✳️ تله ای به نام "بگذار برای بعد"!
✅ من در برنامه ایمیل خودم دکمهای دارم که اجازه میدهد خواندن ایمیلها را عقب بیاندازم. این دکمهی «بذار برای بعد»(snooze) یک تله است. بخاطر اینکه نه تنها میبایستی بعدا دوباره همین تصمیم را بگیری بلکه باید برای آن تصمیمگیری که قرار است بعدا انجام دهی، وقت و انرژی کافی هم فراهم کنی.
🔺«یکبار تصمیمات را بگیر»، قانون بهرهوری معجزهآمیزی است. البته گروه خاصی از تصمیمات وجود دارند که گذشتِ زمان در آنها به سودمان تمام میشود؛ تصمیماتی که در آنها جمعآوریِ اطلاعات مفید است.
🔺ولی در اغلب موارد، ما با تصمیماتی روبرو هستیم که یا باید الان گرفته شوند یا هیچ وقت دیگر. شما با تلّی از تصمیماتِ آلوده به ظن و گمان، تودهای از سولات پاسخ دادهنشده و گزینههای ناشناخته مدفون میشوید و از فرط کلافگی سر به بیابان میگذارید.
🔺پس وقتی ایمیلی را باز کردید چون قبلا تصمیمتان را گرفتهاید، خودتان را متعهد به پاسخدادن به آن بدانید و بعد، رد شدن. همین. دکمه «بذار برای بعد» به درد شما نمیخورد.
👤 ست گادین
✅ من در برنامه ایمیل خودم دکمهای دارم که اجازه میدهد خواندن ایمیلها را عقب بیاندازم. این دکمهی «بذار برای بعد»(snooze) یک تله است. بخاطر اینکه نه تنها میبایستی بعدا دوباره همین تصمیم را بگیری بلکه باید برای آن تصمیمگیری که قرار است بعدا انجام دهی، وقت و انرژی کافی هم فراهم کنی.
🔺«یکبار تصمیمات را بگیر»، قانون بهرهوری معجزهآمیزی است. البته گروه خاصی از تصمیمات وجود دارند که گذشتِ زمان در آنها به سودمان تمام میشود؛ تصمیماتی که در آنها جمعآوریِ اطلاعات مفید است.
🔺ولی در اغلب موارد، ما با تصمیماتی روبرو هستیم که یا باید الان گرفته شوند یا هیچ وقت دیگر. شما با تلّی از تصمیماتِ آلوده به ظن و گمان، تودهای از سولات پاسخ دادهنشده و گزینههای ناشناخته مدفون میشوید و از فرط کلافگی سر به بیابان میگذارید.
🔺پس وقتی ایمیلی را باز کردید چون قبلا تصمیمتان را گرفتهاید، خودتان را متعهد به پاسخدادن به آن بدانید و بعد، رد شدن. همین. دکمه «بذار برای بعد» به درد شما نمیخورد.
👤 ست گادین
👍1
✳️ اصول اخلاقی مدیریت کسبو کار
✅ برای قضاوت درباره خوب و بد زندگی روزانه، مجموعهای از ارزشهای اخلاقی یا استانداردهای شخصی میتواند راهنما باشد. اخلاق در کسبوکار نیز اصولی شبیه به اخلاق فردی دارد، اما در سطح بسیار وسیعتری اثرگذار است و عواقب گستردهتری به جا میگذارد.
🔸بنابراین به کار گماردن مدیرعاملی که خود ذاتا به اصول اخلاقی پایبند باشد برای تدوین و ترویج اصول اخلاقی سازمان و ایجاد محیطی که در آن رفتار اخلاقی مورد تشویق قرار گیرد بسیار مفید است. در زیر به ۱۲ اصل اخلاقی موردنیاز برای مدیریت کسبوکار اشاره شده است:
🔺صداقت: همه باید در تمام اقدامات و اشکال ارتباطی خود به گفتن همه حقیقت متعهد باشند. بیان تنها بخشی از حقایق، حذف مغرضانه اطلاعات و ارائه نادرست یا اغراقآلود اطلاعات اخلاقی نیست.
🔺انصاف: برخورد برابر و نجیبانه با همه افراد، عدم اعمال خودسرانه قدرت و عدم استفاده از نقطه ضعف افراد در جهت منافع شخصی و سازمانی از الزامات انصاف است.
🔺سرمشق بودن: مدیران باید در عمل نشان دهند که هنگام تصمیمگیری در امور اخلاقی، عالیترین گزینه را انتخاب میکنند و رهبری اخلاقی خود را با بهبود عملکرد عملیاتی، رضایت کارکنان و مشتریان تثبیت میکنند.
🔺یکپارچگی: لازمه یکپارچگی، یکی بودن گفتار و کردار، عمل به وعدهها و تعهدات، رعایت زمانبندیها و عدم شرکت در فعالیتها و معاملات غیراخلاقی است.
🔺مهربانی: لازمه ایجاد فضای همدلی، مراقبت دلسوزانه از همه کارکنان، شرکای تجاری و مشتریان است. اهداف کسبوکار همچنین باید با دیدگاه خیرخواهانه و از جمله با توجه به حساسیتها و نیازهای جامعه تعیین شوند.
🔺احترام: لازمه احترام، پایبندی کامل به حقوق بشر، رعایت منزلت، استقلال عمل، منافع و حریم خصوصی افراد و پشتیبانی از آنها برای بیان بدون ترس ایدهها و انتظاراتشان است.
🔺مسئولیتپذیری: احساس مالکیت در کار، مسئولیتپذیری افراد را بالا میبرد و لذا تلاش میکنند که نسبت به عواقب مالی، تجاری و عاطفی اقدامات خود آگاهی یابند. مسوولیتپذیری بالا نشانه بلوغ کارکنان و عدم نیاز آنها به نظارتهای سختگیرانه است.
🔺وفاداری: عدم افشای اطلاعات محرمانه و نیز وفادار ماندن به همکاران، مشتریان، شرکای تجاری و تامینکنندگان از علائم وفاداری هستند.
🔺قانونگرایی: پایبندی به قوانین و استانداردهای منطقهای و کشوری، استانداردهای بازار، مقررات تجارت و نیز خط مشیها و روشهای اجرایی اجباری سازمانی از مصادیق قانونگرایی است.
🔺پاسخگویی: انتظار بالا برای رفتار اخلاقی در صورتی موجب پیشرفت کسبوکار میشود که مدیران در مقابل کارکنان، مشتریان و کل جامعه پاسخگو باشند.
🔺شفافیت: شفافیت مستلزم در دسترس قرار دادن اطلاعات و خط مشیهای مرتبط برای گروههای ذینفع همچون سرمایهگذاران مالی، کارکنان، مشتریان و... است.
🔺برخورد آگاهانه با محیط زیست: آثار منفی انجام عملیات کسبوکار روی محیطزیست باید کاهش یابد. تعهد به بهبود عملکرد سیستمهای انرژی برای کاهش تولید کربن، کاهش مصرف آب و کاهش ضایعات مسوولیت مهم مدیران اجرایی است.
منبع: marquette
مدیران منابع انسانی
✅ برای قضاوت درباره خوب و بد زندگی روزانه، مجموعهای از ارزشهای اخلاقی یا استانداردهای شخصی میتواند راهنما باشد. اخلاق در کسبوکار نیز اصولی شبیه به اخلاق فردی دارد، اما در سطح بسیار وسیعتری اثرگذار است و عواقب گستردهتری به جا میگذارد.
🔸بنابراین به کار گماردن مدیرعاملی که خود ذاتا به اصول اخلاقی پایبند باشد برای تدوین و ترویج اصول اخلاقی سازمان و ایجاد محیطی که در آن رفتار اخلاقی مورد تشویق قرار گیرد بسیار مفید است. در زیر به ۱۲ اصل اخلاقی موردنیاز برای مدیریت کسبوکار اشاره شده است:
🔺صداقت: همه باید در تمام اقدامات و اشکال ارتباطی خود به گفتن همه حقیقت متعهد باشند. بیان تنها بخشی از حقایق، حذف مغرضانه اطلاعات و ارائه نادرست یا اغراقآلود اطلاعات اخلاقی نیست.
🔺انصاف: برخورد برابر و نجیبانه با همه افراد، عدم اعمال خودسرانه قدرت و عدم استفاده از نقطه ضعف افراد در جهت منافع شخصی و سازمانی از الزامات انصاف است.
🔺سرمشق بودن: مدیران باید در عمل نشان دهند که هنگام تصمیمگیری در امور اخلاقی، عالیترین گزینه را انتخاب میکنند و رهبری اخلاقی خود را با بهبود عملکرد عملیاتی، رضایت کارکنان و مشتریان تثبیت میکنند.
🔺یکپارچگی: لازمه یکپارچگی، یکی بودن گفتار و کردار، عمل به وعدهها و تعهدات، رعایت زمانبندیها و عدم شرکت در فعالیتها و معاملات غیراخلاقی است.
🔺مهربانی: لازمه ایجاد فضای همدلی، مراقبت دلسوزانه از همه کارکنان، شرکای تجاری و مشتریان است. اهداف کسبوکار همچنین باید با دیدگاه خیرخواهانه و از جمله با توجه به حساسیتها و نیازهای جامعه تعیین شوند.
🔺احترام: لازمه احترام، پایبندی کامل به حقوق بشر، رعایت منزلت، استقلال عمل، منافع و حریم خصوصی افراد و پشتیبانی از آنها برای بیان بدون ترس ایدهها و انتظاراتشان است.
🔺مسئولیتپذیری: احساس مالکیت در کار، مسئولیتپذیری افراد را بالا میبرد و لذا تلاش میکنند که نسبت به عواقب مالی، تجاری و عاطفی اقدامات خود آگاهی یابند. مسوولیتپذیری بالا نشانه بلوغ کارکنان و عدم نیاز آنها به نظارتهای سختگیرانه است.
🔺وفاداری: عدم افشای اطلاعات محرمانه و نیز وفادار ماندن به همکاران، مشتریان، شرکای تجاری و تامینکنندگان از علائم وفاداری هستند.
🔺قانونگرایی: پایبندی به قوانین و استانداردهای منطقهای و کشوری، استانداردهای بازار، مقررات تجارت و نیز خط مشیها و روشهای اجرایی اجباری سازمانی از مصادیق قانونگرایی است.
🔺پاسخگویی: انتظار بالا برای رفتار اخلاقی در صورتی موجب پیشرفت کسبوکار میشود که مدیران در مقابل کارکنان، مشتریان و کل جامعه پاسخگو باشند.
