مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
۱۰ مهارت گفتگو که همه ما باید یاد بگیریم

🔸ارتباط کلامی شما با دیگران نقش مهمی در به‌وجود آوردن برند شخصی‌تان دارد. این ارتباط بر زندگی شخصی و حرفه‌ای شما تأثیر بسزایی دارد. با بهبود بخشیدن مهارت‌های گفتگو می‌توانید به‌سرعت با دیگران ارتباط مؤثر برقرار کنید، روی آنها تأثیر بگذارید و نزد دیگران دوست‌داشتنی‌تر و مقبول‌تر و قابل احترام باشید.

🔸«دن شوبل»، متخصص برندینگ شخصی، می‌گوید: «وقتی افراد مهارت‌های مشابه دارند و برای به‌دست آوردن موقعیت‌های مشابه رقابت می‌کنند، آنچه آنها را متمایز می‌کند مهارت‌های گفتگو است. طوری‌ که خود را نشان می‌دهید، ارتباط‌تان با دیگران هنگام مصاحبه یا حین کار، می‌تواند برند شخصی شما را بسازد یا تخریب کند.». در ادامه با ۱۰ مورد بسیار مهم برای تقویت مهارت‌های گفتگو آشنا می‌شویم.

1⃣ رفتار دوستانه‌ داشته باشید

ما ناخودآگاه جذب افرادی می‌شویم که رفتار دوستانه‌تری دارند چون این افراد احساس بهتری در ما ایجاد می‌کنند و خوشحالی بیشتری به زندگی ما می‌آورند.

2⃣ قبل از صحبت کردن فکر کنید

یک ضرب‌المثل‌های مورد علاقه من این است: «اگر حرف نقره باشد سکوت طلاست». بارها دیده‌ام افراد بدون اینکه ‌ذره‌ای فکر کنند هرچه را به ذهن‌شان می‌رسد، می‌گویند و با حرف‌های نسنجیده‌شان احترام دیگران را از دست می‌دهند.

3⃣ روشن حرف بزنید

افرادی که در ارتباطات کلامی خود روشن نیستند و منظورشان را دقیق بیان نمی‌کنند کمتر مورد احترام سایرین قرار می‌گیرند. وقتی می‌خواهید چیزی بگویید از خودتان بپرسید روشن‌ترین روشی که می‌توانم منظورم را بیان کنم کدام است؟

4⃣ پرحرفی نکنید

افراد دوست ندارند با کسی همراه باشند که تمام مدت حرف می‌زند و به دیگران اجازه‌ صحبت کردن نمی‌دهد.

5⃣ خودتان باشید

مردم از کسانی که نقش بازی می‌کنند تا حرف‌شان را به کرسی بنشانند بیزارند. ما جذب کسانی می‌شویم که روشن و شفاف و از صمیم قلب‌ حرف می‌زنند.

6⃣ فروتن باشید

فروتنی یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های فردی است و باعث جلب احترام دیگران می‌شود. افرادی که با فروتنی و احترام صحبت می‌کنند همیشه جایگاه والاتری نسبت به دیگران دارند.

7⃣ با اعتماد به نفس حرف بزنید

اعتمادبه‌نفس یعنی اطمینانی که در نتیجه‌ درک توانایی‌هایتان به‌دست می‌آورید؛ در عین حال فروتنی یعنی عقیده‌ متواضعانه‌ای در مورد خود داشته باشید. با اعتمادبه‌نفس صحبت کردن در نتیجه‌ انتخاب کلمات مناسب، تُن صدا، ارتباط چشمی و زبان بدن حاصل می‌شود.

8⃣ روی زبان بدن خود تمرکز کنید

زبان بدن ابزار قدرتمندی است که استفاده‌ درست از آن باعث ایجاد احترام و علاقه می‌شود و منظور واقعی‌تان را به فرد مقابل می‌رساند.

9⃣ خلاصه حرف بزنید

از قبل برنامه‌ریزی کنید و یک‌راست بروید سر اصل مطلب! مخاطب شما وقتی برای تلف کردن ندارد. مدام از خودتان بپرسید «چطور می‌توانم مختصر و مفید و با کمترین کلمات ممکن حرفم را بزنم و در عین حال احترام شنونده را رعایت کنم».

🔟 هنر گوش‌ دادن را بیاموزید

در مهارت گفتگو به‌دقت گوش دادن مهم‌تر از حرف زدن است. باید واقعا به موضوع گفتگو علاقمند باشید، سؤالات مناسب بپرسید،‌ به معنای واقعی پیغام توجه کنید و حرف گوینده را قطع نکنید.

🔸در نهایت، مردم به‌طور طبیعی جذب کسانی می‌شوند که شبیه خودِ آنها هستند؛ برای همین است که معمولا دوستان سلایق مشابهی دارند. می‌توانید از این قانون به نفع خود استفاده و رفتار و صدای افراد را تقلید کنید. مثلا اگر آنها آرام صحبت می‌کنند شما هم آرام صحبت کنید یا اگر با هیجان صحبت می‌کنند، شما هم پرانرژی باشید. هرچه بیشتر مانند آنها صحبت کنید، بیشتر شما را دوست خواهند‌ داشت.

