Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:
ضرورت اصلاح نظام اقتصادی
👤 دکتر موسی غنینژاد
✍️ درست است که شاه به دلیل گرایشهای سوسیالیستیاش مخالف بخش خصوصی بزرگ و مستقل از لحاظ سیاسی بود؛ اما در عین حال میدانست که نظام بازار، بهویژه تجارت بینالمللی قواعد خاص خود را دارد که با دید کارشناسانه و علمی باید با آن برخورد کرد. بهعلاوه، در سیاستگذاری اقتصادی گاه و بیگاه نظرات خود را تحمیل میکرد؛ اما نظام تدبیر و گزینش مدیران ارشد ایدئولوژیزده نبود و اهل تخصص و نخبگان کارشناس را نیز در آن بهکار گرفته بودند.
✍️ اما پس از انقلاب اسلامی رویکرد انقلابیونی که قدرت سیاسی را در دست گرفتند عمدتا متاثر از ایدئولوژی کمونیستی تقسیم جامعه به خودی و غیرخودی و نیز اولویتدادن به تعهد در برابر تخصص برای گزینش مدیران بود.
✍️ این رویکرد که از ابتدای انقلاب تا امروز، با افت و خیزهایی ادامه یافته، نتیجهای جز این نداشته که در یک روند تاریخی نیروهای مدیریتی در نظام تدبیر بهطور نظاممند در جهت برکشیدن خودیهای «متعهد» و کنار نهادن غیرخودی متخصص غربالگری صورت گیرد.
✍️ دولت کنونی، بیش از یکسال و نیم پس از به قدرت رسیدن کمتر توانسته برای مسائل داخلی و خارجی راهحل کارآمدی ارائه دهد. دانش عمومی و کارشناسی مسوولان در قوای مجریه و مقننه کشور در سطح نازلی قرار دارد و با سیاستگذاریهای فعلی مالی و پولی دولت چشمانداز مثبتی برای سال آتی اقتصاد ایران قابل تصور نیست و به احتمال زیاد تلاطم متغیرهای اقتصاد کلان یعنی وضع تورم و نرخ ارز بیشتر هم خواهد شد.
✍️ به نظر میرسد بهترین کار در کوتاهمدت برای بهبود وضعیت اقتصادی در سال آتی ایجاد گشایش در روابط خارجی و رفتن به سوی حل و فصل مسائل هستهای و کاستن از سنگینی تحریمهاست.
✍️ تا زمانی که نظام تدبیر و منطق حاکم بر آن، یعنی نظام گزینشی ایدئولوژیک و اولویت دادن به «تعهد» در برابر تخصص، دگرگون نشود، تضمینی برای موفقیت اصلاحات در درازمدت قابل تصور نخواهد بود.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3951153
ضرورت اصلاح نظام اقتصادی
👤 دکتر موسی غنینژاد
✍️ درست است که شاه به دلیل گرایشهای سوسیالیستیاش مخالف بخش خصوصی بزرگ و مستقل از لحاظ سیاسی بود؛ اما در عین حال میدانست که نظام بازار، بهویژه تجارت بینالمللی قواعد خاص خود را دارد که با دید کارشناسانه و علمی باید با آن برخورد کرد. بهعلاوه، در سیاستگذاری اقتصادی گاه و بیگاه نظرات خود را تحمیل میکرد؛ اما نظام تدبیر و گزینش مدیران ارشد ایدئولوژیزده نبود و اهل تخصص و نخبگان کارشناس را نیز در آن بهکار گرفته بودند.
✍️ اما پس از انقلاب اسلامی رویکرد انقلابیونی که قدرت سیاسی را در دست گرفتند عمدتا متاثر از ایدئولوژی کمونیستی تقسیم جامعه به خودی و غیرخودی و نیز اولویتدادن به تعهد در برابر تخصص برای گزینش مدیران بود.
✍️ این رویکرد که از ابتدای انقلاب تا امروز، با افت و خیزهایی ادامه یافته، نتیجهای جز این نداشته که در یک روند تاریخی نیروهای مدیریتی در نظام تدبیر بهطور نظاممند در جهت برکشیدن خودیهای «متعهد» و کنار نهادن غیرخودی متخصص غربالگری صورت گیرد.
✍️ دولت کنونی، بیش از یکسال و نیم پس از به قدرت رسیدن کمتر توانسته برای مسائل داخلی و خارجی راهحل کارآمدی ارائه دهد. دانش عمومی و کارشناسی مسوولان در قوای مجریه و مقننه کشور در سطح نازلی قرار دارد و با سیاستگذاریهای فعلی مالی و پولی دولت چشمانداز مثبتی برای سال آتی اقتصاد ایران قابل تصور نیست و به احتمال زیاد تلاطم متغیرهای اقتصاد کلان یعنی وضع تورم و نرخ ارز بیشتر هم خواهد شد.
✍️ به نظر میرسد بهترین کار در کوتاهمدت برای بهبود وضعیت اقتصادی در سال آتی ایجاد گشایش در روابط خارجی و رفتن به سوی حل و فصل مسائل هستهای و کاستن از سنگینی تحریمهاست.
✍️ تا زمانی که نظام تدبیر و منطق حاکم بر آن، یعنی نظام گزینشی ایدئولوژیک و اولویت دادن به «تعهد» در برابر تخصص، دگرگون نشود، تضمینی برای موفقیت اصلاحات در درازمدت قابل تصور نخواهد بود.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3951153
روزنامه دنیای اقتصاد
ضرورت اصلاح نظام اقتصادی
از فردای پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نوعی نظام اقتصادی در کشور ما شکل گرفت که مهمترین ویژگی آن نقش مسلط دولت بود. البته در نظام اقتصادی پیش از انقلاب اسلامی نیز دولت وزن زیادی داشت و در سالهای منتهی به انقلاب سال 1357 یعنی اواسط دهه 1350 خورشیدی این وزن…
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
پرتره اقتصاد ایران در ۱۴۰۲
🔸 سال ۱۴۰۲ از هر لحاظ دارای اهمیت مضاعف است. آمار خط فقر تصویر وخیمتری را نشان میدهد، نرخ تورم در سالجاری به کانالهای بالاتر جهش یافته و رشد اقتصادی نیز به دالانهای پایینتر نزول کرده است.
🔸 به اعتقاد تحلیلگران، همگام با شرایط بینالمللی، دو نیرو در داخل ایران میتواند روشنکننده ابعاد مهمی از این پرسش باشد که «آینده ایران چه خواهد بود؟»: الگوی حکمرانی و سرمایه اجتماعی.
🔸 بودجه ۱۴۰۲ یکی از پرابهامترین بودجههای سنوات اخیر است. نرخ تورم فزاینده و آتیه کسبوکارها مبهم و مهآلود است. سیاستهای مالیاتی مناسب شرایط رکودی حاکم بر اقتصاد ایران نیست. کوچ منابع اقتصادی به پناهگاه داراییهای مولد و کوچ گسترده نیروی کار خبره در حال فزونی است. بحران آب هر روز جدیتر میشود و تجارت ایران به دلایل سیاسی آماده افزایش رقابت نیست.
🔸 «باشگاه اقتصاددانان» در آستانه سال جدید با تحلیلگران و اقتصاددانان سهپرسش را مطرح کرده است: اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۲ احیا خواهد شد؟ آینده جامعه ایران چگونه ترسیم میشود؟ و در آخر تحولات سیاسی و محیطزیستی به کدام سمت حرکت خواهند کرد؟
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
yun.ir/7cikpa
🔸 سال ۱۴۰۲ از هر لحاظ دارای اهمیت مضاعف است. آمار خط فقر تصویر وخیمتری را نشان میدهد، نرخ تورم در سالجاری به کانالهای بالاتر جهش یافته و رشد اقتصادی نیز به دالانهای پایینتر نزول کرده است.
🔸 به اعتقاد تحلیلگران، همگام با شرایط بینالمللی، دو نیرو در داخل ایران میتواند روشنکننده ابعاد مهمی از این پرسش باشد که «آینده ایران چه خواهد بود؟»: الگوی حکمرانی و سرمایه اجتماعی.
🔸 بودجه ۱۴۰۲ یکی از پرابهامترین بودجههای سنوات اخیر است. نرخ تورم فزاینده و آتیه کسبوکارها مبهم و مهآلود است. سیاستهای مالیاتی مناسب شرایط رکودی حاکم بر اقتصاد ایران نیست. کوچ منابع اقتصادی به پناهگاه داراییهای مولد و کوچ گسترده نیروی کار خبره در حال فزونی است. بحران آب هر روز جدیتر میشود و تجارت ایران به دلایل سیاسی آماده افزایش رقابت نیست.
🔸 «باشگاه اقتصاددانان» در آستانه سال جدید با تحلیلگران و اقتصاددانان سهپرسش را مطرح کرده است: اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۲ احیا خواهد شد؟ آینده جامعه ایران چگونه ترسیم میشود؟ و در آخر تحولات سیاسی و محیطزیستی به کدام سمت حرکت خواهند کرد؟
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
yun.ir/7cikpa
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
قطبنمای تجارت
دکتر حسین عباسی/ اقتصاددان
🖋 بر مبنای اصول اقتصاد، تجارت آزاد بر تجارت محدودشده ارجحیت دارد؛ چرا که رقابت ایجاد میکند. اگر به هر دلیلی -بیشتر به دلایل سیاسی و برخی دلایل اقتصادی- بنا باشد که محدودیتهای تجاری وضع شود، باید از محدودیتهای تعرفهای استفاده شود، نه ممنوعیت و محدودیت مقداری. نظریههای اقتصادی و تجربه کشورهای دیگر نشان میدهد که اگر تعرفههای مناسب اختیار شود و در طول زمان با نرخی مناسب کاهش یابد، میتواند عرصه اقتصاد را رقابتی کند.
🖋 حذف رقابت، به معنای امکان حذفشدن از بازار، سبب میشود که انگیزه افزایش کیفیت و کاهش هزینه از بین برود. ممنوعیت واردات و محدودیتهای مقداری از قبیل تعیین سقف واردات یا اعمال شرایطی سخت برای واردات، رقابت را حذف میکند و قدرت انتخاب مشتری را میگیرد. در حالی که واردات با تعرفه، همچنان به مشتریها این قدرت را میدهد که در صورتی که تولیدکننده نتواند کالایی را عرضه کند که کیفیتش با قیمتش متناسب باشد، او را با خرید کالای خارجی جریمه و از بازار بیرون کند.
🖋 تجربه نشان داده که دولت ایران به دلایل سیاسی در بسیاری از بازارها آماده کاهش دخالت و افزایش رقابت نیست. حتی اگر رفع تمامی محدودیتها در دیدگاه اقتصادی دولت نمیگنجد، میتواند در مورد برخی از کالاها که حساسیت کمتری نسبت به آنها وجود دارد تمامی دخالتها را رفع کند و به جای آن با اعمال نرخ تعرفه وارداتی شفاف و کاهنده در طول زمان رقابت را افزایش دهد. با شناسایی نقاط قوت و ضعف این سیاست و بهبود آن در نهایت میتوان آن را به سایر بخشهای اقتصاد هم تسری داد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3951151
دکتر حسین عباسی/ اقتصاددان
🖋 بر مبنای اصول اقتصاد، تجارت آزاد بر تجارت محدودشده ارجحیت دارد؛ چرا که رقابت ایجاد میکند. اگر به هر دلیلی -بیشتر به دلایل سیاسی و برخی دلایل اقتصادی- بنا باشد که محدودیتهای تجاری وضع شود، باید از محدودیتهای تعرفهای استفاده شود، نه ممنوعیت و محدودیت مقداری. نظریههای اقتصادی و تجربه کشورهای دیگر نشان میدهد که اگر تعرفههای مناسب اختیار شود و در طول زمان با نرخی مناسب کاهش یابد، میتواند عرصه اقتصاد را رقابتی کند.
🖋 حذف رقابت، به معنای امکان حذفشدن از بازار، سبب میشود که انگیزه افزایش کیفیت و کاهش هزینه از بین برود. ممنوعیت واردات و محدودیتهای مقداری از قبیل تعیین سقف واردات یا اعمال شرایطی سخت برای واردات، رقابت را حذف میکند و قدرت انتخاب مشتری را میگیرد. در حالی که واردات با تعرفه، همچنان به مشتریها این قدرت را میدهد که در صورتی که تولیدکننده نتواند کالایی را عرضه کند که کیفیتش با قیمتش متناسب باشد، او را با خرید کالای خارجی جریمه و از بازار بیرون کند.
