✳️ درسی که باید از ترکیه بیاموزیم
✅ در حالی که کشورمان از منظر روابط خارجی درگیر شدیدترین تحریمها و در عین حال سایه تنشهای نظامی بوده، ترکیه به عنوان همسایه شمال غربی و در عین حال رقیب منطقهای ایران در حال پیگیری همه جانبه منافع ملی خود در زمینههای مختلف است.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=203190
✅ در حالی که کشورمان از منظر روابط خارجی درگیر شدیدترین تحریمها و در عین حال سایه تنشهای نظامی بوده، ترکیه به عنوان همسایه شمال غربی و در عین حال رقیب منطقهای ایران در حال پیگیری همه جانبه منافع ملی خود در زمینههای مختلف است.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=203190
اقتصاددان
درسی که باید از ترکیه بیاموزیم - اقتصاددان
در حالی که کشورمان از منظر روابط خارجی درگیر شدیدترین تحریمها و در عین حال سایه تنشهای نظامی بوده، ترکیه به عنوان همسایه شمال غربی و در عین حال رقیب
✳️ "هفت عادت مردمان موثر"
✍ استیون کاوی
● عادت اول: عامل بودن
مسئولیت کارهای خود را برعهده بگیرید و اشخاص و شرایط را ملامت نکنید.
● عادت دوم: بطور ذهنی از پایان شروع کنید
به روشنی مقصدتان را تعیین کنید تا بدانید که میخواهید به کجا برسید...
● عادت سوم: نخست به اولینها بپردازید
به سمت عمل کردن گام بردارید و بدون تاخیر گام اول را بردارید...
● عادت چهارم: طرز فکر برنده - برنده داشته باشید
میان احترام به خود و احترام به دیگران تعادل ایجاد کنید.
● عادت پنجم: اول فهمیدن و سپس فهماندن
اول در پی فهمیدن باشید، سپس سعی کنید بفهمانید، پس از توجه به دیدگاه خودتان، به موضوع از دید دیگران نیز بنگرید.
● عادت ششم: نیروی جمعی ایجاد کنید
از قدرت تیم سازی غافل نشوید.
● عادت هفتم: ارّهی خود را تیز کنید
بازسازی دانستهها شرط اول است، گاه دست از کار بکشید و اطلاعات خود را به روز کنید.
✍ استیون کاوی
● عادت اول: عامل بودن
مسئولیت کارهای خود را برعهده بگیرید و اشخاص و شرایط را ملامت نکنید.
● عادت دوم: بطور ذهنی از پایان شروع کنید
به روشنی مقصدتان را تعیین کنید تا بدانید که میخواهید به کجا برسید...
● عادت سوم: نخست به اولینها بپردازید
به سمت عمل کردن گام بردارید و بدون تاخیر گام اول را بردارید...
● عادت چهارم: طرز فکر برنده - برنده داشته باشید
میان احترام به خود و احترام به دیگران تعادل ایجاد کنید.
● عادت پنجم: اول فهمیدن و سپس فهماندن
اول در پی فهمیدن باشید، سپس سعی کنید بفهمانید، پس از توجه به دیدگاه خودتان، به موضوع از دید دیگران نیز بنگرید.
● عادت ششم: نیروی جمعی ایجاد کنید
از قدرت تیم سازی غافل نشوید.
● عادت هفتم: ارّهی خود را تیز کنید
بازسازی دانستهها شرط اول است، گاه دست از کار بکشید و اطلاعات خود را به روز کنید.
❤1
👆✅ چهره اقتصادجهان در ۲۰۲۶
۱. درآمد: جهانی در آستانهٔ بازتعریف قدرت
سال ۲۰۲۶، جهان را در وضعیتی میبیند که مرز میان اقتصاد و سیاست، میان رشد و معنا، و میان ثروت و آگاهی بیش از هر زمان دیگری درهمتنیده است.
صندوق بینالمللی پول در گزارش اکتبر خود، تصویری از جهانی ارائه میدهد که در آن رشد کندتر، اما ساختارها عمیقتر میشوند؛ جهانی که در آن قدرت اقتصادی نه با تسلط سرزمینی، بلکه با عمق نهادی و کیفیت نهادها سنجیده میشود.
۲. غولهای اقتصادی جهان در ۲۰۲۶
ایالات متحده برای بیش از یک قرن در صدر مانده است؛ اقتصادی که ترکیب مصرف، نوآوری و نهادهای باثبات مالی را به شکل الگویی جهانی عرضه میکند.
با این حال، کاهش شتاب رشد آن در نتیجهٔ جنگهای تجاری و افزایش هزینههای مصرفی، نشانهای از ورود این کشور به مرحلهای تازه از بلوغ اقتصادی است.
در سوی دیگر، چین با وجود حجم عظیم اقتصادی خود، با پیری جمعیت و رکود بازار مسکن دستوپنجه نرم میکند؛ و رشد چهاردرصدیاش نشانهای از گذار به اقتصاد متوازن اما کنترلشده است.
هند، با جمعیت جوان و بازار داخلی پرتحرک، مسیر متفاوتی برگزیده است؛ رشد آن از درون برمیخیزد، نه از صادرات الگویی که شاید الهامبخش قرن جدید آسیا باشد.
۳. توازن منطقهای اقتصاد جهان
آسیا برای نخستینبار از آمریکای شمالی پیشی گرفته است.
اما این برتری، برتریی آماری است، نه ساختاری، زیرا قدرت مالی و فناوری هنوز در دستان غرب باقی مانده است.
اروپا، اگرچه از نظر رشد کندتر است، اما از نظر کیفیت زندگی و ثبات نهادی، مرکز اخلاق اقتصادی جهان تلقی میشود.
۴. رتبهبندی کشورها بر پایهٔ درآمد سرانه (۲۰۲۶)
اروپا، با پنج کشور در ده رتبهٔ نخست، قارهای از کیفیت نهادها و عدالت اقتصادی است. در مقابل، هفده کشور آفریقایی در پایینترین جایگاهها قرار دارند.گواهی بر شکاف تاریخی میان ثروت و توسعه.
ایالات متحده بر «روایت اعتماد» تکیه دارد،
چین بر «روایت انضباط»،
هند بر «روایت امید»، و
اروپا بر «روایت انسانیت اقتصادی».
■ در این میدان، کشورهایی پیروزند که بتوانند بین سه محور زیر تعادل برقرار کنند:
۱) نوآوری فناورانه – موتور تحول ساختارهای تولید و خدمات.
۲) مشروعیت نهادی – ضامن پایداری و اعتماد اجتماعی.
۳) سرمایهٔ اجتماعی و اخلاق اقتصادی – پیوند دهندهٔ انسان و نظام.
■ قدرت آینده، در همافزایی این سه عنصر نهفته است. کشوری که تنها در یکی از آنها قوی باشد، موقتاً میدرخشد؛ اما آنکه تعادل میانشان را حفظ کند، ماندگار خواهد شد
بنیادهم آفرینی آینده
https://t.me/ExecutiveManagement
۱. درآمد: جهانی در آستانهٔ بازتعریف قدرت
سال ۲۰۲۶، جهان را در وضعیتی میبیند که مرز میان اقتصاد و سیاست، میان رشد و معنا، و میان ثروت و آگاهی بیش از هر زمان دیگری درهمتنیده است.
صندوق بینالمللی پول در گزارش اکتبر خود، تصویری از جهانی ارائه میدهد که در آن رشد کندتر، اما ساختارها عمیقتر میشوند؛ جهانی که در آن قدرت اقتصادی نه با تسلط سرزمینی، بلکه با عمق نهادی و کیفیت نهادها سنجیده میشود.
۲. غولهای اقتصادی جهان در ۲۰۲۶
ایالات متحده برای بیش از یک قرن در صدر مانده است؛ اقتصادی که ترکیب مصرف، نوآوری و نهادهای باثبات مالی را به شکل الگویی جهانی عرضه میکند.
با این حال، کاهش شتاب رشد آن در نتیجهٔ جنگهای تجاری و افزایش هزینههای مصرفی، نشانهای از ورود این کشور به مرحلهای تازه از بلوغ اقتصادی است.
