✳️ جنگ پنهان با تغییر!
✅ گاهی بدون آنکه بدانیم و متوجه باشیم، ممکن است درگیر مبارزه با تغییر شویم. این جنگ پنهان با تغییر ممکن است در بلندمدت به ضرر ما تمام شود. اما از کجا میشود فهمید که ما درگیر این جنگ پنهان با تغییر هستیم یا نه؟ در اینجا به هفت نشانه این جنگ پنهان اشاره میکنیم.
۱. دارید برای یک بازی جدید، از همان قواعد قدیمی استفاده میکنید: متاسفانه بازی قدیمی شما تمام شده است. فشار بازار و رقابت، بازی جدیدی را به پا کرده که قواعد تازه هم دارد. مثلا اگر هنوز از نرم افزارهای جدید منابع انسانی برای مدیریت منابع ارزشمند خود استفاده نمیکنید، ناخودآگاه دارید در برابر تغییر و ورود به دنیای دیجیتال مقاومت میکنید.
۲. از پذیرش وظایف جدید طفره میروید: دو دلیل برای این کار وجود دارد. یا از ناشناختهها میترسید که عین مقاومت است و یا حجم کارتان بالاست. اگر وضعیت دوم را دارید باید بدانید که به کارگیری روشهای جدید سرتان را خلوتتر خواهد کرد.
۳. سعی دارید روند کارها را کند کنید: در عصر جدید نمیتوانید برای هر اتفاق تازهای که میافتد، روند کارها را کند کنید تا بفهمید چه خبر است. باید بدانید از این به بعد این اتفاقات تازه بیشتر هم میشود. گاهی باید سرعتتان را افزایش دهید.
۴. سخت سعی دارید چیزی که مهار نشدنی است را مهار کنید: آیا میتوانید جلوی خورشید را بگیرید تا طلوع نکند؟ در زندگی اختیار خیلی چیزها با شما نیست، وقتتان را تلف نکنید. کنترل خیلی از تغییرات دست شما نیست، پس سعی در کنترل آن نداشته باشید.
۵. دارید نقش قربانی را بازی میکنید: جوری رفتار میکنید که همه دلشان برایتان بسوزد و میخواهید ثابت کنید که دارید در راه تغییرات قربانی میشوید. این واکنش قاتل خود شماست. اگر برای ایجاد تناسب بین کار خود و تغییرات صورت گرفته انرژی نگذارید، کسی را پیدا می کنند که این کار را انجام دهد!
۶. امیدوارید کس دیگری وضع را برای شما بهتر کند: اگر میخواهید چنین کسی را پیدا کنید، لازم است به ۱۰۰ سال قبل برگردید! در آن زمان این مدیران بودند که وضع را برای شما بدتر یا بهتر میکردند. اکنون اغلب مسئولیتها به دوش خودتان است.
۷. کاملاً فلج شدهاید: گاهی در برابر تغییر کاملاً فلج میشوید و نمیتوانید واکنشی نشان دهید. لازم است به جای فلج شدن، خودتان به استقبال تغییر بروید.
🟢اگر هر کدام از این هفت علامت خطرناک را در خودتان و یا همکارانتان دیدید، باید بهسرعت دست به کار شوید. تغییر، واقعیت حذف نشدنی زندگی حرفهای امروزین است. با تغییر نجنگید، صلح کنید و بازی برد-برد شکل دهید.
HRyar/ راهنامه مدیر
✅ گاهی بدون آنکه بدانیم و متوجه باشیم، ممکن است درگیر مبارزه با تغییر شویم. این جنگ پنهان با تغییر ممکن است در بلندمدت به ضرر ما تمام شود. اما از کجا میشود فهمید که ما درگیر این جنگ پنهان با تغییر هستیم یا نه؟ در اینجا به هفت نشانه این جنگ پنهان اشاره میکنیم.
۱. دارید برای یک بازی جدید، از همان قواعد قدیمی استفاده میکنید: متاسفانه بازی قدیمی شما تمام شده است. فشار بازار و رقابت، بازی جدیدی را به پا کرده که قواعد تازه هم دارد. مثلا اگر هنوز از نرم افزارهای جدید منابع انسانی برای مدیریت منابع ارزشمند خود استفاده نمیکنید، ناخودآگاه دارید در برابر تغییر و ورود به دنیای دیجیتال مقاومت میکنید.
۲. از پذیرش وظایف جدید طفره میروید: دو دلیل برای این کار وجود دارد. یا از ناشناختهها میترسید که عین مقاومت است و یا حجم کارتان بالاست. اگر وضعیت دوم را دارید باید بدانید که به کارگیری روشهای جدید سرتان را خلوتتر خواهد کرد.
۳. سعی دارید روند کارها را کند کنید: در عصر جدید نمیتوانید برای هر اتفاق تازهای که میافتد، روند کارها را کند کنید تا بفهمید چه خبر است. باید بدانید از این به بعد این اتفاقات تازه بیشتر هم میشود. گاهی باید سرعتتان را افزایش دهید.
۴. سخت سعی دارید چیزی که مهار نشدنی است را مهار کنید: آیا میتوانید جلوی خورشید را بگیرید تا طلوع نکند؟ در زندگی اختیار خیلی چیزها با شما نیست، وقتتان را تلف نکنید. کنترل خیلی از تغییرات دست شما نیست، پس سعی در کنترل آن نداشته باشید.
۵. دارید نقش قربانی را بازی میکنید: جوری رفتار میکنید که همه دلشان برایتان بسوزد و میخواهید ثابت کنید که دارید در راه تغییرات قربانی میشوید. این واکنش قاتل خود شماست. اگر برای ایجاد تناسب بین کار خود و تغییرات صورت گرفته انرژی نگذارید، کسی را پیدا می کنند که این کار را انجام دهد!
۶. امیدوارید کس دیگری وضع را برای شما بهتر کند: اگر میخواهید چنین کسی را پیدا کنید، لازم است به ۱۰۰ سال قبل برگردید! در آن زمان این مدیران بودند که وضع را برای شما بدتر یا بهتر میکردند. اکنون اغلب مسئولیتها به دوش خودتان است.
۷. کاملاً فلج شدهاید: گاهی در برابر تغییر کاملاً فلج میشوید و نمیتوانید واکنشی نشان دهید. لازم است به جای فلج شدن، خودتان به استقبال تغییر بروید.
🟢اگر هر کدام از این هفت علامت خطرناک را در خودتان و یا همکارانتان دیدید، باید بهسرعت دست به کار شوید. تغییر، واقعیت حذف نشدنی زندگی حرفهای امروزین است. با تغییر نجنگید، صلح کنید و بازی برد-برد شکل دهید.
HRyar/ راهنامه مدیر
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:
دو خطای مالیاتستانی
👤 دکتر حسین عباسی
✍️ با کاهش درآمدهای نفتی، دولت به افزایش درآمدهای مالیاتی روی آورده است. موفقیت برخلاف تامین مالی از طریق فروش نفت که رابطهای یکطرفه است، مالیاتگیری رابطهای دوطرفه است که بدون توافق طرفین، امکان پیگیری آن اگر نه محال، حداقل بسیار پرهزینه است.
✍️ چنین امری مستلزم طراحی سیستم مالیاتی است که نمونههای موفق آن در دنیا بهوفور وجود دارد. این سیستم باید به نوعی باشد که همزمان دو نوع خطای محتمل را به حداقل برساند.
✍️ خطای اول فرار مالیاتی است. برای کاهش این خطا، سیستمهای مالیاتی موجود در دنیا بر این امر استوار شدهاند که بتوانند اطلاعات کافی برای برآورد درآمد افراد جمعآوری کنند. نکتهای که اجرای این سیستم را امکانپذیر میکند این است که تمامی افراد دارای پرونده مالیاتی هستند و اطلاعات افراد توسط خود آنها ارائه و بهروز میشود. چنین ساختاری به نظر بدیهی میرسد؛ ولی الزامات آن بسیار گسترده است...
✍️ خطای دوم که کمتر به آن پرداخته میشود، مالیاتگیری ناحق است. دولتها، بهخصوص وقتی که نظارت قانونی بر رفتار آنها قوی نباشد، ممکن است بر مبنای انگیزههای سیاسی، سیستم مالیاتی را طوری طراحی کنند که در نهایت همه مردم یا گروههای بزرگی از مردم آن را تبعیضآمیز و ناحق بدانند.
