Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
دهه خاموش خلق ارزش
💢 صنعت ایران ۱۰ سال در خلق ارزش درجا زده است. بنا به گزارشی که یونیدو منتشر کرده، طی یک دهه و حدفاصل سالهای ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۹ میزان خلق ارزش در بخش صنعت ایران ثابت مانده است؛ درحالیکه طی دهه پیش از آن، رشدی سه برابری در خلق ارزش صنعتی ایران رخ داده است. بررسیها نشان میدهد ایران از نظر رقابتپذیری صنعتی نیز عملکردی مناسب ندارد و علاوه بر این، سهم فناوریهای نو در صنعت کشور بسیار پایین است.
💢 یونیدو براساس شماری از شاخصها ایران را در میان ۱۵۴کشور از نظر رقابتپذیری صنعتی در جایگاه ۵۵ میگذارد. همچنین بررسی سهم صنایع با فناوری پایین، متوسط و بالا در محصولات صنعتی ایران نشان میدهد که سهم فناوریهای با دانش بالا در ایران بسیار پایین و معادل ۵/ ۰درصد کل محصولات صنعتی است و مهمتر از آن از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰ نهتنها پیشرفت نکرده، بلکه تقریبا نصف شده است.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/m11163
💢 صنعت ایران ۱۰ سال در خلق ارزش درجا زده است. بنا به گزارشی که یونیدو منتشر کرده، طی یک دهه و حدفاصل سالهای ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۹ میزان خلق ارزش در بخش صنعت ایران ثابت مانده است؛ درحالیکه طی دهه پیش از آن، رشدی سه برابری در خلق ارزش صنعتی ایران رخ داده است. بررسیها نشان میدهد ایران از نظر رقابتپذیری صنعتی نیز عملکردی مناسب ندارد و علاوه بر این، سهم فناوریهای نو در صنعت کشور بسیار پایین است.
💢 یونیدو براساس شماری از شاخصها ایران را در میان ۱۵۴کشور از نظر رقابتپذیری صنعتی در جایگاه ۵۵ میگذارد. همچنین بررسی سهم صنایع با فناوری پایین، متوسط و بالا در محصولات صنعتی ایران نشان میدهد که سهم فناوریهای با دانش بالا در ایران بسیار پایین و معادل ۵/ ۰درصد کل محصولات صنعتی است و مهمتر از آن از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰ نهتنها پیشرفت نکرده، بلکه تقریبا نصف شده است.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/m11163
روزنامه دنیای اقتصاد
دهه خاموش خلق ارزش
صنعت ایران 10 سال در خلق ارزش درجا زده است. بنا به گزارشی که یونیدو منتشر کرده، طی یک دهه و حدفاصل سالهای 1389 تا 1399 میزان خلق ارزش در بخش صنعت ایران ثابت مانده است؛ درحالیکه طی دهه پیش از آن، رشدی سه برابری در خلق ارزش صنعتی ایران رخ داده است. بررسیها…
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
«مربی فوتبال» کارکنان باشید
🎯 «بیل کمپل» بهعنوان محرم اسرار معروفترین مدیران شرکتهای بزرگ جهان، با مشاوره مدیریت به افرادی همچون استیو جابز و جف بزوس، «مربی دره سیلیکون» لقب گرفته است. او جمله معروفی دارد؛ «کارکنان هستند که شما را رهبر سازمانی میکنند.» رهبر سازمانی از نگاه کمپل، یعنی بازی در نقش «مربی فوتبال»، نه «رئیس» کارکنان. این نقش مستلزم پنج رفتار متمایز است.
🎯 مربیان عالی چه کارهایی میکنند؟ نویسندگان این مقاله به ۵ مورد از مهمترین رفتارهای مربیان عالی پرداختهاند: مراقبت از اعضای تیم، سازماندهی آنها در مکان دلچسبشان، هماهنگ ساختن آنها با اهداف و ارزشهای سازمان، به چالش کشیدن آنها برای دستیابی به پتانسیلهای کامل و کمک به آنها برای دستیابی به اهدافشان...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/y58607
🎯 «بیل کمپل» بهعنوان محرم اسرار معروفترین مدیران شرکتهای بزرگ جهان، با مشاوره مدیریت به افرادی همچون استیو جابز و جف بزوس، «مربی دره سیلیکون» لقب گرفته است. او جمله معروفی دارد؛ «کارکنان هستند که شما را رهبر سازمانی میکنند.» رهبر سازمانی از نگاه کمپل، یعنی بازی در نقش «مربی فوتبال»، نه «رئیس» کارکنان. این نقش مستلزم پنج رفتار متمایز است.
🎯 مربیان عالی چه کارهایی میکنند؟ نویسندگان این مقاله به ۵ مورد از مهمترین رفتارهای مربیان عالی پرداختهاند: مراقبت از اعضای تیم، سازماندهی آنها در مکان دلچسبشان، هماهنگ ساختن آنها با اهداف و ارزشهای سازمان، به چالش کشیدن آنها برای دستیابی به پتانسیلهای کامل و کمک به آنها برای دستیابی به اهدافشان...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/y58607
روزنامه دنیای اقتصاد
«مربی فوتبال» کارکنان باشید
«بیل کمپل» بهعنوان محرم اسرار معروفترین مدیران شرکتهای بزرگ جهان، با مشاوره مدیریت به افرادی همچون استیو جابز و جف بزوس، «مربی دره سیلیکون» لقب گرفته است. او جمله معروفی دارد؛ «کارکنان هستند که شما را رهبر سازمانی میکنند.» رهبر سازمانی از نگاه کمپل، یعنی…
✳️ بزودی ایران متروکه خواهد شد!
✅ ایران به لحاظ جغرافیایی کشوری کم آب است و با بی توجهی به این واقعیت کم آبی تبدیل به بی آبی شده است، در سه دهه اخیر در کنار تغییرات اقلیمی و افزایش حرارت کره زمین و به همت طرح های کارشناسانه ی دولت و مجلس (سدسازیهای بی حساب و کتاب) و الگوی مصرف ویرانگر آب ٬ حفر صدها هزار چاه غیر مجاز و... منابع و توازن چند هزار ساله ی آب کشور در سی سال به فنا رفته است
بد نیست اشاره ایی کنم به بعضی آمارها در مورد آب: در سال ۱۳۴۵ منابع آب تجدیدپذیر کشور ۱۳۲ میلیارد مترمکعب بوده است ..
اکنون این رقم به ۸۸ میلیارد مترمکعب رسیده است این در حالی است که جمعیت هم بیش از دو برابر شده است.
🔹در سراسر جهان تنها دو کشور هستند که با استفاده جنون آمیز از منابع آبهای سطحی٬ خود را بطور جدی در معرض بحران بی آبی قرار داده اند یکی از این دو کشور مصر است با بهره برداری ۴۶ درصدی از منابع آبهای سطحی خود و دیگری کشور نیست جز ایران که با بهره برداری ۹۷ درصدی از منابع آبهای سطحی خود عملا این دست از منابع خود را به پایان رسانده و اینک در حال خشکاندن و غارت منابع آبهای فسیلی خود است که در طی میلیونها سال جمع آمده اند.
🔹در حال حاضر بیش از ۹۰ درصد منابع آب ایران را فقط بخش کشاورزی مصرف میکند..
این در حالی ست که در کشاورزی هم هنوز توفیقی حاصل ننمودیم سازمان جهانی فائو در گزارشی اعلام کرد مصرف آب در بخش کشاورزی ایران ٢٢ درصد بیشتر از متوسط مصرف جهانی است..
🔹اما میزان تولید محصولات کشاورزی ما به ازای مصرف هر مترمکعب آب تنها حدود ۱ کیلوگرم است ..
در حالی که بطور میانگین تولید کشاورزی جهان در ازای هر متر مکعب اب ۲/۵ کیلو محصول است!
بعضی کارشناسان معتقدند با توجه به ابنکه کشاورزی ما ضررآور است و زیانی که وارد میکند بسبار زیادتر از سودی است که برای مملکت دارد باید کشاورزی را در ایران تعطیل کنند!
تا آب بیشتری برای زندگی باقی بماند.
