مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
🔻چرا بعد از تموم شدن بحران حال‌مون بدتر میشه!؟
‌
🔹هانس سلیه از بزرگان حوزه استرس میگه وقتی بحران، فشار یا مصیبتی میاد بدن سه مرحله رو پشت سر میذاره. مرحله اول هشداره، تو این مرحله بدن میره تو فاز بقا و با ترشح کورتیزول و آدرنالین فرد رو آماده مقابله با تهدید می‌کنه.
‌
🔸مرحله دوم مقاومته؛ تو این مرحله اگه محرک استرس‌زا ادامه داشته باشه، بدن با تمام قوا جلوش وایمیسته و زورش رو میزنه فرد رو سرپا نگه داره.
‌
🔹و مرحله سوم فرسودگیه؛ وقتی استرس طول بکشه!، بدن هرچی داره میذاره پای اون و وقتی انرژيش ته بکشه، خالی می‌کنه و وارد مرحله فرسودگی میشه. پس؛
‌
🔸اگه الان بی‌حوصله، خسته و غمگینی!، نشونه ضعیف بودنت نیست!، بدن داره بهای مقاومت سخت این چند روز دردناک رو پس میده و وقتشه که ریکاوری روانی رو شروع کنی.
‌
+ حالا ریکاوری روانی یعنی چی؟! یعنی آموزش دادن به مغز و بدن که الان اوضاع امنه، زندگی ادامه داره و هنوزم میشه جوونه زد...🌱
👍2
گفتمان شکوه خواهی.pdf
1 MB
گفتمان شکوه خواهی‌؛ شکوه طلبی‌؛ در چشم‌انداز ایران آینده
مهدی مطهرنیا
✳️ لپ تاپم را با من دفن کنید: زندگی به سبک تحصیل کردگان بی سواد

✍مجتبی لشکربلوکی

✅ سایمون کوپر ژورنالیست در فایننشال تایمز می نویسد: دستگاه‌های دیجیتال باعث شده‌اند ما یعنی انسان‌های امروزی، «بیشتر» از هر دوره دیگر در تاریخ بشریت، بخوانیم. اما دیگر مثل قبل نمی‌خوانیم. خواندنِ دیجیتال، به تجربه‌ای تکه‌تکه، سرسری و سطحی تبدیل شده. شاید تعداد کلمات خیلی زیادی در روز بخوانیم، ولی همۀ آن‌ها در قالب متن‌های چند کلمه‌ای یا نهایتاً چند خطی است. حال اگر بخواهیم همان تعداد کلمه را در قالبِ یک متن واحد بخوانیم، با دشواری بسیاری مواجه می‌شویم. زیرا درک متنی طولانی نیازمند مهارت‌ «خواندن عمیق» است.

این روزها هیچ کس متن های طولانی را نمی خواند. بیش از نیمی از افراد همین متن را تا انتها نمی خوانند. انسان‌ها در خواندن متن‌های طولانی به مشکل خورده‌اند.
مجموعه‌ای بیش از دوهزار ناشر، محقق، کتابدار و نویسنده و دانشگاهی سراسر جهان، چندی پیش در  مانیفستی اعلام کردند: «خواندنِ دیجیتال» در حال تخریب عادتِ «خواندن عمیق» در میان ماست.
خواندن عمیق نقشی حیاتی در تمدن بشری داشته. پینگر، روان‌شناس آمریکایی می گوید از اواخر قرن هفدهم با رواج خواندنِ متن‌های طولانی در بین مردم، توانایی «همدردی با دیگران افزایش یافت. مردم با خواندنِ متن‌های طولانی دربارۀ زندگیِ دیگر انسان‌ها، توانستند دنیا را از چشم آن‌ها ببینند و تأثیر بسیار مهمی در تغییر نگرش آن‌ها دربارۀ موضوعاتی مثل برده‌داری، شکنجه و استبداد گذاشت. خواندنِ عمیق باعث رویدادهای دوران‌سازی مثل انقلاب آمریکا و انقلاب فرانسه شد.

ماریان وولف، محقق آمریکایی، می‌نویسد: ما در دنیای آنلاین دائماً در حال اسکرول‌کردن، نصفه‌نیمه خواندن یا ذخیره‌کردن متن‌هاییم تا در آینده‌ای نامعلوم آن‌ها را بخوانیم، چون این رسانه ها برای خواندنِ عمیق طراحی نشده اند. (بارنویسی شده از این منبع:نشریه ترجمان) یکی از دوستانم به شوخی می گفت می خواهم وصیت کنم لپ تاپم را با من دفن کنند چون کلی فایل ذخیره کرده ام که بعدا بخوانم و احتمالا تا زمان مرگ فرصت نمی کنم که بخوانم شان

🔰تحلیل و تجویز راهبردی

ما در دام سه گانه Skimming, Scanning, Scrolling (3S) افتاده ایم. ترجمه شان می شود نگاه گذرا، جستجوی سریع، رد کردن یا رد شدن از مطالب برای دیدن مطلب بعدی. خب این چه مشکلی ایجاد می کند؟ چهار مشکل ایجاد می شود

۱) خواندن عمیق باعث می شود که جهان را از دیدگاه دیگران ببینم (از دیدگاه یک آواره بعد از جنگ یا یک دزد حرفه ای یا یک مستاجر)، ولی خواندن سطحی چنین توانایی در ما ایجاد نمی کند. همین باعث می شود که توان همدلی و همدردی در ما بمیرد.

۲) خواندن عمیق باعث می شود که یک مساله را از زوایای مختلف نگاه کنیم. پیچیدگی و چند بعدی بودن مساله را درک کنیم اما وقتی همه چیزهایی که می خوانیم کوتاه است  کلا می رویم سراغ تحلیل های ساده، سرراست، یک خطی و اینگونه است که توانایی تفکر سیستمی و چند بعدی را از دست می دهیم.

۳) توهم دانایی نیز نتیجه بعدی است. چون ما راجع به همه چیز از 3S استفاده می کنیم راجع به همه چیز فکر می کنیم که بلدیم و جالب اینکه اظهار نظر هم می کنیم از رژیم غذایی فستینگ، تا سیاست های ارزی و تا نتایج مذاکرات ترامپ و پوتین. از سیاست تا اقتصاد! از زیست شناسی مولکولی تا فیزیک کیهانی!

۴) در نتیجه کسانی که دیگر نمی‌خوانند (عمیق نمی خوانند)، توان اندیشیدن را هم از دست می‌دهند. شما وقتی توانایی درک و تحلیل عمیق را از دست می دهید به مروز توان اندیشیدن را هم از دست می دهید.

این چهار باعث می شود که ما با پدیده ای روبرو باشیم به نام تحصیل‌کردگان بی سواد. بخش بزرگی از جامعه یک دیپلمی، لیسانسی، فوق لیسانسی و یا دکترایی داریم! اما در طول زمان به خاطر عدم خواندن عمیق عملا تبدیل شده ایم به «همه چیزان دان مدعی متوهم» یا همان مدرک داران بی ادراک!

