✳️ دنیا را کسانی که بیتفاوت تماشا میکنند، نابود میکنند!
✅ از روی این جمله راحت رد نشوید. برگردید و یک بار دیگر این جمله را بخوانید. یکی از ریشههای فقر، ناکارآمدی و عدم توسعهیافتگی همین بیتفاوت بودنها و خود را به کوچه علیچپزدنها است.
گاهی اوقات اصولا بیتفاوت بودن و تظاهر به بیتفاوتی تبدیل می شود به یک پرستيژ اجتماعی. یعنی اینکه من چیزهایی میدانم که شما نمیدانید! من میدانم نمیشود و شما نمیدانید و به همین خاطر بیهوده تلاش میکنید! بیتفاوتی میشود یک مصداق خلاف جریان آب شنا کردن. فراگیری این پدیده بسیار خطرناک است.
🔸اما به خاطر بسپاریم سراشیبی سقوط یک جامعه از آن جایی آغاز میشود که امیدواری کمرنگ میشود و راه بیتفاوتی باز میشود.
◀️ تجویز راهبردی:
🔸چه باید کرد؟ لازمست کوچه علی چپ را گِل گرفت و ذهن را از «کوچه علی چپ» به «بزرگراه مسوولیت» هدایت کرد. چگونه؟ با تمرینهای کوچک. اگر همه ما در قبال مسائل روزانه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، حساس/مسوول/با تفاوت (بر عکسِ بیتفاوت) باشیم جهان بهتری پیشِ روی ماست:
▪️آشغالی که در خیابان ریخته شده و میتوانیم برداریم، اما برش نمیداریم.
▪️کتاب هایی که در کتابخانه های ما خاک میخورد و میتوانیم آن را به کتابخانههای عمومی هدیه دهیم.
▪️زباله های تر و خشکی که میتوانیم آنها را در پلاستیکهای مجزا تفکیک کنیم اما نمیکنیم.
▪️لامپی که در پارکینگ خانه ما روشن مانده است و میتوانیم خاموش کنیم اما نمیکنیم.
▪️ایده یا انتقادی که می توانیم برای مدیرمان بفرستیم اما نمی فرستیم.
▪️نکته ای که بلدیم و میتوانیم آن را با دیگران به اشتراک بگذاریم اما تنبلی میکنیم.
🔸کافی است بیتفاوت نباشیم. تغییرات بزرگ از تجمیع همین تغییرات کوچک آغاز میشود. قرار نیست همه ما یک مصلح اجتماعی بزرگ یا یک کارآفرین اقتصادی جهانی باشیم. کافیست به اندازه یک آشغال جمع کردن، یک کتاب هدیه دادن، خاموش کردن یک لامپ یا ارسال یک ایده در ساختن فردایی بهتر نقش آفرینی کنیم.
🔸درست زمانی که همگی دم از ناامیدی می زنند و بر طبل بی تفاوتی میکوبند وظیفه شما دو برابر می شود: هم خودتان نباید بیتفاوت شوید و هم باید دیگران را به باتفاوتی (بر عکسِ بیتفاوتی) تشویق کنید.
این نکته بسیار مهم را به خاطر بسپارید: بیتفاوتها هیچگاه نتوانستهاند در دنیا تفاوتی ایجاد کنند. نگذارید بیتفاوتی و بیتفاوتها سرنوشت شما را رقم بزنند.
✍ دکتر مجتبی لشکربلوکی (با تلخیص)
✅ از روی این جمله راحت رد نشوید. برگردید و یک بار دیگر این جمله را بخوانید. یکی از ریشههای فقر، ناکارآمدی و عدم توسعهیافتگی همین بیتفاوت بودنها و خود را به کوچه علیچپزدنها است.
گاهی اوقات اصولا بیتفاوت بودن و تظاهر به بیتفاوتی تبدیل می شود به یک پرستيژ اجتماعی. یعنی اینکه من چیزهایی میدانم که شما نمیدانید! من میدانم نمیشود و شما نمیدانید و به همین خاطر بیهوده تلاش میکنید! بیتفاوتی میشود یک مصداق خلاف جریان آب شنا کردن. فراگیری این پدیده بسیار خطرناک است.
🔸اما به خاطر بسپاریم سراشیبی سقوط یک جامعه از آن جایی آغاز میشود که امیدواری کمرنگ میشود و راه بیتفاوتی باز میشود.
◀️ تجویز راهبردی:
🔸چه باید کرد؟ لازمست کوچه علی چپ را گِل گرفت و ذهن را از «کوچه علی چپ» به «بزرگراه مسوولیت» هدایت کرد. چگونه؟ با تمرینهای کوچک. اگر همه ما در قبال مسائل روزانه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، حساس/مسوول/با تفاوت (بر عکسِ بیتفاوت) باشیم جهان بهتری پیشِ روی ماست:
▪️آشغالی که در خیابان ریخته شده و میتوانیم برداریم، اما برش نمیداریم.
▪️کتاب هایی که در کتابخانه های ما خاک میخورد و میتوانیم آن را به کتابخانههای عمومی هدیه دهیم.
▪️زباله های تر و خشکی که میتوانیم آنها را در پلاستیکهای مجزا تفکیک کنیم اما نمیکنیم.
▪️لامپی که در پارکینگ خانه ما روشن مانده است و میتوانیم خاموش کنیم اما نمیکنیم.
▪️ایده یا انتقادی که می توانیم برای مدیرمان بفرستیم اما نمی فرستیم.
▪️نکته ای که بلدیم و میتوانیم آن را با دیگران به اشتراک بگذاریم اما تنبلی میکنیم.
🔸کافی است بیتفاوت نباشیم. تغییرات بزرگ از تجمیع همین تغییرات کوچک آغاز میشود. قرار نیست همه ما یک مصلح اجتماعی بزرگ یا یک کارآفرین اقتصادی جهانی باشیم. کافیست به اندازه یک آشغال جمع کردن، یک کتاب هدیه دادن، خاموش کردن یک لامپ یا ارسال یک ایده در ساختن فردایی بهتر نقش آفرینی کنیم.
🔸درست زمانی که همگی دم از ناامیدی می زنند و بر طبل بی تفاوتی میکوبند وظیفه شما دو برابر می شود: هم خودتان نباید بیتفاوت شوید و هم باید دیگران را به باتفاوتی (بر عکسِ بیتفاوتی) تشویق کنید.
این نکته بسیار مهم را به خاطر بسپارید: بیتفاوتها هیچگاه نتوانستهاند در دنیا تفاوتی ایجاد کنند. نگذارید بیتفاوتی و بیتفاوتها سرنوشت شما را رقم بزنند.
✍ دکتر مجتبی لشکربلوکی (با تلخیص)
💢یکی از ويژگیهای ما آدمها مرز گذاشتن است.
بدیهی است که اولین مرزی که به ذهن میآید، مرز جغرافیایی است. اگر دو متر این طرفتر دنیا بیایی میشوی ایرانی و دو متر آن طرفتر میشود ترک یا عراقی یا ... اما ای کاش مرزهای انسانی همین مرزها بود. ما بین خیلی چیزها مرز می گذاریم.
مرز بین رییس و کارمند
مرز بین پدر و فرزند
مرز بین صاحب خانه و نگهبان
مرز بین پولدار و بی پول ها
مرز بین لر و ترک
خب ممکن است بپرسید که چه ایرادی دارد؟
بزرگ ترین ایرادش این است که ما زندانی می شویم.
ما آزادی خود را از دست می دهیم. بگذارید مثال بزنم: چون من ثروتمندم پس نمی توانم، ساندویچی معمولی و ارزان بخرم و بنشینم لب جوب و آن را بخورم.
چون من رییس اداره هستم نمی شود که ماشین من ساده باشد و ماشین تمام کارمندان من های کلاس!
چون ما صاحب خانه ام نمی توانم با نگهبانم سر یک سفره بنشینم و با هم کلی بخندیم. او به تنهایی غذا می خورد و من به تنهایی! چرا؟ چون قرار است مرزها شکسته نشود.
من تشنه ام می شود به بوفه دانشجویان نمی روم و آن جا نمی نشینم، چرا؟ چون قرار است مرزها رعایت شود. شان استادی چه می شود؟
و بدین ترتیب قواعد، پروتکل ها، مرزها، باید و نبایدها آنقدر دور و بر ما هستند که ما دیگر خودمان نیستیم.
ما می شویم یک زندانی که باید درون "چهارمتری مرزهای مصنوعی" فقط قدم بزنیم. خندیدن، خوردن، پوشیدن، حتی فکر کردمان، بسته، تکراری و مصنوعی شده است.
تجویز راهبردی:
مرزها را ما گذاشته ایم. خودمان هم می توانیم برداریم. برای رهایی از این چهارمتری مصنوعی راهش این است که از "چهار کلمه قدرتمند" استفاده کنیم.