✍️ اینجاست که رابطه دوطرفه بین دولت و مردم در حوزه مالیاتگیری معنا پیدا میکند. اگر قرار است بخشی از ماحصل تلاش یک فرد به دولت منتقل شود و دولت -و نه فرد- در مورد نحوه خرج آن تصمیم بگیرد، فرد باید در تمامی مراحل مشارکت داشته باشد...
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
دو خطای مالیاتستانی
👤 دکتر حسین عباسی
✍️ با کاهش درآمدهای نفتی، دولت به افزایش درآمدهای مالیاتی روی آورده است. موفقیت برخلاف تامین مالی از طریق فروش نفت که رابطهای یکطرفه است، مالیاتگیری رابطهای دوطرفه است که بدون توافق طرفین، امکان پیگیری آن اگر نه محال، حداقل بسیار پرهزینه است.
✍️ چنین امری مستلزم طراحی سیستم مالیاتی است که نمونههای موفق آن در دنیا بهوفور وجود دارد. این سیستم باید به نوعی باشد که همزمان دو نوع خطای محتمل را به حداقل برساند.
✍️ خطای اول فرار مالیاتی است. برای کاهش این خطا، سیستمهای مالیاتی موجود در دنیا بر این امر استوار شدهاند که بتوانند اطلاعات کافی برای برآورد درآمد افراد جمعآوری کنند. نکتهای که اجرای این سیستم را امکانپذیر میکند این است که تمامی افراد دارای پرونده مالیاتی هستند و اطلاعات افراد توسط خود آنها ارائه و بهروز میشود. چنین ساختاری به نظر بدیهی میرسد؛ ولی الزامات آن بسیار گسترده است...
✍️ خطای دوم که کمتر به آن پرداخته میشود، مالیاتگیری ناحق است. دولتها، بهخصوص وقتی که نظارت قانونی بر رفتار آنها قوی نباشد، ممکن است بر مبنای انگیزههای سیاسی، سیستم مالیاتی را طوری طراحی کنند که در نهایت همه مردم یا گروههای بزرگی از مردم آن را تبعیضآمیز و ناحق بدانند.
✍️ اینجاست که رابطه دوطرفه بین دولت و مردم در حوزه مالیاتگیری معنا پیدا میکند. اگر قرار است بخشی از ماحصل تلاش یک فرد به دولت منتقل شود و دولت -و نه فرد- در مورد نحوه خرج آن تصمیم بگیرد، فرد باید در تمامی مراحل مشارکت داشته باشد...
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
روزنامه دنیای اقتصاد
دو خطای مالیاتستانی
با کاهش درآمدهای نفتی، دولت به افزایش درآمدهای مالیاتی روی آورده است. موفقیت در افزایش پایدار درآمدهای مالیاتی مستلزم بازتعریف رابطه دولت و مردم است. برخلاف تامین مالی از طریق فروش نفت که رابطهای یکطرفه است، مالیاتگیری رابطهای دوطرفه است که بدون توافق…
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
موتورهای ناشناخته توسعه چیست؟ / بررسی تولید ناخالص داخلی ترکیه
🔸 بررسی مسیر رشد و توسعه برخی از کشورهای درحالتوسعه نشان میدهد که بسیاری از آنها متمایل هستند درآمدزایی و توسعهشان مبتنی بر خدمات باشد.
🔸 برای مثال بررسی تولید ناخالص داخلی ترکیه در سالهای گذشته نشان میدهد که گردشگری در درآمدزایی این کشور از اهمیت بالایی برخوردار است. از سال 2013 تا 2019 سهم گردشگری از تولید ناخالص داخلی این کشور حدود 10درصد بوده است.
🔸 در یک دهه گذشته سهم خدمات از تولید ناخالص داخلی ترکیه همواره بالای 50درصد بوده. این در حالی است که سهم صنعت از تولید ناخالص داخلی این کشور از 6/ 26 تا 1/ 31درصد بوده است.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3990745
🔸 بررسی مسیر رشد و توسعه برخی از کشورهای درحالتوسعه نشان میدهد که بسیاری از آنها متمایل هستند درآمدزایی و توسعهشان مبتنی بر خدمات باشد.
🔸 برای مثال بررسی تولید ناخالص داخلی ترکیه در سالهای گذشته نشان میدهد که گردشگری در درآمدزایی این کشور از اهمیت بالایی برخوردار است. از سال 2013 تا 2019 سهم گردشگری از تولید ناخالص داخلی این کشور حدود 10درصد بوده است.
🔸 در یک دهه گذشته سهم خدمات از تولید ناخالص داخلی ترکیه همواره بالای 50درصد بوده. این در حالی است که سهم صنعت از تولید ناخالص داخلی این کشور از 6/ 26 تا 1/ 31درصد بوده است.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3990745
✳️ فارغالتحصیلان کدام رشتهها بیشترین و کمترین شانس اشتغال را دارند؟
🔹 براساس آخرین آمار، فارغالتحصیلان رشتههای پزشکی ۶۳ درصد، علوم انسانی ۴۵ درصد و رشتههای فنی و مهندسی ۴۱ درصد به ترتیب بیشترین شانس اشتغال را در بین فارغالتحصیلان دانشگاهی به خود اختصاص دادهاند.
🔹 همچنین رشتههای هنر، علوم پایه و کشاورزی کمترین تقاضا برای بازار کار در ایران را دارند./ایسنا
🔹 براساس آخرین آمار، فارغالتحصیلان رشتههای پزشکی ۶۳ درصد، علوم انسانی ۴۵ درصد و رشتههای فنی و مهندسی ۴۱ درصد به ترتیب بیشترین شانس اشتغال را در بین فارغالتحصیلان دانشگاهی به خود اختصاص دادهاند.
🔹 همچنین رشتههای هنر، علوم پایه و کشاورزی کمترین تقاضا برای بازار کار در ایران را دارند./ایسنا
✳️ نسل « زِد » چگونه خرید میکند؟
✅ نسل زد در طبقهبندی نسلی افراد بین ۲۰ تا ۲۵ ساله را شامل میشود؛ نسل سوم انقلاب که متولد ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۹ هستند. مواجهه با نسل زد برای بسیاری یک چالش محسوب میشود زیرا به نظر میرسد آنها متفاوت با نسلهای گذشته رفتار میکنند و این رفتار ممکن است به تغییراتی از جمله در رفتار مصرفکننده منجر شود.
🔹از منظر بازاریابی، نسل زد در زمره خریدارانی محسوب میشوند که لذت خرید بسیار برای آنها مهم است. زمانی که محصول نتواند آن طور که باید، انتظاراتشان را برآورده کند، این قشر خاص در مرحله بعدی توجهی به این محصول ندارند و مصرف آن را واگذار یا برای همیشه حذف میکنند.
🔹نتایج این پژوهش نشان داد که نسل زد یکی از دلایل رهاکردن کالا و خدمات را مسائل روانشناسی و گرایشهای فردی و شخصیتی میدانند. آنها عواملی همچون علاقه و توجه به تنوعگرایی، خواص و منحصر بودن در ظواهر و تأثیرگذاری از نظر دیگران، احساس نارضایتی و تجربه ناخوشایند از یک محصول، برند یا فروشگاه، دلزدگی از یک محصول و پاسخگونبودن و ناتوانی محصول در برآورده کردن انتظارات و متناسب نبودن عملکرد و انتظارات را بسیار مؤثر و درخور توجه میدانند.
🔹ازاینرو، بنابر ویژگی بیان شده از دیدگاه ساختگرایی میتوان بیان کرد که نسل زد عوامل افت خرید را از هر چهار منظر روانشناسی، جامعهشناسی، بازاریابی و اقتصاد معرفی کردند و تأکید داشتند که عوامل افت خرید ماحصل رفتارهای قابل کنترل و غیرقابل کنترل است.
🔹ده راهکار اصلی پیشنهادی این پژوهش برای مقابله با افت خرید نسل زد عبارتند از: نیازشناسی پویا، معیارشناسی پویا، رفتارشناسی پویا، نوآوری پویا، مشارکت پویا، متمایزسازی و جایگاهسازی ذهنی، الگوسازی و فرهنگسازی، فروشنده حرفهای، رویکردهای تبلیغاتی واقعگرا و بازاریابی دهان به دهان.