🔰راهکار چیست؟ ریاضت مطالعاتی

ریاضت، گوشه گیری موقتی برای انجام تمرین‌های سخت و خودخواسته‌ای است که فرد برای تعالی نفس و دستیابی به کمال روحی انجام می‌دهد. این مفهوم در ادیان مختلف، گرایش های معنوی و سنت‌های عرفانی وجود داشته و شامل خودداری خودخواسته از برخی امور، سکوت، خلوت نشینی و انجام کارهای سخت بوده است. به همین سیاق ریاضت مطالعاتی یعنی اینکه نمی توانیم نمی توانیم برای همیشه خود را از دنیای دیجیتال منقطع کنیم اما می توان گهگاهی این امور را انجام دهیم:
•  ایجاد زمان-مکانی برای مطالعه عمیق: خواندن متون طولانی بدون انقطاع و حواس پرتی
•  تفکر انتقادی: تحلیل، بررسی و مقایسه نظریات مختلف
•  نوشتن و خلاصه‌برداری: تبدیل دانش به محتوای ساختاریافته برای درک بهتر.
ما به خواندن محتواهای سطحی، ساده، سرراست و یک خطی معتاد شده ایم باید با ریاضت مطالعاتی آن را تعدیل و مهار کنیم
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ آموزش توسعه

✅ در كشور ژاپن يكي از دورهاي توسعه فردي هر دانش آموز در طول تحصیل، آشنا با نحوء تلاش پدرخانواده براي فرزندان است.
در اين توسعه فردي، از نحوه کار پدران فیلمي تهيه و براي دانش آموزان پخش مي گردد، تا فرد محصل شاهد تلاش پدر/مادرش براي آسایش ايشان و توسعه كشورشان باشد.

آموزش و تربیت نسل‌های آینده به ویژه در قالب توجه به تلاش و فداکاری والدین می‌تواند تأثیر عمیقی بر توسعه فردی دانش‌آموزان داشته باشد.
اقداماتی مانند پخش فیلم‌های مربوط به کار و تلاش پدران یا مادران می‌تواند به دانش‌آموزان کمک کند تا ارزش‌های سخت‌کوشی، فداکاری و مسئولیت‌پذیری را درک کنند.

این نوع آموزش با ایجاد ارتباط میان تلاش والدین و موفقیت‌های فردی و اجتماعی، می‌تواند انگیزه و احساس تعلق به خانواده و جامعه را در دانش‌آموزان تقویت کند.

مهارت هاي ديگري كه دانش آموز كسب مي كند، شامل؛

1. الگوهای رفتاری

2. درک ارتباطات اجتماعی

3. تقویت انگیزه

كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
matn.pdf
1.6 MB
Edit, Sign and Share PDF files on the go. Download the Acrobat Reader app: https://adobeacrobat.app.link/Mhhs4GmNsxb
✳️ ده نکته برای تاب‌آوری کسب‌وکارها در شرایط بحران

✅ یکی از ویژگی‌های مهم کسب‌وکارها این است که در شرایط بحرانی چقدر تاب‌آوری دارند و تا چه اندازه در مقابل مشکلات و سختی‌های ناشی از بحران‌ها انعطاف‌پذیری دارند. به نظر می‌رسد این ویژگی مانند یک چتر نجات بتواند در سختی‌های ناشی از بحران‌ها، عامل نجات کسب‌وکارها باشد و بنابراین پرداختن به آن هم در سطح بنگاه یکی از مهم‌ترین حوزه‌های مدیریت و سیاستگذاری باشد. ده نکته زیر از مهم‌ترین نکات قابل‌توجه در این حوزه هستند:
۱. انعطاف‌‌‌پذیری: ویژگی انعطاف‌پذیری از چند زاویه مهم شمرده می‌شود. زاویه اول انعطاف‌پذیری در قیمت‌گذاری است، بعد انعطاف‌پذیری در زنجیره تامین است، سوم انعطاف‌پذیری در جایگزینی نیروی انسانی، چهارم انعطاف‌پذیری در استفاده از تکنولوژی و پنجم انعطاف‌پذیری در جایگزینی ماشین‌آلات و تجهیزات است. در صورتی که یک واحد اقتصادی بتواند در شرایط خاص این‌گونه انعطاف‌پذیری‌ها را داشته باشد، می‌توان انتظار داشت که تاب‌آوری بالاتری داشته باشد.
۲. چابکی: چابکی یک کسب‌وکار اگرچه به معنای انعطاف‌پذیری آن نیز می‌تواند باشد، ولی در بسیاری از مواقع چابکی یک کسب‌وکار به معنای آمادگی سریع مدیریت آن برای واکنش نشان دادن به تغییرات سریع محیط کسب‌وکار تعبیر و تعریف می‌شود. بنابراین چابکی با این مفهوم می‌تواند نوعی از توانمندی را در بر بگیرد که مدیریت یک واحد اقتصادی با تغییر شرایط محیط کسب‌وکار می‌تواند با سرعت نسبت به تشخیص تغییرات اقدام و بنابراین نسبت به اتخاذ بهترین تصمیم اقدام نماید.
۳. تنوع در منابع درآمدی: هرگاه یک کسب‌وکار تنها به یک منبع درآمدی وابسته باشد، آنگاه می‌تواند ریسک بالاتری داشته باشد. برای کاهش دادن این ریسک یکی از مهم‌ترین سیاست‌های لازم تنوع‌بخشی به منبع درآمدی کسب‌وکار است. تنوع‌بخشی به منابع درآمدی البته نیاز به تنوع‌بخشی به محصولات و خدمات قابل عرضه متنوع در بازار دارد که در یک برنامه ویژه تنوع‌بخشی درآمدی قابل دستیابی خواهد بود.
۴. مدیریت ریسک قوی: برای ایجاد شرایط قدرتمند در جهت مدیریت ریسک در یک بنگاه لازم است نسبت به شناسایی، ارزیابی و برنامه‌‌‌ریزی برای مقابله با ریسک‌‌‌ها اقدام کرد. انواع ریسک‌هایی که برای کسب‌وکارها ناشی از تحولات محیط کسب‌وکار پیش می‌آیند، البته که با توجه به نوع و اندازه آنها، نیاز به تشخیص، ارزیابی و انتخاب ابزار مناسب ویژه خویش دارند.
۵. ذخایر مالی مناسب و در حد کفایت: از مهم‌ترین ویژگی‌های لازم حوزه مدیریت مالی بنگاه‌های اقتصادی، نگهداری ذخایر قانونی و احتیاطی مناسب و کافی برای شرایط بحرانی است. داشتن نقدینگی و ذخایر مالی مناسب به کسب‌وکار اجازه می‌دهد در دوران رکود یا بحران، هزینه‌‌‌های خود را پوشش داده و از سقوط جلوگیری کند.
۶. استواری و تنوع زنجیره تامین: ضرورت دارد یک کسب‌وکار تاب‌آور، همواره نسبت به مدیریت زنجیره تامین خویش از طریق تنوع‌بخشی در تامین‌کنندگان و نیز حفظ ارتباط شایسته و سازگار پایدار با انها اقدام کند تا همواره توان تحمل ریسک‌های تامین مواد اولیه و حفظ پایداری تولید را در دست داشته باشد. وابستگی به یک تامین‌‌‌کننده یا یک مسیر تامین، آسیب‌‌‌پذیری را افزایش می‌دهد. تنوع در تامین‌‌‌کنندگان و مسیرهای تامین، پایداری را افزایش می‌دهد.
۷. نوآوری و تحول‌پذیری:‌ پذیرندگی نوآوری در همه حوزه‌های محصول، روش تولید، مدیریت، بازار، تامین، انبارها، بازاررسانی، بازاریابی و قیمت‌گذاری و… از نشانه‌های چابکی و البته انعطاف‌پذیری یک کسب‌وکار است. کسب‌وکارهایی که می‌توانند در بحران‌ها فرصت‌‌‌های جدیدی را شناسایی کرده و با نوآوری، محصولات یا خدمات جدیدی ارائه دهند، موفق‌‌‌تر خواهند بود.
۸. تعهد به حفظ نیروی کار: بحران‌ها همواره از حوزه‌های بسیاری روی صاحبان و مدیران کسب‌وکار تاثیر می‌گذارند. یکی از فشارهای زمان بحران بر صاحبان کسب‌وکار، فشار هزینه است و مخصوصا هزینه نیروی انسانی مخصوصا زمانی که واحد تولیدی مجبور است به‌دلایلی زمان‌های زیادی را تعطیل باقی بماند. در این شرایط صاحبان و مدیران واحدهای تولیدی باید نیروی باتجربه و کارآزموده قابل‌اعتماد را حفظ کرده و در سطح بالایی از تعهد نسبت به حفظ آنها اقدام کند. نیروی کار متعهد و آموزش‌‌‌دیده، سرمایه ارزشمندی در بحران‌هاست. حفظ و حمایت از نیروی کار، به حفظ دانش و تجربه در سازمان کمک می‌کند.
۹. حفظ ارتباط موثر با مشتری: لازم است کسب‌وکارها با مشتریان خود ارتباط عمیقی و موثر را حفظ کنند، نیازهای آنها را درک ‌‌‌کنند و در شرایط بحران‌ها وفاداری مشتریان را حفظ کنند.
۱۰. استفاده بهنگام از فناوری: همواره این‌گونه است که بهره‌‌‌گیری از فناوری‌‌‌های جدید برای بهبود کارآیی، کاهش هزینه‌‌‌ها، و ارائه خدمات بهتر، می‌تواند به تاب‌‌‌آوری کسب‌وکار کمک کند.
اقتصاددان
✳️ حقایقی مهم درباره انسان‌ها