در سوی دیگر، چین با وجود حجم عظیم اقتصادی خود، با پیری جمعیت و رکود بازار مسکن دستوپنجه نرم میکند؛ و رشد چهاردرصدیاش نشانهای از گذار به اقتصاد متوازن اما کنترلشده است.
هند، با جمعیت جوان و بازار داخلی پرتحرک، مسیر متفاوتی برگزیده است؛ رشد آن از درون برمیخیزد، نه از صادرات الگویی که شاید الهامبخش قرن جدید آسیا باشد.
۳. توازن منطقهای اقتصاد جهان
آسیا برای نخستینبار از آمریکای شمالی پیشی گرفته است.
اما این برتری، برتریی آماری است، نه ساختاری، زیرا قدرت مالی و فناوری هنوز در دستان غرب باقی مانده است.
اروپا، اگرچه از نظر رشد کندتر است، اما از نظر کیفیت زندگی و ثبات نهادی، مرکز اخلاق اقتصادی جهان تلقی میشود.
۴. رتبهبندی کشورها بر پایهٔ درآمد سرانه (۲۰۲۶)
اروپا، با پنج کشور در ده رتبهٔ نخست، قارهای از کیفیت نهادها و عدالت اقتصادی است. در مقابل، هفده کشور آفریقایی در پایینترین جایگاهها قرار دارند.گواهی بر شکاف تاریخی میان ثروت و توسعه.
ایالات متحده بر «روایت اعتماد» تکیه دارد،
چین بر «روایت انضباط»،
هند بر «روایت امید»، و
اروپا بر «روایت انسانیت اقتصادی».
■ در این میدان، کشورهایی پیروزند که بتوانند بین سه محور زیر تعادل برقرار کنند:
۱) نوآوری فناورانه – موتور تحول ساختارهای تولید و خدمات.
۲) مشروعیت نهادی – ضامن پایداری و اعتماد اجتماعی.
۳) سرمایهٔ اجتماعی و اخلاق اقتصادی – پیوند دهندهٔ انسان و نظام.
■ قدرت آینده، در همافزایی این سه عنصر نهفته است. کشوری که تنها در یکی از آنها قوی باشد، موقتاً میدرخشد؛ اما آنکه تعادل میانشان را حفظ کند، ماندگار خواهد شد
بنیادهم آفرینی آینده
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1
✳️ خطر خط فقر
✅ در حالی که سفره بسیاری از خانوادهها هر روز کوچکتر میشود، تازهترین آمار رسمی از خط فقر نشان میدهد، فاصله درآمد مردم با حداقل هزینههای لازم برای گذران زندگی همچنان در حال افزایش است.
با وجود رشد ظاهری حقوق و یارانهها، بخش بزرگی از جمعیت کشور هنوز قادر نیستند نیازهای اساسی خود را تأمین کنند؛ نشانهای آشکار از فشار اقتصادی که بهویژه بر طبقات پایین و حتی بخشی از طبقه متوسط سایه انداخته است.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت در نشست خبری روز گذشته اعلام کرد بر اساس آمار سال ۱۴۰۳ خط فقر معادل ۶ میلیون و ۱۲۸ هزار و ۷۳۹ تومان برای هر فرد تعیین شده است.
خط فقر در واقع شاخصی اقتصادی است که حداقل درآمد لازم برای تأمین نیازهای اساسی زندگی از جمله خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت و آموزش را مشخص میکند. کسانی که درآمدی پایینتر از این سطح دارند، قادر به تأمین هزینههای ضروری خود نیستند و در نتیجه «فقیر» محسوب میشوند.
این شاخص معمولاً بهصورت «خط فقر سرانه» برای هر فرد یا «خط فقر خانوار» برای خانوادهای با تعداد مشخص اعضا بیان میشود و با توجه به نرخ تورم و هزینههای جاری جامعه بهطور منظم بهروزرسانی میشود.
با در نظر گرفتن میانگین بعد خانوار در ایران- حدود ۳.۳ نفر- خط فقر ماهانه برای یک خانواده معمولی به حدود ۲۰ میلیون تومان میرسد.
این در حالی است که حداقل دستمزد مصوب سال ۱۴۰۳ با احتساب مزایا حدود ۱۰ میلیون و ۳۵۰ هزار تومان است؛ یعنی بخش بزرگی از کارگران و حتی کارمندان رده پایین کمتر از نیمی از هزینههای حداقلی زندگی را دریافت میکنند.
به بیان دیگر حداقلبگیران در ایران با درآمدی زندگی میکنند که برای پوشش نیازهای ضروری کافی نیست. به همین دلیل آنچه در ظاهر افزایش حقوق بهنظر میرسد، در واقع تنها جبران بخشی از تورم شدید سالهای اخیر است.
دادههای رسمی و پژوهشهای اقتصادی نشان میدهد که نهتنها جمعیت زیر خط فقر افزایش یافته بلکه فاصله کسانی که بالای خط فقر قرار دارند نیز با این خط بهطور مداوم کمتر میشود.
این بدان معناست که طبقه متوسط، که در گذشته سپری میان طبقات پایین و بالا بود، بهتدریج در حال فرسایش است.
اقتصاددانان مفهومی دارند به نام «شدت فقر». یعنی میزان فاصله درآمد خانوارهای فقیر با خط فقر. در واقع، همه فقرا به یک اندازه فقیر نیستند؛ برخی تنها اندکی پایینتر از مرز فقر قرار دارند اما برخی دیگر بهمراتب فاصله بیشتری با آن دارند و به تعبیری در «قعر فقر» زندگی میکنند.
ترکیب این دو روند- افزایش شدت فقر و کاهش فاصله طبقات بالای خط فقر با این مرز- تصویری هشداردهنده از وضعیت معیشتی جامعه ترسیم میکند. بر اساس آمارهای رسمی بودجه خانوار، از سال ۱۳۹۷ تاکنون فاصله جمعیت بالای خط فقر با این خط حدود ۲۲ درصد کاهش یافته است.
این یعنی خانوارهایی که پیشتر درآمدی مطمئن برای تأمین نیازهای اساسی داشتند، اکنون در نزدیکی مرز فقر قرار گرفتهاند. در همین حال تحلیل همین آمارها نشان میدهد که از هر ۱۰۰ ایرانی دستکم ۳۱ نفر زیر خط فقر زندگی میکنند.
این رقم بیانگر آن است که حدود یکسوم جمعیت کشور در تأمین حداقل نیازهای خود ناتوان هستند.
اما ماجرا به همین جا ختم نمیشود. افزون بر جمعیت فقیر باید به گروه بزرگی از بیکاران نیز توجه کرد. طبق برآوردها حدود ۱۲ میلیون نفر از جمعیت کشور غیرمحصل، غیرشاغل و عملاً بیکارند.
این گروه، که بخش قابلتوجهی از آنان در سن کار و دارای مهارتاند، در غیاب فرصتهای شغلی پایدار از چرخه تولید و درآمد خارج شدهاند و بار مضاعفی بر دوش اقتصاد خانوارها و نظام حمایتی کشور گذاشتهاند.
در این میان حتی شاغلان نیز از فشار تورم و کاهش قدرت خرید در امان نماندهاند. بخش بزرگی از نیروی کار کشور، بهویژه در مشاغل خدماتی، تولیدی و غیررسمی، با وجود کار مستمر، درآمدی کمتر از خط فقر دارند.
این گروه که میتوان آنان را «فقیران شاغل» نامید، نماینده یکی از تلخترین چهرههای فقر در جامعه امروز ایران هستند.
فقر امروز در ایران صرفاً یک وضعیت اقتصادی نیست؛ بلکه در حال تبدیل شدن به یک وضعیت اجتماعی پایدار است.
کاهش فاصله طبقه متوسط با خط فقر، گسترش فقر در میان شاغلان و افزایش جمعیت بیکار نشانههایی از تغییر ساختار طبقاتی جامعه است.
اقتصاددانان میگویند اگر روند کنونی مهار نشود، فقر از یک مساله معیشتی به بحران ملی بدل خواهد شد.
در چنین شرایطی، سیاستگذاری هوشمند و شفاف در حوزه اشتغال، مهار تورم، بازتوزیع عادلانه یارانهها و بازسازی نظام حمایت اجتماعی بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد.