🔺شفافیت: شفافیت مستلزم در دسترس قرار دادن اطلاعات و خط مشیهای مرتبط برای گروههای ذینفع همچون سرمایهگذاران مالی، کارکنان، مشتریان و... است.
🔺برخورد آگاهانه با محیط زیست: آثار منفی انجام عملیات کسبوکار روی محیطزیست باید کاهش یابد. تعهد به بهبود عملکرد سیستمهای انرژی برای کاهش تولید کربن، کاهش مصرف آب و کاهش ضایعات مسوولیت مهم مدیران اجرایی است.
منبع: marquette
مدیران منابع انسانی
👍1
✳️ شورشی ها، پیتزا سرو می کنند!
✍ وحید شامخی و مجتبی لشکربلوکی
✅ آخر هفته بود و زوجی با دو پسربچه کوچکشان برای شام به یکی از بهترین رستوران های شهر مُدِنا رفتند. مُدِنا شهری در ایتالیا است که از مشهورترین منطقه های گردشگری است به خاطر رستوران ها و سرآشپزهای فوق العاده و منحصربفردش. این رستوران ها معمولا با غذاهای کلاسیک (غیر فست فودی) ایتالیایی از مهمانان پذیرایی می کنند.
■ پدر یکی از منوهای محبوب رستوران را که شامل ۱۰ نوع از بهترین غذاها بود انتخاب کرد. پیشخدمتی که برای گرفتن سفارش به سر میز خانواده آمده بود، قبل از اینکه میز را ترک کند متوجه نکته ای شد. پیشخدمت متوجه شد که به نظر می رسد پسربچه ها از سفارش پدر خوشحال نیستند و برای همین بی درنگ از پسر کوچک تر پرسید شما چی دوست دارید بخورید؟! پسر کوچک هم بی معطلی گفت: پیتزا!
■ خب مساله این بود که در چنین رستورانی اصلا پیتزا سرو نمی شد! اما پیشخدمت کار عجیبی کرد. همانجا با بهترین پیتزا فروشی شهر تماس گرفت و پیتزا سفارش داد. کمی بعد پیتزا به رستوران رسید و پیشخدمت آن را به میز خانواده رساند. و این کاری بود که در رستوران سطح بالایی مثل رستوران آن ها، غیرقابل تصور بود!
■ شاید برای مدیر رستوران وجود چنین پیشخدمتی اصلا اذیت کننده باشد و ترجیح بدهد عذرش را بخواهد. اما پدر، مادر و بچه ها هیچ گاه حرکت متفاوت و محبت آمیز پیشخدمت را فراموش نکردند.
■ فرانچسکو گینو، نویسنده و استاد دانشگاه هاروارد معتقد است افرادی مانند پیشخدمت این رستوران، هم برای ما بسیار قابل احترام بوده و هم رفتارشان برایمان بسیار قابل تامل است، چرا که اینگونه افراد چیزهای زیادی برای آموختن به ما دارند. ایشان کتابی دارد که به بررسی چنین رفتارهایی پرداخته و در سال ۲۰۱۸ منتشر شده است. نام کتابش «استعدادهای شورشی: چرا شکستن قوانین کار و زندگی ارزش دارد؟!» است و در آن توصیف می کند که چنین افرادی چگونه شادی و معنی را به زندگی ما می آورند.
■ نکته عمیقی که در داستان رستوران ایتالیایی و پیشخدمت متفاوتش وجود دارد این است که اغلب ما عادت داریم تا به این فکر کنیم که چه کاری را باید انجام دهم؟ چه کاری وظیفه من است؟ به جای آنکه به این فکر کنیم که چه کاری را می توانم انجام دهم؟ پیشخدمت رستوران خیلی راحت مانند اغلب پیشخدمت ها می توانست بگوید ما اینجا پیتزا نداریم یا اصلا برایش اهمیتی نداشته باشد که پسربچه ها از غذای سنتی خوشحال به نظر می رسند یا نمی رسند. اما بجای آنچه باید و وظیفه اش بود، آن کاری را که می توانست انجام دهد انجام داد!
🔺تجویز راهبردی:
حال ما چگونه می توانیم در مواجهه با مسائل و مشکلاتمان راهکارهای جذاب تری بیابیم؟ چگونه می توانیم یک «شورشی مفید» باشیم؟
۱. نتایج بررسی های استاد دانشگاه هاروارد نشان می دهد رمز موفقیت در این است که «سوال» را چگونه مطرح کنیم؟ وقتی ما با مساله ای مواجه می شویم و از خود می پرسیم چه کاری باید انجام دهم؟ راهحلها و گزینه های محدودی به ذهن مان خطور می کند. اما وقتی که از خودمان می پرسیم چه کاری می توانم انجام دهم؟ همین «تغییر ساده از باید به می توان» در واژه ها، تحول بزرگی در مغز ما ایجاد می کند. اطرافمان را که نگاه کنیم مادرها، پدرها، دوستان، کارمندان، معلمان، استادان و ... را می یابیم که بجای اینکه تنها دنبال شرح وظایفشان باشند، گهگاه فراتر رفته و آنچه از دست شان برمی آید را انجام می دهند و این افراد هم زندگی خودشان و هم ما را شیرین تر، جذاب تر و امیدوارانه تر می کنند.
۲. معمولاً سه چیز ذهن ما را محدود می کند: قواعد بر آمده از دستورالعملها و آییننامهها، سنتهای برگرفته از تجربیات پیشینیان و اراده یا اعتماد به نفس ناکافی برای شکستن قواعد یا سنت ها. هر از چندگاهی می توان اینگونه اندیشید که چه کار می توان کرد که همان نتیجه مورد نظر را داشته باشد اما لزوما همان مسیری که سنت ها و قواعد می گویند را طی نکنیم؟ اینگونه پنجره های جدیدی پیش روی ما باز می شود.
■خداوند در کتاب آسمانی خود داستان کسانی را بیان می کند که وقتی حقیقت بر آن ها عرضه شد، آن ها مخالفت کردند تنها به این دلیل که ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروى مىکنیم! و این سوال را مطرح می کند که آیا اگر پدران آنها، چیزى نمىفهمیدند و در اشتباه بودند باز از آنها پیروى خواهند کرد. شورشی های مفید به گذشته و گذشتگان احترام می گذارند اما خود را اسیر درگذشتگان نمی کنند. آن ها زندگی خود را کردند و اکنون نوبت ماست.
✍ وحید شامخی و مجتبی لشکربلوکی
✅ آخر هفته بود و زوجی با دو پسربچه کوچکشان برای شام به یکی از بهترین رستوران های شهر مُدِنا رفتند. مُدِنا شهری در ایتالیا است که از مشهورترین منطقه های گردشگری است به خاطر رستوران ها و سرآشپزهای فوق العاده و منحصربفردش. این رستوران ها معمولا با غذاهای کلاسیک (غیر فست فودی) ایتالیایی از مهمانان پذیرایی می کنند.
■ پدر یکی از منوهای محبوب رستوران را که شامل ۱۰ نوع از بهترین غذاها بود انتخاب کرد. پیشخدمتی که برای گرفتن سفارش به سر میز خانواده آمده بود، قبل از اینکه میز را ترک کند متوجه نکته ای شد. پیشخدمت متوجه شد که به نظر می رسد پسربچه ها از سفارش پدر خوشحال نیستند و برای همین بی درنگ از پسر کوچک تر پرسید شما چی دوست دارید بخورید؟! پسر کوچک هم بی معطلی گفت: پیتزا!
■ خب مساله این بود که در چنین رستورانی اصلا پیتزا سرو نمی شد! اما پیشخدمت کار عجیبی کرد. همانجا با بهترین پیتزا فروشی شهر تماس گرفت و پیتزا سفارش داد. کمی بعد پیتزا به رستوران رسید و پیشخدمت آن را به میز خانواده رساند. و این کاری بود که در رستوران سطح بالایی مثل رستوران آن ها، غیرقابل تصور بود!
■ شاید برای مدیر رستوران وجود چنین پیشخدمتی اصلا اذیت کننده باشد و ترجیح بدهد عذرش را بخواهد. اما پدر، مادر و بچه ها هیچ گاه حرکت متفاوت و محبت آمیز پیشخدمت را فراموش نکردند.
■ فرانچسکو گینو، نویسنده و استاد دانشگاه هاروارد معتقد است افرادی مانند پیشخدمت این رستوران، هم برای ما بسیار قابل احترام بوده و هم رفتارشان برایمان بسیار قابل تامل است، چرا که اینگونه افراد چیزهای زیادی برای آموختن به ما دارند. ایشان کتابی دارد که به بررسی چنین رفتارهایی پرداخته و در سال ۲۰۱۸ منتشر شده است. نام کتابش «استعدادهای شورشی: چرا شکستن قوانین کار و زندگی ارزش دارد؟!» است و در آن توصیف می کند که چنین افرادی چگونه شادی و معنی را به زندگی ما می آورند.
■ نکته عمیقی که در داستان رستوران ایتالیایی و پیشخدمت متفاوتش وجود دارد این است که اغلب ما عادت داریم تا به این فکر کنیم که چه کاری را باید انجام دهم؟ چه کاری وظیفه من است؟ به جای آنکه به این فکر کنیم که چه کاری را می توانم انجام دهم؟ پیشخدمت رستوران خیلی راحت مانند اغلب پیشخدمت ها می توانست بگوید ما اینجا پیتزا نداریم یا اصلا برایش اهمیتی نداشته باشد که پسربچه ها از غذای سنتی خوشحال به نظر می رسند یا نمی رسند. اما بجای آنچه باید و وظیفه اش بود، آن کاری را که می توانست انجام دهد انجام داد!
🔺تجویز راهبردی:
حال ما چگونه می توانیم در مواجهه با مسائل و مشکلاتمان راهکارهای جذاب تری بیابیم؟ چگونه می توانیم یک «شورشی مفید» باشیم؟
۱. نتایج بررسی های استاد دانشگاه هاروارد نشان می دهد رمز موفقیت در این است که «سوال» را چگونه مطرح کنیم؟ وقتی ما با مساله ای مواجه می شویم و از خود می پرسیم چه کاری باید انجام دهم؟ راهحلها و گزینه های محدودی به ذهن مان خطور می کند. اما وقتی که از خودمان می پرسیم چه کاری می توانم انجام دهم؟ همین «تغییر ساده از باید به می توان» در واژه ها، تحول بزرگی در مغز ما ایجاد می کند. اطرافمان را که نگاه کنیم مادرها، پدرها، دوستان، کارمندان، معلمان، استادان و ... را می یابیم که بجای اینکه تنها دنبال شرح وظایفشان باشند، گهگاه فراتر رفته و آنچه از دست شان برمی آید را انجام می دهند و این افراد هم زندگی خودشان و هم ما را شیرین تر، جذاب تر و امیدوارانه تر می کنند.
