مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
786 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
7 تا از هوش مصنوعی های پر کاربرد

🔹️ Looka
طراحی لوگو
🔹️ Capzy.app
زیرنویس خودکار
🔹️ Artimator.io
تبدیل متن به عکس
🔹️ Lensgo.ai
کارتونی کردن ویدئو
🔹️ Pixverse.ai
تبدیل متن به ویدیو
🔹️ Vmake.ai
افزایش کیفیت عکس
🔹️ Remove.bg
حذف بک‌گراند
✳️ جلسات موثر ؟!
✳️ مسئله ی قدرت

✔️ دارون عجم‌اوغلو، استاد MIT و برنده نوبل اقتصاد ۲۰۲۴، از آن متفکرانی است که یک سؤال ساده را بی‌رحمانه جدی گرفت:
چرا بعضی ملت‌ها ثروتمند می‌شوند و بعضی دیگر، با همان مردم و همان تاریخ، در فقر می‌مانند؟

✔️پاسخ او آزاردهنده است، چون اسطوره‌ها را خراب می‌کند: نه فرهنگ مقصر است،
نه جغرافیا، نه «ذات ملت‌ها». مقصر اصلی جایی دیگر است: قدرت

➕عجم‌اوغلو کتاب «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» را هوشمندانه با یک شوک آغاز می‌کند:

✔️ نوگالس‌، شهری واحد، دو نیمه، یک خط مرزی. آن‌سوی خط آمریکا است، این‌سویش مکزیک.زمین همان زمین است، هوا همان هوا، مردم حتی فامیل‌اند. اما زندگی‌ها زمین تا آسمان فرق دارد. در نوگالس آمریکا قانون حاکم است، رأی مردم معنا دارد، پلیس پاسخ‌گوست و هرکسی می‌تواند کسب‌وکار راه بیندازد. در نوگالس مکزیک قدرت در دست شبکه‌های بسته و فاسد است، قانون ابزار زور است و اقتصاد برای رانت و غارت چیده شده.

✔️ عجم‌اوغلو همان اول کار می‌گوید: توسعه از مرز نمی‌آید، از نهاد می‌آید. بعد تصویر بزرگ‌تر می‌شود:

✔️برلین شرقی و غربی. یک شهر، یک ملت، یک زبان؛ اما دو سرنوشت. آن‌جا که مردم می‌توانستند حاکم را کنار بزنند، ثروت و آزادی شکل گرفت. آن‌جا که قدرت متمرکز شد، برای نگه‌داشتن مردم مجبور شدند دیوار بکشند. یا کره شمالی و جنوبی؛ یک ملت، اما یکی در انزوای فقر و قحطی، دیگری در صف اقتصادهای پیشرفته جهان. اگر فرهنگ تعیین‌کننده بود، این شکاف‌ها اصلاً نباید وجود می‌داشت.

📌ایده کتاب در همه این مثال‌ها یکی است و بی‌امان تکرار می‌شود:

✔️ملت‌ها زمانی شکست می‌خورند که نهادهای بهره‌کش بر آن‌ها حاکم شود؛ نهادهایی که قدرت را در دست یک فرد یا الیگارشی متمرکز می‌کنند و اقتصاد را به ماشین استخراج ثروت برای صاحبان قدرت بدل می‌سازند.

✔️ در مقابل، ملت‌ها زمانی اوج می‌گیرند که نهادهای فراگیر داشته باشند؛ جایی که قدرت پخش می‌شود، قانون بالاتر از افراد می‌ایستد، رقابت آزاد است و مردم حق دارند حاکم را برکنار کنند.

📌جمع‌بندی عجم‌اوغلو به‌شدت سیاسی و ناراحت‌کننده است:

✔️اول قدرت سیاسی از مردم ربوده می‌شود، بعد اقتصاد غارت می‌شود. دیکتاتوری اگر راه توسعه بود، کره شمالی باید الگوی جهان می‌شد. توسعه نه از مشت آهنین، بلکه از مهار قدرت زاده می‌شود. و این دقیقاً همان دلیلی است که «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» فقط یک کتاب اقتصاد نیست؛ یک هشدار جدی درباره سرنوشت جوامع است.
✳️ خطاهای شناختی در مدیریت را باید بدانید !

✅ آقای دانیل کانمن که برنده جایزه نوبل اقتصاد است بعنوان بزرگترین و برترین استاد اقتصاد رفتاری دنیا شناخته می شود که خواندن کتاب‌های او برای تمام مدیران واجب و ضروری است همچنین آقای برایان تریسی که از آن بعنوان استاد در راهبری و برنامه ریزی در راستای موفقیت نام برده می شود در حوزه خطاهای شناختی و ادراکی نکات مهمی را مطرح کرده است که یادگیری آنها در اصول تصمیم گیری دارای جایگاه رفیعی است !

■ اصول تصمیم گیری از مهارت های اصلی و اساسی مدیریت اثرگذار است و مهارت ها قابل یادگیری هستند و یادمان باشد که آدم خوب با مدیر خوب فرق دارد و امروزه کشورمان در بنگاه‌های اقتصادی ‌ نیاز به مدیران خوب دارد

● اما بعد :

■ معلمی به یک پسر هفت ساله ریاضی درس می‌داد. یک روز که پسر پیش معلم آمده بود، معلم می‌خواست شمارش و جمع را به پسرک آموزش دهد. معلم از پسر پرسید: «اگر من یک سیب، با یک سیب دیگه و یک سیب دیگه به تو بدهم، چند تا سیب داری؟»
پسرک کمی فکر کرد و با اطمینان گفت: «چهار!» معلم که نگران شده بود انتظار یک جواب درست را داشت؛ سه.

■ معلم با ناامیدی با خود فکر کرد: «شاید بچه درست گوش نکرده باشه.» او به پسر گفت: «پسرم، با دقت گوش کن. اگر من یک سیب با یک سیب دیگه و دوباره یک سیب دیگه به تو بدم، تو چند تا سیب داری؟»

■ پسر ناامیدی را در چشمان معلم می‌دید. او این بار با انگشتانش حساب کرد. پسر سعی داشت جواب مورد نظر معلم را پیدا کند تا بلکه خوشحالی را در صورت او ببیند اما جواب باز هم چهار بود و این بار با شک و تردید جواب داد: «چهار.»

■ یأس بر صورت معلم باقی ماند. او به خاطر آورد که پسرک توت فرنگی خیلی دوست دارد. با خودش فکر کرد شاید او سیب دوست ندارد و این باعث می‌شود نتواند در شمارش تمرکز کند.

■ معلم با این فکر، مشتاق و هیجان زده از پسر پرسید: «اگر من یک توت فرنگی و یک توت فرنگی دیگه و یک توت فرنگی دیگه به تو بدم، چند تا توت فرنگی داری؟»

■ پسر که خوشحالی را بر صورت معلم می‌دید و دوست داشت این خوشحالی ادامه یابد دوباره با انگشتانش حساب کرد و با لبخندی از روی شک و تردید گفت: «سه!»

■ معلم لبخند پیروزمندانه‌ای بر چهره داشت. او موفق شده بود. اما برای اطمینان، دوباره پرسید: «حالا اگه من یک سیب و یک سیب دیگه و یک سیب دیگه به تو بدم، چند تا سیب داری؟»
پسر بدون مکث جواب داد: «چهار!»

■ معلم مات و مبهوت مانده بود. با عصبانیت پرسید: «چرا چهار سیب؟». پسر با صدایی ضعیف و مردد گفت: «آخه من یک سیب هم تو کیفم دارم!»

✴️ نکته مهم و طلایی:
وقتی کسی جوابی به شما می‌دهد که متفاوت از آنچه می‌باشد که شما انتظار دارید، سریع نتیجه‌گیری نکنید که او اشتباه می‌کند. شاید ابعاد و زوایایی از موضوع وجود دارد که شما درباره آنها هنوز فکر نکرده‌اید یا شناخت کافی ندارید.
🖊️گروه علمی اقتدار
https://t.me/ExecutiveManagement
🔔زنگ‌ها و سوت‌ها

👈زنگ‌ها و سوت‌ها (Bells and whistles) اصطلاحی در مدیریت تبلیغات است که منظور از آن «مزایایی از محصول است که در یک کمپین تبلیغاتی تمرکز می‌کنیم تا بتوانیم توجه مخاطبان هدف‌مان را جلب کنیم»