✅ کوین هوگان در کتاب ارزشمند خود به نام «۵۳ اصل متقاعدسازی» می‌نویسد:

شناخت الگوهای روانی و رفتاری انسان‌ها، نقش مهمی در موفقیت شما در متقاعد کردن آنها دارد. خبر خوب این که بسیاری از الگوهای رفتاری و روانی در اکثر انسان‌ها مشترک است و در نتیجه، شما می‌توانید از طریق آشنایی با این الگوهای مشترک، از جمله الگوهای زیر، توانایی‌تان برای متقاعدسازی دیگران را ارتقا بدهید:

■ انسان‌ها نمی‌دانند چه چیزی را می‌خواهند، ولی می‌دانند چه چیزی را نمی‌خواهند.
انسان‌ها معمولا نمی‌دانند که دقیقا چه چیزی را می‌خواهند، ولی برعکس، آنها دقیقا می‌دانند که چه چیزی را نمی‌خواهند و از آن بیزارند. به همین دلیل است که انسان‌ها می‌توانند ساعت‌ها توضیح بدهند که چه چیزی را نمی‌خواهند یا از چه چیزی بدشان می‌آید، ولی وقتی بخواهند شرایط مطلوب‌شان را توضیح بدهند، به مشکل می‌خورند. به همین دلیل، این وظیفه شماست که به آنها کمک کنید شرایط مطلوب‌شان را تشخیص بدهند و به سمت آن حرکت کنند.
به عبارت دیگر، اگر بتوانید شرایط مطلوبی را برای فرد مدنظرتان به تصویر بکشید، به راحتی می‌توانید او را راضی کنید پیشنهادتان را بپذیرد.

■ احساس رهایی از مشکلات و سختی‌ها، محرک‌ قوی‌تری از شوق کسب لذت است.
به طور کلی، «ترس از سختی‌ها»، برانگیزاننده‌تر است تا «شوق کسب لذت‌ها». بر این اساس، برای متقاعد کردن مخاطب‌تان می‌توانید از این تاکتیک استفاده کنید: اگر پیشنهادتان را قبول نکند، به چه مشکلاتی مواجه خواهد شد. به عبارت دیگر، اگر مشکلات و هزینه‌های احتمالی نپذیرفتن پیشنهادتان را برای طرف مقابل‌تان توضیح بدهید، به احتمال زیاد پیشنهادتان را می‌پذیرد.

■ دیگران به حرف‌های شما گوش نمی‌دهند، بلکه منتظرند نوبت خودشان برسد تا حرف بزنند.
بسیاری از مردم، هنگام گفتگو به جای گوش دادن، صرفا منتظرند تا فرصت صحبت کردن را پیدا کنند. بنابراین، برای این که روی طرف مقابل‌تان اثر بگذارید، حتما به او فرصت صحبت کردن بدهید و او را در بحث‌ها مشارکت بدهید.
به بیان دیگر، از این به بعد، برای متقاعد کردن دیگران، به جای این که حرف بزنید، شرایطی را فراهم کنید که آنها حرف بزنند و شما گوش کنید.