۲. معمولاً سه چیز ذهن ما را محدود می کند: قواعد بر آمده از دستورالعملها و آییننامهها، سنتهای برگرفته از تجربیات پیشینیان و اراده یا اعتماد به نفس ناکافی برای شکستن قواعد یا سنت ها. هر از چندگاهی می توان اینگونه اندیشید که چه کار می توان کرد که همان نتیجه مورد نظر را داشته باشد اما لزوما همان مسیری که سنت ها و قواعد می گویند را طی نکنیم؟ اینگونه پنجره های جدیدی پیش روی ما باز می شود.
■خداوند در کتاب آسمانی خود داستان کسانی را بیان می کند که وقتی حقیقت بر آن ها عرضه شد، آن ها مخالفت کردند تنها به این دلیل که ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروى مىکنیم! و این سوال را مطرح می کند که آیا اگر پدران آنها، چیزى نمىفهمیدند و در اشتباه بودند باز از آنها پیروى خواهند کرد. شورشی های مفید به گذشته و گذشتگان احترام می گذارند اما خود را اسیر درگذشتگان نمی کنند. آن ها زندگی خود را کردند و اکنون نوبت ماست.
👍5
20714.pdf
7.6 MB
فقر آموزشی 1404.pdf
✳️ گزارش «فقر آموزش»
از مجموعه گزارشهای «پایش ابعاد فقر سال ۱۴۰۲» است که ۲۰ اردیبهشتماه ۱۴۰۴ از سوی مرکز پژوهشهای مجلس منتشر شده است.
در این گزارش ضمن ارائۀ تعریفهایی از فقر و نابرابری آموزشی و پیشینۀ پژوهشی این حوزه، شاخصهای مرتبط براساس دادههای رسمی سال ۱۴۰۲ بررسی شده است؛ شاخصهایی در حوزۀ بیسوادی، نرخ برخورداری از مدرک ابتدایی و متوسطه در گروههای سنی، بازماندگی از تحصیل و ترک تحصیل، وضعیت مهارتهای خواندن و دانش ریاضی براساس آزمونهای تیمز و پرلز، عوامل مربوط به وضعیت خانواده و مدرسه، و وضعیت تأمین مالی آموزش عمومی.
محتوای گزارش تأیید روندهایی است که سالها است پژوهشگران حوزۀ آموزش نسبت به آن هشدار میدهند.
✳️ گزارش «فقر آموزش»
از مجموعه گزارشهای «پایش ابعاد فقر سال ۱۴۰۲» است که ۲۰ اردیبهشتماه ۱۴۰۴ از سوی مرکز پژوهشهای مجلس منتشر شده است.
در این گزارش ضمن ارائۀ تعریفهایی از فقر و نابرابری آموزشی و پیشینۀ پژوهشی این حوزه، شاخصهای مرتبط براساس دادههای رسمی سال ۱۴۰۲ بررسی شده است؛ شاخصهایی در حوزۀ بیسوادی، نرخ برخورداری از مدرک ابتدایی و متوسطه در گروههای سنی، بازماندگی از تحصیل و ترک تحصیل، وضعیت مهارتهای خواندن و دانش ریاضی براساس آزمونهای تیمز و پرلز، عوامل مربوط به وضعیت خانواده و مدرسه، و وضعیت تأمین مالی آموزش عمومی.
محتوای گزارش تأیید روندهایی است که سالها است پژوهشگران حوزۀ آموزش نسبت به آن هشدار میدهند.
✳️ ۱۱ گام برای ترسیم نقشه مهارتها؛
برای مهارتهای کارکنان، نقشه بکشید!
✅ نقشه مهارتها چیست؟
ابزاری برای شناسایی، ارزیابی و مستندسازی توانمندیهای افراد، با هدف درک بهتر ظرفیت نیروی انسانی و انطباق آن با نیازهای سازمانی.
🧭 مزایای کلیدی ترسیم نقشه مهارتها:
📌 شناخت دقیق مهارتهای موجود و شناسایی شکافها
🧱 اطمینان از پوشش مهارتی در نقشهای حیاتی
🚀 ارتقاء مشارکت، بهرهوری و انگیزش کارکنان
📈 همسویی با اهداف استراتژیک کسبوکار
🔄 پشتیبانی از برنامهریزی جانشینپروری
🔧 تسهیل در فرآیندهای انتقال و تغییر ساختار
⚡️ افزایش چابکی و آمادگی سازمان در مواجهه با تحولات
🔺 ۱۱ گام پیشنهادی برای اجرای موفق نقشه مهارتها:
1️⃣ تعریف شفاف اهداف: تعیین مسیر بر اساس استراتژیهای سازمان
2️⃣ تهیه طرح توجیهی: ارائه تصویری دقیق از وضعیت مهارتها و شکافهای موجود
3️⃣ مشارکت رهبری سازمانی: هماهنگی بهتر با اهداف کلان
4️⃣ تعریف دقیق فرآیند اجرایی: تعیین مقیاسها و شیوههای گردآوری دادهها
5️⃣ درگیر کردن ذینفعان کلیدی: دریافت بازخوردهای ضروری
6️⃣ ایجاد بانک اطلاعاتی مهارتها: دستهبندی هدفمند بر اساس نقشها
7️⃣ انتخاب ابزارهای مناسب دیجیتال: از نرمافزارهای ساده تا پلتفرمهای تخصصی
8️⃣ آموزش و اطلاعرسانی شفاف به کارکنان: رفع دغدغههای محرمانگی
9️⃣ ارزیابی چندجانبه مهارتها: استفاده از ترکیب آزمون، خودارزیابی و ارزیابی مدیران
🔟 تحلیل دادهها برای کشف روندها و شکافها
11. طراحی استراتژیهای توسعه و رفع شکافها: شامل آموزش، جانشینپروری و جذب نیرو
🧩 جمعبندی
نقشه مهارتها، ابزار مهمی برای مدیریت هدفمند سرمایه انسانی است. این نقشه با ارائه تصویری شفاف از توانمندیها و کاستیها، به تصمیمگیری آگاهانه، رشد پایدار و سازگاری سریعتر سازمان با تغییرات کمک میکند.
📎 منبع: AIHR
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
برای مهارتهای کارکنان، نقشه بکشید!
✅ نقشه مهارتها چیست؟
ابزاری برای شناسایی، ارزیابی و مستندسازی توانمندیهای افراد، با هدف درک بهتر ظرفیت نیروی انسانی و انطباق آن با نیازهای سازمانی.
🧭 مزایای کلیدی ترسیم نقشه مهارتها:
📌 شناخت دقیق مهارتهای موجود و شناسایی شکافها
🧱 اطمینان از پوشش مهارتی در نقشهای حیاتی
🚀 ارتقاء مشارکت، بهرهوری و انگیزش کارکنان
📈 همسویی با اهداف استراتژیک کسبوکار
🔄 پشتیبانی از برنامهریزی جانشینپروری
🔧 تسهیل در فرآیندهای انتقال و تغییر ساختار
⚡️ افزایش چابکی و آمادگی سازمان در مواجهه با تحولات
🔺 ۱۱ گام پیشنهادی برای اجرای موفق نقشه مهارتها:
1️⃣ تعریف شفاف اهداف: تعیین مسیر بر اساس استراتژیهای سازمان
2️⃣ تهیه طرح توجیهی: ارائه تصویری دقیق از وضعیت مهارتها و شکافهای موجود
3️⃣ مشارکت رهبری سازمانی: هماهنگی بهتر با اهداف کلان
4️⃣ تعریف دقیق فرآیند اجرایی: تعیین مقیاسها و شیوههای گردآوری دادهها
5️⃣ درگیر کردن ذینفعان کلیدی: دریافت بازخوردهای ضروری
6️⃣ ایجاد بانک اطلاعاتی مهارتها: دستهبندی هدفمند بر اساس نقشها
7️⃣ انتخاب ابزارهای مناسب دیجیتال: از نرمافزارهای ساده تا پلتفرمهای تخصصی
8️⃣ آموزش و اطلاعرسانی شفاف به کارکنان: رفع دغدغههای محرمانگی
9️⃣ ارزیابی چندجانبه مهارتها: استفاده از ترکیب آزمون، خودارزیابی و ارزیابی مدیران
🔟 تحلیل دادهها برای کشف روندها و شکافها
11. طراحی استراتژیهای توسعه و رفع شکافها: شامل آموزش، جانشینپروری و جذب نیرو
🧩 جمعبندی
نقشه مهارتها، ابزار مهمی برای مدیریت هدفمند سرمایه انسانی است. این نقشه با ارائه تصویری شفاف از توانمندیها و کاستیها، به تصمیمگیری آگاهانه، رشد پایدار و سازگاری سریعتر سازمان با تغییرات کمک میکند.
📎 منبع: AIHR
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ رهبران بدون جایگاه مدیریتی
نشانه رهبران پنهان در سازمان
✅ رهبران فقط در جایگاه مدیریتی نیستند
در عصر نوین سازمانها، نقش رهبران پنهان از هر زمان دیگر پررنگتر شده است. رهبری بدون جایگاه مدیریتی با عملکرد و رفتار حرفهای خود، فرهنگ سازمانی را ارتقا داده و موجب افزایش مشارکت، خلاقیت و رضایت شغلی در بین کارکنان میشوند.
📊 آمار و مطالعات چه میگویند؟
مطالعات نشان دادهاند که سازمانها با داشتن رهبران پنهان، بهرهوری و رضایت بیشتری را تجربه میکنند. این افراد، حتی بدون داشتن عنوان رسمی، شبکهساز، الهامبخش و مسئلهمحور هستند.
🏢 هر فردی میتواند رهبر باشد
در بسیاری از سازمانها، رهبری دیگر محدود به عناوین رسمی و جایگاه سازمانی نیست. هر فردی در هر سطحی میتواند با رفتار حرفهای، مسئولیتپذیری و ایجاد تاثیر مثبت، نقش یک رهبر را ایفا کند.
📌 در ادامه نشانههای افرادی که در سازمان بدون عنوان مدیریتی رهبر هستند آورده شده است.