کشور ایران در طول تاریخ با مشکلات٬ جنگ ها، خیانت ها و شکست های بسیاری مواجه بوده..
اما هربار در نهایت خود را از دام بلا رهانیده است اما این بار خطر از نوعی دیگر است!
بحران آب به حدی ست که بزودی ایران متروکه خواهد شد
آیا معجزه ایی اتفاق خواهد افتاد؟ آیا دولت معجزه خواهد کرد؟
دولت از پرداخت حقوق کارمندان خود درمانده است!
آیا مردم معجزه خواهند کرد؟
🔹چه بخواهیم چه نخواهیم با ادامه روند آب بزرگترین بحران پیش روی ایران است - بحرانی همراه با ناامنی های اجتماعی غیر قابل توصیف
✅ ایران به لحاظ جغرافیایی کشوری کم آب است و با بی توجهی به این واقعیت کم آبی تبدیل به بی آبی شده است، در سه دهه اخیر در کنار تغییرات اقلیمی و افزایش حرارت کره زمین و به همت طرح های کارشناسانه ی دولت و مجلس (سدسازیهای بی حساب و کتاب) و الگوی مصرف ویرانگر آب ٬ حفر صدها هزار چاه غیر مجاز و... منابع و توازن چند هزار ساله ی آب کشور در سی سال به فنا رفته است
بد نیست اشاره ایی کنم به بعضی آمارها در مورد آب: در سال ۱۳۴۵ منابع آب تجدیدپذیر کشور ۱۳۲ میلیارد مترمکعب بوده است ..
اکنون این رقم به ۸۸ میلیارد مترمکعب رسیده است این در حالی است که جمعیت هم بیش از دو برابر شده است.
🔹در سراسر جهان تنها دو کشور هستند که با استفاده جنون آمیز از منابع آبهای سطحی٬ خود را بطور جدی در معرض بحران بی آبی قرار داده اند یکی از این دو کشور مصر است با بهره برداری ۴۶ درصدی از منابع آبهای سطحی خود و دیگری کشور نیست جز ایران که با بهره برداری ۹۷ درصدی از منابع آبهای سطحی خود عملا این دست از منابع خود را به پایان رسانده و اینک در حال خشکاندن و غارت منابع آبهای فسیلی خود است که در طی میلیونها سال جمع آمده اند.
🔹در حال حاضر بیش از ۹۰ درصد منابع آب ایران را فقط بخش کشاورزی مصرف میکند..
این در حالی ست که در کشاورزی هم هنوز توفیقی حاصل ننمودیم سازمان جهانی فائو در گزارشی اعلام کرد مصرف آب در بخش کشاورزی ایران ٢٢ درصد بیشتر از متوسط مصرف جهانی است..
🔹اما میزان تولید محصولات کشاورزی ما به ازای مصرف هر مترمکعب آب تنها حدود ۱ کیلوگرم است ..
در حالی که بطور میانگین تولید کشاورزی جهان در ازای هر متر مکعب اب ۲/۵ کیلو محصول است!
بعضی کارشناسان معتقدند با توجه به ابنکه کشاورزی ما ضررآور است و زیانی که وارد میکند بسبار زیادتر از سودی است که برای مملکت دارد باید کشاورزی را در ایران تعطیل کنند!
تا آب بیشتری برای زندگی باقی بماند.
کشور ایران در طول تاریخ با مشکلات٬ جنگ ها، خیانت ها و شکست های بسیاری مواجه بوده..
اما هربار در نهایت خود را از دام بلا رهانیده است اما این بار خطر از نوعی دیگر است!
بحران آب به حدی ست که بزودی ایران متروکه خواهد شد
آیا معجزه ایی اتفاق خواهد افتاد؟ آیا دولت معجزه خواهد کرد؟
دولت از پرداخت حقوق کارمندان خود درمانده است!
آیا مردم معجزه خواهند کرد؟
🔹چه بخواهیم چه نخواهیم با ادامه روند آب بزرگترین بحران پیش روی ایران است - بحرانی همراه با ناامنی های اجتماعی غیر قابل توصیف
درون به بیرون (Insideout)
■"بن هاروویتز"، مالک شرکت آپسور، سالها قبل با مشکلی مدیریتی مواجه شد: دو قسمت فوقالعاده موفق شرکت، یعنی پشتیبانی مشتری و مهندسی فروش، باهم به مشکل خورده بودند. بخش مهندسی فروش، بخش پشتیبانی مشتری را متهم میکرد که به مشتریان پاسخ درست و بهموقع نمی دهد؛ قسمت پشتیبانی مشتری هم بخش فروش را متهم میکرد که فقط دستورات ناقص را مینویسد و پیشنهادهای آنها را برای بهبود نادیده می گیرد.
□مشخصاً لازم بود که هر دو بخش با هماهنگی کامل با یکدیگر کار کنند. هر کدام از بخش ها به صورت مجزا خیلی خوب مدیریت می شدند و از کارکنان فوقالعادهای بهره میبردند. درخواست از آنها برای اینکه مسائل را از زاویه دید طرف مقابل نگاه کنند کمک چندانی به حل کشمکش نکرد تا اینکه هاروویتز راه حلی پیدا کرد.
●رئیس قسمت پشتیبانی مشتری را بصورت دائم رئیس مهندسی فروش کرد و برعکس. در ابتدا هر دو کاملاً شوکه بودند، اما یک هفته بعد از این که پشت میز دشمنانشان مشغول کار شدند، اختلافاتشان به حداقل رسید. طی هفته های بعد فعالیتهایشان را با هم تنظیم کردند و از آن به بعد بیش از هر دو بخش دیگری با یکدیگر هماهنگ بودند.
○اینکه خودتان را در موقعیت رقیبتان تصور کنید به ندرت نتیجه می دهد. قوه تخیل قدرتمندی می طلبد و انگیزه کافی برای این کار وجود ندارد. برای اینکه واقعاً کسی را درک کنید باید در موقعیتش قرار بگیرید، آن هم نه به شکل ذهنی، بلکه عملی. باید جای او باشید و موقعیت رقیب تان را شخصاً تجربه کنید.
■عجیب است که ما اینقدر کم از این ترفند استفاده میکنیم. بعضی از شرکتها این مسئله را متوجه شده اند. شرکت "شیندلر" یکی از پیشگامان صنعت تولید آسانسور است. هر کارمند از منشی گرفته تا مدیران عامل، در اولین سال حضورش در شیندلر باید سه هفته در محل نصب آسانسورها کار کند. بدین ترتیب افراد تازهکار، کار در محل پروژه را تجربه می کنند. این کار همچنین این پیام را هم دارد: "آنقدرها خودم را بزرگ نمی بینم که دست به سیاه و سفید نزنم." همین اتفاق به تنهایی رابطه خوب و عمیقی را بین افراد در دپارتمانهای مختلف ایجاد می کند.
□فکر کردن و عمل کردن دو روش کاملاً متفاوت برای شناختن دنیا هستند، هر چند اکثر مردم آنها را با هم اشتباه می گیرند. اگر میخواهید استاد ادبیات شوید، مطالعه در رشته ادبیات فوقالعاده است، ولی اصلا فکر نکنید شما را به یک نویسنده خوب تبدیل می کند.
●آیا اساتید اخلاق که هر روزه با سوالات اخلاقی مواجه می شوند، آدم های بهتری هستند؟ تحقیقات پژوهشگران نشان داده است که اساتید اخلاق، اخلاقیتر از بقیه رفتار نمیکنند!
○هر وقت متوجه شدید فکر کردن و عمل کردن دو دنیای متفاوت دارند، می توانید از این موضوع استفاده مفیدی بکنید. کلیساها، ارتشها و دانشگاهها، از درون خودشان افراد تازه را استخدام می کنند. هر فرمانده یک روز سرباز بوده است و شما رئیس دانشگاه نمیشوید مگر آنکه زمانی استادیار بوده باشید.
■فکر میکنید مدیر عامل شرکتی مثل والمارت، کسی که نزدیک به ۲ میلیون کارمند دارد، فرمانده مناسبی برای دستور دادن به ۲ میلیون سرباز میشود؟ مسلم است که هیچ ارتشی در جهان به استخدامِ او فکر هم نمی کند!
