مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ ۵ شیوۀ جایگاه‌یابی ارزشی

فیلیپ کاتلر در کتاب خود به نام «کاتلر در مدیریت بازار» می‌نویسد:

✅ یکی از موضوعات اصلی در بازاریابی مدرن، تعیین ارزش برند یا محصول‌مان از نظر مشتریان هدف است. ارزش برند یا محصول به این معناست که مشتری در ازای پولی که به ما می‌پردازد، چه چیزی عایدش می‌شود؟

▪︎بر این اساس می‌توانیم یکی از این پنج روش جایگاه‌یابی ارزشی را انتخاب کنیم و برند یا محصول‌مان را در آن قرار دهیم:

▪︎جایگاه‌ بیشتر در برابر بیشتر.
در این جایگاه، برند یا محصولی با کیفیت بسیار بالا و طبیعتاً قیمتی بالا به بازار عرضه می‌کنیم. برای مثال، نوشت‌افزار مون‌بِلان در این جایگاه قرار دارند.

▪︎جایگاه بیشتر در برابر همان قیمت.
در این جایگاه، برند یا محصولی با کیفیت بالا ولی در سطح قیمت رقبای فعلی‌مان عرضه می‌کنیم. برای مثال، خودروی لِکسوس با این که کیفیت بالاتری از بقیۀ رقبایش دارد، ولی قیمت آن در سطح قیمت رقباست.

▪︎جایگاه همان در برابر قیمت کمتر.
در این جایگاه، کیفیت برند یا محصول‌مان را ثابت نگه می‌داریم، ولی قیمت آن را نسبت به رقبا کاهش می‌دهیم. برای مثال، کیفیت تایر خودروی گودیِر مشابه رقبایش است، ولی قیمت آن بین ۱۵ تا ۲۰ درصد ارزان‌تر است.

▪︎جایگاه‌ کمتر در برابر قیمت بسی کمتر.
در این جایگاه، کیفیت برند یا محصول‌مان را اندکی کاهش می‌دهیم، ولی در مقابل، قیمت آن را نسبت به رقبا به شدت پایین می‌آوریم. برای مثال، هواپیمایی ساوت وِست خدماتی مثل پذیرایی در طول پرواز را حذف کرده، ولی قیمت آن تقریباً نصف بقیۀ شرکت‌های هواپیمایی است.

▪︎جایگاه‌ بیشتر در برابر قیمت کمتر.
در این جایگاه، کیفیت برند یا محصول‌مان را نسبت به رقبا افزایش و قیمت‌مان را نسبت به آنها کاهش می‌دهیم. برای مثال اسباب‌بازی‌های تویز آر آس، کیفیت بالاتری نسبت به رقبا دارند، ولی قیمت‌شان از رقبا کمتر است.گاهنامه مدیر
✳️ ۱۰ اصل خوب گوش دادن

✅ مهارت گوش دادن یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی است که در موفقیت شغلی و کیفیت روابط‌مان با دیگران تأثیر بسزایی دارد. خیلی از ما چون به اشتباه فکر می‌کنیم که یک شنونده‌ سراپا گوش هستیم، هیچ وقت به صرافت یادگیری این مهارت نیفتاده‌ایم. خوب گوش دادن مثل فن بیان، یک مهارت آموختنی است که در ادامه‌ با اصول اولیه‌ آن آشنا می‌شویم:
▪︎زبان به دهان بگیرید.
وقتی شخص دیگری در حال حرف زدن است به چیزی که می‌گوید گوش دهید، وسط حرفش نپرید، به جای او حرف نزنید و اجازه بدهید که خودش جملاتش را تمام کند. زمانی که صحبت گوینده با شما تمام شد، آن وقت شاید لازم باشد خودتان در مورد چیزی که گوش داده‌اید حرف بزنید و توضیح دهید تا مطمئن شوید که پیام طرف مقابل‌تان را درست متوجه شده‌اید.
▪︎خودتان را برای گوش دادن آماده کنید.
آرام باشید و همه‌ توجه‌تان را به گوینده اختصاص دهید. ذهن انسان به آسانی به سمت افکار دیگر پرت می‌شود، مثلا اینکه «ناهار چی باید بخورم؟ کِی باید از اینجا برم تا به اتوبوس برسم؟ می‌خواد بارون بیاد؟» همه‌ تلاش‌تان را به کار بگیرید و این قبیل افکار نامربوط را از سرتان بیرون کنید تا بتوانید تمام و کمال روی پیام‌های ارسالی از سوی طرف مقابل‌تان تمرکز کنید.
▪︎گوینده را راحت بگذارید.
طوری رفتار کنید که گوینده برای صحبت کردن احساس راحتی کند. بد نیست گاهی سر بجنبانید یا از حرکات و کلماتی استفاده کنید که گوینده برای ادامه‌ صحبت ترغیب شود. دیگر اینکه ارتباط چشمی فراموش‌تان نشود، اما حواس‌تان باشد که خیره نشوید.
▪︎حواس گوینده را پرت نکنید.
خط‌خطی کردن یا بازی کردن با کاغذهای جلوی دست‌تان، از پنجره بیرون را دید زدن، وَر رفتن با ناخن‌های دست و کارهای این شکلی را کنار بگذارید. این رفتارها حواس طرف مقابل‌تان را پرت کرده و این حس را به او منتقل می‌کنند که از حرف‌هایش خسته شده‌اید و به پیامی که سعی در انتقالش دارد بی‌اعتنا هستید.
▪︎همدلی کنید.
بهتر است دیدگاه طرف مقابل‌تان را بفهمید و به قضایا از دید او نگاه کنید. دیدگاه‌هایی را که از قبل برای خودتان ساخته‌اید کنار بگذارید و با ذهنیت باز وارد مکالمه شوید تا بیشتر بتوانید با گوینده ابراز همدلی کنید. چنانچه چیزی گفته شد که خلاف نظر شما بود، اندکی به خودتان فرصت دهید تا بتوانید به یک استدلال محکم در جهت اثبات مخالفت‌تان دست پیدا کنید.
▪︎صبور باشید.
گاهی ممکن است طرف مقابل‌تان مکث کند، شاید هم یک مکث طولانی؛ اما مکث کردن همیشه به این معنی نیست که حرف گوینده تمام شده است. گاهی اوقات طول می‌کشد تا آدم‌ها در مورد اینکه چه چیزی بگویند و چطور مطلب‌شان را عنوان کنند به نتیجه برسند. بنابراین هر وقت کسی مکث کرد، سعی نکنید که جمله‌اش را با کلمات خودتان تمام کنید.
▪︎تعصبات شخصی را کنار بگذارید.
بی‌طرف باشید. اجازه ندهید که عادات و رفتار گوینده حواس‌تان را از اصل مطلب دور کند. بعضی‌ها دست‌پاچه‌تر یا خجالتی‌تر از دیگرانند؛ بعضی‌ها لهجه‌ محلی دارند یا حرکات دست‌شان زیاده از حد است. پس فقط به چیزی که گفته می‌شود توجه کنید و نگذارید که شیوه‌‌های فردیِ بیان مطلب حواس‌تان را پرت کنند.
▪︎به لحن گوینده گوش دهید
حجم و لحن صدا، چیزهایی را به آنچه گفته می‌شود اضافه می‌کنند. مردم در مواقع خاص از زیر و بَمی، لحن و حجم صدا برای رساندن مقصودشان کمک می‌گیرند و شما می‌توانید با توجه به این موارد به اهمیت مطلبی که عنوان می‌شود پی ببرید.
▪︎به طرز فکر گوینده گوش دهید نه فقط کلماتش.
باید از حرف‌های طرف مقابل‌تان یک تصویر کلی برداشت کنید، نه اطلاعات پراکنده. یکی از دشوارترین قسمت‌های خوب گوش دادن همین توانایی برقراری ارتباط بین تکه‌پاره‌های اطلاعات برای رسیدن به طرز فکر گوینده است. برای به‌دست آوردن این توانایی به توجه کافی، پرهیز از حواس‌پرتی و تمرکز احتیاج خواهید داشت.
▪︎منتظر نشانه‌های ارتباط غیرکلامی بمانید.
به اشارات و حرکات بدن، حالات چهره و حرکات چشم‌ها دقت کنید. برای خوب گوش دادن فقط به گوش‌های خود اکتفا نکنید، بلکه از چشم‌های‌تان هم کمک بگیرید، یعنی حواس‌تان به اطلاعات اضافه‌تری که از طریق ارتباط غیرکلامی منتقل می‌شوند نیز باشد.
❤1
✳️ بررسی سیاست‌های اصلاح اقتصادی
اصلاحات بی‌ریشه، توسعه بی‌ثمر