منبع:  littlethingsmatter
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
Forwarded from اقتصادنامه
📍 ۲۰ نکته درباره اخلاقِ جنسیِ مدیرانِ بنگاه‌های اقتصادی

✍️ بررسی و پژوهش: پایگاه خبری اقتصادنامه*


▫️ اقتصادنامه: اخلاقِ جنسیِ مدیرانِ بنگاه‌هایِ اقتصادی از مدیران صنایع بزرگی چون نفت، پتروشیمی، معادن، صنایع معدنی و خودروسازن، تا صنایع متوسط و کوچکی چون نساجی، غذایی و . . . بهتر است چگونه باشد و آنان‌ از چه راهی می‌توانند خود را از "برخی حاشیه‌ها" به‌دور نگه دارند؟

▫️ پایگاه خبری اقتصادنامه در یک بررسی و پژوهش و مشاوره با برخی روانشناسان و روانکاوان، ۲۰ توصیه را برایِ کنترلِ شهوتِ مدیرانِ ارشدِ بنگاه‌های اقتصادی تهیه و تدوین کرده است.

۱. به‌جای آنکه شهوت‌‌گر را بشناسند، دربارهِ جنسِ شهوت بيانديشند و به کارکرد آن را در میان آدمیان پی ببرند و مطالعه کنند

۲. مراقب باشند که جایگاه آنان به‌گونه‌ایست که جنبه عمومی و اجتماعی دارد و بدانند محافظتِ از خود در برابر شهوت برابر با محافظت از جایگاه‌شان است

۳. حتی‌الامکان از مدیرانِ دفترِ موجه و دارای اصولِ اخلاقی استفاده کنند و به‌جای توجه به کیفیت فیزیکی آنان، کیفیت کاری‌شان را در نظر بگیرند

۴. اگر به هر دلیل در روابط زناشویی خود دچارِ مشکل هستند در محلِ کارِشان به‌دنبال رفع نیازهایِ جنسی نروند و بر پایه احادیث و قرآن و کتب آسمانی و توصیه‌های ‌روانشناسان و روانکاوان رفتار کنند

۵. به کارکنانِ زیرِ دستِ خود به‌عنوانِ ابزارِ جنسی نگاه نکنند و سعیِ خود را به‌کار گیرند تا در چارچوبِ مشخصی با آنان ارتباط برقرار کرده و در زمانِ غیرکاری مزاحمِ کارکنانِ خود نشوند. هرگز به خود اجازه ندهند که به حریمِ شخصیِ آنان در فضای مجازی تجاوز کنند

۶. حتما همواره با یک روانکاو و روانشناس در ارتباط بوده تا بتوانند رفتار و اخلاقِ جنسی خود را در چارچوبِ عرف و مذهب تطبیق دهند

۷. گمان نکنند با پول و جایگاهی که دارند می‌توانند هر رفتاری با کارکنانِ خود داشته باشند و قادرند آنها را برای رفعِ نیازهایِ جنسیِ خود به ماموریت‌های خارج از شهر و کشور همراهشان ببرند یا برای حلِ مسائلِ کاری، آنها را به کافی شاپ یا سفرخانه دعوت کنند

۸. بدانند که افکار عمومی و نهادهایِ نظارتی همواره رفتارِ مالی و جنسیِ آنان را زیر نظر دارند. اگر کسی در برابر خواسته‌های آنان جوابِ "نه" می‌دهد، اصرار نورزند و به "نه" گفتنِ کارکنان خود احترام بگذارند

۹. هر ساله از کارکنان‌شان نظرسنجی کرده و امنیت روانی و جنسی آنان را در قالبِ پژوهشی زیرِ نظرِ روانشناسان و روانکاوان تحلیل کنند

۱۰. در برخورد با جنسِ مخالف خود در محل کار کنترل‌‌گر بوده و تبعاتِ ارتباطِ غیرکاری با آنان را در نظر بگیرند

۱۱. رفتار شرافتمندانه‌ای با کارکنانِ زن داشته باشند و به آنان به‌عنوانِ پارتنر یا رفیقه نگاه نکنند

۱۲. با مطالعه سرنوشت اخلاقِ جنسیِ برخی مقامات کشورهایِ مختلف و مدیرانِ کشورِ خودمان از سرنوشت آنان عبرت گیرند

۱۳. در برخورد با خبرنگاران مراقب باشند که رابطه آنان صرفا در حدِ مبادله اخبار و تحلیل‌ها باشد

۱۴. این جمله حضرت علی (ع) را به بیاد آورند که "تمامِ محبت‌هایشان را به پایِ دوستان‌شان بریزند نه همهِ اعتمادشان را"

۱۵. بدانند که انسان هستند و خداوند شهوت را به آنان اعطا کرده و مراقبت کنند که تسلیمِ شهوتِ خود در میان کارکنان‌شان نشوند. به شهوت و تمايلاتِ جنسی خود به‌عنوان اصل بقا و لذتِ مشروع نگاه کرده و به‌جای سرکوبِ آن، از راه‌های موردِ قبولِ عرف و دین، به رفع نیازهای جنسی خود بپردازند

