مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
786 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ ویژگی های یک تیم کاری اثربخش

✅ ساختن تیمی اثربخش یکی از مهم‌ترین وظایف مدیران در سازمان‌های امروزی است. پژوهش‌های حوزه مدیریت و رفتار سازمانی نشان می‌دهد که تفاوت عملکرد میان تیم‌ها، بیش از آنکه ناشی از توانایی‌های فردی باشد، به کیفیت مدیریت، شیوه تعامل اعضا و فضای حاکم بر تیم وابسته است.

■ تیم اثربخش صرفاً مجموعه‌ای از افراد نیست، بلکه گروهی است که اعضای آن به یکدیگر وابسته‌اند، هدف مشترکی دارند و نسبت به نتایج نهایی احساس مسئولیت جمعی می‌کنند.

■ یکی از عوامل بنیادین در شکل‌گیری تیم اثربخش، وجود هدف روشن و مشترک است. زمانی که اعضای تیم بدانند چرا کاری را انجام می‌دهند و این هدف چه اهمیتی دارد، هماهنگی و انگیزه بیشتری ایجاد می‌شود. مدیرانی که اعضای تیم را در تعیین اهداف مشارکت می‌دهند، حس مالکیت و تعهد را در آن‌ها تقویت می‌کنند و از رفتارهای حداقلی جلوگیری می‌شود.

■ نقش مدیر در رهبری تیم نیز بسیار تعیین‌کننده است. رهبری مؤثر به معنای کنترل دائمی یا تصمیم‌گیری یک‌جانبه نیست، بلکه شامل جهت‌دهی، حمایت، تسهیل همکاری و برداشتن موانع از مسیر تیم است.

■ پژوهش‌ها نشان می‌دهند مدیرانی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند، در مدیریت تعارض‌ها، ایجاد اعتماد و انگیزش اعضا موفق‌ترند و تیم‌های اثربخش‌تری می‌سازند.

■ ارتباطات شفاف و باز، از دیگر ویژگی‌های کلیدی تیم‌های موفق است. تیم‌هایی که در آن‌ها اطلاعات به‌موقع به اشتراک گذاشته می‌شود و اعضا می‌توانند آزادانه نظر بدهند یا سؤال بپرسند، کمتر دچار سوءتفاهم و تعارض مخرب می‌شوند. مدیر با الگو قرار دادن شنیدن فعال، پاسخگویی و پذیرش دیدگاه‌های متفاوت، نقش مهمی در شکل‌گیری چنین فضایی دارد.

■ امنیت روانی یکی از مفاهیم محوری در پژوهش‌های جدید درباره تیم‌هاست. امنیت روانی به این معناست که افراد بدون ترس از قضاوت یا تنبیه، بتوانند اشتباه کنند، نظر مخالف بدهند یا دغدغه‌های خود را بیان کنند.

■ مطالعات نشان می‌دهند تیم‌هایی که از امنیت روانی بالاتری برخوردارند، نوآورترند، سریع‌تر یاد می‌گیرند و عملکرد بهتری دارند. واکنش مدیر به اشتباهات و انتقادها، نقش تعیین‌کننده‌ای در ایجاد یا تخریب این امنیت دارد.
اعتماد نیز پایه همکاری مؤثر در تیم است. وقتی اعضای تیم به مدیر و یکدیگر اعتماد دارند، انرژی خود را صرف همکاری و حل مسئله می‌کنند، نه محافظت از خود. مدیر با رفتار منصفانه، پایبندی به وعده‌ها و حمایت از اعضا، اعتماد را در تیم نهادینه می‌کند.

■ در نهایت، پژوهش‌ها نشان می‌دهند تیم‌های اثربخش یادگیرنده، سازگار و متنوع‌اند. مدیرانی که از تفاوت‌ها به‌درستی استفاده می‌کنند، نقش‌ها را متناسب با توانمندی‌ها توزیع می‌کنند و یادگیری مستمر را تشویق می‌کنند، زمینه موفقیت پایدار تیم را فراهم می‌سازند. تیم اثربخش حاصل کنترل نیست، بلکه نتیجه پرورش آگاهانه انسان‌ها در یک بستر سالم و حمایتی است.
گاهنامه مدیر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟥#اکونومیست: قدرتمندترین زن جهان کیست؟

سانائه تاکایچی، نخست‌وزیر ژاپن، با تصمیمی پرریسک برای برگزاری انتخابات زودهنگام، قمار بزرگی کرد و پیروزی حتی بزرگ‌تری به دست آورد.

