی نظام قیمتگذاری و فعالسازی ظرفیتهای بانکی. تابستان پیشرو، صرفاً آزمونی برای پایداری شبکه برق نیست، بلکه آزمونی برای میزان شجاعت در اصلاح ساختارها، تعهد به قانون، و توان تصمیمگیری ملی در لحظات حساس است. این بحران را تنها میتوان با شفافیت، گفتوگو، و عقلانیت پشت سر گذاشت؛ نه با سیاستهای مقطعی و تصمیمات واکنشی./ آیندهنگر
بیشتر بخوانید:
https://news.tccim.ir/?79184
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
نشانههای تابستان سخت
نشانههای آشکاری از یک تابستان سخت پیش روی کشور است. هشدارهای کارشناسان و گزارشهای نهادهای دولتی درباره کاهش سطح ذخایر سدها، افزایش مصرف برق، و فرسودگی زیرساختهای توزیع انرژی، گویای آن است که کشور با یک بحران قریبالوقوع در حوزه آب و برق مواجه است؛ بحرانی…
✳️ خطر بزرگ 2025
اطلاعات گمراهکننده چه عواقبی به دنبال دارد؟
✍️آسیه اسدپور
✅ معاملهگران در خواب بودند اما الگوریتمهای معاملاتی، همچنان نوسانگیری میکردند. ایلان ماسک، سرمایهگذار بزرگ آمریکایی، هارمونی پورتفوهای ارزی را تغییر داده بود. او در فضایی متفاوت، با تحلیلِ سیاست ایالاتمتحده و انتخابات ۲۰۲۴ و اثرات بالقوه آن بر آینده ارزهای دیجیتال، تعاملی احساسی-اقتصادی را شکل داده بود. ایلان از مردم میخواست به او اعتماد کنند که پولدارتر شوند: «لطفاً کد QR را اسکن کنید، به یک سایت امن بروید و بدون هیچ زحمتی ارز دیجیتال خود را دو برابر کنید.» 140 هزار کاربر هم به او اعتماد و حسابهایشان را به امید دو برابر شدن پولشان، خالی کردند، اما هیچکدام پولدار نشدند. ایلان ماسک، واقعی نبود. یک جعل عمیق (DeepFake)، بیش از 50 هزار دلار بیتکوین، اتریوم و دوجکوین را بلعید. کلاهبرداران در حالی که 33 /1 دلار برای این دیپفیک خرج کرده بودند، میلیاردها دلار از جیب مردم برداشتند. البته این تنها ضرر اکوسیستمِ دیپفیکها نبود. آنها در سال 2024 یک تریلیون دلار سود کردند و اگر همینگونه متخاصمانه پیش بروند، تا دو سال آینده، 40 میلیارد دلار دیگر برای اقتصاد جهان هزینه خواهند داشت.
ولی چرا دیپفیکها اینقدر خوب شدهاند؟ چرا ما فریب میخوریم؟ و پرسش بسیار سادهتر، آنهایی که فریب ایلان ماسک جعلی را خوردند، واقعاً ماسک را نمیشناختند یا در پلتفرمهای مختلف او را ندیده بودند؟ دیپفیکهایی که ماسک و دیگر چهرههای معروف را به تصویر میکشند، بهطور گسترده برای تسهیل طرحهای آنلاین استفاده میشوند که کاربران ناآگاه را شکار کنند و آنها را برای انتقال پول به کلاهبرداران فریب دهند. این نوع کلاهبرداری که گاهی از طریق پُستهای رسانههای اجتماعی حمایت و تبلیغ میشوند، با موفقیت کاربران را متقاعد میکنند دهها یا صدها هزار دلار سپردهگذاری کنند.
این کلاهبرداریهای فریبنده از هوش مصنوعی پیشرفته برای ظاهر واقعی استفاده میکنند و گاهی اوقات همراه رویداد خبری (حقیقی) میشوند که مخاطبان پخش زنده خود را افزایش دهند. به این ترتیب پتانسیل گستردهای برای فریب و کلاهبرداری (چه از سوی یک فرد، چه یک شرکت مجرمانه) با بهرهگیری از «خدمات هوش مصنوعی»، «قدرت ایجاد تصاویر غیرقابل تشخیص» و «نقل و انتقالات ارزهای دیجیتال ناشناس» مهیا میشود.
📌متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-49247
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
اطلاعات گمراهکننده چه عواقبی به دنبال دارد؟
✍️آسیه اسدپور
✅ معاملهگران در خواب بودند اما الگوریتمهای معاملاتی، همچنان نوسانگیری میکردند. ایلان ماسک، سرمایهگذار بزرگ آمریکایی، هارمونی پورتفوهای ارزی را تغییر داده بود. او در فضایی متفاوت، با تحلیلِ سیاست ایالاتمتحده و انتخابات ۲۰۲۴ و اثرات بالقوه آن بر آینده ارزهای دیجیتال، تعاملی احساسی-اقتصادی را شکل داده بود. ایلان از مردم میخواست به او اعتماد کنند که پولدارتر شوند: «لطفاً کد QR را اسکن کنید، به یک سایت امن بروید و بدون هیچ زحمتی ارز دیجیتال خود را دو برابر کنید.» 140 هزار کاربر هم به او اعتماد و حسابهایشان را به امید دو برابر شدن پولشان، خالی کردند، اما هیچکدام پولدار نشدند. ایلان ماسک، واقعی نبود. یک جعل عمیق (DeepFake)، بیش از 50 هزار دلار بیتکوین، اتریوم و دوجکوین را بلعید. کلاهبرداران در حالی که 33 /1 دلار برای این دیپفیک خرج کرده بودند، میلیاردها دلار از جیب مردم برداشتند. البته این تنها ضرر اکوسیستمِ دیپفیکها نبود. آنها در سال 2024 یک تریلیون دلار سود کردند و اگر همینگونه متخاصمانه پیش بروند، تا دو سال آینده، 40 میلیارد دلار دیگر برای اقتصاد جهان هزینه خواهند داشت.
ولی چرا دیپفیکها اینقدر خوب شدهاند؟ چرا ما فریب میخوریم؟ و پرسش بسیار سادهتر، آنهایی که فریب ایلان ماسک جعلی را خوردند، واقعاً ماسک را نمیشناختند یا در پلتفرمهای مختلف او را ندیده بودند؟ دیپفیکهایی که ماسک و دیگر چهرههای معروف را به تصویر میکشند، بهطور گسترده برای تسهیل طرحهای آنلاین استفاده میشوند که کاربران ناآگاه را شکار کنند و آنها را برای انتقال پول به کلاهبرداران فریب دهند. این نوع کلاهبرداری که گاهی از طریق پُستهای رسانههای اجتماعی حمایت و تبلیغ میشوند، با موفقیت کاربران را متقاعد میکنند دهها یا صدها هزار دلار سپردهگذاری کنند.
این کلاهبرداریهای فریبنده از هوش مصنوعی پیشرفته برای ظاهر واقعی استفاده میکنند و گاهی اوقات همراه رویداد خبری (حقیقی) میشوند که مخاطبان پخش زنده خود را افزایش دهند. به این ترتیب پتانسیل گستردهای برای فریب و کلاهبرداری (چه از سوی یک فرد، چه یک شرکت مجرمانه) با بهرهگیری از «خدمات هوش مصنوعی»، «قدرت ایجاد تصاویر غیرقابل تشخیص» و «نقل و انتقالات ارزهای دیجیتال ناشناس» مهیا میشود.
📌متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-49247
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
هفته نامه تجارت فردا
خطر بزرگ 2025
آسیه اسدپور / نویسنده نشریه
معاملهگران در خواب بودند اما الگوریتمهای معاملاتی، همچنان نوسانگیری میکردند. ایلان ماسک،
👍1
DI_2025-Global-Human-Capital-Trends.pdf
13.6 MB
گزارش روندهای جهانی سرمایه انسانی Deloitte – سال ۲۰۲۵
عنوان: “Work Re-Architected: Balancing Human and Business Outcomes”
منتشرشده توسط: Deloitte Insights
عنوان: “Work Re-Architected: Balancing Human and Business Outcomes”
منتشرشده توسط: Deloitte Insights
👆گزارش روندهای جهانی سرمایه انسانی Deloitte – سال ۲۰۲۵
عنوان: “Work Re-Architected: Balancing Human and Business Outcomes”
منتشرشده توسط: Deloitte Insights
شرکتکنندگان: بیش از ۹٬۰۰۰ رهبر کسبوکار و منابع انسانی از ۹۳ کشور
گزارش ۲۰۲۵ دیلویت بر چالش اصلی رهبران منابع انسانی تمرکز دارد: چگونه میتوان میان اهداف تجاری و نیازهای انسانی تعادل برقرار کرد؟سازمانهایی که این تعادل را برقرار میکنند، آیندهنگرتر، چابکتر و توانمندترند.
پنج روند کلیدی:
۱- تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت
تنها ۱۶٪ از سازمانها تصمیماتی میگیرند که بهطور همزمان نتایج انسانی و تجاری را در نظر میگیرند.
سازمانهای پیشرو ۲۲ برابر بیشتر احتمال دارد چنین تصمیماتی بگیرند.
