مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
در مقابل، کشاورزی با رشد ۲.۳ درصدی تنها گروه اصلی با رشد مثبت بوده که بارش‌های مناسب فصل بهار می‌تواند در عملکرد آن موثر بوده باشد. اگرچه گروه خدمات با رشد منفی مواجه شد، اما دو زیربخش آن شاهد رشد مثبت بودند؛ زیربخش واسطه‌گری‌های مالی ۲ درصد رشد کرد و سایر خدمات عمومی، اجتماعی و شخصی ۱۳.۱ درصد افزایش یافت. این رشدهای محدود نشان می‌دهد که برخی فعالیت‌های خدماتی توانسته‌اند در برابر شوک کلی مقاومت کنند، هرچند وزن آنها برای جبران افت سنگین سایر بخش‌های خدمات کافی نبوده و تصویر کلی این گروه همچنان منفی باقی مانده است.
طبق داده‌ها، استخراج نفت و گاز طبیعی، به‌تنهایی ۶.۷۴ واحد درصد از افت ۱۰.۱ درصدی GDP را رقم زده است. این نشان می‌دهد بخش عمده رکود بهار ۱۴۰۵ مستقیما از سقوط تولید و صادرات نفت ناشی شده و اقتصاد همچنان به‌شدت نفت‌محور باقی مانده است. با این حال، طی یک سال اخیر، سهم نفت از تولید ناخالص داخلی کاهش یافته است. در این راستا، سهم نفت از GDP از ۲۵.۶ درصد در بهار ۱۴۰۴ به ۲۱ درصد در بهار ۱۴۰۵ کاهش یافته است. این افت سهم، به‌دلیل سقوط ۲۶.۴ درصدی تولید نفت رخ داده و باعث شده ترکیب اقتصاد به‌سمت بخش‌های غیرنفتی متمایل شود، هرچند ارزش واقعی GDP بدون نفت نیز کاهش یافته است.
اثر شوک بر اقتصاد نفت‌محور
با توجه به روند داده‌ها، به نظر می‌رسد که رشد اقتصادی ایران در بیشتر مقاطع تاریخ، تا حد زیادی وابسته به صادرات نفت بوده است. طی سال‌های اخیر، با افزایش توانایی ایران در دورزدن تحریم‌های نفتی و همچنین افزایش صادرات در دوره ریاست جمهوری بایدن، تولید نفت به سطوح بالایی رسید و رشد اقتصادی مثبت را رقم زد. با این حال، پس از به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در آمریکا، نااطمینانی‌ها برای اقتصاد ایران افزایش یافت.
همزمان تولید نفت از سوی ایران به مرز امکانات تولید نزدیک شد ولی به دلیل محدودیت‌های فناوری و تجهیزات، استخراج بیشتر سوخت‌های فسیلی نیازمند سرمایه‌گذاری‌های بلند‌مدت در صنعت نفت و گاز بود. در نتیجه ظرفیت رشد اقتصادی مبتنی بر نفت، در اوایل سال ۱۴۰۴ به اتمام رسید. در ادامه این اتفاقات رشد اقتصادی فصلی در بهار ۱۴۰۴ به منفی ۰.۱۹ رسید. رشد بدون نفت نیز به منفی ۰.۵ درصد رسید. در پایان بهار ۱۴۰۴ نیز کشور با جنگ ۱۲ روزه مواجه شد. در نتیجه نااطمینانی‌های سیاسی و اقتصادی افزایش یافت. در پایان سال ۱۴۰۴ رشد فصلی زمستان رقم منفی ۲.۲ درصدی را ثبت کرد و کل سال نیز شاهد رشد ۰.۲ درصدی بود. هرچند تولید بخش‌های غیرنفتی با ۰.۳ درصد کاهش مواجه شد.
