مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️👆 هر کسی به درد کار تیمی نمی‌خورد؟!

✍ استفان رابینز «۵۳ اصل مدیریت انسان‌ها»

✅ بعضی انسان‌ها ذاتاً بازیگران خوبی برای کار تیمی نیستند و ترجیح می‌دهند یا علاقه‌مندند که به خاطر موفقیت‌های شخصی‌شان از آنها تقدیر شود
■ برای همین در بسیاری از شرکت‌های بزرگ و با وجود تاکیدشان بر کار تیمی، روی روحیۀ کار فردی و رقابت بین کارمندان هم تمرکز می‌کنند
■ در این شرکت‌ها، محیط‌ کاری کاملاً رقابتی است و کسی باقی می‌ماند و رشد می‌کند که قوی‌تر از بقیه است
■ برای مثال، گوگل علاوه بر تلاش برای گسترش فرهنگ کار تیمی، از کارمندان خود می‌خواهد که روی پروژه‌های شخصی‌شان هم تمرکز کنند و در نهایت، کارمندانی را حفظ می‌کند که پروژه‌های شخصی‌شان را با موفقیت به نتیجه می‌رسانند و منابع سازمان را برای آن جذب می‌کنند
■ علاوه بر این، در بسیاری از فرهنگ‌ها، مثل فرهنگ اکثر کشورهای آسیایی، کار تیمی جایی در فرهنگ عمومی آن کشور ندارد و تلاش برای جا انداختن فرهنگ کار تیمی صرفاً با مقاومت کارمندان مواجه می‌شود
■ در نتیجه نمی‌توانیم بگوییم کار تیمی برای هر فردی و در هر فرهنگی جواب می‌دهد
■ از این‌رو، باید به جای تلاش برای مجبور کردن افراد به کار تیمی، تلاش کنیم اولاً افرادی را استخدام کنیم که واقعاً روحیۀ کار تیمی را دارند
■ ثانیاً باید کار تیمی را با آموزش دادن و صبوری کردن در سازمان‌مان جا بیاندازیم، نه با دستور دادن و تهدید کردن
■ در نهایت، برای جا انداختن فرهنگ کار تیمی باید از ابزار پاداش هم به نحو احسن استفاده کنیم. در حقیقت، باید سیستم پاداش‌دهی سازمان‌مان را به گونه‌ای بازطراحی و اصلاح کنیم که کارمندان به جای رقابت فردی، روی تلاش گروهی تمرکز کنند.
مدیران منابع انسانی
https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
👏1
✳️ رهبری و مقوله تفویض اختیار؟!
✳️👆 تفویض اختیار در رهبری معاصر؛ از کنترل تا توانمندسازی و مسئولیت‌پذیری
✅ تفویض اختیار در رهبری حرفه‌ای، دیگر به معنای «واگذار کردن کارهای کم‌اهمیت» نیست؛بلکه به‌عنوان یکی از محورهای اصلی توانمندسازی، توسعه افراد و استفاده هوشمندانه از ظرفیت‌های تیم شناخته می‌شود.در ادبیات روز رفتار سازمانی،تفویض زمانی اثربخش است که نه‌تنها انتقال مسئولیت انجام کار، بلکه انتقال حق تصمیم‌گیری دسترسی به اطلاعات و حمایت لازم برای موفقیت را در بر بگیرد و این فراتر رفتن از کنترل صرف،جو اعتماد و یادگیری را در سازمان تقویت می‌کند
■ تفویض اختیار چیست و چه چیزی تفویض می‌شود؟
تفویض اختیار یعنی مدیر بخشی از اختیارات رسمی و حقیقی خود برای تصمیم‌گیری و اقدام را به دیگران واگذار کند،در حالی‌که مسئولیت نهایی نتایج همچنان با او باقی می‌ماند؛ بنابراین،تفویض همزمان دو بعد «قدرت» و «پاسخ‌گویی» را در خود دارد
آنچه در تفویض جابه‌جا می‌شود، فقط «وظیفه» نیست؛بلکه سطحی از اختیار تصمیم، منابع، زمان اولویت‌ها و حتی روابط بین‌واحدی نیز منتقل می‌شود و کیفیت این انتقال،تعیین می‌کند که تفویض به رشد تیم منجر شود یا صرفاً به توزیع مکانیکی کار
■ تفویض اختیار توانمندسازی و انگیزش
پژوهش‌های معتبر نشان می‌دهد تفویض مؤثر،یکی از پیش‌نیازهای احساس توانمندسازی روان‌شناختی در کارکنان است؛زمانی که افراد احساس می‌کنند برکار خود اثر می‌گذارند،در تصمیم‌ها نقش دارند و به آن‌ها اعتماد شده است،انگیزش درونی و تعهدشان افزایش می‌یابد.
