✳️ برای افزایش ظرفیت روان وتاب آوری ، چه کنیم؟
✅ ما در دورهی تروماتیکی هستیم.
🔺تروما یعنی ضربه، زمانی که اتفاق وحشتناکی برامون میافته که روان ما توانایی مدیریت آن را ندارد.
اولین واکنش ما بهش معمولا شوکه شدن و انکاره و اغلب با علایم جسمانی مثل تپش قلب، حالت تهوع، سردرد، خستگی و غیره همراهه.
ظرفیت روان ما محدوده و برای ادامه دادن توی این روند، خیلی مهمه که از روانمون مراقبت کنیم. مراقبت از روانمون بخشی از مراقبت از مسیره چون با روانی متلاشی شده نمیشه در بلندمدت ادامه داد.
🔹چطوری از خودمون مراقبت کنیم؟
میدونم همهمون دوست داریم پیوسته اخبار رو دنبال کنیم و هر لحظه از همه چیز باخبر باشیم اما مدام محرک وارد کردن به ذهنمون، ما رو دچار خستگی روانی میکنه که میتونه ما رو در آستانهی فروپاشی قرار بده.
1⃣ زمانهایی رو برای خودتون تعیین کنین که کاملا از شبکههای اجتماعی خارج بشین. میدونم نگرانیم و این کار سخته ولی ضروریه و حتما هم لازم نیست طولانی باشه. حتی وقفههای نیم ساعته میتونه کمککننده باشه. میتونین از دوستی بخواین توی اون زمان اگر خبر مهمی پیش اومد بهتون اطلاع بده.
این شکایت پرتکرار رو میشنوم که «هیچ کاری نتونستم انجام بدم»، «دستم به هیچ کاری نمیره»، «همهی کارام مونده» و غیره. الان شرایط خاصه، درسته؟ چطور میشه توی شرایط غیرعادی زندگی عادی داشت؟ انتظاری که از خودتون دارین عملا نشدنیه. پس چی کار کنیم؟
2⃣ کارهای ضروری که باید انجام بدین رو مشخص کنین و بقیهی کارها رو کاملا از ذهنتون و برنامهتون خارج کنین. آخرین چیزی که توی این شرایط نیاز داریم، تحلیل رفتن انرژیمون برای یک انتظار غیرواقعی و سرزنش بیهوده است. بپذیریم که الان نمیتونیم روند عادی زندگی رو دنبال کنیم.
این روزها سوگواریم، خشمگینیم، غمگینیم و اگر بخوایم حس خوبی رو تجربه کنیم احتمالا دچار احساس گناه بشیم اما ما نمیدونیم این مسیر چقدر طول میکشه و برای مقاومت و پیش رفتن لازمه سرپا بمونیم، لازمه توان داشته باشیم. راهحل چیه؟
3⃣ برای خودتون شارژرهای کوچولو تدارک ببینین و اجازه بدین روانتون ازش بهرهمند بشه. حال و حوصلهی حال خوب رو نداریم پس دنبال چیزهای کوچیک بگردین. برای هر کس این شارژرها ممکنه متفاوت باشه. میتونین زیر این توییت چیزهایی که شما رو شارژ میکنه بنویسین تا بقیه هم ایده بگیرن.
⏺ پیشنهادهای کلی برای افزایش ظرفیت روان جهت ادامه دادن:
◀با اطرافیان همنظر درباره احساساتتون صحبت کنین،
◀انرژیتون رو با بحثهای بیهوده هدر ندین،
◀لازم شد تراپی بگیرین،
◀اگر علایم جسمانیتون ادامهدار بود با کمک روانپزشک دارو استفاده کنین.
روزهای سختی رو گذروندیم، روزهای سختی در پیشه. اشکالی نداره یک وقتهایی احساس خستگی، ناامیدی یا افسردگی کنین، یک وقتهایی حس کنین دیگه نمیتونین یا شدنی نیست. یادتون باشه این فقط یک حس لحظهایه و با کمک روشهای بالا میشه گذروندش و ادامه داد.»
✅ ما در دورهی تروماتیکی هستیم.
🔺تروما یعنی ضربه، زمانی که اتفاق وحشتناکی برامون میافته که روان ما توانایی مدیریت آن را ندارد.
اولین واکنش ما بهش معمولا شوکه شدن و انکاره و اغلب با علایم جسمانی مثل تپش قلب، حالت تهوع، سردرد، خستگی و غیره همراهه.
ظرفیت روان ما محدوده و برای ادامه دادن توی این روند، خیلی مهمه که از روانمون مراقبت کنیم. مراقبت از روانمون بخشی از مراقبت از مسیره چون با روانی متلاشی شده نمیشه در بلندمدت ادامه داد.
🔹چطوری از خودمون مراقبت کنیم؟
میدونم همهمون دوست داریم پیوسته اخبار رو دنبال کنیم و هر لحظه از همه چیز باخبر باشیم اما مدام محرک وارد کردن به ذهنمون، ما رو دچار خستگی روانی میکنه که میتونه ما رو در آستانهی فروپاشی قرار بده.
1⃣ زمانهایی رو برای خودتون تعیین کنین که کاملا از شبکههای اجتماعی خارج بشین. میدونم نگرانیم و این کار سخته ولی ضروریه و حتما هم لازم نیست طولانی باشه. حتی وقفههای نیم ساعته میتونه کمککننده باشه. میتونین از دوستی بخواین توی اون زمان اگر خبر مهمی پیش اومد بهتون اطلاع بده.
این شکایت پرتکرار رو میشنوم که «هیچ کاری نتونستم انجام بدم»، «دستم به هیچ کاری نمیره»، «همهی کارام مونده» و غیره. الان شرایط خاصه، درسته؟ چطور میشه توی شرایط غیرعادی زندگی عادی داشت؟ انتظاری که از خودتون دارین عملا نشدنیه. پس چی کار کنیم؟
2⃣ کارهای ضروری که باید انجام بدین رو مشخص کنین و بقیهی کارها رو کاملا از ذهنتون و برنامهتون خارج کنین. آخرین چیزی که توی این شرایط نیاز داریم، تحلیل رفتن انرژیمون برای یک انتظار غیرواقعی و سرزنش بیهوده است. بپذیریم که الان نمیتونیم روند عادی زندگی رو دنبال کنیم.
این روزها سوگواریم، خشمگینیم، غمگینیم و اگر بخوایم حس خوبی رو تجربه کنیم احتمالا دچار احساس گناه بشیم اما ما نمیدونیم این مسیر چقدر طول میکشه و برای مقاومت و پیش رفتن لازمه سرپا بمونیم، لازمه توان داشته باشیم. راهحل چیه؟
3⃣ برای خودتون شارژرهای کوچولو تدارک ببینین و اجازه بدین روانتون ازش بهرهمند بشه. حال و حوصلهی حال خوب رو نداریم پس دنبال چیزهای کوچیک بگردین. برای هر کس این شارژرها ممکنه متفاوت باشه. میتونین زیر این توییت چیزهایی که شما رو شارژ میکنه بنویسین تا بقیه هم ایده بگیرن.
⏺ پیشنهادهای کلی برای افزایش ظرفیت روان جهت ادامه دادن:
◀با اطرافیان همنظر درباره احساساتتون صحبت کنین،
◀انرژیتون رو با بحثهای بیهوده هدر ندین،
◀لازم شد تراپی بگیرین،
◀اگر علایم جسمانیتون ادامهدار بود با کمک روانپزشک دارو استفاده کنین.
روزهای سختی رو گذروندیم، روزهای سختی در پیشه. اشکالی نداره یک وقتهایی احساس خستگی، ناامیدی یا افسردگی کنین، یک وقتهایی حس کنین دیگه نمیتونین یا شدنی نیست. یادتون باشه این فقط یک حس لحظهایه و با کمک روشهای بالا میشه گذروندش و ادامه داد.»
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️ما از هم طلاق عاطفی گرفته ایم!
مجتبی لشکربلوکی
گاهی اوقات یک زوج به صورت رسمی از یکدیگر طلاق می گیرند. اما گاهی شرایطی پیش می آید که مجبورند زیر یک سقف زندگی کنند. رسما زن و شوهرند اما دل در گرو هم ندارند. شاید در ایران امروز ما از هم طلاق عاطفی گرفته ایم. جامعه شناسان میگویند که ایران در معرض انواع شکاف های اقتصادی، قومیتی و بین نسلی و فرهنگی است. شاید شکافی که بیش از همه آزاردهنده باشد شکاف فرهنگی است؛ شکاف بین مذهبیها و غیرمذهبیها. قبل از آنکه ادامه دهم شما را دعوت می کنم یک نوشته از دکتر محسن رنانی را با هم بخوانیم. برای جامعه امروز ایران مثالی بهتر از این نمی توانم بیابم:
سیاهان آفریقای جنوبی پس از سی سال مبارزه برای آزادی و پس از دههها بردگی همراه با قتل و خشونت و زندان، سرانجام سپیدان نژادپرست را مجبور کردند انتخابات آزاد برگزار کند. نلسون ماندلا به ریاستجمهوری برگزیده شد. آفریقای جنوبیِ سیاه، تشنه انتقام بود. خیلیها دست به اسلحه برده بودند و از دولت جدید هم انتظار داشتند تا عملیات تصفیه عناصر رژیم آپارتاید و تسویه حساب ستمهای گذشته را آغاز کند.
عملاً جامعه به دو پاره تقسیم شده بود. سیاهان از فروشگاههای سپیدان خرید نمیکردند، برندهای سپیدان تحریم بود و هر کس با سپیدان همکاری میکرد خائن بود. اما ماندلا نه تنها مانند بسیاری سیاستمداران، سوار این موج نشد، بلکه با قدرت در برابر این موج ایستاد.
او باید راهی پیدا میکرد تا جامعه از چرخه خشونت رهایی پیدا کند. در سال ۱۹۹۵ مسابقات جام جهانی فوتبال راگبی در آفریقای جنوبی برگزار میشد. اعضای تیم تماماً سفیدپوست بودند و مورد نفرت سیاهان! همه منتظر بازیهایی بیرونق بودند و اگر تیم شکست میخورد، بیم برگزاری جشنهای سراسری توسط سیاهان میرفت. در میانه چنین فضای نفرتانگیزی، این ماندلا بود که با چشمانی باز و اندیشهای انسانی، اعلام کرد که لباس تیم راگبی سفیدان را به تن میکند و برای تماشای مسابقه به استادیوم میرود و گفت که هرکس سربلندی کشور را میخواهد باید به حمایت از تیم راگبی آفریقای جنوبی (یعنی همان تیم سپیدان ستمگر سابق) برخیزد. این حرکت ماندلا، فضا را شکست. بسیاری از سیاهان به استادیوم هجوم بردند و تیم کشورشان را تشویق کردند و تقدیر الهی با نفس مسیحایی ماندلا همراه شد و بازی را بُردند و آفریقای جنوبی قهرمان جهان شد.
