💢 *ضریب صفر زمین*
🖊️دکتر علیرضا کوشکی جهرمی
■تقریبا همه اونایی که دبیرستان رشته تجربی رو انتخاب میکنن، یه نیم نگاهی به رشته های پزشکی دارن و همین بچه هایی که میخوان دکتر و پزشک بشن، یه درس دارن به اسم *زمین شناسی*. نکته جالبشم این هستش که ضریب این درس در کنکور و برای رشته های پزشکی صفر مطلقه. یعنی چه ۱۰۰ بزنی، چه منفی ۳۰ هیچ فرقی نمیکنه. با این ماجرا بررسی رفتارا خیلی میتونه جالب باشه:
▪︎دانش آموزا، یا سر کلاس نمیرن و یا اگرم به زور و التماس برن به احتمال زیاد مشغول کاری غیر از یادگیری درس میشن. تازه با کلی اکراه به جای زمین شناسی، میگن زمین. برای همه درسا کتاب نکته و تست کنکور داریم به جز این زمین شناسیٍ زمین گیر شده.
▪︎سر جلسه کنکور هم سوالات زمین رو جدا میدن و هرکی هر کاری داشته باشه تو زمان آزمون زمین انجام میده (خوراکی، دستشویی و ... ) اصلا خود زنگ استراحت کنکوره.
▪︎اولیای مدرسه هم هر کاری داشته باشن، زنگ بقیه درسا رو عمرا اشغال کنن، مستقیم میرن سراغ زنگ زمین شناسی و اون کلاس رو تعطیل میکنن. چون مهم نیست و ضریبش صفره و صدای کسی درنمیاد و نکته جالبترش اینه که روی انتخاب دبیر همه درسا حساسیت دارن غیر از این درس بخت برگشته. هر کی شد شد.
▪︎والدین هم حاضرن کلی پول خرج کنن تا چیپس با طعم زیست شناسی برای عزیز دردونه شون بخرن تا علاوه بر فکر، ذائه این عزیز در حال تحصیل هم با درس فخیمه زیست شناسی که ضریب ۴ داره، آشنا بشه ولی هرگز حاضر نیستن یک کتاب کمک درسی زمین شناسی بیاد تو خونشون. اصلا ببینن بچشون داره زمین میخونه شماتت میکنن بدجوووور.
و کل این اتفاقاتی که رخ میده به خاطر نظر تصمیم گیرنده در خصوص اهمیت درس زیست شناسی (بهتره بگیم بی اهمیتی) هستش.
□اولین نتیجه این تصمیم عدم تمایل تقریبا هیچ دانش آموزی به تحصیل توی این رشته هست، چون تو ذهن همه کم اهمیتش کردیم. *همه اینا رو گفتم که به این لحظه حساس برسیم:*
●بسیاری اوقات در سیستم ها، نحوه پاداش دهی و اولویت دهی هستن که رفتار آدم ها رو میسازن. میخوام بگم اگه سیستم ها درست طراحی بشن، رفتارها به سمت مطلوب حرکت میکنه. در غیر اینصورت نباید از کلاسی مثل درس زمین توقع پرورش نخبگان و شایستگان داشت.
○بذارید چند تا مثال بزنم:
▪︎چند وقت پیش متوجه شدم که وزارت علوم تصمیم گرفته در ارتقای اساتید فعالیت های بین المللی (چاپ مقالات در مجلات خارجی، چاپ کتاب در انتشارات خارجی و ...) تاثیر زیادی نداشته باشد و از سوی دیگر دنبال بین المللی سازی دانشگاه ها و دریافت جایگاه های بین المللی هستیم، یادمون باشه ضریب صفر فعالیت های بین المللی عین ضریب صفر درس زمین شناسی هست. نباید دیگه توقع زیادی برای ارتقای دانشگاه ها در عرصه های بین المللی داشت.
▪︎یا فرض کنید توی یک سازمان شایستگی و شایسته بودن ضریبش صفر باشه، و آدما از هر مسیر دیگه ای (رانت، پارتی، رفاقت و ... ) بتونن موفق بشن غیر از مسیر شایستگی. دیگه هیشکی دنبال توسعه شایستگی های خودش عمراً بره. همه میرن سراغ درس زیست شناسی که ضریبش ۴ هست و بعد یه مدت نتیجش میشه ... .
