📌رئیس جمهوری، قانون الحاق دولت ایران به کنوانسیونهای پالرمو و سیافتی را به وزارتخانههای مرتبط ابلاغ کرد.
✳️ تفکرات اشتباهی که باعث می شوند حالمان خراب شود؟
✍🏻رابرت لی هی
📕 تکنیک های شناخت درمانى
1️⃣ ذهنخوانی mind reading
فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل : ”جواب سلامم را نداد، پس حتما از دست من ناراحت است.
2️⃣ پیشگویی furtune telling
پیش بینی می کنید که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : ”در امتحان شکست می خورم” یا ”کاری گیر من نخواهد آمد”.
3️⃣ فاجعهسازی catastrophizing
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل : ”افتضاح می شود اگر در دانشگاه قبول نشوم”.
4️⃣برچسب زدن labling
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل : ”من آدم بدبختی هستم” یا من آدم بی ارزشی هستم”.
5️⃣ نادیده گرفتن جنبههای مثبت discounting positives
مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: ”این کار از عهده همه بر می آید” یا ”قبول شدن در کنکور که کار مهمی نیست”.
6️⃣ فیلتر منفی negative filter
تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ”هیچ کس مرا دوست ندارد”.
7️⃣ تعمیم افراطی overgeneralizing
بر پایه یک حادثه، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ”این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ”در همه کار ها شکست می خورم”.
8️⃣ تفکر دوقطبی dichotomus thinking
به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل : ”همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد“.
9️⃣ باید اندیشی should
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل : ”باید کارم را خوب انجام بدهم” یا ”باید در کنکور قبول شوم”.
🔟 شخصیسازی personalizing
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ”ازدواجم بهم خورد، چون من مقصر بودم”.
◀️ سرزنشگری blaming
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل : ”دیگران باعث عصبانیت من می شوند” یا ”والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.
◀️ مقایسههای نا عادلانه unfair comparisons
حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل : ”او خیلی موفق تر از من است” یا ”شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد”.
◀️ تاسفگرایی regret orientation (کشکول ای کاش)
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل : ”اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم” یا ”ای کاش این حرف را نمی زدم”.
◀️ چی میشد اگر what if
دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : ”حرف شما درست است، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟” یا ”چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”
◀️ استدلال هیجانی emotional reasoning
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : ”چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری می افتد."
✍🏻رابرت لی هی
📕 تکنیک های شناخت درمانى
1️⃣ ذهنخوانی mind reading
فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل : ”جواب سلامم را نداد، پس حتما از دست من ناراحت است.
2️⃣ پیشگویی furtune telling
پیش بینی می کنید که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : ”در امتحان شکست می خورم” یا ”کاری گیر من نخواهد آمد”.
3️⃣ فاجعهسازی catastrophizing
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل : ”افتضاح می شود اگر در دانشگاه قبول نشوم”.
4️⃣برچسب زدن labling
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل : ”من آدم بدبختی هستم” یا من آدم بی ارزشی هستم”.
5️⃣ نادیده گرفتن جنبههای مثبت discounting positives
مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: ”این کار از عهده همه بر می آید” یا ”قبول شدن در کنکور که کار مهمی نیست”.
6️⃣ فیلتر منفی negative filter
تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ”هیچ کس مرا دوست ندارد”.
7️⃣ تعمیم افراطی overgeneralizing
بر پایه یک حادثه، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ”این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ”در همه کار ها شکست می خورم”.
8️⃣ تفکر دوقطبی dichotomus thinking
به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل : ”همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد“.
9️⃣ باید اندیشی should
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل : ”باید کارم را خوب انجام بدهم” یا ”باید در کنکور قبول شوم”.
🔟 شخصیسازی personalizing
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ”ازدواجم بهم خورد، چون من مقصر بودم”.
◀️ سرزنشگری blaming
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل : ”دیگران باعث عصبانیت من می شوند” یا ”والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.
◀️ مقایسههای نا عادلانه unfair comparisons
حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل : ”او خیلی موفق تر از من است” یا ”شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد”.
◀️ تاسفگرایی regret orientation (کشکول ای کاش)
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل : ”اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم” یا ”ای کاش این حرف را نمی زدم”.
◀️ چی میشد اگر what if
دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : ”حرف شما درست است، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟” یا ”چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”
◀️ استدلال هیجانی emotional reasoning
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : ”چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری می افتد."
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ کلید اصلی رشد اقتصاد لهستان: از فروپاشی تا شکوفایی
✅ پس از ۴۵ سال سلطه نظام کمونیستی، اقتصاد لهستان در پایان دهه ۱۹۸۰ عملاً فروپاشیده بود. نرخ تورم در سال ۱۹۸۹ به بیش از ۶۴۵ درصد رسید، ارزش پول ملی سقوط کرد و اغلب شرکتها و کارخانجات دولتی زیانده، فرسوده و فاقد فناوری روز بودند.
در چنین شرایطی، دولت تازهاستقلالیافته لهستان، با هدایت لِشِک بالچروویتس (Leszek Balcerowicz)، وزیر دارایی وقت، برنامهای موسوم به «Balcerowicz Plan» را در سال ۱۹۹۰ اجرا کرد؛ طرحی که بعدها به نام «شوک درمانی لهستان» مشهور شد.
🔹 محتوای طرح
هدف این طرح، انتقال سریع از اقتصاد متمرکز به اقتصاد بازار آزاد بود. از مهمترین بندهای آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
آزادسازی قیمتها و پایان دادن به کنترلهای دولتی.
تعدیل گسترده کارکنان دولت و توقف افزایش سالیانه حقوق.
خصوصیسازی شرکتهای دولتی و جذب سرمایه خارجی.
محدود کردن یارانهها به ویژه در بخش انرژی.
ایجاد نظام تأمین اجتماعی موقت برای حمایت از بیکاران تا ورود مجددشان به بازار کار.
دولت با پذیرش ریسک اجتماعی بالا، تصمیم گرفت اشتغالزایی صوری در دستگاههای دولتی را کنار بگذارد و در عوض، فضای واقعی رقابت و کارآفرینی ایجاد کند.
در مدت کوتاهی بیش از ۱.۱ میلیون نفر از کارکنان شرکتها و ادارات دولتی تعدیل شدند. اما در سه سال نخست اجرای طرح، بیش از ۶۰۰ هزار شرکت خصوصی جدید تأسیس و حدود ۱.۵ میلیون شغل مولد در بخش خصوصی ایجاد شد.
🔹 نتایج اقتصادی
در فاصله سالهای ۱۹۸۹ تا ۲۰۰۰، اقتصاد لهستان یکی از سریعترین رشدهای تاریخ اروپای شرقی را تجربه کرد. میانگین رشد سالانه تولید ناخالص داخلی حدود ۵ درصد بود. لهستان در سال ۲۰۰۴ به اتحادیه اروپا پیوست و از صندوقهای توسعه منطقهای اتحادیه بهرهمند شد؛ عاملی که سرعت مدرنسازی زیرساختها و صنایع را دوچندان کرد.
امروز (۲۰۲۵)، لهستان با جمعیتی حدود ۳۸ میلیون نفر، تولید ناخالص داخلی حدود ۸۰۰ میلیارد دلار (بر پایه برابری قدرت خرید بیش از ۱.۶ تریلیون دلار) و سرانه تولید بیش از ۲۱ هزار دلار دارد؛ در حالیکه در سال ۱۹۹۰ کمتر از ۲ هزار دلار بود.
همچنین نرخ بیکاری لهستان در ۲۰۲۴ حدود ۲.۸ درصد و یکی از پایینترین نرخها در اروپا بوده است.
🔹 عوامل مکمل موفقیت
سرمایهگذاری در آموزش و فناوری اطلاعات: لهستان اکنون یکی از مراکز مهم توسعه نرمافزار و خدمات دیجیتال در اروپا است.
شفافیت مالی و استقلال بانک مرکزی که تورم را مهار کرد.
پیوستن به ناتو (۱۹۹۹) و سپس اتحادیه اروپا، که ثبات سیاسی و جذب سرمایهگذار خارجی را تقویت کرد.
مدیریت مبتنی بر شایستهسالاری: استخدام دولتی تنها از طریق آزمونهای سختگیرانهی ملی (Civil Service Exams) انجام میشود و ورود نیروهای غیرمتخصص تقریباً ناممکن است.
🔹 مقایسه با ایران
در ایران حدود ۴ میلیون نفر کارمند و حقوقبگیر دولتی وجود دارد؛ در حالیکه کشورهایی مانند:
ژاپن با جمعیت ۱۲۵ میلیون نفر، حدود ۷۵۰ هزار کارمند دولتی دارد؛
آمریکا با بیش از ۳۳۰ میلیون نفر جمعیت، تنها ۲.۷ میلیون کارمند فدرال دارد (که ۴۰٪ از آنها در نیروهای نظامی و پلیس مشغولند).
بنابراین، ایران برای دستیابی به بهرهوری اقتصادی پایدار، نیازمند کوچکسازی هوشمندانه دولت، دیجیتالیسازی خدمات، و توسعه بخش خصوصی واقعی است؛ همانگونه که لهستان در سه دهه گذشته انجام داد.
🔹 نکات جالب
طبق گزارش OECD در سال ۲۰۲۴، لهستان در میان پنج کشور برتر اروپا از نظر رشد استارتاپهای فناوری قرار دارد.
ورشو اکنون به عنوان «سیلیکون ولی اروپای شرقی» شناخته میشود.
نرخ مهاجرت معکوس لهستانیها (بازگشت متخصصان از غرب اروپا) از ۲۰۲۰ به بعد روندی صعودی داشته است.
ضریب جینی (نابرابری درآمدی) لهستان از ۰.۴ در ۱۹۹۰ به حدود ۰.۳۰ در ۲۰۲۳ کاهش یافته است.
کانال قواعدبازی
✅ پس از ۴۵ سال سلطه نظام کمونیستی، اقتصاد لهستان در پایان دهه ۱۹۸۰ عملاً فروپاشیده بود. نرخ تورم در سال ۱۹۸۹ به بیش از ۶۴۵ درصد رسید، ارزش پول ملی سقوط کرد و اغلب شرکتها و کارخانجات دولتی زیانده، فرسوده و فاقد فناوری روز بودند.
در چنین شرایطی، دولت تازهاستقلالیافته لهستان، با هدایت لِشِک بالچروویتس (Leszek Balcerowicz)، وزیر دارایی وقت، برنامهای موسوم به «Balcerowicz Plan» را در سال ۱۹۹۰ اجرا کرد؛ طرحی که بعدها به نام «شوک درمانی لهستان» مشهور شد.
🔹 محتوای طرح
هدف این طرح، انتقال سریع از اقتصاد متمرکز به اقتصاد بازار آزاد بود. از مهمترین بندهای آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
آزادسازی قیمتها و پایان دادن به کنترلهای دولتی.
تعدیل گسترده کارکنان دولت و توقف افزایش سالیانه حقوق.
خصوصیسازی شرکتهای دولتی و جذب سرمایه خارجی.
محدود کردن یارانهها به ویژه در بخش انرژی.
ایجاد نظام تأمین اجتماعی موقت برای حمایت از بیکاران تا ورود مجددشان به بازار کار.
دولت با پذیرش ریسک اجتماعی بالا، تصمیم گرفت اشتغالزایی صوری در دستگاههای دولتی را کنار بگذارد و در عوض، فضای واقعی رقابت و کارآفرینی ایجاد کند.
در مدت کوتاهی بیش از ۱.۱ میلیون نفر از کارکنان شرکتها و ادارات دولتی تعدیل شدند. اما در سه سال نخست اجرای طرح، بیش از ۶۰۰ هزار شرکت خصوصی جدید تأسیس و حدود ۱.۵ میلیون شغل مولد در بخش خصوصی ایجاد شد.
🔹 نتایج اقتصادی
در فاصله سالهای ۱۹۸۹ تا ۲۰۰۰، اقتصاد لهستان یکی از سریعترین رشدهای تاریخ اروپای شرقی را تجربه کرد. میانگین رشد سالانه تولید ناخالص داخلی حدود ۵ درصد بود. لهستان در سال ۲۰۰۴ به اتحادیه اروپا پیوست و از صندوقهای توسعه منطقهای اتحادیه بهرهمند شد؛ عاملی که سرعت مدرنسازی زیرساختها و صنایع را دوچندان کرد.
امروز (۲۰۲۵)، لهستان با جمعیتی حدود ۳۸ میلیون نفر، تولید ناخالص داخلی حدود ۸۰۰ میلیارد دلار (بر پایه برابری قدرت خرید بیش از ۱.۶ تریلیون دلار) و سرانه تولید بیش از ۲۱ هزار دلار دارد؛ در حالیکه در سال ۱۹۹۰ کمتر از ۲ هزار دلار بود.
همچنین نرخ بیکاری لهستان در ۲۰۲۴ حدود ۲.۸ درصد و یکی از پایینترین نرخها در اروپا بوده است.
🔹 عوامل مکمل موفقیت
سرمایهگذاری در آموزش و فناوری اطلاعات: لهستان اکنون یکی از مراکز مهم توسعه نرمافزار و خدمات دیجیتال در اروپا است.
شفافیت مالی و استقلال بانک مرکزی که تورم را مهار کرد.
پیوستن به ناتو (۱۹۹۹) و سپس اتحادیه اروپا، که ثبات سیاسی و جذب سرمایهگذار خارجی را تقویت کرد.
مدیریت مبتنی بر شایستهسالاری: استخدام دولتی تنها از طریق آزمونهای سختگیرانهی ملی (Civil Service Exams) انجام میشود و ورود نیروهای غیرمتخصص تقریباً ناممکن است.
🔹 مقایسه با ایران
در ایران حدود ۴ میلیون نفر کارمند و حقوقبگیر دولتی وجود دارد؛ در حالیکه کشورهایی مانند:
ژاپن با جمعیت ۱۲۵ میلیون نفر، حدود ۷۵۰ هزار کارمند دولتی دارد؛
آمریکا با بیش از ۳۳۰ میلیون نفر جمعیت، تنها ۲.۷ میلیون کارمند فدرال دارد (که ۴۰٪ از آنها در نیروهای نظامی و پلیس مشغولند).
بنابراین، ایران برای دستیابی به بهرهوری اقتصادی پایدار، نیازمند کوچکسازی هوشمندانه دولت، دیجیتالیسازی خدمات، و توسعه بخش خصوصی واقعی است؛ همانگونه که لهستان در سه دهه گذشته انجام داد.
🔹 نکات جالب
طبق گزارش OECD در سال ۲۰۲۴، لهستان در میان پنج کشور برتر اروپا از نظر رشد استارتاپهای فناوری قرار دارد.
ورشو اکنون به عنوان «سیلیکون ولی اروپای شرقی» شناخته میشود.
نرخ مهاجرت معکوس لهستانیها (بازگشت متخصصان از غرب اروپا) از ۲۰۲۰ به بعد روندی صعودی داشته است.
ضریب جینی (نابرابری درآمدی) لهستان از ۰.۴ در ۱۹۹۰ به حدود ۰.۳۰ در ۲۰۲۳ کاهش یافته است.
کانال قواعدبازی
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
🔻بانک آینده رسماً ادغام شد!
📌دستور رئیس قوه قضاییه برای تسریع ساماندهی بانک آینده صادر شد، هیأت عالی بانک مرکزی انحلال و انتقال داراییها را تصویب کرد، مدیریت و کنترل بانک آینده به بانک ملی ایران واگذار شد!
📌از 3 آبان: تابلوی بانک آینده برداشته و نام بانک ملی جایگزین میشود.
پ.ن: یه بانک زیانده ورشکسته رو به یه بانک زیانده دیگه بدی اسمش چی میتونه باشه؟!
📌دستور رئیس قوه قضاییه برای تسریع ساماندهی بانک آینده صادر شد، هیأت عالی بانک مرکزی انحلال و انتقال داراییها را تصویب کرد، مدیریت و کنترل بانک آینده به بانک ملی ایران واگذار شد!
📌از 3 آبان: تابلوی بانک آینده برداشته و نام بانک ملی جایگزین میشود.
پ.ن: یه بانک زیانده ورشکسته رو به یه بانک زیانده دیگه بدی اسمش چی میتونه باشه؟!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ چهره هولناك هوش مصنوعی
پرفسور الوانی
پرفسور الوانی
شرکت اوپنایای، سازنده چتجیبیتی، یک مرورگر وب مبتنی بر هوش مصنوعی را راهاندازی کرد تا رقبایی مثل گوگل که کروم پرطرفدارترین مرورگر جهان را اداره میکند، به چالش بکشد.
به گفته سام آلتمن، رئیس شرکت اوپنایای، مرورگر اطلس «حول چتجیبیتی» ساخته شده است.
مرورگر اطلس نوار آدرس را که یک ویژگی مهم در جستجو است، حذف میکند.
این شرکت دیروز، سهشنبه، مرورگر جدید را در سیستم عامل مکاواس اپل در دسترس قرار داد و نسخههای ویندوز، آیاواس و اندروید آن هم قرار است در ماههای آینده در دسترس قرار گیرد.
به گفته سام آلتمن، رئیس شرکت اوپنایای، مرورگر اطلس «حول چتجیبیتی» ساخته شده است.
مرورگر اطلس نوار آدرس را که یک ویژگی مهم در جستجو است، حذف میکند.
این شرکت دیروز، سهشنبه، مرورگر جدید را در سیستم عامل مکاواس اپل در دسترس قرار داد و نسخههای ویندوز، آیاواس و اندروید آن هم قرار است در ماههای آینده در دسترس قرار گیرد.
✳️ داستان معجزه اقتصادی آلمان
✅ بعد از جنگ جهانی دوم اقتصاد آلمان مخروبهای کامل بود. جنگ و سیاستِ زمین سوختهی هیتلر باعث شده بود ۲۰ درصد مناطق مسکونی در ویرانی افتاده باشد.
تولید سرانهی مواد غذایی در سال ۱۹۴۷، یعنی دو سال بعد از پایان جنگ، به ۵۱ درصد سطحش در ۱۹۳۸ کاهش یافته بود و جیرهی غذایی رسمی که نیروهای اشغالگر متفقین اعمال میکردند، چیزی بود بین ۱۰۴۰ تا ۱۵۵۰ کالری در روز.
■ تنها بیست سال بعد اقتصاد آلمان غربی مایهی رشک اغلب کشورهای جهان بود.
و تنها کمتر از ده سال پس از جنگ مردم را میشد دید که از معجزهی اقتصاد آلمان حرف میزنند.
■ سبب این به اصطلاح معجزه چه بود؟ دو عامل اصلی را میتوان چنین برشمرد: اصلاح پول رایج و آزادسازی قیمتها، که این هر دو در فاصلهی چند هفته و به سال ۱۹۴۸ اتفاق افتادند.
عامل بعدی کاهش نرخ نهایی مالیات بود که بعدتر و در ادامهی سال ۱۹۴۸ تا سال ۱۹۴۹ واقع شد.
ادامه مطلب؛
https://bourgeois.info/ger/?amp
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ بعد از جنگ جهانی دوم اقتصاد آلمان مخروبهای کامل بود. جنگ و سیاستِ زمین سوختهی هیتلر باعث شده بود ۲۰ درصد مناطق مسکونی در ویرانی افتاده باشد.
تولید سرانهی مواد غذایی در سال ۱۹۴۷، یعنی دو سال بعد از پایان جنگ، به ۵۱ درصد سطحش در ۱۹۳۸ کاهش یافته بود و جیرهی غذایی رسمی که نیروهای اشغالگر متفقین اعمال میکردند، چیزی بود بین ۱۰۴۰ تا ۱۵۵۰ کالری در روز.
■ تنها بیست سال بعد اقتصاد آلمان غربی مایهی رشک اغلب کشورهای جهان بود.
و تنها کمتر از ده سال پس از جنگ مردم را میشد دید که از معجزهی اقتصاد آلمان حرف میزنند.