۲- بازطراحی کار (Work Re-Architecture)
گذار از شغلمحوری به مهارتمحوری
تعریف کار بر اساس جریان ارزش، پروژهها و مشارکت تیمی
کاهش تمرکز بر شرح شغل سنتی و افزایش انعطافپذیری
۳- توانمندسازی کارکنان
۷۸٪ از رهبران میگویند توانمندسازی موجب چابکی میشود
اما فقط ۲۹٪ از سازمانها واقعاً کارکنان را در تصمیمگیریها دخیل میکنند
۴-تجربه انسانی در محیط کار
تجربه کارمند فراتر از رفاه و مشارکت است؛ شامل معنا، هدف، تعلق سازمانی
سازمانهایی که به این موضوع اهمیت میدهند، نرخ وفاداری و عملکرد بهتری دارند
۵- نقش نوین رهبران منابع انسانی
انتظار میرود رهبران HR در تصمیمات راهبردی، تحول دیجیتال و رهبری انسانی نقش ایفا کنند
● مهارتهای کلیدی مورد نیاز: تحلیل داده، تفکر سیستمی، اخلاق سازمانی، دانش فناوری
📌 جمعبندی:
سازمانهایی که بهجای اولویت دادن صرف به کارایی ، روی انسانمحوری و چابکی سرمایه انسانی تمرکز میکنند، در آینده مزیت رقابتی پایدارتری خواهند داشت.
واحد منابع انسانی باید به یک شریک تحولگرا با نگاه انسانی و تجاری تبدیل شود.
دکترجوادمحجوب
عنوان: “Work Re-Architected: Balancing Human and Business Outcomes”
منتشرشده توسط: Deloitte Insights
شرکتکنندگان: بیش از ۹٬۰۰۰ رهبر کسبوکار و منابع انسانی از ۹۳ کشور
گزارش ۲۰۲۵ دیلویت بر چالش اصلی رهبران منابع انسانی تمرکز دارد: چگونه میتوان میان اهداف تجاری و نیازهای انسانی تعادل برقرار کرد؟سازمانهایی که این تعادل را برقرار میکنند، آیندهنگرتر، چابکتر و توانمندترند.
پنج روند کلیدی:
۱- تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت
تنها ۱۶٪ از سازمانها تصمیماتی میگیرند که بهطور همزمان نتایج انسانی و تجاری را در نظر میگیرند.
سازمانهای پیشرو ۲۲ برابر بیشتر احتمال دارد چنین تصمیماتی بگیرند.
۲- بازطراحی کار (Work Re-Architecture)
گذار از شغلمحوری به مهارتمحوری
تعریف کار بر اساس جریان ارزش، پروژهها و مشارکت تیمی
کاهش تمرکز بر شرح شغل سنتی و افزایش انعطافپذیری
۳- توانمندسازی کارکنان
۷۸٪ از رهبران میگویند توانمندسازی موجب چابکی میشود
اما فقط ۲۹٪ از سازمانها واقعاً کارکنان را در تصمیمگیریها دخیل میکنند
۴-تجربه انسانی در محیط کار
تجربه کارمند فراتر از رفاه و مشارکت است؛ شامل معنا، هدف، تعلق سازمانی
سازمانهایی که به این موضوع اهمیت میدهند، نرخ وفاداری و عملکرد بهتری دارند
۵- نقش نوین رهبران منابع انسانی
انتظار میرود رهبران HR در تصمیمات راهبردی، تحول دیجیتال و رهبری انسانی نقش ایفا کنند
● مهارتهای کلیدی مورد نیاز: تحلیل داده، تفکر سیستمی، اخلاق سازمانی، دانش فناوری
📌 جمعبندی:
سازمانهایی که بهجای اولویت دادن صرف به کارایی ، روی انسانمحوری و چابکی سرمایه انسانی تمرکز میکنند، در آینده مزیت رقابتی پایدارتری خواهند داشت.
واحد منابع انسانی باید به یک شریک تحولگرا با نگاه انسانی و تجاری تبدیل شود.
دکترجوادمحجوب
✳️ شش ابزاربرای آیندهنگاری
✅ آیندهنگاری، یکی از مهمترین وظایف مدیران ارشد و به ویژه مدیران بازاریابی است که به شرکتها کمک میکند در بلندمدت در بازار باقی بمانند. در اینجا شش ابزار آیندهنگاری به صورت خلاصه معرفی می شود:
■ بازگشت به عقب
در این تکنیک، از افراد خواسته میشود از امروز به تاریخ مشخصی در گذشته برگردند و ببینند چه اتفاقات و تغییرات مهمی در این مدت افتاده و آیا این تغییرات، در آینده هم ادامهدار خواهند بود؟
🔸برای مثال، بازگشت به عقب در صنعت خبررسانی نشان میدهد روزنامهها و مجلات خبری به مرور از حالت چاپی به حالت دیجیتال و امروزه به حالت شبکههای خبری اجتماعی و اپلیکیشن درآمدهاند. حال برای آیندهنگاری صنعت خبر باید بررسی کنیم آیا تغییر روش خبررسانی در آینده هم ادامه دارد؟ و اگر ادامه دارد به سمت چه رسانهای حرکت میکنیم؟
■ برنامهریزی اقتضایی
در این تکنیک، اتفاقات و تغییرات عمدهای که به احتمال زیاد در آینده نزدیک رخ میدهند، فهرست میشوند و از افراد خواسته میشود بر اساس این اتفاقات و تغییرات، برای حوزه مسئولیتشان برنامهریزی کنند.
🔸برای مثال، اینترنت اشیاء، تکنولوژی است که با فراگیر شدن اینترنت 5G، روی همه کسب و کارها اثر میگذارد. حال میتوانیم از هم اکنون برای آیندهای که در آن اینترنت اشیاء در همه جا حضور دارد، برنامهریزی کنیم.
■ شبیهسازی بحران
در این تکنیک، بحرانهایی که در آینده ممکن است برای یک کسب و کار رخ بدهد، فهرست میشوند و از افراد خواسته میشود سناریوهایشان برای مقابله با بحرانها و کاهش اثرات آنها بر کسب و کار شرکت را مشخص کنند.
🔸برای مثال، بحران کرونا، بحرانی است که میتواند در آینده توسط ویروس دیگری مجددا ایجاد شود. حال میتوانیم از هم اکنون سناریوهای مختلف برای مواجه شدن با بحرانهایی مثل ممنوعیت رفت و آمد، بسته شدن اجباری فروشگاهها، ممنوعیت حضور کارمندان در شرکت و غیره را آماده کنیم.
■ پیشبینی اجتماعی
در این تکنیک، روندهای اجتماعی و فرهنگی که بر کسب و کارمان تاثیر میگذارند را شناسایی و خودمان را برای تطابق با آن روندها، آماده میکنیم.
🔸برای مثال، دو روند اجتماعی و فرهنگی «تمایل به تناسب اندام» و «کوچک شدن خانوادهها و افزایش انسانهای مجرد»، روندهایی هستند که در کل جهان رو به گسترش میباشند. حال باید بررسی کنیم که این دو روند چه تاثیری روی کسب و کارمان در آینده دارند و چه اقداماتی را باید انجام بدهیم.
■ اسکن رویاها
در این تکنیک، باید به رویاپردازیها و افقهای مدنظر پژوهشگران، تیمهای تحقیق و توسعه، دانشگاهها و غیره توجه و تاثیر آنها بر آینده کسب و کارمان را تحلیل کنیم.
🔸برای مثال، بسیاری از تیمهای تحقیقاتی دنبال رویاهایی مثل خودروهای پرنده و تونلهای زمان هستند. پس باید بررسی کنیم که اگر این رویاها به واقعیت بپیوندند، چه تاثیری بر کسب و کارمان میگذارند
■ بازیهای جنگی
در این تکنیک، بیشتر روی تضادها و چالشهای شرکت با سایر ذینفعان و گروههای فشار، مثل رقبا، تامینکنندگان، توزیعکنندگان و سازمانهای دولتی تمرکز و سعی میکنیم و نیازها، خواستهها، اهداف و استراتژیهای آینده آنها و تاثیر آن بر کسب و کار شرکت را تحلیل کنیم.
🔸برای مثال، بسیاری از توزیعکنندگان کوچک در حال حذف از شبکههای توزیع هستند و جای خود را به فروشگاههای زنجیرهای بزرگ میدهند. حال باید بررسی کنیم سرانجام جنگ بین خردهفروشیهای محلی و فروشگاههای زنجیرهای سراسری به کجا میرسد و چه تاثیری بر کسب و کار ما دارد.
✅ آیندهنگاری، یکی از مهمترین وظایف مدیران ارشد و به ویژه مدیران بازاریابی است که به شرکتها کمک میکند در بلندمدت در بازار باقی بمانند. در اینجا شش ابزار آیندهنگاری به صورت خلاصه معرفی می شود:
■ بازگشت به عقب
در این تکنیک، از افراد خواسته میشود از امروز به تاریخ مشخصی در گذشته برگردند و ببینند چه اتفاقات و تغییرات مهمی در این مدت افتاده و آیا این تغییرات، در آینده هم ادامهدار خواهند بود؟
🔸برای مثال، بازگشت به عقب در صنعت خبررسانی نشان میدهد روزنامهها و مجلات خبری به مرور از حالت چاپی به حالت دیجیتال و امروزه به حالت شبکههای خبری اجتماعی و اپلیکیشن درآمدهاند. حال برای آیندهنگاری صنعت خبر باید بررسی کنیم آیا تغییر روش خبررسانی در آینده هم ادامه دارد؟ و اگر ادامه دارد به سمت چه رسانهای حرکت میکنیم؟
■ برنامهریزی اقتضایی
در این تکنیک، اتفاقات و تغییرات عمدهای که به احتمال زیاد در آینده نزدیک رخ میدهند، فهرست میشوند و از افراد خواسته میشود بر اساس این اتفاقات و تغییرات، برای حوزه مسئولیتشان برنامهریزی کنند.
🔸برای مثال، اینترنت اشیاء، تکنولوژی است که با فراگیر شدن اینترنت 5G، روی همه کسب و کارها اثر میگذارد. حال میتوانیم از هم اکنون برای آیندهای که در آن اینترنت اشیاء در همه جا حضور دارد، برنامهریزی کنیم.