□نتیجه؟ پا در کفش دیگران کردن و قدم زدن با این کفشها ارزشش را دارد. این کار را در مورد مهمترین روابط زندگیتان انجام دهید؛ شریک زندگیتان، مشتریتان، و کارمندتان. تعویض وظایف، کارآمدترین و سریعترین و کمهزینه ترین روش برای رسیدن به درک متقابل است.
●شبیه آن پادشاه معروف باشید که با پوشیدن لباس گدایی خودش را قاطی مردم عادی میکرد. اما چون این کار همیشه ممکن نیست یک پیشنهاد دیگر می دهم: رمان بخوانید. غرق شدن در یک رمان خوب و همراهی کردن با قهرمان اصلی داستان در فراز و نشیبها، یک میانبُر خوب بین فکر کردن و عمل کردن است.
✍گاهنامه مدیر
■"بن هاروویتز"، مالک شرکت آپسور، سالها قبل با مشکلی مدیریتی مواجه شد: دو قسمت فوقالعاده موفق شرکت، یعنی پشتیبانی مشتری و مهندسی فروش، باهم به مشکل خورده بودند. بخش مهندسی فروش، بخش پشتیبانی مشتری را متهم میکرد که به مشتریان پاسخ درست و بهموقع نمی دهد؛ قسمت پشتیبانی مشتری هم بخش فروش را متهم میکرد که فقط دستورات ناقص را مینویسد و پیشنهادهای آنها را برای بهبود نادیده می گیرد.
□مشخصاً لازم بود که هر دو بخش با هماهنگی کامل با یکدیگر کار کنند. هر کدام از بخش ها به صورت مجزا خیلی خوب مدیریت می شدند و از کارکنان فوقالعادهای بهره میبردند. درخواست از آنها برای اینکه مسائل را از زاویه دید طرف مقابل نگاه کنند کمک چندانی به حل کشمکش نکرد تا اینکه هاروویتز راه حلی پیدا کرد.
●رئیس قسمت پشتیبانی مشتری را بصورت دائم رئیس مهندسی فروش کرد و برعکس. در ابتدا هر دو کاملاً شوکه بودند، اما یک هفته بعد از این که پشت میز دشمنانشان مشغول کار شدند، اختلافاتشان به حداقل رسید. طی هفته های بعد فعالیتهایشان را با هم تنظیم کردند و از آن به بعد بیش از هر دو بخش دیگری با یکدیگر هماهنگ بودند.
○اینکه خودتان را در موقعیت رقیبتان تصور کنید به ندرت نتیجه می دهد. قوه تخیل قدرتمندی می طلبد و انگیزه کافی برای این کار وجود ندارد. برای اینکه واقعاً کسی را درک کنید باید در موقعیتش قرار بگیرید، آن هم نه به شکل ذهنی، بلکه عملی. باید جای او باشید و موقعیت رقیب تان را شخصاً تجربه کنید.
■عجیب است که ما اینقدر کم از این ترفند استفاده میکنیم. بعضی از شرکتها این مسئله را متوجه شده اند. شرکت "شیندلر" یکی از پیشگامان صنعت تولید آسانسور است. هر کارمند از منشی گرفته تا مدیران عامل، در اولین سال حضورش در شیندلر باید سه هفته در محل نصب آسانسورها کار کند. بدین ترتیب افراد تازهکار، کار در محل پروژه را تجربه می کنند. این کار همچنین این پیام را هم دارد: "آنقدرها خودم را بزرگ نمی بینم که دست به سیاه و سفید نزنم." همین اتفاق به تنهایی رابطه خوب و عمیقی را بین افراد در دپارتمانهای مختلف ایجاد می کند.
□فکر کردن و عمل کردن دو روش کاملاً متفاوت برای شناختن دنیا هستند، هر چند اکثر مردم آنها را با هم اشتباه می گیرند. اگر میخواهید استاد ادبیات شوید، مطالعه در رشته ادبیات فوقالعاده است، ولی اصلا فکر نکنید شما را به یک نویسنده خوب تبدیل می کند.
●آیا اساتید اخلاق که هر روزه با سوالات اخلاقی مواجه می شوند، آدم های بهتری هستند؟ تحقیقات پژوهشگران نشان داده است که اساتید اخلاق، اخلاقیتر از بقیه رفتار نمیکنند!
○هر وقت متوجه شدید فکر کردن و عمل کردن دو دنیای متفاوت دارند، می توانید از این موضوع استفاده مفیدی بکنید. کلیساها، ارتشها و دانشگاهها، از درون خودشان افراد تازه را استخدام می کنند. هر فرمانده یک روز سرباز بوده است و شما رئیس دانشگاه نمیشوید مگر آنکه زمانی استادیار بوده باشید.
■فکر میکنید مدیر عامل شرکتی مثل والمارت، کسی که نزدیک به ۲ میلیون کارمند دارد، فرمانده مناسبی برای دستور دادن به ۲ میلیون سرباز میشود؟ مسلم است که هیچ ارتشی در جهان به استخدامِ او فکر هم نمی کند!
□نتیجه؟ پا در کفش دیگران کردن و قدم زدن با این کفشها ارزشش را دارد. این کار را در مورد مهمترین روابط زندگیتان انجام دهید؛ شریک زندگیتان، مشتریتان، و کارمندتان. تعویض وظایف، کارآمدترین و سریعترین و کمهزینه ترین روش برای رسیدن به درک متقابل است.
●شبیه آن پادشاه معروف باشید که با پوشیدن لباس گدایی خودش را قاطی مردم عادی میکرد. اما چون این کار همیشه ممکن نیست یک پیشنهاد دیگر می دهم: رمان بخوانید. غرق شدن در یک رمان خوب و همراهی کردن با قهرمان اصلی داستان در فراز و نشیبها، یک میانبُر خوب بین فکر کردن و عمل کردن است.
✍گاهنامه مدیر
✳️ ظرفیت جذب
✅ ظرفیت جذب یا Absorptive Capacity به «توانایی یک شرکت در جمعآوری اطلاعات ارزشمند از مشتریان، رقبا و وضعیت بازار، تفسیر آن اطلاعات و تصمیمگیری بر اساس آن اطلاعات» اشاره دارد
🔹کوهِن و همکارانش که این واژه را ابداع کردهاند، معتقدند برای افزایش ظرفیت جذب، میتوانیم از این تاکتیکها کمک بگیریم:
1️⃣ تشویق بازاریابها و فروشندگان به جمعآوری مستمر اطلاعات از بازار، به خصوص اطلاعات مشتریان و رقبا
2️⃣ تعیین یک تیم مشخص از کارمندان شرکت برای جمعآوری مستمر اطلاعات از مشتریا ن و رقبا در سطح فضای مجازی
3️⃣ ایجاد ارتباط بین پایگاه داده واحدهای بازاریابی و فروش و تشویق این دو واحد به تبادل اطلاعات با یکدیگر
4️⃣ تعیین یک تیم مشخص از کارمندان شرکت برای جمعآوری مستمر اطلاعات از رقبای خارجی، به خصوص اطلاعات مربوط به محصولات، خدمات و کمپینهای بازاریابی خلاقانه آنها
✅ ظرفیت جذب یا Absorptive Capacity به «توانایی یک شرکت در جمعآوری اطلاعات ارزشمند از مشتریان، رقبا و وضعیت بازار، تفسیر آن اطلاعات و تصمیمگیری بر اساس آن اطلاعات» اشاره دارد
🔹کوهِن و همکارانش که این واژه را ابداع کردهاند، معتقدند برای افزایش ظرفیت جذب، میتوانیم از این تاکتیکها کمک بگیریم:
1️⃣ تشویق بازاریابها و فروشندگان به جمعآوری مستمر اطلاعات از بازار، به خصوص اطلاعات مشتریان و رقبا
2️⃣ تعیین یک تیم مشخص از کارمندان شرکت برای جمعآوری مستمر اطلاعات از مشتریا ن و رقبا در سطح فضای مجازی
3️⃣ ایجاد ارتباط بین پایگاه داده واحدهای بازاریابی و فروش و تشویق این دو واحد به تبادل اطلاعات با یکدیگر
4️⃣ تعیین یک تیم مشخص از کارمندان شرکت برای جمعآوری مستمر اطلاعات از رقبای خارجی، به خصوص اطلاعات مربوط به محصولات، خدمات و کمپینهای بازاریابی خلاقانه آنها
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️«ما» ناتوانیم؟ «آنها» باید کاری کنند!؟
دکتر تیمور رحمانی: هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران (صفحه دکتر رحمانی در اینتساگرام)
(در نقد و بررسی کتاب استراتژی توسعه ایران- چرا عقب ماندیم؟ چگونه پیشرفت کنیم؟ نوشته مجتبی لشکربلوکی)
این کتاب، کتابی غیرمتعارف از تحلیل توسعه و پیشنهاد استراتژی برای ایران است. غیرمتعارف به این معنی که به جای شرح مبسوط نشانههای توسعه نیافتگی از قبیل رشد اقتصادی پایین، نرخ بیکاری بالا، ناکارآمدی نظام بوروکراتیک، توزیع نامناسب درآمد و تهیسازی منابع و ... و علتیابی تکتک آنها که در کتب توسعه اقتصادی متداول است، به «هسته اصلی عوامل توسعه نیافتگی» بویژه عوامل تاریخی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی پرداخته است.