■ مردم نمی‌دانند سوالات‌شان را چگونه بپرسند.
برای اکثر افراد، پرسیدن سوالات مهمی که در ذهن دارند، بسیار دشوار است، چون می‌ترسند نادان و بی‌اطلاع جلوه کنند. پس همواره به خاطر داشته باشید که طرف مقابل می‌خواهد این گونه وانمود کند که پاسخ همه چیز را می‌داند. در نتیجه، این وظیفه شماست که پرسش‌های بی‌پاسخ طرف مقابل‌تان را حدس بزنید و به آنها پاسخ بدهید.
برای این کار، خودتان آن پرسش‌ها را مطرح کنید و سپس پاسخ آنها را به بحث بگذارید تا طرف مقابل احساس کند خودش به آن سوالات، پاسخ داده است.
❤1
✳️ رازهای برندهای برتر جهان: ۱۰ راهکار طلایی برای رشد، ماندگاری و موفقیت
✅ گروه کانتار (KANTAR) یکی از پیشگامان جهانی در حوزه داده‌های بازاریابی و تجزیه‌وتحلیل کسب‌وکار است. اخیراً این شرکت در مقاله‌ای به قلم گراهام استاپلرست، به بررسی عوامل کلیدی موفقیت برندهای برتر جهان پرداخته است. در ادامه، ترجمه این مقاله را مرور می‌کنیم.
■ با وجود چالش‌های اخیر جهانی، ارزش ۱۰۰ برند برتر دنیا در سال ۲۰۲۴ با رشد ۲۰ درصدی همراه بوده است. اما چه عواملی باعث موفقیت این برندها شده است؟
🔺سه عامل کلیدی در رشد ارزش برند:
▪️تمایز معنادار
برندهایی که ویژگی‌های متمایز و جذابی دارند، مشتریان بیشتری را جذب و حفظ می‌کنند.
▪️حضور قوی
دیده‌شدن مداوم و برجسته‌بودن در بازار، جایگاه برند را مستحکم می‌کند.
▪️آینده‌نگری
توانایی گسترش در بازارهای جدید، برند را برای رشد پایدار آماده می‌کند.
■ برندهای ارزشمند معمولاً انعطاف‌پذیرتر، سودآورتر و پایدارتر هستند. این برندها به موفقیت‌های گذشته خود قانع نمی‌شوند و همواره به دنبال رشد سریع‌تر هستند. اما چگونه؟
۱. ایجاد ارزش ویژه برند برای رشد سریع‌تر
برندها باید در ذهن مصرف‌کنندگان معنادار، متمایز و برجسته باشند. برای رشد پایدار، این ویژگی‌ها باید در تمام اقدامات بازاریابی لحاظ شوند.
۲. بهره‌گیری از نوآوری برندهای فناوری
برندهای فناوری در صدر ۱۰۰ برند برتر جهان قرار دارند و ۱.۲ تریلیون دلار از رشد این لیست را به خود اختصاص داده‌اند. این برندها با نوآوری، پلتفرم‌های مقیاس‌پذیر و تجربه کاربری برتر، رشد سریعی را تجربه کرده‌اند. شرکت ServiceNowK که با استفاده از هوش مصنوعی بهره‌وری را افزایش داده، امسال برای اولین بار به این رتبه‌بندی وارد شده است.
۳. استفاده از فرصت‌های هوش مصنوعی مولد
هوش مصنوعی قابلیت خلق محتوا، محصولات و تجربیات جدید را دارد. شرکت NVIDIA که خود را با تحولات هوش مصنوعی هماهنگ کرده، در سال ۲۰۲۴ بیشترین رشد را در بین ۱۰۰ برند برتر داشته و ارزش آن ۱۷۸ درصد افزایش یافته است.
۴. سازگاری با نوسانات اقتصاد جهانی
اقتصاد جهانی با چالش‌هایی مانند تورم، تغییرات آب‌وهوایی و تنش‌های تجاری مواجه است. برندهای موفق با انعطاف‌پذیری بالا، این نوسانات را به فرصت‌های رشد تبدیل می‌کنند. شرکت‌هایی مانند Mercado (آرژانتین)، Pull & Bear (اسپانیا) و Filipkart (هند) نمونه‌هایی از برندهای تازه‌وارد در این حوزه هستند.
۵. درک نیازهای مشتریان و پاسخ‌گویی به آن‌ها
مصرف‌کنندگان تحت تأثیر مشکلات اقتصادی، قدرت خرید کمتری دارند. برندهای موفق تلاش می‌کنند محصولات مقرون‌به‌صرفه‌تر، در دسترس‌تر و پایدارتر عرضه کنند. حتی اگر قیمت‌ها افزایش یابد، اگر این تغییرات به‌درستی توجیه شوند، مشتریان به برند وفادار خواهند ماند.
۶. کشف و گسترش در بازارهای جدید
برندهای کوچک می‌توانند با یافتن نیازهای جدید بازار رشد کنند، در حالی که برندهای بزرگ‌تر برای حفظ جایگاه خود، به گسترش و نوآوری نیاز دارند.
۷. حفظ تمایز و اصالت برند
تحقیقات کانتار نشان می‌دهد که حفظ تمایز در طول زمان چالش‌برانگیز است. یکی از راه‌های موفقیت برندها، احیای محصولات کلاسیک است. Adidas با عرضه مجدد مدل‌های کلاسیک Samba ،Gazelle و Spezial موفق به افزایش فروش خود شده است.
۸. شناخت عمیق‌تر از زندگی مصرف‌کنندگان
برندهای موفق دائماً الگوهای رفتاری و نیازهای مشتریان را بررسی می‌کنند. حضور هدفمند در مراحل مختلف فرایند تصمیم‌گیری خرید باعث می‌شود ارتباط برند با مخاطبان عمیق‌تر شود.
۹. ایجاد ارتباطات معتبر و معنادار
برندها باید ارزش‌های خود را همسو با مخاطبان شکل دهند. برندهای معتبر از مدل 3I (یکپارچگی، شناسایی، شمول) برای ایجاد اعتماد استفاده می‌کنند. تحقیقات نشان داده که برندهایی که در دو شاخص "معنا" و "تمایز" قوی عمل کرده‌اند، ۱۹ درصد رشد بیشتری نسبت به انتظار داشته‌اند.
۱۰. تمرکز بر بازارهای محلی
برندهای بین‌المللی می‌توانند با بومی‌سازی محصولات و خدمات، ارتباط قوی‌تری با مشتریان برقرار کنند. بانک چیس (Chase Bank) با افتتاح شعب جدید در ایالت‌هایی که رقبا حضور کمتری داشتند، موفق شد ارزش برند خود را به میزان چشمگیری افزایش دهد.
✳️ خودفراموشی سازمانی؛ زمانی که فرهنگ سازمانی به فراموشی سپرده می‌شود.
✍دکتر مصطفی رزاقی کاشانی
■ هر سازمانی، درست مانند یک جامعه، دارای فرهنگ، ارزش‌ها، هویت و تاریخ خاص خود است. این فرهنگ سازمانی نه‌تنها به عملکرد و انگیزه کارکنان شکل می‌دهد، بلکه به سازمان کمک می‌کند تا در برابر چالش‌های محیطی پایدار بماند. اما گاهی سازمان‌ها دچار “خودفراموشی سازمانی” می‌شوند؛ پدیده‌ای که در آن ارزش‌های اصلی، هویت و DNA فرهنگی سازمان به تدریج فراموش شده و جای خود را به روندهای سطحی و غیرهمسو با روح سازمان می‌دهد.
■ چگونه خودفراموشی در سازمان‌ها شکل می‌گیرد؟
این پدیده می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد، از جمله:
۱. رهبری نامنسجم و تغییرات مداوم استراتژی
• مدیرانی که با تغییرات سریع و بدون توجه به فرهنگ سازمانی تصمیم می‌گیرند، باعث می‌شوند کارکنان احساس کنند که سازمان فاقد هویت مشخص است.
۲. فشارهای بیرونی و تقلید کورکورانه از دیگران
• برخی سازمان‌ها تحت تأثیر مدهای مدیریتی یا فرهنگ‌های سازمانی دیگر، هویت خود را رها کرده و به دنبال تقلید از مدل‌های موفق (مثلاً شرکت‌های سیلیکون‌ولی) می‌روند، بدون اینکه ببینند آیا این الگوها با DNA سازمان‌شان سازگار است یا نه.
۳. مدیریت کوتاه‌مدت‌نگر و بی‌توجهی به ارزش‌های بنیادی
• وقتی مدیران صرفاً بر نتایج کوتاه‌مدت (مانند سود سه‌ماهه بعدی) تمرکز کنند، فرهنگ سازمانی را فدای عملکرد مالی مقطعی می‌کنند.
۴. بی‌توجهی به تاریخ و ارزش‌های سازمان
• سازمان‌هایی که گذشته خود را فراموش می‌کنند، هویت فرهنگی خود را از دست می‌دهند. مثال بارز آن، شرکت‌هایی است که بنیان‌گذاران الهام‌بخش خود را کنار گذاشته و ارزش‌های اولیه کسب‌وکار را نادیده می‌گیرند.
۵. تحولات تکنولوژیک بدون آماده‌سازی فرهنگی
• دیجیتالی‌شدن و ورود ابزارهای جدید، اگر بدون درک عمیق از تأثیرات فرهنگی باشد، می‌تواند باعث شکاف بین کارکنان و ارزش‌های سازمانی شود.
■ نشانه‌های خودفراموشی سازمانی
چگونه بفهمیم سازمان ما دچار خودفراموشی شده است؟ برخی از علائم رایج عبارتند از:
• از بین رفتن حس تعلق کارکنان: افراد دیگر سازمان را بخشی از هویت خود نمی‌بینند و صرفاً برای حقوق کار می‌کنند.
• افزایش تضادهای داخلی: تعارضات و کشمکش‌های مداوم به دلیل نبود یک چارچوب ارزشی مشترک.
• شکاف بین مدیران و کارکنان: مدیران در جلسات درباره ارزش‌ها صحبت می‌کنند، اما در عمل چیز دیگری اجرا می‌شود.
• ضعف در حفظ و جذب استعدادها: کارکنان باانگیزه و ارزشمند، سازمان را ترک می‌کنند چون احساس می‌کنند با فرهنگ آن سازگار نیستند.
• حرکت از اصالت به نمایشگرایی: سازمان بیشتر به دنبال برندینگ و تبلیغات است تا تقویت واقعی فرهنگ خود.
■چگونه از خودفراموشی سازمانی جلوگیری کنیم؟
۱. بازگشت به ارزش‌های بنیادی
• سازمان باید به این سؤال پاسخ دهد: “چرا وجود داریم؟” اگر این پاسخ شفاف نباشد، سازمان به‌تدریج مسیر خود را گم خواهد کرد.
۲. حفظ تعادل بین تغییر و هویت
• تغییرات سازمانی باید با فرهنگ سازمانی همسو شوند، نه اینکه آن را از بین ببرند.
۳. مدیریت فرهنگ سازمانی به‌عنوان یک دارایی استراتژیک
• فرهنگ سازمانی یک “نرم‌افزار نامرئی” است که بر عملکرد کارکنان اثر می‌گذارد. مدیریت آن نباید به جلسات انگیزشی و شعارهای پوچ محدود شود.
۴. داستان‌های سازمانی را زنده نگه داریم.
• سازمان‌های موفق داستان‌هایی از بنیان‌گذاران، مشتریان و کارکنان دارند که ارزش‌های اصلی را منعکس می‌کنند. این داستان‌ها نباید فراموش شوند.
۵. سازگاری تکنولوژی با فرهنگ سازمانی
• ابزارهای دیجیتال و فناوری‌های جدید باید با روح و فرهنگ سازمان متناسب باشند، نه اینکه آن را تضعیف کنند.
■ نتیجه‌گیری: آیا سازمان شما دچار خودفراموشی شده است؟
در نهایت، هر مدیر و متخصص منابع انسانی باید از خود بپرسد: آیا سازمان ما هنوز به ارزش‌های خود پایبند است، یا آن‌ها را فدای تغییرات کوتاه‌مدت و مدهای مدیریتی کرده‌ایم؟ اگر پاسخ به این سؤال مبهم باشد، شاید وقت آن رسیده که به ریشه‌های سازمان بازگردیم و قبل از آنکه خیلی دیر شود، خودفراموشی سازمانی را متوقف کنیم.
■ پرسش برای بحث:
- آیا در سازمانی کار کرده‌اید که دچار خودفراموشی شده باشد؟
- به نظرتان چه راهکارهایی می‌تواند به حفظ هویت فرهنگی سازمان کمک کند؟
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تله های سوگیری ذهنی
-154198270_-1144976862.pdf
4.5 MB
گزارش اقتصادایران- روایت مرکزآمارایران
‎⁨طراحی ساختار سازمانی⁩.pdf
6 MB
طراحی ساختارسازمانی
منظم پاداش ندهید!

🔺دانشمندان، آزمایش جالبی را درباره مکانیزم پاداش انجام دادند. آنها دو کبوتر را به گونه ای شرطی کردند که بعد از نوک زدن به یک میله، دانه دریافت کنند اما با یک تفاوت: کبوتر اول، بعد از آن که ۳ بار نوک می زد دانه می گرفت اما کبوتر دوم، گاهی بعد از ۲ بار نوک زدن دانه می.گرفت، گاهی بعد از سه دفعه و گاه بعد از پنج مرتبه نوک زدن به میله و بیشتر.

🔺بعد از آن، دانشمندان تصمیم گرفتند بعد از نوک‌زدن‌های کبوتران، دیگر دانه‌ای به آنها ندهند؛ فکر می‌کنید چه شد؟
کبوتر اول، چندین بار بخت خود را با سه بار نوک زدن به میله آزمود و چون دید خبری از دانه نیست، به زودی از خیر نوک زدن گذشت. اما کبوتر دوم - که به طور منظم دانه نگرفته بود - زمان بیشتری را صرف نوک زدن به میله کرد. او بارها و بارها سراغ میله رفت، یک بار دو مرتبه نوک زد، دفعه دیگر ۵ نوک زد، زمانی سه بار و ... .

🔺دانشمندان با انجام آزمایش‌های متعدد بر روی کبوتران و سپس انسان‌ها، کوشیدند بهترین سیستم پاداش‌دهی در محیط‌های کاری را بیابند. برآیند همه این پژوهش‌ها این بود: "پاداش را به صورت نامنظم ارائه دهید."

🔺بدیهی است که پاداش در قبال "ایده یا عمل عالی کارمند" داده می‌شود اما دانشمندان علوم رفتاری می‌گویند نباید در قبال "تعداد مشخصی ایده یا عمل عالی"، پاداش داده شود. همچنین نباید ایده ها و اعمال عالی، بی‌پاداش بمانند. در صورت اول (پاداش در قبال تعداد مشخصی ایده یا عمل عالی) دو اتفاق می افتد:

▪️آنچه امروز به عنوان پاداش به کارمندتان می‌دهید و برای او دلچسب و انگیزه‌بخش است، بعد از چند بار تکرار، به یک "حق مسلّم" تبدیل می‌شود و قدرت انگیزشی‌اش را از دست می‌دهند.

▪️در صورتی که وقفه ای در ارائه پاداش پیش بیاید، "کارمندِ شرطی شده به پاداش مشخص" از ادامه فعالیت‌های مثبت خویش دست برمی‌دارد.
در صورت ندادن پاداش نیز مشخص است که انگیزه بعدی برای ادامه کارکرد مثبت وجود نخواهد داشت.

◀️ بنابراین، به مدیران توصیه می شود سیستم پاداش‌دهی‌شان را "غیرمنظم" کنند. در چنین صورتی،  اولا مرز بین حقوق و پاداش برای کارمندتان شفاف می‌شود، ثانیاً در صورتی که به هر علتی وقفه‌ای در نظام پاداش‌دهی رخ بدهد، کارمند از ادامه عملکردهای مثبت باز نمی‌ایستد.
فراموش نکنید که به عنوان یک مدیر، باید به نیروهای‌تان انگیزه بدهید و "پاداش غیرمنظم" یکی از راه‌های علمی این انگیزه‌بخشی است.

کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
💢پیشنهاد مدیران راینیکا در شرایط کنونی...

⭕ایمن سازی انفورماتیک، شبکه، حفاظت از داده های سازمانی
⭕️ تبدیل منابع مالی به ارزهای دیجیتال.(از تبدیل منابع مالی به طلا، ارزهای بین المللی مثل دلار، و امثالهم خودداری بفرمایید که کاملا ضرر زا خواهند بود.)
⭕️ مرخص نمودن کادر غیر ضروری سازمان در جهت کاهش هزینه ها.
⭕️ایمن سازی انبار در برابر تهدیدات خرابکارانه داخلی (سرقت، خرابکاری، حمله... )
⭕️ پراکنده سازی موجودی انبار و جلوگیری از انباشت کالا در یک محل.
⭕آموزش نکات ایمنی پرسنل منطبق با شرایط حاکم و اجرای مانورهای لازم
⭕️جمع آوری فوری مطالبات و جلوگیری از معاملات غیر نقد.
⭕️بک آپ گیری و ایمن سازی اسناد سازمانی
⭕️ تغییر قیمت براساس هزینه های روز
⭕️ بهینه سازی توزیع و افزایش زمان توزیع
⭕️ محرمانه سازی تصمیمات سازی و محدود سازی هسته تصمیم گیری
⭕️ محافظت از دارایی‌های سازمانی.
⭕️افزایش سطح ایمنی داخلی و مراقبت‌های شخصی (افزایش سطح بازرسی ها)
⭕️ طبقه بندی و ایمن سازی اسناد محرمانه و مهم سازمان
⭕️ بررسی مدام شرایط فعلی و طراحی استراتژی های مختلف برای شرایط آینده.

✍مجله مشاور مدیریت

@transformation_m
❤1
💢بهره‌گیری از منتورینگ به عنوان یک شیوه آموزش در سازمان‌ها

در کنار سایر روش‌های آموزش و توسعه، منتورینگ هم می‌تواند به عنوان یک روش توسعه در سازمان‌ها مورد استفاده قرار گیرد، اما بهره‌گیری از این رویکرد در سه حوزه زیر می‌تواند نتایج باارزش‌تری را به همراه داشته باشد.

1️⃣منتورینگ برای توسعه مهارت‌های مدیریتی
زمانی که هدف ما پرورش مدیران سازمان‌هاست، منتورینگ در کنار سایر روش‌های آموزش نظیر حضور مدیران در کارگاه‌های آموزشی می‌تواند بسیار موثر عمل کند. در این روش یک مدیر با تجربه به عنوان منتور در کنار مدیران با تجربه کم‌تر قرار گرفته و در مسیر توسعه مهارت‌های مدیریتی به آن‌ها یاری می‌رساند، لازمه بهره گیری از این رویکرد وجود فضای اعتماد در سازمان است.

2️⃣منتورینگ برای افراد تازه استخدام
در این شیوه برای افراد تازه پیوسته به سازمان منتورهایی تعیین می‌شود. این منتورها به افراد تازه استخدام در شناخت سازمان، افزایش تطبیق پذیری و رشد دانش و مهارت‌های بدو خدمت یاری می‌رساند.

3️⃣ منتورینگ برای رشد شغلی
در این شیوه، هر فردی در سازمان یک منتور دارد که این منتور فرد را در یافتن بینش وسیع‌تر نسبت به مسیر شغلی یاری می‌رساند و همچنین دانش و مهارت‌های لازم برای رشد شغلی را در اختیار وی قرار می‌دهد.

✍کانال مدیریت منابع انسانی

@transformation_m
✳️ خودشیفته‌ها
چرا برخی کارمندان فکر می‌کنند بدون آنها بنگاه از کار می‌افتد؟


✍️صدیقه نژادقربان

✅ برخی از کارمندان فکر می‌کنند که شرکتشان بدون آنها به دلیل ترکیبی از عوامل، از جمله عملکرد قوی، احساس ضروری بودن یا عدم درک چگونگی عملکرد سازمان فراتر از نقش آنها، شکست خواهد خورد.
این موضوع می‌تواند نتیجه مهارت بالا و مشارکت قابل توجه باشد، یا ممکن است تحت تاثیر نبود شفافیت در عملیات شرکت یا فقدان رهبری از سوی مدیریت باشد.

کارمندانی که پیوسته کار باکیفیت ارائه می‌دهند و مهارت‌های منحصربه‌فرد دارند، ممکن است واقعاً باور داشته باشند که جایگزینی برای آنها وجود ندارد.
آنها تصور موفقیت شرکت بدون مشارکت خاص خود را دشوار می‌دانند. همچنین، با گذشت زمان، برخی از کارمندان ممکن است حس خودبزرگ‌بینی پیدا و باور کنند ستون فقرات سازمان هستند. این موضوع می‌تواند ناشی از نبود ارتباط در مورد نحوه عملکرد سایر بخش‌های شرکت یا این تصور باشد که نقش آنها برای موفقیت شرکت حیاتی است.

برخی از کارمندان نیز ممکن است درک محدودی از نحوه عملکرد شرکت فراتر از حوزه مسئولیت مستقیم خود داشته باشند.
آنها ممکن است متوجه نباشند که سایر بخش‌ها یا کارمندان تا چه حد در موفقیت کلی شرکت نقش دارند.

اگر مدیریت نتواند استراتژی، اهداف و نقش بخش‌های مختلف شرکت را به‌روشنی بیان کند، کارمندان ممکن است درک ناقصی از ساختار سازمان و جایگاه خود در آن پیدا کنند و این موضوع می‌تواند، به ایجاد توهمی در کارکنانی منجر شود که گمان کنند بدون آنها کسب‌وکار قادر به ادامه فعالیت نخواهد بود و از کار می‌افتد.
در این گزارش به بررسی چرایی این خودبینی در برخی کارکنان و اثر خودشیفته‌ها در بنگاه‌های اقتصادی می‌پردازیم...

متن کامل؛
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-49680
كانال برنامه ريزي استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ نقش نظام بانکی در بهبود شاخص فلاکت

میثم حقیقی

✅ شاخص فلاکت(Misery index) یک شاخص اقتصادی است که بیانگر سنجش سلامت و رفاه یک اقتصاد است.
هرچه عدد این شاخص بیشتر باشد، بیانگر پایین بودن وضعیت سلامت و رفاه آن جامعه می‌باشد(کل کشور: ۴۲/۲).

این شاخص انواع مختلفی به شرح زیر دارد:
🔹 از حاصل‌جمع نرخ تورم و نرخ بیکاری، شاخص فلاکت اول به دست می‌آید.
🔸در صورتی که نرخ رشد اقتصادی به شاخص فلاکت اول، کسر/اضافه شود، شاخص فلاکت دوم بدست می‌آید.
🔹در صورتی که نرخ بهره بانکی به شاخص فلاکت دوم اضافه شود، شاخص فلاکت سوم به دست می‌آید.

🔺از آنجایی که مولفه‌های موجود در محاسبه شاخص فلاکت، جزو مولفه‌هایی می‌باشند که نظام بانکی در اقتصاد هر کشوری بر آن‌ها نقش موثری دارد، بنابراین باید بانک‌ها در نقش واسطه‌گری مالی خود، به گونه‌ای عمل نمایند که زمینه بهبود سطح رفاه و سلامت جامعه را فراهم نمایند.
🔺🔺 بهبود بیشتر این شاخص به بانک مرکزی مرتبط می‌باشد که باید از سوی ایشان اقدامات لازم از جمله کنترل تورم، اجرای سیاست‌ پولی مناسب، کنترل نرخ بهره و...) صورت پذیرد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ تعصب شخصی‌تان را کنار بگذارید.

✅ تیم کانِر در کتاب خود به نام «۹۱ خطای فروشندگان» می‌نویسد:
■ سخت‌ترین موقعیت در فرایند فروش، مخالفت فروشنده با خودش است. منظورم از این حرف چیست؟ تمام ما به عنوان فروشنده به یک سری ارزش‌ها و اصول مختلف تعصب داریم و این ارزش‌ها و اصول روی رفتار ما از جمله روی روش تعامل ما با مشتری تاثیر می‌گذارند.
■بر همین اساس، وقتی در حال تعامل با مشتری هستیم، باید خیلی مراقب باشیم که تعصبات شخصی ما روی رفتار ما با مشتری تاثیر نگذارد.
■ به عنوان مثال، فرض کنید طرفدار پر و پا قرص یک تیم ورزشی یا یک حزب سیاسی خاص هستیم ولی مشتری‌ای که با او در حال مذاکره هستیم، دقیقاً برعکس ماست و طرفدار یک تیم ورزشی یا حزب سیاسی دیگر است که اتفاقاً رقیب تیم یا حزب مورد علاقۀ ما هم هست.
■ در چنین موقعیت‌هایی، فروشندگان خطاکار معمولاً به تعصبات شخصی‌شان اجازه می‌دهند روی رفتارشان اثر بگذارند و مثلاً با مشتری سرد برخورد کنند یا با او دربارۀ ورزش و سیاست بحث و جدل کنند.
■ اما به عنوان یک فروشندۀ حرفه‌ای هیچ وقت نباید اجازه بدهیم تعصبات و علائق شخصی‌مان روی رابطۀ ما با مشتری تاثیر بگذارد و ما را از مسیر مدنظرمان که متقاعد کردن مشتری است، خارج کند.
■ بنابراین، اگر در موقعیتی قرار گرفتیم که اختلافات اساسی با مشتری داشتیم، یادمان باشد ما به عنوان فروشنده، درست مثل یک قاضی، باید بی‌طرف باشیم.
■ این موضوع حتی در مورد محصولاتی که می‌فروشیم یا شرکتی که برای آن کار می‌کنیم هم صادق است.
■ مثلاً شاید عاشق شرکت‌مان هستیم یا معتقدیم محصول‌مان واقعاً بی‌عیب و نقص است. بدیهی است وقتی با مشتری‌ای مواجه می‌شویم که از محصول‌مان ایراد می‌گیرد، عصبانی شویم اما نباید اجازه بدهیم این عصبانیت روی رفتار ما با مشتری تاثیر بگذارد.
■ یادمان باشد بعضی از مشتریان اگر متوجه تعصبات شخصی ما شوند، با حمله به این تعصبات ما را عصبانی می‌کنند تا بتوانند تمرکزمان را به هم بزنند و در طول مذاکره از ما امتیاز بگیرند.
✳️ تصمیم‌گیری هوشمندانه در هاله‌ای از عدم قطعیت؛ چگونه تکنیک دلفی مسیر آینده را روشن می‌کند؟

■ تکنیک دلفی (Delphi Method) در سال ۱۹۵۰ توسط اولف هلمر و نورمن دالکی، دو پژوهشگر پروژه رَند نیروی دریایی آمریکا، معرفی شد. این روش ساختارمند برای جمع‌آوری نظرات گروهی از متخصصان در شرایطی که داده‌های علمی کافی وجود ندارد، استفاده می‌شود. نام این تکنیک برگرفته از مکانی در یونان باستان است که به پیش‌بینی و آینده‌نگری شهرت داشت.
■ این روش بر پایه استفاده مکرر از پرسشنامه‌ها برای جمع‌آوری و پالایش نظرات متخصصان در حوزه‌هایی است که هنوز چارچوب‌های علمی مشخصی ندارند. در شرایطی که خبرگان در یک مکان مستقر نیستند یا امکان تأثیرگذاری مدیران و همتایان بر تصمیم‌گیری وجود دارد، تکنیک دلفی راهکاری مؤثر برای دستیابی به اجماع است.
■ از جمله مزایای این روش می‌توان به کاهش تأثیر تعصبات فردی، بهره‌گیری از خرد جمعی، صرفه‌جویی در هزینه و زمان اشاره کرد. برخلاف روش‌های سنتی تصمیم‌گیری گروهی، در تکنیک دلفی نیازی به حضور فیزیکی متخصصان نیست. همچنین ناشناس بودن شرکت‌کنندگان، مانع از تأثیرگذاری مستقیم افراد بر یکدیگر شده و منجر به ارائه نظرات مستقل و بی‌طرفانه می‌شود.
■ در حوزه مدیریت و سازمان، این تکنیک برای آینده‌نگری، پیش‌بینی روندها، تصمیم‌گیری استراتژیک، توسعه محصول و ارزیابی ریسک‌ها کاربرد دارد. به‌عنوان مثال، از این روش می‌توان برای شناسایی نیازهای مشتریان، تحلیل فرصت‌ها و تهدیدها، بهبود محصولات و تدوین استراتژی‌های بلندمدت استفاده کرد.
■ مراحل اجرای تکنیک دلفی:
این فرآیند طی چندین دور پرسش و پاسخ انجام می‌شود. در مراحل اولیه، پرسش‌ها بیشتر کیفی و باز هستند، اما در مراحل بعدی به سمت سؤالات کمی و دقیق‌تر هدایت می‌شوند.
■ به‌طور مثال فرض کنید مدیران یک شرکت قصد دارند ویژگی‌های یک محصول جدید را تعیین کنند. ابتدا، پرسشنامه‌ای برای گروهی از متخصصان بازاریابی، مهندسی و تولید ارسال می‌شود. پس از جمع‌آوری و تحلیل پاسخ‌ها، پرسشنامه‌های جدیدی تدوین شده و این فرآیند تا رسیدن به اجماع ادامه می‌یابد.
■ برای استفاده صحیح از این تکنیک، مراحل زیر باید اجرا شوند:
۱. تعریف موضوع و انتخاب خبرگان: مسئله را مشخص کنید و گروهی از متخصصان را انتخاب نمایید.
۲. تهیه و ارسال پرسشنامه اولیه: سؤالات باز و بسته مرتبط را طراحی و برای خبرگان ارسال کنید.
۳. تحلیل و پالایش پاسخ‌ها: داده‌های دریافتی را بررسی و نتایج را خلاصه کنید.
۴. ارسال پرسشنامه‌های اصلاح‌شده: بر اساس پاسخ‌های قبلی، نسخه جدیدی از پرسشنامه تدوین کنید و مجدداً ارسال نمایید.
۵. ادامه فرآیند تا دستیابی به اجماع: این مراحل تا زمانی که توافق نسبی حاصل شود، تکرار می‌شوند.
۶. جمع‌بندی و ارائه گزارش نهایی: نتایج تحلیل‌شده را به‌صورت گزارشی مستند کنید.
■ تکنیک دلفی ابزاری قدرتمند برای تصمیم‌گیری در شرایط عدم قطعیت است. این روش به مدیران و سازمان‌ها کمک می‌کند تا با اتکا به نظرات خبرگان، تصمیم‌های آگاهانه‌تری بگیرند و مسیر آینده را با اطمینان بیشتری ترسیم کنند.
✳️ این قدر نگویید «بیشترین تلاش‌تان را بکنید».

✅ استفان رابینز در کتاب خود به نام «مدیریت انسان‌ها» می‌نویسد:
یکی از دوستانم که مدیر یک شرکت برنامه‌نویسی است، چندی پیش درباره این که چه کارمندان خوبی دارد و تا چه به آنها مطمئن است، با من صحبت می‌کرد و می‌گفت: وقتی پروژه جدیدی می‌گیریم، فقط به آنها می‌گویم «بیشترین تلاش‌تان را بکنید، طوری که هیچ کس نتواند از آن ایراد بگیرد!»
■ وقتی به او گوشزد کردم گفتن این جمله که «بیشترین تلاش‌تان را بکنید»، بهترین راه برای ایجاد انگیزه در کارمندان نیست، کاملا گیج شد!
■ در توضیح ادعایم به او گفتم: برای کسب موفقیت بیشتر، باید وظایف مشخص و اهداف چالش‌برانگیزی برای هر یک از افراد یا گروه‌ها تعیین کنی، نه این که صرفا از آنها بخواهی بیشتر تلاش کنند؛ چون ممکن است تلاش‌شان در مسیری باشد که مطلوب تو و پروژه‌هایت نیست.
■ سپس به او گفتم، مقالات علمی فراوانی هم وجود دارند که تاکید می‌کنند: وقتی فردی هدفی را دنبال می‌کند، عملکردش به مراتب بهتر می‌شود تا زمانی که صرفا کار می‌کند، ولی نمی‌داند هدفش از کار کردن چیست.
■ به عبارت دیگر، اهداف مشخص و چالشی، نسبت به اهداف کلی مثل «بیشتر تلاش کنید»، تاثیر بیشتری روی افزایش انگیزه و عملکرد افراد دارند.
■ اما در این مسیر، یعنی در مسیر تعیین اهداف سخت و چالشی برای کارمندان با هدف افزایش انگیزه و عملکرد آنها، یک مشکل اساسی وجود دارد: کارمندان اگر دست یافتن به هدف تعیین شده را محال بدانند، بی‌انگیزه می‌شوند.
■ به همین دلیل، مهم‌ترین چالش پیش‌روی هر مدیری، این است که کارمندانش را قانع کند که می‌توانند به هدف تعیین شده برسند، حتی اگر آن هدف، خیلی سخت و چالشی باشد.
■مطالبی که در مورد اهداف مشخص و چالش‌برانگیز گفتم، شاید به نظر واضح و یا حتی بدیهی باشند، ولی در عمل، بسیاری از مدیران از توجه به آن غافل‌اند.

⚪️بررسی‌های گوناگون نیز همگی نشان می‌دهند درصد بسیار بالایی از کارمندان، اظهار نموده‌اند که در کارشان، اهداف مشخصی تعریف نشده و وجود ندارد.
■ آنها همچنین از نبود بازخورد مناسب در زمینه چگونگی عملکردشان ناراضی هستند و معتقدند نمی‌دانند آیا عملکردشان درست و در مسیر دستیابی به هدف تعیین شده است یا نه.
■ پس اگر می‌خواهید عملکرد کارمندان‌تان را ارتقا بدهید، به جای گفتن جملات انگیزشی به آنها، این سه کار را انجام بدهید:
● هدف‌های سخت و چالشی برای کارمندان‌تان تعیین کنید.
● آنها را مجاب کنید که می‌توانند به هدف تعیین شده، دست پیدا کنند.
● عملکرد آنها را به طور مرتب ارزیابی کنید و به آنها بازخورد بدهید که آیا در مسیر رسیدن به هدف هستند یا نه
👍4❤1
✳️ رده‌بندی قوی‌ترین و موثرترین کشورهای دنیا
❤1