▪︎و کلی مثال های دیگه ........
*جمع بندی کنم و تموم*
■سیستم ها نقش مهمی در شکل دهی به رفتار افراد از طریق اولویت بندی و سیستم پاداش دهی مناسب دارن و در همه جا (خانواده، مدرسه، سازمان و جامعه) مصداق داره . بیش از ۹۰ درصد از رفتارهای ما رو سیستم ها شکل میدن و فقط ۱۰ درصدش بی تاثیر و مستقل از محیط و سیستم است.
□چنانچه یه سازمان هدفش مشارکت و حضور همه اعضا توی تصمیمات باشه و حالا این سازمان بیاد و توی آیین نامه ها و شرح فعالیت های سازمانی، به مدیرعامل و یا حتی یک معاون یا مدیر سازمان اختیارات و قدرت خیلی زیادی بده، شک نکنید، بهترین و کاردرست ترین آدم و معتقدترین فرد به کار جمعی و مشارکت هم منتصب بشه، احتمال اینکه نظرات بقیه براش مهم باشن، خیلی ضعیف و محدود خواهد شد. چون غالبا سیستم ها رفتار رو هدایت میکنن. مشارکت تو این سازمان عین همون درس زمین دبیرستانی هاست.
●به نظر شما کجاها به موضوعات مهم و اولویت دار، "خودآگاه یا ناخودآگاه" نگاه زمین شناسی داشیتم و کجا ها به موضوعات غیر مهم نگاه زیست شناسی؟ و نتیجه این مهم چی بوده؟
🖊️دکتر علیرضا کوشکی جهرمی
■تقریبا همه اونایی که دبیرستان رشته تجربی رو انتخاب میکنن، یه نیم نگاهی به رشته های پزشکی دارن و همین بچه هایی که میخوان دکتر و پزشک بشن، یه درس دارن به اسم *زمین شناسی*. نکته جالبشم این هستش که ضریب این درس در کنکور و برای رشته های پزشکی صفر مطلقه. یعنی چه ۱۰۰ بزنی، چه منفی ۳۰ هیچ فرقی نمیکنه. با این ماجرا بررسی رفتارا خیلی میتونه جالب باشه:
▪︎دانش آموزا، یا سر کلاس نمیرن و یا اگرم به زور و التماس برن به احتمال زیاد مشغول کاری غیر از یادگیری درس میشن. تازه با کلی اکراه به جای زمین شناسی، میگن زمین. برای همه درسا کتاب نکته و تست کنکور داریم به جز این زمین شناسیٍ زمین گیر شده.
▪︎سر جلسه کنکور هم سوالات زمین رو جدا میدن و هرکی هر کاری داشته باشه تو زمان آزمون زمین انجام میده (خوراکی، دستشویی و ... ) اصلا خود زنگ استراحت کنکوره.
▪︎اولیای مدرسه هم هر کاری داشته باشن، زنگ بقیه درسا رو عمرا اشغال کنن، مستقیم میرن سراغ زنگ زمین شناسی و اون کلاس رو تعطیل میکنن. چون مهم نیست و ضریبش صفره و صدای کسی درنمیاد و نکته جالبترش اینه که روی انتخاب دبیر همه درسا حساسیت دارن غیر از این درس بخت برگشته. هر کی شد شد.
▪︎والدین هم حاضرن کلی پول خرج کنن تا چیپس با طعم زیست شناسی برای عزیز دردونه شون بخرن تا علاوه بر فکر، ذائه این عزیز در حال تحصیل هم با درس فخیمه زیست شناسی که ضریب ۴ داره، آشنا بشه ولی هرگز حاضر نیستن یک کتاب کمک درسی زمین شناسی بیاد تو خونشون. اصلا ببینن بچشون داره زمین میخونه شماتت میکنن بدجوووور.
و کل این اتفاقاتی که رخ میده به خاطر نظر تصمیم گیرنده در خصوص اهمیت درس زیست شناسی (بهتره بگیم بی اهمیتی) هستش.