🖋 تجربه نشان داده که دولت ایران به دلایل سیاسی در بسیاری از بازارها آماده کاهش دخالت و افزایش رقابت نیست. حتی اگر رفع تمامی محدودیتها در دیدگاه اقتصادی دولت نمیگنجد، میتواند در مورد برخی از کالاها که حساسیت کمتری نسبت به آنها وجود دارد تمامی دخالتها را رفع کند و به جای آن با اعمال نرخ تعرفه وارداتی شفاف و کاهنده در طول زمان رقابت را افزایش دهد. با شناسایی نقاط قوت و ضعف این سیاست و بهبود آن در نهایت میتوان آن را به سایر بخشهای اقتصاد هم تسری داد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3951151
روزنامه دنیای اقتصاد
قطبنمای تجارت
تجارت خارجی در اقتصاد ایران نیازمند استراتژی حسابشده است تا از چرخه تصمیمات روزمره خارج شود. اصلی را که این استراتژی باید بر آن استوار شود علم اقتصاد به ما میدهد. این اصل، رقابتافزایی است که کارآمدی و رفاه را افزایش میدهد. ابزاری هم که در دست تصمیمگیران…
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
⭕️ ایران دومین کشور متضرر از فیلترینگ در جهان
👈 محدوديتهاي اينترنتي با تحميل ضرر ۷۷۳ ميليون دلاري به کشور، ۸۱ درصد از کل جمعيت را تحت تاثير قرار داده است؛
👁🗨 آمارهای جدید موسسه تحقیقات آماری استاتیستا (Statista) با تایید ضررهای اقتصادی ناشی از محدودیتها و اختلالات اینترنتی، نشان میدهد که بهای این مسدودسازیها برای ایران در سال گذشته میلادی برابر ۷۷۳ میلیون دلار بوده است تا به این ترتیب ایران جایگاه دومین کشور جهان از این نظر را به خودش اختصاص بدهد.
👁🗨 به گواه این آمارها، چیزی در حدود ۸۲ درصد مردم ایران در یک سال گذشته تحت تاثیر ضررهای اقتصادی، آثار و تبعات ناشی از فیلترینگ قرار گرفتهاند و تمام اینها در حالی است که هیچ چشماندازی هم برای رفع این محدودیتها وجود ندارد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3951123
👈 محدوديتهاي اينترنتي با تحميل ضرر ۷۷۳ ميليون دلاري به کشور، ۸۱ درصد از کل جمعيت را تحت تاثير قرار داده است؛
👁🗨 آمارهای جدید موسسه تحقیقات آماری استاتیستا (Statista) با تایید ضررهای اقتصادی ناشی از محدودیتها و اختلالات اینترنتی، نشان میدهد که بهای این مسدودسازیها برای ایران در سال گذشته میلادی برابر ۷۷۳ میلیون دلار بوده است تا به این ترتیب ایران جایگاه دومین کشور جهان از این نظر را به خودش اختصاص بدهد.
👁🗨 به گواه این آمارها، چیزی در حدود ۸۲ درصد مردم ایران در یک سال گذشته تحت تاثیر ضررهای اقتصادی، آثار و تبعات ناشی از فیلترینگ قرار گرفتهاند و تمام اینها در حالی است که هیچ چشماندازی هم برای رفع این محدودیتها وجود ندارد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3951123
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
آتیه کسب و کارها
نیما نامداری/ تحلیلگر کسبوکار
🖌 راهبری یک کسبوکار خصوصی که بخواهد سالم کار کند این روزها به کاری توانفرسا تبدیل شده است. به گمان من ششتنگنای زیر بیشترین نقش را در این شرایط سخت دارند:
۱. تنگنای نیروی انسانی
۲. تنگنای نقدینگی
۳. تنگنای اقتصاد دستوری
۴. تنگنای فساد
۵. تنگنای تحریم
۶. تنگنای بطالت
🖌 شش تنگنای بالا مانند شش وجه مکعبی هستند که روزبهروز عرصه را بر مدیران کسبوکارهای ایرانی تنگتر میکنند. چهار تنگنای اول (نیروی انسانی، نقدینگی، اقتصاد دستوری و فساد) از چهار طرف به او فشار میآورند و فضای تحرکش را محدود میکنند، تنگنای پنجم یعنی تحریم، سقف را پایین آورده و مانع بالا رفتنش میشود و تنگنای ششم یعنی احساس بطالت زیر پایش را خالی میکند.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3951148
نیما نامداری/ تحلیلگر کسبوکار
🖌 راهبری یک کسبوکار خصوصی که بخواهد سالم کار کند این روزها به کاری توانفرسا تبدیل شده است. به گمان من ششتنگنای زیر بیشترین نقش را در این شرایط سخت دارند:
۱. تنگنای نیروی انسانی
۲. تنگنای نقدینگی
۳. تنگنای اقتصاد دستوری
۴. تنگنای فساد
۵. تنگنای تحریم
۶. تنگنای بطالت
🖌 شش تنگنای بالا مانند شش وجه مکعبی هستند که روزبهروز عرصه را بر مدیران کسبوکارهای ایرانی تنگتر میکنند. چهار تنگنای اول (نیروی انسانی، نقدینگی، اقتصاد دستوری و فساد) از چهار طرف به او فشار میآورند و فضای تحرکش را محدود میکنند، تنگنای پنجم یعنی تحریم، سقف را پایین آورده و مانع بالا رفتنش میشود و تنگنای ششم یعنی احساس بطالت زیر پایش را خالی میکند.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3951148
روزنامه دنیای اقتصاد
آتیه کسب و کارها
راهبری یک کسبوکار خصوصی که بخواهد سالم کار کند این روزها به کاری توانفرسا تبدیل شده است. به گمان من ششتنگنای زیر بیشترین نقش را در این شرایط سخت دارند:
✳️ چرخش شغلی
✅ داشتن كاركنان چند مهارته برای هر مدير و به طور كلی براي هر سيستم يك مزیت بزرگ محسوب میشود. وجود اين افراد در هر مجموعهای ميتواند موجب تسهيل و تسريع در امور و صرفهجويي در زمان و حتي در منابع شود.یکی از راههای تربیت اینگونه کارمندان، چرخش شغلی است. یعنی جابهجا کردن افراد در مشاغل و همگون كه با آنها آشنايي دارند.
برخی از مهارتهای چرخش شغلی:
🔹کمتر شدن خستگیهای ناشی از یکنواختی
چرخش شغلی باعث میشود کارمندان با چالشهای جدیدی روبهرو شوند و کمتر دچار خستگیهای ناشی از یکنواختی کار شوند.
🔹ارتقا پیدا کردن مهارتهای فردی
کارمندان در جایگاه جدید مهارتهای تازهای یادمیگیرند که هم به نفع شرکت است و هم باعث میشود افراد برای توسعه فردی نیاز به تغییر شغل نداشته باشند.
🔹پخش شدن فشار و استرس یک جایگاه شغلی بین چند نفر
برخی موقعیتهای شغلی فشار و استرس زیادی به کارکنان وارد میکند که در درازمدت تحمل آن برای یک نفر سخت است. چرخش شغلی کمک میکند این فشار همیشه روی یک نفر نباشد و در بازههای زمانی مختلف افراد به صورت چرخشی در آن جایگاه قرار بگیرند.
🔹یافتن مناسب ترین جایگاه شغلی برای کارمندان
چرخش شغلی کمک میکند توانایی کارمندان در انجام کارهای مختلف سنجیده شود و در نهایت در جایگاهی متناسب با توانمندیهایشان قرار بگیرند. این نکته یکی از مهمترین مواردی است که در وظایف محوله به کارمندان باید لحاظ شود و اموری که بیشتر در انها توانمند هستند به آنها سپرده شود تا خروجی مطلوبتری نیز برای شرکت داشته باشد.
🔹متوقف نشدن کارها در صورت غیبت برخی از کارمندان
زمانی که یکی از کارمندان به مرخصی میرود و یا شرکت را ترک میکند تا زمان پر شدن مجدد آن جایگاه بقیه افراد میتوانند جای خالی او را پر کنند و دردسری برای شرکت ایجاد نشود. این مسئله هم برای شرکت و هم برای کارمندان سودمند است تا هنگامی که مجبور هستند به مرخصی بروند از انجام امور محوله به آنها خیالشان راحت است.
✅ داشتن كاركنان چند مهارته برای هر مدير و به طور كلی براي هر سيستم يك مزیت بزرگ محسوب میشود. وجود اين افراد در هر مجموعهای ميتواند موجب تسهيل و تسريع در امور و صرفهجويي در زمان و حتي در منابع شود.یکی از راههای تربیت اینگونه کارمندان، چرخش شغلی است. یعنی جابهجا کردن افراد در مشاغل و همگون كه با آنها آشنايي دارند.
برخی از مهارتهای چرخش شغلی:
🔹کمتر شدن خستگیهای ناشی از یکنواختی
چرخش شغلی باعث میشود کارمندان با چالشهای جدیدی روبهرو شوند و کمتر دچار خستگیهای ناشی از یکنواختی کار شوند.
🔹ارتقا پیدا کردن مهارتهای فردی
کارمندان در جایگاه جدید مهارتهای تازهای یادمیگیرند که هم به نفع شرکت است و هم باعث میشود افراد برای توسعه فردی نیاز به تغییر شغل نداشته باشند.
🔹پخش شدن فشار و استرس یک جایگاه شغلی بین چند نفر
برخی موقعیتهای شغلی فشار و استرس زیادی به کارکنان وارد میکند که در درازمدت تحمل آن برای یک نفر سخت است. چرخش شغلی کمک میکند این فشار همیشه روی یک نفر نباشد و در بازههای زمانی مختلف افراد به صورت چرخشی در آن جایگاه قرار بگیرند.
🔹یافتن مناسب ترین جایگاه شغلی برای کارمندان
چرخش شغلی کمک میکند توانایی کارمندان در انجام کارهای مختلف سنجیده شود و در نهایت در جایگاهی متناسب با توانمندیهایشان قرار بگیرند. این نکته یکی از مهمترین مواردی است که در وظایف محوله به کارمندان باید لحاظ شود و اموری که بیشتر در انها توانمند هستند به آنها سپرده شود تا خروجی مطلوبتری نیز برای شرکت داشته باشد.
🔹متوقف نشدن کارها در صورت غیبت برخی از کارمندان
زمانی که یکی از کارمندان به مرخصی میرود و یا شرکت را ترک میکند تا زمان پر شدن مجدد آن جایگاه بقیه افراد میتوانند جای خالی او را پر کنند و دردسری برای شرکت ایجاد نشود. این مسئله هم برای شرکت و هم برای کارمندان سودمند است تا هنگامی که مجبور هستند به مرخصی بروند از انجام امور محوله به آنها خیالشان راحت است.
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
ایران، کدامین راه را خواهد پیمود؟
متین رمضانخواه/ پژوهشگر اجتماعی
🖊 «آینده ایران چه خواهد شد؟» به نظر میرسد همگام با شرایط بینالمللی، دو نیروی اصلی در درون کشور میتوانند روشنکننده ابعاد مهمی از پاسخ سوال باشند؛ الگوی حکمرانی و سرمایه اجتماعی.
🖊 در الگوی حمکرانی، باید به سراغ صاحبان قدرت برویم. دولت سیزدهم، اولین سال خود را در حالی پشت سر گذاشته که در طول این سال، اقتصاد ایران ضعیفترین روزهای خود را از سر گذارنده و هنوز بعد از گذشت یکسال و چند تغییر در ساختار کابینه، تغییرات هیاتدولت روی میز است؛ یک جنبش اجتماعی از شهریورماه سراسر کشور را درگیر کرده و حکومت با الگوهای مونولوگ با این جنبش مواجهه داشته است و جامعه ایران ملتهب است. الگوی یکدست بودن حاکمیت، یعنی قرابت سیاسی و فکری دولت و مجلس نیز خود به این بحران افزوده است.