۱۶. این جملهِ "بیژن نامدار زنگنه"، وزیر پیشینِ نفت را به‌ یاد آورند که در لازمهِ موفقیت در ساختارِ قدرت آن است که زیپِ دهان، شلوار و جیب خود را بسته‌ نگه دارند

۱۷. اگر جنسِ مخالف به آنان محبت می‌کند، ارتباط می‌گیرد و صمیمیت به خرج می‌دهد به آن معنا نیست که پیام عاشقانه‌ یا شهوتگرانه‌ای برای آنان می‌فرستد بلکه همه این رفتارها در راستای تأمین منافع شخصی آنان است

۱۸. بدانند که آدمی در جهت تامینِ منافعِ شخصی خود تلاش می‌کند و هر رفتار او در این راستاست در دامِ منافع شخصیِ آدمیان نیافتند

۱۹. حتی‌الامکان به زیر دستان خود احترام گذاشته و شأن و شخصیت آنان را رعایت کنند و برای روابط خود خطوط قرمزی در نظر بگیرند

۲۰. با استفاده از نظر روانشناس، روانکاوان، علمای دینی و جامعه‌شناسان تحلیلِ دقیقی از اخلاق و رفتارِ جنسیِ بشر داشته باشند

دِلا مَعاش چنان کن که گر بلغزد پای
فرشته‌ات به دو دستِ دعا نگه دارد
"حافظ"

👇اقتصادنامه را همه جا دنبال کنيد:

وبسایت:
Eqtesadnameh.ir

واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/BsurOi0ZmED2ZxKDAGxx5R

تلگرام:
https://t.me/eqtesadnameh

اینستاگرام:
Instagram.com/eqtesadnameh

📍اقتصادنامه؛ دیدبان اقتصاد سیاسی ایران
شکار استعداد (Headhunting)

شکار استعداد (Headhunting) یکی از مؤثرترین استراتژی‌هایی است که در فرایند جذب و استخدام به‌کار گرفته می‌شود و امکان هدف‌قرار‌دادن متقاضیانی با پتانسیل بالا را به مدیران استخدام می‌دهد.
شکارچیان استعداد یا هدهانترها، از این نظر که به شرکت‌ها کمک می‌کنند تا افراد فوق‌العاده ماهری را پیدا کنند و موقعیت‌های شغلی‌شان را پر کنند، شبیه به متخصصان استخدام هستند. آن‌ها داوطلبانی را که هم اکنون در شرکت‌های دیگر کار می‌کنند، اما فرصت‌های جدید را نیز با آغوش باز می‌پذیرند، هدف می‌گیرند. اما تعریف هدهانتر کمی متفاوت است. هدهانترها استخدام‌کنندگان شخص ثالثی هستند که به نمایندگی از یک سازمان یا به‌ عنوان فریلنسر کار می‌کنند. آن‌ها معمولا وقتی فرد مستعد موردنظرشان پیشنهاد شغلی را دریافت می‌کند، حق کمیسیون دریافت می‌کنند. آن‌ها معمولا در مراحل اولیه‌ی استخدام درگیر هستند و به محض این‌که فرد استخدام‌شده موقعیت شغلی را می‌پذیرد، از فرایند جذب و استخدام خارج می‌شوند.👇
🎯 برای شکار استعداد باید به چه نکاتی توجه کنید؟
۱. درباره هدف بالقوه خود جستجو کنید
شکار استعداد، یکی از مهم‌ترین وظایف یک استخدام‌کننده‌ی خارجی یا مسئول جذب و استخدام است. انتظارات از این روش زیاد است. شما باید توانایی تحویل لیستی از متقاضیان مورد تأیید را به کارفرما داشته باشید و باید متخصصانی را شناسایی کنید که نه‌تنها ماهر، بلکه استثنایی هم باشند.

۲. شرکت خود را در معرض دید قرار دهید
زمانی که داوطلبان می‌خواهند شغل خود را تغییر دهند، به سراغ شرکتی می‌روند که آن را می‌شناسند. برای جلب توجه آن‌ها باید شرکت خود را بیشتر در معرض دید قرار دهید تا در صورت تماس با آن‌ها، از قبل نام شما را شنیده باشند و تمایل بیشتری نشان دهند.

۳. ارتباط دوستانه برقرار کنید
از دیدگاه متقاضی، اگر روند شکار استعداد با سرعت پیش نرود، غیرعادی است. باید یک رویکرد هوشمندانه در نظر بگیرید و با معرفی خود و شرکت شروع کنید و درباره شرکت و دستاوردهای اخیر آن صحبت کنید.

۴. پیگیری کنید
هنگامی که متقاضی، پیشنهاد شما را رد می‌کند، تاسف خود را ابراز کرده و از او اجازه بگیرید تا برای فرصت‌های دیگر با آن‌ها در تماس باشید. شکار استعداد از این نظر نسبتا زمان‌بر اما در آینده سودآور است.

۵. بین اشتیاق و احترام تعادل برقرار کنید
اگرچه اشتیاق ضروری است، اما فشارآوردن به متقاضی نیز می‌تواند نتیجه‌ی برعکس دهد. احترام‌گذاشتن به یک داوطلب و اجازه‌دادن به او برای رد این پیشنهاد، از اهمیت زیادی برخوردار است. به یاد داشته باشید که در برخورد با هر فرد، شما نماینده فرهنگ شرکت هستید.

۶. درباره‌ی جایگاه شغلی مورد نظر اطلاعات داشته‌باشید
تا جایی که می‌توانید، درباره نقشی که برای استخدام در نظر دارید آگاهی کسب کنید. بسیاری از استخدام‌کنندگان تنها روی الزامات مربوط به نقش تمرکز می‌کنند؛ اما این در حالی است که باید بتوانید متقاضیان بالقوه را برای شکار استعداد شناسایی کنید.

۷. همه موارد را در رزومه‌ی داوطلب بررسی کنید
یکی دیگر از نکات مهم درباره شکار استعداد که می‌تواند شما را از سردرگمی زیاد رها کند، اطمینان از درست‌بودن همه موارد در رزومه داوطلب است. گاهی داوطلبان، درباره‌ی مدت‌زمانی که در یک موقعیت بوده‌اند یا سایر جزئیات رزومه خود دروغ می‌گویند.

منبع: indeed.com
✳️ چرا نمی‌توان عقاید مردم را تغییر داد؟

✅ در نظر بگیرید شخصی در فامیل شما وجود دارد که او را دوست ندارید و عقایدش ۱۸۰ درجه با شما تفاوت دارد. حالا آن شخص سعی می‌کند در مورد یک مسئله که اختلاف نظر دارید شما را قانع کند، ولی آن فرد هرچقدر تلاش می‌کند که شما را بیشتر قانع کند، نه تنها هیچ تاثیری روی شما نمی‌گذارد بلکه شما را لجبازتر هم می‌کند و حالا شما حتی از قبل هم بیشتر به درست بودن عقایدتان اطمینان پیدا می‌کنید و در مقابل اندیشه آن فرد بیشتر گارد می‌گیرید!

▪︎آزمایشی در آمریکا بر روی دموکرات‌ها و جمهوری‌خواه‌های متعصب انجام شد. به هر دو گروه گفتند شما به مدت سه هفته باید فقط اخبار جبهه مخالف را بخوانید و بشنوید(روزنامه، تلویزیون، کانال‌های خبری مختلف و...). این کار انجام شد و خب انتظار می‌رفت بعد از سه هفته کمی از تعصبات هر دو گروه کم شده و به جناح مقابل تمایل پیدا کنند ولی نتیجه برعکس شد اتفاقا متعصب‌تر از قبل شدند!

▪︎پایه و اساس مناظره‌های سیاسی هم همین است. تاحالا دیدید مناظره‌ها به نتیجه‌ای برسند؟ یا یک طرف مناظره قانع شود و بگوید اوکی حق با شماست و شما درست می‌گویید؟ خیر این اتفاق نیافتاده و نمی‌افتد. مناظره‌ها بخاطر این نیست که طرف مقابل را قانع کنند، بلکه بخاطر این مناظره را برگزار می‌کنند که افرادی که راجع به درستی جبهه فکری موافقشان شک دارند، این شکشان به یقین تبدیل شود.

▪︎به این پدیده در اقتصاد رفتاری، پس‌زدگی یا اثرمعکوس می‌گویند. اثر معکوس که به آن پس زدگی هم می‌گویند به طور کلی این نکته را بیان می‌کند که اگر با شخصی صحبت کنید که عمیقاً به چیزی اعتقاد دارد و حقایقی را بیان کنید که کاملاً با باور او مغایرت داشته باشد، نمی‌توانید نظر او را تغییر دهید بلکه اتفاقا با این کار کمک می‌کنید باورهای قبلیش را تقویت کنید.

■در یک دنیای ایده آل و منطقی، انسان‌ها وقتی با شواهدی مواجه می‌شوند که با عقایدشان تناقض دارد، ابتدا آن را ارزیابی و بررسی می‌کنند و سپس باورهایشان را مطابق آن تطبیق می‌دهند؛ اما در واقعیت اینطور نیست. به جای آنکه افراد در ارتباط با عقایدشان شک و تردید کنند، اطلاعات جدید را نمی‌پذیرند و بیش از پیش روی حرف خودشان می‌ایستند و موضع می‌گیرند.

▪︎چرا اثر معکوس اتفاق می‌افتد؟ وقتی کسی با شرایطی رو به رو شود که حس کند نظرات، باورها و عقاید کنونی او اشتباه و غلط است، احساس خطر می‌کند، مخصوصا وقتی که این باورها هویت و ایدئولوژی یک نفر را زیر سوال ببرد. در نتیجه، این احساسات منفی در توانایی پذیرش و آنالیز اطلاعات جدید اثر منفی می‌گذارد و این واقعیت منجر به این می شود که اطلاعات جدید را نپذیرد و در نتیجه، اثر پس زدگی را تجربه کند.

▪︎وقتی حس می‌کنید طرف مقابل شما باور غلطی دارد، مستقیما با اطلاعات متناقض، او را به چالش نکشید که بخواهد در مقابل شما گارد بگیرد. به‌ جای این که او را به چالش بکشید، از او بخواهید استدلالش را به شما توضیح دهد و او شما را قانع کند. با این کار خودش متوجه ضعف‌های استدلال خودش می‌شود.
تولید جهان در یک‌قدمی رکود

💠 تولید جهان رشد چندانی ندارد. نزول رشد شاخص تولیدات صنعتی جهان به مثبت نیم‌درصد در چهارمین ماه از سال ۲۰۲۳ تاییدکننده اوضاع نگران‌‌‌کننده صنایع جهان است. به‌رغم اینکه چین از منظر رشد تولید دست بالا را در بخش صنعت دارد؛ اما از منظر رقابت‌پذیری، همچنان پشت سر رهبر صنعتی جهان یعنی آلمان است و باقی قطب‌‌‌های اقتصادی مختلف جهان پشت‌سر این دوکشور در حرکت هستند...

🔗گزارش کامل

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
🔺 چرایی مسیر غیر هم جهت

⁉️ شتاب رشد نقدینگی و پایه پولی؟!

🖌 کاهش شتاب رشد نقدینگی، در ماههای اخیر به تنهایی خبر  مثبتی است ، ولی روند کسری بودجه و ناترازی مالی دولت و نیز روند سایرکل های پولی و ترکیب نقدینگی و دلایل کاهش شتاب رشد نقدینگی ،همچنان نگران کننده است.

🖌 رشد۴۲.۴ درصدی یکساله پایه پولی یعنی  ۲۶۶ هزار میلیارد تومان چاپ پول ظرف یکسال ۱۴۰۱ و تداوم آن در بهار ۱۴۰۲ در دولت سیزدهم را بایستی خیلی جدی گرفت.

🖌 درست است که  بخشی از کاهش شتاب رشد نقدینگی به دلیل افزایش سپرده قانونی برخی بانک ها و کنترل ترازنامه بانکها در خلق نقدینگی بوده است، اما همه کاهش ضریب فزاینده صرفاً  به دلیل  افزایش سپره قانونی نبوده و لذا ، در دل خود پتانسیل برگشت شتاب رشد نقدینگی را دارا هست  و این نحوه بیان که نگرانی از رشد پایه پولی بی مورد است ، خودش  موجب نگرانی است!

🖌 درواقع در حال حاضر هزینه مربوط به بخشی از کاهش ضریب فزاینده را سیستم ناتراز بانکی، با پرداخت سپرده قانونی بیشتر،  تحمل می کند و لذا ، ناترازی بانکها بیشتر و ریسک آنها تشدید شده است و این روند در میان مدت  قابل دوام نیست. بگذریم که اصلاً افزایش سپرده قانونی به عنوان ابزار سیاست پولی از دهه ۸۰ میلادی در حال منسوخ شدن است. بنابراین بانک مرکزی،  مستقیم یا غیر مستقیم مجبور به تزریق نقدینگی به اقتصاد برای کمک به تراز کردن وضع مالی آن بانکها خواهد شد.

🖌 مگر رئیس جمهور اعلام نکرد ما کنترل و مهار تورم را در رکود نمی بینیم بلکه در رشد می بینیم؟! تناقض سیاست انقباضی در اقتصاد، یعنی محدود کردن وام دهی بانکها  و رشد وحشتناک بدهی بانک ها به بانک مرکزی با سیاست اعلامی آقای رئیسی چگونه توجیه می شود؟ مگر اینکه بپذیریم یک سیاست هماهنگی در دولت وجود ندارد!

🖌 در بخشی از گزارش تحولات متغیرهای پولی اخیر، بانک مرکزی افزایش پایه پولی را به تامین اعتبارات ارزی مورد نیاز نهاده های کشاورزی و دارو و اجرای برنامه مردمی سازی و توزیع عادلانه یارانه ها، نسبت داده است که به معنی تامین مالی کسری بودجه از محل منابع بانک مرکزی است که خود خلاف ادعاهای رییس جمهور ‌و وزیراقتصاد مبنی بر عدم استفاده از منابع بانک مرکزی برای بودجه است.

🖌 براساس گزارش های آماری بانک مرکزی از  متغیرهای پولی در پایان سال ۱۴۰۱ ، از بین دو جزء نقدینگی یعنی پول و شبه پول، رشد پول همچنان زیاد است  و نرخ رشد آن در ماه پایانی ۱۴۰۱ به ۶۵٪ و لذا سهم پول از کل نقدینگی به رقم  ۲۵.۷٪  رسیده است. این نسبت در سال ۱۴۰۰ معادل ۲۰.۴٪ بوده است که افزایش آن همچنان نشانه تداوم انتظارات تورمی است.

🖌 به عنوان نکته پایانی، توجه جدی دولت و مجموعه حاکمیت را به چاره جویی فوری برای حل معضل مزمن ولی اخیراً شتاب گرفته ناترازی بانکها جلب می کنم.

🖌 تداوم روند اضافه برداشت ها ، زیان و ناترازی مالی برخی بانکهای دولتی و غیر دولتی ، قطعاً هرگونه سیاست پولی هرچند درست را خنثی می کند./ دنیای اقتصاد
🔸همه ما دوست داریم رشد کنیم و‌ بتونیم به اهدافمون برسیم و موفق بشیم. برای همین باید همیشه خودمون و مسیرمون رو ارزیابی کنیم و ببینیم برای موفقیت دقیقاً به چه چیز‌هایی نیاز داریم
🔹مثلاً اگه به مهارت خاصی نیاز داریم، راجع بهش کتابی رو بخونیم یا حتی دوره‌ای رو بگذرونیم. در کنار این‌ کار‌ها یه راه دیگه هم کمکمون می‌کنه اینه که سراغ افراد موفق بریم و ببینیم اون‌ها چطوری موفق شدن
🔸استفاده از تجربه و تکنیک‌های افراد موفق می‌تونه بهمون دید بده و همینطور کمکمون کنه راحت‌تر توی مسیرمون حرکت کنیم. توی این پست براتون ۶ تا از عادت‌های افراد موفق رو گفتیم
✳️ ۵ فرایند،ازفرآیندهای اصلی در یک کسب و کار

✅ فیلیپ کاتلر، پدر بازاریابی مدرن، در کتاب خود به نام «مدیریت بازاریابی» می‌نویسد:

‌موفقیت یک کسب و کار نه تنها به چگونگی فعالیت هر واحد آن کسب و کار بلکه به میزان هماهنگی آنها برای بهبود و اجرای بهتر فرآیندهای اصلی زیر نیز بستگی دارد:

۱. فرآیند شناخت بازار:
این فرآیند شامل تمامی فعالیت‌های لازم برای جمع‌آوری اطلاعات ضروری از بازار، پخش این اطلاعات در بین واحدهای مختلف شرکت و برنامه‌ریزی طبق این اطلاعات است.

۲. فرآیند خلق محصول جدید:
این فرآیند شامل تمامی فعالیت‌های تحقیق و توسعه، بهبود محصولات کنونی و طراحی محصولات جدید و عرضه آنها به بازار با رعایت زمان‌بندی و بودجه مورد نظر است.

۳. فرآیند جذب مشتری:
این فرآیند شامل کلیه فعالیت‌های لازم برای تعریف و تعیین بازارهای هدف شرکت و یافتن و جذب مشتریان بالقوه است.

۴. فرآیند مدیریت ارتباط با مشتریان: این فرآیند شامل تمام فعالیت‌های لازم برای شناخت عمیق‌تر مشتریان، طراحی ایده‌هایی برای حفظ روابط بلندمدت با آنها و خلق ارزش‌های بیشتر برای آنها است.

۵. فرآیند مدیریت تعهدات شرکت:
این فرآیند شامل کلیه فعالیت‌های لازم برای دریافت و تایید سفارشات مشتریان، تحویل سفارشات در زمان مقرر، جمع‌آوری درآمدهای شرکت و رسیدگی به شکایات مشتریان به دلیل نقض تعهدات شرکت است.
راهنامه مدیر
سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:

بوروکراسی و رشد اقتصادی

👤 امیرحسین خالقی

✍️ فون میزس بزرگ، اقتصاددان نامدار مکتب اتریش، زمانی گفته بود: «تز اصلی دولت‌گرایی این است که اهالی دولت هوشمندتر از مردم هستند و بهتر از خود آنها می‌توانند صلاحشان را تشخیص دهند و البته این چرند محض است!»

✍️ مرد اتریشی نقدهایی جدی‎ به دولت‌گرایی و مداخله دولت در اقتصاد داشت؛ ولی در عین حال معتقد بود دولت در حوزه‌هایی نظیر تامین امنیت و حفظ حقوق مالکیت باید نقش‌آفرینی کند. امروزه می‌بینیم حتی بسیاری از هواداران دولت کوچک هم بر این باورند که وظایفی نظیر تامین دفاع ملی، امنیت داخلی، قانون و قضا، کالاهای عمومی و زیرساخت‌ها برعهده دولت است.

✍️ از این سو کسانی نظیر هانس هرمان هوپه هم هستند که معتقدند حتی همین وظایف حداقلی را هم لازم نیست به دولت بسپریم و استدلال‌های تامل‌برانگیزی هم دارند. اما در مقابل دیدگاه‌های دولت حداقلی می‌شنویم که بسیاری از تجربه توسعه شرق آسیا (سنگاپور، مالزی، تایوان، چین و کره‌جنوبی) و مدل موسوم به دولت توسعه‌گرا سخن می‌گویند که به نقش فعال دولت در فرآیند توسعه و مداخله‌گرایی معتقدند. باری، بحث همچنان بین دیدگاه‌های مختلف داغ است و در ظاهر قرار هم نیست توافقی حاصل شود.

✍️ اما نکته مهم در این میان بحث بوروکراسی‌ها و ظرفیت دولت است؛ وقتی از دولت قوی صحبت می‌کنیم، در بسیاری از موارد منظورمان یک‌بوروکراسی (با نام رسمی «نظام اداری») کارآمد است که می‌تواند ماموریت و وظایف خودش را به‌خوبی پیش ببرد. بوروکراسی بازوی اجرایی سیاسیون است و بناست با رویکردی کارشناسی و فنی به اداره امور عمومی بپردازند...👇

🔗متن کامل سرمقاله

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
📌۳۰ ایده کسب و کار بدون نیاز به سرمایه اولیه

1. اینفلوئنسر رسانه های اجتماعی
2. مدیر رسانه های اجتماعی
3. مروج رویداد آنلاین
4. Scrapbooker
5. بازاریاب ربات
6. طراح UI/UX
7. نویسنده آزاد
8. نویسنده کتاب الکترونیکی
9. کانال یوتیوب
10. پادکستر
11. تصویرگر سفارشی
12. خدمات سفارشی
13. مشاور بازرگانی
14. دستیار مجازی
15. معلم حق التدریس
16. طراح گرافیک
17. طراح وب
18. مربی زندگی
19. مربی شخصی
20. طراح تیشرت
21. حسابدار
22. مربی موسیقی
23. معلم رقص
24. جزئیات خودکار
25. طراح داخلی
26. مترجم
27. رزرو سفر
28. نویسنده شبح
29. برنامه ریز رویداد
30. کسب و کار صفحه تم
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توسعه سنگاپور!
مدیر «خود ناتوان‌ساز» کیست؟

🎯 بسیاری از رهبران سازمانی برای بررسی خود یا محیط اطرافشان وقت کافی اختصاص نمی‌‌‌دهند و این آغاز «خودناتوان‌‌‌سازی» (self-handicapping، یک استراتژی شناختی است که در آن افراد برای جلوگیری از شکست‌‌‌های احتمالی و لطمه دیدن اعتمادبه‌‌‌نفس و عزت‌‌‌نفسشان هیچ تلاشی نمی‌‌‌کنند) است.

🎯 رهبران سازمانی، به دلیل عدم‌اطمینان خودناتوان‌‌‌سازی می‌کنند؛ یعنی گاهی ترجیح می‌دهند کاری را انجام دهند که به آن مسلطند و نسبت به خودشان حس خوبی داشته باشند تا اینکه چیز تازه‌‌‌ای را امتحان کنند و خودشان را در معرض خجالت‌‌‌زدگی یا نتیجه‌‌‌ای پایین‌‌‌تر از کمال مطلوب قرار دهند. رشد معمولا دردناک است. همه ما این را می‌‌‌دانیم. اما رهبران سازمانی موثر یاد می‌‌‌گیرند که ناآگاه بودن می‌تواند بسیار بیشتر و برای مدت بسیار طولانی‌‌‌تری دردناک باشد...👇

🔗اینجا بخوانید

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
🔻 تجربیات تکراری مصائب مستمر در اقتصاد ایران 🔺دکتر آلبرت بغزیان
هنوز ضرباهنگ مصاحبه‌های مسوولان اقتصادی دولت سیزدهم و گروهی از شبه‌کارشناسان نزدیک به دولت در گوشم طنین‌انداز است؛ زمانی که در برهه حذف ارز ترجیحی، اعلام می‌کردند از طریق حذف ارز ترجیحی به دنبال پالایش نظام ارزی کشو از مفاسد و حرکت به سمت تک نرخی شدن نرخ ارز هستند! حتما مخاطبان هم به یاد دارند، دولتمردان با استناد به گزارش‌های سازمان برنامه و بودجه، وزیر اقتصاد و... با صدای بلند می‌گفتند: «حداکثر ۴قلم کالای اساسی مردم مشمول افزایش قیمت ۷الی۸درصدی شده و بازارها وارد دوره‌ای از ثبات و آرامش می‌شوند.» ضمن اینکه اظهار می‌داشتند از این طریق روند فساد و رانت گسترده‌ای که در تخصیص ارز 4200 تومانی وجود دارد به پایان می‌رسد.

شخصا همان روز طی یادداشتی در همین ستون اعلام کردم، هیچکدام از چشم‌اندازهای ارایه شده محقق نشده و بازار اقلام‌مصرفی، خدمات و حتی کالاهای غیر مصرفی با افزایش قیمت‌های بالا مواجه می‌شوند. در ادامه هم تاکید کردم که رانت نه‌تنها پایان نمی‌یابد بلکه روند شتابان‌تری به خود می‌گیرد. امروز با گذشت بیش از 1سال از این ایده، مشخص شده نه تنها هیچکدام از پیش‌بینی‌های اصلاحی دولت محقق نشده است، بلکه اوضاع اقتصادی و معیشتی نامناسب‌تر شده است. امروز قیمت اقلام مصرفی (نه فقط در 4قلم کالا بلکه در مجموعه کالا و خدمات کشور) چندی برابر شده است و یارانه تخصیص داده شده دولتی، عملا بدون اثر است.

برنامه هفتم توسعه نباید با نگاه آرمان‌گرایانه نوشته شود
هادی رضوی از محکومان پرونده بانک سرمایه آزاد شده است
کافی است نگاهی به نرخ مسکن اجاره‌ای، گوشت، ماهی، مرغ، مواد لبنی و انداخته شود تا اشتباه بودن این تصمیم مشخص شود. از سوی دیگر نه تنها ایده نظام ارزی تک‌نرخی محقق نشده، بلکه چندین و چند نرخ ارز در اقتصاد ایران جولان می‌دهد. ارز 28500 تومانی (به جای ارز 4200 تومانی)، ارز 38هزار تومانی مبادله‌ای و ارز بازار آزاد (50هزار تومانی) بخش‌هایی از نرخ ارز در کشورمان است که سر و سامانی ندارد. موضوع رانت و ویژه‌خواری هم نه‌تنها از میان نرفته، بلکه اعداد و ارقام بزرگ‌تری جابه‌جا می‌شود. هر زمان که فرد، جریان یا گروهی در این کشور صحبت از نظام تک‌نرخی ارز می‌کند با خودم می‌گویم که این فرد یا جاهل است یا اینکه به دنبال مفسده‌ای است.

اقتصاد ایران به دلیل تحریم‌های اقتصادی با کمبود ارز مواجه است. وقتی کمبود ارز وجود داشته باشد، نظام تک‌نرخی کردن ارز یک شوخی تلخ است.وقتی توزیع ارز محدود می‌شود و برای کالاهای اساسی نرخ خاصی در نظر گرفته می‌شود، طبیعی است نرخ دوم و سوم هم ایجاد شود. وقتی عنوان می‌شود که ارز دانشجویی فلان نرخ است؛ بدون تردید برای برخی دیگر از نیازها بازار دیگری شکل می‌گیرد. مسافرت‌های خارجی، انتقال سرمایه، واردات، تبدیل ارز و... باعث می‌شوند تا نرخ‌های متعددی شکل بگیرند.

این وضعیت طبیعی در زمان کمبود ارز و تحریم است. حالا اگر دولتی قوی باشد و تخصص را در راس برنامه‌هایش قرار داده باشد، تنها 2نرخ به وجود می‌آید، اما برای دولت‌های فشل، باید منتظر بازار ارزی 3نرخی و بیشتر باشیم. تنها در دولت اصلاحات بود که به دلیل بهبود مناسبات ارتباطی با جهان و تعامل در داخل و خارج نرخ ارز به سمت ثبات و یک نرخی حرکت کرد. اما از سال 1400 به بعد، دولتی که قرار بود با نرخ ارز 4200 تومانی، رانت و فساد ارزی را از میان ببرد، امروز ناچار است نرخ ارز 28500 تومانی تخصیص دهد و فاصله این نرخ تا 50هزار تومان نرخ بازار آزاد، قیمتی است که سوداگران و رانت‌خواران از آن بهره می‌برند.

افراد و جریاناتی که به دولت و نهادهای با نفوذ نزدیک هستند از ارز 28500 تومانی بهره می‌برند و بعد اقلام وارداتی را در بازار آزاد با نرخ آزاد به فروش می‌رسانند! زمانی که ارز 4200 تومانی حذف شد و یارانه‌ها افزایش پیدا کرد، بسیاری از تحلیلگران گفتند این روند باعث رشد تورم، افزایش رانت و بروز مشکلات معیشتی برای مردم می‌شود. هنوز وعده‌های تیم اقتصادی دولت در گوشم زنگ می‌زد. در آن زمان وزیر اقتصاد می‌گفت که افرادی که ارز 4200 تومانی دریافت کرده‌اند، ارز را گرفته و بعد در بازار آزاد فروخته‌اند. یا کالا با ارز ارزان وارد کرده و با نرخ ارز آزاد فروخته‌اند./متن کامل








🌐 کانال با اساتید اقتصاد
👍2
تهران چگونه بهشت ابرثروتمندان شد؟

🔺فرض کنید امروز بدون هیچ محدودیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... آزادید تا به هر آنچه می‌خواهید برسید، حالا گمان کنید این وضعیت برای ادامه زندگی شما و حتی نسل‌های بعد از شما تداوم دارد. چه می‌کنید؟ در ایران احتمالاً اکثر ما با چنین ثروت و قدرتی که از آن ناشی می‌شود به سمت راه‌اندازی امپراتوری خود پیش خواهیم رفت. این فقط یک خیال نیست بلکه زندگی حدود 250 هزار ابرثروتمند در ایران است.

🔺بر اساس آخرین اطلاعاتی که مجله معتبر «فوربس» در سال 2020 منتشر کرد در ایران، حدود ۲۵۰ هزار نفر با ثروت بالاتر از یک میلیون دلار زندگی می‌کنند و به این ترتیب، ایران چهاردهمین کشور جهان از منظر تعداد میلیونرهاست و بالاتر از کشورهایی مانند اسپانیا، روسیه و برزیل قرار دارد و در خاورمیانه نیز جایگاه نخست را به خود اختصاص داده است. به این موضوع باید تورمی را که در سه سال اخیر بسیار شدیدتر شده نیز اضافه کرد و به خاطر داشت عموم این افراد کاسبان تورم هستند. این در حالی است که بر اساس آمارهای رسمی حدود 33 درصد از جمعیت ایران زیر «خط فقر» زندگی می‌کنند و برای تامین ضروریات روزمره با مشکلات جدی مواجه‌اند.

🔺این موضوع نشان‌دهنده شکاف شدید طبقاتی است و به این معنی نیست که اقتصاد کشور لزوماً بر پایه پرورش ثروتمندان است بلکه این وضعیت نتیجه حذف طبقه متوسط است و این‌طور به نظر می‌رسد که تمام ساختارهای کشور از جمله سیاسی، مذهبی، فرهنگی، اقتصادی و... نیز برای حذف طبقه متوسط دست به دست هم داده‌اند؛ حذف طبقه‌ای که وجود آن برای حیات اجتماعی هر کشوری ضروری است.

📌متن کامل را در سایت تجارت فردا مطالعه کنید.

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir