برای نمونه، در دورهای یارانه ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومانی برقرار شد و با وجود انتقادهای فراوان، هیچ دولتی نتوانست آن را حذف کند. اکنون نیز پرسش این است که اگر این یک میلیون تومان قابل حذف نباشد، کسری ناشی از آن ـ که بر یک منبع ناپایدار بنا شده ـ خود به نیروی محرکه استمرار شوکدرمانی در سالهای آینده تبدیل خواهد شد.
۸. بازتولید کسریها و آثار آن بر بخشهای دیگر
این مسئله دامنه گستردهای دارد. برای مثال، کافی است وزیر کشاورزی صادقانه گزارش دهد که قیمت خرید تضمینی گندم چه تغییری خواهد کرد و دولت برای تأمین مالی آن در سال آینده با چه میزان کسری مواجه خواهد شد. اینها همگی اجزای همان چرخهای هستند که بیثباتی را بازتولید میکند و اقتصاد را از دیدن روی ثبات محروم میسازد.
۹. تأکید رسمی بر ثبات و تناقض در عمل
نکتهای که شگفتانگیز است این است که حتی در اسناد رسمی دولت و گزارشهای مرکز پژوهشها، بارها تأکید شده که اگر ایران بخواهد روی خوش ببیند، این امر تنها بر بستر ثبات اقتصاد کلان ممکن است. با این حال، در عمل چیزهایی دیده و شنیده میشود که نشان میدهد سیاستهایی دنبال میشود که هم رانت را افزایش میدهد، هم فساد را بیشتر میکند، هم نابرابریهای ناموجه را تشدید میکند، هم فشار بر فقرا را افزایش میدهد و هم ضربههای سنگینی به تولید ملی وارد میکند.
۱۰. اظهارات اخیر وزیر اقتصاد و مفهوم «تخلیه شوک»
به عنوان نمونه، میتوان به اظهارات وزیر محترم اقتصاد در چهاردهم بهمن ۱۴۰۴ اشاره کرد. ایشان فرمودند که با توجه به سیاستهای اقتصادی جدید و افزایش عرضه کالاها، نرخ تورم در ماههای آینده کاهش خواهد یافت.
اگر این سخن را با خوشبینی تعبیر کنیم، باید گفت کاهش آهنگ رشد تورم پس از یک شوک بزرگ، امری طبیعی است. وقتی شوک شدیدی وارد میشود، قله جهش تورمی شکل میگیرد و پس از آن، بهطور طبیعی سرعت رشد تورم کاهش مییابد. اما آیا این به معنای بهبود معیشت فقراست؟ پاسخ قاطعانه منفی است. آیا این تغییری جدی در وضعیت تولیدکنندگان ایجاد میکند؟ باز هم پاسخ منفی است.
در ادبیات برخی نهادهای بینالمللی، این فرایند را «تخلیه شوک» مینامند؛ یعنی پس از جهش اولیه، آثار تورمی آن بهتدریج فروکش میکند. اما در اولین فرصت بعدی، همان توجیهها دوباره مطرح میشود و زمینه برای شوک جدید فراهم میگردد.
۱۱. پرسش درباره وعده تکنرخی شدن ارز
میتوان از رئیسجمهور خواست که از مدیران اقتصادی خود صادقانه بپرسد: از روزی که این شوک ارزی وارد شد، آیا اقتصاد واقعاً به سمت تکنرخی شدن ارز حرکت کرد؟
اگر چنین نشده باشد ـ و اختلاف میان نرخها همچنان بهوضوح وجود داشته باشد ـ روشن است که آن وعده تحقق نیافته است. تجربههای پیشین نیز نشان داده که این فاصلهها پس از مدتی دوباره افزایش مییابد و زمینه برای شوکهای تازه فراهم میشود؛ شوکهایی که معمولاً با عنوان مبارزه با رانت و فساد توجیه میشوند، اما در عمل خود به بازتولید همان مشکلات میانجامند.
۸. بازتولید کسریها و آثار آن بر بخشهای دیگر
این مسئله دامنه گستردهای دارد. برای مثال، کافی است وزیر کشاورزی صادقانه گزارش دهد که قیمت خرید تضمینی گندم چه تغییری خواهد کرد و دولت برای تأمین مالی آن در سال آینده با چه میزان کسری مواجه خواهد شد. اینها همگی اجزای همان چرخهای هستند که بیثباتی را بازتولید میکند و اقتصاد را از دیدن روی ثبات محروم میسازد.
۹. تأکید رسمی بر ثبات و تناقض در عمل
نکتهای که شگفتانگیز است این است که حتی در اسناد رسمی دولت و گزارشهای مرکز پژوهشها، بارها تأکید شده که اگر ایران بخواهد روی خوش ببیند، این امر تنها بر بستر ثبات اقتصاد کلان ممکن است. با این حال، در عمل چیزهایی دیده و شنیده میشود که نشان میدهد سیاستهایی دنبال میشود که هم رانت را افزایش میدهد، هم فساد را بیشتر میکند، هم نابرابریهای ناموجه را تشدید میکند، هم فشار بر فقرا را افزایش میدهد و هم ضربههای سنگینی به تولید ملی وارد میکند.
۱۰. اظهارات اخیر وزیر اقتصاد و مفهوم «تخلیه شوک»
به عنوان نمونه، میتوان به اظهارات وزیر محترم اقتصاد در چهاردهم بهمن ۱۴۰۴ اشاره کرد. ایشان فرمودند که با توجه به سیاستهای اقتصادی جدید و افزایش عرضه کالاها، نرخ تورم در ماههای آینده کاهش خواهد یافت.
اگر این سخن را با خوشبینی تعبیر کنیم، باید گفت کاهش آهنگ رشد تورم پس از یک شوک بزرگ، امری طبیعی است. وقتی شوک شدیدی وارد میشود، قله جهش تورمی شکل میگیرد و پس از آن، بهطور طبیعی سرعت رشد تورم کاهش مییابد. اما آیا این به معنای بهبود معیشت فقراست؟ پاسخ قاطعانه منفی است. آیا این تغییری جدی در وضعیت تولیدکنندگان ایجاد میکند؟ باز هم پاسخ منفی است.
در ادبیات برخی نهادهای بینالمللی، این فرایند را «تخلیه شوک» مینامند؛ یعنی پس از جهش اولیه، آثار تورمی آن بهتدریج فروکش میکند. اما در اولین فرصت بعدی، همان توجیهها دوباره مطرح میشود و زمینه برای شوک جدید فراهم میگردد.
۱۱. پرسش درباره وعده تکنرخی شدن ارز
میتوان از رئیسجمهور خواست که از مدیران اقتصادی خود صادقانه بپرسد: از روزی که این شوک ارزی وارد شد، آیا اقتصاد واقعاً به سمت تکنرخی شدن ارز حرکت کرد؟
اگر چنین نشده باشد ـ و اختلاف میان نرخها همچنان بهوضوح وجود داشته باشد ـ روشن است که آن وعده تحقق نیافته است. تجربههای پیشین نیز نشان داده که این فاصلهها پس از مدتی دوباره افزایش مییابد و زمینه برای شوکهای تازه فراهم میشود؛ شوکهایی که معمولاً با عنوان مبارزه با رانت و فساد توجیه میشوند، اما در عمل خود به بازتولید همان مشکلات میانجامند.