🖊 رکن دوم، یعنی کاهش سرمایه اجتماعی و فقدان اعتماد، این وضعیت را تقویت میکند و به دولت اجازه نمیدهد که سیاستهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسیاش را با موفقیت پیش ببرد.
🖊 دولت جز آنکه در رکن الگوی حکمرانی نیازمند بهرهمندی از افراد متخصص و صاحبنظر است، در بعد سرمایه اجتماعی نیز نیازمند جامعهای است که سخنانش را صادق دانسته و او را صاحب صلاحیت در تعیین سیاستها و اجرای آنها بدانند؛ اما به گواه تمامی تحقیقات اجتماعی در دودهه گذشته، جامعه ایران هر روز بیش از قبل سرمایه و اعتماد اجتماعی خود را از دست داده و هشدار صاحبنظران نیز در جلوگیری از این روند موثر نبوده است...
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3951141
متین رمضانخواه/ پژوهشگر اجتماعی
🖊 «آینده ایران چه خواهد شد؟» به نظر میرسد همگام با شرایط بینالمللی، دو نیروی اصلی در درون کشور میتوانند روشنکننده ابعاد مهمی از پاسخ سوال باشند؛ الگوی حکمرانی و سرمایه اجتماعی.
🖊 در الگوی حمکرانی، باید به سراغ صاحبان قدرت برویم. دولت سیزدهم، اولین سال خود را در حالی پشت سر گذاشته که در طول این سال، اقتصاد ایران ضعیفترین روزهای خود را از سر گذارنده و هنوز بعد از گذشت یکسال و چند تغییر در ساختار کابینه، تغییرات هیاتدولت روی میز است؛ یک جنبش اجتماعی از شهریورماه سراسر کشور را درگیر کرده و حکومت با الگوهای مونولوگ با این جنبش مواجهه داشته است و جامعه ایران ملتهب است. الگوی یکدست بودن حاکمیت، یعنی قرابت سیاسی و فکری دولت و مجلس نیز خود به این بحران افزوده است.
🖊 رکن دوم، یعنی کاهش سرمایه اجتماعی و فقدان اعتماد، این وضعیت را تقویت میکند و به دولت اجازه نمیدهد که سیاستهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسیاش را با موفقیت پیش ببرد.
🖊 دولت جز آنکه در رکن الگوی حکمرانی نیازمند بهرهمندی از افراد متخصص و صاحبنظر است، در بعد سرمایه اجتماعی نیز نیازمند جامعهای است که سخنانش را صادق دانسته و او را صاحب صلاحیت در تعیین سیاستها و اجرای آنها بدانند؛ اما به گواه تمامی تحقیقات اجتماعی در دودهه گذشته، جامعه ایران هر روز بیش از قبل سرمایه و اعتماد اجتماعی خود را از دست داده و هشدار صاحبنظران نیز در جلوگیری از این روند موثر نبوده است...
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3951141
روزنامه دنیای اقتصاد
ایران، کدامین راه را خواهد پیمود؟
«آینده ایران چه خواهد شد؟» این سوالی است که در سال 1401 بیش از هر زمان دیگری به حوزه عمومی آمد و به سوالی روزانه تبدیل شد. در وضعیت پیچیده حوزه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران، میتوان از عوامل متعددی نام برد که مداخلهکنندگان مهم در این حوزهها…
✳️ حکایت نامه
روزی دو مرد جوان نزد استادی آمدند و از او پرسيدند: فاصله بين
🔸دچار يک مشکل شدن، تا يافتن راه حل براي آن مشکل، چقدراست؟
استاد اندکي تامل کرد و گفت:فاصله مشکل يک فرد و راه نجات او از آن مشکل براي هر شخصي به اندازه فاصله زانوی او تا زمين است!
آن دو مرد جوان گيج و آشفته از نزد او بيرون آمدند و در بيرون با هم به بحث و جدل پرداختند.
اولي گفت: من مطمئنم منظور استاد معرفت اين بوده است که بايد به جای روي زمين نشستن از جا برخاست و شخصا براي مشکل راه حلي پيدا کرد.
با يک جا نشستن و زانوي غم در آغوش گرفتن هيچ مشکلي حل نمی شود.
دومی کمي فکر کرد و گفت: اما اندرزهاي پيران معرفت معمولا بار معنايي عميق تري دارند و به اين راحتي قابل بيان نيستند.
آنچه تو مي گويي هزاران سال است که بر زبان همه جاري است و همه آن را مي دانند. استاد منظور ديگری داشت.
آن دو تصميم گرفتن نزد استاد بازگردند و از خود او معناي جمله اش را بپرسند. استاد با ديدن مجدد دو جوان لبخندي زد و گفت:
🔸 وقتي يک انسان دچار مشکل مي شود. بايد ابتدا خود را به نقطه صفربرساند. نقطه صفر وقتي است که انسان در مقابل کائنات و خالق هستي زانو مي زند و از او مدد می جويد.
بعد از اين نقطه صفر است که فرد مي تواند برپا خيزد و با اعتماد به همراهی کائنات دست به عمل زند .
بدون اين اعتماد و توکل براي هيچ مشکلي راه حل پيدا نخواهد شد .
باز هم مي گويم:
فاصله بين مشکلي که يک انسان دارد با راه چاره او ، فاصله بين زانوي او و زميني است که برآن ايستاده است!
روزی دو مرد جوان نزد استادی آمدند و از او پرسيدند: فاصله بين
🔸دچار يک مشکل شدن، تا يافتن راه حل براي آن مشکل، چقدراست؟
استاد اندکي تامل کرد و گفت:فاصله مشکل يک فرد و راه نجات او از آن مشکل براي هر شخصي به اندازه فاصله زانوی او تا زمين است!
آن دو مرد جوان گيج و آشفته از نزد او بيرون آمدند و در بيرون با هم به بحث و جدل پرداختند.
اولي گفت: من مطمئنم منظور استاد معرفت اين بوده است که بايد به جای روي زمين نشستن از جا برخاست و شخصا براي مشکل راه حلي پيدا کرد.
با يک جا نشستن و زانوي غم در آغوش گرفتن هيچ مشکلي حل نمی شود.
دومی کمي فکر کرد و گفت: اما اندرزهاي پيران معرفت معمولا بار معنايي عميق تري دارند و به اين راحتي قابل بيان نيستند.
آنچه تو مي گويي هزاران سال است که بر زبان همه جاري است و همه آن را مي دانند. استاد منظور ديگری داشت.
آن دو تصميم گرفتن نزد استاد بازگردند و از خود او معناي جمله اش را بپرسند. استاد با ديدن مجدد دو جوان لبخندي زد و گفت:
🔸 وقتي يک انسان دچار مشکل مي شود. بايد ابتدا خود را به نقطه صفربرساند. نقطه صفر وقتي است که انسان در مقابل کائنات و خالق هستي زانو مي زند و از او مدد می جويد.
بعد از اين نقطه صفر است که فرد مي تواند برپا خيزد و با اعتماد به همراهی کائنات دست به عمل زند .
بدون اين اعتماد و توکل براي هيچ مشکلي راه حل پيدا نخواهد شد .
باز هم مي گويم:
فاصله بين مشکلي که يک انسان دارد با راه چاره او ، فاصله بين زانوي او و زميني است که برآن ايستاده است!
👎1
✳️ چرا مجبوریم با سایه شخصیتی مان تعامل کنیم؟!
■بیشتر ما با این باور بزرگ شدهایم که آدمها، برخی ویژگیهای خوب و بد دارند و برای اینکه دیگران ما را قبول داشته باشند باید خودمان را از شر صفات بد رها سازیم یا آنها را پنهان کنیم. بدین ترتیب ما بخشی از وجود خود را نادیده میگیریم و سرکوب میکنیم. اما نتیجهی این کار، محروم ساختن خود از تعادل، یکپارچگی شخصیت و موهبتهای پنهان، در بخشِ تاریکِ وجودمان یعنی «سایهی شخصیت» است.
□کارل گوستاو یونگ، روانشناس سوئیسی، برای اولین بار مفهوم «سایهی شخصیت» را مطرح کرد. یونگ، واژهی «سایه» را برای اشاره به بخشهایی از شخصیت به کار برد که به دلیل ترس، جهل، خجالت طرد شدهاند. یونگ میگوید «سایه آن کسی است که شما نمیخواهید باشید.»
●سایهی شخصیت مثل نیمهی پنهان ماه است. سایه شامل جنبههای منفی و تاریک و حتی شیطانی وجود ماست که از نظر خانواده، دوستان، جامعه و حتی خودمان قابل پذیرش نیست. سایه بخشی از گذشتهی بدوی و اولیهی ماست؛ همان انسان وحشی، حقیر و همراه با حرص و آز، که دارای هیجانات عاطفی شدید و کنترلنشده است.
○سایه در اعماق آگاهی ما دفن شده است و ما یا دیگران مستقیما از آن آگاهی نداریم. اما پیام آن روشن است. هرگاه پیامهایی از قبیل «من خوب نیستم. من مشکل دارم. من دوستداشتنی نیستم. من شایستگی ندارم. من بیارزش هستم» را از بخشی پنهان در وجود خود دریافت کردید، بدانید که سایهتان با شما در حال حرف زدن است.
■به ۲ دلیل نباید سایه را سرکوب کرد:
▪︎تعادل و سلامت روانی ما در گرو آن است که بخش خودآگاه وجود ما و سایه بتوانند باهم زندگی کنند. بنابراین سرکوب سایه با قویتر کردن آن، تعادل روانی ما را بههم میزند و باعث بروز انواع ناهنجاریها و مشکلات روانی میشود.
▪︎سایه صرفا دارای جنبههای منفی نیست. همانطور که یونگ گفته است «اگر گرایشهای سرکوبشدهی سایه فقط بد بودند، مشکلی وجود نداشت. با اینکه سایه، عموما حقیر، ابتدایی، وحشی و غیرقابل پیشبینی است، اما بهطور مطلق بد نیست و دارای جنبههای مثبتی مثل صفات برجستهی کودکانه و معصومانه است که میتواند باعث ایجاد شور و حال و زیبایی در زندگی انسان شود.»
□شناخت سایه مستلزم دقیق شدن در وجود خویش است. برای تشخیص سایههای خود سعی کنید تا به این سؤالات فکر کنید و آنچه را که به ذهنتان میرسد، بنویسید:
▪︎از کدام ویژگیهای خودم، بدم میآید؟
▪︎میترسم دیگران چه مطالبی را درمورد من بفهمند؟
▪︎فهمیدن چه چیزی درمورد خودم، بیش از هر چیز برایم ترسناک است؟
▪︎کدام بخشهای وجود خود را نفی میکنم؟
▪︎پذیرش کدام ویژگیهایم، برایم مشکل است؟
▪︎از چه چیزی بیش از هر چیز میترسم؟
▪︎بزرگترین دروغی که تاکنون به خود یا دیگران گفتهام چیست؟
●معمولا هر آنچه در شخصیت دیگران موجب آزارمان میشود، بخشی از سایهی خودمان است. اغلب رنجش ما از افراد دیگر به علت مشکلی حلنشده در وجود خود ماست. هر قضاوتی که درمورد دیگران میکنیم معمولا فرافکنی آن چیزی است که در سایهی خودمان مخفی شده است. ما معمولا نقطهضعفهای خود را به دیگران نسبت میدهیم و مطالبی منفی که در مورد دیگران میگوییم، درواقع همان چیزهایی است که باید به خودمان بگوییم.
○وقتی درمورد دیگران پیشداوری میکنید، در حقیقت دارید در مورد خودتان پیشداوری میکنید. ما بیشتر سایههایمان را چنان مخفیانه از دید خود مخفی میکنیم که اگر پدیدهی فرافکنی وجود نداشت، شاید تمام عمر از نگاه ما مخفی میماندند. بنابراین به هرچه که درمورد دیگران میگویید یا میاندیشید، دقت کنید و سعی کنید تا آن ویژگیها را در خود تشخیص دهید.
■ما حتی قسمت روشن سایهی خود را نیز فرافکنی میکنیم. هر صفتی که در دیگران تحسین میکنید، چیزی است که بهطور بالقوه در شما وجود دارد و نیازمند توجه و شکوفایی است. اگر عظمتی مشاهده میکنید، در واقع عظمت خودتان است.
