Forwarded from مدرسه مدیریت تصمیم
در رد یک باور رایج مدیریتی
تا حالا به این موضوع فکر کردهاید که هزینهٔ جایگزینی یک نیروی انسانی چقدر است؟
#نیروی_انسانی #استخدام
@TasmimSchool
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✳️ اصلاحات اقتصادی خاویر میلی؛ تورم آرژانتین چطور تکرقمی شد؟
✅ حزب خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین، در انتخابات میاندورهای پیروز شد و جایگاه خود در کنگره را تقویت کرد تا به سیاستهای تهاجمی بازار آزاد ادامه دهد.
طبق آمار رسمی، حزب میلی با کسب ۴۱ درصد آراء در اکثر استانها پیشتاز بود، در حالی که حزب اصلی مخالف تنها ۳۲ درصد آراء را به دست آورد.
▫️دولت میلی با مهار هزینههای عمومی، کاهش یارانهها، کوچک کردن بخش دولتی و حذف نظام چندنرخی ارز توانست تورم را از ۲۱۱ درصد سال ۲۰۲۳ به حدود ۳۲ درصد کاهش دهد و نرخ فقر به پایینترین سطح از سال ۲۰۱۸ برسد.
همچنین سیاستهای خصوصیسازی، آزادسازی واردات و کاهش تعرفهها، همراه با مقرراتزدایی و سادهسازی نظام مالیاتی، نشان از رویکرد عملگرایانه و توسعهمحور دولت دارد.
▫️با این حال، کاهش یارانهها و خدمات دولتی فشار اجتماعی ایجاد کرده و میلی همچنان با چالشهایی مانند تثبیت اقتصاد، جذب سرمایه خارجی و جلوگیری از شوک ارزی روبهروست.
آینده سیاستهای اقتصادی او، ترکیبی از اصلاحات ساختاری و کنترل تورم خواهد بود.
🌐 نسخه کامل:
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-109767
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ حزب خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین، در انتخابات میاندورهای پیروز شد و جایگاه خود در کنگره را تقویت کرد تا به سیاستهای تهاجمی بازار آزاد ادامه دهد.
طبق آمار رسمی، حزب میلی با کسب ۴۱ درصد آراء در اکثر استانها پیشتاز بود، در حالی که حزب اصلی مخالف تنها ۳۲ درصد آراء را به دست آورد.
▫️دولت میلی با مهار هزینههای عمومی، کاهش یارانهها، کوچک کردن بخش دولتی و حذف نظام چندنرخی ارز توانست تورم را از ۲۱۱ درصد سال ۲۰۲۳ به حدود ۳۲ درصد کاهش دهد و نرخ فقر به پایینترین سطح از سال ۲۰۱۸ برسد.
همچنین سیاستهای خصوصیسازی، آزادسازی واردات و کاهش تعرفهها، همراه با مقرراتزدایی و سادهسازی نظام مالیاتی، نشان از رویکرد عملگرایانه و توسعهمحور دولت دارد.
▫️با این حال، کاهش یارانهها و خدمات دولتی فشار اجتماعی ایجاد کرده و میلی همچنان با چالشهایی مانند تثبیت اقتصاد، جذب سرمایه خارجی و جلوگیری از شوک ارزی روبهروست.
آینده سیاستهای اقتصادی او، ترکیبی از اصلاحات ساختاری و کنترل تورم خواهد بود.
🌐 نسخه کامل:
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-109767
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
اکوایران
حبس آماری و نااطمینانی اقتصادی؛ تورم ماهانه در سقف 40 ماهه
مرکز آمار و بانک مرکزی مهمترین متولیان اعلام دادهها و آمارهای مربوط به اقتصاد ایران هستند. در فضای اقتصادی کشور که با نااطمینانی، تورم و تحریم مواجه است، آمارها نقشی اساسی و حیاتی در تصمیمگیریهای فعالان اقتصادی ایفا میکنند. با اینوجود این دو نهاد برخی…
📌 ايران از اول انقلاب تا امروز بيش از ١٧٠٠ ميليارد دلار فقط نفت فروخته است
🔹چين با كمتر از اين اقتصاد دوم دنيا شد، اقتصاد ايران گروگان است / جامساز
جهان صنعت
🔹چين با كمتر از اين اقتصاد دوم دنيا شد، اقتصاد ايران گروگان است / جامساز
جهان صنعت
✳️ مشتری را درست ارزیابی کنیم.
✍ تیم کانِر در کتاب خود به نام «۹۱ خطای فروشندگان» مینویسد:
✅ یکی از اشتباهات رایج در بین فروشندگان این است که وقت زیادی را صرف تبدیل یک مشتری بالقوه به خریدار میکنند در حالی که آن مشتری نمیخواهد یا نمیتواند محصول فروشنده را بخرد یا اصولاً به آن محصول نیاز ندارد.
■ این در حالی است که یکی از مهارتهای هر فروشندهای، این است که قبل از آن که برای جذب یک مشتری بالقوه وقت و انرژی بگذارد، او را به درستی ارزیابی میکند.
■ برای ارزیابی درست یک مشتری بالقوه میتوانیم از این روشها استفاده کنیم:
● قبل از سرمایهگذاری روی مشتری بالقوه، به خوبی دربارۀ نیازهای او تحقیق کنیم.
● علاوه بر نیازهای مشتری، دربارۀ مناسب بودن زمان تماس با مشتری فکر کنیم.
●اگر متوجه شدیم مشتری به محصولمان نیاز دارد و زمان مناسبی برای تماس با مشتری است، دربارۀ منابع مالی مشتری بالقوه تحقیق کنیم.
● قبل از شروع تماس با مشتری، دربارۀ بهترین استراتژی برای تاثیرگذاری روی مشتری فکر کنیم.
● اگر بعد از شروع تماس با مشتری بالقوه متوجه شدیم ارزیابی اولیهمان از مشتری اشتباه است، روی ادامۀ سرمایهگذاری برای جذب مشتری تجدیدنظر کنیم.
● هنگام تعامل با مشتری بالقوه تلاش کنیم با افراد تاثیرگذار ملاقات و مذاکره کنیم.
✍ تیم کانِر در کتاب خود به نام «۹۱ خطای فروشندگان» مینویسد:
✅ یکی از اشتباهات رایج در بین فروشندگان این است که وقت زیادی را صرف تبدیل یک مشتری بالقوه به خریدار میکنند در حالی که آن مشتری نمیخواهد یا نمیتواند محصول فروشنده را بخرد یا اصولاً به آن محصول نیاز ندارد.
■ این در حالی است که یکی از مهارتهای هر فروشندهای، این است که قبل از آن که برای جذب یک مشتری بالقوه وقت و انرژی بگذارد، او را به درستی ارزیابی میکند.
■ برای ارزیابی درست یک مشتری بالقوه میتوانیم از این روشها استفاده کنیم:
● قبل از سرمایهگذاری روی مشتری بالقوه، به خوبی دربارۀ نیازهای او تحقیق کنیم.
● علاوه بر نیازهای مشتری، دربارۀ مناسب بودن زمان تماس با مشتری فکر کنیم.
●اگر متوجه شدیم مشتری به محصولمان نیاز دارد و زمان مناسبی برای تماس با مشتری است، دربارۀ منابع مالی مشتری بالقوه تحقیق کنیم.
● قبل از شروع تماس با مشتری، دربارۀ بهترین استراتژی برای تاثیرگذاری روی مشتری فکر کنیم.
● اگر بعد از شروع تماس با مشتری بالقوه متوجه شدیم ارزیابی اولیهمان از مشتری اشتباه است، روی ادامۀ سرمایهگذاری برای جذب مشتری تجدیدنظر کنیم.
● هنگام تعامل با مشتری بالقوه تلاش کنیم با افراد تاثیرگذار ملاقات و مذاکره کنیم.
❤1
✳️ کمپین بازاریابی ژیلت و آغاز استاندارد جدید زیبایی زنان
✅ تصور کنید سال ۱۹۱۵ است و بازار تیغهای اصلاح مردانه به اوج خود رسیده است. مردان همگی به طور مرتب ریش میتراشند و دیگر جای رشدی برای فروش بیشتر وجود ندارد. در همین زمان، ژیلت (Gillette) به یک ایده جسورانه رسید: «چرا نیم دیگر جمعیت را هدف نگیریم؟» اما زنان ریش ندارند! پس راهحل چه بود؟ تبدیل کردن موهای بدن به مشکلی که تا آن زمان هرگز مشکل به حساب نمیآمد. با تبلیغاتی هوشمندانه، مجلات زنان پر شد از پیامهایی که موهای بدن را «نازنانه» و پوست صاف را «استاندارد جدید» معرفی میکرد. به این ترتیب تراشیدن مو از یک رفتار غایب به یک الزام فرهنگی بدل شد!
■ یکی از عواملی که کمپین ژیلت را موفق کرد، همزمانی آن با تغییرات مد بود. در دهه ۱۹۲۰ لباسهای بدون آستین و دامنهای کوتاهتر وارد مد شدند. این تغییر باعث شد بخش بیشتری از بدن زنان در معرض دید قرار گیرد. ژیلت از همین فرصت استفاده کرد و با شعارهایی مانند «پاهای صاف و بدون مو مد است.» توانست پیام خود را طبیعی جلوه دهد.
■ برای جا انداختن این هنجار تازه، ژیلت مجلات زنان (Women’s Magazines) را هدف گرفت. در این نشریات، موهای بدن بهعنوان نشانهای از فقدان زنانگی معرفی شدند. همزمان پوست صاف بهعنوان معیار زیبایی و آراستگی جا افتاد. این تغییر پیامرسانی تدریجی بود اما طی یک دهه توانست استاندارد تازهای را تثبیت کند.
■ یکی از هوشمندانهترین (و در عین حال فریبندهترین) تاکتیکها، ادعای ژیلت درباره مد اروپا بود. در تبلیغات گفته میشد تراشیدن زیر بغل زنان «آخرین مد اروپایی» است. این ادعا حقیقت نداشت اما در ذهن زنان آمریکایی آن زمان تصویری از «مدرن بودن» و «پیروی از اروپا» ساخت. چنین ادعاهایی نمونهای از بازاریابی دستکاریگرانه (Manipulative Marketing) بودند که تأثیر روانی بالایی داشتند.
■ در نتیجه تا دهه ۱۹۶۰ بیش از ۹۸ درصد زنان آمریکایی موهای بدن خود را اصلاح میکردند. این رفتار بعدها به سراسر جهان صادر شد و تبدیل به بخشی از استانداردهای زیبایی مدرن شد. آنچه با یک تبلیغ آغاز شد، اکنون برای میلیاردها زن در سراسر جهان به عادتی روتین بدل شده است. این تحول نشان میدهد که چگونه بازاریابی میتواند چیزی را که هرگز مشکل نبوده، به «نیاز قطعی» بدل کند.
■ موفقیت ژیلت باعث شد شرکتهای دیگر هم به فکر خلق «نیازهای تازه» در بازار زنان بیفتند. صنعت لوازم آرایشی و زیبایی (Beauty Industry) از این الگو الهام گرفت و کالاهایی معرفی کرد که پیشتر اصلاً ضرورتی نداشتند. این روند پایهگذار بازاری شد که امروز صدها میلیارد دلار گردش مالی دارد. در واقع، مفهوم «زیبایی اجباری» بخشی از مدل کسبوکار جهانی شد.
■ کمپین ژیلت نقطه عطفی در پیوند بازاریابی و بدن زنان بود. برای نخستین بار بدن زنان بهعنوان «بستر مصرف» تعریف شد و تبلیغات مستقیم به آن حمله کرد. این نگاه نه تنها فروش تیغ را افزایش داد بلکه تصویری فرهنگی از زن ایدهآل ساخت که هنوز هم در رسانهها بازتولید میشود.
■ از دهههای پایانی قرن بیستم، پژوهشگران فمینیست به این روند اعتراض کردند. آنها استدلال کردند که کمپین ژیلت با القای نارضایتی از بدن طبیعی زنان، یک هنجار دستکاریشده ایجاد کرده است. از دیدگاه اخلاق بازاریابی (Marketing Ethics)، این کمپین نمونهای روشن از ایجاد مشکل مصنوعی برای فروش راهحل است. این نقدها امروزه در مباحث دانشگاهی و جنبشهای «بدن مثبت» (Body Positivity) پررنگتر شدهاند.
■ در سالهای اخیر موجی از بازاندیشی به سراغ صنعت زیبایی آمده است. جنبشهایی مانند «نه به تراشیدن مو» (No-Shave Movement) در شبکههای اجتماعی به زنان یادآوری میکنند که این انتخاب یک اجبار ذاتی نیست. برندهای مدرن نیز برای جذب نسل جوان، مجبور شدهاند روایت تازهای از «انتخاب آزادانه» ارائه دهند. این بازاندیشی نشان میدهد که همانطور که بازاریابی میتواند هنجار بسازد، میتواند در جهت برچیدن آن هم عمل کند.
گاهنامه مدیر
✅ تصور کنید سال ۱۹۱۵ است و بازار تیغهای اصلاح مردانه به اوج خود رسیده است. مردان همگی به طور مرتب ریش میتراشند و دیگر جای رشدی برای فروش بیشتر وجود ندارد. در همین زمان، ژیلت (Gillette) به یک ایده جسورانه رسید: «چرا نیم دیگر جمعیت را هدف نگیریم؟» اما زنان ریش ندارند! پس راهحل چه بود؟ تبدیل کردن موهای بدن به مشکلی که تا آن زمان هرگز مشکل به حساب نمیآمد. با تبلیغاتی هوشمندانه، مجلات زنان پر شد از پیامهایی که موهای بدن را «نازنانه» و پوست صاف را «استاندارد جدید» معرفی میکرد. به این ترتیب تراشیدن مو از یک رفتار غایب به یک الزام فرهنگی بدل شد!
■ یکی از عواملی که کمپین ژیلت را موفق کرد، همزمانی آن با تغییرات مد بود. در دهه ۱۹۲۰ لباسهای بدون آستین و دامنهای کوتاهتر وارد مد شدند. این تغییر باعث شد بخش بیشتری از بدن زنان در معرض دید قرار گیرد. ژیلت از همین فرصت استفاده کرد و با شعارهایی مانند «پاهای صاف و بدون مو مد است.» توانست پیام خود را طبیعی جلوه دهد.
■ برای جا انداختن این هنجار تازه، ژیلت مجلات زنان (Women’s Magazines) را هدف گرفت. در این نشریات، موهای بدن بهعنوان نشانهای از فقدان زنانگی معرفی شدند. همزمان پوست صاف بهعنوان معیار زیبایی و آراستگی جا افتاد. این تغییر پیامرسانی تدریجی بود اما طی یک دهه توانست استاندارد تازهای را تثبیت کند.
■ یکی از هوشمندانهترین (و در عین حال فریبندهترین) تاکتیکها، ادعای ژیلت درباره مد اروپا بود. در تبلیغات گفته میشد تراشیدن زیر بغل زنان «آخرین مد اروپایی» است. این ادعا حقیقت نداشت اما در ذهن زنان آمریکایی آن زمان تصویری از «مدرن بودن» و «پیروی از اروپا» ساخت. چنین ادعاهایی نمونهای از بازاریابی دستکاریگرانه (Manipulative Marketing) بودند که تأثیر روانی بالایی داشتند.
■ در نتیجه تا دهه ۱۹۶۰ بیش از ۹۸ درصد زنان آمریکایی موهای بدن خود را اصلاح میکردند. این رفتار بعدها به سراسر جهان صادر شد و تبدیل به بخشی از استانداردهای زیبایی مدرن شد. آنچه با یک تبلیغ آغاز شد، اکنون برای میلیاردها زن در سراسر جهان به عادتی روتین بدل شده است. این تحول نشان میدهد که چگونه بازاریابی میتواند چیزی را که هرگز مشکل نبوده، به «نیاز قطعی» بدل کند.
■ موفقیت ژیلت باعث شد شرکتهای دیگر هم به فکر خلق «نیازهای تازه» در بازار زنان بیفتند. صنعت لوازم آرایشی و زیبایی (Beauty Industry) از این الگو الهام گرفت و کالاهایی معرفی کرد که پیشتر اصلاً ضرورتی نداشتند. این روند پایهگذار بازاری شد که امروز صدها میلیارد دلار گردش مالی دارد. در واقع، مفهوم «زیبایی اجباری» بخشی از مدل کسبوکار جهانی شد.
■ کمپین ژیلت نقطه عطفی در پیوند بازاریابی و بدن زنان بود. برای نخستین بار بدن زنان بهعنوان «بستر مصرف» تعریف شد و تبلیغات مستقیم به آن حمله کرد. این نگاه نه تنها فروش تیغ را افزایش داد بلکه تصویری فرهنگی از زن ایدهآل ساخت که هنوز هم در رسانهها بازتولید میشود.
■ از دهههای پایانی قرن بیستم، پژوهشگران فمینیست به این روند اعتراض کردند. آنها استدلال کردند که کمپین ژیلت با القای نارضایتی از بدن طبیعی زنان، یک هنجار دستکاریشده ایجاد کرده است. از دیدگاه اخلاق بازاریابی (Marketing Ethics)، این کمپین نمونهای روشن از ایجاد مشکل مصنوعی برای فروش راهحل است. این نقدها امروزه در مباحث دانشگاهی و جنبشهای «بدن مثبت» (Body Positivity) پررنگتر شدهاند.
■ در سالهای اخیر موجی از بازاندیشی به سراغ صنعت زیبایی آمده است. جنبشهایی مانند «نه به تراشیدن مو» (No-Shave Movement) در شبکههای اجتماعی به زنان یادآوری میکنند که این انتخاب یک اجبار ذاتی نیست. برندهای مدرن نیز برای جذب نسل جوان، مجبور شدهاند روایت تازهای از «انتخاب آزادانه» ارائه دهند. این بازاندیشی نشان میدهد که همانطور که بازاریابی میتواند هنجار بسازد، میتواند در جهت برچیدن آن هم عمل کند.
گاهنامه مدیر
👍2
✳️ چگونه یک ماشین ساده آمریکا را روی چرخهایش نشاند؟!
✅ در سالهای آغازین قرن بیستم، خیابانهای آمریکا پر از اسب و درشکه بود و خودروها تنها اسباببازی ثروتمندان بهحساب میآمدند. در همین زمان هنری فورد با معرفی مدل تی (Ford Model T) در سال ۱۹۰۸، تحولی ایجاد کرد که نهتنها صنعت خودرو بلکه شیوه زندگی آمریکاییها را دگرگون ساخت. ماشینی که فاقد سرعتسنج (Speedometer)، نشانگر سوخت (Fuel Gauge) و حتی درِ سمت راننده بود، اما با استقامت، سادگی تعمیر و قیمت ارزانش راه را برای «دموکراتیزه شدن جابهجایی» باز کرد. این خودرو نه نماد لوکسگرایی بلکه نماینده نیاز واقعی مردم بود؛ وسیلهای که مزارع، جادههای خاکی و حتی خانوادههای ساده را به هم وصل میکرد و مفهوم سفر و آزادی را تغییر داد.
🟢مدل تی اولین بار در سال ۱۹۰۸ در دیترویت عرضه شد و بلافاصله با استقبال گسترده روبهرو شد. برخلاف خودروهای گرانقیمت آن دوران که مخصوص اشراف بودند، فورد این محصول را طوری طراحی کرد که کشاورزان و کارگران هم بتوانند آن را بخرند. طراحی ساده بدون ابزار اضافی مثل سرعتسنج یا نشانگر سوخت باعث شد هزینه تولید کاهش پیدا کند. همین ویژگیها آن را به «خودروی مردم» بدل کرد؛ عبارتی که بعدها الهامبخش خودروسازان اروپایی هم شد.
🔵هنری فورد با معرفی خط مونتاژ متحرک (Moving Assembly Line) در سال ۱۹۱۳ توانست زمان ساخت هر خودرو را از بیش از ۱۲ ساعت به کمتر از ۲ ساعت کاهش دهد. این نوآوری نه تنها بهای نهایی خودرو را پایین آورد بلکه به الگویی برای صنایع دیگر هم تبدیل شد. حقوق کارگران فورد نیز بالاتر رفت تا بتوانند خود همان محصولی را بخرند که میساختند. این چرخه همزمان به سود شرکت و جامعه بود و مفهومی تازه از «اقتصاد تولید انبوه» (Mass Production Economy) را شکل داد.
🟤با وجود ظاهر ساده، موتور ۲۰ اسببخاری مدل تی میتوانست خودرو را به سرعتی حدود ۴۵ مایل در ساعت (۷۲ کیلومتر) برساند. برای مردمی که عادت به درشکه داشتند، این سرعت نوعی پرش به آینده بود. سیستم سوخترسانی ثقلی (Gravity-fed Fuel System) و خنککاری ترموسیفون (Thermosyphon Cooling) باعث میشد خودرو بدون نیاز به فناوری پیچیده و هزینههای بالا قابل اعتماد بماند. این ویژگیها برای جادههای ناهموار و شرایط سخت آن دوران ایدهآل بودند.
🟠مدل تی تنها یک وسیله نقلیه نبود بلکه به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل شد. چارلی چاپلین (Charlie Chaplin) از آن برای صحنههای طنز در فیلمهایش استفاده کرد و جان اشتاینبک (John Steinbeck) نیز در رمانهایش آن را نمادی از تغییرات اجتماعی و مهاجرت دانست. این خودرو از یک وسیله مکانیکی به یک «نماد فرهنگی» ارتقا یافت که حضورش در خاطره جمعی مردم ماندگار شد.
🟡تا سال ۱۹۲۷ بیش از ۱۵ میلیون دستگاه مدل تی به فروش رسید؛ رقمی که آن زمان بیسابقه بود. این خودرو عملاً به اولین محصول صنعتی جهان تبدیل شد که در چنین مقیاسی تولید شد و لقب «ماشینی که آمریکا را روی چرخها گذاشت» را از آن خود کرد. پایان تولید مدل تی در همان سال به معنای پایان یک دوران و آغاز مسیر تازهای برای صنعت خودرو بود. میراث آن هنوز هم در شعارهای صنعتی و فلسفه تولید انبوه خودروسازان مدرن دیده میشود.
🟣با در دسترس قرار گرفتن مدل تی، خانوادههای آمریکایی توانستند در حومهها زندگی کنند و همچنان برای کار یا خرید به شهر رفتوآمد داشته باشند. این تغییر الگویی تازه در معماری شهری ایجاد کرد. خانههای حیاطدار و جادههای طولانی حومهای بهطور مستقیم محصول افزایش استفاده از خودرو بودند. در واقع، مدل تی یک محرک پنهان در شکلگیری فرهنگ «Suburban Life» در آمریکا شد.
⚫️موفقیت مدل تی الهامبخش شرکتهای بزرگی مانند جنرال موتورز (General Motors) و فولکسواگن (Volkswagen) شد. فولکسواگن بیتل (VW Beetle) در آلمان، دههها بعد با همان فلسفه «خودروی مردم» طراحی شد. حتی در ژاپن، شرکتهایی مثل تویوتا از روشهای تولید انبوه فورد درس گرفتند و بعدها با توسعه سیستم «تولید ناب» (Lean Production) گوی رقابت را از غربیها ربودند. بنابراین، مدل تی نه تنها یک محصول، بلکه یک مدرسه برای خودروسازی جهانی بود.
⚪️مدل تی باعث شد مردم عادی برای اولین بار تجربه آزادی شخصی در سفرهای زمینی داشته باشند. پیش از آن، جابهجایی محدود و وابسته به زمانبندی قطار یا مسیرهای از پیشتعیینشده بود. حالا هر خانواده میتوانست تصمیم بگیرد کجا برود و چه زمانی حرکت کند. این حس استقلال، بخشی از ذهنیت آمریکایی «آزادی فردی» (Individual Freedom) را تقویت کرد و بعدها در فرهنگ عمومی و حتی سیاست بازتاب یافت.
✅ در سالهای آغازین قرن بیستم، خیابانهای آمریکا پر از اسب و درشکه بود و خودروها تنها اسباببازی ثروتمندان بهحساب میآمدند. در همین زمان هنری فورد با معرفی مدل تی (Ford Model T) در سال ۱۹۰۸، تحولی ایجاد کرد که نهتنها صنعت خودرو بلکه شیوه زندگی آمریکاییها را دگرگون ساخت. ماشینی که فاقد سرعتسنج (Speedometer)، نشانگر سوخت (Fuel Gauge) و حتی درِ سمت راننده بود، اما با استقامت، سادگی تعمیر و قیمت ارزانش راه را برای «دموکراتیزه شدن جابهجایی» باز کرد. این خودرو نه نماد لوکسگرایی بلکه نماینده نیاز واقعی مردم بود؛ وسیلهای که مزارع، جادههای خاکی و حتی خانوادههای ساده را به هم وصل میکرد و مفهوم سفر و آزادی را تغییر داد.
🟢مدل تی اولین بار در سال ۱۹۰۸ در دیترویت عرضه شد و بلافاصله با استقبال گسترده روبهرو شد. برخلاف خودروهای گرانقیمت آن دوران که مخصوص اشراف بودند، فورد این محصول را طوری طراحی کرد که کشاورزان و کارگران هم بتوانند آن را بخرند. طراحی ساده بدون ابزار اضافی مثل سرعتسنج یا نشانگر سوخت باعث شد هزینه تولید کاهش پیدا کند. همین ویژگیها آن را به «خودروی مردم» بدل کرد؛ عبارتی که بعدها الهامبخش خودروسازان اروپایی هم شد.
🔵هنری فورد با معرفی خط مونتاژ متحرک (Moving Assembly Line) در سال ۱۹۱۳ توانست زمان ساخت هر خودرو را از بیش از ۱۲ ساعت به کمتر از ۲ ساعت کاهش دهد. این نوآوری نه تنها بهای نهایی خودرو را پایین آورد بلکه به الگویی برای صنایع دیگر هم تبدیل شد. حقوق کارگران فورد نیز بالاتر رفت تا بتوانند خود همان محصولی را بخرند که میساختند. این چرخه همزمان به سود شرکت و جامعه بود و مفهومی تازه از «اقتصاد تولید انبوه» (Mass Production Economy) را شکل داد.
🟤با وجود ظاهر ساده، موتور ۲۰ اسببخاری مدل تی میتوانست خودرو را به سرعتی حدود ۴۵ مایل در ساعت (۷۲ کیلومتر) برساند. برای مردمی که عادت به درشکه داشتند، این سرعت نوعی پرش به آینده بود. سیستم سوخترسانی ثقلی (Gravity-fed Fuel System) و خنککاری ترموسیفون (Thermosyphon Cooling) باعث میشد خودرو بدون نیاز به فناوری پیچیده و هزینههای بالا قابل اعتماد بماند. این ویژگیها برای جادههای ناهموار و شرایط سخت آن دوران ایدهآل بودند.
🟠مدل تی تنها یک وسیله نقلیه نبود بلکه به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل شد. چارلی چاپلین (Charlie Chaplin) از آن برای صحنههای طنز در فیلمهایش استفاده کرد و جان اشتاینبک (John Steinbeck) نیز در رمانهایش آن را نمادی از تغییرات اجتماعی و مهاجرت دانست. این خودرو از یک وسیله مکانیکی به یک «نماد فرهنگی» ارتقا یافت که حضورش در خاطره جمعی مردم ماندگار شد.
🟡تا سال ۱۹۲۷ بیش از ۱۵ میلیون دستگاه مدل تی به فروش رسید؛ رقمی که آن زمان بیسابقه بود. این خودرو عملاً به اولین محصول صنعتی جهان تبدیل شد که در چنین مقیاسی تولید شد و لقب «ماشینی که آمریکا را روی چرخها گذاشت» را از آن خود کرد. پایان تولید مدل تی در همان سال به معنای پایان یک دوران و آغاز مسیر تازهای برای صنعت خودرو بود. میراث آن هنوز هم در شعارهای صنعتی و فلسفه تولید انبوه خودروسازان مدرن دیده میشود.
🟣با در دسترس قرار گرفتن مدل تی، خانوادههای آمریکایی توانستند در حومهها زندگی کنند و همچنان برای کار یا خرید به شهر رفتوآمد داشته باشند. این تغییر الگویی تازه در معماری شهری ایجاد کرد. خانههای حیاطدار و جادههای طولانی حومهای بهطور مستقیم محصول افزایش استفاده از خودرو بودند. در واقع، مدل تی یک محرک پنهان در شکلگیری فرهنگ «Suburban Life» در آمریکا شد.
⚫️موفقیت مدل تی الهامبخش شرکتهای بزرگی مانند جنرال موتورز (General Motors) و فولکسواگن (Volkswagen) شد. فولکسواگن بیتل (VW Beetle) در آلمان، دههها بعد با همان فلسفه «خودروی مردم» طراحی شد. حتی در ژاپن، شرکتهایی مثل تویوتا از روشهای تولید انبوه فورد درس گرفتند و بعدها با توسعه سیستم «تولید ناب» (Lean Production) گوی رقابت را از غربیها ربودند. بنابراین، مدل تی نه تنها یک محصول، بلکه یک مدرسه برای خودروسازی جهانی بود.
⚪️مدل تی باعث شد مردم عادی برای اولین بار تجربه آزادی شخصی در سفرهای زمینی داشته باشند. پیش از آن، جابهجایی محدود و وابسته به زمانبندی قطار یا مسیرهای از پیشتعیینشده بود. حالا هر خانواده میتوانست تصمیم بگیرد کجا برود و چه زمانی حرکت کند. این حس استقلال، بخشی از ذهنیت آمریکایی «آزادی فردی» (Individual Freedom) را تقویت کرد و بعدها در فرهنگ عمومی و حتی سیاست بازتاب یافت.
👍2
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
مرگ رویای آمریکایی؟
🔺برای دههها، والاستریت به عنوان بازاری بیرقیب شناخته میشد. بسیاری بر این باور بودند که هیچ بازاری در جهان توان رقابت با بورس نیویورک را ندارد.
🔺رشد اقتصادی قوی ایالات متحده، سودهای کلان شرکتها و سلطه غولهای فناوری سیلیکونولی، بازار سهام آمریکا را به امنترین و سودآورترین مقصد برای سرمایهگذاران در سراسر جهان تبدیل کرده بود.
🔺با این حال رفتار فعلی سرمایهگذاران جهانی و دادهها نشان میدهند که احتمال چرخش این روند وجود دارد. البته امسال بازار سهام ایالات متحده درخشان ظاهر شد و به صورت پیدرپی رکوردهای تاریخی مختلفی را ثبت کرد.
🔺بااینحال در رقابت جهانی عقب ماند و در مقایسه با سایر بازارهای بینالمللی، عملکردی ضعیف تر داشت. نگرانی معاملهگران از کند شدن رشد اقتصادی آمریکا و سایه سنگین جنگ تجاری موجب شده است که بسیاری از سرمایهگذاران، به بازارهای خارجی چشم بدوزند.
🔺درحالحاضر از نظر بازیگران بازار، خارج از مرزهای آمریکا فرصتهای بیشتری وجود داشته و قیمت سهمها جذاب تر است. امروزه به نظر میرسد سهام جهانی در مسیر ثبت بهترین عملکرد خود نسبت به بازار سهام آمریکا در ۱۶ سال اخیر قرار داد.
🔺آخرین دادههای منتشر شده از شاخص MSCI All Country World ex USA، که عملکرد سهام در بازارهای توسعهیافته و نوظهور را میسنجد، نشان میدهد که بازارهای نوظهور از ابتدای سال تاکنون رشد ۲۶درصدی را تجربه کردهاند.
🔺در این میان شاخص کوسپی کرهجنوبی با جهش ۶۴درصدی پیشتاز است. در رتبه بعدی نیز نیکی۲۲۵ ژاپن با ۲۴درصد، داکس آلمان با ۲۲درصد و فوتسی۱۰۰ بریتانیا با ۱۸درصد قرار دارند. این در حالی است که شاخص s&p۵۰۰ تنها ۱۵ درصد بازدهی به ارمغان آورده است.
🔺این چرخش تدریجی سرمایهگذاران جهانی از بازار آمریکا به سوی بازارهای بینالمللی میتواند درنهایت معادلات قدرت در دنیای سرمایهگذاری را دگرگون کند.
🔗 متن کامل
#دنیای_اقتصاد #بورس
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔺برای دههها، والاستریت به عنوان بازاری بیرقیب شناخته میشد. بسیاری بر این باور بودند که هیچ بازاری در جهان توان رقابت با بورس نیویورک را ندارد.
🔺رشد اقتصادی قوی ایالات متحده، سودهای کلان شرکتها و سلطه غولهای فناوری سیلیکونولی، بازار سهام آمریکا را به امنترین و سودآورترین مقصد برای سرمایهگذاران در سراسر جهان تبدیل کرده بود.
🔺با این حال رفتار فعلی سرمایهگذاران جهانی و دادهها نشان میدهند که احتمال چرخش این روند وجود دارد. البته امسال بازار سهام ایالات متحده درخشان ظاهر شد و به صورت پیدرپی رکوردهای تاریخی مختلفی را ثبت کرد.
🔺بااینحال در رقابت جهانی عقب ماند و در مقایسه با سایر بازارهای بینالمللی، عملکردی ضعیف تر داشت. نگرانی معاملهگران از کند شدن رشد اقتصادی آمریکا و سایه سنگین جنگ تجاری موجب شده است که بسیاری از سرمایهگذاران، به بازارهای خارجی چشم بدوزند.
🔺درحالحاضر از نظر بازیگران بازار، خارج از مرزهای آمریکا فرصتهای بیشتری وجود داشته و قیمت سهمها جذاب تر است. امروزه به نظر میرسد سهام جهانی در مسیر ثبت بهترین عملکرد خود نسبت به بازار سهام آمریکا در ۱۶ سال اخیر قرار داد.
🔺آخرین دادههای منتشر شده از شاخص MSCI All Country World ex USA، که عملکرد سهام در بازارهای توسعهیافته و نوظهور را میسنجد، نشان میدهد که بازارهای نوظهور از ابتدای سال تاکنون رشد ۲۶درصدی را تجربه کردهاند.
🔺در این میان شاخص کوسپی کرهجنوبی با جهش ۶۴درصدی پیشتاز است. در رتبه بعدی نیز نیکی۲۲۵ ژاپن با ۲۴درصد، داکس آلمان با ۲۲درصد و فوتسی۱۰۰ بریتانیا با ۱۸درصد قرار دارند. این در حالی است که شاخص s&p۵۰۰ تنها ۱۵ درصد بازدهی به ارمغان آورده است.
🔺این چرخش تدریجی سرمایهگذاران جهانی از بازار آمریکا به سوی بازارهای بینالمللی میتواند درنهایت معادلات قدرت در دنیای سرمایهگذاری را دگرگون کند.
#دنیای_اقتصاد #بورس
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✳️ راز مشترک ۱۰ کارفرمای محبوب جهان
در چشمانداز پویای اقتصاد ✅ جهانی، ارزیابی و رتبهبندی شرکتها به یکی از مهمترین ابزارها برای سنجش سلامت، نوآوری و فرهنگ سازمانی تبدیل شده است.
🔺 اسامی برترین شرکتهای دنیا در سال 2025 از نگاه مجله تایمز
این رتبهبندیها که سالانه توسط نهادهای معتبر بینالمللی منتشر میشوند، دیگر صرفا فهرستی از نامهای بزرگ نیستند، بلکه به روایتی عمیق از ترندهایی تبدیل شدهاند که آینده کسبوکار را شکل میدهند. آنها به ما نشان میدهند که موفقیت پایدار در دنیای امروز، حاصل ترکیبی پیچیده از رشد مالی، رضایت کارکنان، تعهد به پایداری و ظرفیت بیوقفه برای نوآوری است. در این نوشتار به رتبهبندی شرکتها از دید برخی از معتبرترین موسسات جهان میپردازیم تا ببینیم شرکتهای پیشرو چگونه و براساس چه معیارهایی به اوج رسیدهاند.
(اسامی ولوگوی شرکت ها)👇
■ تایمز؛ توازن بین سود و انسان و سیاره
نشریه تایمز در رتبهبندی «برترین شرکتهای جهان» خود رویکردی سهبعدی و جامع را نسبت به مفهوم موفقیت در پیش گرفته است. فهرست منتشر شده تایمز نشان از فلسفهای دارد که معتقد است موفقیت یک شرکت بزرگ تنها در افزایش درآمدش خلاصه نمیشود، بلکه باید در قبال کارکنان و جامعه جهانی هم مسوولیتپذیر باشد. معیار ارزیابی این مجله بر سه ستون اصلی استوار است: رضایت کارکنان که از طریق نظرسنجیهای گسترده برای سنجش فرهنگ کاری و میزان خشنودی نیروهای درون سازمان به دست آمده، رشد درآمد که نشاندهنده سلامت مالی و قدرت رقابتی شرکت در بازار است و در نهایت، شفافیت در پایداری که تعهد شرکت به اصول زیستمحیطی، مسوولیتهای اجتماعی و حاکمیت شرکتی (ESG) را میسنجد. این نگاه یکپارچه، شرکتهایی را در صدر قرار داده که توانستهاند بین سودآوری و مسوولیتپذیری توازن ایجاد کنند.
■در صدر برترین شرکتهای سال ۲۰۲۵ تایمز، نامهایی چون انویدیا، مایکروسافت، جیپی مورگان، الفبت و آمازون به چشم میخورد. حضور شرکتهای تکنولوژی در ردههای بالای لیست نشاندهنده تسلط آنها بر اقتصاد جهانی است، اما معیار پایداری و رضایت کارکنان باعث شده شرکتهایی از صنایع دیگر مثل گروه خودروسازی فولکس واگن یا شرکت خدمات مالی اسپانیایی BBVA هم در میان ۱۰ شرکت برتر جای گیرند. تایمز با این فهرست یادآوری میکند که رهبران واقعی صنعت، آنهایی هستند که به آیندهای پایدار و انسانی متعهدند.
🔹فوربس؛ بهترین جا برای کار کردن
نشریه فوربس برای تهیه فهرست «بهترین شرکتهای جهان» خود دست روی حوزهای خاص گذاشته و به یکی از مهمترین سرمایههای هر سازمان که همان نیروی انسانیاش است، پرداخته است. این رتبهبندی بر این اصل استوار است که بهترین شرکتها، همانهایی هستند که کارکنانشان با افتخار آنها را به دیگران توصیه میکنند.
فوربس در همکاری مشترکی با شرکت تحقیقات بازار «استاتیستا» که معتبرترین و بزرگترین پلتفرم داده در جهان است، نظرسنجیهای گسترده و مستقلی را از صدها هزار کارمند در سراسر جهان ترتیب داده و فلسفه رتبهبندیاش مبتنی بر تحلیل آن دادههاست. در این نظرسنجیها از شرکتکنندگان خواسته بودند کارفرمای خود را بر اساس معیارهایی همچون حقوق و مزایا، فرصتهای پیشرفت شغلی، تعادل بین کار و زندگی، تنوع و فراگیری و شهرت کلی برند ارزیابی کنند. نکته کلیدی این ارزیابیها این بود که از کارکنان خواسته شده بود احتمال معرفی شرکت به دوستان و اطرافیان را امتیازدهی کنند که این خود گویاترین شاخص رضایت درونی محسوب میشود.
🔹امسال مایکروسافت، هواپیمایی دلتا، الفبت، ادوبی و بیامو جایگاه برترین شرکتها را به خود اختصاص دادند. حضور پررنگ شرکتهایی مانند انویدیا، سونی و اپل در این لیست هم قابلتوجه است. این شرکتها نه تنها در زمینه تکنولوژی پیشرو هستند، بلکه توانستهاند فرهنگی را در سازمان ایجاد کنند که در آن کارکنان احساس ارزشمندی، امنیت و تعلق خاطر میکنند. این فهرست نشان میدهد که سرمایهگذاری روی رفاه و رشد کارکنان، دیگر یک هزینه نیست، بلکه یک مزیت استراتژیک برای جذب و حفظ بهترین استعدادهاست.
🔹فست کامپنی؛ تجلیل از روح نوآوری
فست کامپنی در فهرست منتشر شده خود نگاهی کاملا متفاوت به مفهوم برتری دارد. این پلتفرم به دنبال غولهایی که الزاما بیشترین سودآوری را داشتهاند نرفته است، بلکه سازمانهایی را ستایش کرده که با جسارت، خلاقیت و ایدههای خود وضع موجود را بر هم میزنند، مرزهای صنایع خود را جابهجا میکنند و آینده را بازتعریف میکنند؛ حتی اگر گاهی مختلکننده باشند. معیار انتخاب در این لیست، تاثیر نوآوری بوده و هر شرکتی به دلیل یک دستاورد مشخص و پیشگامانه در لیست قرار گرفته است؛ از ارائه یک محصول انقلابی یا یک مدل کسبوکار جدید گرفته تا یک استراتژی تاثیرگذار فرهنگی.
در چشمانداز پویای اقتصاد ✅ جهانی، ارزیابی و رتبهبندی شرکتها به یکی از مهمترین ابزارها برای سنجش سلامت، نوآوری و فرهنگ سازمانی تبدیل شده است.
🔺 اسامی برترین شرکتهای دنیا در سال 2025 از نگاه مجله تایمز
این رتبهبندیها که سالانه توسط نهادهای معتبر بینالمللی منتشر میشوند، دیگر صرفا فهرستی از نامهای بزرگ نیستند، بلکه به روایتی عمیق از ترندهایی تبدیل شدهاند که آینده کسبوکار را شکل میدهند. آنها به ما نشان میدهند که موفقیت پایدار در دنیای امروز، حاصل ترکیبی پیچیده از رشد مالی، رضایت کارکنان، تعهد به پایداری و ظرفیت بیوقفه برای نوآوری است. در این نوشتار به رتبهبندی شرکتها از دید برخی از معتبرترین موسسات جهان میپردازیم تا ببینیم شرکتهای پیشرو چگونه و براساس چه معیارهایی به اوج رسیدهاند.
(اسامی ولوگوی شرکت ها)👇
■ تایمز؛ توازن بین سود و انسان و سیاره
نشریه تایمز در رتبهبندی «برترین شرکتهای جهان» خود رویکردی سهبعدی و جامع را نسبت به مفهوم موفقیت در پیش گرفته است. فهرست منتشر شده تایمز نشان از فلسفهای دارد که معتقد است موفقیت یک شرکت بزرگ تنها در افزایش درآمدش خلاصه نمیشود، بلکه باید در قبال کارکنان و جامعه جهانی هم مسوولیتپذیر باشد. معیار ارزیابی این مجله بر سه ستون اصلی استوار است: رضایت کارکنان که از طریق نظرسنجیهای گسترده برای سنجش فرهنگ کاری و میزان خشنودی نیروهای درون سازمان به دست آمده، رشد درآمد که نشاندهنده سلامت مالی و قدرت رقابتی شرکت در بازار است و در نهایت، شفافیت در پایداری که تعهد شرکت به اصول زیستمحیطی، مسوولیتهای اجتماعی و حاکمیت شرکتی (ESG) را میسنجد. این نگاه یکپارچه، شرکتهایی را در صدر قرار داده که توانستهاند بین سودآوری و مسوولیتپذیری توازن ایجاد کنند.
■در صدر برترین شرکتهای سال ۲۰۲۵ تایمز، نامهایی چون انویدیا، مایکروسافت، جیپی مورگان، الفبت و آمازون به چشم میخورد. حضور شرکتهای تکنولوژی در ردههای بالای لیست نشاندهنده تسلط آنها بر اقتصاد جهانی است، اما معیار پایداری و رضایت کارکنان باعث شده شرکتهایی از صنایع دیگر مثل گروه خودروسازی فولکس واگن یا شرکت خدمات مالی اسپانیایی BBVA هم در میان ۱۰ شرکت برتر جای گیرند. تایمز با این فهرست یادآوری میکند که رهبران واقعی صنعت، آنهایی هستند که به آیندهای پایدار و انسانی متعهدند.
🔹فوربس؛ بهترین جا برای کار کردن
نشریه فوربس برای تهیه فهرست «بهترین شرکتهای جهان» خود دست روی حوزهای خاص گذاشته و به یکی از مهمترین سرمایههای هر سازمان که همان نیروی انسانیاش است، پرداخته است. این رتبهبندی بر این اصل استوار است که بهترین شرکتها، همانهایی هستند که کارکنانشان با افتخار آنها را به دیگران توصیه میکنند.
فوربس در همکاری مشترکی با شرکت تحقیقات بازار «استاتیستا» که معتبرترین و بزرگترین پلتفرم داده در جهان است، نظرسنجیهای گسترده و مستقلی را از صدها هزار کارمند در سراسر جهان ترتیب داده و فلسفه رتبهبندیاش مبتنی بر تحلیل آن دادههاست. در این نظرسنجیها از شرکتکنندگان خواسته بودند کارفرمای خود را بر اساس معیارهایی همچون حقوق و مزایا، فرصتهای پیشرفت شغلی، تعادل بین کار و زندگی، تنوع و فراگیری و شهرت کلی برند ارزیابی کنند. نکته کلیدی این ارزیابیها این بود که از کارکنان خواسته شده بود احتمال معرفی شرکت به دوستان و اطرافیان را امتیازدهی کنند که این خود گویاترین شاخص رضایت درونی محسوب میشود.
🔹امسال مایکروسافت، هواپیمایی دلتا، الفبت، ادوبی و بیامو جایگاه برترین شرکتها را به خود اختصاص دادند. حضور پررنگ شرکتهایی مانند انویدیا، سونی و اپل در این لیست هم قابلتوجه است. این شرکتها نه تنها در زمینه تکنولوژی پیشرو هستند، بلکه توانستهاند فرهنگی را در سازمان ایجاد کنند که در آن کارکنان احساس ارزشمندی، امنیت و تعلق خاطر میکنند. این فهرست نشان میدهد که سرمایهگذاری روی رفاه و رشد کارکنان، دیگر یک هزینه نیست، بلکه یک مزیت استراتژیک برای جذب و حفظ بهترین استعدادهاست.
🔹فست کامپنی؛ تجلیل از روح نوآوری
فست کامپنی در فهرست منتشر شده خود نگاهی کاملا متفاوت به مفهوم برتری دارد. این پلتفرم به دنبال غولهایی که الزاما بیشترین سودآوری را داشتهاند نرفته است، بلکه سازمانهایی را ستایش کرده که با جسارت، خلاقیت و ایدههای خود وضع موجود را بر هم میزنند، مرزهای صنایع خود را جابهجا میکنند و آینده را بازتعریف میکنند؛ حتی اگر گاهی مختلکننده باشند. معیار انتخاب در این لیست، تاثیر نوآوری بوده و هر شرکتی به دلیل یک دستاورد مشخص و پیشگامانه در لیست قرار گرفته است؛ از ارائه یک محصول انقلابی یا یک مدل کسبوکار جدید گرفته تا یک استراتژی تاثیرگذار فرهنگی.
❤1
در فهرست سال 2025 فستکامپنی، «ویمو» به دلیل پیشرفتهای چشمگیر در حوزه تاکسیهای خودران (که نتیجه بیش از یک دهه تحقیق و توسعه و سرمایهگذاری سنگین بوده)، انویدیا به خاطر نقش بیبدیلش در تامین زیرساخت انقلاب هوش مصنوعی، و «نوبنک» به دلیل ارائه خدمات مالی نوآورانه در آمریکای لاتین، در صدر قرار دارند. حضور نامهای غیرمنتظرهای مانند لیگ بسکتبال زنان آمریکا (WNBA) به دلیل استراتژیهای رشد فرهنگی و EssilorLuxottica برای تبدیل عینکهای هوشمند به یک محصول جذاب، نشان میدهد که نوآوری در هر صنعتی و به هر شکلی ممکن است. تلاش فست کامپنی بر این بوده که نشان دهد در دنیای امروز، توانایی سازگاری، پیشبینی آینده و خلق راهحلهای بدیع، کلید اصلی بقاست.
🔺نکته قابلتوجه اینجاست که فستکامپنی فقط به یک لیست اصلی 50 تایی بسنده نکرده، بلکه برای بیش از 50 صنعت مختلف فهرستهایی تخصصی تهیه کرده است که ثابت کند نوآوری یک پدیده فراگیر در تمام بخشهای اقتصادی است و به غولهای تکنولوژی محدود نمیشود.
🔹 اعتماد؛ سنگ بنای یک فضای کاری عالی
موسسه Great Place to Work که به عنوان مرجع جهانی در حوزه فرهنگ محیط کار شناخته میشود، بر اساس عمیقترین و معتبرترین دادهها که همان صدای خود کارکنان است، دست به رتبهبندی سازمانها زده است. فلسفه اصلی این موسسه این است که یک محیط کاری عالی، محیطی است که در آن اعتماد، افتخار و رفاقت حاکم باشد. متدولوژی ارزیابی این موسسه به شدت دادهمحور بوده و بر دو بخش اصلی تمرکز داشته است: اول، نظرسنجی شاخص اعتماد که دوسوم امتیاز نهایی را تشکیل میدهد و به صورت ناشناس از کارکنان در مورد تجربه روزمرهشان در محیط کار سوال میکند. و دوم، ارزیابی فرهنگی که در آن شرکتها برنامهها، سیاستها و استراتژیهای خود را در حوزه منابع انسانی تشریح میکنند.
در صدر لیست امسال، هیلتون غول هتلداری قرار دارد و پس از آن شرکتهایی چون سینکرنی (خدمات مالی)، سیسکو (تکنولوژی) و امریکن اکسپرس به چشم میخورند. حضور شرکتهایی مانند انویدیا و خدمات مهمانپذیری ماریوت اینترنشنال در این فهرست نشان میدهد که سازمانهای بزرگ و جهانی هم میتوانند فرهنگهایی مبتنی بر اعتماد و احترام ایجاد کنند. این رتبهبندی به مدیران یادآوری میکند که موفقیت پایدار از درون سازمان و با ایجاد یک فرهنگ مثبت و حمایتی آغاز میشود.
🔺وجه اشتراک رتبهبندیها
سلطه هوش مصنوعی: روندی که در هر چهار منبع به وضوح مشهود است، تاثیر غیرقابل انکار هوش مصنوعی در پیشرفت و موفقیت است. شرکت تولید ریزپردازنده انویدیا، تقریبا در تمام لیستها در ردههای بسیار بالا قرار دارد که این موضوع مستقیما به نقش آن در تامین زیرساختهای هوش مصنوعی مربوط میشود. شرکتهای دیگری مانند مایکروسافت و الفبت هم به دلیل سرمایهگذاریهای عظیم و پیشرفتهایشان در این حوزه مورد توجه قرار گرفتهاند.
🔺اهمیت فزاینده انعطافپذیری و رفاه کارکنان: در تحلیلهای فوربس و Great Place to Work به وضوح مشخص شده که شرکتهای برتر، آنهایی هستند که فراتر از حقوق و مزایای سنتی، بر سلامت روان، انعطافپذیری در کار (کار ترکیبی یا دورکاری) و ایجاد یک محیط کاری فراگیر و عادلانه تمرکز کردهاند.
تلاش شرکتها برای ورود به این فهرستها
حضور در هریک از این فهرستها صرفا مایه مباهات و افتخار نیست، بلکه یک دارایی استراتژیک قدرتمند برای شرکتها محسوب میشود. تاثیرات چنین دستاوردی عمیق و چندوجهی است. سازمانی که در چنین لیستی بدرخشد، پیش از هرچیزی به آهنربای جذب استعداد تبدیل میشود. در بازاری که رقابت جنونآمیزی بر سر جذب و حفظ بهترین مغزها وجود دارد، شناخته شدن به عنوان یک «کارفرمای برتر» یا «محیط کاری عالی» به شرکتها مزیتی بینظیر میبخشد. از طرف دیگر، این رتبهبندیها اعتبار برند را به شدت تقویت میکنند. مشتریان امروز به دنبال معامله با شرکتهایی هستند که اخلاقمدار، نوآور و مسوولیتپذیر باشند.
حضور در این لیستها، مهر تاییدی بر این ارزشهاست و اعتماد مصرفکنندگان و شرکای تجاری را افزایش میدهد. در نهایت، چنین موفقیتی اعتماد سرمایهگذاران را جلب میکند. شرکتی که در نوآوری پیشرو است، فرهنگ سازمانی قوی دارد و به پایداری متعهد است، از دیدگاه سرمایهگذاران، شرکتی با مدیریت کارآمد و چشمانداز روشن برای آینده است. در مجموع، این رتبهبندیها نشان میدهند که در قرن بیست و یکم، شرکتهای موفق، آنهایی هستند که توانستهاند به طور همزمان به سودآوری مالی، کارکنان، جامعه و آینده سیاره بیندیشند و در همه این ابعاد، به برتری دست یابند.
🔺نکته قابلتوجه اینجاست که فستکامپنی فقط به یک لیست اصلی 50 تایی بسنده نکرده، بلکه برای بیش از 50 صنعت مختلف فهرستهایی تخصصی تهیه کرده است که ثابت کند نوآوری یک پدیده فراگیر در تمام بخشهای اقتصادی است و به غولهای تکنولوژی محدود نمیشود.
🔹 اعتماد؛ سنگ بنای یک فضای کاری عالی
موسسه Great Place to Work که به عنوان مرجع جهانی در حوزه فرهنگ محیط کار شناخته میشود، بر اساس عمیقترین و معتبرترین دادهها که همان صدای خود کارکنان است، دست به رتبهبندی سازمانها زده است. فلسفه اصلی این موسسه این است که یک محیط کاری عالی، محیطی است که در آن اعتماد، افتخار و رفاقت حاکم باشد. متدولوژی ارزیابی این موسسه به شدت دادهمحور بوده و بر دو بخش اصلی تمرکز داشته است: اول، نظرسنجی شاخص اعتماد که دوسوم امتیاز نهایی را تشکیل میدهد و به صورت ناشناس از کارکنان در مورد تجربه روزمرهشان در محیط کار سوال میکند. و دوم، ارزیابی فرهنگی که در آن شرکتها برنامهها، سیاستها و استراتژیهای خود را در حوزه منابع انسانی تشریح میکنند.
در صدر لیست امسال، هیلتون غول هتلداری قرار دارد و پس از آن شرکتهایی چون سینکرنی (خدمات مالی)، سیسکو (تکنولوژی) و امریکن اکسپرس به چشم میخورند. حضور شرکتهایی مانند انویدیا و خدمات مهمانپذیری ماریوت اینترنشنال در این فهرست نشان میدهد که سازمانهای بزرگ و جهانی هم میتوانند فرهنگهایی مبتنی بر اعتماد و احترام ایجاد کنند. این رتبهبندی به مدیران یادآوری میکند که موفقیت پایدار از درون سازمان و با ایجاد یک فرهنگ مثبت و حمایتی آغاز میشود.
🔺وجه اشتراک رتبهبندیها
سلطه هوش مصنوعی: روندی که در هر چهار منبع به وضوح مشهود است، تاثیر غیرقابل انکار هوش مصنوعی در پیشرفت و موفقیت است. شرکت تولید ریزپردازنده انویدیا، تقریبا در تمام لیستها در ردههای بسیار بالا قرار دارد که این موضوع مستقیما به نقش آن در تامین زیرساختهای هوش مصنوعی مربوط میشود. شرکتهای دیگری مانند مایکروسافت و الفبت هم به دلیل سرمایهگذاریهای عظیم و پیشرفتهایشان در این حوزه مورد توجه قرار گرفتهاند.
🔺اهمیت فزاینده انعطافپذیری و رفاه کارکنان: در تحلیلهای فوربس و Great Place to Work به وضوح مشخص شده که شرکتهای برتر، آنهایی هستند که فراتر از حقوق و مزایای سنتی، بر سلامت روان، انعطافپذیری در کار (کار ترکیبی یا دورکاری) و ایجاد یک محیط کاری فراگیر و عادلانه تمرکز کردهاند.
تلاش شرکتها برای ورود به این فهرستها
حضور در هریک از این فهرستها صرفا مایه مباهات و افتخار نیست، بلکه یک دارایی استراتژیک قدرتمند برای شرکتها محسوب میشود. تاثیرات چنین دستاوردی عمیق و چندوجهی است. سازمانی که در چنین لیستی بدرخشد، پیش از هرچیزی به آهنربای جذب استعداد تبدیل میشود. در بازاری که رقابت جنونآمیزی بر سر جذب و حفظ بهترین مغزها وجود دارد، شناخته شدن به عنوان یک «کارفرمای برتر» یا «محیط کاری عالی» به شرکتها مزیتی بینظیر میبخشد. از طرف دیگر، این رتبهبندیها اعتبار برند را به شدت تقویت میکنند. مشتریان امروز به دنبال معامله با شرکتهایی هستند که اخلاقمدار، نوآور و مسوولیتپذیر باشند.
حضور در این لیستها، مهر تاییدی بر این ارزشهاست و اعتماد مصرفکنندگان و شرکای تجاری را افزایش میدهد. در نهایت، چنین موفقیتی اعتماد سرمایهگذاران را جلب میکند. شرکتی که در نوآوری پیشرو است، فرهنگ سازمانی قوی دارد و به پایداری متعهد است، از دیدگاه سرمایهگذاران، شرکتی با مدیریت کارآمد و چشمانداز روشن برای آینده است. در مجموع، این رتبهبندیها نشان میدهند که در قرن بیست و یکم، شرکتهای موفق، آنهایی هستند که توانستهاند به طور همزمان به سودآوری مالی، کارکنان، جامعه و آینده سیاره بیندیشند و در همه این ابعاد، به برتری دست یابند.
❤1
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
زنگخطر برای موتور رشد اقتصادی به صدا درآمد
🔹بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تشکیل سرمایه ثابت ناخالص، منفی۱.۹درصد برای فصل بهار سال جاری ثبت شده که کمترین میزان رشد فصلی از ابتدای دهه ۱۴۰۰ است.
🔹در فصل نخست، تشکیل سرمایه در بخش ماشینآلات با افت منفی ۳.۳درصد و در بخش ساختمان با رشد اندک ۰.۴درصدی مواجه شد.
🔹به طور کلی رشد اقتصادی تحتتاثیر سه عامل نیروی انسانی، سرمایه و بهرهوری کل عوامل تولید است که شواهد در اقتصاد ایران حاکی از وابستگی بالای رشد اقتصادی به انباشت سرمایه در اقتصاد است.
🔹بنا بر دادههای مرکز آمار ایران، رشد اقتصادی فصل بهار ۱۴۰۴ منفی ۰.۴درصد گزارش شده است.
🔹با توجه به روند نزولی سرمایهگذاری که اصلیترین سوخت رشد اقتصادی طی ۴دهه گذشته در اقتصاد ایران بوده است، انتظار میرود رشد اقتصادی در فصلهای آینده در سطوح پایین باقی بماند و رشد ۸درصدی سالانه که در برنامه هفتم توسعه هدفگذاری شده است، در سال جاری نیز محقق نشود.
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔹بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تشکیل سرمایه ثابت ناخالص، منفی۱.۹درصد برای فصل بهار سال جاری ثبت شده که کمترین میزان رشد فصلی از ابتدای دهه ۱۴۰۰ است.
🔹در فصل نخست، تشکیل سرمایه در بخش ماشینآلات با افت منفی ۳.۳درصد و در بخش ساختمان با رشد اندک ۰.۴درصدی مواجه شد.
🔹به طور کلی رشد اقتصادی تحتتاثیر سه عامل نیروی انسانی، سرمایه و بهرهوری کل عوامل تولید است که شواهد در اقتصاد ایران حاکی از وابستگی بالای رشد اقتصادی به انباشت سرمایه در اقتصاد است.
🔹بنا بر دادههای مرکز آمار ایران، رشد اقتصادی فصل بهار ۱۴۰۴ منفی ۰.۴درصد گزارش شده است.
🔹با توجه به روند نزولی سرمایهگذاری که اصلیترین سوخت رشد اقتصادی طی ۴دهه گذشته در اقتصاد ایران بوده است، انتظار میرود رشد اقتصادی در فصلهای آینده در سطوح پایین باقی بماند و رشد ۸درصدی سالانه که در برنامه هفتم توسعه هدفگذاری شده است، در سال جاری نیز محقق نشود.
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✳️ گاو نر و چینی فروشی
✍ سهراب دل انگيزان/اقتصاددان
✅ گاو نری در یکی از کوچه های شهر رها بود. قوی و مست غرور و نادانی. در بین گاوهای هم طویله اش البته که گاوهای قوی و مست فراوانی بودند، ولی ماجرا جویی و جسارت او آنچنان زیاد بود که شب توانست حصار بهار بند طویله را با شاخ از جای خویش بدر کند و بیرون بیاید.
بوی یونجه و جو تازه از انبار جو و علوفه او را مست کرده بود. سری در گوشه خالی پنجره انبار برد و کمی یونجه خشک نوش جان کرد.
به فشار سر که هر بار برای خوردن جلوتر میرفت، پنجره باز شد و توانست که تا کمر وارد انبار شود و هرچه میخواهد جو و یونجه بخورد.
سیر نمیشد، ولی کنجکاوی و روح سرکش گاوی او عاملی بود که بوی گاوهای ماده را جستجو کند و به همین خیال از طویله بیرون رفت و به یکباره خود را در جاده بیرون گاوداری دید.
گاوداری در کنار یک شهر کوچک توریستی بود. بازارچههای شهر همه از مغازه های بزرگ و کوچکی تشکیل شده بودند که چینی آلات، سفال، مجسمه، وسایل تزئینی و البته خوراکی و تنقلات و سوغات میفروختند.
گاو سرمست غرور و نادانی، در ابتدای جادهای ایستاده بود که ورودی یکی از مهمترین بازارهای شهر بود.
مردم شهر و گردشگران در حال گردش و بازدید و امور روزانه خود بودند که به یکباره گاو را دیدند. سیاه، بزرگ، عضلانی، با شاخهایی به مانند کمان و نوکهایی تیز.
تعدادی جوان ماجرا جو با دیدن گاو به سمتش آمدند. مردم از ترس کناری را گزیدند و یا به درون مغازه ها پناه بردند. همه مغازه داران که با این مساله آشنا بودند، درب مغازه های خود را بستند. اما چینی فروشی بزرگ تازه رونق که صاحبش تازه فوت کرده بود و فرزند جوانش مدیریت مغازه را در دست گرفته بود، از حضور گاو و فعالیتهای او در یک بازار گردشگری چیزی نمیدانست. این بود که درب مغازه اش را همچنان باز گذاشت. لذا تعداد زیادی از توریستها به مغازه او پناه آورده بودند.
گاو با تحریک جوانان نادانتر از خود شروع به دویدن و حمله به آنها کرد. جوانان فرار کردند. یکی از آنها که لباس قرمزی پوشیده بود بیشتر به چشم گاو آمد و او را دنبال کرد. جوان هراسان فرار میکرد. هیچ جایی برای پناه آوردن نبود. ناگاه درب مغازه چینی فروش را باز دید. به آنجا پناه برد و در میان جمعیت قرار گرفت. گاو به درب مغازه رسیده بود. خشمگین، سرمست از جو بسیار که خورده بود، قدرتمند و نادان.
جمعیت با دیدن گاو هراسان به هر سو فرار کردند. قفسه های چینی بود که توسط جمعیت فرو می افتاد و بار چینی بود که بر زمین ریخته و خرد میشد.
گاو از این تحرک شدید جمعیت و صدای فرو افتادن قفسه ها و خرد شدن چینی ها بیشتر هراسان شد. بی هدف به سمت جمعیت دوید. به قفسه های چسبیده به دیوار و یا ایستاده برخورد میکرد و تقریبا همه چیز را نابود و خرد و ناکارآمد کرد.
مردم از چینی فروشی بیرون رفته و هر کدام سویی را برای فرار انتخاب کرده بودند. اما گاو نمیتوانست راه بیرون رفتن را پیدا کند.
لذا بیشترین هراسان شد و به هر چیزی و حتی دیوارها شاخ میزد و آنها را خراب میکرد. صاحب مغازه هم هیچ تجربه نداشت که چکار میتواند انجام دهد تا گاو را بیرون آورد.
یکی از مغازه دارهای با تجربه سریع دوید و درب مغازه را که گاو در آنجا گیر کرده بود بست. حالا گاو به تنهایی در مغازه مانده و هیچ راه بیرون رفتی هم نداشت.
نکات مهم یاد گرفتنی:
1. وقتی گاوی مست در شهر رها شده است، درب مغازه ات را ببند.
2. وقتی مردم را در مغازه ات به پناه میگیری، باید بپذیری که اگر هراسان شوند، قبل از گاو، این آنها هستند که عامل تخریب اموال تو خواهند شد.
3. اگر مردم هراسان شوند، ممکن است از گاو هم بیشتر خسارت ببار آورند. این خسارت ناشی از ترس است که از خسارات ناشی از نادانی بیشتر است.
4. مدیران پیر فقط درب مغازه خود را بستند که گاو وارد مغازه نشود ولی در عمل مساله خودشان را از مساله مردم جدا کردند. لذا کسی نمیتواند به آنها تهمت بزند که با مردم رفتار زشتی داشته اند ولی اگر مغازه دار جوان از مردم برای خسارت به اموالش شکایت کند، هم شکایت او مسموع نیست و هم به رفتار زشت و خودخواهانه محکوم خواهد شد.
5. حضور یک گاو نر قوی و خشمگین و جوان در یک چینی فروشی میتواند بلایی بزرگ باشد که صاحب مغازه را کامل از هستی ساقط کند.
6. هرچند مغازه بیمه دزدی و آتش سوزی داشت، ولی بیمه خرابکاری توسط گاو را نداشت و حق بیمه ای به او تعلق نگرفت.
7. سیاستمداران نادان و مست جویای نام وقتی به جایگاه سیاست میرسند، کم از گاو مستی که در چینی فروشی قرار گرفتهاند نخواهند بود.
8. پیدا کردن مقصر اصلی حادثه بسیار سخت است و هرکسی به سهم خودش در حادثه و خسارات آن شریک است، ولی قاضی احتمالا صاحب گاو را مقصر اصلی و مکلف به جبران خسارات معرفی خواهد کرد.
كانال برنامه ريزي استراتژيك توسعه
https://t.me/ExecutiveManagement
✍ سهراب دل انگيزان/اقتصاددان
✅ گاو نری در یکی از کوچه های شهر رها بود. قوی و مست غرور و نادانی. در بین گاوهای هم طویله اش البته که گاوهای قوی و مست فراوانی بودند، ولی ماجرا جویی و جسارت او آنچنان زیاد بود که شب توانست حصار بهار بند طویله را با شاخ از جای خویش بدر کند و بیرون بیاید.
بوی یونجه و جو تازه از انبار جو و علوفه او را مست کرده بود. سری در گوشه خالی پنجره انبار برد و کمی یونجه خشک نوش جان کرد.
به فشار سر که هر بار برای خوردن جلوتر میرفت، پنجره باز شد و توانست که تا کمر وارد انبار شود و هرچه میخواهد جو و یونجه بخورد.
سیر نمیشد، ولی کنجکاوی و روح سرکش گاوی او عاملی بود که بوی گاوهای ماده را جستجو کند و به همین خیال از طویله بیرون رفت و به یکباره خود را در جاده بیرون گاوداری دید.
گاوداری در کنار یک شهر کوچک توریستی بود. بازارچههای شهر همه از مغازه های بزرگ و کوچکی تشکیل شده بودند که چینی آلات، سفال، مجسمه، وسایل تزئینی و البته خوراکی و تنقلات و سوغات میفروختند.
گاو سرمست غرور و نادانی، در ابتدای جادهای ایستاده بود که ورودی یکی از مهمترین بازارهای شهر بود.
مردم شهر و گردشگران در حال گردش و بازدید و امور روزانه خود بودند که به یکباره گاو را دیدند. سیاه، بزرگ، عضلانی، با شاخهایی به مانند کمان و نوکهایی تیز.
تعدادی جوان ماجرا جو با دیدن گاو به سمتش آمدند. مردم از ترس کناری را گزیدند و یا به درون مغازه ها پناه بردند. همه مغازه داران که با این مساله آشنا بودند، درب مغازه های خود را بستند. اما چینی فروشی بزرگ تازه رونق که صاحبش تازه فوت کرده بود و فرزند جوانش مدیریت مغازه را در دست گرفته بود، از حضور گاو و فعالیتهای او در یک بازار گردشگری چیزی نمیدانست. این بود که درب مغازه اش را همچنان باز گذاشت. لذا تعداد زیادی از توریستها به مغازه او پناه آورده بودند.
گاو با تحریک جوانان نادانتر از خود شروع به دویدن و حمله به آنها کرد. جوانان فرار کردند. یکی از آنها که لباس قرمزی پوشیده بود بیشتر به چشم گاو آمد و او را دنبال کرد. جوان هراسان فرار میکرد. هیچ جایی برای پناه آوردن نبود. ناگاه درب مغازه چینی فروش را باز دید. به آنجا پناه برد و در میان جمعیت قرار گرفت. گاو به درب مغازه رسیده بود. خشمگین، سرمست از جو بسیار که خورده بود، قدرتمند و نادان.
جمعیت با دیدن گاو هراسان به هر سو فرار کردند. قفسه های چینی بود که توسط جمعیت فرو می افتاد و بار چینی بود که بر زمین ریخته و خرد میشد.
گاو از این تحرک شدید جمعیت و صدای فرو افتادن قفسه ها و خرد شدن چینی ها بیشتر هراسان شد. بی هدف به سمت جمعیت دوید. به قفسه های چسبیده به دیوار و یا ایستاده برخورد میکرد و تقریبا همه چیز را نابود و خرد و ناکارآمد کرد.
مردم از چینی فروشی بیرون رفته و هر کدام سویی را برای فرار انتخاب کرده بودند. اما گاو نمیتوانست راه بیرون رفتن را پیدا کند.
لذا بیشترین هراسان شد و به هر چیزی و حتی دیوارها شاخ میزد و آنها را خراب میکرد. صاحب مغازه هم هیچ تجربه نداشت که چکار میتواند انجام دهد تا گاو را بیرون آورد.
یکی از مغازه دارهای با تجربه سریع دوید و درب مغازه را که گاو در آنجا گیر کرده بود بست. حالا گاو به تنهایی در مغازه مانده و هیچ راه بیرون رفتی هم نداشت.
نکات مهم یاد گرفتنی:
1. وقتی گاوی مست در شهر رها شده است، درب مغازه ات را ببند.
2. وقتی مردم را در مغازه ات به پناه میگیری، باید بپذیری که اگر هراسان شوند، قبل از گاو، این آنها هستند که عامل تخریب اموال تو خواهند شد.
3. اگر مردم هراسان شوند، ممکن است از گاو هم بیشتر خسارت ببار آورند. این خسارت ناشی از ترس است که از خسارات ناشی از نادانی بیشتر است.
4. مدیران پیر فقط درب مغازه خود را بستند که گاو وارد مغازه نشود ولی در عمل مساله خودشان را از مساله مردم جدا کردند. لذا کسی نمیتواند به آنها تهمت بزند که با مردم رفتار زشتی داشته اند ولی اگر مغازه دار جوان از مردم برای خسارت به اموالش شکایت کند، هم شکایت او مسموع نیست و هم به رفتار زشت و خودخواهانه محکوم خواهد شد.
5. حضور یک گاو نر قوی و خشمگین و جوان در یک چینی فروشی میتواند بلایی بزرگ باشد که صاحب مغازه را کامل از هستی ساقط کند.
6. هرچند مغازه بیمه دزدی و آتش سوزی داشت، ولی بیمه خرابکاری توسط گاو را نداشت و حق بیمه ای به او تعلق نگرفت.
7. سیاستمداران نادان و مست جویای نام وقتی به جایگاه سیاست میرسند، کم از گاو مستی که در چینی فروشی قرار گرفتهاند نخواهند بود.
8. پیدا کردن مقصر اصلی حادثه بسیار سخت است و هرکسی به سهم خودش در حادثه و خسارات آن شریک است، ولی قاضی احتمالا صاحب گاو را مقصر اصلی و مکلف به جبران خسارات معرفی خواهد کرد.
كانال برنامه ريزي استراتژيك توسعه
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ مدیران چگونه میتوانند برای کارکنان برنامهریزی روزانه تعریف کنند
✅ اهمیت هدفگذاری روزانه:
کارکنانی که اهداف روزانه برای خود تعیین میکنند، نه تنها دستاوردهای بیشتری دارند، بلکه روحیه و احساس بهتری نسبت به کار خود پیدا میکنند.
🔹 اهداف کوچک، نتایج بزرگ
تعیین اهداف کوتاهمدت در کسبوکار، مسیر و دستاوردها را شفاف میکند و اثر روانشناختی مثبت ایجاد میکند.
■ پژوهش روی ۱.۵ میلیون هدف گزارش شده توسط ۱۲ هزار نفر نشان داد افرادی که حداقل ۴ هدف روزانه در هفته داشتند، ۳۴٪ بیشتر به KPI خود رسیدند و کسانی که ۵۰٪ اهدافشان را محقق کردند، احساس بهتری نسبت به کار خود داشتند.
🔹 تبدیل هدفگذاری به عادت
1️⃣ کمک به درک منافع توسط کارکنان: هدفگذاری مشارکتی و مشورتی باعث میشود کارکنان مزایای این رفتار را بهتر درک کنند و انگیزه بیشتری پیدا کنند.
2️⃣ جشن گرفتن بردهای کوچک: ثبت موفقیتهای فردی و تیمی روحیه مثبت ایجاد میکند و انگیزه را افزایش میدهد. در یک مطالعه، کارکنانی که موفقیت خود و همکارانشان را اعلام کردند، ۵۹٪ احتمال بیشتری برای ثبت روحیه مثبت داشتند.
3️⃣ استفاده از زبان مناسب: اهداف دقیق و عملی باعث عملکرد بهتر میشوند. مثال: استفاده از اصطلاحات مرتبط با مشتری و فروش منجر به ۱۲٪ تعامل بیشتر با مشتریان شد.
4️⃣ فراموش نکردن پیشنیازها: حمایت مدیران و مشارکت کارکنان برای تعیین اهداف، همراه با فضای امن روانشناختی برای بیان شکستها و اشتباهات، کلید موفقیت است.
🔹 اثرات هدفگذاری مستمر
هدفگذاری منظم موجب بهبود عملکرد فردی و تیمی، افزایش سرعت پاسخ به مشتریان (کاهش ۱۰٪ زمان رسیدگی به پیامها)، و روحیه و تعامل مثبت کارکنان میشود. وقتی هدفگذاری روزانه به یک عادت سازمانی تبدیل شود، منافع آن به طور تصاعدی برای کل تیم یا سازمان ملموس خواهد بود.
💡 نتیجهگیری
هدفگذاری روزانه، هرچند کوچک به نظر میرسد، اما اثری بزرگ بر عملکرد کلی و روحیه کارکنان دارد. همانند مایکل فلپس، این عادت میتواند به نتایج برجسته و پایدار برای کل سازمان منجر شود.
📝 منبع: دنیای اقتصاد
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ اهمیت هدفگذاری روزانه:
کارکنانی که اهداف روزانه برای خود تعیین میکنند، نه تنها دستاوردهای بیشتری دارند، بلکه روحیه و احساس بهتری نسبت به کار خود پیدا میکنند.
🔹 اهداف کوچک، نتایج بزرگ
تعیین اهداف کوتاهمدت در کسبوکار، مسیر و دستاوردها را شفاف میکند و اثر روانشناختی مثبت ایجاد میکند.
■ پژوهش روی ۱.۵ میلیون هدف گزارش شده توسط ۱۲ هزار نفر نشان داد افرادی که حداقل ۴ هدف روزانه در هفته داشتند، ۳۴٪ بیشتر به KPI خود رسیدند و کسانی که ۵۰٪ اهدافشان را محقق کردند، احساس بهتری نسبت به کار خود داشتند.
🔹 تبدیل هدفگذاری به عادت
1️⃣ کمک به درک منافع توسط کارکنان: هدفگذاری مشارکتی و مشورتی باعث میشود کارکنان مزایای این رفتار را بهتر درک کنند و انگیزه بیشتری پیدا کنند.
2️⃣ جشن گرفتن بردهای کوچک: ثبت موفقیتهای فردی و تیمی روحیه مثبت ایجاد میکند و انگیزه را افزایش میدهد. در یک مطالعه، کارکنانی که موفقیت خود و همکارانشان را اعلام کردند، ۵۹٪ احتمال بیشتری برای ثبت روحیه مثبت داشتند.
3️⃣ استفاده از زبان مناسب: اهداف دقیق و عملی باعث عملکرد بهتر میشوند. مثال: استفاده از اصطلاحات مرتبط با مشتری و فروش منجر به ۱۲٪ تعامل بیشتر با مشتریان شد.
4️⃣ فراموش نکردن پیشنیازها: حمایت مدیران و مشارکت کارکنان برای تعیین اهداف، همراه با فضای امن روانشناختی برای بیان شکستها و اشتباهات، کلید موفقیت است.
🔹 اثرات هدفگذاری مستمر
هدفگذاری منظم موجب بهبود عملکرد فردی و تیمی، افزایش سرعت پاسخ به مشتریان (کاهش ۱۰٪ زمان رسیدگی به پیامها)، و روحیه و تعامل مثبت کارکنان میشود. وقتی هدفگذاری روزانه به یک عادت سازمانی تبدیل شود، منافع آن به طور تصاعدی برای کل تیم یا سازمان ملموس خواهد بود.
💡 نتیجهگیری
هدفگذاری روزانه، هرچند کوچک به نظر میرسد، اما اثری بزرگ بر عملکرد کلی و روحیه کارکنان دارد. همانند مایکل فلپس، این عادت میتواند به نتایج برجسته و پایدار برای کل سازمان منجر شود.
📝 منبع: دنیای اقتصاد
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1
✳️ رکود تورمی و تبعات آن بر اقتصاد ایران
✍️ مرتضی افقه/اقتصاددان
✅ ایران با یکی از پیچیدهترین پدیدههای اقتصادی، یعنی رکود تورمی (Stagflation)، مواجه شده است؛ پدیدهای که آسیبهای فراوانی به معیشت خانوارها و ساختار اقتصادی کشور وارد کرده است. رکود تورمی ترکیبی از دو بحران متضاد را در خود دارد: رکود اقتصادی و تورم بالا. این بدان معناست که اقتصاد از یک سو با کاهش تولید، افزایش بیکاری و افت رشد مواجه است، و از سوی دیگر، قیمتها نیز بهطور همزمان با سرعتی فزاینده افزایش مییابند و قدرت خرید مردم کاهش پیدا میکند.
علل سمت عرضه: افزایش ناگهانی هزینههای تولید موجب کاهش تولید و افزایش قیمتها میشود. همچنین، ساختارهای معیوب حاکم بر نظام تصمیمگیری اقتصادی میتوانند منجر به افزایش هزینه تولید و در نتیجه رکود تورمی شوند.
سیاستهای اقتصادی ناکارآمد: تصمیمات ناهماهنگ یا نادرست در حوزههای پولی و مالی، بهویژه در شرایط بحرانی، میتوانند وضعیت رکود تورمی را تشدید کنند.
بیثباتی سیاسی و مدیریتی: تغییرات مکرر در مدیریت اقتصادی، قوانین و سیاستهای مرتبط با تولید، و ناکارآمدی مدیریتی و بوروکراتیک نیز از جمله دلایل بروز رکود تورمی در کشور هستند.
بدیهی است که رکود تورمی آثاری بهمراتب مخربتر از بروز هرکدام از رکود یا تورم بهطور جداگانه دارد. افزون بر این، درمان این بیماری اقتصادی نیز بسیار دشوارتر از مواجهه با رکود یا تورم بهصورت مستقل است. برخی از آثار رکود تورمی عبارتاند از: کاهش قدرت خرید مردم، افزایش بیکاری و فقر، کاهش سرمایهگذاری و تولید، بیثباتی در سیاستگذاری و تصمیمگیری، و بیاعتمادی و نگرانی عمومی نسبت به آینده اقتصادی.
برای درمان بیماری رکود تورمی که سالهاست بر اقتصاد کشور سایه افکنده، باید ریشه بروز و تداوم آن را بهدرستی شناخت تا بتوان نسخهای مؤثر برای درمان آن تجویز کرد. بر اساس شواهد موجود، رکود تورمی در ایران ریشه در ساختارهای معیوب، ضدتولید و ضدتوسعهای دارد که بر نظام تصمیمگیری کشور حاکماند.
در کنار عوامل داخلی، انبوهی از تنشها و بیثباتی در روابط خارجی طی دهههای گذشته، بهویژه از سال ۱۳۹۷ به اینسو، با تشدید تحریمها بر کشور تحمیل شدهاند. این وضعیت، بهویژه با بازگشت ترامپ به کاخ سفید و تحولات سیاسی منطقه که از سال گذشته آغاز شد و با جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران به اوج رسید، روابط تجاری و اقتصادی کشور را با بنبستها و دشواریهای فراوان مواجه کرده است. حاصل این وضعیت، افزایش قیمت ارز و در نتیجه افزایش قیمت کالاهای مصرفی، واسطهای و سرمایهای وارداتی بوده است. اقتصاد ایران بهدلیل وابستگی شدید به درآمدهای نفتی، بهشدت به روابط اقتصادی و تجاری خارجی وابسته شده است. هر تحول منفی در این روابط، مستقیماً بر تولید و معیشت داخلی تأثیرگذار بوده و هست؛ امری که در تمامی سالهای گذشته بر اقتصاد کشور سایه افکنده است.
هیچ راهحل کوتاهمدتی برای برونرفت از وضعیت فعلی وجود ندارد. هرچند حل مشکل روابط خارجی و عادیسازی مناسبات سیاسی و اقتصادی با جهان، بهویژه کشورهای پیشرفته غربی، میتواند بهعنوان یک راهحل میانمدت مطرح باشد، اما این اقدام بهتنهایی کافی نیست. در این میان، انجام تحولات اساسی در ساختارهای معیوب غیراقتصادی یادشده، امری اجتنابناپذیر برای رهایی از بنبستهای موجود است که البته نه آسان است و نه کوتاه مدت. نخستین گام، بازنگری در اولویتهای نظام ارزشی حاکم است. این نظام باید پیشرفت، رفاه اقتصادی و توسعه همهجانبه را در صدر اولویتهای خود قرار دهد؛ نیل به توسعه یعنی مرحلهای که تمامی مردم بتوانند نیازهای مادی و غیرمادی خود را بهطور کامل البته متناسب با عرف رایج تأمین کنند.
چنین تحول نگرشی، زمینهساز ایجاد بستری مناسب برای اصلاح بنیادین در نظام انتخاب و انتصاب کارگزاران حاکمیت در تمامی ردهها و در همه دستگاههایی خواهد بود که نقش تصمیمگیر یا سیاستگذار دارند. در این چارچوب، نظامی شکل خواهد گرفت که در آن کلیه تصمیمگیران، تصمیمسازان، مدیران و کارکنان، بر اساس شایستگیهای لازم برای هدایت جامعه بهسوی توسعه همهجانبه انتخاب شوند. در چنین شرایطی، دستگاههای مقننه و قضائیه نیز بهتدریج جهتگیری توسعهمحور و تولیدی پیدا خواهند کرد؛ به نفع رشد و رفاه اقتصادی و غیراقتصادی جامعه.
این تحولات بلندمدت، دشوار و پرهزینه خواهند بود و البته با مقاومت افراد و گروههای ذینفوذ و ذینفع مواجه خواهند شد. اما برای قرار گرفتن در مسیر توسعه، هیچ گریزی از این مسیر نیست. تنها از طریق اصلاحات بنیادین، میتوان به ساختارهایی دست یافت که ظرفیت پاسخگویی به نیازهای جامعه را داشته باشند و کشور را از چرخه معیوب رکود و تورم و سایر بحرانهای اقتصادی خارج کنند.
✍️ مرتضی افقه/اقتصاددان
✅ ایران با یکی از پیچیدهترین پدیدههای اقتصادی، یعنی رکود تورمی (Stagflation)، مواجه شده است؛ پدیدهای که آسیبهای فراوانی به معیشت خانوارها و ساختار اقتصادی کشور وارد کرده است. رکود تورمی ترکیبی از دو بحران متضاد را در خود دارد: رکود اقتصادی و تورم بالا. این بدان معناست که اقتصاد از یک سو با کاهش تولید، افزایش بیکاری و افت رشد مواجه است، و از سوی دیگر، قیمتها نیز بهطور همزمان با سرعتی فزاینده افزایش مییابند و قدرت خرید مردم کاهش پیدا میکند.
علل سمت عرضه: افزایش ناگهانی هزینههای تولید موجب کاهش تولید و افزایش قیمتها میشود. همچنین، ساختارهای معیوب حاکم بر نظام تصمیمگیری اقتصادی میتوانند منجر به افزایش هزینه تولید و در نتیجه رکود تورمی شوند.
سیاستهای اقتصادی ناکارآمد: تصمیمات ناهماهنگ یا نادرست در حوزههای پولی و مالی، بهویژه در شرایط بحرانی، میتوانند وضعیت رکود تورمی را تشدید کنند.
بیثباتی سیاسی و مدیریتی: تغییرات مکرر در مدیریت اقتصادی، قوانین و سیاستهای مرتبط با تولید، و ناکارآمدی مدیریتی و بوروکراتیک نیز از جمله دلایل بروز رکود تورمی در کشور هستند.
بدیهی است که رکود تورمی آثاری بهمراتب مخربتر از بروز هرکدام از رکود یا تورم بهطور جداگانه دارد. افزون بر این، درمان این بیماری اقتصادی نیز بسیار دشوارتر از مواجهه با رکود یا تورم بهصورت مستقل است. برخی از آثار رکود تورمی عبارتاند از: کاهش قدرت خرید مردم، افزایش بیکاری و فقر، کاهش سرمایهگذاری و تولید، بیثباتی در سیاستگذاری و تصمیمگیری، و بیاعتمادی و نگرانی عمومی نسبت به آینده اقتصادی.
برای درمان بیماری رکود تورمی که سالهاست بر اقتصاد کشور سایه افکنده، باید ریشه بروز و تداوم آن را بهدرستی شناخت تا بتوان نسخهای مؤثر برای درمان آن تجویز کرد. بر اساس شواهد موجود، رکود تورمی در ایران ریشه در ساختارهای معیوب، ضدتولید و ضدتوسعهای دارد که بر نظام تصمیمگیری کشور حاکماند.
در کنار عوامل داخلی، انبوهی از تنشها و بیثباتی در روابط خارجی طی دهههای گذشته، بهویژه از سال ۱۳۹۷ به اینسو، با تشدید تحریمها بر کشور تحمیل شدهاند. این وضعیت، بهویژه با بازگشت ترامپ به کاخ سفید و تحولات سیاسی منطقه که از سال گذشته آغاز شد و با جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران به اوج رسید، روابط تجاری و اقتصادی کشور را با بنبستها و دشواریهای فراوان مواجه کرده است. حاصل این وضعیت، افزایش قیمت ارز و در نتیجه افزایش قیمت کالاهای مصرفی، واسطهای و سرمایهای وارداتی بوده است. اقتصاد ایران بهدلیل وابستگی شدید به درآمدهای نفتی، بهشدت به روابط اقتصادی و تجاری خارجی وابسته شده است. هر تحول منفی در این روابط، مستقیماً بر تولید و معیشت داخلی تأثیرگذار بوده و هست؛ امری که در تمامی سالهای گذشته بر اقتصاد کشور سایه افکنده است.
هیچ راهحل کوتاهمدتی برای برونرفت از وضعیت فعلی وجود ندارد. هرچند حل مشکل روابط خارجی و عادیسازی مناسبات سیاسی و اقتصادی با جهان، بهویژه کشورهای پیشرفته غربی، میتواند بهعنوان یک راهحل میانمدت مطرح باشد، اما این اقدام بهتنهایی کافی نیست. در این میان، انجام تحولات اساسی در ساختارهای معیوب غیراقتصادی یادشده، امری اجتنابناپذیر برای رهایی از بنبستهای موجود است که البته نه آسان است و نه کوتاه مدت. نخستین گام، بازنگری در اولویتهای نظام ارزشی حاکم است. این نظام باید پیشرفت، رفاه اقتصادی و توسعه همهجانبه را در صدر اولویتهای خود قرار دهد؛ نیل به توسعه یعنی مرحلهای که تمامی مردم بتوانند نیازهای مادی و غیرمادی خود را بهطور کامل البته متناسب با عرف رایج تأمین کنند.
چنین تحول نگرشی، زمینهساز ایجاد بستری مناسب برای اصلاح بنیادین در نظام انتخاب و انتصاب کارگزاران حاکمیت در تمامی ردهها و در همه دستگاههایی خواهد بود که نقش تصمیمگیر یا سیاستگذار دارند. در این چارچوب، نظامی شکل خواهد گرفت که در آن کلیه تصمیمگیران، تصمیمسازان، مدیران و کارکنان، بر اساس شایستگیهای لازم برای هدایت جامعه بهسوی توسعه همهجانبه انتخاب شوند. در چنین شرایطی، دستگاههای مقننه و قضائیه نیز بهتدریج جهتگیری توسعهمحور و تولیدی پیدا خواهند کرد؛ به نفع رشد و رفاه اقتصادی و غیراقتصادی جامعه.
این تحولات بلندمدت، دشوار و پرهزینه خواهند بود و البته با مقاومت افراد و گروههای ذینفوذ و ذینفع مواجه خواهند شد. اما برای قرار گرفتن در مسیر توسعه، هیچ گریزی از این مسیر نیست. تنها از طریق اصلاحات بنیادین، میتوان به ساختارهایی دست یافت که ظرفیت پاسخگویی به نیازهای جامعه را داشته باشند و کشور را از چرخه معیوب رکود و تورم و سایر بحرانهای اقتصادی خارج کنند.
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
فرمول ثبات اقتصادی در جنگ
🔺گزارش پژوهشکده پولی و بانکی درباره «تقویت ثبات اقتصاد کلان در شرایط بحرانی و جنگی» نشان میدهد که عبور موفق کشورها از دوران بحران یا جنگ، به حفظ ثبات اقتصاد کلان و اجرای سیاستهای هماهنگ پولی، مالی و ارزی وابسته است.
🔺ثبات اقتصادی یعنی توان دولت در حفظ سیاستهای پایدار داخلی و خارجی برای جلوگیری از نوسانات شدید.
🔺ثبات داخلی شامل رشد پایدار، کنترل تورم، اشتغال و ثبات قیمتی است؛ ثبات خارجی نیز به توازن تراز پرداختها و کنترل نرخ ارز مربوط میشود. این ثبات تنها با هماهنگی میان سیاستهای پولی، مالی، ارزی و تجاری بهدست میآید.
🔺جنگ فشار شدیدی بر بودجه و تولید وارد میکند. افزایش هزینههای نظامی و کاهش سرمایهگذاری باعث تورم، کسری بودجه و تخریب زیرساختها میشود.
🔺در شرایط جنگ، هدف سیاستهای اقتصادی باید تخصیص بهینه منابع برای تأمین کالاهای ضروری، مهار تورم و حفظ معیشت مردم باشد.
🔺در عین حال، دولت باید چشمانداز بازسازی را مدنظر قرار دهد؛ یعنی پس از جنگ با اصلاح بودجه، محدود کردن حمایتهای پراکنده و تمرکز بر کمک هدفمند به بخشهای آسیبدیده، مسیر بازگشت به رشد را فراهم کند.
🔺اقتصاددانان سه شاخص کلیدی برای سنجش آمادگی کشورها معرفی کردهاند:
🔺فضای بودجهای: ظرفیت رشد و هزینهکرد دولت بدون بیثباتی قیمتی.
🔺فضای پولی: توان بانک مرکزی در تحریک رشد بدون ایجاد تورم.
🔺فضای ذخیرهای: سطح ذخایر ارزی و نقدینگی برای مقابله با شوکها.
🔺کشورهایی با ذخایر ارزی کافی، بدهی پایین، درآمد سرانه بالا و رژیم ارزی انعطافپذیر، از تابآوری بیشتری برخوردارند؛ در حالیکه اقتصادهای درگیر تحریم، با نرخ ارز میخکوب و بدهی سنگین، کمتحملترند.
🔺عبور کشور از بحران و جنگ مستلزم پیشدستی سیاستی، هماهنگی نهادی و مدیریت حرفهای منابع است. ثبات اقتصادی تنها زمانی حفظ میشود که سیاستگذار میان کنترل کوتاهمدت بحران و طراحی بلندمدت بازسازی تعادل برقرار کند.
🔗 متن کامل
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔺گزارش پژوهشکده پولی و بانکی درباره «تقویت ثبات اقتصاد کلان در شرایط بحرانی و جنگی» نشان میدهد که عبور موفق کشورها از دوران بحران یا جنگ، به حفظ ثبات اقتصاد کلان و اجرای سیاستهای هماهنگ پولی، مالی و ارزی وابسته است.
🔺ثبات اقتصادی یعنی توان دولت در حفظ سیاستهای پایدار داخلی و خارجی برای جلوگیری از نوسانات شدید.
🔺ثبات داخلی شامل رشد پایدار، کنترل تورم، اشتغال و ثبات قیمتی است؛ ثبات خارجی نیز به توازن تراز پرداختها و کنترل نرخ ارز مربوط میشود. این ثبات تنها با هماهنگی میان سیاستهای پولی، مالی، ارزی و تجاری بهدست میآید.
🔺جنگ فشار شدیدی بر بودجه و تولید وارد میکند. افزایش هزینههای نظامی و کاهش سرمایهگذاری باعث تورم، کسری بودجه و تخریب زیرساختها میشود.
🔺در شرایط جنگ، هدف سیاستهای اقتصادی باید تخصیص بهینه منابع برای تأمین کالاهای ضروری، مهار تورم و حفظ معیشت مردم باشد.
🔺در عین حال، دولت باید چشمانداز بازسازی را مدنظر قرار دهد؛ یعنی پس از جنگ با اصلاح بودجه، محدود کردن حمایتهای پراکنده و تمرکز بر کمک هدفمند به بخشهای آسیبدیده، مسیر بازگشت به رشد را فراهم کند.
🔺اقتصاددانان سه شاخص کلیدی برای سنجش آمادگی کشورها معرفی کردهاند:
🔺فضای بودجهای: ظرفیت رشد و هزینهکرد دولت بدون بیثباتی قیمتی.
🔺فضای پولی: توان بانک مرکزی در تحریک رشد بدون ایجاد تورم.
🔺فضای ذخیرهای: سطح ذخایر ارزی و نقدینگی برای مقابله با شوکها.
🔺کشورهایی با ذخایر ارزی کافی، بدهی پایین، درآمد سرانه بالا و رژیم ارزی انعطافپذیر، از تابآوری بیشتری برخوردارند؛ در حالیکه اقتصادهای درگیر تحریم، با نرخ ارز میخکوب و بدهی سنگین، کمتحملترند.
🔺عبور کشور از بحران و جنگ مستلزم پیشدستی سیاستی، هماهنگی نهادی و مدیریت حرفهای منابع است. ثبات اقتصادی تنها زمانی حفظ میشود که سیاستگذار میان کنترل کوتاهمدت بحران و طراحی بلندمدت بازسازی تعادل برقرار کند.
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
اینفلوئنسرهای همهکاره هیچکاره
🔹در عصر شبکههای اجتماعی، اینفلوئنسرها تبدیل به بازیگران اصلی شکلدهی افکار عمومی و بازارها شدهاند؛ گاه منشأ موجهای مثبت و گاه منبع اطلاعات نادرست. مثال جهانی آن، محبوبیت ناگهانی «شکلات پستهای امارات» بود که فقط با چند ویدئوی تیکتاکی بحران عرضه جهانی پسته ایجاد کرد.
🔹با این حال، سلطه شهرت بر تخصص پیامدهای سنگینی دارد؛ بسیاری از کاربران پرمخاطب در حوزههایی مانند سلامت، روانشناسی یا سرمایهگذاری بدون دانش کافی سخن میگویند و محتوایی منتشر میکنند که میتواند تصمیمهای اقتصادی یا سلامت میلیونها نفر را منحرف کند.
🔹الگوریتمها نیز بهجای دقت و صحت، محتواهای هیجانی را تقویت میکنند و فضای رسانهای را به بازار توجه و سرگرمی بدل میسازند.
🔹در ایران، گردش مالی این صنعت در سال ۱۴۰۲ حدود ۶هزار میلیارد تومان برآورد شد.
🔹برخی واینرها برای هر استوری تا ۱۰۰ میلیون تومان دریافت میکردند و همین انگیزه مالی، تولید انبوه محتواهای سطحی و تبلیغات فاقد صحتسنجی را دامن زده است.
🔹در واکنش، کشورهای مختلف در مسیر حرفهایسازی تولید محتوا حرکت کردهاند:
🔸چین از سال ۲۰۲۵ تولیدکنندگان محتوای تخصصی را موظف کرده است مدارک یا صلاحیت حرفهای معتبر ارائه دهند و پلتفرمها باید این مدارک را راستیآزمایی کنند. تخلف میتواند به جریمه تا ۱۰۰ هزار یوآن منجر شود.
🔸امارات نیز طبق قانون جدید رسانهای، برای هر فعال تجاری در فضای مجازی، گرفتن دو مجوز (تجاری و رسانهای) را الزامی کرده و رعایت حدود ۲۰ استاندارد اخلاقی و محتوایی را خواسته است.
🔹این رویکردها نشان میدهد که در عصر دیجیتال، شهرت نمیتواند جایگزین تخصص شود و فقدان نظارت میتواند سلامت، آموزش و اقتصاد جامعه را تحت تأثیر قرار دهد. شکلگیری نظامهای شفاف، پاسخگو و مبتنی بر صلاحیت حرفهای تنها راه حفظ اعتماد و کیفیت اطلاعات در زیستجهان شبکهای است.
🔗 متن کامل
#دنیای_اقتصاد #اینفلوئنسر #چین #امارات #قانون #شهرت #تخصص #افکار_عمومی
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔹در عصر شبکههای اجتماعی، اینفلوئنسرها تبدیل به بازیگران اصلی شکلدهی افکار عمومی و بازارها شدهاند؛ گاه منشأ موجهای مثبت و گاه منبع اطلاعات نادرست. مثال جهانی آن، محبوبیت ناگهانی «شکلات پستهای امارات» بود که فقط با چند ویدئوی تیکتاکی بحران عرضه جهانی پسته ایجاد کرد.
🔹با این حال، سلطه شهرت بر تخصص پیامدهای سنگینی دارد؛ بسیاری از کاربران پرمخاطب در حوزههایی مانند سلامت، روانشناسی یا سرمایهگذاری بدون دانش کافی سخن میگویند و محتوایی منتشر میکنند که میتواند تصمیمهای اقتصادی یا سلامت میلیونها نفر را منحرف کند.
🔹الگوریتمها نیز بهجای دقت و صحت، محتواهای هیجانی را تقویت میکنند و فضای رسانهای را به بازار توجه و سرگرمی بدل میسازند.
🔹در ایران، گردش مالی این صنعت در سال ۱۴۰۲ حدود ۶هزار میلیارد تومان برآورد شد.
🔹برخی واینرها برای هر استوری تا ۱۰۰ میلیون تومان دریافت میکردند و همین انگیزه مالی، تولید انبوه محتواهای سطحی و تبلیغات فاقد صحتسنجی را دامن زده است.
🔹در واکنش، کشورهای مختلف در مسیر حرفهایسازی تولید محتوا حرکت کردهاند:
🔸چین از سال ۲۰۲۵ تولیدکنندگان محتوای تخصصی را موظف کرده است مدارک یا صلاحیت حرفهای معتبر ارائه دهند و پلتفرمها باید این مدارک را راستیآزمایی کنند. تخلف میتواند به جریمه تا ۱۰۰ هزار یوآن منجر شود.
🔸امارات نیز طبق قانون جدید رسانهای، برای هر فعال تجاری در فضای مجازی، گرفتن دو مجوز (تجاری و رسانهای) را الزامی کرده و رعایت حدود ۲۰ استاندارد اخلاقی و محتوایی را خواسته است.
🔹این رویکردها نشان میدهد که در عصر دیجیتال، شهرت نمیتواند جایگزین تخصص شود و فقدان نظارت میتواند سلامت، آموزش و اقتصاد جامعه را تحت تأثیر قرار دهد. شکلگیری نظامهای شفاف، پاسخگو و مبتنی بر صلاحیت حرفهای تنها راه حفظ اعتماد و کیفیت اطلاعات در زیستجهان شبکهای است.
#دنیای_اقتصاد #اینفلوئنسر #چین #امارات #قانون #شهرت #تخصص #افکار_عمومی
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا نرخ ارز در ایران یکسان نمیشود؟
🔺دنیای اقتصاد: در دومین قسمت از برنامه صد سال تورم در ایران، ولیالله سیف، رئیسکل اسبق بانک مرکزی به بررسی چرایی عدم توانایی مهار تورم توسط دولتهای پس از انقلاب پرداخته است.
🔺به عقیده او در سالهای گذشته عدم توجه دولت به منابع خود، این نهاد را به سوی فشار آوردن به منابع بانک مرکزی سوق داده است.
🔺به بیان رئیسکل اسبق بانک مرکزی، در دهه ۷۰ بانک مرکزی، حرکت به سمت نظام ارزی شناور مديريت شده حرکت کرد.
🔺بر اساس گفتههای سیف در دولت محمود احمدی نژاد سیاستهای پوپولیستی مانع از صرف منابع ارزی در راستای ایجاد زیرساختها شد.
🔺او همچنین معتقد است که نرخ گذاری غلط ارزی منجر به افزایش تقاضا و هدر رفت منابع ارزی کشور میشود.
🔹قسمت اول این برنامه را اینجا ببینید
#رصدخانه_اقتصاد
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔺دنیای اقتصاد: در دومین قسمت از برنامه صد سال تورم در ایران، ولیالله سیف، رئیسکل اسبق بانک مرکزی به بررسی چرایی عدم توانایی مهار تورم توسط دولتهای پس از انقلاب پرداخته است.
🔺به عقیده او در سالهای گذشته عدم توجه دولت به منابع خود، این نهاد را به سوی فشار آوردن به منابع بانک مرکزی سوق داده است.
🔺به بیان رئیسکل اسبق بانک مرکزی، در دهه ۷۰ بانک مرکزی، حرکت به سمت نظام ارزی شناور مديريت شده حرکت کرد.
🔺بر اساس گفتههای سیف در دولت محمود احمدی نژاد سیاستهای پوپولیستی مانع از صرف منابع ارزی در راستای ایجاد زیرساختها شد.
🔺او همچنین معتقد است که نرخ گذاری غلط ارزی منجر به افزایش تقاضا و هدر رفت منابع ارزی کشور میشود.
🔹قسمت اول این برنامه را اینجا ببینید
#رصدخانه_اقتصاد
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✳️ داده چیست و اجزا آن کدامند؟
✍قدرت طاهری، پژوهشگر و کارشناس علم داده
✅ داده به مجموعهای از حقایق، ارقام و اطلاعات اطلاق میشود که میتوان آنها را پردازش کرد تا به بینشهای معناداری دست یافت.
در دنیای دیجیتالی فزاینده، داده به یک منبع اساسی در زمینههای مختلف از جمله تجارت، مراقبتهای بهداشتی، فناوری و تحقیقات علمی تبدیل شده است. اهمیت قابل توجه آن ناشی از توانایی آن در اطلاعرسانی به تصمیمگیری، بهینهسازی فرآیندها و افزایش کارایی عملیاتی است، در نتیجه عملکرد و نوآوری جامعه معاصر را شکل میدهد.
■ دادهها را میتوان بر اساس معیارهای مختلف از جمله ساختار، اندازهگیری و نوع آماری به انواع مختلفی طبقهبندی کرد. سه دسته اصلی ساختاری عبارتند از دادههای ساختیافته، دادههای بدون ساختار و دادههای نیمهساختیافته.
دادههای ساختیافته بسیار سازمانیافته هستند، معمولاً در پایگاههای داده ذخیره میشوند و به راحتی قابل تجزیه و تحلیل هستند، در حالی که دادههای بدون ساختار فاقد یک قالب از پیش تعریف شده هستند و شامل قالبهایی مانند ایمیلها و محتوای رسانههای اجتماعی میشوند.
دادههای نیمهساختیافته یک حد واسط را نشان میدهند و برخی از ویژگیهای سازمانی را ارائه میدهند که تجزیه و تحلیل را تسهیل میکند. علاوه بر این، دادهها را میتوان به انواع کمی و کیفی دستهبندی کرد، که به ترتیب اطلاعات عددی در مقابل اطلاعات توصیفی را برجسته میکنند.
درک اجزای دادهها( مانند تعریف داده، عناصر داده و فراداده ) برای مدیریت و تفسیر مؤثر بسیار مهم است.
این اجزا نقش مهمی در نحوه جمعآوری، ذخیره، پردازش و استفاده از دادهها ایفا میکنند و اطمینان میدهند که سازمانها میتوانند از دادههای خود برای مزایای استراتژیک استفاده کنند.
تبدیل دادههای خام به اطلاعات عملی یک فرآیند حیاتی است، زیرا سازمانها را قادر میسازد تا بینشهایی را استخراج کنند که به تصمیمگیری استراتژیک اطلاعرسانی کرده و نوآوری را هدایت میکنند.
علیرغم مزایای متعدد، جابجایی دادهها چالشهای مهمی از جمله امنیت داده، مدیریت کیفیت و حاکمیت را نیز به همراه دارد. سازمانها باید این پیچیدگیها را برای حفظ یکپارچگی دادهها و اطمینان از انطباق با مقررات مربوطه هدایت کنند.
با ادامه تکثیر و تکامل دادهها، پرداختن به این چالشها به طور فزایندهای برای مدیریت و استفاده موفقیتآمیز از دادهها ضروری میشود.
■انواع دادهها
دادهها را میتوان بر اساس ساختار، ویژگیهای اندازهگیری و کاربردها به چندین نوع طبقهبندی کرد. درک این انواع برای مدیریت و تجزیه و تحلیل موثر دادهها بسیار مهم است.
● بر اساس ساختار
دادهها معمولاً به سه دسته ساختاری اصلی طبقهبندی میشوند: دادههای ساختیافته، دادههای بدون ساختار و دادههای نیمهساختیافته.
● دادههای ساختیافته
دادههای ساختیافته بسیار سازمانیافته هستند و از یک مدل یا طرح از پیش تعریفشده پیروی میکنند، که جستجو و تجزیه و تحلیل آن را آسان میکند. این نوع دادهها اغلب در پایگاههای داده یا صفحات گسترده ذخیره میشوند. مثالها شامل نام مشتری، ارقام فروش و سوابق تراکنش است که از یک قالب یا سازمان خاص پیروی میکنند.
●دادههای بدون ساختار
دادههای بدون ساختار فاقد یک قالب از پیش تعریف شده هستند و اغلب تجزیه و تحلیل آن دشوارتر است. این دسته شامل انواع دادههایی مانند ایمیلها، پستهای رسانههای اجتماعی، تصاویر و فیلمها میشود. بخش قابل توجهی از دادههای جهان در این دسته قرار میگیرند و نشاندهنده اطلاعات ارزشمندی هستند که برای استخراج بینش، نیاز به پردازش دارند.
● دادههای نیمهساختیافته
ساختار سفت و سختی ندارند، اما حاوی عناصر سازمانی هستند که تجزیه و تحلیل آن را در مقایسه با دادههای بدون ساختار آسانتر میکند. قالبهایی مانند JSON یا XML نمونههایی از دادههای نیمهساختیافته هستند که اغلب برای انتقال اطلاعات بین سیستمها استفاده میشوند( ادامه دارد)
منبع؛
https://www.mygreatlearning.com/blog/what-is-data-definition-types-importance/
https://t.me/ExecutiveManagement
✍قدرت طاهری، پژوهشگر و کارشناس علم داده
✅ داده به مجموعهای از حقایق، ارقام و اطلاعات اطلاق میشود که میتوان آنها را پردازش کرد تا به بینشهای معناداری دست یافت.
در دنیای دیجیتالی فزاینده، داده به یک منبع اساسی در زمینههای مختلف از جمله تجارت، مراقبتهای بهداشتی، فناوری و تحقیقات علمی تبدیل شده است. اهمیت قابل توجه آن ناشی از توانایی آن در اطلاعرسانی به تصمیمگیری، بهینهسازی فرآیندها و افزایش کارایی عملیاتی است، در نتیجه عملکرد و نوآوری جامعه معاصر را شکل میدهد.
■ دادهها را میتوان بر اساس معیارهای مختلف از جمله ساختار، اندازهگیری و نوع آماری به انواع مختلفی طبقهبندی کرد. سه دسته اصلی ساختاری عبارتند از دادههای ساختیافته، دادههای بدون ساختار و دادههای نیمهساختیافته.
دادههای ساختیافته بسیار سازمانیافته هستند، معمولاً در پایگاههای داده ذخیره میشوند و به راحتی قابل تجزیه و تحلیل هستند، در حالی که دادههای بدون ساختار فاقد یک قالب از پیش تعریف شده هستند و شامل قالبهایی مانند ایمیلها و محتوای رسانههای اجتماعی میشوند.
دادههای نیمهساختیافته یک حد واسط را نشان میدهند و برخی از ویژگیهای سازمانی را ارائه میدهند که تجزیه و تحلیل را تسهیل میکند. علاوه بر این، دادهها را میتوان به انواع کمی و کیفی دستهبندی کرد، که به ترتیب اطلاعات عددی در مقابل اطلاعات توصیفی را برجسته میکنند.
درک اجزای دادهها( مانند تعریف داده، عناصر داده و فراداده ) برای مدیریت و تفسیر مؤثر بسیار مهم است.
این اجزا نقش مهمی در نحوه جمعآوری، ذخیره، پردازش و استفاده از دادهها ایفا میکنند و اطمینان میدهند که سازمانها میتوانند از دادههای خود برای مزایای استراتژیک استفاده کنند.
تبدیل دادههای خام به اطلاعات عملی یک فرآیند حیاتی است، زیرا سازمانها را قادر میسازد تا بینشهایی را استخراج کنند که به تصمیمگیری استراتژیک اطلاعرسانی کرده و نوآوری را هدایت میکنند.
علیرغم مزایای متعدد، جابجایی دادهها چالشهای مهمی از جمله امنیت داده، مدیریت کیفیت و حاکمیت را نیز به همراه دارد. سازمانها باید این پیچیدگیها را برای حفظ یکپارچگی دادهها و اطمینان از انطباق با مقررات مربوطه هدایت کنند.
با ادامه تکثیر و تکامل دادهها، پرداختن به این چالشها به طور فزایندهای برای مدیریت و استفاده موفقیتآمیز از دادهها ضروری میشود.
■انواع دادهها
دادهها را میتوان بر اساس ساختار، ویژگیهای اندازهگیری و کاربردها به چندین نوع طبقهبندی کرد. درک این انواع برای مدیریت و تجزیه و تحلیل موثر دادهها بسیار مهم است.
● بر اساس ساختار
دادهها معمولاً به سه دسته ساختاری اصلی طبقهبندی میشوند: دادههای ساختیافته، دادههای بدون ساختار و دادههای نیمهساختیافته.
● دادههای ساختیافته
دادههای ساختیافته بسیار سازمانیافته هستند و از یک مدل یا طرح از پیش تعریفشده پیروی میکنند، که جستجو و تجزیه و تحلیل آن را آسان میکند. این نوع دادهها اغلب در پایگاههای داده یا صفحات گسترده ذخیره میشوند. مثالها شامل نام مشتری، ارقام فروش و سوابق تراکنش است که از یک قالب یا سازمان خاص پیروی میکنند.
●دادههای بدون ساختار
دادههای بدون ساختار فاقد یک قالب از پیش تعریف شده هستند و اغلب تجزیه و تحلیل آن دشوارتر است. این دسته شامل انواع دادههایی مانند ایمیلها، پستهای رسانههای اجتماعی، تصاویر و فیلمها میشود. بخش قابل توجهی از دادههای جهان در این دسته قرار میگیرند و نشاندهنده اطلاعات ارزشمندی هستند که برای استخراج بینش، نیاز به پردازش دارند.
● دادههای نیمهساختیافته
ساختار سفت و سختی ندارند، اما حاوی عناصر سازمانی هستند که تجزیه و تحلیل آن را در مقایسه با دادههای بدون ساختار آسانتر میکند. قالبهایی مانند JSON یا XML نمونههایی از دادههای نیمهساختیافته هستند که اغلب برای انتقال اطلاعات بین سیستمها استفاده میشوند( ادامه دارد)
منبع؛
https://www.mygreatlearning.com/blog/what-is-data-definition-types-importance/
https://t.me/ExecutiveManagement
Great Learning Blog: Free Resources what Matters to shape your Career!
What is Data? Definition, Classification, and Importance
Discover what data is, its types, and its importance in today's digital world. Learn how structured, unstructured, and big data drive decision-making, AI, and business growth.