✳️ هزینه مبادله متغیر کانونی در فهم شکاف نظریه اسمیت
فاطمه پورمرادیان/دانشجوی دکترای توسعه تطبیقی
✅ بازخوانی نظریه تقسیم کار آدام اسمیت در بستر کشورهای درحال توسعه نشان میدهد که مساله اصلی نه رد منطق اسمیتی بلکه درک مشروطبودن آن بهکیفیت نهادها، سطح هزینههای مبادله و ظرفیتهای ساختاری اقتصاد است.
در کتاب ثروت ملل تقسیم کار بهعنوان مهمترین منشأ افزایش بهرهوری معرفی میشود اما اینگزاره در دل اقتصادی با بازارهای نسبتا گسترده، نظام حقوقی قابل اتکا و زیرساختهای درحال بلوغ مطرح شده است.
تاکید خود اسمیت بر اینکه «تقسیم کار بهوسعت بازار محدود بوده» نشان میدهد اینسازوکار از ابتدا نیز ماهیتی نهادی-بازاری داشته و نه صرفا فنی. از اینمنظر تجربه کشورهای درحالتوسعه را باید نشانه فعالنبودن پیششرطهای نهادی اینمنطق دانست و نه نقض آن.
در اینچارچوب هزینه مبادله متغیر کانونی در فهم شکاف میان پیشبینی اسمیتی و واقعیت اقتصادهای درحالتوسعه است.
هزینه مبادله طیفی از هزینههای جستوجوی اطلاعات، مذاکره و تنظیم قرارداد، نظارت و اجرای تعهدات، هزینههای حقوقی، ریسک نااطمینانی سیاستی، هزینههای لجستیکی و حتی هزینههای غیررسمی ناشی از ضعف حکمرانی را دربر میگیرد.
هرچه اینمولفهها بزرگتر باشد وابستگی متقابل میان بنگاهها پرریسکتر میشود و مزیت تخصصیشدن کاهش مییابد. شواهد بانک جهانی نشان میدهد هزینههای لجستیک در بسیاری از کشورهای با درآمد پایین و متوسط حدود ۱۴تا۱۸درصد تولید ناخالص داخلی است درحالیکه ایننسبت در اقتصادهای پیشرفته عموما بین ۷تا۹درصد قرار دارد.
میانگین زمان اجرای یکقرارداد تجاری در اقتصادهای کمدرآمد بیش از ۶۰۰روز گزارش شده درحالیکه در اقتصادهای با درآمد بالا غالبا زیر ۴۰۰روز است. اینفاصله زمانی و هزینهای عملا افق همکاری تخصصی را کوتاه و پرریسک میکند.
درچنینمحیطی واکنش عقلایی بنگاهها حرکت بهسمت گسترش مرز بنگاه و نوعی خودکفایی درونسازمانی است؛ پدیدهای که ادبیات هزینه مبادله آن را پیشبینی میکند...
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=608884
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
فاطمه پورمرادیان/دانشجوی دکترای توسعه تطبیقی
✅ بازخوانی نظریه تقسیم کار آدام اسمیت در بستر کشورهای درحال توسعه نشان میدهد که مساله اصلی نه رد منطق اسمیتی بلکه درک مشروطبودن آن بهکیفیت نهادها، سطح هزینههای مبادله و ظرفیتهای ساختاری اقتصاد است.
در کتاب ثروت ملل تقسیم کار بهعنوان مهمترین منشأ افزایش بهرهوری معرفی میشود اما اینگزاره در دل اقتصادی با بازارهای نسبتا گسترده، نظام حقوقی قابل اتکا و زیرساختهای درحال بلوغ مطرح شده است.
تاکید خود اسمیت بر اینکه «تقسیم کار بهوسعت بازار محدود بوده» نشان میدهد اینسازوکار از ابتدا نیز ماهیتی نهادی-بازاری داشته و نه صرفا فنی. از اینمنظر تجربه کشورهای درحالتوسعه را باید نشانه فعالنبودن پیششرطهای نهادی اینمنطق دانست و نه نقض آن.
در اینچارچوب هزینه مبادله متغیر کانونی در فهم شکاف میان پیشبینی اسمیتی و واقعیت اقتصادهای درحالتوسعه است.
هزینه مبادله طیفی از هزینههای جستوجوی اطلاعات، مذاکره و تنظیم قرارداد، نظارت و اجرای تعهدات، هزینههای حقوقی، ریسک نااطمینانی سیاستی، هزینههای لجستیکی و حتی هزینههای غیررسمی ناشی از ضعف حکمرانی را دربر میگیرد.
هرچه اینمولفهها بزرگتر باشد وابستگی متقابل میان بنگاهها پرریسکتر میشود و مزیت تخصصیشدن کاهش مییابد. شواهد بانک جهانی نشان میدهد هزینههای لجستیک در بسیاری از کشورهای با درآمد پایین و متوسط حدود ۱۴تا۱۸درصد تولید ناخالص داخلی است درحالیکه ایننسبت در اقتصادهای پیشرفته عموما بین ۷تا۹درصد قرار دارد.
میانگین زمان اجرای یکقرارداد تجاری در اقتصادهای کمدرآمد بیش از ۶۰۰روز گزارش شده درحالیکه در اقتصادهای با درآمد بالا غالبا زیر ۴۰۰روز است. اینفاصله زمانی و هزینهای عملا افق همکاری تخصصی را کوتاه و پرریسک میکند.
درچنینمحیطی واکنش عقلایی بنگاهها حرکت بهسمت گسترش مرز بنگاه و نوعی خودکفایی درونسازمانی است؛ پدیدهای که ادبیات هزینه مبادله آن را پیشبینی میکند...
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=608884
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
اینفوگرافی؛
✳️ شاخص کیفیت زندگی
✅ کیفیت زندگی بازتابی از سیاست، اقتصاد و تصمیم گیری های مدیران جامعه است. این شاخص در صورت بروز شوکهایی مانند همهگیریها، موجهای تورم، جنگها، بحرانهای انرژی و جریانهای مهاجرت تحت تأثیر قرار میگیرد.
🔺 طی دهه گذشته به سبب بروز چنین شوکهایی بهطور قابلتوجهی رتبهبندیها دستخوش تغییر و جابهجایی شده است.
كانال برنامه ريزي استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ شاخص کیفیت زندگی
✅ کیفیت زندگی بازتابی از سیاست، اقتصاد و تصمیم گیری های مدیران جامعه است. این شاخص در صورت بروز شوکهایی مانند همهگیریها، موجهای تورم، جنگها، بحرانهای انرژی و جریانهای مهاجرت تحت تأثیر قرار میگیرد.
🔺 طی دهه گذشته به سبب بروز چنین شوکهایی بهطور قابلتوجهی رتبهبندیها دستخوش تغییر و جابهجایی شده است.
كانال برنامه ريزي استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ معمای بزرگی به اسم اقتصاد
گفتوگوی با دکتر بهنام ملکی/استاد دانشگاه و رئيس كانون دانش آموختگان اقتصاد
✅ در ششمین برنامه گفتوگوی شاخص، دکتر بهنام ملکی به سراغ یکی از بنیادیترین پرسشهای کشور میرود:
*چرا اقتصاد ایران با وجود منابع عظیم طبیعی، انسانی و موقعیت ژئوپلیتیک بینظیر، هنوز درگیر بحران است؟*
او در این گفتوگوی صریح و بیپرده از ریشههای پنهان ناکارآمدی اقتصادی، ساختار رانتی و سیاستهای غلطی میگوید که طی دههها فرصت توسعه را از ایران گرفتهاند.