همچنین، غیرمتعارف از این جهت که نویسنده تلاش کرده با بررسی نکات کلیدی دیدگاههای برخی صاحبنظران حوزه توسعه اقتصادی و تحولات اجتماعی به «فراتحلیلی بین رشتهای از موضوع توسعه نیافتگی» بپردازد. آنچه جلب توجه می کند، نظم فکری کم نظیر نویسنده در استنتاج مختصر و مفید از نوشته های طیفی از صاحبنظران حوزههای مختلف و دستهبندی عوامل محوری بسترساز وضعیت کنونی توسعه ایران است که بدون تردید منحصر بفرد است، با وجود آنکه تخصص اصلی ایشان علم اقتصاد نیست. اما برداشت یک اقتصاد خوانده نسبتاً مقید به چارچوب فکری و تحلیلی جریان اصلی علم اقتصاد از کتاب مذکور چیست؟
▫️نکته اول آنست که در بخش غالب تحلیل نظرات توسعه نیافتگی ایران [فصول اولیه] و بویژه آن دسته از تحلیل هایی که بر جنبه های تاریخی، جغرافیایی، سیاسی و فرهنگی تمرکز کرده، نوعی گله کردن (یا به زبان عامیانه غر زدن) وجود دارد و نوعی نیروی برونزا و جبر تاریخی ورای آنچه که توسعه نیافتگی را شکل داده است، تصور می شود. آن گاه به طور ضمنی تصور میشود که گویی باید آن نیروی برونزا و جبر تاریخی امکان توسعه را فراهم نماید تا اساساً امکان تدوین استراتژی برای توسعه اقتصادی فراهم شود (گرچه نویسنده کتاب از این طرز تلقی به دور است [فصول پایانی]).
این موضوع سبب میشود که تحلیل توسعه نیافتگی توسط برخی از چنین صاحبنظرانی شکل گلایه و نکوهش و درد دل و التماس و امثالهم به خود بگیرد، به این معنی که نیروی برونزای حاکم بر توسعه نیافتگی مقصر قلمداد شود و امکان در پیش گرفتن استراتژی منجر به تغییر مسیر هرچند کُند به سمت فرایند توسعه را منتفی بداند. این نوع نگاه نقش تصمیمات و سیاستهایی را که مردم و دستگاه بوروکراتیک در آن سهیم بودهاند، کم اهمیت تلقی میکند. این نوع نگاه در ایجاد یاس و ناامیدی برای غلبه بر توسعه نیافتگی بسیار موثر بوده و سبب میشود «ما» ناتوان از ایجاد تغییر مثبت تلقی شویم و «آنها» باید کاری کنند تا ما قادر به شروع فرایند توسعه شویم.
▫️نکته دوم آنست که توسعهیافتگی یا توسعهنیافتگی از نظر درجه و نه از نظر ماهیت، متفاوت از مشکلات موردی اقتصادی است. به عنوان نمونه، مساله کنترل تورم در مجموع موضوعی شناخته شده است و درمان آن هم بدون تغییرات بنیادی در سیاست و فرهنگ امکان پذیر است. شاهد آن وجود تورم بالا در کشورهای صنعتی در دهه ۱۹۷۰ بود که بدون تغییر ساختاری محسوسی از دهه ۱۹۸۰ به تدریج کنترل و سپس ناپدید شد. به همین ترتیب، در بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ تورم و حتی ابرتورم وجود داشت و بدون آنکه هیچ تغییر بنیادی در آن کشورها رخ دهد، تورم مهار شد. مشابه این را در مورد افزایش مساله نرخ رشد اقتصادی نیز میتوان دید. اما هنگامی که از توسعه نیافتگی صحبت میشود، منظور آنست که یک کشور از ابعاد مختلفی با دشواریهایی روبروست که سبب بروز نشانههای توسعه نیافتگی میشوند و این ابعاد همدیگر را تقویت میکنند و توسعه نیافتگی را تداوم می بخشند.
لذا، برخلاف حل مشکلی مانند تورم یا رشد اقتصادی که درمان و راه حلهای نسبتا شناخته شده دارند، «درمان توسعه نیافتگی امری شناخته شده قابل کپی نیست و راه حل واحد هم برای آن وجود ندارد.» به عبارت دیگر، انواعی از تجربه در سطح جهان وجود دارد که کشورهایی به توسعه اقتصادی دست یافته اند که کپی دقیق تجربه بقیه کشورها نیست و حتی تفاوتهای بارزی دارد. به عنوان نمونه، شباهت چندانی بین تجربه توسعه اقتصادی آلمان و انگلستان وجود ندارد. شباهت بالایی بین تجربه توسعه اقتصادی آمریکا و ژاپن وجود ندارد. همین طور مشابهت قابل توجهی بین تجربه کشورهایی چون کره جنوبی، مالزی و امارات در فرایند توسعه اقتصادی آنها وجود ندارد. این بدان معناست که میتوان الگوهای متفاوتی از مسیر توسعه و گریز از توسعه نیافتگی را تصور کرد که نسخه پیچیدن برای توسعه را دشوار می نماید. کتاب «استراتژی توسعه ایران» تاکید دارد که راهی ویژه ایران باید یافت یا ساخت.
بخش پایانی نوشته در آینده منتشر میشود.
صفحات مجتبی لشکربلوکی در اپلیکیشن بله I تلگرام I اینستاگرام I لینکدین
دکتر تیمور رحمانی: هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران (صفحه دکتر رحمانی در اینتساگرام)
(در نقد و بررسی کتاب استراتژی توسعه ایران- چرا عقب ماندیم؟ چگونه پیشرفت کنیم؟ نوشته مجتبی لشکربلوکی)
این کتاب، کتابی غیرمتعارف از تحلیل توسعه و پیشنهاد استراتژی برای ایران است. غیرمتعارف به این معنی که به جای شرح مبسوط نشانههای توسعه نیافتگی از قبیل رشد اقتصادی پایین، نرخ بیکاری بالا، ناکارآمدی نظام بوروکراتیک، توزیع نامناسب درآمد و تهیسازی منابع و ... و علتیابی تکتک آنها که در کتب توسعه اقتصادی متداول است، به «هسته اصلی عوامل توسعه نیافتگی» بویژه عوامل تاریخی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی پرداخته است.