رشد اقتصادی بدون احتساب نفت، تصویر دقیق‌تری از عملکرد بخش‌هایی ارائه می‌دهد که مستقیما به درآمدهای نفتی وابسته نیستند. در اقتصادهای نفتی، افزایش درآمد یا صادرات نفت می‌تواند تولید ناخالص داخلی را بدون بهبود پایدار در فعالیت‌های اقتصادی داخلی افزایش دهد. بنابراین، بررسی رشد بدون نفت نشان می‌دهد بخش‌هایی مانند صنعت، کشاورزی و خدمات تا چه اندازه توان ایجاد ارزش افزوده مستقل از نفت را دارند. اهمیت این شاخص از آنجا ناشی می‌شود که اقتصادهای نفتی در معرض نوسان قیمت و صادرات نفت، تحریم‌ها و محدودیت‌های ارزی قرار دارند. رشد غیرنفتی پایدار، نشانه‌ای از تنوع‌بخشی و کاهش آسیب‌پذیری اقتصاد در برابر این شوک‌هاست.
بررسی اجزای رشد از سمت هزینه‌ها
بررسی روند داده‌ها نشان می‌دهد که از سال ۱۴۰۰ تاکنون رشد سالانه تولید ناخالص داخلی در بخش‌های غیرنفتی همواره کمتر از ۳ درصد بوده است. در این راستا رشد سالانه GDP بدون نفت در سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ به‌ترتیب حدود ۲.۲، ۲.۵، ۱.۹، ۲.۱ و منفی ۰.۳ درصد بوده است. علت اصلی این عملکرد را می‌توان در تحریم‌ها و محدودیت تجارت خارجی، ضعف سرمایه‌گذاری و فرسودگی سرمایه، کمبود برق و گاز و نااطمینانی بالا جست‌وجو کرد. بانک جهانی نیز تحریم‌ها، سال‌ها انباشت پایین سرمایه و کمبود انرژی را از موانع اصلی رشد غیرنفتی ایران می‌داند. در کنار این عوامل، افت مصرف و تشکیل سرمایه نیز به تقاضای داخلی ضربه زده است. بر اساس گزارش مرکز آمار، در بهار ۱۴۰۵ میزان تشکیل سرمایه ثابت ناخالص ۸.۴درصد کاهش یافت. علاوه بر این، تشکیل سرمایه در ماشین‌آلات با افت ۹.۷ درصدی و ساختمان با کاهش ۶.۴ درصدی، عمق رکود سرمایه‌گذاری را نشان می‌دهد.
در بهار ۱۴۰۵، افت تجارت خارجی یکی از مهم‌ترین عوامل تضعیف رشد اقتصادی بوده است. صادرات کالا و خدمات در این فصل ۳۵.۷ درصد کاهش یافته؛ درحالی‌که واردات نیز ۱۴.۸ درصد افت کرده است. این همزمانی نشان می‌دهد کاهش تجارت صرفا ناشی از افزایش کسری خارجی نیست، بلکه می‌تواند بازتاب ضعف همزمان عرضه و تقاضای اقتصاد باشد. از یک‌سو محدودیت‌های تولید و صادرات، ظرفیت حضور بنگاه‌ها در بازارهای خارجی را کاهش داده و از سوی دیگر افت مصرف و سرمایه‌گذاری داخلی، تقاضا برای کالاهای وارداتی را محدود کرده است.
❤2
بنابراین، کاهش واردات نیز لزوما نشانه بهبود تراز تجاری نیست و می‌تواند بخشی از رکود فعالیت اقتصادی را منعکس کند. همچنین مصرف نهایی خصوصی ۴ درصد و مصرف دولت ۱.۷ درصد کاهش یافته است.
وقتی شما رو مقصر قلمداد میکنند چه کار میکنید ؟
✳️ مهندسی پرامپت تقریباً همه ما از LLMها استفاده می‌کنیم؛
اما آیا واقعاً بلدیم با آن‌ها درست «گفت‌وگو» کنیم؟
✅ در ماه‌های اخیر، نیاز به یادگیری Prompt Engineering را در میان طیف بسیار متفاوتی از کاربران بیشتر احساس کرده‌ام؛ از مدیران و کارشناسان گرفته تا معلمان، دانشجویان، تحلیلگران، برنامه‌نویسان و صاحبان کسب‌وکار.منابع و آموزش‌های زیادی هم در این زمینه تولید شده و هرکدام تلاش کرده‌اند بخشی از این دانش را منتقل کنند.اما مسئله‌ای که برای من جالب بود این است:
Prompt Engineering فقط نوشتن یک دستور خوب برای ChatGPT نیست.
برای گرفتن یک خروجی باکیفیت از LLM باید بدانیم چگونه مسئله را تعریف کنیم، Context مناسب بدهیم، نقش و هدف را مشخص کنیم، محدودیت‌ها را توضیح دهیم، قالب خروجی را تعیین کنیم و مهم‌تر از همه، خروجی مدل را ارزیابی و در چند مرحله اصلاح کنیم.به همین دلیل تصمیم گرفتم در ادامه دوره آموزشی AI، یک بخش مستقل و کاربردی درباره مهندسی پرامپت آماده کنم؛ با این هدف که فارغ از حوزه تخصصی افراد، اصولی را توضیح دهد که هنگام کار با مدل‌های زبانی باید در نظر گرفته شوند.تلاش کرده‌ام مطالب صرفاً مجموعه‌ای از «Promptهای آماده» نباشند؛ بلکه منطق طراحی یک Prompt خوب را آموزش دهند تا هر فرد بتواند متناسب با مسئله خودش، Prompt مناسب را طراحی کند.
این دوره را نیز مانند بخش قبلی، به‌صورت رایگان منتشر می‌کنم تا هر کسی که به آن نیاز دارد بتواند از آن استفاده کند.
چون فکر می‌کنم در عصر AI، مزیت واقعی در داشتن هزاران Prompt آماده نیست؛
مزیت در این است که بدانیم چگونه مسئله را برای AI درست صورت‌بندی کنیم.
✍ محمدصالحی نژاد
👇👇
❤2🙏1
مهندسی_پرامپت_پیشرفته_وطراحی_دستورات_سیستمی.pdf
5.4 MB
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عجیب ولی واقعی؟!
🙏1
این گزارش رو امروز دیدم شاید براتون جالب باشه : هوش مصنوعی همه مشاغل را حذف نم کند؛ بعضی را حرفه‌ای‌ تر و بعضی را دموکراتیک‌تر می‌ کند.
گزارش شاخص مشاغل جهانی هوش مصنوعی ۲۰۲۶ PwC با تحلیل بیش از یک میلیارد آگهی شغلی در ۲۷ کشور، یک نکته جالب را مطرح می‌ کند:
🔹 حرفه‌ای‌شدن مشاغل:
AI کارهای روتین را حذف می‌ کند و در نتیجه، قضاوت، تخصص و تصمیم‌ گیری انسانی اهمیت بیشتری پیدا می‌ کند.
🔹 دموکراتیک‌شدن مشاغل:
AI انجام کارهای تخصصی را برای افراد کم‌ تخصص‌تر آسان می‌ کند و موانع ورود به شغل کاهش می‌ یابد. بنابراین سؤال مهم برای منابع انسانی دیگر فقط این نیست:«کدام شغل‌ها با AI حذف می‌ شوند؟» بلکه باید پرسید:AI این شغل را حرفه‌ای‌ تر می‌ کند یا دموکراتیک‌تر؟ و یک سؤال مهم‌ تر:اگر AI کارهای ساده‌ای را که کارکنان جونیور قبلاً با آنها تجربه کسب می‌کردند انجام دهد،مسیر رشد و یادگیری نسل بعدی کارکنان را چگونه باید باز طراحی کنیم؟ این شاید یکی از مهم‌ ترین چالش‌ های منابع انسانی در عصر AI باشد.
منبع: PwC – 2026 Global AI Jobs Barometer
🌱 مدیریت استعداد سرمایه انسانی
📌گاهی یک نیروی مستعد، برای رشد کردن فقط به فرصت نیاز دارد؛ نه فشار بیشتر، نه کنترل دائمی و نه مقایسه با دیگران.
● استعدادها زمانی شکوفا می‌شوند که سازمان بتواند:
🔹 استعداد را شناسایی کند؛ نه اینکه منتظر بماند خودش را ثابت کند.
🔹 مسیر رشد ایجاد کند؛ نه اینکه صرفاً وظایف بیشتری واگذار کند.
🔹 یادگیری و تجربه فراهم کند؛ تا افراد از چالش‌ها رشد کنند.
🔹 بازخورد سازنده بدهد؛ نه اینکه اشتباه را بهانه حذف استعداد قرار دهد.
🔹 فرصت دیده‌شدن فراهم کند؛ تا توانمندی‌ها در جای درست به کار گرفته شوند.
🔹 از فرسودگی استعدادها جلوگیری کند؛ زیرا نگهداشت استعداد فقط با حقوق و مزایا اتفاق نمی‌افتد.
🔺یک سؤال مهم برای مدیران:
آیا سازمان شما به افراد مستعد کمک می‌کند رشد کنند، یا ناخواسته مانع رشد آن‌ها می‌شود؟
▪︎مدیریت استعداد، یک هزینه نیست؛ سرمایه‌ای است که اگر درست مدیریت شود، به مزیت رقابتی تبدیل می‌شود.
مدیریت استعداد یعنی ایجاد محیطی که افراد بتوانند بهتر از دیروز خود شوند.
دکتر امیر صادقی
پژوهشگر، مدرس و مشاور حوزه مدیریت
📌 کانال تلگرام مدیریت اجرایی: @Executivemanagement
✳️👆شاما هایدر کیست و گزارش جدیدش چه می‌ گوید؟
اگر در حوزه آینده کسب‌وکار، هوش مصنوعی و رهبری فعالیت کرده باشید، احتمالاً نام Shama Hyder را دیده‌ اید؛ استراتژیست کسب‌وکار و بنیان‌گذار Zen Media.
او در Hyder Index، سرعت تغییر صنایع را با سرعت واکنش شرکت‌ ها مقایسه می‌ کند؛ یعنی میسنجد سازمان‌ ها چقدر سریع خودشان را با تغییرات محیطی هماهنگ می‌ کنند. در گزارش جدید سپتامبر ۲۰۲۶، یک نکته جالب وجود دارد: شاخص هایدر روی ۶۹ ثابت مانده است. اما این به معنای ثابت ماندن شرایط نیست. شرکت‌ ها سریع‌ تر شده‌اند؛ اما سرعت تغییر محیط کسب‌ وکار هم به همان اندازه بیشتر شده است.هایـدر این وضعیت را به دویدن روی تردمیل تشبیه می‌ کند:بیشتر می دویم، اما همچنان تقریباً در همان نقطه‌ ایم. او این وضعیت را در سه بخش می‌ بیند:
🔹 نیروی انسانی: شرکت‌ها نیروهای باتجربه را حفظ می‌ کنند، اما استخدام نیروهای جوان و تازه‌کار کاهش یافته است؛ در نتیجه میانه سازمان در حال خالی شدن است.
🔹 بازار: بخش میانی بازار تحت فشار قرار گرفته؛ مشتری یا به سمت گزینه‌ های ارزان‌ تر می‌ رود یا برای برندهای متمایزتر هزینه می‌ کند.
🔹 هوش مصنوعی: بسیاری از شرکت‌ ها AI را خریده و آزمایش کرده‌ اند، اما هنوز شیوه استخدام، فرایند های کاری و عملیاتشان را واقعاً تغییر نداده‌ اند.برای منابع انسانی، شاید مهم‌ ترین سؤال همین باشد: آیا ما فقط داریم سریع‌ تر کار می‌کنیم، یا واقعاً داریم شیوه کار کردن سازمان را تغییر می‌ دهیم؟
منبع: Shama Hyder — The Economy is Turning into a Donut. So is your Company.
سپتامبر ۲۰۲۶
#منابع_انسانی #هوش_مصنوعی #آینده_کار #توسعه_سازمانی #رهبری #گفتمان_منابع_انسانی
❤1
تخصص یا تجربه
❤1
تحولات_صنعت_ایرانخلاصه_دکترنیلی.pdf
1.7 MB
تحولات صنعتی ایران
دکترنیلی
✳️👆صدای توسعه ۰۸ | آرتور لوئیس

✅ توسعه؛ فقط رشد نیست، تغییر ساختار اقتصاد است

آرتور لوئیس، اقتصاددان برنده نوبل ۱۹۷۹، یکی از بنیان‌گذاران اقتصاد توسعه مدرن است. ایده مهم او این بود که در بسیاری از کشورهای درحال‌توسعه، هم‌زمان دو بخش اقتصادی وجود دارد: بخشی سنتی با بهره‌وری پایین و بخشی مدرن با سرمایه، فناوری و بهره‌وری بالاتر.