ماجرا از کجاست؟ تحریمها؟ یا سیاستهای داخلی؟
ملکی معتقد است بخش بزرگی از بحران، نتیجه تصمیمهای اشتباه خود ماست؛ جایی که قانون داریم اما اجرا نمیشود، نخبگان حذف میشوند، و "امضاهای طلایی" مسیر اقتصاد را میبلعند. موضوعاتی که در این گفتوگو مطرح میشود: تحریمها و ریشههای داخلی بحران اقتصادی فساد سیستمی، رانت و اقتصاد چندنرخی بیعدالتی در نظام مالیاتی و نبود «مالیات بر دروغ» خامفروشی، نابودی منابع انرژی و فرار نخبگان حذف کارآفرینان پس از انقلاب و پیامدهایش ضرورت اصلاح ساختار حکمرانی و پاسخگویی تصمیمگیران و پرسشی بزرگ: آیا هنوز میتوان امیدی به بازسازی اقتصاد ایران داشت؟
ملکی در بخشی از گفتوگو میگوید: «اگر تمام تحریمها هم برداشته شود، تا وقتی امضای طلایی و تصمیمگیریهای رانتی در کشور هست، اقتصاد فلج میماند.»
این گفتوگو، روایتی است از اقتصاد ایران همانطور که هست؛ نه آنطور که در آمارها میگویند.
لينك گفتگو؛
https://www.aparat.com/v/nhguz7u#video-description
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
گفتوگوی با دکتر بهنام ملکی/استاد دانشگاه و رئيس كانون دانش آموختگان اقتصاد
✅ در ششمین برنامه گفتوگوی شاخص، دکتر بهنام ملکی به سراغ یکی از بنیادیترین پرسشهای کشور میرود:
*چرا اقتصاد ایران با وجود منابع عظیم طبیعی، انسانی و موقعیت ژئوپلیتیک بینظیر، هنوز درگیر بحران است؟*
او در این گفتوگوی صریح و بیپرده از ریشههای پنهان ناکارآمدی اقتصادی، ساختار رانتی و سیاستهای غلطی میگوید که طی دههها فرصت توسعه را از ایران گرفتهاند.
ماجرا از کجاست؟ تحریمها؟ یا سیاستهای داخلی؟
ملکی معتقد است بخش بزرگی از بحران، نتیجه تصمیمهای اشتباه خود ماست؛ جایی که قانون داریم اما اجرا نمیشود، نخبگان حذف میشوند، و "امضاهای طلایی" مسیر اقتصاد را میبلعند. موضوعاتی که در این گفتوگو مطرح میشود: تحریمها و ریشههای داخلی بحران اقتصادی فساد سیستمی، رانت و اقتصاد چندنرخی بیعدالتی در نظام مالیاتی و نبود «مالیات بر دروغ» خامفروشی، نابودی منابع انرژی و فرار نخبگان حذف کارآفرینان پس از انقلاب و پیامدهایش ضرورت اصلاح ساختار حکمرانی و پاسخگویی تصمیمگیران و پرسشی بزرگ: آیا هنوز میتوان امیدی به بازسازی اقتصاد ایران داشت؟
ملکی در بخشی از گفتوگو میگوید: «اگر تمام تحریمها هم برداشته شود، تا وقتی امضای طلایی و تصمیمگیریهای رانتی در کشور هست، اقتصاد فلج میماند.»
این گفتوگو، روایتی است از اقتصاد ایران همانطور که هست؛ نه آنطور که در آمارها میگویند.
لينك گفتگو؛
https://www.aparat.com/v/nhguz7u#video-description
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
گفتوگوی شاخص با دکتر بهنام ملکی | معمای بزرگی به اسم اقتصاد
گفتوگوی شاخص با دکتر بهنام ملکی | معمای بزرگی به اسم اقتصاد
در ششمین برنامه گفتوگوی شاخص، دکتر بهنام ملکی به سراغ یکی از بنیادیترین پرسشهای کشور میرود:
چرا اقتصاد ایران با وجود منابع عظیم طبیعی، انسانی و موقعیت ژئوپلیتیک بینظیر، هنوز درگیر بحران است؟…
در ششمین برنامه گفتوگوی شاخص، دکتر بهنام ملکی به سراغ یکی از بنیادیترین پرسشهای کشور میرود:
چرا اقتصاد ایران با وجود منابع عظیم طبیعی، انسانی و موقعیت ژئوپلیتیک بینظیر، هنوز درگیر بحران است؟…
✳️ ... آدمهایی که «کوچکترین آنتروپی» را به «بحران» تبدیل میکنند، معمولاً یک ویژگی مشترک دارند: تحمل پایینِ ابهام.
یعنی وقتی با یک ناهماهنگی کوچک، یک تغییر جزئی، یا یک عدم قطعیت روبهرو میشوند، ذهنشان فوراً آن را به یک تهدید بزرگ تبدیل میکند.
اما اینکه "ما" با این افراد چه کنیم، یک سؤال مدیریتی و انسانی مهم است. اجازه بده یک پاسخ چندلایه و کاربردی بدهم؛ هم از زاویهی رهبری، هم روانشناسی سازمانی، هم تجربهی عملی.
۱. اول باید بفهمیم «چرا» این اتفاق میافتد
افرادی که آنتروپی کوچک را بحران میبینند معمولاً یکی از این الگوها را دارند:
●اضطراب پنهان: ذهنشان برای بقا طراحی شده، نه برای تحلیل.
●تجربههای بد گذشته: یک خطای کوچک قبلاً برایشان هزینهساز شده.
●عدم اعتماد به سیستم: فکر میکنند اگر خودشان بزرگنمایی نکنند، کسی اهمیت نمیدهد.
●نیاز به کنترل: هر تغییری را تهدید به از دست دادن کنترل میبینند.
●فقدان مهارت تحلیل مسئله: نمیتوانند بین «مسئله» و «بحران» تمایز بگذارند.
وقتی ریشه را بشناسیم، برخورد ما دقیقتر میشود.
۲. چه کار کنیم که بحرانسازی کاهش پیدا کند؟
الف) چارچوب بده، نه آرامشِ کلامی
به جای اینکه بگوییم «نگران نباش»، بهتر است بگوییم:
«بیایید مسئله را در سه سطح بررسی کنیم: نشانه، مشکل، بحران.»
این ساختار ذهن فرد را از واکنش احساسی به تحلیل منطقی منتقل میکند.
ب) از آنها بخواهید «داده» بیاورند، نه «احساس»
مثلاً:
«چه شواهدی داریم که این موضوع در حال تبدیل شدن به بحران است؟»
۹۰٪ مواقع، فرد متوجه میشود شواهد کافی ندارد.
ج) نقش و مسئولیت را شفاف کنید
افرادی که مرز نقششان مبهم است، بیشتر بحرانسازی میکنند.وقتی بدانند چه چیزی در حوزهی مسئولیتشان هست و چه چیزی نیست، شدت واکنششان کم میشود.
