✳️ ثبات، استمرار یا تداوم واقعی یعنی اینکه حتی وقتی حسش رو نداریم یا شرایط سخته، بازهم تلاش کوچیکی داشته باشیم. استمرار واقعی پر از فراز و نشیبه، نه عملکرد صددرصدی همیشگی.
✅ پیشرفت واقعی هم خطی نیست. گاهی پسرفت داریم، گاهی توقف، اما اگه مسیر کلی رو ببینی رو به جلو بودی. همین نوسانها بخشی طبیعی از رشد شخصی، یادگیری یا بهبود هر مهارتیه.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ پیشرفت واقعی هم خطی نیست. گاهی پسرفت داریم، گاهی توقف، اما اگه مسیر کلی رو ببینی رو به جلو بودی. همین نوسانها بخشی طبیعی از رشد شخصی، یادگیری یا بهبود هر مهارتیه.
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ در مجله شماره سپتامبر–اکتبر ۲۰۲۵
Harvard Business Review
چندین مقاله کلیدی برای مدیران منتشر شدهاند که حاوی بینشهای مهمی برای رهبری در شرایط پیچیده و تحولآفرین هستند. در ادامه، تحلیل نکات برجسته این شماره را ارائه می شود:
🧭 ۱. «اکنون زمان شجاعت است» – نوشته Ranjay Gulati
■ موضوع: رهبری در شرایط VUCA (بیثبات، نامطمئن، پیچیده، مبهم)
• بسیاری از مدیران در مواجهه با بحرانها دچار «پاسخ انجماد» یا «عقبنشینی» میشوند.
• اما شرایط بحرانی نیازمند اقدام جسورانه است، نه صرفاً کاهش هزینهها یا انتظار برای بهبود اوضاع. Gulati
پنج راهبرد برای اقدام جسورانه پیشنهاد میکند، از جمله:
• بازتعریف چشمانداز سازمانی با تمرکز بر معنا و هدف
• توانمندسازی تیمها برای تصمیمگیری سریع
• پذیرش ریسکهای حسابشده به جای اجتناب از ریسک
• ایجاد فرهنگ یادگیری از شکستها
• حفظ ارتباطات شفاف و انسانی درون سازمان Zinio
🔄 ۲. «چگونه ادغام دیجیتال زنجیره ارزش را بازپیکربندی میکند» – نوشته Antonio Moreno
■ موضوع: تحول در عملیات و زنجیره تأمین
• مدلهایی مانند «آشپزخانههای ابری» نشان میدهند که دیجیتالسازی میتواند ساختار سنتی زنجیره تأمین را دگرگون کند.
• ادغام فناوریهای دیجیتال باعث افزایش انعطافپذیری، کاهش هزینهها و پاسخگویی سریعتر به تقاضای بازار میشود.
• مدیران باید به جای بهینهسازی صرف، به بازطراحی کل مدلهای عملیاتی فکر کنند Harvard Busi....
💡 ۳. «مزایای تأخیر در سرمایهگذاریهای بزرگ برای استارتاپها»
■ موضوع: کارآفرینی و نوآوری
• مطالعهای جدید نشان میدهد که استارتاپهایی که سرمایهگذاریهای بزرگ را به تعویق میاندازند، راهحلهای خلاقانهتری در فناوری ارائه میدهند.
• این تأخیر باعث میشود تیمها ابتدا با منابع محدود، نوآوری کنند و سپس در مرحله رشد از سرمایه بهرهبرداری کنند Harvard Busi....
🚨 ۴. «مدیریت بحران مالی در Save the Children» – مصاحبه با Janti Soeripto
■ موضوع: تابآوری سازمانی
• این سازمان در مواجهه با بحران مالی ناگهانی، سه مرحله را طی کرد:
• پاسخ سریع
• بازگشت به ثبات
• اصلاح ساختارها
• نکته کلیدی: بحرانها میتوانند فرصتی برای اصلاحات عمیق باشند، اگر با شفافیت و سرعت مدیریت شوند Harvard Busi....
🔺 جمعبندی برای مدیران
در این شماره، HBR بر ضرورت تحولخواهی، شجاعت در تصمیمگیری، بازطراحی مدلهای سنتی و تابآوری سازمانی تأکید دارد. برای مدیرانی که در فضای پیچیده و نامطمئن امروز فعالیت میکنند، این بینشها میتوانند راهنمایی عملی و الهامبخش باشند.
Iran strategist
https://t.me/ExecutiveManagement
Harvard Business Review
چندین مقاله کلیدی برای مدیران منتشر شدهاند که حاوی بینشهای مهمی برای رهبری در شرایط پیچیده و تحولآفرین هستند. در ادامه، تحلیل نکات برجسته این شماره را ارائه می شود:
🧭 ۱. «اکنون زمان شجاعت است» – نوشته Ranjay Gulati
■ موضوع: رهبری در شرایط VUCA (بیثبات، نامطمئن، پیچیده، مبهم)
• بسیاری از مدیران در مواجهه با بحرانها دچار «پاسخ انجماد» یا «عقبنشینی» میشوند.
• اما شرایط بحرانی نیازمند اقدام جسورانه است، نه صرفاً کاهش هزینهها یا انتظار برای بهبود اوضاع. Gulati
پنج راهبرد برای اقدام جسورانه پیشنهاد میکند، از جمله:
• بازتعریف چشمانداز سازمانی با تمرکز بر معنا و هدف
• توانمندسازی تیمها برای تصمیمگیری سریع
• پذیرش ریسکهای حسابشده به جای اجتناب از ریسک
• ایجاد فرهنگ یادگیری از شکستها
• حفظ ارتباطات شفاف و انسانی درون سازمان Zinio
🔄 ۲. «چگونه ادغام دیجیتال زنجیره ارزش را بازپیکربندی میکند» – نوشته Antonio Moreno
■ موضوع: تحول در عملیات و زنجیره تأمین
• مدلهایی مانند «آشپزخانههای ابری» نشان میدهند که دیجیتالسازی میتواند ساختار سنتی زنجیره تأمین را دگرگون کند.
• ادغام فناوریهای دیجیتال باعث افزایش انعطافپذیری، کاهش هزینهها و پاسخگویی سریعتر به تقاضای بازار میشود.
• مدیران باید به جای بهینهسازی صرف، به بازطراحی کل مدلهای عملیاتی فکر کنند Harvard Busi....
💡 ۳. «مزایای تأخیر در سرمایهگذاریهای بزرگ برای استارتاپها»
■ موضوع: کارآفرینی و نوآوری
• مطالعهای جدید نشان میدهد که استارتاپهایی که سرمایهگذاریهای بزرگ را به تعویق میاندازند، راهحلهای خلاقانهتری در فناوری ارائه میدهند.
• این تأخیر باعث میشود تیمها ابتدا با منابع محدود، نوآوری کنند و سپس در مرحله رشد از سرمایه بهرهبرداری کنند Harvard Busi....
🚨 ۴. «مدیریت بحران مالی در Save the Children» – مصاحبه با Janti Soeripto
■ موضوع: تابآوری سازمانی
• این سازمان در مواجهه با بحران مالی ناگهانی، سه مرحله را طی کرد:
• پاسخ سریع
• بازگشت به ثبات
• اصلاح ساختارها
• نکته کلیدی: بحرانها میتوانند فرصتی برای اصلاحات عمیق باشند، اگر با شفافیت و سرعت مدیریت شوند Harvard Busi....
🔺 جمعبندی برای مدیران
در این شماره، HBR بر ضرورت تحولخواهی، شجاعت در تصمیمگیری، بازطراحی مدلهای سنتی و تابآوری سازمانی تأکید دارد. برای مدیرانی که در فضای پیچیده و نامطمئن امروز فعالیت میکنند، این بینشها میتوانند راهنمایی عملی و الهامبخش باشند.
Iran strategist
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ زمانخوشبینی
چرا همیشه دیر میکنیم؟
✅ «زمانخوشبینی»
(Tidsoptimism)
واژهایست که برای توصیف افرادی بهکار میرود که واقعاً باور دارند بیشتر از آنچه در واقعیت وقت دارند، فرصت در اختیارشان است.
این یک تنبلی نیست، بلکه یک الگوی فکریست که توسط نحوهی مدیریت زمان و خوشبینی در مغز شکل میگیرد.
■ مغزِ این افراد بهجای برنامهریزی برای تأخیرهای واقعی زندگی، بهترین سناریوی ممکن را تصور میکند و مدت زمان لازم برای انجام کارها را کمتر از حد واقعی تخمین میزند.
■روانشناسان این پدیده را «خطای برنامهریزی» (Planning Fallacy) مینامند؛
یک سوگیری شناختی که باعث میشود افراد تصور کنند کارها سریعتر از حد معمول تمام میشوند. این خطا با «سوگیری خوشبینی» تقویت میشود؛ سوگیریای که ما را وادار میکند انتظار نتایج خوب داشته باشیم و ریسکها را نادیده بگیریم.
این میانبرهای ذهنی در کنار هم باعث میشوند که "افراد زمانخوشبین" باور داشته باشند که میتوانند کارهای بیشتری را در زمان کمتری انجام دهند.
🔺دلایل رخداد زمان خوشبینی
● خطای برنامهریزی: افراد بر شرایط ایدهآل تمرکز میکنند و تأخیرهای گذشته را فراموش میکنند، که این امر منجر به دستکم گرفتن مدت زمان کار میشود.
● سوگیری خوشبینی: تفکر خوشبینانه باعث میشود زمان کوتاهتر بهنظر برسد و وظایف سادهتر از آنچه هستند، احساس شوند.
● تحریف حافظه: هنگام بهخاطر آوردن کارهای گذشته، افراد اغلب به اشتباه مدت زمان واقعی انجام آن کارها را فراموش میکنند، که این یک انتظار غیرواقعبینانه برای آینده ایجاد میکند.
🔺نحوهی بروز این رفتار
افراد زمانخوشبین اغلب بیش از حد توان خود تعهد میپذیرند، برنامههای بسیار فشردهای میچینند و در نهایت در دقیقهی نود، با عجله کارها را انجام میدهند. این رفتار میتواند منجر به استرس و از دست دادن مهلتهای تعیینشده شود، حتی با وجود اینکه نیت آنها صادقانه است.
■ در بسیاری موارد، زمانخوشبینی بازتابی از اشتیاق و انگیزهی بالاست، نه بیدقتی.
■ در مقابل، افرادی که در مورد زمان واقعبینتر هستند، در برنامهریزی و ایجاد زمانبندیهای انعطافپذیر عملکرد بهتری دارند.
این تعادل به کاهش استرس کمک کرده و زندگی روزمره را آرامتر میکند.
اگرچه زمانخوشبینی ممکن است باعث ناراحتی شود، اما یادآوری میکند که خوشبینی چگونه دیدگاه ما را نسبت به زمان شکل میدهد. با افزایش آگاهی و تمرین، افراد میتوانند یاد بگیرند که دقیقتر برنامهریزی کنند، بدون اینکه دیدگاه امیدوارانهای که انرژیبخششان است را از دست بدهند.نگارستان مدیریت
https://t.me/ExecutiveManagement
چرا همیشه دیر میکنیم؟
✅ «زمانخوشبینی»
(Tidsoptimism)
واژهایست که برای توصیف افرادی بهکار میرود که واقعاً باور دارند بیشتر از آنچه در واقعیت وقت دارند، فرصت در اختیارشان است.
این یک تنبلی نیست، بلکه یک الگوی فکریست که توسط نحوهی مدیریت زمان و خوشبینی در مغز شکل میگیرد.
■ مغزِ این افراد بهجای برنامهریزی برای تأخیرهای واقعی زندگی، بهترین سناریوی ممکن را تصور میکند و مدت زمان لازم برای انجام کارها را کمتر از حد واقعی تخمین میزند.
■روانشناسان این پدیده را «خطای برنامهریزی» (Planning Fallacy) مینامند؛
یک سوگیری شناختی که باعث میشود افراد تصور کنند کارها سریعتر از حد معمول تمام میشوند. این خطا با «سوگیری خوشبینی» تقویت میشود؛ سوگیریای که ما را وادار میکند انتظار نتایج خوب داشته باشیم و ریسکها را نادیده بگیریم.
این میانبرهای ذهنی در کنار هم باعث میشوند که "افراد زمانخوشبین" باور داشته باشند که میتوانند کارهای بیشتری را در زمان کمتری انجام دهند.
🔺دلایل رخداد زمان خوشبینی
● خطای برنامهریزی: افراد بر شرایط ایدهآل تمرکز میکنند و تأخیرهای گذشته را فراموش میکنند، که این امر منجر به دستکم گرفتن مدت زمان کار میشود.
● سوگیری خوشبینی: تفکر خوشبینانه باعث میشود زمان کوتاهتر بهنظر برسد و وظایف سادهتر از آنچه هستند، احساس شوند.
● تحریف حافظه: هنگام بهخاطر آوردن کارهای گذشته، افراد اغلب به اشتباه مدت زمان واقعی انجام آن کارها را فراموش میکنند، که این یک انتظار غیرواقعبینانه برای آینده ایجاد میکند.
🔺نحوهی بروز این رفتار
افراد زمانخوشبین اغلب بیش از حد توان خود تعهد میپذیرند، برنامههای بسیار فشردهای میچینند و در نهایت در دقیقهی نود، با عجله کارها را انجام میدهند. این رفتار میتواند منجر به استرس و از دست دادن مهلتهای تعیینشده شود، حتی با وجود اینکه نیت آنها صادقانه است.
■ در بسیاری موارد، زمانخوشبینی بازتابی از اشتیاق و انگیزهی بالاست، نه بیدقتی.
■ در مقابل، افرادی که در مورد زمان واقعبینتر هستند، در برنامهریزی و ایجاد زمانبندیهای انعطافپذیر عملکرد بهتری دارند.
این تعادل به کاهش استرس کمک کرده و زندگی روزمره را آرامتر میکند.
اگرچه زمانخوشبینی ممکن است باعث ناراحتی شود، اما یادآوری میکند که خوشبینی چگونه دیدگاه ما را نسبت به زمان شکل میدهد. با افزایش آگاهی و تمرین، افراد میتوانند یاد بگیرند که دقیقتر برنامهریزی کنند، بدون اینکه دیدگاه امیدوارانهای که انرژیبخششان است را از دست بدهند.نگارستان مدیریت
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Forwarded from مدرسه مدیریت تصمیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ایدۀ ارزشمند شما، در داستان منحصربهفرد زندگیتان نهفته است.
#ایدهپردازی #داستانسرایی
@TasmimSchool
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from مدرسه مدیریت تصمیم
در رد یک باور رایج مدیریتی
تا حالا به این موضوع فکر کردهاید که هزینهٔ جایگزینی یک نیروی انسانی چقدر است؟
#نیروی_انسانی #استخدام
@TasmimSchool
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✳️ اصلاحات اقتصادی خاویر میلی؛ تورم آرژانتین چطور تکرقمی شد؟
✅ حزب خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین، در انتخابات میاندورهای پیروز شد و جایگاه خود در کنگره را تقویت کرد تا به سیاستهای تهاجمی بازار آزاد ادامه دهد.
طبق آمار رسمی، حزب میلی با کسب ۴۱ درصد آراء در اکثر استانها پیشتاز بود، در حالی که حزب اصلی مخالف تنها ۳۲ درصد آراء را به دست آورد.
▫️دولت میلی با مهار هزینههای عمومی، کاهش یارانهها، کوچک کردن بخش دولتی و حذف نظام چندنرخی ارز توانست تورم را از ۲۱۱ درصد سال ۲۰۲۳ به حدود ۳۲ درصد کاهش دهد و نرخ فقر به پایینترین سطح از سال ۲۰۱۸ برسد.
همچنین سیاستهای خصوصیسازی، آزادسازی واردات و کاهش تعرفهها، همراه با مقرراتزدایی و سادهسازی نظام مالیاتی، نشان از رویکرد عملگرایانه و توسعهمحور دولت دارد.
▫️با این حال، کاهش یارانهها و خدمات دولتی فشار اجتماعی ایجاد کرده و میلی همچنان با چالشهایی مانند تثبیت اقتصاد، جذب سرمایه خارجی و جلوگیری از شوک ارزی روبهروست.
آینده سیاستهای اقتصادی او، ترکیبی از اصلاحات ساختاری و کنترل تورم خواهد بود.
🌐 نسخه کامل:
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-109767
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ حزب خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین، در انتخابات میاندورهای پیروز شد و جایگاه خود در کنگره را تقویت کرد تا به سیاستهای تهاجمی بازار آزاد ادامه دهد.
طبق آمار رسمی، حزب میلی با کسب ۴۱ درصد آراء در اکثر استانها پیشتاز بود، در حالی که حزب اصلی مخالف تنها ۳۲ درصد آراء را به دست آورد.
▫️دولت میلی با مهار هزینههای عمومی، کاهش یارانهها، کوچک کردن بخش دولتی و حذف نظام چندنرخی ارز توانست تورم را از ۲۱۱ درصد سال ۲۰۲۳ به حدود ۳۲ درصد کاهش دهد و نرخ فقر به پایینترین سطح از سال ۲۰۱۸ برسد.
همچنین سیاستهای خصوصیسازی، آزادسازی واردات و کاهش تعرفهها، همراه با مقرراتزدایی و سادهسازی نظام مالیاتی، نشان از رویکرد عملگرایانه و توسعهمحور دولت دارد.
▫️با این حال، کاهش یارانهها و خدمات دولتی فشار اجتماعی ایجاد کرده و میلی همچنان با چالشهایی مانند تثبیت اقتصاد، جذب سرمایه خارجی و جلوگیری از شوک ارزی روبهروست.
آینده سیاستهای اقتصادی او، ترکیبی از اصلاحات ساختاری و کنترل تورم خواهد بود.
🌐 نسخه کامل:
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-109767
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
اکوایران
حبس آماری و نااطمینانی اقتصادی؛ تورم ماهانه در سقف 40 ماهه
مرکز آمار و بانک مرکزی مهمترین متولیان اعلام دادهها و آمارهای مربوط به اقتصاد ایران هستند. در فضای اقتصادی کشور که با نااطمینانی، تورم و تحریم مواجه است، آمارها نقشی اساسی و حیاتی در تصمیمگیریهای فعالان اقتصادی ایفا میکنند. با اینوجود این دو نهاد برخی…
📌 ايران از اول انقلاب تا امروز بيش از ١٧٠٠ ميليارد دلار فقط نفت فروخته است
🔹چين با كمتر از اين اقتصاد دوم دنيا شد، اقتصاد ايران گروگان است / جامساز
جهان صنعت
🔹چين با كمتر از اين اقتصاد دوم دنيا شد، اقتصاد ايران گروگان است / جامساز
جهان صنعت
✳️ مشتری را درست ارزیابی کنیم.