اما او کیست و چگونه از این اختیارات تاریخی استفاده خواهد کرد؟

@TheEconomistFarsi

#اکونومیست_فارسی ✅
❤1
✳️ از فرسایش ارزش پول ملی تا بحران اعتماد؛ راه نجات اقتصاد ایران چیست؟

✅ دکتر حسین راغفر، ضمن ارائه تحلیلی تاریخی و نظری از مفهوم پول و کارکردهای آن، سقوط ارزش پول ملی را صرفا یک پدیده مالی ندانست و آن را مسأله‌ای مرتبط با اعتماد عمومی، قرارداد اجتماعی و ثبات سیاسی کشورها توصیف کرد و گفت:
تضعیف پول ملی در طول تاریخ بارها به فرسایش اعتماد عمومی و حتی سقوط حکومت‌ها انجامیده است.

■ وی با اشاره به تجربه ۳۷ سال گذشته ایران پس از جنگ تحمیلی، کاهش مستمر ارزش پول ملی، شوک‌های ارزی و گسترش پدیده دلاری شدن اقتصاد را از عوامل تضعیف اعتماد عمومی و گسترش نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی دانست و با طرح چهار سناریو درباره آینده اقتصاد کشور، مجموعه‌ای از اقدامات را به عنوان تنها گزینه اصلاحی و «انقلاب اقتصادی و اجتماعی» از درون ساختار قدرت پیشنهاد کرد.

🌐 متن کامل؛
http://ires.ir/news/40411262/
✳️ جامعه معلق
ارزیابی تاب‌آوری خانواده‌ها با بحران‌های درهم‌تنیده

گفت‌وگو با مریم زارعیان

✅ احساس دلزدگی و فرسودگی که این روزها در مکالمات و گفت‌وگوها شنیده می‌شود حاصل فشار اقتصادی یا بحران مقطعی نیست. آنچه زندگی خانوادگی را در سال‌های گذشته شکل داده، همزمانی و انباشت شوک‌هایی است که مرز میان معیشت، آینده، روابط عاطفی و هویت اجتماعی را درهم ریخته است.

🔸تورم مزمن، بی‌ثباتی شغلی، نااطمینانی نسبت به آینده، فرسایش شبکه‌های حمایتی و تغییر نقش‌های درون خانواده مجموعه‌ای از فشارها را با هم همسو ساخته که نه آغاز روشنی دارد و نه چشم‌انداز پایان. خانواده ایرانی درون وضعی زندگی می‌کند که بحران هر روز بازتولید می‌شود و به وضع عادی بدل شده است.

🔸در چنین شرایطی سازوکارهای بقا در کوتاه‌مدت امکان ادامه زندگی را فراهم کرده‌اند، اما بهای آن کاهش رفاه، فرسایش سرمایه انسانی و انجماد افق آینده بوده است. مصاحبه با مریم زارعیان، کارشناس اقتصاد رفتاری تلاشی است برای فهم منطق چندبحرانی و پیامدهای آن بر زندگی روزمره خانواده ایرانی.

متن کامل:
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-51437

برنامه ريزي استراتژيك
در شرایط بحرانی و بی‌ثباتی اقتصادی مهارت اصلی «پیش‌بینی بازار»نیست
مهارت اصلی، مدیریت سرمایه دربحران با یک چارچوب تصمیم‌سازی مالی است
وقتی نوسان بالا می‌رود، تصمیم‌های سرمایه‌گذاری خیلی سریع تبدیل به واکنش لحظه‌ای می‌شوند(عجله، ترس فریز شدن)
مدیریت حرفه‌ای یعنی تصمیم‌سازی بر اساس چارچوبی که قابل اجراوقابل بازنگری باشد و جلوی تصمیم‌های هیجانی را بگیرد
۴ ستون مدیریت سرمایه در شرایط بحرانی:
۱) ریسک‌سنجی شخصی (Risk Profile)
افق زمانی، تحمل نوسان و رفتار شما در افت ارزش دارایی مشخص می‌کند «سقف تصمیم»تان کجاست
۲) ساخت سبد در بحران(Portfolio Construction)
یک سبد حرفه‌ای هم‌زمان باید:
نقدشوندگی را حفظ کند
آسیب‌پذیری را کاهش دهد(تقسیم ریسک/تخصیص دارایی)
انعطاف برای فرصت‌هاداشته باشد
نکته: تنوع فقط تعداد دارایی‌ها نیست؛ تنوعِ سناریوهاست
۳) ریبالانس سبد (Rebalancing)
بازار وزن‌های سبد رامنحرف می‌کند. ریبالانس یعنی برگشتن به «هدف ریسک» تا ریسک ناخواسته زیاد نشود و تصمیم از هیجان جدا بماند.
۴) پلن B (Scenario Plan)
تصمیم‌های کلیدی را از قبل تعریف کنید: «اگر X شد، اقدام Y.»
تریگر تصمیم + حد زیان قابل تحمل + زمان بازنگری
✳️ آمارهای اقتصادی مهم