د) از تکنیک «کوچکسازی مسئله» استفاده کنید
بپرسید:
«اگر این موضوع را در مقیاس ۱ تا ۱۰ بگذاریم، واقعاً چند است؟»
«اگر همین مشکل برای تیم دیگر رخ دهد، چه میکنند؟»
این تکنیک ذهن را از حالت «فاجعهسازی» خارج میکند.
ه) رفتار بحرانسازی را پاداش ندهید
اگر هر بار که کسی بحران میسازد، توجه ویژه بگیرد، این رفتار تقویت میشود.
به جای آن، رفتار تحلیلمحور را تقویت کنید.
و) به او ابزار بدهید، نه تذکر
مثلاً:
- چکلیست تحلیل مسئله
- ماتریس شدت/احتمال
- روش ۵ چرا
- مدل A3
وقتی ابزار داشته باشد، کمتر به سمت هیجان میرود.
۳. اگر فرد «مزمن» باشد، چه کنیم؟
برای افراد مزمن، سه مسیر وجود دارد:
۱. آموزش مهارتهای شناختی (Cognitive Skills)
مثل تفکر تحلیلی، مدیریت ابهام، تحمل فشار.
۲. بازخورد مستقیم اما محترمانه
مثلاً: «وقتی هر موضوعی را بحران میبینی، تیم انرژی زیادی از دست میدهد. بیایید با هم یک روش مشترک برای تحلیل مسائل پیدا کنیم.»
۳. محدود کردن نقش او در نقاط حساس
اگر فرد در موقعیتهایی قرار دارد که کوچکترین واکنش او تیم را به هم میریزد، باید نقش او بازطراحی شود.
۴. یک نکتهی مهم: این افراد دشمن نیستند
خیلی وقتها این افراد دلسوزترین اعضای تیماند.
فقط «سیستم عصبیشان» سریعتر از «سیستم تحلیلیشان» فعال میشود.
اگر درست هدایت شوند، میتوانند تبدیل شوند به:
- بهترین هشداردهندههای اولیه
- دقیقترین افراد در spotting مشکلات
- مراقبترین اعضای تیم
✍باشگاه کارفرمایان،مدیران وکارشناسان
یعنی وقتی با یک ناهماهنگی کوچک، یک تغییر جزئی، یا یک عدم قطعیت روبهرو میشوند، ذهنشان فوراً آن را به یک تهدید بزرگ تبدیل میکند.
اما اینکه "ما" با این افراد چه کنیم، یک سؤال مدیریتی و انسانی مهم است. اجازه بده یک پاسخ چندلایه و کاربردی بدهم؛ هم از زاویهی رهبری، هم روانشناسی سازمانی، هم تجربهی عملی.
۱. اول باید بفهمیم «چرا» این اتفاق میافتد
افرادی که آنتروپی کوچک را بحران میبینند معمولاً یکی از این الگوها را دارند:
●اضطراب پنهان: ذهنشان برای بقا طراحی شده، نه برای تحلیل.
●تجربههای بد گذشته: یک خطای کوچک قبلاً برایشان هزینهساز شده.
●عدم اعتماد به سیستم: فکر میکنند اگر خودشان بزرگنمایی نکنند، کسی اهمیت نمیدهد.
●نیاز به کنترل: هر تغییری را تهدید به از دست دادن کنترل میبینند.
●فقدان مهارت تحلیل مسئله: نمیتوانند بین «مسئله» و «بحران» تمایز بگذارند.
وقتی ریشه را بشناسیم، برخورد ما دقیقتر میشود.
۲. چه کار کنیم که بحرانسازی کاهش پیدا کند؟
الف) چارچوب بده، نه آرامشِ کلامی
به جای اینکه بگوییم «نگران نباش»، بهتر است بگوییم:
«بیایید مسئله را در سه سطح بررسی کنیم: نشانه، مشکل، بحران.»
این ساختار ذهن فرد را از واکنش احساسی به تحلیل منطقی منتقل میکند.
ب) از آنها بخواهید «داده» بیاورند، نه «احساس»
مثلاً:
«چه شواهدی داریم که این موضوع در حال تبدیل شدن به بحران است؟»
۹۰٪ مواقع، فرد متوجه میشود شواهد کافی ندارد.
ج) نقش و مسئولیت را شفاف کنید
افرادی که مرز نقششان مبهم است، بیشتر بحرانسازی میکنند.وقتی بدانند چه چیزی در حوزهی مسئولیتشان هست و چه چیزی نیست، شدت واکنششان کم میشود.
د) از تکنیک «کوچکسازی مسئله» استفاده کنید
بپرسید:
«اگر این موضوع را در مقیاس ۱ تا ۱۰ بگذاریم، واقعاً چند است؟»
«اگر همین مشکل برای تیم دیگر رخ دهد، چه میکنند؟»
این تکنیک ذهن را از حالت «فاجعهسازی» خارج میکند.
ه) رفتار بحرانسازی را پاداش ندهید
اگر هر بار که کسی بحران میسازد، توجه ویژه بگیرد، این رفتار تقویت میشود.
به جای آن، رفتار تحلیلمحور را تقویت کنید.
و) به او ابزار بدهید، نه تذکر
مثلاً:
- چکلیست تحلیل مسئله
- ماتریس شدت/احتمال
- روش ۵ چرا
- مدل A3
وقتی ابزار داشته باشد، کمتر به سمت هیجان میرود.
۳. اگر فرد «مزمن» باشد، چه کنیم؟
برای افراد مزمن، سه مسیر وجود دارد:
۱. آموزش مهارتهای شناختی (Cognitive Skills)
مثل تفکر تحلیلی، مدیریت ابهام، تحمل فشار.
۲. بازخورد مستقیم اما محترمانه
مثلاً: «وقتی هر موضوعی را بحران میبینی، تیم انرژی زیادی از دست میدهد. بیایید با هم یک روش مشترک برای تحلیل مسائل پیدا کنیم.»
۳. محدود کردن نقش او در نقاط حساس
اگر فرد در موقعیتهایی قرار دارد که کوچکترین واکنش او تیم را به هم میریزد، باید نقش او بازطراحی شود.
۴. یک نکتهی مهم: این افراد دشمن نیستند
خیلی وقتها این افراد دلسوزترین اعضای تیماند.
فقط «سیستم عصبیشان» سریعتر از «سیستم تحلیلیشان» فعال میشود.
اگر درست هدایت شوند، میتوانند تبدیل شوند به:
- بهترین هشداردهندههای اولیه
- دقیقترین افراد در spotting مشکلات
- مراقبترین اعضای تیم
✍باشگاه کارفرمایان،مدیران وکارشناسان
♟ عراقچی شطرنجباز مقابل کشتی کجکاران آمریکایی؛ نبرد سبکها در میز مذاکره
همزمان با لشکرکشی آمریکا به خلیج فارس و کریخوانی ایران، یک جنگ پنهان اما تعیینکننده در جریان است:
"جنگ سبک مذاکره." عراقچی با صبر و عمقنگری یک شطرنجباز حرفهای حرکت میکند، مهره قربانی میدهد اما بازی را نمیبازد. در مقابل، تیم ترامپ با نمایش قدرت و حرکتهای پرسر و صدا به دنبال «تصویر برد» است، حتی اگر نتیجه واقعی به نفعشان نباشد.