همچنین، غیرمتعارف از این جهت که نویسنده تلاش کرده با بررسی نکات کلیدی دیدگاههای برخی صاحبنظران حوزه توسعه اقتصادی و تحولات اجتماعی به «فراتحلیلی بین رشتهای از موضوع توسعه نیافتگی» بپردازد. آنچه جلب توجه می کند، نظم فکری کم نظیر نویسنده در استنتاج مختصر و مفید از نوشته های طیفی از صاحبنظران حوزههای مختلف و دستهبندی عوامل محوری بسترساز وضعیت کنونی توسعه ایران است که بدون تردید منحصر بفرد است، با وجود آنکه تخصص اصلی ایشان علم اقتصاد نیست. اما برداشت یک اقتصاد خوانده نسبتاً مقید به چارچوب فکری و تحلیلی جریان اصلی علم اقتصاد از کتاب مذکور چیست؟
▫️نکته اول آنست که در بخش غالب تحلیل نظرات توسعه نیافتگی ایران [فصول اولیه] و بویژه آن دسته از تحلیل هایی که بر جنبه های تاریخی، جغرافیایی، سیاسی و فرهنگی تمرکز کرده، نوعی گله کردن (یا به زبان عامیانه غر زدن) وجود دارد و نوعی نیروی برونزا و جبر تاریخی ورای آنچه که توسعه نیافتگی را شکل داده است، تصور می شود. آن گاه به طور ضمنی تصور میشود که گویی باید آن نیروی برونزا و جبر تاریخی امکان توسعه را فراهم نماید تا اساساً امکان تدوین استراتژی برای توسعه اقتصادی فراهم شود (گرچه نویسنده کتاب از این طرز تلقی به دور است [فصول پایانی]).
این موضوع سبب میشود که تحلیل توسعه نیافتگی توسط برخی از چنین صاحبنظرانی شکل گلایه و نکوهش و درد دل و التماس و امثالهم به خود بگیرد، به این معنی که نیروی برونزای حاکم بر توسعه نیافتگی مقصر قلمداد شود و امکان در پیش گرفتن استراتژی منجر به تغییر مسیر هرچند کُند به سمت فرایند توسعه را منتفی بداند. این نوع نگاه نقش تصمیمات و سیاستهایی را که مردم و دستگاه بوروکراتیک در آن سهیم بودهاند، کم اهمیت تلقی میکند. این نوع نگاه در ایجاد یاس و ناامیدی برای غلبه بر توسعه نیافتگی بسیار موثر بوده و سبب میشود «ما» ناتوان از ایجاد تغییر مثبت تلقی شویم و «آنها» باید کاری کنند تا ما قادر به شروع فرایند توسعه شویم.
▫️نکته دوم آنست که توسعهیافتگی یا توسعهنیافتگی از نظر درجه و نه از نظر ماهیت، متفاوت از مشکلات موردی اقتصادی است. به عنوان نمونه، مساله کنترل تورم در مجموع موضوعی شناخته شده است و درمان آن هم بدون تغییرات بنیادی در سیاست و فرهنگ امکان پذیر است. شاهد آن وجود تورم بالا در کشورهای صنعتی در دهه ۱۹۷۰ بود که بدون تغییر ساختاری محسوسی از دهه ۱۹۸۰ به تدریج کنترل و سپس ناپدید شد. به همین ترتیب، در بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ تورم و حتی ابرتورم وجود داشت و بدون آنکه هیچ تغییر بنیادی در آن کشورها رخ دهد، تورم مهار شد. مشابه این را در مورد افزایش مساله نرخ رشد اقتصادی نیز میتوان دید. اما هنگامی که از توسعه نیافتگی صحبت میشود، منظور آنست که یک کشور از ابعاد مختلفی با دشواریهایی روبروست که سبب بروز نشانههای توسعه نیافتگی میشوند و این ابعاد همدیگر را تقویت میکنند و توسعه نیافتگی را تداوم می بخشند.
لذا، برخلاف حل مشکلی مانند تورم یا رشد اقتصادی که درمان و راه حلهای نسبتا شناخته شده دارند، «درمان توسعه نیافتگی امری شناخته شده قابل کپی نیست و راه حل واحد هم برای آن وجود ندارد.» به عبارت دیگر، انواعی از تجربه در سطح جهان وجود دارد که کشورهایی به توسعه اقتصادی دست یافته اند که کپی دقیق تجربه بقیه کشورها نیست و حتی تفاوتهای بارزی دارد. به عنوان نمونه، شباهت چندانی بین تجربه توسعه اقتصادی آلمان و انگلستان وجود ندارد. شباهت بالایی بین تجربه توسعه اقتصادی آمریکا و ژاپن وجود ندارد. همین طور مشابهت قابل توجهی بین تجربه کشورهایی چون کره جنوبی، مالزی و امارات در فرایند توسعه اقتصادی آنها وجود ندارد. این بدان معناست که میتوان الگوهای متفاوتی از مسیر توسعه و گریز از توسعه نیافتگی را تصور کرد که نسخه پیچیدن برای توسعه را دشوار می نماید. کتاب «استراتژی توسعه ایران» تاکید دارد که راهی ویژه ایران باید یافت یا ساخت.
بخش پایانی نوشته در آینده منتشر میشود.
صفحات مجتبی لشکربلوکی در اپلیکیشن بله I تلگرام I اینستاگرام I لینکدین
✳️ موفقیت اصیل و واقعی
✅ محققی به نام هوارد استیونسون به موضوع "موفقیت اصیل پایدار" علاقمند شده و با کمک همکارش به مصاحبه های پر تعداد با برخی افراد خیلی موفق پرداخته تا اولا موفقیت را تعریف کند و ثانیا از این افراد تجارب و توصیه هائی برای دیگرانی که مایلند موفق شوند بشنود و منتشر کند.
🔹بعضی از افرادی که مورد مصاحبه قرار گرفتند اصلا خود را موفق نمی دانستند، بعضی دیگر فکر میکردند به اندازه کافی موفق نبوده اند و تعدادی هم خود را موفق میدانستند اما حسرت میخوردند که در قبال این موفقیت، چیز مهمتری مثل سلامتی، خانواده، آخرت یا شخصیت خود را باخته یا فراموش می کنند.
🔹در این مصاحبه ها او و همکارش دریافتند که موفق ترین افراد اثر مثبتی روی دیگران داشتهاند، تقلید نکردهاند، به محدودیتها و ضعفهایشان واقفند، آنها هم اشتباهاتی دارند و داشتهاند، هنوز چیزهائی هست که به آن دست نیافتهاند و هنوز جا برای کار و فضا برای رشد و تعالی دارند.
🔹اما علی رغم این فراز و نشیبها، آنها از سطح رضایت زیادی برخوردارند، چرا که هم زمان:
▪️به اهداف دست یافتهاند.
▪️احساس خوشایندی از زندگی دارند.
▪️احساس میکنند روی زندگی و موفقیت دیگران هم اثرگذار بودهاند.
▪️از خودشان یادگاری و میراثی مطلوب به جا گذاشتهاند.
◀️ تصمیم بگیریم که برای موفق بودن، علاوه بر تلاش برای دستیابی به اهدافمان، سلامتی و آینده و خانواده خود را فراموش نکرده و فدا نکنیم و ثانیا روی زندگی دیگران اثر مثبت داشته و از خودمان چیزی ماندگار و با ارزش به یادگار بگذاریم.
✅ محققی به نام هوارد استیونسون به موضوع "موفقیت اصیل پایدار" علاقمند شده و با کمک همکارش به مصاحبه های پر تعداد با برخی افراد خیلی موفق پرداخته تا اولا موفقیت را تعریف کند و ثانیا از این افراد تجارب و توصیه هائی برای دیگرانی که مایلند موفق شوند بشنود و منتشر کند.
🔹بعضی از افرادی که مورد مصاحبه قرار گرفتند اصلا خود را موفق نمی دانستند، بعضی دیگر فکر میکردند به اندازه کافی موفق نبوده اند و تعدادی هم خود را موفق میدانستند اما حسرت میخوردند که در قبال این موفقیت، چیز مهمتری مثل سلامتی، خانواده، آخرت یا شخصیت خود را باخته یا فراموش می کنند.
🔹در این مصاحبه ها او و همکارش دریافتند که موفق ترین افراد اثر مثبتی روی دیگران داشتهاند، تقلید نکردهاند، به محدودیتها و ضعفهایشان واقفند، آنها هم اشتباهاتی دارند و داشتهاند، هنوز چیزهائی هست که به آن دست نیافتهاند و هنوز جا برای کار و فضا برای رشد و تعالی دارند.
🔹اما علی رغم این فراز و نشیبها، آنها از سطح رضایت زیادی برخوردارند، چرا که هم زمان:
▪️به اهداف دست یافتهاند.
▪️احساس خوشایندی از زندگی دارند.
▪️احساس میکنند روی زندگی و موفقیت دیگران هم اثرگذار بودهاند.