1️⃣ جمعیت جوانان غیرفعال
▪︎ حدود ۱۲ میلیون جوان نه شاغل‌اند و نه در حال تحصیل.
▪︎ معادل تقریباً ۱۴٪ کل جمعیت کشور.
2️⃣ رکود اشتغال (۱۳۹۸ تا ۱۴۰۴)
▪︎ تعداد شاغلان در تابستان ۱۳۹۸: ۲۴.۷۵ میلیون نفر
▪︎ تعداد شاغلان در ۱۴۰۴: ۲۴.۹۵ میلیون نفر
▪︎ افزایش خالص طی ۶ سال: فقط ۲۰۰ هزار نفر (سالانه حدود ۳۳ هزار نفر).
در همین بازه:
▪︎ بیش از ۴.۴ میلیون نفر به جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر افزوده شده‌اند.
▪︎ حدود ۷۰۰ هزار نفر از بازار کار خارج شده‌اند.
▪︎ در مجموع حدود ۱.۵ میلیون نفر به جمعیت وابسته افزوده شده است.
▪︎ اشتغال‌زایی سال‌های اخیر به یک‌بیستم دوره ۱۳۹۳–۱۳۹۸ کاهش یافته است.
3️⃣ کاهش درآمد سرانه و گسترش فقر
▪︎ درآمد سرانه در پایان ۱۴۰۳:
▪︎ ۲۰٪ کمتر از سال ۱۳۹۰
▪︎ ۱۲٪ کمتر از سال ۱۳۹۶
▪︎ افزایش جمعیت فقیر:
▪︎ ۱۰.۵ میلیون نفر در سال‌های ۱۳۹۷–۱۳۹۸
▪︎ ۵.۵ میلیون نفر در سال‌های ۱۴۰۲–۱۴۰۳
▪︎ جمعیت زیر خط فقر: حدود ۳۲ میلیون نفر.
4️⃣ تورم بی‌سابقه
▪︎ تجربه تورم‌های بیش از ۴۵٪ تا بالای ۵۰٪ در سال‌های متوالی.
▪︎ رشد دستمزدها کمتر از نصف نرخ تورم طی ۵ سال اخیر.
▪︎ کاهش شدید قدرت خرید کارکنان دولت، نیروهای مسلح و بخش عمومی (حدود ۴ میلیون نفر).
5️⃣ تشدید نابرابری
▪︎ تورم بالای ۵۰٪:
▪︎ فقرا را فقیرتر کرده
▪︎ ارزش دارایی ثروتمندان را افزایش داده
▪︎ افزایش همزمان فقر و نابرابری.
▪︎ ایران در زمره نابرابرترین کشورها، قابل مقایسه با آمریکا از منظر شکاف طبقاتی.
6️⃣ سقوط درآمد نفتی سرانه
▪︎ میانگین درآمد نفتی سرانه تا ۱۳۹۶: حدود ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ دلار (به قیمت ثابت امروز).
▪︎ معادل انتقال سالانه حدود ۱۵۰ تا ۱۸۰ میلیون تومان قدرت خرید به ازای هر نفر.
▪︎ رقم فعلی: کاهش به حدود ۲۰ تا ۲۵٪ آن سطح.
▪︎ کوچک‌شدن نقش مالی دولت در اقتصاد و کاهش توان توزیع منابع.

✍دکتر مسعود نیلی، سرمقاله ۱۸ بهمن روزنامه دنیای اقتصاد با عنوان «روزگاری این‌چنین هایل»
✳️ ايران در مسير خشكی؛ زنگ خطر برای آب ، غذا و مهاجرت

✅ خشكسالي در ايران ديگر يك پديده فصلي يا مقطعي نيست؛ به روندي مزمن تبديل شده كه آرام، پيوسته و بي‌وقفه جلو مي‌آيد و لايه‌هاي مختلف حيات اقتصادي و اجتماعي كشور را در بر مي‌گيرد. از مزرعه‌اي كه محصولش به نيمه رسيده خشك مي‌شود تا شهري كه با جيره‌بندي نانوشته آب روزگار مي‌گذراند، همه نشانه‌ها حكايت از ورود به دوره‌اي تازه دارد؛ دوره‌اي كه در آن بايد با «كم‌آبي دايمي» زندگي كرد.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=210419
✳️ خوانشي نو از توسعه اقتصادی

✍ محسن راجي اسدآبادی

✅ توسعه اقتصادی نه محصول انباشت صرف سرمایه و نیروی کار، بلکه نتیجه برهم‌کنش پیچیده میان نهادهای اقتصادی و سیاسی، سازوکارهای انگیزشی، و توان جوامع در جذب، انطباق و به‌کارگیری فناوری است.
در این چارچوب، فناوری نه به‌عنوان کالایی قابل واردات، بلکه به‌مثابه یک فرآیند نهادی و یادگیرنده فهم می‌شود، فرآیندی که موفقیت آن به کیفیت نهادها، سرمایه انسانی، ثبات سیاستی و رابطه دولت و بازار وابسته است.