👈برای داشتن زنگ‌ها و سوت‌های جذاب در تبلیغات باید به این چهار نکته توجه کنیم:

1️⃣در تبلیغات‌مان باید حداکثر روی سه مزیت تمرکز کنیم نه بیشتر چون تحقیقات مختلف نشان می‌دهد وقتی تعداد مزایای محصول که در تبلیغات‌مان روی آن تمرکز کرده‌ایم از سه مورد بیشتر می‌شود، مخاطب هدف‌مان هم گیج می‌شود و هم مزایای سوم به بعد را به طور کلی فراموش می‌کند

2️⃣در تبلیغات‌مان بهتر است روی مزایایی دست بگذاریم که اولا رقبا روی آن دست نگذاشته‌اند و ثانیا آن مزایا برای مشتریان واقعا مهم هستند

3️⃣بهتر است به مزایای انتخابی‌مان در طول زمان وفادار باشیم به این معنا که سه مزیت مهم و متفاوت از رقبا را انتخاب کنیم و سپس در طول زمان آنها را در کمپین‌های مختلف تبلیغاتی‌مان بازگو کنیم تا کامل در ذهن مخاطبان‌ هدف‌مان حک شوند

4️⃣بهتر است مزایای انتخابی‌مان را به روش‌های گوناگونی بیان کنیم. برای مثال، بی‌ام‌و روی مزیت رقابتی «لذت بردن از رانندگی» تمرکز کرده و این مزیت را در کمپین‌های تبلیغاتی مختلفش به صورت‌های متفاوتی نشان می‌دهد

🏠رسانه کسب وکار مدیر
*خلاصه سرمقاله این نسخه اکونومیست*

به سراغ ثروتمندان نروید تا بودجه‌های شکسته را ترمیم کنید

این کار نه جواب می‌دهد و نه از نظر اصولی درست است

وسوسه «رابین‌هودی» در آمریکا و اروپا
در آمریکا، یک درصد بالای درآمدی حدود ۲۰٪ از کل درآمد اقتصاد را در اختیار دارند و نزدیک به یک‌سوم مالیات فدرال را می‌پردازند.
با این حال سیاستمدارانی مانند زوهران ممدانی پیشنهاد مالیات جدید ۲٪ بر درآمدهای بالای یک میلیون دلار را مطرح کرده‌اند.
در کالیفرنیا نیز رأی‌گیری درباره مالیات «یک‌باره» ۵٪ بر ثروت میلیاردرها مطرح است. در اروپا—از فرانسه تا جناح چپ حزب کارگر بریتانیا—مطالبات مشابهی دیده می‌شود.

مشکل اول: پول کافی به دست نمی‌آید
به استدلال اکونومیست، ثروتمندان به‌تنهایی نمی‌توانند دولت‌های رفاه را تأمین مالی کنند:
• مالیات پیشنهادی کالیفرنیا حدود ۲٪ از تولید سالانه ایالت درآمد ایجاد می‌کند—رقمی اندک برای یک مالیات سنگین.
• طرح نیویورک تنها حدود ۰٫۲۵٪ از تولید سالانه را پوشش می‌دهد.
حتی حذف برخی معافیت‌ها، مانند ترفند مالیاتی مربوط به مالیات عایدی سرمایه هنگام مرگ، کمتر از ۰٫۱٪ تولید ناخالص داخلی درآمد دارد.

مشکل دوم: آسیب اقتصادی
در نیویورک، نرخ ترکیبی مالیات بر درآمدهای بالا (فدرال، ایالتی و محلی) به ۵۲٪ می‌رسد.
پژوهش‌ها نشان می‌دهد افزایش ۱ واحد درصدی نرخ مالیات بر درآمد، احتمال ثبت اختراع را طی سه سال آینده ۰٫۶ واحد درصد کاهش می‌دهد.
نوآوران تنها حدود ۲٪ از ارزش اقتصادی ایجادشده را نصیب خود می‌کنند؛ بنابراین کاهش انگیزه نوآوری، هزینه‌ای بزرگ برای کل جامعه دارد.