چرا؟ و چرا که نه؟
بعضی واژه ها قدرت تخریب گری بالایی دارند مانند چرا؟
بگذارید با یک مثال آن تشریح کنم:
از خودتان بپرسید چرا من به عنوان مدیر انتظار دارم که همیشه افرادی که در چارت سازمانی در رده پایین تر هستند به دیدن من بیایند؟
و تصور کنید که شما به اتاق آن ها بروید و از خود بپرسید چرا که نه؟
این مرزها را بشکنید
✍دکتر_مجتبی_لشکربلوکی
بدیهی است که اولین مرزی که به ذهن میآید، مرز جغرافیایی است. اگر دو متر این طرفتر دنیا بیایی میشوی ایرانی و دو متر آن طرفتر میشود ترک یا عراقی یا ... اما ای کاش مرزهای انسانی همین مرزها بود. ما بین خیلی چیزها مرز می گذاریم.
مرز بین رییس و کارمند
مرز بین پدر و فرزند
مرز بین صاحب خانه و نگهبان
مرز بین پولدار و بی پول ها
مرز بین لر و ترک
خب ممکن است بپرسید که چه ایرادی دارد؟
بزرگ ترین ایرادش این است که ما زندانی می شویم.
ما آزادی خود را از دست می دهیم. بگذارید مثال بزنم: چون من ثروتمندم پس نمی توانم، ساندویچی معمولی و ارزان بخرم و بنشینم لب جوب و آن را بخورم.
چون من رییس اداره هستم نمی شود که ماشین من ساده باشد و ماشین تمام کارمندان من های کلاس!
چون ما صاحب خانه ام نمی توانم با نگهبانم سر یک سفره بنشینم و با هم کلی بخندیم. او به تنهایی غذا می خورد و من به تنهایی! چرا؟ چون قرار است مرزها شکسته نشود.
من تشنه ام می شود به بوفه دانشجویان نمی روم و آن جا نمی نشینم، چرا؟ چون قرار است مرزها رعایت شود. شان استادی چه می شود؟
و بدین ترتیب قواعد، پروتکل ها، مرزها، باید و نبایدها آنقدر دور و بر ما هستند که ما دیگر خودمان نیستیم.
ما می شویم یک زندانی که باید درون "چهارمتری مرزهای مصنوعی" فقط قدم بزنیم. خندیدن، خوردن، پوشیدن، حتی فکر کردمان، بسته، تکراری و مصنوعی شده است.
تجویز راهبردی:
مرزها را ما گذاشته ایم. خودمان هم می توانیم برداریم. برای رهایی از این چهارمتری مصنوعی راهش این است که از "چهار کلمه قدرتمند" استفاده کنیم.
چرا؟ و چرا که نه؟
بعضی واژه ها قدرت تخریب گری بالایی دارند مانند چرا؟
بگذارید با یک مثال آن تشریح کنم:
از خودتان بپرسید چرا من به عنوان مدیر انتظار دارم که همیشه افرادی که در چارت سازمانی در رده پایین تر هستند به دیدن من بیایند؟
و تصور کنید که شما به اتاق آن ها بروید و از خود بپرسید چرا که نه؟
این مرزها را بشکنید
✍دکتر_مجتبی_لشکربلوکی
✳️ نظرسنجی گالوپ: استرس در سطح جهانی در بالاترین سطح خود
✅ نتایج نظرسنجی جدید مؤسسه گالوپ در مورد وضعیت کار و رضایت از شرایط زندگی افراد شاغل در سراسر جهان، خبر از رکوردی جدید میدهد: بالاترین سطح استرس. از سوی دیگر تعلق سازمانی کارکنان به شدت کاهش یافته است.
وضعیت آلمان در مقایسه با آمریکا و در مقایسه جهانی بهتر است. در این کشور از هر ۱۰۰ فرد شاغل، پاسخ ۴۰ نفر به این پرسش که آیا روز گذشته به هنگام کار استرسی به آنها وارد شده، "بله" بوده است. در ایالات متحده ۵۲ نفر به این پرسش مؤسسه گالوپ پاسخ مثبت دادهاند. میانگین جهانی این افراد ۴۴ نفر است.
با بررسی گزارش گالوپ میتوان به این نتیجه رسید که شهروندان اروپایی در سطح جهانی، به طور کلی جزو خوشبختترینها هستند اما از نظر رضایت از رؤسا و مدیران خود جزو ناراضیترینها بهشمار میروند.
در میان کشورهای اتحادیه اروپا هلند از نظر امکان دورکاری برای کارکنان با ۵۴ درصد در صدر جدول قرار دارد و رومانی و بلغارستان در قعر جدول.
نتایج این نظرسنجی همچنین نشان میدهند که تعلق سازمانی شاغلان و تعهد و التزام شغلی در اروپا کاهش چشمگیری داشته و بر شمار کسانی که در جستجوی شغل و کارفرمایی دیگر هستند افزوده شده است.
نتایج نشان میدهند که تقریبا نیمی از کارکنان مؤسسات و شرکتها در اروپا در کنار شغل فعلی در حال جستجوی موقعیت کاری جدیدی هستند و معتقدند، اکنون زمان برای تغییر شغل مناسب است.
بر پایه نتایج این نظرسنجی تنها ۱۶ درصد از پرسششوندگان در آلمان به خاطر مدیران خود احساس تعلق سازمانی دارند.
در حوزه احساس تعلق سازمانی در میان شاغلان، اروپا با ۱۴ درصد کمترین رتبه را در میان ده منطقه بررسی شده در جهان به خود اختصاص داده است. بیشترین حس تعلق سازمانی را شاغلان در ایالات متحده و کانادا نشان میدهند.
رضایت از زندگی و نارضایتی از مدیران در اروپا
رضایت از زندگی در مقایسه با سال گذشته در سطح جهانی کاهش داشته است: یک سوم از پرسششوندگان گفتهاند که از شرایط زندگی خود راضی هستند.
میانگین رضایت افراد از وضعیت و شرایط خود، در سطح اروپا ۴۷ درصد است و در آلمان ۵۶ درصد.
علت پایین بودن رضایتمندی از زندگی در سطح جهانی را شاید بتوان با این مسئله در ارتباط دانست: تنها یک پنجم از تمامی پرسششوندگان گفتهاند، درآمدشان به حدی است که میتوانند با آن به خوبی زندگی کنند. در اروپا ۴۲ درصد از پرسششوندگان درآمد خود برای اداره یک زندگی خوب را مناسب توصیف کردهاند.
بر اساس نظرسنجی گالوپ خشنودترین شاغلان در کشورهای اسکاندیناوی زندگی میکنند. در فنلاند، دانمارک، ایسلند و نروژ میزان رضایت دو سوم یا بیشتر است.
مارکو نیک میگوید: «خلاصه این نتایج این است
که اروپا برای زندگی عالی است اما نه برای کار. در حالی که رضایتمندی از زندگی در میان شاغلان اروپایی بالاتر از حد متوسط جهانی است اما آنها در عین حال از مدیران و شیوه مدیریتی که در محیط کار خود تجربه میکنند نسبت به سایر نقاط جهان مأیوستر و ناراضیتر هستند.».
📌استراتژی خوب، تنها «آنچه» سعی در انجامش داریم، نیست، بلکه هم چنین «چرایی» و «چگونگی» انجام آن نیز می باشد.
گروه مشاوران سرآمد کسب و کار
✅ نتایج نظرسنجی جدید مؤسسه گالوپ در مورد وضعیت کار و رضایت از شرایط زندگی افراد شاغل در سراسر جهان، خبر از رکوردی جدید میدهد: بالاترین سطح استرس. از سوی دیگر تعلق سازمانی کارکنان به شدت کاهش یافته است.
وضعیت آلمان در مقایسه با آمریکا و در مقایسه جهانی بهتر است. در این کشور از هر ۱۰۰ فرد شاغل، پاسخ ۴۰ نفر به این پرسش که آیا روز گذشته به هنگام کار استرسی به آنها وارد شده، "بله" بوده است. در ایالات متحده ۵۲ نفر به این پرسش مؤسسه گالوپ پاسخ مثبت دادهاند. میانگین جهانی این افراد ۴۴ نفر است.
با بررسی گزارش گالوپ میتوان به این نتیجه رسید که شهروندان اروپایی در سطح جهانی، به طور کلی جزو خوشبختترینها هستند اما از نظر رضایت از رؤسا و مدیران خود جزو ناراضیترینها بهشمار میروند.
در میان کشورهای اتحادیه اروپا هلند از نظر امکان دورکاری برای کارکنان با ۵۴ درصد در صدر جدول قرار دارد و رومانی و بلغارستان در قعر جدول.
نتایج این نظرسنجی همچنین نشان میدهند که تعلق سازمانی شاغلان و تعهد و التزام شغلی در اروپا کاهش چشمگیری داشته و بر شمار کسانی که در جستجوی شغل و کارفرمایی دیگر هستند افزوده شده است.
نتایج نشان میدهند که تقریبا نیمی از کارکنان مؤسسات و شرکتها در اروپا در کنار شغل فعلی در حال جستجوی موقعیت کاری جدیدی هستند و معتقدند، اکنون زمان برای تغییر شغل مناسب است.
بر پایه نتایج این نظرسنجی تنها ۱۶ درصد از پرسششوندگان در آلمان به خاطر مدیران خود احساس تعلق سازمانی دارند.
در حوزه احساس تعلق سازمانی در میان شاغلان، اروپا با ۱۴ درصد کمترین رتبه را در میان ده منطقه بررسی شده در جهان به خود اختصاص داده است. بیشترین حس تعلق سازمانی را شاغلان در ایالات متحده و کانادا نشان میدهند.
