ایران_پس_از_بحران؛_آیا_امیدی_هست؟_@Entrepreneurship_Package.pdf
3 MB
ایران_پس_از_بحران؛_آیا_امیدی_هست؟_@Entrepreneurship_Package.pdf
فایل تحلیلی
✳️ ایران پس از بحران؛ آیا امیدی هست؟
(کشورهای جهان بعد از بحران چگونه دوباره برخاستند؟ بررسی تجربه ۱۲ کشور و درسهایی برای ایران)
👤 مجتبی لشکربلوکی
https://t.me/ExecutiveManagement
فایل تحلیلی
✳️ ایران پس از بحران؛ آیا امیدی هست؟
(کشورهای جهان بعد از بحران چگونه دوباره برخاستند؟ بررسی تجربه ۱۲ کشور و درسهایی برای ایران)
👤 مجتبی لشکربلوکی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ روشهای ایجاد توازن بین اداره و تغییر یک سازمان
✅ دوسوتوانی سازمانی چیست؟
✍ نویسنده: Antonio-Rodriguez مترجم: مریم رضایی منبع: London Business School تصور کنید برای انجام کارهایتان مجبور بودید از هر دو دستتان استفاده کنید؛ گاهی از دست چپ، گاهی از دست راست و گاهی هر دو دست همزمان. تصور کنید که همه افراد در سازمان شما با چنین چالشی مواجه بودند. توانایی استفاده ماهرانه از هر دو دست «دوسوتوانی» (Ambidexterity) نامیده میشود. این پدیده بهطور فزاینده در شرکتهایی بهکار میرود که در آنها تنش بین دو مدل کسبوکار مختلف بهعنوان «دوسوتوانی سازمانی» توصیف میشود. این مفهوم اولین بار برای تناقضهای مدیریتی توسط رابرت دانکن در سال ۱۹۷۶ مورد استفاده واقع شد و از آن زمان وارد جریانهای مختلف تحقیقات شده است. این تحقیقات نشان دادهاند که دوسوتوانی به عملکرد بهتر منجر میشود، اما در عین حال تاکید میکند که تنش بین دو قابلیت مجزا خود یک چالش کلیدی است.
■ اکتشاف و استخراج
قابل قبولترین تعریف در مورد دوسوتوانی توازن بین اکتشاف و استخراج است؛ یعنی سازمانهایی که میتوانند قابلیتهای موجود خود را استخراج و همزمان فرصتهای جدید را کشف کنند. جیمز مارچ به این موضوع بهعنوان کشف احتمالات جدید و استخراج مسائل قطعی قدیمی اشاره میکند.
استخراج موضوعاتی مانند انتخاب، پالایش، تولید، دستهبندی و اجرا را دربرمیگیرد. این در حالی است که اکتشاف دانشآفرینی و تحلیل فرصتهای آینده را دربرمیگیرد.
سازمانهایی که اکتشاف را ترجیح میدهند و استخراج را کنار میگذارند، دچار هزینههای آزمایش کردن میشوند، بدون اینکه مزایای چندانی از آن به دست آورند. این شرکتها سرشار از ایدههای ارائه نشده و قابلیتهای غیرمتمایز هستند. مثال خوب تاکید بیش از حد بر اکتشاف، شرکت اریکسون است؛ غول مخابراتی که پیشتاز توسعه ارتباط موبایل جهان در قرن گذشته بود. سازمان تحقیق و توسعه (R&D) این شرکت در اوج عملکرد خود ۳۰ هزار نفر را در ۱۰۰ مرکز تکنولوژی بهکار گرفت. اما بهرغم تمرکز شدید این شرکت بر اکتشاف، نتایج بسیار ضعیفی به دست آمد. اریکسون در نهایت حدود ۶۰ هزار نفر را تعدیل کرد و بیشتر مراکز تکنولوژی خود را تعطیل کرد تا تمرکز خود را به استخراج برگرداند و بتواند کسبوکار خود را دوباره به سودآوری سوق دهد.
در مقابل، سازمانهایی که اکتشاف را کنار میگذارند و درگیر استخراج میشوند، احتمالا در دام توازن ثابت میافتند، یعنی پیشرفتی نمیکنند و فقط بازدهی دارند. ایجاد یک توازن مناسب بین اکتشاف و استخراج فاکتور اصلی در شکوفایی سیستم هر شرکت است.
■ حل مساله
بیشتر کارها و تحقیقات آکادمیک بر تلاش برای توضیح مشکل دوسوتوانی سازمانی متمرکز شدهاند. جولیان برکینشاو و کریستینا گیبسون با انتشار مقالهای در سال ۲۰۰۴ تحت عنوان «تبدیل دوسوتوانی به یک سازمان»، جزو اندک دانشمندانی هستند که تلاش کردهاند چارچوبی برای دوسوتوانی کسبوکارها ارائه کنند. آنها دوسوتوانی سازمانی را بهعنوان ظرفیتی برای دستیابی همزمان به استخراج (عملکرد عالی در فعالیتهای روزانه) و اکتشاف (توانایی سازمان برای نوآوری و تغییر در واکنش به تقاضای متغیر محیط) توصیف میکنند. یک سازمان برای تضمین موفقیت بلندمدت خود باید بتواند بر هر دو مسلط شود. تمرکز بیش از حد بر استخراج اغلب باعث میشود یک سازمان دید بلندمدت خود را از دست بدهد، درحالیکه تاکید بیش از حد بر اکتشاف نسبت به استخراج به معنی ساخت کسبوکار آینده به قیمت از دست دادن آن در امروز است.
برکینشاو و گیبسون توضیح میدهند که دو شکل دوسوتوانی سازمانی میتواند در دو دسته قرار بگیرد: ساختاری و موقعیتی.
● دوسوتوانی ساختاری یعنی ایجاد سازمانها یا ساختارهای مجزا برای انواع مختلف فعالیتها؛ سازمانهایی که یا صرفا اکتشافی هستند یا صرفا استخراجی. در این سازمانها کارمندان احکام مشخصی دارند و مطابق آن هم پاداش دریافت میکنند.
● دوسوتوانی موقعیتی زمانی است که افراد در امور روزانه خود بین فعالیتهای اکتشاف- محور و استخراج- محور حق انتخاب دارند. برای اجرای چنین روندی، لازم است فضای سازمان منعطفتر باشد.
متاسفانه در دنیای امروز، تعداد کمی از سازمانها توانایی اتخاذ ساختارهای مستقل برای تمرکز صرف بر اکتشاف را دارند. این موضوع برای بسیاری از شرکتهایی که سرمایهگذاری هنگفت بر بخش R&D داشتهاند (مثل اریکسون) یک معضل بوده است. این شرکتها ساختاری نسبتا مستقل با مدیریت و بودجه مختص خود را داشتند و از کسبوکار اصلی روزانه خود را جدا کرده بودند؛ اما بعد از بحران مالی و در نتیجه تمرکز شدید بر بازدهی و کنترل هزینهها، بیشتر این ساختارهای مستقل یا از شدتشان کاسته شد یا بهطور کلی از بین رفتند.
✅ دوسوتوانی سازمانی چیست؟
✍ نویسنده: Antonio-Rodriguez مترجم: مریم رضایی منبع: London Business School تصور کنید برای انجام کارهایتان مجبور بودید از هر دو دستتان استفاده کنید؛ گاهی از دست چپ، گاهی از دست راست و گاهی هر دو دست همزمان. تصور کنید که همه افراد در سازمان شما با چنین چالشی مواجه بودند. توانایی استفاده ماهرانه از هر دو دست «دوسوتوانی» (Ambidexterity) نامیده میشود. این پدیده بهطور فزاینده در شرکتهایی بهکار میرود که در آنها تنش بین دو مدل کسبوکار مختلف بهعنوان «دوسوتوانی سازمانی» توصیف میشود. این مفهوم اولین بار برای تناقضهای مدیریتی توسط رابرت دانکن در سال ۱۹۷۶ مورد استفاده واقع شد و از آن زمان وارد جریانهای مختلف تحقیقات شده است. این تحقیقات نشان دادهاند که دوسوتوانی به عملکرد بهتر منجر میشود، اما در عین حال تاکید میکند که تنش بین دو قابلیت مجزا خود یک چالش کلیدی است.
■ اکتشاف و استخراج
قابل قبولترین تعریف در مورد دوسوتوانی توازن بین اکتشاف و استخراج است؛ یعنی سازمانهایی که میتوانند قابلیتهای موجود خود را استخراج و همزمان فرصتهای جدید را کشف کنند. جیمز مارچ به این موضوع بهعنوان کشف احتمالات جدید و استخراج مسائل قطعی قدیمی اشاره میکند.
استخراج موضوعاتی مانند انتخاب، پالایش، تولید، دستهبندی و اجرا را دربرمیگیرد. این در حالی است که اکتشاف دانشآفرینی و تحلیل فرصتهای آینده را دربرمیگیرد.
سازمانهایی که اکتشاف را ترجیح میدهند و استخراج را کنار میگذارند، دچار هزینههای آزمایش کردن میشوند، بدون اینکه مزایای چندانی از آن به دست آورند. این شرکتها سرشار از ایدههای ارائه نشده و قابلیتهای غیرمتمایز هستند. مثال خوب تاکید بیش از حد بر اکتشاف، شرکت اریکسون است؛ غول مخابراتی که پیشتاز توسعه ارتباط موبایل جهان در قرن گذشته بود. سازمان تحقیق و توسعه (R&D) این شرکت در اوج عملکرد خود ۳۰ هزار نفر را در ۱۰۰ مرکز تکنولوژی بهکار گرفت. اما بهرغم تمرکز شدید این شرکت بر اکتشاف، نتایج بسیار ضعیفی به دست آمد. اریکسون در نهایت حدود ۶۰ هزار نفر را تعدیل کرد و بیشتر مراکز تکنولوژی خود را تعطیل کرد تا تمرکز خود را به استخراج برگرداند و بتواند کسبوکار خود را دوباره به سودآوری سوق دهد.