♟ عراقچی مثل شطرنجباز: صبور، چند حرکت جلوتر، سازنده پل پیروزی برای حریف
🤼♂️ تیم ترامپ مثل کشتی کجکار: نمایش قدرت، فشار لحظهای، تصویر پردازی به جای نتیجه
📘 گزارش این تقابل راهبردی با درس های طلایی برای مدیران در سایت انجمن صنفی مدیران:
🔹 صبر استراتژیک ضعف نیست
🔹 خط قرمز آرام از فریاد قویتر است
🔹 قطع رابطه = باخت دوطرفه
https://shoghl.org/negotiating-power/
همزمان با لشکرکشی آمریکا به خلیج فارس و کریخوانی ایران، یک جنگ پنهان اما تعیینکننده در جریان است:
"جنگ سبک مذاکره." عراقچی با صبر و عمقنگری یک شطرنجباز حرفهای حرکت میکند، مهره قربانی میدهد اما بازی را نمیبازد. در مقابل، تیم ترامپ با نمایش قدرت و حرکتهای پرسر و صدا به دنبال «تصویر برد» است، حتی اگر نتیجه واقعی به نفعشان نباشد.
♟ عراقچی مثل شطرنجباز: صبور، چند حرکت جلوتر، سازنده پل پیروزی برای حریف
🤼♂️ تیم ترامپ مثل کشتی کجکار: نمایش قدرت، فشار لحظهای، تصویر پردازی به جای نتیجه
📘 گزارش این تقابل راهبردی با درس های طلایی برای مدیران در سایت انجمن صنفی مدیران:
🔹 صبر استراتژیک ضعف نیست
🔹 خط قرمز آرام از فریاد قویتر است
🔹 قطع رابطه = باخت دوطرفه
https://shoghl.org/negotiating-power/
👎2
🎥 نرمالِ جدیدِ بد؛ عادت به بیتصمیمی در اقتصاد
دكتر عبده تبريزی/اقتصاددان
✅ مسئله امروز اقتصاد فقط رشد پایین یا تورم بالا نیست؛ مسئله اصلی از بین رفتن افق تصمیمگیری است.
▫️وقتی نااطمینانی مزمن میشود، هم بنگاه، هم مردم و هم سیاستگذار وارد وضعیت تعلیق میشوند؛ تصمیمها کوتاهمدت، واکنشی و حداقلی میشوند و برنامهها روی کاغذ میمانند بیآنکه ارادهای برای اجرای آنها شکل بگیرد.
▫️خطر بزرگتر اما عادت کردن به همین وضعیت است؛ جایی که «بیثباتی» تبدیل به نرمال جدید میشود و همه یاد میگیرند با آن کنار بیایند، نه اینکه آن را اصلاح کنند.
ادامه مطلب؛
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-123324
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
دكتر عبده تبريزی/اقتصاددان
✅ مسئله امروز اقتصاد فقط رشد پایین یا تورم بالا نیست؛ مسئله اصلی از بین رفتن افق تصمیمگیری است.
▫️وقتی نااطمینانی مزمن میشود، هم بنگاه، هم مردم و هم سیاستگذار وارد وضعیت تعلیق میشوند؛ تصمیمها کوتاهمدت، واکنشی و حداقلی میشوند و برنامهها روی کاغذ میمانند بیآنکه ارادهای برای اجرای آنها شکل بگیرد.
▫️خطر بزرگتر اما عادت کردن به همین وضعیت است؛ جایی که «بیثباتی» تبدیل به نرمال جدید میشود و همه یاد میگیرند با آن کنار بیایند، نه اینکه آن را اصلاح کنند.
ادامه مطلب؛
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-123324
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
اکوایران
نرمالِ جدیدِ بد؛ عادت به بیتصمیمی در اقتصاد
مسئله امروز اقتصاد فقط رشد پایین یا تورم بالا نیست؛ مسئله اصلی از بین رفتن افق تصمیمگیری است.
✳️ وقتی در مه رانندگی میکنیم تابآوری با عینک 4Sight
✅ تصور رایج این است که تابآوری یعنی «تحملِ ضربه»؛ یعنی هرچقدر پوستکلفتتر باشیم، تابآورتریم. اما بیایید صادق باشیم: اگر ندانید ضربه بعدی از کجا میآید، قویترین سپرها هم نجاتتان نمیدهند.
■ مشکل اصلی بسیاری از سازمانها و تیمها «ضعف» نیست، «نابینایی» است.مدل 4Sight (بینایی چهارگانه) میگوید سازمان تابآور بیش از زور بازو، به «بینایی» نیاز دارد.
■ اگر این ۴ چراغ در سازمانتان خاموش است، عملاً در مه رانندگی میکنید:
● آیندهنگری:
سازمان نابینا همیشه غافلگیر میشود. تابآوری یعنی قبل از تغییر جامعه یا رفتار مخاطب، سناریوی آن را دیده باشید.
● بینش درونی:
بزرگترین نقطه کور، درونِ خودمان است. چقدر از حالِ واقعیِ تیم خبر دارید؟ نابینایی یعنی وقتی بفهمیم نیروهای کلیدی بُریدهاند که استعفا دادهاند.
● نظارت:
گاهی آنقدر به افق خیره میشویم که چاله جلوی پایمان را نمیبینیم. نظارت یعنی پایشِ لحظهایِ عملیات.
● بازنگری:
سازمان نابینا اشتباه پارسال را امسال هم تکرار میکند. درس نگرفتن از گذشته، تضمینِ شکست در آینده است.
■ به یاد داشته باشیم که هنرِ تابآوری این نیست که بعد از زمین خوردن بلند شویم؛ هنر این است که با دیدنِ موانع، مسیر را اصلاح کنیم تا اصلاً زمین نخوریم.
✅ تصور رایج این است که تابآوری یعنی «تحملِ ضربه»؛ یعنی هرچقدر پوستکلفتتر باشیم، تابآورتریم. اما بیایید صادق باشیم: اگر ندانید ضربه بعدی از کجا میآید، قویترین سپرها هم نجاتتان نمیدهند.
■ مشکل اصلی بسیاری از سازمانها و تیمها «ضعف» نیست، «نابینایی» است.مدل 4Sight (بینایی چهارگانه) میگوید سازمان تابآور بیش از زور بازو، به «بینایی» نیاز دارد.
■ اگر این ۴ چراغ در سازمانتان خاموش است، عملاً در مه رانندگی میکنید:
● آیندهنگری:
سازمان نابینا همیشه غافلگیر میشود. تابآوری یعنی قبل از تغییر جامعه یا رفتار مخاطب، سناریوی آن را دیده باشید.
● بینش درونی:
بزرگترین نقطه کور، درونِ خودمان است. چقدر از حالِ واقعیِ تیم خبر دارید؟ نابینایی یعنی وقتی بفهمیم نیروهای کلیدی بُریدهاند که استعفا دادهاند.
● نظارت:
گاهی آنقدر به افق خیره میشویم که چاله جلوی پایمان را نمیبینیم. نظارت یعنی پایشِ لحظهایِ عملیات.
● بازنگری:
سازمان نابینا اشتباه پارسال را امسال هم تکرار میکند. درس نگرفتن از گذشته، تضمینِ شکست در آینده است.
■ به یاد داشته باشیم که هنرِ تابآوری این نیست که بعد از زمین خوردن بلند شویم؛ هنر این است که با دیدنِ موانع، مسیر را اصلاح کنیم تا اصلاً زمین نخوریم.
✳️ شورشی ها، پیتزا سرو می کنند!