□اولین نتیجه این تصمیم عدم تمایل تقریبا هیچ دانش آموزی به تحصیل توی این رشته هست، چون تو ذهن همه کم اهمیتش کردیم. *همه اینا رو گفتم که به این لحظه حساس برسیم:*
●بسیاری اوقات در سیستم ها، نحوه پاداش دهی و اولویت دهی هستن که رفتار آدم ها رو میسازن. میخوام بگم اگه سیستم ها درست طراحی بشن، رفتارها به سمت مطلوب حرکت میکنه. در غیر اینصورت نباید از کلاسی مثل درس زمین توقع پرورش نخبگان و شایستگان داشت.
○بذارید چند تا مثال بزنم:
▪︎چند وقت پیش متوجه شدم که وزارت علوم تصمیم گرفته در ارتقای اساتید فعالیت های بین المللی (چاپ مقالات در مجلات خارجی، چاپ کتاب در انتشارات خارجی و ...) تاثیر زیادی نداشته باشد و از سوی دیگر دنبال بین المللی سازی دانشگاه ها و دریافت جایگاه های بین المللی هستیم، یادمون باشه ضریب صفر فعالیت های بین المللی عین ضریب صفر درس زمین شناسی هست. نباید دیگه توقع زیادی برای ارتقای دانشگاه ها در عرصه های بین المللی داشت.
▪︎یا فرض کنید توی یک سازمان شایستگی و شایسته بودن ضریبش صفر باشه، و آدما از هر مسیر دیگه ای (رانت، پارتی، رفاقت و ... ) بتونن موفق بشن غیر از مسیر شایستگی. دیگه هیشکی دنبال توسعه شایستگی های خودش عمراً بره. همه میرن سراغ درس زیست شناسی که ضریبش ۴ هست و بعد یه مدت نتیجش میشه ... .
▪︎و کلی مثال های دیگه ........
*جمع بندی کنم و تموم*
■سیستم ها نقش مهمی در شکل دهی به رفتار افراد از طریق اولویت بندی و سیستم پاداش دهی مناسب دارن و در همه جا (خانواده، مدرسه، سازمان و جامعه) مصداق داره . بیش از ۹۰ درصد از رفتارهای ما رو سیستم ها شکل میدن و فقط ۱۰ درصدش بی تاثیر و مستقل از محیط و سیستم است.
□چنانچه یه سازمان هدفش مشارکت و حضور همه اعضا توی تصمیمات باشه و حالا این سازمان بیاد و توی آیین نامه ها و شرح فعالیت های سازمانی، به مدیرعامل و یا حتی یک معاون یا مدیر سازمان اختیارات و قدرت خیلی زیادی بده، شک نکنید، بهترین و کاردرست ترین آدم و معتقدترین فرد به کار جمعی و مشارکت هم منتصب بشه، احتمال اینکه نظرات بقیه براش مهم باشن، خیلی ضعیف و محدود خواهد شد. چون غالبا سیستم ها رفتار رو هدایت میکنن. مشارکت تو این سازمان عین همون درس زمین دبیرستانی هاست.
●به نظر شما کجاها به موضوعات مهم و اولویت دار، "خودآگاه یا ناخودآگاه" نگاه زمین شناسی داشیتم و کجا ها به موضوعات غیر مهم نگاه زیست شناسی؟ و نتیجه این مهم چی بوده؟
✳️ اما توصیه ها:👆👆
یکم: در ایران تبدیل دارایی مثل طلا، ملک، سهام و ... و یا وام به کالای مصرفی و خصوصا غیر ضروری مثل مهمانی دادن یعنی تخت گاز رفتن به ته دره. دقت کنید، کسی که برای خرج کردن باید دارایی بفروشد، یعنی نباید چنان خرجی را انجام دهد.
دوم: فشارهای اقتصادی اگر تا به حال عامل اصلی طلاق در ایران نبوده، باید به زودی نقش اول را بگیرد. فشار روی خانواده طرفین، خواه ناخواه به زوج جوان منتقل می شود. زن و مردی که در یک سطح رفاه و درآمد زندگی کرده اند، خیلی راحت تر می توانند با هم کنار بیایند. پس تظاهر به سطحی از توانمندی مالی که ندارید، نکنید. به هیچ وجه. این یک بازی خطرناک است که عزیزان شما بازنده های اصلی هستند.