در مقابل، سازمانهایی که اکتشاف را کنار میگذارند و درگیر استخراج میشوند، احتمالا در دام توازن ثابت میافتند، یعنی پیشرفتی نمیکنند و فقط بازدهی دارند. ایجاد یک توازن مناسب بین اکتشاف و استخراج فاکتور اصلی در شکوفایی سیستم هر شرکت است.
■ حل مساله
بیشتر کارها و تحقیقات آکادمیک بر تلاش برای توضیح مشکل دوسوتوانی سازمانی متمرکز شدهاند. جولیان برکینشاو و کریستینا گیبسون با انتشار مقالهای در سال ۲۰۰۴ تحت عنوان «تبدیل دوسوتوانی به یک سازمان»، جزو اندک دانشمندانی هستند که تلاش کردهاند چارچوبی برای دوسوتوانی کسبوکارها ارائه کنند. آنها دوسوتوانی سازمانی را بهعنوان ظرفیتی برای دستیابی همزمان به استخراج (عملکرد عالی در فعالیتهای روزانه) و اکتشاف (توانایی سازمان برای نوآوری و تغییر در واکنش به تقاضای متغیر محیط) توصیف میکنند. یک سازمان برای تضمین موفقیت بلندمدت خود باید بتواند بر هر دو مسلط شود. تمرکز بیش از حد بر استخراج اغلب باعث میشود یک سازمان دید بلندمدت خود را از دست بدهد، درحالیکه تاکید بیش از حد بر اکتشاف نسبت به استخراج به معنی ساخت کسبوکار آینده به قیمت از دست دادن آن در امروز است.
برکینشاو و گیبسون توضیح میدهند که دو شکل دوسوتوانی سازمانی میتواند در دو دسته قرار بگیرد: ساختاری و موقعیتی.
● دوسوتوانی ساختاری یعنی ایجاد سازمانها یا ساختارهای مجزا برای انواع مختلف فعالیتها؛ سازمانهایی که یا صرفا اکتشافی هستند یا صرفا استخراجی. در این سازمانها کارمندان احکام مشخصی دارند و مطابق آن هم پاداش دریافت میکنند.
● دوسوتوانی موقعیتی زمانی است که افراد در امور روزانه خود بین فعالیتهای اکتشاف- محور و استخراج- محور حق انتخاب دارند. برای اجرای چنین روندی، لازم است فضای سازمان منعطفتر باشد.
متاسفانه در دنیای امروز، تعداد کمی از سازمانها توانایی اتخاذ ساختارهای مستقل برای تمرکز صرف بر اکتشاف را دارند. این موضوع برای بسیاری از شرکتهایی که سرمایهگذاری هنگفت بر بخش R&D داشتهاند (مثل اریکسون) یک معضل بوده است. این شرکتها ساختاری نسبتا مستقل با مدیریت و بودجه مختص خود را داشتند و از کسبوکار اصلی روزانه خود را جدا کرده بودند؛ اما بعد از بحران مالی و در نتیجه تمرکز شدید بر بازدهی و کنترل هزینهها، بیشتر این ساختارهای مستقل یا از شدتشان کاسته شد یا بهطور کلی از بین رفتند.
❤1
■دیدگاهی جدید
واضح است که انزوای ساختاری که بیشتر تحقیقات آکادمیک بر آن متمرکز هستند، واقعگرایانه نیستند، چون بیشتر بر تئوری متمرکز است تا عمل؛ بنابراین تعجبی ندارد که دوسوتوانی سازمانی ازسوی مدیران بهعنوان یک مفهوم مهم چندان مطرح نمیشود، درحالیکه اثبات شده به بازدهی بیشتر میانجامد. برای حل این موضوع، این مفهوم دوسوتوانی سازمانی را بهعنوان تنش بین دو مدل کسبوکار مختلف توصیف میکنم: اداره کسبوکار در برابر تغییر کسبوکار.
● اداره کسبوکار همان دانشگاه سازمان است و شامل فرآیندهای هستهای مانند فروش، خدمات به مشتری و مدیریت مالی میشود. بیشتر درآمدهای یک شرکت از فعالیتهای اداره کسبوکار حاصل میشود. اداره کسبوکار شرکت را زنده نگه میدارد و توقف آن باعث مرگ آن میشود و تمرکز آن کوتاهمدت است.
● تغییر کسبوکار آینده سازمان است و شامل کلیه اقدامات، پروژهها و برنامههای استراتژیک و تاکتیکی آن میشود. تغییر کسبوکار ارزش آینده را برای سازمان ایجاد میکند؛ اهداف آن معمولا استراتژیکتر و نزدیکتر به رویکرد هستند، اما مزایا در میانمدت و بلندمدت به دست میآیند و در نتیجه نسبت به اهداف عملیاتی غیرملموستر به نظر میرسند. این اهداف میخواهند کسبوکار را به سوی افزایش رشد و سودآوری سوق دهند. به علاوه، به شدت پرریسک هستند و هیچ قطعیتی وجود ندارد که این منافع در کل محقق میشوند یا نه.
■ چند نمونه دوسوتوان
همه این مواردی که گفته شد چگونه میتوانند بر اجرای استراتژی و مدیریت کسبوکار اثر بگذارند؟ بهمنظور درک بهتر دوگانگی بین اداره کسبوکار و تغییر کسبوکار، استراتژی ۴۰ شرکت لیست مجله فورچون در سال ۲۰۱۰ را بررسی کردم. فرض کردم این شرکتها هنگام تعریف استراتژیهای خود فرقی بین اهداف عملیاتی و استراتژیک خود قائل نمیشوند. در اینجا اهداف استراتژیک سه شرکت بزرگ دنیا را بهعنوان نمونه بررسی میکنیم.
● شرکت والمارت
رتبه در لیست مجله فورچون (۲۰۱۰): ۱
درآمد: ۴۰۸,۲۱۴ میلیون دلار
• تسلط بر بازار حوزه فعالیت خود (اداره کسبوکار).
• توسعه در آمریکا و جهان (تغییر کسبوکار).
• ایجاد شناخت بیشتر و رضایت مشتری از برند والمارت و کسب شهرت ارائه بهترین قیمتها (هم اداره و هم تغییر کسبوکار).
• ورود به بخشهای جدید خردهفروشی مانند دارو، تعمیرات اتومبیل و خواربار (تغییر کسبوکار).
● رویال داچ شل
رتبه در لیست مجله فورچون (۲۰۱۰): ۲
درآمد: ۲۸۵,۱۲۹ میلیون دلار
• دفاع از موقعیت خود با عنوان پیشتاز صنعت نفت و گاز و ارائه بازدهی سود رقابتی به سهامداران و در عین حال کمک به برآوردن تقاضای انرژی جهانی (تغییر کسبوکار).
• کشف ذخایر نفتی و گازی جدید در صنایع بالادستی و توسعه پروژههایی که تکنولوژی و دانش شرکت به واسطه آنها بتواند به ذینفعان ارزش اضافه کند (تغییر کسبوکار).
• فعالیتهای پاییندستی همچنان بر سودآوری متمرکز است، درحالیکه برنامههایی برای خارج کردن ۱۵ درصد ظرفیت پالایش و ۳۵ درصد بازارهای خردهفروشی و سرمایهگذاری رشد بهمنظور توسعه کیفیت تولید و بازاریابی وجود دارد (هم اداره و هم تغییر کسبوکار).
● تویوتا
رتبه در لیست مجله فورچون (۲۰۱۰): ۵
درآمد: ۲۰۴,۱۰۶ میلیون دلار
• افزایش توانایی کاهش تولید دیاکسید کربن و تولید خودروهایی با مصرف سوخت بهینه (هم اداره و هم تغییر کسبوکار).
• افزایش سودآوری از طریق کاهش هزینهها (تغییر کسبوکار).
• توسعه فعالیتها در کشورهای دارای منابع غنی و بازارهای نوظهور؛ ورود کامل به بازارهای هند و برزیل (تغییر کسبوکار).
• تسریع تولید خودروهای هیبریدی و الکتریکی (تغییر کسبوکار).
همانطور که مشاهده میشود، شرکتهای بزرگ جهان ترکیبی از اهداف کوتاهمدت و بلندمدت دارند و دارای خط پایان واضحی نیستند. بیشتر مواقع فعالیتهای آنها ترکیبی از اداره کسبوکار و تغییر کسبوکار است و بیشتر اثبات میکند که سازمانها باید قابلیتهای دوسوتوانی داشته باشند، بهخصوص با توجه به اینکه اهداف استراتژیک سازمانهایی که در یک صنعت خاص رقابت میکنند، با هم مشابه است.
🔺۶ رکن برای ایجاد دوسوتوانی
ایجاد دوسوتوانی سازمانی نیازمند ایجاد تحولی بنیادی در هر عنصر واحد تشکیلدهنده یک شرکت است (موقعیت سازمانی). در اینجا چارچوبی که به ۶ رکن کلیدی میپردازد مشخص شده است:
۱) رهبری و فرهنگ
آغاز و پایان هر چیزی در یک شرکت در حوزه رهبری اتفاق میافتد، اگرچه فرهنگ و ارزشهای شرکت در طول زمان تعریف میشود و میتواند سالها بدون تغییر باقی بماند، اما مدیرعامل و سایر مدیران ارشد میتوانند با پیامها و فعالیتهای خود این عوامل را در هر مرحلهای تغییر دهند. در یک سازمان دوسوتوان، مدیرعامل عامل اصلی تغییر است و بنابراین باید اولین نفری باشد که فرهنگ و ارزشهای شرکت را بهکار میگیرد.