یادداشت حاضر با تلفیق تحلیل‌های ارائه‌شده در مقاله اخیر عجم‌اوغلو و مبانی نظری آثار پیشین وی، می‌کوشد تصویری یکپارچه از منطق توسعه در جهان امروز ارائه دهد و نشان دهد که چرا بسیاری از کشورهای در حال توسعه، علی‌رغم دسترسی فزاینده به فناوری و سرمایه، همچنان در دام رشد ناپایدار و بهره‌وری پایین گرفتار مانده‌اند.

هدف، فراتر از بازگویی نظریه‌ها، استخراج دلالت‌های تحلیلی و سیاستی برای فهم قواعد بازی اقتصاد جهانی و امکان‌سنجی مسیرهای واقع‌بینانه توسعه است.
مسئله توسعه اقتصادی در قرن بیست‌ویکم بیش از هر زمان دیگر به مسئله فناوری، یادگیری و نهادها گره خورده است...

ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=607869
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Technology and Economic Development.pdf
7.5 MB
✳️ فناوری و توسعه اقتصادی
✅ جدیدترین مقاله دارون عجم‌اوغلو که به همراه سایمون جانسون و اوفوک آکجیگیت نوشته، نشان می‌دهد که تفاوت درآمد سرانه کشورها عمدتاً ناشی از فاصله آن‌ها با مرز فناوری جهانی ونه صرفاً سرمایه یا نیروی کار است
کشورهای فقیرتر تقریباً در تمام دوره‌های تاریخی، تلفن، تلگراف اینترنت و صادرات فناوری‌بر را کمتر و دیرتر پذیرفته‌اندکشور عقب‌مانده مزیت «عقب‌بودن» را دارد و می‌تواند تقلید کند، اما کیفیت نهادها، آموزش و بازار مالی تعیین می‌کند چقدر به مرز فناوری جهانی نزدیک می‌شودعجم‌اوغلو و همکارانش نشان می‌دهند که آموزش و مدیریت مهم‌تر از سرمایه است کشورهایی با دانشگاه‌های ضعیف مهارت پایین و مدیریت سنتی،حتی اگر فناوری جهانی برای آن‌ها در دسترس باشد،قادر به جذبش نیستنددام پنهان توسعه، فناوری نامتناسب است.بسیاری از فناوری‌های مرزی جهانی برای اقتصادهای سرمایه‌دار، با مهارت بالا و رسمی طراحی شده‌اندووقتی وارد اقتصادهای دارای نیروی کار فراوان، سرمایه کم و بخش غیررسمی بزرگ می‌شوند، کارایی کمی دارنداین عدم تناسب می‌تواند ۲۰٪ شکاف بهره‌وری جهانی را توضیح دهد
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ شامخ کل اقتصاد در دی‌ماه به 43.4 رسید | تداوم رکود در کسب‌وکارهای کشور

✅ شامخ کل اقتصاد در دی‌ماه به 43.4 و در بخش صنعت به 43 رسید. بر این اساس شامخ کل اقتصاد و بخش صنعت کشور در دی‌ماه سال جاری روندی کاهشی داشته و وضعیت رکودی را نشان می‌دهد
شامخ کل اقتصاد در دی‌ماه به 43.4 و در بخش صنعت به 43 رسید. بر این اساس شامخ کل اقتصاد و بخش صنعت کشور در دی‌ماه سال جاری روندی کاهشی داشته و وضعیت رکودی را نشان می‌دهد.

🔹شاخص مقدار تولید محصول یا ارائه خدمات در دی‌ماه، کمترین مقدار 5 ماهه را به ثبت رسانده و برای بیست و دومین ماه متوالی کمتر از محدوده خنثی (۵۰) باقی مانده است. همچنین شاخص میزان سفارش‌های جدید مشتریان در دی‌ماه کمترین مقدار 70 ماهه خود را از فروردین‌ماه سال 1399 ثبت کرده است.

🔹از طرفی شاخص میزان استخدام و به‌کارگیری نیروی انسانی کمترین مقدار 3 ماهه خود را ثبت کرده و برای هشتمین ماه متوالی کمتر از محدوده خنثی (50) قرار گرفته است. شاخص قیمت مواد اولیه یا لوازم خریداری شده نیز به بالاترین سطح خود در 44 ماهه اخیر از خردادماه سال 1401 رسیده است.