✅ آخر هفته بود و زوجی با دو پسربچه کوچکشان برای شام به یکی از بهترین رستورانهای شهر مُدِنا رفتند. مُدِنا شهری در ایتالیا است که به خاطر رستورانها و سرآشپزهای منحصربفردش از مشهورترین منطقههای گردشگری است. این رستورانها معمولا با غذاهای کلاسیک (غیر فستفودی) ایتالیایی از مهمانان پذیرایی میکنند.
■ پدر یکی از منوهای محبوب رستوران را که شامل ۱۰ نوع از بهترین غذاها بود انتخاب کرد. پیشخدمتی که برای گرفتن سفارش به سر میز خانواده آمده بود، قبل از اینکه میز را ترک کند متوجه نکتهای شد. پیشخدمت متوجه شد که به نظر میرسد پسربچهها از سفارش پدر خوشحال نیستند و برای همین بی درنگ از پسر کوچکتر پرسید شما چی دوست دارید بخورید؟! پسر کوچک هم بیمعطلی گفت: پیتزا!
■ خب مساله این بود که در چنین رستورانی اصلا پیتزا سرو نمی شد! اما پیشخدمت کار عجیبی کرد. همانجا با بهترین پیتزا فروشی شهر تماس گرفت و پیتزا سفارش داد. کمی بعد پیتزا به رستوران رسید و پیشخدمت آن را به میز خانواده رساند؛ و این کاری بود که در رستوران سطح بالایی مثل رستوران آنها، غیرقابلتصور بود!
شاید برای مدیر رستوران وجود چنین پیشخدمتی اصلا اذیت کننده باشد و ترجیح بدهد عذرش را بخواهد، اما پدر، مادر و بچهها هیچگاه حرکت متفاوت و محبتآمیز پیشخدمت را فراموش نکردند.
■ فرانچسکو گینو، نویسنده و استاد دانشگاه هاروارد معتقد است افرادی مانند پیشخدمت این رستوران، هم برای ما بسیار قابل احترام بوده و هم رفتارشان برایمان بسیار قابل تامل است، چرا که اینگونه افراد چیزهای زیادی برای آموختن به ما دارند.
■ ایشان کتابی دارد که به بررسی چنین رفتارهایی پرداخته و در سال ۲۰۱۸ به تازگی منتشر شده است. نام کتابش «استعدادهای شورشی: چرا شکستن قوانین کار و زندگی ارزش دارد؟!» است و در آن توصیف میکند که چنین افرادی چگونه شادی و معنی را به زندگی ما میآورند.
■ نکته عمیقی که در داستان رستوران ایتالیایی و پیشخدمت متفاوتش وجود دارد این است که اغلب ما عادت داریم تا به این فکر کنیم که چه کاری را باید انجام دهم؟ چه کاری وظیفه من است؟ به جای آنکه به این فکر کنیم که چه کاری را میتوانم انجام دهم؟
پیشخدمت رستوران خیلی راحت مانند اغلب پیشخدمت ها میتوانست بگوید ما اینجا پیتزا نداریم، اما بجای آنچه باید و وظیفهاش بود، آن کاری را که میتوانست انجام دهد، انجام داد!
■ معمولاً سه چیز ذهن ما را محدود میکند: قواعد بر آمده از دستورالعملها و آییننامهها، سنتهای برگرفته از تجربیات پیشینیان و اراده یا اعتماد به نفس ناکافی برای شکستن قواعد یا سنتها.
■ هر از چندگاهی می توان اینگونه اندیشید که چه کار میتوان کرد که همان نتیجه موردنظر را داشته باشد اما لزوما همان مسیری که سنتها و قواعد میگویند را طی نکنیم؟ اینگونه پنجرههای جدیدی پیش روی ما باز میشود.
✅ آخر هفته بود و زوجی با دو پسربچه کوچکشان برای شام به یکی از بهترین رستورانهای شهر مُدِنا رفتند. مُدِنا شهری در ایتالیا است که به خاطر رستورانها و سرآشپزهای منحصربفردش از مشهورترین منطقههای گردشگری است. این رستورانها معمولا با غذاهای کلاسیک (غیر فستفودی) ایتالیایی از مهمانان پذیرایی میکنند.
■ پدر یکی از منوهای محبوب رستوران را که شامل ۱۰ نوع از بهترین غذاها بود انتخاب کرد. پیشخدمتی که برای گرفتن سفارش به سر میز خانواده آمده بود، قبل از اینکه میز را ترک کند متوجه نکتهای شد. پیشخدمت متوجه شد که به نظر میرسد پسربچهها از سفارش پدر خوشحال نیستند و برای همین بی درنگ از پسر کوچکتر پرسید شما چی دوست دارید بخورید؟! پسر کوچک هم بیمعطلی گفت: پیتزا!
■ خب مساله این بود که در چنین رستورانی اصلا پیتزا سرو نمی شد! اما پیشخدمت کار عجیبی کرد. همانجا با بهترین پیتزا فروشی شهر تماس گرفت و پیتزا سفارش داد. کمی بعد پیتزا به رستوران رسید و پیشخدمت آن را به میز خانواده رساند؛ و این کاری بود که در رستوران سطح بالایی مثل رستوران آنها، غیرقابلتصور بود!
شاید برای مدیر رستوران وجود چنین پیشخدمتی اصلا اذیت کننده باشد و ترجیح بدهد عذرش را بخواهد، اما پدر، مادر و بچهها هیچگاه حرکت متفاوت و محبتآمیز پیشخدمت را فراموش نکردند.
■ فرانچسکو گینو، نویسنده و استاد دانشگاه هاروارد معتقد است افرادی مانند پیشخدمت این رستوران، هم برای ما بسیار قابل احترام بوده و هم رفتارشان برایمان بسیار قابل تامل است، چرا که اینگونه افراد چیزهای زیادی برای آموختن به ما دارند.
■ ایشان کتابی دارد که به بررسی چنین رفتارهایی پرداخته و در سال ۲۰۱۸ به تازگی منتشر شده است. نام کتابش «استعدادهای شورشی: چرا شکستن قوانین کار و زندگی ارزش دارد؟!» است و در آن توصیف میکند که چنین افرادی چگونه شادی و معنی را به زندگی ما میآورند.
■ نکته عمیقی که در داستان رستوران ایتالیایی و پیشخدمت متفاوتش وجود دارد این است که اغلب ما عادت داریم تا به این فکر کنیم که چه کاری را باید انجام دهم؟ چه کاری وظیفه من است؟ به جای آنکه به این فکر کنیم که چه کاری را میتوانم انجام دهم؟
پیشخدمت رستوران خیلی راحت مانند اغلب پیشخدمت ها میتوانست بگوید ما اینجا پیتزا نداریم، اما بجای آنچه باید و وظیفهاش بود، آن کاری را که میتوانست انجام دهد، انجام داد!
■ معمولاً سه چیز ذهن ما را محدود میکند: قواعد بر آمده از دستورالعملها و آییننامهها، سنتهای برگرفته از تجربیات پیشینیان و اراده یا اعتماد به نفس ناکافی برای شکستن قواعد یا سنتها.
■ هر از چندگاهی می توان اینگونه اندیشید که چه کار میتوان کرد که همان نتیجه موردنظر را داشته باشد اما لزوما همان مسیری که سنتها و قواعد میگویند را طی نکنیم؟ اینگونه پنجرههای جدیدی پیش روی ما باز میشود.