❓ چرا رهبران پنهان در سازمان با اهمیت هستند؟
1️⃣ رهبری موثرتر
60% از سازمانها گزارش دادهاند که موثرترین رهبران آنها، عناوین رسمی مدیریتی نداشتهاند.
2️⃣ رضایت شغلی
67% از کارکنان که رضایت شغلی بیشتری دارند، وقتی فرصت رهبری ابتکارات را داشته باشند.
3️⃣ راهنمایی و کمک
72% از کارکنان میگویند که بیشتر از سرپرستان مستقیم خود، برای راهنمایی و رهبری به همکارانشان تکیه میکنند.
🔺 ۷ نشانه رهبران پنهان در سازمان
1️⃣ به اشتراک گذاشتن دانش و کمک به دیگران
2️⃣ دارای اخلاق کاری
3️⃣ عامل تغییر و بهبود شرایط
4️⃣ مسئولیتپذیری
5️⃣ تمرکز بر حل مشکلات
6️⃣ دارای روابط در بخشها و سطوح مختلف سازمان
7️⃣ یادگیری مداوم
♻️ ویژگیهای برجسته
توانایی تغییر، مسئولیتپذیری و تمایل به یادگیری از ویژگیهای بارز این افراد است. چنین کارکنانی باعث رشد افقی فرهنگ رهبری در سازمان میشوند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
نشانه رهبران پنهان در سازمان
✅ رهبران فقط در جایگاه مدیریتی نیستند
در عصر نوین سازمانها، نقش رهبران پنهان از هر زمان دیگر پررنگتر شده است. رهبری بدون جایگاه مدیریتی با عملکرد و رفتار حرفهای خود، فرهنگ سازمانی را ارتقا داده و موجب افزایش مشارکت، خلاقیت و رضایت شغلی در بین کارکنان میشوند.
📊 آمار و مطالعات چه میگویند؟
مطالعات نشان دادهاند که سازمانها با داشتن رهبران پنهان، بهرهوری و رضایت بیشتری را تجربه میکنند. این افراد، حتی بدون داشتن عنوان رسمی، شبکهساز، الهامبخش و مسئلهمحور هستند.
🏢 هر فردی میتواند رهبر باشد
در بسیاری از سازمانها، رهبری دیگر محدود به عناوین رسمی و جایگاه سازمانی نیست. هر فردی در هر سطحی میتواند با رفتار حرفهای، مسئولیتپذیری و ایجاد تاثیر مثبت، نقش یک رهبر را ایفا کند.
📌 در ادامه نشانههای افرادی که در سازمان بدون عنوان مدیریتی رهبر هستند آورده شده است.
❓ چرا رهبران پنهان در سازمان با اهمیت هستند؟
1️⃣ رهبری موثرتر
60% از سازمانها گزارش دادهاند که موثرترین رهبران آنها، عناوین رسمی مدیریتی نداشتهاند.
2️⃣ رضایت شغلی
67% از کارکنان که رضایت شغلی بیشتری دارند، وقتی فرصت رهبری ابتکارات را داشته باشند.
3️⃣ راهنمایی و کمک
72% از کارکنان میگویند که بیشتر از سرپرستان مستقیم خود، برای راهنمایی و رهبری به همکارانشان تکیه میکنند.
🔺 ۷ نشانه رهبران پنهان در سازمان
1️⃣ به اشتراک گذاشتن دانش و کمک به دیگران
2️⃣ دارای اخلاق کاری
3️⃣ عامل تغییر و بهبود شرایط
4️⃣ مسئولیتپذیری
5️⃣ تمرکز بر حل مشکلات
6️⃣ دارای روابط در بخشها و سطوح مختلف سازمان
7️⃣ یادگیری مداوم
♻️ ویژگیهای برجسته
توانایی تغییر، مسئولیتپذیری و تمایل به یادگیری از ویژگیهای بارز این افراد است. چنین کارکنانی باعث رشد افقی فرهنگ رهبری در سازمان میشوند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ مدیرعامل دیپمایند گوگل: نوجوانان باید در هوش مصنوعی مثل نینجاها ماهر شوند
✅ «دمیس هاسابیس»، مدیرعامل دیپمایند (بازوی تحقیقاتی گوگل در حوزه هوش مصنوعی)، در جدیدترین قسمت پادکست Hard Fork که به آینده دنیای فناوری اختصاص دارد، میگوید همانطورکه نسل هزاره با اینترنت و کامپیوترهای شخصی و نسل Z با گوشیهای هوشمند و تبلت بزرگ شدهاند، نسل آلفا نیز باید فناوری تحولساز زمان خود، هوش مصنوعی، را بشناسد و با آغوش باز از آن استقبال کند.
■ هاسابیس:
«۵ تا ١٠ سال آینده، مثل هر تحول فناورانه بزرگی، برخی مشاغل از بین میروند اما مشاغل جدید و معمولاً جالبتر و ارزشمندتری به وجود میآیند.»
■ او خطاب به نوجوانها:
«هر اتفاقی که در دنیای هوش مصنوعی بیفتد، شما با شناخت کارکردهای این ابزارها و قابلیتهایشان، در موقعیت بهتری خواهید بود.»
■ هاسابیس همچنین به دانشجویان توصیه کرد از همین حالا خودشان را در این فضا غرق کنند و سعی کنند در استفاده از ابزارهای جدید «مثل نینجا» حرفهای شوند. او میگوید یادگیری مفاهیم پایهای برای موفقیت همچنان ضروری است و نوجوانان مهارتهای کدنویسی و دانش بنیادی حوزه STEM (علم، فناوری، مهندسی و ریاضیات) را نیز جدی بگیرند.
✅ «دمیس هاسابیس»، مدیرعامل دیپمایند (بازوی تحقیقاتی گوگل در حوزه هوش مصنوعی)، در جدیدترین قسمت پادکست Hard Fork که به آینده دنیای فناوری اختصاص دارد، میگوید همانطورکه نسل هزاره با اینترنت و کامپیوترهای شخصی و نسل Z با گوشیهای هوشمند و تبلت بزرگ شدهاند، نسل آلفا نیز باید فناوری تحولساز زمان خود، هوش مصنوعی، را بشناسد و با آغوش باز از آن استقبال کند.
■ هاسابیس:
«۵ تا ١٠ سال آینده، مثل هر تحول فناورانه بزرگی، برخی مشاغل از بین میروند اما مشاغل جدید و معمولاً جالبتر و ارزشمندتری به وجود میآیند.»
■ او خطاب به نوجوانها:
«هر اتفاقی که در دنیای هوش مصنوعی بیفتد، شما با شناخت کارکردهای این ابزارها و قابلیتهایشان، در موقعیت بهتری خواهید بود.»
■ هاسابیس همچنین به دانشجویان توصیه کرد از همین حالا خودشان را در این فضا غرق کنند و سعی کنند در استفاده از ابزارهای جدید «مثل نینجا» حرفهای شوند. او میگوید یادگیری مفاهیم پایهای برای موفقیت همچنان ضروری است و نوجوانان مهارتهای کدنویسی و دانش بنیادی حوزه STEM (علم، فناوری، مهندسی و ریاضیات) را نیز جدی بگیرند.
👍1
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️نرخ بازده تحمل درد!
مجتبی لشکربلوکی
اول یک نوشته جالب بخوانیم از دکتر عبده تبریزی، استاد برجسته مالی کشور: امروز از ساعت ده صبح، دو ساعتی روی صندلی دندانپزشکی نشسته بودم. دندانی که دیگر دندان نبود؛ چوبپنبهای شده بود، سیاه، فرو رفته زیر قالپاقی استنلساستیل که پنجاهوچند سال در دهانم دوام آورده بود. دکتر گفت: «این دیگه دندون نیست، تکهتکه درمیآورم.» با دو آمپول بیحسی و دهها ابزار لاشه خاطرهای را لایهلایه از دهانم بیرون کشیدند.
حالا با تکهای کهنه در دهان و بستهای یخ روی گونه، با یک دست دارم این را مینویسم. دکتر گفت «سه ماه دیگر بیا برای ایمپلنت.» یاد پدر مرحوم آقای مظاهری افتادم. چقدر پسر، پدر را در آن روزهای شلوغ دولت و وزارت، به مطب دندانپزشک میبرد. با صبوری پدر، وفاداری پسر آن ایمپلنتها به دهان پدر راه یافتند؛ اما هنوز ریشه نگرفته، پدر راهی دیار باقی شد.
از همان زمان، ایمپلنت در ذهنم مترادف با این پرسش شد «نرخ بازده تحمل درد» چیست؟ آیا نرخ بازده صرف زمان، تحمل درد، مراقبت و هزینه، در سن من مثبت است؟ آیا چند ماه درد، زخم، بیحسی، و پس از آن کاشت دقیق با همه ریسکها، مراقبتها و هزینههایش، واقعاً «بازدهی» دارد؟ آیا باید این حفره را پر کرد یا بگذارم بماند، به عنوان یادآوری این که تصمیمات باید بازدهی مثبت داشته باشند؟ (رفرنس)
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه دکتر عبده -عمرشان بلند باد- به عنوان متخصص مالی به آن اشاره کرده مساله نرخ بازده سرمایه گذاری است. سرمایه گذاری یعنی چه؟ یعنی تحمل درد گذشتن از مطلوبیت امروز به خاطر دستیابی به مطلوبیت های بیشتر از امروز در آینده. نرخ بازده یعنی چه؟ چقدر مطلوبیت کسب کردم در برابر تحملی که کردم و منابعی که خرج کردم؟ با این عدد، میفهمیم آیا سرمایهگذاری [یا همان تحمل درد گذشتن از مطلوبیت امروز] بهصرفه و عاقلانه بوده یا نه.