متن کامل گزارش را در لینک زیر بخوانید.

https://bndccim.com/?p=26891
✳️ اقتصاد ایران چگونه نابرابرتر شد؟

🔹بررسی تحولات رفاهی خانوارها بین سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ نشان می‌دهد سیستم اقتصادی ایران برعکس عمل می‌کند.

🔹 بررسی داده‌های مرکز آمار نشان می‌دهد خانوارهای کم‌درآمد بیشترین فشار اقتصادی را تحمل کرده و مجبور به کاهش هزینه بیشتری شده‌اند؛ به‌نحوی‌که هزینه دهک یک بیش از ۳۰درصد افت کرده است.

🔹دهک‌های میانی نیز کاهش هزینه‌ای نزدیک به میانگین کشور داشته‌اند و تنها دهک پردرآمد، یعنی دهک دهم، موفق شده است سطح رفاهی خود را حفظ کند.

🔹در این اینفوگرافی به جزییات بیشتر این داده‌ها پرداختیم/دنیای اقتصاد
✳️ دموکراسی و اصلاحات اقتصادی

✍ تایل کوئن/اقتصاددان و استاد دانشگاه جورج میسون

✅ یک نگاه رایج این است که دموکراسی اصلاح اقتصادی را مشکل می‌کند از جمله به این دلیل که آنچه عموم مردم می‌خواهند از منظر اقتصادی صحیح نیست، و همچنین مثال از کشورهایی مانند چین و سنگاپور که با وجود نداشتن دموکراسی رشد اقتصادی چشمگیری داشته‌اند.

اما این ایده‌ها گمراه کننده هستند. وقتی به داده‌ها نگاه می‌کنیم به نظر می‌رسد اتفاقا دموکراسی برای اصلاحات اقتصادی مفید است. مقاله Giuliano 2012 با بررسی داده‌های 1960 تا 2004 برای 150 کشور نشان می‌دهد شاخص دموکراسی می‌تواند اصلاحات اقتصادی (اصلاحات مالی، اصلاح در بازار سرمایه، بانکداری، کشاورزی، تجارت) را پیش بینی کند ولی معکوس این رابطه برقرار نیست (با کنترل فاکتورهایی ماند کیفیت بروکراسی، آموزش، ثبات سیاسی، اثر کشورهای همسایه). هرچند نمی‌توان از این همبستگی ارتباط علی استخراج کرد اما این مقاله نشان می‌دهد این ایده که دموکراسی برای اصلاحات اقتصادی مضر است در عمل دیده نمی‌شود.

مقاله Persson 2005 نشان می‌دهد مهم‌تر از خود دموکراسی، فرم و ساختار آن حائز اهمیت است. مثلا بیشتر فواید دموکراسی در سیستم پارلمانی (انتخاب و برکناری نخست وزیر توسط مجلس) دیده می‌شود در مقایسه با ریاست جمهوری (انتخاب توسط مردم برای یک دوره زمانی ثابت). همچنین دموکراسی که عمر طولانی‌تری دارد فاید بیشتری نشان داد. بعلاوه سیستم‌های دموکراتیکی که نه براساس اکثریت آرا بوده بلکه به گروه‌های اقلیت هم نمایندگی اختصاص می‌دهند عملکرد بهتری داشتند. این مقاله نشان داد چنین سیستم‌هایی اصلاحات و سیاست‌های اقتصادی خوب را پیش بینی می‌کنند.

مقاله  Rodrik 1998 با بررسی حدود 80 کشور در نیمه دوم دهه 80 نشان داد، با کنترل فاکتورهایی چون میزان کارایی نیروی کار و سطح دستمزدها، همبستگی قوی بین دموکراسی (حقوق دموکراتیک، آزادی اجتماعی و سیاسی) و میزان دستمزد کارگران در بخش صنعت وجود دارد، و شاخص دموکراسی بین 80 تا 90 درصد اختلاف بین کشورها را توضیح می‌دهد.

تحقیق Mulligan 2003 نشان می‌دهد بوجود آمدن دموکراسی الزاما به تغییرات جدی در خرجکرد دولتی و مالیات نمی‌انجامد. یک ترجمه نتایج این تحقیق این‌گونه است که قوی‌‌ترین تاثیر دموکراسی بر بهبود سیاست‌های اقتصادی و کاهش فساد زمانی رخ می‌دهد که دموکراسی برای مدت طولانی برقرار باشند. نتیجه جالب دیگر این تحقیق این که تغییر از نظام غیردموکراتیک به دموکراتیک تاثیر بزرگی بر حقوق بشر دارد، به طوری که میزان مجازات اعدام و خرج‌کرد نظامی کاهش، آزادی‌های اجتماعی افزایش یافته، و شکنجه و خدمت اجباری حذف می‌شوند.