✅ نسل زد در طبقهبندی نسلی افراد بین ۲۰ تا ۲۵ ساله را شامل میشود؛ نسل سوم انقلاب که متولد ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۹ هستند. مواجهه با نسل زد برای بسیاری یک چالش محسوب میشود زیرا به نظر میرسد آنها متفاوت با نسلهای گذشته رفتار میکنند و این رفتار ممکن است به تغییراتی از جمله در رفتار مصرفکننده منجر شود.
🔹از منظر بازاریابی، نسل زد در زمره خریدارانی محسوب میشوند که لذت خرید بسیار برای آنها مهم است. زمانی که محصول نتواند آن طور که باید، انتظاراتشان را برآورده کند، این قشر خاص در مرحله بعدی توجهی به این محصول ندارند و مصرف آن را واگذار یا برای همیشه حذف میکنند.
🔹نتایج این پژوهش نشان داد که نسل زد یکی از دلایل رهاکردن کالا و خدمات را مسائل روانشناسی و گرایشهای فردی و شخصیتی میدانند. آنها عواملی همچون علاقه و توجه به تنوعگرایی، خواص و منحصر بودن در ظواهر و تأثیرگذاری از نظر دیگران، احساس نارضایتی و تجربه ناخوشایند از یک محصول، برند یا فروشگاه، دلزدگی از یک محصول و پاسخگونبودن و ناتوانی محصول در برآورده کردن انتظارات و متناسب نبودن عملکرد و انتظارات را بسیار مؤثر و درخور توجه میدانند.
🔹ازاینرو، بنابر ویژگی بیان شده از دیدگاه ساختگرایی میتوان بیان کرد که نسل زد عوامل افت خرید را از هر چهار منظر روانشناسی، جامعهشناسی، بازاریابی و اقتصاد معرفی کردند و تأکید داشتند که عوامل افت خرید ماحصل رفتارهای قابل کنترل و غیرقابل کنترل است.
🔹ده راهکار اصلی پیشنهادی این پژوهش برای مقابله با افت خرید نسل زد عبارتند از: نیازشناسی پویا، معیارشناسی پویا، رفتارشناسی پویا، نوآوری پویا، مشارکت پویا، متمایزسازی و جایگاهسازی ذهنی، الگوسازی و فرهنگسازی، فروشنده حرفهای، رویکردهای تبلیغاتی واقعگرا و بازاریابی دهان به دهان.
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
حماقت جمعی
❓چگونه استراتژی «احمق بزرگتر» به تشکیل حباب اقتصادی میانجامد؟
💠 یک ضربالمثل معروف میگوید: «برای فرار از خرس، لازم نیست دوندهای سریع باشید فقط کافی است از فرد همراهتان تندتر بدوید.» سرمایهگذارانی هم هستند که باور دارند در یک بازار هیجانی لازم نیست خرید یک دارایی بر اساس ارزش ذاتی آن انجام شود، فقط کافی است یک نفر بعدی باشد که بخواهد آن را از شما گرانتر بخرد.
💠 در دنیای اقتصاد به چنین رویکرد غیرمنطقی در سرمایهگذاری نظریه «احمق بزرگتر» میگویند. این نظریه میگوید برای بسیاری از سرمایهگذاران نه پرریسک بودن یک دارایی اهمیت دارد، نه قیمت بالا یا حتی ارزش ذاتی کم یا زیاد آن، تنها چیزی که اهمیت دارد این است که شخص دیگری پیدا شود که مایل باشد پول بیشتری برای آن پرداخت کند.
💠 در واقع نظریه «احمق بزرگتر» یا نظریه «احمقتر از من» (The Greater Fool Theory) نظریهای در حوزه سرمایهگذاری است که توضیح میدهد چرا یک سرمایهگذار حاضر است برای دارایی یا سهامی پول بدهد که قیمت آن از ارزش ذاتیاش بسیار بیشتر است.
💠 در واقع این رویکردی است مبتنی بر خرید احمقانه و فروش به احمق بعدی که بسیار بر قدرت امید و خوشبینی در میان سرمایهگذاران تاکید دارد؛ امید به افزایش قیمت و فراوانی تعداد احمقها در بازار.
📌متن کامل را در سایت تجارت فردا مطالعه کنید.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
❓چگونه استراتژی «احمق بزرگتر» به تشکیل حباب اقتصادی میانجامد؟
💠 یک ضربالمثل معروف میگوید: «برای فرار از خرس، لازم نیست دوندهای سریع باشید فقط کافی است از فرد همراهتان تندتر بدوید.» سرمایهگذارانی هم هستند که باور دارند در یک بازار هیجانی لازم نیست خرید یک دارایی بر اساس ارزش ذاتی آن انجام شود، فقط کافی است یک نفر بعدی باشد که بخواهد آن را از شما گرانتر بخرد.
💠 در دنیای اقتصاد به چنین رویکرد غیرمنطقی در سرمایهگذاری نظریه «احمق بزرگتر» میگویند. این نظریه میگوید برای بسیاری از سرمایهگذاران نه پرریسک بودن یک دارایی اهمیت دارد، نه قیمت بالا یا حتی ارزش ذاتی کم یا زیاد آن، تنها چیزی که اهمیت دارد این است که شخص دیگری پیدا شود که مایل باشد پول بیشتری برای آن پرداخت کند.
💠 در واقع نظریه «احمق بزرگتر» یا نظریه «احمقتر از من» (The Greater Fool Theory) نظریهای در حوزه سرمایهگذاری است که توضیح میدهد چرا یک سرمایهگذار حاضر است برای دارایی یا سهامی پول بدهد که قیمت آن از ارزش ذاتیاش بسیار بیشتر است.
💠 در واقع این رویکردی است مبتنی بر خرید احمقانه و فروش به احمق بعدی که بسیار بر قدرت امید و خوشبینی در میان سرمایهگذاران تاکید دارد؛ امید به افزایش قیمت و فراوانی تعداد احمقها در بازار.
📌متن کامل را در سایت تجارت فردا مطالعه کنید.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
هفته نامه تجارت فردا
حماقت جمعی
الهام حمیدی / نویسنده نشریه
یک ضربالمثل معروف میگوید:«برای فرار از خرس، لازم نیست دوندهای سریع باشید فقط کافی
Forwarded from دکتر محمود سریع القلم
یک 100 نکته.pdf
5.7 MB
یکصد نکته مدیریتی!
رهبری بد در سازمان و اجتماع
برگرفته از کتاب Bad Leadership
باربارا کِلِرمن استاد دانشگاه هاروارد درباره خوب و بد رهبری در سازمانها و جوامع بسیار نوشته است. در کتاب "رهبری بد"، کِلِرمن مشخصا به موضوع رهبری بد میپردازد که چیست، چگونه پدید میآید و چرا مهم است. او رهبری را از رهبران متمایز میداند و بر این باور است که رهبری از سه مؤلفه رهبر، پیروان و زمینه و زمانه تشکیل میشود. رهبری بد عبارت است از مجموعه رهبر بد و پیروان بد. بدون پیروان، رهبران نمیتوانند بد عمل کنند.
کِلِرمن رهبری بد را به دو دسته تقسیم میکند: بد از لحاظ کارایی و اثربخشی و بد از لحاظ اخلاقی. رهبران بد یا ناکارآمد هستند یا غیراخلاقی یا هر دو. رهبران ناکارآمد و غیرمؤثر منابع را هدر میدهند و به اهداف هم نمیرسند. رهبران غیراخلاقی از هر وسیلهای برای دستیابی به هدف استفاده میکنند.
او بر این اساس هفت گروه رهبری بد را از هم تفکیک میکند:
۱) نالایق
بیعرضه و بیکفایت و فاقد صلاحیت و مهارت که هیچ تغییر مثبتی را رقم نمیزند.
۲)سرسخت
سفت و سخت و تسلیمناپذیر. توانمند اما ناسازگار و ناهمراه با تغییر
۳) نامتعادل
فاقد خودکنترلی که در اندیشه اصلاح خود و بهبود اوضاع نیست.