ماندلا در حالی که لباس تیم راگبی را بر تن داشت، جام قهرمانی را به کاپیتان سفید پوست تیم اهدا کرد. سیاه و سپید با هم احساس پیروزی کردند و چنین شد که یک جشن ملی شکل گرفت و پس از این تحول بود که مسیر آشتی هموار شد.
☑️⭕️ یک ایده اولیه
یک ایده اولیه مطرح می کنم البته برای نقد و بررسی. پیش از آن بگویم کسانی که مرا می شناسند می دانند آدم مذهبی هستم کمی هم سنتی. (البته لزوما آدم خوبی نیستم ولی دست کم دل در گرو مذهب دارم). اما ایده چیست؟ در جامعه مطلوب من مذهبیها و غیرمذهبیها هر دو آزادند. اصلا آزادی غیرمذهبی ها و آزادی مذاهب را نشانه یک جامعه دینی میدانم. دینی بودن یک جامعه یعنی اینکه هیچ دینی اجباری نیست و غیرمذهبی ها هیچ اجباری به دینداری و التزام به دین ندارند. هیچ اجباری به مذهب و انجام شعائر مذهبی یکسان نیست. هر چند تنها راه رستگاری را در دینداری عقلانی می دانم و معتقدم که سایر مکاتب فلسفی و روانشناسی و ... صرفا افق صحبت شان تا زمان مرگ آدمی است و اگر برای بهروزی این جهانی موثر باشند برای رستگاری آن جهانی حرفی ندارند. اما دینداری اجباری را نه برای رستگاری آن جهانی مفید میدانم و نه برای شادکامی این جهانی موثر.
آنگاه نقش حکومت دینی در عرصه فرهنگ چه خواهد بود؟
۱) تبیین اخلاق به عنوان فصل مشترک بین دیانت و انسانیت (مانند صداقت، عفت، وفای به عهد و ... که هر عقل سلیمی آن را می پذیرد)
۲) تبیین و تشریح مذهب رسمی کشور. اگر بخواهم به زبان دینی صحبت کنم خداوند در کتاب آسمانیاش فرمود اجباری در دین نیست و بلافاصله فرمود مسیر رستگاری از گمراهی مشخص شده است. حکومت دینی دستی گشاده در تبیین داشته باشد اما هیچ اجبار فیزیکی، روانی و انتظامی وجود نداشته باشد. آنگاه کسانی که واقعا دیندارند مومنانه دینورزی می کنند و آن کسانی که غیرمذهبی اند مجبور به ریای سیستماتیک نمیشوند و در دل دانه نفرت نمی کارند.
اینگونه ما یک شکاف بزرگ و طلاق عاطفی را پشت سر میگذاریم. با دو چیز
۱) تمرکز بر اخلاق که یک منطقه اشتراک حدود ۸۰٪ ایجاد می کند.
۲) تکیه بر آزادی: مذهب مذهبیون در کنار غیرمذهبیها صیقل می خورند و غیرمذهبیها در کنار مذهبیون ممکن است تجربه دینی پیدا کنند. و هر کسی در یک فضای آزاد به سخنان مختلف گوش میدهد و راه خویش را انتخاب میکند. همان که فرمود بشارت باد بر بندگانی که گفتهها را می شنوند و بهترین را انتخاب می کنند.
@Dr_Lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
گاهی اوقات یک زوج به صورت رسمی از یکدیگر طلاق می گیرند. اما گاهی شرایطی پیش می آید که مجبورند زیر یک سقف زندگی کنند. رسما زن و شوهرند اما دل در گرو هم ندارند. شاید در ایران امروز ما از هم طلاق عاطفی گرفته ایم. جامعه شناسان میگویند که ایران در معرض انواع شکاف های اقتصادی، قومیتی و بین نسلی و فرهنگی است. شاید شکافی که بیش از همه آزاردهنده باشد شکاف فرهنگی است؛ شکاف بین مذهبیها و غیرمذهبیها. قبل از آنکه ادامه دهم شما را دعوت می کنم یک نوشته از دکتر محسن رنانی را با هم بخوانیم. برای جامعه امروز ایران مثالی بهتر از این نمی توانم بیابم:
سیاهان آفریقای جنوبی پس از سی سال مبارزه برای آزادی و پس از دههها بردگی همراه با قتل و خشونت و زندان، سرانجام سپیدان نژادپرست را مجبور کردند انتخابات آزاد برگزار کند. نلسون ماندلا به ریاستجمهوری برگزیده شد. آفریقای جنوبیِ سیاه، تشنه انتقام بود. خیلیها دست به اسلحه برده بودند و از دولت جدید هم انتظار داشتند تا عملیات تصفیه عناصر رژیم آپارتاید و تسویه حساب ستمهای گذشته را آغاز کند.
عملاً جامعه به دو پاره تقسیم شده بود. سیاهان از فروشگاههای سپیدان خرید نمیکردند، برندهای سپیدان تحریم بود و هر کس با سپیدان همکاری میکرد خائن بود. اما ماندلا نه تنها مانند بسیاری سیاستمداران، سوار این موج نشد، بلکه با قدرت در برابر این موج ایستاد.
او باید راهی پیدا میکرد تا جامعه از چرخه خشونت رهایی پیدا کند. در سال ۱۹۹۵ مسابقات جام جهانی فوتبال راگبی در آفریقای جنوبی برگزار میشد. اعضای تیم تماماً سفیدپوست بودند و مورد نفرت سیاهان! همه منتظر بازیهایی بیرونق بودند و اگر تیم شکست میخورد، بیم برگزاری جشنهای سراسری توسط سیاهان میرفت. در میانه چنین فضای نفرتانگیزی، این ماندلا بود که با چشمانی باز و اندیشهای انسانی، اعلام کرد که لباس تیم راگبی سفیدان را به تن میکند و برای تماشای مسابقه به استادیوم میرود و گفت که هرکس سربلندی کشور را میخواهد باید به حمایت از تیم راگبی آفریقای جنوبی (یعنی همان تیم سپیدان ستمگر سابق) برخیزد. این حرکت ماندلا، فضا را شکست. بسیاری از سیاهان به استادیوم هجوم بردند و تیم کشورشان را تشویق کردند و تقدیر الهی با نفس مسیحایی ماندلا همراه شد و بازی را بُردند و آفریقای جنوبی قهرمان جهان شد.
ماندلا در حالی که لباس تیم راگبی را بر تن داشت، جام قهرمانی را به کاپیتان سفید پوست تیم اهدا کرد. سیاه و سپید با هم احساس پیروزی کردند و چنین شد که یک جشن ملی شکل گرفت و پس از این تحول بود که مسیر آشتی هموار شد.
☑️⭕️ یک ایده اولیه
یک ایده اولیه مطرح می کنم البته برای نقد و بررسی. پیش از آن بگویم کسانی که مرا می شناسند می دانند آدم مذهبی هستم کمی هم سنتی. (البته لزوما آدم خوبی نیستم ولی دست کم دل در گرو مذهب دارم). اما ایده چیست؟ در جامعه مطلوب من مذهبیها و غیرمذهبیها هر دو آزادند. اصلا آزادی غیرمذهبی ها و آزادی مذاهب را نشانه یک جامعه دینی میدانم. دینی بودن یک جامعه یعنی اینکه هیچ دینی اجباری نیست و غیرمذهبی ها هیچ اجباری به دینداری و التزام به دین ندارند. هیچ اجباری به مذهب و انجام شعائر مذهبی یکسان نیست. هر چند تنها راه رستگاری را در دینداری عقلانی می دانم و معتقدم که سایر مکاتب فلسفی و روانشناسی و ... صرفا افق صحبت شان تا زمان مرگ آدمی است و اگر برای بهروزی این جهانی موثر باشند برای رستگاری آن جهانی حرفی ندارند. اما دینداری اجباری را نه برای رستگاری آن جهانی مفید میدانم و نه برای شادکامی این جهانی موثر.
آنگاه نقش حکومت دینی در عرصه فرهنگ چه خواهد بود؟
۱) تبیین اخلاق به عنوان فصل مشترک بین دیانت و انسانیت (مانند صداقت، عفت، وفای به عهد و ... که هر عقل سلیمی آن را می پذیرد)
۲) تبیین و تشریح مذهب رسمی کشور. اگر بخواهم به زبان دینی صحبت کنم خداوند در کتاب آسمانیاش فرمود اجباری در دین نیست و بلافاصله فرمود مسیر رستگاری از گمراهی مشخص شده است. حکومت دینی دستی گشاده در تبیین داشته باشد اما هیچ اجبار فیزیکی، روانی و انتظامی وجود نداشته باشد. آنگاه کسانی که واقعا دیندارند مومنانه دینورزی می کنند و آن کسانی که غیرمذهبی اند مجبور به ریای سیستماتیک نمیشوند و در دل دانه نفرت نمی کارند.
اینگونه ما یک شکاف بزرگ و طلاق عاطفی را پشت سر میگذاریم. با دو چیز
۱) تمرکز بر اخلاق که یک منطقه اشتراک حدود ۸۰٪ ایجاد می کند.
۲) تکیه بر آزادی: مذهب مذهبیون در کنار غیرمذهبیها صیقل می خورند و غیرمذهبیها در کنار مذهبیون ممکن است تجربه دینی پیدا کنند. و هر کسی در یک فضای آزاد به سخنان مختلف گوش میدهد و راه خویش را انتخاب میکند. همان که فرمود بشارت باد بر بندگانی که گفتهها را می شنوند و بهترین را انتخاب می کنند.
@Dr_Lashkarbolouki
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
لیست ثروتمندان دنیا
💰 گروه مالی، سرمایهگذاری و بانکداری کردیتسوئیس، با انتشار سیزدهمین ویرایش گزارش ثروت جهانی، وضعیت کشورها و میانگین سرانه ثروت افراد در هر کشور را اعلام کرد.
💰 ویرایش سیزدهم گزارش جهانی ثروت حاکی از رشد مستمر ثروت در تمام مناطق جهان به رهبری آمریکایشمالی و چین است. بر این اساس، کل ثروت جهانی در سال۲۰۲۱ میلادی، ۸/ ۹درصد رشد داشته و ثروت هر فرد به ۸۷هزار و ۴۸۹ دلار رسیده است.