▪️از خودشان یادگاری و میراثی مطلوب به جا گذاشتهاند.
◀️ تصمیم بگیریم که برای موفق بودن، علاوه بر تلاش برای دستیابی به اهدافمان، سلامتی و آینده و خانواده خود را فراموش نکرده و فدا نکنیم و ثانیا روی زندگی دیگران اثر مثبت داشته و از خودمان چیزی ماندگار و با ارزش به یادگار بگذاریم.
✳️ نمی توانید تورم ناشی از آن را کنترل کنید،همانطور که در حذف ارز4200 نتوانستید
✅دکتر کامران ندری اقتصاددان در روزنامه دنیای اقتصاد نوشت:
🔹باید از سهناحیه نسبت به آینده وضعیت تورمی در ایران احساس خطر داشت. یکی از این سهناحیه این است که دولت به سراغ اصلاح قیمت برخی از کالاها مانند حاملهای انرژی برود.
🔹 در چنین شرایط اقتصادی، اعمال اصلاح قیمتی برای برخی از کالاهای پایه مانند حاملهای انرژی و نان بهخصوص بهصورت جهشی و ناگهانی، میتواند به شوک تورمی برای اقتصاد ایران طی یکسال آینده تبدیل شود.
🔹در واقع، یکی از اقداماتی که دولت باید به آن توجه کند، درسگرفتن از تجربه حذف ارز ۴۲۰۰تومانی است، به این ترتیب که در شرایطی که کشور با نرخ تورم بالای ۴۰درصد مواجه است، اصلاح قیمتی میتواند مانند حذف ارز ۴۲۰۰تومانی به شوک تورمی دیگری تبدیل شود.
✅دکتر کامران ندری اقتصاددان در روزنامه دنیای اقتصاد نوشت:
🔹باید از سهناحیه نسبت به آینده وضعیت تورمی در ایران احساس خطر داشت. یکی از این سهناحیه این است که دولت به سراغ اصلاح قیمت برخی از کالاها مانند حاملهای انرژی برود.
🔹 در چنین شرایط اقتصادی، اعمال اصلاح قیمتی برای برخی از کالاهای پایه مانند حاملهای انرژی و نان بهخصوص بهصورت جهشی و ناگهانی، میتواند به شوک تورمی برای اقتصاد ایران طی یکسال آینده تبدیل شود.
🔹در واقع، یکی از اقداماتی که دولت باید به آن توجه کند، درسگرفتن از تجربه حذف ارز ۴۲۰۰تومانی است، به این ترتیب که در شرایطی که کشور با نرخ تورم بالای ۴۰درصد مواجه است، اصلاح قیمتی میتواند مانند حذف ارز ۴۲۰۰تومانی به شوک تورمی دیگری تبدیل شود.
Forwarded from آکادمی مدیریت
⭕️ چه مسائلی را نزد همکاران خود بازگو نکنیم؟
🔺اگر شغلتان را دوست ندارید، راجع به این موضوع با کسی صحبت نکنید. میتوانید به دنبال کار جدید بگردید، اما به همکارانتان نگویید که از شغلتان ناراضی هستید.
🔺اگر مدیر یا مدیرانتان را دوست ندارید، احساستان را به همکارانتان نگویید. اگر بگویید، ممکن است ناخواسته رازتان را فاش کنند و شما را به دردسر بیندازند.
🔺اگر به دنبال شغل جدید هستید، دربارهاش با کسی صحبت نکنید. وقتی شغلی به شما پیشنهاد شد و آن را پذیرفتید، آن وقت میتوانید همکارانتان را در جریان بگذارید.
🔺درباره وضعیت مالی، درآمد و هزینههایتان چیزی به همکارانتان نگویید، حتی اگر آنها شما را در جریان مسائل مالیشان قرار میدهند.
اگر شرایط مالی خوبی داشته باشید، ممکن است حس حسادت آنها را برانگیزید. اگر از نظر مالی در مضیقه باشید، سوژه گفتوگوهایشان میشوید. مردم وقتی ناراضی یا بیکارند، دوست دارند پشت سر دیگران بدگویی کنند. بهانه به دست آنها ندهید.
🔺اگر احساس میکنید شغلتان در حد و اندازه شما نیست، درباره این موضوع به همکارانتان چیزی نگویید. اگر به آنها بگویید: «برای ماندن در این سازمان، لازم نیست باهوش یا باسواد باشید»، مطمئنا احساس خوبی نخواهند داشت.
🔺اگر برنامهریزی کردهاید در آینده دور، از شغلتان استعفا دهید، رازتان را به کسی نگویید. اگر همکارانتان را در جریان برنامههای جاهطلبانهتان قرار دهید، از اینکه هیچ برنامهای ندارند و خودشان را به این سازمان محدود کردهاند، احساس بدی پیدا خواهند کرد.
🔺اگر به یکی از همکارانتان علاقه پیدا کردهاید و تصمیم به ازدواج دارید، مادامی که رسما از او درخواست نکردهاید، کسی را در جریان قرار ندهید. زمانی که رابطه شکل گرفت و جدی شد، ابتدا مدیر سازمان را در جریان بگذارید. او باید این خبر را از شما بشنود، نه از همکارانتان.
🔺اگر برای پیشنهاد کار دائما با شما تماس میگیرند، لزومی ندارد این موضوع را در سازمان جار بزنید. اگر همکارانتان به اندازه شما پیشنهاد شغلی دریافت نکنند، ممکن است نسبت به شما حسادت بورزند و حسادت، روحیه تیم را تضعیف میکند.
🔺اگر قوانین سازمان را زیر پا گذاشتهاید (مثلا مرخصی استعلاجی گرفتهاید در حالی که بیمار نبودید)، این موضوع را به کسی نگویید.
🔺اگر قصد دارید به واحد دیگری منتقل شوید، این موضوع را به همکارانتان نگویید. ممکن است یکی از آنها نزد مدیریت برود و بگوید: «حدس بزن چه کسی بدون اطلاع تو تصمیم گرفته انتقالی بگیرد؟»
◀️ هرچه محیط سازمان سالمتر باشد، حتی اگر ناخواسته حرفی از دهانتان بپرد، نگران نمیشوید که مبادا رازتان به گوش دیگران برسد. اما اگر محیط سازمان ناسالم باشد، مجبور میشوید مراقب تک تک کلماتی که از دهانتان خارج میشود باشید.
اگر محیط کار بقدری بد است که به جز آب و هوا، نمیتوان با خیال راحت درباره موضوع دیگری صحبت کرد، این یک زنگ خطر است.
🎓 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
Linkedin | Instagram | Telegram
🔺اگر شغلتان را دوست ندارید، راجع به این موضوع با کسی صحبت نکنید. میتوانید به دنبال کار جدید بگردید، اما به همکارانتان نگویید که از شغلتان ناراضی هستید.
🔺اگر مدیر یا مدیرانتان را دوست ندارید، احساستان را به همکارانتان نگویید. اگر بگویید، ممکن است ناخواسته رازتان را فاش کنند و شما را به دردسر بیندازند.
🔺اگر به دنبال شغل جدید هستید، دربارهاش با کسی صحبت نکنید. وقتی شغلی به شما پیشنهاد شد و آن را پذیرفتید، آن وقت میتوانید همکارانتان را در جریان بگذارید.
🔺درباره وضعیت مالی، درآمد و هزینههایتان چیزی به همکارانتان نگویید، حتی اگر آنها شما را در جریان مسائل مالیشان قرار میدهند.
اگر شرایط مالی خوبی داشته باشید، ممکن است حس حسادت آنها را برانگیزید. اگر از نظر مالی در مضیقه باشید، سوژه گفتوگوهایشان میشوید. مردم وقتی ناراضی یا بیکارند، دوست دارند پشت سر دیگران بدگویی کنند. بهانه به دست آنها ندهید.
🔺اگر احساس میکنید شغلتان در حد و اندازه شما نیست، درباره این موضوع به همکارانتان چیزی نگویید. اگر به آنها بگویید: «برای ماندن در این سازمان، لازم نیست باهوش یا باسواد باشید»، مطمئنا احساس خوبی نخواهند داشت.