□بنابراین به هرچه که در دیگران به عنوان سرزنش یا تحسین نگاه میکنید، آنها را به عنوان سایههای تاریک یا روشن خود بپذیرید و سعی کنید که پیامشان را درک کنید. بدین ترتیب تولد بخشی جدید از وجود یکپارچهی خود را شاهد خواهید بود که به زندگی شما غنا و عظمت بیشتری میبخشد.
بازنشراز: گاهنامه مدیر
■بیشتر ما با این باور بزرگ شدهایم که آدمها، برخی ویژگیهای خوب و بد دارند و برای اینکه دیگران ما را قبول داشته باشند باید خودمان را از شر صفات بد رها سازیم یا آنها را پنهان کنیم. بدین ترتیب ما بخشی از وجود خود را نادیده میگیریم و سرکوب میکنیم. اما نتیجهی این کار، محروم ساختن خود از تعادل، یکپارچگی شخصیت و موهبتهای پنهان، در بخشِ تاریکِ وجودمان یعنی «سایهی شخصیت» است.
□کارل گوستاو یونگ، روانشناس سوئیسی، برای اولین بار مفهوم «سایهی شخصیت» را مطرح کرد. یونگ، واژهی «سایه» را برای اشاره به بخشهایی از شخصیت به کار برد که به دلیل ترس، جهل، خجالت طرد شدهاند. یونگ میگوید «سایه آن کسی است که شما نمیخواهید باشید.»
●سایهی شخصیت مثل نیمهی پنهان ماه است. سایه شامل جنبههای منفی و تاریک و حتی شیطانی وجود ماست که از نظر خانواده، دوستان، جامعه و حتی خودمان قابل پذیرش نیست. سایه بخشی از گذشتهی بدوی و اولیهی ماست؛ همان انسان وحشی، حقیر و همراه با حرص و آز، که دارای هیجانات عاطفی شدید و کنترلنشده است.
○سایه در اعماق آگاهی ما دفن شده است و ما یا دیگران مستقیما از آن آگاهی نداریم. اما پیام آن روشن است. هرگاه پیامهایی از قبیل «من خوب نیستم. من مشکل دارم. من دوستداشتنی نیستم. من شایستگی ندارم. من بیارزش هستم» را از بخشی پنهان در وجود خود دریافت کردید، بدانید که سایهتان با شما در حال حرف زدن است.
■به ۲ دلیل نباید سایه را سرکوب کرد:
▪︎تعادل و سلامت روانی ما در گرو آن است که بخش خودآگاه وجود ما و سایه بتوانند باهم زندگی کنند. بنابراین سرکوب سایه با قویتر کردن آن، تعادل روانی ما را بههم میزند و باعث بروز انواع ناهنجاریها و مشکلات روانی میشود.
▪︎سایه صرفا دارای جنبههای منفی نیست. همانطور که یونگ گفته است «اگر گرایشهای سرکوبشدهی سایه فقط بد بودند، مشکلی وجود نداشت. با اینکه سایه، عموما حقیر، ابتدایی، وحشی و غیرقابل پیشبینی است، اما بهطور مطلق بد نیست و دارای جنبههای مثبتی مثل صفات برجستهی کودکانه و معصومانه است که میتواند باعث ایجاد شور و حال و زیبایی در زندگی انسان شود.»
□شناخت سایه مستلزم دقیق شدن در وجود خویش است. برای تشخیص سایههای خود سعی کنید تا به این سؤالات فکر کنید و آنچه را که به ذهنتان میرسد، بنویسید:
▪︎از کدام ویژگیهای خودم، بدم میآید؟
▪︎میترسم دیگران چه مطالبی را درمورد من بفهمند؟
▪︎فهمیدن چه چیزی درمورد خودم، بیش از هر چیز برایم ترسناک است؟
▪︎کدام بخشهای وجود خود را نفی میکنم؟
▪︎پذیرش کدام ویژگیهایم، برایم مشکل است؟
▪︎از چه چیزی بیش از هر چیز میترسم؟
▪︎بزرگترین دروغی که تاکنون به خود یا دیگران گفتهام چیست؟
●معمولا هر آنچه در شخصیت دیگران موجب آزارمان میشود، بخشی از سایهی خودمان است. اغلب رنجش ما از افراد دیگر به علت مشکلی حلنشده در وجود خود ماست. هر قضاوتی که درمورد دیگران میکنیم معمولا فرافکنی آن چیزی است که در سایهی خودمان مخفی شده است. ما معمولا نقطهضعفهای خود را به دیگران نسبت میدهیم و مطالبی منفی که در مورد دیگران میگوییم، درواقع همان چیزهایی است که باید به خودمان بگوییم.
○وقتی درمورد دیگران پیشداوری میکنید، در حقیقت دارید در مورد خودتان پیشداوری میکنید. ما بیشتر سایههایمان را چنان مخفیانه از دید خود مخفی میکنیم که اگر پدیدهی فرافکنی وجود نداشت، شاید تمام عمر از نگاه ما مخفی میماندند. بنابراین به هرچه که درمورد دیگران میگویید یا میاندیشید، دقت کنید و سعی کنید تا آن ویژگیها را در خود تشخیص دهید.
■ما حتی قسمت روشن سایهی خود را نیز فرافکنی میکنیم. هر صفتی که در دیگران تحسین میکنید، چیزی است که بهطور بالقوه در شما وجود دارد و نیازمند توجه و شکوفایی است. اگر عظمتی مشاهده میکنید، در واقع عظمت خودتان است.
□بنابراین به هرچه که در دیگران به عنوان سرزنش یا تحسین نگاه میکنید، آنها را به عنوان سایههای تاریک یا روشن خود بپذیرید و سعی کنید که پیامشان را درک کنید. بدین ترتیب تولد بخشی جدید از وجود یکپارچهی خود را شاهد خواهید بود که به زندگی شما غنا و عظمت بیشتری میبخشد.
بازنشراز: گاهنامه مدیر
👍2❤1
✳️ ایران مطلوب من این شکلی است! ایران شما چه شکلی است؟
■رویا داشتن حق ماست. هیچ کس نمی تواند این حق را از ما بگیرد. همه ما از بالاترین مقامات تا شهروندان معمولی از وضعیت موجود راضی نیستیم. فقط مشکل اینجاست که تصویر روشن و مشترکی از آینده نداریم. بدیهی است که همه ما امنیت، ثروت و آرامش و مسکن و خانواده خوب می خواهیم. بنابراین تکرار این ها دردی را دوا نمی کند. باید کمی شفاف تر از آینده صحبت کنیم.
□من رویاهایی دارم برای آینده ایران. می خواهم رویاهایم را بنویسم. تعداد گزاره ها خیلی زیاد بود. فعلا در بیست گزاره محدود کردم.
۱. در ایران مطلوب من یک یهودی می تواند رئیس بانک مرکزی باشد، یک مسیحی می تواند وزیر بهداشت باشد، یک سنی مذهب وزیر راه، یک کویتی الاصل وزیر نفت و یک تاجیکی الاصل وزیر آموزش و پرورش. سازوکار اطمینان بخشی وجود دارد که نه مذهب نه نژاد نه محل تولد هیچ کدام مانعی برای خدمت به ايران و ایرانی نیست.
۲. در ایران مطلوب من، ۹۰٪ شرکت های بزرگ و ۹۵٪ دانشگاه ها کاملا مردمی هستند. این گونه اهل کسب و کار (مدیران و کارآفرینان) و اهل اندیشه (دانشگاهیان و حوزویان) هیچگونه وام دار و حقوق بگیر دولت نیستند و همین باعث می شود که آزاد و خلاق و موثر باشند و نه محافظه کار و معیشت اندیش.
۳.در دبستان ها آموزش می دهیم که جهان دوست ماست و ما با جهان تعامل می کنیم مگر اينکه خلافش ثابت شود. در ايران مطلوب من به جای «نه شرقی نه غربی»، می گوییم «هم شرقی هم غربی». یعنی حداکثر استفاده از هر چه در غرب و شرق هست برای توسعه ایران.
۴.در ایران مطلوب من، انتخاب دین و دین ورزی آزاد است. اخلاق به عنوان فصل مشترک ادیان و انسانیت به شدت ترویج می شود. تک تک ادیان هم به راحتی تبلیغ و ترویج می شوند و در این تنوع و رنگارنگی دین داری آزادنه رخ می دهد.
۵. فقط یک کانال تلویزیونی دولتی و یک کانال رادیویی دولتی وجود دارد و یک روزنامه دولتی و ما بقی همه خصوصی هستند.
۶.در ایران مطلوب من هر کسی به جرم اقدام علیه امنیت ملی متهم شد در دادگاهی با هیات منصفه مردمي رایش صادر می شود به عبارت دیگر این مردمند که می گویند که کار فلانی آیا خلاف امنیت ملی بود یا نه. مرجع تشخیص خلاف امنیت ملی، مردم خواهند بود.
۷. در ایران مطلوب من، پارلمان دوسطحی داریم (مانند بسیاری از کشورهای دنیا، مجلس سنا داریم که به دور از هیجان و محلی گرایی نگاه بلندمدت و ملی دارد و جلوی طرح های پوپولیستی را می گیرد) و این ظرفیت وجود دارد که دست کم نیمی از پارلمان را زنان تشکیل دهند.
۸.در ايران مطلوب من، در کنار دموکراسی نمایندگی (=انتخابات)، دموکراسی مستقیم (رفراندوم) نیز وجود دارد و سالانه یک رفراندوم برگزار می شود و در هر رفراندم، چند تصمیم مهم به همه پرسی گذاشته می شود.
۹.در ایران مطلوب من، حسن شریعت مداری و حسین شریعت مداری، حسن عباسی و عباس عبدی همه آزاد و محترمند برای بیان نظرات شان. تا زمانی که دست به اسلحه نبرده اند و یا دروغ نگفته اند و یا ترویج خشونت نکرده اند. آزادی مسوولانه فراگیر مبنای گفتگوی اجتماعی ماست.
۱۰. در ايران مطلوب من، انتخابات مجلس به گونه ای است که مردم به احزاب شناسنامه دار و ریشه دار رای می دهند و یا افرادی که توسط احزاب پیشنهاد می شوند و نه به لیست های ناشناخته ای که شب قبل از انتخابات به ناگاه مانند قارچ از زمین می رویند. احزاب می مانند و پاسخگو هستند افراد می آیند و می روند و دست ما هم به ایشان نمی رسد.
۱۱. در ايران مطلوب من سرمایه گذاران، کارخانه داران، کارآفرینان نه زالو هستند و نه زالو صفت. سوخت موتور رشدند و هر چه سود کسب کنند در چارچوب اخلاق و قانون، نوش جانشان. کارآفرین و سرمایه گذار حرمت دارد و سرمایه امنیت.
۱۲. در ايران مطلوب من تمام پرداخت های ما به دولت (مالیات و عوارض) مبتنی بر اطلاعات و شرایط ما منصفانه است و تمام دریافتی های ما از دولت (یارانه و کمک) بر اساس اطلاعات و شرایط اختصاصی. دولت با چشمان کور نه یارانه می دهد و نه مالیات می ستاند. کشورداری مبتنی بر داده!
۱۳. در ایران مطلوب من تامین آموزش و بهداشت به عهده دولت است اما تولید آن نه. دولت سازوکارهای تولید خدمات آموزشی و بهداشتی را تضمین می کند ولی تولید آن بر عهده دولت نیست. دولتی که خودش بهداشت و آموزش ارایه کند هیچ گاه داور و ناظر بی طرفی نیست. چون اگر نقصی باشد خودش مقصر است آنگاه به چه کسی باید شکایت برد؟
۱۴. در ایران مطلوب من قیمت گذاری دولتی نه یکباره که به صورت تدریجی رو به کاهش است. قیمت همه چیز واقعی خواهد شد به ویژه برق، گاز، آب، نفت، بنزین و نان و دارو و ارز و کار. برای همه این ها، بازارهای متشکل، منصفانه، شفاف و رقابتی شکل خواهد گرفت. این باعث می شود اولا: همه به اندازه و درست مصرف کنیم.