> از نگاه لوئیس، توسعه زمانی شتاب می‌گیرد که نیروی انسانی، سرمایه و منابع بتدریج از فعالیت‌های کم‌بازده به فعالیت‌های پربازده‌تر منتقل شوند.
اما این انتقال به‌تنهایی کافی نیست؛ سرمایه‌گذاری، فناوری، مهارت و سازمان تولید نیز باید همراه آن حرکت کنند.
لوئیس یک چرخه مهم را توضیح می‌دهد:
سرمایه‌گذاری » افزایش ظرفیت تولید » ایجاد مازاد » سرمایه‌گذاری مجدد » گسترش فعالیت‌های مولد » بهره‌وری بیشتر.
بنابراین توسعه فقط این نیست که تولید ناخالص داخلی بیشتر شود؛ سؤال مهم‌تر این است که چه چیزی تولید می‌کنیم، چگونه تولید می‌کنیم و نیروی کار و سرمایه در کجا به کار گرفته می‌شوند.
برای مثال، اگر ۱۰۰ نفر از فعالیتی با بهره‌وری بسیار پایین به فعالیتی منتقل شوند که با فناوری، سرمایه و آموزش مناسب ارزش افزوده بیشتری ایجاد می‌کند، حتی بدون افزایش تعداد شاغلان، ظرفیت واقعی اقتصاد می‌تواند افزایش یابد.
این نکته برای ایران اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا مسئله امروز الزاماً انتقال ساده «کشاورزی به صنعت» نیست، بلکه انتقال از فعالیت‌های کم‌بازده به فعالیت‌های مولدتر است؛ چه در کشاورزی، چه در صنعت و چه در خدمات.
یک کشاورزی سنتی می‌تواند به کشاورزی دقیق و کم‌آب تبدیل شود؛ یک صنعت مونتاژی می‌تواند به تولید رقابت‌پذیر و صادراتی حرکت کند؛ و یک خدمت کم‌بازده می‌تواند به خدمات تخصصی، دیجیتال و صادرات‌پذیر تبدیل شود.
● از این منظر، ایجاد شغل به‌تنهایی کافی نیست؛ باید پرسید: این شغل چه میزان ارزش افزوده و بهره‌وری ایجاد می‌کند؟
حتی رشد اقتصادی ناشی از افزایش درآمد نفتی، اگر به سرمایه‌گذاری مولد، فناوری، مهارت و تنوع اقتصادی منجر نشود، الزاماً به معنای تحول ساختاری نیست.
لوئیس همچنین نشان داد که انباشت سرمایه اهمیت اساسی دارد؛ یعنی بخشی از مازاد اقتصادی باید دوباره به تولید، فناوری و مهارت برگردد تا ظرفیت اقتصاد بزرگ‌تر شود.
● پس یکی از پرسش‌های مهم مدیران کشور باید این باشد: سرمایه و نیروی انسانی ما امروز در کدام فعالیت‌ها گیر کرده‌اند و چگونه می‌توان آنها را به فعالیت‌های پربازده‌تر منتقل کرد؟
برای یک کشور درحال‌توسعه، این شاید یکی از کاربردی‌ترین درس‌های لوئیس باشد:
توسعه یعنی انتقال تدریجی نیروی انسانی، سرمایه و فناوری به فعالیت‌هایی که بهره‌وری و ارزش افزوده بیشتری ایجاد می‌کنند و سپس سرمایه‌گذاری مجدد حاصل این تحول برای ایجاد ظرفیت‌های جدید.
📚 منابع اصلی: Arthur Lewis, “Economic Development with Unlimited Supplies of Labour” (1954)؛ Nobel Lecture, 1979؛ Development Planning: The Essentials of Economic Policy (1966).
اندیشکده توسعه ایران
❤1