واضح است که انزوای ساختاری که بیشتر تحقیقات آکادمیک بر آن متمرکز هستند، واقعگرایانه نیستند، چون بیشتر بر تئوری متمرکز است تا عمل؛ بنابراین تعجبی ندارد که دوسوتوانی سازمانی ازسوی مدیران بهعنوان یک مفهوم مهم چندان مطرح نمیشود، درحالیکه اثبات شده به بازدهی بیشتر میانجامد. برای حل این موضوع، این مفهوم دوسوتوانی سازمانی را بهعنوان تنش بین دو مدل کسبوکار مختلف توصیف میکنم: اداره کسبوکار در برابر تغییر کسبوکار.
● اداره کسبوکار همان دانشگاه سازمان است و شامل فرآیندهای هستهای مانند فروش، خدمات به مشتری و مدیریت مالی میشود. بیشتر درآمدهای یک شرکت از فعالیتهای اداره کسبوکار حاصل میشود. اداره کسبوکار شرکت را زنده نگه میدارد و توقف آن باعث مرگ آن میشود و تمرکز آن کوتاهمدت است.
● تغییر کسبوکار آینده سازمان است و شامل کلیه اقدامات، پروژهها و برنامههای استراتژیک و تاکتیکی آن میشود. تغییر کسبوکار ارزش آینده را برای سازمان ایجاد میکند؛ اهداف آن معمولا استراتژیکتر و نزدیکتر به رویکرد هستند، اما مزایا در میانمدت و بلندمدت به دست میآیند و در نتیجه نسبت به اهداف عملیاتی غیرملموستر به نظر میرسند. این اهداف میخواهند کسبوکار را به سوی افزایش رشد و سودآوری سوق دهند. به علاوه، به شدت پرریسک هستند و هیچ قطعیتی وجود ندارد که این منافع در کل محقق میشوند یا نه.
■ چند نمونه دوسوتوان
همه این مواردی که گفته شد چگونه میتوانند بر اجرای استراتژی و مدیریت کسبوکار اثر بگذارند؟ بهمنظور درک بهتر دوگانگی بین اداره کسبوکار و تغییر کسبوکار، استراتژی ۴۰ شرکت لیست مجله فورچون در سال ۲۰۱۰ را بررسی کردم. فرض کردم این شرکتها هنگام تعریف استراتژیهای خود فرقی بین اهداف عملیاتی و استراتژیک خود قائل نمیشوند. در اینجا اهداف استراتژیک سه شرکت بزرگ دنیا را بهعنوان نمونه بررسی میکنیم.
● شرکت والمارت
رتبه در لیست مجله فورچون (۲۰۱۰): ۱
درآمد: ۴۰۸,۲۱۴ میلیون دلار
• تسلط بر بازار حوزه فعالیت خود (اداره کسبوکار).
• توسعه در آمریکا و جهان (تغییر کسبوکار).
• ایجاد شناخت بیشتر و رضایت مشتری از برند والمارت و کسب شهرت ارائه بهترین قیمتها (هم اداره و هم تغییر کسبوکار).
• ورود به بخشهای جدید خردهفروشی مانند دارو، تعمیرات اتومبیل و خواربار (تغییر کسبوکار).
● رویال داچ شل
رتبه در لیست مجله فورچون (۲۰۱۰): ۲
درآمد: ۲۸۵,۱۲۹ میلیون دلار
• دفاع از موقعیت خود با عنوان پیشتاز صنعت نفت و گاز و ارائه بازدهی سود رقابتی به سهامداران و در عین حال کمک به برآوردن تقاضای انرژی جهانی (تغییر کسبوکار).
• کشف ذخایر نفتی و گازی جدید در صنایع بالادستی و توسعه پروژههایی که تکنولوژی و دانش شرکت به واسطه آنها بتواند به ذینفعان ارزش اضافه کند (تغییر کسبوکار).
• فعالیتهای پاییندستی همچنان بر سودآوری متمرکز است، درحالیکه برنامههایی برای خارج کردن ۱۵ درصد ظرفیت پالایش و ۳۵ درصد بازارهای خردهفروشی و سرمایهگذاری رشد بهمنظور توسعه کیفیت تولید و بازاریابی وجود دارد (هم اداره و هم تغییر کسبوکار).
● تویوتا
رتبه در لیست مجله فورچون (۲۰۱۰): ۵
درآمد: ۲۰۴,۱۰۶ میلیون دلار
• افزایش توانایی کاهش تولید دیاکسید کربن و تولید خودروهایی با مصرف سوخت بهینه (هم اداره و هم تغییر کسبوکار).
• افزایش سودآوری از طریق کاهش هزینهها (تغییر کسبوکار).
• توسعه فعالیتها در کشورهای دارای منابع غنی و بازارهای نوظهور؛ ورود کامل به بازارهای هند و برزیل (تغییر کسبوکار).
• تسریع تولید خودروهای هیبریدی و الکتریکی (تغییر کسبوکار).
همانطور که مشاهده میشود، شرکتهای بزرگ جهان ترکیبی از اهداف کوتاهمدت و بلندمدت دارند و دارای خط پایان واضحی نیستند. بیشتر مواقع فعالیتهای آنها ترکیبی از اداره کسبوکار و تغییر کسبوکار است و بیشتر اثبات میکند که سازمانها باید قابلیتهای دوسوتوانی داشته باشند، بهخصوص با توجه به اینکه اهداف استراتژیک سازمانهایی که در یک صنعت خاص رقابت میکنند، با هم مشابه است.
🔺۶ رکن برای ایجاد دوسوتوانی
ایجاد دوسوتوانی سازمانی نیازمند ایجاد تحولی بنیادی در هر عنصر واحد تشکیلدهنده یک شرکت است (موقعیت سازمانی). در اینجا چارچوبی که به ۶ رکن کلیدی میپردازد مشخص شده است:
۱) رهبری و فرهنگ
آغاز و پایان هر چیزی در یک شرکت در حوزه رهبری اتفاق میافتد، اگرچه فرهنگ و ارزشهای شرکت در طول زمان تعریف میشود و میتواند سالها بدون تغییر باقی بماند، اما مدیرعامل و سایر مدیران ارشد میتوانند با پیامها و فعالیتهای خود این عوامل را در هر مرحلهای تغییر دهند. در یک سازمان دوسوتوان، مدیرعامل عامل اصلی تغییر است و بنابراین باید اولین نفری باشد که فرهنگ و ارزشهای شرکت را بهکار میگیرد.
مدیریت ارشد باید بداند چگونه فعالیتهای اداره و تغییر کسبوکار به صورت مستقل انجام میشوند.
۲) افراد و مهارتها
بزرگترین چالشی که رکن افراد و مهارتهای یک سازمان دوسوتوان با آن مواجهند این است که دو مدل منابع انسانی مختلف را در یک راستا قرار دهند. سازمان باید ابتدا جنبه تغییر کسبوکار را تعریف کند، سپس بهطور کامل آن را با مدل اداره کسبوکار تلفیق کند. کارمندان بسیار باانگیزه در هر دو بعد تجربه کافی کسب میکنند؛ مثلا دو سال را در پست بازاریابی میگذرانند و سپس به مدیریت یک پروژه اجرای CRM روی میآورند. بسیار مهم است که مدیریت منابع انسانی سازمان از انواع این مدلها اطلاع داشته باشد و هنگام تعریف سیاستهای منابع انسانی سازمان آنها را بهکار گیرد.
۳) ساختار و اداره
داشتن ساختار سازمانی و اداری مناسب شاید بزرگترین چالش دوسوتوان بودن سازمان است. ایجاد تغییرات درون سازمان فرآیندی بسیار پیچیده است و دو دولیل مهم دارد: یکی اینکه سازمانها به گذشته وابستهاند. این سازمانها سالهای زیادی قدمت دارند و در طول زمان سرسخت و غیرواقعگرا شدهاند. دوم، سازمانها با رفتارهای انسانی ارتباط دارند. صدها فردی که یک سازمان را تشکیل میدهند عادتهای قدیمی خود را حفظ کردهاند و تمایلی به تغییر آن ندارند. برخی از این افراد همچنین تحتتاثیر قدرت تصمیمگیری، یعنی افرادی که بزرگترین بخش، بیشترین بودجه و بالاترین حقوق را در اختیار دارند، قرار میگیرند. این رکن یکی از سختترین عوامل کسبوکار برای ایجاد توازن مناسب در آن است؛ چون هم سازمان و هم محیط خارجی دائما در حال تغییرند. اجرای ارتباطات درست بین فعالیتهای تغییر و اداره کسبوکار برای اجرای استراتژی امری اساسی است. اگر این توازن بهینه به دست آید، سازمان نسبت به محیط متغیر بسیار واکنشپذیر خواهد بود.
۴) فرآیندها و روشها
فرآیندها، روشها و استانداردها برای تضمین اینکه کار بهطور ثابت در سازمان انجام میشود، ضروری است. هر فرآیندی یک هدف مشخص دارد که نیازمند عملکردهای مشخص برای تولید بازدهی مطلوب است. این فرآیندها نهتنها به سنجش عملکرد و بازدهی کمک میکنند، بلکه توسعه مداوم را تسهیل کرده و باعث میشوند مدیریت کنترل بهتری بر شرکت داشته باشند.
یک سازمان برای اینکه بتواند دوسوتوان باشد، باید در مراحل مشخص روابط متقابلی بین فرآیندها و روشهای اداره کسبوکار و تغییر کسبوکار ایجاد کند. اگر این نقاط ارتباطی از دست بروند، شرکت فقط به سمت اداره کسبوکار که بهطور کلی غالبتر است، عدم توازن پیدا میکند.