رضایت از زندگی و نارضایتی از مدیران در اروپا
رضایت از زندگی در مقایسه با سال گذشته در سطح جهانی کاهش داشته است: یک سوم از پرسششوندگان گفتهاند که از شرایط زندگی خود راضی هستند.
میانگین رضایت افراد از وضعیت و شرایط خود، در سطح اروپا ۴۷ درصد است و در آلمان ۵۶ درصد.
علت پایین بودن رضایتمندی از زندگی در سطح جهانی را شاید بتوان با این مسئله در ارتباط دانست: تنها یک پنجم از تمامی پرسششوندگان گفتهاند، درآمدشان به حدی است که میتوانند با آن به خوبی زندگی کنند. در اروپا ۴۲ درصد از پرسششوندگان درآمد خود برای اداره یک زندگی خوب را مناسب توصیف کردهاند.
بر اساس نظرسنجی گالوپ خشنودترین شاغلان در کشورهای اسکاندیناوی زندگی میکنند. در فنلاند، دانمارک، ایسلند و نروژ میزان رضایت دو سوم یا بیشتر است.
مارکو نیک میگوید: «خلاصه این نتایج این است
که اروپا برای زندگی عالی است اما نه برای کار. در حالی که رضایتمندی از زندگی در میان شاغلان اروپایی بالاتر از حد متوسط جهانی است اما آنها در عین حال از مدیران و شیوه مدیریتی که در محیط کار خود تجربه میکنند نسبت به سایر نقاط جهان مأیوستر و ناراضیتر هستند.».
📌استراتژی خوب، تنها «آنچه» سعی در انجامش داریم، نیست، بلکه هم چنین «چرایی» و «چگونگی» انجام آن نیز می باشد.
گروه مشاوران سرآمد کسب و کار
✳️اگر می خواهید تندرست بمانید:
1. احساساتتان را بیان کنید.
هیجانات و احساساتی که سرکوب یا پنهان شده باشند به بیماریهایی نظیر ورم معده، زخم معده، کمر درد و درد ستون فقرات منجر میشوند.
سرکوبی احساسات به مرور زمان حتی میتواند به سرطان هم بیانجامد. در آن زمان است که ما به سراغ یک محرم میرویم و رازها و خطاهای خود را با او در میان میگذاریم! گفتگو، صحبت کردن، کلمات وسیله درمانی قدرتمندی هستند.
2. تصمیمگیری کنید.
افراد دو دل و مردد دچار دلهره و اضطراب هستند. دو دلی و بیتصمیمی باعث میشود که مشکلات و نگرانیها روی هم انباشته شوند. تاریخ انسان بر اساس تصمیمگیریها ساخته شده است. تصمیمگیری دقیقاً به معنی چشمپوشی آگاهانه از بعضی مزایا و ارزشها برای به دست آوردن بعضی دیگر است.
افراد مردد در معرض بیماریهای معدی، دردهای عصبی و مشکلات پوستی قرار دارند.
3.به دنبال راه حلها باشید.
افراد منفی، مشکلات را بزرگ میکنند و راه حلها را نمییابند. آنها غم و غصه، شایعه و بدبینی را ترجیح میدهند. روشن کردن یک کبریت بهتر از تاسف خوردن از تاریکی است. زنبور، موجود کوچکی است اما یکی از شیرینترین چیزهای جهان را تولید میکند. ما همانی هستیم که میاندیشیم. افکار منفی باعث تولید انرژی منفی میشوند که آنها نیز به نوبه خود تبدیل به بیماری میگردند.
4. در زندگی اهل تظاهر نباشید.
کسی که واقعیت را پنهان نگاه میدارد، تظاهر میکند و همیشه میخواهد راحت و خوب و کامل به نظر دیگران برسد، در واقع بار سنگینی را بر دوش خود قرار میدهد. مثل یک مجسمه برنزی با پایههای گِلی. هیچ چیز برای سلامتی بدتر از نقاب به چهره داشتن و زندگی کردن با تظاهر نیست. این گونه افراد زرق و برق زیاد و ریشه و مایه اندکی دارند و مقصد آنها داروخانه، بیمارستان و درد است.
5. واقعیتها را بپذیرید.
سرباز زدن از پذیرش واقعیتها و عدم اتکاء به نفس، ما را از خودمان بیگانه میسازد. هسته اصلی یک زندگی سالم، یکی بودن و رو راست بودن با خود است. کسانی که این را نمیپذیرند، حسود، مقلد، مخرب و رقابت طلب میشوند. پذیرفتن انتقادها، کاری عاقلانه و ابزار درمانی خوبی است.
6. اعتماد کنید.
کسانی که به دیگران اعتماد ندارند نمیتوانند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنند و نمیتوانند رابطه پایدار و عمیقی با دیگران به وجودآورند!
📚 هنر تندرست ماندن
👤دراتسیو وارلا
1. احساساتتان را بیان کنید.
هیجانات و احساساتی که سرکوب یا پنهان شده باشند به بیماریهایی نظیر ورم معده، زخم معده، کمر درد و درد ستون فقرات منجر میشوند.
سرکوبی احساسات به مرور زمان حتی میتواند به سرطان هم بیانجامد. در آن زمان است که ما به سراغ یک محرم میرویم و رازها و خطاهای خود را با او در میان میگذاریم! گفتگو، صحبت کردن، کلمات وسیله درمانی قدرتمندی هستند.
2. تصمیمگیری کنید.
افراد دو دل و مردد دچار دلهره و اضطراب هستند. دو دلی و بیتصمیمی باعث میشود که مشکلات و نگرانیها روی هم انباشته شوند. تاریخ انسان بر اساس تصمیمگیریها ساخته شده است. تصمیمگیری دقیقاً به معنی چشمپوشی آگاهانه از بعضی مزایا و ارزشها برای به دست آوردن بعضی دیگر است.
افراد مردد در معرض بیماریهای معدی، دردهای عصبی و مشکلات پوستی قرار دارند.
3.به دنبال راه حلها باشید.
افراد منفی، مشکلات را بزرگ میکنند و راه حلها را نمییابند. آنها غم و غصه، شایعه و بدبینی را ترجیح میدهند. روشن کردن یک کبریت بهتر از تاسف خوردن از تاریکی است. زنبور، موجود کوچکی است اما یکی از شیرینترین چیزهای جهان را تولید میکند. ما همانی هستیم که میاندیشیم. افکار منفی باعث تولید انرژی منفی میشوند که آنها نیز به نوبه خود تبدیل به بیماری میگردند.
4. در زندگی اهل تظاهر نباشید.
کسی که واقعیت را پنهان نگاه میدارد، تظاهر میکند و همیشه میخواهد راحت و خوب و کامل به نظر دیگران برسد، در واقع بار سنگینی را بر دوش خود قرار میدهد. مثل یک مجسمه برنزی با پایههای گِلی. هیچ چیز برای سلامتی بدتر از نقاب به چهره داشتن و زندگی کردن با تظاهر نیست. این گونه افراد زرق و برق زیاد و ریشه و مایه اندکی دارند و مقصد آنها داروخانه، بیمارستان و درد است.
5. واقعیتها را بپذیرید.
سرباز زدن از پذیرش واقعیتها و عدم اتکاء به نفس، ما را از خودمان بیگانه میسازد. هسته اصلی یک زندگی سالم، یکی بودن و رو راست بودن با خود است. کسانی که این را نمیپذیرند، حسود، مقلد، مخرب و رقابت طلب میشوند. پذیرفتن انتقادها، کاری عاقلانه و ابزار درمانی خوبی است.
6. اعتماد کنید.
کسانی که به دیگران اعتماد ندارند نمیتوانند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنند و نمیتوانند رابطه پایدار و عمیقی با دیگران به وجودآورند!
📚 هنر تندرست ماندن
👤دراتسیو وارلا
اعضای محترم کانال،لطفاًبه منظورارتقای محتوا، نظرتان رادرخصوص مطالب درج شده درکانال ذکرفرمایید.
Anonymous Poll
35%
عالی
41%
خوب
18%
متوسط
3%
ضعیف
3%
نظری ندارم
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️شش ویژگی نسلی که ما را شگفت زده کرد!
مجتبی لشکربلوکی
باید اعتراف کرد که دهه هشتادی ها و بخشی از دهه هفتادی ها همه ما را غافل گیر کردند. پیشاپیش بابت جمله ای که در ادامه می خواهم بگویم از نسل جدید معذرت خواهی می کنم؛ همیشه در مورد شما این ذهنیت را داشتم که نسلی بی خبر، ساده، عشرت طلب و غیرجنگجو هستید اما این روزها به همه ما ثابت شد که نسلی آگاه، پیچیده، جنگنده و فعالید. احتمالا مسوولان هم غافل گیر شده اند. طبیعی است. چون تا کنون تصوری که از جامعه داشته اند برمی گشت به نسل ما. این اولین مواجهه جدی مسوولان ما با نسلی جدید است. همه ما شگفت زده شدیم.