سوم: هزینه های ازدواج چنان رشد کرده که با یک وام و دو وام و فروش این چیز و آن چیز قابل جبران نیست. از ده سال قبل پروژه های ازدواج را تعریف کنید و با فرض اینکه هیچ هنری دیگری در سرمایه گذاری ندارید، به طور منظم و پیوسته مقداری طلا بخرید و برای این کار کنار بگذارید.
چهارم: برای فرزندان خود از ابتدای نوجوانی فرصت ایجاد کنید برای استقلال مالی، تجربه، شکست خوردن، آزمودن مشاغل مختلف و خلاصه پوست انداختن در مسائل مالی. این بهترین سرمایه گذاری شما در زمینه مالی و اقتصادی خواهد بود.
یکم: در ایران تبدیل دارایی مثل طلا، ملک، سهام و ... و یا وام به کالای مصرفی و خصوصا غیر ضروری مثل مهمانی دادن یعنی تخت گاز رفتن به ته دره. دقت کنید، کسی که برای خرج کردن باید دارایی بفروشد، یعنی نباید چنان خرجی را انجام دهد.
دوم: فشارهای اقتصادی اگر تا به حال عامل اصلی طلاق در ایران نبوده، باید به زودی نقش اول را بگیرد. فشار روی خانواده طرفین، خواه ناخواه به زوج جوان منتقل می شود. زن و مردی که در یک سطح رفاه و درآمد زندگی کرده اند، خیلی راحت تر می توانند با هم کنار بیایند. پس تظاهر به سطحی از توانمندی مالی که ندارید، نکنید. به هیچ وجه. این یک بازی خطرناک است که عزیزان شما بازنده های اصلی هستند.
سوم: هزینه های ازدواج چنان رشد کرده که با یک وام و دو وام و فروش این چیز و آن چیز قابل جبران نیست. از ده سال قبل پروژه های ازدواج را تعریف کنید و با فرض اینکه هیچ هنری دیگری در سرمایه گذاری ندارید، به طور منظم و پیوسته مقداری طلا بخرید و برای این کار کنار بگذارید.
چهارم: برای فرزندان خود از ابتدای نوجوانی فرصت ایجاد کنید برای استقلال مالی، تجربه، شکست خوردن، آزمودن مشاغل مختلف و خلاصه پوست انداختن در مسائل مالی. این بهترین سرمایه گذاری شما در زمینه مالی و اقتصادی خواهد بود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
احساسات چه شکلی هستند؟
Forwarded from هفتهنامه تجارتفردا
وصله پینه
پس از اعتراضهای اجتماعی اخیر، رئیس مجلس شورای اسلامی تنها مقام ارشد حکومتی است که به تکرار درباره لزوم اصلاح نظام حکمرانی کشور سخن میگوید.
محمد باقر قالیباف ایده «حکمرانی نو» را بر پایه نوسازی بوروکراسی مطرح کرده و معتقد است، اصلاح در نظام اداری و بهبود نیروی انسانی میتواند تحولی عظیم در نظام حکمرانی ایجاد کند.
این در حالی است که اقتصاددانان، نوسازی فکری ساختار سیاسی را مقدم بر نوسازی اداری میدانند.
چرا نوسازی فکر مهمتر از نوسازی بوروکراسی است؟
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
پس از اعتراضهای اجتماعی اخیر، رئیس مجلس شورای اسلامی تنها مقام ارشد حکومتی است که به تکرار درباره لزوم اصلاح نظام حکمرانی کشور سخن میگوید.
محمد باقر قالیباف ایده «حکمرانی نو» را بر پایه نوسازی بوروکراسی مطرح کرده و معتقد است، اصلاح در نظام اداری و بهبود نیروی انسانی میتواند تحولی عظیم در نظام حکمرانی ایجاد کند.
این در حالی است که اقتصاددانان، نوسازی فکری ساختار سیاسی را مقدم بر نوسازی اداری میدانند.