■رویا داشتن حق ماست. هیچ کس نمی تواند این حق را از ما بگیرد. همه ما از بالاترین مقامات تا شهروندان معمولی از وضعیت موجود راضی نیستیم. فقط مشکل اینجاست که تصویر روشن و مشترکی از آینده نداریم. بدیهی است که همه ما امنیت، ثروت و آرامش و مسکن و خانواده خوب می خواهیم. بنابراین تکرار این ها دردی را دوا نمی کند. باید کمی شفاف تر از آینده صحبت کنیم.
□من رویاهایی دارم برای آینده ایران. می خواهم رویاهایم را بنویسم. تعداد گزاره ها خیلی زیاد بود. فعلا در بیست گزاره محدود کردم.
۱. در ایران مطلوب من یک یهودی می تواند رئیس بانک مرکزی باشد، یک مسیحی می تواند وزیر بهداشت باشد، یک سنی مذهب وزیر راه، یک کویتی الاصل وزیر نفت و یک تاجیکی الاصل وزیر آموزش و پرورش. سازوکار اطمینان بخشی وجود دارد که نه مذهب نه نژاد نه محل تولد هیچ کدام مانعی برای خدمت به ايران و ایرانی نیست.
۲. در ایران مطلوب من، ۹۰٪ شرکت های بزرگ و ۹۵٪ دانشگاه ها کاملا مردمی هستند. این گونه اهل کسب و کار (مدیران و کارآفرینان) و اهل اندیشه (دانشگاهیان و حوزویان) هیچگونه وام دار و حقوق بگیر دولت نیستند و همین باعث می شود که آزاد و خلاق و موثر باشند و نه محافظه کار و معیشت اندیش.
۳.در دبستان ها آموزش می دهیم که جهان دوست ماست و ما با جهان تعامل می کنیم مگر اينکه خلافش ثابت شود. در ايران مطلوب من به جای «نه شرقی نه غربی»، می گوییم «هم شرقی هم غربی». یعنی حداکثر استفاده از هر چه در غرب و شرق هست برای توسعه ایران.
۴.در ایران مطلوب من، انتخاب دین و دین ورزی آزاد است. اخلاق به عنوان فصل مشترک ادیان و انسانیت به شدت ترویج می شود. تک تک ادیان هم به راحتی تبلیغ و ترویج می شوند و در این تنوع و رنگارنگی دین داری آزادنه رخ می دهد.
۵. فقط یک کانال تلویزیونی دولتی و یک کانال رادیویی دولتی وجود دارد و یک روزنامه دولتی و ما بقی همه خصوصی هستند.
۶.در ایران مطلوب من هر کسی به جرم اقدام علیه امنیت ملی متهم شد در دادگاهی با هیات منصفه مردمي رایش صادر می شود به عبارت دیگر این مردمند که می گویند که کار فلانی آیا خلاف امنیت ملی بود یا نه. مرجع تشخیص خلاف امنیت ملی، مردم خواهند بود.
۷. در ایران مطلوب من، پارلمان دوسطحی داریم (مانند بسیاری از کشورهای دنیا، مجلس سنا داریم که به دور از هیجان و محلی گرایی نگاه بلندمدت و ملی دارد و جلوی طرح های پوپولیستی را می گیرد) و این ظرفیت وجود دارد که دست کم نیمی از پارلمان را زنان تشکیل دهند.
۸.در ايران مطلوب من، در کنار دموکراسی نمایندگی (=انتخابات)، دموکراسی مستقیم (رفراندوم) نیز وجود دارد و سالانه یک رفراندوم برگزار می شود و در هر رفراندم، چند تصمیم مهم به همه پرسی گذاشته می شود.
۹.در ایران مطلوب من، حسن شریعت مداری و حسین شریعت مداری، حسن عباسی و عباس عبدی همه آزاد و محترمند برای بیان نظرات شان. تا زمانی که دست به اسلحه نبرده اند و یا دروغ نگفته اند و یا ترویج خشونت نکرده اند. آزادی مسوولانه فراگیر مبنای گفتگوی اجتماعی ماست.
۱۰. در ايران مطلوب من، انتخابات مجلس به گونه ای است که مردم به احزاب شناسنامه دار و ریشه دار رای می دهند و یا افرادی که توسط احزاب پیشنهاد می شوند و نه به لیست های ناشناخته ای که شب قبل از انتخابات به ناگاه مانند قارچ از زمین می رویند. احزاب می مانند و پاسخگو هستند افراد می آیند و می روند و دست ما هم به ایشان نمی رسد.
۱۱. در ايران مطلوب من سرمایه گذاران، کارخانه داران، کارآفرینان نه زالو هستند و نه زالو صفت. سوخت موتور رشدند و هر چه سود کسب کنند در چارچوب اخلاق و قانون، نوش جانشان. کارآفرین و سرمایه گذار حرمت دارد و سرمایه امنیت.
۱۲. در ايران مطلوب من تمام پرداخت های ما به دولت (مالیات و عوارض) مبتنی بر اطلاعات و شرایط ما منصفانه است و تمام دریافتی های ما از دولت (یارانه و کمک) بر اساس اطلاعات و شرایط اختصاصی. دولت با چشمان کور نه یارانه می دهد و نه مالیات می ستاند. کشورداری مبتنی بر داده!
۱۳. در ایران مطلوب من تامین آموزش و بهداشت به عهده دولت است اما تولید آن نه. دولت سازوکارهای تولید خدمات آموزشی و بهداشتی را تضمین می کند ولی تولید آن بر عهده دولت نیست. دولتی که خودش بهداشت و آموزش ارایه کند هیچ گاه داور و ناظر بی طرفی نیست. چون اگر نقصی باشد خودش مقصر است آنگاه به چه کسی باید شکایت برد؟
۱۴. در ایران مطلوب من قیمت گذاری دولتی نه یکباره که به صورت تدریجی رو به کاهش است. قیمت همه چیز واقعی خواهد شد به ویژه برق، گاز، آب، نفت، بنزین و نان و دارو و ارز و کار. برای همه این ها، بازارهای متشکل، منصفانه، شفاف و رقابتی شکل خواهد گرفت. این باعث می شود اولا: همه به اندازه و درست مصرف کنیم.
ثانیاً: اینگونه نباشد که برق ارزان را یک نفر بیست برابر من مصرف کند. سهم او از یارانه مفت و مجانی دولت بیست برابر من باشد. ثالثاً: دولت بتواند به همه یارانه نقدی مستقیم بر اساس اعضای خانوار بدهد و نه یارانه نقدی غیرمستقیم که پولداران به مراتب بیش از فقرا سهم ببرند.
۱۵. در ايران مطلوب من نه عمامه پرانی داریم و نه بریدن کراوات! تنوع پوشش با رعایت عرف و اخلاق، آزاد و محترم است. چه زیباست اگر استاد کرد/بلوچ ما با لباس زیبای کردی یا بلوچی یا ... تدریس کند و وزیر سیستانی ما با لباس محلی در هیات دولت حضور یابد.
۱۶. در ایران مطلوب من آموزش و پرورش «دیپلمه تست زن» و دانشگاه «مدرک دار مدعی» تولید نمی کند بلکه شهروند باشعور منتقد قاعده پذیرِ تیزبینِ مشارکتورزِ توسعهآفرین پرورش میدهد.
۱۷. در ایران مطلوب من در مهمترین صندوقهای بیمه تامین اجتماعی و بازنشستگی، تصمیم گیران اصلی مستمری بگیران و بیمه پردازان هستند و نه دولت! صندوق های متعدد وجود دارد و مردم آزادند که به هر کدام بپیوندند.
۱۸. در ایران مطلوب من، حق مالکیت کاملا رعایت می شود و همین باعث می شود که انگیزه ها فوران کند: ایده، کسب و کار، زمین، سهم در یک استارت آپ، کدی که نوشته می شود، آهنگی که خوانده می شود، فرمولی که کشف می شود، همه و همه محترم و مطمئن هستند و باعث می شود که من براحتی سرمایه گذاری کنم و نگران ایده خواری، زمین خواری، شرکت خواری و سودخواری نباشم. نگران تصاحب و تعرض نباشم و اگر هم تصاحب و تعرضی چه از سوی حکومت و چه از سوی مردم رخ داد، می توانم با خیال راحت و سهولت اعاده مالکیت کنم.
۱۹. سیاستهای یکشبه نداریم. آنقدر یکشبه که حتی رئیس جمهورش هم جمعه متوجه شود!
۲۰. تنها چیزی که آزادی را محدود می کند قانون است و قانون، به صورت جمعی، عقلایی و آزادانه نوشته می شود و تغییر می کند. قانون هم آزادی بخش است و هم محدودکننده آزادی. در عوض آنچه به قانون مشروعیت می بخشد همین آزادی است؛ قانونی که در فضای آزاد و مشارکتی تدوین و تصویب می شود. قانون آزادی را حراست می کند و آزادی به قانون مشروعیت می بخشد.
●هر چه فکر می کنم در می یابم که ایران مطلوب من گام به گام بدست می آید و هیچ میانبری برای تحقق یکباره آن نیست.
○می دانم با برخی از جملات من مخالفی، براحتی مخالفت خود را ابراز کن. رویای مشترک با «گفتگوی انتقادی محترمانه» شکل خواهد گرفت.
🖊️دکتر مجتبی لشکربلوکی
۱۵. در ايران مطلوب من نه عمامه پرانی داریم و نه بریدن کراوات! تنوع پوشش با رعایت عرف و اخلاق، آزاد و محترم است. چه زیباست اگر استاد کرد/بلوچ ما با لباس زیبای کردی یا بلوچی یا ... تدریس کند و وزیر سیستانی ما با لباس محلی در هیات دولت حضور یابد.
۱۶. در ایران مطلوب من آموزش و پرورش «دیپلمه تست زن» و دانشگاه «مدرک دار مدعی» تولید نمی کند بلکه شهروند باشعور منتقد قاعده پذیرِ تیزبینِ مشارکتورزِ توسعهآفرین پرورش میدهد.
۱۷. در ایران مطلوب من در مهمترین صندوقهای بیمه تامین اجتماعی و بازنشستگی، تصمیم گیران اصلی مستمری بگیران و بیمه پردازان هستند و نه دولت! صندوق های متعدد وجود دارد و مردم آزادند که به هر کدام بپیوندند.
۱۸. در ایران مطلوب من، حق مالکیت کاملا رعایت می شود و همین باعث می شود که انگیزه ها فوران کند: ایده، کسب و کار، زمین، سهم در یک استارت آپ، کدی که نوشته می شود، آهنگی که خوانده می شود، فرمولی که کشف می شود، همه و همه محترم و مطمئن هستند و باعث می شود که من براحتی سرمایه گذاری کنم و نگران ایده خواری، زمین خواری، شرکت خواری و سودخواری نباشم. نگران تصاحب و تعرض نباشم و اگر هم تصاحب و تعرضی چه از سوی حکومت و چه از سوی مردم رخ داد، می توانم با خیال راحت و سهولت اعاده مالکیت کنم.
۱۹. سیاستهای یکشبه نداریم. آنقدر یکشبه که حتی رئیس جمهورش هم جمعه متوجه شود!
۲۰. تنها چیزی که آزادی را محدود می کند قانون است و قانون، به صورت جمعی، عقلایی و آزادانه نوشته می شود و تغییر می کند. قانون هم آزادی بخش است و هم محدودکننده آزادی. در عوض آنچه به قانون مشروعیت می بخشد همین آزادی است؛ قانونی که در فضای آزاد و مشارکتی تدوین و تصویب می شود. قانون آزادی را حراست می کند و آزادی به قانون مشروعیت می بخشد.
●هر چه فکر می کنم در می یابم که ایران مطلوب من گام به گام بدست می آید و هیچ میانبری برای تحقق یکباره آن نیست.
○می دانم با برخی از جملات من مخالفی، براحتی مخالفت خود را ابراز کن. رویای مشترک با «گفتگوی انتقادی محترمانه» شکل خواهد گرفت.
🖊️دکتر مجتبی لشکربلوکی
✳️ افرادی که بیشتر سوال میپرسند، دوستداشتنیترند!