✍ حیدر مستخدمین‌حسینی

✅ وي می‌گوید اصلاحات ناتمام و تمرکز قدرت بدون شایسته‌سالاری، رشد بدون عدالت را به رانت و بی‌ثباتی کشانده است.
این اقتصاددان در پاسخ به پرسشی درباره تفاوت نتایج «تمرکز قدرت» در چین و ایران و اینکه چرا تمرکز قدرت در چین به کارآمدی دولت منجر شده در ایران اما اغلب نتیجه معکوس داشته است، اظهار داشت: اصل موضوع این است که تمرکز قدرت ذاتا نه مثبت است و نه منفی؛ نمی‌توان به‌‌صورت مطلق آن را خوب یا بد دانست.

عامل تعیین‌کننده در اثرگذاری تمرکز قدرت، کیفیت نهادها و ساختار پاسخگویی است. اگر تمرکز قدرت در کنار نهادهای باکیفیت و پاسخگو قرار گیرد، می‌تواند نتایج مثبتی به‌همراه داشته باشد؛ همان‌گونه که در چین رخ داد.
این استاد دانشگاه در ادامه افزود: در چین تمرکز قدرت با سه ویژگی اساسی همراه بود.

نخست، حاکمیت شایسته‌سالاری در نظام انتصابات. مدیران در سطوح مختلف- چه در سطح استانی و چه در سطح مرکزی- براساس معیارهای شایستگی انتخاب می‌شدند و این اصل در ساختار اداری به‌ طور واقعی اجرا می‌شد.
دوم، امکان «آزمایش‌محوری اصلاحات»؛ به این معنا که سیاست‌ها ابتدا در سطح محلی اجرا می‌شدند و رقابتی میان استان‌ها در کیفیت ارائه پروژه‌ها و برنامه‌ها شکل می‌گرفت که همین امر به تسریع موفقیت‌ها کمک می‌کرد.
وی ادامه داد: ویژگی سوم، تعهد بلندمدت به توسعه اقتصادی و برخورداری از ظرفیت اجرایی بالا بود. در چین برنامه‌های کوتاه‌مدت تنها در چارچوب برنامه‌های بلندمدت معنا داشتند؛ تصمیم‌های لحظه‌ای و آنی جایگاهی نداشتند مگر آنکه بخشی از یک راهبرد بلندمدت باشند. این ترکیب تمرکز قدرت، شایسته‌سالاری، آزمایش‌محوری و تعهد بلندمدت، کارایی نظام اجرایی را افزایش داد و به موفقیت الگوی چینی انجامید.

این اقتصاددان در این باره اظهار کرد: بنابراین آنچه چین را موفق کرد نه صرف تمرکز قدرت بلکه نوع تمرکز و پیوند آن با کیفیت نهادی و پاسخگویی بود؛ عاملی که باعث شد تمرکز قدرت به ابزار توسعه تبدیل شود، نه مانعی برای آن...

ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=590114
✳️ امنیت سایبری در سال ۲۰۲۵ از تئوری به عمل تبدیل شد.

✅ سالی پر از تناقض برای جامعه امنیت سایبری بوده است. در حالی که هوش مصنوعی ابزارهای جدید و قدرتمندی را برای پیش‌بینی و خنثی‌سازی تهدیدها در اختیار مدافعان قرار داده است، همزمان باعث افزایش ۱۲۰۰ درصدی حملات فیشینگ و کاهش موانع ورود مجرمان سایبری شده است.

سال ۲۰۲۵ به عنوان سالی که بحث «تاب‌آوری سایبری» از تئوری به عمل تغییر یافت، به یاد خواهد ماند. همانطور که چشم‌انداز جهانی امنیت سایبری ۲۰۲۵ در ژانویه نشان داد، ما در حال گذر از دورانی از «پیچیدگی بی‌سابقه» هستیم، جایی که تنش‌های ژئوپلیتیکی و وابستگی‌های زنجیره تأمین، چشم‌انداز ریسک مبهمی ایجاد کرده‌اند. تمرکز فراتر از دفاع صرف به تاب‌آوری سیستمی تغییر یافته است.

از دفاع از مرز نهایی گرفته تا «مقابله با آتش هوش مصنوعی با آتش»، در اینجا داستان‌های خواندنی که امنیت سایبری را در سال ۲۰۲۵ تعریف کرده‌اند، آورده شده است.