■ سبب این به اصطلاح معجزه چه بود؟ دو عامل اصلی را میتوان چنین برشمرد: اصلاح پول رایج و آزادسازی قیمتها، که این هر دو در فاصلهی چند هفته و به سال ۱۹۴۸ اتفاق افتادند.
عامل بعدی کاهش نرخ نهایی مالیات بود که بعدتر و در ادامهی سال ۱۹۴۸ تا سال ۱۹۴۹ واقع شد.
ادامه مطلب؛
https://bourgeois.info/ger/?amp
https://t.me/ExecutiveManagement
بورژوا
داستان معجزه اقتصادی آلمان | بورژوا
بعد از جنگ جهانی دوم اقتصاد آلمان مخروبهای کامل بود. جنگ و سیاستِ زمین سوختهی هیتلر باعث شده بود ۲۰ درصد مناطق مسکونی در ویرانی افتاده باشد. تولید سرانهی مواد غذایی در سال ۱۹۴۷، یعنی دو سال بعد از پایان جنگ، به ۵۱ درصد سطحش در ۱۹۳۸ کاهش یافته بود و جیرهی…
✳️ برترین شرکت های ۲۰۲۵
https://t.me/ExecutiveManagement
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ هوشمصنوعی در حال تهی کردن آموزش عالی
✍ الیویا گست و آیریس ونرویج
استادیار علومشناختی محاسباتی در دانشگاه رادبود
✅ در حالی که صنعت هوشمصنوعی ادعا میکند مدلهایش میتوانند «فکر کنند»، «استدلال کنند» و «یاد بگیرند»، دستاوردهای ادعایی آنها بر تبلیغات بازاریابی و نیروی کار فکری سرقت شده استوار است.
در واقع هوشمصنوعی آزادی دانشگاهی را فرسایش میدهد، خواندن انتقادی را تضعیف و پیگیری دانش را تابع منافع شرکتها میکند.
■ فناوریهای مدرن هوشمصنوعی توانایی انسانها برای یادگیری و حفظ مهارتها را به شدت مختل و همچنین برای دانشگاهیان و سایر متخصصان تقریبا غیرممکن میکنند که دانش را پرورش و انتشار دهند.
بسیاری از محققان، به تهدید ناشی از راهحلگرایی فناورانه در آموزش اشاره کردهاند: به جای گسترش افقهای فکری ما، این فناوریها همان شرایطی را که به ما اجازه میدهند خودمان فکر کنیم، تضعیف میکنند.
■ شرکتهایی که از هوشمصنوعی سود میبرند از جمله مایکروسافت، اوپنایآی، انویدیا و ASML در حفظ هیجان فعلی منفعت دارند.
کنترل انحصار چندگانه آنها بر سختافزار و نرمافزار به ادعای اغراقآمیز بستگی دارد که کارشناختی میتواند به طور کامل به مدلهای آنها برونسپاری شود.
■ در واقعیت، دستاوردهای ظاهری این سیستمها بر سرقت عمده کار فکری انسانها استوار است، به ویژه، مدلهای زبانی بزرگ با استخراج کتابها و آثار علمی بدون رضایت نویسندگان یا ناشران آموزش داده شدهاند و آنها را تکهتکه کرده و در قالب سرقت ادبی تلفیقی بستهبندی شده به عنوان پاسخهای انساننما ارائه میدهند.
■ طبق روایت صنعت هوشمصنوعی تمام خلاقیت، نوآوری و دانش انسانی اساسا قابل خودکارسازی هستند و افراد را از رده خارج میکنند. حتی حامیان «هوشمصنوعی انسانمحور» فرض میکنند که این درست است.
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=566598
✍ الیویا گست و آیریس ونرویج
استادیار علومشناختی محاسباتی در دانشگاه رادبود
✅ در حالی که صنعت هوشمصنوعی ادعا میکند مدلهایش میتوانند «فکر کنند»، «استدلال کنند» و «یاد بگیرند»، دستاوردهای ادعایی آنها بر تبلیغات بازاریابی و نیروی کار فکری سرقت شده استوار است.
در واقع هوشمصنوعی آزادی دانشگاهی را فرسایش میدهد، خواندن انتقادی را تضعیف و پیگیری دانش را تابع منافع شرکتها میکند.
■ فناوریهای مدرن هوشمصنوعی توانایی انسانها برای یادگیری و حفظ مهارتها را به شدت مختل و همچنین برای دانشگاهیان و سایر متخصصان تقریبا غیرممکن میکنند که دانش را پرورش و انتشار دهند.
بسیاری از محققان، به تهدید ناشی از راهحلگرایی فناورانه در آموزش اشاره کردهاند: به جای گسترش افقهای فکری ما، این فناوریها همان شرایطی را که به ما اجازه میدهند خودمان فکر کنیم، تضعیف میکنند.
■ شرکتهایی که از هوشمصنوعی سود میبرند از جمله مایکروسافت، اوپنایآی، انویدیا و ASML در حفظ هیجان فعلی منفعت دارند.
کنترل انحصار چندگانه آنها بر سختافزار و نرمافزار به ادعای اغراقآمیز بستگی دارد که کارشناختی میتواند به طور کامل به مدلهای آنها برونسپاری شود.
■ در واقعیت، دستاوردهای ظاهری این سیستمها بر سرقت عمده کار فکری انسانها استوار است، به ویژه، مدلهای زبانی بزرگ با استخراج کتابها و آثار علمی بدون رضایت نویسندگان یا ناشران آموزش داده شدهاند و آنها را تکهتکه کرده و در قالب سرقت ادبی تلفیقی بستهبندی شده به عنوان پاسخهای انساننما ارائه میدهند.
■ طبق روایت صنعت هوشمصنوعی تمام خلاقیت، نوآوری و دانش انسانی اساسا قابل خودکارسازی هستند و افراد را از رده خارج میکنند. حتی حامیان «هوشمصنوعی انسانمحور» فرض میکنند که این درست است.
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=566598
روزنامه جهان صنعت
هوشمصنوعی در حال تهی کردن آموزش عالی
هوشمصنوعی در حال تهی کردن آموزش عالی روزنامه جهان صنعت
اولویتهای تصمیمگیری درباره بانکها و موسسات اعتباری خصوصی
*گزیرِ ناگزیر بانکها*
مهدی عطوان*
«لزوم اصلاح نظام بانکی» واژگانی بود که تقریبا یکدهه پیش، از پستوهای محافل کارشناسان اقتصادی و بانکی و مکاتبات سازمانهای مربوط به عرصههای عمومیتر اقتصادی و اجتماعی مانند همایشها، روزنامهها، رسانههای دیداری و شنیداری پرکشید و در سالهای اخیر در دغدغههای اصلی عمومی جاخوش کرد و رفتهرفته جلوههای دیگری را در قالب اطلاعات و آمار زیانهای سالانه و انباشته هنگفت و از بین رفتن سرمایه ناشی از آن، اموال و داراییهای مازاد و بعضا بدون بازده یا زیانده، اضافه برداشت از منابع بانک مرکزی و رشدهای نقدینگی و تورم از خود نمایان ساخت؛ بهنحویکه هم اکنون نه اصلاح نظام بانکی که رفع ناترازیهای بانکی بهعنوان یکی از مهمترین ناترازیها در اقتصاد ایران، مطالبه عمومی شده است و نمیتواند در فضای ذهنی دولتمردان برای سیاستگذاری و اقدام برای تفوق بر چالشهای موجود به جای کوچکی بسنده کند.
تا جایی که حتی موضوع نظام بانکی و رفع ناترازیهای آن به مناظرات و میزگردهای اقتصادی نامزدهای محترم چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری که اخیرا برگزار شد نیز راه یافت.
مشکلی که شاید ۱۵ یا ۲۰سال پیش، کوچک و محدود مینمود، امروز همه مردان اقتصادی دولتهای مختلف را به رویارویی و چالش میخواند.
برای رویارویی با این چالش و حرکت در جهت کاهش و رفع این ناترازی مزمن شده، تیغ قانون اما تیزتر شده است. قانون بانک مرکزی که با فراز و نشیبی طولانی و چند دهه مجادله کارشناسان، ذینفعان و ذیضرران قانون مزبور، ...
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4092171
*گزیرِ ناگزیر بانکها*
مهدی عطوان*
«لزوم اصلاح نظام بانکی» واژگانی بود که تقریبا یکدهه پیش، از پستوهای محافل کارشناسان اقتصادی و بانکی و مکاتبات سازمانهای مربوط به عرصههای عمومیتر اقتصادی و اجتماعی مانند همایشها، روزنامهها، رسانههای دیداری و شنیداری پرکشید و در سالهای اخیر در دغدغههای اصلی عمومی جاخوش کرد و رفتهرفته جلوههای دیگری را در قالب اطلاعات و آمار زیانهای سالانه و انباشته هنگفت و از بین رفتن سرمایه ناشی از آن، اموال و داراییهای مازاد و بعضا بدون بازده یا زیانده، اضافه برداشت از منابع بانک مرکزی و رشدهای نقدینگی و تورم از خود نمایان ساخت؛ بهنحویکه هم اکنون نه اصلاح نظام بانکی که رفع ناترازیهای بانکی بهعنوان یکی از مهمترین ناترازیها در اقتصاد ایران، مطالبه عمومی شده است و نمیتواند در فضای ذهنی دولتمردان برای سیاستگذاری و اقدام برای تفوق بر چالشهای موجود به جای کوچکی بسنده کند.
تا جایی که حتی موضوع نظام بانکی و رفع ناترازیهای آن به مناظرات و میزگردهای اقتصادی نامزدهای محترم چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری که اخیرا برگزار شد نیز راه یافت.
مشکلی که شاید ۱۵ یا ۲۰سال پیش، کوچک و محدود مینمود، امروز همه مردان اقتصادی دولتهای مختلف را به رویارویی و چالش میخواند.
برای رویارویی با این چالش و حرکت در جهت کاهش و رفع این ناترازی مزمن شده، تیغ قانون اما تیزتر شده است. قانون بانک مرکزی که با فراز و نشیبی طولانی و چند دهه مجادله کارشناسان، ذینفعان و ذیضرران قانون مزبور، ...