تنها با رویکردی جامع و مبتنی بر واقعیتهای اقتصادی میتوان امید داشت که روند نزولی معیشت مردم متوقف شود و شکاف اجتماعی بهتدریج ترمیم گردد.
لينك مطلب؛
https://saazandegi.ir/خطر-خط-فقر/
✅ در حالی که سفره بسیاری از خانوادهها هر روز کوچکتر میشود، تازهترین آمار رسمی از خط فقر نشان میدهد، فاصله درآمد مردم با حداقل هزینههای لازم برای گذران زندگی همچنان در حال افزایش است.
با وجود رشد ظاهری حقوق و یارانهها، بخش بزرگی از جمعیت کشور هنوز قادر نیستند نیازهای اساسی خود را تأمین کنند؛ نشانهای آشکار از فشار اقتصادی که بهویژه بر طبقات پایین و حتی بخشی از طبقه متوسط سایه انداخته است.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت در نشست خبری روز گذشته اعلام کرد بر اساس آمار سال ۱۴۰۳ خط فقر معادل ۶ میلیون و ۱۲۸ هزار و ۷۳۹ تومان برای هر فرد تعیین شده است.
خط فقر در واقع شاخصی اقتصادی است که حداقل درآمد لازم برای تأمین نیازهای اساسی زندگی از جمله خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت و آموزش را مشخص میکند. کسانی که درآمدی پایینتر از این سطح دارند، قادر به تأمین هزینههای ضروری خود نیستند و در نتیجه «فقیر» محسوب میشوند.
این شاخص معمولاً بهصورت «خط فقر سرانه» برای هر فرد یا «خط فقر خانوار» برای خانوادهای با تعداد مشخص اعضا بیان میشود و با توجه به نرخ تورم و هزینههای جاری جامعه بهطور منظم بهروزرسانی میشود.
با در نظر گرفتن میانگین بعد خانوار در ایران- حدود ۳.۳ نفر- خط فقر ماهانه برای یک خانواده معمولی به حدود ۲۰ میلیون تومان میرسد.
این در حالی است که حداقل دستمزد مصوب سال ۱۴۰۳ با احتساب مزایا حدود ۱۰ میلیون و ۳۵۰ هزار تومان است؛ یعنی بخش بزرگی از کارگران و حتی کارمندان رده پایین کمتر از نیمی از هزینههای حداقلی زندگی را دریافت میکنند.
به بیان دیگر حداقلبگیران در ایران با درآمدی زندگی میکنند که برای پوشش نیازهای ضروری کافی نیست. به همین دلیل آنچه در ظاهر افزایش حقوق بهنظر میرسد، در واقع تنها جبران بخشی از تورم شدید سالهای اخیر است.
دادههای رسمی و پژوهشهای اقتصادی نشان میدهد که نهتنها جمعیت زیر خط فقر افزایش یافته بلکه فاصله کسانی که بالای خط فقر قرار دارند نیز با این خط بهطور مداوم کمتر میشود.
این بدان معناست که طبقه متوسط، که در گذشته سپری میان طبقات پایین و بالا بود، بهتدریج در حال فرسایش است.
اقتصاددانان مفهومی دارند به نام «شدت فقر». یعنی میزان فاصله درآمد خانوارهای فقیر با خط فقر. در واقع، همه فقرا به یک اندازه فقیر نیستند؛ برخی تنها اندکی پایینتر از مرز فقر قرار دارند اما برخی دیگر بهمراتب فاصله بیشتری با آن دارند و به تعبیری در «قعر فقر» زندگی میکنند.
ترکیب این دو روند- افزایش شدت فقر و کاهش فاصله طبقات بالای خط فقر با این مرز- تصویری هشداردهنده از وضعیت معیشتی جامعه ترسیم میکند. بر اساس آمارهای رسمی بودجه خانوار، از سال ۱۳۹۷ تاکنون فاصله جمعیت بالای خط فقر با این خط حدود ۲۲ درصد کاهش یافته است.
این یعنی خانوارهایی که پیشتر درآمدی مطمئن برای تأمین نیازهای اساسی داشتند، اکنون در نزدیکی مرز فقر قرار گرفتهاند. در همین حال تحلیل همین آمارها نشان میدهد که از هر ۱۰۰ ایرانی دستکم ۳۱ نفر زیر خط فقر زندگی میکنند.
این رقم بیانگر آن است که حدود یکسوم جمعیت کشور در تأمین حداقل نیازهای خود ناتوان هستند.
اما ماجرا به همین جا ختم نمیشود. افزون بر جمعیت فقیر باید به گروه بزرگی از بیکاران نیز توجه کرد. طبق برآوردها حدود ۱۲ میلیون نفر از جمعیت کشور غیرمحصل، غیرشاغل و عملاً بیکارند.
این گروه، که بخش قابلتوجهی از آنان در سن کار و دارای مهارتاند، در غیاب فرصتهای شغلی پایدار از چرخه تولید و درآمد خارج شدهاند و بار مضاعفی بر دوش اقتصاد خانوارها و نظام حمایتی کشور گذاشتهاند.
در این میان حتی شاغلان نیز از فشار تورم و کاهش قدرت خرید در امان نماندهاند. بخش بزرگی از نیروی کار کشور، بهویژه در مشاغل خدماتی، تولیدی و غیررسمی، با وجود کار مستمر، درآمدی کمتر از خط فقر دارند.
این گروه که میتوان آنان را «فقیران شاغل» نامید، نماینده یکی از تلخترین چهرههای فقر در جامعه امروز ایران هستند.
فقر امروز در ایران صرفاً یک وضعیت اقتصادی نیست؛ بلکه در حال تبدیل شدن به یک وضعیت اجتماعی پایدار است.
کاهش فاصله طبقه متوسط با خط فقر، گسترش فقر در میان شاغلان و افزایش جمعیت بیکار نشانههایی از تغییر ساختار طبقاتی جامعه است.
اقتصاددانان میگویند اگر روند کنونی مهار نشود، فقر از یک مساله معیشتی به بحران ملی بدل خواهد شد.
در چنین شرایطی، سیاستگذاری هوشمند و شفاف در حوزه اشتغال، مهار تورم، بازتوزیع عادلانه یارانهها و بازسازی نظام حمایت اجتماعی بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد.
تنها با رویکردی جامع و مبتنی بر واقعیتهای اقتصادی میتوان امید داشت که روند نزولی معیشت مردم متوقف شود و شکاف اجتماعی بهتدریج ترمیم گردد.
لينك مطلب؛
https://saazandegi.ir/خطر-خط-فقر/
✳️ بیشترین ذخایر نفت جهان؛ گنج پنهان یا طلای از دسترفته؟
🔸ونزوئلا با ۳۰۳، عربستان با ۲۶۷ و ایران با ۲۰۸ میلیارد بشکه، بیشترین ذخایر نفت جهان را در اختیار دارند.
🔸با این حال، صادرات پایین آنها، فاصله میان پتانسیل و بهرهبرداری واقعی را نشان میدهد.
🔸در مقابل، آمریکا، روسیه و کانادا با ذخایر کمتر اما دسترسی گستردهتر به بازارهای جهانی، عملکرد بهتری دارند./آمارفکت
سایت خبری و تحلیلی پُرسون
🔸ونزوئلا با ۳۰۳، عربستان با ۲۶۷ و ایران با ۲۰۸ میلیارد بشکه، بیشترین ذخایر نفت جهان را در اختیار دارند.
🔸با این حال، صادرات پایین آنها، فاصله میان پتانسیل و بهرهبرداری واقعی را نشان میدهد.
🔸در مقابل، آمریکا، روسیه و کانادا با ذخایر کمتر اما دسترسی گستردهتر به بازارهای جهانی، عملکرد بهتری دارند./آمارفکت
سایت خبری و تحلیلی پُرسون
✳️ نسخه نوبلیست 2025 برای اقتصاد ایران
🔷 پروفسور فیلیپ آگیون، نوبلیست 2025 اقتصاد در گفتوگو با تازههای اقتصاد مطرح کرد:
🔹 در کشوری مانند ایران که نیروی کار بسیار ماهر و دانشگاههای بسیار خوبی دارد،
حدود 5 تا 10 سال زمان لازم است تا ارزش ریال احیا شود.
🔹 منابع نفتی ایران میتواند برای تحقق رشد بلندمدت اقتصادی سرمایهگذاری و منجر به تقویت ارزش ریال شود.
🔹 در شرایطی که اقتصاد به مدت طولانی رشد صفر درصدی داشته باشد، درک بهبود استانداردهای زندگی برای مردم سخت است.
🔹 بیشتر اقتصادهای مبتنی بر نفت، چیزی را تجربه میکنند که ما آن را "نفرین منابع" مینامیم.
🔹 عرضه ارز مورد نیاز به بازار و مدیریت بازار رمز ارزها از جمله اقدامات بانک مرکزی است که میتواند به کنترل نرخ ارز و تورم کمک کند.
🔹 همچنین دارا بودن ذخایر مناسب ارز و طلا از سوی بانک مرکزی میتواند به مدیریت هرچه بهتر بازار ارز و ثبات اقتصاد کشور کمک کند.
🔷 پروفسور فیلیپ آگیون، نوبلیست 2025 اقتصاد در گفتوگو با تازههای اقتصاد مطرح کرد:
🔹 در کشوری مانند ایران که نیروی کار بسیار ماهر و دانشگاههای بسیار خوبی دارد،
حدود 5 تا 10 سال زمان لازم است تا ارزش ریال احیا شود.
🔹 منابع نفتی ایران میتواند برای تحقق رشد بلندمدت اقتصادی سرمایهگذاری و منجر به تقویت ارزش ریال شود.
🔹 در شرایطی که اقتصاد به مدت طولانی رشد صفر درصدی داشته باشد، درک بهبود استانداردهای زندگی برای مردم سخت است.
🔹 بیشتر اقتصادهای مبتنی بر نفت، چیزی را تجربه میکنند که ما آن را "نفرین منابع" مینامیم.
🔹 عرضه ارز مورد نیاز به بازار و مدیریت بازار رمز ارزها از جمله اقدامات بانک مرکزی است که میتواند به کنترل نرخ ارز و تورم کمک کند.
🔹 همچنین دارا بودن ذخایر مناسب ارز و طلا از سوی بانک مرکزی میتواند به مدیریت هرچه بهتر بازار ارز و ثبات اقتصاد کشور کمک کند.
✳️ ادغام بانکها؛ چالشها و ملاحظات
✍ علیرضا جلالی فراهانی/مدیر مرکز تحقیقات و تحولات استراتژیک بانک ملت
✅ نظام بانکی کشور در سالهای اخیر با چالشهای بسیاری روبهرو بوده است که از آن جمله میتوان به تنگنای اعتباری، انجماد داراییها، مطالبات معوق و رقابت غیرحرفهای در جذب سپرده اشاره کرد.
از سوی دیگر، گسترش موسسات اعتباری بدون مجوز بانک مرکزی خصوصا در نیمه دوم دهه ۸۰ شمسی نیز خود مزید بر علت شد.
شدت این معضلات و مشکلات به اندازهای بود که باعث شد رئیس کل بانک مرکزی در آذر ۱۳۹۵ در مصاحبهای بیان کند که «حال نظام بانکی خوب نیست».
بیان آماری این سخن رئیس کل را میتوان با اشاره به نسبت مطالبات غیرجاری ۶۷ درصدی در یک بانک یا زیان انباشته معادل ۵۷ درصدی سرمایه ثبتی در بانکی دیگر در کشور مطرح کرد.
بر همین اساس و باتوجه به عمق مشکلات، اصلاح ساختار نظام بانکی و مالی بهعنوان یکی از اولویتهای اصلی اقتصاد کشور در سال ۹۵ در دستور قرار گرفت که در فاز اول آن، بر تقویت نقش نظارتی بانک مرکزی، کاهش مطالبات غیرجاری و افزایش سرمایه بانکها تاکید شد.
بهرغم آنکه دستاوردهای تمهیدات صورت گرفته در این فاز، هنوز بهصورت کامل آشکار نشده است، اینگونه بهنظر میرسد که فاز دوم این اصلاح با محوریت ادغام بانکها کلید خورده است.
از همین رو در نوشتار حاضر تلاش شده تا این مقوله مورد واکاوی دقیقتری قرار گیرد.
بحران نظام بانکی، موضوع جدیدی نیست و بسیاری از کشورهای توسعهیافته نظیر ژاپن، کرهجنوبی، سوئد و ایالاتمتحده نیز این بحرانها را تجربه کردهاند و یکی از راهکارهای مورد استفاده برای برونرفت از این بحرانها، ادغام بانکها بوده است.
بررسی این تجربیات، نمونههایی از تجارب موفق و ناموفقی از ادغام را ارائه میدهد و میتوان با مطالعه این تجارب، هزینه یادگیری را برای کشورمان به حداقل رساند.
مطالعات درباره تجربه ادغام بانکهای ژاپنی ...
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/بخش-بانک-بیمه-16/3317560-ادغام-بانک-ها-چالش-ها-ملاحظات
https://t.me/ExecutiveManagement
✍ علیرضا جلالی فراهانی/مدیر مرکز تحقیقات و تحولات استراتژیک بانک ملت
✅ نظام بانکی کشور در سالهای اخیر با چالشهای بسیاری روبهرو بوده است که از آن جمله میتوان به تنگنای اعتباری، انجماد داراییها، مطالبات معوق و رقابت غیرحرفهای در جذب سپرده اشاره کرد.
از سوی دیگر، گسترش موسسات اعتباری بدون مجوز بانک مرکزی خصوصا در نیمه دوم دهه ۸۰ شمسی نیز خود مزید بر علت شد.
شدت این معضلات و مشکلات به اندازهای بود که باعث شد رئیس کل بانک مرکزی در آذر ۱۳۹۵ در مصاحبهای بیان کند که «حال نظام بانکی خوب نیست».
بیان آماری این سخن رئیس کل را میتوان با اشاره به نسبت مطالبات غیرجاری ۶۷ درصدی در یک بانک یا زیان انباشته معادل ۵۷ درصدی سرمایه ثبتی در بانکی دیگر در کشور مطرح کرد.
بر همین اساس و باتوجه به عمق مشکلات، اصلاح ساختار نظام بانکی و مالی بهعنوان یکی از اولویتهای اصلی اقتصاد کشور در سال ۹۵ در دستور قرار گرفت که در فاز اول آن، بر تقویت نقش نظارتی بانک مرکزی، کاهش مطالبات غیرجاری و افزایش سرمایه بانکها تاکید شد.
بهرغم آنکه دستاوردهای تمهیدات صورت گرفته در این فاز، هنوز بهصورت کامل آشکار نشده است، اینگونه بهنظر میرسد که فاز دوم این اصلاح با محوریت ادغام بانکها کلید خورده است.
از همین رو در نوشتار حاضر تلاش شده تا این مقوله مورد واکاوی دقیقتری قرار گیرد.
بحران نظام بانکی، موضوع جدیدی نیست و بسیاری از کشورهای توسعهیافته نظیر ژاپن، کرهجنوبی، سوئد و ایالاتمتحده نیز این بحرانها را تجربه کردهاند و یکی از راهکارهای مورد استفاده برای برونرفت از این بحرانها، ادغام بانکها بوده است.
بررسی این تجربیات، نمونههایی از تجارب موفق و ناموفقی از ادغام را ارائه میدهد و میتوان با مطالعه این تجارب، هزینه یادگیری را برای کشورمان به حداقل رساند.
مطالعات درباره تجربه ادغام بانکهای ژاپنی ...
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/بخش-بانک-بیمه-16/3317560-ادغام-بانک-ها-چالش-ها-ملاحظات
https://t.me/ExecutiveManagement
روزنامه دنیای اقتصاد
ادغام بانکها؛ چالشها و ملاحظات
نظام بانکی کشور در سالهای اخیر با چالشهای بسیاری روبهرو بوده است که از آن جمله میتوان به تنگنای اعتباری، انجماد داراییها، مطالبات معوق و رقابت غیرحرفهای در جذب سپرده اشاره کرد. از سوی دیگر، گسترش موسسات اعتباری بدون مجوز بانک مرکزی خصوصا در نیمه دوم…
⚠️ آژیر هشدار
👤 دکتر ولیالله سیف؛ رئیسکل پیشین بانک مرکزی
✅ آنچه امروز در بانک «آینده» خودنمایی میکند، نشانهای از یک بیماری ساختاری است.
ریشه این مشکل، در نحوه تنظیم رابطه میان دولت، بانک مرکزی و بازار پول نهفته است. ریشه اصلی را باید در نرخ سود بانکی سرکوبشده و ساختار دستوری نظام بانکی جستوجو کرد.
در اقتصادی که تورم سالانه گاه از ۴۰درصد فراتر میرود، تعیین نرخ سود بانکی در سطوحی بسیار پایینتر از تورم، به معنای خلق یک نرخ غلط دستوری است که رفتار همه بازیگران را دچار انحراف میکند.
چنین نرخ غیرواقعیای، به سرعت ذینفعانی پیدا میکند که از این پول ارزان به راحتی منتفع میشوند.
در نتیجه، منابع بانکی به جای آنکه به سمت فعالیتهای مولد و سودآور هدایت شوند، به سمت اشخاص و بنگاههای مرتبط با سهامداران و شبکههای ذینفوذ سرازیر میشوند.
وقتی نرخ سود سپرده و تسهیلات از سوی دولت و بانک مرکزی تعیین میشود، بانکها در رقابت آزاد برای جذب منابع و تخصیص بهینه تسهیلات ناتوان میمانند.
نتیجه این میشود که بانکها به جای تمرکز بر ارزیابی اعتبار مشتری و مدیریت ریسک، به انواع روشهای غیرشفاف متوسل میشوند تا زیانها را پنهان کنند و جریان نقدی خود را حفظ کنند.
هر سال تاخیر در اصلاح ساختار بانکی، بر این ناترازی میافزاید و حجم زیان انباشتهای را بهوجود میآورد که در هر صورت با افزایش پایه پولی منجر به افزایش نقدینگی و تورم میشود و در نهایت باید از طریق دولت یا بانک مرکزی تامین شود.
تجربه موسسات مالی غیرمجاز در سالهای گذشته نشان داد که تاخیر در تصمیمگیری، هزینه بحران را چندبرابر میکند.
تا زمانی که نرخ سود، نظارت و نظام انگیزشی آن اصلاح نشود، هرچند وقت یکبار بانکی دیگر را به مرز بحران میکشاند.
راه حل این بحران در بازگشت به اصول اقتصاد واقعی و تاکید بر نکات زیر است:
نخست، واقعیسازی نرخ سود متناسب با تورم و ریسک بازار؛
دوم، استقلال و هوشمندسازی نظارت بانک مرکزی؛
سوم، جلوگیری مطلق از وامدهی به سهامداران و اشخاص مرتبط با افشای شفاف تسهیلات کلان؛ و
چهارم، اصلاح ترازنامه از مسیر فروش اموال مازاد و افزایش سرمایه نقدی، نه چاپ پول.
متن کامل:
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4223082
👤 دکتر ولیالله سیف؛ رئیسکل پیشین بانک مرکزی
✅ آنچه امروز در بانک «آینده» خودنمایی میکند، نشانهای از یک بیماری ساختاری است.
ریشه این مشکل، در نحوه تنظیم رابطه میان دولت، بانک مرکزی و بازار پول نهفته است. ریشه اصلی را باید در نرخ سود بانکی سرکوبشده و ساختار دستوری نظام بانکی جستوجو کرد.
در اقتصادی که تورم سالانه گاه از ۴۰درصد فراتر میرود، تعیین نرخ سود بانکی در سطوحی بسیار پایینتر از تورم، به معنای خلق یک نرخ غلط دستوری است که رفتار همه بازیگران را دچار انحراف میکند.
چنین نرخ غیرواقعیای، به سرعت ذینفعانی پیدا میکند که از این پول ارزان به راحتی منتفع میشوند.
در نتیجه، منابع بانکی به جای آنکه به سمت فعالیتهای مولد و سودآور هدایت شوند، به سمت اشخاص و بنگاههای مرتبط با سهامداران و شبکههای ذینفوذ سرازیر میشوند.
وقتی نرخ سود سپرده و تسهیلات از سوی دولت و بانک مرکزی تعیین میشود، بانکها در رقابت آزاد برای جذب منابع و تخصیص بهینه تسهیلات ناتوان میمانند.
نتیجه این میشود که بانکها به جای تمرکز بر ارزیابی اعتبار مشتری و مدیریت ریسک، به انواع روشهای غیرشفاف متوسل میشوند تا زیانها را پنهان کنند و جریان نقدی خود را حفظ کنند.
هر سال تاخیر در اصلاح ساختار بانکی، بر این ناترازی میافزاید و حجم زیان انباشتهای را بهوجود میآورد که در هر صورت با افزایش پایه پولی منجر به افزایش نقدینگی و تورم میشود و در نهایت باید از طریق دولت یا بانک مرکزی تامین شود.
تجربه موسسات مالی غیرمجاز در سالهای گذشته نشان داد که تاخیر در تصمیمگیری، هزینه بحران را چندبرابر میکند.
تا زمانی که نرخ سود، نظارت و نظام انگیزشی آن اصلاح نشود، هرچند وقت یکبار بانکی دیگر را به مرز بحران میکشاند.
راه حل این بحران در بازگشت به اصول اقتصاد واقعی و تاکید بر نکات زیر است:
نخست، واقعیسازی نرخ سود متناسب با تورم و ریسک بازار؛
دوم، استقلال و هوشمندسازی نظارت بانک مرکزی؛
سوم، جلوگیری مطلق از وامدهی به سهامداران و اشخاص مرتبط با افشای شفاف تسهیلات کلان؛ و
چهارم، اصلاح ترازنامه از مسیر فروش اموال مازاد و افزایش سرمایه نقدی، نه چاپ پول.
متن کامل:
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4223082
روزنامه دنیای اقتصاد
آژیر هشدار
ماجرای اخیر بانک آینده و تصمیمات مربوط به ساماندهی آن، بار دیگر یکی از عمیقترین چالشهای اقتصاد ایران؛ یعنی ناترازی بانکی را به صدر اخبار بازگردانده است.
💯1
✳️ سه دیدگاه در شناسایی ریسکها در منابع انسانی
✅ مدیریت ریسک در منابع انسانی به سازمانها کمک میکند تا مشکلات احتمالی را پیشبینی کرده و از بحرانهای غیرمنتظره جلوگیری کنند. برای شناسایی ریسکها، سه دیدگاه اصلی وجود دارد که به مدیران منابع انسانی کمک میکند تا ریسکهای موجود را شناسایی و مدیریت کنند:
■ گذشته (Historical Review):
شناسایی ریسکها بر اساس تحلیل دادهها و تجربیات گذشته. این شامل بررسی مشکلاتی است که در گذشته بر سازمان تاثیر گذاشتهاند مانند شکایات کارکنان، مشکلات جذب و نگهداشت نیروها. این روش به مدیران کمک میکند تا از تجربیات گذشته درس گرفته و ریسکهای احتمالی آینده را شناسایی کنند.
■ حال (Current Assessment):
ارزیابی وضعیت فعلی سازمان و شناسایی ریسکها بر اساس دادههای موجود. این ارزیابی شامل تحلیل عملکرد کارکنان، نظرسنجیهای رضایت شغلی و نرخ ترک شغل است. این رویکرد به مدیران منابع انسانی کمک میکند تا مشکلات موجود مانند کمبود نیروی انسانی یا چالشهای فضای کاری را شناسایی و حل کنند.
■ آینده (Creativity-Based Techniques):
پیشبینی ریسکها و شناسایی چالشهای آینده با استفاده از تکنیکهای خلاقانه و ابزارهای پیشرفته مانند دادههای بزرگ و هوش مصنوعی. این روش به سازمانها کمک میکند تا ریسکهایی که هنوز به وقوع نپیوستهاند را شناسایی کرده و اقدامات پیشگیرانه انجام دهند.
● استفاده از این سه دیدگاه به مدیران منابع انسانی کمک میکند تا استراتژیهای موثری برای شناسایی و مقابله با ریسکها داشته باشند. ترکیب تجربیات گذشته، ارزیابیهای جاری و پیشبینیهای آینده، سازمانها را برای مواجهه با چالشهای آینده آماده میکند.
✅ مدیریت ریسک در منابع انسانی به سازمانها کمک میکند تا مشکلات احتمالی را پیشبینی کرده و از بحرانهای غیرمنتظره جلوگیری کنند. برای شناسایی ریسکها، سه دیدگاه اصلی وجود دارد که به مدیران منابع انسانی کمک میکند تا ریسکهای موجود را شناسایی و مدیریت کنند:
■ گذشته (Historical Review):
شناسایی ریسکها بر اساس تحلیل دادهها و تجربیات گذشته. این شامل بررسی مشکلاتی است که در گذشته بر سازمان تاثیر گذاشتهاند مانند شکایات کارکنان، مشکلات جذب و نگهداشت نیروها. این روش به مدیران کمک میکند تا از تجربیات گذشته درس گرفته و ریسکهای احتمالی آینده را شناسایی کنند.
■ حال (Current Assessment):
ارزیابی وضعیت فعلی سازمان و شناسایی ریسکها بر اساس دادههای موجود. این ارزیابی شامل تحلیل عملکرد کارکنان، نظرسنجیهای رضایت شغلی و نرخ ترک شغل است. این رویکرد به مدیران منابع انسانی کمک میکند تا مشکلات موجود مانند کمبود نیروی انسانی یا چالشهای فضای کاری را شناسایی و حل کنند.
■ آینده (Creativity-Based Techniques):
پیشبینی ریسکها و شناسایی چالشهای آینده با استفاده از تکنیکهای خلاقانه و ابزارهای پیشرفته مانند دادههای بزرگ و هوش مصنوعی. این روش به سازمانها کمک میکند تا ریسکهایی که هنوز به وقوع نپیوستهاند را شناسایی کرده و اقدامات پیشگیرانه انجام دهند.
● استفاده از این سه دیدگاه به مدیران منابع انسانی کمک میکند تا استراتژیهای موثری برای شناسایی و مقابله با ریسکها داشته باشند. ترکیب تجربیات گذشته، ارزیابیهای جاری و پیشبینیهای آینده، سازمانها را برای مواجهه با چالشهای آینده آماده میکند.
✳️ به کارمندانمان گوش کنیم.
✍ برایان تریسی در کتاب خود به نام «۱۲ اصل رهبری عالی» مینویسد:
✅ ضربالمثلی هست که میگوید: «کسی که بهتر گوش میکند، رهبر است». برای همین است که رهبران حرفهای، دو برابر میزانی که حرف میزنند، به حرف کارمندان، مدیران و مشاورانشان گوش میکنند.
■ این قبیل رهبران برای تحریک کارمندانشان به حرف زدن، سوالاتی را با آنها مطرح میکنند و سپس با اشتیاق ویژهای به پاسخ آنها گوش میدهند.
■ علاوه بر این، رهبران حرفهای فرهنگی را در شرکتشان به وجود میآورند که هر کسی بتواند آزادانه و بدون هیچ ترسی، انتقاداتشان را مطرح و نظراتش را بیان کند.
■ برای همین است که وقتی میخواهند فهرست «بهترین شرکتها برای کار کردن» را آماده کنند، به این معیار اهمیت ویژهای میدهند: رهبران شرکتتان چقدر به حرفها، انتقادها، نظرات و ایدههای شما گوش میدهند؟
■ برای تقویت مهارت «گوش دادن»مان باید به این چهار اصل مهم دقت کنیم:
● با دقت به حرف کارمندانمان گوش کنیم، نه این که وقتی مشغول انجام کار هستیم، حرف آنها را هم بشنویم. به همین علت است که میگویند: «گوش دادن با دقت، بالاترین نوع احترام گذاشتن است».
● برای پاسخ دادن به حرف کارمندانمان عجله نکنیم و اجازه بدهیم حرفشان را کامل و شفاف بگویند.
● هر جایی که حرف کارمندانمان را متوجه نشدیم، از آنها بخواهیم تا بیشتر توضیح بدهند، نه این که پیش خودمان بگوییم «اگر بگویم حرفت را نفهمیدم به جایگاهم ضربه میخورد».
● پیش از پاسخ به نظرات، انتقادات و ایدههای کارمندانمان، خلاصهای از حرفشان را با زبان و ادبیات خودشان بازگو کنیم تا مطمئن شویم منظورشان را دقیق متوجه شدهایم.گاهنامه مدیر
✍ برایان تریسی در کتاب خود به نام «۱۲ اصل رهبری عالی» مینویسد:
✅ ضربالمثلی هست که میگوید: «کسی که بهتر گوش میکند، رهبر است». برای همین است که رهبران حرفهای، دو برابر میزانی که حرف میزنند، به حرف کارمندان، مدیران و مشاورانشان گوش میکنند.
■ این قبیل رهبران برای تحریک کارمندانشان به حرف زدن، سوالاتی را با آنها مطرح میکنند و سپس با اشتیاق ویژهای به پاسخ آنها گوش میدهند.
■ علاوه بر این، رهبران حرفهای فرهنگی را در شرکتشان به وجود میآورند که هر کسی بتواند آزادانه و بدون هیچ ترسی، انتقاداتشان را مطرح و نظراتش را بیان کند.
■ برای همین است که وقتی میخواهند فهرست «بهترین شرکتها برای کار کردن» را آماده کنند، به این معیار اهمیت ویژهای میدهند: رهبران شرکتتان چقدر به حرفها، انتقادها، نظرات و ایدههای شما گوش میدهند؟
■ برای تقویت مهارت «گوش دادن»مان باید به این چهار اصل مهم دقت کنیم:
● با دقت به حرف کارمندانمان گوش کنیم، نه این که وقتی مشغول انجام کار هستیم، حرف آنها را هم بشنویم. به همین علت است که میگویند: «گوش دادن با دقت، بالاترین نوع احترام گذاشتن است».
● برای پاسخ دادن به حرف کارمندانمان عجله نکنیم و اجازه بدهیم حرفشان را کامل و شفاف بگویند.
● هر جایی که حرف کارمندانمان را متوجه نشدیم، از آنها بخواهیم تا بیشتر توضیح بدهند، نه این که پیش خودمان بگوییم «اگر بگویم حرفت را نفهمیدم به جایگاهم ضربه میخورد».
● پیش از پاسخ به نظرات، انتقادات و ایدههای کارمندانمان، خلاصهای از حرفشان را با زبان و ادبیات خودشان بازگو کنیم تا مطمئن شویم منظورشان را دقیق متوجه شدهایم.گاهنامه مدیر
✳️ راه رشد از مسیر ویرانی/ جایزه نوبل اقتصاد چرا به این سه نفر رسید؟
🗣 گفتگو با دکتر فرهاد نیلی، اقتصاددان
✅ بزرگتر شدن سفرههای مردم و افزایش کالاها و خدمات روی آن، اگر به صورت همزمان برای عموم افراد جامعه اتفاق بیفتد در ادبیات اقتصادی ذیل عنوان رشد بررسی میشود.
رشد پدیدهای است که با تولد علم اقتصاد به جوامع معرفی شد و کیفیت زندگی انسان را پس از هزاران سال دگرگون کرد.
اما هنوز پرسشی باقی مانده بود که دغدغه ذهنی اقتصاددانان در دهههای اخیر بود: آیا رفاه و بزرگتر شدن سفرههای عموم مردم میتواند در یک جامعه به صورت مستمر تداوم یابد؟ بله و خیر.
برندگان نوبل امسال جزو اقتصاددانانی بودند که مسیر پاسخ مثبت به این پرسش را پیدا کردند اما تأکید کردند که زایش و رویش مداوم در این مساله نیز با درد ریزش و ویرانی همراه است؛ ولی چگونه؟
دکتر فرهاد نیلی، اقتصاددان و صاحبنظر رشد اقتصادی در گفتوگویی با «فردای اقتصاد» از کشف قلمروی جدید در علم اقتصاد سخن گفته است که توسط برندگان امسال نوبل اقتصاد انجام شده است.
لينك گفتگو؛
https://www.fardayeeghtesad.com/news/40553/
🗣 گفتگو با دکتر فرهاد نیلی، اقتصاددان
✅ بزرگتر شدن سفرههای مردم و افزایش کالاها و خدمات روی آن، اگر به صورت همزمان برای عموم افراد جامعه اتفاق بیفتد در ادبیات اقتصادی ذیل عنوان رشد بررسی میشود.
رشد پدیدهای است که با تولد علم اقتصاد به جوامع معرفی شد و کیفیت زندگی انسان را پس از هزاران سال دگرگون کرد.
اما هنوز پرسشی باقی مانده بود که دغدغه ذهنی اقتصاددانان در دهههای اخیر بود: آیا رفاه و بزرگتر شدن سفرههای عموم مردم میتواند در یک جامعه به صورت مستمر تداوم یابد؟ بله و خیر.
برندگان نوبل امسال جزو اقتصاددانانی بودند که مسیر پاسخ مثبت به این پرسش را پیدا کردند اما تأکید کردند که زایش و رویش مداوم در این مساله نیز با درد ریزش و ویرانی همراه است؛ ولی چگونه؟
دکتر فرهاد نیلی، اقتصاددان و صاحبنظر رشد اقتصادی در گفتوگویی با «فردای اقتصاد» از کشف قلمروی جدید در علم اقتصاد سخن گفته است که توسط برندگان امسال نوبل اقتصاد انجام شده است.
لينك گفتگو؛
https://www.fardayeeghtesad.com/news/40553/
فردای اقتصاد
راه رشد از مسیر ویرانی/ جایزه نوبل اقتصاد چرا به این سه نفر رسید؟
Forwarded from وقایع :: آذریجهرمی
جامعه ایرانی در آینه هوش مصنوعی
فرصتهای تازه، ترسهای پنهان
✍ محمدجواد آذری جهرمی
چند سال پیش، اگر میگفتی «هوش مصنوعی»، مردم یاد روباتهای سینمایی میافتادند؛ موجودات آهنی با چشمهای قرمز که در فیلمها دنیا را میگرفتند. اما حالا ماجرا خیلی بیسروصدا و واقعیتر اتفاق افتاده: هوش مصنوعی وارد خانههایمان شده، بدون اینکه در را بزند. در گوشیها، در کلاسهای آنلاین، در جستوجوهای اینترنتی و حتی در خبرهایی که میخوانیم.
همهچیز دارد تغییر میکند؛ نه فقط ابزارها، بلکه شکل فکر کردن و زندگی کردن ما.
مدرسهای که در آن معلم دیگر تنها نیست
یک معلم دبیرستان در تهران به من میگفت که چند وقت است حس میکند شاگردانش از او جلوترند. میگوید: «سؤالها را که میدهم، نصفشان جوابهایی مینویسند که معلوم است کار ذهن خودشان نیست، کار یک ربات است». دانشآموزان گروه واتساپی دارند که در آن از ChatGPT کمک میگیرند برای نوشتن انشا، حل تمرین، حتی ساختن شعر. در ظاهر، اتفاق بدی نیست؛ ابزار جدیدی آمده که سرعت یادگیری را بالا میبرد. اما مسئله این است که آموزش دیگر فقط در کلاس اتفاق نمیافتد. معلم، منبع یگانه دانایی نیست؛ الگوریتمها هم دارند آموزش میدهند. این تغییر، بیسروصدا دارد نظام تربیت را جابهجا میکند. در همین حال، دانشآموزی که اینترنت و تبلت دارد، جلو میافتد، و دیگری در مدار سنتی میماند. شکاف دیجیتال، دارد از امروز آیندهی بچهها را جدا میکند.
کارهایی که آرامآرام ناپدید میشوند
طراحان گرافیک در اینستاگرام مینویسند مشتریها ازشان میخواهند طرح را با هوش مصنوعی بسازند تا ارزانتر شود.
مترجمان آزاد هم میگویند سفارشها کمتر شده چون “ترجمه ماشینی دیگر اشتباه فاحش ندارد.” کسی نمیگوید شغلش همین حالا از بین رفته، اما همه حس کردهاند امنیت شغلی دارد ترک برمیدارد.
در عوض، عدهای دیگر با همین ابزارها پول درمیآورند. یاد گرفتهاند چطور با چند دستور، متن بنویسند، تصویر بسازند، و برای شرکتها محتوا تولید کنند. جهان کار دارد از «ثبات» به «پروژه» میرود ؛ از شغل دائمی به کارهای کوتاهمدت، چیزی که اقتصاددانها به آن میگویند گیگاکونومی. در ایران هم این موج رسیده: از پونیشا و کارلنسر گرفته تا افرادی که برای برندها پستهای اینستاگرامی میسازند. مسئله این است که سرعت فناوری از سرعت قانون و آموزش جلو زده.
آینده کار دیگر به مدرک وابسته نیست، به مهارت در کار با الگوریتم وابسته است.
خانهها و رابطههایی که دیجیتال شدهاند
خیلی از پدر و مادرها حالا برای آموزش زبان به فرزندشان از اپلیکیشنهای هوش مصنوعی استفاده میکنند.
بچه با ربات حرف میزند، شوخی میکند، از او یاد میگیرد. اما گاهی هم با او دوست میشود. روانشناسان میگویند کودکان درگیر رابطهای عاطفی با یک “چیز” میشوند، نه “کسی”. در گروههای خانوادگی تلگرام، عکسهایی میچرخد که کسی نمیداند واقعیاند یا ساختهشده با هوش مصنوعی. عمهجان میفرستد: «نگاه کن این بچه چقدر شبیه نوهام شده!»
اما تصویر، محصول چند کلیک در یک سایت است. واقعیت و خیال با هم قاطی شدهاند. خانواده ایرانی، که همیشه پناهگاه ثبات و معنا بوده، دارد در معرض نوعی سردرگمی تصویری و عاطفی قرار میگیرد.
هنر، فرهنگ و مرز باریک اعتماد
در دانشگاههای هنر، دانشجوها با DALL·E تصویر میسازند و استادها نمیدانند چه نمرهای باید بدهند. در اینستاگرام، شخصیتهای مجازی ساختهشده با هوش مصنوعی تبلیغ میکنند و دنبالکننده دارند، بیآنکه کسی بداند انسان نیستند. اینجاست که سوالی اساسی پیش میآید: در فرهنگی که چهره و صدا میتواند ساختگی باشد، به چه کسی میتوان اعتماد کرد؟ هوش مصنوعی بهجای نابود کردن حقیقت، آن را زیاد کرده؛ آنقدر زیاد که تشخیصش سخت شده.
انگار در شهری زندگی میکنیم که همه ماسک زدهاند، و ماسکها هر لحظه عوض میشوند.
دولت و دادهها
در طرف دیگر، دولت و نهادهای رسمی هم به این موج پیوستهاند. از سامانههای هوشمند برای پیشبینی ترافیک تا تحلیل رفتار مالیاتی استفاده میشود. خود اینها نشانه پیشرفت است، اما پرسشهای جدیدی هم ایجاد کرده: این حجم داده از مردم جمع میشود، اما مالک داده کیست؟ چه کسی تصمیم میگیرد چه الگوریتمی بر اساس این دادهها عمل کند؟ هنوز قانونی برای شفافیت در این حوزه وجود ندارد. اگر مراقب نباشیم، ممکن است بهجای دولت دیجیتال، به سمت دولت نظارتی برویم؛ جایی که الگوریتمها، بدون پاسخگویی، تصمیم میگیرند.
ادامه👇
فرصتهای تازه، ترسهای پنهان
✍ محمدجواد آذری جهرمی
چند سال پیش، اگر میگفتی «هوش مصنوعی»، مردم یاد روباتهای سینمایی میافتادند؛ موجودات آهنی با چشمهای قرمز که در فیلمها دنیا را میگرفتند. اما حالا ماجرا خیلی بیسروصدا و واقعیتر اتفاق افتاده: هوش مصنوعی وارد خانههایمان شده، بدون اینکه در را بزند. در گوشیها، در کلاسهای آنلاین، در جستوجوهای اینترنتی و حتی در خبرهایی که میخوانیم.
همهچیز دارد تغییر میکند؛ نه فقط ابزارها، بلکه شکل فکر کردن و زندگی کردن ما.
مدرسهای که در آن معلم دیگر تنها نیست
یک معلم دبیرستان در تهران به من میگفت که چند وقت است حس میکند شاگردانش از او جلوترند. میگوید: «سؤالها را که میدهم، نصفشان جوابهایی مینویسند که معلوم است کار ذهن خودشان نیست، کار یک ربات است». دانشآموزان گروه واتساپی دارند که در آن از ChatGPT کمک میگیرند برای نوشتن انشا، حل تمرین، حتی ساختن شعر. در ظاهر، اتفاق بدی نیست؛ ابزار جدیدی آمده که سرعت یادگیری را بالا میبرد. اما مسئله این است که آموزش دیگر فقط در کلاس اتفاق نمیافتد. معلم، منبع یگانه دانایی نیست؛ الگوریتمها هم دارند آموزش میدهند. این تغییر، بیسروصدا دارد نظام تربیت را جابهجا میکند. در همین حال، دانشآموزی که اینترنت و تبلت دارد، جلو میافتد، و دیگری در مدار سنتی میماند. شکاف دیجیتال، دارد از امروز آیندهی بچهها را جدا میکند.
کارهایی که آرامآرام ناپدید میشوند
طراحان گرافیک در اینستاگرام مینویسند مشتریها ازشان میخواهند طرح را با هوش مصنوعی بسازند تا ارزانتر شود.
مترجمان آزاد هم میگویند سفارشها کمتر شده چون “ترجمه ماشینی دیگر اشتباه فاحش ندارد.” کسی نمیگوید شغلش همین حالا از بین رفته، اما همه حس کردهاند امنیت شغلی دارد ترک برمیدارد.
در عوض، عدهای دیگر با همین ابزارها پول درمیآورند. یاد گرفتهاند چطور با چند دستور، متن بنویسند، تصویر بسازند، و برای شرکتها محتوا تولید کنند. جهان کار دارد از «ثبات» به «پروژه» میرود ؛ از شغل دائمی به کارهای کوتاهمدت، چیزی که اقتصاددانها به آن میگویند گیگاکونومی. در ایران هم این موج رسیده: از پونیشا و کارلنسر گرفته تا افرادی که برای برندها پستهای اینستاگرامی میسازند. مسئله این است که سرعت فناوری از سرعت قانون و آموزش جلو زده.
آینده کار دیگر به مدرک وابسته نیست، به مهارت در کار با الگوریتم وابسته است.
خانهها و رابطههایی که دیجیتال شدهاند
خیلی از پدر و مادرها حالا برای آموزش زبان به فرزندشان از اپلیکیشنهای هوش مصنوعی استفاده میکنند.
بچه با ربات حرف میزند، شوخی میکند، از او یاد میگیرد. اما گاهی هم با او دوست میشود. روانشناسان میگویند کودکان درگیر رابطهای عاطفی با یک “چیز” میشوند، نه “کسی”. در گروههای خانوادگی تلگرام، عکسهایی میچرخد که کسی نمیداند واقعیاند یا ساختهشده با هوش مصنوعی. عمهجان میفرستد: «نگاه کن این بچه چقدر شبیه نوهام شده!»
اما تصویر، محصول چند کلیک در یک سایت است. واقعیت و خیال با هم قاطی شدهاند. خانواده ایرانی، که همیشه پناهگاه ثبات و معنا بوده، دارد در معرض نوعی سردرگمی تصویری و عاطفی قرار میگیرد.
هنر، فرهنگ و مرز باریک اعتماد
در دانشگاههای هنر، دانشجوها با DALL·E تصویر میسازند و استادها نمیدانند چه نمرهای باید بدهند. در اینستاگرام، شخصیتهای مجازی ساختهشده با هوش مصنوعی تبلیغ میکنند و دنبالکننده دارند، بیآنکه کسی بداند انسان نیستند. اینجاست که سوالی اساسی پیش میآید: در فرهنگی که چهره و صدا میتواند ساختگی باشد، به چه کسی میتوان اعتماد کرد؟ هوش مصنوعی بهجای نابود کردن حقیقت، آن را زیاد کرده؛ آنقدر زیاد که تشخیصش سخت شده.
انگار در شهری زندگی میکنیم که همه ماسک زدهاند، و ماسکها هر لحظه عوض میشوند.
دولت و دادهها
در طرف دیگر، دولت و نهادهای رسمی هم به این موج پیوستهاند. از سامانههای هوشمند برای پیشبینی ترافیک تا تحلیل رفتار مالیاتی استفاده میشود. خود اینها نشانه پیشرفت است، اما پرسشهای جدیدی هم ایجاد کرده: این حجم داده از مردم جمع میشود، اما مالک داده کیست؟ چه کسی تصمیم میگیرد چه الگوریتمی بر اساس این دادهها عمل کند؟ هنوز قانونی برای شفافیت در این حوزه وجود ندارد. اگر مراقب نباشیم، ممکن است بهجای دولت دیجیتال، به سمت دولت نظارتی برویم؛ جایی که الگوریتمها، بدون پاسخگویی، تصمیم میگیرند.
ادامه👇
Forwarded from وقایع :: آذریجهرمی
ادامهی پست قبل👆
دو سرعت متفاوت، یک جامعه
واقعیت این است که همه با یک سرعت جلو نمیرویم. در تهران، مشهد و اصفهان، جوانها از ابزارهای هوش مصنوعی برای تحصیل و کار استفاده میکنند؛ در شهرهای کوچکتر و روستاها، خیلیها هنوز با اینترنت کند و گوشی قدیمی سر و کله میزنند. فناوری دارد جامعه را به دو دسته تقسیم میکند: آنهایی که بلدند با الگوریتم حرف بزنند و آنهایی که هنوز نمیدانند باید از آن بترسند یا خوشحال باشند.
انتخاب با ماست
هوش مصنوعی میتواند آموزش را عادلانهتر، خدمات را سریعتر و اقتصاد را کارآمدتر کند؛ اما میتواند نابرابری را عمیقتر، روابط انسانی را سردتر و اخلاق را مبهمتر هم بسازد. تعیین اینکه کدام مسیر را میرویم، نه دست ماشینهاست، نه در انحصار دولتها؛ دست خود ماست. برای اینکه از این فناوری بهره ببریم، باید دربارهاش حرف بزنیم، یادش بگیریم، و قانونش را بنویسیم. باید از بچههایمان بپرسیم هوش مصنوعی در زندگیشان چه میکند، از کارگران و معلمان بشنویم که چطور تغییر میکند، و از سیاستگذاران بخواهیم که به جای فیلتر، فهم بیاورند.
هوش مصنوعی آینهای است که جامعه را واضحتر نشان میدهد. اگر تصویر در آینه نگرانکننده است، مشکل از آینه نیست؛ از ماست که هنوز برای قرن جدید آماده نشدهایم.
✨ @azarijahromi
دو سرعت متفاوت، یک جامعه
واقعیت این است که همه با یک سرعت جلو نمیرویم. در تهران، مشهد و اصفهان، جوانها از ابزارهای هوش مصنوعی برای تحصیل و کار استفاده میکنند؛ در شهرهای کوچکتر و روستاها، خیلیها هنوز با اینترنت کند و گوشی قدیمی سر و کله میزنند. فناوری دارد جامعه را به دو دسته تقسیم میکند: آنهایی که بلدند با الگوریتم حرف بزنند و آنهایی که هنوز نمیدانند باید از آن بترسند یا خوشحال باشند.
انتخاب با ماست
هوش مصنوعی میتواند آموزش را عادلانهتر، خدمات را سریعتر و اقتصاد را کارآمدتر کند؛ اما میتواند نابرابری را عمیقتر، روابط انسانی را سردتر و اخلاق را مبهمتر هم بسازد. تعیین اینکه کدام مسیر را میرویم، نه دست ماشینهاست، نه در انحصار دولتها؛ دست خود ماست. برای اینکه از این فناوری بهره ببریم، باید دربارهاش حرف بزنیم، یادش بگیریم، و قانونش را بنویسیم. باید از بچههایمان بپرسیم هوش مصنوعی در زندگیشان چه میکند، از کارگران و معلمان بشنویم که چطور تغییر میکند، و از سیاستگذاران بخواهیم که به جای فیلتر، فهم بیاورند.
هوش مصنوعی آینهای است که جامعه را واضحتر نشان میدهد. اگر تصویر در آینه نگرانکننده است، مشکل از آینه نیست؛ از ماست که هنوز برای قرن جدید آماده نشدهایم.
✨ @azarijahromi
۱۰ چت بات برترجهان!
👍1👌1