چرا نوسازی فکر مهمتر از نوسازی بوروکراسی است؟
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
Forwarded from هفتهنامه تجارتفردا
هفتهنامه تجارتفردا
وصله پینه پس از اعتراضهای اجتماعی اخیر، رئیس مجلس شورای اسلامی تنها مقام ارشد حکومتی است که به تکرار درباره لزوم اصلاح نظام حکمرانی کشور سخن میگوید. محمد باقر قالیباف ایده «حکمرانی نو» را بر پایه نوسازی بوروکراسی مطرح کرده و معتقد است، اصلاح در نظام…
آیا وعده نوسازی حکمرانی میتواند اعتماد تازه ایجاد کند؟
✍️مولود پاکروان/ نویسنده در هفتهنامه تجارتفردا
«به مسوولان توصیه میکنم پیش از آنکه دیر شود به سوی حکمرانی خوب حرکت کنند.» این بخشی از جدیدترین پیام محمد خاتمی به مناسبت روز دانشجوست. به نظر میرسد رهبر اصلاحات هم زنگ هشداری را که برای حکمرانی به صدا درآمده شنیده و حالا میکوشد نسبت به پیامدهای آن، به سیاستمداران مستقر دهد.
محمدباقر قالیباف نیز چندی پیش حکمرانی را اصلیترین بحران نظام خواند و از ضرورت اصلاح رویههای حکمرانی سخن گفت. پس از سالها هشدار و فریاد و فغان اقتصاددانان و صاحبنظران که از بحران سرمایه اجتماعی دولت و ضعف حکمرانی سخن گفتند و صدایشان به جایی نرسید، توجه ویژه شماری از چهرههای شاخص سیاسی کشور به این موضوع شاید روزنه امیدی باشد؛ آن هم در روزهای پرتنشی که سیاستمداران به جای شنیدن صدای مردم و مرهم گذاشتن بر زخم التهاب جامعه با نطقهای تند و دور از خرد، نمک به زخم نارضایتیها میپاشند. داستان اما به همین سادگی هم نیست.
فارغ از سرمایه اجتماعی چهرههای سابق و کنونی سیاست اصلاح عملی حکمرانی به اندازه وعده دادن آن کار سادهای نیست. مشکلات سیاسی و اقتصادی درهمتنیده، چالشهای انباشتهشده و گرههای کور، و الگوهای عمیق بیاعتمادی و خصومت را نمیتوان با وعده و وعید، یکباره حل کرد. ایجاد انسجام اجتماعی کافی و تقویت نهادهای کارآمد در جامعهای که به دلیل بیاعتمادی دچار گسستگی شده فرآیندی است که گاهی یک یا چند دهه زمان میبرد. ولی بد نیست همین گامهای کوچک را به فال نیک بگیریم.
آیا وعده حکمرانی خوب میتواند اعتماد را به جامعه بازگرداند؟
پیدایش موقعیتهای تعارض و اختلاف را میتوان به عنوان شواهدی در نظر گرفت که نشان میدهند فرسایش قابل توجهی در اعتماد عمومی در یک دوره زمانی رخ داده است. مردم به وعدهها اعتماد ندارند زیرا از عملی نشدن آنها در طول چهار دهه سرخوردهاند. تعامل ساختار حکمرانی با آنها به حداقل رسیده آنقدر که هیچکدام صدای دیگری را نمیشنوند. بدتر آنکه نشانهای از تغییر و اصلاح در جهت بهبود دیده نمیشود؛ سیاستمدار ناکارآمدی میرود، ناکارآمدتر جای او را میگیرد. درِ سیاستگذاریها نیز همچنان بر پاشنه خطاهای گذشته میچرخد.
تجربه جهان نشان داده احیای حکمرانی و بازسازی اعتماد در کشورهای بحرانزده و درگیر مناقشه ممکن است؛ به شرط آنکه حکمرانی عزم و همّ خود را برای بهبود نشان دهد. شهروندان خواستار مولفههای قابل مشاهده یک حکمرانی خوب هستند: تضمین حقوق و آزادیها، خدمات باکیفیت، رفتار منصفانه با افراد، مشارکت و اقدامات جدی برای کاهش فساد؛ که همگی ضرورتهای اخلاقی و عرفی حکمرانی خوب بهشمار میروند. ضمن آنکه تمامی اعمال اخلاقی مقامات دولتی، تاثیر مستقیمی بر دیدگاه شهروندان نسبت به حکمرانی خوب دارد.
بهکارگیری سیاستمداران متخصص و سیاستهای باکیفیت، تقویت قانون اساسی، بهبود زیرساختها، ثبات و توسعه اقتصادی و تقویت عدالت و نهادهای آشتیساز بخش دیگری از سیگنالهای یک حکمرانی در حال اصلاح و بهبودند. علاوه بر این همه، لازم است حاکمیت به جای تکروی در عرصه سیاست، دست یاری به سوی خود مردم دراز کند. مردمی که در قالب بخش خصوصی، جامعه مدنی و گروههای مختلف در حاشیهمانده منتظرند تا وکلایشان به جای اندیشیدن در اتاقهای دربسته و تالارهای انعکاس، باب گفتوگو و مشارکت را به رویشان باز کنند. در پیام محمد خاتمی آمده: به مسوولان توصیه میکنم این حضور ]فرهیختگان، نخبگان، استادان، و دانشجویان[ را قدر بدانند و به جای برخورد ناروا با آن دست یاری به سوی آنان دراز کنند و با کمک آنان وجوه ناصواب حکمرانی را بهدرستی بشناسند. پیام او برای حکمرانی قدری دیر، اما به غایت درست است.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
✍️مولود پاکروان/ نویسنده در هفتهنامه تجارتفردا
«به مسوولان توصیه میکنم پیش از آنکه دیر شود به سوی حکمرانی خوب حرکت کنند.» این بخشی از جدیدترین پیام محمد خاتمی به مناسبت روز دانشجوست. به نظر میرسد رهبر اصلاحات هم زنگ هشداری را که برای حکمرانی به صدا درآمده شنیده و حالا میکوشد نسبت به پیامدهای آن، به سیاستمداران مستقر دهد.
محمدباقر قالیباف نیز چندی پیش حکمرانی را اصلیترین بحران نظام خواند و از ضرورت اصلاح رویههای حکمرانی سخن گفت. پس از سالها هشدار و فریاد و فغان اقتصاددانان و صاحبنظران که از بحران سرمایه اجتماعی دولت و ضعف حکمرانی سخن گفتند و صدایشان به جایی نرسید، توجه ویژه شماری از چهرههای شاخص سیاسی کشور به این موضوع شاید روزنه امیدی باشد؛ آن هم در روزهای پرتنشی که سیاستمداران به جای شنیدن صدای مردم و مرهم گذاشتن بر زخم التهاب جامعه با نطقهای تند و دور از خرد، نمک به زخم نارضایتیها میپاشند. داستان اما به همین سادگی هم نیست.
فارغ از سرمایه اجتماعی چهرههای سابق و کنونی سیاست اصلاح عملی حکمرانی به اندازه وعده دادن آن کار سادهای نیست. مشکلات سیاسی و اقتصادی درهمتنیده، چالشهای انباشتهشده و گرههای کور، و الگوهای عمیق بیاعتمادی و خصومت را نمیتوان با وعده و وعید، یکباره حل کرد. ایجاد انسجام اجتماعی کافی و تقویت نهادهای کارآمد در جامعهای که به دلیل بیاعتمادی دچار گسستگی شده فرآیندی است که گاهی یک یا چند دهه زمان میبرد. ولی بد نیست همین گامهای کوچک را به فال نیک بگیریم.
آیا وعده حکمرانی خوب میتواند اعتماد را به جامعه بازگرداند؟
پیدایش موقعیتهای تعارض و اختلاف را میتوان به عنوان شواهدی در نظر گرفت که نشان میدهند فرسایش قابل توجهی در اعتماد عمومی در یک دوره زمانی رخ داده است. مردم به وعدهها اعتماد ندارند زیرا از عملی نشدن آنها در طول چهار دهه سرخوردهاند. تعامل ساختار حکمرانی با آنها به حداقل رسیده آنقدر که هیچکدام صدای دیگری را نمیشنوند. بدتر آنکه نشانهای از تغییر و اصلاح در جهت بهبود دیده نمیشود؛ سیاستمدار ناکارآمدی میرود، ناکارآمدتر جای او را میگیرد. درِ سیاستگذاریها نیز همچنان بر پاشنه خطاهای گذشته میچرخد.
تجربه جهان نشان داده احیای حکمرانی و بازسازی اعتماد در کشورهای بحرانزده و درگیر مناقشه ممکن است؛ به شرط آنکه حکمرانی عزم و همّ خود را برای بهبود نشان دهد. شهروندان خواستار مولفههای قابل مشاهده یک حکمرانی خوب هستند: تضمین حقوق و آزادیها، خدمات باکیفیت، رفتار منصفانه با افراد، مشارکت و اقدامات جدی برای کاهش فساد؛ که همگی ضرورتهای اخلاقی و عرفی حکمرانی خوب بهشمار میروند. ضمن آنکه تمامی اعمال اخلاقی مقامات دولتی، تاثیر مستقیمی بر دیدگاه شهروندان نسبت به حکمرانی خوب دارد.
بهکارگیری سیاستمداران متخصص و سیاستهای باکیفیت، تقویت قانون اساسی، بهبود زیرساختها، ثبات و توسعه اقتصادی و تقویت عدالت و نهادهای آشتیساز بخش دیگری از سیگنالهای یک حکمرانی در حال اصلاح و بهبودند. علاوه بر این همه، لازم است حاکمیت به جای تکروی در عرصه سیاست، دست یاری به سوی خود مردم دراز کند. مردمی که در قالب بخش خصوصی، جامعه مدنی و گروههای مختلف در حاشیهمانده منتظرند تا وکلایشان به جای اندیشیدن در اتاقهای دربسته و تالارهای انعکاس، باب گفتوگو و مشارکت را به رویشان باز کنند. در پیام محمد خاتمی آمده: به مسوولان توصیه میکنم این حضور ]فرهیختگان، نخبگان، استادان، و دانشجویان[ را قدر بدانند و به جای برخورد ناروا با آن دست یاری به سوی آنان دراز کنند و با کمک آنان وجوه ناصواب حکمرانی را بهدرستی بشناسند. پیام او برای حکمرانی قدری دیر، اما به غایت درست است.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
Forwarded from مدیریت منابع انسانی|دکتر جوشقانی
فرهنگ سازترین ابزار مدیران
در بین نظام ها و سیستم های مدیریت منابع انسانی، هیچکدام، قدرت و نفوذ و اثرگذاری نظام ارزیابی عملکرد یا به تعبیر امروزی آن " مدیریت عملکرد کارکنان " را ندارد
معیارهائی که برای ارزیابی عملکرد کارکنان انتخاب و اعلام می کنیم بسیار تعیین کننده است. اگر این معیارها را درست انتخاب کنیم، آنها را درست اندازه بگیریم و آنها را به نظام های متنوع پاداش سازمان متصل کنیم معجزه اتفاق می افتد.
سال ها قبل، رئیس سازمان زندان های انگلستان" فرار نکردن زندانی" را به عنوان شاخص ارزیابی عملکرد زندان های این کشور تعیین و اعلام کرده بود.این معیار باعث شده بود که همه تلاش روسای زندان و زندانبان ها صرف این شود که زندانیان فرار نکنند.بودجه زندان صرف فرارنکردن زندانیان می شد، به زندانبان ها آموزش هائی می دادند که مانع فرار زندانی شود، تعداد زیادی خبرچین به کار گرفته می شدند و جلسات مدیران زندان صرف بررسی نقشه های احتمالی فرار زندانیان می شد.
ولی با بازنشستگی این رئیس و آمدن رئیس جدید و فقط با کمک تغییر معیار ارزیابی عملکرد زندان، همه چیز عوض شد. معیار رئیس جدید این بود: " زندانیان تا یکسال بعد از پایان محکومیت وبعد از آزادی، نباید دوباره مرتکب جرم شوند و نباید به زندان برگردند. "
📌 با این معیار ارزیابی جدید، رفتارها و تلاش ها مسیر جدیدی پیدا کرد. آموزش های جدیدی برای کارکنان طراحی و اجرا شد که بتوانند برای بازسازی روحی و فکری و مهارتی زندانیان از این آموزش ها استفاده کنند، بودجه زندان هم اکثرا صرف بازسازی شخصیت و مهارت آموزی به زندانیان می شد تا آنها را برای دوران بعد از آزادی آماده کند.
📌 در واقع استراتژی و فرهنگ زندان تغییر کرد.اگر می خواهیم فرهنگ سازمانمان را عوض کنیم و رفتارهای جدید و مثبت را جایگزین رفتارهای موجود کنیم،هیچ ابزاری قوی تر از " ارزیابی عملکرد کارکنان " نداریم.
📌 معیارهای ارزیابی عملکرد کارکنان را درست و در مسیر نیاز و موفقیت سازمان تعیین و اعلام کنیم، روی آنها با جدیت بایستیم و از آنها کوتاه نیائیم و پاداش ها را فقط به کارکنانی بدهیم که به این رفتارها پای بندی عملی و جدی دارند.
💡من تضمین می کنم که این معیارها و رفتارها به سرعت در سازمان جا می افتد و رایج می شود.
نظام ارزیابی عملکرد کارکنان، فرهنگ سازترین ابزار مدیران است.
#شاخص
#ارزیابی_عملکرد
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید👇👇👇
@HRMCHANNEL
در بین نظام ها و سیستم های مدیریت منابع انسانی، هیچکدام، قدرت و نفوذ و اثرگذاری نظام ارزیابی عملکرد یا به تعبیر امروزی آن " مدیریت عملکرد کارکنان " را ندارد
معیارهائی که برای ارزیابی عملکرد کارکنان انتخاب و اعلام می کنیم بسیار تعیین کننده است. اگر این معیارها را درست انتخاب کنیم، آنها را درست اندازه بگیریم و آنها را به نظام های متنوع پاداش سازمان متصل کنیم معجزه اتفاق می افتد.
سال ها قبل، رئیس سازمان زندان های انگلستان" فرار نکردن زندانی" را به عنوان شاخص ارزیابی عملکرد زندان های این کشور تعیین و اعلام کرده بود.این معیار باعث شده بود که همه تلاش روسای زندان و زندانبان ها صرف این شود که زندانیان فرار نکنند.بودجه زندان صرف فرارنکردن زندانیان می شد، به زندانبان ها آموزش هائی می دادند که مانع فرار زندانی شود، تعداد زیادی خبرچین به کار گرفته می شدند و جلسات مدیران زندان صرف بررسی نقشه های احتمالی فرار زندانیان می شد.
ولی با بازنشستگی این رئیس و آمدن رئیس جدید و فقط با کمک تغییر معیار ارزیابی عملکرد زندان، همه چیز عوض شد. معیار رئیس جدید این بود: " زندانیان تا یکسال بعد از پایان محکومیت وبعد از آزادی، نباید دوباره مرتکب جرم شوند و نباید به زندان برگردند. "
📌 با این معیار ارزیابی جدید، رفتارها و تلاش ها مسیر جدیدی پیدا کرد. آموزش های جدیدی برای کارکنان طراحی و اجرا شد که بتوانند برای بازسازی روحی و فکری و مهارتی زندانیان از این آموزش ها استفاده کنند، بودجه زندان هم اکثرا صرف بازسازی شخصیت و مهارت آموزی به زندانیان می شد تا آنها را برای دوران بعد از آزادی آماده کند.
📌 در واقع استراتژی و فرهنگ زندان تغییر کرد.اگر می خواهیم فرهنگ سازمانمان را عوض کنیم و رفتارهای جدید و مثبت را جایگزین رفتارهای موجود کنیم،هیچ ابزاری قوی تر از " ارزیابی عملکرد کارکنان " نداریم.
📌 معیارهای ارزیابی عملکرد کارکنان را درست و در مسیر نیاز و موفقیت سازمان تعیین و اعلام کنیم، روی آنها با جدیت بایستیم و از آنها کوتاه نیائیم و پاداش ها را فقط به کارکنانی بدهیم که به این رفتارها پای بندی عملی و جدی دارند.
💡من تضمین می کنم که این معیارها و رفتارها به سرعت در سازمان جا می افتد و رایج می شود.
نظام ارزیابی عملکرد کارکنان، فرهنگ سازترین ابزار مدیران است.
#شاخص
#ارزیابی_عملکرد
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید👇👇👇
@HRMCHANNEL