✳️ خطرناک ترین فرد کسی است که تنها یک کتاب خوانده باشد!
✅ شاید تا به حال این جمله را دیده باشید. همه ما کم و بیش با افرادی برخورد داشته ایم که در یک حوزه خاص اطلاعات بسیار کمی دارند ولی به گونه ای رفتار می کنند که گویا در آن زمینه تخصصی صاحب نظر هستند. برعکس افرادی را هم دیده ایم که با وجود توانایی و تسلط در یک حوزه، توانایی خود را بسیار پایین تر از چیزی که واقعا وجود دارد، برآورد می کنند. این خودکمتربینی و خودبیشتربینی به اثر دانینگ - کروگر مشهور است.
■ دیوید دانینگ (David Dunning) و جاستین کروگر (Justin Kruger)، روان شناسان آمریکایی، در دسامبر ۱۹۹۹، با انتشار مقاله ای بیان کردند که ارزیابی نادرست نسبت به توانایی های فردی ممکن است باعث شود افراد به تخمین اشتباه در مورد توانایی های خود دست یابند.
■ همین عامل است که باعث می شود فردی که حتی نمی تواند یک کارگاه کوچک را اداره کند، توانایی مدیر یک کارخانه را زیر سوال می برد و یا در طرف مقابل فردی که به درجات بالایی در یک زمینه علمی رسیده است، فکر می کند که کار ویژه ای نکرده است و هرکس دیگه ای نیز جای او بود، می توانست به این جایگاه دست پیدا کند.
■ برای در امان ماندن از این اشتباه استراتژیک می توان با دوستان نزدیک به گفت و گو پرداخت و نقاط ضعف و قوت خود را از آن ها پرسید. هم چنین می توان از آزمون های رایج سنجش میزان هوش و آزمون های خودشناسی بهره گرفت. این آزمون ها ممکن است زوایای پنهانی از شخصیت و میزان توانایی شما را برایتان مشخص کنند.گاهنامه مدیر
✅ شاید تا به حال این جمله را دیده باشید. همه ما کم و بیش با افرادی برخورد داشته ایم که در یک حوزه خاص اطلاعات بسیار کمی دارند ولی به گونه ای رفتار می کنند که گویا در آن زمینه تخصصی صاحب نظر هستند. برعکس افرادی را هم دیده ایم که با وجود توانایی و تسلط در یک حوزه، توانایی خود را بسیار پایین تر از چیزی که واقعا وجود دارد، برآورد می کنند. این خودکمتربینی و خودبیشتربینی به اثر دانینگ - کروگر مشهور است.
■ دیوید دانینگ (David Dunning) و جاستین کروگر (Justin Kruger)، روان شناسان آمریکایی، در دسامبر ۱۹۹۹، با انتشار مقاله ای بیان کردند که ارزیابی نادرست نسبت به توانایی های فردی ممکن است باعث شود افراد به تخمین اشتباه در مورد توانایی های خود دست یابند.
■ همین عامل است که باعث می شود فردی که حتی نمی تواند یک کارگاه کوچک را اداره کند، توانایی مدیر یک کارخانه را زیر سوال می برد و یا در طرف مقابل فردی که به درجات بالایی در یک زمینه علمی رسیده است، فکر می کند که کار ویژه ای نکرده است و هرکس دیگه ای نیز جای او بود، می توانست به این جایگاه دست پیدا کند.
■ برای در امان ماندن از این اشتباه استراتژیک می توان با دوستان نزدیک به گفت و گو پرداخت و نقاط ضعف و قوت خود را از آن ها پرسید. هم چنین می توان از آزمون های رایج سنجش میزان هوش و آزمون های خودشناسی بهره گرفت. این آزمون ها ممکن است زوایای پنهانی از شخصیت و میزان توانایی شما را برایتان مشخص کنند.گاهنامه مدیر
🙏1
✳️ توافقگرایی سیاسی: بازنمایی استعارۀ اسبها و گنجشکها
رضااميدي/پژوهشگر
✅ طی یکی دو هفتۀ اخیر تعداد زیادی از استانداران و تقریباً تمامی مسئولان عالی اتاق بازرگانی در تهران و استانها با کلیدواژههای یکسانی نظیر «جراحی سخت» و «تصمیم سخت» از سیاست ارزی دولت دفاع، و در قالب عبارتها و جملههایی تقریباً یکسان و گویی هماهنگشده تأکید کردهاند که اگر این جراحی انجام نمیشد، مشکلات جدیتری پیش رو بود.
نایبرییس اتاق بازرگانی ایران هم در نشست هیئت نمایندگان اتاق ایران در ۲۶ بهمنماه گفتهاند که حذف ارز ترجیحی پیشنهاد اتاق بازرگانی بوده است و امروز نیازمند بازنگری روحی در درونمان هستیم و باید با شعار «وفاق ملی» رییسجمهور همراهی کنیم. البته ایشان توضیح ندادهاند که اگر سیاست و حتی زمان اجرای آن پیشنهاد اتاق بازرگانی بوده، پس چرا اعتراض از بازار شروع شد؟ آیا اعتراض هماهنگشدهای بوده که از کنترل خارج شده، یا اینکه حتی اتاق بازرگانی هم نقش نمایندگی فراگیر ندارد و صرفاً منافع اقلیتی از بازاریان را تأمین میکند؟
در بحبوحۀ اعتراضات دیماه نیز یکی از مقامات سابق دولتی که حال بهعنوان یک واردکنندۀ کالاهای اساسی فعالیت دارد گفته است که حدود ۵ میلیون تن کالای اساسی در بنادر جنوبی دپو شده است و با قیمتهای جدید بهسرعت در حال ورود به بازار است، و در همان روز مسئولان گمرکی اظهار کردهاند که با اجرای سیاست جدید ارزی، روند ترخیص کالاهای اساسی شتاب گرفته و طی ۲۴ ساعت ۱۳۱ هزار تن کالای اساسی از گمرکات کشور ترخیص شده است.
شاید فاجعۀ اخیر بهروشنی صحنۀ واقعی «توافقگرایی» در ساختار سیاسی ایران را نشان میدهد. توافقگرایی بیش از هر چیز بازنمایی رابطۀ اقتصادی «اسبها و گنجشکها» در فضای سیاسی است. در این استعارۀ اقتصادی، اسبها باید بر سر منافع و امکانات به توافق برسند، و هر قدر جو بیشتری دریافت کنند، احتمال اینکه اندکی جو نصیب گنجشکها هم شود بیشتر میشود. از این منظر تاریخ معاصر ما پر است از توافقهای مخرّبی که در مسیرهای موازی روزبهروز ظرفیتهای دولت را تهیتر کرده و بهسوی حکومتناپذیری پیش بردهاند.
كانال برنامه ريزي استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
رضااميدي/پژوهشگر
✅ طی یکی دو هفتۀ اخیر تعداد زیادی از استانداران و تقریباً تمامی مسئولان عالی اتاق بازرگانی در تهران و استانها با کلیدواژههای یکسانی نظیر «جراحی سخت» و «تصمیم سخت» از سیاست ارزی دولت دفاع، و در قالب عبارتها و جملههایی تقریباً یکسان و گویی هماهنگشده تأکید کردهاند که اگر این جراحی انجام نمیشد، مشکلات جدیتری پیش رو بود.
نایبرییس اتاق بازرگانی ایران هم در نشست هیئت نمایندگان اتاق ایران در ۲۶ بهمنماه گفتهاند که حذف ارز ترجیحی پیشنهاد اتاق بازرگانی بوده است و امروز نیازمند بازنگری روحی در درونمان هستیم و باید با شعار «وفاق ملی» رییسجمهور همراهی کنیم. البته ایشان توضیح ندادهاند که اگر سیاست و حتی زمان اجرای آن پیشنهاد اتاق بازرگانی بوده، پس چرا اعتراض از بازار شروع شد؟ آیا اعتراض هماهنگشدهای بوده که از کنترل خارج شده، یا اینکه حتی اتاق بازرگانی هم نقش نمایندگی فراگیر ندارد و صرفاً منافع اقلیتی از بازاریان را تأمین میکند؟
در بحبوحۀ اعتراضات دیماه نیز یکی از مقامات سابق دولتی که حال بهعنوان یک واردکنندۀ کالاهای اساسی فعالیت دارد گفته است که حدود ۵ میلیون تن کالای اساسی در بنادر جنوبی دپو شده است و با قیمتهای جدید بهسرعت در حال ورود به بازار است، و در همان روز مسئولان گمرکی اظهار کردهاند که با اجرای سیاست جدید ارزی، روند ترخیص کالاهای اساسی شتاب گرفته و طی ۲۴ ساعت ۱۳۱ هزار تن کالای اساسی از گمرکات کشور ترخیص شده است.
شاید فاجعۀ اخیر بهروشنی صحنۀ واقعی «توافقگرایی» در ساختار سیاسی ایران را نشان میدهد. توافقگرایی بیش از هر چیز بازنمایی رابطۀ اقتصادی «اسبها و گنجشکها» در فضای سیاسی است. در این استعارۀ اقتصادی، اسبها باید بر سر منافع و امکانات به توافق برسند، و هر قدر جو بیشتری دریافت کنند، احتمال اینکه اندکی جو نصیب گنجشکها هم شود بیشتر میشود. از این منظر تاریخ معاصر ما پر است از توافقهای مخرّبی که در مسیرهای موازی روزبهروز ظرفیتهای دولت را تهیتر کرده و بهسوی حکومتناپذیری پیش بردهاند.
كانال برنامه ريزي استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ وقتی اعداد از تناسب خارج میشوند
به گزارش مجله اقتصاددان آقای دکتر مجید سجادی پناه , عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی نوشت : در جهان ریاضیات و حکمرانی، وقتی اعداد از تناسب خارج میشوند، دیگر با «نوسان» روبرو نیستیم؛ ما با «جبر فقر و تنگدستی» مواجهیم. بودجه ۱۴۰۵ فراتر از یک سند مالی، بیانیهای است که نشان میدهد سیستم اقتصادی کشور به پایانِ منطقِ «امروز به فردا کردن» رسیده است.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=210795
به گزارش مجله اقتصاددان آقای دکتر مجید سجادی پناه , عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی نوشت : در جهان ریاضیات و حکمرانی، وقتی اعداد از تناسب خارج میشوند، دیگر با «نوسان» روبرو نیستیم؛ ما با «جبر فقر و تنگدستی» مواجهیم. بودجه ۱۴۰۵ فراتر از یک سند مالی، بیانیهای است که نشان میدهد سیستم اقتصادی کشور به پایانِ منطقِ «امروز به فردا کردن» رسیده است.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=210795
✴️ شوک فدرالرزرو به کریپتو
بازار کریپتوکارنسی روی کاهش نرخ بهره حساب باز کرده بود، اما فدرالرزرو حالا حرف از افزایش به میان آورد. صورتجلسه نشست ماه ژانویه فدرالرزرو نشان میدهد اگر تورم مهار نشود، مقامات این بانک مرکزی برای افزایش مجدد نرخ بهره کاملا آمادهاند. این تغییر دیدگاه، یک هشدار مستقیم برای بازارهای پرریسک مانند ارزهای دیجیتال است.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=210835
بازار کریپتوکارنسی روی کاهش نرخ بهره حساب باز کرده بود، اما فدرالرزرو حالا حرف از افزایش به میان آورد. صورتجلسه نشست ماه ژانویه فدرالرزرو نشان میدهد اگر تورم مهار نشود، مقامات این بانک مرکزی برای افزایش مجدد نرخ بهره کاملا آمادهاند. این تغییر دیدگاه، یک هشدار مستقیم برای بازارهای پرریسک مانند ارزهای دیجیتال است.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=210835
اقتصاددان
شوک فدرالرزرو به کریپتو - اقتصاددان
شرکت تحلیل دادههای «کریپتوکوانت» اعلام کرد که دارندگان ریپل طی ۱۰روز گذشته حدود ۲۰۰میلیون رمزارز خود را از صرافی بایننس خارج کردهاند. این روند در حالی
✳️ ۱۴۰۵؛ صنعت منهای انرژی
✅ گرمشدن زودهنگام اینروزها میتواند خبر از یکابربحران بدهد. صنعت ایران در آستانه یکی از تاریکترین ادوار خود از حیث تامین انرژی قرار گرفته است.
گرمشدن زودهنگام اینروزها میتواند خبر از یکابربحران بدهد. صنعت ایران در آستانه یکی از تاریکترین ادوار خود از حیث تامین انرژی قرار گرفته است. برآوردهای کارشناسی حاکی از آن است که کسری برق کشور در سال۱۴۰۵ بهمرز ۴۵هزارمگاوات خواهد رسید که نسبتبه سال قبل افزایشی ۷هزارمگاواتی را نشان میدهد.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=210836
✅ گرمشدن زودهنگام اینروزها میتواند خبر از یکابربحران بدهد. صنعت ایران در آستانه یکی از تاریکترین ادوار خود از حیث تامین انرژی قرار گرفته است.
گرمشدن زودهنگام اینروزها میتواند خبر از یکابربحران بدهد. صنعت ایران در آستانه یکی از تاریکترین ادوار خود از حیث تامین انرژی قرار گرفته است. برآوردهای کارشناسی حاکی از آن است که کسری برق کشور در سال۱۴۰۵ بهمرز ۴۵هزارمگاوات خواهد رسید که نسبتبه سال قبل افزایشی ۷هزارمگاواتی را نشان میدهد.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=210836
اقتصاددان
۱۴۰۵؛ صنعت منهای انرژی - اقتصاددان
گرمشدن زودهنگام اینروزها میتواند خبر از یکابربحران بدهد. صنعت ایران در آستانه یکی از تاریکترین ادوار خود از حیث تامین انرژی قرار گرفته است. برآوردهای
Forwarded from کاف
یه سندرومی داریم به نام ترس از شروع:
همون حالتیه که آدم مدام کارو عقب میندازه چون فکر میکنه هنوز آمادگیشو نداره یا حتما خراب میکنه، در حالی که با یه قدم کوچیک، اون ترس خیلی وقتا از بین میره.
1991 @kafiha
همون حالتیه که آدم مدام کارو عقب میندازه چون فکر میکنه هنوز آمادگیشو نداره یا حتما خراب میکنه، در حالی که با یه قدم کوچیک، اون ترس خیلی وقتا از بین میره.
1991 @kafiha