۵) سیستمها و ابزارها
هیچیک از دستاوردهای بالا بدون وجود مجموعهای از سیستمها و ابزارهای مهم که اجرا و مدیریت اجزای اداره و تغییر کسبوکار را مورد حمایت قرار میدهند، محقق نمیشوند. سازمانهای امروز از مخلوطی از اپلیکیشنها تشکیل شدهاند. هر بعد کار اپلیکیشن خاص خود را دارد که باید نقش خود را به خوبی ایفا کند. اگر در نظر بگیریم که اجرای استراتژی ترکیب و ادغامی از اداره و تغییر کسبوکار است، پس میتوانیم نتیجه بگیریم که شرکتهای امروز هیچ نرمافزاری برای برنامهریزی و اجرای استراتژیهای خود ندارند.
این یکی از دلایلی است که نشان میدهد چرا اجرای استراتژی کار بسیار سختی است و اگرچه بسیاری از فروشندگان محصولات IT ادعا میکنند که ابزار اجرای استراتژی را تولید کردهاند، اما اینگونه نیست. در حقیقت، هیچ ابزار واحدی وجود ندارد که بتواند هر دو جنبه کسبوکار را پوشش دهد و اطلاعات را منسجم کند تا مدیریت بتواند روند اجرای استراتژیهای خود را دنبال کند. در واقع هنوز یک ابزار اجرای استراتژی همهجانبه اختراع نشده است. در این شرایط، میتوان یک راهکار موقتی بهکار برد.
این راهکار موقتی ایجاد یک سیستم اجرای استراتژی بر اساس یک انبار داده غنی و دینامیک است که قابلیت شبیهسازی شدن را داشته باشد. این انبار داده به کلیه سیستمهای مرتبط که در اداره و تغییر کسبوکار بهکار میروند، متصل میشود و دادههای مرتبطی را که مدیریت برای ایجاد و پیگیری اجرای استراتژی به آن نیاز دارد، استخراج میکند. این ابزار میتواند بر کیفیت و دقت دادهها نظارت داشته باشد.
۶) مدیریت عملکرد بنگاه
مدیریت عملکرد بنگاه به چارچوبی گفته میشود که عملکرد سازمان را مدیریت کرده و آن را در برابر اهداف از قبل تعیینشده عملیاتی، بازرگانی و استراتژیک میسنجد. برخی از روشهای شناختهشده مدیریت اجرای استراتژی عبارت است از: مدیریت کیفیت کل (TQM)، ارزش افزوده اقتصادی (EVA)، ۶ سیگما (Six Sigma) و هزینهیابی براساس فعالیت (ABC).
۲) افراد و مهارتها
بزرگترین چالشی که رکن افراد و مهارتهای یک سازمان دوسوتوان با آن مواجهند این است که دو مدل منابع انسانی مختلف را در یک راستا قرار دهند. سازمان باید ابتدا جنبه تغییر کسبوکار را تعریف کند، سپس بهطور کامل آن را با مدل اداره کسبوکار تلفیق کند. کارمندان بسیار باانگیزه در هر دو بعد تجربه کافی کسب میکنند؛ مثلا دو سال را در پست بازاریابی میگذرانند و سپس به مدیریت یک پروژه اجرای CRM روی میآورند. بسیار مهم است که مدیریت منابع انسانی سازمان از انواع این مدلها اطلاع داشته باشد و هنگام تعریف سیاستهای منابع انسانی سازمان آنها را بهکار گیرد.
۳) ساختار و اداره
داشتن ساختار سازمانی و اداری مناسب شاید بزرگترین چالش دوسوتوان بودن سازمان است. ایجاد تغییرات درون سازمان فرآیندی بسیار پیچیده است و دو دولیل مهم دارد: یکی اینکه سازمانها به گذشته وابستهاند. این سازمانها سالهای زیادی قدمت دارند و در طول زمان سرسخت و غیرواقعگرا شدهاند. دوم، سازمانها با رفتارهای انسانی ارتباط دارند. صدها فردی که یک سازمان را تشکیل میدهند عادتهای قدیمی خود را حفظ کردهاند و تمایلی به تغییر آن ندارند. برخی از این افراد همچنین تحتتاثیر قدرت تصمیمگیری، یعنی افرادی که بزرگترین بخش، بیشترین بودجه و بالاترین حقوق را در اختیار دارند، قرار میگیرند. این رکن یکی از سختترین عوامل کسبوکار برای ایجاد توازن مناسب در آن است؛ چون هم سازمان و هم محیط خارجی دائما در حال تغییرند. اجرای ارتباطات درست بین فعالیتهای تغییر و اداره کسبوکار برای اجرای استراتژی امری اساسی است. اگر این توازن بهینه به دست آید، سازمان نسبت به محیط متغیر بسیار واکنشپذیر خواهد بود.
۴) فرآیندها و روشها
فرآیندها، روشها و استانداردها برای تضمین اینکه کار بهطور ثابت در سازمان انجام میشود، ضروری است. هر فرآیندی یک هدف مشخص دارد که نیازمند عملکردهای مشخص برای تولید بازدهی مطلوب است. این فرآیندها نهتنها به سنجش عملکرد و بازدهی کمک میکنند، بلکه توسعه مداوم را تسهیل کرده و باعث میشوند مدیریت کنترل بهتری بر شرکت داشته باشند.
یک سازمان برای اینکه بتواند دوسوتوان باشد، باید در مراحل مشخص روابط متقابلی بین فرآیندها و روشهای اداره کسبوکار و تغییر کسبوکار ایجاد کند. اگر این نقاط ارتباطی از دست بروند، شرکت فقط به سمت اداره کسبوکار که بهطور کلی غالبتر است، عدم توازن پیدا میکند.
۵) سیستمها و ابزارها
هیچیک از دستاوردهای بالا بدون وجود مجموعهای از سیستمها و ابزارهای مهم که اجرا و مدیریت اجزای اداره و تغییر کسبوکار را مورد حمایت قرار میدهند، محقق نمیشوند. سازمانهای امروز از مخلوطی از اپلیکیشنها تشکیل شدهاند. هر بعد کار اپلیکیشن خاص خود را دارد که باید نقش خود را به خوبی ایفا کند. اگر در نظر بگیریم که اجرای استراتژی ترکیب و ادغامی از اداره و تغییر کسبوکار است، پس میتوانیم نتیجه بگیریم که شرکتهای امروز هیچ نرمافزاری برای برنامهریزی و اجرای استراتژیهای خود ندارند.
این یکی از دلایلی است که نشان میدهد چرا اجرای استراتژی کار بسیار سختی است و اگرچه بسیاری از فروشندگان محصولات IT ادعا میکنند که ابزار اجرای استراتژی را تولید کردهاند، اما اینگونه نیست. در حقیقت، هیچ ابزار واحدی وجود ندارد که بتواند هر دو جنبه کسبوکار را پوشش دهد و اطلاعات را منسجم کند تا مدیریت بتواند روند اجرای استراتژیهای خود را دنبال کند. در واقع هنوز یک ابزار اجرای استراتژی همهجانبه اختراع نشده است. در این شرایط، میتوان یک راهکار موقتی بهکار برد.
این راهکار موقتی ایجاد یک سیستم اجرای استراتژی بر اساس یک انبار داده غنی و دینامیک است که قابلیت شبیهسازی شدن را داشته باشد. این انبار داده به کلیه سیستمهای مرتبط که در اداره و تغییر کسبوکار بهکار میروند، متصل میشود و دادههای مرتبطی را که مدیریت برای ایجاد و پیگیری اجرای استراتژی به آن نیاز دارد، استخراج میکند. این ابزار میتواند بر کیفیت و دقت دادهها نظارت داشته باشد.
۶) مدیریت عملکرد بنگاه
مدیریت عملکرد بنگاه به چارچوبی گفته میشود که عملکرد سازمان را مدیریت کرده و آن را در برابر اهداف از قبل تعیینشده عملیاتی، بازرگانی و استراتژیک میسنجد. برخی از روشهای شناختهشده مدیریت اجرای استراتژی عبارت است از: مدیریت کیفیت کل (TQM)، ارزش افزوده اقتصادی (EVA)، ۶ سیگما (Six Sigma) و هزینهیابی براساس فعالیت (ABC).
✳️ حذف چهار صفر 0000
از پول ملی دوباره به جریان افتاد؛ بررسی لایحه در مجلس آغاز شد.
🔹 رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای از بررسی لایحه اصلاح ماده یک قانون پولی و بانکی که به موضوع حذف چهار صفر از پول ملی اختصاص دارد، خبر داد و گفت: اصلاح واحد پولی یک اقدام ضروری است که بیش از ۶۰ کشور آن را انجام دادهاند.
برای مطالعه گزارش کامل در «جهان صنعت نیوز» کلیک کنید
https://jahansanatnews.ir/?p=523995
از پول ملی دوباره به جریان افتاد؛ بررسی لایحه در مجلس آغاز شد.
🔹 رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای از بررسی لایحه اصلاح ماده یک قانون پولی و بانکی که به موضوع حذف چهار صفر از پول ملی اختصاص دارد، خبر داد و گفت: اصلاح واحد پولی یک اقدام ضروری است که بیش از ۶۰ کشور آن را انجام دادهاند.