در مقابل،تفویض صوری که در آن اختیار واقعی یا منابع کافی منتقل نمی‌شودمی‌تواند به تجربه «مسئولیت بدون قدرت» منجر شود؛ وضعیتی که معمولاً با‌ ناامیدی، فرسودگی و کاهش اعتماد به رهبر همراه است
■ تفویض اختیار به‌عنوان رفتار کلیدی رهبری
در مدل‌های جدید رهبری توانمندساز، تفویض اختیار در کنار حمایت از توسعه فردی و مشارکت در تصمیم‌گیری،به‌عنوان یکی از سه ستون اصلی رفتار رهبر در نظر گرفته می‌شود؛ رهبر با تفویض هدفمند، پیام روشن «اعتماد» و «انتظار رشد» را به افراد منتقل می‌کند.رهبران مؤثر، تفویض را به‌عنوان ابزاری برای سبک شدن کار خود نمی‌بینند، بلکه آن را فرصت طراحی تجربه‌های توسعه‌ای برای اعضای تیم می‌دانند؛به عبارت دیگر،تفویض،تمرینی کنترل‌شده برای رشد قضاوت حرفه‌ای،مهارت‌های تصمیم‌گیری و خودرهبری است
■ تفویض، بازخوردگیری و یادگیری
تفویض اختیار، باافزایش احساس مالکیت نسبت به کار،تمایل کارکنان را به جست‌وجوی بازخورد و یادگیری ازرهبر و همکاران تقویت می‌کند؛ افراد وقتی خود راصاحب تصمیم می‌دانند،به کیفیت تصمیم و نتایج آن حساس‌ترمی‌شوند.
در این شرایط، بازخورد دیگر «کنترل بالا به پایین» تلقی نمی‌شود، بلکه به بخشی طبیعی از فرایند یادگیری و بهبود تبدیل می‌ شود؛ به‌خصوص زمانی که رهبر نقش کوچ و همراه را ایفا می‌کند، نه صرفاً ناظر و ارزیاب.مرز میان تفویض و رها کردن یکی از خطاهای رایج در عمل این است که تفویض با«رها کردن» اشتباه گرفته می‌شود؛ در رها کردن، مدیر کار را بدون هدف روشن،معیار موفقیت،منابع و حمایت کافی واگذار می‌کند و در صورت بروز مشکل، مداخله ناگهانی و تنبیهی دارد.
■ تفویض مؤثر، هم‌زمان شامل چهار عنصر است: تعریف نتیجه مورد انتظار، تعیین دامنه اختیار، توافق بر منابع و حمایت وطراحی نقاط کنترل و بازبینی؛ این ترکیب باعث می‌شود حاشیه امنیت یادگیری حفظ شود و همزمان حس مالکیت و اعتماد آسیب نبیند.
