Forwarded from مطالعات مدیریت
⏪ تفاوت "رشد"، "پیشرفت" و "توسعه"
✅ سه واژه رشد (Growth)، پیشرفت (Progress) و توسعه (Development) در سه معنای مختلفی به کار برده میشوند و حال اینکه ما در بسیاری اوقات آنها را جابهجا به کار میبریم.
🚩 "رشد"تکثیر وضع موجود است.
به عنوان مثال ایران خودرو امسال 100 هزار خودرو تولید کرده است و سال دیگر 200 هزار خودرو با همان وضعیت تولید میکند یا افزایش تعداد جادهها، فرودگاهها، سدها نشانه رشد است.
🚩 "پیشرفت" اما در مرحله بالاتری از رشد و به معنای این است که وضع موجود را با کیفیت مادی یا فناوری بهتری تکثیر کنیم یا ارتقا دهیم.
به طور مثال ایران خودرو در سال آینده خودروهای مدل بالاتری را با کیفیت و فناوری بهتر تولید میکند. یا اینکه سدها با فرآیند متفاوت و کیفیت بهینهتری ساخته شود. یا اینکه فولاد مبارکه تولید فولاد را به جای روش کوره بلند با روش قوس الکتریکی تولید کند. اینها نمونه هایی از مصادیق پیشرفت هستند. ما بعد از انقلاب شاهد رشد و پیشرفت زیادی بودیم، حتی در برخی حوزهها بیش از حد رشد و گاهی پیشرفت داشتهایم.
🚩 اما واژه سوم یعنی "توسعه" برخلاف دو مفهوم قبلی، به معنای تحول کیفی در پدیده موجود است.
توسعه به معنای تغییر در خلقوخوی فردی و الگوهای رفتاری، اجتماعی و حتی ماهیت پدیدههاست. به طور مثال اگر عضلات را قوی کنیم و افزایش دهیم با پدیده رشد روبهرو هستیم. اگر با این عضلات بتوانیم کارهای حرفهای ورزشی مثل ژیمناستیک انجام بدهیم با پدیده پیشرفت همراه بودهایم اما اگر از لحاظ رفتارها و خلقوخوها انسان متفاوت دیگری شدیم، توسعه یافتهایم.
✅در توسعه، جامعه جاندارترمیشود. در جامعه توسعه یافته، حساسیتها و توجهات بیشتر است و جامعه نسبت به هر رفتاری واکنش نشان میدهد. به همین دلیل است که در جوامع توسعه یافته، جامعه زنده و پویاست و به نوعی روح پیدا میکند. زمانی که توسعه روی میدهد ابعاد کمّی پیشرفت و رشد در روح متجلی میشود و کیفیت تحول، مدنظر قرار میگیرد.
✅در واقع، از منظر دیگری، توسعه دارای دو بعد است:
«بعد اقتصادی و مادی» و بعد «فرهنگی و رفتاری».
✅در بعد اقتصادی، توسعه تولید «رفاه» میکند و رفاه زمانی است که ما میتوانیم خود را از فشارها و تصادفهای طبیعی و غیرطبیعی مصون کنیم. در این بعدِ توسعه، ما نیازمند سرمایه اقتصادی هستیم.
✅سرمایه اقتصادی هم نیروی انسانی میخواهد و نیروی انسانی هم در دانشگاه تربیت میشود.بنابراین احساس نیازبه نیروی فنی شکل میگیرد. بعد اقتصادی به دنبال رفاه است و فرآیندی که طی میشود،رشدو پیشرفت است.
✅اما توسعه، بعد فرهنگی و رفتاری هم دارد؛ زمانی شما تمامی ابزارها وامکانات اقتصادی و رفاهی را در اختیار دارید اما از وضعیت جامعهتان احساس ناراحتی و کلافگی میکنید، آرام و قرار ندارید و نسبت به رفتارهای پیرامونی خود احساس انزجار میکنید. با وجود اینکه رفاه دارید اما احساس رضایت نمیکنید. مثلا ما در خودرویی مدرن با «رفاه» کامل نشسته ایم اما به علت بینظمی و بیقانونی، از رانندگی در این شهر «رضایت» نداریم. در واقع فرزندان ما به دلیل عدم احساس رضایت است که مهاجرت میکنند و با پدیده فرار مغزها مواجه میشویم.
✅ ما به طور نسبی «رفاه» داریم اما «رضایت» همان چیزی است که ما نمیتوانیم تولید کنیم و به واقع رضایت نتیجه همان بعد دوم توسعه یعنی بعد فرهنگی رفتاری است.
✅زمانی که بعد دوم توسعه رخ نمیدهد، روابط و رفتارهای ما تیز و برنده و پرهزینه میشود. در جوامع توسعه نیافته، شما اگر چه ابزارهای پیشرفت را در اختیار دارید اما رفتارهایتان تیز و همراه با خشونت است.
✅ بنابراین در این مفهوم، توسعه به معنای صیقل دادن تیزیهای اجتماعی است. جامعهای که توانایی این را داشته باشد که تیزیها را صیقل دهد، مناسباتش توسعه مییابد. بعد فرهنگی و رفتاری توسعه، تیزی های رفتار ما را صیقل میدهد و مناسبات اجتماعی ما را کم هزینه تر میکند و در نتیجه صیقل خوردن تیزیها، رضایت شکل میگیرد.
@Managementstudiess
✅ سه واژه رشد (Growth)، پیشرفت (Progress) و توسعه (Development) در سه معنای مختلفی به کار برده میشوند و حال اینکه ما در بسیاری اوقات آنها را جابهجا به کار میبریم.
🚩 "رشد"تکثیر وضع موجود است.
به عنوان مثال ایران خودرو امسال 100 هزار خودرو تولید کرده است و سال دیگر 200 هزار خودرو با همان وضعیت تولید میکند یا افزایش تعداد جادهها، فرودگاهها، سدها نشانه رشد است.
🚩 "پیشرفت" اما در مرحله بالاتری از رشد و به معنای این است که وضع موجود را با کیفیت مادی یا فناوری بهتری تکثیر کنیم یا ارتقا دهیم.
به طور مثال ایران خودرو در سال آینده خودروهای مدل بالاتری را با کیفیت و فناوری بهتر تولید میکند. یا اینکه سدها با فرآیند متفاوت و کیفیت بهینهتری ساخته شود. یا اینکه فولاد مبارکه تولید فولاد را به جای روش کوره بلند با روش قوس الکتریکی تولید کند. اینها نمونه هایی از مصادیق پیشرفت هستند. ما بعد از انقلاب شاهد رشد و پیشرفت زیادی بودیم، حتی در برخی حوزهها بیش از حد رشد و گاهی پیشرفت داشتهایم.
🚩 اما واژه سوم یعنی "توسعه" برخلاف دو مفهوم قبلی، به معنای تحول کیفی در پدیده موجود است.
توسعه به معنای تغییر در خلقوخوی فردی و الگوهای رفتاری، اجتماعی و حتی ماهیت پدیدههاست. به طور مثال اگر عضلات را قوی کنیم و افزایش دهیم با پدیده رشد روبهرو هستیم. اگر با این عضلات بتوانیم کارهای حرفهای ورزشی مثل ژیمناستیک انجام بدهیم با پدیده پیشرفت همراه بودهایم اما اگر از لحاظ رفتارها و خلقوخوها انسان متفاوت دیگری شدیم، توسعه یافتهایم.
✅در توسعه، جامعه جاندارترمیشود. در جامعه توسعه یافته، حساسیتها و توجهات بیشتر است و جامعه نسبت به هر رفتاری واکنش نشان میدهد. به همین دلیل است که در جوامع توسعه یافته، جامعه زنده و پویاست و به نوعی روح پیدا میکند. زمانی که توسعه روی میدهد ابعاد کمّی پیشرفت و رشد در روح متجلی میشود و کیفیت تحول، مدنظر قرار میگیرد.
✅در واقع، از منظر دیگری، توسعه دارای دو بعد است:
«بعد اقتصادی و مادی» و بعد «فرهنگی و رفتاری».
✅در بعد اقتصادی، توسعه تولید «رفاه» میکند و رفاه زمانی است که ما میتوانیم خود را از فشارها و تصادفهای طبیعی و غیرطبیعی مصون کنیم. در این بعدِ توسعه، ما نیازمند سرمایه اقتصادی هستیم.
✅سرمایه اقتصادی هم نیروی انسانی میخواهد و نیروی انسانی هم در دانشگاه تربیت میشود.بنابراین احساس نیازبه نیروی فنی شکل میگیرد. بعد اقتصادی به دنبال رفاه است و فرآیندی که طی میشود،رشدو پیشرفت است.
✅اما توسعه، بعد فرهنگی و رفتاری هم دارد؛ زمانی شما تمامی ابزارها وامکانات اقتصادی و رفاهی را در اختیار دارید اما از وضعیت جامعهتان احساس ناراحتی و کلافگی میکنید، آرام و قرار ندارید و نسبت به رفتارهای پیرامونی خود احساس انزجار میکنید. با وجود اینکه رفاه دارید اما احساس رضایت نمیکنید. مثلا ما در خودرویی مدرن با «رفاه» کامل نشسته ایم اما به علت بینظمی و بیقانونی، از رانندگی در این شهر «رضایت» نداریم. در واقع فرزندان ما به دلیل عدم احساس رضایت است که مهاجرت میکنند و با پدیده فرار مغزها مواجه میشویم.
✅ ما به طور نسبی «رفاه» داریم اما «رضایت» همان چیزی است که ما نمیتوانیم تولید کنیم و به واقع رضایت نتیجه همان بعد دوم توسعه یعنی بعد فرهنگی رفتاری است.
✅زمانی که بعد دوم توسعه رخ نمیدهد، روابط و رفتارهای ما تیز و برنده و پرهزینه میشود. در جوامع توسعه نیافته، شما اگر چه ابزارهای پیشرفت را در اختیار دارید اما رفتارهایتان تیز و همراه با خشونت است.
✅ بنابراین در این مفهوم، توسعه به معنای صیقل دادن تیزیهای اجتماعی است. جامعهای که توانایی این را داشته باشد که تیزیها را صیقل دهد، مناسباتش توسعه مییابد. بعد فرهنگی و رفتاری توسعه، تیزی های رفتار ما را صیقل میدهد و مناسبات اجتماعی ما را کم هزینه تر میکند و در نتیجه صیقل خوردن تیزیها، رضایت شکل میگیرد.
@Managementstudiess
✳️ مدل اورست برای مدیریت و رهبری
✅ داستان ما درباره سه کوهنورد است؛ دکتر استوارت هاچیسون، دکتر جان تاسکی و لو کازیشکی؛ افرادی که شاید نامشان را کمتر شنیده باشید. هنگامی که گروه اعزامی هنوز در پایگاه بود، رهبر گروه زمان «بازگشت» روز صعود را ساعت یک بعدازظهر تعیین کرد.
زمان بازگشت یعنی لحظهای که کوهنورد— حتی اگر تنها چند قدم تا قله فاصله داشته باشد—باید صعود را متوقف کند و برگردد. این قاعده برای پیشگیری از خطرات برگشت است؛ مرحلهای که نیازمند مهارتی بیش از صعود است. آمارها نیز هشدار میدهند که احتمال مرگ هنگام پایینآمدن از کوه هشت برابر بیشتر از مسیر صعود است.
اما هیچ کوهنوردی دوست ندارد پس از تحمل سختیها و تا نزدیکی نوک قله، بازگردد. فلسفهی تعیین زمان بازگشت دقیقاً برای مقابله با همین وسوسه طراحی شده است؛ فلسفهای که سه پیام مهم دارد:
۱. پافشاری همیشه فضیلت نیست
شرایط جسمی، وضعیت مسیر و پیشبینی هوا باید تعیینکننده ادامه یا توقف باشند. هنگامی که نشانهها حکم به بازگشت میدهند، ادامه دادن دیگر شجاعت نیست؛ بیپروایی است.
۲. تصمیم درست نیازمند «برنامهریزی پیش از موقعیت» است
به قول دنیل کانمن، بدترین زمان برای تصمیمگیری «زمانی است که در موقعیت قرار دارید».
وقتی در اورست به قله نزدیک میشوید و سرمایهگذاری عاطفی و فیزیکی زیادی کردهاید، عملاً صلاحیت تصمیم عقلانی درباره ادامه مسیر را ندارید.
برای همین، زمان بازگشت پیشاپیش تعیین میشود؛ نه در لحظه بحران.
۳. هدف واقعی، «بازگشت ایمن» است
رسیدن به قله جذاب و مهم است، اما هدف نهایی زنده ماندن و بازگشت سالم به دامنه کوه است.
این یادآوری، تمرکز را از «قلهپرستی» به «حفظ جان» تغییر میدهد.
هاچیسون در میانه راه از رهبر گروه پرسید چه مدت تا قله مانده است. پاسخ سه ساعت بود. آنها به ساعت نگاه کردند؛ ۱۱:۳۰ صبح بود و نزدیک ۱۲ ساعت در حرکت بودند. زمان بازگشت یک بعدازظهر تعیین شده بود.
پس برخلاف میل طبیعی و قلهوسوسهکننده، تصمیم گرفتند در همان ۱۱:۳۰ بازگردند. بیهیچ حادثهای به کمپ ۴ و سپس به دامنه کوه رسیدند.
و اما چرا داستان آنها مشهور نیست؟
چون اتفاق خارقالعادهای رخ نداد. چون مانند قهرمانهای کلاسیک «تا سر حد مرگ پیش نرفتند». آنها فقط از قانون پیروی کردند، قله را نادیده گرفتند و زنده ماندند.
رهبر اعزام، راب هال—همان کسی که اهمیت زمان بازگشت را به آنها گوشزد کرده بود—همراه چهار نفر دیگر که به قله رسیدند، در مسیر برگشت جان خود را از دست داد [برداشت از کتاب «رها کن!» نوشته انی دوک].