حالا اگر این وسط وقت گذاشته باشیم، انرژی صرف کرده باشیم، پول قرض کرده باشیم، منابع دیگرمان را هم وسط گذاشته باشیم از جمله ماشین مان را برای کار استفاده کرده باشیم و .... همه این ها رو به پول تبدیل می کنیم و در هزینه ها و مخارج در نظر می گیریم و در نهایت فکر می کنیم که آیا این سرمایه گذاری بازده خوبی داشت؟
خب نرخ بازده سرمایه گذاری مفهومی مالی و اقتصادی است ولی آیا می توان آن را در حوزه های دیگر هم بررسی کرد؟ قطعا بله. داستان این است که چقدر در مجموع هزینه می کنم و در مجموع چقدر منفعت بدست می آورم؟
اختصاص ۵ الی ۷ سال از زندگی به شرکت در کنکور و گذراندن دوره دکترا یک سرمایه گذاری است. صرف زمان و توان برای برندسازی شخصی و فعالیت سنگین در شبکه های اجتماعی یک سرمایه گذاری است. حتی دگردوستی و کمک به دیگری نیز یک سرمایه گذاری است. شما زمان و انرژی زیادی برای کمک به یکی از دوستانت میگذاری. این کار سود مالی ندارد ولی این کار باعث می شه که اون دوست تا ابد حامی شما بشه (ایجاد شبکه پشتیبان) یا باعث تقویت یک فضیلت انسانی میشه (رشد اخلاقی) یا باعث اتصال به از صفات خداوند می شه (اعتلای معنوی) یا دست کم حس رضایت به شما می دهد (شادکامی درونی).
اصلا زندگی سراسر سرمایه گذاری است. نرخ بازده فقط یک عدد مالی نیست، بلکه یک شیوه تفکره! یک مدل ذهنی است! چقدر زمان، توان، اعتبار، پول یا منابع گذاشتم؟ چقدر درد تحمل کردم؟ در مقابل، چی به دست آوردم؟ آیا میارزید؟
حالا در تصمیمات کوچک و روزمره، اگر هم خطایی رخ داد، مسئلهای نیست. اما در تصمیمات استراتژیک که معمولا به سختی بازگشت ناپذیرند (Hard to Back) و منابع زیادی مصرف میکنند توجه به نرخ بازده بسیار کلیدی می شود. بگذارید سه مثال در سه سطح فردی، سازمانی و ملی بزنم:
◼️فردی: آیا تحصیلات در کارشناسی ارشد و دکترا را انتخاب کرده اید به این خاطر که همه هم دوره های شما این کار را کرده اند یا اینکه واقعا نرخ بازده خوبی برای شما دارد؟ آیا واقعا می ارزد؟
◼️می خواهید سازمان تان را ۵ سال درگیر سیستم های اطلاعاتی جامع یا جایزه تعالی و بهره وری کنید، آیا نرخ بازده اش را حساب کرده اید یا صرفا به این خاطر که مُد شده شما هم چنین می کنید؟
◼️می خواهید برای شهری در یک منطقه کمترتوسعهیافته فرودگاه بین المللی بزنید. آیا احداث یک فرودگاه بینالمللی در این استان توجیه دارد؟ آیا این بهترین کار ممکن است؟ صرف همان مبلغ به مشوق های سرمایه گذاری برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی نرخ بازدهی بالاتری ندارد؟
نرخ بازده تحمل درد را جدی بگیریم؛ وگر نه با دردهایی مواجه می شویم که تاب تحملش را نداریم! زندگی مانند یک سبد سرمایه گذاری (پورتفوی) است در لحظه ای که چشم از این دنیا می بیندیم، نرخ بازده تمام سرمایه گذاری های خود را خواهیم دید. سعادت یا شقاوت حاصل سرمایه گذاری های ما در طول زندگیست. هوشمندانه تر سرمایه گذاری کنیم.
@Dr_Lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
اول یک نوشته جالب بخوانیم از دکتر عبده تبریزی، استاد برجسته مالی کشور: امروز از ساعت ده صبح، دو ساعتی روی صندلی دندانپزشکی نشسته بودم. دندانی که دیگر دندان نبود؛ چوبپنبهای شده بود، سیاه، فرو رفته زیر قالپاقی استنلساستیل که پنجاهوچند سال در دهانم دوام آورده بود. دکتر گفت: «این دیگه دندون نیست، تکهتکه درمیآورم.» با دو آمپول بیحسی و دهها ابزار لاشه خاطرهای را لایهلایه از دهانم بیرون کشیدند.
حالا با تکهای کهنه در دهان و بستهای یخ روی گونه، با یک دست دارم این را مینویسم. دکتر گفت «سه ماه دیگر بیا برای ایمپلنت.» یاد پدر مرحوم آقای مظاهری افتادم. چقدر پسر، پدر را در آن روزهای شلوغ دولت و وزارت، به مطب دندانپزشک میبرد. با صبوری پدر، وفاداری پسر آن ایمپلنتها به دهان پدر راه یافتند؛ اما هنوز ریشه نگرفته، پدر راهی دیار باقی شد.
از همان زمان، ایمپلنت در ذهنم مترادف با این پرسش شد «نرخ بازده تحمل درد» چیست؟ آیا نرخ بازده صرف زمان، تحمل درد، مراقبت و هزینه، در سن من مثبت است؟ آیا چند ماه درد، زخم، بیحسی، و پس از آن کاشت دقیق با همه ریسکها، مراقبتها و هزینههایش، واقعاً «بازدهی» دارد؟ آیا باید این حفره را پر کرد یا بگذارم بماند، به عنوان یادآوری این که تصمیمات باید بازدهی مثبت داشته باشند؟ (رفرنس)
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه دکتر عبده -عمرشان بلند باد- به عنوان متخصص مالی به آن اشاره کرده مساله نرخ بازده سرمایه گذاری است. سرمایه گذاری یعنی چه؟ یعنی تحمل درد گذشتن از مطلوبیت امروز به خاطر دستیابی به مطلوبیت های بیشتر از امروز در آینده. نرخ بازده یعنی چه؟ چقدر مطلوبیت کسب کردم در برابر تحملی که کردم و منابعی که خرج کردم؟ با این عدد، میفهمیم آیا سرمایهگذاری [یا همان تحمل درد گذشتن از مطلوبیت امروز] بهصرفه و عاقلانه بوده یا نه.
حالا اگر این وسط وقت گذاشته باشیم، انرژی صرف کرده باشیم، پول قرض کرده باشیم، منابع دیگرمان را هم وسط گذاشته باشیم از جمله ماشین مان را برای کار استفاده کرده باشیم و .... همه این ها رو به پول تبدیل می کنیم و در هزینه ها و مخارج در نظر می گیریم و در نهایت فکر می کنیم که آیا این سرمایه گذاری بازده خوبی داشت؟
خب نرخ بازده سرمایه گذاری مفهومی مالی و اقتصادی است ولی آیا می توان آن را در حوزه های دیگر هم بررسی کرد؟ قطعا بله. داستان این است که چقدر در مجموع هزینه می کنم و در مجموع چقدر منفعت بدست می آورم؟
اختصاص ۵ الی ۷ سال از زندگی به شرکت در کنکور و گذراندن دوره دکترا یک سرمایه گذاری است. صرف زمان و توان برای برندسازی شخصی و فعالیت سنگین در شبکه های اجتماعی یک سرمایه گذاری است. حتی دگردوستی و کمک به دیگری نیز یک سرمایه گذاری است. شما زمان و انرژی زیادی برای کمک به یکی از دوستانت میگذاری. این کار سود مالی ندارد ولی این کار باعث می شه که اون دوست تا ابد حامی شما بشه (ایجاد شبکه پشتیبان) یا باعث تقویت یک فضیلت انسانی میشه (رشد اخلاقی) یا باعث اتصال به از صفات خداوند می شه (اعتلای معنوی) یا دست کم حس رضایت به شما می دهد (شادکامی درونی).
اصلا زندگی سراسر سرمایه گذاری است. نرخ بازده فقط یک عدد مالی نیست، بلکه یک شیوه تفکره! یک مدل ذهنی است! چقدر زمان، توان، اعتبار، پول یا منابع گذاشتم؟ چقدر درد تحمل کردم؟ در مقابل، چی به دست آوردم؟ آیا میارزید؟
حالا در تصمیمات کوچک و روزمره، اگر هم خطایی رخ داد، مسئلهای نیست. اما در تصمیمات استراتژیک که معمولا به سختی بازگشت ناپذیرند (Hard to Back) و منابع زیادی مصرف میکنند توجه به نرخ بازده بسیار کلیدی می شود. بگذارید سه مثال در سه سطح فردی، سازمانی و ملی بزنم:
◼️فردی: آیا تحصیلات در کارشناسی ارشد و دکترا را انتخاب کرده اید به این خاطر که همه هم دوره های شما این کار را کرده اند یا اینکه واقعا نرخ بازده خوبی برای شما دارد؟ آیا واقعا می ارزد؟
◼️می خواهید سازمان تان را ۵ سال درگیر سیستم های اطلاعاتی جامع یا جایزه تعالی و بهره وری کنید، آیا نرخ بازده اش را حساب کرده اید یا صرفا به این خاطر که مُد شده شما هم چنین می کنید؟
◼️می خواهید برای شهری در یک منطقه کمترتوسعهیافته فرودگاه بین المللی بزنید. آیا احداث یک فرودگاه بینالمللی در این استان توجیه دارد؟ آیا این بهترین کار ممکن است؟ صرف همان مبلغ به مشوق های سرمایه گذاری برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی نرخ بازدهی بالاتری ندارد؟
نرخ بازده تحمل درد را جدی بگیریم؛ وگر نه با دردهایی مواجه می شویم که تاب تحملش را نداریم! زندگی مانند یک سبد سرمایه گذاری (پورتفوی) است در لحظه ای که چشم از این دنیا می بیندیم، نرخ بازده تمام سرمایه گذاری های خود را خواهیم دید. سعادت یا شقاوت حاصل سرمایه گذاری های ما در طول زندگیست. هوشمندانه تر سرمایه گذاری کنیم.
@Dr_Lashkarbolouki
مثلث TED (1).pdf
1.3 MB
✳️ آشنایی با مثلث کارپمن و مثلث توانمندسازی؛ کلید تحول در روابط بین فردی
کانال مدیریت منابع انسانی شایستگی محور
کانال مدیریت منابع انسانی شایستگی محور
❤2
✳️ مشکل فقط اختلاف نظر نیست؛ ما واقعاً همدیگر را نمیفهمیم؟!
✅ مطالعات مختلف نشان دادهاند که انسانها در درک افرادی که آنها را «غیرخودی» تلقی میکنند، با دشواریهای جدی مواجهاند. پیشداوریها و خطاهای شناختی رایج باعث میشود مخالفان را اغلب افرادی سادهانگار یا بدخواه ببینیم که انگیزهشان چیزی جز آسیبزدن نیست. پژوهشی جدید چشماندازی حتی تیرهتر را ارائه میکند.
🔴 پژوهشی تازه توسط محققان دانشگاه آکسفورد و کینگز کالج لندن نشان میدهد که حتی وقتی افراد با دقت و حسننیت تلاش میکنند دیدگاههای سیاسی مخالفانشان را درک کنند، باز هم دچار خطاهای چشمگیر میشوند. این مطالعه با هدف سنجش میزان توانایی افراد در پیشبینی دیدگاههای کسانی انجام شد که گرایشهای سیاسی متفاوتی با آنها دارند.
🔴 نتایج پژوهش نشان میدهد شرکتکنندگان در پیشبینی دیدگاههای افراد همفکر خود نسبتاً موفق بودهاند و در بیش از نیمی از موارد درست حدس زدهاند. اما زمانی که پای افراد با دیدگاههای سیاسی متفاوت در میان بوده، میزان دقت آنها بهطور محسوسی کاهش یافته است. با این حال، میزان اطمینان شرکتکنندگان به درستی حدسهایشان در هر دو حالت تقریباً یکسان بود؛ مسئلهای که بهگفته برایونی پین، نویسندۀ مسئول مقاله، هشداردهنده است: «آدمها واقعاً نمیدانند که در این کار بدند».
🔴 در این پژوهش، از شرکتکنندگان خواسته شد تا نظر خود را نسبت به جملاتی دربارۀ ارزشهای اجتماعی، اقتصادی و مذهبی اعلام کنند. سپس، پاسخهای افراد ناشناس به همین پرسشها در اختیارشان قرار گرفت تا بر اساس آنها حدس بزنند آن فرد در سایر موارد چه دیدگاهی خواهد داشت. در بخشی از مطالعه، برخی شرکتکنندگان امکان دسترسی به اطلاعات بیشتر درباره پاسخهای همان فرد را داشتند تا پیشبینی دقیقتری ارائه دهند؛ با این حال، حتی با وجود دادههای تکمیلی، دقت آنها در پیشبینی دیدگاه مخالفان تغییر چندانی نکرد.
🔴 بهگفتۀ برایونی پین، مسئله فقط کمبود انگیزه یا ضعف شناختی نیست، بلکه مشکل اصلی آن است که ما واقعاً در فهم طرز فکر کسانی که باورها یا ارزشهای متفاوتی با ما دارند ناتوانیم؛ حتی وقتی تلاش میکنیم آنها را درک کنیم. او و همکارانش ریشه این ناتوانی را در پیشفرضها و کلیشههایی میدانند که افراد ناخودآگاه برای تفسیر رفتار دیگران به آنها متوسل میشوند؛ کلیشههایی که نهفقط در حوزه سیاست، بلکه در مواجهه با تفاوتهای نژادی، فرهنگی، جنسیتی یا اجتماعی نیز خود را نشان میدهند.
🔴 بهگفتۀ نویسندگان مقاله، یکی از مهمترین دلایل این ناتوانی، افزایش شکاف و دوقطبیشدن در جوامع امروز است. روندی که فرصت تعامل واقعی با گروههای مختلف را کاهش میدهد و در نتیجه، توانایی ذهنی ما برای تصور و فهم دیدگاههای متفاوت را تضعیف میکند. این یافتهها پرسشهای مهمی را پیش روی پژوهشگران میگذارد: آیا رسانهها، با بازنمایی کلیشهای از مخالفان، در شکلگیری این ضعف شناختی نقش دارند؟ یا باید ریشههای عمیقتری را در سازوکارهای روانی فردی جستوجو کرد؟
🔴 در پایان، پژوهشگران بر این نکته تأکید میکنند که پذیرش این واقعیت – اینکه کمتر از آنچه گمان میکنیم، دیگران را درک میکنیم – میتواند نقطۀ شروعی برای تغییر باشد؛ تغییری که ما را وامیدارد پیش از قضاوتکردن، به شنیدن و فهم دقیقتر دیدگاه طرف مقابل توجه کنیم و برای درک متقابل، آگاهانهتر تلاش کنیم.
📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «شاید هیچوقت نتوانیم مخالفان سیاسی خودمان را بهخوبی بشناسیم» که در سیوسومین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب در تاریخ ۲۹ مهر ۱۴۰۳ در وبسایت ترجمان نیز بارگذاری شده است. این مطلب نوشتۀ اِلِینا کازامیا است و محمد مهدیپور آن را ترجمه کرده است. برای خواندن نسخه کامل این مطلب و دیگر مطالب ترجمان، به وبسایت ترجمان سر بزنید.
🔻 ادامۀ مطلب؛
https://B2n.ir/w27899
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ مطالعات مختلف نشان دادهاند که انسانها در درک افرادی که آنها را «غیرخودی» تلقی میکنند، با دشواریهای جدی مواجهاند. پیشداوریها و خطاهای شناختی رایج باعث میشود مخالفان را اغلب افرادی سادهانگار یا بدخواه ببینیم که انگیزهشان چیزی جز آسیبزدن نیست. پژوهشی جدید چشماندازی حتی تیرهتر را ارائه میکند.
🔴 پژوهشی تازه توسط محققان دانشگاه آکسفورد و کینگز کالج لندن نشان میدهد که حتی وقتی افراد با دقت و حسننیت تلاش میکنند دیدگاههای سیاسی مخالفانشان را درک کنند، باز هم دچار خطاهای چشمگیر میشوند. این مطالعه با هدف سنجش میزان توانایی افراد در پیشبینی دیدگاههای کسانی انجام شد که گرایشهای سیاسی متفاوتی با آنها دارند.
🔴 نتایج پژوهش نشان میدهد شرکتکنندگان در پیشبینی دیدگاههای افراد همفکر خود نسبتاً موفق بودهاند و در بیش از نیمی از موارد درست حدس زدهاند. اما زمانی که پای افراد با دیدگاههای سیاسی متفاوت در میان بوده، میزان دقت آنها بهطور محسوسی کاهش یافته است. با این حال، میزان اطمینان شرکتکنندگان به درستی حدسهایشان در هر دو حالت تقریباً یکسان بود؛ مسئلهای که بهگفته برایونی پین، نویسندۀ مسئول مقاله، هشداردهنده است: «آدمها واقعاً نمیدانند که در این کار بدند».
🔴 در این پژوهش، از شرکتکنندگان خواسته شد تا نظر خود را نسبت به جملاتی دربارۀ ارزشهای اجتماعی، اقتصادی و مذهبی اعلام کنند. سپس، پاسخهای افراد ناشناس به همین پرسشها در اختیارشان قرار گرفت تا بر اساس آنها حدس بزنند آن فرد در سایر موارد چه دیدگاهی خواهد داشت. در بخشی از مطالعه، برخی شرکتکنندگان امکان دسترسی به اطلاعات بیشتر درباره پاسخهای همان فرد را داشتند تا پیشبینی دقیقتری ارائه دهند؛ با این حال، حتی با وجود دادههای تکمیلی، دقت آنها در پیشبینی دیدگاه مخالفان تغییر چندانی نکرد.
🔴 بهگفتۀ برایونی پین، مسئله فقط کمبود انگیزه یا ضعف شناختی نیست، بلکه مشکل اصلی آن است که ما واقعاً در فهم طرز فکر کسانی که باورها یا ارزشهای متفاوتی با ما دارند ناتوانیم؛ حتی وقتی تلاش میکنیم آنها را درک کنیم. او و همکارانش ریشه این ناتوانی را در پیشفرضها و کلیشههایی میدانند که افراد ناخودآگاه برای تفسیر رفتار دیگران به آنها متوسل میشوند؛ کلیشههایی که نهفقط در حوزه سیاست، بلکه در مواجهه با تفاوتهای نژادی، فرهنگی، جنسیتی یا اجتماعی نیز خود را نشان میدهند.
🔴 بهگفتۀ نویسندگان مقاله، یکی از مهمترین دلایل این ناتوانی، افزایش شکاف و دوقطبیشدن در جوامع امروز است. روندی که فرصت تعامل واقعی با گروههای مختلف را کاهش میدهد و در نتیجه، توانایی ذهنی ما برای تصور و فهم دیدگاههای متفاوت را تضعیف میکند. این یافتهها پرسشهای مهمی را پیش روی پژوهشگران میگذارد: آیا رسانهها، با بازنمایی کلیشهای از مخالفان، در شکلگیری این ضعف شناختی نقش دارند؟ یا باید ریشههای عمیقتری را در سازوکارهای روانی فردی جستوجو کرد؟
🔴 در پایان، پژوهشگران بر این نکته تأکید میکنند که پذیرش این واقعیت – اینکه کمتر از آنچه گمان میکنیم، دیگران را درک میکنیم – میتواند نقطۀ شروعی برای تغییر باشد؛ تغییری که ما را وامیدارد پیش از قضاوتکردن، به شنیدن و فهم دقیقتر دیدگاه طرف مقابل توجه کنیم و برای درک متقابل، آگاهانهتر تلاش کنیم.
📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «شاید هیچوقت نتوانیم مخالفان سیاسی خودمان را بهخوبی بشناسیم» که در سیوسومین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب در تاریخ ۲۹ مهر ۱۴۰۳ در وبسایت ترجمان نیز بارگذاری شده است. این مطلب نوشتۀ اِلِینا کازامیا است و محمد مهدیپور آن را ترجمه کرده است. برای خواندن نسخه کامل این مطلب و دیگر مطالب ترجمان، به وبسایت ترجمان سر بزنید.
🔻 ادامۀ مطلب؛
https://B2n.ir/w27899
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
ترجمان
شاید هیچوقت نتوانیم مخالفان سیاسی خودمان را بهخوبی بشناسیم
اِلِینا کازامیا، نوتیلوس— آدمها معمولاً مهارت چندانی در درک افکار دیگران ندارند، حتی آنوقتهایی که فکر میکنیم درکمان از آنها خوب بوده است. ما پیشفرضهای زیادی دربارۀ رفتار، انگیزهها و باورهای دیگران داریم که اغلب بسیار اشتباه از آب درمیآیند. این موضوع…
👍1
✳️ اندونزی با هدف حذف مالاریا تا سال 2030، در حال توسعه مدلی مبتنی بر هوش مصنوعی است که میتواند در تشخیص سریعتر این بیماری و بهبود دسترسی به خدمات بهداشتی در مناطق شیوع آن کمک کند.
✅ این مدل هوش مصنوعی با استفاده از بیش از 1300 تصویر میکروسکوپی از نمونههای خون آلوده به انگلهای مالاریا آموزش دیده است. سیستم جدید قادر به شناسایی چهار گونه انگل با دقت 80.6% است و توانایی تجزیه و تحلیل تغییرات شکل و اندازه سلولهای قرمز خون آلوده و همچنین طبقهبندی مرحلههای رشد انگلها را دارد.
■ یکی از چالشهای اصلی در توسعه این سیستم، تغییر مورفولوژی انگلها در طول چرخه زندگی آنها است. در سال 2024، با ثبت نزدیک به 500 هزار مورد مالاریا در یک منطقه خاص، پیشبینی میشود که این نوآوری در هوش مصنوعی بتواند نقش موثری در تشخیص زودهنگام و تقویت تلاشها برای ریشهکن کردن مالاریا ایفا کند.
✅ این مدل هوش مصنوعی با استفاده از بیش از 1300 تصویر میکروسکوپی از نمونههای خون آلوده به انگلهای مالاریا آموزش دیده است. سیستم جدید قادر به شناسایی چهار گونه انگل با دقت 80.6% است و توانایی تجزیه و تحلیل تغییرات شکل و اندازه سلولهای قرمز خون آلوده و همچنین طبقهبندی مرحلههای رشد انگلها را دارد.
■ یکی از چالشهای اصلی در توسعه این سیستم، تغییر مورفولوژی انگلها در طول چرخه زندگی آنها است. در سال 2024، با ثبت نزدیک به 500 هزار مورد مالاریا در یک منطقه خاص، پیشبینی میشود که این نوآوری در هوش مصنوعی بتواند نقش موثری در تشخیص زودهنگام و تقویت تلاشها برای ریشهکن کردن مالاریا ایفا کند.
✳️ شرکت، خانواده نیست؛ زیادی صمیمی نشوید!
✅ برای حفظ روابط دوستانه در محیط کار، «گارد ریل» بسازید!
■ شرکتهایی هستند که کارکنان خود را مانند اعضای خانواده و دوستانشان معرفی میکنند. صمیمیت در محیط کار، ایده جذابی به نظر میرسد و مزایایی نیز دارد. با این حال، نباید از معایب آن چشمپوشی کرد.
■ افرادی که در محل کار خود، دوستانی دارند، شادتر و سالمتر هستند. شاغلانی که دوستی در محل کار دارند، سطح بالاتری از بهرهوری، پایبندی به کار و رضایت شغلی نشان دادهاند.
■ اما... باید توجه داشت که ساختار محیطهای کار و همچنین اهداف آنها، هم با خانواده و هم با جمعهای دوستانه تفاوت و گاهی تناقض دارد.
■ در دوستی، نقشها غیررسمی هستند. طبیعت روابط دوستانه، اجتماعی و احساسی است. اما در روابط شغلی، نقشها رسمی هستند و روابط در راستای اهداف کسبوکار ایجاد میشوند.
■ اگر فردی از عملکرد شغلی یکی از همکارانش (که برحسب اتفاق دوستش هم باشد) انتقاد کند، در روابط آنها تنش ایجاد میشود. پیوندهای دوستانه در محیط کار مانع از اشتراک دانش در کل سازمان میشود؛ چرا که اطلاعات از طریق پیوندهای دوستی و اجتماعی غیررسمی منتقل خواهد شد.
■ در چنین شرایطی، افراد به جای آنکه به انتقاد یا ارائه راهکارهای سازنده بپردازند، اقدام به دفاع و حمایت از دوستانشان خواهند کرد.
■ دو پژوهشگر دانشگاه وارتون پیشنهاد میکنند که برای حفظ روابط دوستانه در محیط کار، «گارد ریل» بسازید.
⚪باید مشخص باشد که چه زمانی بحث دوستی مطرح است و چه زمانی باید با جدیت و قاطعیت به تصمیمگیریهای مهم کاری پرداخت.
گاهنامه مدیر
✅ برای حفظ روابط دوستانه در محیط کار، «گارد ریل» بسازید!
■ شرکتهایی هستند که کارکنان خود را مانند اعضای خانواده و دوستانشان معرفی میکنند. صمیمیت در محیط کار، ایده جذابی به نظر میرسد و مزایایی نیز دارد. با این حال، نباید از معایب آن چشمپوشی کرد.
■ افرادی که در محل کار خود، دوستانی دارند، شادتر و سالمتر هستند. شاغلانی که دوستی در محل کار دارند، سطح بالاتری از بهرهوری، پایبندی به کار و رضایت شغلی نشان دادهاند.
■ اما... باید توجه داشت که ساختار محیطهای کار و همچنین اهداف آنها، هم با خانواده و هم با جمعهای دوستانه تفاوت و گاهی تناقض دارد.
■ در دوستی، نقشها غیررسمی هستند. طبیعت روابط دوستانه، اجتماعی و احساسی است. اما در روابط شغلی، نقشها رسمی هستند و روابط در راستای اهداف کسبوکار ایجاد میشوند.
■ اگر فردی از عملکرد شغلی یکی از همکارانش (که برحسب اتفاق دوستش هم باشد) انتقاد کند، در روابط آنها تنش ایجاد میشود. پیوندهای دوستانه در محیط کار مانع از اشتراک دانش در کل سازمان میشود؛ چرا که اطلاعات از طریق پیوندهای دوستی و اجتماعی غیررسمی منتقل خواهد شد.
■ در چنین شرایطی، افراد به جای آنکه به انتقاد یا ارائه راهکارهای سازنده بپردازند، اقدام به دفاع و حمایت از دوستانشان خواهند کرد.
■ دو پژوهشگر دانشگاه وارتون پیشنهاد میکنند که برای حفظ روابط دوستانه در محیط کار، «گارد ریل» بسازید.
⚪باید مشخص باشد که چه زمانی بحث دوستی مطرح است و چه زمانی باید با جدیت و قاطعیت به تصمیمگیریهای مهم کاری پرداخت.
گاهنامه مدیر
✳️ طبق گزارش بلومبرگ، ایالات متحده در حال بررسی یک معامله مهم است که به امارات متحده عربی اجازه میدهد تا سال 2027 بیش از یک میلیون چیپ پیشرفته Nvidia AI خریداری کند. این تصمیم نشاندهنده تغییر اساسی در سیاستهای صادراتی آمریکا است که پیشتر بهدلیل نگرانیهای امنیتی، محدودیتهایی برای ارسال این فناوریها به خاورمیانه اعمال کرده بود.
▪︎بر اساس توافق پیشنهادی، حدود 500 هزار چیپ بهطور سالانه به امارات صادر خواهد شد. 20 درصد از این چیپها به شرکت دولتی G42 ابوظبی اختصاص خواهد یافت، در حالی که باقیمانده برای پروژههای شرکتهای آمریکایی مانند OpenAI که در حال ساخت مراکز داده هوش مصنوعی در امارات هستند، به کار خواهد رفت. این چیپها برای تحقیق و توسعه تجاری مورد استفاده قرار خواهند گرفت.
▪︎این معامله بخشی از استراتژی بزرگتر ایالات متحده است که هدف آن تقویت روابط فناوری با متحدان خاورمیانه و مقابله با نفوذ فزاینده چین در عرصه هوش مصنوعی جهانی است. بهعنوان بخشی از این توافق، امارات متحده عربی همچنین متعهد به سرمایهگذاری 1.4 تریلیون دلار در اقتصاد آمریکا شده است تا دسترسی بلندمدت به فناوریهای حیاتی را تضمین کند.
▪︎بر اساس توافق پیشنهادی، حدود 500 هزار چیپ بهطور سالانه به امارات صادر خواهد شد. 20 درصد از این چیپها به شرکت دولتی G42 ابوظبی اختصاص خواهد یافت، در حالی که باقیمانده برای پروژههای شرکتهای آمریکایی مانند OpenAI که در حال ساخت مراکز داده هوش مصنوعی در امارات هستند، به کار خواهد رفت. این چیپها برای تحقیق و توسعه تجاری مورد استفاده قرار خواهند گرفت.
▪︎این معامله بخشی از استراتژی بزرگتر ایالات متحده است که هدف آن تقویت روابط فناوری با متحدان خاورمیانه و مقابله با نفوذ فزاینده چین در عرصه هوش مصنوعی جهانی است. بهعنوان بخشی از این توافق، امارات متحده عربی همچنین متعهد به سرمایهگذاری 1.4 تریلیون دلار در اقتصاد آمریکا شده است تا دسترسی بلندمدت به فناوریهای حیاتی را تضمین کند.
brics bridge
UAE AI Deal - brics bridge
The U.S. is considering allowing the UAE to purchase over 1 million advanced Nvidia AI chips by 2027, reversing previous restrictions. The deal supports U.S. firms like OpenAI and strengthens tech ties between the U.S. and UAE, with a $1.4T investment commitment.
❤1
✳️ پس از سالها تنش، چین و ایالات متحده سرانجام گامهایی معنادار برای کاهش جنگ تعرفهای طولانیمدت برداشتهاند؛ منازعهای که سالهاست بازارهای جهانی را متزلزل کرده، زنجیرههای تأمین را تحت فشار قرار داده و آسیبهای گستردهای بر اقتصاد دو کشور وارد آورده است. اگرچه جزئیات توافقهای جدید همچنان محرمانه باقی مانده، اما پیام روشن است: عملگرایی اقتصادی در حال پیشی گرفتن از رقابتهای سیاسی است.
▪︎در مرکز این تغییر، الگوی منحصر بهفرد چین قرار دارد؛ مدلی که در آن حاکمیت سیاسی کمونیستی با پویاییهای اقتصادی سرمایهداری در هم تنیده است. این دوگانگی ساختاری، که شاید بتوان آن را بزرگترین دارایی استراتژیک چین دانست، به این کشور امکان داده تا ضمن حفظ کنترل متمرکز، رشد اقتصادی پایداری را رقم بزند.
نظام سیاسی چین همچنان تحت نظارت کامل حزب کمونیست باقی مانده و هدایت برنامهریزیهای کلان ملی و بخشهای کلیدی جامعه را بر عهده دارد. اما در عرصه اقتصادی، چین الگویی از انعطافپذیری، گشودگی و نوآوری را ارائه کرده است که حتی با بسیاری از اقتصادهای کاملاً سرمایهداری نیز قابل مقایسه نیست.
▪︎این مدل ترکیبی (تمرکز سیاسی همراه با آزادسازی اقتصادی) به چین اجازه داده است تا همزمان با پاسخگویی سریع به نیازهای بازار، سیاستگذاریهای بلندمدت ملی را نیز پیش ببرد. دولت میتواند در زمان بحران منابع را بهسرعت بسیج کرده، زیرساختهای عظیم ایجاد کند و مسیر صنعت را مشخص سازد، در حالی که بخش خصوصی بهعنوان موتور نوآوری، رقابت و رشد صادرات عمل میکند. این رویکرد تاکنون به رهایی صدها میلیون نفر از فقر و تبدیل چین به یکی از قطبهای اصلی تولید در جهان منجر شده است.