⚖️ بحث عدالت؛ پیچیده‌تر از ظاهر
کشورهای توسعه‌یافته امروز بیش از هر زمان دیگری بازتوزیع درآمد انجام می‌دهند.
از دهه ۱۹۹۰، آمریکا بخش بزرگی از افزایش نابرابری پیش از مالیات را با افزایش مالیات ثروتمندان و گسترش هزینه‌های اجتماعی جبران کرده است.
عدالت فقط برابر کردن درآمدها نیست؛ بلکه به احترام به حقوق مالکیت، ثبات قوانین و امکان بهره‌مندی از ثمره تلاش و ریسک‌پذیری هم مربوط می‌شود.

🧾 راه‌حل پایدار چیست؟
اکونومیست استدلال می‌کند مالیات‌های گسترده و همگانی—مانند مالیات بر مصرف—هم درآمد بیشتری ایجاد می‌کنند و هم از نظر سیاسی سالم‌ترند.
جامعه‌ای که «همه» مالیات می‌دهند و «همه» از خدمات عمومی بهره می‌برند، پایدارتر از مدلی است که در آن «اقلیتی» هزینه «اکثریت» را بپردازند.

🎯 جمع‌بندی
در دوره‌ای که هزینه‌های دولت رو به افزایش است، تکیه بر افزایش مالیات ثروتمندان شاید از نظر سیاسی جذاب باشد، اما در بلندمدت هم به اقتصاد آسیب می‌زند و هم درآمد کافی ایجاد نمی‌کند.
تقلید از رابین‌هود شاید وسوسه ‌انگیز باشد—اما به گفته اکونومیست، یک تله است.
✳️ در سازمان شما تصمیم‌ها چطور گرفته می‌شه؟

✅ در سازمان‌ها در هر روز و هفته تصمیم‌های خیلی زیادی گرفته می‌شه. بنابراین نحوه تصمیم‌گیری و اینکه چه افرادی در اون دخیل هستن خیلی اهمیت داره. توی این پست ۵ سطح و نوع تصمیم‌گیری رو گفتیم که در سطح اول رهبر خیلی دخلیه و خودش تصمیم می‌گیره و در سطح آخر رهبر به‌طور کامل تصمیم‌گیری رو واگذار می‌کنه.

🔸چیزی که مهمه اینه که بدونیم در شرایط مختلف تمام این سطوح و مدل‌ها می‌تونن مناسب باشن و یک مدل درست وجود نداره. برای مثال در شرایط اضطراری و مهم، سطح اول کارآمده و رهبر باید سریع تصمیم بگیره. یا زمانی که یک تصمیم روی تمام سازمان قراره تأثیر بذاره و همه افراد در اون سهم دارن، سطح سوم بهتره که استفاده بشه تا همه به‌ توافق برسن و تصمیم رو اجرا کنن.

🔹بنابراین خوبه که این ۵ سطح تصمیم‌گیری، فرهنگ و شرایط سازمان خودمون رو بشناسیم تا بتونم نحوه تصمیم‌گیری درست رو انتخاب کنیم.
✳️ چگونه به یک تحول عمیق و ماندگار برسیم؟

خودآگاهی کلید تحول فردی است. 🔍 تغییر، اقداماتی خاص است، درحالی‌که تحول، فرایند مداوم و عمیق است. 💪

شناسایی نیازها، صبر و مدیریت احساسات از ارکان موفقیت هستند. 🧘‍♂️ چالش‌ها فرصتی برای یادگیری و رشد فراهم می‌کنند. 🌱
✳️ حل مسئله به روش اصولی، مهارتی که زندگی رو قابل مدیریت می‌کنه

ما هر روز با مسئله روبه‌رو می‌شیم؛ از تصمیم‌های کوچک روزمره گرفته تا چالش‌های جدی در کار، روابط یا مسیر زندگی. چیزی که تفاوت ایجاد می‌کنه، این نیست که چه کسی مشکل کمتری داره بلکه اینه که چه کسی بلدِ درست با مشکل روبه‌رو بشه.