البته همچنان تعیین رابطه علی بین شاخص‌های کلی مانند دموکراسی و رشد اقتصادی بسیار مشکل است، اما می‌توان دید که دموکراسی برای بهبود حقوق بشر بسیار مفید، و برای اصلاحات اقتصادی تا حدودی مفید است، ولی همچنان دلایل کافی برای این که دموکراسی عامل ایجاد اصلاحات اقتصادی است وجود ندارد.

لينك مطلب؛
https://bit.ly/2UxWxcs
كانال برنامه ريزي استراتژيك
✳️ چرا «ماندگاری کارکنان» مهم‌تر از «جذب‌های پرهزینه» شده است؟

✅ رویکردی داده‌محور برای مدیران منابع انسانی در اقتصاد ناپایدار

■ در بسیاری از سازمان‌ها، هنوز تمرکز اصلی بر «جذب سریع» است؛
اما واقعیت بازار کار امروز چیز دیگری می‌گوید:

■ هزینه پنهان خروج یک نیروی کلیدی، گاهی معادل ۶ تا ۹ ماه حقوق اوست.
و مهم‌تر از آن، آسیبی است که به دانش سازمانی، روحیه تیم و اعتماد مشتری وارد می‌شود.

■ بر اساس گزارش‌های جهانی مانند Gallup، کارکنانی که تعامل بالایی دارند/درگیر (Engaged) هستند:
• ۲۳٪ بهره‌وری بالاتر دارند
• ۱۸٪ فروش بیشتری خلق می‌کنند
• و تا ۴۳٪ نرخ ترک خدمت کمتری دارند

■ همچنین در گزارش سرمایه انسانی جهانی Deloitte تأکید شده است که «تجربه کارکنان» (Employee Experience) به یکی از سه اولویت اصلی هیئت‌مدیره‌ها تبدیل شده است.

🔺اما سؤال کلیدی این است:

🔹 چرا افراد سازمان را ترک می‌کنند؟

پژوهش‌های دانشگاهی و مطالعاتی که در نشریاتی مانند Harvard Business Review منتشر شده‌اند نشان می‌دهد سه عامل اصلی بیشترین تأثیر را دارند:

1️⃣ نبود مسیر رشد شفاف
2️⃣ کیفیت پایین رابطه با سرپرست مستقیم
3️⃣ احساس نادیده‌گرفته‌شدن یا بی‌عدالتی ادراکی

🔎 تحلیل ؛

در تجربه سازمان‌های بزرگ، ماندگاری یک «اتفاق» نیست؛
یک «سیستم» است.

سازمان‌هایی مانند Google و Unilever سال‌هاست که با استفاده از People Analytics، قبل از استعفا، سیگنال‌های خروج را شناسایی می‌کنند؛
کاهش مشارکت در جلسات، افت عملکرد ناگهانی، افزایش غیبت‌های کوتاه‌مدت، یا کاهش تعامل دیجیتال.
📌 پنج اقدام اجرایی برای مدیران منابع انسانی

1️⃣ اجرای مصاحبه‌های «نگهداشت» پیش از استعفا (Stay Interview) هر ۶ ماه
2️⃣ تعریف مسیر شغلی افقی و عمودی شفاف
3️⃣ پایش شاخص درگیری کارکنان (Engagement Index) به‌صورت فصلی
4️⃣ آموزش مدیران میانی در مهارت بازخورد اثربخش
5️⃣ طراحی نظام پاداش مبتنی بر عملکرد واقعی، نه صرفا سابقه
🎯 نکته استراتژیک
در شرایط اقتصادی بی‌ثبات، افزایش حقوق تنها راهکار نیست؛
«عدالت، رشد، دیده‌شدن و معنا» چهار ستون نگهداشت پایدارند.
مدیر حرفه‌ای منابع انسانی امروز، بیش از هر زمان دیگر باید:
از «واکنش به استعفا»
به «پیشگیری از خروج» مهاجرت کند.
زیرا سرمایه انسانی، مهم‌ترین دارایی نامشهود سازمان است.
رفتارسازمانی ومدیریت منابع انسانی
✳️ اصول مهندسی برند!

✅ همانطور که مطلعید ، بازاریابی و فروش و اموری همانند تبلیغات و برندینگ و چگونگی اجرای آن دارای اصول و قواعدی است که نیاز به تیم متخصص و ماهر دارد و همانند علوم ریاضی و شیمی و فیزیک دارای فرمول و تکنیک و نظریات علمی فراوان می باشد.
■ بنظر شما اگر شخصی فرمول های مباحث الکتریسته و گرما یا نور را نداند و یا مثلثات و هندسه تحلیلی و مشتق و انتگرال نداند امکان حل مسائل و تحلیل مباحث فوق را خواهد داشت؟
■ برندینگ و Marketing و تبلیغات و فروش نیز علم هستند و از همه مهمتر علم میان رشته ای یعنی در آنها مباحث جامعه شناسی و آمار و روان‌شناسی و تاریخ و غیره نیز وجود دارد پس بنابراین اجرا در این حوزه ها دارای تاکتیک و تکنیک های ویژه ای است.
■ متاسفانه در صنعت مالی کشورمان اکثر شاغلین در حوزه برندینگ و تبلیغات و بازاریابی و فروش و غیره فاقد تجربه و دانش حوزه های فوق هستند که این هم از عجایب مدیریت در صنعت بیمه و بانک و بورس و غیره کشورمان است !
■ در نابالغی تبلیغ نکنید !
جمله فوق یکی از مباحث تخصصی حوزه برندینگ است که در این یادداشت مورد بررسی قرار گرفته است .
■ وقتی بستر و زیرساخت برند شما هنوز سر و شکل نگرفته و خام است تبلیغات نکنید.
■ وقتی هنوز کودک نابالغ شما به بلوغ نرسیده تبلیغات نکنید‌.
خیلی عجیب است .
● کیس شماره یک:
یک شرکت فرش بزرگ وارد تبلیغات رسانه ای می گردد پرحجم و پر ترافیک بعد از کلی هزینه و به کار گرفتن سلبریتی گران و مشهور تازه یادش می افتد که مشتری من را کجا پیدا کند و شماره تماسی هم که دارد یا همیشه اشغال است یا کسی پاسخگو نیست.
👈 وعده سر خرمن و غیره و غیره
خروارها پول را با تبلیغات حجیم دور می ریزد.‌
● کیس شماره دو:
چون هزینه هاي تبلیغات هزار میلیاردی است، یک شرکت بزرگ نوشیدنی و لبنیات مواد غذایی، با صدا و سیما وارد تبلیغات درصدی مشارکتی می گردد در واقع با صدا و سیما و رسانه دارها شریک می شود و تهاتر می کند شروع به تبلیغات گسترده خفن و شدید می کند آنقدر که مخاطبان بالا می آورند از بس که هر شبکه ای می زنند تبلیغات آن شرکت را می بینند.
ولی هنوز ناوگان توزیع ایراد دارد مدیران وفاداری ندارد کارکنان اخراج و استخدام می گردند تردد افراد و منابع انسانی در آن زیاد است هر روز مدیر عوض می کنند هر روز یک تصمیم هر روز یک سیاست قیمت ها ثبات ندارد و غیره و غیره ...
👈 خوب هنوز در درون شرکت خودت کلی مشکل داری
چرا تبلیغ می کنی؟
تبلیغ نکن
● کیس شماره سه:
یک‌ شرکت باز هم مواد غذایی با صدا و سیما وارد تبلیغات درصدی می شود.
تبلیغات حجیم و خروارها شعر و آهنگ و غیره
ولی کیفیت محصول داخل بسته بندی به شدت ضعف دارد مشتری بار اول می خرد بار بعدی پشت دستش را داغ می کند که دیگر حتی امتحانش نکند.
👈 چرا بالغ نشدی تبلیغ می کنی؟
● کیس شماره چهار:
رسانه ها بیلبورد ها و پل ها بسیار گران است آنتن صدا و سیما هم پرهزینه هر ثانیه چند صد میلیون شرکت صنعتی با رسانه دارها وارد معامله تهاتر می گردد.
شروع به تبلیغات کیلویی و خرواری می کند.
مشتری برای خرید وارد بازار مرکزی می شود بدترین حرف ها برعکس تمام تبلیغات که در رسانه ها دیده شده به گوش می رسد حتی فروشنده بازار با مدرک و سند و تست محصول می گیرد در مقایسه با برندی که تبلیغات ندارد.
مشتری شاخ در می آورد از دروغ های شاخدار و غیره و غیره
🔺 نکات بسیار مهم:
۱- مدیران شرکت ها باید بدانند که مشتریان هوشمند شده اند و همه چیز را متوجه می شوند و تحلیل می کنند .
۲- مدیران بدانند وقتی که در درون شرکت خودشان با کوهی از مشکلات دست و پنجه نرم می کنند و وقتی هر روز مدیر عامل و مدیران بدون هیچ دلیل منطقی و علمی تغییر می کنند به هیچ عنوان تبلیغات و بازاریابی برای شرکتشان منافعی نخواهد داشت .
۳- مدیران بدانند وقتی بستر و زیرساخت برند شان استوار نیست در نابالغی تبلیغ نکنند.
🔻به زبان علمی وقتی IMC plan برنامه ارتباطات بازاریابی و برندینگ یکپارچه ندارند تبلیغ نکنند.
🔻برای برندسازی و تبلیغات اول از درون شرکت خود شروع کنید.
اقتصاددان
❤1
✳️ صداقت/درستی و مدیریت
INTEGRITY
✅ به معنای درستی و صداقت در رفتار و گفتار است. فردی با صداقت به اصول و ارزش‌های خود پایبند است و در تمام جنبه‌های زندگی، از جمله مدیریت و رهبری، رفتارهای خود را با این اصول تطبیق می‌دهد.

■ اهمیت صداقت/درستی در رهبری

● ایجاد اعتماد: رهبرانی که صداقت دارند، می‌توانند اعتماد اعضای تیم را جلب کنند. اعتماد، نیروی محرکه‌ای برای ارتباطات مؤثر و همکاری بهتر است.
● الگو بودن: رهبران باصداقت به عنوان الگو عمل می‌کنند. رفتار آنها می‌تواند بر رفتار دیگران تأثیر بگذارد و محیطی مثبت و الهام‌بخش ایجاد کند.
● تصمیم‌گیری اخلاقی: داشتن صداقت به رهبران کمک می‌کند تا تصمیمات اخلاقی و درستی بگیرند، حتی در مواجهه با چالش‌های دشوار.
■ ویژگی‌های یک رهبر با integrity

● صداقت: صداقت در بیان افکار و احساسات، حتی زمانی که راحت نیست.

● پاسخگویی: مسئولیت‌پذیری در قبال تصمیمات و اعمال خود.

● همدلی و احترام: درک نقاط نظر و احساسات دیگران و احترام به آنها.

● ثبات: حفظ اصول و ارزش‌ها در شرایط مختلف و عدم تسلیم به فشارهای بیرونی.

■ چالش‌ها و موانع
رهبری باصداقت، ممکن است با چالش‌هایی همراه باشد، از جمله:
● فشارهای اجتماعی و اقتصادی: ممکن است در شرایط خاص، فشارهایی برای کوتاه آمدن از اصول اخلاقی وجود داشته باشد.
● رقابت: در محیط‌های رقابتی، گاهی حفظ صداقت ممکن است دشوارتر شود.

■ پرورش صداقت
برای توسعه صداقت در خود و تیم، می‌توان از روش‌های زیر استفاده کرد:

● آموزش و مشاوره: شرکت در دوره‌های آموزشی مرتبط با رهبری اخلاقی و اینتگریتی.
● تأمل و خودآزمایی: بررسی رفتارها و تصمیمات به منظور شناسایی نقاط ضعف و قوت.
● ایجاد فرهنگ صداقت: ترویج اهمیت صداقت در بین اعضای تیم به عنوان یکی از ارزش‌های سازمانی.
✍ کاب
✳️ رابطه، ویژگی‌های شخصیتی مدیران یا مالکان کسب و کار سازمان‌ها با دستاوردهای مالی و تجاری سازمان

✅ هاروارد بیزینس ریویو در مقاله‌ای با نام «محاسبه بازده شخصیت» پرسشی اساسی در زمینه بحث تمامیت مطرح کرده است که نتیجه آن بسیار تامل بر انگیز است .

🔺سوال این است :

“آیا میان ویژگی‌های شخصیتی مدیران یا مالکان کسب و کار سازمان‌ها با دستاوردهای مالی و تجاری سازمان رابطه‌ای برقرار است؟”
👈 پاسخ :
از بین ۵۰۰ صفت اخلاقی پسندیده، در نهایت ۴ اصل اخلاقی اساسی را برگزیده‌اند:
صداقت (Integrity)
مسئولیت (Responsibility)
بخشندگی (Forgiveness)
شفقت (Compassion)

این ۴ اصل در ۸۴ سازمان خصوصی امریکایی که عملکرد تجاری مشخص داشتند، بررسی شد، با کمال تعجب نتیجه کمی دور از انتظار بوده است:

■ سازمان‌هایی که در آن،‌ کارکنان احساس می‌کنند دارای «مدیرانی خیرخواه» هستند (مدیرانی که امتیاز بالایی در ۴ صفت یاد شده دارند) به طور محسوسی عملکرد بهتری نسبت به سازمان‌هایی دارند که مدیران آن‌ها اقبال چندانی به این موضوعات ندارند و یا آنها را رعایت نمی‌کنند.
✍ کاب