برای مطالعه گزارش کامل در «جهان صنعت نیوز» کلیک کنید
https://jahansanatnews.ir/?p=523995
جهان صنعت نیوز
حذف چهار صفر از پول ملی دوباره به جریان افتاد؛ بررسی لایحه در مجلس آغاز شد
جهان صنعت نیوز، شمسالدین حسینی، درباره نشست امروز یکشنبه(۵ مردادماه) کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی که با حضور رئیس بانک مرکزی برای بررسی لایحه اصلاح
Forwarded from توسعه مهارت های فردی و مدیریتی
فرمول یادگیری و رشد فردی
💡 آیا تاکنون احساس کردهاید که با وجود تلاش زیاد، همچنان در مسیر یادگیری یا رشد شخصی خود دچار رکود یا ایستایی شدهاید؟
پاسخ این پرسش را میتوان در نحوه تعامل سه عامل کلیدی جستوجو کرد:
کنجکاوی (میل به دانستن، کشف و جستوجو)،
اقدام (عملگرایی و بهکارگیری آموختهها)،
و انضباط (تعهد، برنامهریزی و استمرار در مسیر).
این سه مؤلفه بهعنوان ارکان بنیادین یادگیری اثربخش و رشد پایدار فردی شناخته میشوند. بسته به میزان و ترتیب حضور آنها در فرایند یادگیری، فرد میتواند در یکی از چهار وضعیت زیر قرار گیرد:
1️⃣ کنجکاوی + اقدام − انضباط = سردرگمی
2️⃣ انضباط + کنجکاوی − اقدام = خیالپردازی
3️⃣ اقدام + انضباط − کنجکاوی = یکنواختی و کسالت
4️⃣ کنجکاوی + اقدام + انضباط = رشد
🚶♂️ برای دستیابی به یادگیری مؤثر و #توسعه_فردی مستمر، ضروری است هر سه مؤلفهی کنجکاوی، اقدام و انضباط را بهطور همزمان و متعادل در مسیر رشد خود تقویت کنیم.
کانال مدیریت منابع انسانی شایستگی محور
📱 CBHRM
پاسخ این پرسش را میتوان در نحوه تعامل سه عامل کلیدی جستوجو کرد:
کنجکاوی (میل به دانستن، کشف و جستوجو)،
اقدام (عملگرایی و بهکارگیری آموختهها)،
و انضباط (تعهد، برنامهریزی و استمرار در مسیر).
این سه مؤلفه بهعنوان ارکان بنیادین یادگیری اثربخش و رشد پایدار فردی شناخته میشوند. بسته به میزان و ترتیب حضور آنها در فرایند یادگیری، فرد میتواند در یکی از چهار وضعیت زیر قرار گیرد:
در این وضعیت، فرد از میل به یادگیری و تمایل به اجرای آموختهها برخوردار است. اگرچه ذهنی کنجکاو دارد و وارد عمل میشود، اما به دلیل نبود انضباط فردی، تمرکز و تداوم در مسیر یادگیری از بین میرود. در نتیجه، فرد دچار پراکندگی، حواسپرتی و سردرگمی میشود.
در این وضعیت، فرد دارای نظم فردی و ذهنی کنجکاو است. اگرچه برای یادگیری انگیزه دارد و چارچوب مشخصی نیز برای آن تعریف کرده، اما به دلیل نبود اقدام عملی، آموختهها به مرحله اجرا نمیرسند. در نتیجه، یادگیری در سطح نظری باقی میماند و فرد وارد چرخهای از خیالپردازی و تعلل میشود.
در این وضعیت، فرد مسئولیتپذیر و منضبط است و وظایف خود را بهدرستی انجام میدهد. اگرچه از نظر عملکردی فعال است، اما به دلیل فقدان کنجکاوی و میل به یادگیری، فرایند رشد متوقف میشود. در نتیجه، فعالیتها برای او یکنواخت و بیمعنا میشوند و احساس کسالت به سراغش میآید.
در این وضعیت، فرد از سه مؤلفه کلیدی بهصورت همزمان بهرهمند است. او ذهنی پویا و کنجکاو دارد، دانستههای خود را نیز در عمل بهکار میگیرد و با انضباط در این مسیر ثابتقدم میماند. در نتیجه، فرآیند یادگیری عمیق، منسجم و مستمر شده و فرد به رشد واقعی و پایدار دست مییابد.
کانال مدیریت منابع انسانی شایستگی محور
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3👌1
✳️ گزارش بهرهوری: فناوریهای کوچک، تأثیر بزرگ
✅ گزارش «فناوریهای کوچک، تأثیر بزرگ: فناوری اطلاعات و ارتباطات کمهزینه و بهرهوری شرکتهای کوچک و متوسط – شواهد ریزداده از ۹ اقتصاد در آسیا» از سوی سازمان بهره وری آسیایی منتشر شد.
📎متن کامل:
https://bahrevarnews.ir/?p=19660
✅ گزارش «فناوریهای کوچک، تأثیر بزرگ: فناوری اطلاعات و ارتباطات کمهزینه و بهرهوری شرکتهای کوچک و متوسط – شواهد ریزداده از ۹ اقتصاد در آسیا» از سوی سازمان بهره وری آسیایی منتشر شد.
📎متن کامل:
https://bahrevarnews.ir/?p=19660
بهرهور نیوز
گزارش بهرهوری: فناوریهای کوچک، تأثیر بزرگ | بهرهور نیوز
گزارش «فناوریهای کوچک، تأثیر بزرگ: فناوری اطلاعات و ارتباطات کمهزینه و بهرهوری شرکتهای کوچک و متوسط – شواهد ریزداده از 9 اقتصاد در آسیا» (Small Tech, Big Impact: Low-Cost ICT…
✳️ به روح بلند هیتلر صلوات!
✍ مجتبی لشکربلوکی
✅ فرانچسکا آلبانیزه گزارشگر ویژه سازمان ملل می گوید: «نسل ما آموخته بود که نازیسم (هیتلر) بزرگترین شرّ است؛ و واقعاً هم بود. اما امروز، کشوری که میلیونها نفر را از گرسنگی میمیراند و کودکان را برای سرگرمی هدف گلوله قرار میدهد، و در عین حال، تحت حمایت دموکراسیها و دیکتاتورها قرار دارد، به نماد تازهای از بیرحمی بدل شده است.»
در برابر چشمان ما ۱۷ هزار کودک را کشته و ۳۳ هزار کودک دیگر را زخمی کرده اند و عملا چنان رفتار کرده اند که هیتلر را سفیدشویی کرده اند! بعد از صلوات بر روح بلند هیلتر :) باید فاتحه ای هم برای انسانیت برخی خواند! سازمانهای حقوق بشری، وضعیت غزه را یک فاجعه انسانی (Humanitarian catastrophe) تمامعیار و نمونه بارز نقض حقوق بینالملل توصیف میکنند. اما به نظرم فاجعه دیگری نیز در جریان است و آن فاجعه اخلاقی (Moral catastrophe). سکوت، بی تفاوتی و انفعال بخش بزرگی از دولتها و سیاستمداران جهان یک فاجعه تمام عیار اخلاقی است. البته برخی سیاست مداران بعد از ماه ها تازه اکنون یادشان افتاده که واکنش نشان دهند!
هانا آرنت یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین متفکران سیاسی قرن بیستم کتابی دارد به نام ابتذال شر که گزارشی است فلسفی و تحلیلی از محاکمه سرهنگ آدولف آیشمن.
● آدولف آیشمن که بود؟ مسئول بخش امور یهودیان در اداره اصلی امنیت رایش که طراح و هماهنگکننده حملونقل یهودیان به اردوگاههای مرگ مانند آشویتس، تربلینکا و دیگر مراکز کشتار بود. او شبکهای اداری و حملونقلی ایجاد کرد تا یهودیان را از سراسر اروپا به مکانهای نابودی منتقل کند.
کتاب او آموزه های بلندی دارد اما یکی از آن آموزه ها چنین است: انسان می تواند منطقی، خانواده دار و باهوش باشد اما در دام فقدان تأمل اخلاقی بیافتد. او می گوید: ناتوانی در تامل اخلاقی، سرچشمه اصلی ارتکاب شر است. ابتذال شر یعنی اینکه شر لزوماً از بدذاتی نمیآید، بلکه از ناتوانی در داوری و مسوولیت پذیری اخلاقی نشأت میگیرد. آیشمن کلید داوری مستقل اخلاقی را خاموش کرده بود!
او می گوید یکی از خطرناکترین چیزها، آموزش شهروندان برای اطاعت مطلق و کنار گذاشتن داوری اخلاقی است و معتقد است حتی در نظامهای جمعی، افراد باید مسئولیت فردی اخلاقی اعمال و رفتار خود را بپذیرند؛ چه آن کار شما سکوت باشد چه اقدام، چه فرمان برداری باشد و چه اعتراض؟ جای هانا آرنت این روزها خالی است که ببییند هیتلر و آیشمن ها دوباره جان گرفته اند!
🔺 چه می توان کرد؟
خب ممکن است بپرسید این برای من و شما چه معنی دارد؟ ما که نه سیاست مداریم و نه دولتمرد! به ما چه؟ ما که در موقعیت آیشمن نیستیم. ما چه می توانیم بکنیم؟
چکاپ درونی: انسان امروز باید از شرم بمیرد که زنده ایم، نفس می کشیم و زندگی عادی می کنیم و پیش روی ما چنین فجایعی رخ می دهد. به شخصه خودم بابت فقر، گرفتاری و پریشانی مردم کشورم، پیش وجدان خودم شرمنده بودم و هستم. اکنون شرمندگی غزه نیز بر آن افزوده شده که چرا هیچ کاری نمی کنم. به عمیق ترین لایه های درون خود مراجعه کنیم اگر این رخدادها برای ما عادی شده، اگر احساس بی تفاوتی می کنیم، اگر از صمیم قلب (همانگونه که برای خود دعا می کنیم) دست به دعا برنمی داریم؛ باید به انسان بودن خودم شک کنيم! (که گاهی خود من شک کرده ام در زنده بودن انسانیت در وجود خودم) و تا تمام انسانیت در ما نمرده وتا اندکی نشانه های حیاتی آن زنده است باید آن را با تنفس مصنوعی، احیا کرد.
مبارزه با فراموشی اجتماعی:
با استفاده از گزارش های معتبر سازمانهای حقوق بشری، خبرنگاران مستقل و...، محتوای مستند درباره وضعیت انسانی در غزه را بازنشر دهیم و نگذاریم لابه لای اخبار دیگر این موضوع فراموش شود. هر کاری کنیم جز سکوت.
حمایت از خبرنگاران مستقل و سازمانهای حقوق بشری: خبرنگاران و گزارشگران مستقل تحت فشارند. دست کم با لایک و فالو یا هرگونه کمک مالی یا معنوی می توانیم دلگرمی و پشت گرمی برای آنان باشیم.
فشار مدنی از طریق نامهنگاری: میتوانیم در کارزارهای جهانی شرکت کنیم یا نامه به نهادهای بینالمللی مثل صلیب سرخ و سازمان ملل بفرستیم.
تحریم توسط مصرف کننده: عدم خرید از شرکتهایی که بهطور مستقیم و غیرمستقیم در این فاجعه نقش دارند (در صورت امکان البته).
پرورش داوری اخلاقی به ویژه در نسل بعدی: اگر بخش از جامعه جهانی و بخشی از سیاست مداران امروزه سکوت کرده اند به خاطر آن است که چراغ وجدان اخلاقی و داوری مستقل اخلاقی در وجودشان خاموش شده. دست کم سعی کنیم نسل بعدی ما از ما با اخلاق تر، آگاه تر و انسان تر باشند. پرورش اخلاقیات را برای نسل بعدی از آموزش هوش مصنوعی و ریاضیات و زیست و فیزیکی و شیمی جدی تر بگیریم!
@ Dr_Lashkarbolouki
✍ مجتبی لشکربلوکی
✅ فرانچسکا آلبانیزه گزارشگر ویژه سازمان ملل می گوید: «نسل ما آموخته بود که نازیسم (هیتلر) بزرگترین شرّ است؛ و واقعاً هم بود. اما امروز، کشوری که میلیونها نفر را از گرسنگی میمیراند و کودکان را برای سرگرمی هدف گلوله قرار میدهد، و در عین حال، تحت حمایت دموکراسیها و دیکتاتورها قرار دارد، به نماد تازهای از بیرحمی بدل شده است.»
در برابر چشمان ما ۱۷ هزار کودک را کشته و ۳۳ هزار کودک دیگر را زخمی کرده اند و عملا چنان رفتار کرده اند که هیتلر را سفیدشویی کرده اند! بعد از صلوات بر روح بلند هیلتر :) باید فاتحه ای هم برای انسانیت برخی خواند! سازمانهای حقوق بشری، وضعیت غزه را یک فاجعه انسانی (Humanitarian catastrophe) تمامعیار و نمونه بارز نقض حقوق بینالملل توصیف میکنند. اما به نظرم فاجعه دیگری نیز در جریان است و آن فاجعه اخلاقی (Moral catastrophe). سکوت، بی تفاوتی و انفعال بخش بزرگی از دولتها و سیاستمداران جهان یک فاجعه تمام عیار اخلاقی است. البته برخی سیاست مداران بعد از ماه ها تازه اکنون یادشان افتاده که واکنش نشان دهند!
هانا آرنت یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین متفکران سیاسی قرن بیستم کتابی دارد به نام ابتذال شر که گزارشی است فلسفی و تحلیلی از محاکمه سرهنگ آدولف آیشمن.
● آدولف آیشمن که بود؟ مسئول بخش امور یهودیان در اداره اصلی امنیت رایش که طراح و هماهنگکننده حملونقل یهودیان به اردوگاههای مرگ مانند آشویتس، تربلینکا و دیگر مراکز کشتار بود. او شبکهای اداری و حملونقلی ایجاد کرد تا یهودیان را از سراسر اروپا به مکانهای نابودی منتقل کند.
کتاب او آموزه های بلندی دارد اما یکی از آن آموزه ها چنین است: انسان می تواند منطقی، خانواده دار و باهوش باشد اما در دام فقدان تأمل اخلاقی بیافتد. او می گوید: ناتوانی در تامل اخلاقی، سرچشمه اصلی ارتکاب شر است. ابتذال شر یعنی اینکه شر لزوماً از بدذاتی نمیآید، بلکه از ناتوانی در داوری و مسوولیت پذیری اخلاقی نشأت میگیرد. آیشمن کلید داوری مستقل اخلاقی را خاموش کرده بود!
او می گوید یکی از خطرناکترین چیزها، آموزش شهروندان برای اطاعت مطلق و کنار گذاشتن داوری اخلاقی است و معتقد است حتی در نظامهای جمعی، افراد باید مسئولیت فردی اخلاقی اعمال و رفتار خود را بپذیرند؛ چه آن کار شما سکوت باشد چه اقدام، چه فرمان برداری باشد و چه اعتراض؟ جای هانا آرنت این روزها خالی است که ببییند هیتلر و آیشمن ها دوباره جان گرفته اند!
🔺 چه می توان کرد؟
خب ممکن است بپرسید این برای من و شما چه معنی دارد؟ ما که نه سیاست مداریم و نه دولتمرد! به ما چه؟ ما که در موقعیت آیشمن نیستیم. ما چه می توانیم بکنیم؟
چکاپ درونی: انسان امروز باید از شرم بمیرد که زنده ایم، نفس می کشیم و زندگی عادی می کنیم و پیش روی ما چنین فجایعی رخ می دهد. به شخصه خودم بابت فقر، گرفتاری و پریشانی مردم کشورم، پیش وجدان خودم شرمنده بودم و هستم. اکنون شرمندگی غزه نیز بر آن افزوده شده که چرا هیچ کاری نمی کنم. به عمیق ترین لایه های درون خود مراجعه کنیم اگر این رخدادها برای ما عادی شده، اگر احساس بی تفاوتی می کنیم، اگر از صمیم قلب (همانگونه که برای خود دعا می کنیم) دست به دعا برنمی داریم؛ باید به انسان بودن خودم شک کنيم! (که گاهی خود من شک کرده ام در زنده بودن انسانیت در وجود خودم) و تا تمام انسانیت در ما نمرده وتا اندکی نشانه های حیاتی آن زنده است باید آن را با تنفس مصنوعی، احیا کرد.
مبارزه با فراموشی اجتماعی:
با استفاده از گزارش های معتبر سازمانهای حقوق بشری، خبرنگاران مستقل و...، محتوای مستند درباره وضعیت انسانی در غزه را بازنشر دهیم و نگذاریم لابه لای اخبار دیگر این موضوع فراموش شود. هر کاری کنیم جز سکوت.
حمایت از خبرنگاران مستقل و سازمانهای حقوق بشری: خبرنگاران و گزارشگران مستقل تحت فشارند. دست کم با لایک و فالو یا هرگونه کمک مالی یا معنوی می توانیم دلگرمی و پشت گرمی برای آنان باشیم.
فشار مدنی از طریق نامهنگاری: میتوانیم در کارزارهای جهانی شرکت کنیم یا نامه به نهادهای بینالمللی مثل صلیب سرخ و سازمان ملل بفرستیم.
تحریم توسط مصرف کننده: عدم خرید از شرکتهایی که بهطور مستقیم و غیرمستقیم در این فاجعه نقش دارند (در صورت امکان البته).
پرورش داوری اخلاقی به ویژه در نسل بعدی: اگر بخش از جامعه جهانی و بخشی از سیاست مداران امروزه سکوت کرده اند به خاطر آن است که چراغ وجدان اخلاقی و داوری مستقل اخلاقی در وجودشان خاموش شده. دست کم سعی کنیم نسل بعدی ما از ما با اخلاق تر، آگاه تر و انسان تر باشند. پرورش اخلاقیات را برای نسل بعدی از آموزش هوش مصنوعی و ریاضیات و زیست و فیزیکی و شیمی جدی تر بگیریم!
@ Dr_Lashkarbolouki
❤3
✳️ ضرورت اقتصادصنعتي نوآور در پساجنگ
محسن راجي اسدآبادي/پژوهشگر اقتصادبخش عمومي
✅ در عصر حاضر، رشد و توسعه صنعتی باید بر اساس سیاستهایی طراحی شود که به ما این امکان را دهد، که در برابر بحرانها و تهدیدات، واکنش بموقع و سریع نشان دهیم.
بهبود فرآیندها پس از جنگ نه تنها باید مبتنی بر سرمایهگذاریهای صنعتی سنتی باشد، بلکه باید مبتنی بر توسعه پلتفرمهای دیجیتالی باشد که امکان بسیج سریع منابع مالی، انسانی و مادی را فراهم میکنند.
میرچاپوپسکو (یکی از نخستین مبدعهای پلتفرمهای تجاری ارز دیجیتال) تاکید داشت، پلتفرمهای اقتصاد دیجیتال میتوانند اشتغال انعطافپذیری را فراهم کرده و رشد اقتصادی را ارتقا دهند، مشروط بر اینکه یک چارچوب نظارتی مؤثر وجود داشته باشد.
علاوه بر عوامل سیاسی و نهادی که نقش مهمی در احیای رشد اقتصادی ایفا میکنند، نوآوری و بهرهوری عوامل تولید و همچنین پلتفرمهای دیجیتال در تضمین شفافیت و پاسخگویی در استفاده از حمایتهای مالی و مالیاتی اصلاحات اقتصادی و صنعتی در بهبود شرایط پساجنگ بسیار حائز اهمیت بوده است.
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=547567
محسن راجي اسدآبادي/پژوهشگر اقتصادبخش عمومي
✅ در عصر حاضر، رشد و توسعه صنعتی باید بر اساس سیاستهایی طراحی شود که به ما این امکان را دهد، که در برابر بحرانها و تهدیدات، واکنش بموقع و سریع نشان دهیم.
بهبود فرآیندها پس از جنگ نه تنها باید مبتنی بر سرمایهگذاریهای صنعتی سنتی باشد، بلکه باید مبتنی بر توسعه پلتفرمهای دیجیتالی باشد که امکان بسیج سریع منابع مالی، انسانی و مادی را فراهم میکنند.
میرچاپوپسکو (یکی از نخستین مبدعهای پلتفرمهای تجاری ارز دیجیتال) تاکید داشت، پلتفرمهای اقتصاد دیجیتال میتوانند اشتغال انعطافپذیری را فراهم کرده و رشد اقتصادی را ارتقا دهند، مشروط بر اینکه یک چارچوب نظارتی مؤثر وجود داشته باشد.
علاوه بر عوامل سیاسی و نهادی که نقش مهمی در احیای رشد اقتصادی ایفا میکنند، نوآوری و بهرهوری عوامل تولید و همچنین پلتفرمهای دیجیتال در تضمین شفافیت و پاسخگویی در استفاده از حمایتهای مالی و مالیاتی اصلاحات اقتصادی و صنعتی در بهبود شرایط پساجنگ بسیار حائز اهمیت بوده است.
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=547567
نقشه ارزش شرکت Deloitte.pdf
344.6 KB
✳️ نقشه ارزش بنگاه Deloitte™
(مسیرهای عملی برای افزایش ارزش سهامداران)
✅ گفتن اینکه «ارزش سهامداران مهم است» آسان است.
اما اینکه چگونه این اهمیت بر تصمیماتی که هر روز گرفته میشوند تأثیر بگذارد، کار سادهای نیست؛
مثل اینکه: منابع و زمان را کجا صرف کنیم، چگونه کارها را به بهترین شکل انجام دهیم و در نهایت، چگونه در بازار رقابتی پیروز شویم.
این نقشه طراحی شده تا ارتباط میان اقداماتی که میتوانید انجام دهید و ارزش سهامداران را سرعت ببخشد.
این کار، موشکسازی نیست و کامل هم نیست،
اما میتواند فرآیند تمرکز بر چیزهای مهم و انتخاب راههای عملی برای انجام آنها را آغاز کند.
در اینجا دو روش ساده برای استفاده از آن آمده است:
▪ از بالا شروع کنید. در مسیر حرکت به پایین، در هر مرحله از خود بپرسید:
چگونه میخواهیم این را بهبود دهیم؟
این کمک میکند تا مطمئن شوید تاکتیکهای شما از اهدافتان پشتیبانی میکند.
▪ از پایین شروع کنید. در مسیر حرکت به بالا، در هر مرحله از خود بپرسید:
چرا این کار را انجام میدهیم؟
این کمک میکند تا مطمئن شوید که هر تاکتیکی منجر به افزایش ارزش سهامدار میشود.
(مسیرهای عملی برای افزایش ارزش سهامداران)
✅ گفتن اینکه «ارزش سهامداران مهم است» آسان است.
اما اینکه چگونه این اهمیت بر تصمیماتی که هر روز گرفته میشوند تأثیر بگذارد، کار سادهای نیست؛
مثل اینکه: منابع و زمان را کجا صرف کنیم، چگونه کارها را به بهترین شکل انجام دهیم و در نهایت، چگونه در بازار رقابتی پیروز شویم.
این نقشه طراحی شده تا ارتباط میان اقداماتی که میتوانید انجام دهید و ارزش سهامداران را سرعت ببخشد.
این کار، موشکسازی نیست و کامل هم نیست،
اما میتواند فرآیند تمرکز بر چیزهای مهم و انتخاب راههای عملی برای انجام آنها را آغاز کند.
در اینجا دو روش ساده برای استفاده از آن آمده است:
▪ از بالا شروع کنید. در مسیر حرکت به پایین، در هر مرحله از خود بپرسید:
چگونه میخواهیم این را بهبود دهیم؟
این کمک میکند تا مطمئن شوید تاکتیکهای شما از اهدافتان پشتیبانی میکند.
▪ از پایین شروع کنید. در مسیر حرکت به بالا، در هر مرحله از خود بپرسید:
چرا این کار را انجام میدهیم؟
این کمک میکند تا مطمئن شوید که هر تاکتیکی منجر به افزایش ارزش سهامدار میشود.
P04001OF.pdf
3.5 MB
Edit, Sign and Share PDF files on the go. Download the Acrobat Reader app: https://adobeacrobat.app.link/Mhhs4GmNsxb
✳️ ماژول یادگیری
یادگیری از تجربه
✅ تئوری به شما قوانین را میآموزد، تمرین کمکتان میکند آنها را به کار بگیرید، اما تجارب، جایی هستند که یادگیری واقعی اتفاق میافتد.
شما میتوانید تمام کتابهای دنیا را بخوانید، اما تا زمانی که دست به کار نشوید، زمین نخورید و خودتان را اصلاح نکنید، دانشتان سطحی باقی میماند.
*رشد، در فاصلهی بین دانستن و عمل قرار دارد و تجارب پلی هستند که شما را از این فاصله عبور میدهند.*
البته به شرطی که از این تجارب عبرت گرفته و برای بهترشدن یاد بگیرید.
■ در گذشته، کدام رفتارهایتان را بر اساس یادگیری از تجربه، تغییر دادهاید؟
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
یادگیری از تجربه
✅ تئوری به شما قوانین را میآموزد، تمرین کمکتان میکند آنها را به کار بگیرید، اما تجارب، جایی هستند که یادگیری واقعی اتفاق میافتد.
شما میتوانید تمام کتابهای دنیا را بخوانید، اما تا زمانی که دست به کار نشوید، زمین نخورید و خودتان را اصلاح نکنید، دانشتان سطحی باقی میماند.
*رشد، در فاصلهی بین دانستن و عمل قرار دارد و تجارب پلی هستند که شما را از این فاصله عبور میدهند.*
البته به شرطی که از این تجارب عبرت گرفته و برای بهترشدن یاد بگیرید.
■ در گذشته، کدام رفتارهایتان را بر اساس یادگیری از تجربه، تغییر دادهاید؟
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ سوگیری اعتقادی: دام پنهان در تصمیمگیری و قضاوت
✅ همه ما باورهایی داریم که تحت تأثیر تربیت، تجربیات زندگی و ... شکل گرفتهاند و برایمان ارزشمند و مقدساند. فرض کنید اعتقادی راسخ دارید که خوردن کوکی شکلاتی تنها راه دستیابی به صلح جهانی است. از طرفی شنیدهاید که نظریهپردازان این ایده معتقدند که برای تحقق صلح جهانی، باید همه مردم کوکی شکلاتی بخورند. شما نیز نتیجه را تحسین میکنید، اما اجبار مردم به این کار برایتان ناخوشایند است. بااینحال، چون ذهنتان بر نتیجهای مطلوب متمرکز شده، توجیه این اجبار چندان دشوار به نظر نمیرسد. این همان سوگیری اعتقادی (Belief Bias) است: تمایل به پذیرش استدلالهایی که نتایج آنها مطابق با باورهای ما باشد، حتی اگر غیرمنطقی باشند.
🔹سوگیری اعتقادی موجب میشود بهجای ارزیابی منطقی یک استدلال، آن را صرفاً بر اساس همخوانی با باورهایمان بپذیریم یا رد کنیم. هرچه یک نتیجه مطلوبتر باشد، استدلال مرتبط با آن نیز برایمان معتبرتر به نظر میرسد، حتی اگر فاقد پایههای منطقی باشد.
🔹تمرکز بیشازحد بر نتیجهی مطلوب، قدرت ما را در نقد استدلالهای غیرمنطقی کاهش میدهد. در نتیجه، افراد تحت تأثیر این سوگیری در تلهی باورهای ذهنی خود گرفتار میشوند و جهان را تنها از دریچه اعتقاداتشان میبینند. در نوع افراطی، حتی آزادی اراده نیز برایشان اهمیت ندارد و فقط نتیجه برایشان مهم است.
🔹سوگیری اعتقادی و سوگیری تأییدی (Confirmation Bias) ارتباط تنگاتنگی دارند. هر دو موجب میشوند افراد تنها اطلاعات و استدلالهایی را بپذیرند که باورهایشان را تأیید کند. در این وضعیت، فرد درون یک «اتاق پژواک (Echo Chamber)» قرار میگیرد و تنها بازخوردهایی را دریافت میکند که نظرات او را تقویت کنند.
◀️ چه عواملی سوگیری اعتقادی را تشدید میکنند؟
۱. سن
تحقیقات نشان داده است که با افزایش سن، میزان این سوگیری بیشتر میشود. زیرا انباشت تجربه و ایدئولوژی، انعطافپذیری ذهن را کاهش داده و افراد را در باورهای خود راسختر میکند.
۲. باورهای مذهبی و سیاسی
اعتقادات مذهبی و سیاسی نقش پررنگی در تقویت سوگیری اعتقادی دارند. بسیاری از افراد، تصمیمات کاملاً غیرمنطقی را صرفاً به دلیل تطابق آنها با باورهای مذهبی یا سیاسی خود میپذیرند. مخالفان واکسیناسیون نمونهای از این گروهاند که به دلایل اعتقادی، حتی در برابر شواهد علمی، واکسن را رد کردند.
◀️ تأثیر سوگیری اعتقادی بر جامعه
این سوگیری میتواند بخش بزرگی از جامعه را در برابر اخبار جعلی، تبلیغات گمراهکننده و وعدههای سیاسی پوچ آسیبپذیر کند. سیاستمداران، بازاریابان و حتی تولیدکنندگان از این ضعف بهرهبرداری کرده و با همسو کردن پیامهای خود با باورهای عمومی، مخاطبان را تحت تأثیر قرار میدهند.