■ شبیهسازی بحران
در این تکنیک، بحرانهایی که در آینده ممکن است برای یک کسب و کار رخ بدهد، فهرست میشوند و از افراد خواسته میشود سناریوهایشان برای مقابله با بحرانها و کاهش اثرات آنها بر کسب و کار شرکت را مشخص کنند.
🔸برای مثال، بحران کرونا، بحرانی است که میتواند در آینده توسط ویروس دیگری مجددا ایجاد شود. حال میتوانیم از هم اکنون سناریوهای مختلف برای مواجه شدن با بحرانهایی مثل ممنوعیت رفت و آمد، بسته شدن اجباری فروشگاهها، ممنوعیت حضور کارمندان در شرکت و غیره را آماده کنیم.
■ پیشبینی اجتماعی
در این تکنیک، روندهای اجتماعی و فرهنگی که بر کسب و کارمان تاثیر میگذارند را شناسایی و خودمان را برای تطابق با آن روندها، آماده میکنیم.
🔸برای مثال، دو روند اجتماعی و فرهنگی «تمایل به تناسب اندام» و «کوچک شدن خانوادهها و افزایش انسانهای مجرد»، روندهایی هستند که در کل جهان رو به گسترش میباشند. حال باید بررسی کنیم که این دو روند چه تاثیری روی کسب و کارمان در آینده دارند و چه اقداماتی را باید انجام بدهیم.
■ اسکن رویاها
در این تکنیک، باید به رویاپردازیها و افقهای مدنظر پژوهشگران، تیمهای تحقیق و توسعه، دانشگاهها و غیره توجه و تاثیر آنها بر آینده کسب و کارمان را تحلیل کنیم.
🔸برای مثال، بسیاری از تیمهای تحقیقاتی دنبال رویاهایی مثل خودروهای پرنده و تونلهای زمان هستند. پس باید بررسی کنیم که اگر این رویاها به واقعیت بپیوندند، چه تاثیری بر کسب و کارمان میگذارند
■ بازیهای جنگی
در این تکنیک، بیشتر روی تضادها و چالشهای شرکت با سایر ذینفعان و گروههای فشار، مثل رقبا، تامینکنندگان، توزیعکنندگان و سازمانهای دولتی تمرکز و سعی میکنیم و نیازها، خواستهها، اهداف و استراتژیهای آینده آنها و تاثیر آن بر کسب و کار شرکت را تحلیل کنیم.
🔸برای مثال، بسیاری از توزیعکنندگان کوچک در حال حذف از شبکههای توزیع هستند و جای خود را به فروشگاههای زنجیرهای بزرگ میدهند. حال باید بررسی کنیم سرانجام جنگ بین خردهفروشیهای محلی و فروشگاههای زنجیرهای سراسری به کجا میرسد و چه تاثیری بر کسب و کار ما دارد.
✳️ کاربرد هوش مصنوعی در تحقیقات
✅ مهمترین کاربردهای Typeset.io در پژوهش و تحقیق
یک پلتفرم پیشرفته برای تسهیل فرآیند نگارش، انتشار و مدیریت پژوهشهای علمی است. این ابزار با ترکیب قالببندی خودکار، هوش مصنوعی و ویژگیهای همکاری، نیازهای محققان را در مراحل مختلف تحقیق پوشش میدهد. در زیر به مهمترین کاربردهای آن اشاره میشود:
1. قالببندی خودکار مقالات بر اساس استانداردهای ناشران
بیش از ۴۰,۰۰۰ قالب از ناشران معتبر مانند IEEE، Wiley و Springer ارائه میکند که محققان میتوانند بهراحتی از آنها برای فرمتبندی مقالات خود استفاده کنند. این ویژگی زمان صرفشده برای تنظیم دستی فونت، فاصله خطوط و ساختار مقاله را کاهش میدهد و اطمینان میدهد که مقاله نهایی مطابق با الزامات مجله هدف است.
2. ابزار هوش مصنوعی SciSpace برای تحلیل متون پیچیده
این ابزار با استفاده از فناوری NLP (پردازش زبان طبیعی)، متون علمی پیچیده را سادهسازی میکند. بهعنوان مثال، میتواند مفاهیم پیچیده را توضیح دهد، خلاصههای کاربردی ایجاد کند یا حتی به سوالات مرتبط با محتوای مقاله پاسخ دهد. این ویژگی برای درک سریع مقالات مرور ادبیات یا تحلیل دادهها بسیار مفید است.
3. مدیریت منابع و استناددهی
پلتفرم امکان ایجاد کتابخانه مرجع شخصی را فراهم میکند و بهصورت خودکار استنادها را با فرمتهای رایج (مانند APA، Harvard) تنظیم مینماید. این کار خطاهای رایج در ارجاعدهی را کاهش میدهد.
4. افزایش دیدهشدن پژوهش
با بهینهسازی مقالات برای موتورهای جستجو و پیشنهاد ژورنالهای مناسب بر اساس محتوا، شانس پذیرش مقاله و استناد به آن را افزایش میدهد.
5. همکاری تیمی و بررسی همتایان
محققان میتوانند پروژههای خود را با همکاران بهاشتراک بگذارند، نظرات را دریافت کنند و تغییرات را در زمان واقعی ردیابی نمایند. این ویژگی برای پروژههای گروهی یا دریافت بازخورد از اساتید راهنما کاربرد دارد.
🔺 گام به گام استفاده از Typeset.io
برای بهرهگیری از این پلتفرم، مراحل زیر را دنبال کنید:
1. ثبتنام و ایجاد پروژه
• به سایت Typeset.io مراجعه و با ایمیل یا حساب گوگل ثبتنام کنید.
• پس از ورود، گزینه Create New Project را انتخاب و عنوان پروژه (مانند نام مقاله یا پایاننامه) را وارد کنید.
2. انتخاب قالب مناسب
• از بخش Templates، ژورنال یا کنفرانس هدف خود را جستجو کنید (مثلاً IEEE یا Springer).
• قالب موردنظر را وارد پروژه کنید. این قالب بهصورت خودکار ساختار مقاله را تنظیم میکند.
3. نگارش محتوا با ابزارهای کمکی
• متن مقاله را در بخشهای از پیش تعیینشده (چکیده، مقدمه، روشها و غیره) وارد کنید.
• از ابزار SciSpace برای تحلیل متن استفاده کنید:
• بخشی از متن را انتخاب و روی آیکون SciSpace کلیک کنید تا توضیحات سادهشده یا پاسخ به سوالات مرتبط دریافت نمایید.
• برای بازنویسی جملات یا بررسی گرامر، از ویژگیهای AI پلتفرم کمک بگیرید.
4. افزودن منابع و استنادها
• منابع خود را به کتابخانه مرجع اضافه کنید (با واردکردن فایل BibTeX یا دستی).
• در متن مقاله، محل نیاز به استناد را مشخص کنید تا پلتفرم بهصورت خودکار فرمت را اعمال نماید.
5. همکاری و دریافت بازخورد
• با کلیک روی Share، لینک پروژه را برای همکاران یا استاد راهنما ارسال کنید.
• نظرات آنها بهصورت کامنت در حاشیه مقاله نمایش داده میشود.
6. خروجیگیری و ارسال به ژورنال
• پس از تکمیل مقاله، گزینه Export را انتخاب و فرمت موردنظر (PDF، Word) را دانلود کنید.
• مقاله نهایی از نظر قالببندی کاملاً مطابق با استانداردهای ژورنال خواهد بود.
🔺مثال عملی از استفاده از SciSpace
فرض کنید مقالهای درباره "تأثیر شبکههای اجتماعی بر سلامت روان نوجوانان" دارید. با استفاده از SciSpace میتوانید:
• بخشی از متن مرتبط با "روشهای تحقیق کیفی" را انتخاب کنید تا ابزار تعریف سادهشده یا مثالهای کاربردی ارائه دهد.
• از پلتفرم بپرسید: «چه عواملی در این پژوهش بهعنوان متغیرهای مستقل شناسایی شدند؟» و پاسخ مبتنی بر محتوای مقاله دریافت کنید.
این پلتفرم برای پژوهشگران در تمام سطوح، از دانشجویان کارشناسی تا محققان حرفهای، ابزاری ضروری است که فرآیند تحقیق را سریعتر، دقیقتر و کمخطاتر میکند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ مهمترین کاربردهای Typeset.io در پژوهش و تحقیق
یک پلتفرم پیشرفته برای تسهیل فرآیند نگارش، انتشار و مدیریت پژوهشهای علمی است. این ابزار با ترکیب قالببندی خودکار، هوش مصنوعی و ویژگیهای همکاری، نیازهای محققان را در مراحل مختلف تحقیق پوشش میدهد. در زیر به مهمترین کاربردهای آن اشاره میشود:
1. قالببندی خودکار مقالات بر اساس استانداردهای ناشران
بیش از ۴۰,۰۰۰ قالب از ناشران معتبر مانند IEEE، Wiley و Springer ارائه میکند که محققان میتوانند بهراحتی از آنها برای فرمتبندی مقالات خود استفاده کنند. این ویژگی زمان صرفشده برای تنظیم دستی فونت، فاصله خطوط و ساختار مقاله را کاهش میدهد و اطمینان میدهد که مقاله نهایی مطابق با الزامات مجله هدف است.
2. ابزار هوش مصنوعی SciSpace برای تحلیل متون پیچیده
این ابزار با استفاده از فناوری NLP (پردازش زبان طبیعی)، متون علمی پیچیده را سادهسازی میکند. بهعنوان مثال، میتواند مفاهیم پیچیده را توضیح دهد، خلاصههای کاربردی ایجاد کند یا حتی به سوالات مرتبط با محتوای مقاله پاسخ دهد. این ویژگی برای درک سریع مقالات مرور ادبیات یا تحلیل دادهها بسیار مفید است.