💰 در این گزارش آمدهاست که همه مناطق دنیا، در افزایش ثروت جهانی سهیم بودهاند، اما آمریکایشمالی و چین در این زمینه پیشگام هستند. بررسی تحقیقی گروه کردیتسوئیس همچنین در منطقه خاورمیانه نشان میدهد که قطر با سرانه ثروت سالانه ۱۸۳هزار دلار برای هر فرد بالغ، رتبه نخست در این منطقه را به خود اختصاص دادهاست.
💰 پس از قطر، کشورهای کویت با میانگین ثروت سرانه ۱۷۱هزار دلار، امارات با ۱۲۲هزار دلار، بحرین با ۹۸هزار دلار، عربستان با ۸۴هزار دلار و عمان با ۳۹هزار دلار به ترتیب در جایگاه دوم تا ششم منطقه خاورمیانه جای دارند. مشروح این گزارش روز پنجشنبه در «دنیایاقتصاد» منتشر خواهد شد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/d30754
💰 گروه مالی، سرمایهگذاری و بانکداری کردیتسوئیس، با انتشار سیزدهمین ویرایش گزارش ثروت جهانی، وضعیت کشورها و میانگین سرانه ثروت افراد در هر کشور را اعلام کرد.
💰 ویرایش سیزدهم گزارش جهانی ثروت حاکی از رشد مستمر ثروت در تمام مناطق جهان به رهبری آمریکایشمالی و چین است. بر این اساس، کل ثروت جهانی در سال۲۰۲۱ میلادی، ۸/ ۹درصد رشد داشته و ثروت هر فرد به ۸۷هزار و ۴۸۹ دلار رسیده است.
💰 در این گزارش آمدهاست که همه مناطق دنیا، در افزایش ثروت جهانی سهیم بودهاند، اما آمریکایشمالی و چین در این زمینه پیشگام هستند. بررسی تحقیقی گروه کردیتسوئیس همچنین در منطقه خاورمیانه نشان میدهد که قطر با سرانه ثروت سالانه ۱۸۳هزار دلار برای هر فرد بالغ، رتبه نخست در این منطقه را به خود اختصاص دادهاست.
💰 پس از قطر، کشورهای کویت با میانگین ثروت سرانه ۱۷۱هزار دلار، امارات با ۱۲۲هزار دلار، بحرین با ۹۸هزار دلار، عربستان با ۸۴هزار دلار و عمان با ۳۹هزار دلار به ترتیب در جایگاه دوم تا ششم منطقه خاورمیانه جای دارند. مشروح این گزارش روز پنجشنبه در «دنیایاقتصاد» منتشر خواهد شد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/d30754
روزنامه دنیای اقتصاد
لیست ثروتمندان دنیا
گروه مالی، سرمایهگذاری و بانکداری کردیتسوئیس، با انتشار سیزدهمین ویرایش گزارش ثروت جهانی، وضعیت کشورها و میانگین سرانه ثروت افراد در هر کشور را اعلام کرد. به گزارش روابطعمومی اتاق تهران، ویرایش سیزدهم گزارش جهانی ثروت حاکی از رشد مستمر ثروت در…
✳️ چگونه احمق نباشیم؟!
🔸احتمالا شما هم در شبکه های اجتماعی خواندهاید که اگر سارقان شما را مجبور کردند که رمز کارت بانکیتان را وارد کنید، آن را برعکس وارد کنید آنگاه پلیس میفهمد و به کمک شما میآید؛ یا دیوار چین از ماه دیده می شود؛ یا نام کرم بستنی (و در نتیجه آیس کریم) از کریم باستانی که در شهر ری یخفروشی میکرده گرفته شده است. وقتی با یک مطلب برخورد کردیم باید چه کار کنیم؟
در اینجا ۱۴ قاعده و سرنخ کاربردی برای تفکر انتقادی (موشکافانه) ارایه میشود:
◾️ اولین تست؛ منبع (رفرنس):
آیا منبعِ معتبر دارد؟ این مطلب یا ادعا بر چه مبنایی است و از کجا چنین حرفی درآمده است؟
◾️کل ماجرا یا یک قطعه فیلم و تکه عکس:
یک عکس همانقدر که به اندازه هزار خط نوشته حرف دارد، میتواند هزار داستان تخیلی نیز درست کند. زاویه خاص فیلمبرداری، مشخص نبودن اتفاقات قبل و بعد از آن، تکه جدا شده از فیلم، ربط دادن عکس به مطلب نامرتبط، دستکاری عکس و فیلم (فتوشاپ) و … فرصت را برای داستانسازی تخیلی ایجاد میکند. بعضیها اصلا از روی یک عکس مخدوش، شروع میکنند و یک خبر را میسازند!
◾️اعلام زمانهای نسبی به جای ذکر تاریخ مشخص:
یکساعت پیش، دیشب، به تازگی، از فردا، آخرین دستاوردها و …، یا «آخرین تحقیقات دانشمندان ژاپنی…»
◾️دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا!
عباراتی که نشان میدهد رازی مخوف یا سندی فوقمحرمانه کشف شده: شرکتهای دارویی برای کم نشدن سودشان نمیگذارند شما بدانید لیمو همه بیماری های لاعلاج را درمان میکند! یا نامهی فوق محرمانه و مسقیم درباره زلزله تهران!
◾️جملات خبریِ علمیطور اما مبهم:
دانشمندان (سریع بپرسید کدام دانشمندان؟) کشف کردهاند که خوردن کره در ساعت ۱۲ ظهر باعث .... کدام پژوهش؟ چه سالی؟ نتایج آن در کدام نشریه علمی کجا منتشر شده؟ نمونه آماری چند نفر بوده است؟
◾️آدمهای بدون نام:
هر جا شنیدید که گفته شد «کارشناسان معتقدند» یا «به گزارش شاهدان عینی» رد نکنید اما شک کنید.
◾️ارجاع دروغین خبرهای ناشنیده به خبرگزاریهای بسیار مشهور و معتبر برای اعتباربخشی به مطلب:
در اینگونه مطالب به صورت خیلی کلی نوشته میشود منبع: سی.ان.ان یا بی.بی.سی. یا پلیس فتا. یا ارجاع به منابع غیرواقعی با اسمهای عجیب و غریب و پر ابهت: شبکه خبری Alien News فرانسه، شبکه آزادنگاران بدون مرز، تیم تحقیقاتی دکتر چوانگ در مرکز توکیو!
◾️تحریک شدید احساسات:
از طریق اغراق در داستانهای غمانگیز، عکسهای دلخراش، تحریک اعتقادات مذهبی و... نشانه اولیه برای دروغ بودن است.
◾️عدم ارتباط منطقی و تخصصی منبع با متن:
مثلا رئیس مرکز «قلب» ژاپن گفته است سیگنال موبایل برای «مغز» مضر است!
◾️اینترنت و گوگل منبع نیستند!
اینها ابزارهای جستجو هستند. هر چیزی در آن پیدا شود درست نیست، حتی اگر صد جا تکرار شده باشد. انگلیسی بودن یک مطلب هم به معنی معتبر بودنش نیست! انگلیسی زبانها هم به اندازه ما استعداد گول خوردن دارند.
◾️«آیا میدانید»ها!
نادانستههای کوچک و سطحی جهان آنقدر زیاد است که تشخیص راست بودنشان بسیار مشکل است. زیاد آنها را باور نکنید حتی اگر هم راست باشند تغییری در زندگی شما ایجاد نمیکنند.
◾️شاهدان غیبی!
همه ما افرادی را دیدهایم که در دفاع از یک ادعای عجیب میگویند: «یکی از دوستانم با چشم خودش دیده!». برای احترام به شعور خودمان هم که شده درخواست کنیم با آن شخص سوم گفتگو کنیم.
◾️شیوه نگارش و سطح علمی بودن:
اشتباه املایی و نگارش شتابزده و غیرحرفهای هم نشانه خوبی است.
◾️زیبایی مساوی صحت نیست:
داشتن عکسها و ظاهر گرافیکی زیبا یا تدوین یک ویدئوی حرفهای دلیلی برای درست بودن آن نیست. بسیار دیده شده برای مطالب چرند تصاویر گرافیکی زیبا یا حتی ویدئو ساختهاند و افراد فریب ظاهر آن را خوردهاند.
◀️ تجویز راهبردی
🔺برای وقت خود ارزش قائل باشیم و اصولا به هر چیزی گوش نکنیم و مطالبی را بخوانیم که فکر می کنیم هم درست باشد هم بدردبخور.
🔺برای شعور خود ارزش قائل باشیم و اجازه ندهیم دیگران هر ادعای غلطی را به ما بفروشند.
🔺برای زمان و شعور جمعی نیز ارزش قائل باشیم و سواد رسانهای و تفکر انتقادی را توسعه دهیم تا در مقابل زودپذیری، تلقینپذیری، القاءپذیری، خرافهپرستی، فرمانبرداری، شخصیتپرستی و تقلید و سلطهگری و سلطهپذیری بایستیم. این ۱۴ سرنخ، اولین گام است.
✍ دکتر مجتبی لشکربلوکی (با تلخیص)
🔸احتمالا شما هم در شبکه های اجتماعی خواندهاید که اگر سارقان شما را مجبور کردند که رمز کارت بانکیتان را وارد کنید، آن را برعکس وارد کنید آنگاه پلیس میفهمد و به کمک شما میآید؛ یا دیوار چین از ماه دیده می شود؛ یا نام کرم بستنی (و در نتیجه آیس کریم) از کریم باستانی که در شهر ری یخفروشی میکرده گرفته شده است. وقتی با یک مطلب برخورد کردیم باید چه کار کنیم؟
در اینجا ۱۴ قاعده و سرنخ کاربردی برای تفکر انتقادی (موشکافانه) ارایه میشود:
◾️ اولین تست؛ منبع (رفرنس):
آیا منبعِ معتبر دارد؟ این مطلب یا ادعا بر چه مبنایی است و از کجا چنین حرفی درآمده است؟
◾️کل ماجرا یا یک قطعه فیلم و تکه عکس:
یک عکس همانقدر که به اندازه هزار خط نوشته حرف دارد، میتواند هزار داستان تخیلی نیز درست کند. زاویه خاص فیلمبرداری، مشخص نبودن اتفاقات قبل و بعد از آن، تکه جدا شده از فیلم، ربط دادن عکس به مطلب نامرتبط، دستکاری عکس و فیلم (فتوشاپ) و … فرصت را برای داستانسازی تخیلی ایجاد میکند. بعضیها اصلا از روی یک عکس مخدوش، شروع میکنند و یک خبر را میسازند!
◾️اعلام زمانهای نسبی به جای ذکر تاریخ مشخص:
یکساعت پیش، دیشب، به تازگی، از فردا، آخرین دستاوردها و …، یا «آخرین تحقیقات دانشمندان ژاپنی…»
◾️دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا!
عباراتی که نشان میدهد رازی مخوف یا سندی فوقمحرمانه کشف شده: شرکتهای دارویی برای کم نشدن سودشان نمیگذارند شما بدانید لیمو همه بیماری های لاعلاج را درمان میکند! یا نامهی فوق محرمانه و مسقیم درباره زلزله تهران!
◾️جملات خبریِ علمیطور اما مبهم:
دانشمندان (سریع بپرسید کدام دانشمندان؟) کشف کردهاند که خوردن کره در ساعت ۱۲ ظهر باعث .... کدام پژوهش؟ چه سالی؟ نتایج آن در کدام نشریه علمی کجا منتشر شده؟ نمونه آماری چند نفر بوده است؟
◾️آدمهای بدون نام:
هر جا شنیدید که گفته شد «کارشناسان معتقدند» یا «به گزارش شاهدان عینی» رد نکنید اما شک کنید.
◾️ارجاع دروغین خبرهای ناشنیده به خبرگزاریهای بسیار مشهور و معتبر برای اعتباربخشی به مطلب:
در اینگونه مطالب به صورت خیلی کلی نوشته میشود منبع: سی.ان.ان یا بی.بی.سی. یا پلیس فتا. یا ارجاع به منابع غیرواقعی با اسمهای عجیب و غریب و پر ابهت: شبکه خبری Alien News فرانسه، شبکه آزادنگاران بدون مرز، تیم تحقیقاتی دکتر چوانگ در مرکز توکیو!
◾️تحریک شدید احساسات:
از طریق اغراق در داستانهای غمانگیز، عکسهای دلخراش، تحریک اعتقادات مذهبی و... نشانه اولیه برای دروغ بودن است.
◾️عدم ارتباط منطقی و تخصصی منبع با متن:
مثلا رئیس مرکز «قلب» ژاپن گفته است سیگنال موبایل برای «مغز» مضر است!
◾️اینترنت و گوگل منبع نیستند!
اینها ابزارهای جستجو هستند. هر چیزی در آن پیدا شود درست نیست، حتی اگر صد جا تکرار شده باشد. انگلیسی بودن یک مطلب هم به معنی معتبر بودنش نیست! انگلیسی زبانها هم به اندازه ما استعداد گول خوردن دارند.
◾️«آیا میدانید»ها!
نادانستههای کوچک و سطحی جهان آنقدر زیاد است که تشخیص راست بودنشان بسیار مشکل است. زیاد آنها را باور نکنید حتی اگر هم راست باشند تغییری در زندگی شما ایجاد نمیکنند.
◾️شاهدان غیبی!
همه ما افرادی را دیدهایم که در دفاع از یک ادعای عجیب میگویند: «یکی از دوستانم با چشم خودش دیده!». برای احترام به شعور خودمان هم که شده درخواست کنیم با آن شخص سوم گفتگو کنیم.
◾️شیوه نگارش و سطح علمی بودن:
اشتباه املایی و نگارش شتابزده و غیرحرفهای هم نشانه خوبی است.
◾️زیبایی مساوی صحت نیست:
داشتن عکسها و ظاهر گرافیکی زیبا یا تدوین یک ویدئوی حرفهای دلیلی برای درست بودن آن نیست. بسیار دیده شده برای مطالب چرند تصاویر گرافیکی زیبا یا حتی ویدئو ساختهاند و افراد فریب ظاهر آن را خوردهاند.
◀️ تجویز راهبردی
🔺برای وقت خود ارزش قائل باشیم و اصولا به هر چیزی گوش نکنیم و مطالبی را بخوانیم که فکر می کنیم هم درست باشد هم بدردبخور.
🔺برای شعور خود ارزش قائل باشیم و اجازه ندهیم دیگران هر ادعای غلطی را به ما بفروشند.
🔺برای زمان و شعور جمعی نیز ارزش قائل باشیم و سواد رسانهای و تفکر انتقادی را توسعه دهیم تا در مقابل زودپذیری، تلقینپذیری، القاءپذیری، خرافهپرستی، فرمانبرداری، شخصیتپرستی و تقلید و سلطهگری و سلطهپذیری بایستیم. این ۱۴ سرنخ، اولین گام است.
✍ دکتر مجتبی لشکربلوکی (با تلخیص)
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
⭕️ برآورد دوم از اقتصاد ایران
💠 پس از بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول نیز گزارش چشمانداز اقتصاد جهانی خود را بهروز کرد. این گزارش معتقد است که اقتصاد جهان با سه چالش جنگ روسیه و اوکراین، بحران افزایش قیمتهای مصرفکننده و کاهش رشد اقتصادی چین روبهرو خواهد بود.
💠 در کنار این موضوع، صندوق بینالمللی پول رشد اقتصادی ایران در سال۲۰۲۲ را ۳درصد تخمین زده است که این رقم در سال آینده به ۲درصد کاهش خواهد یافت. از سوی دیگر، این گزارش تورم ایران در سال جاری و آینده میلادی را در سطح ۴۰درصد پیشبینی کرده است.
💠 این درحالی است در گزارش ماه آوریل تورم ایران برای 2022 و 2023 با روند کاهشی به ترتیب 3/ 32 و 5/ 27درصد پیشبینی شده بود.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/f57564
💠 پس از بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول نیز گزارش چشمانداز اقتصاد جهانی خود را بهروز کرد. این گزارش معتقد است که اقتصاد جهان با سه چالش جنگ روسیه و اوکراین، بحران افزایش قیمتهای مصرفکننده و کاهش رشد اقتصادی چین روبهرو خواهد بود.
💠 در کنار این موضوع، صندوق بینالمللی پول رشد اقتصادی ایران در سال۲۰۲۲ را ۳درصد تخمین زده است که این رقم در سال آینده به ۲درصد کاهش خواهد یافت. از سوی دیگر، این گزارش تورم ایران در سال جاری و آینده میلادی را در سطح ۴۰درصد پیشبینی کرده است.
💠 این درحالی است در گزارش ماه آوریل تورم ایران برای 2022 و 2023 با روند کاهشی به ترتیب 3/ 32 و 5/ 27درصد پیشبینی شده بود.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/f57564
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
استاد «مذاکره» با ۵ ترفند
👈 پنج ترفند کلیدی برای به حداکثر رساندن دستاوردهای مذاکره کاری؛
🎯 همه افراد یک محیطکار بهخاطر مواجهه غیرقابل اجتناب با چهار گروه ذینفع شغلی - مدیر بالادست، کارمند زیردست، مشتری و شریک (همکار)- باید «استاد مذاکره» باشند؛ اما کارمندان و مدیران تا چه حد مهارت مذاکره را بلد هستند؟ نتایج مطالعه تجربی توسط تیم تحقیقاتی ازMIT، پنج ترفند «مذاکره برد-برد» را معرفی کرده؛ استراتژی «سکوت»، یکی از کلیدهای «مذاکره خوب» است...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/j28886
👈 پنج ترفند کلیدی برای به حداکثر رساندن دستاوردهای مذاکره کاری؛
🎯 همه افراد یک محیطکار بهخاطر مواجهه غیرقابل اجتناب با چهار گروه ذینفع شغلی - مدیر بالادست، کارمند زیردست، مشتری و شریک (همکار)- باید «استاد مذاکره» باشند؛ اما کارمندان و مدیران تا چه حد مهارت مذاکره را بلد هستند؟ نتایج مطالعه تجربی توسط تیم تحقیقاتی ازMIT، پنج ترفند «مذاکره برد-برد» را معرفی کرده؛ استراتژی «سکوت»، یکی از کلیدهای «مذاکره خوب» است...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/j28886
روزنامه دنیای اقتصاد
استاد «مذاکره» با 5 ترفند
همه افراد یک محیطکار بهخاطر مواجهه غیرقابل اجتناب با چهار گروه ذینفع شغلی - مدیر بالادست، کارمند زیردست، مشتری و شریک (همکار)- باید «استاد مذاکره» باشند؛ اما کارمندان و مدیران تا چه حد مهارت مذاکره را بلد هستند؟ نتایج مطالعه تجربی توسط تیم تحقیقاتی ازMIT،…
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
اطلس ثروتمندان جهان
👈 ایران بیستمین خانه پولداران است؛
💰 جدیدترین گزارش کردیتسوئیس از توزیع ثروت در دنیا نشان میدهد آمریکایشمالی ثروتمندترین منطقه جهان و در مقابل، قاره آفریقا فقیرترین جای دنیاست. چین، بالاترین جمعیت با ثروت متوسط را در اختیار دارد و هند در کشورهای فقیر دستهبندی میشود. برآوردها نشان میدهد نزدیک به ۴میلیون ایرانی ثروتی بالای ۱۰۰هزار دلار دارند.
💰 در مورد ایران نیز آماری وجود دارد که تصورات عموم را تایید میکند نظیر اینکه ثروتمندان بسیاری در آن زندگی میکنند. ایران از نظر تعداد ثروتمند در جایگاه بیستم جهان قرار دارد. نزدیک به ۴میلیون نفر در ایران ثروتی بالای ۱۰۰هزار دلار دارند و ۱۴۷هزار نفر میلیونر حقیقی با مقیاس جهانی در آن هست، یعنی افرادی که ثروتی بیش از یکمیلیون دلار دارند.
💰 اما آمار خلافتصور عموم این گزارش میگوید؛ ایران بهطور کلی ملتی ثروتمند است. بر اساس آمار کردیت سوئیس هم بر پایه ناخالص تولید که نزدیک ۲۵هزار دلار برای هر بزرگسال است و هم برپایه ناخالص ثروت که در سال۲۰۲۱، رقمی بالاتر ۳۹هزار دلار برای هر بزرگسال گزارش شده است، ایران، مجموعا و در سطح جهان کشوری در گروه کشورهای با درآمد بالاتر از متوسط محسوب میشود.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/d97745
👈 ایران بیستمین خانه پولداران است؛
💰 جدیدترین گزارش کردیتسوئیس از توزیع ثروت در دنیا نشان میدهد آمریکایشمالی ثروتمندترین منطقه جهان و در مقابل، قاره آفریقا فقیرترین جای دنیاست. چین، بالاترین جمعیت با ثروت متوسط را در اختیار دارد و هند در کشورهای فقیر دستهبندی میشود. برآوردها نشان میدهد نزدیک به ۴میلیون ایرانی ثروتی بالای ۱۰۰هزار دلار دارند.
💰 در مورد ایران نیز آماری وجود دارد که تصورات عموم را تایید میکند نظیر اینکه ثروتمندان بسیاری در آن زندگی میکنند. ایران از نظر تعداد ثروتمند در جایگاه بیستم جهان قرار دارد. نزدیک به ۴میلیون نفر در ایران ثروتی بالای ۱۰۰هزار دلار دارند و ۱۴۷هزار نفر میلیونر حقیقی با مقیاس جهانی در آن هست، یعنی افرادی که ثروتی بیش از یکمیلیون دلار دارند.