■ تفویض در سازمان‌های دانش‌بنیان و چابک
در سازمان‌های دانش‌بنیان و محیط‌های چابک، تصمیم‌ها اغلب نزدیک به محل خلق ارزش (نزدیک تیم‌های فنی، محصول و مشتری) گرفته می‌شوند؛در چنین محیط‌هایی،تفویض اختیار از «گزینه» به «ضرورت» تبدیل شده است.تفویض در این فضاها زمانی موفق است که با شفافیت اهداف محصول، تعریف روشن نقش‌ها، توافق بر معیارهای عملکرد و فرهنگ بازخورد همراه باشد؛ در غیر این صورت، پراکندگی تصمیم‌ها، تضاد در اولویت‌ها و کاهش مسئولیت‌پذیری رخ می‌دهد.تفویض و کار ترکیبی
کار ترکیبی و دورکاری، ضرورت بازطراحی الگوهای تفویض را دوچندان کرده است؛ دیگر نمی‌توان با تکیه بر حضور فیزیکی مدیر، همه تصمیم‌های کلیدی را در دفتر یا جلسه حضوری گرفت و انتظار چابکی و رضایت کارکنان را داشت.در محیط‌های هیبریدی، تفویض نیازمند شفافیت بیشتر در مورد انتظارات، دسترسی به اطلاعات، کانال‌های ارتباطی و زمان پاسخ‌گویی است؛ ابهام در این حوزه‌ها، هم احساس ناامنی کارکنان را افزایش می‌دهد و هم خطر فرسودگی مدیران را بالا می‌برد.
ادامه ازقبل
■ تفویض، سبک رهبری تفویضی و رهبری مشارکتی
باید میان «تفویض به‌عنوان یک مهارت» و «رهبری تفویضی» (Delegative Leadership) تمایز قائل شد؛ سبک رهبری تفویضی زمانی خطرناک می‌شود که رهبر به‌طور افراطی از تصمیم‌گیری کنار بکشد و بدون فراهم کردن ساختار و حمایت، همه چیز را به تیم بسپارد.در مقابل، رهبری مشارکتی و توانمندساز به جای رها کردن، بر درگیرکردن کارکنان در تصمیم‌گیری، تسهیم اطلاعات، آموزش و فراهم کردن منابع لازم برای موفقیت تأکید دارد و تفویض را در بستر سیستمی از حمایت و اعتماد اجرا می‌کند.
■ نتیجه‌گیری مدیریتی؛ تفویض به‌عنوان اهرم توسعه رهبری
تفویض مؤثر اختیار، ابزاری برای «کم کردن کار مدیر» نیست، بلکه راهبردی برای توسعه نسل بعدی رهبران و ساختن تیم‌های خودرهبر است؛ هر تصمیم تفویض‌نشده‌ای که می‌توانست به تیم واگذار شود، فرصتی از دست‌رفته برای یادگیری و رشد است.
سازمان‌هایی که نگاه سیستمی به تفویض دارند، آن را در طراحی ساختار، شرح شغل، فرایندهای تصمیم‌گیری و برنامه‌های توسعه رهبری خود لحاظ می‌کنند و از این ابزار برای ساختن سازمانی چابک‌تر، یادگیرنده‌تر و انسان‌محورتر استفاده می‌نمایند.
بازنشراز چالش آکادمی(تلخیص شده)
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ ناکارآمدی مدیران مشکل جدی است که می‌تواند رشد و توسعه سازمان‌ها و حتی کشورها را مختل کند. مقابله با این موضوع نیازمند رویکردی جامع است که از انتخاب صحیح مدیران شروع شود، با آموزش و نظارت مستمر ادامه یابد و با ایجاد انگیزه و اصلاح ساختارها تکمیل شود. دولت و سازمان‌ها باید با جدیت و همت کامل، این مسیر را طی کنند تا مدیران کارآمد بتوانند نقش کلیدی خود را در پیشرفت سازمان و کشور ایفا کنند.
نا مدیریت؟!
✳️ 👆 مدیریت ناکارآمد؛ داستان «وی‌ورک»
وقتی توهمِ رهبری، جایگزینِ مدیریت می‌شود!

✅ آیا ممکن است شرکتی که روزی ۴۷ میلیارد دلار ارزش‌گذاری شده بود، در مدت کوتاهی به نماد شکست مدیریتی تبدیل شود؟
داستان شرکت «وی‌ورک» (WeWork) یکی از مهم‌ترین درس‌های تاریخ مدیریت معاصر است؛ شرکتی که با رؤیاهای بزرگ، سرمایه‌های عظیم و تبلیغات گسترده رشد کرد، اما در نهایت قربانی ضعف‌های مدیریتی شد.