۴) سنگدل
نادیده گرفتن نیازها و بیاحساسی و بیتوجهی نسبت به خواسته اکثریت بهویژه محرومان و فرودستان
۵) فاسد
دروغگو و متقلب و دزد. ترجیح منفعت شخصی بر منافع عمومی
۶) منزوی
برجعاجنشینی و نادیده گرفتن رفاه دیگرانی که خودی محسوب نمیشوند.
۷) شرور
جنایتکار و شیطانمنش و آسیبرسان به جسم و روان مردم
سه نوع اول، رهبری ناکارآمد و چهار نوع بعد، رهبری غیراخلاقی است. امتزاج این دو معجونی است سمی و شیطانی. نمونه مثالی این امتزاج در افرادی چون آدولف هیتلر و رادوان کارادیچ و رهبران مشهور برخی سازمانها سربرآورده است. واقعیت آن است که رهبران بد، در معنای درست و واقعی کلمه، رهبر نیستند گمراهکننده هستند. البته تردیدی نیست که رهبران اصیل با شخصیتی یکپارچه و روشی شایسته و قصد خدمتگزارانه با چاشنی کارایی و اثربخشی و فضیلت اخلاق در سازمانها و جوامع کم نیستند و همآنان هستند که به هدایت و تغییر و تحول ژرف انسانها همت میکنند، اما از چیستی و چگونگی و چرایی رهبری بد و تآثیر سوء و عمیق آن نباید غافل شد./مسعود بینش - هم آفرینی آینده
برگرفته از کتاب Bad Leadership
باربارا کِلِرمن استاد دانشگاه هاروارد درباره خوب و بد رهبری در سازمانها و جوامع بسیار نوشته است. در کتاب "رهبری بد"، کِلِرمن مشخصا به موضوع رهبری بد میپردازد که چیست، چگونه پدید میآید و چرا مهم است. او رهبری را از رهبران متمایز میداند و بر این باور است که رهبری از سه مؤلفه رهبر، پیروان و زمینه و زمانه تشکیل میشود. رهبری بد عبارت است از مجموعه رهبر بد و پیروان بد. بدون پیروان، رهبران نمیتوانند بد عمل کنند.
کِلِرمن رهبری بد را به دو دسته تقسیم میکند: بد از لحاظ کارایی و اثربخشی و بد از لحاظ اخلاقی. رهبران بد یا ناکارآمد هستند یا غیراخلاقی یا هر دو. رهبران ناکارآمد و غیرمؤثر منابع را هدر میدهند و به اهداف هم نمیرسند. رهبران غیراخلاقی از هر وسیلهای برای دستیابی به هدف استفاده میکنند.
او بر این اساس هفت گروه رهبری بد را از هم تفکیک میکند:
۱) نالایق
بیعرضه و بیکفایت و فاقد صلاحیت و مهارت که هیچ تغییر مثبتی را رقم نمیزند.
۲)سرسخت
سفت و سخت و تسلیمناپذیر. توانمند اما ناسازگار و ناهمراه با تغییر
۳) نامتعادل
فاقد خودکنترلی که در اندیشه اصلاح خود و بهبود اوضاع نیست.
۴) سنگدل
نادیده گرفتن نیازها و بیاحساسی و بیتوجهی نسبت به خواسته اکثریت بهویژه محرومان و فرودستان
۵) فاسد
دروغگو و متقلب و دزد. ترجیح منفعت شخصی بر منافع عمومی
۶) منزوی
برجعاجنشینی و نادیده گرفتن رفاه دیگرانی که خودی محسوب نمیشوند.
۷) شرور
جنایتکار و شیطانمنش و آسیبرسان به جسم و روان مردم
سه نوع اول، رهبری ناکارآمد و چهار نوع بعد، رهبری غیراخلاقی است. امتزاج این دو معجونی است سمی و شیطانی. نمونه مثالی این امتزاج در افرادی چون آدولف هیتلر و رادوان کارادیچ و رهبران مشهور برخی سازمانها سربرآورده است. واقعیت آن است که رهبران بد، در معنای درست و واقعی کلمه، رهبر نیستند گمراهکننده هستند. البته تردیدی نیست که رهبران اصیل با شخصیتی یکپارچه و روشی شایسته و قصد خدمتگزارانه با چاشنی کارایی و اثربخشی و فضیلت اخلاق در سازمانها و جوامع کم نیستند و همآنان هستند که به هدایت و تغییر و تحول ژرف انسانها همت میکنند، اما از چیستی و چگونگی و چرایی رهبری بد و تآثیر سوء و عمیق آن نباید غافل شد./مسعود بینش - هم آفرینی آینده
✳️ استراتژی کسب و کار
✅ با ارزش ترین شرکت های جهان تصادفی در آن نقطه قرار نگرفته اند. آنها تیم ها و عملکرد فوق العاده ای دارند و ممکن است شانس هم با آنها همراه باشد، اما پشت هر شرکت بزرگ یک استراتژی عالی وجود دارد.
🟢کلمه "استراتژی" برای افراد ممکن است به معانی مختلفی استفاده شود. مثلا می تواند به معنای تفکر در سطح بالاتر یا خارج شدن از جزئیات روزمره باشد.
🔵اما استراتژی برای من، به معنای چیزی بسیار خاص است و آن نگاه کردن به همه فرصت های پیش روی سازمان و تصمیم گیری در مورد مناسب ترین گزینه است. استراتژی یکی از کارهای اصلی است که می توانید برای ایجاد ارزش برای سازمان خود انجام دهید، اما چگونه می توانید آن را به خوبی انجام دهید؟
🟤همه چیز با یک سوال شروع می شود. از بین تمام کارهایی که میتوانیم به عنوان یک شرکت انجام دهیم، زمان و توجه خود را کجا متمرکز کنیم؟ تقریباً انگار در ابتدای یک رشته کوه هستید و به تمام قلهها نگاه میکنید و سعی میکنید از خود بپرسید: «کدام قله را میخواهیم دنبال کنیم، و کدام قله است که بهتر از هر کس دیگری موقعیت رسیدن به آن را داریم؟».
👤دن شاپرو، مدیر عامل لینکدین
بازنشراز: راهنامه مدیر
✅ با ارزش ترین شرکت های جهان تصادفی در آن نقطه قرار نگرفته اند. آنها تیم ها و عملکرد فوق العاده ای دارند و ممکن است شانس هم با آنها همراه باشد، اما پشت هر شرکت بزرگ یک استراتژی عالی وجود دارد.
🟢کلمه "استراتژی" برای افراد ممکن است به معانی مختلفی استفاده شود. مثلا می تواند به معنای تفکر در سطح بالاتر یا خارج شدن از جزئیات روزمره باشد.
🔵اما استراتژی برای من، به معنای چیزی بسیار خاص است و آن نگاه کردن به همه فرصت های پیش روی سازمان و تصمیم گیری در مورد مناسب ترین گزینه است. استراتژی یکی از کارهای اصلی است که می توانید برای ایجاد ارزش برای سازمان خود انجام دهید، اما چگونه می توانید آن را به خوبی انجام دهید؟
🟤همه چیز با یک سوال شروع می شود. از بین تمام کارهایی که میتوانیم به عنوان یک شرکت انجام دهیم، زمان و توجه خود را کجا متمرکز کنیم؟ تقریباً انگار در ابتدای یک رشته کوه هستید و به تمام قلهها نگاه میکنید و سعی میکنید از خود بپرسید: «کدام قله را میخواهیم دنبال کنیم، و کدام قله است که بهتر از هر کس دیگری موقعیت رسیدن به آن را داریم؟».
👤دن شاپرو، مدیر عامل لینکدین
بازنشراز: راهنامه مدیر
👍1
✳️ مهارت حل تعارض در سازمان
✅ اشتباهات رایج در حل تعارض:
⭕ اگر بخواهیم همان اول که حل تعارض را یاد گرفتیم ، تمام تعارض ها را حل کنیم!
برای حل تعارض، ممکن است که اشتباه کنیم،اما دوباره امتحان کنیم و هر بار اصلاحش کنیم.
⭕ مجبورش می کنم،جور دیگری رفتار کنه! تغییرش می دم!
ممکن است در لحظه بتوانیم کسی را مجبور کنیم اما در بلندمدت،امکان ندارد.در حقیقت آدم ها را نمی توان تغییر داد.