به عنوان نمونه دو سال پیش، تحقیقی انجام شد که در آن نسلهای دهه ۶۰ و ماقبل، نسلهای بعدتر از خود را اینگونه توصیف می کردند: فردگرا، لذتطلب، مصرفگرا و بیآرمان و غیرسیاسی! بنابراین مسوولین هم به عنوان بخشی از جامعه اینگونه فکر می کردند.
بدترین کار ممکن این است که تحلیل های ساده و سطحی ارایه کنیم که این ها نسل گیمرهایی هستند که از پای بازی بلند شده اند و دچار هیجان شده اند و به خاطر غریزه جنسی به خیابان ها آمده اند و فریب رسانه های اجتماعی را خورده اند. (این ها را من نمی گویم متاسفانه عده ای کارشناس گفته اند). فریب خورده، گیمر هیجان زده و گرفتار غریزه جنسی شایسته میلیونها فرزند این سرزمین نیست.
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
من اگر جای مسوولین بودم حتما دو کار می کردم:
▪️حتما برای شناخت عمیق این نسل و خواستگاه هایش، خواسته هایش و آرمان هایش وقت می گذاشتم.
▪️حتما به خاطر چنین نسلی سجده شکر می کردم. می پرسید چرا؟ توضیح می دهم.
مشخصات این نسل تا آنجا که تعامل، تامل و تحقیق کرده ام (برخی منابع به عنوان نمونه +، + و +):
۱) این نسل برخلاف ما نسل اطاعت نیست. ما یاد گرفته بودیم که باید در برابر بزرگ ترها هر چه شنیدیم، بگوییم چشم. اصلاً، ملاک اصلی بچه خوب همین حرف شنوی از بزرگ ترها بود. این بزرگ ترها هم دایره وسیعی داشت: پدر، مادر، خاله و عمو گرفته تا معلم و مدیر مدرسه و مقامات. این نسل یاغی نیست اما اهل اطاعت نیست. حرف آن ها این است: به جای دستور دادن، ما را قانع کنید. دستور نه! اطاعت هرگز، گفتگو کنیم!
۲) این نسل جسورتر از نسل ماست. ما ارزش ها، سنت ها و عادت ها را می پذیرفتیم. این نسل اما سوال می کند، رد می کند، نقد می کند، نمی پذیرد. این نسل به خاطر جسارتش سبک زندگی اجباری را نمی پذیرد. نمیپذیرد کس دیگری برایش تعیین تکلیف کند. نمیپذیرد حتی معلمش خارج از برنامه درسی چیزی از او بخواهد.
۳) این نسل برخلاف ما با نظام رسانه ای حکومت کمترین ارتباط را داشته. این نسل، نسل «نو تیوی» (no TV) است. نسلی که با برنامه کودک تلویزیون ایران بزرگ نشده. به احتمال زیاد اخبار تلویزیون را ندیده. اما در عوض، درون شبکههای اجتماعی متولد شده. مصرف کننده ساده باور نیست، جستجوگر تیزبین است.
۴) این نسل برخلاف ما «شهروند جهان» است. ما تا سال های سال کل ارتباط مان با جهان هستی، برنامه «دیدنی ها» بود. یادتان هست؟ این نسل برخلاف ما که عمدتا دنیا را در محدوده روستا و شهر و کشور خودمان می دیدیم، جهانآگاهتر از همه اجدادمان در تمام طول تاریخ شده اند و دارای سطح بالاتری از انتظار از زندگی و حکمرانی اند.
۵) این نسل سیاسی است اما مرجعیت سیاسی ندارد. این نسل جناح های سیاسی را نمی شناسد و اگر هم بشناسد، قبول ندارد! این نسل خودش مرجع است نه مقلد!
۶) این نسل برخلاف نسل ما، خود را بالاتر از حکومت می داند. این نسل قدرت دولت را مفروض و مطلق نمی گیرد. قدرت باید کارکرد داشته باشد و سطح استانداردی از معیشت را تامین کند وگرنه مشروعیت ندارد. این نسل ورود دولت به همه حوزه ها را مجاز نمی داند بویژه حوزه زندگی شخصی. آنها می گویند که قدرت در خدمت ماست و نه برعکس.
بنابراین ما با یک نسل هوشیار اطاعت گریزِ جهان آگاهِ غیرمقلدِ جسور روبرو هستیم و چه ظرفیتی بالاتر از این نسل برای ساختن ایران آینده. به شرط آنکه توانایی بکارگیری این ظرفیت را داشته باشیم. حکمرانی جدید نیز باید متفاوت باشد مثلا حکمرانی مبتنی بر اجبار-اطاعت دیگر برای این نسل کار نمی کند و باید تغییر کند به حکمرانی مبتنی بر اجماع- اقناع. نسل جدید جمعیتی یعنی نیاز به نسل جدید حکمرانی.
دهه هشتادی های عزیز! ممکن است نتوانم فضای ذهنی تان را درک کنم، شاید خواسته های شما با خواسته های من تفاوت داشته باشد اما از اینکه نسبت به کشور، دیگران و آینده تان بی تفاوت نیستید کیف می کنم. برخی کارها و روش های شما را نمی پسندم ولی به خاطر شما از گذشته به آینده ایران امیدوارترم. سخت امیدوارم که کنشگری مدنی، گفتگوی مسالمت آمیز و کار تشکیلاتی را یاد بگیرید و آینده بهتری برای همه ما رقم بزنید.
کانال شخصی مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
باید اعتراف کرد که دهه هشتادی ها و بخشی از دهه هفتادی ها همه ما را غافل گیر کردند. پیشاپیش بابت جمله ای که در ادامه می خواهم بگویم از نسل جدید معذرت خواهی می کنم؛ همیشه در مورد شما این ذهنیت را داشتم که نسلی بی خبر، ساده، عشرت طلب و غیرجنگجو هستید اما این روزها به همه ما ثابت شد که نسلی آگاه، پیچیده، جنگنده و فعالید. احتمالا مسوولان هم غافل گیر شده اند. طبیعی است. چون تا کنون تصوری که از جامعه داشته اند برمی گشت به نسل ما. این اولین مواجهه جدی مسوولان ما با نسلی جدید است. همه ما شگفت زده شدیم.
به عنوان نمونه دو سال پیش، تحقیقی انجام شد که در آن نسلهای دهه ۶۰ و ماقبل، نسلهای بعدتر از خود را اینگونه توصیف می کردند: فردگرا، لذتطلب، مصرفگرا و بیآرمان و غیرسیاسی! بنابراین مسوولین هم به عنوان بخشی از جامعه اینگونه فکر می کردند.
بدترین کار ممکن این است که تحلیل های ساده و سطحی ارایه کنیم که این ها نسل گیمرهایی هستند که از پای بازی بلند شده اند و دچار هیجان شده اند و به خاطر غریزه جنسی به خیابان ها آمده اند و فریب رسانه های اجتماعی را خورده اند. (این ها را من نمی گویم متاسفانه عده ای کارشناس گفته اند). فریب خورده، گیمر هیجان زده و گرفتار غریزه جنسی شایسته میلیونها فرزند این سرزمین نیست.
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
من اگر جای مسوولین بودم حتما دو کار می کردم:
▪️حتما برای شناخت عمیق این نسل و خواستگاه هایش، خواسته هایش و آرمان هایش وقت می گذاشتم.
▪️حتما به خاطر چنین نسلی سجده شکر می کردم. می پرسید چرا؟ توضیح می دهم.
مشخصات این نسل تا آنجا که تعامل، تامل و تحقیق کرده ام (برخی منابع به عنوان نمونه +، + و +):
۱) این نسل برخلاف ما نسل اطاعت نیست. ما یاد گرفته بودیم که باید در برابر بزرگ ترها هر چه شنیدیم، بگوییم چشم. اصلاً، ملاک اصلی بچه خوب همین حرف شنوی از بزرگ ترها بود. این بزرگ ترها هم دایره وسیعی داشت: پدر، مادر، خاله و عمو گرفته تا معلم و مدیر مدرسه و مقامات. این نسل یاغی نیست اما اهل اطاعت نیست. حرف آن ها این است: به جای دستور دادن، ما را قانع کنید. دستور نه! اطاعت هرگز، گفتگو کنیم!
۲) این نسل جسورتر از نسل ماست. ما ارزش ها، سنت ها و عادت ها را می پذیرفتیم. این نسل اما سوال می کند، رد می کند، نقد می کند، نمی پذیرد. این نسل به خاطر جسارتش سبک زندگی اجباری را نمی پذیرد. نمیپذیرد کس دیگری برایش تعیین تکلیف کند. نمیپذیرد حتی معلمش خارج از برنامه درسی چیزی از او بخواهد.
۳) این نسل برخلاف ما با نظام رسانه ای حکومت کمترین ارتباط را داشته. این نسل، نسل «نو تیوی» (no TV) است. نسلی که با برنامه کودک تلویزیون ایران بزرگ نشده. به احتمال زیاد اخبار تلویزیون را ندیده. اما در عوض، درون شبکههای اجتماعی متولد شده. مصرف کننده ساده باور نیست، جستجوگر تیزبین است.
۴) این نسل برخلاف ما «شهروند جهان» است. ما تا سال های سال کل ارتباط مان با جهان هستی، برنامه «دیدنی ها» بود. یادتان هست؟ این نسل برخلاف ما که عمدتا دنیا را در محدوده روستا و شهر و کشور خودمان می دیدیم، جهانآگاهتر از همه اجدادمان در تمام طول تاریخ شده اند و دارای سطح بالاتری از انتظار از زندگی و حکمرانی اند.