💰 اما آمار خلافتصور عموم این گزارش میگوید؛ ایران بهطور کلی ملتی ثروتمند است. بر اساس آمار کردیت سوئیس هم بر پایه ناخالص تولید که نزدیک ۲۵هزار دلار برای هر بزرگسال است و هم برپایه ناخالص ثروت که در سال۲۰۲۱، رقمی بالاتر ۳۹هزار دلار برای هر بزرگسال گزارش شده است، ایران، مجموعا و در سطح جهان کشوری در گروه کشورهای با درآمد بالاتر از متوسط محسوب میشود.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/d97745
روزنامه دنیای اقتصاد
اطلس ثروتمندان جهان
جدیدترین گزارش کردیتسوئیس از توزیع ثروت در دنیا نشان میدهد آمریکایشمالی ثروتمندترین منطقه جهان و در مقابل، قاره آفریقا فقیرترین جای دنیاست. چین، بالاترین جمعیت با ثروت متوسط را در اختیار دارد و هند در کشورهای فقیر دستهبندی میشود. برآوردها نشان میدهد…
Forwarded from هفتهنامه تجارتفردا
نوبل اقتصاد برای هلیکوپتر و رزمیکار
✍️سیدمهدی حسینیگوهر/نویسنده و مترجم
ساعتی پس از ظهر هجدهمین روز مهرماه، آکادمی سلطنتی علوم سوئد نام سه اقتصاددان را به عنوان برندگان جایزه نوبل اقتصاد در سال 2022 اعلام کرد. بر اساس اعلام این آکادمی، «بن برنانکی» که به مدت 8 سال ریاست بانک مرکزی آمریکا (فدرال رزرو) را بر عهده داشت، همراه «داگلاس دایموند» و «فیلیپ دیبویگ» به دلیل تحقیقاتشان در زمینه بانکها و بحرانهای مالی این جایزه را برنده شدند. نوبل امسال در حالی به سه متخصص بحران مالی رسید که در پیشبینیها هیچ نامی از سه برنده نهایی دیده نمیشد و هیچکس تصور نمیکرد سه محقق بحران مالی برنده این جایزه شوند. سه برنده جایزه نوبل اقتصاد توضیح دادهاند که شکنندگی بانکها چگونه میتواند برای اقتصاد ویرانگر باشد. این دغدغه مهم در سقوط وال استریت در سال 1929، رکود بزرگ پس از آن و نیز بحران مالی جهانی در سال 2008 دیده شده است. کمیته نوبل در اطلاعیه 10 اکتبر گفت که بینش کار برندگان جایزه امسال برای توانمند ساختن بانکها، دولتها و موسسهای بین المللی برای عبور از همه گیری کووید-19 بدون پیامدهای اقتصادی فاجعه بار ضروری بود و این سه اقتصاددان به طور قابلتوجهی درک ما را از نقش بانکها در اقتصاد، به ویژه در زمان بحرانهای مالی، و همچنین نحوه تنظیم بازارهای مالی بهبود بخشیدند.
🔹 بن برنانکی کیست؟
بحران مالی 2008 باعث شد بن برنانکی به یکی از مشهورترین اقتصاددانان در عرصه سیاستگذاری و یکی از روسای شاخص فدرالرزرو تبدیل شود. در حالی که برخی منتقدانش او را به پولپاشی متهم میکردند و عکسش سوار بر هلیکوپتر و پاشیدن پول بارها در نشریات مختلف چاپ شد، بسیاری بر این عقیده بودند که نبود او و سیاستهایش بحران مالی 2008 را به رکود بزرگ دیگری در تاریخ اقتصاد آمریکا و حتی جهان تبدیل میکرد.
آقای برنانکی که اخیرا کتابی مفصل با عنوان «سیاست پولی قرن بیست و یکم» را روانه بازار کرده، با تحلیل رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰ نشان داد که چگونه کارکرد بانکها عامل تعیین کنندهای در عمیق شدن و طولانی شدن دوره رکود اقتصادی است. برنانکی در سال 2015 کتابی با عنوان «شجاعت عمل » نوشت و تمام اتفاقات مربوط به زمان حضورش در بانک مرکزی را از دیدگاه خودش بازتعریف کرد. این کتاب را انتشارات دنیای اقتصاد ترجمه و روانه بازار نشر کرده است.
🔹 اقتصاددانی با کلکسیونی از جوایز
«داگلاس وارن دایموند» در اکتبر 1953 متولد شد. زمینه تخصصی او مطالعه واسطههای مالی، بحرانهای مالی و نقدینگی است. پروفسور دایموند افتخارات آکادمیک زیادی دارد و جوایز زیادی را برنده شده است. او که در حال حاضر یکی از پژوهشگران همکار در دفتر ملی تحقیقات اقتصادی در ایالات متحده است، همچنین در آکادمی ملی علوم ایالات متحده، انجمن اقتصادسنجی، آکادمی هنر و علوم آمریکا و انجمن مالی آمریکا نیز عضویت دارد. او پیش از دریافت جایزه نوبل، «جایزه اوناسیس» در زمینه اقتصاد مالی ،«جایزه گروه CME »را برای نوآوری در کاربردهای محاسباتی و «جایزه مورگان استنلی» را به خانه برده است.
🔹 اقتصاددان رزمیکار
در میان سه برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 2022 شاید بتوان ادعا کرد که «فیلیپ دیبویگ» بهخاطر ظاهر متفاوتش بیشتر و پیشتر از سایرین توجهات را به سمت خود جلب میکند. ظاهر متفاوت موهای سر و صورت دیبویگ و پوشش جالب او که نشاندهنده علاقهاش به ورزشهای رزمی شرق آسیاست میان علاقهمندان به اقتصاد بیشتر از قبل مورد توجه قرار گرفته است. او از نواختن موسیقی جاز لذت میبرد و همچنین برخی سازهای سنتی دیگر مانند ارهو و هولوسی را به خوبی مینوازد. دیبویگ همچنین در اوقات فراغت خود به وزنهبرداری و تایجی و پیادهروی میپردازد و به ورزشهای شرقی علاقهمند است.
فیلیپ دیبویگ در 22 می سال 1955 متولد شد. وی در دایتون از شهرهای ایالت اوهایو بزرگ شد و مدرک کارشناسی خود را در همزمان در دو رشته ریاضی و فیزیک از دانشگاه ایندیانا در سال 1976 دریافت کرد. وی توانست مدرک دکترای اقتصاد خود را از دانشگاه ییل در سال 1979، زمانی که تنها 24 سال داشت دریافت کند. پیشتر از این او توانسته بود در فاصله کوتاهی مدرک کارشناسی ارشد خود را از همین دانشگاه دریافت کند و البته پیش از آن برای دوره کوتاهی در دانشگاه پرینستون به عنوان دانشجوی دکترای اقتصاد تحصیل کند. همانطور که گفته شد استاد راهنمای دوره دکترای وی استفان راس بود. دیبویگ در این دوره با دایموند آشنا شد و زمینه تحقیقات آتی آنها در این دوره اتفاق افتاد.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
✍️سیدمهدی حسینیگوهر/نویسنده و مترجم
ساعتی پس از ظهر هجدهمین روز مهرماه، آکادمی سلطنتی علوم سوئد نام سه اقتصاددان را به عنوان برندگان جایزه نوبل اقتصاد در سال 2022 اعلام کرد. بر اساس اعلام این آکادمی، «بن برنانکی» که به مدت 8 سال ریاست بانک مرکزی آمریکا (فدرال رزرو) را بر عهده داشت، همراه «داگلاس دایموند» و «فیلیپ دیبویگ» به دلیل تحقیقاتشان در زمینه بانکها و بحرانهای مالی این جایزه را برنده شدند. نوبل امسال در حالی به سه متخصص بحران مالی رسید که در پیشبینیها هیچ نامی از سه برنده نهایی دیده نمیشد و هیچکس تصور نمیکرد سه محقق بحران مالی برنده این جایزه شوند. سه برنده جایزه نوبل اقتصاد توضیح دادهاند که شکنندگی بانکها چگونه میتواند برای اقتصاد ویرانگر باشد. این دغدغه مهم در سقوط وال استریت در سال 1929، رکود بزرگ پس از آن و نیز بحران مالی جهانی در سال 2008 دیده شده است. کمیته نوبل در اطلاعیه 10 اکتبر گفت که بینش کار برندگان جایزه امسال برای توانمند ساختن بانکها، دولتها و موسسهای بین المللی برای عبور از همه گیری کووید-19 بدون پیامدهای اقتصادی فاجعه بار ضروری بود و این سه اقتصاددان به طور قابلتوجهی درک ما را از نقش بانکها در اقتصاد، به ویژه در زمان بحرانهای مالی، و همچنین نحوه تنظیم بازارهای مالی بهبود بخشیدند.
🔹 بن برنانکی کیست؟
بحران مالی 2008 باعث شد بن برنانکی به یکی از مشهورترین اقتصاددانان در عرصه سیاستگذاری و یکی از روسای شاخص فدرالرزرو تبدیل شود. در حالی که برخی منتقدانش او را به پولپاشی متهم میکردند و عکسش سوار بر هلیکوپتر و پاشیدن پول بارها در نشریات مختلف چاپ شد، بسیاری بر این عقیده بودند که نبود او و سیاستهایش بحران مالی 2008 را به رکود بزرگ دیگری در تاریخ اقتصاد آمریکا و حتی جهان تبدیل میکرد.
آقای برنانکی که اخیرا کتابی مفصل با عنوان «سیاست پولی قرن بیست و یکم» را روانه بازار کرده، با تحلیل رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰ نشان داد که چگونه کارکرد بانکها عامل تعیین کنندهای در عمیق شدن و طولانی شدن دوره رکود اقتصادی است. برنانکی در سال 2015 کتابی با عنوان «شجاعت عمل » نوشت و تمام اتفاقات مربوط به زمان حضورش در بانک مرکزی را از دیدگاه خودش بازتعریف کرد. این کتاب را انتشارات دنیای اقتصاد ترجمه و روانه بازار نشر کرده است.
🔹 اقتصاددانی با کلکسیونی از جوایز
«داگلاس وارن دایموند» در اکتبر 1953 متولد شد. زمینه تخصصی او مطالعه واسطههای مالی، بحرانهای مالی و نقدینگی است. پروفسور دایموند افتخارات آکادمیک زیادی دارد و جوایز زیادی را برنده شده است. او که در حال حاضر یکی از پژوهشگران همکار در دفتر ملی تحقیقات اقتصادی در ایالات متحده است، همچنین در آکادمی ملی علوم ایالات متحده، انجمن اقتصادسنجی، آکادمی هنر و علوم آمریکا و انجمن مالی آمریکا نیز عضویت دارد. او پیش از دریافت جایزه نوبل، «جایزه اوناسیس» در زمینه اقتصاد مالی ،«جایزه گروه CME »را برای نوآوری در کاربردهای محاسباتی و «جایزه مورگان استنلی» را به خانه برده است.
🔹 اقتصاددان رزمیکار
در میان سه برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 2022 شاید بتوان ادعا کرد که «فیلیپ دیبویگ» بهخاطر ظاهر متفاوتش بیشتر و پیشتر از سایرین توجهات را به سمت خود جلب میکند. ظاهر متفاوت موهای سر و صورت دیبویگ و پوشش جالب او که نشاندهنده علاقهاش به ورزشهای رزمی شرق آسیاست میان علاقهمندان به اقتصاد بیشتر از قبل مورد توجه قرار گرفته است. او از نواختن موسیقی جاز لذت میبرد و همچنین برخی سازهای سنتی دیگر مانند ارهو و هولوسی را به خوبی مینوازد. دیبویگ همچنین در اوقات فراغت خود به وزنهبرداری و تایجی و پیادهروی میپردازد و به ورزشهای شرقی علاقهمند است.
فیلیپ دیبویگ در 22 می سال 1955 متولد شد. وی در دایتون از شهرهای ایالت اوهایو بزرگ شد و مدرک کارشناسی خود را در همزمان در دو رشته ریاضی و فیزیک از دانشگاه ایندیانا در سال 1976 دریافت کرد. وی توانست مدرک دکترای اقتصاد خود را از دانشگاه ییل در سال 1979، زمانی که تنها 24 سال داشت دریافت کند. پیشتر از این او توانسته بود در فاصله کوتاهی مدرک کارشناسی ارشد خود را از همین دانشگاه دریافت کند و البته پیش از آن برای دوره کوتاهی در دانشگاه پرینستون به عنوان دانشجوی دکترای اقتصاد تحصیل کند. همانطور که گفته شد استاد راهنمای دوره دکترای وی استفان راس بود. دیبویگ در این دوره با دایموند آشنا شد و زمینه تحقیقات آتی آنها در این دوره اتفاق افتاد.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
Forwarded from انجمن مدیران
⭕️ در تله نقطه حداکثر تأمل گرفتار نشوید
🔸بهترین ایدهها زمانی به سراغتان میآیند که مشغول نوشتن هستید، نه درحال فکر کردن. اگر قرار باشد در یک جزیرهی دورافتاده در وسط اقیانوس یک همراه داشته باشید، چه کسی را با خودتان میبرید؟ همسرتان؟ دوستتان؟ یک مشاور؟ باهوشترین استاد دانشگاه؟ یکنفر که سرگرمتان کند؟ البته که هیچکدام برای بلندمدت بهکارتان نخواهد آمد. کسی را با خود ببرید که بتواند یک قایق بسازد.
🔹ما در زمان فکرکردن به یک موضوع، به نقطهای میرسیم که دیگر هرچهقدر هم که فکر کنیم، حتی یک میلیمتر هم از این نقطه جلوتر نخواهیم رفت. از این لحظه به بعد، مقدار اطلاعات اضافی که با فکرکردن درباره آن موضوع بهدست میآوریم، به صفر میرسد. این همان لحظهای است که "نقطهی حداکثر تأمل" نام دارد.
🔹البته منظورم این نیست که من با فکرکردن روی جزئیات مخالفم. بررسیکردن یک ایده حتی برای لحظاتی کوتاه میتواند دید فوقالعادهای به انسان بدهد. با اینحال بازدهی این فرآیند بهسرعت کاهش مییابد و شگفتآور است که چهقدر زود به نقطه حداکثر تأمل میرسیم.
🔹البته ممکن است لازم شود کمی زمان اضافه هم به خودتان بدهید تا احساسات گذرا، بیجهت روی تصمیمتان تاثیر نگذارند. اما بعد از آن، فکرکردن، شما را از نتیجهای که گرفتهاید جلوتر نخواهد برد. اگر به اطلاعات جدید نیاز دارید، بهتر است دستبهکار شوید.
🔹اگر تأملکردن را یک چراغقوه جیبی در نظر بگیریم، عملکردن مانند یک نورافکن بهمعنای واقعی کلمه است. بهمحض اینکه به یک جایگاه جدید و جذاب رسیدید، میتوانید مجددا چراغقوه خود را روشن کنید.
✳️ اما چرا ما عادت داریم بیش از اندازه روی مسائل فکر کنیم، بسیار فراتر از نقطه حداکثر تأمل! چرا؟
چون اینطور راحتتر است. خیلی سادهتر است که روی مسائل فکر کنیم تا اینکه ابتکار عمل آنها را بهدست بگیریم. گمانهزنی لذتبخشتر از عملگرایی است. مادامی که هنوز درحال سبکسنگینکردن گزینههایتان هستید، احتمال شکست صفر است؛ اما بهمحض اینکه وارد عمل میشوید، خطر شکستخوردن بهمراتب بیشتر خواهد بود. بههمین دلیل است که مردم فکرکردن و تحلیلکردن را ترجیح میدهند.
🔹پیکاسو میگوید برای اینکه بدانید میخواهید چه چیزی بکشید، باید دستبهقلم شوید. در مورد امور زندگیتان هم همینطور است. برای اینکه بدانید چه میخواهید باید دستبهکار شوید. این مطلب ممکن است تلنگری به شما بزند ولی حواستان را جمع کنید که صرفا با فکرکردن به یک زندگی خوب، به آن نمیرسید.
🔹لطفا دفعه بعد که میخواهید تصمیم مهمی بگیرید، بهدقت روی آن فکر کنید، اما فقط تا مرز نقطه حداکثر تأمل. غافلگیر خواهید شد از اینکه چقدر زود به نقطه حداکثر تأمل میرسید. بهمحض رسیدن، چراغقوه خود را خاموش و نورافکن را روشن کنید. این روش هم در محلکار و هم در خانه بهکارتان خواهد آمد؛ چه مشغول سرمایهگذاری روی حرفهتان باشید، چه دنبال بهبود زندگی عاشقانهتان.
🖋آکادمی مدیریت
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
🔸بهترین ایدهها زمانی به سراغتان میآیند که مشغول نوشتن هستید، نه درحال فکر کردن. اگر قرار باشد در یک جزیرهی دورافتاده در وسط اقیانوس یک همراه داشته باشید، چه کسی را با خودتان میبرید؟ همسرتان؟ دوستتان؟ یک مشاور؟ باهوشترین استاد دانشگاه؟ یکنفر که سرگرمتان کند؟ البته که هیچکدام برای بلندمدت بهکارتان نخواهد آمد. کسی را با خود ببرید که بتواند یک قایق بسازد.
🔹ما در زمان فکرکردن به یک موضوع، به نقطهای میرسیم که دیگر هرچهقدر هم که فکر کنیم، حتی یک میلیمتر هم از این نقطه جلوتر نخواهیم رفت. از این لحظه به بعد، مقدار اطلاعات اضافی که با فکرکردن درباره آن موضوع بهدست میآوریم، به صفر میرسد. این همان لحظهای است که "نقطهی حداکثر تأمل" نام دارد.
🔹البته منظورم این نیست که من با فکرکردن روی جزئیات مخالفم. بررسیکردن یک ایده حتی برای لحظاتی کوتاه میتواند دید فوقالعادهای به انسان بدهد. با اینحال بازدهی این فرآیند بهسرعت کاهش مییابد و شگفتآور است که چهقدر زود به نقطه حداکثر تأمل میرسیم.
🔹البته ممکن است لازم شود کمی زمان اضافه هم به خودتان بدهید تا احساسات گذرا، بیجهت روی تصمیمتان تاثیر نگذارند. اما بعد از آن، فکرکردن، شما را از نتیجهای که گرفتهاید جلوتر نخواهد برد. اگر به اطلاعات جدید نیاز دارید، بهتر است دستبهکار شوید.
🔹اگر تأملکردن را یک چراغقوه جیبی در نظر بگیریم، عملکردن مانند یک نورافکن بهمعنای واقعی کلمه است. بهمحض اینکه به یک جایگاه جدید و جذاب رسیدید، میتوانید مجددا چراغقوه خود را روشن کنید.
✳️ اما چرا ما عادت داریم بیش از اندازه روی مسائل فکر کنیم، بسیار فراتر از نقطه حداکثر تأمل! چرا؟
چون اینطور راحتتر است. خیلی سادهتر است که روی مسائل فکر کنیم تا اینکه ابتکار عمل آنها را بهدست بگیریم. گمانهزنی لذتبخشتر از عملگرایی است. مادامی که هنوز درحال سبکسنگینکردن گزینههایتان هستید، احتمال شکست صفر است؛ اما بهمحض اینکه وارد عمل میشوید، خطر شکستخوردن بهمراتب بیشتر خواهد بود. بههمین دلیل است که مردم فکرکردن و تحلیلکردن را ترجیح میدهند.
🔹پیکاسو میگوید برای اینکه بدانید میخواهید چه چیزی بکشید، باید دستبهقلم شوید. در مورد امور زندگیتان هم همینطور است. برای اینکه بدانید چه میخواهید باید دستبهکار شوید. این مطلب ممکن است تلنگری به شما بزند ولی حواستان را جمع کنید که صرفا با فکرکردن به یک زندگی خوب، به آن نمیرسید.
🔹لطفا دفعه بعد که میخواهید تصمیم مهمی بگیرید، بهدقت روی آن فکر کنید، اما فقط تا مرز نقطه حداکثر تأمل. غافلگیر خواهید شد از اینکه چقدر زود به نقطه حداکثر تأمل میرسید. بهمحض رسیدن، چراغقوه خود را خاموش و نورافکن را روشن کنید. این روش هم در محلکار و هم در خانه بهکارتان خواهد آمد؛ چه مشغول سرمایهگذاری روی حرفهتان باشید، چه دنبال بهبود زندگی عاشقانهتان.
🖋آکادمی مدیریت
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
Forwarded from انجمن مدیران
⭕️ نقش نویز در تصمیم گیری!
🔸واژۀ «سوگیری» عموماً در گفت و گوها به معنای قضاوتهای غلط و تصمیمات ناخوشایند به کار میرود. این واژه را وقتی استفاده میکنیم که تبعیضی در کار باشد، مثل سوگیری علیه زنان. اما معنای این واژه گستردهتر از این است: سوگیری عبارت است از هر خطای پیشبینیپذیری که قضاوتتان را به سمتوسوی خاصی متمایل میسازد. مثلاً وقتی پیشبینیهای فروش مدام خوشبینانه باشند یا تصمیمات سرمایهگذاری بیشازحد محتاطانه، میتوانیم بگوییم پای سوگیری در میان است.
🔹جامعه توجه زیادی خرج مشکل سوگیری کرده و البته بیراه هم نیست. اما وقتی بحث قضاوت های غلط یا تصمیمهای ناخوشایند به میان میآید، نوع دیگری از خطا نیز مطرح است که توجه خیلی کمتری به آن معطوف میگردد: "نویز"
🔹برای مشاهدۀ تفاوت میان سوگیری و نویز، ترازوی خانهتان را در نظر بگیرید. اگر متوسط اعدادی که نشان میدهد زیادی بالا (یا پایین) باشد، ترازو سوگیری دارد. اگر چند بار پشتسر هم روی آن بروید و هر بار عدد متفاوتی را نشان دهد، نویز دارد (ترازوهای ارزان احتمالاً هم سوگیر باشند و هم نویزدار). میتوان گفت سوگیری میانگین خطاهاست و نویز دامنۀ تغییراتشان.
🔹نویز، با آنکه عاملی است عمدتاً مغفول، اما از منابع اصلی سوءعملکرد در جامعه به شمار میآید. مثلاً در پژوهشی در سال ۱۹۸۱ از ۲۰۸ قاضی فدرال خواستند برای شانزده پروندۀ مشابه حکمی مناسب صادر کنند. پروندهها با ویژگیهای تخلف (دزدی یا شیادی، با خشونت یا بدون خشونت) و متهم (جوان یا پیر، سابقهدار یا فاقد سوءسابقه، شریکجرم یا مجرم اصلی) توصیف شدند. شاید تصور کنید که حکم قضات در چنین مواردی تا حد زیادی شباهت داشته، چون هیچ اطلاعات انحرافیای در میان نبوده و فقط اطلاعات مرتبط را در دسترس داشتهاند.
🔹اما قضات نظر یکسانی نداشتند. میانگین تفاوت حکمِ دو قاضیِ تصادفاً انتخابشده برای جرمی مشابه بیش از ۳/۵ سال بود. با توجه به اینکه میانگین کل حکمها هفت سال بود، این سهونیم سال اختلاف واقعاً حجمی نگرانکننده از نویز است.
🔹نویز در دادگاههای واقعی قطعاً بدتر است، چون پروندههای واقعی پیچیده ترند و قضاوتشان نسبت به پروندههای آزمایشی دشوارتر. نظام قضایی به شکلی ناپذیرفتنی نویزدار است.
🔹در سال ۲۰۱۵، پژوهشی دربارۀ بیمهگرها در یک شرکت بزرگ بیمهای انجام دادیم. به ۴۸ بیمهگر، خلاصه هایی واقع گرایانه از خطراتی نشان دادند و آنها نیز ارزشگذاریشان کردند، درست نظیر آنچه در کار واقعی شان انجام میدادند. به نظرتان اختلاف ارزشهایی که دو بیمهگر کارکشته برای خطر مشابه در نظر گرفتند چقدر است؟ مدیران شرکت بیمه گفتند انتظار اختلافی ۱۰ درصدی دارند. اما تفاوتی معمول که ما میان دو بیمهگر یافتیم، در کمال شگفتی، ۵۵ درصد از متوسط ارزش بود، یعنی بیش از پنج برابر بیشتر از آنچه مدیران انتظار داشتند.
🔹بسیاری از پژوهشهای دیگر نیز حاکی از وجود نویز در قضاوت های حرفهای است. پرتوشناس ها در خوانش تصاویر و متخصصان قلب در تصمیمات مربوط به جراحی اختلاف نظر دارند. وجود نویز در پیشبینیهای اقتصادی شهرۀ خاص و عام است. گاهی کارشناسانِ اثر انگشت دربارۀ وجود «همخوانی» اختلافنظر دارند. هر جا قضاوتی هست، نویز هم هست، بیش از آنچه خیال میکنید.
🔹نویز هم مانند سوگیری، به خطا میانجامد، اما این دو خطا جدا و مستقل از هماند. اگر بعضی مسئولانِ استخدام در شرکتی خواهان استخدام مردان و برخی دیگر خواهان استخدام بانوان باشند، تصمیمات استخدامی این شرکت ممکن است بدون سوگیری باشد، اما نویز خواهد داشت و تصمیمات بد زیادی پیش خواهد آمد. همینطور، اگر یک سیاست بیمهای بیش از حد گران و دیگری بیش از حد ارزان باشد (و تفاوت آنها از ارزش واقعی به یک اندازه باشد)، شرکت دو بار اشتباه کرده است، گرچه در کل سوگیری وجود ندارد.
🔹منبع دیگر نویز این است که مردم معمولاً گرایشهای کلی متفاوتی دارند. شدت حکمهای صادره از قضاتِ مختلف غالباً تفاوت دارد: بعضی قاضیها «اهل اعدام» هستند و برخی آسانگیر.
🔹منبع سوم نویز، کمتر به شهود افراد مربوط میشود، اما معمولاً بیشترین میزان نویز از همینجا سرچشمه میگیرد: مردم، علاوهبر گرایشهای کلی متفاوت (همچون سختگیری و آسانگیری)، الگوهای ارزیابی متفاوتی هم دارند (مثلاً اینکه کدام موارد به نظرشان سزاوار سختگیری یا آسانگیری است). بیمهگرها در دیدگاه خود نسبت به آنچه پرخطر است با هم اختلافنظر دارند و پزشکان در اینکه کدام امراض نیازمند درمان هستند. ما همیشه تفاوتهای فردی را میستاییم، اما گاهی فراموش میکنیم که، وقتی انتظار یکپارچگی میرود، تفاوت فردی به نقطه ضعف تبدیل میگردد.
🖋ترجمان
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
🔸واژۀ «سوگیری» عموماً در گفت و گوها به معنای قضاوتهای غلط و تصمیمات ناخوشایند به کار میرود. این واژه را وقتی استفاده میکنیم که تبعیضی در کار باشد، مثل سوگیری علیه زنان. اما معنای این واژه گستردهتر از این است: سوگیری عبارت است از هر خطای پیشبینیپذیری که قضاوتتان را به سمتوسوی خاصی متمایل میسازد. مثلاً وقتی پیشبینیهای فروش مدام خوشبینانه باشند یا تصمیمات سرمایهگذاری بیشازحد محتاطانه، میتوانیم بگوییم پای سوگیری در میان است.
🔹جامعه توجه زیادی خرج مشکل سوگیری کرده و البته بیراه هم نیست. اما وقتی بحث قضاوت های غلط یا تصمیمهای ناخوشایند به میان میآید، نوع دیگری از خطا نیز مطرح است که توجه خیلی کمتری به آن معطوف میگردد: "نویز"
🔹برای مشاهدۀ تفاوت میان سوگیری و نویز، ترازوی خانهتان را در نظر بگیرید. اگر متوسط اعدادی که نشان میدهد زیادی بالا (یا پایین) باشد، ترازو سوگیری دارد. اگر چند بار پشتسر هم روی آن بروید و هر بار عدد متفاوتی را نشان دهد، نویز دارد (ترازوهای ارزان احتمالاً هم سوگیر باشند و هم نویزدار). میتوان گفت سوگیری میانگین خطاهاست و نویز دامنۀ تغییراتشان.
🔹نویز، با آنکه عاملی است عمدتاً مغفول، اما از منابع اصلی سوءعملکرد در جامعه به شمار میآید. مثلاً در پژوهشی در سال ۱۹۸۱ از ۲۰۸ قاضی فدرال خواستند برای شانزده پروندۀ مشابه حکمی مناسب صادر کنند. پروندهها با ویژگیهای تخلف (دزدی یا شیادی، با خشونت یا بدون خشونت) و متهم (جوان یا پیر، سابقهدار یا فاقد سوءسابقه، شریکجرم یا مجرم اصلی) توصیف شدند. شاید تصور کنید که حکم قضات در چنین مواردی تا حد زیادی شباهت داشته، چون هیچ اطلاعات انحرافیای در میان نبوده و فقط اطلاعات مرتبط را در دسترس داشتهاند.
🔹اما قضات نظر یکسانی نداشتند. میانگین تفاوت حکمِ دو قاضیِ تصادفاً انتخابشده برای جرمی مشابه بیش از ۳/۵ سال بود. با توجه به اینکه میانگین کل حکمها هفت سال بود، این سهونیم سال اختلاف واقعاً حجمی نگرانکننده از نویز است.
🔹نویز در دادگاههای واقعی قطعاً بدتر است، چون پروندههای واقعی پیچیده ترند و قضاوتشان نسبت به پروندههای آزمایشی دشوارتر. نظام قضایی به شکلی ناپذیرفتنی نویزدار است.
🔹در سال ۲۰۱۵، پژوهشی دربارۀ بیمهگرها در یک شرکت بزرگ بیمهای انجام دادیم. به ۴۸ بیمهگر، خلاصه هایی واقع گرایانه از خطراتی نشان دادند و آنها نیز ارزشگذاریشان کردند، درست نظیر آنچه در کار واقعی شان انجام میدادند. به نظرتان اختلاف ارزشهایی که دو بیمهگر کارکشته برای خطر مشابه در نظر گرفتند چقدر است؟ مدیران شرکت بیمه گفتند انتظار اختلافی ۱۰ درصدی دارند. اما تفاوتی معمول که ما میان دو بیمهگر یافتیم، در کمال شگفتی، ۵۵ درصد از متوسط ارزش بود، یعنی بیش از پنج برابر بیشتر از آنچه مدیران انتظار داشتند.
🔹بسیاری از پژوهشهای دیگر نیز حاکی از وجود نویز در قضاوت های حرفهای است. پرتوشناس ها در خوانش تصاویر و متخصصان قلب در تصمیمات مربوط به جراحی اختلاف نظر دارند. وجود نویز در پیشبینیهای اقتصادی شهرۀ خاص و عام است. گاهی کارشناسانِ اثر انگشت دربارۀ وجود «همخوانی» اختلافنظر دارند. هر جا قضاوتی هست، نویز هم هست، بیش از آنچه خیال میکنید.
🔹نویز هم مانند سوگیری، به خطا میانجامد، اما این دو خطا جدا و مستقل از هماند. اگر بعضی مسئولانِ استخدام در شرکتی خواهان استخدام مردان و برخی دیگر خواهان استخدام بانوان باشند، تصمیمات استخدامی این شرکت ممکن است بدون سوگیری باشد، اما نویز خواهد داشت و تصمیمات بد زیادی پیش خواهد آمد. همینطور، اگر یک سیاست بیمهای بیش از حد گران و دیگری بیش از حد ارزان باشد (و تفاوت آنها از ارزش واقعی به یک اندازه باشد)، شرکت دو بار اشتباه کرده است، گرچه در کل سوگیری وجود ندارد.