⭕اینقدر بهش محبت می کنم که عوض بشه!
آدم ها را نمی توان تغییر داد،اما می توان روی آنها نفوذ گذاشت.
⭕توجه به نقاط اشتباه
بیشتر ما در زندگی،تمرکزمان روی نقاط سیاه می رود.در این شرایط، این نقاط، بزرگتر دیده می شوند.
⭕به جای توجه روی خودمون روی دیگران توجه می کنیم.
هنگام بوجود آمدن تعارض،آگاه نیستیم که خودم در این تعارض چه کار می کنم،چه می خواهم،چه رفتاری دارم و من مسئول چه چیزی هستم.
⭕دنبال آموزش مهارت حل تعارض به طرف مقابلمون هستیم.
بیشتر ما وقتی این جور مطالب آموزشی را یاد می گیریم،با خود می گوییم:ای کاش او این ها رو می دونست.ای کاش او این ها رو می فهیمد.ای کاش او هم این مقاله رو می خوند.خوبه برم این مطالب رو بهش یاد بدم.
در این شرایط،تمرکز را به جای خودمان روی شخص مقابل می گذاریم.
خبر بد این است که اگر هر چه را بلدیم،به زور به طرف مقابل یاد دهیم،او از آموزش و تغییر متنفرمی شود.
✅ اشتباهات رایج در حل تعارض:
⭕ اگر بخواهیم همان اول که حل تعارض را یاد گرفتیم ، تمام تعارض ها را حل کنیم!
برای حل تعارض، ممکن است که اشتباه کنیم،اما دوباره امتحان کنیم و هر بار اصلاحش کنیم.
⭕ مجبورش می کنم،جور دیگری رفتار کنه! تغییرش می دم!
ممکن است در لحظه بتوانیم کسی را مجبور کنیم اما در بلندمدت،امکان ندارد.در حقیقت آدم ها را نمی توان تغییر داد.
⭕اینقدر بهش محبت می کنم که عوض بشه!
آدم ها را نمی توان تغییر داد،اما می توان روی آنها نفوذ گذاشت.
⭕توجه به نقاط اشتباه
بیشتر ما در زندگی،تمرکزمان روی نقاط سیاه می رود.در این شرایط، این نقاط، بزرگتر دیده می شوند.
⭕به جای توجه روی خودمون روی دیگران توجه می کنیم.
هنگام بوجود آمدن تعارض،آگاه نیستیم که خودم در این تعارض چه کار می کنم،چه می خواهم،چه رفتاری دارم و من مسئول چه چیزی هستم.
⭕دنبال آموزش مهارت حل تعارض به طرف مقابلمون هستیم.
بیشتر ما وقتی این جور مطالب آموزشی را یاد می گیریم،با خود می گوییم:ای کاش او این ها رو می دونست.ای کاش او این ها رو می فهیمد.ای کاش او هم این مقاله رو می خوند.خوبه برم این مطالب رو بهش یاد بدم.
در این شرایط،تمرکز را به جای خودمان روی شخص مقابل می گذاریم.
خبر بد این است که اگر هر چه را بلدیم،به زور به طرف مقابل یاد دهیم،او از آموزش و تغییر متنفرمی شود.
✳️ جهش خط فقر
✅ خط فقر چند مدل تعریف میشود؛ یک شکل آن برای کشورهای در حال توسعه از جمله ایران است که خط فقر مطلق مورد بررسی است. یعنی مردم بتوانند به کالاهای اساسی زندگی دسترسی داشته باشند. معیارهایی نیز برای تعیین سبدکالا وجود دارد. اصلیترین کالا مورد نیاز در این سبد، غذا در نظر گرفته میشود. محاسبات خط فقر در حال حاضر درایران مشخص نیست چگونه است، اما در کل این محاسبه بر این اساس است که افراد هزینههای غیرمتعارف نداشته باشند. اگر شخصی بیماری خاص داشته باشد، هزینههای آن بیماری نیز باید به زندگی او افزوده شود، اما در کشور ما دادههای چنین مسئلهای برای محاسبهی خط فقر وجود ندارد. با هر محاسبهای اندازه بگیریم خط فقر همین عدد فعلی است.
🔹خط فقر را باید نسبت به هر منطقه محاسبه کرد. در مناطق مختلف بر اساس میزان توسعه یافتگی یا توسعه نیافتگی این عدد متفاوت است؛ بنابراین مخارج یک زندگی در تهران با یک منطقه محروم کشور با هم فرق میکند و طبیعتا خط فقر باید جدا حساب شود. آنچه که در مجموع وجود دارد این است که در کشور ما مسئلهی خط فقر همین حدود اعداد فعلی و یا شاید بیشتر است. یکی از اقلامی که در خط فقر محاسبه میشود هزینه مسکن است. هزینه مسکن ممکن است با توجه به قیمت مسکن کلانشهرها برای یک خانوار ۴ نفره متفاوت باشد؛ به هر صورت با این تفاسیر نزدیک ۲۸ میلیون تومان است. در هر صورت مردم باید به یک حداقل زندگی انسانی و شرافتمند دسترسی داشته باشند.
🔹هدف محاسبه دولتها از خط فقر این است که به مردم خودش بگوید که در چه وضعیتی زندگی میکنند و چگونه باید زندگی مردم را در یک سطح قابل قبولی قرار دهند. یکی از ویژگیهای فقر این است که دولتها بتوانند تشخیص دهند که چه گروههایی از مردم دچار آسیباند و این آسیب میتواند موجب نارضایتیها و بروز ناآرامیها در هر کشوری شود. به همین دلیل دولتها نسبت به تعیین خط فقر حساس اند. گاهی نیز تلاش میشود خط فقر کمتر نشان داده شود.
🔹 جامعه کارگری و بخش قابل توجهی از کارکنان دولت زیر خط فقر قرار میگیرند. حقوق اداره کار که اصلا مسخره است و قابل ذکر نیست. الان حدود ۱۰ درصد هزینه خانوارها بهداشت است، در مورد خانوارهای فقیر گاهی تا ۳۰ درصد هزینههای غذایی مطرح است، همینطور هزینههای آموزش و... رقمهای قابل توجهی را تشکیل میدهد. دولت و حاکمیت تعهدات قانونی خود را کاملا کنار گذاشته اند و طبیعتا پیامدهایش همین وضعیت فعلی است. اگر دولت و حاکمیت تعهدات قانونی خود را عملی کند بخش قابل توجهی از هزیههای خانوادههای کارگری و نیروی کار عملا مرتفع میشود.
🔹قطعاً هیچوقت اینطور نبود و تا این حد مشکل معیشتی در خانوادهها وجود نداشت. باتوجه به اینکه ارزش پول ملی هر روز توسط خود حاکمیت کاهش داده شده، دستمزدها به همان نسبت افزایش نداشته است. این روند باعث ایجاد وضعیت معیشتی فاجعهبار شده است. علت اصلی این موضوع را باید در وضعیت قیمت ارز و قدرت خرید مردم جستجو کرد که عمدتا سیاستهای بخش عمومی عامل اصلی گسترش فقر در کشور بوده است. در طی ۳۴ سال بعد از جنگ هر روز قیمت ارز برای تامین کسری بودجه دولت توسط خود دولت افزایش داده اند و مردم نیز فقیرتر شدهاند. به نظر نمیرسد که چشم انداز پیش رو هم با توجه به سیاستهایی که امروز دولت و حاکمیت مطرح میکنند بهتر شود. این وضعیت باید توسط حاکمیت اصلاح شود، تا زمانیکه بی انضباطیهای مالی ادامه یابد و تورم را افزایش دهند وضعیت همین است./ دکترراغفر
✅ خط فقر چند مدل تعریف میشود؛ یک شکل آن برای کشورهای در حال توسعه از جمله ایران است که خط فقر مطلق مورد بررسی است. یعنی مردم بتوانند به کالاهای اساسی زندگی دسترسی داشته باشند. معیارهایی نیز برای تعیین سبدکالا وجود دارد. اصلیترین کالا مورد نیاز در این سبد، غذا در نظر گرفته میشود. محاسبات خط فقر در حال حاضر درایران مشخص نیست چگونه است، اما در کل این محاسبه بر این اساس است که افراد هزینههای غیرمتعارف نداشته باشند. اگر شخصی بیماری خاص داشته باشد، هزینههای آن بیماری نیز باید به زندگی او افزوده شود، اما در کشور ما دادههای چنین مسئلهای برای محاسبهی خط فقر وجود ندارد. با هر محاسبهای اندازه بگیریم خط فقر همین عدد فعلی است.
🔹خط فقر را باید نسبت به هر منطقه محاسبه کرد. در مناطق مختلف بر اساس میزان توسعه یافتگی یا توسعه نیافتگی این عدد متفاوت است؛ بنابراین مخارج یک زندگی در تهران با یک منطقه محروم کشور با هم فرق میکند و طبیعتا خط فقر باید جدا حساب شود. آنچه که در مجموع وجود دارد این است که در کشور ما مسئلهی خط فقر همین حدود اعداد فعلی و یا شاید بیشتر است. یکی از اقلامی که در خط فقر محاسبه میشود هزینه مسکن است. هزینه مسکن ممکن است با توجه به قیمت مسکن کلانشهرها برای یک خانوار ۴ نفره متفاوت باشد؛ به هر صورت با این تفاسیر نزدیک ۲۸ میلیون تومان است. در هر صورت مردم باید به یک حداقل زندگی انسانی و شرافتمند دسترسی داشته باشند.
🔹هدف محاسبه دولتها از خط فقر این است که به مردم خودش بگوید که در چه وضعیتی زندگی میکنند و چگونه باید زندگی مردم را در یک سطح قابل قبولی قرار دهند. یکی از ویژگیهای فقر این است که دولتها بتوانند تشخیص دهند که چه گروههایی از مردم دچار آسیباند و این آسیب میتواند موجب نارضایتیها و بروز ناآرامیها در هر کشوری شود. به همین دلیل دولتها نسبت به تعیین خط فقر حساس اند. گاهی نیز تلاش میشود خط فقر کمتر نشان داده شود.
🔹 جامعه کارگری و بخش قابل توجهی از کارکنان دولت زیر خط فقر قرار میگیرند. حقوق اداره کار که اصلا مسخره است و قابل ذکر نیست. الان حدود ۱۰ درصد هزینه خانوارها بهداشت است، در مورد خانوارهای فقیر گاهی تا ۳۰ درصد هزینههای غذایی مطرح است، همینطور هزینههای آموزش و... رقمهای قابل توجهی را تشکیل میدهد. دولت و حاکمیت تعهدات قانونی خود را کاملا کنار گذاشته اند و طبیعتا پیامدهایش همین وضعیت فعلی است. اگر دولت و حاکمیت تعهدات قانونی خود را عملی کند بخش قابل توجهی از هزیههای خانوادههای کارگری و نیروی کار عملا مرتفع میشود.
🔹قطعاً هیچوقت اینطور نبود و تا این حد مشکل معیشتی در خانوادهها وجود نداشت. باتوجه به اینکه ارزش پول ملی هر روز توسط خود حاکمیت کاهش داده شده، دستمزدها به همان نسبت افزایش نداشته است. این روند باعث ایجاد وضعیت معیشتی فاجعهبار شده است. علت اصلی این موضوع را باید در وضعیت قیمت ارز و قدرت خرید مردم جستجو کرد که عمدتا سیاستهای بخش عمومی عامل اصلی گسترش فقر در کشور بوده است. در طی ۳۴ سال بعد از جنگ هر روز قیمت ارز برای تامین کسری بودجه دولت توسط خود دولت افزایش داده اند و مردم نیز فقیرتر شدهاند. به نظر نمیرسد که چشم انداز پیش رو هم با توجه به سیاستهایی که امروز دولت و حاکمیت مطرح میکنند بهتر شود. این وضعیت باید توسط حاکمیت اصلاح شود، تا زمانیکه بی انضباطیهای مالی ادامه یابد و تورم را افزایش دهند وضعیت همین است./ دکترراغفر
Forwarded from صنعت و اقتصاد
🔴 تورم در چین و تاثیر آن بر اقتصاد جهانی
👈 دادههای تورمی در چین نشان میدهد که احتمال کاهش قیمتهای مصرفکننده (CPI) برای اولین بار از دو سال گذشته وجود دارد.
نگرانیها در مورد ریسک کاهش تورم در دومین اقتصاد بزرگ جهان افزایش یافته است و کاهش تورم در چین منجر به کاهش تقاضا در کامودیتیها میشود و در نهایت می تواند احتمال وقوع رکود در اقتصاد جهان را افزایش دهد.
#اقتصادجهان
#کامودیتی
@industromy
👈 دادههای تورمی در چین نشان میدهد که احتمال کاهش قیمتهای مصرفکننده (CPI) برای اولین بار از دو سال گذشته وجود دارد.
نگرانیها در مورد ریسک کاهش تورم در دومین اقتصاد بزرگ جهان افزایش یافته است و کاهش تورم در چین منجر به کاهش تقاضا در کامودیتیها میشود و در نهایت می تواند احتمال وقوع رکود در اقتصاد جهان را افزایش دهد.
#اقتصادجهان
#کامودیتی
@industromy
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:
لزوم چارهجویی کلی
👤 دکتر علی سرزعیم
✍️ آیا برای اداره بهتر کشور، بهینه آن است که مدیریت دولتی را به کارمندان دولت منحصر کنیم (طبق تفسیر موجود) یا لازم است از توان دیگر نیروهای انسانی موجود در جامعه نیز برای تدبیر بهتر اوضاع بهره برد؟
✍️ قطعا منحصرشدن مدیریت دولت به کارمندان دولت موجب میشود کیفیت حکمرانی نتواند به میزانی که انتظار میرود، بهبود یابد. حضور افراد جدید و باهوش از بخش خصوصی در بخش عمومی و دولتی ایده و انرژیهای جدیدی با خود به همراه میآورد و نظام تصمیمگیری کشور را که فرسوده و دچار روزمرگی است، نجات میدهد.
✍️ ازاینرو نگارنده اعتقاد دارد دولت به جای آنکه در فکر آن باشد تا راهی برای مساله فعلی رئیس سازمان امور اداری و استخدامی پیدا کند، به دنبال اصلاح قانون خدمات کشوری برود و راه را برای ورود افراد شایسته و توانمند از بخش غیردولتی به دولت باز کند. این امر نه تنها مشکل فعلی، بلکه معضل یادشده را که تهدیدی اساسی برای اداره کشور است، از اساس حل خواهد کرد.
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
لزوم چارهجویی کلی
👤 دکتر علی سرزعیم
✍️ آیا برای اداره بهتر کشور، بهینه آن است که مدیریت دولتی را به کارمندان دولت منحصر کنیم (طبق تفسیر موجود) یا لازم است از توان دیگر نیروهای انسانی موجود در جامعه نیز برای تدبیر بهتر اوضاع بهره برد؟
✍️ قطعا منحصرشدن مدیریت دولت به کارمندان دولت موجب میشود کیفیت حکمرانی نتواند به میزانی که انتظار میرود، بهبود یابد. حضور افراد جدید و باهوش از بخش خصوصی در بخش عمومی و دولتی ایده و انرژیهای جدیدی با خود به همراه میآورد و نظام تصمیمگیری کشور را که فرسوده و دچار روزمرگی است، نجات میدهد.
✍️ ازاینرو نگارنده اعتقاد دارد دولت به جای آنکه در فکر آن باشد تا راهی برای مساله فعلی رئیس سازمان امور اداری و استخدامی پیدا کند، به دنبال اصلاح قانون خدمات کشوری برود و راه را برای ورود افراد شایسته و توانمند از بخش غیردولتی به دولت باز کند. این امر نه تنها مشکل فعلی، بلکه معضل یادشده را که تهدیدی اساسی برای اداره کشور است، از اساس حل خواهد کرد.
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
روزنامه دنیای اقتصاد
لزوم چارهجویی کلی
چندی است که یکی از خبرهای کشور موضوع قانونی یا غیرقانونی بودن فعالیت رئیس سازمان امور اداری و استخدامی است. با توجه به اینکه ایشان عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق است و این دانشگاه غیردولتی به شمار میرود، دیوان عدالت اداری تداوم فعالیت ایشان را مغایر با…
❤1👍1
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
جهان چگونه ثروتمند شد؟
🔹 اگرچه نمیتوان به معمای توسعه و توسعهنیافتگی کشورها پاسخ یکدستی داد، اما نتیجه تعامل اسرارآمیز جغرافیا، فرهنگ و نهادها و تغییرات جمعیتی تاثیر قابلتوجهی بر پایداری فقر یا رشد ثروت کشورها داشته است. بنابراین نمیتوان نسخه واحدی برای توسعه اقتصادی و رفع فقر پیچید.
🔹 با این حال اگرچه هنوز فقر شدید در جهان وجود دارد، اما واقعیت این است که این فقر با بروز خلاقیت و تجارت به سرعت در حال کاهش است. این کاهش از دو قرن پیش آغاز شده و در دهههای اخیر شتاب بیشتری گرفته است.
🔹 در ۲۰۰سال گذشته مردم بهبودهایی را در ثروت، سلامتی و اوقات فراغت تجربه کردهاند که در تاریخ بشری بیسابقه است. تولید ناخالص داخلی سرانه بهطور تصاعدی رشد کرده و احتمال زنده ماندن کودکان تا بزرگسالی بیشتر است، مردم عمر طولانیتر و دسترسی آسانتری به تغذیه خوب دارند.
🔹 بهطور خلاصه، کتاب جدید کویاما و روبین با عنوان «جهان چگونه ثروتمند شد» یک نمای کلی از وضعیت ادبیات تاریخ اقتصادی درباره پازل رشد و پیشرفت اقتصادی ارائه میدهد...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3991320
🔹 اگرچه نمیتوان به معمای توسعه و توسعهنیافتگی کشورها پاسخ یکدستی داد، اما نتیجه تعامل اسرارآمیز جغرافیا، فرهنگ و نهادها و تغییرات جمعیتی تاثیر قابلتوجهی بر پایداری فقر یا رشد ثروت کشورها داشته است. بنابراین نمیتوان نسخه واحدی برای توسعه اقتصادی و رفع فقر پیچید.
🔹 با این حال اگرچه هنوز فقر شدید در جهان وجود دارد، اما واقعیت این است که این فقر با بروز خلاقیت و تجارت به سرعت در حال کاهش است. این کاهش از دو قرن پیش آغاز شده و در دهههای اخیر شتاب بیشتری گرفته است.
🔹 در ۲۰۰سال گذشته مردم بهبودهایی را در ثروت، سلامتی و اوقات فراغت تجربه کردهاند که در تاریخ بشری بیسابقه است. تولید ناخالص داخلی سرانه بهطور تصاعدی رشد کرده و احتمال زنده ماندن کودکان تا بزرگسالی بیشتر است، مردم عمر طولانیتر و دسترسی آسانتری به تغذیه خوب دارند.
🔹 بهطور خلاصه، کتاب جدید کویاما و روبین با عنوان «جهان چگونه ثروتمند شد» یک نمای کلی از وضعیت ادبیات تاریخ اقتصادی درباره پازل رشد و پیشرفت اقتصادی ارائه میدهد...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3991320
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 پدرپولدار،پدر بی پول
✍رابرت کیوساکی
✍رابرت کیوساکی
🆘 How to run a business in a dangerous and disorderly world
Bosses are being pulled in all directions by tough new rules of the game. How should they respond?
✳️ مخاطرات کسب وکار
این روزها مدیران شرکت ها و کسب و کارها با قوانین سخت جدید از هر سو کشیده می شوند و نمی دانند چه واکنشی نشان دهند به
راستی بهترین واکنش چیست؟
✴️ مجله اکونومیست در تازه ترین شماره خود به این موضوع پرداخته و نوشته است مدیران عامل شرکت ها همیشه مجبور بوده اند همچون بندبازان رفتار کنند تا بین نیازهای کارکنان تامین کنندگان نیازهای شرکت و بالاتر از همه درخواست های سهامداران تعادل برقرار شود این در حالی است که همواره با محدودیتهای دولتی هم روبه رو بوده اند. اما در حال حاضر این محدودیت ها و کشش های بی پایان شیطانی تر از قبل شده است. در واقع با تلاش دولت ها برای دستکاری رفتار شرکت ها جهان خطرناک و بی نظم می شود حالا شرکت های جهانی و مدیران آنها خود را در وضعیتی می بینند که گویی از هر طرف کشیده می شوند تعداد کمی از شرکت های
چند ملیتی از این بحران دور بوده و آسیب ندیده اند.
Bosses are being pulled in all directions by tough new rules of the game. How should they respond?
✳️ مخاطرات کسب وکار
این روزها مدیران شرکت ها و کسب و کارها با قوانین سخت جدید از هر سو کشیده می شوند و نمی دانند چه واکنشی نشان دهند به
راستی بهترین واکنش چیست؟
✴️ مجله اکونومیست در تازه ترین شماره خود به این موضوع پرداخته و نوشته است مدیران عامل شرکت ها همیشه مجبور بوده اند همچون بندبازان رفتار کنند تا بین نیازهای کارکنان تامین کنندگان نیازهای شرکت و بالاتر از همه درخواست های سهامداران تعادل برقرار شود این در حالی است که همواره با محدودیتهای دولتی هم روبه رو بوده اند. اما در حال حاضر این محدودیت ها و کشش های بی پایان شیطانی تر از قبل شده است. در واقع با تلاش دولت ها برای دستکاری رفتار شرکت ها جهان خطرناک و بی نظم می شود حالا شرکت های جهانی و مدیران آنها خود را در وضعیتی می بینند که گویی از هر طرف کشیده می شوند تعداد کمی از شرکت های
چند ملیتی از این بحران دور بوده و آسیب ندیده اند.
✳️ چرا کارمندان «حواسپرت» میشوند؟
🔴گاهی یک کارمند در محل کار حضور فیزیکی دارد اما ذهنش جای دیگری است. در چنین مواردی، گفته میشود که کارمند از نظر ذهنی، «غایب» است و روی کارش تمرکز ندارد. داشتن چنین فردی در تیم، آزاردهنده است. گاهی او فقط به انجام حداقلها بسنده میکند. گاهی نمیتواند کارها را بهموقع تحویل دهد یا حتی هنگام اجرای پروژههای مهم، مرتکب خطا میشود.
🟢آلیس بویز، روانشناس بالینی میگوید: «دلایل بیشماری باعث غیبت ذهنی کارمند میشود. شاید احساس نادیده گرفتهشدن دارد. شاید شغلش تغییر کرده و دیگر از پس آن برنمیآید. شاید هم مساله شخصی است. شاید هم اصلا نمیداند رفتارش تغییر کرده.»
🔵الیسون ریم، نویسنده و مشاور حوزه کسبوکار میگوید: «صرفنظر از علت، وظیفه شما به عنوان مدیر این است که از او حمایت کنید. هدف این است که ببینید ریشه اینکه او دل بهکار نمیدهد چیست و برای رفعش چه باید کرد؟»
🟤۶ گام برای کمک به چنین کارمندی وجود دارد که از این قرارند:
*۱. مدارک جمع کنید.*
🟡بویز میگوید ابتدا باید ببینید عملکرد این کارمند دقیقا چطور افت کرده. از خودتان بپرسید: «چه کارهایی هست که او از انجامش ناتوان است؟ دقیقا چه تاثیر منفیای روی سازمان گذاشته؟»
ریم میگوید: «همچنین باید دقت کنید که اینها را از کجا میدانید. آیا شخصا افت عملکرد او را مشاهده کردهاید یا از دیگران شنیدهاید؟ آیا مشتریان از او شاکی هستند؟ به مدت زمانی که این روال آغاز شده نیز دقت کنید. آیا مشکل اخیرا پیشآمده؟ یا از ابتدا شاهد افت عملکرد او با یک شیب ثابت بودهاید؟»
*۲. مراجع حل مشکل را بشناسید.*
⚫بویز پیشنهاد میکند قبل از مطرحکردن موضوع با کارمندتان، درباره منابع حل چنین مشکلی در سازمان تحقیق کنید، از جمله برنامههای کمک بهکارکنان، شبکههای سلامت، برنامههای منابع انسانی و دورههای آموزشی. خودتان را به اطلاعات مجهز کنید تا موقع یافتن راهحل با کارمندتان آماده باشید.
*۳. دلسوز باشید.*
⚪وقتی زمان گفتوگوی صریح و صادقانه با کارمندتان رسید، با او مهربان باشید. ریم میگوید: «نشان دهید که واقعا نگرانید و مشتاق حل مشکل او به عنوان یک انسان هستید.» از او سوال بپرسید. شما آنجا نیستید که او را سرزنش کنید. آنجایید که ببینید جریان چیست. به او نشان دهید که عمیقا قصد حمایت از او در عبور از بحران را دارید.
*۴. از او متناسب با شرایطش حمایت کنید.*
🟣ریم میگوید وقتی درک بهتری از مشکل پیدا کردید، باید همراه با او بهدنبال راهحل بگردید. از او بپرسید چه کمکی از دستتان برمیآید. راهحل، بستگی به این دارد که چه چیزی باعث فاصله گرفتن او از کار شده است.
مثلا اگر دلیلش استرس است، به او آزادی عمل دهید؛ اگر دلیل فاصله گرفتنش از کار، فقدان مهارت است، آموزش دهید؛ اگر کارمند مربوطه دچار روزمرگی شده، خلاقیت به خرج دهید. اگر علت عدم حضور ذهنی او، گله و شکایتی مرتبط با کار است، درکش کنید. این یک امر معمول است که یک کارمند بهدلیل مشکلات و روابط میان اعضای تیم، از کار فاصله بگیرد.
*۵. با اعضای تیم روراست باشید.*
🟢ریم میگوید علاوه بر صحبت با کارمندی که با مشکل مواجه است، باید با بقیه اعضا نیز صحبت کنید. «فیل در اتاق» یا همان مشکل غیرقابل انکار را به رسمیت بشناسید. ببینید چه چیزی بیشتر از همه روی اعصاب کارکنان است: زمان هدررفته، کارهای عقبافتاده یا بدخلقیها؛ سپس این مشکلات را با اعضای تیم، رفع و رجوع کنید. حواستان باشد که هر کاری میکنید، به هیچکس برچسب نزنید. مشکل، یک نفر نیست. این مشکل تیم است.
۶. صبور باشید (تا یک جایی).
🔵بویز میگوید ایجاد انگیزه در کارمندی که دل بهکار نمیدهد یکشبه اتفاق نمیافتد. متاسفانه ممکن است هیچوقت اتفاق نیفتد.
اگر راهحلهایی که اعمال کردید، بهنظر جواب نمیدهند، این شاید یک نشانه باشد که آن جایگاه، مناسب آن فرد نیست. در اینجا صداقت ضروری است. حالت ایدهآلش این است که هر دو با هم به این نتیجه برسید که او برای این کار ساخته نشده است. برای آنکه حسن نیتتان را به او نشان دهید، بگویید که در یافتن یک شغل جدید به او کمک خواهید کرد.
بازنشراز: راهنامه مدیر
🔴گاهی یک کارمند در محل کار حضور فیزیکی دارد اما ذهنش جای دیگری است. در چنین مواردی، گفته میشود که کارمند از نظر ذهنی، «غایب» است و روی کارش تمرکز ندارد. داشتن چنین فردی در تیم، آزاردهنده است. گاهی او فقط به انجام حداقلها بسنده میکند. گاهی نمیتواند کارها را بهموقع تحویل دهد یا حتی هنگام اجرای پروژههای مهم، مرتکب خطا میشود.
🟢آلیس بویز، روانشناس بالینی میگوید: «دلایل بیشماری باعث غیبت ذهنی کارمند میشود. شاید احساس نادیده گرفتهشدن دارد. شاید شغلش تغییر کرده و دیگر از پس آن برنمیآید. شاید هم مساله شخصی است. شاید هم اصلا نمیداند رفتارش تغییر کرده.»
🔵الیسون ریم، نویسنده و مشاور حوزه کسبوکار میگوید: «صرفنظر از علت، وظیفه شما به عنوان مدیر این است که از او حمایت کنید. هدف این است که ببینید ریشه اینکه او دل بهکار نمیدهد چیست و برای رفعش چه باید کرد؟»
🟤۶ گام برای کمک به چنین کارمندی وجود دارد که از این قرارند:
*۱. مدارک جمع کنید.*
🟡بویز میگوید ابتدا باید ببینید عملکرد این کارمند دقیقا چطور افت کرده. از خودتان بپرسید: «چه کارهایی هست که او از انجامش ناتوان است؟ دقیقا چه تاثیر منفیای روی سازمان گذاشته؟»
ریم میگوید: «همچنین باید دقت کنید که اینها را از کجا میدانید. آیا شخصا افت عملکرد او را مشاهده کردهاید یا از دیگران شنیدهاید؟ آیا مشتریان از او شاکی هستند؟ به مدت زمانی که این روال آغاز شده نیز دقت کنید. آیا مشکل اخیرا پیشآمده؟ یا از ابتدا شاهد افت عملکرد او با یک شیب ثابت بودهاید؟»
*۲. مراجع حل مشکل را بشناسید.*
⚫بویز پیشنهاد میکند قبل از مطرحکردن موضوع با کارمندتان، درباره منابع حل چنین مشکلی در سازمان تحقیق کنید، از جمله برنامههای کمک بهکارکنان، شبکههای سلامت، برنامههای منابع انسانی و دورههای آموزشی. خودتان را به اطلاعات مجهز کنید تا موقع یافتن راهحل با کارمندتان آماده باشید.
*۳. دلسوز باشید.*
⚪وقتی زمان گفتوگوی صریح و صادقانه با کارمندتان رسید، با او مهربان باشید. ریم میگوید: «نشان دهید که واقعا نگرانید و مشتاق حل مشکل او به عنوان یک انسان هستید.» از او سوال بپرسید. شما آنجا نیستید که او را سرزنش کنید. آنجایید که ببینید جریان چیست. به او نشان دهید که عمیقا قصد حمایت از او در عبور از بحران را دارید.
*۴. از او متناسب با شرایطش حمایت کنید.*
🟣ریم میگوید وقتی درک بهتری از مشکل پیدا کردید، باید همراه با او بهدنبال راهحل بگردید. از او بپرسید چه کمکی از دستتان برمیآید. راهحل، بستگی به این دارد که چه چیزی باعث فاصله گرفتن او از کار شده است.
مثلا اگر دلیلش استرس است، به او آزادی عمل دهید؛ اگر دلیل فاصله گرفتنش از کار، فقدان مهارت است، آموزش دهید؛ اگر کارمند مربوطه دچار روزمرگی شده، خلاقیت به خرج دهید. اگر علت عدم حضور ذهنی او، گله و شکایتی مرتبط با کار است، درکش کنید. این یک امر معمول است که یک کارمند بهدلیل مشکلات و روابط میان اعضای تیم، از کار فاصله بگیرد.
*۵. با اعضای تیم روراست باشید.*
🟢ریم میگوید علاوه بر صحبت با کارمندی که با مشکل مواجه است، باید با بقیه اعضا نیز صحبت کنید. «فیل در اتاق» یا همان مشکل غیرقابل انکار را به رسمیت بشناسید. ببینید چه چیزی بیشتر از همه روی اعصاب کارکنان است: زمان هدررفته، کارهای عقبافتاده یا بدخلقیها؛ سپس این مشکلات را با اعضای تیم، رفع و رجوع کنید. حواستان باشد که هر کاری میکنید، به هیچکس برچسب نزنید. مشکل، یک نفر نیست. این مشکل تیم است.
۶. صبور باشید (تا یک جایی).
🔵بویز میگوید ایجاد انگیزه در کارمندی که دل بهکار نمیدهد یکشبه اتفاق نمیافتد. متاسفانه ممکن است هیچوقت اتفاق نیفتد.
اگر راهحلهایی که اعمال کردید، بهنظر جواب نمیدهند، این شاید یک نشانه باشد که آن جایگاه، مناسب آن فرد نیست. در اینجا صداقت ضروری است. حالت ایدهآلش این است که هر دو با هم به این نتیجه برسید که او برای این کار ساخته نشده است. برای آنکه حسن نیتتان را به او نشان دهید، بگویید که در یافتن یک شغل جدید به او کمک خواهید کرد.
بازنشراز: راهنامه مدیر