▪︎برای ایالات متحده، مواجهه با چنین مدلی همزمان فرصتی اقتصادی و چالشی ساختاری به همراه دارد. از یک سو، شرکتهای آمریکایی باید خود را با بازاری منطبق کنند که قواعد متفاوتی دارد؛ از سوی دیگر، اگر توافقها بر پایه تعادل بنا شوند، میتوان از درهای باز تجارت، بهویژه در حوزههایی چون فناوری، انرژی، تغییرات اقلیمی و بهینهسازی زنجیرههای تأمین، بهرهبرداری کرد.
▪︎مدل اقتصادی چین نه یک تناقض تصادفی، بلکه سازهای آگاهانه و محاسبهشده است؛ ساختاری که در آن کنترل مرکزی با سازوکارهای بازار بهگونهای همزیستی یافتهاند. در شرایطی که دو اقتصاد بزرگ جهان بهدنبال دستیابی به نقطه مشترکی برای همکاری هستند، شناخت و درک واقعبینانه این پیچیدگی، میتواند راهی برای حفظ ثبات در اقتصاد جهانی باشد. مسیر پیش رو آسان نخواهد بود، اما اکنون روشنتر از همیشه به نظر میرسد.
▪︎در مرکز این تغییر، الگوی منحصر بهفرد چین قرار دارد؛ مدلی که در آن حاکمیت سیاسی کمونیستی با پویاییهای اقتصادی سرمایهداری در هم تنیده است. این دوگانگی ساختاری، که شاید بتوان آن را بزرگترین دارایی استراتژیک چین دانست، به این کشور امکان داده تا ضمن حفظ کنترل متمرکز، رشد اقتصادی پایداری را رقم بزند.
نظام سیاسی چین همچنان تحت نظارت کامل حزب کمونیست باقی مانده و هدایت برنامهریزیهای کلان ملی و بخشهای کلیدی جامعه را بر عهده دارد. اما در عرصه اقتصادی، چین الگویی از انعطافپذیری، گشودگی و نوآوری را ارائه کرده است که حتی با بسیاری از اقتصادهای کاملاً سرمایهداری نیز قابل مقایسه نیست.
▪︎این مدل ترکیبی (تمرکز سیاسی همراه با آزادسازی اقتصادی) به چین اجازه داده است تا همزمان با پاسخگویی سریع به نیازهای بازار، سیاستگذاریهای بلندمدت ملی را نیز پیش ببرد. دولت میتواند در زمان بحران منابع را بهسرعت بسیج کرده، زیرساختهای عظیم ایجاد کند و مسیر صنعت را مشخص سازد، در حالی که بخش خصوصی بهعنوان موتور نوآوری، رقابت و رشد صادرات عمل میکند. این رویکرد تاکنون به رهایی صدها میلیون نفر از فقر و تبدیل چین به یکی از قطبهای اصلی تولید در جهان منجر شده است.
▪︎برای ایالات متحده، مواجهه با چنین مدلی همزمان فرصتی اقتصادی و چالشی ساختاری به همراه دارد. از یک سو، شرکتهای آمریکایی باید خود را با بازاری منطبق کنند که قواعد متفاوتی دارد؛ از سوی دیگر، اگر توافقها بر پایه تعادل بنا شوند، میتوان از درهای باز تجارت، بهویژه در حوزههایی چون فناوری، انرژی، تغییرات اقلیمی و بهینهسازی زنجیرههای تأمین، بهرهبرداری کرد.
▪︎مدل اقتصادی چین نه یک تناقض تصادفی، بلکه سازهای آگاهانه و محاسبهشده است؛ ساختاری که در آن کنترل مرکزی با سازوکارهای بازار بهگونهای همزیستی یافتهاند. در شرایطی که دو اقتصاد بزرگ جهان بهدنبال دستیابی به نقطه مشترکی برای همکاری هستند، شناخت و درک واقعبینانه این پیچیدگی، میتواند راهی برای حفظ ثبات در اقتصاد جهانی باشد. مسیر پیش رو آسان نخواهد بود، اما اکنون روشنتر از همیشه به نظر میرسد.
✳️ رموز پاسخگویی به سوالات و شکایات مشتریان
✅ بازاریابهای حرفهای به خوبی میدانند که پاسخگویی سریع، مفید و مسئولانه به سوالات و شکایتهای مشتریان، چه نقش بهسزایی در رضایت و وفاداری آنها دارد. برای همین، روی این موارد سرمایهگذاریهای کلانی را انجام میدهند:
▪︎تقویت مراکز تماس و پاسخگویی به مشتریان از طریق استخدام کارمندان حرفهای و متعهد
▪︎آموزش کارمندان بخش «تماس با ما» برای ارائه بهترین مشاورهها و راهنماییها به مشتریان
▪︎سنجش مستمر میزان رضایت مشتریان از ابعاد مختلف کسب و کار شرکت
▪︎شناسایی سریع مشتریان ناراضی و دلایل عدم رضایت آنها و تلاش برای جلب رضایت ایشان
▪︎استفاده از روشهای مختلف تماس برای مشتریان و محدود نکردن تماسها به ابزارهای الکترونیکی مثل ایمیل و پیام صوتی (برای مثال، اکثر مراکز تماس مدرن به گونهای طراحی شدهاند که مشتری میتواند بین صحبت کردن با یک کامپیوتر یا انسان، یکی را انتخاب کند).
▪︎کاهش زمان پاسخ به سوال مشتری و رسیدگی به شکایت او
برای درک بهتر سرمایهگذاری شرکتها در پاسخگویی به سوالات و شکایات مشتریانشان به این سه مثال توجه کنید:
▪︎شرکت باتِربال، تولیدکننده بوقلمون است. این شرکت برای جلب رضایت مشتریانش و ایجاد تمایز از رقبا، روی پاسخگویی به مشتریان تمرکز و برای این کار ۵۵ آشپز حرفهای را استخدام کرده تا به سوالات مشتریان درباره پخت و تزئین بوقلمون پاسخ بدهند. این ۵۵ آشپز سالانه به بیش از ۱۰۰ هزار مشتری شرکت، مشاوره آشپزی با بوقلمون میدهند.
▪︎شرکت کامکَست، یکی از بزرگترین شرکتهای مخابراتی در آمریکا، برای آگاهی از نارضایتی مشتریان، علاوه بر دریافت شکایتها از طریق ایمیل، مرکز تماس و غیره، تیم مجزایی را برای بررسی شبانهروزی نظرات و شکایات آنها در تالارهای گفتگو، شبکههای اجتماعی و وبلاگها تشکیل داده است تا هیچ شکایتی از قلم نیافتد.
▪︎هواپیمایی جت بُلو، بعد از لغو یا تاخیر چندین ساعته اکثر پروازهایش در روز ولنتاین به دلیل وقوع طوفان در شهرهای مختلف آمریکا، تصمیم گرفت پیام عذرخواهی با امضای مدیرعامل خود را در روزنامههای سراسری آمریکا چاپ و خسارات وارده به مشتریان را جبران کند. برای مثال، شرکت به تمام مسافرانی که پروازشان کنسل شد یا بیش از سه ساعت تاخیر داشت، یک بلیت رفت و برگشت در همان مسیر، هدیه داد.
✅ بازاریابهای حرفهای به خوبی میدانند که پاسخگویی سریع، مفید و مسئولانه به سوالات و شکایتهای مشتریان، چه نقش بهسزایی در رضایت و وفاداری آنها دارد. برای همین، روی این موارد سرمایهگذاریهای کلانی را انجام میدهند:
▪︎تقویت مراکز تماس و پاسخگویی به مشتریان از طریق استخدام کارمندان حرفهای و متعهد
▪︎آموزش کارمندان بخش «تماس با ما» برای ارائه بهترین مشاورهها و راهنماییها به مشتریان
▪︎سنجش مستمر میزان رضایت مشتریان از ابعاد مختلف کسب و کار شرکت
▪︎شناسایی سریع مشتریان ناراضی و دلایل عدم رضایت آنها و تلاش برای جلب رضایت ایشان
▪︎استفاده از روشهای مختلف تماس برای مشتریان و محدود نکردن تماسها به ابزارهای الکترونیکی مثل ایمیل و پیام صوتی (برای مثال، اکثر مراکز تماس مدرن به گونهای طراحی شدهاند که مشتری میتواند بین صحبت کردن با یک کامپیوتر یا انسان، یکی را انتخاب کند).
▪︎کاهش زمان پاسخ به سوال مشتری و رسیدگی به شکایت او
برای درک بهتر سرمایهگذاری شرکتها در پاسخگویی به سوالات و شکایات مشتریانشان به این سه مثال توجه کنید:
▪︎شرکت باتِربال، تولیدکننده بوقلمون است. این شرکت برای جلب رضایت مشتریانش و ایجاد تمایز از رقبا، روی پاسخگویی به مشتریان تمرکز و برای این کار ۵۵ آشپز حرفهای را استخدام کرده تا به سوالات مشتریان درباره پخت و تزئین بوقلمون پاسخ بدهند. این ۵۵ آشپز سالانه به بیش از ۱۰۰ هزار مشتری شرکت، مشاوره آشپزی با بوقلمون میدهند.
▪︎شرکت کامکَست، یکی از بزرگترین شرکتهای مخابراتی در آمریکا، برای آگاهی از نارضایتی مشتریان، علاوه بر دریافت شکایتها از طریق ایمیل، مرکز تماس و غیره، تیم مجزایی را برای بررسی شبانهروزی نظرات و شکایات آنها در تالارهای گفتگو، شبکههای اجتماعی و وبلاگها تشکیل داده است تا هیچ شکایتی از قلم نیافتد.
▪︎هواپیمایی جت بُلو، بعد از لغو یا تاخیر چندین ساعته اکثر پروازهایش در روز ولنتاین به دلیل وقوع طوفان در شهرهای مختلف آمریکا، تصمیم گرفت پیام عذرخواهی با امضای مدیرعامل خود را در روزنامههای سراسری آمریکا چاپ و خسارات وارده به مشتریان را جبران کند. برای مثال، شرکت به تمام مسافرانی که پروازشان کنسل شد یا بیش از سه ساعت تاخیر داشت، یک بلیت رفت و برگشت در همان مسیر، هدیه داد.