۱. فروش رؤیا به جای خلق ارزش
آدام نئومن، مدیرعامل وی‌ورک، شرکت خود را صرفاً یک ارائه‌دهنده فضای کاری مشترک معرفی نمی‌کرد. او مدعی بود که وی‌ورک مأموریتی برای «ارتقای آگاهی و بهبود زندگی انسان‌ها» دارد.
سرمایه‌گذاران مجذوب این چشم‌انداز شدند، اما یک حقیقت ساده نادیده گرفته شد:
هیچ سازمانی بدون مدل اقتصادی پایدار نمی‌تواند دوام بیاورد.
🔹 درس مدیریتی: برندینگ می‌تواند توجه‌ها را جلب کند، اما این مدیریت است که سازمان را زنده نگه می‌دارد.
۲. رهبری بدون پاسخگویی
در حالی که نئومن از همکاری، مشارکت و فرهنگ سازمانی سخن می‌گفت، بسیاری از تصمیمات کلیدی به‌صورت کاملاً شخصی اتخاذ می‌شد.
تمرکز قدرت، نبود نظارت مؤثر و تعارض منافع، به تدریج ساختار تصمیم‌گیری شرکت را تضعیف کرد.
🔹 درس مدیریتی: هرچه قدرت بیشتر شود، نیاز به پاسخگویی و نظارت نیز بیشتر خواهد شد.
۳. رشد سریع؛ اما بدون زیرساخت
وی‌ورک با سرعتی خیره‌کننده در سراسر جهان گسترش یافت. افتتاح شعب جدید به شاخص اصلی موفقیت تبدیل شده بود؛ در حالی که بسیاری از این شعب هنوز به سوددهی نرسیده بودند.
رشد ظاهری جایگزین بهره‌وری واقعی شده بود.
🔹 درس مدیریتی: رشد زمانی ارزشمند است که زیرساخت، فرآیند و سودآوری از آن پشتیبانی کنند.
سه توصیه برای مدیران
✅ چشم‌انداز داشته باشید، اما هرگز از اعداد و شاخص‌های عملکرد غافل نشوید.
✅ نظام پاسخگویی ایجاد کنید؛ حتی مدیرعامل نیز باید پاسخگو باشد.
✅ کیفیت رشد را بر کمیت رشد مقدم بدانید.
جمع‌بندی
وی‌ورک صرفاً به دلیل مشکلات مالی سقوط نکرد؛ بلکه قربانی شکاف میان «تصویرسازی» و «مدیریت» شد.
آدام نئومن توانایی فوق‌العاده‌ای در جذب سرمایه و ایجاد هیجان داشت، اما سازمان‌ها با کاریزما اداره نمی‌شوند؛ آن‌ها به ساختار، انضباط، پاسخگویی و مدیریت حرفه‌ای نیاز دارند.
💡 گاهی بزرگ‌ترین تهدید برای یک سازمان، رقبا نیستند؛ بلکه شیفتگی مدیران به تصویر خودشان است.
https://t.me/ExecutiveManagement
بازآفرینی مدیریت عملکرد: درس مدیریتی از دیلویت (Deloitte)
✳️ 👆بازآفرینی مدیریت عملکرد
درس مدیریتی از شرکت دیلویت (Deloitte)
✅ مطالعه موردی از شرکت دیلویت؛ بیش از ۱۷۰ سال سابقه، ۲۱۰ هزار کارمند و درآمد سالانه بیش از ۳۴ میلیارد دلار
راز تیم‌های با عملکرد بالا چیست؟
✅ برگزاری حداقل یک جلسه کوتاه هفتگی (Check-in) بین رهبر تیم و هر عضو تیم
رهبران موفق در این جلسات چه می‌کنند؟
1️⃣ شفاف‌سازی انتظارات: مشخص می‌کنند در هفته آینده چه نتایجی مورد انتظار است.
2️⃣ تعیین اولویت‌ها: فعالیت‌های مهم را بازبینی و اصلاح می‌کنند
3️⃣ ارائه بازخورد: درباره عملکرد هفته گذشته گفت‌وگو می‌کنند.
4️⃣ انتقال اطلاعات جدید: آخرین اخبار تغییرات و اطلاعات پروژه را به اشتراک می‌گذارند
5️⃣ مربی‌گری و توسعه: مسیر رشد یادگیری و بهبود عملکرد را نشان می‌دهند
🔺یافته مهم دیلویت: هرچه تعداد این گفت‌وگوهای کوتاه بیشتر باشد:
● تعلق سازمانی افزایش می‌یابد
● انگیزه کارکنان بیشتر می‌شود
● احتمال ماندگاری افراد در سازمان بالاتر می‌رود
● عملکرد تیم بهبود پیدا می‌کند
🔺مهم‌ترین پیام
«جلسات بازخورد و بررسی عملکرد، کار اضافه رهبر نیست؛بلکه خودِ کار رهبر است.»
Harvard Business Review
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ چگونه می توان برنامه های توسعه فردی را به کسب و کار سازمان متصل کرد؟

✅ به جای تدوین صرفاً اهداف کیفی ابتدا یک هدف ابتدا یک هدف کلان (Objective) تعیین کنید که نتیجه نهایی توسعه شایستگی مورد نظر را نمایان می‌کند. سپس برای اندازه‌گیری پیشرفت و دستیابی به این هدف کلان، حداقل دو عنوان نتیجه کلیدی (Key Results) مشخص کنید که این نتایج کمی و قابل‌اندازه‌گیری باشند. به یاد داشته باشید " هر چیزی را که نتوانید اندازه گیری کنید نمی توانید آن را مدیریت کنید".
✍️ هومن دوستی
👇
چیستی و چرایی مدیریت استعداد در ایران؟!
چیستی وچرایی مغالطه جانشین سازی شاخص ها به جای واقعیت در مدیریت؟!
✳️ چیستی وچرایی مغالطه
جانشین سازی(پروکسی)
Proxy Fallacy
شاخص ها به جای واقعیت در مدیریت؟!

✅ مغالطه‌ی پروکسی یا «مغالطه‌ی جانشین‌سازی» زمانی اتفاق می‌افتد که فرد به‌جای اینکه عامل اصلی را نقد کند از یک «جانشین قابل‌سنجش» به‌جای عامل اصلی  استفاده و استدلال می‌کند «جانشین» نماینده‌ی واقعی عامل اصلی‌ست.
■ به‌عبارت‌دیگر، وقتی چیزی را که اندازه‌گیری‌ آن آسان است به‌جای چیزی قرار می‌دهیم که بسیار مهم اما به‌سختی قابل سنجش است، و بعد بدون نقد و بررسی فرض می‌گیریم این دو یکی هستند، مرتکب مغالطه‌ی پروکسی شده‌ایم.
■ خلاصه، مغالطه‌ی پروکسی زمانی روی می‌دهد که «چیزی را که به‌راحتی می‌توانیم نقد کنیم» به‌جای «چیزی که واقعاً مهم است و نمی‌توانیم نقد کنیم» قرار می‌دهیم.
■ برای مثال، «دانش‌آموزی که نمره‌اش ۲۰ است، حتماً درس را خوب یاد گرفته است.» در این ادعا، نمره‌ی ۲۰ فقط یک پروکسی (جانشین) برای یادگیری‌ست، نه خود یادگیری. ممکن است دانش‌آموز حفظ یا تقلب کرده باشد. بنابراین، «نمره» نمی‌تواند جانشین «یادگیری» بشود‌.
■ مثال دیگر، «کسی که بیش‌تر مناسک انجام می‌دهد، اخلاقی‌تر است.» در این ادعا نیز مناسک یک پروکسی‌ و قابل اندازه‌گیری‌ست، اما اخلاق را نمی‌توانیم به‌راحتی بسنجیم. در اینجا نیز «مناسک» نمی‌توتند جانشین «اخلاق» بشود.
■ مغالطه‌ی پروکسی با «قانون گودهارت»
Goodhart’s Law
ارتباط تنگاتنگی دارد. قانون گودهارت می‌گوید: «وقتی یک معیار تبدیل به هدف می‌شود، دیگر معیار خوبی برای ارزیابی نخواهد بود.». درواقع، وقتی پروکسی را هدف قرار می‌دهیم، خودش فاسد می‌شود. برای مثال، وقتی در آموزش نمره را هدف قرار می‌دهیم، آموزش از هدف اصلی‌اش منحرف می‌شود.
■ مغالطه‌ی پروکسی با «قانون کمپبل»
Campbell’s Law
نیز مرتبط است. قانون کمپبل می‌گوید: «هرچه بیش‌تر از یک «شاخص کمی» برای سنجش یک «مفهوم کیفی» استفاده کنیم، آن شاخص بیش‌تر در معرض فساد و دستکاری قرار می‌گیرد.» درواقع، وقتی پروکسی‌ها قدرت می‌گیرند، واقعیت را تحریف و تخریب می‌کنند.
■ از منظر مدیریت، ارزیابی عملکرد و توسعه منابع انسانی، این مغالطه یکی از رایج‌ترین خطاهای تصمیم‌گیری است.
■ کاربرد مغالطه پروکسی در مدیریت
● حضور فیزیکی به جای بهره‌وری مدیری تصور می‌کند کارمندی که ساعت بیشتری در محل کار می‌ماند، عملکرد بهتری دارد. در اینجا «ساعات حضور» به‌عنوان جانشین «بهره‌وری» در نظر گرفته شده است، درحالی‌که ممکن است خروجی واقعی فرد پایین باشد.
● تعداد دوره‌های آموزشی به جای یادگیری برخی سازمان‌ها تعداد گواهینامه‌ها یا ساعات آموزش را معیار توسعه کارکنان می‌دانند. اما شرکت در دوره‌ها لزوماً به معنای یادگیری، تغییر رفتار یا افزایش شایستگی نیست.
● تعداد جلسات به جای کیفیت تصمیم‌گیری مدیرانی که برگزاری جلسات متعدد را نشانه مدیریت فعال می‌دانند، دچار همین خطا می‌شوند. تعداد جلسات فقط یک شاخص قابل‌اندازه‌گیری است، نه کیفیت مدیریت.
● تعداد مقالات به جای اثرگذاری علمی در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی، گاهی تعداد مقالات جایگزین کیفیت، نوآوری و اثرگذاری واقعی پژوهش می‌شود.
■ نشانه‌های وقوع مغالطه پروکسی
● تمرکز بیش از حد بر شاخص‌های عددی
● نادیده گرفتن کیفیت و نتایج واقعی
● تلاش افراد برای «بهبود شاخص» به جای «بهبود عملکرد»
● افزایش گزارش‌سازی و آمارسازی
● فاصله گرفتن از هدف اصلی سازمان
■ راهکارهای جلوگیری

1. شاخص‌ها را با هدف اصلی اشتباه نگیریم.

2. از ترکیب شاخص‌های کمی و کیفی استفاده کنیم.

3. به جای اندازه‌گیری فعالیت‌ها، نتایج و پیامدها را بسنجیم.

4. به‌صورت دوره‌ای اعتبار شاخص‌های ارزیابی را بازبینی کنیم.

5. از خود بپرسیم: «آیا این معیار واقعاً نشان‌دهنده چیزی است که می‌خواهیم بسنجیم؟»
■ جمع‌بندی مدیریتی
مغالطه پروکسی یادآوری می‌کند که:
📌هر آنچه قابل اندازه‌گیری است، الزاماً مهم نیست؛ و هر آنچه مهم است، الزاماً به‌سادگی قابل اندازه‌گیری نیست.»
📌 بسیاری از شکست‌های نظام‌های ارزیابی عملکرد، آموزش، منابع انسانی و حتی حکمرانی از جایی آغاز می‌شود که شاخص‌ها جایگزین واقعیت می‌شوند و ابزار سنجش به هدف تبدیل می‌گردد. این همان نقطه‌ای است که قانون گودهارت و قانون کمپبل نسبت به آن هشدار می‌دهند.
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ رهبری در مه؟!