🔸تحلیل و تجویز راهبردی
برای مدیران، رهبران و سیاستگذاران، مفهوم «زمان بازگشت» حیاتی است. هر راهبرد و سیاست باید نقطهای داشته باشد که رسیدن به آن، الزاماً به معنی توقف، اصلاح یا تغییر مسیر باشد. اما آیا در مدیریت کشور این نقاط از پیش تعیین شدهاند؟
🔹نقطه بازگشت حکمرانی آموزش عالی کجاست؟
وقتی ورودی دانشگاهها به صفر برسد؟ یا بسیار قبلتر از اینها باید تصمیم گرفت؟
🔹نقطه بازگشت حکمرانی آب و انرژی چیست؟
پایان یافتن منابع؟ فرونشست غیرقابلبرگشت؟ یا هزاران نشانه کوچکتر که پیشتر دیده میشوند؟
🔹نقطه بازگشت مدیریت هوای شهرها کجاست؟
مرگومیر ۵۰ درصدی؟ یا سالها قبل از آن؟
مدیرانی که بدون توجه به این نقاط هشداردهنده بر ادامه مسیر اصرار میکنند و آن را بهعنوان «استقامت، مقاومت و شجاعت» ثبت میکنند، در حقیقت جان مردم و آینده سازمان یا کشور را به خطر میاندازند.
شجاعت واقعی، گاهی در «بازگشت بهموقع» است، نه ادامه دادن به هر بهایی.
✍ فرزاد دهقانیان، عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد،
✅ داستان ما درباره سه کوهنورد است؛ دکتر استوارت هاچیسون، دکتر جان تاسکی و لو کازیشکی؛ افرادی که شاید نامشان را کمتر شنیده باشید. هنگامی که گروه اعزامی هنوز در پایگاه بود، رهبر گروه زمان «بازگشت» روز صعود را ساعت یک بعدازظهر تعیین کرد.
زمان بازگشت یعنی لحظهای که کوهنورد— حتی اگر تنها چند قدم تا قله فاصله داشته باشد—باید صعود را متوقف کند و برگردد. این قاعده برای پیشگیری از خطرات برگشت است؛ مرحلهای که نیازمند مهارتی بیش از صعود است. آمارها نیز هشدار میدهند که احتمال مرگ هنگام پایینآمدن از کوه هشت برابر بیشتر از مسیر صعود است.
اما هیچ کوهنوردی دوست ندارد پس از تحمل سختیها و تا نزدیکی نوک قله، بازگردد. فلسفهی تعیین زمان بازگشت دقیقاً برای مقابله با همین وسوسه طراحی شده است؛ فلسفهای که سه پیام مهم دارد:
۱. پافشاری همیشه فضیلت نیست
شرایط جسمی، وضعیت مسیر و پیشبینی هوا باید تعیینکننده ادامه یا توقف باشند. هنگامی که نشانهها حکم به بازگشت میدهند، ادامه دادن دیگر شجاعت نیست؛ بیپروایی است.
۲. تصمیم درست نیازمند «برنامهریزی پیش از موقعیت» است
به قول دنیل کانمن، بدترین زمان برای تصمیمگیری «زمانی است که در موقعیت قرار دارید».
وقتی در اورست به قله نزدیک میشوید و سرمایهگذاری عاطفی و فیزیکی زیادی کردهاید، عملاً صلاحیت تصمیم عقلانی درباره ادامه مسیر را ندارید.
برای همین، زمان بازگشت پیشاپیش تعیین میشود؛ نه در لحظه بحران.
۳. هدف واقعی، «بازگشت ایمن» است
رسیدن به قله جذاب و مهم است، اما هدف نهایی زنده ماندن و بازگشت سالم به دامنه کوه است.
این یادآوری، تمرکز را از «قلهپرستی» به «حفظ جان» تغییر میدهد.
هاچیسون در میانه راه از رهبر گروه پرسید چه مدت تا قله مانده است. پاسخ سه ساعت بود. آنها به ساعت نگاه کردند؛ ۱۱:۳۰ صبح بود و نزدیک ۱۲ ساعت در حرکت بودند. زمان بازگشت یک بعدازظهر تعیین شده بود.
پس برخلاف میل طبیعی و قلهوسوسهکننده، تصمیم گرفتند در همان ۱۱:۳۰ بازگردند. بیهیچ حادثهای به کمپ ۴ و سپس به دامنه کوه رسیدند.
و اما چرا داستان آنها مشهور نیست؟
چون اتفاق خارقالعادهای رخ نداد. چون مانند قهرمانهای کلاسیک «تا سر حد مرگ پیش نرفتند». آنها فقط از قانون پیروی کردند، قله را نادیده گرفتند و زنده ماندند.
رهبر اعزام، راب هال—همان کسی که اهمیت زمان بازگشت را به آنها گوشزد کرده بود—همراه چهار نفر دیگر که به قله رسیدند، در مسیر برگشت جان خود را از دست داد [برداشت از کتاب «رها کن!» نوشته انی دوک].
🔸تحلیل و تجویز راهبردی
برای مدیران، رهبران و سیاستگذاران، مفهوم «زمان بازگشت» حیاتی است. هر راهبرد و سیاست باید نقطهای داشته باشد که رسیدن به آن، الزاماً به معنی توقف، اصلاح یا تغییر مسیر باشد. اما آیا در مدیریت کشور این نقاط از پیش تعیین شدهاند؟
🔹نقطه بازگشت حکمرانی آموزش عالی کجاست؟
وقتی ورودی دانشگاهها به صفر برسد؟ یا بسیار قبلتر از اینها باید تصمیم گرفت؟
🔹نقطه بازگشت حکمرانی آب و انرژی چیست؟
پایان یافتن منابع؟ فرونشست غیرقابلبرگشت؟ یا هزاران نشانه کوچکتر که پیشتر دیده میشوند؟
🔹نقطه بازگشت مدیریت هوای شهرها کجاست؟
مرگومیر ۵۰ درصدی؟ یا سالها قبل از آن؟
مدیرانی که بدون توجه به این نقاط هشداردهنده بر ادامه مسیر اصرار میکنند و آن را بهعنوان «استقامت، مقاومت و شجاعت» ثبت میکنند، در حقیقت جان مردم و آینده سازمان یا کشور را به خطر میاندازند.
شجاعت واقعی، گاهی در «بازگشت بهموقع» است، نه ادامه دادن به هر بهایی.
✍ فرزاد دهقانیان، عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد،
👌1
Forwarded from Zoomit | زومیت
هوش مصنوعی در راه اسکایروم: خلاصهسازی جلسات و ترجمه آنلاین بهزودی اضافه میشود
اسکایروم در نشست خبری خود، از ادغام قابلیتهای هوش مصنوعی مانند خلاصهسازی جلسات و ترجمه آنلاین در آینده نزدیک خبر داد. مجید خواهانی، همبنیانگذار این پلتفرم، مسیر رشد اسکایروم را از یک استارتاپ کوچک تا رسیدن به بلوغ و توانایی پشتیبانی از ۵۴۰ هزار کاربر همزمان تشریح کرد. او تاکید کرد تیم اکنون روی توسعه گسترده فیچرها تمرکز دارد.
این شرکت با بیش از ۶۰ هزار مشتری و ثبت ۲۰ میلیون رویداد، از رشد هزار درصدی در مهر ۱۴۰۴ خبر داد. اسکایروم همچنین اعلام کرد که فعلاً برنامهای برای جذب سرمایه خارجی ندارد و با اتکا به درآمدهای خود، توسعه فیچرها را بهویژه در حوزه هوش مصنوعی، از اواسط سال ۱۴۰۵ با سرعت زیادی پیگیری میکند. تمرکز این پلتفرم بر تامین نقدینگی از طریق بوتاسترپ است.
#ai #اسکایروم
در زومیت بخوانید
🆔 @thezoomit
اسکایروم در نشست خبری خود، از ادغام قابلیتهای هوش مصنوعی مانند خلاصهسازی جلسات و ترجمه آنلاین در آینده نزدیک خبر داد. مجید خواهانی، همبنیانگذار این پلتفرم، مسیر رشد اسکایروم را از یک استارتاپ کوچک تا رسیدن به بلوغ و توانایی پشتیبانی از ۵۴۰ هزار کاربر همزمان تشریح کرد. او تاکید کرد تیم اکنون روی توسعه گسترده فیچرها تمرکز دارد.
این شرکت با بیش از ۶۰ هزار مشتری و ثبت ۲۰ میلیون رویداد، از رشد هزار درصدی در مهر ۱۴۰۴ خبر داد. اسکایروم همچنین اعلام کرد که فعلاً برنامهای برای جذب سرمایه خارجی ندارد و با اتکا به درآمدهای خود، توسعه فیچرها را بهویژه در حوزه هوش مصنوعی، از اواسط سال ۱۴۰۵ با سرعت زیادی پیگیری میکند. تمرکز این پلتفرم بر تامین نقدینگی از طریق بوتاسترپ است.
#ai #اسکایروم
در زومیت بخوانید
🆔 @thezoomit
زومیت
هوش مصنوعی در راه اسکایروم: خلاصهسازی جلسات و ترجمه آنلاین بهزودی اضافه میشود - زومیت
اسکایروم در نشست خبری خود، روایت جهش در کرونا، برنامههای آینده و دلایل عدم جذب سرمایه در مقطع فعلی را تشریح کرد.
Forwarded from Zoomit | زومیت
کارخانههای هوش مصنوعی آمازون رونمایی شدند؛ پیش به سوی آینده
▪️ آمازون با همکاری انویدیا، سرویس AI Factories را معرفی کرد تا شرکتهای بزرگ و نهادهای دولتی بتوانند سامانههای هوش مصنوعی AWS را در دیتاسنترهای داخلی خودشان اجرا کنند. هدف اصلی پاسخگویی به نگرانیهای حاکمیت اطلاعات و کنترل کامل روی دادههای محرمانه است، زیرا دادهها در اختیار نهاد دیگری قرار نمیگیرد.
▪️ در این مدل، مشتریان زیرساخت و توان پردازش را فراهم میکنند و آمازون سیستم هوش مصنوعی را در محل مستقر و مدیریت میکند. این زیرساخت ترکیبی از فناوریهای AWS و انویدیا است و امکان انتخاب میان GPU-های نسل جدید Blackwell انویدیا یا تراشه Trainium3 آمازون را فراهم میکند.
#ai #آمازون
🔗 جزئیات بیشتر از AI Factories آمازون در زومیت
🆔 @thezoomit
▪️ آمازون با همکاری انویدیا، سرویس AI Factories را معرفی کرد تا شرکتهای بزرگ و نهادهای دولتی بتوانند سامانههای هوش مصنوعی AWS را در دیتاسنترهای داخلی خودشان اجرا کنند. هدف اصلی پاسخگویی به نگرانیهای حاکمیت اطلاعات و کنترل کامل روی دادههای محرمانه است، زیرا دادهها در اختیار نهاد دیگری قرار نمیگیرد.
▪️ در این مدل، مشتریان زیرساخت و توان پردازش را فراهم میکنند و آمازون سیستم هوش مصنوعی را در محل مستقر و مدیریت میکند. این زیرساخت ترکیبی از فناوریهای AWS و انویدیا است و امکان انتخاب میان GPU-های نسل جدید Blackwell انویدیا یا تراشه Trainium3 آمازون را فراهم میکند.
#ai #آمازون
🔗 جزئیات بیشتر از AI Factories آمازون در زومیت
🆔 @thezoomit
Forwarded from Zoomit | زومیت
«ایران» در میان پرجستجوترینهای ۲۰۲۵ گوگل؛ نام ایران بیشتر از آیفون سرچ شد
گزارش Year in Search 2025 گوگل نشان میدهد ایران در سال ۲۰۲۵ کانون توجه جهانی بوده است. نام ایران در میان پرجستوجوترین واژهها قرار گرفت و در بخش اخبار، پس از یک رخداد مهم جهانی، رتبه دوم را کسب کرد. این جایگاه، حتی وقایعی چون انتخاب پاپ یا تعطیلی دولت آمریکا را پشت سر گذاشت که نشاندهنده ماهیت جهانی رخدادهای مرتبط با ایران است.
در بخش جستوجوهای کلی، ایران بالاتر از آیفون ۱۷ قرار گرفت و در لیست ۱۰ جستوجوی برتر جهان ایستاد. این موضوع حاکی از آن است که در سال ۲۰۲۵، «واقعیت» بر «سرگرمی» غلبه کرده است. تحلیلها نشان میدهد رویدادهای ژئوپولیتیکی، کنجکاوی درباره اینترنت و فناوری، مقایسههای رسانهای بینالمللی، افزایش جستوجوی مهاجران و روایتهای سینمایی، از دلایل اصلی این ترند شدن هستند. DeepSeek هوش مصنوعی چینی نیز در این لیست جایگاه بالاتری داشت.
#ایران #ai
جزئیات بیشتر را در زومیت بخوانید
🆔 @thezoomit
گزارش Year in Search 2025 گوگل نشان میدهد ایران در سال ۲۰۲۵ کانون توجه جهانی بوده است. نام ایران در میان پرجستوجوترین واژهها قرار گرفت و در بخش اخبار، پس از یک رخداد مهم جهانی، رتبه دوم را کسب کرد. این جایگاه، حتی وقایعی چون انتخاب پاپ یا تعطیلی دولت آمریکا را پشت سر گذاشت که نشاندهنده ماهیت جهانی رخدادهای مرتبط با ایران است.
در بخش جستوجوهای کلی، ایران بالاتر از آیفون ۱۷ قرار گرفت و در لیست ۱۰ جستوجوی برتر جهان ایستاد. این موضوع حاکی از آن است که در سال ۲۰۲۵، «واقعیت» بر «سرگرمی» غلبه کرده است. تحلیلها نشان میدهد رویدادهای ژئوپولیتیکی، کنجکاوی درباره اینترنت و فناوری، مقایسههای رسانهای بینالمللی، افزایش جستوجوی مهاجران و روایتهای سینمایی، از دلایل اصلی این ترند شدن هستند. DeepSeek هوش مصنوعی چینی نیز در این لیست جایگاه بالاتری داشت.
#ایران #ai
جزئیات بیشتر را در زومیت بخوانید
🆔 @thezoomit
زومیت
«ایران» در میان پرجستجوترینهای ۲۰۲۵ گوگل؛ کاربران نام ایران را بیشتر از آیفون جستجو کردند - زومیت
حضور نام ایران در لیست ۱۰ جستوجوی برتر جهانی و ایستادن در رتبه دوم اخبار نشان میدهد در سال ۲۰۲۵، ایران در کانون توجه افکار عمومی جهان بوده است.
Forwarded from 🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀
*ریشه های اصلی فساد در اقتصاد ایران*
ولی الله سیف*
فســاد اقتصادی در ایران امروز نه تنها یک مشــکل اخلاقی یا مدیریتی بلکه یک مساله ســاختاری و اقتصادی اســت که عملکرد کل نظام حکمرانی را تحت تاثیر قرار داده و پیامدهای گسترده ای بر رشد اقتصادی، سرمایه گذاری، عدالت اجتماعی، ثبات سیاسی و امنیت ملی گذاشــته است.
در حالی که طی دهه های گذشته سیاستگذاران و نهادهای نظارتی بارها بر مبارزه با فساد تاکید کرده اند اما نه میزان فساد کاهش یافته و نه سازوکارهای ایجادکننده آن از میان رفته است.
دلیل این مساله آن است که فساد در ایران محصول ضعف های فردی نیست بلکه عمدتا برآمده از عواملی بنیادی است که به طور سیستماتیک تولید فساد می کنند
*دو عامل مهم و بنیادی در این زمینه عبارتند از:*
1- نرخ گذاری های دستوری و غیرواقعی که میان قیمت رسمی و قیمت بازار شکاف ایجاد کرده و «رانت» به وجود می آورند.
2- عدم مدیریت تعارض منافع میان مقام های رسمی و منسوبان آنها
که به تشکیل شبکه های نفوذ، دسترسی های ویژه و شکل گیری اقتصاد رفاقتی منجر می شود.
ادامه مطلب؛
كانال برنامه ريزي استراتژيك توسعه؛
ولی الله سیف*
فســاد اقتصادی در ایران امروز نه تنها یک مشــکل اخلاقی یا مدیریتی بلکه یک مساله ســاختاری و اقتصادی اســت که عملکرد کل نظام حکمرانی را تحت تاثیر قرار داده و پیامدهای گسترده ای بر رشد اقتصادی، سرمایه گذاری، عدالت اجتماعی، ثبات سیاسی و امنیت ملی گذاشــته است.
در حالی که طی دهه های گذشته سیاستگذاران و نهادهای نظارتی بارها بر مبارزه با فساد تاکید کرده اند اما نه میزان فساد کاهش یافته و نه سازوکارهای ایجادکننده آن از میان رفته است.
دلیل این مساله آن است که فساد در ایران محصول ضعف های فردی نیست بلکه عمدتا برآمده از عواملی بنیادی است که به طور سیستماتیک تولید فساد می کنند
*دو عامل مهم و بنیادی در این زمینه عبارتند از:*
1- نرخ گذاری های دستوری و غیرواقعی که میان قیمت رسمی و قیمت بازار شکاف ایجاد کرده و «رانت» به وجود می آورند.
2- عدم مدیریت تعارض منافع میان مقام های رسمی و منسوبان آنها
که به تشکیل شبکه های نفوذ، دسترسی های ویژه و شکل گیری اقتصاد رفاقتی منجر می شود.
ادامه مطلب؛
كانال برنامه ريزي استراتژيك توسعه؛
روزنامه جهان صنعت
ریشههای اصلی فساد در اقتصاد ایران
ریشههای اصلی فساد در اقتصاد ایران روزنامه جهان صنعت
Forwarded from 🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀
⭕️زخم ناسور
*آیا جامعه ایران دچار شکاف اجتماعی شده است؟*
✍️شادی معرفتی
🔹شکاف اجتماعی در ایران یک لحظه یا یک حادثه نیست. یک مسیر است. خطی ممتد که از مشروطه تا امروز کشیده شده و هر نسل، فصل تازهای به آن افزوده است. مسئله، «تکثر» جامعه ایرانی نیست؛ تکثر، ویژگی طبیعی هر جامعه زنده است.
🔹مسئله این است که این تکثر، هرگز به رسمیت شناخته نشد، نهاد پیدا نکرد و فرصتی برای تبدیل شدن به گفتوگو نیافت. شکافها در ایران، گامبهگام از «اختلاف نظر» به «تضاد هویت» و درنهایت به «رقابت برای حذف دیگری» رسیدند. ما یکدیگر را نه رقیب که مانع بقا دیدیم. نه میانجی ساختیم، نه مناظره را تمرین کردیم، نه آستانه تحمل روایت مخالف را بالا بردیم.
🔹نتیجه، تاریخی شده است که در آن هر شکاف کوچک، بهجای ترمیم، عمیقتر شده؛ هر فرصت آشتی، یا مصادره شد یا از دست رفت. و هر پل، دیر یا زود به دیوار بدل شد.
🔹در این یادداشت، ابتدا مروری کوتاه خواهیم داشت بر صد سال شکاف و گسست اجتماعی در ایران امروز و پس از آن نگاهی خواهیم انداخت بر شکافهایی که امروز به گسل بدل شدهاند.
📌متن کامل
كانال برنامه ريزي استراتژيك توسعه؛
*آیا جامعه ایران دچار شکاف اجتماعی شده است؟*
✍️شادی معرفتی
🔹شکاف اجتماعی در ایران یک لحظه یا یک حادثه نیست. یک مسیر است. خطی ممتد که از مشروطه تا امروز کشیده شده و هر نسل، فصل تازهای به آن افزوده است. مسئله، «تکثر» جامعه ایرانی نیست؛ تکثر، ویژگی طبیعی هر جامعه زنده است.
🔹مسئله این است که این تکثر، هرگز به رسمیت شناخته نشد، نهاد پیدا نکرد و فرصتی برای تبدیل شدن به گفتوگو نیافت. شکافها در ایران، گامبهگام از «اختلاف نظر» به «تضاد هویت» و درنهایت به «رقابت برای حذف دیگری» رسیدند. ما یکدیگر را نه رقیب که مانع بقا دیدیم. نه میانجی ساختیم، نه مناظره را تمرین کردیم، نه آستانه تحمل روایت مخالف را بالا بردیم.
🔹نتیجه، تاریخی شده است که در آن هر شکاف کوچک، بهجای ترمیم، عمیقتر شده؛ هر فرصت آشتی، یا مصادره شد یا از دست رفت. و هر پل، دیر یا زود به دیوار بدل شد.
🔹در این یادداشت، ابتدا مروری کوتاه خواهیم داشت بر صد سال شکاف و گسست اجتماعی در ایران امروز و پس از آن نگاهی خواهیم انداخت بر شکافهایی که امروز به گسل بدل شدهاند.
📌متن کامل
كانال برنامه ريزي استراتژيك توسعه؛
هفته نامه تجارت فردا
زخم ناسور
شادی معرفتی / نویسنده نشریه
شکاف اجتماعی در ایران یک لحظه یا یک حادثه نیست. یک مسیر است. خطی ممتد که از مشروطه تا امروز کشیده شده و هر نسل،
Forwarded from 🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀
*موتور پمپاژ فقر سهشیفته کار میکند، اما سیاستگذاران به دنبال شوک جدیدند*
👤فرشاد مومنی:اقتصاددان
▫️وقتی روایتهای رسمی را برای اداره اقتصاد که نگاه میکنید، همگی روی این ستون استوارند که به این فساد کاری نداشته باشیم، برویم ببینیم برای این کارهایی که میخواهیم انجام بدهیم و پول کم داریم، چه از این طریق و چه از آن طریق و چه از هر طریق دیگری برویم یک مقدار پول جمع کنیم!
به این توجه نمیکنند که تا وقتی فساد باشد، تمام اینها از کارکرد میافتد. عین همین در مورد وابستگیهای ذلتآور به دنیای خارج و این رونق غیرمتعارفی که برای واردات کالاهای مصرفی و بهویژه کالاهای قابل تولید در داخل کشور به نفع مافیاها جریان دارد وجود دارد.
از این زاویه نگاه کنید: مثلا در دوره پس از پذیرش آتشبس، علیرغم اینکه حکومتگران گرامی اینهمه گفتند که چقدر قدرشناس این مردماند، از فردای صبح پذیرش قطعنامه، فشارهای معیشتی و فشارهای تشدیدکننده بیکاری در حق مردم ایران ابعاد بیسابقهای پیدا کرده است.
در روایت فعلی، تمام ماجرا این است که یک شوک دیگر به قیمت بنزین وارد کنیم، به یک شکل دیگر به قیمت ارز وارد کنیم، یک آزادسازی واردات دیگر انجام دهیم تا گرههای کشور باز شود!
یعنی مناسباتی که در آن عوامل رساندن ایران به این وضع فاجعهآمیز، بهعنوان راهحل جا زده میشود.
لینک متن کامل
كانال برنامه ريزي استراتژيك توسعه؛
👤فرشاد مومنی:اقتصاددان
▫️وقتی روایتهای رسمی را برای اداره اقتصاد که نگاه میکنید، همگی روی این ستون استوارند که به این فساد کاری نداشته باشیم، برویم ببینیم برای این کارهایی که میخواهیم انجام بدهیم و پول کم داریم، چه از این طریق و چه از آن طریق و چه از هر طریق دیگری برویم یک مقدار پول جمع کنیم!
به این توجه نمیکنند که تا وقتی فساد باشد، تمام اینها از کارکرد میافتد. عین همین در مورد وابستگیهای ذلتآور به دنیای خارج و این رونق غیرمتعارفی که برای واردات کالاهای مصرفی و بهویژه کالاهای قابل تولید در داخل کشور به نفع مافیاها جریان دارد وجود دارد.
از این زاویه نگاه کنید: مثلا در دوره پس از پذیرش آتشبس، علیرغم اینکه حکومتگران گرامی اینهمه گفتند که چقدر قدرشناس این مردماند، از فردای صبح پذیرش قطعنامه، فشارهای معیشتی و فشارهای تشدیدکننده بیکاری در حق مردم ایران ابعاد بیسابقهای پیدا کرده است.
در روایت فعلی، تمام ماجرا این است که یک شوک دیگر به قیمت بنزین وارد کنیم، به یک شکل دیگر به قیمت ارز وارد کنیم، یک آزادسازی واردات دیگر انجام دهیم تا گرههای کشور باز شود!
یعنی مناسباتی که در آن عوامل رساندن ایران به این وضع فاجعهآمیز، بهعنوان راهحل جا زده میشود.
لینک متن کامل
كانال برنامه ريزي استراتژيك توسعه؛
Daraian
فرشاد مومنی: موتور پمپاژ فقر سهشیفته کار میکند، اما سیاستگذاران به دنبال شوک جدیدند - دارايان - داشته های اقتصادی ایران
فرشاد مومنی ضمن انتقاد از اجرای سیاستهای شوکمحور با بیان اینکه در روایت فعلی تمام ماجرا این است که یک شوک دیگر به قیمت بنزین وارد کنیم، آن هم در شرایطی که مناسباتی که ایران را به این وضع فاجعهآمیز...
Forwarded from 🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀
*🌍 چرا زمین ابتدا فقرا را میبلعد؟*
✍️ الهه ابراهیمیان/پژوهشگر اقتصاد توسعه
🔸 شاید برای شما عجیب باشد که فقر و تغییرات اقلیمی دو بحران درهم تنیدهاند که یکدیگر را تشدید میکنند! از هر پنج فرد فقیر، چهار نفر در مناطقی زندگی میکنند که با گرمای شدید، خشکسالی، سیل یا آلودگی هوا مواجه هستند.
🔸این آسیبپذیری، تلاش برای رهایی از فقر را با مشکل مواجه میکند. نکته جالب دیگر این است که بیشتر فقرای جهان نه در کشورهای فقیر، بلکه در کشورهای با درآمد متوسط هستند! و تعداد بالای فقیر، پشت درآمد متوسط کشور پنهان میشود. هند، نیجریه و بنگلادش از این دست کشورها هستند.
🔸این اطلاعاتیست که گزارش جهانی فقر چند بعدی ۲۰۲۵ به آنها اشاره میکند. اطلاعات مرکز آمار در ایران نیز نشان میدهد هر دو متغیر در سالهای اخیر به طور همزمان در حال افزایش هستند و نتایج گزارش جهانی فقر چند بعدی را تایید میکند.
🔸گزارش جهانی شاخص فقر چندبعدی سال ۲۰۲۵ که با همکاری موسسه فقر و توسعه انسانی آکسفورد و برنامه توسعه ملل متحد منتشر شده است، تصویری هشداردهنده و در عین حال دقیق از وضعیت فقر در جهان ارائه میدهد.
🔸این گزارش بر پایه دادههای ۱۰۹ کشور و ۶.۳ میلیارد نفر تنظیم شده و برای نخستین بار به بررسی پیوند عمیق میان فقر چندبعدی و مخاطرات اقلیمی میپردازد. یافته اصلی این است که بحران اقلیمی نه تنها یک تهدید زیستمحیطی، بلکه یک بحران اجتماعی است، که روند کاهش فقر را متأثر ساخته است.
🔸بر اساس این گزارش، ۱.۱ میلیارد نفر (۱۸.۳ درصد از جمعیت تحت پوشش) در فقر چندبعدی حاد و شدید زندگی میکنند، که به معنای محرومیت همزمان در حداقل یکسوم از شاخصهای سلامت، آموزش و استاندارد زندگی است.
🔸نکته چشمگیر و شاید غیرمنتظره گزارش، تمرکز جغرافیایی فقر است. در حالی که تصور عمومی ممکن است فقر مطلق را عمدتاً پدیدهای مربوط به کشورهای کمدرآمد بداند، این گزارش نشان میدهد که نزدیک به دو سوم فقرای جهان در کشورهای با درآمد متوسط زندگی میکنند.