✍ تیم کانِر در کتاب خود به نام «۹۱ خطای فروشندگان» مینویسد:
✅ یکی از اشتباهات رایج در بین فروشندگان این است که وقت زیادی را صرف تبدیل یک مشتری بالقوه به خریدار میکنند در حالی که آن مشتری نمیخواهد یا نمیتواند محصول فروشنده را بخرد یا اصولاً به آن محصول نیاز ندارد.
■ این در حالی است که یکی از مهارتهای هر فروشندهای، این است که قبل از آن که برای جذب یک مشتری بالقوه وقت و انرژی بگذارد، او را به درستی ارزیابی میکند.
■ برای ارزیابی درست یک مشتری بالقوه میتوانیم از این روشها استفاده کنیم:
● قبل از سرمایهگذاری روی مشتری بالقوه، به خوبی دربارۀ نیازهای او تحقیق کنیم.
● علاوه بر نیازهای مشتری، دربارۀ مناسب بودن زمان تماس با مشتری فکر کنیم.
●اگر متوجه شدیم مشتری به محصولمان نیاز دارد و زمان مناسبی برای تماس با مشتری است، دربارۀ منابع مالی مشتری بالقوه تحقیق کنیم.
● قبل از شروع تماس با مشتری، دربارۀ بهترین استراتژی برای تاثیرگذاری روی مشتری فکر کنیم.
● اگر بعد از شروع تماس با مشتری بالقوه متوجه شدیم ارزیابی اولیهمان از مشتری اشتباه است، روی ادامۀ سرمایهگذاری برای جذب مشتری تجدیدنظر کنیم.
● هنگام تعامل با مشتری بالقوه تلاش کنیم با افراد تاثیرگذار ملاقات و مذاکره کنیم.
✍ تیم کانِر در کتاب خود به نام «۹۱ خطای فروشندگان» مینویسد:
✅ یکی از اشتباهات رایج در بین فروشندگان این است که وقت زیادی را صرف تبدیل یک مشتری بالقوه به خریدار میکنند در حالی که آن مشتری نمیخواهد یا نمیتواند محصول فروشنده را بخرد یا اصولاً به آن محصول نیاز ندارد.
■ این در حالی است که یکی از مهارتهای هر فروشندهای، این است که قبل از آن که برای جذب یک مشتری بالقوه وقت و انرژی بگذارد، او را به درستی ارزیابی میکند.
■ برای ارزیابی درست یک مشتری بالقوه میتوانیم از این روشها استفاده کنیم:
● قبل از سرمایهگذاری روی مشتری بالقوه، به خوبی دربارۀ نیازهای او تحقیق کنیم.
● علاوه بر نیازهای مشتری، دربارۀ مناسب بودن زمان تماس با مشتری فکر کنیم.
●اگر متوجه شدیم مشتری به محصولمان نیاز دارد و زمان مناسبی برای تماس با مشتری است، دربارۀ منابع مالی مشتری بالقوه تحقیق کنیم.
● قبل از شروع تماس با مشتری، دربارۀ بهترین استراتژی برای تاثیرگذاری روی مشتری فکر کنیم.
● اگر بعد از شروع تماس با مشتری بالقوه متوجه شدیم ارزیابی اولیهمان از مشتری اشتباه است، روی ادامۀ سرمایهگذاری برای جذب مشتری تجدیدنظر کنیم.
● هنگام تعامل با مشتری بالقوه تلاش کنیم با افراد تاثیرگذار ملاقات و مذاکره کنیم.
❤1
✳️ کمپین بازاریابی ژیلت و آغاز استاندارد جدید زیبایی زنان
✅ تصور کنید سال ۱۹۱۵ است و بازار تیغهای اصلاح مردانه به اوج خود رسیده است. مردان همگی به طور مرتب ریش میتراشند و دیگر جای رشدی برای فروش بیشتر وجود ندارد. در همین زمان، ژیلت (Gillette) به یک ایده جسورانه رسید: «چرا نیم دیگر جمعیت را هدف نگیریم؟» اما زنان ریش ندارند! پس راهحل چه بود؟ تبدیل کردن موهای بدن به مشکلی که تا آن زمان هرگز مشکل به حساب نمیآمد. با تبلیغاتی هوشمندانه، مجلات زنان پر شد از پیامهایی که موهای بدن را «نازنانه» و پوست صاف را «استاندارد جدید» معرفی میکرد. به این ترتیب تراشیدن مو از یک رفتار غایب به یک الزام فرهنگی بدل شد!
■ یکی از عواملی که کمپین ژیلت را موفق کرد، همزمانی آن با تغییرات مد بود. در دهه ۱۹۲۰ لباسهای بدون آستین و دامنهای کوتاهتر وارد مد شدند. این تغییر باعث شد بخش بیشتری از بدن زنان در معرض دید قرار گیرد. ژیلت از همین فرصت استفاده کرد و با شعارهایی مانند «پاهای صاف و بدون مو مد است.» توانست پیام خود را طبیعی جلوه دهد.
■ برای جا انداختن این هنجار تازه، ژیلت مجلات زنان (Women’s Magazines) را هدف گرفت. در این نشریات، موهای بدن بهعنوان نشانهای از فقدان زنانگی معرفی شدند. همزمان پوست صاف بهعنوان معیار زیبایی و آراستگی جا افتاد. این تغییر پیامرسانی تدریجی بود اما طی یک دهه توانست استاندارد تازهای را تثبیت کند.
■ یکی از هوشمندانهترین (و در عین حال فریبندهترین) تاکتیکها، ادعای ژیلت درباره مد اروپا بود. در تبلیغات گفته میشد تراشیدن زیر بغل زنان «آخرین مد اروپایی» است. این ادعا حقیقت نداشت اما در ذهن زنان آمریکایی آن زمان تصویری از «مدرن بودن» و «پیروی از اروپا» ساخت. چنین ادعاهایی نمونهای از بازاریابی دستکاریگرانه (Manipulative Marketing) بودند که تأثیر روانی بالایی داشتند.
■ در نتیجه تا دهه ۱۹۶۰ بیش از ۹۸ درصد زنان آمریکایی موهای بدن خود را اصلاح میکردند. این رفتار بعدها به سراسر جهان صادر شد و تبدیل به بخشی از استانداردهای زیبایی مدرن شد. آنچه با یک تبلیغ آغاز شد، اکنون برای میلیاردها زن در سراسر جهان به عادتی روتین بدل شده است. این تحول نشان میدهد که چگونه بازاریابی میتواند چیزی را که هرگز مشکل نبوده، به «نیاز قطعی» بدل کند.
■ موفقیت ژیلت باعث شد شرکتهای دیگر هم به فکر خلق «نیازهای تازه» در بازار زنان بیفتند. صنعت لوازم آرایشی و زیبایی (Beauty Industry) از این الگو الهام گرفت و کالاهایی معرفی کرد که پیشتر اصلاً ضرورتی نداشتند. این روند پایهگذار بازاری شد که امروز صدها میلیارد دلار گردش مالی دارد. در واقع، مفهوم «زیبایی اجباری» بخشی از مدل کسبوکار جهانی شد.
■ کمپین ژیلت نقطه عطفی در پیوند بازاریابی و بدن زنان بود. برای نخستین بار بدن زنان بهعنوان «بستر مصرف» تعریف شد و تبلیغات مستقیم به آن حمله کرد. این نگاه نه تنها فروش تیغ را افزایش داد بلکه تصویری فرهنگی از زن ایدهآل ساخت که هنوز هم در رسانهها بازتولید میشود.
■ از دهههای پایانی قرن بیستم، پژوهشگران فمینیست به این روند اعتراض کردند. آنها استدلال کردند که کمپین ژیلت با القای نارضایتی از بدن طبیعی زنان، یک هنجار دستکاریشده ایجاد کرده است. از دیدگاه اخلاق بازاریابی (Marketing Ethics)، این کمپین نمونهای روشن از ایجاد مشکل مصنوعی برای فروش راهحل است. این نقدها امروزه در مباحث دانشگاهی و جنبشهای «بدن مثبت» (Body Positivity) پررنگتر شدهاند.
■ در سالهای اخیر موجی از بازاندیشی به سراغ صنعت زیبایی آمده است. جنبشهایی مانند «نه به تراشیدن مو» (No-Shave Movement) در شبکههای اجتماعی به زنان یادآوری میکنند که این انتخاب یک اجبار ذاتی نیست. برندهای مدرن نیز برای جذب نسل جوان، مجبور شدهاند روایت تازهای از «انتخاب آزادانه» ارائه دهند. این بازاندیشی نشان میدهد که همانطور که بازاریابی میتواند هنجار بسازد، میتواند در جهت برچیدن آن هم عمل کند.
گاهنامه مدیر
✅ تصور کنید سال ۱۹۱۵ است و بازار تیغهای اصلاح مردانه به اوج خود رسیده است. مردان همگی به طور مرتب ریش میتراشند و دیگر جای رشدی برای فروش بیشتر وجود ندارد. در همین زمان، ژیلت (Gillette) به یک ایده جسورانه رسید: «چرا نیم دیگر جمعیت را هدف نگیریم؟» اما زنان ریش ندارند! پس راهحل چه بود؟ تبدیل کردن موهای بدن به مشکلی که تا آن زمان هرگز مشکل به حساب نمیآمد. با تبلیغاتی هوشمندانه، مجلات زنان پر شد از پیامهایی که موهای بدن را «نازنانه» و پوست صاف را «استاندارد جدید» معرفی میکرد. به این ترتیب تراشیدن مو از یک رفتار غایب به یک الزام فرهنگی بدل شد!
■ یکی از عواملی که کمپین ژیلت را موفق کرد، همزمانی آن با تغییرات مد بود. در دهه ۱۹۲۰ لباسهای بدون آستین و دامنهای کوتاهتر وارد مد شدند. این تغییر باعث شد بخش بیشتری از بدن زنان در معرض دید قرار گیرد. ژیلت از همین فرصت استفاده کرد و با شعارهایی مانند «پاهای صاف و بدون مو مد است.» توانست پیام خود را طبیعی جلوه دهد.
■ برای جا انداختن این هنجار تازه، ژیلت مجلات زنان (Women’s Magazines) را هدف گرفت. در این نشریات، موهای بدن بهعنوان نشانهای از فقدان زنانگی معرفی شدند. همزمان پوست صاف بهعنوان معیار زیبایی و آراستگی جا افتاد. این تغییر پیامرسانی تدریجی بود اما طی یک دهه توانست استاندارد تازهای را تثبیت کند.
■ یکی از هوشمندانهترین (و در عین حال فریبندهترین) تاکتیکها، ادعای ژیلت درباره مد اروپا بود. در تبلیغات گفته میشد تراشیدن زیر بغل زنان «آخرین مد اروپایی» است. این ادعا حقیقت نداشت اما در ذهن زنان آمریکایی آن زمان تصویری از «مدرن بودن» و «پیروی از اروپا» ساخت. چنین ادعاهایی نمونهای از بازاریابی دستکاریگرانه (Manipulative Marketing) بودند که تأثیر روانی بالایی داشتند.
■ در نتیجه تا دهه ۱۹۶۰ بیش از ۹۸ درصد زنان آمریکایی موهای بدن خود را اصلاح میکردند. این رفتار بعدها به سراسر جهان صادر شد و تبدیل به بخشی از استانداردهای زیبایی مدرن شد. آنچه با یک تبلیغ آغاز شد، اکنون برای میلیاردها زن در سراسر جهان به عادتی روتین بدل شده است. این تحول نشان میدهد که چگونه بازاریابی میتواند چیزی را که هرگز مشکل نبوده، به «نیاز قطعی» بدل کند.
■ موفقیت ژیلت باعث شد شرکتهای دیگر هم به فکر خلق «نیازهای تازه» در بازار زنان بیفتند. صنعت لوازم آرایشی و زیبایی (Beauty Industry) از این الگو الهام گرفت و کالاهایی معرفی کرد که پیشتر اصلاً ضرورتی نداشتند. این روند پایهگذار بازاری شد که امروز صدها میلیارد دلار گردش مالی دارد. در واقع، مفهوم «زیبایی اجباری» بخشی از مدل کسبوکار جهانی شد.
■ کمپین ژیلت نقطه عطفی در پیوند بازاریابی و بدن زنان بود. برای نخستین بار بدن زنان بهعنوان «بستر مصرف» تعریف شد و تبلیغات مستقیم به آن حمله کرد. این نگاه نه تنها فروش تیغ را افزایش داد بلکه تصویری فرهنگی از زن ایدهآل ساخت که هنوز هم در رسانهها بازتولید میشود.
■ از دهههای پایانی قرن بیستم، پژوهشگران فمینیست به این روند اعتراض کردند. آنها استدلال کردند که کمپین ژیلت با القای نارضایتی از بدن طبیعی زنان، یک هنجار دستکاریشده ایجاد کرده است. از دیدگاه اخلاق بازاریابی (Marketing Ethics)، این کمپین نمونهای روشن از ایجاد مشکل مصنوعی برای فروش راهحل است. این نقدها امروزه در مباحث دانشگاهی و جنبشهای «بدن مثبت» (Body Positivity) پررنگتر شدهاند.
■ در سالهای اخیر موجی از بازاندیشی به سراغ صنعت زیبایی آمده است. جنبشهایی مانند «نه به تراشیدن مو» (No-Shave Movement) در شبکههای اجتماعی به زنان یادآوری میکنند که این انتخاب یک اجبار ذاتی نیست. برندهای مدرن نیز برای جذب نسل جوان، مجبور شدهاند روایت تازهای از «انتخاب آزادانه» ارائه دهند. این بازاندیشی نشان میدهد که همانطور که بازاریابی میتواند هنجار بسازد، میتواند در جهت برچیدن آن هم عمل کند.
گاهنامه مدیر
👍2
✳️ چگونه یک ماشین ساده آمریکا را روی چرخهایش نشاند؟!
✅ در سالهای آغازین قرن بیستم، خیابانهای آمریکا پر از اسب و درشکه بود و خودروها تنها اسباببازی ثروتمندان بهحساب میآمدند. در همین زمان هنری فورد با معرفی مدل تی (Ford Model T) در سال ۱۹۰۸، تحولی ایجاد کرد که نهتنها صنعت خودرو بلکه شیوه زندگی آمریکاییها را دگرگون ساخت. ماشینی که فاقد سرعتسنج (Speedometer)، نشانگر سوخت (Fuel Gauge) و حتی درِ سمت راننده بود، اما با استقامت، سادگی تعمیر و قیمت ارزانش راه را برای «دموکراتیزه شدن جابهجایی» باز کرد. این خودرو نه نماد لوکسگرایی بلکه نماینده نیاز واقعی مردم بود؛ وسیلهای که مزارع، جادههای خاکی و حتی خانوادههای ساده را به هم وصل میکرد و مفهوم سفر و آزادی را تغییر داد.
🟢مدل تی اولین بار در سال ۱۹۰۸ در دیترویت عرضه شد و بلافاصله با استقبال گسترده روبهرو شد. برخلاف خودروهای گرانقیمت آن دوران که مخصوص اشراف بودند، فورد این محصول را طوری طراحی کرد که کشاورزان و کارگران هم بتوانند آن را بخرند. طراحی ساده بدون ابزار اضافی مثل سرعتسنج یا نشانگر سوخت باعث شد هزینه تولید کاهش پیدا کند. همین ویژگیها آن را به «خودروی مردم» بدل کرد؛ عبارتی که بعدها الهامبخش خودروسازان اروپایی هم شد.
🔵هنری فورد با معرفی خط مونتاژ متحرک (Moving Assembly Line) در سال ۱۹۱۳ توانست زمان ساخت هر خودرو را از بیش از ۱۲ ساعت به کمتر از ۲ ساعت کاهش دهد. این نوآوری نه تنها بهای نهایی خودرو را پایین آورد بلکه به الگویی برای صنایع دیگر هم تبدیل شد. حقوق کارگران فورد نیز بالاتر رفت تا بتوانند خود همان محصولی را بخرند که میساختند. این چرخه همزمان به سود شرکت و جامعه بود و مفهومی تازه از «اقتصاد تولید انبوه» (Mass Production Economy) را شکل داد.
🟤با وجود ظاهر ساده، موتور ۲۰ اسببخاری مدل تی میتوانست خودرو را به سرعتی حدود ۴۵ مایل در ساعت (۷۲ کیلومتر) برساند. برای مردمی که عادت به درشکه داشتند، این سرعت نوعی پرش به آینده بود. سیستم سوخترسانی ثقلی (Gravity-fed Fuel System) و خنککاری ترموسیفون (Thermosyphon Cooling) باعث میشد خودرو بدون نیاز به فناوری پیچیده و هزینههای بالا قابل اعتماد بماند. این ویژگیها برای جادههای ناهموار و شرایط سخت آن دوران ایدهآل بودند.
🟠مدل تی تنها یک وسیله نقلیه نبود بلکه به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل شد. چارلی چاپلین (Charlie Chaplin) از آن برای صحنههای طنز در فیلمهایش استفاده کرد و جان اشتاینبک (John Steinbeck) نیز در رمانهایش آن را نمادی از تغییرات اجتماعی و مهاجرت دانست. این خودرو از یک وسیله مکانیکی به یک «نماد فرهنگی» ارتقا یافت که حضورش در خاطره جمعی مردم ماندگار شد.
🟡تا سال ۱۹۲۷ بیش از ۱۵ میلیون دستگاه مدل تی به فروش رسید؛ رقمی که آن زمان بیسابقه بود. این خودرو عملاً به اولین محصول صنعتی جهان تبدیل شد که در چنین مقیاسی تولید شد و لقب «ماشینی که آمریکا را روی چرخها گذاشت» را از آن خود کرد. پایان تولید مدل تی در همان سال به معنای پایان یک دوران و آغاز مسیر تازهای برای صنعت خودرو بود. میراث آن هنوز هم در شعارهای صنعتی و فلسفه تولید انبوه خودروسازان مدرن دیده میشود.
🟣با در دسترس قرار گرفتن مدل تی، خانوادههای آمریکایی توانستند در حومهها زندگی کنند و همچنان برای کار یا خرید به شهر رفتوآمد داشته باشند. این تغییر الگویی تازه در معماری شهری ایجاد کرد. خانههای حیاطدار و جادههای طولانی حومهای بهطور مستقیم محصول افزایش استفاده از خودرو بودند. در واقع، مدل تی یک محرک پنهان در شکلگیری فرهنگ «Suburban Life» در آمریکا شد.
⚫️موفقیت مدل تی الهامبخش شرکتهای بزرگی مانند جنرال موتورز (General Motors) و فولکسواگن (Volkswagen) شد. فولکسواگن بیتل (VW Beetle) در آلمان، دههها بعد با همان فلسفه «خودروی مردم» طراحی شد. حتی در ژاپن، شرکتهایی مثل تویوتا از روشهای تولید انبوه فورد درس گرفتند و بعدها با توسعه سیستم «تولید ناب» (Lean Production) گوی رقابت را از غربیها ربودند. بنابراین، مدل تی نه تنها یک محصول، بلکه یک مدرسه برای خودروسازی جهانی بود.
⚪️مدل تی باعث شد مردم عادی برای اولین بار تجربه آزادی شخصی در سفرهای زمینی داشته باشند. پیش از آن، جابهجایی محدود و وابسته به زمانبندی قطار یا مسیرهای از پیشتعیینشده بود. حالا هر خانواده میتوانست تصمیم بگیرد کجا برود و چه زمانی حرکت کند. این حس استقلال، بخشی از ذهنیت آمریکایی «آزادی فردی» (Individual Freedom) را تقویت کرد و بعدها در فرهنگ عمومی و حتی سیاست بازتاب یافت.
✅ در سالهای آغازین قرن بیستم، خیابانهای آمریکا پر از اسب و درشکه بود و خودروها تنها اسباببازی ثروتمندان بهحساب میآمدند. در همین زمان هنری فورد با معرفی مدل تی (Ford Model T) در سال ۱۹۰۸، تحولی ایجاد کرد که نهتنها صنعت خودرو بلکه شیوه زندگی آمریکاییها را دگرگون ساخت. ماشینی که فاقد سرعتسنج (Speedometer)، نشانگر سوخت (Fuel Gauge) و حتی درِ سمت راننده بود، اما با استقامت، سادگی تعمیر و قیمت ارزانش راه را برای «دموکراتیزه شدن جابهجایی» باز کرد. این خودرو نه نماد لوکسگرایی بلکه نماینده نیاز واقعی مردم بود؛ وسیلهای که مزارع، جادههای خاکی و حتی خانوادههای ساده را به هم وصل میکرد و مفهوم سفر و آزادی را تغییر داد.
🟢مدل تی اولین بار در سال ۱۹۰۸ در دیترویت عرضه شد و بلافاصله با استقبال گسترده روبهرو شد. برخلاف خودروهای گرانقیمت آن دوران که مخصوص اشراف بودند، فورد این محصول را طوری طراحی کرد که کشاورزان و کارگران هم بتوانند آن را بخرند. طراحی ساده بدون ابزار اضافی مثل سرعتسنج یا نشانگر سوخت باعث شد هزینه تولید کاهش پیدا کند. همین ویژگیها آن را به «خودروی مردم» بدل کرد؛ عبارتی که بعدها الهامبخش خودروسازان اروپایی هم شد.
🔵هنری فورد با معرفی خط مونتاژ متحرک (Moving Assembly Line) در سال ۱۹۱۳ توانست زمان ساخت هر خودرو را از بیش از ۱۲ ساعت به کمتر از ۲ ساعت کاهش دهد. این نوآوری نه تنها بهای نهایی خودرو را پایین آورد بلکه به الگویی برای صنایع دیگر هم تبدیل شد. حقوق کارگران فورد نیز بالاتر رفت تا بتوانند خود همان محصولی را بخرند که میساختند. این چرخه همزمان به سود شرکت و جامعه بود و مفهومی تازه از «اقتصاد تولید انبوه» (Mass Production Economy) را شکل داد.
🟤با وجود ظاهر ساده، موتور ۲۰ اسببخاری مدل تی میتوانست خودرو را به سرعتی حدود ۴۵ مایل در ساعت (۷۲ کیلومتر) برساند. برای مردمی که عادت به درشکه داشتند، این سرعت نوعی پرش به آینده بود. سیستم سوخترسانی ثقلی (Gravity-fed Fuel System) و خنککاری ترموسیفون (Thermosyphon Cooling) باعث میشد خودرو بدون نیاز به فناوری پیچیده و هزینههای بالا قابل اعتماد بماند. این ویژگیها برای جادههای ناهموار و شرایط سخت آن دوران ایدهآل بودند.
🟠مدل تی تنها یک وسیله نقلیه نبود بلکه به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل شد. چارلی چاپلین (Charlie Chaplin) از آن برای صحنههای طنز در فیلمهایش استفاده کرد و جان اشتاینبک (John Steinbeck) نیز در رمانهایش آن را نمادی از تغییرات اجتماعی و مهاجرت دانست. این خودرو از یک وسیله مکانیکی به یک «نماد فرهنگی» ارتقا یافت که حضورش در خاطره جمعی مردم ماندگار شد.
🟡تا سال ۱۹۲۷ بیش از ۱۵ میلیون دستگاه مدل تی به فروش رسید؛ رقمی که آن زمان بیسابقه بود. این خودرو عملاً به اولین محصول صنعتی جهان تبدیل شد که در چنین مقیاسی تولید شد و لقب «ماشینی که آمریکا را روی چرخها گذاشت» را از آن خود کرد. پایان تولید مدل تی در همان سال به معنای پایان یک دوران و آغاز مسیر تازهای برای صنعت خودرو بود. میراث آن هنوز هم در شعارهای صنعتی و فلسفه تولید انبوه خودروسازان مدرن دیده میشود.
🟣با در دسترس قرار گرفتن مدل تی، خانوادههای آمریکایی توانستند در حومهها زندگی کنند و همچنان برای کار یا خرید به شهر رفتوآمد داشته باشند. این تغییر الگویی تازه در معماری شهری ایجاد کرد. خانههای حیاطدار و جادههای طولانی حومهای بهطور مستقیم محصول افزایش استفاده از خودرو بودند. در واقع، مدل تی یک محرک پنهان در شکلگیری فرهنگ «Suburban Life» در آمریکا شد.
⚫️موفقیت مدل تی الهامبخش شرکتهای بزرگی مانند جنرال موتورز (General Motors) و فولکسواگن (Volkswagen) شد. فولکسواگن بیتل (VW Beetle) در آلمان، دههها بعد با همان فلسفه «خودروی مردم» طراحی شد. حتی در ژاپن، شرکتهایی مثل تویوتا از روشهای تولید انبوه فورد درس گرفتند و بعدها با توسعه سیستم «تولید ناب» (Lean Production) گوی رقابت را از غربیها ربودند. بنابراین، مدل تی نه تنها یک محصول، بلکه یک مدرسه برای خودروسازی جهانی بود.
⚪️مدل تی باعث شد مردم عادی برای اولین بار تجربه آزادی شخصی در سفرهای زمینی داشته باشند. پیش از آن، جابهجایی محدود و وابسته به زمانبندی قطار یا مسیرهای از پیشتعیینشده بود. حالا هر خانواده میتوانست تصمیم بگیرد کجا برود و چه زمانی حرکت کند. این حس استقلال، بخشی از ذهنیت آمریکایی «آزادی فردی» (Individual Freedom) را تقویت کرد و بعدها در فرهنگ عمومی و حتی سیاست بازتاب یافت.
👍2
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
مرگ رویای آمریکایی؟
🔺برای دههها، والاستریت به عنوان بازاری بیرقیب شناخته میشد. بسیاری بر این باور بودند که هیچ بازاری در جهان توان رقابت با بورس نیویورک را ندارد.
🔺رشد اقتصادی قوی ایالات متحده، سودهای کلان شرکتها و سلطه غولهای فناوری سیلیکونولی، بازار سهام آمریکا را به امنترین و سودآورترین مقصد برای سرمایهگذاران در سراسر جهان تبدیل کرده بود.
🔺با این حال رفتار فعلی سرمایهگذاران جهانی و دادهها نشان میدهند که احتمال چرخش این روند وجود دارد. البته امسال بازار سهام ایالات متحده درخشان ظاهر شد و به صورت پیدرپی رکوردهای تاریخی مختلفی را ثبت کرد.
🔺بااینحال در رقابت جهانی عقب ماند و در مقایسه با سایر بازارهای بینالمللی، عملکردی ضعیف تر داشت. نگرانی معاملهگران از کند شدن رشد اقتصادی آمریکا و سایه سنگین جنگ تجاری موجب شده است که بسیاری از سرمایهگذاران، به بازارهای خارجی چشم بدوزند.
🔺درحالحاضر از نظر بازیگران بازار، خارج از مرزهای آمریکا فرصتهای بیشتری وجود داشته و قیمت سهمها جذاب تر است. امروزه به نظر میرسد سهام جهانی در مسیر ثبت بهترین عملکرد خود نسبت به بازار سهام آمریکا در ۱۶ سال اخیر قرار داد.
🔺آخرین دادههای منتشر شده از شاخص MSCI All Country World ex USA، که عملکرد سهام در بازارهای توسعهیافته و نوظهور را میسنجد، نشان میدهد که بازارهای نوظهور از ابتدای سال تاکنون رشد ۲۶درصدی را تجربه کردهاند.
🔺در این میان شاخص کوسپی کرهجنوبی با جهش ۶۴درصدی پیشتاز است. در رتبه بعدی نیز نیکی۲۲۵ ژاپن با ۲۴درصد، داکس آلمان با ۲۲درصد و فوتسی۱۰۰ بریتانیا با ۱۸درصد قرار دارند. این در حالی است که شاخص s&p۵۰۰ تنها ۱۵ درصد بازدهی به ارمغان آورده است.
🔺این چرخش تدریجی سرمایهگذاران جهانی از بازار آمریکا به سوی بازارهای بینالمللی میتواند درنهایت معادلات قدرت در دنیای سرمایهگذاری را دگرگون کند.
🔗 متن کامل
#دنیای_اقتصاد #بورس
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔺برای دههها، والاستریت به عنوان بازاری بیرقیب شناخته میشد. بسیاری بر این باور بودند که هیچ بازاری در جهان توان رقابت با بورس نیویورک را ندارد.
🔺رشد اقتصادی قوی ایالات متحده، سودهای کلان شرکتها و سلطه غولهای فناوری سیلیکونولی، بازار سهام آمریکا را به امنترین و سودآورترین مقصد برای سرمایهگذاران در سراسر جهان تبدیل کرده بود.
🔺با این حال رفتار فعلی سرمایهگذاران جهانی و دادهها نشان میدهند که احتمال چرخش این روند وجود دارد. البته امسال بازار سهام ایالات متحده درخشان ظاهر شد و به صورت پیدرپی رکوردهای تاریخی مختلفی را ثبت کرد.
🔺بااینحال در رقابت جهانی عقب ماند و در مقایسه با سایر بازارهای بینالمللی، عملکردی ضعیف تر داشت. نگرانی معاملهگران از کند شدن رشد اقتصادی آمریکا و سایه سنگین جنگ تجاری موجب شده است که بسیاری از سرمایهگذاران، به بازارهای خارجی چشم بدوزند.
🔺درحالحاضر از نظر بازیگران بازار، خارج از مرزهای آمریکا فرصتهای بیشتری وجود داشته و قیمت سهمها جذاب تر است. امروزه به نظر میرسد سهام جهانی در مسیر ثبت بهترین عملکرد خود نسبت به بازار سهام آمریکا در ۱۶ سال اخیر قرار داد.
🔺آخرین دادههای منتشر شده از شاخص MSCI All Country World ex USA، که عملکرد سهام در بازارهای توسعهیافته و نوظهور را میسنجد، نشان میدهد که بازارهای نوظهور از ابتدای سال تاکنون رشد ۲۶درصدی را تجربه کردهاند.
🔺در این میان شاخص کوسپی کرهجنوبی با جهش ۶۴درصدی پیشتاز است. در رتبه بعدی نیز نیکی۲۲۵ ژاپن با ۲۴درصد، داکس آلمان با ۲۲درصد و فوتسی۱۰۰ بریتانیا با ۱۸درصد قرار دارند. این در حالی است که شاخص s&p۵۰۰ تنها ۱۵ درصد بازدهی به ارمغان آورده است.
🔺این چرخش تدریجی سرمایهگذاران جهانی از بازار آمریکا به سوی بازارهای بینالمللی میتواند درنهایت معادلات قدرت در دنیای سرمایهگذاری را دگرگون کند.
#دنیای_اقتصاد #بورس
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✳️ راز مشترک ۱۰ کارفرمای محبوب جهان
در چشمانداز پویای اقتصاد ✅ جهانی، ارزیابی و رتبهبندی شرکتها به یکی از مهمترین ابزارها برای سنجش سلامت، نوآوری و فرهنگ سازمانی تبدیل شده است.
🔺 اسامی برترین شرکتهای دنیا در سال 2025 از نگاه مجله تایمز
این رتبهبندیها که سالانه توسط نهادهای معتبر بینالمللی منتشر میشوند، دیگر صرفا فهرستی از نامهای بزرگ نیستند، بلکه به روایتی عمیق از ترندهایی تبدیل شدهاند که آینده کسبوکار را شکل میدهند. آنها به ما نشان میدهند که موفقیت پایدار در دنیای امروز، حاصل ترکیبی پیچیده از رشد مالی، رضایت کارکنان، تعهد به پایداری و ظرفیت بیوقفه برای نوآوری است. در این نوشتار به رتبهبندی شرکتها از دید برخی از معتبرترین موسسات جهان میپردازیم تا ببینیم شرکتهای پیشرو چگونه و براساس چه معیارهایی به اوج رسیدهاند.
(اسامی ولوگوی شرکت ها)👇
■ تایمز؛ توازن بین سود و انسان و سیاره
نشریه تایمز در رتبهبندی «برترین شرکتهای جهان» خود رویکردی سهبعدی و جامع را نسبت به مفهوم موفقیت در پیش گرفته است. فهرست منتشر شده تایمز نشان از فلسفهای دارد که معتقد است موفقیت یک شرکت بزرگ تنها در افزایش درآمدش خلاصه نمیشود، بلکه باید در قبال کارکنان و جامعه جهانی هم مسوولیتپذیر باشد. معیار ارزیابی این مجله بر سه ستون اصلی استوار است: رضایت کارکنان که از طریق نظرسنجیهای گسترده برای سنجش فرهنگ کاری و میزان خشنودی نیروهای درون سازمان به دست آمده، رشد درآمد که نشاندهنده سلامت مالی و قدرت رقابتی شرکت در بازار است و در نهایت، شفافیت در پایداری که تعهد شرکت به اصول زیستمحیطی، مسوولیتهای اجتماعی و حاکمیت شرکتی (ESG) را میسنجد. این نگاه یکپارچه، شرکتهایی را در صدر قرار داده که توانستهاند بین سودآوری و مسوولیتپذیری توازن ایجاد کنند.
■در صدر برترین شرکتهای سال ۲۰۲۵ تایمز، نامهایی چون انویدیا، مایکروسافت، جیپی مورگان، الفبت و آمازون به چشم میخورد. حضور شرکتهای تکنولوژی در ردههای بالای لیست نشاندهنده تسلط آنها بر اقتصاد جهانی است، اما معیار پایداری و رضایت کارکنان باعث شده شرکتهایی از صنایع دیگر مثل گروه خودروسازی فولکس واگن یا شرکت خدمات مالی اسپانیایی BBVA هم در میان ۱۰ شرکت برتر جای گیرند. تایمز با این فهرست یادآوری میکند که رهبران واقعی صنعت، آنهایی هستند که به آیندهای پایدار و انسانی متعهدند.
🔹فوربس؛ بهترین جا برای کار کردن
نشریه فوربس برای تهیه فهرست «بهترین شرکتهای جهان» خود دست روی حوزهای خاص گذاشته و به یکی از مهمترین سرمایههای هر سازمان که همان نیروی انسانیاش است، پرداخته است. این رتبهبندی بر این اصل استوار است که بهترین شرکتها، همانهایی هستند که کارکنانشان با افتخار آنها را به دیگران توصیه میکنند.
فوربس در همکاری مشترکی با شرکت تحقیقات بازار «استاتیستا» که معتبرترین و بزرگترین پلتفرم داده در جهان است، نظرسنجیهای گسترده و مستقلی را از صدها هزار کارمند در سراسر جهان ترتیب داده و فلسفه رتبهبندیاش مبتنی بر تحلیل آن دادههاست. در این نظرسنجیها از شرکتکنندگان خواسته بودند کارفرمای خود را بر اساس معیارهایی همچون حقوق و مزایا، فرصتهای پیشرفت شغلی، تعادل بین کار و زندگی، تنوع و فراگیری و شهرت کلی برند ارزیابی کنند. نکته کلیدی این ارزیابیها این بود که از کارکنان خواسته شده بود احتمال معرفی شرکت به دوستان و اطرافیان را امتیازدهی کنند که این خود گویاترین شاخص رضایت درونی محسوب میشود.
🔹امسال مایکروسافت، هواپیمایی دلتا، الفبت، ادوبی و بیامو جایگاه برترین شرکتها را به خود اختصاص دادند. حضور پررنگ شرکتهایی مانند انویدیا، سونی و اپل در این لیست هم قابلتوجه است. این شرکتها نه تنها در زمینه تکنولوژی پیشرو هستند، بلکه توانستهاند فرهنگی را در سازمان ایجاد کنند که در آن کارکنان احساس ارزشمندی، امنیت و تعلق خاطر میکنند. این فهرست نشان میدهد که سرمایهگذاری روی رفاه و رشد کارکنان، دیگر یک هزینه نیست، بلکه یک مزیت استراتژیک برای جذب و حفظ بهترین استعدادهاست.
🔹فست کامپنی؛ تجلیل از روح نوآوری
فست کامپنی در فهرست منتشر شده خود نگاهی کاملا متفاوت به مفهوم برتری دارد. این پلتفرم به دنبال غولهایی که الزاما بیشترین سودآوری را داشتهاند نرفته است، بلکه سازمانهایی را ستایش کرده که با جسارت، خلاقیت و ایدههای خود وضع موجود را بر هم میزنند، مرزهای صنایع خود را جابهجا میکنند و آینده را بازتعریف میکنند؛ حتی اگر گاهی مختلکننده باشند. معیار انتخاب در این لیست، تاثیر نوآوری بوده و هر شرکتی به دلیل یک دستاورد مشخص و پیشگامانه در لیست قرار گرفته است؛ از ارائه یک محصول انقلابی یا یک مدل کسبوکار جدید گرفته تا یک استراتژی تاثیرگذار فرهنگی.
در چشمانداز پویای اقتصاد ✅ جهانی، ارزیابی و رتبهبندی شرکتها به یکی از مهمترین ابزارها برای سنجش سلامت، نوآوری و فرهنگ سازمانی تبدیل شده است.
🔺 اسامی برترین شرکتهای دنیا در سال 2025 از نگاه مجله تایمز
این رتبهبندیها که سالانه توسط نهادهای معتبر بینالمللی منتشر میشوند، دیگر صرفا فهرستی از نامهای بزرگ نیستند، بلکه به روایتی عمیق از ترندهایی تبدیل شدهاند که آینده کسبوکار را شکل میدهند. آنها به ما نشان میدهند که موفقیت پایدار در دنیای امروز، حاصل ترکیبی پیچیده از رشد مالی، رضایت کارکنان، تعهد به پایداری و ظرفیت بیوقفه برای نوآوری است. در این نوشتار به رتبهبندی شرکتها از دید برخی از معتبرترین موسسات جهان میپردازیم تا ببینیم شرکتهای پیشرو چگونه و براساس چه معیارهایی به اوج رسیدهاند.
(اسامی ولوگوی شرکت ها)👇
■ تایمز؛ توازن بین سود و انسان و سیاره
نشریه تایمز در رتبهبندی «برترین شرکتهای جهان» خود رویکردی سهبعدی و جامع را نسبت به مفهوم موفقیت در پیش گرفته است. فهرست منتشر شده تایمز نشان از فلسفهای دارد که معتقد است موفقیت یک شرکت بزرگ تنها در افزایش درآمدش خلاصه نمیشود، بلکه باید در قبال کارکنان و جامعه جهانی هم مسوولیتپذیر باشد. معیار ارزیابی این مجله بر سه ستون اصلی استوار است: رضایت کارکنان که از طریق نظرسنجیهای گسترده برای سنجش فرهنگ کاری و میزان خشنودی نیروهای درون سازمان به دست آمده، رشد درآمد که نشاندهنده سلامت مالی و قدرت رقابتی شرکت در بازار است و در نهایت، شفافیت در پایداری که تعهد شرکت به اصول زیستمحیطی، مسوولیتهای اجتماعی و حاکمیت شرکتی (ESG) را میسنجد. این نگاه یکپارچه، شرکتهایی را در صدر قرار داده که توانستهاند بین سودآوری و مسوولیتپذیری توازن ایجاد کنند.
■در صدر برترین شرکتهای سال ۲۰۲۵ تایمز، نامهایی چون انویدیا، مایکروسافت، جیپی مورگان، الفبت و آمازون به چشم میخورد. حضور شرکتهای تکنولوژی در ردههای بالای لیست نشاندهنده تسلط آنها بر اقتصاد جهانی است، اما معیار پایداری و رضایت کارکنان باعث شده شرکتهایی از صنایع دیگر مثل گروه خودروسازی فولکس واگن یا شرکت خدمات مالی اسپانیایی BBVA هم در میان ۱۰ شرکت برتر جای گیرند. تایمز با این فهرست یادآوری میکند که رهبران واقعی صنعت، آنهایی هستند که به آیندهای پایدار و انسانی متعهدند.
🔹فوربس؛ بهترین جا برای کار کردن
نشریه فوربس برای تهیه فهرست «بهترین شرکتهای جهان» خود دست روی حوزهای خاص گذاشته و به یکی از مهمترین سرمایههای هر سازمان که همان نیروی انسانیاش است، پرداخته است. این رتبهبندی بر این اصل استوار است که بهترین شرکتها، همانهایی هستند که کارکنانشان با افتخار آنها را به دیگران توصیه میکنند.
فوربس در همکاری مشترکی با شرکت تحقیقات بازار «استاتیستا» که معتبرترین و بزرگترین پلتفرم داده در جهان است، نظرسنجیهای گسترده و مستقلی را از صدها هزار کارمند در سراسر جهان ترتیب داده و فلسفه رتبهبندیاش مبتنی بر تحلیل آن دادههاست. در این نظرسنجیها از شرکتکنندگان خواسته بودند کارفرمای خود را بر اساس معیارهایی همچون حقوق و مزایا، فرصتهای پیشرفت شغلی، تعادل بین کار و زندگی، تنوع و فراگیری و شهرت کلی برند ارزیابی کنند. نکته کلیدی این ارزیابیها این بود که از کارکنان خواسته شده بود احتمال معرفی شرکت به دوستان و اطرافیان را امتیازدهی کنند که این خود گویاترین شاخص رضایت درونی محسوب میشود.
🔹امسال مایکروسافت، هواپیمایی دلتا، الفبت، ادوبی و بیامو جایگاه برترین شرکتها را به خود اختصاص دادند. حضور پررنگ شرکتهایی مانند انویدیا، سونی و اپل در این لیست هم قابلتوجه است. این شرکتها نه تنها در زمینه تکنولوژی پیشرو هستند، بلکه توانستهاند فرهنگی را در سازمان ایجاد کنند که در آن کارکنان احساس ارزشمندی، امنیت و تعلق خاطر میکنند. این فهرست نشان میدهد که سرمایهگذاری روی رفاه و رشد کارکنان، دیگر یک هزینه نیست، بلکه یک مزیت استراتژیک برای جذب و حفظ بهترین استعدادهاست.
🔹فست کامپنی؛ تجلیل از روح نوآوری
فست کامپنی در فهرست منتشر شده خود نگاهی کاملا متفاوت به مفهوم برتری دارد. این پلتفرم به دنبال غولهایی که الزاما بیشترین سودآوری را داشتهاند نرفته است، بلکه سازمانهایی را ستایش کرده که با جسارت، خلاقیت و ایدههای خود وضع موجود را بر هم میزنند، مرزهای صنایع خود را جابهجا میکنند و آینده را بازتعریف میکنند؛ حتی اگر گاهی مختلکننده باشند. معیار انتخاب در این لیست، تاثیر نوآوری بوده و هر شرکتی به دلیل یک دستاورد مشخص و پیشگامانه در لیست قرار گرفته است؛ از ارائه یک محصول انقلابی یا یک مدل کسبوکار جدید گرفته تا یک استراتژی تاثیرگذار فرهنگی.
❤1
در فهرست سال 2025 فستکامپنی، «ویمو» به دلیل پیشرفتهای چشمگیر در حوزه تاکسیهای خودران (که نتیجه بیش از یک دهه تحقیق و توسعه و سرمایهگذاری سنگین بوده)، انویدیا به خاطر نقش بیبدیلش در تامین زیرساخت انقلاب هوش مصنوعی، و «نوبنک» به دلیل ارائه خدمات مالی نوآورانه در آمریکای لاتین، در صدر قرار دارند. حضور نامهای غیرمنتظرهای مانند لیگ بسکتبال زنان آمریکا (WNBA) به دلیل استراتژیهای رشد فرهنگی و EssilorLuxottica برای تبدیل عینکهای هوشمند به یک محصول جذاب، نشان میدهد که نوآوری در هر صنعتی و به هر شکلی ممکن است. تلاش فست کامپنی بر این بوده که نشان دهد در دنیای امروز، توانایی سازگاری، پیشبینی آینده و خلق راهحلهای بدیع، کلید اصلی بقاست.
🔺نکته قابلتوجه اینجاست که فستکامپنی فقط به یک لیست اصلی 50 تایی بسنده نکرده، بلکه برای بیش از 50 صنعت مختلف فهرستهایی تخصصی تهیه کرده است که ثابت کند نوآوری یک پدیده فراگیر در تمام بخشهای اقتصادی است و به غولهای تکنولوژی محدود نمیشود.
🔹 اعتماد؛ سنگ بنای یک فضای کاری عالی
موسسه Great Place to Work که به عنوان مرجع جهانی در حوزه فرهنگ محیط کار شناخته میشود، بر اساس عمیقترین و معتبرترین دادهها که همان صدای خود کارکنان است، دست به رتبهبندی سازمانها زده است. فلسفه اصلی این موسسه این است که یک محیط کاری عالی، محیطی است که در آن اعتماد، افتخار و رفاقت حاکم باشد. متدولوژی ارزیابی این موسسه به شدت دادهمحور بوده و بر دو بخش اصلی تمرکز داشته است: اول، نظرسنجی شاخص اعتماد که دوسوم امتیاز نهایی را تشکیل میدهد و به صورت ناشناس از کارکنان در مورد تجربه روزمرهشان در محیط کار سوال میکند. و دوم، ارزیابی فرهنگی که در آن شرکتها برنامهها، سیاستها و استراتژیهای خود را در حوزه منابع انسانی تشریح میکنند.
در صدر لیست امسال، هیلتون غول هتلداری قرار دارد و پس از آن شرکتهایی چون سینکرنی (خدمات مالی)، سیسکو (تکنولوژی) و امریکن اکسپرس به چشم میخورند. حضور شرکتهایی مانند انویدیا و خدمات مهمانپذیری ماریوت اینترنشنال در این فهرست نشان میدهد که سازمانهای بزرگ و جهانی هم میتوانند فرهنگهایی مبتنی بر اعتماد و احترام ایجاد کنند. این رتبهبندی به مدیران یادآوری میکند که موفقیت پایدار از درون سازمان و با ایجاد یک فرهنگ مثبت و حمایتی آغاز میشود.
🔺وجه اشتراک رتبهبندیها
سلطه هوش مصنوعی: روندی که در هر چهار منبع به وضوح مشهود است، تاثیر غیرقابل انکار هوش مصنوعی در پیشرفت و موفقیت است. شرکت تولید ریزپردازنده انویدیا، تقریبا در تمام لیستها در ردههای بسیار بالا قرار دارد که این موضوع مستقیما به نقش آن در تامین زیرساختهای هوش مصنوعی مربوط میشود. شرکتهای دیگری مانند مایکروسافت و الفبت هم به دلیل سرمایهگذاریهای عظیم و پیشرفتهایشان در این حوزه مورد توجه قرار گرفتهاند.
🔺اهمیت فزاینده انعطافپذیری و رفاه کارکنان: در تحلیلهای فوربس و Great Place to Work به وضوح مشخص شده که شرکتهای برتر، آنهایی هستند که فراتر از حقوق و مزایای سنتی، بر سلامت روان، انعطافپذیری در کار (کار ترکیبی یا دورکاری) و ایجاد یک محیط کاری فراگیر و عادلانه تمرکز کردهاند.
تلاش شرکتها برای ورود به این فهرستها
حضور در هریک از این فهرستها صرفا مایه مباهات و افتخار نیست، بلکه یک دارایی استراتژیک قدرتمند برای شرکتها محسوب میشود. تاثیرات چنین دستاوردی عمیق و چندوجهی است. سازمانی که در چنین لیستی بدرخشد، پیش از هرچیزی به آهنربای جذب استعداد تبدیل میشود. در بازاری که رقابت جنونآمیزی بر سر جذب و حفظ بهترین مغزها وجود دارد، شناخته شدن به عنوان یک «کارفرمای برتر» یا «محیط کاری عالی» به شرکتها مزیتی بینظیر میبخشد. از طرف دیگر، این رتبهبندیها اعتبار برند را به شدت تقویت میکنند. مشتریان امروز به دنبال معامله با شرکتهایی هستند که اخلاقمدار، نوآور و مسوولیتپذیر باشند.
حضور در این لیستها، مهر تاییدی بر این ارزشهاست و اعتماد مصرفکنندگان و شرکای تجاری را افزایش میدهد. در نهایت، چنین موفقیتی اعتماد سرمایهگذاران را جلب میکند. شرکتی که در نوآوری پیشرو است، فرهنگ سازمانی قوی دارد و به پایداری متعهد است، از دیدگاه سرمایهگذاران، شرکتی با مدیریت کارآمد و چشمانداز روشن برای آینده است. در مجموع، این رتبهبندیها نشان میدهند که در قرن بیست و یکم، شرکتهای موفق، آنهایی هستند که توانستهاند به طور همزمان به سودآوری مالی، کارکنان، جامعه و آینده سیاره بیندیشند و در همه این ابعاد، به برتری دست یابند.
🔺نکته قابلتوجه اینجاست که فستکامپنی فقط به یک لیست اصلی 50 تایی بسنده نکرده، بلکه برای بیش از 50 صنعت مختلف فهرستهایی تخصصی تهیه کرده است که ثابت کند نوآوری یک پدیده فراگیر در تمام بخشهای اقتصادی است و به غولهای تکنولوژی محدود نمیشود.
🔹 اعتماد؛ سنگ بنای یک فضای کاری عالی
موسسه Great Place to Work که به عنوان مرجع جهانی در حوزه فرهنگ محیط کار شناخته میشود، بر اساس عمیقترین و معتبرترین دادهها که همان صدای خود کارکنان است، دست به رتبهبندی سازمانها زده است. فلسفه اصلی این موسسه این است که یک محیط کاری عالی، محیطی است که در آن اعتماد، افتخار و رفاقت حاکم باشد. متدولوژی ارزیابی این موسسه به شدت دادهمحور بوده و بر دو بخش اصلی تمرکز داشته است: اول، نظرسنجی شاخص اعتماد که دوسوم امتیاز نهایی را تشکیل میدهد و به صورت ناشناس از کارکنان در مورد تجربه روزمرهشان در محیط کار سوال میکند. و دوم، ارزیابی فرهنگی که در آن شرکتها برنامهها، سیاستها و استراتژیهای خود را در حوزه منابع انسانی تشریح میکنند.
در صدر لیست امسال، هیلتون غول هتلداری قرار دارد و پس از آن شرکتهایی چون سینکرنی (خدمات مالی)، سیسکو (تکنولوژی) و امریکن اکسپرس به چشم میخورند. حضور شرکتهایی مانند انویدیا و خدمات مهمانپذیری ماریوت اینترنشنال در این فهرست نشان میدهد که سازمانهای بزرگ و جهانی هم میتوانند فرهنگهایی مبتنی بر اعتماد و احترام ایجاد کنند. این رتبهبندی به مدیران یادآوری میکند که موفقیت پایدار از درون سازمان و با ایجاد یک فرهنگ مثبت و حمایتی آغاز میشود.
🔺وجه اشتراک رتبهبندیها
سلطه هوش مصنوعی: روندی که در هر چهار منبع به وضوح مشهود است، تاثیر غیرقابل انکار هوش مصنوعی در پیشرفت و موفقیت است. شرکت تولید ریزپردازنده انویدیا، تقریبا در تمام لیستها در ردههای بسیار بالا قرار دارد که این موضوع مستقیما به نقش آن در تامین زیرساختهای هوش مصنوعی مربوط میشود. شرکتهای دیگری مانند مایکروسافت و الفبت هم به دلیل سرمایهگذاریهای عظیم و پیشرفتهایشان در این حوزه مورد توجه قرار گرفتهاند.
🔺اهمیت فزاینده انعطافپذیری و رفاه کارکنان: در تحلیلهای فوربس و Great Place to Work به وضوح مشخص شده که شرکتهای برتر، آنهایی هستند که فراتر از حقوق و مزایای سنتی، بر سلامت روان، انعطافپذیری در کار (کار ترکیبی یا دورکاری) و ایجاد یک محیط کاری فراگیر و عادلانه تمرکز کردهاند.
تلاش شرکتها برای ورود به این فهرستها
حضور در هریک از این فهرستها صرفا مایه مباهات و افتخار نیست، بلکه یک دارایی استراتژیک قدرتمند برای شرکتها محسوب میشود. تاثیرات چنین دستاوردی عمیق و چندوجهی است. سازمانی که در چنین لیستی بدرخشد، پیش از هرچیزی به آهنربای جذب استعداد تبدیل میشود. در بازاری که رقابت جنونآمیزی بر سر جذب و حفظ بهترین مغزها وجود دارد، شناخته شدن به عنوان یک «کارفرمای برتر» یا «محیط کاری عالی» به شرکتها مزیتی بینظیر میبخشد. از طرف دیگر، این رتبهبندیها اعتبار برند را به شدت تقویت میکنند. مشتریان امروز به دنبال معامله با شرکتهایی هستند که اخلاقمدار، نوآور و مسوولیتپذیر باشند.
حضور در این لیستها، مهر تاییدی بر این ارزشهاست و اعتماد مصرفکنندگان و شرکای تجاری را افزایش میدهد. در نهایت، چنین موفقیتی اعتماد سرمایهگذاران را جلب میکند. شرکتی که در نوآوری پیشرو است، فرهنگ سازمانی قوی دارد و به پایداری متعهد است، از دیدگاه سرمایهگذاران، شرکتی با مدیریت کارآمد و چشمانداز روشن برای آینده است. در مجموع، این رتبهبندیها نشان میدهند که در قرن بیست و یکم، شرکتهای موفق، آنهایی هستند که توانستهاند به طور همزمان به سودآوری مالی، کارکنان، جامعه و آینده سیاره بیندیشند و در همه این ابعاد، به برتری دست یابند.
❤1
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
زنگخطر برای موتور رشد اقتصادی به صدا درآمد
🔹بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تشکیل سرمایه ثابت ناخالص، منفی۱.۹درصد برای فصل بهار سال جاری ثبت شده که کمترین میزان رشد فصلی از ابتدای دهه ۱۴۰۰ است.
🔹در فصل نخست، تشکیل سرمایه در بخش ماشینآلات با افت منفی ۳.۳درصد و در بخش ساختمان با رشد اندک ۰.۴درصدی مواجه شد.
🔹به طور کلی رشد اقتصادی تحتتاثیر سه عامل نیروی انسانی، سرمایه و بهرهوری کل عوامل تولید است که شواهد در اقتصاد ایران حاکی از وابستگی بالای رشد اقتصادی به انباشت سرمایه در اقتصاد است.
🔹بنا بر دادههای مرکز آمار ایران، رشد اقتصادی فصل بهار ۱۴۰۴ منفی ۰.۴درصد گزارش شده است.
🔹با توجه به روند نزولی سرمایهگذاری که اصلیترین سوخت رشد اقتصادی طی ۴دهه گذشته در اقتصاد ایران بوده است، انتظار میرود رشد اقتصادی در فصلهای آینده در سطوح پایین باقی بماند و رشد ۸درصدی سالانه که در برنامه هفتم توسعه هدفگذاری شده است، در سال جاری نیز محقق نشود.
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔹بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تشکیل سرمایه ثابت ناخالص، منفی۱.۹درصد برای فصل بهار سال جاری ثبت شده که کمترین میزان رشد فصلی از ابتدای دهه ۱۴۰۰ است.
🔹در فصل نخست، تشکیل سرمایه در بخش ماشینآلات با افت منفی ۳.۳درصد و در بخش ساختمان با رشد اندک ۰.۴درصدی مواجه شد.
🔹به طور کلی رشد اقتصادی تحتتاثیر سه عامل نیروی انسانی، سرمایه و بهرهوری کل عوامل تولید است که شواهد در اقتصاد ایران حاکی از وابستگی بالای رشد اقتصادی به انباشت سرمایه در اقتصاد است.
🔹بنا بر دادههای مرکز آمار ایران، رشد اقتصادی فصل بهار ۱۴۰۴ منفی ۰.۴درصد گزارش شده است.
🔹با توجه به روند نزولی سرمایهگذاری که اصلیترین سوخت رشد اقتصادی طی ۴دهه گذشته در اقتصاد ایران بوده است، انتظار میرود رشد اقتصادی در فصلهای آینده در سطوح پایین باقی بماند و رشد ۸درصدی سالانه که در برنامه هفتم توسعه هدفگذاری شده است، در سال جاری نیز محقق نشود.
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM