✳️ دو ویژگی تعیین کننده افراد موفق
✅ افراد موفق هنگام مواجهه با موقعیتهای جدید و تغییرات بزرگ به خود میگویند: " می دانم این موقعیت ترسناکه اما انجامش می دهم "
🔹و شعارشان این است: "بترس ولی انجام بده " افراد موفق هنگام روبرو شدن با چالشهای بزرگ و موقعیتهای مبهم به جای این که بگویند: " اگر نشد چی ؟ "
🔹 به خود میگویند: " اگر شد چی ؟" " اگر این بار موفق شدم چی ؟"
" اگر جواب مثبت بود چی ؟" این تغییر رویکرد و تغییر نگرش شما را از یک فرد منفی گرای ناخودآگاه به فردی مثبت اندیش تبدیل میکند
🔹یادتان باشد وقتی میترسید احتمال گرفتن تصمیمهای اشتباه زیاد است.
✅ افراد موفق هنگام مواجهه با موقعیتهای جدید و تغییرات بزرگ به خود میگویند: " می دانم این موقعیت ترسناکه اما انجامش می دهم "
🔹و شعارشان این است: "بترس ولی انجام بده " افراد موفق هنگام روبرو شدن با چالشهای بزرگ و موقعیتهای مبهم به جای این که بگویند: " اگر نشد چی ؟ "
🔹 به خود میگویند: " اگر شد چی ؟" " اگر این بار موفق شدم چی ؟"
" اگر جواب مثبت بود چی ؟" این تغییر رویکرد و تغییر نگرش شما را از یک فرد منفی گرای ناخودآگاه به فردی مثبت اندیش تبدیل میکند
🔹یادتان باشد وقتی میترسید احتمال گرفتن تصمیمهای اشتباه زیاد است.
📌نسخه جدید «پسران» برای اقتصاد ایران
محمد هاشم پسران، اقتصاددان:
🔹در صورتی که رشد اندک اقتصاد ایران تداوم پیدا کند و صادرات هم زیاد نشود، رسیدن سطح تورم به ۶۰ یا ۷۰ درصد دور از انتظار نیست. نمیتوانیم با سیاستهای دور زدن تحریم برای یک مدت طولانی اقتصاد را بچرخانیم. البته میشود، ولی خب هزینه دارد.
🔹نیاز امروز اقتصاد ایران رشد مستمر اقتصادی برای یک دوره دستکم دهساله است. ایران با کاهش مداوم ارزش پول خود دست و پنجه نرم میکند و این مساله به حدی است که همه پیشبینی میکنند دولت قادر به کنترل این روند نیست و به همین علت به سمت سرمایهگذاریها و روشهایی میروند که بالطبع به کاهش ارزش ریال منتهی خواهد شد.
🔹من نگران ابرتورم در ایران هستم و قبل از اینکه اصلا بتوانیم درباره رشد صحبت کنیم، باید سیاستهای دولت بتواند از پس کنترل روند رو به رشد تورم بربیاید.
محمد هاشم پسران، اقتصاددان:
🔹در صورتی که رشد اندک اقتصاد ایران تداوم پیدا کند و صادرات هم زیاد نشود، رسیدن سطح تورم به ۶۰ یا ۷۰ درصد دور از انتظار نیست. نمیتوانیم با سیاستهای دور زدن تحریم برای یک مدت طولانی اقتصاد را بچرخانیم. البته میشود، ولی خب هزینه دارد.
🔹نیاز امروز اقتصاد ایران رشد مستمر اقتصادی برای یک دوره دستکم دهساله است. ایران با کاهش مداوم ارزش پول خود دست و پنجه نرم میکند و این مساله به حدی است که همه پیشبینی میکنند دولت قادر به کنترل این روند نیست و به همین علت به سمت سرمایهگذاریها و روشهایی میروند که بالطبع به کاهش ارزش ریال منتهی خواهد شد.
🔹من نگران ابرتورم در ایران هستم و قبل از اینکه اصلا بتوانیم درباره رشد صحبت کنیم، باید سیاستهای دولت بتواند از پس کنترل روند رو به رشد تورم بربیاید.
📌۷ ابربحران پیش روی ایران
🔹اظهارات جنجالی سجاد پادام، مدیرکل بیمههای اجتماعی وزارت کار درباره معضل ناترازی صندوقهای بازنشستگی و ماجرای فروش کیش و قشم در نهایت به عزل این مقام دولتی منجر شد. اما سوال اینجاست که آیا با پاک کردن صورت مسئله میتوان بحران را حل کرد؟ به تازگی علی سعدوندی، اقتصاددان توییتی، از هفت ابربحران کشور نام برده است که بحرانِ صندوقهای بازنشستگی یکی از آنها.
🔹ابربحرانهایی که این اقتصاددان توجهها را به آن جلب کرده این هفت مورد است:
ابربحران بازنشستگی
ابربحران بانکی
ابربحران بیمه
ابربحران آب
ابربحران انرژی
ابربحران ابرتورم
و ابربحران سرمایهگذاری.
🔹اظهارات جنجالی سجاد پادام، مدیرکل بیمههای اجتماعی وزارت کار درباره معضل ناترازی صندوقهای بازنشستگی و ماجرای فروش کیش و قشم در نهایت به عزل این مقام دولتی منجر شد. اما سوال اینجاست که آیا با پاک کردن صورت مسئله میتوان بحران را حل کرد؟ به تازگی علی سعدوندی، اقتصاددان توییتی، از هفت ابربحران کشور نام برده است که بحرانِ صندوقهای بازنشستگی یکی از آنها.
🔹ابربحرانهایی که این اقتصاددان توجهها را به آن جلب کرده این هفت مورد است:
ابربحران بازنشستگی
ابربحران بانکی
ابربحران بیمه
ابربحران آب
ابربحران انرژی
ابربحران ابرتورم
و ابربحران سرمایهگذاری.
✳️ ۴ مهارت واجب برای مدیران امروزی
✅ در دنیایی که سریعتر از همیشه در حال تغییر است، قابل درک است که بسیاری از رهبران سازمانها، به دنبال یک برگ برنده هستند: مهارتی که نتایج کار آنها را به طرز قابل توجهی تغییر دهد.
یافتن این مهارت منحصر به فرد به عنوان یک رهبر سازمان مستلزم دانستن دو مورد است:
آنچه شما بیش از همه به آن نیاز دارید مربوط به موقعیت و مجموعه مهارتهایتان است، یک برگ برنده برای همه وجود ندارد که به همه مدیران به یک اندازه کمک کند.
همانطور که به دنیای در حال تغییر نگاه میکنید، به یاد داشته باشید که موارد زیادی در زمینه مدیریت تغییر نمیکند. مهارتی که بیش از همه به آن نیاز دارید، یک اصل اساسی رهبری سازمان است، نه آخرین مد روز.
۱. شفافیت ایجاد کنید
در دنیایی که به سرعت در حال تغییر است، نیاز به شفافیت هرگز بالاتر از این نبوده است. آیا تیم شما میداند اهدافش چیست؟ آیا آنها میدانند که از آنها چه انتظاری میرود؟ و مهمتر از همه، آیا شما شخصاً نسبت به این پرسشها واضح فکر میکنید؟ البته، اگر خود شما در این زمینه شفاف نباشید، تیم شما نمیتواند باشد. اما حتی اگر شما در این زمینه شفاف هستید، تا زمانی که وضوح متقابل وجود نداشته باشد، فایده ندارد. هنگامی که افراد در مورد مسیر و معیار موفقیت شفاف هستند، بهرهوری بیشتری خواهند داشت، ارتباطات موثرتر خواهد بود و شما محیطی را برای اعتماد و عملکرد بالاتر ایجاد خواهید کرد.
۲. معنیساز باشید
افراد خواهان کاری هستند که عایدی آن بیش از یک چک حقوقی باشد. آنها میخواهند کاری انجام دهند که تفاوت ایجاد کند. به عنوان یک رهبر سازمان، این فرصت و مسئولیت ماست که به افراد کمک کنیم آن هدف و معنا را پیدا کنند. کمک به افراد در یافتن معنا در کارشان میتواند از دیدن مأموریت سازمان تا کمک به آنها در ارتباط دادن کارشان به آن مأموریت متفاوت باشد.
وقتی افراد با برقرار کردن ارتباط با معنای کارشان، وظایف خود را انجام میدهند، سالمتر، شادتر، بهرهورتر هستند و به جای اینکه به دنبال فرصتی جدید (با معنای بیشتر) باشند، در سازمان شما باقی میمانند.
۳. از تمرکز محافظت کنید
بسیاری از شما احتمالا چهار کار اصلی دارید که روی آنها کار میکنید و هر روز، به نظر میرسد اولویتها برای هر کدام در حال تغییر است. شاید این اعداد اشتباه باشند اما کلیت کار شما همین است. واقعیت این است که شما به تمرکز بیشتری نیاز دارید، و بیشک وضعیت تیم شما نیز همین است.
اگر دیوانهوار سعی میکنید خود را با فهرست کارها و اولویتها همگام کنید، حتی اگر فکر میکنید که آرام هستید این بر تیم شما تأثیر میگذارد. به عنوان یک رهبر سازمان، باید به افراد کمک کنید تا تمرکز بیشتری داشته باشند. شاید تمرکز روزانه یا هفتگی تغییر کند، اما زمانی که کار خود را به فقط سه مورد (در مقابل ۳۳ مورد) محدود کنیم، همه سازندهتر و موفقتر خواهند بود. به یاد داشته باشید: اگر شما متمرکز نیستید، تیم شما نیز متمرکز نیست. آیا عدم تمرکز شما را از رسیدن به اهدافتان باز میدارد؟
۴. قهرمان فرهنگ باشید
تیم شما دارای فرهنگ است. پرسش این است که آیا این تیمی است که از اعضای خود در انجام کار به شیوهای سازنده و انسانی حمایت میکند؟ به عنوان یک مدیر، باید به تیم کمک کنید تا در مورد آن پرسش فکر کند و اگر فرهنگ تیم خود را دوست ندارید، راه را برای تغییر فرهنگ باز کنید. فرهنگ تیم فقط با مدیری بهبود مییابد که به بهبود آن فکر کند، تمرکز کند و روی آن اقدام کند.
به چهار مهارت بالا نگاه کنید و دو پرسش را در نظر بگیرید:
تیم من امروز بیشتر به کدام یک از این مهارتهای من نیاز دارد؟
چگونه میتوانم میزان بیشتری از آن را برای تیمم فراهم کنم؟
پاسخهایتان به این دو پرسش به شما وضوح، تمرکز و معنی میدهد و نقطه شروعی برای پیشرفت شخصی شما به عنوان یک رهبر تیم را فراهم میکند.
منبع: Business Management Dailyمترجم: شادی آذری حمیدیان
✅ در دنیایی که سریعتر از همیشه در حال تغییر است، قابل درک است که بسیاری از رهبران سازمانها، به دنبال یک برگ برنده هستند: مهارتی که نتایج کار آنها را به طرز قابل توجهی تغییر دهد.
یافتن این مهارت منحصر به فرد به عنوان یک رهبر سازمان مستلزم دانستن دو مورد است:
آنچه شما بیش از همه به آن نیاز دارید مربوط به موقعیت و مجموعه مهارتهایتان است، یک برگ برنده برای همه وجود ندارد که به همه مدیران به یک اندازه کمک کند.
همانطور که به دنیای در حال تغییر نگاه میکنید، به یاد داشته باشید که موارد زیادی در زمینه مدیریت تغییر نمیکند. مهارتی که بیش از همه به آن نیاز دارید، یک اصل اساسی رهبری سازمان است، نه آخرین مد روز.
۱. شفافیت ایجاد کنید
در دنیایی که به سرعت در حال تغییر است، نیاز به شفافیت هرگز بالاتر از این نبوده است. آیا تیم شما میداند اهدافش چیست؟ آیا آنها میدانند که از آنها چه انتظاری میرود؟ و مهمتر از همه، آیا شما شخصاً نسبت به این پرسشها واضح فکر میکنید؟ البته، اگر خود شما در این زمینه شفاف نباشید، تیم شما نمیتواند باشد. اما حتی اگر شما در این زمینه شفاف هستید، تا زمانی که وضوح متقابل وجود نداشته باشد، فایده ندارد. هنگامی که افراد در مورد مسیر و معیار موفقیت شفاف هستند، بهرهوری بیشتری خواهند داشت، ارتباطات موثرتر خواهد بود و شما محیطی را برای اعتماد و عملکرد بالاتر ایجاد خواهید کرد.
۲. معنیساز باشید
افراد خواهان کاری هستند که عایدی آن بیش از یک چک حقوقی باشد. آنها میخواهند کاری انجام دهند که تفاوت ایجاد کند. به عنوان یک رهبر سازمان، این فرصت و مسئولیت ماست که به افراد کمک کنیم آن هدف و معنا را پیدا کنند. کمک به افراد در یافتن معنا در کارشان میتواند از دیدن مأموریت سازمان تا کمک به آنها در ارتباط دادن کارشان به آن مأموریت متفاوت باشد.
وقتی افراد با برقرار کردن ارتباط با معنای کارشان، وظایف خود را انجام میدهند، سالمتر، شادتر، بهرهورتر هستند و به جای اینکه به دنبال فرصتی جدید (با معنای بیشتر) باشند، در سازمان شما باقی میمانند.
۳. از تمرکز محافظت کنید
بسیاری از شما احتمالا چهار کار اصلی دارید که روی آنها کار میکنید و هر روز، به نظر میرسد اولویتها برای هر کدام در حال تغییر است. شاید این اعداد اشتباه باشند اما کلیت کار شما همین است. واقعیت این است که شما به تمرکز بیشتری نیاز دارید، و بیشک وضعیت تیم شما نیز همین است.
اگر دیوانهوار سعی میکنید خود را با فهرست کارها و اولویتها همگام کنید، حتی اگر فکر میکنید که آرام هستید این بر تیم شما تأثیر میگذارد. به عنوان یک رهبر سازمان، باید به افراد کمک کنید تا تمرکز بیشتری داشته باشند. شاید تمرکز روزانه یا هفتگی تغییر کند، اما زمانی که کار خود را به فقط سه مورد (در مقابل ۳۳ مورد) محدود کنیم، همه سازندهتر و موفقتر خواهند بود. به یاد داشته باشید: اگر شما متمرکز نیستید، تیم شما نیز متمرکز نیست. آیا عدم تمرکز شما را از رسیدن به اهدافتان باز میدارد؟
۴. قهرمان فرهنگ باشید
تیم شما دارای فرهنگ است. پرسش این است که آیا این تیمی است که از اعضای خود در انجام کار به شیوهای سازنده و انسانی حمایت میکند؟ به عنوان یک مدیر، باید به تیم کمک کنید تا در مورد آن پرسش فکر کند و اگر فرهنگ تیم خود را دوست ندارید، راه را برای تغییر فرهنگ باز کنید. فرهنگ تیم فقط با مدیری بهبود مییابد که به بهبود آن فکر کند، تمرکز کند و روی آن اقدام کند.
به چهار مهارت بالا نگاه کنید و دو پرسش را در نظر بگیرید:
تیم من امروز بیشتر به کدام یک از این مهارتهای من نیاز دارد؟
چگونه میتوانم میزان بیشتری از آن را برای تیمم فراهم کنم؟
پاسخهایتان به این دو پرسش به شما وضوح، تمرکز و معنی میدهد و نقطه شروعی برای پیشرفت شخصی شما به عنوان یک رهبر تیم را فراهم میکند.
منبع: Business Management Dailyمترجم: شادی آذری حمیدیان
❤1
✳️ حقایقی درباره دروغگویی در محل کار!
🔸یکی از جنبههای دروغگویی که باعث ضرر و زیان به کسبوکارها میشود، دروغگویی در محل کار است. کارمندان گاهی برای فرار از زیر کار، بهانههایی به دروغ میآورند؛ بهانههایی مانند بیماری خود یا اعضای خانواده، نوبت پزشک، مرگ آشنایان و… از جمله این دروغهاست.
🔸بر مبنای تحقیقاتی که در سال ۲۰۲۰ در این زمینه روی هزار کارمند در آمریکا انجام شده است، نتایج زیر به دست آمده است:
▪️مردان بیشتر از زنان برای فرار از کار بهانههای دروغین ساختند.
▪️۹۱ درصد افرادی که بهانه آوردند و از زیر کار گریختند، هرگز لو نرفتند.
▪️بهطور میانگین، هر فرد ۷ بهانه مختلف را برای فرار از کار استفاده کرده است.
▪️جوانان شاغل بیشتر از افراد مسن و باتجربه در این زمینه به دروغگویی متوسل شدهاند.
▪️فقط ۲۷ درصد از دروغگویان از کار خود پشیمان شدند و ۴۱ درصد گفتند که دوباره حاضرند چنین کاری کنند.
🔸این موضوع نشان میدهد باید برای پیشگیری از دروغگویی و بهانهجویی در محل کار راهحلی یافت. یکی از راههایی که میتوان جلوی دروغگویی سر کار را گرفت تغییر فرهنگ محیط کار است.
🔸مهمترین دلیلی که اغلب افراد شاغل را به سمت دروغگویی سوق میدهد، ترس از قضاوت دیگران یا بهخطرافتادن وجهه آنها در نزد مدیران است. اگر محیط کاری فضایی صمیمی و امن باشد و افراد اجازه داشته باشند گاهی خسته و درمانده شوند و بابت این مسئله درک شوند، آنگاه تمایل کمتری برای دروغ گفتن خواهند داشت.
منبع: forbes/ آموزه های سازمانی
🔸یکی از جنبههای دروغگویی که باعث ضرر و زیان به کسبوکارها میشود، دروغگویی در محل کار است. کارمندان گاهی برای فرار از زیر کار، بهانههایی به دروغ میآورند؛ بهانههایی مانند بیماری خود یا اعضای خانواده، نوبت پزشک، مرگ آشنایان و… از جمله این دروغهاست.
🔸بر مبنای تحقیقاتی که در سال ۲۰۲۰ در این زمینه روی هزار کارمند در آمریکا انجام شده است، نتایج زیر به دست آمده است:
▪️مردان بیشتر از زنان برای فرار از کار بهانههای دروغین ساختند.
▪️۹۱ درصد افرادی که بهانه آوردند و از زیر کار گریختند، هرگز لو نرفتند.
▪️بهطور میانگین، هر فرد ۷ بهانه مختلف را برای فرار از کار استفاده کرده است.
▪️جوانان شاغل بیشتر از افراد مسن و باتجربه در این زمینه به دروغگویی متوسل شدهاند.
▪️فقط ۲۷ درصد از دروغگویان از کار خود پشیمان شدند و ۴۱ درصد گفتند که دوباره حاضرند چنین کاری کنند.
🔸این موضوع نشان میدهد باید برای پیشگیری از دروغگویی و بهانهجویی در محل کار راهحلی یافت. یکی از راههایی که میتوان جلوی دروغگویی سر کار را گرفت تغییر فرهنگ محیط کار است.
🔸مهمترین دلیلی که اغلب افراد شاغل را به سمت دروغگویی سوق میدهد، ترس از قضاوت دیگران یا بهخطرافتادن وجهه آنها در نزد مدیران است. اگر محیط کاری فضایی صمیمی و امن باشد و افراد اجازه داشته باشند گاهی خسته و درمانده شوند و بابت این مسئله درک شوند، آنگاه تمایل کمتری برای دروغ گفتن خواهند داشت.
منبع: forbes/ آموزه های سازمانی
✳️ وقتی حرف و عمل مدیران یکی نیست!
✅ رهبران سازمانی هر قدر هم تلاش کنند، نمیتوانند همیشه به چیزی که خودشان میگویند عمل کنند. برخی کارکنان سازمانها، این ناهماهنگیها در گفتار و رفتار را درک میکنند، اما برخی دیگر آنها را به دورویی محکوم میکنند.دنیل افرون (Daniel Effron)، استادیار رفتار سازمانی در مدرسه کسبولندن و همکارانش، در یک مقاله علمی، روشی را جستوجو کردهاند تا بتوان تشخیص داد چه زمانی «حرفی زدن و طور دیگر رفتار کردن» دورویی محسوب میشود و چطور میتوان از قضاوتهای منفی جلوگیری کرد.در حالی که تحقیقات قبلی در مورد دورویی در سازمانها، این رفتار را معادل «ناتوانی در هماهنگسازی گفتار و کردار» میداند، دکتر افرون و همکارانش میگویند دورویی یک تفسیر ذهنی و جانبدارانه است از اینکه چرا گفتار و کردار یک فرد با هم همخوانی ندارد. به همین دلیل، همه مدیرانی که یک چیز میگویند و توصیههایی مطرح میکنند، اما عملشان چیز دیگری را نشان میدهد، دورو نیستند.
به گفته دکتر افرون: «به رهبران کسبوکار توصیه میشود همان چیزی را که خودشان میگویند انجام دهند و صحبتهایشان هم در همان راستا باشد و این نکته درستی است. اما بیهوده است که فکر کنیم گفتار و رفتارهای شما هیچگاه نمیتواند ناسازگار باشد و شما را در اتهام دورو بودن، قرار ندهد. زندگی به این سادگیها نیست. همه ما باید ارزشهایی را که ممکن است با هم تعارض داشته باشند متوازن کنیم و مدیران بهطور خاص باید این کار را انجام دهند، بدون اینکه افرادی دورو و ریاکار شناخته شوند.»
سازمانها هیچگاه در همه زمانها یکجور رفتار نمیکنند. خطای انسانی، ارتباطات ضعیف و موانع بوروکراتیک همگی میتوانند در شرکتهایی که همواره در عملکردشان حسننیت وجود دارد، به تعارض منجر شوند. همچنین رقابت در تقاضا ممکن است عامل تعارضها باشد. بهعنوان مثال، شرکتها تلاش میکنند اثرات زیستمحیطی خود را به حداقل برسانند، در حالی که همزمان باید سودآور هم باشند. رهبران کسبوکار باید بدهبستان بین ذینفعان مختلف سازمان را مدیریت کنند. در برخی موارد، نیاز است که به یکی از طرفهای ذینفع یک چیز بگویند و در برابر طرف دیگر، تصمیم متفاوتی اتخاذ کنند.
در بیشتر موقعیتها، رفتار دوگانه و دورویی بهشدت به سازمانها و افراد آسیب میزند. وقتی کسبوکارها به رفتار دوگانه و متناقض شناخته شوند، شواهد نشان میدهد که بهرهوری کارکنان پایین میآید و در نهایت ارزش سهام آنها افت میکند.
دکتر افرون میگوید: «نتیجهای که میتوان گرفت این است که میتوان این توصیه قدیمی را که مدیران باید به هر قیمتی از ناهماهنگی بین گفتار و رفتار خود اجتناب کنند، کنار گذاشت. مطمئنا مدیران نباید دورو باشند، اما هرگونه ناهماهنگی بین حرف و عمل، ریاکاری و دورویی محسوب نمیشود.اگر رهبران کسبوکار نمیتوانند حرف و عمل خود را یکی کنند، اما دلایل درست و توجیهپذیری برای آن دارند، باید این دلایل را به طور واضح و شفاف با کارکنان خود در میان بگذارند، در غیر اینصورت، با این ریسک مواجه میشوند که افرادی ریاکار به نظر برسند که فقط تلاش میکنند خود را بیگناه نشان دهند.»
منبع: London Business School/آکادمی مدیریت
✅ رهبران سازمانی هر قدر هم تلاش کنند، نمیتوانند همیشه به چیزی که خودشان میگویند عمل کنند. برخی کارکنان سازمانها، این ناهماهنگیها در گفتار و رفتار را درک میکنند، اما برخی دیگر آنها را به دورویی محکوم میکنند.دنیل افرون (Daniel Effron)، استادیار رفتار سازمانی در مدرسه کسبولندن و همکارانش، در یک مقاله علمی، روشی را جستوجو کردهاند تا بتوان تشخیص داد چه زمانی «حرفی زدن و طور دیگر رفتار کردن» دورویی محسوب میشود و چطور میتوان از قضاوتهای منفی جلوگیری کرد.در حالی که تحقیقات قبلی در مورد دورویی در سازمانها، این رفتار را معادل «ناتوانی در هماهنگسازی گفتار و کردار» میداند، دکتر افرون و همکارانش میگویند دورویی یک تفسیر ذهنی و جانبدارانه است از اینکه چرا گفتار و کردار یک فرد با هم همخوانی ندارد. به همین دلیل، همه مدیرانی که یک چیز میگویند و توصیههایی مطرح میکنند، اما عملشان چیز دیگری را نشان میدهد، دورو نیستند.
به گفته دکتر افرون: «به رهبران کسبوکار توصیه میشود همان چیزی را که خودشان میگویند انجام دهند و صحبتهایشان هم در همان راستا باشد و این نکته درستی است. اما بیهوده است که فکر کنیم گفتار و رفتارهای شما هیچگاه نمیتواند ناسازگار باشد و شما را در اتهام دورو بودن، قرار ندهد. زندگی به این سادگیها نیست. همه ما باید ارزشهایی را که ممکن است با هم تعارض داشته باشند متوازن کنیم و مدیران بهطور خاص باید این کار را انجام دهند، بدون اینکه افرادی دورو و ریاکار شناخته شوند.»
سازمانها هیچگاه در همه زمانها یکجور رفتار نمیکنند. خطای انسانی، ارتباطات ضعیف و موانع بوروکراتیک همگی میتوانند در شرکتهایی که همواره در عملکردشان حسننیت وجود دارد، به تعارض منجر شوند. همچنین رقابت در تقاضا ممکن است عامل تعارضها باشد. بهعنوان مثال، شرکتها تلاش میکنند اثرات زیستمحیطی خود را به حداقل برسانند، در حالی که همزمان باید سودآور هم باشند. رهبران کسبوکار باید بدهبستان بین ذینفعان مختلف سازمان را مدیریت کنند. در برخی موارد، نیاز است که به یکی از طرفهای ذینفع یک چیز بگویند و در برابر طرف دیگر، تصمیم متفاوتی اتخاذ کنند.
در بیشتر موقعیتها، رفتار دوگانه و دورویی بهشدت به سازمانها و افراد آسیب میزند. وقتی کسبوکارها به رفتار دوگانه و متناقض شناخته شوند، شواهد نشان میدهد که بهرهوری کارکنان پایین میآید و در نهایت ارزش سهام آنها افت میکند.
دکتر افرون میگوید: «نتیجهای که میتوان گرفت این است که میتوان این توصیه قدیمی را که مدیران باید به هر قیمتی از ناهماهنگی بین گفتار و رفتار خود اجتناب کنند، کنار گذاشت. مطمئنا مدیران نباید دورو باشند، اما هرگونه ناهماهنگی بین حرف و عمل، ریاکاری و دورویی محسوب نمیشود.اگر رهبران کسبوکار نمیتوانند حرف و عمل خود را یکی کنند، اما دلایل درست و توجیهپذیری برای آن دارند، باید این دلایل را به طور واضح و شفاف با کارکنان خود در میان بگذارند، در غیر اینصورت، با این ریسک مواجه میشوند که افرادی ریاکار به نظر برسند که فقط تلاش میکنند خود را بیگناه نشان دهند.»
منبع: London Business School/آکادمی مدیریت
🔸احتمالاً شده با وجود اینکه کار سختی هم انجام ندادین و استراحت هم کردین، همش احساس خستگی کنین. یا احساس کنین ذهنتون اصلاً کار نمیکنه و انجام سادهترین کارها هم براتون سخته. اگه این موارد رو تجربه کردین احتمالاً دچار «فرسودگی ذهنی» شدین.
🔹️فرسودگی یا خستگی ذهنی ممکنه دلایل مختلفی داشته باشه ولی به طور کلی زمانی اتفاق میافته که بار و فعالیت ذهنی ما بیش از حد و طولانی باشه. این بار ذهنی ممکنه در اثر عوامل مختلف شخصی، کاری، خانوادگی، مالی و ... به وجود بیاد. توی این پست نشونهها و ۶ دلیل رایج خستگی ذهنی رو براتون گفتیم
🔹️فرسودگی یا خستگی ذهنی ممکنه دلایل مختلفی داشته باشه ولی به طور کلی زمانی اتفاق میافته که بار و فعالیت ذهنی ما بیش از حد و طولانی باشه. این بار ذهنی ممکنه در اثر عوامل مختلف شخصی، کاری، خانوادگی، مالی و ... به وجود بیاد. توی این پست نشونهها و ۶ دلیل رایج خستگی ذهنی رو براتون گفتیم
👍2