🔸شش کشور با درآمد متوسط (بنگلادش، چین، هند، نیجریه، پاکستان و تانزانیا و ایران) به تنهایی میزبان نیمی از کل فقرای چندبعدی جهان هستند. این امر نشان میدهد که استراتژیهای جهانی فقرزدایی باید توجه بیشتری به اقتصادهای با درآمد متوسط داشته باشد.
🔸 در این کشورها، اگرچه نرخ فقر ممکن است پایینتر باشد، اما حجم مطلق جمعیت فقیر بسیار بالا است و محرومیتها در حوزههایی مانند سوخت پختوپز، مسکن و تغذیه همچنان گسترده باقی مانده است.
🔸اما قلب تپنده این گزارش در بخش دوم آن نهفته است: گزارش با ادغام دادههای فقر در سطح استانی یا ایالتی با اطلاعات مخاطرات اقلیمی (گرمای شدید، خشکسالی، سیل و آلودگی هوا) نشان میدهد که حدود ۸۰ درصد فقرای جهان حداقل با یکی از این مخاطرات روبرو هستند.
🔸این همپوشانی یک «بار دوگانه» ظالمانه را بر دوش فقرا میگذارد. یعنی از یک سو، فقر باعث میگردد افراد در مناطق آسیبپذیر سکونت یابند، مشاغل وابسته به آب و هوا داشته باشند و منابع کمتری برای سازگاری در اختیار داشته باشند.
🔸از سوی دیگر، مخاطرات اقلیمی با تخریب داراییها، کاهش محصولات کشاورزی، تهدید سلامت و اختلال در آموزش، فقر موجود را عمیقتر و پایدارتر میسازند. این چرخه معیوب، دور باطلی ایجاد میکند که شکستن آن روزبهروز دشوارتر میشود.
🔸در این میان، منطقه جنوب آسیا به عنوان یک مورد خاص و بسیار هشداردهنده مطرح میشود. این منطقه در دو دهه گذشته پیشرفت چشمگیری در کاهش فقر چندبعدی داشته است؛ به عنوان مثال، هند حدود ۴۱۴ میلیون نفر را از فقر خارج کرده است.
🔸با این حال، موفقیت شکننده این منطقه اکنون تحت الشعاع تهدیدات اقلیمی قرار گرفته است. تقریباً تمامی فقرای باقیمانده در جنوب آسیا (۹۹.۱ درصد) در معرض حداقل یک مخاطره اقلیمی هستند و ۵۹ درصد آنها همزمان با سه یا چهار مخاطره دست و پنجه نرم میکنند.
🔸این بدان معناست که دستاوردهای قبلی که در مبارزه با فقر به سختی حاصل شدند، میتواند به سرعت تحت تأثیر سیلابهای مکرر، امواج گرمایی کشنده و آلودگی هوای شدید از بین برود. این یافته پیامی روشن برای جهان در حال توسعه دارد...
📃 برای مطالعه متن کامل یادداشت کلیک کنید.
كانال برنامه ريزي استراتژيك توسعه؛
✍️ الهه ابراهیمیان/پژوهشگر اقتصاد توسعه
🔸 شاید برای شما عجیب باشد که فقر و تغییرات اقلیمی دو بحران درهم تنیدهاند که یکدیگر را تشدید میکنند! از هر پنج فرد فقیر، چهار نفر در مناطقی زندگی میکنند که با گرمای شدید، خشکسالی، سیل یا آلودگی هوا مواجه هستند.
🔸این آسیبپذیری، تلاش برای رهایی از فقر را با مشکل مواجه میکند. نکته جالب دیگر این است که بیشتر فقرای جهان نه در کشورهای فقیر، بلکه در کشورهای با درآمد متوسط هستند! و تعداد بالای فقیر، پشت درآمد متوسط کشور پنهان میشود. هند، نیجریه و بنگلادش از این دست کشورها هستند.
🔸این اطلاعاتیست که گزارش جهانی فقر چند بعدی ۲۰۲۵ به آنها اشاره میکند. اطلاعات مرکز آمار در ایران نیز نشان میدهد هر دو متغیر در سالهای اخیر به طور همزمان در حال افزایش هستند و نتایج گزارش جهانی فقر چند بعدی را تایید میکند.
🔸گزارش جهانی شاخص فقر چندبعدی سال ۲۰۲۵ که با همکاری موسسه فقر و توسعه انسانی آکسفورد و برنامه توسعه ملل متحد منتشر شده است، تصویری هشداردهنده و در عین حال دقیق از وضعیت فقر در جهان ارائه میدهد.
🔸این گزارش بر پایه دادههای ۱۰۹ کشور و ۶.۳ میلیارد نفر تنظیم شده و برای نخستین بار به بررسی پیوند عمیق میان فقر چندبعدی و مخاطرات اقلیمی میپردازد. یافته اصلی این است که بحران اقلیمی نه تنها یک تهدید زیستمحیطی، بلکه یک بحران اجتماعی است، که روند کاهش فقر را متأثر ساخته است.
🔸بر اساس این گزارش، ۱.۱ میلیارد نفر (۱۸.۳ درصد از جمعیت تحت پوشش) در فقر چندبعدی حاد و شدید زندگی میکنند، که به معنای محرومیت همزمان در حداقل یکسوم از شاخصهای سلامت، آموزش و استاندارد زندگی است.
🔸نکته چشمگیر و شاید غیرمنتظره گزارش، تمرکز جغرافیایی فقر است. در حالی که تصور عمومی ممکن است فقر مطلق را عمدتاً پدیدهای مربوط به کشورهای کمدرآمد بداند، این گزارش نشان میدهد که نزدیک به دو سوم فقرای جهان در کشورهای با درآمد متوسط زندگی میکنند.
🔸شش کشور با درآمد متوسط (بنگلادش، چین، هند، نیجریه، پاکستان و تانزانیا و ایران) به تنهایی میزبان نیمی از کل فقرای چندبعدی جهان هستند. این امر نشان میدهد که استراتژیهای جهانی فقرزدایی باید توجه بیشتری به اقتصادهای با درآمد متوسط داشته باشد.
🔸 در این کشورها، اگرچه نرخ فقر ممکن است پایینتر باشد، اما حجم مطلق جمعیت فقیر بسیار بالا است و محرومیتها در حوزههایی مانند سوخت پختوپز، مسکن و تغذیه همچنان گسترده باقی مانده است.
🔸اما قلب تپنده این گزارش در بخش دوم آن نهفته است: گزارش با ادغام دادههای فقر در سطح استانی یا ایالتی با اطلاعات مخاطرات اقلیمی (گرمای شدید، خشکسالی، سیل و آلودگی هوا) نشان میدهد که حدود ۸۰ درصد فقرای جهان حداقل با یکی از این مخاطرات روبرو هستند.
🔸این همپوشانی یک «بار دوگانه» ظالمانه را بر دوش فقرا میگذارد. یعنی از یک سو، فقر باعث میگردد افراد در مناطق آسیبپذیر سکونت یابند، مشاغل وابسته به آب و هوا داشته باشند و منابع کمتری برای سازگاری در اختیار داشته باشند.
🔸از سوی دیگر، مخاطرات اقلیمی با تخریب داراییها، کاهش محصولات کشاورزی، تهدید سلامت و اختلال در آموزش، فقر موجود را عمیقتر و پایدارتر میسازند. این چرخه معیوب، دور باطلی ایجاد میکند که شکستن آن روزبهروز دشوارتر میشود.
🔸در این میان، منطقه جنوب آسیا به عنوان یک مورد خاص و بسیار هشداردهنده مطرح میشود. این منطقه در دو دهه گذشته پیشرفت چشمگیری در کاهش فقر چندبعدی داشته است؛ به عنوان مثال، هند حدود ۴۱۴ میلیون نفر را از فقر خارج کرده است.
🔸با این حال، موفقیت شکننده این منطقه اکنون تحت الشعاع تهدیدات اقلیمی قرار گرفته است. تقریباً تمامی فقرای باقیمانده در جنوب آسیا (۹۹.۱ درصد) در معرض حداقل یک مخاطره اقلیمی هستند و ۵۹ درصد آنها همزمان با سه یا چهار مخاطره دست و پنجه نرم میکنند.
🔸این بدان معناست که دستاوردهای قبلی که در مبارزه با فقر به سختی حاصل شدند، میتواند به سرعت تحت تأثیر سیلابهای مکرر، امواج گرمایی کشنده و آلودگی هوای شدید از بین برود. این یافته پیامی روشن برای جهان در حال توسعه دارد...
📃 برای مطالعه متن کامل یادداشت کلیک کنید.
كانال برنامه ريزي استراتژيك توسعه؛
پویش فکری توسعه
چرا زمین ابتدا فقرا را میبلعد؟
از هر پنج فرد فقیر، چهار نفر در مناطقی زندگی میکنند که با گرمای شدید، خشکسالی، سیل یا آلودگی هوا مواجه هستند.
❤1
✳️ چگونه میتوان یک ملت متنوع ساخت: بررسی تجربه اندونزی
🖌تلخیص: محمدرضا دادگستر (پژوهشگر سیاستگذاری عمومی)
✅ یکی از چالشهای پیشروی کشورهای در حال توسعه، ساختن یک دولت-ملت منسجم در میان تنوع عمیق قومی، زبانی و مذهبی است؛ به گونهای که مردم بتوانند در عین به رسمیت شناختن تفاوتها، بهصورت مسالمتآمیز در کنار هم زندگی کنند.
ساموئل بازی در مقالهای در دسامبر ۲۰۲۵ در NBER با بررسی یک قرن تجربهٔ اندونزی نشان میدهد که ملتسازی در جوامع بسیار متنوع، مجموعهای از فرایندهای چندبعدی، تعاملی و بلندمدت است.
*در این مقااله چهار مداخلهٔ سیاستی اصلی در اندونزی بررسی میشود: اسکان جمعیت، تکثیر واحدهای اداری، اصلاحات ارضی، و گسترش آموزش عمومی.*
بازی نشان میدهد که اختلاط گروههای جمعیتی مختلف هم میتواند عامل همبستگی باشد و هم شکاف ایجاد کند. در روستاهای بسیار متکثر اندونزی، ادغام ملی بیشتر است، استفاده بیشتر از زبان ملی در خانه و ازدواجهای بینقومیتی بیشتر دیده میشود، نامگذاری کودکان کمتر رنگ و بوی قومیتی دارد و سرمایه اجتماعی و اعتماد میانگروهی بالاتر است.
اما در روستاهای دوقطبی، گروهها هویت قومی خود را تقویت میکنند، تمایل به استفاده از زبان قومی در خانه بیشتر است و همکاری عمومی کمتر و تعارضات محلی و خشونت بیشتر است. بازی نتیجه میگیرد که اختلاط جمعیتی تنها زمانی به ملتسازی کمک میکند که هیچ گروهی غالب نباشد.
ترکیبهای دوقطبی بیش از آنکه وحدت ایجاد کنند، رقابت هویتی تولید میکنند.
دومین سیاست، تغییر مرزهای اداری و واحدهای محلی است. این سیاست پیامد مثبت دارد. اگر یک گروه در واحد جدید اکثریت روشن به دست آورد، احساس مالکیت سیاسی افزایش و نارضایتی و تعارض کاهش مییابد.
اما پیامدهای منفی نیز محتمل است. واحدهای مختلط یا نزدیک به ۵۰/۵۰ تبدیل به میدان رقابت شدید سیاسی میشوند. ایجاد واحدهای زیاد میتواند هویتهای محلی را برجستهتر و انسجام ملی را تضعیف کند. همچنین اعتماد به بیطرفی نهادهای محلی تعیینکننده است.
در نبود اعتماد، قطبیسازی بهراحتی به خشونت تبدیل میشود. تحلیل نهایی بازی این است که مرزبندی اداری ابزاری قدرتمند اما پرریسک است و تنها زمانی کار میکند که با نهادهای بیطرف و قواعد انتخاباتی فراگیر همراه باشد.
سومین سیاست، اصلاحات ارضی بود که از دهه ۱۹۶۰ اجرا شد. به دلیل معافیت موقوفات از مصادرهٔ زمین، مالکان برای فرار از اصلاحات، زمینها را وقف کردند. این امر باعث تقویت نهادهای مذهبی و ایجاد قدرت سیاسی اسلامی در دهههای بعد شد.
پس از گذار به دموکراسی، مناطق دارای موقوفات بیشتر، آرای بالاتر برای احزاب اسلامگرا، مقررات شریعتمحور بیشتر و حضور نهادی گستردهتر وزارت امور دینی را نشان میدهند. این تحولات نه ناشی از افزایش دینداری، بلکه ناشی از تقویت نهادی و منابع سازمانهای مذهبی بود.
نتیجهای که بازی میگیرد این است که سیاستی که برای رفع شکاف طبقاتی طراحی شده بود، ناخواسته به تعمیق شکاف مذهبی و پیچیدهتر شدن پروژهٔ ملتسازی انجامید. سیاستهای اقتصادی باید با حساسیت فرهنگی طراحی شوند.
چهارمین سیاست ملتسازی در اندونزی، گسترش آموزش عمومی بود. دولتهای احمد سوکارنو و محمد سوهارتو تلاش کردند تا با توسعه آموزش عمومی و یکسانسازی محتوای درسی، هویت ملی بسازند.
اما مدارس اسلامی (مکتبها و مدارس دینی) مقاومت کردند و خود را با شرایط سازگار کردند. بسیاری از خانوادهها نیز آموزش دوگانهٔ مدرسهٔ دولتی به همراه آموزش دینی را انتخاب کردند.
در نتیجه تقریباً همهٔ جمعیت با زبان و برنامهٔ درسی ملی تماس پیدا کردند که یک موفقیت برای دولت محسوب میشد اما بخش بزرگی از جمعیت نیز هویت مذهبی قویتری یافت که پیامد غیرقابلپیشبینی برای دولت بود.
بر این اساس، آموزش عمومی میتواند ابزار مهم ملتسازی باشد، اما تنها زمانی موفق است که با نهادهای آموزشی غیردولتی تعامل سازنده داشته باشد و اجازهدادن به شکلگیری بازار آموزش، خودتفکیکی هویتی ایجاد نکند.
ساموئل بازی در پایان مقاله نتیجه میگیرد که اندونزی موفق شد هویت ملی قدرتمند ایجاد کند که این فرآیند بدون حذف هویتهای محلی انجام شد.
در کیس اندونزی، ترکیبی از ملیگرایی فراگیر بعلاوه برخی سیاستهای همگونساز به کار رفت. هر چند که باید به چالشهای آن مثل قطبیسازی مذهبی و رقابتهای قومی محلی نیز توجه کرد. در نهایت ملتسازی نه یک وضعیت پایانیافته، بلکه یک پروژه سیاسی دائمی است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
🖌تلخیص: محمدرضا دادگستر (پژوهشگر سیاستگذاری عمومی)
✅ یکی از چالشهای پیشروی کشورهای در حال توسعه، ساختن یک دولت-ملت منسجم در میان تنوع عمیق قومی، زبانی و مذهبی است؛ به گونهای که مردم بتوانند در عین به رسمیت شناختن تفاوتها، بهصورت مسالمتآمیز در کنار هم زندگی کنند.
ساموئل بازی در مقالهای در دسامبر ۲۰۲۵ در NBER با بررسی یک قرن تجربهٔ اندونزی نشان میدهد که ملتسازی در جوامع بسیار متنوع، مجموعهای از فرایندهای چندبعدی، تعاملی و بلندمدت است.
*در این مقااله چهار مداخلهٔ سیاستی اصلی در اندونزی بررسی میشود: اسکان جمعیت، تکثیر واحدهای اداری، اصلاحات ارضی، و گسترش آموزش عمومی.*
بازی نشان میدهد که اختلاط گروههای جمعیتی مختلف هم میتواند عامل همبستگی باشد و هم شکاف ایجاد کند. در روستاهای بسیار متکثر اندونزی، ادغام ملی بیشتر است، استفاده بیشتر از زبان ملی در خانه و ازدواجهای بینقومیتی بیشتر دیده میشود، نامگذاری کودکان کمتر رنگ و بوی قومیتی دارد و سرمایه اجتماعی و اعتماد میانگروهی بالاتر است.
اما در روستاهای دوقطبی، گروهها هویت قومی خود را تقویت میکنند، تمایل به استفاده از زبان قومی در خانه بیشتر است و همکاری عمومی کمتر و تعارضات محلی و خشونت بیشتر است. بازی نتیجه میگیرد که اختلاط جمعیتی تنها زمانی به ملتسازی کمک میکند که هیچ گروهی غالب نباشد.
ترکیبهای دوقطبی بیش از آنکه وحدت ایجاد کنند، رقابت هویتی تولید میکنند.
دومین سیاست، تغییر مرزهای اداری و واحدهای محلی است. این سیاست پیامد مثبت دارد. اگر یک گروه در واحد جدید اکثریت روشن به دست آورد، احساس مالکیت سیاسی افزایش و نارضایتی و تعارض کاهش مییابد.
اما پیامدهای منفی نیز محتمل است. واحدهای مختلط یا نزدیک به ۵۰/۵۰ تبدیل به میدان رقابت شدید سیاسی میشوند. ایجاد واحدهای زیاد میتواند هویتهای محلی را برجستهتر و انسجام ملی را تضعیف کند. همچنین اعتماد به بیطرفی نهادهای محلی تعیینکننده است.
در نبود اعتماد، قطبیسازی بهراحتی به خشونت تبدیل میشود. تحلیل نهایی بازی این است که مرزبندی اداری ابزاری قدرتمند اما پرریسک است و تنها زمانی کار میکند که با نهادهای بیطرف و قواعد انتخاباتی فراگیر همراه باشد.
سومین سیاست، اصلاحات ارضی بود که از دهه ۱۹۶۰ اجرا شد. به دلیل معافیت موقوفات از مصادرهٔ زمین، مالکان برای فرار از اصلاحات، زمینها را وقف کردند. این امر باعث تقویت نهادهای مذهبی و ایجاد قدرت سیاسی اسلامی در دهههای بعد شد.
پس از گذار به دموکراسی، مناطق دارای موقوفات بیشتر، آرای بالاتر برای احزاب اسلامگرا، مقررات شریعتمحور بیشتر و حضور نهادی گستردهتر وزارت امور دینی را نشان میدهند. این تحولات نه ناشی از افزایش دینداری، بلکه ناشی از تقویت نهادی و منابع سازمانهای مذهبی بود.
نتیجهای که بازی میگیرد این است که سیاستی که برای رفع شکاف طبقاتی طراحی شده بود، ناخواسته به تعمیق شکاف مذهبی و پیچیدهتر شدن پروژهٔ ملتسازی انجامید. سیاستهای اقتصادی باید با حساسیت فرهنگی طراحی شوند.
چهارمین سیاست ملتسازی در اندونزی، گسترش آموزش عمومی بود. دولتهای احمد سوکارنو و محمد سوهارتو تلاش کردند تا با توسعه آموزش عمومی و یکسانسازی محتوای درسی، هویت ملی بسازند.
اما مدارس اسلامی (مکتبها و مدارس دینی) مقاومت کردند و خود را با شرایط سازگار کردند. بسیاری از خانوادهها نیز آموزش دوگانهٔ مدرسهٔ دولتی به همراه آموزش دینی را انتخاب کردند.
در نتیجه تقریباً همهٔ جمعیت با زبان و برنامهٔ درسی ملی تماس پیدا کردند که یک موفقیت برای دولت محسوب میشد اما بخش بزرگی از جمعیت نیز هویت مذهبی قویتری یافت که پیامد غیرقابلپیشبینی برای دولت بود.
بر این اساس، آموزش عمومی میتواند ابزار مهم ملتسازی باشد، اما تنها زمانی موفق است که با نهادهای آموزشی غیردولتی تعامل سازنده داشته باشد و اجازهدادن به شکلگیری بازار آموزش، خودتفکیکی هویتی ایجاد نکند.
ساموئل بازی در پایان مقاله نتیجه میگیرد که اندونزی موفق شد هویت ملی قدرتمند ایجاد کند که این فرآیند بدون حذف هویتهای محلی انجام شد.
در کیس اندونزی، ترکیبی از ملیگرایی فراگیر بعلاوه برخی سیاستهای همگونساز به کار رفت. هر چند که باید به چالشهای آن مثل قطبیسازی مذهبی و رقابتهای قومی محلی نیز توجه کرد. در نهایت ملتسازی نه یک وضعیت پایانیافته، بلکه یک پروژه سیاسی دائمی است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ پیشتازان شادی
✅ گزارش سال ۲۰۲۵ با کلیدواژه «مراقبت و اشتراک» منتشر شده است.
پیام اصلی این است که شادی یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه معیاری عملی برای سنجش پیشرفت ملتهاست.
در این گزارش تمرکز بررسیها از تولید ناخالص داخلی (GDP) به سمت ارزیابیهای ذهنی و «نوعدوستی» تغییر کرده است.
🔸یکی از مهمترین و غافلگیرکنندهترین یافتههای گزارش شادی جهانی سال ۲۰۲۵، «افزایش پایدار» رفتارهای نوعدوستانه در سراسر جهان پس از همهگیری کووید ۱۹ بوده است.
🔸گزارش هشدار میدهد که جوانان ۱۸ تا ۲۹ سال با وجود اتصال به اینترنت، تنهاترین نسل شدهاند. انزوای اجتماعی جوانان از سال ۲۰۰۶ تا امروز ۳۹ درصد افزایش یافته است.
جایگزینی تعاملات آنلاین با فعالیتهای واقعی گروهی (ورزش، پیادهروی، مهارتآموزی حضوری).
🔸گزارش در نتیجهگیری میگوید «شادی در دسترس همه است، اگر دولتها و جوامع، مراقبت و همراهی را انتخاب کنند.» نوعدوستی و اعتماد اجتماعی نه تنها یک فضیلت اخلاقی، بلکه کارآمدترین ابزار سیاستگذاری برای کاهش نابرابری، مهار افراطگرایی سیاسی و افزایش رفاه عمومی است.
كانال قواعدبازی
جهان سر به سر حکمت و عبرت است
چرا بهرهٔ ما همه غفلت است ...!؟
🌷فردوسی فرزانه
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ گزارش سال ۲۰۲۵ با کلیدواژه «مراقبت و اشتراک» منتشر شده است.
پیام اصلی این است که شادی یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه معیاری عملی برای سنجش پیشرفت ملتهاست.
در این گزارش تمرکز بررسیها از تولید ناخالص داخلی (GDP) به سمت ارزیابیهای ذهنی و «نوعدوستی» تغییر کرده است.
🔸یکی از مهمترین و غافلگیرکنندهترین یافتههای گزارش شادی جهانی سال ۲۰۲۵، «افزایش پایدار» رفتارهای نوعدوستانه در سراسر جهان پس از همهگیری کووید ۱۹ بوده است.
🔸گزارش هشدار میدهد که جوانان ۱۸ تا ۲۹ سال با وجود اتصال به اینترنت، تنهاترین نسل شدهاند. انزوای اجتماعی جوانان از سال ۲۰۰۶ تا امروز ۳۹ درصد افزایش یافته است.
جایگزینی تعاملات آنلاین با فعالیتهای واقعی گروهی (ورزش، پیادهروی، مهارتآموزی حضوری).
🔸گزارش در نتیجهگیری میگوید «شادی در دسترس همه است، اگر دولتها و جوامع، مراقبت و همراهی را انتخاب کنند.» نوعدوستی و اعتماد اجتماعی نه تنها یک فضیلت اخلاقی، بلکه کارآمدترین ابزار سیاستگذاری برای کاهش نابرابری، مهار افراطگرایی سیاسی و افزایش رفاه عمومی است.
كانال قواعدبازی
جهان سر به سر حکمت و عبرت است
چرا بهرهٔ ما همه غفلت است ...!؟
🌷فردوسی فرزانه
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
مدیریت اجرایی
✳️به سگ هایی که پارس نمی کنند توجه کنید. ✅در داستان شرلوک هلمز، وقتی یک اسب مسابقه دزدیده شده و مربی آن کشته شده بود، شرلوک هلمز به پلیس اسکاتلند یارد می گوید: آیا به رفتار عجیب سگ در نیمه شب توجه کردید؟. پلیس می گوید: سگ رفتار عجیبی نداشت و اصلا پارس نکرد.…
واژه پارس کردن اشتباه است.
چون از قدیم سگ را پاسبان دانسته اند و ما عبارت سگ پاسبان را زیاد شنیده ایم. وقتی که می خواستند بگویند سگ در حال پاسبانی و نگهبانی است، می گفتند که سگ پاس می کند. به مرور این واژه با واژه پارس که نام قومی ایرانی است اشتباه گرفته شده و اصطلاح نادرست سگ پارس می کند رایج گشته است و معنی آن نیز از پاسبانی به تعریف صدای سگ تغییر یافته است.
چون از قدیم سگ را پاسبان دانسته اند و ما عبارت سگ پاسبان را زیاد شنیده ایم. وقتی که می خواستند بگویند سگ در حال پاسبانی و نگهبانی است، می گفتند که سگ پاس می کند. به مرور این واژه با واژه پارس که نام قومی ایرانی است اشتباه گرفته شده و اصطلاح نادرست سگ پارس می کند رایج گشته است و معنی آن نیز از پاسبانی به تعریف صدای سگ تغییر یافته است.
💫 *سال تاریخی طلا آیا قیمتها در ۲۰۲۶ باز هم اوج میگیرند* ⁉️
قیمت جهانی طلا در سال ۲۰۲۵ بیش از ۶۰ درصد رشد کرد؛ رشدی که متاثر از تنشهای ژئوپلیتیک، کاهش نرخهای بهره و افزایش تقاضای بانکهای مرکزی بود. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که این روند میتواند در سال ۲۰۲۶ نیز ادامه یابد، چرا که جایگاه طلا بهعنوان یک دارایی امن همچنان محفوظ باقی میماند.
پس از سالی تاریخی که قیمت طلا با ثبت ۵۰ رکورد پیاپی در مجموع بیش از ۶۰ درصد رشد کرد؛ پرسش اصلی سرمایهگذاران این است که آیا این فلز گرانبها در سال ۲۰۲۶ نیز به مسیر صعودی خود ادامه خواهد داد؟
با وجود صدرنشینی طلا در میان داراییهای قابل سرمایهگذاری و حرکت آن بهسوی رقم زدن بهترین عملکرد خود از سال ۱۹۷۹ تا کنون، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که همچنان ظرفیت رشد وجود دارد؛ هرچند برخی دیگر نسبت به ریسکهای بالقوه هشدار میدهند.
برخلاف سالهای گذشته که یک عامل واحد بر رشد قیمتها اثرگذار بود، امسال مجموعهای از عوامل در کنار هم قرار گرفت: خرید مستمر بانکهای مرکزی، تنشهای ژئوپلیتیک پایدار، ریسکهای تجاری، کاهش نرخ بهره و تضعیف دلار آمریکا؛ عواملی که همگی تقاضا برای طلا را بهعنوان یک پناهگاه امن سرمایهها تقویت کردند.
🪙 طبق گزارش تازه شورای جهانی طلا، تنشهای ژئوپلیتیک حدود ۱۲ واحد درصد به رشد امسال قیمت طلا کمک کردهاند، درحالیکه تضعیف دلار و کاهش نرخ بهره حدود ۱۰ واحد درصد در این رشد موثر بودهاند. تکانههای بازار و جهتگیریهای سرمایهگذاران ۹ واحد درصد و رشد اقتصادی حدود ۱۰ واحد درصد در افزایش قیمت طلا موثر بودند.
🪙 پیشبینی شورای جهانی طلا
شورای جهانی طلا انتظار دارد که بسیاری از عواملی که باعث افزایش قابل توجه طلا در سال ۲۰۲۵ شدند، در سال ۲۰۲۶ نیز فعال و تاثیرگذار خواهند بود.
با این حال، نقطه شروع اکنون اساسا متفاوت است. یعنی برخلاف ابتدای سال ۲۰۲۵، قیمت طلا در حال حاضر به سطحی رسیده که شورای جهانی طلا آن را با برداشت و پیشبینی غالب کارشناسان اقتصادی، موسسات مالی و بازارها منطبق میداند؛ انتظاراتی بر پایه رشد پایدار اقتصاد جهانی، کاهش نرخ بهره ایالات متحده و تضعیف دلار متکی بوده است.
در چنین شرایطی، شورای جهانی طلا خاطرنشان می کند که نرخ بهره واقعی در اقتصاد آمریکا دیگر به طور قابل توجهی کاهش نمییابد و اشتیاق سرمایهگذاران نیز به ریسکپذیری متعادل باقی میماند.
✍️ یورونیوز
تاریخ انتشار ۰۹/۱۲/۲۰۲۵
https://t.me/ExecutiveManagement
قیمت جهانی طلا در سال ۲۰۲۵ بیش از ۶۰ درصد رشد کرد؛ رشدی که متاثر از تنشهای ژئوپلیتیک، کاهش نرخهای بهره و افزایش تقاضای بانکهای مرکزی بود. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که این روند میتواند در سال ۲۰۲۶ نیز ادامه یابد، چرا که جایگاه طلا بهعنوان یک دارایی امن همچنان محفوظ باقی میماند.
پس از سالی تاریخی که قیمت طلا با ثبت ۵۰ رکورد پیاپی در مجموع بیش از ۶۰ درصد رشد کرد؛ پرسش اصلی سرمایهگذاران این است که آیا این فلز گرانبها در سال ۲۰۲۶ نیز به مسیر صعودی خود ادامه خواهد داد؟
با وجود صدرنشینی طلا در میان داراییهای قابل سرمایهگذاری و حرکت آن بهسوی رقم زدن بهترین عملکرد خود از سال ۱۹۷۹ تا کنون، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که همچنان ظرفیت رشد وجود دارد؛ هرچند برخی دیگر نسبت به ریسکهای بالقوه هشدار میدهند.
برخلاف سالهای گذشته که یک عامل واحد بر رشد قیمتها اثرگذار بود، امسال مجموعهای از عوامل در کنار هم قرار گرفت: خرید مستمر بانکهای مرکزی، تنشهای ژئوپلیتیک پایدار، ریسکهای تجاری، کاهش نرخ بهره و تضعیف دلار آمریکا؛ عواملی که همگی تقاضا برای طلا را بهعنوان یک پناهگاه امن سرمایهها تقویت کردند.
🪙 طبق گزارش تازه شورای جهانی طلا، تنشهای ژئوپلیتیک حدود ۱۲ واحد درصد به رشد امسال قیمت طلا کمک کردهاند، درحالیکه تضعیف دلار و کاهش نرخ بهره حدود ۱۰ واحد درصد در این رشد موثر بودهاند. تکانههای بازار و جهتگیریهای سرمایهگذاران ۹ واحد درصد و رشد اقتصادی حدود ۱۰ واحد درصد در افزایش قیمت طلا موثر بودند.
🪙 پیشبینی شورای جهانی طلا
شورای جهانی طلا انتظار دارد که بسیاری از عواملی که باعث افزایش قابل توجه طلا در سال ۲۰۲۵ شدند، در سال ۲۰۲۶ نیز فعال و تاثیرگذار خواهند بود.
با این حال، نقطه شروع اکنون اساسا متفاوت است. یعنی برخلاف ابتدای سال ۲۰۲۵، قیمت طلا در حال حاضر به سطحی رسیده که شورای جهانی طلا آن را با برداشت و پیشبینی غالب کارشناسان اقتصادی، موسسات مالی و بازارها منطبق میداند؛ انتظاراتی بر پایه رشد پایدار اقتصاد جهانی، کاهش نرخ بهره ایالات متحده و تضعیف دلار متکی بوده است.
در چنین شرایطی، شورای جهانی طلا خاطرنشان می کند که نرخ بهره واقعی در اقتصاد آمریکا دیگر به طور قابل توجهی کاهش نمییابد و اشتیاق سرمایهگذاران نیز به ریسکپذیری متعادل باقی میماند.
✍️ یورونیوز
تاریخ انتشار ۰۹/۱۲/۲۰۲۵
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Forwarded from Dr. Halvaei( 酥糖)
مشاهدات میدانی چندینساله در محیطهای سازمانی، یک الگوی تکرارشونده را آشکار میکند: تصمیمگیرنده نه با پیامدهای مالی تصمیم درگیر است، نه اعتبار حرفهای خود را به خطر میاندازد و نه حتی پاسخگوی نتایج آن است. در ادبیات مدیریت، به این وضعیت «Lack of Skin in the Game» میگویند؛ یعنی فقدان «پوست در بازی».[هیچ سرمایهای (پول، وقت، اعتبار) نگذاشته اند] وقتی کسی چیزی برای از دست دادن ندارد، ریسک کردن با منابع، آینده و زندگی دیگران برایش به امری سهل و بیملاحظه تبدیل میشود.
در سطح اجتماعی نیز همین الگو تکرار میشود. هنگامی که سیاستگذار یا مدیر ارشد تبعات تصمیمهای خود را نه در زندگی شخصی و نه در موقعیت شغلیاش تجربه میکند، وارد قلمرو «Moral Hazard» میشود؛ خطر اخلاقی ناشی از جدایی کامل تصمیم از پیامد. این فاصله، زمینهساز تبدیل اشتباهات گاهبهگاه به خطاهای سیستماتیک و تکرارشونده میگردد.
تجربه نشان میدهد سازمانهایی که فاقد سازوکار واقعی «Accountability» (پاسخگویی) هستند، گرفتار «Decision Dilution» میشوند؛ یعنی تصمیم آنقدر در کمیتهها، شوراها و لایههای بوروکراتیک پخش میشود که در نهایت هیچکس مالک واقعی آن نیست. در چنین فضایی، اشتباه نهتنها اصلاح نمیشود، بلکه به رویهای پذیرفتهشده تبدیل میگردد.
یک استاد مدیریت در یکی از نشستهای تخصصی جملهای ماندگار گفت: «اگر کسی بابت اشتباه بودن یک تصمیم هیچ چیزی از دست ندهد، آن تصمیم دیر یا زود به خطای سیستماتیک تبدیل خواهد شد.» این جمله ساده، عمق یک فاجعه خاموش را در بسیاری از سازمانهای امروزی نشان میدهد؛ فاجعهای که پشت اصطلاحات فنی و ظاهری متمدنانه پنهان شده است.
راه برونرفت از این چرخه معیوب، نه در شعارهای کلیشهای، بلکه در اصلاح واقعی سازوکارهای تصمیمسازی نهفته است. سه راهکار عملی که تجربه و پژوهش آنها را تأیید میکند عبارتند از:
• ایجاد مدلهای واقعی «Skin in the Game» برای مدیران senior، بهنحوی که بخشی از اعتبار حرفهای، مزایای مالی و موقعیت شغلی آنها مستقیماً به نتایج تصمیماتشان وابسته باشد.
• طراحی سیستمهای شفاف «Real-time Feedback» که صدای کارکنان و ذینفعان را بدون واسطه و فیلتر به گوش تصمیمگیرندگان برساند.
• حرکت بهسوی «Decentralized Decision-Making» همراه با تفویض همزمان اختیار و مسئولیت، تا هیچکس نتواند پشت ساختارهای پیچیده پنهان شود.
خطرناکترین لحظه برای هر سازمان یا جامعه، زمانی است که تصمیمهای سرنوشتساز توسط کسانی گرفته میشود که هیچ بهایی برای اشتباه نمیپردازند. این دقیقاً همان نقطهای است که باید بیش از هر زمان دیگری مورد توجه جدی قرار گیرد و اصلاح ساختاری در آن آغاز شود.
#بنیاد_ملی_نخبگان
#مدیریت_تکنولوژی
#انجمن_مدیران_برتر_ایران
https://t.me/Technology_dr_halvaei
پژوهشگران حوزه رفتار سازمانی سالها پیش هشدار داده بودند که تصمیمگیری بدون هزینه شخصی، به پدیدهای به نام «Remote Control Management» منجر میشود؛ مدیریتی که از دور دستور میدهد اما هرگز در میدان واقعی حضور ندارد. نتیجه این نوع مدیریت، بروز «Organizational Blindness» است: کوری سازمانی که در آن مدیران نه درد واقعی سیستم را حس میکنند و نه صدای واقعی کارکنان و ذینفعان را میشنوند.
در سطح اجتماعی نیز همین الگو تکرار میشود. هنگامی که سیاستگذار یا مدیر ارشد تبعات تصمیمهای خود را نه در زندگی شخصی و نه در موقعیت شغلیاش تجربه میکند، وارد قلمرو «Moral Hazard» میشود؛ خطر اخلاقی ناشی از جدایی کامل تصمیم از پیامد. این فاصله، زمینهساز تبدیل اشتباهات گاهبهگاه به خطاهای سیستماتیک و تکرارشونده میگردد.
تجربه نشان میدهد سازمانهایی که فاقد سازوکار واقعی «Accountability» (پاسخگویی) هستند، گرفتار «Decision Dilution» میشوند؛ یعنی تصمیم آنقدر در کمیتهها، شوراها و لایههای بوروکراتیک پخش میشود که در نهایت هیچکس مالک واقعی آن نیست. در چنین فضایی، اشتباه نهتنها اصلاح نمیشود، بلکه به رویهای پذیرفتهشده تبدیل میگردد.
یک استاد مدیریت در یکی از نشستهای تخصصی جملهای ماندگار گفت: «اگر کسی بابت اشتباه بودن یک تصمیم هیچ چیزی از دست ندهد، آن تصمیم دیر یا زود به خطای سیستماتیک تبدیل خواهد شد.» این جمله ساده، عمق یک فاجعه خاموش را در بسیاری از سازمانهای امروزی نشان میدهد؛ فاجعهای که پشت اصطلاحات فنی و ظاهری متمدنانه پنهان شده است.
راه برونرفت از این چرخه معیوب، نه در شعارهای کلیشهای، بلکه در اصلاح واقعی سازوکارهای تصمیمسازی نهفته است. سه راهکار عملی که تجربه و پژوهش آنها را تأیید میکند عبارتند از:
• ایجاد مدلهای واقعی «Skin in the Game» برای مدیران senior، بهنحوی که بخشی از اعتبار حرفهای، مزایای مالی و موقعیت شغلی آنها مستقیماً به نتایج تصمیماتشان وابسته باشد.
• طراحی سیستمهای شفاف «Real-time Feedback» که صدای کارکنان و ذینفعان را بدون واسطه و فیلتر به گوش تصمیمگیرندگان برساند.
• حرکت بهسوی «Decentralized Decision-Making» همراه با تفویض همزمان اختیار و مسئولیت، تا هیچکس نتواند پشت ساختارهای پیچیده پنهان شود.
#بنیاد_ملی_نخبگان
#مدیریت_تکنولوژی
#انجمن_مدیران_برتر_ایران
https://t.me/Technology_dr_halvaei
Telegram
انجمن مدیران برتر ایران گروه چهارم
"مدیریت هنر تبدیل چالشها به فرصتها و تبدیل رویاها به واقعیتهاست.".
👍1
💢نشانههایی از شکست در مدیریت!
1️⃣ دائما از کوره در میروید.
2️⃣ همیشه دستکم یک کارمند هست که در خطر اخراج شدن است.
3️⃣ وقتی مشکلی پیش میآید، اولین سوالی که به ذهنتان میرسد این است: «چه کسی خرابکاری کرده؟»
4️⃣ ایدههای خوبی از اعضای تیمتان میشنوید اما میترسید این ایدهها را با مدیریت مطرح کنید و او خوشش نیاید.
5️⃣ دائم درگیر این هستید که خوب به نظر بیایید.
6️⃣ اصطلاحا آمار همه مدیران را دارید و میدانید چه کسی با مدیران ارشد میانه خوبی دارد و چه کسی ندارد.
7️⃣ وقتی از کارتان خسته میشوید، معمولا دلیلش این است که یکی از کارکنان نتوانسته انتظاراتتان را برآورده کند. تکتک تخلفات و اشتباهات کارکنان را به دقت زیر نظر دارید.
8️⃣ دقیقا از نقاط قوت و نیازهای آموزشی اعضای تیمتان خبر دارید، اما هنوز نمیدانید خودتان چه کم و کاستیهایی دارید.
9️⃣ همیشه به کارکنانتان میگویید: «این تصمیم بر عهده من نیست. از دست من خارج است.»
🔟 به نظر شما، قدردانی از کارکنان لزومی ندارد. به هر حال آنها دارند بابت کارشان پول میگیرند.
1️⃣ دائما از کوره در میروید.
2️⃣ همیشه دستکم یک کارمند هست که در خطر اخراج شدن است.
3️⃣ وقتی مشکلی پیش میآید، اولین سوالی که به ذهنتان میرسد این است: «چه کسی خرابکاری کرده؟»
4️⃣ ایدههای خوبی از اعضای تیمتان میشنوید اما میترسید این ایدهها را با مدیریت مطرح کنید و او خوشش نیاید.
5️⃣ دائم درگیر این هستید که خوب به نظر بیایید.
6️⃣ اصطلاحا آمار همه مدیران را دارید و میدانید چه کسی با مدیران ارشد میانه خوبی دارد و چه کسی ندارد.
7️⃣ وقتی از کارتان خسته میشوید، معمولا دلیلش این است که یکی از کارکنان نتوانسته انتظاراتتان را برآورده کند. تکتک تخلفات و اشتباهات کارکنان را به دقت زیر نظر دارید.
8️⃣ دقیقا از نقاط قوت و نیازهای آموزشی اعضای تیمتان خبر دارید، اما هنوز نمیدانید خودتان چه کم و کاستیهایی دارید.
9️⃣ همیشه به کارکنانتان میگویید: «این تصمیم بر عهده من نیست. از دست من خارج است.»
🔟 به نظر شما، قدردانی از کارکنان لزومی ندارد. به هر حال آنها دارند بابت کارشان پول میگیرند.
Forwarded from اکوایران
📝 رنگ سال ۲۰۲۶؛ نشانه تازهای از رکود اقتصادی؟
▫️رنگ سال 2026 در روزهای گذشته معرفی شد، انتخاب این رنگ با مخالفتهای بسیاری روبهرو شد، برخی آن را نشانهای از رکود اقتصادی میدانند.
▫️در این گزارش ضمن مرور این واکنشها به این پرسش پاسخ دادیم که رنگ سال چه تاثیری روی دنیای مد و فشن خواهد داشت.
📌 گزارش کامل در وبسایت اکوایران
📺 @ecoiran_webtv
▫️رنگ سال 2026 در روزهای گذشته معرفی شد، انتخاب این رنگ با مخالفتهای بسیاری روبهرو شد، برخی آن را نشانهای از رکود اقتصادی میدانند.
▫️در این گزارش ضمن مرور این واکنشها به این پرسش پاسخ دادیم که رنگ سال چه تاثیری روی دنیای مد و فشن خواهد داشت.
📌 گزارش کامل در وبسایت اکوایران
📺 @ecoiran_webtv
✳️ ایجاد و تعمیق فقر در سالهای اخیر از کجا نشأت میگیرد؟
✅ راه رهایی از تله فقر
گفتگو با دکتر داود سوری
ايشان در صحبتهای ابتدایی خود درخصوص تحولات جمعیتی خانوارهای کشور را اینگونه آغاز کرد: آخرین اطلاعات موجود که مربوط به سال ۹۷ است، نشان میدهد که طی حدود ۱۵سال گذشته متوسط سن خانوارهای کشور افزایش پیدا کرده است.
به این معنا که خانوارهای ما از جمعیت جوان و کودک خالی شده و سن افراد بالا رفته است. به همین ترتیب سن سرپرستان خانوار، هم در خانوارهای شهری و هم در خانوارهای روستایی افزایش یافته است.
دكتر سوری پس از ترسیم تحولات جمعیتی ایران طی ۱۵ سال گذشته بهعنوان مبنای بحث خود به سراغ تبیین مفاهیم مرتبط با فقر و معیارهای موجود برای سنجش آن رفت.
وی در این ارتباط توضیح داد: معمولا در مطالعات مربوط به فقر یک حد آستانهای بهعنوان خط فقر تعریف میشود که در واقع این مفهوم خط فقر آستانهای است که اگر خانوارها بیش از آن درآمد داشته باشند فقیر محسوب نمیشوند و اگر کمتر از آن درآمد داشته باشند، فقیر شناخته میشوند.
بهطور کلی، روشهای مختلفی برای محاسبه خط فقر وجود دارد و اجماع زیادی هم در مورد تعریف واحد از خط فقر وجود ندارد.
برای همین هم عددهای مختلفی بهعنوان خط فقر اعلام میشود، اما آنچه قصد داریم در اینجا بیشتر بر آن تمرکز کنیم، موضوع «روند فقر» است، اگر فقر را در ۱۵ سال گذشته با یک روش یکسان اندازهگیری کنیم، فارغ از آنکه خط فقر چه کمیتی دارد، میتواند تصویری از روند و چگونگی فقر به ما ارائه دهد.
آمارها نشان میدهد که در شهر و روستا، فقر در حال افزایش است، نرخ فقر در سال ۸۴ که حدود ۵ درصد بود به رقمی نزدیک به ۳۷ درصد رسیده و در روستا هم این عدد ۳۰ درصد است. ...
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3593781
✅ راه رهایی از تله فقر
گفتگو با دکتر داود سوری
ايشان در صحبتهای ابتدایی خود درخصوص تحولات جمعیتی خانوارهای کشور را اینگونه آغاز کرد: آخرین اطلاعات موجود که مربوط به سال ۹۷ است، نشان میدهد که طی حدود ۱۵سال گذشته متوسط سن خانوارهای کشور افزایش پیدا کرده است.
به این معنا که خانوارهای ما از جمعیت جوان و کودک خالی شده و سن افراد بالا رفته است. به همین ترتیب سن سرپرستان خانوار، هم در خانوارهای شهری و هم در خانوارهای روستایی افزایش یافته است.
دكتر سوری پس از ترسیم تحولات جمعیتی ایران طی ۱۵ سال گذشته بهعنوان مبنای بحث خود به سراغ تبیین مفاهیم مرتبط با فقر و معیارهای موجود برای سنجش آن رفت.
وی در این ارتباط توضیح داد: معمولا در مطالعات مربوط به فقر یک حد آستانهای بهعنوان خط فقر تعریف میشود که در واقع این مفهوم خط فقر آستانهای است که اگر خانوارها بیش از آن درآمد داشته باشند فقیر محسوب نمیشوند و اگر کمتر از آن درآمد داشته باشند، فقیر شناخته میشوند.
بهطور کلی، روشهای مختلفی برای محاسبه خط فقر وجود دارد و اجماع زیادی هم در مورد تعریف واحد از خط فقر وجود ندارد.
برای همین هم عددهای مختلفی بهعنوان خط فقر اعلام میشود، اما آنچه قصد داریم در اینجا بیشتر بر آن تمرکز کنیم، موضوع «روند فقر» است، اگر فقر را در ۱۵ سال گذشته با یک روش یکسان اندازهگیری کنیم، فارغ از آنکه خط فقر چه کمیتی دارد، میتواند تصویری از روند و چگونگی فقر به ما ارائه دهد.
آمارها نشان میدهد که در شهر و روستا، فقر در حال افزایش است، نرخ فقر در سال ۸۴ که حدود ۵ درصد بود به رقمی نزدیک به ۳۷ درصد رسیده و در روستا هم این عدد ۳۰ درصد است. ...
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3593781
روزنامه دنیای اقتصاد
راه رهایی از تله فقر
فقرزدایی از چه مسیری میگذرد؟ فقر تحتتاثیر چه متغیرهایی شکل میگیرد؟ آیا ایجاد و بازتولید فقر عمدتا نتیجه سیاستگذاریهای غلط اقتصادی است یا عوامل غیراقتصادی هم امکان شکلدهی یا تشدید فقر را دارند؟ گروهی از صاحبنظران معتقدند عدم تعادلها و مسیرهای سیاستی…
✳️ حرکات دست میتوانند از شما آدم متقاعدکنندهتری بسازند!
✅ وقتی کسی در سخنرانی یا جلسهای توجه شما را جلب میکند، گاهی فقط محتوای کلام او نیست که تأثیر میگذارد. شاید همان لحظه که دربارهٔ ایدهای توضیح میدهد، دستهایش را باز میکند تا فاصله را نشان دهد، یا هنگام صحبت از دو مفهوم مرتبط، کف دستانش را به هم نزدیک میکند. این حرکات کوچک، اگر با معنا و هدف همراه باشند، میتوانند تفاوتی چشمگیر در متقاعدکنندگی ایجاد کنند.
■پژوهشی در نشریهٔ Journal of Marketing Research نشان داده است که حرکات دست هدفمند (illustrative gestures)، یعنی زمانی که دستها معنای گفته را نشان میدهند، باعث میشوند مخاطب گوینده را شفافتر، باهوشتر و قابلاعتمادتر درک کند.
■این پژوهش، با تحلیل بیش از ۲۰۰ هزار ویدئو از سخنرانیهای TED و انجام آزمایشهای کنترلشده بر روی شرکتکنندگان، نشان داده است که زبان بدن و حرکات دست در انتقال مفهوم، نقش حیاتی دارند. به زبان ساده، مغز ما وقتی بتواند همزمان با شنیدن کلمات، تصویر ذهنی آنها را ببیند، پیام را آسانتر درک میکند.
■به گفتهٔ یکی از پژوهشگران، جیووانی لوکا کاسیو ریتسو (Giovanni Luca Cascio Rizzo) استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، حرکات دست نوعی ترجمهٔ دیداری از گفتار هستند. وقتی فردی با دستش مسیر بالا و پایین را نشان میدهد یا فاصلهٔ زیاد دو چیز را با باز کردن بازوها نمایش میدهد، در واقع مفهوم را از سطح کلمه به سطح تصویر منتقل میکند.
■پژوهشگران این حرکات را «illustrators» مینامند، یعنی حرکاتی که معنا را تصویر میکنند. بر اساس تحلیلهای هوش مصنوعی روی هزاران سخنرانی TED، افرادی که از این نوع حرکات استفاده کرده بودند، بهطور میانگین امتیاز بالاتری از مخاطبان گرفتهاند و ویدئوهایشان لایک بیشتری داشتهاند.
■در بخش دوم پژوهش، شرکتکنندگان در آزمایشی واقعی به سخنان کارآفرینانی گوش دادند که ایدههای خود را با یا بدون حرکات دست ارائه میکردند. نتیجه روشن بود: افرادی که از حرکات هماهنگ با گفتار استفاده کردند، متقاعدکنندهتر، باصلاحیتتر و شفافتر به نظر رسیدند.
■از دید روانشناسی شناختی، این پدیده به مفهومی به نام «سهولت پردازش» (Processing Fluency) مربوط میشود. یعنی وقتی مغز میتواند اطلاعات را سریعتر و راحتتر درک کند، آن را معتبرتر و منطقیتر میپندارد.
■وقتی دستها به کمک کلمات میآیند، ذهن شنونده نیازی به تجسم ذهنی دشوار ندارد؛ تصویر آمادهای در برابرش شکل میگیرد. همین باعث میشود که جملهها واضحتر، مفاهیم ملموستر و گوینده قابلاعتمادتر به نظر برسد.
■به بیان دیگر، حرکات دست، ترجمهٔ تصویری تفکر هستند. آنها به مخاطب نشان میدهند که گوینده خود نیز تصویر ذهنی روشنی از موضوع دارد، و همین شفافیت بهطور ناخودآگاه حس تسلط و اعتماد ایجاد میکند.
■البته همهٔ حرکات دست مفید نیستند. پژوهش نشان میدهد که حرکتهای بیهدف، مانند تکان دادن تصادفی یا اشاره به فضای خالی، نهتنها کمکی نمیکنند بلکه ممکن است تمرکز مخاطب را برهم بزنند. دستها وقتی کار میکنند که در خدمت معنا باشند، نه برای پر کردن فضا.
■به همین دلیل، توصیه میشود که در هنگام سخنرانی، بهجای فکر کردن به «طراحی حرکات»، به وضوح معنا بیندیشید. اگر بهطور طبیعی هنگام گفتن «بزرگتر»، دستهایتان را باز میکنید یا برای گفتن «پایین آمدن» کف دست را پایین میآورید، همان کافی است. دستها زمانی اثرگذارند که با احساس و مفهوم هماهنگ باشند.
■در سطحی عمیقتر، حرکات دست فقط نشانهٔ هیجان یا زبان بدن نیستند. تحقیقات عصبشناسی نشان میدهد که این حرکات در شکلگیری و سازماندهی فکر هم نقش دارند. وقتی با دست توضیح میدهیم، ذهن ما بهتر میتواند ترتیب مفاهیم را درک کند. حرکات، بهنوعی بخشی از فرآیند تفکر بیرونی (External Cognition) هستند که مغز را در دستهبندی و انتقال اطلاعات یاری میدهند.
■به همین دلیل، در جلسات یا ارائهها، افرادی که از حرکات طبیعی و هدفمند استفاده میکنند، نهتنها در نظر دیگران متقاعدکنندهترند، بلکه خودشان هم در روند بیان فکر، تسلط بیشتری پیدا میکنند.
✅ وقتی کسی در سخنرانی یا جلسهای توجه شما را جلب میکند، گاهی فقط محتوای کلام او نیست که تأثیر میگذارد. شاید همان لحظه که دربارهٔ ایدهای توضیح میدهد، دستهایش را باز میکند تا فاصله را نشان دهد، یا هنگام صحبت از دو مفهوم مرتبط، کف دستانش را به هم نزدیک میکند. این حرکات کوچک، اگر با معنا و هدف همراه باشند، میتوانند تفاوتی چشمگیر در متقاعدکنندگی ایجاد کنند.
■پژوهشی در نشریهٔ Journal of Marketing Research نشان داده است که حرکات دست هدفمند (illustrative gestures)، یعنی زمانی که دستها معنای گفته را نشان میدهند، باعث میشوند مخاطب گوینده را شفافتر، باهوشتر و قابلاعتمادتر درک کند.
■این پژوهش، با تحلیل بیش از ۲۰۰ هزار ویدئو از سخنرانیهای TED و انجام آزمایشهای کنترلشده بر روی شرکتکنندگان، نشان داده است که زبان بدن و حرکات دست در انتقال مفهوم، نقش حیاتی دارند. به زبان ساده، مغز ما وقتی بتواند همزمان با شنیدن کلمات، تصویر ذهنی آنها را ببیند، پیام را آسانتر درک میکند.
■به گفتهٔ یکی از پژوهشگران، جیووانی لوکا کاسیو ریتسو (Giovanni Luca Cascio Rizzo) استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، حرکات دست نوعی ترجمهٔ دیداری از گفتار هستند. وقتی فردی با دستش مسیر بالا و پایین را نشان میدهد یا فاصلهٔ زیاد دو چیز را با باز کردن بازوها نمایش میدهد، در واقع مفهوم را از سطح کلمه به سطح تصویر منتقل میکند.
■پژوهشگران این حرکات را «illustrators» مینامند، یعنی حرکاتی که معنا را تصویر میکنند. بر اساس تحلیلهای هوش مصنوعی روی هزاران سخنرانی TED، افرادی که از این نوع حرکات استفاده کرده بودند، بهطور میانگین امتیاز بالاتری از مخاطبان گرفتهاند و ویدئوهایشان لایک بیشتری داشتهاند.
■در بخش دوم پژوهش، شرکتکنندگان در آزمایشی واقعی به سخنان کارآفرینانی گوش دادند که ایدههای خود را با یا بدون حرکات دست ارائه میکردند. نتیجه روشن بود: افرادی که از حرکات هماهنگ با گفتار استفاده کردند، متقاعدکنندهتر، باصلاحیتتر و شفافتر به نظر رسیدند.
■از دید روانشناسی شناختی، این پدیده به مفهومی به نام «سهولت پردازش» (Processing Fluency) مربوط میشود. یعنی وقتی مغز میتواند اطلاعات را سریعتر و راحتتر درک کند، آن را معتبرتر و منطقیتر میپندارد.
■وقتی دستها به کمک کلمات میآیند، ذهن شنونده نیازی به تجسم ذهنی دشوار ندارد؛ تصویر آمادهای در برابرش شکل میگیرد. همین باعث میشود که جملهها واضحتر، مفاهیم ملموستر و گوینده قابلاعتمادتر به نظر برسد.
■به بیان دیگر، حرکات دست، ترجمهٔ تصویری تفکر هستند. آنها به مخاطب نشان میدهند که گوینده خود نیز تصویر ذهنی روشنی از موضوع دارد، و همین شفافیت بهطور ناخودآگاه حس تسلط و اعتماد ایجاد میکند.
■البته همهٔ حرکات دست مفید نیستند. پژوهش نشان میدهد که حرکتهای بیهدف، مانند تکان دادن تصادفی یا اشاره به فضای خالی، نهتنها کمکی نمیکنند بلکه ممکن است تمرکز مخاطب را برهم بزنند. دستها وقتی کار میکنند که در خدمت معنا باشند، نه برای پر کردن فضا.
■به همین دلیل، توصیه میشود که در هنگام سخنرانی، بهجای فکر کردن به «طراحی حرکات»، به وضوح معنا بیندیشید. اگر بهطور طبیعی هنگام گفتن «بزرگتر»، دستهایتان را باز میکنید یا برای گفتن «پایین آمدن» کف دست را پایین میآورید، همان کافی است. دستها زمانی اثرگذارند که با احساس و مفهوم هماهنگ باشند.
■در سطحی عمیقتر، حرکات دست فقط نشانهٔ هیجان یا زبان بدن نیستند. تحقیقات عصبشناسی نشان میدهد که این حرکات در شکلگیری و سازماندهی فکر هم نقش دارند. وقتی با دست توضیح میدهیم، ذهن ما بهتر میتواند ترتیب مفاهیم را درک کند. حرکات، بهنوعی بخشی از فرآیند تفکر بیرونی (External Cognition) هستند که مغز را در دستهبندی و انتقال اطلاعات یاری میدهند.
■به همین دلیل، در جلسات یا ارائهها، افرادی که از حرکات طبیعی و هدفمند استفاده میکنند، نهتنها در نظر دیگران متقاعدکنندهترند، بلکه خودشان هم در روند بیان فکر، تسلط بیشتری پیدا میکنند.
✳️ اثر تماشاگر در کار تیمی و ضرورت تعیین نقشها و شفافیت انتظارات
✅ یکی از پدیدههای کمتر مورد توجه اما بسیار اثرگذار در همکاری میان اعضای یک تیم (Team)، اثر تماشاگر (Bystander Effect) است؛ پدیدهای که در روانشناسی توضیح میدهد چرا افراد، وقتی در کنار سایرین قرار دارند، احساس مسئولیت فردیشان کاهش مییابد و احتمال مشارکت فعال کمتر میشود. این حالت معمولاً نتیجهی پراکندگی مسئولیت (Diffusion of Responsibility) است؛ یعنی هر عضو تصور میکند «فرد دیگری این کار را انجام میدهد».
■وقتی این الگو وارد فضای تیمی میشود، بهویژه در تیمهایی که نقشها (Roles) و انتظارات (Expectations) بهطور شفاف تعریف نشدهاند، اثر تماشاگر شدت پیدا میکند. در چنین تیمهایی، اعضا نمیدانند دقیقاً چه کسی چه مسئولیتی دارد، یا مرز مشخصی میان وظایف وجود ندارد. همین ابهام باعث میشود که حتی اعضای کارآمد و باانگیزه نیز دچار انفعال تیمی (Team Inaction) شوند و منتظر بمانند تا «دیگری اقدام کند».
■در ادبیات رفتار سازمانی، وضوح نقش (Role Clarity) یکی از ارکان اساسی کار تیمی مؤثر (Effective Teamwork) معرفی شده است. وقتی هر عضو تیم بداند چه مسئولیتی دارد، چه انتظاری از او میرود، و عملکردش چگونه سنجیده میشود، احتمال بروز سردرگمی، تعارض و سکون کاهش مییابد. نقش روشن علاوه بر جلوگیری از پراکندگی مسئولیت، موجب تقویت پاسخگویی (Accountability)، مالکیت کاری (Ownership) و انگیزه (Motivation) میشود.
■تحقیقات در حوزه نقشهای تیمی نشان میدهد که تیمها تنها زمانی به عملکرد بالا دست پیدا میکنند که علاوه بر مهارت فنی اعضا، نقشهای وظیفهای (Task Roles) و نقشهای اجتماعی/ارتباطی (Social Roles) بهطور دقیق و پذیرفتهشده میان اعضا توزیع شده باشد. چنین تقسیمبندی شفافی مانع از شکلگیری خلأهای رفتاری، سوءتفاهم و سکوتهای ناکارآمد میشود.
■در واقع، میتوان گفت تعیین نقشها (Role Assignment) و شفافیت انتظارات (Expectation Clarity) مهمترین ابزار برای مقابله با اثر تماشاگر در تیم هستند. وقتی مسئولیتها مشخص باشد، ابهامی درباره «چه کسی باید کاری را انجام دهد» باقی نمیماند. این شفافیت باعث میشود هر فرد جایگاه خود را در کل سیستم تیمی ببیند و مشارکت فعالتری داشته باشد.
■به این ترتیب، ساختن یک تیم پرتوان و هماهنگ مستلزم آن است که از ابتدا تعریف دقیق نقشها (Role Definition)، انتظارات روشن (Clear Expectations) و حدود شفاف مسئولیتها (Clear Responsibilities) تعیین شود. چنین تیمی نهتنها در برابر اثر تماشاگر مقاومتر است، بلکه ظرفیت بیشتری برای همافزایی (Synergy)، اعتماد (Trust)، خلاقیت (Creativity) و عملکرد پایدار (Sustainable Performance) خواهد داشت.
✍دكتر مينا خوئينی
✅ یکی از پدیدههای کمتر مورد توجه اما بسیار اثرگذار در همکاری میان اعضای یک تیم (Team)، اثر تماشاگر (Bystander Effect) است؛ پدیدهای که در روانشناسی توضیح میدهد چرا افراد، وقتی در کنار سایرین قرار دارند، احساس مسئولیت فردیشان کاهش مییابد و احتمال مشارکت فعال کمتر میشود. این حالت معمولاً نتیجهی پراکندگی مسئولیت (Diffusion of Responsibility) است؛ یعنی هر عضو تصور میکند «فرد دیگری این کار را انجام میدهد».
■وقتی این الگو وارد فضای تیمی میشود، بهویژه در تیمهایی که نقشها (Roles) و انتظارات (Expectations) بهطور شفاف تعریف نشدهاند، اثر تماشاگر شدت پیدا میکند. در چنین تیمهایی، اعضا نمیدانند دقیقاً چه کسی چه مسئولیتی دارد، یا مرز مشخصی میان وظایف وجود ندارد. همین ابهام باعث میشود که حتی اعضای کارآمد و باانگیزه نیز دچار انفعال تیمی (Team Inaction) شوند و منتظر بمانند تا «دیگری اقدام کند».
■در ادبیات رفتار سازمانی، وضوح نقش (Role Clarity) یکی از ارکان اساسی کار تیمی مؤثر (Effective Teamwork) معرفی شده است. وقتی هر عضو تیم بداند چه مسئولیتی دارد، چه انتظاری از او میرود، و عملکردش چگونه سنجیده میشود، احتمال بروز سردرگمی، تعارض و سکون کاهش مییابد. نقش روشن علاوه بر جلوگیری از پراکندگی مسئولیت، موجب تقویت پاسخگویی (Accountability)، مالکیت کاری (Ownership) و انگیزه (Motivation) میشود.
■تحقیقات در حوزه نقشهای تیمی نشان میدهد که تیمها تنها زمانی به عملکرد بالا دست پیدا میکنند که علاوه بر مهارت فنی اعضا، نقشهای وظیفهای (Task Roles) و نقشهای اجتماعی/ارتباطی (Social Roles) بهطور دقیق و پذیرفتهشده میان اعضا توزیع شده باشد. چنین تقسیمبندی شفافی مانع از شکلگیری خلأهای رفتاری، سوءتفاهم و سکوتهای ناکارآمد میشود.
■در واقع، میتوان گفت تعیین نقشها (Role Assignment) و شفافیت انتظارات (Expectation Clarity) مهمترین ابزار برای مقابله با اثر تماشاگر در تیم هستند. وقتی مسئولیتها مشخص باشد، ابهامی درباره «چه کسی باید کاری را انجام دهد» باقی نمیماند. این شفافیت باعث میشود هر فرد جایگاه خود را در کل سیستم تیمی ببیند و مشارکت فعالتری داشته باشد.
■به این ترتیب، ساختن یک تیم پرتوان و هماهنگ مستلزم آن است که از ابتدا تعریف دقیق نقشها (Role Definition)، انتظارات روشن (Clear Expectations) و حدود شفاف مسئولیتها (Clear Responsibilities) تعیین شود. چنین تیمی نهتنها در برابر اثر تماشاگر مقاومتر است، بلکه ظرفیت بیشتری برای همافزایی (Synergy)، اعتماد (Trust)، خلاقیت (Creativity) و عملکرد پایدار (Sustainable Performance) خواهد داشت.
✍دكتر مينا خوئينی
✳️ با عملکرد برخورد کن نه با آدم ها!
✅ «مسئلهمحور بودن» یکی از بلوغیافتهترین رفتارهای مدیریتی در سازمانهاست. این رویکرد به مدیر یاد میدهد که در لحظه بروز خطا، اختلاف یا چالش، تمرکز خود را از سرزنش افراد به درک ریشه مشکل و یافتن راهحل منتقل کند.
■وقتی مدیر «فردمحور» باشد، ناخودآگاه به انگیزهها، نیتها و شخصیت کارکنان برچسب میزند؛ این کار اعتماد را از بین میبرد و تیم را وارد حالت تدافعی میکند. اما وقتی مدیر «مسئلهمحور» عمل میکند:
● افراد احساس امنیت روانی میکنند.
زیرا میدانند که خطا یا اختلاف نظر به معنای حمله به شخصیتشان نیست؛ بلکه بخشی از روند یادگیری و بهبود است.
● ریشه مشکلات پیدا و حل میشود.
مصادیق رفتار، دادهها و فرایند بررسی میشوند، نه نیت افراد. این باعث میشود مشکل واقعی مشخص شده و دوباره تکرار نشود.
● گفتوگو سازنده و حرفهای میشود.
تمرکز بر رفتارها و نتایج، زمینه را برای گفتوگویی مؤثر، محترمانه و بدون تنش فراهم میکند.
● فرهنگ تیمی از «ترس و دفاع» به «یادگیری و رشد» تغییر میکند.
در تیمی که برخورد با مسائل فردمحور نیست، افراد راحتتر خطا را گزارش میکنند و در بهبود فرایندها نقش فعالتری دارند.
● مدیر به جای قضاوتگر بودن، به مربی تبدیل میشود.
این نوع نگاه، کیفیت مدیریت افراد را چند برابر میکند؛ چون تمرکز روی توسعه فرد است، نه مچگیری.
گاهنامه مدیر
✍ دکتر فاطمه قیطرانی
✅ «مسئلهمحور بودن» یکی از بلوغیافتهترین رفتارهای مدیریتی در سازمانهاست. این رویکرد به مدیر یاد میدهد که در لحظه بروز خطا، اختلاف یا چالش، تمرکز خود را از سرزنش افراد به درک ریشه مشکل و یافتن راهحل منتقل کند.
■وقتی مدیر «فردمحور» باشد، ناخودآگاه به انگیزهها، نیتها و شخصیت کارکنان برچسب میزند؛ این کار اعتماد را از بین میبرد و تیم را وارد حالت تدافعی میکند. اما وقتی مدیر «مسئلهمحور» عمل میکند:
● افراد احساس امنیت روانی میکنند.
زیرا میدانند که خطا یا اختلاف نظر به معنای حمله به شخصیتشان نیست؛ بلکه بخشی از روند یادگیری و بهبود است.
● ریشه مشکلات پیدا و حل میشود.
مصادیق رفتار، دادهها و فرایند بررسی میشوند، نه نیت افراد. این باعث میشود مشکل واقعی مشخص شده و دوباره تکرار نشود.
● گفتوگو سازنده و حرفهای میشود.
تمرکز بر رفتارها و نتایج، زمینه را برای گفتوگویی مؤثر، محترمانه و بدون تنش فراهم میکند.
● فرهنگ تیمی از «ترس و دفاع» به «یادگیری و رشد» تغییر میکند.
در تیمی که برخورد با مسائل فردمحور نیست، افراد راحتتر خطا را گزارش میکنند و در بهبود فرایندها نقش فعالتری دارند.
● مدیر به جای قضاوتگر بودن، به مربی تبدیل میشود.
این نوع نگاه، کیفیت مدیریت افراد را چند برابر میکند؛ چون تمرکز روی توسعه فرد است، نه مچگیری.
گاهنامه مدیر
✍ دکتر فاطمه قیطرانی