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4092171
روزنامه دنیای اقتصاد
گزیرِ ناگزیر بانکها
اگر نظام بانکی ایران در دهه گذشته پیروزیهای چشمگیری نداشته است که بتواند با نمایش آنها برای اقتصاد ایران خودنمایی کند، ولی بیتردید میتواند با شمارش و بازگو کردن شکستهایش همگان را غافلگیر و شگفتزده کند. از قصه بیراهه رفتن برخی بانکهای نظامی که به…
❤1
✳️ قانون شجاعت
✅ برایان تریسی در کتاب خود به نام «۱۰۰ قانون موفقیت در تجارت» مینویسد:
یکی از سیاستمداران معروف میگوید: «شجاعت، بزرگترین فضیلت است، زیرا هر چیز دیگری بر اساس آن شکل میگیرد».
■ برای همین است که رهبران بزرگ، شجاعت کافی برای تصمیمگیری و اقدام در شرایط شک و تردید را دارند، حتی اگر بدانند تضمینی برای موفقیت وجود ندارد.
■ این موضوع که به قانون شجاعت معروف است، به معنای بیاعتنایی به شرایط ایجادکنندۀ شک و تردید نیست، بلکه به معنای کنترل کردن ترس و نگرانی و احاطه یافتن بر آن است.
■ به همین دلیل است که گِلِن فورد میگوید: «اگر کاری را که از آن میترسید، انجام ندهید، بدانید که آن ترس زندگی شما را کنترل و در نهایت نابود میکند».
■ برای پیروی از قانون شجاعت باید بر دو مانع بزرگ غلبه کنیم: ترس از شکست و ترس از انتقاد.
■ برای غلبه بر این دو مانع باید به این موضوع ایمان بیاوریم که رسیدن به موفقیتهای بزرگ، مستلزم شکستهای متعدد است و در نتیجه، باید خودمان را برای انتقادهای اطرافیانمان آماده کنیم.
■ برای همین است که توماس جِی واتسون، بنیانگذار آیبیاِم معتقد بود: «اگر میخواهید سریعتر به موفقیت برسید، باید میزان شکستتان را دو برابر کنید، چون موفقیت در سمت دیگر شکست قرار دارد».
✅ برایان تریسی در کتاب خود به نام «۱۰۰ قانون موفقیت در تجارت» مینویسد:
یکی از سیاستمداران معروف میگوید: «شجاعت، بزرگترین فضیلت است، زیرا هر چیز دیگری بر اساس آن شکل میگیرد».
■ برای همین است که رهبران بزرگ، شجاعت کافی برای تصمیمگیری و اقدام در شرایط شک و تردید را دارند، حتی اگر بدانند تضمینی برای موفقیت وجود ندارد.
■ این موضوع که به قانون شجاعت معروف است، به معنای بیاعتنایی به شرایط ایجادکنندۀ شک و تردید نیست، بلکه به معنای کنترل کردن ترس و نگرانی و احاطه یافتن بر آن است.
■ به همین دلیل است که گِلِن فورد میگوید: «اگر کاری را که از آن میترسید، انجام ندهید، بدانید که آن ترس زندگی شما را کنترل و در نهایت نابود میکند».
■ برای پیروی از قانون شجاعت باید بر دو مانع بزرگ غلبه کنیم: ترس از شکست و ترس از انتقاد.
■ برای غلبه بر این دو مانع باید به این موضوع ایمان بیاوریم که رسیدن به موفقیتهای بزرگ، مستلزم شکستهای متعدد است و در نتیجه، باید خودمان را برای انتقادهای اطرافیانمان آماده کنیم.
■ برای همین است که توماس جِی واتسون، بنیانگذار آیبیاِم معتقد بود: «اگر میخواهید سریعتر به موفقیت برسید، باید میزان شکستتان را دو برابر کنید، چون موفقیت در سمت دیگر شکست قرار دارد».
✳️ داستان انویدیا؛ شرکتی که همه را شریک کرد!
✍ دکتر حسن بودلایی
✅ شروع قصه
سالها پیش، انویدیا یک شرکت کوچک بود. امروز اما همهجا اسمش پیچیده؛ از بازیهای کامپیوتری تا هوش مصنوعی.
■ اما چیزی که برای خیلیها عجیب بود، خبری بود که گفتند: ۸ نفر از هر ۱۰ کارمند انویدیا میلیونر شدند! راز این ماجرا در «مدل کار کردنش» پنهان بود.
■ بیزینسمدل انویدیا (به زبان خیلی ساده)
۱. ارزش پیشنهادی:
انویدیا به مشتری نمیگوید: «بیا یک کارت گرافیک بخر.» میگوید: «بیا ابزاری بگیر که میتواند دنیایت را بسازد.» گیمر با آن بازی میکند، محقق پروژه علمیاش را جلو میبرد، شرکتها دیتا پردازش میکنند و.... ارزشش یک چیز است: قدرت ساختن آینده.
۲. مشتریان:
مشتریهای انویدیا خیلی متنوعاند: نوجوانی که عاشق بازی است، استارتاپی که هوش مصنوعی میسازد، خودروسازی که ماشین بدون راننده میخواهد. یک محصول، ولی مشتریهایی از دنیاهای کاملاً متفاوت.
۳. کانالها:
چطور محصولاتش به دست مردم میرسد؟
- مستقیم از سایت انویدیا،
- در لپتاپ و کامپیوتر برندهایی مثل Dell و HP،
- یا از دل سرویسهای ابری مثل گوگل و آمازون.
به زبان ساده: همه راهها به انویدیا ختم میشود.
۴. رابطه با مشتری:
انویدیا فقط فروشنده نیست. جامعههای آنلاین ساخته که مشتری احساس کند بخشی از خانواده است. کاربران ایده میدهند، بازخورد میدهند و حتی محصولهای بعدی را شکل میدهند.
۵. درآمد:
پولش فقط از فروش کارت گرافیک نیست. نرمافزار، خدمات جانبی و همکاری با شرکتهای بزرگ هم منبع درآمدند. انویدیا یک چشمه پول ساخته که از چند مسیر مختلف آب میدهد.
۶. منابع کلیدی:
چیزهایی که ستون فقرات انویدیا هستند:
- دانش و فناوری GPU،
- کارمندانی با انگیزه (چون سهامدارند)،
- برندی که در دنیا با کلمه «آینده» گره خورده است.
۷. فعالیتهای کلیدی:
- تحقیق و توسعه در آزمایشگاهها،
- ساخت نسل تازه تراشهها،
- همکاری با شرکتهای بزرگ،
- و یک فعالیت مهم دیگر: انگیزه دادن به کارمندان از طریق شریککردنشان.
۸. شرکای کلیدی:
انویدیا تنها نیست.
- با گوگل، آمازون، مایکروسافت کار میکند،
- با خودروسازان قرارداد میبندد،
- و با دانشگاهها پروژههای مشترک دارد.
شبکهای از شریکها که تنهاییاش را به یک ارتش تبدیل کردند.
۹. ساختار هزینه:
- بزرگترین خرجش تحقیق و توسعه است.
- بعد تولید تراشهها در کارخانههای فوقپیشرفته،
- بازاریابی و تبلیغات،
- و در نهایت، پولی که برای سهام کارمندان گذاشت؛ هزینهای که به سرمایهگذاری طلایی تبدیل شد.
■ راز میلیاردر شدن کارمندها
انویدیا به کارمندهایش فقط حقوق نداد؛ سهم داد. یعنی گفت: «اگر ما رشد کنیم، تو هم رشد میکنی.» وقتی سهام پرواز کرد، کارمندهای عادی هم میلیونر شدند. نقطهی تفاوت همین بود: همه با هم برنده شدند.
🔺درس آموختهها از انویدیا
● زمانشناسی دقیق: سالها GPU برای بازی میساخت، اما وقتی موج هوش مصنوعی آمد، همان محصول قلب صنعت شد.
● تمرکز روی یک حوزه: فقط روی GPU متمرکز شد و قله دنیا را فتح کرد.
● اکوسیستم CUDA: نرمافزاری ساخت که پژوهشگران مجبور بودند از GPUهایش استفاده کنند.
● شریککردن کارمندها: سهام داد و انگیزه را چند برابر کرد؛ نتیجه؟ ۸۰٪ کارکنان میلیونر شدند.
● موجسواری هوشمند: از بازیها تا دیتاسنترها و هوش مصنوعی، همیشه آمادهی موج بعدی بود.
● رهبری جنسن هوانگ: با کاپشن چرمی معروفش، ساده، صمیمی و الهامبخش بود؛ نه فقط مدیر، بلکه شریک رؤیا.
🔺جمعبندی نهایی
انویدیا با شانس یا شعار بزرگ نشد.
موفقیتش ترکیبی بود از:
🔹تمرکز
🔹زمانشناسی
🔹ساخت اکوسیستم
🔹شریککردن کارمندان
🔹موجسواری هوشمند
🔹رهبری الهامبخش
🔸اینها همان رازهاییاند که یک شرکت کوچک را در کمتر از سه دهه به باارزشترین شرکت دنیا رساندند./گاهنامه مدیر
✍ دکتر حسن بودلایی
✅ شروع قصه
سالها پیش، انویدیا یک شرکت کوچک بود. امروز اما همهجا اسمش پیچیده؛ از بازیهای کامپیوتری تا هوش مصنوعی.
■ اما چیزی که برای خیلیها عجیب بود، خبری بود که گفتند: ۸ نفر از هر ۱۰ کارمند انویدیا میلیونر شدند! راز این ماجرا در «مدل کار کردنش» پنهان بود.
■ بیزینسمدل انویدیا (به زبان خیلی ساده)
۱. ارزش پیشنهادی:
انویدیا به مشتری نمیگوید: «بیا یک کارت گرافیک بخر.» میگوید: «بیا ابزاری بگیر که میتواند دنیایت را بسازد.» گیمر با آن بازی میکند، محقق پروژه علمیاش را جلو میبرد، شرکتها دیتا پردازش میکنند و.... ارزشش یک چیز است: قدرت ساختن آینده.