ادامه مطلب؛
https://www.weforum.org/stories/2025/12/the-must-read-cybersecurity-stories-of-2025/?
كانال قواعدبازی
✳️ ... موارد۱۰ گانه از اصول توسعه فردی

۱. بیش‌از حد مهربان بودن، احترام نمی‌آورد.
مرزها را زود مشخص کنید.
مهربانی بی‌حد، همیشه هزینه دارد.

۲. همیشه موضوع غرور نیست، گاهی عزت‌نفس است.
از خودتان دفاع کنید.
این یعنی دارید از ارزش کار و مسیرتان محافظت می‌کنید.

۳. در نهایت، تنها کسی که همیشه کنار شماست، خودتانید.
هیچ‌کس قرار نیست برای شما مسیر بسازد.
زندگی حرفه‌ای‌تان را خودتان طراحی می‌کنید.

۴. چیزها تمام می‌شوند، آدم‌ها تغییر می‌کنند، زندگی ادامه دارد.
بپذیرید.
تطبیق پیدا کنید.
حرکت کنید.

۵. همه چیز با یک رؤیا شروع می‌شود.
اما رؤیایی که اجرا نشود، فقط رؤیا می‌ماند.

۶. بعضی خداحافظی‌ها برای رشد لازم‌اند.
چیزهایی که کار نمی‌کنند را رها کنید تا چیزهای درست وارد زندگی‌تان شوند.

۷. به خودتان گوش دهید، نه به نظر دیگران.
آن‌ها مسیر شما را زندگی نمی‌کنند.
شما زندگی می‌کنید.

۸. یک «نه» صریح بهتر از یک قول مبهم است.
شفافیت حرکت می‌دهد.
دو‌پهلو بودن، متوقف می‌کند.

۹. گاهی می‌برید، گاهی یاد می‌گیرید.
و هر دو یعنی رشد.

۱۰. احترام از توجه ارزشمندتر است.
توجه زود محو می‌شود،
اما احترام باقی می‌ماند و بیشتر می‌شود.
✳️ رهبری کاریزماتیک: رهبر باشید؛ نه بُت

✅ برخی رهبران وقتی وارد اتاق می‌شوند، انرژی فضا تغییر می‌کند. آن‌ها نه با زور؛ بلکه با «کاریزما، فن بیان و حضور قدرتمند»، تیم را هیپنوتیزم می‌کنند!

▪︎این سبک می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان، یک تیم خسته را به یک ارتش باانگیزه تبدیل کند.

▪︎اما مراقب باشید، این قدرت، یک نیمه تاریک هم دارد:

▪︎ وابستگی خطرناک
تیم آنقدر محوِ شخصیت رهبر می‌شود که استقلال فکری خود را از دست می‌دهد. اگر این رهبر یک روز نباشد، کل سیستم از کار می‌افتد!
▪︎ کاریزما برای شروع فوق‌العاده است؛ اما سوخت دائمی نیست!

▪︎رهبر هوشمند از کاریزمایش برای «ساخت سیستم» استفاده می‌کند؛ نه برای ساخت «بُت».
HBS
✳️ چگونه در انجام کارهایمان با انگیزه بمانیم ؟
✳️ سه مسیر برای ساخت کسب‌وکار جدید
1️⃣ ایده‌محور (Idea-driven)
ایده‌ای تازه یا ترکیبی خلاقانه از چیزهای موجود
نه الزاماً اختراع بزرگ، بلکه بهبود معنادار
▪︎ نکته مدیریتی:
بیش از 70٪ نوآوری‌های موفق، «بهبود تدریجی» بوده‌اند نه جهش انقلابی.
(Incremental Innovation)
2️⃣ فناوری‌محور (Technology-driven)
دسترسی به یک فناوری که:
هنوز بازارش شکل نگرفته
اما پتانسیل تجاری‌سازی دارد
3️⃣ فردمحور (Founder-driven)
کارآفرین از شور، مهارت و هویت شخصی شروع می‌کند
نه الزاماً از ایده یا فناوری آماده
▪︎ نکته مدیریتی:
هم‌راستایی «شخصیت بنیان‌گذار × مسیر کسب‌وکار»
احتمال بقا را به‌شدت افزایش می‌دهد.
⚠️ یک هشدار مهم مدیریتی
شروع صرفاً از «درد مشتری» می‌تواند گمراه‌کننده باشد.
چرا؟
همه دردها، فرصت اقتصادی نیستند
بعضی مشتریان فقط «شاکی»اند، نه «خریدار»
▪︎ قانون طلایی:
درد + تمایل به پرداخت = فرصت واقعی
▪︎ جمع‌بندی
کسب‌وکار موفق:
یا از ایده درست شروع می‌شود
یا از فناوری درست
یا از آدم درست
اما در نهایت، بازار تصمیم می‌گیرد.
اگر مسیر شروع را اشتباه بروی،
حتی بهترین اجرا هم نجاتت نمی‌دهد.
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ چرا ناخودآگاهِ شما به استراتژی جدید می‌گوید «نه»؟

۱. ترس از شکست: «اگر جواب ندهد چه؟»
۲. ترس از دست دادن کنترل: «نکند اوضاع از دستم در برود؟»
۳. زخم‌های کهنه: تجربه تلخِ استراتژی‌های شکست‌خورده قبلی

✅ راهکار چیست؟
به جای رد کردنِ سریع، یک تست ماتریس آیزنهاور انجام دهید
ایده جدید را در ماتریس بگذارید. اگر در ربع «مهم/فوری» نیست، آن را به‌عنوان یک تست کوچک اجرا کنید؛ نه یک تغییر بزرگ.
این‌طوری مغزتان آرام می‌گیرد که قرار نیست «همه‌چیز» به هم بریزد.
HBS
✳️ مديريت نمایشی یا شوآف مدیریتی چیست؟