🔹به عنوان مثال در تبلیغات تجاری، اطلاعات نادرست اگر با باورهای مردم همخوانی داشته باشد، بهراحتی پذیرفته میشود. برای مثال، ممکن است کسی به اثرگذاری قرصهای لاغری اعتقاد نداشته باشد، اما چون کاهش وزن دغدغهی اصلی اوست، در نهایت تبلیغات این محصولات او را تحت تأثیر قرار دهد.
◀️ چگونه از دام سوگیری اعتقادی رها شویم؟
۱. افزایش آگاهی
آگاهی از وجود این سوگیری، اولین گام برای مقابله با آن است. باید بپذیریم که حتی قویترین باورهای ما ممکن است نادرست باشند.
۲. کنترل واکنشهای احساسی
نباید هر استدلالی را صرفاً به دلیل همخوانی با باورهایمان بپذیریم یا رد کنیم. لازم است احساسات را کنترل کرده و استدلالها را مستقل از نتیجهی مطلوب بررسی کنیم.
۳. پذیرش نقد و دیدگاههای مخالف
بررسی دیدگاههای متفاوت و پذیرش نقدهای منطقی، موجب تقویت تفکر نقادانه میشود و از گرفتار شدن در اتاق پژواک جلوگیری میکند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ همه ما باورهایی داریم که تحت تأثیر تربیت، تجربیات زندگی و ... شکل گرفتهاند و برایمان ارزشمند و مقدساند. فرض کنید اعتقادی راسخ دارید که خوردن کوکی شکلاتی تنها راه دستیابی به صلح جهانی است. از طرفی شنیدهاید که نظریهپردازان این ایده معتقدند که برای تحقق صلح جهانی، باید همه مردم کوکی شکلاتی بخورند. شما نیز نتیجه را تحسین میکنید، اما اجبار مردم به این کار برایتان ناخوشایند است. بااینحال، چون ذهنتان بر نتیجهای مطلوب متمرکز شده، توجیه این اجبار چندان دشوار به نظر نمیرسد. این همان سوگیری اعتقادی (Belief Bias) است: تمایل به پذیرش استدلالهایی که نتایج آنها مطابق با باورهای ما باشد، حتی اگر غیرمنطقی باشند.
🔹سوگیری اعتقادی موجب میشود بهجای ارزیابی منطقی یک استدلال، آن را صرفاً بر اساس همخوانی با باورهایمان بپذیریم یا رد کنیم. هرچه یک نتیجه مطلوبتر باشد، استدلال مرتبط با آن نیز برایمان معتبرتر به نظر میرسد، حتی اگر فاقد پایههای منطقی باشد.
🔹تمرکز بیشازحد بر نتیجهی مطلوب، قدرت ما را در نقد استدلالهای غیرمنطقی کاهش میدهد. در نتیجه، افراد تحت تأثیر این سوگیری در تلهی باورهای ذهنی خود گرفتار میشوند و جهان را تنها از دریچه اعتقاداتشان میبینند. در نوع افراطی، حتی آزادی اراده نیز برایشان اهمیت ندارد و فقط نتیجه برایشان مهم است.
🔹سوگیری اعتقادی و سوگیری تأییدی (Confirmation Bias) ارتباط تنگاتنگی دارند. هر دو موجب میشوند افراد تنها اطلاعات و استدلالهایی را بپذیرند که باورهایشان را تأیید کند. در این وضعیت، فرد درون یک «اتاق پژواک (Echo Chamber)» قرار میگیرد و تنها بازخوردهایی را دریافت میکند که نظرات او را تقویت کنند.
◀️ چه عواملی سوگیری اعتقادی را تشدید میکنند؟
۱. سن
تحقیقات نشان داده است که با افزایش سن، میزان این سوگیری بیشتر میشود. زیرا انباشت تجربه و ایدئولوژی، انعطافپذیری ذهن را کاهش داده و افراد را در باورهای خود راسختر میکند.
۲. باورهای مذهبی و سیاسی
اعتقادات مذهبی و سیاسی نقش پررنگی در تقویت سوگیری اعتقادی دارند. بسیاری از افراد، تصمیمات کاملاً غیرمنطقی را صرفاً به دلیل تطابق آنها با باورهای مذهبی یا سیاسی خود میپذیرند. مخالفان واکسیناسیون نمونهای از این گروهاند که به دلایل اعتقادی، حتی در برابر شواهد علمی، واکسن را رد کردند.
◀️ تأثیر سوگیری اعتقادی بر جامعه
این سوگیری میتواند بخش بزرگی از جامعه را در برابر اخبار جعلی، تبلیغات گمراهکننده و وعدههای سیاسی پوچ آسیبپذیر کند. سیاستمداران، بازاریابان و حتی تولیدکنندگان از این ضعف بهرهبرداری کرده و با همسو کردن پیامهای خود با باورهای عمومی، مخاطبان را تحت تأثیر قرار میدهند.
🔹به عنوان مثال در تبلیغات تجاری، اطلاعات نادرست اگر با باورهای مردم همخوانی داشته باشد، بهراحتی پذیرفته میشود. برای مثال، ممکن است کسی به اثرگذاری قرصهای لاغری اعتقاد نداشته باشد، اما چون کاهش وزن دغدغهی اصلی اوست، در نهایت تبلیغات این محصولات او را تحت تأثیر قرار دهد.
◀️ چگونه از دام سوگیری اعتقادی رها شویم؟
۱. افزایش آگاهی
آگاهی از وجود این سوگیری، اولین گام برای مقابله با آن است. باید بپذیریم که حتی قویترین باورهای ما ممکن است نادرست باشند.
۲. کنترل واکنشهای احساسی
نباید هر استدلالی را صرفاً به دلیل همخوانی با باورهایمان بپذیریم یا رد کنیم. لازم است احساسات را کنترل کرده و استدلالها را مستقل از نتیجهی مطلوب بررسی کنیم.
۳. پذیرش نقد و دیدگاههای مخالف
بررسی دیدگاههای متفاوت و پذیرش نقدهای منطقی، موجب تقویت تفکر نقادانه میشود و از گرفتار شدن در اتاق پژواک جلوگیری میکند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
BANI & VUCA
👍1
✳️ هشت منبع در اختیار یک شرکت
✅ اُو.سی فِرِل در کتاب ارزشمند خود به نام «استراتژی بازاریابی، درس و موردکاویها» مینویسد:
● هر شرکتی را میتوان به مثابه مجموعهای منحصر به فرد از منابع مشهود و نامشهود در نظر گرفت. انواع اصلی منابع در اختیار یک شرکت عبارتند از:
■ منابع مالی: شامل وجود نقد، دسترسی به بازارهای مالی، امکانات فیزیکی، تجهیزات، مواد اولیه و سیستمهای کامپیوتری شرکت
■ منابع فکری و معنوی: شامل تخصصها، اختراعات، خلاقیتها و نوآوریهای شرکت
■ منابع قانونی: شامل ثبت اختراعات، برندها و قراردادهای شرکت
■ منابع انسانی: شامل کارمندان و مدیران شرکت و تخصص، مهارت، تجربه و انگیزههای آنها
■ منابع سازمانی: شامل فرهنگ و ارزشها، چشمانداز، روابط و فرایندهای کاری و از همه مهمتر مشتریان شرکت
■ منابع اطلاعاتی: شامل اطلاعات موجود از مشتریان، رقبا، بازارها و محیط پیرامون شرکت
■ منابع رابطهای: شامل نوع روابط شرکت با مشتریان، فروشندگان، شبکههای توزیع، گروههای ذینفع و سازمانهای دولتی
■ منابع ناشی از شهرت: شامل شهرت و محبوبیت برندها، محصولات و خدمات شرکت
🔺فقط یادمان باشد که از بین این هشت نوع منبع، منابع مالی اهمیت بیشتری نسبت به بقیۀ منابع ندارد، پس به جای آن که مرتب به فکر تامین منابع مالی باشیم، باید به فکر تامین هفت نوع منبع دیگر هم باشیم.
✅ اُو.سی فِرِل در کتاب ارزشمند خود به نام «استراتژی بازاریابی، درس و موردکاویها» مینویسد:
● هر شرکتی را میتوان به مثابه مجموعهای منحصر به فرد از منابع مشهود و نامشهود در نظر گرفت. انواع اصلی منابع در اختیار یک شرکت عبارتند از:
■ منابع مالی: شامل وجود نقد، دسترسی به بازارهای مالی، امکانات فیزیکی، تجهیزات، مواد اولیه و سیستمهای کامپیوتری شرکت
■ منابع فکری و معنوی: شامل تخصصها، اختراعات، خلاقیتها و نوآوریهای شرکت
■ منابع قانونی: شامل ثبت اختراعات، برندها و قراردادهای شرکت
■ منابع انسانی: شامل کارمندان و مدیران شرکت و تخصص، مهارت، تجربه و انگیزههای آنها
■ منابع سازمانی: شامل فرهنگ و ارزشها، چشمانداز، روابط و فرایندهای کاری و از همه مهمتر مشتریان شرکت
■ منابع اطلاعاتی: شامل اطلاعات موجود از مشتریان، رقبا، بازارها و محیط پیرامون شرکت
■ منابع رابطهای: شامل نوع روابط شرکت با مشتریان، فروشندگان، شبکههای توزیع، گروههای ذینفع و سازمانهای دولتی
■ منابع ناشی از شهرت: شامل شهرت و محبوبیت برندها، محصولات و خدمات شرکت
🔺فقط یادمان باشد که از بین این هشت نوع منبع، منابع مالی اهمیت بیشتری نسبت به بقیۀ منابع ندارد، پس به جای آن که مرتب به فکر تامین منابع مالی باشیم، باید به فکر تامین هفت نوع منبع دیگر هم باشیم.
❤1