بیشتر آدم‌ها وقتی با مسئله‌ای مواجه می‌شن، یا عجولانه واکنش نشون می‌دن، یا بیش از حد فکر می‌کنن و فلج می‌شن. اما حل مسئله یک مهارته؛ مهارتی که اگر اصولی یاد گرفته بشه، باعث می‌شه ذهن شفاف‌تر، تصمیم‌ها دقیق‌تر و مسیر حرکت قابل کنترل‌تر بشه.
بیاید قدم‌به‌قدم ببینیم حل مسئله اصولی یعنی چی

🎯 مرحله اول تشخیص دقیق مسئله
قبل از هر کاری باید بفهمیم مسئله واقعی دقیقاً چیه. خیلی وقت‌ها چیزی که ما فکر می‌کنیم مشکل اصلیه، فقط یک نشانه‌ست. اگر تعریف مسئله اشتباه باشه، هر راه‌حلی هم اشتباه از آب درمیاد.
اینجا باید از خودمون بپرسیم:
«ریشه این وضعیت دقیقاً کجاست؟»
این مرحله مثل مشخص کردن موقعیت روی نقشه‌ست. تا جای فعلی رو ندونی، هیچ مسیری معنی نداره.

🔍 مرحله دوم جمع‌آوری اطلاعات
ذهن بدون اطلاعات، حدس می‌زنه و حدس همیشه قابل اعتماد نیست.
در این مرحله باید داده جمع کنیم: تجربه‌های قبلی، نظر افراد مرتبط، واقعیت‌های موجود و هر چیزی که تصویر واضح‌تری از مسئله می‌ده.
هدف اینه که تصمیم ما بر پایه آگاهی باشه، نه احساس لحظه‌ای.

💡 مرحله سوم تولید گزینه‌ها
اینجا وقت انتخاب نیست وقت باز کردن فضای فکره.
چند راه‌حل مختلف بنویس؛ حتی گزینه‌هایی که در نگاه اول ساده یا غیرمعمول به نظر می‌رسن.
وقتی ذهن فقط یک راه می‌بینه، احساس فشار می‌کنه.
وقتی چند راه می‌بینه، آروم تر و خلاق‌تر می‌شه.

⚖ مرحله چهارم انتخاب واقع‌بینانه
حالا هر گزینه رو بررسی کن:
مزایا چیه؟ محدودیت‌ها چیه؟ چقدر قابل اجراست؟
بهترین انتخاب، کامل‌ترین گزینه نیست واقعی‌ترین گزینه‌ایه که می‌تونی اجراش کنی.
تصمیم خوب یعنی تعادل بین خواستن و امکان.

🚀 مرحله پنجم اجرا و ارزیابی
اینجا باید وارد عمل شد.
هیچ راه‌حلی روی کاغذ معنا پیدا نمی‌کنه مگر اینکه اجرا بشه.
بعد از اجرا، از خودت بپرس:
«این کار چه نتیجه‌ای داشت؟ چه چیزی جواب داد؟ چه چیزی نه؟»
ارزیابی باعث می‌شه تجربه تبدیل به یادگیری بشه.

🔄 مرحله ششم بازخورد و اصلاح
اگر نتیجه کامل نبود، این به معنی شکست نیست به معنی اطلاعات جدیده.
اصلاح کن، دوباره امتحان کن، مسیر رو تنظیم کن.
حل مسئله یک فرآیند چرخه‌ایه، نه یک حرکت یک‌باره.

✨هر بار که به جای واکنش احساسی، این مسیر رو طی می‌کنی، در واقع داری مغزت رو آموزش می‌دی که منظم‌تر فکر کنه و هوشمندانه‌تر تصمیم بگیره.
این مهارت فقط برای مشکلات بزرگ نیست؛ برای زندگی روزمره‌ست، برای زمانی که سردرگمی، فشار یا ابهام سراغت میاد.
حل مسئله اصولی یعنی:
به جای گیر کردن در مشکل، یاد بگیری چطور راه ساختن رو تمرین کنی.
و این تمرین، کم‌کم تبدیل می‌شه به اعتماد به نفس ذهنی همون حسی که می‌گه:
«هر چالشی پیش بیاد، می‌تونم قدم‌به‌قدم از پسش بربیام.»
✍️رسانه کسب و کار مدیر
✳️ عناوین شغلی منابع انسانی
عملیات تا رهبری راهبردی!
❤1
✳️ ۱۰ مهارت /ابزار کار با هوش مصنوعی