✅ امروزه یکی از مشکلات اصلی و اساسی در کشورمان بخصوص در حوزه‌های اقتصادی وجود برخی مدیران نمایشی است که به جای اثرگذاری و کارآمدی و اتخاذ دستاورد و نتایج فقط نمایش اجرا می کنند و گفتار درمانی می کنند و باعث اتلاف منابع می شوند.
▪︎ اکثر مدیران نمایشی بدلیل عدم داشتن رزومه و صلاحیت حرفه ای و عدم تخصص در حوزه‌های مختلف مدیریتی از جمله تیم سازی، تصمیم گیری ، بازخورد ، نظارت و سازماندهی فقط از ارتباطات سیاسی بهره می برند ...
در مدیریت نمایشی فقط وعده و قول داده می شود و در سخنرانی ها از فعل مجهول استفاده می گردد و دریغ از عملکرد مطلوب و شایسته.
▪︎ اين سبك مديريت به جاى تمركز بر عملكرد واقعى و بهره ورى، بر نمايش (show) عملكرد متمركز است.
به عبارتى شاخص هاى ظاهرى و در معرض ديد عملكردى، از سوى مديران نمایشی به شدت مورد توجه قرار مى گيرد و شاخص هاى واقعى عملكرد مورد غفلت واقع می شود و رها مى گردد.
اين نوع مديران صرفا به تزئين ويترين عملكرد مشغول مى شوند در حالى كه در درون سازمان، كاركنان و و ذینفعان اعم از جامعه و مشتريان اثرى از بهبود مشاهده نمى كنند و چه بسا به دليل رها شدگى سيستم معضلاتى از جمله آمار سازى، چاپلوسى و ثناگويى، متملق پرورى، فساد ادارى، باندبازى، و... به وقوع مى پيوندد.
مثال سايه زدن در ورزش هاى رزمى استعاره مناسبى براى سبك مديريتى نمایشی مى باشد.
▪︎ از نمونه اعمال اين سبك مديريتى مى توان به:
۱- بستن تفاهم نامه هاى متعدد.
۲- ملاقات با اشخاص نامدار
۳- مصاحبه هاى آب و تاب دار مطبوعاتى
۴- گرفتن عكس با افراد مشهور و اماكن مترقى
۵- دادن وعده هاى مديريتى حيرت انگيز بلند مدت و هزينه كردهاى وحشتناك اشاره كرد.
▪︎ ظهور فزاينده اين سبك مديريتى دلايل متعددى دارد كه از جمله انتخاب و انتصاب مدیران بر اساس سفارش و توصیه عمه و خاله و دایی و غیره و یا انتخاب و انتصاب مدیران بر اساس رفیق بازي و همشهری بودن و هم دانشگاهی بودن و گعده بازي و ضعف ساختار نظارتى، نبود خط مشى ها و استراتژى هاى سازمانى، فقدان نظام ارزيابى عملكرد، تسلط ديوان سالارى (بوروكراسى) شديد ادارى، ورود افراد فاقد صلاحيتهاى تخصصى به پست هاى مديريتى و ... كه بررسى و ارائه راه حل براى آنها نيازمند ساعتها و شايد روزها قلم فرسايى است كه در اين مجال نمى گنجد...
🔺 نتیجه مهم :
از نتایج مدیریت نمایشی یا شوآف مدیریتی عدم دسترسی به اهداف و دستاورد و ایجاد ناامیدی و دلزدگی در جامعه و باعث ایجاد گسست و فاصله بین مردم و حاکمیت خواهد شد.
✍ گروه علمی اقتدار
👌3
✳️در مسیر تعالی؛ مروری بر EFQM2025
✅مدل EFQM 2025 علاوه بر منطق و فلسفه کلان، دارای ابعاد مشخص و شاخص‌هایی است که به سازمان کمک می‌کند وضعیت خود را به‌صورت عینی، منسجم و قابل مقایسه بررسی کند.این ابعاد به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که میان چرایی وجود سازمان، نحوه اداره آن و نتایجی که به دست می‌آورد پیوندی روشن برقرار شود. در ادامه، ابعاد اصلی مدل و شاخص‌های کلیدی هر بُعد همراه با مثال‌های ملموس سازمانی توضیح داده می‌شوند
▪︎در EFQM 2025 سه بُعد اصلی وجود دارد که کل مدل بر آن‌ها استوار است: جهت‌دهی،اجرا و نتایج. هر یک از این ابعاد شامل حوزه‌هایی است که با شاخص‌های رفتاری، سیستمی وعملکردی سنجیده می‌شوند
▪︎در بُعد جهت‌دهی، تمرکز بر این است که سازمان چرا وجود دارد، چه مسیری را انتخاب کرده و چه نوع رهبری و فرهنگی بر آن حاکم است یکی از شاخص‌های کلیدی در این بُعد،وضوح و معناداری هدف سازمان است. سازمانی که هدف روشنی دارد می‌تواند نشان دهد تصمیم‌های راهبردی‌اش چگونه به خلق ارزش برای مشتریان،کارکنان و جامعه منجر می‌شود. برای مثال، یک شرکت تولید مواد غذایی که هدف خود را «ارتقای سلامت جامعه» تعریف کرده، در عمل محصولاتی با قند کمتر و سرمایه‌گذاری در آموزش تغذیه سالم را در اولویت قرار می‌دهد.در اینجا هدف فقط یک جمله نیست، بلکه در تصمیم‌های واقعی بازتاب دارد
▪︎شاخص مهم دیگر در این بُعد هم‌راستایی راهبرد با محیط و ذی‌نفعان استEFQM 2025 بررسی می‌کند آیا راهبرد سازمان مبتنی بر تحلیل داده،شناخت ریسک‌ها و فرصت‌ها و انتظارات ذی‌نفعان است یا خیر.به‌عنوان مثال،یک بانک که با تغییر رفتار مشتریان به سمت خدمات دیجیتال مواجه است،راهبردخود را از توسعه شعب فیزیکی به سرمایه‌گذاری در بانکداری دیجیتال، امنیت سایبری وتجربه کاربری تغییر می‌دهد.این تغییر نشان‌دهنده پویایی راهبرد و توجه به واقعیت‌های محیطی است
■در همین بُعد،رهبری و فرهنگ نیز با شاخص‌هایی مانند الگوی رفتاری رهبران، سطح اعتماد،اخلاق حرفه‌ای و امنیت روانی سنجیده می‌شود. برای نمونه، در سازمانی که فرهنگ یادگیری قوی دارد،کارکنان می‌توانند بدون ترس از تنبیه، خطاهای خود را گزارش دهند و از آن‌ها درس بگیرند. اگر مدیری پس از شکست یک پروژه، به‌جای سرزنش افراد، جلسه‌ای برای تحلیل علل و یادگیری برگزار کند، این رفتار نشانه بلوغ فرهنگی ورهبری مطابق با EFQM 2025 است
▪︎بُعد اجرا به این می‌پردازد که سازمان چگونه اهداف و راهبرد خود را به عمل تبدیل می‌کند. یکی از شاخص‌های کلیدی در این بُعد میزان و کیفیت درگیر کردن ذی‌نفعان استEFQM 2025 فقط به شناسایی ذی‌نفعان اکتفا نمی‌کند، بلکه بررسی می‌کند آیا سازمان با آن‌ها گفت‌وگوی واقعی دارد یا نه. برای مثال، یک شرکت صنعتی که پیش از اجرای پروژه توسعه کارخانه،باساکنان محلی، نهادهای محیط زیستی وکارکنان گفت‌وگو می‌کند و نگرانی‌های آن‌ها را در طراحی پروژه لحاظ می‌کند نمونه‌ای ازاجرای بالغ درگیرسازی ذی‌نفعان است
▪︎شاخص مهم دیگر در این بُعد، نحوه خلق ارزش پایدار است. سازمان باید نشان دهد چگونه ارزش اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی را به‌طور هم‌زمان مدیریت می‌کند. برای مثال، یک شرکت لجستیکی که با بهینه‌سازی مسیرها و استفاده از خودروهای کم‌مصرف، هم هزینه‌های سوخت را کاهش می‌دهد،هم انتشار کربن را کم می‌کند و هم رضایت مشتری را از طریق تحویل سریع‌تر افزایش می‌دهد، نمونه‌ای از خلق ارزش چندبعدی است
▪︎در همین بُعد، مدیریت عملکرد و تحول نیز ارزیابی می‌شود. شاخص‌هایی مانند استفاده از داده‌های معتبر، وجود شاخص‌های پیش‌نگر، نوآوری و آمادگی برای تغییر مورد توجه قرار می‌گیرند برای نمونه، یک سازمان خدماتی که علاوه بر سنجش رضایت مشتری، از تحلیل داده‌ها برای پیش‌بینی ریزش مشتریان استفاده می‌کند و پیش از وقوع مشکل اقدام اصلاحی انجام می‌دهد، نشان می‌دهد مدیریت عملکردش فراتر از گزارش‌دهی گذشته‌نگر است و با روح EFQM 2025 هم‌خوانی دارد
■بُعد نتایج، پیامد واقعی جهت‌دهی و اجرا را نشان می‌دهد. در این بُعد، EFQM 2025 بین ادراک ذی‌نفعان و نتایج عینی تمایز قائل می‌شود یکی از شاخص‌های کلیدی، برداشت کارکنان از سازمان است؛ مانند میزان تعهد، اعتماد به مدیریت و احساس معنا در کار.برای مثال، اگر نتایج نظرسنجی‌ها نشان دهد کارکنان سازمان احساس می‌کنند نظراتشان شنیده می‌شود و آینده شغلی روشنی دارند،این ادراک مثبت یکی از نشانه‌های تعالی است
▪︎در کنار ادراک‌ها، نتایج عینی نیز بررسی می‌شوند؛مانند عملکرد مالی، بهره‌وری،نوآوری و تحقق اهداف راهبردی. برای نمونه، سازمانی که طی چند سال متوالی رشد پایدار سودآوری دارد،سهم بازار خود را حفظ یا افزایش داده وهم‌زمان شاخص‌های ایمنی،کیفیت و پایداری زیست‌محیطی آن بهبود یافته است، نشان می‌دهد نتایجش متوازن و پایدار است
🔺ادامه ازقبل
EFQM 2025
تأکید می‌کند که موفقیت کوتاه‌مدت بدون توجه به اثرات بلندمدت یا ذی‌نفعان، نشانه تعالی واقعی نیست.
▪︎نکته مهم در همه این ابعاد و شاخص‌ها، نگاه بلوغ‌محور مدل است. EFQM 2025 از سازمان نمی‌پرسد آیا کامل هست یا نه، بلکه می‌پرسد تا چه حد میان هدف، رهبری، اجرا و نتایج انسجام وجود دارد و سازمان چگونه از تجربه‌ها می‌آموزد. برای مثال، حتی اگر نتایج یک سازمان هنوز ایده‌آل نباشد، اما نشان دهد رویکردهای منطقی دارد، آن‌ها را به‌طور گسترده اجرا کرده و به‌طور نظام‌مند در حال یادگیری و اصلاح است، در مسیر تعالی قرار دارد.
▪︎در مجموع، ابعاد و شاخص‌های EFQM 2025 به سازمان کمک می‌کنند تصویری شفاف از خود ببیند: اینکه چرا وجود دارد، چگونه عمل می‌کند و چه اثری بر ذی‌نفعان و آینده می‌گذارد. این مدل با مثال‌های عملی نشان می‌دهد تعالی سازمانی یک شعار یا پروژه مقطعی نیست، بلکه نتیجه هم‌راستایی عمیق میان اندیشه، رفتار و عملکرد در طول زمان است.
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ تولید ناخالص جهان در سال 2025

✅ بر اساس گزارش ماه اکتبر صندوق بین‌المللی پول، اقتصاد دنیا در سال 2025 به 117 تریلیون دلار رسیده و آمریکا، چین و آلمان، سه کشور برتر از نظر تولید ناخالص داخلی بوده‌اند و ژاپن، هند، انگلستان و فرانسه، در رده‌های بعدی می‌باشند.

*قابل‌توجه است که در میان کشورهای خاورمیانه، ترکیه و عربستان در رتبه‌های اول و دوم جای دارند و تولید ناخالص داخلی ایران با 357 میلیارد دلار، به کمتر از یک چهارم ترکیه رسیده است.

طبق این گزارش، اقتصاد ترکیه به رتبه شانزدهم جهانی رسیده و عربستان و امارات در رتبه‌های نوزدهم و بیست‌ و نهم دنیا می‌باشند و ایران به جایگاه چهل‌ و چهارم، سقوط کرده است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
😱1
✳️ ادامه توسعه در امارات متحده عربی
صندوق هاي ثروت در خدمت توسعه

✅ ابوظبی با مدیریت بیش از 2 تریلیون دلار از طریق سه صندوق بزرگ ثروت حاکمیتی (ADIA ، مبادله و ADQ ) و نهادهای جدید مانند MGX (هوش مصنوعی)، XRG (انرژی) و Lunate، به یکی از تاثیرگذارترین بازیگران در حوزه مالی، انرژی و به‌ویژه هوش مصنوعی جهان تبدیل شده است.