3. مدیریت منابع و استناددهی
پلتفرم امکان ایجاد کتابخانه مرجع شخصی را فراهم میکند و بهصورت خودکار استنادها را با فرمتهای رایج (مانند APA، Harvard) تنظیم مینماید. این کار خطاهای رایج در ارجاعدهی را کاهش میدهد.
4. افزایش دیدهشدن پژوهش
با بهینهسازی مقالات برای موتورهای جستجو و پیشنهاد ژورنالهای مناسب بر اساس محتوا، شانس پذیرش مقاله و استناد به آن را افزایش میدهد.
5. همکاری تیمی و بررسی همتایان
محققان میتوانند پروژههای خود را با همکاران بهاشتراک بگذارند، نظرات را دریافت کنند و تغییرات را در زمان واقعی ردیابی نمایند. این ویژگی برای پروژههای گروهی یا دریافت بازخورد از اساتید راهنما کاربرد دارد.
🔺 گام به گام استفاده از Typeset.io
برای بهرهگیری از این پلتفرم، مراحل زیر را دنبال کنید:
1. ثبتنام و ایجاد پروژه
• به سایت Typeset.io مراجعه و با ایمیل یا حساب گوگل ثبتنام کنید.
• پس از ورود، گزینه Create New Project را انتخاب و عنوان پروژه (مانند نام مقاله یا پایاننامه) را وارد کنید.
2. انتخاب قالب مناسب
• از بخش Templates، ژورنال یا کنفرانس هدف خود را جستجو کنید (مثلاً IEEE یا Springer).
• قالب موردنظر را وارد پروژه کنید. این قالب بهصورت خودکار ساختار مقاله را تنظیم میکند.
3. نگارش محتوا با ابزارهای کمکی
• متن مقاله را در بخشهای از پیش تعیینشده (چکیده، مقدمه، روشها و غیره) وارد کنید.
• از ابزار SciSpace برای تحلیل متن استفاده کنید:
• بخشی از متن را انتخاب و روی آیکون SciSpace کلیک کنید تا توضیحات سادهشده یا پاسخ به سوالات مرتبط دریافت نمایید.
• برای بازنویسی جملات یا بررسی گرامر، از ویژگیهای AI پلتفرم کمک بگیرید.
4. افزودن منابع و استنادها
• منابع خود را به کتابخانه مرجع اضافه کنید (با واردکردن فایل BibTeX یا دستی).
• در متن مقاله، محل نیاز به استناد را مشخص کنید تا پلتفرم بهصورت خودکار فرمت را اعمال نماید.
5. همکاری و دریافت بازخورد
• با کلیک روی Share، لینک پروژه را برای همکاران یا استاد راهنما ارسال کنید.
• نظرات آنها بهصورت کامنت در حاشیه مقاله نمایش داده میشود.
6. خروجیگیری و ارسال به ژورنال
• پس از تکمیل مقاله، گزینه Export را انتخاب و فرمت موردنظر (PDF، Word) را دانلود کنید.
• مقاله نهایی از نظر قالببندی کاملاً مطابق با استانداردهای ژورنال خواهد بود.
🔺مثال عملی از استفاده از SciSpace
فرض کنید مقالهای درباره "تأثیر شبکههای اجتماعی بر سلامت روان نوجوانان" دارید. با استفاده از SciSpace میتوانید:
• بخشی از متن مرتبط با "روشهای تحقیق کیفی" را انتخاب کنید تا ابزار تعریف سادهشده یا مثالهای کاربردی ارائه دهد.
• از پلتفرم بپرسید: «چه عواملی در این پژوهش بهعنوان متغیرهای مستقل شناسایی شدند؟» و پاسخ مبتنی بر محتوای مقاله دریافت کنید.
این پلتفرم برای پژوهشگران در تمام سطوح، از دانشجویان کارشناسی تا محققان حرفهای، ابزاری ضروری است که فرآیند تحقیق را سریعتر، دقیقتر و کمخطاتر میکند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2❤1
✳️ زمان لمباردی چیست؟
✅ لمباردی، یکی از مربیان معروف فوتبال آمریکایی بود که نه به خاطر مربیگریاش، بلکه به خاطر فلسفه کاریاش که به آن «زمان لمباردی» میگویند، مشهور شده است.
▪︎وی در دوران مربیگریاش بازیکنان را مجبور میکرد ۱۵ دقیقه زودتر از موعد هر کاری، خودشان را آماده آن کار کنند. مثلا اگر قرار بود ساعت ۹ صبح سوار اتوبوس بشوند و به محل تمرین بروند، همه بازیکنان موظف بودند ساعت ۸:۴۵ دقیقه در محل قرار حاضر باشند.
▪︎زمان لمباردی کم کم معروف و وارد حوزههای مختلف از جمله کسب و کار و فروش شد، به گونهای که امروزه شرکتها به فروشندگانشان تاکید میکنند که حتما برای قرارها و جلسات مهمشان، زمان لمباردی را رعایت کنند. اما چرا رعایت زمان لمباردی این قدر مهم شده است؟ کافی است نگاهی به این دلایل بیاندازیم:
▪︎طبق برآورد انجمن مدیریت منابع انسانی آمریکا، شرکتهای آمریکایی سالانه بیش از ۳ میلیارد دلار بابت تاخیر فروشندگان خود در جلسات و ملاقاتهای فروش، متضرر میشوند، چون خیلی از مشتریان حرفهای به شدت به وقتشناسی فروشنده اهمیت میدهند و شاید حتی ۱ دقیقه تاخیر را هم تحمل نکنند و در صورت تاخیر فروشنده، جلسه را کنسل کنند.
▪︎با حضور سر وقت در قرارها و ملاقاتهای فروش، هم حرفهای بودنمان و هم احترام به مشتری را نشان میدهیم.
▪︎تحقیقات مختلف نشان میدهد رعایت زمان لمباردی، نظم و انضباط کارمندان را بیشتر و آنها را مجبور میکند زمان کاریشان را بهتر مدیریت کنند.
▪︎وقتی در هر قرار کاری بر اساس زمان لمباردی حاضر میشویم، فرصتی داریم تا خودمان را کمی بیشتر آماده کنیم و استرسمان را کاهش بدهیم. برای مثال، تمام جلسات کاری در شرکت آمازون بر اساس زمان لمباردی تشکیل میشوند و در نتیجه، وقتی همه اعضای جلسه ۱۵ دقیقه زودتر در جلسه حاضر میشوند، فرصت میکنند دستور جلسه یا صورتجلسه جلسات قبلی را مرور و خودشان را برای جلسه آمادهتر کنند.
▪︎فرض کنیم هر کارمندی از جمله فروشندگان شرکت، روزانه فقط ۱۰ دقیقه دیرتر سرکارشان حاضر شوند. در این صورت، در پایان سال، انگار یک هفته سرکار نیامدهاند ولی حقوقشان را دریافت کردهاند!
فما
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ لمباردی، یکی از مربیان معروف فوتبال آمریکایی بود که نه به خاطر مربیگریاش، بلکه به خاطر فلسفه کاریاش که به آن «زمان لمباردی» میگویند، مشهور شده است.
▪︎وی در دوران مربیگریاش بازیکنان را مجبور میکرد ۱۵ دقیقه زودتر از موعد هر کاری، خودشان را آماده آن کار کنند. مثلا اگر قرار بود ساعت ۹ صبح سوار اتوبوس بشوند و به محل تمرین بروند، همه بازیکنان موظف بودند ساعت ۸:۴۵ دقیقه در محل قرار حاضر باشند.
▪︎زمان لمباردی کم کم معروف و وارد حوزههای مختلف از جمله کسب و کار و فروش شد، به گونهای که امروزه شرکتها به فروشندگانشان تاکید میکنند که حتما برای قرارها و جلسات مهمشان، زمان لمباردی را رعایت کنند. اما چرا رعایت زمان لمباردی این قدر مهم شده است؟ کافی است نگاهی به این دلایل بیاندازیم:
▪︎طبق برآورد انجمن مدیریت منابع انسانی آمریکا، شرکتهای آمریکایی سالانه بیش از ۳ میلیارد دلار بابت تاخیر فروشندگان خود در جلسات و ملاقاتهای فروش، متضرر میشوند، چون خیلی از مشتریان حرفهای به شدت به وقتشناسی فروشنده اهمیت میدهند و شاید حتی ۱ دقیقه تاخیر را هم تحمل نکنند و در صورت تاخیر فروشنده، جلسه را کنسل کنند.
▪︎با حضور سر وقت در قرارها و ملاقاتهای فروش، هم حرفهای بودنمان و هم احترام به مشتری را نشان میدهیم.
▪︎تحقیقات مختلف نشان میدهد رعایت زمان لمباردی، نظم و انضباط کارمندان را بیشتر و آنها را مجبور میکند زمان کاریشان را بهتر مدیریت کنند.
▪︎وقتی در هر قرار کاری بر اساس زمان لمباردی حاضر میشویم، فرصتی داریم تا خودمان را کمی بیشتر آماده کنیم و استرسمان را کاهش بدهیم. برای مثال، تمام جلسات کاری در شرکت آمازون بر اساس زمان لمباردی تشکیل میشوند و در نتیجه، وقتی همه اعضای جلسه ۱۵ دقیقه زودتر در جلسه حاضر میشوند، فرصت میکنند دستور جلسه یا صورتجلسه جلسات قبلی را مرور و خودشان را برای جلسه آمادهتر کنند.
▪︎فرض کنیم هر کارمندی از جمله فروشندگان شرکت، روزانه فقط ۱۰ دقیقه دیرتر سرکارشان حاضر شوند. در این صورت، در پایان سال، انگار یک هفته سرکار نیامدهاند ولی حقوقشان را دریافت کردهاند!
فما
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
فایل_کتاب_تغییربازی_خلق_استراتژی_های_نوآورانه.pdf
3.7 MB
📚تغییر بازی: آیا آمادهاید جهان را تغییر دهید؟ رابرت فیسک
✳️ آیا همبستگی به معنای رابطه علّی است؟
✅ اکثر اقتصاددانها از همبستگیهای آماری بین دادههای تاریخی استفاده میکنند تا آینده اقتصاد را پیشبینی کنند. مثلاً مشاهده شده که تغییرات با تأخیر در عرضه پول، با نرخ رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) همبستگی مثبت دارد. بر اساس این همبستگی، بعضی اقتصاددانها به اشتباه نتیجه میگیرند که رشد عرضه پول در گذشته باعث رشد اقتصادی میشود. اما برای اثبات رابطه علّی، باید ماهیت رشد اقتصادی و عرضه پول را دقیقتر بررسی کرد.
▪︎ برای حفظ زندگی و رفاه، هر فردی به کالاهای کافی نیاز دارد. اما این کالاها خودبهخود وجود ندارند باید تولید شوند. بدون ابزار (کالاهای سرمایهای)، یک فرد فقط میتواند مقدار بسیار محدودی از منابع طبیعی را مستقیماً برای بقا استفاده کند. مثلاً تصور کنید کسی در جنگل گیر افتاده باشد. برای زنده ماندن، فقط میتواند چند سیب از درخت بچیند این تنها منبع در دسترس اوست.
▪︎ حالا اگر این فرد یک چوب بلند (یک کالای سرمایهای) داشته باشد، میتواند بهرهوری خود را افزایش دهد و سیبهای بیشتری بچیند. اما مشکل اینجاست که ساخت این چوب، خودش زمان و انرژی میخواهد. اگر او وقتش را صرف ساختن چوب کند، فرصت چیدن سیب را از دست میدهد. راهحل این مشکل چیست؟ پسانداز و سرمایهگذاری. حتی اگر ساخت چوب هزینههایی داشته باشد، در نهایت باعث صرفهجویی در زمان و انرژی میشود و تولید را افزایش میدهد. تولید بیشتر مساوی با پسانداز بیشتر و سرمایهگذاری بیشتر، اساس رشد اقتصادی است.
▪︎ مبادله کالا به کالا (تهاتر) در اقتصادهای پیچیده کارایی ندارد. مثلاً اگر یک قصاب بخواهد گوشت را با میوه معامله کند، باید یک میوهفروش پیدا کند که همزمان به گوشت نیاز داشته باشد که احتمال آن کم است. پول به عنوان وسیله مبادله عمومی این مشکل را حل کرد. پول، کالایی است که همه آن را میپذیرند.
▪︎ در دنیای پول، قصاب میتواند گوشت را بفروشد، پول بگیرد و بعد با آن میوه بخرد. میوهفروش هم میتواند پولش را برای کفش خرج کند. دلیل امکانپذیر شدن این مبادلات، قابلیت فروش بالای پول است. پول به عنوان واسطه مبادله، خرید و فروش را تسهیل میکند. اما وقتی دولت پول جدید بدون پشتوانه چاپ میکند (تورم پولی)، در واقع «هیچ» را با «چیزی» معامله میکند. مثلاً پول تقلبی را در نظر بگیرید: وقتی جاعل پول جعل میکند و با آن کالا میخرد، در واقع هیچ ارزش جدیدی به اقتصاد اضافه نکرده، اما کالاها را از تولیدکنندگان واقعی به سمت خودش منتقل میکند.
▪︎ افزایش مصنوعی عرضه پول هم دقیقاً همین اثر را دارد: منابع را از ثروتسازان واقعی به سمت کسانی که ارزشی تولید نمیکنند منتقل میکند. این کار توانایی تولید ثروت را تضعیف میکند. پس ارتباط رشد پول و رشد اقتصادی چیست؟ آیا همبستگی مثبت بین رشد عرضه پول و رشد GDP به این معناست که پول بیشتر باعث رشد اقتصادی میشود؟ نه! عوامل واقعی رشد اقتصادی عبارتند از: حقوق مالکیت, تجارت آزاد, پول سالم تولید، پسانداز و سرمایهگذاری. پول فقط یک واسطه است , به خودی خود چیزی تولید نمیکند. پسانداز است که به افراد اجازه میدهد در مراحل مختلف تولید مشارکت کنند.
▪︎ چرا همبستگی وجود دارد؟ در اقتصاد بازار، قیمتها بر اساس پول بیان میشوند. وقتی عرضه پول به صورت مصنوعی افزایش مییابد، این افزایش بلافاصله در تمام بازارها پخش نمیشود. ابتدا قیمتهای برخی کالاها را بالا میبرد و به تدریج اثرش را میگذارد. به همین دلیل، تغییرات قیمت با تأخیر نسبت به تغییرات پول رخ میدهد. از آنجا که شاخصهایی مثل GDP بر اساس حجم مبادلات پولی محاسبه میشوند، جای تعجب نیست که رشد پول با رشد GDP همبستگی داشته باشد. اما این به معنای رابطه علّی نیست!
▪︎ همبستگی مساوی با علیتت نیست. همبستگی فقط توصیف میکند، اما توجیه نمیکند. رشد واقعی اقتصاد ناشی از پسانداز و تولید است، نه پول بیشتر. اگر پول به تنهایی باعث رشد میشد، هیچ کشوری فقیر نبود. کافی بود پول چاپ کنند! افزایش تورمی عرضه پول نه تنها باعث رشد اقتصاد نمیشود، بلکه باعث جابجایی نادرست پساندازها و ایجاد چرخههای رونق و رکود میشود. تورم پولی نهتنها رشد ایجاد نمیکند، بلکه با تحریف قیمتها و ساختار تولید، بحرانهای boom-bust (رونق-رکود) را دامن میزند. پس دفعه بعد که کسی گفت «پول بیشتر = اقتصاد قویتر»، یادتان باشد: همبستگی لزوماً به معنای علیت نیست.
https://mises.org/mises-wire/does-correlation-mean-causation
ترجمه از: رضا غنی پور
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ اکثر اقتصاددانها از همبستگیهای آماری بین دادههای تاریخی استفاده میکنند تا آینده اقتصاد را پیشبینی کنند. مثلاً مشاهده شده که تغییرات با تأخیر در عرضه پول، با نرخ رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) همبستگی مثبت دارد. بر اساس این همبستگی، بعضی اقتصاددانها به اشتباه نتیجه میگیرند که رشد عرضه پول در گذشته باعث رشد اقتصادی میشود. اما برای اثبات رابطه علّی، باید ماهیت رشد اقتصادی و عرضه پول را دقیقتر بررسی کرد.
▪︎ برای حفظ زندگی و رفاه، هر فردی به کالاهای کافی نیاز دارد. اما این کالاها خودبهخود وجود ندارند باید تولید شوند. بدون ابزار (کالاهای سرمایهای)، یک فرد فقط میتواند مقدار بسیار محدودی از منابع طبیعی را مستقیماً برای بقا استفاده کند. مثلاً تصور کنید کسی در جنگل گیر افتاده باشد. برای زنده ماندن، فقط میتواند چند سیب از درخت بچیند این تنها منبع در دسترس اوست.
▪︎ حالا اگر این فرد یک چوب بلند (یک کالای سرمایهای) داشته باشد، میتواند بهرهوری خود را افزایش دهد و سیبهای بیشتری بچیند. اما مشکل اینجاست که ساخت این چوب، خودش زمان و انرژی میخواهد. اگر او وقتش را صرف ساختن چوب کند، فرصت چیدن سیب را از دست میدهد. راهحل این مشکل چیست؟ پسانداز و سرمایهگذاری. حتی اگر ساخت چوب هزینههایی داشته باشد، در نهایت باعث صرفهجویی در زمان و انرژی میشود و تولید را افزایش میدهد. تولید بیشتر مساوی با پسانداز بیشتر و سرمایهگذاری بیشتر، اساس رشد اقتصادی است.
▪︎ مبادله کالا به کالا (تهاتر) در اقتصادهای پیچیده کارایی ندارد. مثلاً اگر یک قصاب بخواهد گوشت را با میوه معامله کند، باید یک میوهفروش پیدا کند که همزمان به گوشت نیاز داشته باشد که احتمال آن کم است. پول به عنوان وسیله مبادله عمومی این مشکل را حل کرد. پول، کالایی است که همه آن را میپذیرند.
▪︎ در دنیای پول، قصاب میتواند گوشت را بفروشد، پول بگیرد و بعد با آن میوه بخرد. میوهفروش هم میتواند پولش را برای کفش خرج کند. دلیل امکانپذیر شدن این مبادلات، قابلیت فروش بالای پول است. پول به عنوان واسطه مبادله، خرید و فروش را تسهیل میکند. اما وقتی دولت پول جدید بدون پشتوانه چاپ میکند (تورم پولی)، در واقع «هیچ» را با «چیزی» معامله میکند. مثلاً پول تقلبی را در نظر بگیرید: وقتی جاعل پول جعل میکند و با آن کالا میخرد، در واقع هیچ ارزش جدیدی به اقتصاد اضافه نکرده، اما کالاها را از تولیدکنندگان واقعی به سمت خودش منتقل میکند.
▪︎ افزایش مصنوعی عرضه پول هم دقیقاً همین اثر را دارد: منابع را از ثروتسازان واقعی به سمت کسانی که ارزشی تولید نمیکنند منتقل میکند. این کار توانایی تولید ثروت را تضعیف میکند. پس ارتباط رشد پول و رشد اقتصادی چیست؟ آیا همبستگی مثبت بین رشد عرضه پول و رشد GDP به این معناست که پول بیشتر باعث رشد اقتصادی میشود؟ نه! عوامل واقعی رشد اقتصادی عبارتند از: حقوق مالکیت, تجارت آزاد, پول سالم تولید، پسانداز و سرمایهگذاری. پول فقط یک واسطه است , به خودی خود چیزی تولید نمیکند. پسانداز است که به افراد اجازه میدهد در مراحل مختلف تولید مشارکت کنند.
▪︎ چرا همبستگی وجود دارد؟ در اقتصاد بازار، قیمتها بر اساس پول بیان میشوند. وقتی عرضه پول به صورت مصنوعی افزایش مییابد، این افزایش بلافاصله در تمام بازارها پخش نمیشود. ابتدا قیمتهای برخی کالاها را بالا میبرد و به تدریج اثرش را میگذارد. به همین دلیل، تغییرات قیمت با تأخیر نسبت به تغییرات پول رخ میدهد. از آنجا که شاخصهایی مثل GDP بر اساس حجم مبادلات پولی محاسبه میشوند، جای تعجب نیست که رشد پول با رشد GDP همبستگی داشته باشد. اما این به معنای رابطه علّی نیست!
▪︎ همبستگی مساوی با علیتت نیست. همبستگی فقط توصیف میکند، اما توجیه نمیکند. رشد واقعی اقتصاد ناشی از پسانداز و تولید است، نه پول بیشتر. اگر پول به تنهایی باعث رشد میشد، هیچ کشوری فقیر نبود. کافی بود پول چاپ کنند! افزایش تورمی عرضه پول نه تنها باعث رشد اقتصاد نمیشود، بلکه باعث جابجایی نادرست پساندازها و ایجاد چرخههای رونق و رکود میشود. تورم پولی نهتنها رشد ایجاد نمیکند، بلکه با تحریف قیمتها و ساختار تولید، بحرانهای boom-bust (رونق-رکود) را دامن میزند. پس دفعه بعد که کسی گفت «پول بیشتر = اقتصاد قویتر»، یادتان باشد: همبستگی لزوماً به معنای علیت نیست.
https://mises.org/mises-wire/does-correlation-mean-causation
ترجمه از: رضا غنی پور
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Mises Institute
Does Correlation Mean Causation?
Carl Menger wrote, “All things are subject to the law of cause and effect.” Unfortunately, modern academic economists all too often confuse correlation of economic phenomena with causality.
✳️ افزایش بهرهوری بانکها از طریق سادهسازی در مقیاس بزرگ
✅ بهرهوری در بخش بانکی متوقف شده، بنابراین در این مطلب، ابزارها و تکنیکهایی برای دستیابی به تغییر پایدار ارائه شده است.
لینک مرتبط:
https://bahrevarnews.ir/?p=18195
✅ بهرهوری در بخش بانکی متوقف شده، بنابراین در این مطلب، ابزارها و تکنیکهایی برای دستیابی به تغییر پایدار ارائه شده است.
لینک مرتبط:
https://bahrevarnews.ir/?p=18195
بهرهور نیوز
مجله بهرهوری (34): افزایش بهرهوری بانکها از طریق سادهسازی در مقیاس بزرگ | بهرهور نیوز
بهرهوری در بخش بانکی متوقف شده، بنابراین در این مطلب، ابزارها و تکنیکهایی برای دستیابی به تغییر پایدار ارائه شده است. به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، بهرهوری، کارایی و…
✳️ از بین رفتن قبح تعطیلی
✍ محسن جلال پور
✅ فشار دادن دکمه تعطیلی، تنها کاری است که تصمیمگیران کشور در آن تبحر پیدا کردهاند و برای انجام آن درنگ نمیکنند. انگار میان همه راهحلهای کوچک و بزرگی که در جعبه ابزارشان وجود دارد، تعطیل کردن از همه دم دستتر است.
تعطیلی نه مشکل سیاسی دارد، نه ایراد شرعی بر آن میگیرند، نه مردم را تحریک میکند و نه رسانه به آن حساسیت دارد. به همین دلیل است که دست و دل سیاستمدارانی که برای اصلاح و ساختن و رونق دادن میلرزد، برای توقیف و تعطیل کردن و برچیدن، ثانیهای تردید نمیکند. انگار قبح تعطیل کردن و تعطیل شدن از بین رفته و این خیلی برای آینده کشور نگرانکننده است.
🔹اما چرا تنها واکنش تصمیمگیران در برابر مشکلات کوچک و بزرگ، تعطیل کردن کشور است؟ این پرسش، ریشه در الگویی غلط دارد که در سالهای اخیر به انتخاب اصلی همه دولتها تبدیل شده است.
ساختاری که دوست ندارد هزینه اصلاحات اقتصادی را بپردازد، دنبال راهحلهای کم هزینه است و چه راهحلی از این ارزانتر که در برابر هر مشکلی، تصمیم به تعطیلی بگیرد. با کمبود گاز، صنایع را تعطیل کند، با آلودگی هوا، آموزش را به محاق ببرد، با کمبود برق، خوزستان را خاموش کند و ...
بدون شک ریشه این عادت به ضعفهای نظام حکمرانی باز میگردد که وقوع بحرانها را به تعویق میاندازد و به جای پیشبینی و پیشگیری، اغلب منتظر وقوع بحران میماند و سپس با سادهترین ابزارها مثل تعطیل کردن کارخانهها و مدرسهها، به آن واکنش نشان میدهد.
این رویکرد نهتنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه به فهرست نااطمنانیها، نااطمینانی تعطیلیها را هم اضافه میکند و به این ترتیب، قباحت تعطیل کردن را بهتدریج از بین برده و آن را برای نسلهای آیندهساز به امری عادی تبدیل کرده است. عادیسازی تعطیلی، نشانهای از ضعف در حکمرانی است؛ جایی که به جای حل مسئله، صورتمسئله پاک میشود.
🔹دولتها برای تعطیل کردن و برچیدن نمیآیند؛ میآیند که نگذارند کار به تعطیل کردن برسد، میآیند که امنیت را تأمین کنند، میآیند که زیرساختها تأمین شود، میآیند که نهاد بسازند و قاعده بازی تعریف کنند، اما در سالهای گذشته جایگاه نهاد دولت در نظام حکمرانی ما به قدری تنزل یافته که باید درباره خاموشی و تعطیلی جلسه بگذارد و نه برای رشد و توسعه.
🔹این نهاد کم اثر اما متوجه نیست که تعطیلیها چگونه به اقتصاد کشور ضربه میزند. که توقف فعالیتهای تولیدی، خدماتی و تجاری، حتی برای نصف روز، چگونه زنجیره تأمین را مختل کرده و هزینههای سنگینی به کسبوکارها تحمیل میکند. متوجه نیست که کارگران روزمزد و مشاغل کوچک که توان تحمل این توقفها را ندارند، چگونه آسیب میبینند. حتی برای تعطیل کردن هم حاضر به پذیرفتن بخشی از هزینههای تحمیل شده نیست. نه معادل تعطیلیها مالیات را کم میکند و نه از فشار تأمین اجتماعی میکاهد.
🔹 برای گذار از این شرایط چه باید کرد؟
برای برونرفت از این چرخه، نیاز به تغییر انگارهها در مدیریت کشور است. سرمایهگذاری در زیرساختهای مقاوم، تقویت نظام آموزشی برای انطباق با شرایط بحرانی و توسعه برنامههای پیشگیرانه برای مدیریت منابع و اقلیم، تنها بخشی از راهکارهای ممکن هستند. تصمیمگیران باید بپذیرند که تعطیلی، راهحل نیست، بلکه نشانهای از ناتوانی در مواجهه با چالشهاست. جامعهای که به تعطیلی عادت کند، از پویایی و پیشرفت بازمیماند.
زمان آن رسیده که به جای فشار دادن دکمه تعطیلی، دکمه تدبیر و برنامهریزی را فعال کنیم.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✍ محسن جلال پور
✅ فشار دادن دکمه تعطیلی، تنها کاری است که تصمیمگیران کشور در آن تبحر پیدا کردهاند و برای انجام آن درنگ نمیکنند. انگار میان همه راهحلهای کوچک و بزرگی که در جعبه ابزارشان وجود دارد، تعطیل کردن از همه دم دستتر است.
تعطیلی نه مشکل سیاسی دارد، نه ایراد شرعی بر آن میگیرند، نه مردم را تحریک میکند و نه رسانه به آن حساسیت دارد. به همین دلیل است که دست و دل سیاستمدارانی که برای اصلاح و ساختن و رونق دادن میلرزد، برای توقیف و تعطیل کردن و برچیدن، ثانیهای تردید نمیکند. انگار قبح تعطیل کردن و تعطیل شدن از بین رفته و این خیلی برای آینده کشور نگرانکننده است.
🔹اما چرا تنها واکنش تصمیمگیران در برابر مشکلات کوچک و بزرگ، تعطیل کردن کشور است؟ این پرسش، ریشه در الگویی غلط دارد که در سالهای اخیر به انتخاب اصلی همه دولتها تبدیل شده است.
ساختاری که دوست ندارد هزینه اصلاحات اقتصادی را بپردازد، دنبال راهحلهای کم هزینه است و چه راهحلی از این ارزانتر که در برابر هر مشکلی، تصمیم به تعطیلی بگیرد. با کمبود گاز، صنایع را تعطیل کند، با آلودگی هوا، آموزش را به محاق ببرد، با کمبود برق، خوزستان را خاموش کند و ...
بدون شک ریشه این عادت به ضعفهای نظام حکمرانی باز میگردد که وقوع بحرانها را به تعویق میاندازد و به جای پیشبینی و پیشگیری، اغلب منتظر وقوع بحران میماند و سپس با سادهترین ابزارها مثل تعطیل کردن کارخانهها و مدرسهها، به آن واکنش نشان میدهد.
این رویکرد نهتنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه به فهرست نااطمنانیها، نااطمینانی تعطیلیها را هم اضافه میکند و به این ترتیب، قباحت تعطیل کردن را بهتدریج از بین برده و آن را برای نسلهای آیندهساز به امری عادی تبدیل کرده است. عادیسازی تعطیلی، نشانهای از ضعف در حکمرانی است؛ جایی که به جای حل مسئله، صورتمسئله پاک میشود.
🔹دولتها برای تعطیل کردن و برچیدن نمیآیند؛ میآیند که نگذارند کار به تعطیل کردن برسد، میآیند که امنیت را تأمین کنند، میآیند که زیرساختها تأمین شود، میآیند که نهاد بسازند و قاعده بازی تعریف کنند، اما در سالهای گذشته جایگاه نهاد دولت در نظام حکمرانی ما به قدری تنزل یافته که باید درباره خاموشی و تعطیلی جلسه بگذارد و نه برای رشد و توسعه.
🔹این نهاد کم اثر اما متوجه نیست که تعطیلیها چگونه به اقتصاد کشور ضربه میزند. که توقف فعالیتهای تولیدی، خدماتی و تجاری، حتی برای نصف روز، چگونه زنجیره تأمین را مختل کرده و هزینههای سنگینی به کسبوکارها تحمیل میکند. متوجه نیست که کارگران روزمزد و مشاغل کوچک که توان تحمل این توقفها را ندارند، چگونه آسیب میبینند. حتی برای تعطیل کردن هم حاضر به پذیرفتن بخشی از هزینههای تحمیل شده نیست. نه معادل تعطیلیها مالیات را کم میکند و نه از فشار تأمین اجتماعی میکاهد.
🔹 برای گذار از این شرایط چه باید کرد؟
برای برونرفت از این چرخه، نیاز به تغییر انگارهها در مدیریت کشور است. سرمایهگذاری در زیرساختهای مقاوم، تقویت نظام آموزشی برای انطباق با شرایط بحرانی و توسعه برنامههای پیشگیرانه برای مدیریت منابع و اقلیم، تنها بخشی از راهکارهای ممکن هستند. تصمیمگیران باید بپذیرند که تعطیلی، راهحل نیست، بلکه نشانهای از ناتوانی در مواجهه با چالشهاست. جامعهای که به تعطیلی عادت کند، از پویایی و پیشرفت بازمیماند.
زمان آن رسیده که به جای فشار دادن دکمه تعطیلی، دکمه تدبیر و برنامهریزی را فعال کنیم.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ رهبری درسازمان و دیگرهیچ؟!
✅ ما نمی توانیم کسی را تغییر بدهیم
اما باید محیط و شرایطی را فراهم آوریم که افراد به غیر از انتخاب های مثبت راه دیگری نداشته باشند.
👈 این یعنی باید محیطی مثبت، پرانگیزه و رشد دهنده ای را ایجاد کنیم.
✍رهبری از منظر ویلیام گلسر
✅ ما نمی توانیم کسی را تغییر بدهیم
اما باید محیط و شرایطی را فراهم آوریم که افراد به غیر از انتخاب های مثبت راه دیگری نداشته باشند.
👈 این یعنی باید محیطی مثبت، پرانگیزه و رشد دهنده ای را ایجاد کنیم.
✍رهبری از منظر ویلیام گلسر
👍1
✳️ ۱۰ راه برای تبدیل شدن به یک رهبر سازمانی کارآمد
✅ رهبری یکی از ضروریترین وظایف و کارکردهای یک مدیر بهشمار میآید که متاسفانه بسیاری از مدیران از عملکرد بینقصی در این زمینه برخوردار نیستند؛ چراکه اغلب مدیران که پیش از این جزو استعدادها و نیروهای موثر و موفق شرکتهای متبوع خود بودند و سپس به مقام مدیریت شرکت ارتقا یافتهاند، از بسیاری از مسائل و ریزه کاریهای مدیریت و رهبری بی خبرند و در عمل، مدیرانی نالایق و نا موفق از آب درمیآیند. به عبارت بهتر، یک کارمند موفق بودن تضمین کننده موفقیت حتمی در نقش مدیریتی نیست؛ بهویژه زمانی که قرار باشد کارمند سابق و مدیر کنونی مسوولیت مدیریت و رهبری کسانی را برعهده بگیرد که تا پیش از این، همکاران و دوستانش بودهاند. در اینجا ۱۰ توصیه ناب مدیریتی آمده است که با بهکار بستن آنها امکان تبدیل شدن افراد به مدیرانی موفق و کارآمد تا حد بسیار زیادی فراهم میآید.
۱- بپذیرید که هنوز چیزهای بسیار زیادی باقی مانده است که باید بیاموزید: یک مدیر همیشه باید به یاد داشته باشد که اگرچه موفقیتهای بسیاری را کسب کرده و برای ارتقای شغلیاش زحمتهای بسیاری کشیده، اما هنوز چیزهای بسیار زیادی باقیمانده که باید بیاموزد آن هم از هر کسی در اطرافش ازجمله همکاران سابق و زیردستان امروز.
۲- بهصورت شفاف و روشن با دیگران ارتباط برقرار کنید: یک مدیر کارآمد مدیری است که ضمن اجتناب از پنهان کاری، اهداف پروژه، اولویتهای کاری و ضربالاجلهای موجود را به شکل شفاف و صریح با اعضای تیمش در میان بگذارد و با همین شفافسازی بتواند هم بر اعتبار خود نزد افراد تیم بیفزاید و هم حمایت همه جانبه تمام اعضای تیمش را پشت خود داشته باشد. برای این کار لازم است که دریافت بازخوردها و نظرات اعضای تیم با آغوش باز به یکی از عادات مدیریتی مدیران و رهبران تبدیل شود.
۳- الگویی عالی برای اعضای تیمتان باشید: یک مدیر هنگامی میتواند از اعضای تیمش توقع عملکردی درخشان داشته باشد که خود چنین باشد. بهعنوان مثال اگر یک مدیر رفتاری دوستانه و محترمانه با تمام اعضای تیمش داشته باشد، میتواند همین توقع را از دیگران داشته باشد و آنها را به دوستانه و محترمانه رفتار کردن تشویق کند. پس اگر میخواهید گزارشهایی که افرادتان برای شما آماده میکنند بدون غلط باشد، در وهله اول روی نگارش نامهها و دستورالعملهای خودتان تمرکز کنید و آنها را بی نقص و عالی برای افرادتان ارسال کنید.
۴-از افرادتان بخواهید تا نظرات و انتقادات شان را با شما درمیان بگذارند:در اغلب موارد کارمندان و اعضای تیمهای کاری تمایلی برای مطرح ساختن نظرات و عقاید خود نشان نمیدهند مگر اینکه چنین چیزی از آنها خواسته شود و این وظیفه مدیر و رهبر گروه است که چنین چیزی را از اعضای تیمش بخواهد و در بلندمدت، اظهار نظر و تبادل آزاد اطلاعات را به بخشی از فرهنگ سازمانی تبدیل کند. سیاست درهای باز و اطمینان پیداکردن اعضای تیم از تمایل جدی مدیریت برای شنیدن نظرات آنها بسیاری از نا ممکنها را امکانپذیر میسازد.
۵- به اعضای تیمتان ثابت کنید که آنها را میبینید: دلایل بسیاری وجود دارد که لزوم توجه به اعضای تیم و دیدن عملکردهای آنها را به مدیران گوشزد میکند. علنی کردن و تشویق عملکرد درخشان افراد نهتنها اعتماد به نفس آنها را افزایش میدهد، بلکه زمینه بسیار مساعدی برای تکرار و افزایش موفقیتهای آینده افراد پدید میآورد. مدیران موفق و کارآمد کسانی هستند که تشویق و تحسین افرادشان را به بخشی از فعالیتهای روزمره خود تبدیل کردهاند و روحیه دادن به افرادشان را به سیستم رسمی پاداش و تشویق منحصر نمیکنند.
۶- مصمم باشید: یک مدیر موفق کسی است که تصمیمات درست اتخاذ میکند و به تصمیماتی که اتخاذ کرده، وفادار میماند. اعضای تیم به هیچ عنوان مدیری را که تصمیماتش را بهطور مداوم عوض میکند بهعنوان مدیری مقتدر و رهبری لایق قبول نمیکنند. البته مدیران نباید در پافشاری روی تصمیمات خود راه افراط را در پیش بگیرند؛ چراکه در این حالت ممکن است دچار دیکتاتوری و یکجانبهگرایی شوند. مشارکت دادن اعضای تیم در زمان اتخاذ تصمیم و مشورت گرفتن از دیگران هم میتواند از اتخاذ تصمیمات نادرستی که بعدها مجبور به تغییر دادنشان خواهید شد، جلوگیری کند و هم افرادتان را نسبت به تصمیماتی که اتخاذ شده وفادارتر سازد.
۷-به تیمتان کمک کنید تا تصویری بزرگ از آنچه در حال رخ دادن است به دست آورند: یک مدیر کارآمد همیشه اطلاعات کاملی در مورد تاثیرگذاری و نقش اعضای تیمش در برآورده شدن اهداف کلان سازمان یا تیمی که در آن عضویت دارند، ارائه میدهد و به این وسیله تصویری بزرگتر از اهداف و کارکردهای روزمره آنها در اختیارشان قرار میدهد.
✅ رهبری یکی از ضروریترین وظایف و کارکردهای یک مدیر بهشمار میآید که متاسفانه بسیاری از مدیران از عملکرد بینقصی در این زمینه برخوردار نیستند؛ چراکه اغلب مدیران که پیش از این جزو استعدادها و نیروهای موثر و موفق شرکتهای متبوع خود بودند و سپس به مقام مدیریت شرکت ارتقا یافتهاند، از بسیاری از مسائل و ریزه کاریهای مدیریت و رهبری بی خبرند و در عمل، مدیرانی نالایق و نا موفق از آب درمیآیند. به عبارت بهتر، یک کارمند موفق بودن تضمین کننده موفقیت حتمی در نقش مدیریتی نیست؛ بهویژه زمانی که قرار باشد کارمند سابق و مدیر کنونی مسوولیت مدیریت و رهبری کسانی را برعهده بگیرد که تا پیش از این، همکاران و دوستانش بودهاند. در اینجا ۱۰ توصیه ناب مدیریتی آمده است که با بهکار بستن آنها امکان تبدیل شدن افراد به مدیرانی موفق و کارآمد تا حد بسیار زیادی فراهم میآید.
۱- بپذیرید که هنوز چیزهای بسیار زیادی باقی مانده است که باید بیاموزید: یک مدیر همیشه باید به یاد داشته باشد که اگرچه موفقیتهای بسیاری را کسب کرده و برای ارتقای شغلیاش زحمتهای بسیاری کشیده، اما هنوز چیزهای بسیار زیادی باقیمانده که باید بیاموزد آن هم از هر کسی در اطرافش ازجمله همکاران سابق و زیردستان امروز.
۲- بهصورت شفاف و روشن با دیگران ارتباط برقرار کنید: یک مدیر کارآمد مدیری است که ضمن اجتناب از پنهان کاری، اهداف پروژه، اولویتهای کاری و ضربالاجلهای موجود را به شکل شفاف و صریح با اعضای تیمش در میان بگذارد و با همین شفافسازی بتواند هم بر اعتبار خود نزد افراد تیم بیفزاید و هم حمایت همه جانبه تمام اعضای تیمش را پشت خود داشته باشد. برای این کار لازم است که دریافت بازخوردها و نظرات اعضای تیم با آغوش باز به یکی از عادات مدیریتی مدیران و رهبران تبدیل شود.
۳- الگویی عالی برای اعضای تیمتان باشید: یک مدیر هنگامی میتواند از اعضای تیمش توقع عملکردی درخشان داشته باشد که خود چنین باشد. بهعنوان مثال اگر یک مدیر رفتاری دوستانه و محترمانه با تمام اعضای تیمش داشته باشد، میتواند همین توقع را از دیگران داشته باشد و آنها را به دوستانه و محترمانه رفتار کردن تشویق کند. پس اگر میخواهید گزارشهایی که افرادتان برای شما آماده میکنند بدون غلط باشد، در وهله اول روی نگارش نامهها و دستورالعملهای خودتان تمرکز کنید و آنها را بی نقص و عالی برای افرادتان ارسال کنید.
۴-از افرادتان بخواهید تا نظرات و انتقادات شان را با شما درمیان بگذارند:در اغلب موارد کارمندان و اعضای تیمهای کاری تمایلی برای مطرح ساختن نظرات و عقاید خود نشان نمیدهند مگر اینکه چنین چیزی از آنها خواسته شود و این وظیفه مدیر و رهبر گروه است که چنین چیزی را از اعضای تیمش بخواهد و در بلندمدت، اظهار نظر و تبادل آزاد اطلاعات را به بخشی از فرهنگ سازمانی تبدیل کند. سیاست درهای باز و اطمینان پیداکردن اعضای تیم از تمایل جدی مدیریت برای شنیدن نظرات آنها بسیاری از نا ممکنها را امکانپذیر میسازد.
۵- به اعضای تیمتان ثابت کنید که آنها را میبینید: دلایل بسیاری وجود دارد که لزوم توجه به اعضای تیم و دیدن عملکردهای آنها را به مدیران گوشزد میکند. علنی کردن و تشویق عملکرد درخشان افراد نهتنها اعتماد به نفس آنها را افزایش میدهد، بلکه زمینه بسیار مساعدی برای تکرار و افزایش موفقیتهای آینده افراد پدید میآورد. مدیران موفق و کارآمد کسانی هستند که تشویق و تحسین افرادشان را به بخشی از فعالیتهای روزمره خود تبدیل کردهاند و روحیه دادن به افرادشان را به سیستم رسمی پاداش و تشویق منحصر نمیکنند.
۶- مصمم باشید: یک مدیر موفق کسی است که تصمیمات درست اتخاذ میکند و به تصمیماتی که اتخاذ کرده، وفادار میماند. اعضای تیم به هیچ عنوان مدیری را که تصمیماتش را بهطور مداوم عوض میکند بهعنوان مدیری مقتدر و رهبری لایق قبول نمیکنند. البته مدیران نباید در پافشاری روی تصمیمات خود راه افراط را در پیش بگیرند؛ چراکه در این حالت ممکن است دچار دیکتاتوری و یکجانبهگرایی شوند. مشارکت دادن اعضای تیم در زمان اتخاذ تصمیم و مشورت گرفتن از دیگران هم میتواند از اتخاذ تصمیمات نادرستی که بعدها مجبور به تغییر دادنشان خواهید شد، جلوگیری کند و هم افرادتان را نسبت به تصمیماتی که اتخاذ شده وفادارتر سازد.
۷-به تیمتان کمک کنید تا تصویری بزرگ از آنچه در حال رخ دادن است به دست آورند: یک مدیر کارآمد همیشه اطلاعات کاملی در مورد تاثیرگذاری و نقش اعضای تیمش در برآورده شدن اهداف کلان سازمان یا تیمی که در آن عضویت دارند، ارائه میدهد و به این وسیله تصویری بزرگتر از اهداف و کارکردهای روزمره آنها در اختیارشان قرار میدهد.
👍1
با داشتن چنین تصویر جامعی است که افراد گروه به روشنی درمییابند که هر کاری که انجام میدهند چه تاثیر تعیین کنندهای در تحقق اهداف کلان سازمان ایفا میکند.
۸-محیطی سرشار از یادگیری و پیشرفت مداوم که خودتان هم در آن دخیل هستید ایجاد کنید: همیشه اعضای تیمتان را تشویق به جستوجو و کنکاش برای یافتن روشها و تکنیکهای جدیدتر برای دستیابی به اهداف خود و سازمان کنید. این امکان را در اختیار افرادتان قرار دهید تا از اشتباهاتشان درس بگیرند و در قبال استفاده از روشهای جدید آنها را مورد تقدیر قرار دهید.
۹- رهنمونهای حرفهای در اختیار اعضای تیمتان قرار دهید: یک مدیر و رهبر کارآمد باید یک مشاور و معلم تمام عیار نیز باشد؛ کسی که اعضای تیمش بتوانند به او تکیه کنند و از او بیاموزند. پس شما بهعنوان یک رهبر حتما باید خود را نسبت به مسائل و چالشهای افرادتان مسوول و علاقهمند نشان دهید و در صورت نیاز تعلیمات لازم را در اختیار زیردستانتان قرار دهید و بدانید که این کار احترام و شیفتگی اعضای تیمتان نسبت به شما را در پی خواهد داشت.
۱۰- صبور و شکیبا باشید: تبدیل شدن به یک مدیر کارآمد و لایق فرآیندی زمانبر و در اغلب موارد طولانی است که در وهله نخست صبر و شکیبایی شما را میطلبد سپس حوصله اعضای تیمتان را. پس برای موفقیت کامل و به ثمر نشستن زحمات خود باید صبور باشید و گام به گام به سمت تبدیل شدن به مدیری کاربلد و تاثیرگذار حرکت کنید.
منبع: Manager asked
بازنشراز: گروه مدیران منابع انسانی
۸-محیطی سرشار از یادگیری و پیشرفت مداوم که خودتان هم در آن دخیل هستید ایجاد کنید: همیشه اعضای تیمتان را تشویق به جستوجو و کنکاش برای یافتن روشها و تکنیکهای جدیدتر برای دستیابی به اهداف خود و سازمان کنید. این امکان را در اختیار افرادتان قرار دهید تا از اشتباهاتشان درس بگیرند و در قبال استفاده از روشهای جدید آنها را مورد تقدیر قرار دهید.
۹- رهنمونهای حرفهای در اختیار اعضای تیمتان قرار دهید: یک مدیر و رهبر کارآمد باید یک مشاور و معلم تمام عیار نیز باشد؛ کسی که اعضای تیمش بتوانند به او تکیه کنند و از او بیاموزند. پس شما بهعنوان یک رهبر حتما باید خود را نسبت به مسائل و چالشهای افرادتان مسوول و علاقهمند نشان دهید و در صورت نیاز تعلیمات لازم را در اختیار زیردستانتان قرار دهید و بدانید که این کار احترام و شیفتگی اعضای تیمتان نسبت به شما را در پی خواهد داشت.
۱۰- صبور و شکیبا باشید: تبدیل شدن به یک مدیر کارآمد و لایق فرآیندی زمانبر و در اغلب موارد طولانی است که در وهله نخست صبر و شکیبایی شما را میطلبد سپس حوصله اعضای تیمتان را. پس برای موفقیت کامل و به ثمر نشستن زحمات خود باید صبور باشید و گام به گام به سمت تبدیل شدن به مدیری کاربلد و تاثیرگذار حرکت کنید.
منبع: Manager asked
بازنشراز: گروه مدیران منابع انسانی
زمان_هایی_که_قطعیت_وجودندارد_مقالهHBR.pdf
420.1 KB
✳️ مقالهای از:
مجله کسبوکار هاروارد
✅ "زمانهایی که قطعیت وجود ندارد"
"پیش از تصمیمگیری این سئوالها را بپرسید"
مجله کسبوکار هاروارد
✅ "زمانهایی که قطعیت وجود ندارد"
"پیش از تصمیمگیری این سئوالها را بپرسید"