🔹منبع دیگر نویز این است که مردم معمولاً گرایشهای کلی متفاوتی دارند. شدت حکمهای صادره از قضاتِ مختلف غالباً تفاوت دارد: بعضی قاضیها «اهل اعدام» هستند و برخی آسانگیر.
🔹منبع سوم نویز، کمتر به شهود افراد مربوط میشود، اما معمولاً بیشترین میزان نویز از همینجا سرچشمه میگیرد: مردم، علاوهبر گرایشهای کلی متفاوت (همچون سختگیری و آسانگیری)، الگوهای ارزیابی متفاوتی هم دارند (مثلاً اینکه کدام موارد به نظرشان سزاوار سختگیری یا آسانگیری است). بیمهگرها در دیدگاه خود نسبت به آنچه پرخطر است با هم اختلافنظر دارند و پزشکان در اینکه کدام امراض نیازمند درمان هستند. ما همیشه تفاوتهای فردی را میستاییم، اما گاهی فراموش میکنیم که، وقتی انتظار یکپارچگی میرود، تفاوت فردی به نقطه ضعف تبدیل میگردد.
🖋ترجمان
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
✳️ آیا جعبه نارنجی شما کار می کند؟!
✅ همه ما نام جعبه سیاه را شنیدهایم. وقتی هواپیما یا کشتی اقیانوسپیمایی دچار سانحه میشود همه برای فهم ماجرا به دنبال جعبه سیاه می گردند. جعبه سیاه یا پروازنگار، ضبطکننده اطلاعات پرواز در هواپیما (و همچنین در کشتی، بالگرد و فضاپیماهای سرنشیندار) ابزاری است که در طول پرواز جهت ذخیره پارامترهای خاصی به کار میرود.
🔸جالب است که بدانید که جعبه سیاه، سیاه نیست! بلکه نارنجی- فسفری است! داشتن چنین رنگ شاخصی بعد از وقوع سانحه در پیدا کردن جعبه سیاه به ويژه در هنگام سقوط هواپیما در آب، بسیار مؤثر است. جعبه سیاه پارامترهای پروازی متعددی را ضبط میکند. گفته می شود جعبههای سیاه معمولاً اطلاعات ۲۵ ساعت آخر پرواز را ضبط میکنند.
🔸آنالیز دقیق و بدون سوگیری اطلاعات ذخیرهسازی شده و رمزگشایی از آنها باعث میشود نقائص و خطاهایی که باعث ایجاد سانحه شده را مشخص کرد و از تکرار آنها جلوگیری کرد. اما مساله اینجاست: آیا این سوانح فقط برای هواپیماها، کشتی ها و . . . . است یا برای افراد، سازمانها و کشورها هم بوجود میآید؟
این فقط هواپیماها نیستند که سقوط میکنند بلکه سیاستها نیز سقوط میکنند. این فقط کشتیها نیستند که غرق میشوند، بلکه افراد و دولتها نیز غرق میشوند.
🔸فرض کنید در زندگی شخصی تصمیم گرفتید که هشتاد درصد از منابع مالی خود را روی یک دارایی، سرمایه گذاری شخصی کنید؛ یا فرض کنید که در سازمان تصمیم گرفته اید که یک محصول کاملا نوآورانه به بازار ارایه کنید یا در عرصه کشورداری، یک سیاست رفاهی اجتماعی را اتخاذ کرده اید که روی زندگی هشتاد میلیون نفر موثر است. در همه موارد فوق یک تصمیم استراتژیک اتخاذ شده است. این مانند این است که شما یک هواپیما را میخواهید از نقطه الف به نقطه ب برسانید.
🔸بر اساس تجربه محتمل است که تصمیم شما در حوزه سرمایه گذاری شخصی یا نوآوری سازمانی یا سیاست گذاری ملی به شکست (سقوط و غرق شدگی) بیانجامد. اینجاست که شما باید جعبه سیاه (نارنجی) خود را پیدا کنید و اطلاعات را آنالیز کنید و بفهمید که چه شد که شکست رخ داد؟
🔸به عنوان نمونه، اطلاعات زیر را باید بررسی کنیم تا بفهمیم کجا اشتباه کرده ایم:
▪️آیا نشانههای کاهش ارزش داراییمان را دریافت کرده بودیم؟
▪️آیا به ارزش دیگر داراییهای جایگزین فکر کرده بودیم؟
▪️چه سیگنالهایی از محیط دریافت کردهایم اما آنها را جدی نگرفتهایم؟
▪️چه پارامتری را اشتباه تفسیر کردهایم؟ آیا تغییرات پارامترهای کلیدی را رصد و تحلیل کردهایم؟
◀️ کسانی که از تاریخ درس نگیرند، اشتباهات تاریخی را در آینده به صورتی احمقانه مجددا تکرار میکنند. جعبه نارنجی شما را باهوشتر میکند.
✍ دکتر مجتبی لشکربلوکی (با تلخیص)
✅ همه ما نام جعبه سیاه را شنیدهایم. وقتی هواپیما یا کشتی اقیانوسپیمایی دچار سانحه میشود همه برای فهم ماجرا به دنبال جعبه سیاه می گردند. جعبه سیاه یا پروازنگار، ضبطکننده اطلاعات پرواز در هواپیما (و همچنین در کشتی، بالگرد و فضاپیماهای سرنشیندار) ابزاری است که در طول پرواز جهت ذخیره پارامترهای خاصی به کار میرود.
🔸جالب است که بدانید که جعبه سیاه، سیاه نیست! بلکه نارنجی- فسفری است! داشتن چنین رنگ شاخصی بعد از وقوع سانحه در پیدا کردن جعبه سیاه به ويژه در هنگام سقوط هواپیما در آب، بسیار مؤثر است. جعبه سیاه پارامترهای پروازی متعددی را ضبط میکند. گفته می شود جعبههای سیاه معمولاً اطلاعات ۲۵ ساعت آخر پرواز را ضبط میکنند.
🔸آنالیز دقیق و بدون سوگیری اطلاعات ذخیرهسازی شده و رمزگشایی از آنها باعث میشود نقائص و خطاهایی که باعث ایجاد سانحه شده را مشخص کرد و از تکرار آنها جلوگیری کرد. اما مساله اینجاست: آیا این سوانح فقط برای هواپیماها، کشتی ها و . . . . است یا برای افراد، سازمانها و کشورها هم بوجود میآید؟
این فقط هواپیماها نیستند که سقوط میکنند بلکه سیاستها نیز سقوط میکنند. این فقط کشتیها نیستند که غرق میشوند، بلکه افراد و دولتها نیز غرق میشوند.
🔸فرض کنید در زندگی شخصی تصمیم گرفتید که هشتاد درصد از منابع مالی خود را روی یک دارایی، سرمایه گذاری شخصی کنید؛ یا فرض کنید که در سازمان تصمیم گرفته اید که یک محصول کاملا نوآورانه به بازار ارایه کنید یا در عرصه کشورداری، یک سیاست رفاهی اجتماعی را اتخاذ کرده اید که روی زندگی هشتاد میلیون نفر موثر است. در همه موارد فوق یک تصمیم استراتژیک اتخاذ شده است. این مانند این است که شما یک هواپیما را میخواهید از نقطه الف به نقطه ب برسانید.
🔸بر اساس تجربه محتمل است که تصمیم شما در حوزه سرمایه گذاری شخصی یا نوآوری سازمانی یا سیاست گذاری ملی به شکست (سقوط و غرق شدگی) بیانجامد. اینجاست که شما باید جعبه سیاه (نارنجی) خود را پیدا کنید و اطلاعات را آنالیز کنید و بفهمید که چه شد که شکست رخ داد؟
🔸به عنوان نمونه، اطلاعات زیر را باید بررسی کنیم تا بفهمیم کجا اشتباه کرده ایم:
▪️آیا نشانههای کاهش ارزش داراییمان را دریافت کرده بودیم؟
▪️آیا به ارزش دیگر داراییهای جایگزین فکر کرده بودیم؟
▪️چه سیگنالهایی از محیط دریافت کردهایم اما آنها را جدی نگرفتهایم؟
▪️چه پارامتری را اشتباه تفسیر کردهایم؟ آیا تغییرات پارامترهای کلیدی را رصد و تحلیل کردهایم؟
◀️ کسانی که از تاریخ درس نگیرند، اشتباهات تاریخی را در آینده به صورتی احمقانه مجددا تکرار میکنند. جعبه نارنجی شما را باهوشتر میکند.
✍ دکتر مجتبی لشکربلوکی (با تلخیص)
🔘 آمار تکان دهنده از تعداد فارغ التحصیل بیکار
🔺در حال حاضر ۲ میلیون و ۳۳۳ هزار و ۴۵۷ نفر بیکار در کشور داریم که بررسی سهم «جمعیت بیکار تحصیل کرده از مجموع جمعیت بیکار کشور» حاکی از آن است که ۴۰.۹ درصد بیکاران کشور، در گروه فارغالتحصیلان آموزش عالی قرار دارند که این سهم در تابستان سال ۱۴۰۰، معادل ۴۰.۶ درصد بود که بیانگر رشد ۰.۳ درصدی تعداد فارغ التحصیلان بیکار است
🔺البته سهم «جمعیت شاغل فارغالتحصیل از کل شاغلان» با رشد مواجه بوده به طوری که این سهم ۰.۹ درصد افزایش داشته و از ۲۵.۶ درصد در تابستان سال ۱۴۰۰ به ۲۶.۵ درصد در تابستان سال ۱۴۰۱ رسیده است/ مهر
🔺در حال حاضر ۲ میلیون و ۳۳۳ هزار و ۴۵۷ نفر بیکار در کشور داریم که بررسی سهم «جمعیت بیکار تحصیل کرده از مجموع جمعیت بیکار کشور» حاکی از آن است که ۴۰.۹ درصد بیکاران کشور، در گروه فارغالتحصیلان آموزش عالی قرار دارند که این سهم در تابستان سال ۱۴۰۰، معادل ۴۰.۶ درصد بود که بیانگر رشد ۰.۳ درصدی تعداد فارغ التحصیلان بیکار است
🔺البته سهم «جمعیت شاغل فارغالتحصیل از کل شاغلان» با رشد مواجه بوده به طوری که این سهم ۰.۹ درصد افزایش داشته و از ۲۵.۶ درصد در تابستان سال ۱۴۰۰ به ۲۶.۵ درصد در تابستان سال ۱۴۰۱ رسیده است/ مهر