قابل‌توجه است که مبادله پرکارترین صندوق جهان در سال 2024 بود و بیش از 300 معامله در پنج سال اخیر انجام داد و جالب‌تر اینکه امسال برای نخستین بار سرمایه‌گذاری‌های ابوظبی در هوش مصنوعی از حوزه خدمات مالی پیشی گرفته است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
رابطه پنهان تورم و بی‌انضباطی پولی
✍️ علی دادپی
ما مردم ایران در ایران ریال خرج می‌کنیم. برخلاف تصور سیاست‌گذاران رانت‌خوار و رانت‌دوست، این نه هزینه واردات بلکه تقاضا برای کالاهاست که بهای آنها را در بازار تعیین می‌کند.در این روزهای شکست ساختاری سیاست‌های اقتصادی، وقت آن رسیده است که مسبب اصلی تورم را حذف کنیم؛ و آن چیزی نیست جز بی‌انضباطی پولی دولت‌ها.
مسئله این نیست که دلار چند تومان است؛ مسئله این است که دولت تا چه زمانی می‌خواهد با عرضه پول و استقراض از بانک مرکزی به تورم دامن بزند. ارز تک‌نرخی لازمه انضباط پولی است.
بعد از بیش از چهار دهه تحمل تورم و افزایش‌های ناگهانی قیمت‌ها، وقت آن رسیده است که از خود بپرسیم آیا دوره‌ای بوده که به واردات کالاهای اساسی و ضروری، ارز ترجیحی تعلق نگرفته باشد؟ در همه سال‌های چهل و شش سال گذشته، دولت‌های مختلف با اختصاص منابع ارزی با نرخ‌های پایین‌تر از بازار سعی کرده‌اند بهای تمام‌شده کالاها را برای مصرف‌کننده ایرانی پایین بیاورندو البته هر مصرف‌کننده ایرانی می‌داند تورم و روند افزایشی قیمت‌ها در بازار کالاهای مصرفی، واقعیت ثابت اقتصاد ایران است
سیاستمدار همیشه کوشیده است به مصرف‌کننده بقبولاند که اگر کالایی در بازارهای جهانی، منطقه‌ای یا محلی ۱۰۰ دلار قیمت دارد، او می‌تواند آن را با معادل ریالی پایین‌تر خریداری کند و به جای معادل ریالی ۱۰۰ دلاری، آن را با معادل ریالی ۲۰ یا ۳۰ دلار به مصرف‌کننده بفروشد.
حالا اگر از سیاستمدار آرزومند مسند قدرت بپرسید اختلاف را از کجا می‌آورد، می‌گوید از منابع عمومی؛ یعنی همان جیب خانواده ایرانی و البته مصرف‌کننده هم در نهایت کالا را با معادل ریالی ۱۰۰ دلاری می‌خرد
چون حتی اگر سیاستمدار باور کند، قیمت‌ها را دولت‌ها تعیین نمی‌کنند؛ در هر اقتصادی قیمت‌ها را بازارها تعیین می‌کنند. وقتی کالایی در بازاری ارزان است، یا تقاضا برایش آن‌قدر افزایش می‌یابد که قیمتش بالا برود، یا به بازاری می‌رود که تقاضای بالاتری دارد.
اینجاست که باید گفت این ارز چندنرخی است که با تحلیل منابع ارزی کشور، افزایش استقراض از بانک مرکزی و عرضه ریال بی‌پشتوانه، باعث تورم در کشور می‌شود. ارز تک‌نرخی نیاز و لازمه انضباط پولی است که تورم را کنترل می‌کند. سیاستی که برخی به بهانه رفاه مصرف‌کننده و با انگیزه منافع محلی و رانت‌های باندهای قدرت با آن مخالفند.این در حالی است که اگر دولتی نخواهد اجازه بدهد یک هیئت ناظر مستقل بر بازار ارز، بدون دخالت سیاست‌بازی‌ها و سیاست‌زدگی‌ها، بازار ارز را اصلاح کند، باید سه‌گانه پولی را بپذیرد: ارز تک‌نرخی بر مبنای بازار، هدف تورمی و انضباط پولی.برخلاف باور بسیاری از سیاست‌گذاران و ناظران، مردم ایران هم درآمدشان و هم هزینه‌شان به ریال است. این بی‌انضباطی دولت‌ها در افزایش هزینه‌هایشان و تأمین هزینه‌ها از طریق عرضه پول است که تورم را رقم می‌زند.
پژوهش‌های انجام‌شده درباره سیاست‌های پولی برای مهار تورم و نقش نرخ مبادله ارز در آنها نشان می‌دهد که برای مهار تورم، یک بازار ارز متکی بر ارز تک‌نرخی متغیر لازم و ضروری است.در حالی که بسیاری، خانوارهای ایرانی را از این می‌ترسانند که ارز تک‌نرخی افزایش قیمت‌ها را به دنبال خواهد داشت، در واقعیت تک‌نرخی شدن ارز در کوتاه‌مدت بر قیمت کالاهای مصرفی تأثیر کمی دارد. طراحی و اجرای سیاست‌های پولی برای کنترل هدفمند تورم، همزمان با تک‌نرخی کردن ارز، باعث تعادل در قیمت‌ها و حتی کاهش نرخ تورم خواهد شد.
خانواده‌های ایرانی دو گزینه دارند: یا با پرداخت مالیات غیرمستقیم از طریق تورم، تداوم رانت‌های حکومتی محافل و هیئت‌های قدرت را تضمین کنند؛ یا با پذیرفتن ارز تک‌نرخی و مطالبه یک سیاست پولی هدفمند، منبع افزایش تورم را حذف کنند.
هر مصرف‌کننده ایرانی می‌داند در صورت ادامه وضع فعلی، تورم پابرجاست و فردا باید بهای بیشتری برای کالاهای مورد نیازش بپردازد. آیا دستگاه‌های حکومتی و دولتی آماده‌اند که به جای ایجاد و توزیع رانت با اخلال در بازار ارز و مالیات‌بستن به مصرف‌کننده ایرانی، نظم مالی و انضباط پولی را بپذیرند؟
https://news.tccim.ir/?80040
كانال قواعدبازی
👌1
✳️ بر اساس گزارش روزنامه گلوبال تایمز، پیش‌بینی می‌شود ارزش صنعت هوش مصنوعی چین در سال ۲۰۲۵ از ۱۷۰ میلیارد دلار آمریکا فراتر رود؛ رشدی که نتیجه استقرار سریع فناوری‌های نوین و حمایت هدفمند سیاست‌های دولتی است. داده‌ها نشان می‌دهد مدل‌های زبانی بزرگ به‌طور فزاینده‌ای وارد بخش تولید شده‌اند و همین امر باعث شده نرخ به‌کارگیری هوش مصنوعی در صنایع تولیدی از ۱۹.۹ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۲۵.۹ درصد در سال ۲۰۲۵ افزایش یابد؛ روندی که بهره‌وری صنعتی و دیجیتالی‌شدن فرآیندهای تولید را به شکل محسوسی تسریع کرده است.

این توسعه به حوزه تولید محدود نمانده و بازار مصرف‌کننده نیز نقش مهمی در آن ایفا کرده است. فروش آنلاین دستگاه‌های هوشمند مجهز به هوش مصنوعی در ده ماه نخست سال ۲۰۲۵ حدود ۲۳ درصد رشد داشته است. هم‌زمان، پیشرفت مدل‌های از پیش آموزش‌دیده باعث شده کاربرد هوش مصنوعی از تحلیل داده فراتر رود و به تولید محتوا و کارکردهای عمومی و چندمنظوره گسترش یابد. چین اکنون حدود ۶۰ درصد از کل ثبت اختراع‌های جهانی در حوزه هوش مصنوعی را در اختیار دارد؛ آماری که جایگاه این کشور را به‌عنوان بازیگری پیشرو در پژوهش‌ها و کاربردهای عملی هوش مصنوعی تثبیت می‌کند.

پشتیبانی سیاستی و زیرساختی، ستون اصلی این مسیر رشد به شمار می‌رود. تراشه‌های بومی هوش مصنوعی بیش از نیمی از مصرف مراکز داده چین را تأمین می‌کنند و به کاهش وابستگی این کشور به واردات کمک کرده‌اند. در چارچوب ابتکار «هوش مصنوعی پلاس» شورای دولتی چین، برنامه‌ریزی شده است که تا سال ۲۰۲۷ هوش مصنوعی در شش بخش کلیدی اقتصاد ادغام شود و تا سال ۲۰۳۰ اقتصاد هوشمند به یکی از موتورهای اصلی رشد اقتصادی چین تبدیل گردد. افزون بر این، پکن پیشنهاد ایجاد «سازمان جهانی همکاری هوش مصنوعی» را مطرح کرده است؛ ابتکاری که با هدف گسترش همکاری‌های بین‌المللی در این حوزه دنبال می‌شود.

bricsbridge
اگر ... ؟
✳️ وقتی تخصصِ درست، در جای نادرست می‌نشیند!

🖊دکتر فاطمه قیطرانی

✅ بر اساس آنچه کیم اسکات «صراحت تمام‌عیار» می‌نامد، وظیفه ما در سازمان‌ها این است که
هم‌زمان هم به انسان‌ها اهمیت بدهیم، هم بی‌پرده حقیقت را بگوییم. نه سکوت از سر ملاحظه، و نه تندی از سر قدرت!
▪︎با همین رویکرد، می خواهم درباره یکی از چالش های جدی سازمان‌های امروز که بارها شاهد آن بودم، صحبت کنم و قبل از آن سر تعظیم فرود می آورم بر متخصصان هر دو حوزه ای که می خواهم درباره نوع حضورشان در سازمان ها سخن برانم؛ که هم ارزشمندند و هم حلال بسیاری از مشکلات زندگی امروز.
▪︎اما نکته اصلی: استفاده از تخصص‌های عالی ولی نامتناسب، با نیت خوب اما اثر مخرب در سازمان ها و شرکت ها.
▪︎حضور روانشناسان محترم بالینی در سازمان ها
روانشناسان بالینی متخصص درمان‌اند؛ حوزه تخصص آن‌ها درمان رنج فردی، اختلالات رفتاری و آسیبهای روانی در اتاق درمان است که بسیار تخصص ارزشمندیست. اما یک سازمان، نه اتاق درمان است؛ نه کارکنان بیمارند؛ نه تعارضات کاری الزاما تروماست؛ و نه افت عملکرد، الزاماً اختلال روانی است!
▪︎سازمان محل حضور روانشناسان صنعتی سازمانی است که آموزش دیده اند برای فضای کار و اگر نشانه تروما و اختلال دیدند به روانشناس بالینی خارج از سازمان ارجاع دهند.
وقتی نگاه بالینی وارد سازمان می‌شود، ناخواسته، مسائل عملکردی «بیماری» تعبیر می‌شوند؛ گفت‌وگوی حرفه‌ای به روان‌درمانی جمعی تبدیل می‌شود و مرز مسئولیت، پاسخگویی و نقش شغلی مخدوش می‌شود.
▪︎سازمان به جای رشد، وارد فضای تخلیه هیجانی بدون تعهد به تغییر می‌شود و این امر به کارکنان کمک نمی‌کند بهتر شوند؛ فقط کمک می‌کند راحت‌تر بمانند، حتی اگر رشد نکنند.
این نکته به هیچ وجه به معنای بی‌ارزش بودن روانشناسی بالینی نیست؛ بلکه یعنی جای آن، سازمان نیست؛ مگر در چارچوب کاملاً مشخص سلامت روان و ارجاع تخصصی.
▪︎وقتی وکیل و کارشناس حقوق، فرایند جذب و استخدام را در دست می‌گیرد!
وکالت، حفاظت از اجرای قانون است؛ اما فرایند جذب و استخدام، حافظ آینده انسانی سازمان است. وقتی نگاه صرفاً حقوقی بر جذب و استخدام مسلط می‌شود؛ هر داوطلب، می تواند یک «ریسک ارتکاب جرم بالقوه» دیده شود. مصاحبه استخدامی شبیه یک بازجویی است؛ هر خطای عملکردی پیش فرض یک جرم میتواند لحاظ شود؛ و بازخورد دادن شبیه حضور در دادگاه.
▪︎نتیجه چیست؟
بی اعتمادی؛ ترس؛ سکوت؛ فرار استعداد. قانون کار باید حمایت‌گر باشد، نه حاکم مطلق بر رابطه انسانی.
▪︎اما مسئله اصلی در مدیریت منابع انسانی به ویژه از منطق راهبردی اش، تناسب حضور مشاغل با فلسفه وجودی یک سازمان است که به قول جناب اولریش، باید فضایی برای ظهور قابلیت انسانی باشد نه دفع آن‌.
▪︎سازمان‌ها به روانشناس صنعتی/ سازمانی برای بهبود ارتباطات و حل تعارضات نیاز دارند؛ به متخصص قانون کار برای بهبود روابط کار و کارکنان. وکلای عزیز برای مشاوره حقوقی در زمینه مالی و تجاری سازمان ها حضورشان ارزشمند است؛ نه هدایت روابط انسانی!
▪︎ارتباط با درمانگر در کلینیک خارج از سازمان برای ارجاع تخصصی در قالب برنامه های حمایتی کارکنان یا EAP بسیار عالیست نه اداره فضای روزمره فضای ارتباطی!
▪︎با نهایت احترام برای متخصصان هر دو حوزه.
✳️ خطای اضافه‌بار حسی و پیامدهای آن در یادگیری و توسعه

✅ در بسیاری از سازمان‌ها، کاهش اثربخشی یادگیری به اشتباه به «انگیزه پایین کارکنان» یا «کیفیت ضعیف آموزش» نسبت داده می‌شود؛ در حالی که یکی از پنهان‌ترین و در عین حال فراگیرترین خطاها، اضافه‌بار حسی است؛ پدیده‌ای که نه از ضعف فرد، بلکه از طراحی نادرست سیستم‌های یادگیری و کار ناشی می‌شود.
▪︎اضافه‌بار حسی زمانی رخ می‌دهد که حجم، تنوع یا شدت محرک‌های شناختی، هیجانی و محیطی از ظرفیت پردازش مغز فراتر می‌رود. نتیجه آن، نه یادگیری بیشتر، بلکه خاموشی ذهنی، خستگی شناختی و یادگیری سطحی است.
▪︎از منظر جامعه‌شناسی سازمانی، اضافه‌بار حسی محصول مستقیم منطق سرعت، رقابت و بهره‌وری افراطی در سازمان‌های مدرن است. سازمان‌هایی که:
• سرعت را بر عمق ترجیح می‌دهند.
• حضور را به‌جای پردازش معنادار می‌سنجند.
• آموزش را «انتقال محتوا» می‌دانند، نه «تجربه یادگیری».
▪︎در چنین بستری، یادگیرنده به یک «گیرنده دائم اطلاعات» تبدیل می‌شود؛ بدون زمان، فضا و امنیت روانی برای فهم و ادغام دانسته‌ها
▪︎پیامدهای اضافه‌بار حسی در یادگیری و توسعه (L&D).
در حوزه آموزش و توسعه، اضافه‌بار حسی خود را به شکل‌های زیر نشان می‌دهد:
• مشارکت ظاهری و یادگیری واقعی حداقلی
• کاهش تمرکز و افت ماندگاری یادگیری
• مقاومت پنهان در برابر آموزش‌های جدید
• خستگی ذهنی، حتی در دوره‌های کوتاه
• بی‌اعتمادی به اثربخشی آموزش سازمانی
▪︎در این وضعیت، کارکنان «در دوره حضور دارند»، اما ذهن آن‌ها فرصت پردازش ندارد.
▪︎یکی از خطاهای رایج در L&D این فرض نادرست است که: «اگر محتوای بیشتری بدهیم، ارزش آموزش بالاتر می‌رود.»
▪︎در حالی که از منظر روان‌شناسی شناختی:
• حافظه کاری محدود است.
• یادگیری نیازمند مکث، تکرار و معناست.
• تحریک بیش از حد، دشمن یادگیری عمیق است.
▪︎بنابراین، اضافه‌بار حسی یک خطای طراحی آموزشی است، نه ضعف یادگیرنده.
▪︎راهکارهای عملی و کاربردی برای پیشگیری از اضافه‌بار حسی در L&D:

🔸طراحی یادگیری کم‌تحریک اما عمیق
• کاهش اسلایدهای شلوغ و محتوای فشرده
• تمرکز بر پیام‌های کلیدی به‌جای حجم زیاد اطلاعات
• حذف عناصر بصری یا صوتی غیرضروری

🔹اصل «مکث در یادگیری»
• ایجاد فاصله‌های آگاهانه برای پردازش
• استفاده از سکوت، نوشتن، یا گفت‌وگوی کوتاه
• پرهیز از پر کردن تمام زمان آموزش

🔸یادگیری مبتنی بر تجربه، نه انتقال اطلاعات
• سناریوهای واقعی
• بحث‌های معنادار
• بازتاب فردی (Reflection)
این روش‌ها بار شناختی را کاهش و عمق یادگیری را افزایش می‌دهند.

🔹بازطراحی فرهنگ آموزش سازمانی.
از نگاه منابع انسانی:
• آموزش نباید امتداد فشار کاری باشد.
• دوره‌های آموزشی نباید به تقویم‌های از پیش اشباع اضافه شوند.
• یادگیری نیازمند «حق آرامش ذهنی» است.

🔸توانمندسازی تسهیل‌گران و مدرسان
مدرس حرفه‌ای کسی نیست که محتوای بیشتری بلد است، بلکه کسی است که می‌داند:
• چه چیزی را نگوید.
• کجا مکث کند.
• چگونه فضا را امن و قابل پردازش نگه دارد.
▪︎اضافه‌بار حسی در یادگیری و توسعه، نشانه‌ای از عدم توازن میان سرعت، معنا و انسان‌محوری در سازمان‌هاست. حل این مسئله نه با سخت‌کوش‌تر شدن یادگیرندگان، بلکه با بازطراحی آگاهانه سیستم‌های یادگیری ممکن است.
▪︎یادگیری اثربخش، در فضایی اتفاق می‌افتد که ذهن فرصت فهمیدن، نه فقط دریافت کردن داشته باشد.
فرشاد مومنی:
🔸اعتیاد به افزایش نرخ ارز و بنزین را کنار بگذارید
🔸 جهش نرخ ارز، مردم را بی‌پناه و تولید را آسیب‌پذیر کرده است
🔸 وعده رفع فقر و عدالت با افزایش قیمت‌ها مغایرت دارد

✅ دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان و رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن انتقاد شدید از شیوه مدیریت اقتصادی کشور، گفت: سیاست‌های شوک‌درمانی، جهش‌های نرخ ارز و تخصیص غیرمنطقی منابع ارزی، باعث شده‌اند مردم به ویژه محرومان، تولیدکنندگان و بنیه مالی دولت در معرض بی‌پناهی و بحران قرار گیرند. ادامه این رویه‌ها فرصت را به دست مافیاها، سوداگران و دلالان داخلی داده و وابستگی ذلت‌آور ایران به نظام سلطه خارجی را تشدید کرده است. مشخصه کلیدی تصمیم‌گیری‌های اساسی در این شرایط این است که این تصمیم‌گیری‌ها هیچ اعتنایی به واقعیت‌های موجود و بایسته‌های اعتلای نظام ملی ندارند. آن چیزی که به عنوان یک هشدار از منظر اندیشه‌ای باید با مسئولان کشور در میان گذاشته شود این است که بنا به مصرحات پرشمار در اندیشه توسعه و به‌ویژه در جامعه‌شناسی توسعه گفته می‌شود...

🌐 متن کامل گفتگو را در لینک زیر بخوانید:

https://ires.ir/news/40409291
❤1