🔺اگر برنامهریزی کردهاید در آینده دور، از شغلتان استعفا دهید، رازتان را به کسی نگویید. اگر همکارانتان را در جریان برنامههای جاهطلبانهتان قرار دهید، از اینکه هیچ برنامهای ندارند و خودشان را به این سازمان محدود کردهاند، احساس بدی پیدا خواهند کرد.
🔺اگر به یکی از همکارانتان علاقه پیدا کردهاید و تصمیم به ازدواج دارید، مادامی که رسما از او درخواست نکردهاید، کسی را در جریان قرار ندهید. زمانی که رابطه شکل گرفت و جدی شد، ابتدا مدیر سازمان را در جریان بگذارید. او باید این خبر را از شما بشنود، نه از همکارانتان.
🔺اگر برای پیشنهاد کار دائما با شما تماس میگیرند، لزومی ندارد این موضوع را در سازمان جار بزنید. اگر همکارانتان به اندازه شما پیشنهاد شغلی دریافت نکنند، ممکن است نسبت به شما حسادت بورزند و حسادت، روحیه تیم را تضعیف میکند.
🔺اگر قوانین سازمان را زیر پا گذاشتهاید (مثلا مرخصی استعلاجی گرفتهاید در حالی که بیمار نبودید)، این موضوع را به کسی نگویید.
🔺اگر قصد دارید به واحد دیگری منتقل شوید، این موضوع را به همکارانتان نگویید. ممکن است یکی از آنها نزد مدیریت برود و بگوید: «حدس بزن چه کسی بدون اطلاع تو تصمیم گرفته انتقالی بگیرد؟»
◀️ هرچه محیط سازمان سالمتر باشد، حتی اگر ناخواسته حرفی از دهانتان بپرد، نگران نمیشوید که مبادا رازتان به گوش دیگران برسد. اما اگر محیط سازمان ناسالم باشد، مجبور میشوید مراقب تک تک کلماتی که از دهانتان خارج میشود باشید.
اگر محیط کار بقدری بد است که به جز آب و هوا، نمیتوان با خیال راحت درباره موضوع دیگری صحبت کرد، این یک زنگ خطر است.
🎓 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
Linkedin | Instagram | Telegram
✳️ دلایل احتمالی عملکرد ضعیف کارکنان را شناسایی کنید
اگر متوجه شدید عملکرد یکی از کارکنانتان مطابق انتظار نیست، اقدام بعدی شما باید تحقیق درباره دلایل این مسأله باشد. علت پشت این مسأله میتواند ضعف مهارت، مدیریت ناکارآمد زمان، عادات بد کاری، نبود انگیزه، نزاع با سایر کارکنان، یا دستورات غیر شفاف در آن بخش باشد. ممکن است ایراد کار به موضوعی کاملاً متفاوت، مثلاً سوءتفاهم در درک برخی اهداف، برگردد. احتمال دارد عملکرد ضعیف هیچ دلیل آشکاری نظیر ضعف در مهارت یا انگیزه، نداشته باشد. در ادامه برخی از دلایل احتمالی عملکرد پایینتر از انتظار کارکنان، توضیح داده میشود:
فرایندهای بد: ادوارد دمینگ، یکی از بزرگترین اساتید مدیریت قرن بیستم، به مدیران کسبوکارها هشدار داد که علت اصلی عملکرد ضعیف، اغلب فرآیندهای بد هستند. اگر به دنبال عملکرد بهتر هستید، پیش از بررسی خطاهای کارکنان، به بررسی فرایندهای کاری بپردازید. برای مثال، ممکن است علت تأخیر کارمند شما در تحویل یک پرونده، وجود فرایند طاقتفرسای تأیید باشد که لازمه آن گرفتن امضا از فردی است که یا اغلب به سفر میرود و یا کار دیگران را به موقع راه نمیاندازد.
تنشهای محیط کار: نابرابری در حجم کاری افراد (حتی اگر موقتی باشد)، یا حتی نفرت غریزی برخی افراد از هم، میتواند عامل ایجاد نزاع شده، و منجر به افت عملکرد شود. مثلاً، ممکن است دو همتیمی برای ارتقا به جایگاه بالاتر درخواست داده باشند؛ در اینصورت اگر با درخواست یکی از آنها موافقت شود، دیگری احتمالأ رنجیدهخاطر میشود. دلیل دیگر تنش در محیط کار (که در عین معمول بودن، به راحتی قابل رفع شدن است)، تفاوت در نحوه ارتباط برقرار کردن افراد است. اگر علت پشت یک نزاع یا تنش را متوجه شوید، احتمالاً قادر به خنثی کردن آن خواهید بود.
کار بیش از اندازه: حتی متعهدترین کارکنان شما دربرابر درخواستهای بیش از اندازه، و موعدهای تحویل بسیار کوتاه، دچار فرسودگی میشوند. بنابراین، از تعیین اهداف و انتظارات غیر منطقی، و استانداردهای سختگیرانه خودداری کنید. اگر پس از چندین جلسه پایش متوجه شدید که فردی در مسیر اهدافش درجا میزند، از او بپرسید که چه عواملی مانع پیشرفتش میشوند. در نتیجه این اقدام، میتوانید اهداف را بازبینی کنید (و در صورت نیاز، تغییر دهید). گاهی رخدادها نیز عملکرد فرد یا تیم را تحت تأثیر قرار میدهند. برای مثال، اگر فردی برای مراقبت از یکی از اعضای بیمار خانوادهاش چند روز غیبت کند و سایر همکاران وی بخواهند وظایفش را به دوش بکشند، ممکن است تحت فشار زیادی قرار گیرند (هرچند روحیه حمایتگری آنها تقویت میشود).
مشکلات شخصی: گاهی علت ریشهای عملکرد ضعیف، هیچ ارتباطی به محیط کار ندارد. یک مشکل مرتبط با سلامت میتواند تمرکز کارمند شما را بر هم بزند، یا فردی دیگر در رسیدگی همزمان به نیازهای خانواده و سازمان، دچار مشکل شود. شما میتوانید در صورت شناسایی این مشکلات، به تسهیل آنها کمک کنید. برای مثال، اگر کارمندی به دلیل نگهداری از فرزندان خردسال و والدین پیر خود دچار کمبود وقت شده است، میتوانید با ارائه یک برنامه کاری منعطف یا فراهم ساختن امکان دورکاری، به او در مراقبت از خانوادهاش کمک کنید.
اگر با عملکرد ضعیف مواجه شدید، بدانید که ممکن است مسائل پنهانی در پس آن وجود داشته باشد؛ و شما نیاز دارید تا پیش از دست زدن به هر اقدامی، آنها را شناسایی کنید. براساس اینکه علت یک مشکل چه باشد، راه حل آن متفاوت خواهد بود.
منبع: HBR 2021
اگر متوجه شدید عملکرد یکی از کارکنانتان مطابق انتظار نیست، اقدام بعدی شما باید تحقیق درباره دلایل این مسأله باشد. علت پشت این مسأله میتواند ضعف مهارت، مدیریت ناکارآمد زمان، عادات بد کاری، نبود انگیزه، نزاع با سایر کارکنان، یا دستورات غیر شفاف در آن بخش باشد. ممکن است ایراد کار به موضوعی کاملاً متفاوت، مثلاً سوءتفاهم در درک برخی اهداف، برگردد. احتمال دارد عملکرد ضعیف هیچ دلیل آشکاری نظیر ضعف در مهارت یا انگیزه، نداشته باشد. در ادامه برخی از دلایل احتمالی عملکرد پایینتر از انتظار کارکنان، توضیح داده میشود:
فرایندهای بد: ادوارد دمینگ، یکی از بزرگترین اساتید مدیریت قرن بیستم، به مدیران کسبوکارها هشدار داد که علت اصلی عملکرد ضعیف، اغلب فرآیندهای بد هستند. اگر به دنبال عملکرد بهتر هستید، پیش از بررسی خطاهای کارکنان، به بررسی فرایندهای کاری بپردازید. برای مثال، ممکن است علت تأخیر کارمند شما در تحویل یک پرونده، وجود فرایند طاقتفرسای تأیید باشد که لازمه آن گرفتن امضا از فردی است که یا اغلب به سفر میرود و یا کار دیگران را به موقع راه نمیاندازد.
تنشهای محیط کار: نابرابری در حجم کاری افراد (حتی اگر موقتی باشد)، یا حتی نفرت غریزی برخی افراد از هم، میتواند عامل ایجاد نزاع شده، و منجر به افت عملکرد شود. مثلاً، ممکن است دو همتیمی برای ارتقا به جایگاه بالاتر درخواست داده باشند؛ در اینصورت اگر با درخواست یکی از آنها موافقت شود، دیگری احتمالأ رنجیدهخاطر میشود. دلیل دیگر تنش در محیط کار (که در عین معمول بودن، به راحتی قابل رفع شدن است)، تفاوت در نحوه ارتباط برقرار کردن افراد است. اگر علت پشت یک نزاع یا تنش را متوجه شوید، احتمالاً قادر به خنثی کردن آن خواهید بود.
کار بیش از اندازه: حتی متعهدترین کارکنان شما دربرابر درخواستهای بیش از اندازه، و موعدهای تحویل بسیار کوتاه، دچار فرسودگی میشوند. بنابراین، از تعیین اهداف و انتظارات غیر منطقی، و استانداردهای سختگیرانه خودداری کنید. اگر پس از چندین جلسه پایش متوجه شدید که فردی در مسیر اهدافش درجا میزند، از او بپرسید که چه عواملی مانع پیشرفتش میشوند. در نتیجه این اقدام، میتوانید اهداف را بازبینی کنید (و در صورت نیاز، تغییر دهید). گاهی رخدادها نیز عملکرد فرد یا تیم را تحت تأثیر قرار میدهند. برای مثال، اگر فردی برای مراقبت از یکی از اعضای بیمار خانوادهاش چند روز غیبت کند و سایر همکاران وی بخواهند وظایفش را به دوش بکشند، ممکن است تحت فشار زیادی قرار گیرند (هرچند روحیه حمایتگری آنها تقویت میشود).
مشکلات شخصی: گاهی علت ریشهای عملکرد ضعیف، هیچ ارتباطی به محیط کار ندارد. یک مشکل مرتبط با سلامت میتواند تمرکز کارمند شما را بر هم بزند، یا فردی دیگر در رسیدگی همزمان به نیازهای خانواده و سازمان، دچار مشکل شود. شما میتوانید در صورت شناسایی این مشکلات، به تسهیل آنها کمک کنید. برای مثال، اگر کارمندی به دلیل نگهداری از فرزندان خردسال و والدین پیر خود دچار کمبود وقت شده است، میتوانید با ارائه یک برنامه کاری منعطف یا فراهم ساختن امکان دورکاری، به او در مراقبت از خانوادهاش کمک کنید.
اگر با عملکرد ضعیف مواجه شدید، بدانید که ممکن است مسائل پنهانی در پس آن وجود داشته باشد؛ و شما نیاز دارید تا پیش از دست زدن به هر اقدامی، آنها را شناسایی کنید. براساس اینکه علت یک مشکل چه باشد، راه حل آن متفاوت خواهد بود.
منبع: HBR 2021
✳️ سندروم پروکروستس و آینده هولناک آن
✅ در اساطیر یونان باستان از شخصیتی به نام پروکروستس نام برده شده است. تاریخ نگار یونانی قرن اول قبل از میلاد در کتاب «تاریخ جهان» آورده: پروکروستس در کنار جاده ای منتهی به آتن زندگی می کرد. رهگذران را به بهانه مهماننوازی به خانه خود میبرد و روی تختی میخواباند و اگر از طول تخت کوتاه تر بودند آنقدر آن ها را می کشید یا بدنشان را در روی سندان با چکش میکوبید تا هم اندازه تخت شوند و اگر بلند تر از تخت بودند از پاهایشان میبرید تا به اندازه تخت شوند. از نظر او تنها اشخاصی درست و کامل بودند که درست به اندازه تخت او بودند.
☑️ تحلیل راهبردی:
همه ما در ذهن خود یک تخت پروکروستس داریم! باور نمی کنید؟ بگذارید چند مثال بزنم تا به خاطر بیاورید.
اگر بگویند که راننده یک تریلی 100 تنی یک زن است، چه می کنیم؟
یک نفر از جریان سیاسی مقابل به شما معرفی شده است برای اینکه وی را به معاونت خود برگزینید، چه می کنید؟
یک نفر که دانشگاه را نیمه کاره رها کرده، یک لاقبا است به شما پیشنهاد می دهد که می تواند کامپیوتری درست کند که آدم ها بتوانند با آن هر کاری که دوست دارند انجام دهند چه می کنید؟ یادآوری می کنم که این فرد در آینده استیو جابز خواهد شد و نه موقعی که به شما پیشنهاد کرده است.
یک نفر که سابقه زندانی دارد را به شما معرفی کرده اند که به عنوان کارگر خط از وی استفاده کنید، چه می کنید؟
محض اطلاع یکی از کارآفرینان کشور هست که اصولا وی افرادی را استخدام می کند که سابقه زندان دارند و کسی به آن ها کار نمی دهد.
همه ما در ذهن خود تخت (قالب) هایی داریم که با آن به دنیا، به اطرافمان و به پدیده ها نگاه می کنیم و این باعث می شود که انعطاف پذیری خود را از دست بدهیم و خشک و بی عاطفه و دور از خلاقیت عمل کنیم.
نکته پایانی: دوست ندارید بدانید سرنوشت پروکروستس چه شد؟ فرد دیگری او را به شیوه خودش مجازات کرد و برای اینکه او را به اندازه تخت درآورد سر برید!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
✅ در اساطیر یونان باستان از شخصیتی به نام پروکروستس نام برده شده است. تاریخ نگار یونانی قرن اول قبل از میلاد در کتاب «تاریخ جهان» آورده: پروکروستس در کنار جاده ای منتهی به آتن زندگی می کرد. رهگذران را به بهانه مهماننوازی به خانه خود میبرد و روی تختی میخواباند و اگر از طول تخت کوتاه تر بودند آنقدر آن ها را می کشید یا بدنشان را در روی سندان با چکش میکوبید تا هم اندازه تخت شوند و اگر بلند تر از تخت بودند از پاهایشان میبرید تا به اندازه تخت شوند. از نظر او تنها اشخاصی درست و کامل بودند که درست به اندازه تخت او بودند.
☑️ تحلیل راهبردی:
همه ما در ذهن خود یک تخت پروکروستس داریم! باور نمی کنید؟ بگذارید چند مثال بزنم تا به خاطر بیاورید.
اگر بگویند که راننده یک تریلی 100 تنی یک زن است، چه می کنیم؟
یک نفر از جریان سیاسی مقابل به شما معرفی شده است برای اینکه وی را به معاونت خود برگزینید، چه می کنید؟
یک نفر که دانشگاه را نیمه کاره رها کرده، یک لاقبا است به شما پیشنهاد می دهد که می تواند کامپیوتری درست کند که آدم ها بتوانند با آن هر کاری که دوست دارند انجام دهند چه می کنید؟ یادآوری می کنم که این فرد در آینده استیو جابز خواهد شد و نه موقعی که به شما پیشنهاد کرده است.
یک نفر که سابقه زندانی دارد را به شما معرفی کرده اند که به عنوان کارگر خط از وی استفاده کنید، چه می کنید؟
محض اطلاع یکی از کارآفرینان کشور هست که اصولا وی افرادی را استخدام می کند که سابقه زندان دارند و کسی به آن ها کار نمی دهد.
همه ما در ذهن خود تخت (قالب) هایی داریم که با آن به دنیا، به اطرافمان و به پدیده ها نگاه می کنیم و این باعث می شود که انعطاف پذیری خود را از دست بدهیم و خشک و بی عاطفه و دور از خلاقیت عمل کنیم.
نکته پایانی: دوست ندارید بدانید سرنوشت پروکروستس چه شد؟ فرد دیگری او را به شیوه خودش مجازات کرد و برای اینکه او را به اندازه تخت درآورد سر برید!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
Forwarded from M.Rezaali
digital-skills-ebook-.pdf
476.4 KB
۵ راه برای استفاده از داده های استعداد برای کسب مهارت های دیجیتال