۵) این نسل سیاسی است اما مرجعیت سیاسی ندارد. این نسل جناح های سیاسی را نمی شناسد و اگر هم بشناسد، قبول ندارد! این نسل خودش مرجع است نه مقلد!
۶) این نسل برخلاف نسل ما، خود را بالاتر از حکومت می داند. این نسل قدرت دولت را مفروض و مطلق نمی گیرد. قدرت باید کارکرد داشته باشد و سطح استانداردی از معیشت را تامین کند وگرنه مشروعیت ندارد. این نسل ورود دولت به همه حوزه ها را مجاز نمی داند بویژه حوزه زندگی شخصی. آنها می گویند که قدرت در خدمت ماست و نه برعکس.
بنابراین ما با یک نسل هوشیار اطاعت گریزِ جهان آگاهِ غیرمقلدِ جسور روبرو هستیم و چه ظرفیتی بالاتر از این نسل برای ساختن ایران آینده. به شرط آنکه توانایی بکارگیری این ظرفیت را داشته باشیم. حکمرانی جدید نیز باید متفاوت باشد مثلا حکمرانی مبتنی بر اجبار-اطاعت دیگر برای این نسل کار نمی کند و باید تغییر کند به حکمرانی مبتنی بر اجماع- اقناع. نسل جدید جمعیتی یعنی نیاز به نسل جدید حکمرانی.
دهه هشتادی های عزیز! ممکن است نتوانم فضای ذهنی تان را درک کنم، شاید خواسته های شما با خواسته های من تفاوت داشته باشد اما از اینکه نسبت به کشور، دیگران و آینده تان بی تفاوت نیستید کیف می کنم. برخی کارها و روش های شما را نمی پسندم ولی به خاطر شما از گذشته به آینده ایران امیدوارترم. سخت امیدوارم که کنشگری مدنی، گفتگوی مسالمت آمیز و کار تشکیلاتی را یاد بگیرید و آینده بهتری برای همه ما رقم بزنید.
کانال شخصی مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
✳️ راهکار مقابله با بیکاری ساختاری در ایران چیست؟
✅ بر خلاف ادبیات روزمره که فرد بیکار را هر شخصی بدون فعالیت اقتصادی میداند، در اقتصاد به فردی بیکار اطلاق میشود که به دنبال کار باشد ولی نتواند شغل مورد نظر خود را بیابد و در غیر این صورت جزو جمعیت “غیرفعال” به حساب میآید.
🔹مطالعات اقتصادی نشان میدهد که دلیل اصلی کمبود شغل در ایران، نبود رشد اقتصادی متناسب با جمعیت و نیازهای آن است. از طرفی دیگر، نوعی عدم تعادل برجسته میان نیازهای کارفرمایان و تواناییهای کارگران وجود دارد که همچون مانعی بزرگ در برابر استخدام عمل میکند. در نتیجه میتوان مدعی شد که مشکل اصلی بیکاری در ایران «ساختاری» است.
🔹بر این اساس، اولین لازمه خروج از بحران بیکاری، سرمایهگذاری متوازن و اصولی در اقتصاد است. بدین ترتیب، ایران بایستی با ترمیم روابط خارجی خود و تسهیل همکاریهای خارجی به همراه بهبود محیط کسبوکار، زمینه رشد اقتصادی و رونق فعالیتهای اقتصادی را در اقصی نقاط کشور با توجه به اصول آمایش سرزمین و ملاحظههای اقلیمی و زیستی فراهم آورد.
✅ بر خلاف ادبیات روزمره که فرد بیکار را هر شخصی بدون فعالیت اقتصادی میداند، در اقتصاد به فردی بیکار اطلاق میشود که به دنبال کار باشد ولی نتواند شغل مورد نظر خود را بیابد و در غیر این صورت جزو جمعیت “غیرفعال” به حساب میآید.
🔹مطالعات اقتصادی نشان میدهد که دلیل اصلی کمبود شغل در ایران، نبود رشد اقتصادی متناسب با جمعیت و نیازهای آن است. از طرفی دیگر، نوعی عدم تعادل برجسته میان نیازهای کارفرمایان و تواناییهای کارگران وجود دارد که همچون مانعی بزرگ در برابر استخدام عمل میکند. در نتیجه میتوان مدعی شد که مشکل اصلی بیکاری در ایران «ساختاری» است.
🔹بر این اساس، اولین لازمه خروج از بحران بیکاری، سرمایهگذاری متوازن و اصولی در اقتصاد است. بدین ترتیب، ایران بایستی با ترمیم روابط خارجی خود و تسهیل همکاریهای خارجی به همراه بهبود محیط کسبوکار، زمینه رشد اقتصادی و رونق فعالیتهای اقتصادی را در اقصی نقاط کشور با توجه به اصول آمایش سرزمین و ملاحظههای اقلیمی و زیستی فراهم آورد.
Forwarded from کانال مهدی شامی زنجانی
🖋یکی از شاخصهای حکمرانی خوب، توسعه یک «نظامِ حلِّ کارآمدِ مسئله در سطح ملی» و البته تقویت و اصلاحِ مداوم آن با بازخوردها، درسآموختهها و تجارب جمعی حاصله است.
شوربختانه نظام حل مسئله در کشور ما از یک بیماری «مزمن و صَعبُالعلاج» رنج میبرد. مهمترین علامتِ این بیماری، مقاومتِ حداکثری و سرسختانه در برابر پذیرشِ وجود مسائل و بهرسمیت شناختنِ آنهاست (فارغ از کوچک یا بزرگبودن مسائل).
این مطلب بارها گفته شده که اولین گامِ حلِّ هر مسئلهای، شناسایی دقیق و غیرِمتعصِّبانه از آن است. حال اگر در مرحله شناسایی، برخورد ما «انکار»، «سرکوب» (جفتپا پریدن روی مسئله)، «تحریف» و «تحقیرِ» مسائل باشد، چگونه میتوان انتظار رسیدنِ به نتیجه را داشت؟ برداشت بنده این است که چنین رویکردهایی در برخوردِ با مسائل اساسی (که مانند جارو کردن زباله به زیر فرشِ خانه است) وضعیتی «نهادینهشده و تکرارشونده» در کشور پیدا کرده است. بهدلیل همین عارضه است که در کشور با انباشتی از مسائلِ کوچک و بزرگِ حلنشده مواجهیم.
نکته بااهمیتِ دیگر این است که در ادبیات حکمرانی کشور، بیش از آنکه از دغدغهی «حلِّ مسائل» شنیده باشیم، بیشتر رویکردِ «جمعکردنِ مسائل» را نظارهگر بوده و هستیم. اگر هر مسئله را کوه یخی بدانیم که بخش کوچکی از آن بیرونِ آب و بخش عمده آن زیرِ آب است، جمعکردنِ مسئله در بهترین شرایط فقط به قسمتِ بیرونِ آبِ مسئله میپردازد.
گاهی هم که مسئلهای را تا اندازهای بهرسمیت شناختهایم معمولا یا به مرتفع کردنِ نشانههای مسئله، بهجایِ حل آن، پرداختهایم و یا راهحلهای سادهانگارانه، تکبعدی و در یک کلام، کاریکاتوری ارائه کردهایم که نهتنها کمکی به بهبود اوضاع نکرده بلکه منجر به تشدیدِ مسئله در میانمدت و بلندمدت شده است.
یک «نظامِ ناکارآمدِ حلِّ مسئله» با مقاومتِ در برابر «فهمِ درست و بهموقع»، و بالتبعِ آن عدمِ اتخاذِ سیاستها و اقداماتِ مناسب، «مسائلِ قابلِ حلِ دیروز و امروز» را به «بحرانهای بزرگِ غیرِ قابلِ حل یا قابلِ حل با هزینههای گزافِ امروز و فردا» تبدیل میکند.
🔘🔘🔘
@ShamiZanjani
شوربختانه نظام حل مسئله در کشور ما از یک بیماری «مزمن و صَعبُالعلاج» رنج میبرد. مهمترین علامتِ این بیماری، مقاومتِ حداکثری و سرسختانه در برابر پذیرشِ وجود مسائل و بهرسمیت شناختنِ آنهاست (فارغ از کوچک یا بزرگبودن مسائل).
این مطلب بارها گفته شده که اولین گامِ حلِّ هر مسئلهای، شناسایی دقیق و غیرِمتعصِّبانه از آن است. حال اگر در مرحله شناسایی، برخورد ما «انکار»، «سرکوب» (جفتپا پریدن روی مسئله)، «تحریف» و «تحقیرِ» مسائل باشد، چگونه میتوان انتظار رسیدنِ به نتیجه را داشت؟ برداشت بنده این است که چنین رویکردهایی در برخوردِ با مسائل اساسی (که مانند جارو کردن زباله به زیر فرشِ خانه است) وضعیتی «نهادینهشده و تکرارشونده» در کشور پیدا کرده است. بهدلیل همین عارضه است که در کشور با انباشتی از مسائلِ کوچک و بزرگِ حلنشده مواجهیم.
نکته بااهمیتِ دیگر این است که در ادبیات حکمرانی کشور، بیش از آنکه از دغدغهی «حلِّ مسائل» شنیده باشیم، بیشتر رویکردِ «جمعکردنِ مسائل» را نظارهگر بوده و هستیم. اگر هر مسئله را کوه یخی بدانیم که بخش کوچکی از آن بیرونِ آب و بخش عمده آن زیرِ آب است، جمعکردنِ مسئله در بهترین شرایط فقط به قسمتِ بیرونِ آبِ مسئله میپردازد.
گاهی هم که مسئلهای را تا اندازهای بهرسمیت شناختهایم معمولا یا به مرتفع کردنِ نشانههای مسئله، بهجایِ حل آن، پرداختهایم و یا راهحلهای سادهانگارانه، تکبعدی و در یک کلام، کاریکاتوری ارائه کردهایم که نهتنها کمکی به بهبود اوضاع نکرده بلکه منجر به تشدیدِ مسئله در میانمدت و بلندمدت شده است.
یک «نظامِ ناکارآمدِ حلِّ مسئله» با مقاومتِ در برابر «فهمِ درست و بهموقع»، و بالتبعِ آن عدمِ اتخاذِ سیاستها و اقداماتِ مناسب، «مسائلِ قابلِ حلِ دیروز و امروز» را به «بحرانهای بزرگِ غیرِ قابلِ حل یا قابلِ حل با هزینههای گزافِ امروز و فردا» تبدیل میکند.
🔘🔘🔘
@ShamiZanjani
✳️ چند توصیه از فوربس به میران اجرایی
1⃣ خود را درگیر مدیریت خرد و پرداختن به جزئیات نکنید.
یکی از مهمترین عوامل منفور شدن مدیران نزد کارمندان، دخالتهای بیش از حد و بیمورد مدیران در تمام امور است. کارمندان و کارگران بهویژه آنهایی که باسابقه و باتجربهتر از بقیه هستند، به شدت نیازمند آزادی عمل هستند.
2⃣ با همه افرادتان به یک شکل رفتار نکنید.
اگر چه اصل بر این است که مدیر همه کارکنانش را به یک چشم ببیند و با آنها عادلانه رفتار کند، اما این به آن معنا نیست که باید از یک الگوی رفتاری برای برخورد با تمام کارکنان استفاده کرد.
3⃣ به هیچ عنوان در اجرای تصمیمی که گرفتهاید تزلزل نشان ندهید.
بدترین چیز برای یک مدیر این است از تصمیمی که گرفته عقبنشینی کند . در این حالت اعتماد کارکنان نسبت به چنین مدیری کاملا سلب شده و بعدها نیز کارکنان به دستورات و تصمیمات چنین مدیر متزلزلی گردن نمیگذارند.
4⃣ اینطور وانمود نکنید که همه چیز را میدانید.
ارتکاب این اشتباه مهلک میتواند هر مدیری را از پا درآورد، زیرا دیر یا زود مشخص میشود چیزهای بسیاری وجود دارد که مدیر از آنها آگاهی ندارد. این ادعای گزاف از سوی مدیر موجب میشود کارکنان دیگر نیازی نبینند که مدیر را در جریان واقعیت ها قرار دهند، چراکه فکر میکنند او از آنها مطلع است.
1⃣ خود را درگیر مدیریت خرد و پرداختن به جزئیات نکنید.
یکی از مهمترین عوامل منفور شدن مدیران نزد کارمندان، دخالتهای بیش از حد و بیمورد مدیران در تمام امور است. کارمندان و کارگران بهویژه آنهایی که باسابقه و باتجربهتر از بقیه هستند، به شدت نیازمند آزادی عمل هستند.
2⃣ با همه افرادتان به یک شکل رفتار نکنید.
اگر چه اصل بر این است که مدیر همه کارکنانش را به یک چشم ببیند و با آنها عادلانه رفتار کند، اما این به آن معنا نیست که باید از یک الگوی رفتاری برای برخورد با تمام کارکنان استفاده کرد.
3⃣ به هیچ عنوان در اجرای تصمیمی که گرفتهاید تزلزل نشان ندهید.
بدترین چیز برای یک مدیر این است از تصمیمی که گرفته عقبنشینی کند . در این حالت اعتماد کارکنان نسبت به چنین مدیری کاملا سلب شده و بعدها نیز کارکنان به دستورات و تصمیمات چنین مدیر متزلزلی گردن نمیگذارند.
4⃣ اینطور وانمود نکنید که همه چیز را میدانید.
ارتکاب این اشتباه مهلک میتواند هر مدیری را از پا درآورد، زیرا دیر یا زود مشخص میشود چیزهای بسیاری وجود دارد که مدیر از آنها آگاهی ندارد. این ادعای گزاف از سوی مدیر موجب میشود کارکنان دیگر نیازی نبینند که مدیر را در جریان واقعیت ها قرار دهند، چراکه فکر میکنند او از آنها مطلع است.
Forwarded from هفتهنامه تجارتفردا
آیا شکاف نابرابری قابل ترمیم است؟
سیاستگذاریهای غلط اقتصادی باعث تعمیق شکاف میان قشر کمدرآمد و قشر پردرآمد شده است؛ به گونهای که نیمی از ثروت کشور تنها در اختیار 10 درصد جامعه قرار دارد. سطح رفاه خانوارهای ایرانی نیز در یک دهه گذشته، حدود 37 درصد کاهش پیدا کرده و بهطور خاص، 10 درصد کمدرآمد جامعه، با حدود 30 درصد کاهش سطح رفاه مواجه شده است. نتیجه اینکه شمار جمعیت کمدرآمد کشور به رقم تکاندهنده 23 میلیون نفر رسیده است.
در بیانیه پنج اقتصاددان بهطور مشخص از «نابرابری» به عنوان یکی از پیشرانهای اعتراضهای اجتماعی یاد شده است.
نابرابری در جامعه ایران چه شکل و شمایلی دارد؟
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
سیاستگذاریهای غلط اقتصادی باعث تعمیق شکاف میان قشر کمدرآمد و قشر پردرآمد شده است؛ به گونهای که نیمی از ثروت کشور تنها در اختیار 10 درصد جامعه قرار دارد. سطح رفاه خانوارهای ایرانی نیز در یک دهه گذشته، حدود 37 درصد کاهش پیدا کرده و بهطور خاص، 10 درصد کمدرآمد جامعه، با حدود 30 درصد کاهش سطح رفاه مواجه شده است. نتیجه اینکه شمار جمعیت کمدرآمد کشور به رقم تکاندهنده 23 میلیون نفر رسیده است.
در بیانیه پنج اقتصاددان بهطور مشخص از «نابرابری» به عنوان یکی از پیشرانهای اعتراضهای اجتماعی یاد شده است.
نابرابری در جامعه ایران چه شکل و شمایلی دارد؟
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
👆شکل خطرناک نابرابری
نابرابری چگونه موتور محرک اعتراض میشود؟
محمد صاحبی/ نویسنده و مترجم
نابرابری در اقتصاد ایران به دلیل وقوع شوکهای اقتصادی طی یک دهه اخیر تشدید شده است. در حوزه نابرابری درآمدی، بر اساس دادههای مرکز آمار، در سالهای آغازین دهه 90 شمسی، نسبت درآمد 10 درصد ثروتمند جامعه به 10 درصد فقیر جامعه برابر با 5/10 بوده است. این نسبت در سالهای انتهایی دهه 90 به حدود 14 افزایش یافته است. بررسیهای صورتگرفته در اقتصاد ایران، بر این نکته تاکید دارد که شدت نابرابری در ثروت بسیار بیشتر از نابرابری درآمدی است. به گونهای که نسبت ثروت 10 درصد مرفه جامعه به 10 درصد فقیر بیش از 45 برابر است. بر مبنای مطالعات اقتصاددانان، بیش از 50 درصد ثروت کشور در اختیار 10 درصد مرفه جامعه است و این سهم در اکثر سالهای دهه 90 هجری شمسی افزایشی بوده است.( مبارزه با نابرابری/ کتاب در دست انتشار)
در بیانیه اقتصاددانان نیز آمده بود که از نظر رفاهی، سطح رفاه خانوارهای ایرانی بهطور متوسط، طی دهه 1390، حدود 37 درصد کاهش پیدا کرده است و بهطور خاص، 10 درصد کمدرآمد جمعیتی کشور، با حدود 30 درصد کاهش سطح رفاه مواجه بوده است. طبقه متوسط شهری بهعنوان نمادی از تحولخواهی اجتماعی، در سال 1390، بیش از 60 درصد از جمعیت کشور را تشکیل میداده و در مقابل، قشر کمدرآمد، جمعیتی حدود 11 میلیون نفر داشته است. تحولات نامطلوب دهه 1390، باعث آن شده است که جمعیت کمدرآمد کشور به رقم هشداردهنده 23 میلیون نفر برسد که این میزان افزایشِ هشداردهنده فقط با کوچکتر شدن جمعیت طبقه متوسط اتفاق افتاده است.
به عقیده اقتصاددانان این تغییر بزرگ که عمدتاً مربوط به سالهای 1396 به بعد است زمینه مساعدی را برای تنشهای اجتماعی به وجود آورده است. بهخصوص اینکه در شرایطی که جامعه روزبهروز فقیرتر میشود، انتشار اطلاعات مربوط به فسادهای مالی در مقیاسهای باورنکردنی، شرایط رفاهی تعدادی از مسوولان، اقامت فرزندان برخی مسوولان در کشورهای خارجی و بهطور مختصر، برخورداری از رانتهای بزرگ در شرایط گستردگی فقر، بهطور طبیعی، جامعه را عصبانی کرده و خشم آنها را آماده اشتعال میکند.
موضوع این است که سرمایهگذاری و رشد مناسب اقتصادی تا دهه 90 سرشار از فرصتهایی بود که هر فرد ولو فقیر جامعه میتوانست با ادامه تحصیل یا کسب مهارت و استفاده از این فرصتها، شغل مناسبی پیدا کرده و خود را از طبقه فقیر خارج کند. اما تحولات نامطلوب دهه 90 باعث شد تا فرصتهای اقتصادی کمتری در دسترس اقشار ضعیف قرار گیرد. ناتوانی اقتصاد در ایجاد شغل و شکلگیری حجم زیادی از انواع انحصارهای اقتصادی و سیاسی مانند انحصار در منابع پولی و مالی، مانع دسترسی برابر به فرصتهای اقتصادی شده و شکل خطرناکی از نابرابری را رقم زده است. به این ترتیب دوره ماندگاری در فقر افزایش یافته و امکان خروج از آن سختتر شده است. خیلی از افراد تا یکی دو سال پیش از نظر درآمدی شرایط نسبتاً خوبی داشتند اما سیاستگذاری اقتصادی اشتباه و نادیده گرفتن مزایای ارتباط با بازارهای جهانی و کنار گذاشتن برجام باعث شد خیلی از این افراد به دایره فقرا افزوده شوند.
پینوشت:
کتاب «مبارزه با نابرابری: بازنگری درباره نقش دولت» محصول همفکری و هم اندیشی جمع بزرگی از دانشمندان علوم اجتماعی بر روی چالش نابرابری در سطح کشورهای مختلف است. علاوه بر اولیور بلانچارد و دنی رودریک، جمع متنوعی از اندیشمندان برجسته دانشگاه های هاروارد، شیکاگو، برکلی، ام آی تی، مدرسه اقتصاد لندن، مدرسه اقتصاد پاریس، کالج لندن، و ... آنان را در نگارش این اثر یاری کردهاند که از جمله می توان به دارون عجم اوغلو و گریگوری منکیو اشاره کرد. این کتاب را رضا بخشیآنی و مجید امیدی ترجمه کردهاند و انتشارات روزنه آن را روانه بازار کرده است. اخیراً مسعود نیلی در قسمت ۱۵ فارکست این کتاب را به تفصیل معرفی کرده است.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
نابرابری چگونه موتور محرک اعتراض میشود؟
محمد صاحبی/ نویسنده و مترجم
نابرابری در اقتصاد ایران به دلیل وقوع شوکهای اقتصادی طی یک دهه اخیر تشدید شده است. در حوزه نابرابری درآمدی، بر اساس دادههای مرکز آمار، در سالهای آغازین دهه 90 شمسی، نسبت درآمد 10 درصد ثروتمند جامعه به 10 درصد فقیر جامعه برابر با 5/10 بوده است. این نسبت در سالهای انتهایی دهه 90 به حدود 14 افزایش یافته است. بررسیهای صورتگرفته در اقتصاد ایران، بر این نکته تاکید دارد که شدت نابرابری در ثروت بسیار بیشتر از نابرابری درآمدی است. به گونهای که نسبت ثروت 10 درصد مرفه جامعه به 10 درصد فقیر بیش از 45 برابر است. بر مبنای مطالعات اقتصاددانان، بیش از 50 درصد ثروت کشور در اختیار 10 درصد مرفه جامعه است و این سهم در اکثر سالهای دهه 90 هجری شمسی افزایشی بوده است.( مبارزه با نابرابری/ کتاب در دست انتشار)
در بیانیه اقتصاددانان نیز آمده بود که از نظر رفاهی، سطح رفاه خانوارهای ایرانی بهطور متوسط، طی دهه 1390، حدود 37 درصد کاهش پیدا کرده است و بهطور خاص، 10 درصد کمدرآمد جمعیتی کشور، با حدود 30 درصد کاهش سطح رفاه مواجه بوده است. طبقه متوسط شهری بهعنوان نمادی از تحولخواهی اجتماعی، در سال 1390، بیش از 60 درصد از جمعیت کشور را تشکیل میداده و در مقابل، قشر کمدرآمد، جمعیتی حدود 11 میلیون نفر داشته است. تحولات نامطلوب دهه 1390، باعث آن شده است که جمعیت کمدرآمد کشور به رقم هشداردهنده 23 میلیون نفر برسد که این میزان افزایشِ هشداردهنده فقط با کوچکتر شدن جمعیت طبقه متوسط اتفاق افتاده است.
به عقیده اقتصاددانان این تغییر بزرگ که عمدتاً مربوط به سالهای 1396 به بعد است زمینه مساعدی را برای تنشهای اجتماعی به وجود آورده است. بهخصوص اینکه در شرایطی که جامعه روزبهروز فقیرتر میشود، انتشار اطلاعات مربوط به فسادهای مالی در مقیاسهای باورنکردنی، شرایط رفاهی تعدادی از مسوولان، اقامت فرزندان برخی مسوولان در کشورهای خارجی و بهطور مختصر، برخورداری از رانتهای بزرگ در شرایط گستردگی فقر، بهطور طبیعی، جامعه را عصبانی کرده و خشم آنها را آماده اشتعال میکند.
موضوع این است که سرمایهگذاری و رشد مناسب اقتصادی تا دهه 90 سرشار از فرصتهایی بود که هر فرد ولو فقیر جامعه میتوانست با ادامه تحصیل یا کسب مهارت و استفاده از این فرصتها، شغل مناسبی پیدا کرده و خود را از طبقه فقیر خارج کند. اما تحولات نامطلوب دهه 90 باعث شد تا فرصتهای اقتصادی کمتری در دسترس اقشار ضعیف قرار گیرد. ناتوانی اقتصاد در ایجاد شغل و شکلگیری حجم زیادی از انواع انحصارهای اقتصادی و سیاسی مانند انحصار در منابع پولی و مالی، مانع دسترسی برابر به فرصتهای اقتصادی شده و شکل خطرناکی از نابرابری را رقم زده است. به این ترتیب دوره ماندگاری در فقر افزایش یافته و امکان خروج از آن سختتر شده است. خیلی از افراد تا یکی دو سال پیش از نظر درآمدی شرایط نسبتاً خوبی داشتند اما سیاستگذاری اقتصادی اشتباه و نادیده گرفتن مزایای ارتباط با بازارهای جهانی و کنار گذاشتن برجام باعث شد خیلی از این افراد به دایره فقرا افزوده شوند.
پینوشت:
کتاب «مبارزه با نابرابری: بازنگری درباره نقش دولت» محصول همفکری و هم اندیشی جمع بزرگی از دانشمندان علوم اجتماعی بر روی چالش نابرابری در سطح کشورهای مختلف است. علاوه بر اولیور بلانچارد و دنی رودریک، جمع متنوعی از اندیشمندان برجسته دانشگاه های هاروارد، شیکاگو، برکلی، ام آی تی، مدرسه اقتصاد لندن، مدرسه اقتصاد پاریس، کالج لندن، و ... آنان را در نگارش این اثر یاری کردهاند که از جمله می توان به دارون عجم اوغلو و گریگوری منکیو اشاره کرد. این کتاب را رضا بخشیآنی و مجید امیدی ترجمه کردهاند و انتشارات روزنه آن را روانه بازار کرده است. اخیراً مسعود نیلی در قسمت ۱۵ فارکست این کتاب را به تفصیل معرفی کرده است.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
Forwarded from انجمن مدیران
⭕️ توصیه های فیلیپ کاتلر پیرامون پذیرش سِمت جدید
🔹در هیچ شرکت یا سازمانی قبول مسئولیت نکنید تا زمانی که:
◽️جای شما در ساختار شرکت کاملا روشن شده باشد.
◽️حدود اختیارات شما در شرکت به طور کامل روشن شده باشد.
◽️فرآیندهای کاری که انتظار میرود درگیر آن باشید از قبل تبیین شده باشد.
◽️شاخصهای عملکردتان با شما تفاهم شده باشد.
◽️در پایان دوره های عملکردی ماهانه، سه ماهه ، شش ماهه، سالانه و غیره که در سازمان مرسوم است، مشخص باشد توسط چه شخصی ارزیابی میشوید و چه کسی به شما بازخورد عملکردتان را خواهد داد.
🖋مدیریت منابع انسانی
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
🔹در هیچ شرکت یا سازمانی قبول مسئولیت نکنید تا زمانی که:
◽️جای شما در ساختار شرکت کاملا روشن شده باشد.
◽️حدود اختیارات شما در شرکت به طور کامل روشن شده باشد.
◽️فرآیندهای کاری که انتظار میرود درگیر آن باشید از قبل تبیین شده باشد.
◽️شاخصهای عملکردتان با شما تفاهم شده باشد.
◽️در پایان دوره های عملکردی ماهانه، سه ماهه ، شش ماهه، سالانه و غیره که در سازمان مرسوم است، مشخص باشد توسط چه شخصی ارزیابی میشوید و چه کسی به شما بازخورد عملکردتان را خواهد داد.
🖋مدیریت منابع انسانی
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
🔵 شتابگیری پول پرقدرت
📊 بانک مرکزی در گزارشی آمار مربوط به تحولات اقتصاد کلان کشور در شهریور ماه را منتشر کرد. بر اساس این گزارش، حجم نقدینگی در اقتصاد کشور با رشد نقطه به نقطه ۵/ ۳۷درصدی، در پایان تابستان به بیش از ۵۵۹۰هزار میلیارد تومان رسید.
📊 از سوی دیگر پایه پولی نیز شاهد افزایش سرعت رشد بود و افزایش نقطه به نقطه ۱/ ۳۳درصدی را به ثبت رساند و به بیش از ۶۹۰هزار میلیارد تومان رسیده است.
📊 این در حالی است که سرعت رشد پایه پولی در تیرماه امسال تا سطح ۲۶درصدی نیز کاهش یافته بود. بانک مرکزی در ادامه این گزارش ضمن ارائه اطلاعات درباره تحولات مربوط به تورم، بازار بین بانکی، اوراق خزانه اسلامی و عملیات بازار باز، اقدامات خود در یک ماه اخیر را تشریح کرد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/d42734
📊 بانک مرکزی در گزارشی آمار مربوط به تحولات اقتصاد کلان کشور در شهریور ماه را منتشر کرد. بر اساس این گزارش، حجم نقدینگی در اقتصاد کشور با رشد نقطه به نقطه ۵/ ۳۷درصدی، در پایان تابستان به بیش از ۵۵۹۰هزار میلیارد تومان رسید.
📊 از سوی دیگر پایه پولی نیز شاهد افزایش سرعت رشد بود و افزایش نقطه به نقطه ۱/ ۳۳درصدی را به ثبت رساند و به بیش از ۶۹۰هزار میلیارد تومان رسیده است.
📊 این در حالی است که سرعت رشد پایه پولی در تیرماه امسال تا سطح ۲۶درصدی نیز کاهش یافته بود. بانک مرکزی در ادامه این گزارش ضمن ارائه اطلاعات درباره تحولات مربوط به تورم، بازار بین بانکی، اوراق خزانه اسلامی و عملیات بازار باز، اقدامات خود در یک ماه اخیر را تشریح کرد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/d42734
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
قدرت سکانداران شورای فقهی افزایش مییابد؟
🔷 همزمان با پایان یافتن اولین دوره چهارساله شورای فقهی بانک مرکزی، دور جدید این شورا آغاز شد و اعضای شورای فقهی بانک مرکزی معرفی شدند. ترکیب جدید شورای فقهی از آن جهت دارای اهمیت است که در صورت تصویب طرح جدید بانکداری در شورای نگهبان، افراد مذکور دارای قدرتی برابر با ریاست بانک مرکزی میشوند.
🔷 در میانه سال جاری طرح بانکداری جمهوری اسلامی با تغییرات جدید در دستور کار مجلس قرار گرفت که براساس آن بررسی و اظهارنظر در خصوص سیاستهای پولی، ارزی، تعاملات بانک مرکزی با نهادهای پولی و بانکهای بینالمللی، سرمایهگذاریها و مدیریت ذخایر ارزی در اختیار شورای فقهی قرار میگرفت. همین مساله موجب شد برخی ازکارشناسان اقتصادی اختیارات وسیع این شورا که موجب موازیکاری، تعارض و تضعیف ارکان حرفهای و تاریخی بانک مرکزی، کمرنگ کردن اهداف اساسی بانک مرکزی را که شامل حمایت از رشد اقتصادی، کنترل تورم و اشتغال است مورد انتقاد قرار دهند. این در حالی است که احتمال دارد سکانداران جدید شورای فقهی بانک مرکزی اختیارات مذکور را به دست بیاورند.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/f75419
🔷 همزمان با پایان یافتن اولین دوره چهارساله شورای فقهی بانک مرکزی، دور جدید این شورا آغاز شد و اعضای شورای فقهی بانک مرکزی معرفی شدند. ترکیب جدید شورای فقهی از آن جهت دارای اهمیت است که در صورت تصویب طرح جدید بانکداری در شورای نگهبان، افراد مذکور دارای قدرتی برابر با ریاست بانک مرکزی میشوند.
🔷 در میانه سال جاری طرح بانکداری جمهوری اسلامی با تغییرات جدید در دستور کار مجلس قرار گرفت که براساس آن بررسی و اظهارنظر در خصوص سیاستهای پولی، ارزی، تعاملات بانک مرکزی با نهادهای پولی و بانکهای بینالمللی، سرمایهگذاریها و مدیریت ذخایر ارزی در اختیار شورای فقهی قرار میگرفت. همین مساله موجب شد برخی ازکارشناسان اقتصادی اختیارات وسیع این شورا که موجب موازیکاری، تعارض و تضعیف ارکان حرفهای و تاریخی بانک مرکزی، کمرنگ کردن اهداف اساسی بانک مرکزی را که شامل حمایت از رشد اقتصادی، کنترل تورم و اشتغال است مورد انتقاد قرار دهند. این در حالی است که احتمال دارد سکانداران جدید شورای فقهی بانک مرکزی اختیارات مذکور را به دست بیاورند.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/f75419
روزنامه دنیای اقتصاد
ترکیب جدید شورای فقهی
همزمان با پایان یافتن اولین دوره چهارساله شورای فقهی بانک مرکزی، دور جدید این شورا آغاز شد و اعضای شورای فقهی بانک مرکزی معرفی شدند. ترکیب جدید شورای فقهی از آن جهت دارای اهمیت است که در صورت تصویب طرح جدید بانکداری در شورای نگهبان، افراد مذکور دارای قدرتی…
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
رقابت بر سر جذب نخبگان هوش مصنوعی
🎯 امروزه به این دلیل که همه سازمانها و شرکتها میخواهند با کمک هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی اقدام به جمعآوری و تحلیل حجم عظیمی از دیتا کنند، رقابت شدیدی بر سر دانشمندان دیتا و متخصصان آموزشدیده این زمینه شکل گرفته است.
🎯 از سوی دیگر، ما با یک نوع قحطی جهانی و کمبود شدید در زمینه استعدادهای برتر و متخصصان هوش مصنوعی و دیتا مواجه هستیم و همین تعداد کم از متخصصان دیتا و یادگیری ماشینی نیز عمدتا در چند شرکت معدود و شناختهشده بهویژه گوگل، فیسبوک، آمازون و مایکروسافت تمرکز پیدا کردهاند.
🎯 تنها دو شرکت گوگل و فیسبوک بیش از ۸۰ درصد فارغالتحصیلان مقطع دکترای یادگیری ماشینی در جهان را استخدام خواهند کرد و این یعنی نابرابری و پراکندگی کاملا نادرست نخبگان و استعدادهای حوزه هوش مصنوعی در سطح جهان و در میان شرکتها.
🎯 شرکتها علاوه برجذب دانشمندان دیتا، بهطور روزافزونی به کسانی نیاز خواهند داشت که از آنها با عنوان «پیوند زنندگان» یاد میشود...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/g90935
🎯 امروزه به این دلیل که همه سازمانها و شرکتها میخواهند با کمک هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی اقدام به جمعآوری و تحلیل حجم عظیمی از دیتا کنند، رقابت شدیدی بر سر دانشمندان دیتا و متخصصان آموزشدیده این زمینه شکل گرفته است.
🎯 از سوی دیگر، ما با یک نوع قحطی جهانی و کمبود شدید در زمینه استعدادهای برتر و متخصصان هوش مصنوعی و دیتا مواجه هستیم و همین تعداد کم از متخصصان دیتا و یادگیری ماشینی نیز عمدتا در چند شرکت معدود و شناختهشده بهویژه گوگل، فیسبوک، آمازون و مایکروسافت تمرکز پیدا کردهاند.
🎯 تنها دو شرکت گوگل و فیسبوک بیش از ۸۰ درصد فارغالتحصیلان مقطع دکترای یادگیری ماشینی در جهان را استخدام خواهند کرد و این یعنی نابرابری و پراکندگی کاملا نادرست نخبگان و استعدادهای حوزه هوش مصنوعی در سطح جهان و در میان شرکتها.
🎯 شرکتها علاوه برجذب دانشمندان دیتا، بهطور روزافزونی به کسانی نیاز خواهند داشت که از آنها با عنوان «پیوند زنندگان» یاد میشود...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/g90935
روزنامه دنیای اقتصاد
رقابت بر سر جذب نخبگان هوش مصنوعی
امروزه به این دلیل که همه سازمانها و شرکتها به هوش مصنوعی نیاز مبرمی دارند و میخواهند با کمک هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی اقدام به جمعآوری و تحلیل حجم عظیمی از دیتا کنند، رقابت شدیدی بر سر دانشمندان دیتا و متخصصان آموزشدیده این زمینه شکل گرفته است. از…