■در خیلی از موقعیتها مثل جلسات کاری با افراد جدید یا جلسات فروش، به جز بخش صحبتهای فنی و رسمی کاری، تاثیرگذاری بر طرف مقابل بسیار مهم است. چطور میتوانید مطمئن شوید که در هر یک از این سناریوها رد پای درستی از خود به جای میگذارید؟
دوستداشتنی بودن در آشناییهای اولیه، چیزی است که همه ما در اعماق وجودمان آرزوی آن را داریم و مثل هر مهارت دیگری قابل یادگیری و صیقل دادن است. اما چه چیزی باعث میشود یک فرد دوستداشتنی باشد؟
□دانشگاه هاروارد در سال ۲۰۱۷ یک نظرسنجی انجام داد و شرح آن را در مقالهای در نشریه HBR به چاپ رساند. نتایج این نظرسنجی نشان میدهد راز دوستداشتنیتر بودن و ارتقای پیوندهای میانفردی، مودب بودن، مفید بودن یا شوخطبع بودن نیست. کسانی که بیشتر سوال میپرسند، دوستداشتنیترند! این تحقیق، نقش سوال پرسیدن را در ارتباطات میانفردی بررسی کرده است.
●محققان هاروارد هزاران مکالمه معمولی را بین شرکتکنندههایی که همدیگر را میشناختند - چه در چتهای آنلاین و چه در قرار ملاقاتهای حضوری - موشکافی کردند. آنها از یکسری از این افراد خواستند حداقل در مدت ۱۵ دقیقه ۹ سوال بپرسند و بقیه در همین مدت زمان، بیشتر از چهار سوال نپرسند.
در چتهای آنلاین، افرادی که به صورت رندوم انتخاب شده بودند تا سوالات بیشتری بپرسند، از نظر طرف صحبتشان دوستداشتنیتر بودند. در میان افرادی که مکالمه حضوری داشتند، افرادی که طرف صحبتشان سوالات بیشتری میپرسیدند، بیشتر تمایل داشتند که برای بار دوم با آنها قرار ملاقات بگذارند.
○افراد دوست دارند زیاد در مورد خودشان صحبت کنند، بهویژه وقتی میخواهند بر شخص مقابل اثر بگذارند. اما این استراتژی مناسبی برای اثرگذاری مثبت نیست. شما وقتی میتوانید بر دیگران اثر بگذارید که با پرسیدن سوالاتی در مورد زندگی، افکار و احساسات آنها در موردشان اشتیاق به خرج دهید و تمرکز مکالمه را از خودتان به سمت فرد مقابل تغییر دهید.
■اما طبق یافتههای این تحقیق، ترتیب سوالاتی که از یک نفر میپرسید، هم بر نحوه پاسخگویی آنها اثر قابلتوجهی دارد. اگر میخواهید ایجاد اعتماد، صمیمیت و تفاهم کنید، باید با سوالات سطحی و غیرمهم شروع کنید و بعد از اینکه ارتباط ویژهای شکل گرفت و طرف مقابل آنقدر به شما اعتماد کرد که بتوانید هر سوالی از او بپرسید، وارد سوالات خصوصیتر یا عمیقتر شوید. مطمئن شوید که این سوالات را با لحنی دوستانه میپرسید، نه لحنی مرموزانه که صرفا میخواهد اطلاعات بگیرد.
□دوری کلارک، نویسنده کتاب «بازآفرینی: برند، تصویر و آینده خودتان را تعریف کنید» میگوید: «یکی از متداولترین اشتباهات افراد وقتی سعی میکنند بر دیگران تاثیر خوب بگذارند این است که فکر میکنند باید با دانش گسترده خود دیگران را تحتتاثیر قرار دهند. اما واقعیت این است که هدف شما این نیست که دیگران را مبهوت خود کنید. بلکه باید مکالمهای ایجاد کنید که به یادماندنی و درگیرکننده باشد. بنابراین سعی کنید طرف مقابل را جذب کنید و به آنچه او میگوید گوش دهید.»
منبع: Business Insider
بازنشراز: گاهنامه مدیریت
■در خیلی از موقعیتها مثل جلسات کاری با افراد جدید یا جلسات فروش، به جز بخش صحبتهای فنی و رسمی کاری، تاثیرگذاری بر طرف مقابل بسیار مهم است. چطور میتوانید مطمئن شوید که در هر یک از این سناریوها رد پای درستی از خود به جای میگذارید؟
دوستداشتنی بودن در آشناییهای اولیه، چیزی است که همه ما در اعماق وجودمان آرزوی آن را داریم و مثل هر مهارت دیگری قابل یادگیری و صیقل دادن است. اما چه چیزی باعث میشود یک فرد دوستداشتنی باشد؟
□دانشگاه هاروارد در سال ۲۰۱۷ یک نظرسنجی انجام داد و شرح آن را در مقالهای در نشریه HBR به چاپ رساند. نتایج این نظرسنجی نشان میدهد راز دوستداشتنیتر بودن و ارتقای پیوندهای میانفردی، مودب بودن، مفید بودن یا شوخطبع بودن نیست. کسانی که بیشتر سوال میپرسند، دوستداشتنیترند! این تحقیق، نقش سوال پرسیدن را در ارتباطات میانفردی بررسی کرده است.
●محققان هاروارد هزاران مکالمه معمولی را بین شرکتکنندههایی که همدیگر را میشناختند - چه در چتهای آنلاین و چه در قرار ملاقاتهای حضوری - موشکافی کردند. آنها از یکسری از این افراد خواستند حداقل در مدت ۱۵ دقیقه ۹ سوال بپرسند و بقیه در همین مدت زمان، بیشتر از چهار سوال نپرسند.
در چتهای آنلاین، افرادی که به صورت رندوم انتخاب شده بودند تا سوالات بیشتری بپرسند، از نظر طرف صحبتشان دوستداشتنیتر بودند. در میان افرادی که مکالمه حضوری داشتند، افرادی که طرف صحبتشان سوالات بیشتری میپرسیدند، بیشتر تمایل داشتند که برای بار دوم با آنها قرار ملاقات بگذارند.
○افراد دوست دارند زیاد در مورد خودشان صحبت کنند، بهویژه وقتی میخواهند بر شخص مقابل اثر بگذارند. اما این استراتژی مناسبی برای اثرگذاری مثبت نیست. شما وقتی میتوانید بر دیگران اثر بگذارید که با پرسیدن سوالاتی در مورد زندگی، افکار و احساسات آنها در موردشان اشتیاق به خرج دهید و تمرکز مکالمه را از خودتان به سمت فرد مقابل تغییر دهید.
■اما طبق یافتههای این تحقیق، ترتیب سوالاتی که از یک نفر میپرسید، هم بر نحوه پاسخگویی آنها اثر قابلتوجهی دارد. اگر میخواهید ایجاد اعتماد، صمیمیت و تفاهم کنید، باید با سوالات سطحی و غیرمهم شروع کنید و بعد از اینکه ارتباط ویژهای شکل گرفت و طرف مقابل آنقدر به شما اعتماد کرد که بتوانید هر سوالی از او بپرسید، وارد سوالات خصوصیتر یا عمیقتر شوید. مطمئن شوید که این سوالات را با لحنی دوستانه میپرسید، نه لحنی مرموزانه که صرفا میخواهد اطلاعات بگیرد.
□دوری کلارک، نویسنده کتاب «بازآفرینی: برند، تصویر و آینده خودتان را تعریف کنید» میگوید: «یکی از متداولترین اشتباهات افراد وقتی سعی میکنند بر دیگران تاثیر خوب بگذارند این است که فکر میکنند باید با دانش گسترده خود دیگران را تحتتاثیر قرار دهند. اما واقعیت این است که هدف شما این نیست که دیگران را مبهوت خود کنید. بلکه باید مکالمهای ایجاد کنید که به یادماندنی و درگیرکننده باشد. بنابراین سعی کنید طرف مقابل را جذب کنید و به آنچه او میگوید گوش دهید.»
منبع: Business Insider
بازنشراز: گاهنامه مدیریت
👍1
صلح سرد ایران و عربستان
شماره روزنامه:
۵۶۹۳
تاریخ چاپ:
۱۴۰۱/۱۲/۲۴
شماره خبر:
۳۹۵۲۳۰۹
دنیایاقتصاد
روزنامه انگلیسی «فایننشال تایمز» نوشت: پنج ماه پیش، ایالات متحده هواپیماهای جنگی خود را بر فراز خلیج فارس به پرواز درآورد تا از خطر حمله قریبالوقوع ایران علیه عربستان سعودی جلوگیری کند که نشانه تشدید تنشها بین قدرتهای رقیب در خاورمیانه بود. به گزارش «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب آمده است: اما روز جمعه، واشنگتن محتاطانه به موج کشورهای عربی در استقبال از اعلام موافقت ریاض و تهران برای احیای کامل روابط دیپلماتیک پیوست. این تغییر بسیاری را در سراسر خاورمیانه غافلگیر کرده است. برای سالها عربستان سعودی و ایران دشمنان سرسخت در طرفهای متضاد درگیریها بودند و یکدیگر را به خاطر ایجاد بیثباتی سرزنش میکردند.
به نظر میرسد که تغییردهنده بازی، چین بوده است، کشوری که بزرگترین خریدار نفت خام عربستان و ایران و یکی از معدود قدرتهای بزرگی است که روابط خوبی با هر دو کشور دارد. یک فرد آشنا با نحوه تفکرات ریاض گفت: «سعودیها هنوز در مورد آنچه در عمل محقق خواهد شد، محتاط هستند. اما آنها میخواهند به هر وسیله ممکن روابط را بهبود بخشند و به وضوح کارت چین را فرصت خوبی برای حمایت از توافق میدانستند، به گونهای که ایران به دلیل روابطش با پکن تمایل به اجرای آن داشته باشد.» تهران قدرتهای خارجی، از جمله عربستان سعودی را برای دامن زدن به ناآرامیها مقصر دانست. در ماه نوامبر، مقامات آمریکایی ارزیابی خود را از حمله احتمالی ایران به پادشاهی مطرح کردند. جمهوری اسلامی بهویژه از رسانه«ایران اینترنشنال» که تهران معتقد است توسط ریاض تامین مالی میشود، خشمگین بود. ریاض مدتهاست ایران را به تامین فناوری موشکی و پهپادی برای حوثیها متهم میکند که آنها از زمان مداخله سعودی در جنگ داخلی یمن در سال ۲۰۱۵، از آن برای انجام صدها حمله علیه شهرها، فرودگاهها و زیرساختهای نفتی عربستان استفاده کردهاند. اما به گفته دیپلماتها، محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در مورد خروج از جنگ در یمن جدیتر شده است، زیرا دولت او، برنامههای بلندپروازانهای را برای بازنگری در اقتصاد، از جمله توسعه پروژههای گردشگری عظیم در منطقه دریای سرخ پیش میبرد. یک دیپلمات عرب گفت: «این توافق، یک صلح سرد خواهد بود، عربستان و ایران هرگز صلح واقعی نخواهند داشت. تنشها کاهش خواهد یافت و اوضاع کمی بهتر خواهد شد. اما این موضوع، تحولات پنهان را متوقف نمیکند. هر دو طرف در گذشته نشان دادهاند که اگر تحریک شوند، ممکن است واکنشهای عجولانه نشان دهند.»
شماره روزنامه:
۵۶۹۳
تاریخ چاپ:
۱۴۰۱/۱۲/۲۴
شماره خبر:
۳۹۵۲۳۰۹
دنیایاقتصاد
روزنامه انگلیسی «فایننشال تایمز» نوشت: پنج ماه پیش، ایالات متحده هواپیماهای جنگی خود را بر فراز خلیج فارس به پرواز درآورد تا از خطر حمله قریبالوقوع ایران علیه عربستان سعودی جلوگیری کند که نشانه تشدید تنشها بین قدرتهای رقیب در خاورمیانه بود. به گزارش «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب آمده است: اما روز جمعه، واشنگتن محتاطانه به موج کشورهای عربی در استقبال از اعلام موافقت ریاض و تهران برای احیای کامل روابط دیپلماتیک پیوست. این تغییر بسیاری را در سراسر خاورمیانه غافلگیر کرده است. برای سالها عربستان سعودی و ایران دشمنان سرسخت در طرفهای متضاد درگیریها بودند و یکدیگر را به خاطر ایجاد بیثباتی سرزنش میکردند.
به نظر میرسد که تغییردهنده بازی، چین بوده است، کشوری که بزرگترین خریدار نفت خام عربستان و ایران و یکی از معدود قدرتهای بزرگی است که روابط خوبی با هر دو کشور دارد. یک فرد آشنا با نحوه تفکرات ریاض گفت: «سعودیها هنوز در مورد آنچه در عمل محقق خواهد شد، محتاط هستند. اما آنها میخواهند به هر وسیله ممکن روابط را بهبود بخشند و به وضوح کارت چین را فرصت خوبی برای حمایت از توافق میدانستند، به گونهای که ایران به دلیل روابطش با پکن تمایل به اجرای آن داشته باشد.» تهران قدرتهای خارجی، از جمله عربستان سعودی را برای دامن زدن به ناآرامیها مقصر دانست. در ماه نوامبر، مقامات آمریکایی ارزیابی خود را از حمله احتمالی ایران به پادشاهی مطرح کردند. جمهوری اسلامی بهویژه از رسانه«ایران اینترنشنال» که تهران معتقد است توسط ریاض تامین مالی میشود، خشمگین بود. ریاض مدتهاست ایران را به تامین فناوری موشکی و پهپادی برای حوثیها متهم میکند که آنها از زمان مداخله سعودی در جنگ داخلی یمن در سال ۲۰۱۵، از آن برای انجام صدها حمله علیه شهرها، فرودگاهها و زیرساختهای نفتی عربستان استفاده کردهاند. اما به گفته دیپلماتها، محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در مورد خروج از جنگ در یمن جدیتر شده است، زیرا دولت او، برنامههای بلندپروازانهای را برای بازنگری در اقتصاد، از جمله توسعه پروژههای گردشگری عظیم در منطقه دریای سرخ پیش میبرد. یک دیپلمات عرب گفت: «این توافق، یک صلح سرد خواهد بود، عربستان و ایران هرگز صلح واقعی نخواهند داشت. تنشها کاهش خواهد یافت و اوضاع کمی بهتر خواهد شد. اما این موضوع، تحولات پنهان را متوقف نمیکند. هر دو طرف در گذشته نشان دادهاند که اگر تحریک شوند، ممکن است واکنشهای عجولانه نشان دهند.»
👍1👎1
✳️ مهندس کیست؟
مهندس در معنای لغوی، به کسی گفته می شود که علم هندسه را خوب بداند.
🌟مهندس Engineer در اکثر کتابهای مرجع جهان به كسي كه "Problem Solving" را خوب بداند گفته شده است. مهندس کسی است که برای هر مشکلی بهترین راه حل را پیدا میکند.این ممکن است شامل جنبههای کیفی، کمی، فیزیکی، اقتصادی و غیره باشد.
☀️در زیر 7 ویژگی یک مهندس ارائه مي گردد: 1. تحقیق (Research) علمی، فنی و صنعتی به منظور کشف راهحلهای تازه و سودمند. 2. توسعه (Development) فنی به منظور اعمال دستاوردهای تحقیقات موجود برای غلبه بر یک مشکل یا بهبود کمی و کیفی سیستم و ابزار. 3. طراحی (Design) یک یا چند ساختار، سیستم یا ابزار با بهرهگیری از مدلهای مهندسی، روشها، نیازهای کنونی و شرایط خاص. 4. ساخت (Construction) که بر اساس آن مهندس وظیفه دارد. ضمن آمادهسازی فضا و محیط تولید، رویه ساخت، کیفیت محصول يا احداث بنا-سازه، هزینه تمام شده و نحوه سازماندهی منابع و تجهیزات را مشخص کند. 5. تولید (Production) محصول یا سیستم که شامل "برنامه ریزی و زمان بندی کار" (Planning)، انتخاب و مشخص کردن ترتیب فرآیندها، ابزارها، مواد اولیه، چیدمان (layout)، عناصر و اجزای سیستم نهایی (Components)، آزمایش، بازرسی و عیبیابی محصول است. 6. به کار اندازي و بهره برداري (Operation) یک سیستم یا محصول که ممکن است توسط کسان دیگری تولید شده باشد. این مهارت شامل آشنایی با کنترلهای مکانیکی، الکترونیکی یا نرمافزاری ابزار و سیستم، تامین نیرو و انرژی لازم برای به کار افتادن آن حمل و نقل، ارتباطات و جنبههای اقتصادی است. 7. مدیریت (Management) ابزارها و سیستمها به خاط تحلیل وضعیت گذشته و حال پروژه هاي اجرايي، تجهیزات و دستگاهها، پیشبینی وضعیت آینده آنها و سازماندهی منابع مالی، انسانی و اطلاعاتی موجود برای کسب نتایج بهتر در آینده.
✨ اما سرآمد تمامي موارد ٧ گانه فوق بايد اخلاق مهندسي، وجدان بيدار، پايبندي به موازين، آيين نامه و استانداردها ، رعايت اصول در روابط متقابل، و همچنين روحيه همکاری و كار جمعی را اضافه نمود .
مهندس در معنای لغوی، به کسی گفته می شود که علم هندسه را خوب بداند.
🌟مهندس Engineer در اکثر کتابهای مرجع جهان به كسي كه "Problem Solving" را خوب بداند گفته شده است. مهندس کسی است که برای هر مشکلی بهترین راه حل را پیدا میکند.این ممکن است شامل جنبههای کیفی، کمی، فیزیکی، اقتصادی و غیره باشد.
☀️در زیر 7 ویژگی یک مهندس ارائه مي گردد: 1. تحقیق (Research) علمی، فنی و صنعتی به منظور کشف راهحلهای تازه و سودمند. 2. توسعه (Development) فنی به منظور اعمال دستاوردهای تحقیقات موجود برای غلبه بر یک مشکل یا بهبود کمی و کیفی سیستم و ابزار. 3. طراحی (Design) یک یا چند ساختار، سیستم یا ابزار با بهرهگیری از مدلهای مهندسی، روشها، نیازهای کنونی و شرایط خاص. 4. ساخت (Construction) که بر اساس آن مهندس وظیفه دارد. ضمن آمادهسازی فضا و محیط تولید، رویه ساخت، کیفیت محصول يا احداث بنا-سازه، هزینه تمام شده و نحوه سازماندهی منابع و تجهیزات را مشخص کند. 5. تولید (Production) محصول یا سیستم که شامل "برنامه ریزی و زمان بندی کار" (Planning)، انتخاب و مشخص کردن ترتیب فرآیندها، ابزارها، مواد اولیه، چیدمان (layout)، عناصر و اجزای سیستم نهایی (Components)، آزمایش، بازرسی و عیبیابی محصول است. 6. به کار اندازي و بهره برداري (Operation) یک سیستم یا محصول که ممکن است توسط کسان دیگری تولید شده باشد. این مهارت شامل آشنایی با کنترلهای مکانیکی، الکترونیکی یا نرمافزاری ابزار و سیستم، تامین نیرو و انرژی لازم برای به کار افتادن آن حمل و نقل، ارتباطات و جنبههای اقتصادی است. 7. مدیریت (Management) ابزارها و سیستمها به خاط تحلیل وضعیت گذشته و حال پروژه هاي اجرايي، تجهیزات و دستگاهها، پیشبینی وضعیت آینده آنها و سازماندهی منابع مالی، انسانی و اطلاعاتی موجود برای کسب نتایج بهتر در آینده.
✨ اما سرآمد تمامي موارد ٧ گانه فوق بايد اخلاق مهندسي، وجدان بيدار، پايبندي به موازين، آيين نامه و استانداردها ، رعايت اصول در روابط متقابل، و همچنين روحيه همکاری و كار جمعی را اضافه نمود .
👍4
✳️ انواع روابط انسانی
ما انسان ها در زندگی خود 4 نوع ارتباط با دیگران برقرار می کنیم:
1⃣ارتباط خونی/ غریزی:
یا ارتباط مادرزادی و کاملا نیندیشیده و کاملا نسنجیده و بدون تامل و تفکر و حسابرسی. در این نوع ارتباط ما به خواهر، برادر، پدر، مادر، فرزند و ... خود در نگاه نخست علاقه به ایجاد ارتباط می یابیم، این نوع ارتباط اختیاری نیست.
2⃣ارتباط همکارانه:
ما با کسانی بر سر مشکلات objective یا مشکلات عینی و بیرونی خود ارتباط برقرار می کنیم تا مشکلات عینی ما را رفع کنند و همینطور بالعکس.
3⃣همنشینی:
این نوع ارتباط را با کسانی برقرار می کنیم که مشکلات subjective ما را حل می کنند؛ یعنی به ما کمک می کنند تا درد و رنج را بهتر تحمل کنیم و کمتر عذاب بکشیم و یا اعتماد به نفس بیشتری داشته باشیم. در واقع امری در درون ما را دگرگون می کنند.
4⃣ارتباط عاشقانه:
این نوع ارتباط به معنای دقیق کلمه اش، فرد را از تنهایی نجات می دهد. تنهایی وجودی را از میان برمی دارد. این نوع ارتباط ارتباطی صرفا مبتنی بر غریزه ی جنسی نیست.
(در ازدواج و یا ارتباط های کاملا مبتنی بر سکس، هر فرد تلقی خاصی دارد و نوع نگاه دو طرف به قضیه گاهی متفاوت است که اگر تلقی یکسانی بین دو فرد نباشد، منجر به شکست رابطه می گردد. این نوع رابطه ها می تواند به شکل همکارانه یا همنشینانه و یا عاشقانه برقرار گردد و الزاما ازدواج یا روابط بر اساس غریزه ی جنسی به معنای ارتباط عاشقانه نیست، این تلقی افراد از آن است که نوع ارتباط را سمت و سو و معنابخشی می کند)
✅کدام رابطه انسان را از تنهایی درونی رهایی میبخشاند ؟
🔹در سه نوع ارتباط فوق، انسان در تنهایی خود باقی می ماند و تنها مشکلی از مشکلاتش حل می گردد بی آنکه از تنهایی اش بیرون بیاید؛ در واقع در سه نوع ارتباط بالا، فرد بخشی از وجودش را در مقابل طرف مقابل سانسور می کند(بخشی از باورهایش، بخشی از احساسات و هیجانات و عواطفش، بخشی از خواست هایش، بخشی از گفتارهایش، بخشی از کردارهایش) و به تمامی آنچه که هست با طرف مقابلش روبرو نمی شود، یعنی با صراف طبعش نمی تواند مواجه شود، به این دلیل که رابطه را از دست خواهد داد، رابطه ای که دوست داشتن در آن نه به خاطر خود آنچه که فرد هست شکل گرفته که به خاطر چهره و ماسک یا نقابی است که فرد از خود نمایان کرده است و بخشی دیگر از خود را در پشت آن پوشانیده است.
🔹اما در ارتباط چهارم، رابطه ی عاشقانه به معنای واقعی کلمه، عاشق و معشوق خود را از یکدیگر مخفی نمی کنند و کاملا بلورین و کریستالی در مقابل یکدیگر ظاهر می شوند و تمام خفایا و زوایای یکدیگر را می بینند. اگر در این میان سانسوری رخ دهد، به این معناست که این رابطه رابطه ای عاشقانه نیست. در این نوع رابطه افراد تمام ما فی الضمیر طرف مقابل را می بینند، با تمام نقاط قوت و ضعفی که طرف مقابل دارد و در عین حال وی را دوست دارند و عشق افراد مشروط به داشتن یا نداشتن چیزی در ساحات 5 گانه(باور، احساسات، خواست، گفتار و کردار) نیست، بلکه با تمام وجود دیگری را برای آنچه که هست دوست می دارند و اشخاص برای یکدیگر آفتابی و آشکار می شوند. ما در روابط دیگر خود، چاره ای نداریم که بخشی از وجودمان را سانسور کنیم تا آن روابط حفظ گردند، اما این نوع دوست داشتن ها واقعی به معنای درست کلمه نیستندو فرد با تمام شلوغی ممکن(ازدحام تنهایان)، احساس تنهایی می کند، روابط دیگر افراد مشروط اند و دوستی هایی ساختگی است؛ اما در ارتباط عاشقانه ما عاشق یک وجود کریستالی با تمام نقاط قوت و ضعفش می شویم و او را برای آنچه که هست دوست می داریم. عشق واقعی همراه با شناخت واقعی و یاریگری و حمایتگری واقعی است.