۲. مشتریان:
مشتریهای انویدیا خیلی متنوعاند: نوجوانی که عاشق بازی است، استارتاپی که هوش مصنوعی میسازد، خودروسازی که ماشین بدون راننده میخواهد. یک محصول، ولی مشتریهایی از دنیاهای کاملاً متفاوت.
۳. کانالها:
چطور محصولاتش به دست مردم میرسد؟
- مستقیم از سایت انویدیا،
- در لپتاپ و کامپیوتر برندهایی مثل Dell و HP،
- یا از دل سرویسهای ابری مثل گوگل و آمازون.
به زبان ساده: همه راهها به انویدیا ختم میشود.
۴. رابطه با مشتری:
انویدیا فقط فروشنده نیست. جامعههای آنلاین ساخته که مشتری احساس کند بخشی از خانواده است. کاربران ایده میدهند، بازخورد میدهند و حتی محصولهای بعدی را شکل میدهند.
۵. درآمد:
پولش فقط از فروش کارت گرافیک نیست. نرمافزار، خدمات جانبی و همکاری با شرکتهای بزرگ هم منبع درآمدند. انویدیا یک چشمه پول ساخته که از چند مسیر مختلف آب میدهد.
۶. منابع کلیدی:
چیزهایی که ستون فقرات انویدیا هستند:
- دانش و فناوری GPU،
- کارمندانی با انگیزه (چون سهامدارند)،
- برندی که در دنیا با کلمه «آینده» گره خورده است.
۷. فعالیتهای کلیدی:
- تحقیق و توسعه در آزمایشگاهها،
- ساخت نسل تازه تراشهها،
- همکاری با شرکتهای بزرگ،
- و یک فعالیت مهم دیگر: انگیزه دادن به کارمندان از طریق شریککردنشان.
۸. شرکای کلیدی:
انویدیا تنها نیست.
- با گوگل، آمازون، مایکروسافت کار میکند،
- با خودروسازان قرارداد میبندد،
- و با دانشگاهها پروژههای مشترک دارد.
شبکهای از شریکها که تنهاییاش را به یک ارتش تبدیل کردند.
۹. ساختار هزینه:
- بزرگترین خرجش تحقیق و توسعه است.
- بعد تولید تراشهها در کارخانههای فوقپیشرفته،
- بازاریابی و تبلیغات،
- و در نهایت، پولی که برای سهام کارمندان گذاشت؛ هزینهای که به سرمایهگذاری طلایی تبدیل شد.
■ راز میلیاردر شدن کارمندها
انویدیا به کارمندهایش فقط حقوق نداد؛ سهم داد. یعنی گفت: «اگر ما رشد کنیم، تو هم رشد میکنی.» وقتی سهام پرواز کرد، کارمندهای عادی هم میلیونر شدند. نقطهی تفاوت همین بود: همه با هم برنده شدند.
🔺درس آموختهها از انویدیا
● زمانشناسی دقیق: سالها GPU برای بازی میساخت، اما وقتی موج هوش مصنوعی آمد، همان محصول قلب صنعت شد.
● تمرکز روی یک حوزه: فقط روی GPU متمرکز شد و قله دنیا را فتح کرد.
● اکوسیستم CUDA: نرمافزاری ساخت که پژوهشگران مجبور بودند از GPUهایش استفاده کنند.
● شریککردن کارمندها: سهام داد و انگیزه را چند برابر کرد؛ نتیجه؟ ۸۰٪ کارکنان میلیونر شدند.
● موجسواری هوشمند: از بازیها تا دیتاسنترها و هوش مصنوعی، همیشه آمادهی موج بعدی بود.
● رهبری جنسن هوانگ: با کاپشن چرمی معروفش، ساده، صمیمی و الهامبخش بود؛ نه فقط مدیر، بلکه شریک رؤیا.
🔺جمعبندی نهایی
انویدیا با شانس یا شعار بزرگ نشد.
موفقیتش ترکیبی بود از:
🔹تمرکز
🔹زمانشناسی
🔹ساخت اکوسیستم
🔹شریککردن کارمندان
🔹موجسواری هوشمند
🔹رهبری الهامبخش
🔸اینها همان رازهاییاند که یک شرکت کوچک را در کمتر از سه دهه به باارزشترین شرکت دنیا رساندند./گاهنامه مدیر
✳️ ابزار I Foresaw It راهبردی نوین برای آمادگی جامع در مذاکره
■ در فضای پیچیده و رقابتی مذاکرات تجاری، صرف داشتن فن بیان یا تجربه کافی نیست. ابزار “I Foresaw It” چارچوبی علمی و عملیاتی است که به مذاکرهکنندگان کمک میکند با آمادگی کامل وارد تعاملات شوند. این اینجا با رویکرد استراتژیک، به تحلیل جزءبهجزء این ابزار پرداخته و کاربرد آن را در مذاکرات حرفهای بررسی میکند.
●Interests (منافع)
در هر مذاکره، شناسایی منافع طرفین اولین و اساسیترین گام است. بسیاری از مذاکرات زمانی به بنبست میرسند که یکی از طرفین فقط بر مواضع خود پافشاری میکند، بدون اینکه منافع پنهان را شناسایی کرده باشد. به بیان دیگر، دانستن اینکه “چرا” طرف مقابل چیزی را میخواهد، مهمتر از دانستن “چه” چیزی است که میخواهد.
●Factual and Financial Research (تحقیق واقعی و مالی)
تصمیمگیری در مذاکرات، بدون دسترسی به دادههای دقیق و تحلیل مالی، نوعی قمار محسوب میشود. برای مدیران و تیمهای فروش، آگاهی از قیمت بازار، ساختار هزینه، نرخ بازگشت سرمایه و ظرفیت تولید، به آنها قدرت چانهزنی میدهد.
●Options, Reactions and Responses (گزینهها، واکنشها و پاسخها)
مذاکره فرآیندی پویا است که به ندرت طبق یک سناریوی از پیش تعیینشده پیش میرود. توانایی تولید گزینههای جایگزین و پیشبینی واکنشهای طرف مقابل، مذاکرهکننده را از موضع انفعالی به موضع کنترلی میبرد.
●Empathy and Ethics (همدلی و اخلاق)
توانایی درک احساسات، نیازها و نگرانیهای طرف مقابل یکی از مؤلفههای نادیدهگرفتهشده اما حیاتی در مذاکره است. همدلی سبب میشود تعامل، انسانی و مبتنی بر اعتماد باشد، در حالیکه اخلاق مذاکره به معنای حفظ شفافیت، انصاف و احترام به توافقات است.
●Setting and Scheduling (تنظیم فضا و زمانبندی)
مکان، زمان و قالب برگزاری مذاکره، پیامهای ضمنی مهمی را منتقل میکنند. انتخاب یک فضای رسمی یا غیررسمی، زمان مناسب و چگونگی شروع و پایان جلسه، میتواند جهتگیری روانشناختی مذاکره را تغییر دهد.
●Alternatives to Agreement (گزینههای جایگزین برای توافق - BATNA)
باتنا یا بهترین جایگزین برای عدم توافق، معیاری کلیدی برای ارزیابی قدرت مذاکره است. هر مذاکرهکننده باید بداند اگر توافق حاصل نشود، چه گزینهای در اختیار دارد. این آگاهی، موجب اعتماد به نفس و افزایش توان چانهزنی میشود.
●Who (افراد درگیر در مذاکره)
شناسایی دقیق نقشها، انگیزهها، سطح تصمیمگیری و روابط قدرت میان افراد درگیر در مذاکره، عامل تعیینکنندهای در موفقیت مذاکرات است. این تحلیل نهتنها شامل طرف مقابل، بلکه شامل تیم داخلی نیز میشود.
●Independent Criteria (معیارهای مستقل)
برای اجتناب از مذاکرات احساسی و سلیقهای، باید از معیارهای عینی مانند استانداردهای بازار، قوانین یا عرف صنعتی استفاده کرد. معیارهای مستقل بهعنوان مرجع بیطرف در مذاکره عمل میکنند و موجب افزایش اعتبار پیشنهادات میشوند.
●Topics, Targets and Tradeoffs (موضوعات، اهداف و مبادلات)
هر مذاکره ترکیبی از موضوعات اصلی، اهداف تعیینشده و مبادلات قابلانجام است. مذاکرهکنندهای موفق است که بداند در کدام موضوعات میتواند امتیاز دهد و در کدام موارد باید پای اهداف خود بایستد. طراحی ماتریس امتیازدهی و سنجش اولویتها در این زمینه کمککننده است.
■ ابزار “I Foresaw It” نهتنها چارچوبی برای آمادگی بهتر در مذاکره است، بلکه نقشهای شناختی برای درک عمیقتر فرآیند تصمیمسازی و تعامل انسانی در مذاکرات محسوب میشود.
اگر مذاکرهکننده بتواند قبل از ورود به جلسه بگوید: «من آن را پیشبینی کرده بودم»، شانس موفقیتش بهشکل معناداری افزایش مییابد.
■ در فضای پیچیده و رقابتی مذاکرات تجاری، صرف داشتن فن بیان یا تجربه کافی نیست. ابزار “I Foresaw It” چارچوبی علمی و عملیاتی است که به مذاکرهکنندگان کمک میکند با آمادگی کامل وارد تعاملات شوند. این اینجا با رویکرد استراتژیک، به تحلیل جزءبهجزء این ابزار پرداخته و کاربرد آن را در مذاکرات حرفهای بررسی میکند.
●Interests (منافع)
در هر مذاکره، شناسایی منافع طرفین اولین و اساسیترین گام است. بسیاری از مذاکرات زمانی به بنبست میرسند که یکی از طرفین فقط بر مواضع خود پافشاری میکند، بدون اینکه منافع پنهان را شناسایی کرده باشد. به بیان دیگر، دانستن اینکه “چرا” طرف مقابل چیزی را میخواهد، مهمتر از دانستن “چه” چیزی است که میخواهد.
●Factual and Financial Research (تحقیق واقعی و مالی)
تصمیمگیری در مذاکرات، بدون دسترسی به دادههای دقیق و تحلیل مالی، نوعی قمار محسوب میشود. برای مدیران و تیمهای فروش، آگاهی از قیمت بازار، ساختار هزینه، نرخ بازگشت سرمایه و ظرفیت تولید، به آنها قدرت چانهزنی میدهد.
●Options, Reactions and Responses (گزینهها، واکنشها و پاسخها)
مذاکره فرآیندی پویا است که به ندرت طبق یک سناریوی از پیش تعیینشده پیش میرود. توانایی تولید گزینههای جایگزین و پیشبینی واکنشهای طرف مقابل، مذاکرهکننده را از موضع انفعالی به موضع کنترلی میبرد.
●Empathy and Ethics (همدلی و اخلاق)
توانایی درک احساسات، نیازها و نگرانیهای طرف مقابل یکی از مؤلفههای نادیدهگرفتهشده اما حیاتی در مذاکره است. همدلی سبب میشود تعامل، انسانی و مبتنی بر اعتماد باشد، در حالیکه اخلاق مذاکره به معنای حفظ شفافیت، انصاف و احترام به توافقات است.
●Setting and Scheduling (تنظیم فضا و زمانبندی)
مکان، زمان و قالب برگزاری مذاکره، پیامهای ضمنی مهمی را منتقل میکنند. انتخاب یک فضای رسمی یا غیررسمی، زمان مناسب و چگونگی شروع و پایان جلسه، میتواند جهتگیری روانشناختی مذاکره را تغییر دهد.
●Alternatives to Agreement (گزینههای جایگزین برای توافق - BATNA)
باتنا یا بهترین جایگزین برای عدم توافق، معیاری کلیدی برای ارزیابی قدرت مذاکره است. هر مذاکرهکننده باید بداند اگر توافق حاصل نشود، چه گزینهای در اختیار دارد. این آگاهی، موجب اعتماد به نفس و افزایش توان چانهزنی میشود.
●Who (افراد درگیر در مذاکره)
شناسایی دقیق نقشها، انگیزهها، سطح تصمیمگیری و روابط قدرت میان افراد درگیر در مذاکره، عامل تعیینکنندهای در موفقیت مذاکرات است. این تحلیل نهتنها شامل طرف مقابل، بلکه شامل تیم داخلی نیز میشود.
●Independent Criteria (معیارهای مستقل)
برای اجتناب از مذاکرات احساسی و سلیقهای، باید از معیارهای عینی مانند استانداردهای بازار، قوانین یا عرف صنعتی استفاده کرد. معیارهای مستقل بهعنوان مرجع بیطرف در مذاکره عمل میکنند و موجب افزایش اعتبار پیشنهادات میشوند.
●Topics, Targets and Tradeoffs (موضوعات، اهداف و مبادلات)
هر مذاکره ترکیبی از موضوعات اصلی، اهداف تعیینشده و مبادلات قابلانجام است. مذاکرهکنندهای موفق است که بداند در کدام موضوعات میتواند امتیاز دهد و در کدام موارد باید پای اهداف خود بایستد. طراحی ماتریس امتیازدهی و سنجش اولویتها در این زمینه کمککننده است.
■ ابزار “I Foresaw It” نهتنها چارچوبی برای آمادگی بهتر در مذاکره است، بلکه نقشهای شناختی برای درک عمیقتر فرآیند تصمیمسازی و تعامل انسانی در مذاکرات محسوب میشود.
اگر مذاکرهکننده بتواند قبل از ورود به جلسه بگوید: «من آن را پیشبینی کرده بودم»، شانس موفقیتش بهشکل معناداری افزایش مییابد.
✳️ درسی که باید از ترکیه بیاموزیم
✅ در حالی که کشورمان از منظر روابط خارجی درگیر شدیدترین تحریمها و در عین حال سایه تنشهای نظامی بوده، ترکیه به عنوان همسایه شمال غربی و در عین حال رقیب منطقهای ایران در حال پیگیری همه جانبه منافع ملی خود در زمینههای مختلف است.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=203190
✅ در حالی که کشورمان از منظر روابط خارجی درگیر شدیدترین تحریمها و در عین حال سایه تنشهای نظامی بوده، ترکیه به عنوان همسایه شمال غربی و در عین حال رقیب منطقهای ایران در حال پیگیری همه جانبه منافع ملی خود در زمینههای مختلف است.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=203190
اقتصاددان
درسی که باید از ترکیه بیاموزیم - اقتصاددان
در حالی که کشورمان از منظر روابط خارجی درگیر شدیدترین تحریمها و در عین حال سایه تنشهای نظامی بوده، ترکیه به عنوان همسایه شمال غربی و در عین حال رقیب
✳️ "هفت عادت مردمان موثر"
✍ استیون کاوی
● عادت اول: عامل بودن
مسئولیت کارهای خود را برعهده بگیرید و اشخاص و شرایط را ملامت نکنید.
● عادت دوم: بطور ذهنی از پایان شروع کنید
به روشنی مقصدتان را تعیین کنید تا بدانید که میخواهید به کجا برسید...
● عادت سوم: نخست به اولینها بپردازید
به سمت عمل کردن گام بردارید و بدون تاخیر گام اول را بردارید...
● عادت چهارم: طرز فکر برنده - برنده داشته باشید
میان احترام به خود و احترام به دیگران تعادل ایجاد کنید.
● عادت پنجم: اول فهمیدن و سپس فهماندن
اول در پی فهمیدن باشید، سپس سعی کنید بفهمانید، پس از توجه به دیدگاه خودتان، به موضوع از دید دیگران نیز بنگرید.
● عادت ششم: نیروی جمعی ایجاد کنید
از قدرت تیم سازی غافل نشوید.
● عادت هفتم: ارّهی خود را تیز کنید
بازسازی دانستهها شرط اول است، گاه دست از کار بکشید و اطلاعات خود را به روز کنید.
✍ استیون کاوی
● عادت اول: عامل بودن
مسئولیت کارهای خود را برعهده بگیرید و اشخاص و شرایط را ملامت نکنید.
● عادت دوم: بطور ذهنی از پایان شروع کنید
به روشنی مقصدتان را تعیین کنید تا بدانید که میخواهید به کجا برسید...
● عادت سوم: نخست به اولینها بپردازید
به سمت عمل کردن گام بردارید و بدون تاخیر گام اول را بردارید...
● عادت چهارم: طرز فکر برنده - برنده داشته باشید
میان احترام به خود و احترام به دیگران تعادل ایجاد کنید.
● عادت پنجم: اول فهمیدن و سپس فهماندن
اول در پی فهمیدن باشید، سپس سعی کنید بفهمانید، پس از توجه به دیدگاه خودتان، به موضوع از دید دیگران نیز بنگرید.
● عادت ششم: نیروی جمعی ایجاد کنید
از قدرت تیم سازی غافل نشوید.
● عادت هفتم: ارّهی خود را تیز کنید
بازسازی دانستهها شرط اول است، گاه دست از کار بکشید و اطلاعات خود را به روز کنید.
❤1
👆✅ چهره اقتصادجهان در ۲۰۲۶
۱. درآمد: جهانی در آستانهٔ بازتعریف قدرت
سال ۲۰۲۶، جهان را در وضعیتی میبیند که مرز میان اقتصاد و سیاست، میان رشد و معنا، و میان ثروت و آگاهی بیش از هر زمان دیگری درهمتنیده است.
صندوق بینالمللی پول در گزارش اکتبر خود، تصویری از جهانی ارائه میدهد که در آن رشد کندتر، اما ساختارها عمیقتر میشوند؛ جهانی که در آن قدرت اقتصادی نه با تسلط سرزمینی، بلکه با عمق نهادی و کیفیت نهادها سنجیده میشود.
۲. غولهای اقتصادی جهان در ۲۰۲۶
ایالات متحده برای بیش از یک قرن در صدر مانده است؛ اقتصادی که ترکیب مصرف، نوآوری و نهادهای باثبات مالی را به شکل الگویی جهانی عرضه میکند.
با این حال، کاهش شتاب رشد آن در نتیجهٔ جنگهای تجاری و افزایش هزینههای مصرفی، نشانهای از ورود این کشور به مرحلهای تازه از بلوغ اقتصادی است.
در سوی دیگر، چین با وجود حجم عظیم اقتصادی خود، با پیری جمعیت و رکود بازار مسکن دستوپنجه نرم میکند؛ و رشد چهاردرصدیاش نشانهای از گذار به اقتصاد متوازن اما کنترلشده است.
هند، با جمعیت جوان و بازار داخلی پرتحرک، مسیر متفاوتی برگزیده است؛ رشد آن از درون برمیخیزد، نه از صادرات الگویی که شاید الهامبخش قرن جدید آسیا باشد.
۳. توازن منطقهای اقتصاد جهان
آسیا برای نخستینبار از آمریکای شمالی پیشی گرفته است.
اما این برتری، برتریی آماری است، نه ساختاری، زیرا قدرت مالی و فناوری هنوز در دستان غرب باقی مانده است.
اروپا، اگرچه از نظر رشد کندتر است، اما از نظر کیفیت زندگی و ثبات نهادی، مرکز اخلاق اقتصادی جهان تلقی میشود.
۴. رتبهبندی کشورها بر پایهٔ درآمد سرانه (۲۰۲۶)
اروپا، با پنج کشور در ده رتبهٔ نخست، قارهای از کیفیت نهادها و عدالت اقتصادی است. در مقابل، هفده کشور آفریقایی در پایینترین جایگاهها قرار دارند.گواهی بر شکاف تاریخی میان ثروت و توسعه.
ایالات متحده بر «روایت اعتماد» تکیه دارد،
چین بر «روایت انضباط»،
هند بر «روایت امید»، و
اروپا بر «روایت انسانیت اقتصادی».
■ در این میدان، کشورهایی پیروزند که بتوانند بین سه محور زیر تعادل برقرار کنند:
۱) نوآوری فناورانه – موتور تحول ساختارهای تولید و خدمات.
۲) مشروعیت نهادی – ضامن پایداری و اعتماد اجتماعی.
۳) سرمایهٔ اجتماعی و اخلاق اقتصادی – پیوند دهندهٔ انسان و نظام.
■ قدرت آینده، در همافزایی این سه عنصر نهفته است. کشوری که تنها در یکی از آنها قوی باشد، موقتاً میدرخشد؛ اما آنکه تعادل میانشان را حفظ کند، ماندگار خواهد شد
بنیادهم آفرینی آینده
https://t.me/ExecutiveManagement
۱. درآمد: جهانی در آستانهٔ بازتعریف قدرت
سال ۲۰۲۶، جهان را در وضعیتی میبیند که مرز میان اقتصاد و سیاست، میان رشد و معنا، و میان ثروت و آگاهی بیش از هر زمان دیگری درهمتنیده است.
صندوق بینالمللی پول در گزارش اکتبر خود، تصویری از جهانی ارائه میدهد که در آن رشد کندتر، اما ساختارها عمیقتر میشوند؛ جهانی که در آن قدرت اقتصادی نه با تسلط سرزمینی، بلکه با عمق نهادی و کیفیت نهادها سنجیده میشود.
۲. غولهای اقتصادی جهان در ۲۰۲۶
ایالات متحده برای بیش از یک قرن در صدر مانده است؛ اقتصادی که ترکیب مصرف، نوآوری و نهادهای باثبات مالی را به شکل الگویی جهانی عرضه میکند.
با این حال، کاهش شتاب رشد آن در نتیجهٔ جنگهای تجاری و افزایش هزینههای مصرفی، نشانهای از ورود این کشور به مرحلهای تازه از بلوغ اقتصادی است.
در سوی دیگر، چین با وجود حجم عظیم اقتصادی خود، با پیری جمعیت و رکود بازار مسکن دستوپنجه نرم میکند؛ و رشد چهاردرصدیاش نشانهای از گذار به اقتصاد متوازن اما کنترلشده است.
هند، با جمعیت جوان و بازار داخلی پرتحرک، مسیر متفاوتی برگزیده است؛ رشد آن از درون برمیخیزد، نه از صادرات الگویی که شاید الهامبخش قرن جدید آسیا باشد.
۳. توازن منطقهای اقتصاد جهان
آسیا برای نخستینبار از آمریکای شمالی پیشی گرفته است.
اما این برتری، برتریی آماری است، نه ساختاری، زیرا قدرت مالی و فناوری هنوز در دستان غرب باقی مانده است.
اروپا، اگرچه از نظر رشد کندتر است، اما از نظر کیفیت زندگی و ثبات نهادی، مرکز اخلاق اقتصادی جهان تلقی میشود.
۴. رتبهبندی کشورها بر پایهٔ درآمد سرانه (۲۰۲۶)
اروپا، با پنج کشور در ده رتبهٔ نخست، قارهای از کیفیت نهادها و عدالت اقتصادی است. در مقابل، هفده کشور آفریقایی در پایینترین جایگاهها قرار دارند.گواهی بر شکاف تاریخی میان ثروت و توسعه.
ایالات متحده بر «روایت اعتماد» تکیه دارد،
چین بر «روایت انضباط»،
هند بر «روایت امید»، و
اروپا بر «روایت انسانیت اقتصادی».
■ در این میدان، کشورهایی پیروزند که بتوانند بین سه محور زیر تعادل برقرار کنند:
۱) نوآوری فناورانه – موتور تحول ساختارهای تولید و خدمات.
۲) مشروعیت نهادی – ضامن پایداری و اعتماد اجتماعی.
۳) سرمایهٔ اجتماعی و اخلاق اقتصادی – پیوند دهندهٔ انسان و نظام.
■ قدرت آینده، در همافزایی این سه عنصر نهفته است. کشوری که تنها در یکی از آنها قوی باشد، موقتاً میدرخشد؛ اما آنکه تعادل میانشان را حفظ کند، ماندگار خواهد شد
بنیادهم آفرینی آینده
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1
✳️ خطر خط فقر
✅ در حالی که سفره بسیاری از خانوادهها هر روز کوچکتر میشود، تازهترین آمار رسمی از خط فقر نشان میدهد، فاصله درآمد مردم با حداقل هزینههای لازم برای گذران زندگی همچنان در حال افزایش است.
با وجود رشد ظاهری حقوق و یارانهها، بخش بزرگی از جمعیت کشور هنوز قادر نیستند نیازهای اساسی خود را تأمین کنند؛ نشانهای آشکار از فشار اقتصادی که بهویژه بر طبقات پایین و حتی بخشی از طبقه متوسط سایه انداخته است.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت در نشست خبری روز گذشته اعلام کرد بر اساس آمار سال ۱۴۰۳ خط فقر معادل ۶ میلیون و ۱۲۸ هزار و ۷۳۹ تومان برای هر فرد تعیین شده است.
خط فقر در واقع شاخصی اقتصادی است که حداقل درآمد لازم برای تأمین نیازهای اساسی زندگی از جمله خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت و آموزش را مشخص میکند. کسانی که درآمدی پایینتر از این سطح دارند، قادر به تأمین هزینههای ضروری خود نیستند و در نتیجه «فقیر» محسوب میشوند.
این شاخص معمولاً بهصورت «خط فقر سرانه» برای هر فرد یا «خط فقر خانوار» برای خانوادهای با تعداد مشخص اعضا بیان میشود و با توجه به نرخ تورم و هزینههای جاری جامعه بهطور منظم بهروزرسانی میشود.
با در نظر گرفتن میانگین بعد خانوار در ایران- حدود ۳.۳ نفر- خط فقر ماهانه برای یک خانواده معمولی به حدود ۲۰ میلیون تومان میرسد.
این در حالی است که حداقل دستمزد مصوب سال ۱۴۰۳ با احتساب مزایا حدود ۱۰ میلیون و ۳۵۰ هزار تومان است؛ یعنی بخش بزرگی از کارگران و حتی کارمندان رده پایین کمتر از نیمی از هزینههای حداقلی زندگی را دریافت میکنند.
به بیان دیگر حداقلبگیران در ایران با درآمدی زندگی میکنند که برای پوشش نیازهای ضروری کافی نیست. به همین دلیل آنچه در ظاهر افزایش حقوق بهنظر میرسد، در واقع تنها جبران بخشی از تورم شدید سالهای اخیر است.
دادههای رسمی و پژوهشهای اقتصادی نشان میدهد که نهتنها جمعیت زیر خط فقر افزایش یافته بلکه فاصله کسانی که بالای خط فقر قرار دارند نیز با این خط بهطور مداوم کمتر میشود.
این بدان معناست که طبقه متوسط، که در گذشته سپری میان طبقات پایین و بالا بود، بهتدریج در حال فرسایش است.
اقتصاددانان مفهومی دارند به نام «شدت فقر». یعنی میزان فاصله درآمد خانوارهای فقیر با خط فقر. در واقع، همه فقرا به یک اندازه فقیر نیستند؛ برخی تنها اندکی پایینتر از مرز فقر قرار دارند اما برخی دیگر بهمراتب فاصله بیشتری با آن دارند و به تعبیری در «قعر فقر» زندگی میکنند.
ترکیب این دو روند- افزایش شدت فقر و کاهش فاصله طبقات بالای خط فقر با این مرز- تصویری هشداردهنده از وضعیت معیشتی جامعه ترسیم میکند. بر اساس آمارهای رسمی بودجه خانوار، از سال ۱۳۹۷ تاکنون فاصله جمعیت بالای خط فقر با این خط حدود ۲۲ درصد کاهش یافته است.
این یعنی خانوارهایی که پیشتر درآمدی مطمئن برای تأمین نیازهای اساسی داشتند، اکنون در نزدیکی مرز فقر قرار گرفتهاند. در همین حال تحلیل همین آمارها نشان میدهد که از هر ۱۰۰ ایرانی دستکم ۳۱ نفر زیر خط فقر زندگی میکنند.
این رقم بیانگر آن است که حدود یکسوم جمعیت کشور در تأمین حداقل نیازهای خود ناتوان هستند.
اما ماجرا به همین جا ختم نمیشود. افزون بر جمعیت فقیر باید به گروه بزرگی از بیکاران نیز توجه کرد. طبق برآوردها حدود ۱۲ میلیون نفر از جمعیت کشور غیرمحصل، غیرشاغل و عملاً بیکارند.
این گروه، که بخش قابلتوجهی از آنان در سن کار و دارای مهارتاند، در غیاب فرصتهای شغلی پایدار از چرخه تولید و درآمد خارج شدهاند و بار مضاعفی بر دوش اقتصاد خانوارها و نظام حمایتی کشور گذاشتهاند.
در این میان حتی شاغلان نیز از فشار تورم و کاهش قدرت خرید در امان نماندهاند. بخش بزرگی از نیروی کار کشور، بهویژه در مشاغل خدماتی، تولیدی و غیررسمی، با وجود کار مستمر، درآمدی کمتر از خط فقر دارند.
این گروه که میتوان آنان را «فقیران شاغل» نامید، نماینده یکی از تلخترین چهرههای فقر در جامعه امروز ایران هستند.
فقر امروز در ایران صرفاً یک وضعیت اقتصادی نیست؛ بلکه در حال تبدیل شدن به یک وضعیت اجتماعی پایدار است.
کاهش فاصله طبقه متوسط با خط فقر، گسترش فقر در میان شاغلان و افزایش جمعیت بیکار نشانههایی از تغییر ساختار طبقاتی جامعه است.
اقتصاددانان میگویند اگر روند کنونی مهار نشود، فقر از یک مساله معیشتی به بحران ملی بدل خواهد شد.
در چنین شرایطی، سیاستگذاری هوشمند و شفاف در حوزه اشتغال، مهار تورم، بازتوزیع عادلانه یارانهها و بازسازی نظام حمایت اجتماعی بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد.
تنها با رویکردی جامع و مبتنی بر واقعیتهای اقتصادی میتوان امید داشت که روند نزولی معیشت مردم متوقف شود و شکاف اجتماعی بهتدریج ترمیم گردد.
لينك مطلب؛
https://saazandegi.ir/خطر-خط-فقر/
✅ در حالی که سفره بسیاری از خانوادهها هر روز کوچکتر میشود، تازهترین آمار رسمی از خط فقر نشان میدهد، فاصله درآمد مردم با حداقل هزینههای لازم برای گذران زندگی همچنان در حال افزایش است.
با وجود رشد ظاهری حقوق و یارانهها، بخش بزرگی از جمعیت کشور هنوز قادر نیستند نیازهای اساسی خود را تأمین کنند؛ نشانهای آشکار از فشار اقتصادی که بهویژه بر طبقات پایین و حتی بخشی از طبقه متوسط سایه انداخته است.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت در نشست خبری روز گذشته اعلام کرد بر اساس آمار سال ۱۴۰۳ خط فقر معادل ۶ میلیون و ۱۲۸ هزار و ۷۳۹ تومان برای هر فرد تعیین شده است.
خط فقر در واقع شاخصی اقتصادی است که حداقل درآمد لازم برای تأمین نیازهای اساسی زندگی از جمله خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت و آموزش را مشخص میکند. کسانی که درآمدی پایینتر از این سطح دارند، قادر به تأمین هزینههای ضروری خود نیستند و در نتیجه «فقیر» محسوب میشوند.
این شاخص معمولاً بهصورت «خط فقر سرانه» برای هر فرد یا «خط فقر خانوار» برای خانوادهای با تعداد مشخص اعضا بیان میشود و با توجه به نرخ تورم و هزینههای جاری جامعه بهطور منظم بهروزرسانی میشود.
با در نظر گرفتن میانگین بعد خانوار در ایران- حدود ۳.۳ نفر- خط فقر ماهانه برای یک خانواده معمولی به حدود ۲۰ میلیون تومان میرسد.
این در حالی است که حداقل دستمزد مصوب سال ۱۴۰۳ با احتساب مزایا حدود ۱۰ میلیون و ۳۵۰ هزار تومان است؛ یعنی بخش بزرگی از کارگران و حتی کارمندان رده پایین کمتر از نیمی از هزینههای حداقلی زندگی را دریافت میکنند.
به بیان دیگر حداقلبگیران در ایران با درآمدی زندگی میکنند که برای پوشش نیازهای ضروری کافی نیست. به همین دلیل آنچه در ظاهر افزایش حقوق بهنظر میرسد، در واقع تنها جبران بخشی از تورم شدید سالهای اخیر است.
دادههای رسمی و پژوهشهای اقتصادی نشان میدهد که نهتنها جمعیت زیر خط فقر افزایش یافته بلکه فاصله کسانی که بالای خط فقر قرار دارند نیز با این خط بهطور مداوم کمتر میشود.
این بدان معناست که طبقه متوسط، که در گذشته سپری میان طبقات پایین و بالا بود، بهتدریج در حال فرسایش است.
اقتصاددانان مفهومی دارند به نام «شدت فقر». یعنی میزان فاصله درآمد خانوارهای فقیر با خط فقر. در واقع، همه فقرا به یک اندازه فقیر نیستند؛ برخی تنها اندکی پایینتر از مرز فقر قرار دارند اما برخی دیگر بهمراتب فاصله بیشتری با آن دارند و به تعبیری در «قعر فقر» زندگی میکنند.
ترکیب این دو روند- افزایش شدت فقر و کاهش فاصله طبقات بالای خط فقر با این مرز- تصویری هشداردهنده از وضعیت معیشتی جامعه ترسیم میکند. بر اساس آمارهای رسمی بودجه خانوار، از سال ۱۳۹۷ تاکنون فاصله جمعیت بالای خط فقر با این خط حدود ۲۲ درصد کاهش یافته است.
این یعنی خانوارهایی که پیشتر درآمدی مطمئن برای تأمین نیازهای اساسی داشتند، اکنون در نزدیکی مرز فقر قرار گرفتهاند. در همین حال تحلیل همین آمارها نشان میدهد که از هر ۱۰۰ ایرانی دستکم ۳۱ نفر زیر خط فقر زندگی میکنند.
این رقم بیانگر آن است که حدود یکسوم جمعیت کشور در تأمین حداقل نیازهای خود ناتوان هستند.
اما ماجرا به همین جا ختم نمیشود. افزون بر جمعیت فقیر باید به گروه بزرگی از بیکاران نیز توجه کرد. طبق برآوردها حدود ۱۲ میلیون نفر از جمعیت کشور غیرمحصل، غیرشاغل و عملاً بیکارند.
این گروه، که بخش قابلتوجهی از آنان در سن کار و دارای مهارتاند، در غیاب فرصتهای شغلی پایدار از چرخه تولید و درآمد خارج شدهاند و بار مضاعفی بر دوش اقتصاد خانوارها و نظام حمایتی کشور گذاشتهاند.
در این میان حتی شاغلان نیز از فشار تورم و کاهش قدرت خرید در امان نماندهاند. بخش بزرگی از نیروی کار کشور، بهویژه در مشاغل خدماتی، تولیدی و غیررسمی، با وجود کار مستمر، درآمدی کمتر از خط فقر دارند.
این گروه که میتوان آنان را «فقیران شاغل» نامید، نماینده یکی از تلخترین چهرههای فقر در جامعه امروز ایران هستند.
فقر امروز در ایران صرفاً یک وضعیت اقتصادی نیست؛ بلکه در حال تبدیل شدن به یک وضعیت اجتماعی پایدار است.
کاهش فاصله طبقه متوسط با خط فقر، گسترش فقر در میان شاغلان و افزایش جمعیت بیکار نشانههایی از تغییر ساختار طبقاتی جامعه است.
اقتصاددانان میگویند اگر روند کنونی مهار نشود، فقر از یک مساله معیشتی به بحران ملی بدل خواهد شد.
در چنین شرایطی، سیاستگذاری هوشمند و شفاف در حوزه اشتغال، مهار تورم، بازتوزیع عادلانه یارانهها و بازسازی نظام حمایت اجتماعی بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد.
تنها با رویکردی جامع و مبتنی بر واقعیتهای اقتصادی میتوان امید داشت که روند نزولی معیشت مردم متوقف شود و شکاف اجتماعی بهتدریج ترمیم گردد.
لينك مطلب؛
https://saazandegi.ir/خطر-خط-فقر/
✳️ بیشترین ذخایر نفت جهان؛ گنج پنهان یا طلای از دسترفته؟
🔸ونزوئلا با ۳۰۳، عربستان با ۲۶۷ و ایران با ۲۰۸ میلیارد بشکه، بیشترین ذخایر نفت جهان را در اختیار دارند.
🔸با این حال، صادرات پایین آنها، فاصله میان پتانسیل و بهرهبرداری واقعی را نشان میدهد.
🔸در مقابل، آمریکا، روسیه و کانادا با ذخایر کمتر اما دسترسی گستردهتر به بازارهای جهانی، عملکرد بهتری دارند./آمارفکت
سایت خبری و تحلیلی پُرسون
🔸ونزوئلا با ۳۰۳، عربستان با ۲۶۷ و ایران با ۲۰۸ میلیارد بشکه، بیشترین ذخایر نفت جهان را در اختیار دارند.
🔸با این حال، صادرات پایین آنها، فاصله میان پتانسیل و بهرهبرداری واقعی را نشان میدهد.
🔸در مقابل، آمریکا، روسیه و کانادا با ذخایر کمتر اما دسترسی گستردهتر به بازارهای جهانی، عملکرد بهتری دارند./آمارفکت
سایت خبری و تحلیلی پُرسون
✳️ نسخه نوبلیست 2025 برای اقتصاد ایران
🔷 پروفسور فیلیپ آگیون، نوبلیست 2025 اقتصاد در گفتوگو با تازههای اقتصاد مطرح کرد:
🔹 در کشوری مانند ایران که نیروی کار بسیار ماهر و دانشگاههای بسیار خوبی دارد،
حدود 5 تا 10 سال زمان لازم است تا ارزش ریال احیا شود.
🔹 منابع نفتی ایران میتواند برای تحقق رشد بلندمدت اقتصادی سرمایهگذاری و منجر به تقویت ارزش ریال شود.
🔹 در شرایطی که اقتصاد به مدت طولانی رشد صفر درصدی داشته باشد، درک بهبود استانداردهای زندگی برای مردم سخت است.
🔹 بیشتر اقتصادهای مبتنی بر نفت، چیزی را تجربه میکنند که ما آن را "نفرین منابع" مینامیم.
🔹 عرضه ارز مورد نیاز به بازار و مدیریت بازار رمز ارزها از جمله اقدامات بانک مرکزی است که میتواند به کنترل نرخ ارز و تورم کمک کند.
🔹 همچنین دارا بودن ذخایر مناسب ارز و طلا از سوی بانک مرکزی میتواند به مدیریت هرچه بهتر بازار ارز و ثبات اقتصاد کشور کمک کند.
🔷 پروفسور فیلیپ آگیون، نوبلیست 2025 اقتصاد در گفتوگو با تازههای اقتصاد مطرح کرد:
🔹 در کشوری مانند ایران که نیروی کار بسیار ماهر و دانشگاههای بسیار خوبی دارد،
حدود 5 تا 10 سال زمان لازم است تا ارزش ریال احیا شود.
🔹 منابع نفتی ایران میتواند برای تحقق رشد بلندمدت اقتصادی سرمایهگذاری و منجر به تقویت ارزش ریال شود.
🔹 در شرایطی که اقتصاد به مدت طولانی رشد صفر درصدی داشته باشد، درک بهبود استانداردهای زندگی برای مردم سخت است.
🔹 بیشتر اقتصادهای مبتنی بر نفت، چیزی را تجربه میکنند که ما آن را "نفرین منابع" مینامیم.
🔹 عرضه ارز مورد نیاز به بازار و مدیریت بازار رمز ارزها از جمله اقدامات بانک مرکزی است که میتواند به کنترل نرخ ارز و تورم کمک کند.
🔹 همچنین دارا بودن ذخایر مناسب ارز و طلا از سوی بانک مرکزی میتواند به مدیریت هرچه بهتر بازار ارز و ثبات اقتصاد کشور کمک کند.