کارکرد عشق این است که شناساگری تام با حمایتگری تام جمع می شود و فرد را از تنهایی بیرون می آورد.
✍مصطفی ملکیان
ما انسان ها در زندگی خود 4 نوع ارتباط با دیگران برقرار می کنیم:
1⃣ارتباط خونی/ غریزی:
یا ارتباط مادرزادی و کاملا نیندیشیده و کاملا نسنجیده و بدون تامل و تفکر و حسابرسی. در این نوع ارتباط ما به خواهر، برادر، پدر، مادر، فرزند و ... خود در نگاه نخست علاقه به ایجاد ارتباط می یابیم، این نوع ارتباط اختیاری نیست.
2⃣ارتباط همکارانه:
ما با کسانی بر سر مشکلات objective یا مشکلات عینی و بیرونی خود ارتباط برقرار می کنیم تا مشکلات عینی ما را رفع کنند و همینطور بالعکس.
3⃣همنشینی:
این نوع ارتباط را با کسانی برقرار می کنیم که مشکلات subjective ما را حل می کنند؛ یعنی به ما کمک می کنند تا درد و رنج را بهتر تحمل کنیم و کمتر عذاب بکشیم و یا اعتماد به نفس بیشتری داشته باشیم. در واقع امری در درون ما را دگرگون می کنند.
4⃣ارتباط عاشقانه:
این نوع ارتباط به معنای دقیق کلمه اش، فرد را از تنهایی نجات می دهد. تنهایی وجودی را از میان برمی دارد. این نوع ارتباط ارتباطی صرفا مبتنی بر غریزه ی جنسی نیست.
(در ازدواج و یا ارتباط های کاملا مبتنی بر سکس، هر فرد تلقی خاصی دارد و نوع نگاه دو طرف به قضیه گاهی متفاوت است که اگر تلقی یکسانی بین دو فرد نباشد، منجر به شکست رابطه می گردد. این نوع رابطه ها می تواند به شکل همکارانه یا همنشینانه و یا عاشقانه برقرار گردد و الزاما ازدواج یا روابط بر اساس غریزه ی جنسی به معنای ارتباط عاشقانه نیست، این تلقی افراد از آن است که نوع ارتباط را سمت و سو و معنابخشی می کند)
✅کدام رابطه انسان را از تنهایی درونی رهایی میبخشاند ؟
🔹در سه نوع ارتباط فوق، انسان در تنهایی خود باقی می ماند و تنها مشکلی از مشکلاتش حل می گردد بی آنکه از تنهایی اش بیرون بیاید؛ در واقع در سه نوع ارتباط بالا، فرد بخشی از وجودش را در مقابل طرف مقابل سانسور می کند(بخشی از باورهایش، بخشی از احساسات و هیجانات و عواطفش، بخشی از خواست هایش، بخشی از گفتارهایش، بخشی از کردارهایش) و به تمامی آنچه که هست با طرف مقابلش روبرو نمی شود، یعنی با صراف طبعش نمی تواند مواجه شود، به این دلیل که رابطه را از دست خواهد داد، رابطه ای که دوست داشتن در آن نه به خاطر خود آنچه که فرد هست شکل گرفته که به خاطر چهره و ماسک یا نقابی است که فرد از خود نمایان کرده است و بخشی دیگر از خود را در پشت آن پوشانیده است.
🔹اما در ارتباط چهارم، رابطه ی عاشقانه به معنای واقعی کلمه، عاشق و معشوق خود را از یکدیگر مخفی نمی کنند و کاملا بلورین و کریستالی در مقابل یکدیگر ظاهر می شوند و تمام خفایا و زوایای یکدیگر را می بینند. اگر در این میان سانسوری رخ دهد، به این معناست که این رابطه رابطه ای عاشقانه نیست. در این نوع رابطه افراد تمام ما فی الضمیر طرف مقابل را می بینند، با تمام نقاط قوت و ضعفی که طرف مقابل دارد و در عین حال وی را دوست دارند و عشق افراد مشروط به داشتن یا نداشتن چیزی در ساحات 5 گانه(باور، احساسات، خواست، گفتار و کردار) نیست، بلکه با تمام وجود دیگری را برای آنچه که هست دوست می دارند و اشخاص برای یکدیگر آفتابی و آشکار می شوند. ما در روابط دیگر خود، چاره ای نداریم که بخشی از وجودمان را سانسور کنیم تا آن روابط حفظ گردند، اما این نوع دوست داشتن ها واقعی به معنای درست کلمه نیستندو فرد با تمام شلوغی ممکن(ازدحام تنهایان)، احساس تنهایی می کند، روابط دیگر افراد مشروط اند و دوستی هایی ساختگی است؛ اما در ارتباط عاشقانه ما عاشق یک وجود کریستالی با تمام نقاط قوت و ضعفش می شویم و او را برای آنچه که هست دوست می داریم. عشق واقعی همراه با شناخت واقعی و یاریگری و حمایتگری واقعی است.
کارکرد عشق این است که شناساگری تام با حمایتگری تام جمع می شود و فرد را از تنهایی بیرون می آورد.
✍مصطفی ملکیان
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
👤 کسب و کارهای ۱۰ میلیاردر جهان
❓قدرت اقتصادی دنیا در دستان چه کسانی است؟
🔹 میلیاردرها جزو قدرتمندترین انسانهای روی زمین هستند. آنها نفوذ قابلتوجهی بر بخش اعظمی از اقتصاد جهانی دارند و در طیف وسیعی از حوزهها، از سیاست بینالمللی تا رسانه و فعالیتهای بشردوستانه و نوآوریهای علمی، نقشهای کلیدی بازی میکنند. آنها چهرههای پشت برندهای مطرحی چون مایکروسافت، آمازون، تسلا، گوگل و نایک هستند.
🔹 شرکتهایی که این میلیاردرها بنا نهادهاند، دهها و بعضا صدهاهزار کارمند در اقصی نقاط جهان دارند. اکثریت قریب به اتفاق این میلیاردرها، خودساختهاند. سایرین، مثل برنارد آرنو و روپرت مرداک از قبل ثروتمند بودهاند، اما توانستهاند ثروت خود را به طرز چشمگیری افزایش دهند و یک امپراتوری در صنعت خود بنا کنند. اغلب میلیاردرها، بیشتر ثروت خود را در قالب «سهام شرکتی» که تاسیس کردهاند نگهداری میکنند...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3952144
❓قدرت اقتصادی دنیا در دستان چه کسانی است؟
🔹 میلیاردرها جزو قدرتمندترین انسانهای روی زمین هستند. آنها نفوذ قابلتوجهی بر بخش اعظمی از اقتصاد جهانی دارند و در طیف وسیعی از حوزهها، از سیاست بینالمللی تا رسانه و فعالیتهای بشردوستانه و نوآوریهای علمی، نقشهای کلیدی بازی میکنند. آنها چهرههای پشت برندهای مطرحی چون مایکروسافت، آمازون، تسلا، گوگل و نایک هستند.
🔹 شرکتهایی که این میلیاردرها بنا نهادهاند، دهها و بعضا صدهاهزار کارمند در اقصی نقاط جهان دارند. اکثریت قریب به اتفاق این میلیاردرها، خودساختهاند. سایرین، مثل برنارد آرنو و روپرت مرداک از قبل ثروتمند بودهاند، اما توانستهاند ثروت خود را به طرز چشمگیری افزایش دهند و یک امپراتوری در صنعت خود بنا کنند. اغلب میلیاردرها، بیشتر ثروت خود را در قالب «سهام شرکتی» که تاسیس کردهاند نگهداری میکنند...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3952144
👍1
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
فقرزدایی به سبک بنگلادش / معمای توسعه در کشور بدون منابع
💠 توسعه در بنگلادش که گاهی از آن با عنوان «معمای بنگلادشی» یاد میشود، چندان ساده بهدست نیامده است. این کشور ساختار اقتصادی خود را در ۳دهه گذشته تغییر داده و از مزایای سرمایهگذاری داخلی و خارجی در بخش پوشاک و منسوجات بهره برده و بر چالشهایی مانند بحرانهای مالی جهانی غلبه کرده است.
💠 در سال۲۰۱۵، اقتصاد بنگلادش تحت طبقهبندی بانک جهانی به سطح «درآمد متوسط» دست یافت و رشد متوسط ۵ تا ۶درصد در فاصله ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰، به کاهش چشمگیر تعداد افرادی که پایینتر از خط فقر زندگی میکردند، کمک کرد.
💠 مبادله سیاسی گسترده با گروههای سازمانی طبقه متوسط و حمایت ساختار قدرت از توسعه صنعتی در بخشهای دارای مزیت نسبی همچون صنعت پوشاک برای ایجاد و افزایش منابع، کلید درک معجزه بنگلادشی است.
💠 نکته مهم این است که بنگلادش در زمان استقلال با بحران کمبود منابع مواجه بود. بنابراین کاملا طبیعی بود که حرکت به سمت صنایع دارای مزیت نسبی در دستور کار قرار گیرد...
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3952448
💠 توسعه در بنگلادش که گاهی از آن با عنوان «معمای بنگلادشی» یاد میشود، چندان ساده بهدست نیامده است. این کشور ساختار اقتصادی خود را در ۳دهه گذشته تغییر داده و از مزایای سرمایهگذاری داخلی و خارجی در بخش پوشاک و منسوجات بهره برده و بر چالشهایی مانند بحرانهای مالی جهانی غلبه کرده است.
💠 در سال۲۰۱۵، اقتصاد بنگلادش تحت طبقهبندی بانک جهانی به سطح «درآمد متوسط» دست یافت و رشد متوسط ۵ تا ۶درصد در فاصله ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰، به کاهش چشمگیر تعداد افرادی که پایینتر از خط فقر زندگی میکردند، کمک کرد.
💠 مبادله سیاسی گسترده با گروههای سازمانی طبقه متوسط و حمایت ساختار قدرت از توسعه صنعتی در بخشهای دارای مزیت نسبی همچون صنعت پوشاک برای ایجاد و افزایش منابع، کلید درک معجزه بنگلادشی است.
💠 نکته مهم این است که بنگلادش در زمان استقلال با بحران کمبود منابع مواجه بود. بنابراین کاملا طبیعی بود که حرکت به سمت صنایع دارای مزیت نسبی در دستور کار قرار گیرد...
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3952448
👍1
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
ایرانی های با درآمد کمتر از یک دلار 9 برابر شده اند!
▫️طبق بررسی خبرنگار جماران و بر اساس مستندات گزارش مرکز آمار، افرادی که کمتر از دو دلار در روز درآمد دارند از 0.08 درصد کل جمعیت کشور در سال 1391 به 0.72 درصد در سال 1400 افزایش پیدا کرده اند یعنی حدود 9 برابر افزایش رخ داده است!
▫️همچنین افراد با درآمد کمتر از یک دلار در روز نیز در همین فاصله زمانی 9 برابر شده اند.
▫️از سوی دیگر نسبت هزینه های 10 درصد پرهزینه ترین بخش جمعیت کشور به 10 درصد کم هزینه ترین افراد از 10.79 در سال 1391 به 13.46 در سال 1400 افزایش پیدا کرده است./ جماران
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
▫️طبق بررسی خبرنگار جماران و بر اساس مستندات گزارش مرکز آمار، افرادی که کمتر از دو دلار در روز درآمد دارند از 0.08 درصد کل جمعیت کشور در سال 1391 به 0.72 درصد در سال 1400 افزایش پیدا کرده اند یعنی حدود 9 برابر افزایش رخ داده است!
▫️همچنین افراد با درآمد کمتر از یک دلار در روز نیز در همین فاصله زمانی 9 برابر شده اند.
▫️از سوی دیگر نسبت هزینه های 10 درصد پرهزینه ترین بخش جمعیت کشور به 10 درصد کم هزینه ترین افراد از 10.79 در سال 1391 به 13.46 در سال 1400 افزایش پیدا کرده است./ جماران
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir