✳️ طبق برآورد مکنزی؛ هوش مصنوعی باعث میشود که 12 میلیون نفر در آمریکا تا سال 2030 مجبور به تغییر شغل شوند
👈 مشاغل STEM بیشترین تاثیر را از هوش مصنوعی میگیرند و همزمان تقاضا برای آنها رشد خواهد کرد.
بخش بهداشت و درمان که در حال حاضر 1.9 میلیون فرصت شغلی پرنشده در آن وجود دارد تا 2030 نیازمند 3.5 میلیون نفر دیگر بعنوان دستیار سلامت، تکنسین درمان، کارکنان سلامت و .. خواهد بود و به 2 میلیون نفر هم متخصص درمان مثل پزشکان و پرستاران نیاز خواهد داشت.
مشاغل STEM هم 23 درصد رشد خواهد کرد اما وضعیت برای همه در این بخش یکسان نخواهد و مشاغلی مثل بانکداری، بیمه تحت تاثیر دیجیتالی شدن قرار خواهند گرفت و کارفرمایان به نیروهای با مهارتهای پیشرفته نیاز خواهند داشت.
تقاضا برای نیرو کار در بخشهای پشتیبانی اداری، خدمات مشتری و خدمات غذایی هم بابیشترین کاهش تقاضا مواجه خواهد شد به طوری که تقاضا برای نیرو کار کارمند 1.6 میلیون نفر کمتر خواهد شد، بعلاوه 830 هزار نفر بعنوان فروشنده در خردهفروشیها، 710 هزار دستیار اداری و 630 هزار صندوقدار هم شغل خود را از دست خواهند داد.
👈 مشاغل STEM بیشترین تاثیر را از هوش مصنوعی میگیرند و همزمان تقاضا برای آنها رشد خواهد کرد.
بخش بهداشت و درمان که در حال حاضر 1.9 میلیون فرصت شغلی پرنشده در آن وجود دارد تا 2030 نیازمند 3.5 میلیون نفر دیگر بعنوان دستیار سلامت، تکنسین درمان، کارکنان سلامت و .. خواهد بود و به 2 میلیون نفر هم متخصص درمان مثل پزشکان و پرستاران نیاز خواهد داشت.
مشاغل STEM هم 23 درصد رشد خواهد کرد اما وضعیت برای همه در این بخش یکسان نخواهد و مشاغلی مثل بانکداری، بیمه تحت تاثیر دیجیتالی شدن قرار خواهند گرفت و کارفرمایان به نیروهای با مهارتهای پیشرفته نیاز خواهند داشت.
تقاضا برای نیرو کار در بخشهای پشتیبانی اداری، خدمات مشتری و خدمات غذایی هم بابیشترین کاهش تقاضا مواجه خواهد شد به طوری که تقاضا برای نیرو کار کارمند 1.6 میلیون نفر کمتر خواهد شد، بعلاوه 830 هزار نفر بعنوان فروشنده در خردهفروشیها، 710 هزار دستیار اداری و 630 هزار صندوقدار هم شغل خود را از دست خواهند داد.
✳️ ۱۰ مهارت برتر برای موفقیت
✅ مجمع جهانی اقتصاد یا همان WEF (World Economic Forum) با مطالعه و مصاحبه با ۳۵۰ مدیر ارشد ۹ صنعت در ۱۵ کشور توسعه یافته دنیا به نتایج جالبی درباره ۱۰ مهارت برتری که یک انسان برای موفقیت به آن نیاز خواهد داشت، رسیده اند که در ادامه به آنها پرداخته می شود:
1.Complex Problem Solving
🟢مهارت حل مساله
که در زندگی روزمره بسته به نوع مساله(ساده یا پیچیده)مورد نیاز است. گرچه طراحی و ساختار گرایی به روند حل مساله کمک می کند اما تصمیم گیری به موقع در موقعیت، موفقیت را بیشتر خواهد کرد که شامل: شناسایی مساله، ساختن تصویری واقعی از آن، پیدا کردن راه حل مناسب، تصمیم گیری، پیاده سازی و پایش بازخوردها می شود.
2. Critical Thinking
🔵تفکر انتقادی که از ۲۵۰۰ سال پیش مطرح شده است. فرد با این نوع مهارت توانایی این را خواهد داشت که ارتباط منطقی بین ایده ها را بفهمد و قدرت تشخیص و ارزیابی را داشته باشد. همچنین ارتباط و اهمیت ایده ها را درک کرده و قدرت بیان عقاید و نظرات خود را داشته باشد. این مهارت باعث پیشرفت مهارت های زبانی، خلاقیت و... در فرد می شود.
3.Creativity & Innovation:
🟤یا همان خلاقیت و نوآوری که احتمالا همه با آن آشنا باشند. خلاقیت و نوآوری در واقع تبدیل یک ایده یا تصویر جدید به یک واقعیت است. توانایی دیدن و درک جهان به روشی جدید برای پیدا کردن الگوهای مخفی و نادیده شده. البته خلاقیت و نوآوری دو روند دارد. تفکر و تولید.
اگر ایده یا تفکر جدید داشته باشید ولی نتوانید آن را عملی کنید می توان گفت خلاقیتی ندارید.
4.People Management
🟡مدیریت افراد که اشاره به نقش پذیری به عنوان یک رویه در تربیت افراد یا انگیزه مند کردن آنها برای بهبود و اجرای بهتر است که سخت ترین و مهم ترین نقش در بحث های مدیریتی است.
5. Coordinating with Others
⚪مهارت هماهنگ شدن با دیگران. این مهارت شامل توانایی سازماندهی کار خود و ارتباط دادن آن با دیگران و توجه به فعالیت های مختلف به طور همزمان می باشد؛ البته با اولویت بندی و تفویض امور در صورت لزوم.
6. Emotional Intelligence:
⚫هوش هیجانی. این مهارت اشاره به توانایی فرد برای کنترل احساسات و استفاده از آن برای بالا بردن قدرت تفکر دارد. افراد با هوش هیجانی بالا در تشکیل و حفظ روابط بین فردی و گروهی بهتر عمل می کنند.
7. Judgment & Decision Making
🟠مهارت تصمیم گیری و قضاوت. در این مهارت فرد برای حل مشکلات از بین چند گزینه امکان پذیر، یک گزینه را انتخاب میکند. در این مهارت، ریسک پذیری و قبول آن از طرف فرد بسیار مهم است. این مهارت یک جزء کلیدی از مهارت های مدیریت محسوب می شود.
8. Service- Orientation Management:
⚪مدیریت خدمت گرا که به توانایی و تمایل به پیش بینی، تشخیص و رفع نیاز دیگران گفته می شود. افراد دارای این مهارت در فراهم آوردن رضایتمندی افراد اطراف خود توانا هستند.
9. Negotiation
🔴مذاکره روشی است که افراد آن را برای حل و فصل اختلافات به کار میگیرند.
در این روش افراد برای درک مساله و رسیدن به بهترین نتیجه ممکن تلاش می کنند.
در مذاکره افراد به دنبال منافع متقابل و حفظ یک رابطه کلیدی برای نتیجه ای موفقیت آمیز هستند.
10. Cognitive Flexibility
🟢که از آن به انعطاف پذیری شناختی تعبیر می شود و عبارت است از توانایی ذهن برای سوئیچ بین تفکر در دو مفهوم متفاوت، یا به عبارتی تفکر در مورد مفاهیم متعدد به طور همزمان با در نظر گرفتن جنبه های مختلف فکری./ راهنامه مدیر
✅ مجمع جهانی اقتصاد یا همان WEF (World Economic Forum) با مطالعه و مصاحبه با ۳۵۰ مدیر ارشد ۹ صنعت در ۱۵ کشور توسعه یافته دنیا به نتایج جالبی درباره ۱۰ مهارت برتری که یک انسان برای موفقیت به آن نیاز خواهد داشت، رسیده اند که در ادامه به آنها پرداخته می شود:
1.Complex Problem Solving
🟢مهارت حل مساله
که در زندگی روزمره بسته به نوع مساله(ساده یا پیچیده)مورد نیاز است. گرچه طراحی و ساختار گرایی به روند حل مساله کمک می کند اما تصمیم گیری به موقع در موقعیت، موفقیت را بیشتر خواهد کرد که شامل: شناسایی مساله، ساختن تصویری واقعی از آن، پیدا کردن راه حل مناسب، تصمیم گیری، پیاده سازی و پایش بازخوردها می شود.
2. Critical Thinking
🔵تفکر انتقادی که از ۲۵۰۰ سال پیش مطرح شده است. فرد با این نوع مهارت توانایی این را خواهد داشت که ارتباط منطقی بین ایده ها را بفهمد و قدرت تشخیص و ارزیابی را داشته باشد. همچنین ارتباط و اهمیت ایده ها را درک کرده و قدرت بیان عقاید و نظرات خود را داشته باشد. این مهارت باعث پیشرفت مهارت های زبانی، خلاقیت و... در فرد می شود.
3.Creativity & Innovation:
🟤یا همان خلاقیت و نوآوری که احتمالا همه با آن آشنا باشند. خلاقیت و نوآوری در واقع تبدیل یک ایده یا تصویر جدید به یک واقعیت است. توانایی دیدن و درک جهان به روشی جدید برای پیدا کردن الگوهای مخفی و نادیده شده. البته خلاقیت و نوآوری دو روند دارد. تفکر و تولید.
اگر ایده یا تفکر جدید داشته باشید ولی نتوانید آن را عملی کنید می توان گفت خلاقیتی ندارید.
4.People Management
🟡مدیریت افراد که اشاره به نقش پذیری به عنوان یک رویه در تربیت افراد یا انگیزه مند کردن آنها برای بهبود و اجرای بهتر است که سخت ترین و مهم ترین نقش در بحث های مدیریتی است.
5. Coordinating with Others
⚪مهارت هماهنگ شدن با دیگران. این مهارت شامل توانایی سازماندهی کار خود و ارتباط دادن آن با دیگران و توجه به فعالیت های مختلف به طور همزمان می باشد؛ البته با اولویت بندی و تفویض امور در صورت لزوم.
6. Emotional Intelligence:
⚫هوش هیجانی. این مهارت اشاره به توانایی فرد برای کنترل احساسات و استفاده از آن برای بالا بردن قدرت تفکر دارد. افراد با هوش هیجانی بالا در تشکیل و حفظ روابط بین فردی و گروهی بهتر عمل می کنند.
7. Judgment & Decision Making
🟠مهارت تصمیم گیری و قضاوت. در این مهارت فرد برای حل مشکلات از بین چند گزینه امکان پذیر، یک گزینه را انتخاب میکند. در این مهارت، ریسک پذیری و قبول آن از طرف فرد بسیار مهم است. این مهارت یک جزء کلیدی از مهارت های مدیریت محسوب می شود.
8. Service- Orientation Management:
⚪مدیریت خدمت گرا که به توانایی و تمایل به پیش بینی، تشخیص و رفع نیاز دیگران گفته می شود. افراد دارای این مهارت در فراهم آوردن رضایتمندی افراد اطراف خود توانا هستند.
9. Negotiation
🔴مذاکره روشی است که افراد آن را برای حل و فصل اختلافات به کار میگیرند.
در این روش افراد برای درک مساله و رسیدن به بهترین نتیجه ممکن تلاش می کنند.
در مذاکره افراد به دنبال منافع متقابل و حفظ یک رابطه کلیدی برای نتیجه ای موفقیت آمیز هستند.
10. Cognitive Flexibility
🟢که از آن به انعطاف پذیری شناختی تعبیر می شود و عبارت است از توانایی ذهن برای سوئیچ بین تفکر در دو مفهوم متفاوت، یا به عبارتی تفکر در مورد مفاهیم متعدد به طور همزمان با در نظر گرفتن جنبه های مختلف فکری./ راهنامه مدیر
❤1
سندروم عطش مجازات!
در خیابان در حال رانندگی هستید، ماشین کناری به اشتباه انحراف به چپ می کند و شما را در موقعیت خطرناکی قرار می دهد. در چنین موقعیتی کار درست این است که شما بهترین تصمیم را در کمترین زمان بگیرید و به بهترین شکل ممکن این اتفاق را مدیریت کنید. اما معمولا چه اتفاقی می افتد؟
💎شما قبل از اینکه حادثه را به خوبی پشت سر گذاشته باشید، یعنی حین دست و پنجه زدن برای حل مشکل، با عصبانیت شروع به بوق زدن های ممتد و فریاد کشیدن بر سر راننده خاطی میکنید. بدون شک مهمترین کار در آن زمان این است که کسی آسیب و صدمه ای نبیند، ولی حس نیاز به تنبیه طرف مقابل به ما اجازه منطقی فکر کردن نمی دهد. در این گونه موارد تمام فکر و ذکر ما این است که اشتباه طرف مقابل را با شدیدترین درجه ممکن و در کمترین زمان مجازات کنیم، حتی اگر به قیمت سلامتی خود ما تمام شود.
مادری، فرزند کوچک خودش را به پارک برده است. در حین پیاده روی کودک به زمین میخورد و گریه میکند. مادر بدون در نظر گرفتن این نکته که طبیعت کودک در این سن و سال زمین خوردن و گریه کردن است، برای اینکه حس نیاز به مجازات خودش را ارضا کند، بلافاصله بدون هیچ تحلیلی شروع به فریاد زدن بر سر طفل کوچک می کند.
💢در حال گفتگو با کارمندتان هستید. ایشان در حال توضیح دلیل کاهش عملکرد کاریاش میباشد. با توجه به اینکه شما میل شدید و فوری به تنبیه این کارمند دارید، در همان دقایق اولیه گفتگو به جمع بندی و نتیجه مورد نظر خودتان رسیده اید و سایر توضیحات آن کارمند فایدهای برای او نخواهد داشت، چون شما از آن به بعد توجه ای به دلایل شاید منطقی وی نخواهید کرد.
این مثال ها و مثال های بسیار زیاد دیگری که میتوان مطرح نمود، بیانگر این است که خیلی از ما انسانها در برابر اشتباهات افراد دیگر احساس نیاز شدید و فوری برای مجازات آنها داریم. این پدیده را "سندروم عطش مجازات" نام نهاده ام.
⭕️بسیاری از روانشناسان معتقدند در کنار پاداش، بایستی از ابزار تنبیه نیز در زمان مناسب استفاده نمود. بهترین زمان تنبیه نیز فاصله کمی بعد از انجام کار اشتباه عنوان شده است تا تاثیر بیشتری در جلوگیری از بروز آن اشتباه در آینده داشته باشد. مفهوم عطش مجازات با این نکته ای که بیان کردم، بسیار متفاوت است. در عطش مجازات ما به دنبال اصلاح رفتار فرد مقابل نیستیم، بلکه به دنبال ارضای حس نیاز خودمان به تنبیه و مجازات طرف مقابل هستیم.
✅برای خیلی از انسان ها تمایل به مجازات فوری، جذابیت بیشتری نسبت به تمایل به تشویق فوری دارد و این موضوع می تواند پیامدهای منفی بسیاری داشته باشد.
در خیلی از موارد بخشش و یا حتی بیتفاوتی، اثربخشی بیشتری از مجازات عجولانه خواهد داشت.
❇️افرادی که میزان عطش مجازات در آنها بیشتر است، خودشان در آینده دچار مشکلات رفتاری بیشتری خواهند شد. اینکه ناخودآگاه همیشه منتظر اشتباه دیگران هستند و به تنها چیزی که فکر می کنند مجازات آنها می باشد، رفته رفته آنها را از نظر ذهنی بیمار خواهد کرد.
خیلی وقت ها باید صبر و حوصله بیشتری به خرج داد و با در نظر گرفتن تمامی جوانب تصمیم گرفت و رفتار کرد. زود واکنش نشان ندهید چون چند دقیقه بعد، عذاب وجدان شما را دیوانه خواهد کرد!
در خیابان در حال رانندگی هستید، ماشین کناری به اشتباه انحراف به چپ می کند و شما را در موقعیت خطرناکی قرار می دهد. در چنین موقعیتی کار درست این است که شما بهترین تصمیم را در کمترین زمان بگیرید و به بهترین شکل ممکن این اتفاق را مدیریت کنید. اما معمولا چه اتفاقی می افتد؟
💎شما قبل از اینکه حادثه را به خوبی پشت سر گذاشته باشید، یعنی حین دست و پنجه زدن برای حل مشکل، با عصبانیت شروع به بوق زدن های ممتد و فریاد کشیدن بر سر راننده خاطی میکنید. بدون شک مهمترین کار در آن زمان این است که کسی آسیب و صدمه ای نبیند، ولی حس نیاز به تنبیه طرف مقابل به ما اجازه منطقی فکر کردن نمی دهد. در این گونه موارد تمام فکر و ذکر ما این است که اشتباه طرف مقابل را با شدیدترین درجه ممکن و در کمترین زمان مجازات کنیم، حتی اگر به قیمت سلامتی خود ما تمام شود.
مادری، فرزند کوچک خودش را به پارک برده است. در حین پیاده روی کودک به زمین میخورد و گریه میکند. مادر بدون در نظر گرفتن این نکته که طبیعت کودک در این سن و سال زمین خوردن و گریه کردن است، برای اینکه حس نیاز به مجازات خودش را ارضا کند، بلافاصله بدون هیچ تحلیلی شروع به فریاد زدن بر سر طفل کوچک می کند.
💢در حال گفتگو با کارمندتان هستید. ایشان در حال توضیح دلیل کاهش عملکرد کاریاش میباشد. با توجه به اینکه شما میل شدید و فوری به تنبیه این کارمند دارید، در همان دقایق اولیه گفتگو به جمع بندی و نتیجه مورد نظر خودتان رسیده اید و سایر توضیحات آن کارمند فایدهای برای او نخواهد داشت، چون شما از آن به بعد توجه ای به دلایل شاید منطقی وی نخواهید کرد.
این مثال ها و مثال های بسیار زیاد دیگری که میتوان مطرح نمود، بیانگر این است که خیلی از ما انسانها در برابر اشتباهات افراد دیگر احساس نیاز شدید و فوری برای مجازات آنها داریم. این پدیده را "سندروم عطش مجازات" نام نهاده ام.
⭕️بسیاری از روانشناسان معتقدند در کنار پاداش، بایستی از ابزار تنبیه نیز در زمان مناسب استفاده نمود. بهترین زمان تنبیه نیز فاصله کمی بعد از انجام کار اشتباه عنوان شده است تا تاثیر بیشتری در جلوگیری از بروز آن اشتباه در آینده داشته باشد. مفهوم عطش مجازات با این نکته ای که بیان کردم، بسیار متفاوت است. در عطش مجازات ما به دنبال اصلاح رفتار فرد مقابل نیستیم، بلکه به دنبال ارضای حس نیاز خودمان به تنبیه و مجازات طرف مقابل هستیم.
✅برای خیلی از انسان ها تمایل به مجازات فوری، جذابیت بیشتری نسبت به تمایل به تشویق فوری دارد و این موضوع می تواند پیامدهای منفی بسیاری داشته باشد.
در خیلی از موارد بخشش و یا حتی بیتفاوتی، اثربخشی بیشتری از مجازات عجولانه خواهد داشت.
❇️افرادی که میزان عطش مجازات در آنها بیشتر است، خودشان در آینده دچار مشکلات رفتاری بیشتری خواهند شد. اینکه ناخودآگاه همیشه منتظر اشتباه دیگران هستند و به تنها چیزی که فکر می کنند مجازات آنها می باشد، رفته رفته آنها را از نظر ذهنی بیمار خواهد کرد.
خیلی وقت ها باید صبر و حوصله بیشتری به خرج داد و با در نظر گرفتن تمامی جوانب تصمیم گرفت و رفتار کرد. زود واکنش نشان ندهید چون چند دقیقه بعد، عذاب وجدان شما را دیوانه خواهد کرد!
✴️ *خواب خرگوشی ما و ناگفتههای رنکینگ ۲۰۲۴*
📊 اخیراً نتایج رتبهبندی دانشگاهی QS به عنوان یکی از معتبرترین رنکینگ های جهانی اعلام شد که در خود ناگفتههای بیشماری درباره موقعیت دانشگاهی ایران در سطح منطقه در مقایسه با کشورهای عربی همسایه دارد. در این رتبهبندی ۱۴۹۹ دانشگاه از ۱۰۴ کشور ارزیابی شدکه نتایج اکتسابی دانشگاههای ایران با وجود بهبودی نسبی آن نسبت به قبل، همطراز پیشینه تمدنی و تاریخی و آوازه کشور نیست.
📊 در این رتبهبندی که امسال بر سه شاخص «پایداری»، «اشتغالپذیری فارغالتحصیلان» و «شبکه پژوهش بینالمللی» متمرکز بوده است، نام ۷ دانشگاه ایرانی است که دانشگاه صنعتی شریف رتبه ۳۳۴ جهانی، دانشگاه تهران رتبه ۳۶۰، دانشگاه صنعتی امیرکبیر رتبه ۳۷۵، علم و صنعت ایران رتبه ۴۵۱، شیراز رتبه ۶۹۰-۶۸۱، شهید بهشتی رتبه ۱۰۰۰-۹۵۱ و فردوسی رتبه ۱۲۰۰-۱۰۰۱ را کسب کردهاند.
📊در حالی که این دانشگاه ها جزو قدیمیترین دانشگاهها در سطح منطقه هستند و حتی عمر آنها از برخی کشورها نیز بیشتر است، اما دانشگاههایی که چند دهه بعد از آنها و احیانا ظرف دو دهه اخیر تاسیس شدهاند، در رده بندی جهانی از آنها پیشی گرفتهاند. در QSامسال ۸۴ دانشگاه عربی جای گرفتهاند که 14 دانشگاه آنها جزو 500 دانشگاه برتر جهان هستند؛ اما در این میان در حالی که تنها ۷ دانشگاه ایرانی در این لیست قرار گرفتهاند که عربستان سعودی ۱۶ دانشگاه را روانه این فهرست کرده است؛ و مصر ۱۵ دانشگاه و امارات ۱۱ دانشگاه و حتی لبنان که تقریبا دولتی ندارد و شیرازه اقتصاد آن هم از هم پاشیده است، ۸ دانشگاهش با وجود کاهش رتبه جهانی اما در این فهرست قرار گرفتهاند.
در حالی که دانشگاه صنعتی شریف به عنوان برترین دانشگاه ایرانی در رده بندی کیو اس 32.4 امتیاز و رتبه جهانی 334 را کسب کرده است که سه دانشگاه عربی ملک عبدالعزیز عربستان با 52 امتیاز و رتبه جهانی 143، دانشگاه قطر با امتیاز 48.7 و رتبه 173 و دانشگاه نفت و معدن ملک فهد عربستان با امتیاز 48 و رتبه جهانی 180 جزو 200 دانشگاه برتر جهان قرار گرفتهاند.
📊دانشگاههای عربستان بر اساس ردهبندی کیو اس برترین دانشگاههای جهان عرب محسوب میشود و به عنوان مثال در دانشگاه نفت و معدن ملک فهد به عنوان دومین نهاد تحقیقاتی برتر در عربستان از 2018 تا 2022 ده هزار و 800 پژوهش علمی تولید شده است که 175 هزار بار به این تحقیقات در حوزه مهندسی نفت در جهان ارجاع داده شده است.
📊جایگاه قطر نیز در ردهبندی 2024 کیو اس بهبود قابل ملاحظهای یافته است. از یک طرف رتبه جهانی دانشگاه قطر از 208 به 173 ارتقا یافته و از سوی دیگر نیز دانشگاه حمد بن خلیفه برای نخستین بار وارد فهرست کیو اس شده و جایگاه 310 جهانی را به خود اختصاص داد.
📊 نکته قابل تامل دیگر این که در حالی سه کشور عربستان، قطر و امارات 28 دانشگاه را وارد فهرست دانشگاههای برتر جهان کردهاند که جمعیت و نیروی انسانی آنها قابل مقایسه با ایران نیست. جمعیت این سه کشور نصف جمعیت ایران با ۸۵ میلیون نفر هم نیست.
اما بهبود جایگاه جهانی دانشگاههای شیخنشینها محصول اهتمام ویژه و برنامهریزی دقیق این کشورها در بخش آموزش است که این امر را میتوان اولا در اختصاص بودجههای کلان به این بخش و ثانیا در توسعه کیفی دانشگاهها مشاهده کرد. به عنوان مثال، بودجه اختصاص یافته به آموزش و پرورش و آموزش عالی در بودجه 1402 ایران حدود 340 هزار میلیارد تومان است که با دلار 50 هزار تومانی چیزی حدود 7 میلیارد دلار میشود، اما بودجه بخش آموزش 19 درصد بودجه کل عربستان را به خود اختصاص داده که حدود 50 میلیارد دلار است و دو بخش آموزش و بهداشت جمعا ۳۴ درصد بودجه 2023 این کشور را به خود اختصاص دادهاند. در امارات نیز بودجه بخش آموزش 15.5 درصد بودجه کل کشور با حدود 10 میلیارد دلار است. کما این که بودجه کشور قطر با جمعیت بومی 300 هزار نفر حدود 5 میلیارد دلار است که بودجه آموزشی ایران با جمیعتی 284 برابر تنها دو میلیارد دلار از آن بیشتر است.
📊 همچنین عربستان بر اساس چشم انداز ۲۰۳۰ سهم خاصی را برای مشارکت دانشگاهها در تقویت تولید ناخالص داخلی در نظر گرفته و قرار است تا ۲۰۳۰ حداقل دو دانشگاه سعودی در فهرست یکصد دانشگاه برتر جهان قرار گیرند.
📊همچنین در چند دهه اخیر، در حالی که تمرکز دولتهای ایران بر رشد کمی دانشگاهها بوده و بیش از 2 هزار و 276 دانشگاه و موسسه آموزش عالی در کشور تاسیس شده است، در همسایگان جنوب خلیج فارس تمرکز بیشتر بر توسعه کیفی دانشگاهی بوده است. در همین عربستان که 16 دانشگاهش در فهرست کیو اس جای گرفتهاند تنها 42 دانشگاه وجود دارد؛ 30 دانشگاه دولتی و 12 دانشگاه غیر دولتی.
✍صابر گلعنبری
📊 اخیراً نتایج رتبهبندی دانشگاهی QS به عنوان یکی از معتبرترین رنکینگ های جهانی اعلام شد که در خود ناگفتههای بیشماری درباره موقعیت دانشگاهی ایران در سطح منطقه در مقایسه با کشورهای عربی همسایه دارد. در این رتبهبندی ۱۴۹۹ دانشگاه از ۱۰۴ کشور ارزیابی شدکه نتایج اکتسابی دانشگاههای ایران با وجود بهبودی نسبی آن نسبت به قبل، همطراز پیشینه تمدنی و تاریخی و آوازه کشور نیست.
📊 در این رتبهبندی که امسال بر سه شاخص «پایداری»، «اشتغالپذیری فارغالتحصیلان» و «شبکه پژوهش بینالمللی» متمرکز بوده است، نام ۷ دانشگاه ایرانی است که دانشگاه صنعتی شریف رتبه ۳۳۴ جهانی، دانشگاه تهران رتبه ۳۶۰، دانشگاه صنعتی امیرکبیر رتبه ۳۷۵، علم و صنعت ایران رتبه ۴۵۱، شیراز رتبه ۶۹۰-۶۸۱، شهید بهشتی رتبه ۱۰۰۰-۹۵۱ و فردوسی رتبه ۱۲۰۰-۱۰۰۱ را کسب کردهاند.
📊در حالی که این دانشگاه ها جزو قدیمیترین دانشگاهها در سطح منطقه هستند و حتی عمر آنها از برخی کشورها نیز بیشتر است، اما دانشگاههایی که چند دهه بعد از آنها و احیانا ظرف دو دهه اخیر تاسیس شدهاند، در رده بندی جهانی از آنها پیشی گرفتهاند. در QSامسال ۸۴ دانشگاه عربی جای گرفتهاند که 14 دانشگاه آنها جزو 500 دانشگاه برتر جهان هستند؛ اما در این میان در حالی که تنها ۷ دانشگاه ایرانی در این لیست قرار گرفتهاند که عربستان سعودی ۱۶ دانشگاه را روانه این فهرست کرده است؛ و مصر ۱۵ دانشگاه و امارات ۱۱ دانشگاه و حتی لبنان که تقریبا دولتی ندارد و شیرازه اقتصاد آن هم از هم پاشیده است، ۸ دانشگاهش با وجود کاهش رتبه جهانی اما در این فهرست قرار گرفتهاند.
در حالی که دانشگاه صنعتی شریف به عنوان برترین دانشگاه ایرانی در رده بندی کیو اس 32.4 امتیاز و رتبه جهانی 334 را کسب کرده است که سه دانشگاه عربی ملک عبدالعزیز عربستان با 52 امتیاز و رتبه جهانی 143، دانشگاه قطر با امتیاز 48.7 و رتبه 173 و دانشگاه نفت و معدن ملک فهد عربستان با امتیاز 48 و رتبه جهانی 180 جزو 200 دانشگاه برتر جهان قرار گرفتهاند.
📊دانشگاههای عربستان بر اساس ردهبندی کیو اس برترین دانشگاههای جهان عرب محسوب میشود و به عنوان مثال در دانشگاه نفت و معدن ملک فهد به عنوان دومین نهاد تحقیقاتی برتر در عربستان از 2018 تا 2022 ده هزار و 800 پژوهش علمی تولید شده است که 175 هزار بار به این تحقیقات در حوزه مهندسی نفت در جهان ارجاع داده شده است.
📊جایگاه قطر نیز در ردهبندی 2024 کیو اس بهبود قابل ملاحظهای یافته است. از یک طرف رتبه جهانی دانشگاه قطر از 208 به 173 ارتقا یافته و از سوی دیگر نیز دانشگاه حمد بن خلیفه برای نخستین بار وارد فهرست کیو اس شده و جایگاه 310 جهانی را به خود اختصاص داد.
📊 نکته قابل تامل دیگر این که در حالی سه کشور عربستان، قطر و امارات 28 دانشگاه را وارد فهرست دانشگاههای برتر جهان کردهاند که جمعیت و نیروی انسانی آنها قابل مقایسه با ایران نیست. جمعیت این سه کشور نصف جمعیت ایران با ۸۵ میلیون نفر هم نیست.
اما بهبود جایگاه جهانی دانشگاههای شیخنشینها محصول اهتمام ویژه و برنامهریزی دقیق این کشورها در بخش آموزش است که این امر را میتوان اولا در اختصاص بودجههای کلان به این بخش و ثانیا در توسعه کیفی دانشگاهها مشاهده کرد. به عنوان مثال، بودجه اختصاص یافته به آموزش و پرورش و آموزش عالی در بودجه 1402 ایران حدود 340 هزار میلیارد تومان است که با دلار 50 هزار تومانی چیزی حدود 7 میلیارد دلار میشود، اما بودجه بخش آموزش 19 درصد بودجه کل عربستان را به خود اختصاص داده که حدود 50 میلیارد دلار است و دو بخش آموزش و بهداشت جمعا ۳۴ درصد بودجه 2023 این کشور را به خود اختصاص دادهاند. در امارات نیز بودجه بخش آموزش 15.5 درصد بودجه کل کشور با حدود 10 میلیارد دلار است. کما این که بودجه کشور قطر با جمعیت بومی 300 هزار نفر حدود 5 میلیارد دلار است که بودجه آموزشی ایران با جمیعتی 284 برابر تنها دو میلیارد دلار از آن بیشتر است.
📊 همچنین عربستان بر اساس چشم انداز ۲۰۳۰ سهم خاصی را برای مشارکت دانشگاهها در تقویت تولید ناخالص داخلی در نظر گرفته و قرار است تا ۲۰۳۰ حداقل دو دانشگاه سعودی در فهرست یکصد دانشگاه برتر جهان قرار گیرند.
📊همچنین در چند دهه اخیر، در حالی که تمرکز دولتهای ایران بر رشد کمی دانشگاهها بوده و بیش از 2 هزار و 276 دانشگاه و موسسه آموزش عالی در کشور تاسیس شده است، در همسایگان جنوب خلیج فارس تمرکز بیشتر بر توسعه کیفی دانشگاهی بوده است. در همین عربستان که 16 دانشگاهش در فهرست کیو اس جای گرفتهاند تنها 42 دانشگاه وجود دارد؛ 30 دانشگاه دولتی و 12 دانشگاه غیر دولتی.
✍صابر گلعنبری
👍1
✴️ بلژیکیها ثروتمندترین مردم جهان
🔹بر اساس گزارش سالانه موسسه بانکداری «یوبیاس-کردیت سوئیس»، بلژیکیها با ۲۲۸ هزار و ۸۸۳ یورو متوسط ثروت برای هر فرد بزرگسال، ثروتمندترین مردم جهان هستند.
🔹این آمار که مربوط به سال ۲۰۲۲ میلادی است، نشان میدهد که نیمی از بزرگسالان بلژیکی دارای دستکم ۲۲۸ هزار و ۵۹۴ یورو یا بیشتر بودهاند. به این ترتیب بلژیک برای نخستین بار در صدر جدول ثروتمندترین مردم جهان قرار گرفت.
🔹در رده دوم استرالیا قرار دارد که متوسط ثروت مردم آن ۲۲۶ هزار و ۵۹۴ یورو بوده است. هنگکنگیها هم با ۱۸۵ هزار و ۱۱۸ یورو در رده سوم قرار دارند.
🔹با این حال نتایج این تحقیق نشان میدهد که به دلیل کاهش ارزش دلار، مردم جهان در سال ۲۰۲۲ به صورت میانگین فقیرتر شدهاند. در این سال ثروت خالص خصوصی جهانی برای نخستین بار از زمان بحران مالی سال ۲۰۰۸ میلادی کاهش یافته است.
🔹اگرچه بلژیک از نظر متوسط ثروت در رتبه نخست قرار دارد، اما این کشور از نظر میانگین ثروت در رده یازدهم دنیا جای گرفته است؛ جایی که سوئیس و ایالات متحده بهترین رتبهها را به خود اختصاص دادهاند.
اما این ثروت متوسط چیست و چه تفاوتی با میانگین ثروت دارد؟
🔹گیرت نولز، اقتصاددان بلژیکی میگوید: «ثروت متوسط نقطهای است که در آن نیمی از بزرگسالان بیشتر از آن مقدار و نیمی دیگر کمتر از آن عدد ثروت دارند و این با میانگین متفاوت است. میانگین از طریق جمع مجموع ثروت مردم تقسیم بر تعداد افراد حاصل میشود.»/یورونیوز
🔹بر اساس گزارش سالانه موسسه بانکداری «یوبیاس-کردیت سوئیس»، بلژیکیها با ۲۲۸ هزار و ۸۸۳ یورو متوسط ثروت برای هر فرد بزرگسال، ثروتمندترین مردم جهان هستند.
🔹این آمار که مربوط به سال ۲۰۲۲ میلادی است، نشان میدهد که نیمی از بزرگسالان بلژیکی دارای دستکم ۲۲۸ هزار و ۵۹۴ یورو یا بیشتر بودهاند. به این ترتیب بلژیک برای نخستین بار در صدر جدول ثروتمندترین مردم جهان قرار گرفت.
🔹در رده دوم استرالیا قرار دارد که متوسط ثروت مردم آن ۲۲۶ هزار و ۵۹۴ یورو بوده است. هنگکنگیها هم با ۱۸۵ هزار و ۱۱۸ یورو در رده سوم قرار دارند.
🔹با این حال نتایج این تحقیق نشان میدهد که به دلیل کاهش ارزش دلار، مردم جهان در سال ۲۰۲۲ به صورت میانگین فقیرتر شدهاند. در این سال ثروت خالص خصوصی جهانی برای نخستین بار از زمان بحران مالی سال ۲۰۰۸ میلادی کاهش یافته است.
🔹اگرچه بلژیک از نظر متوسط ثروت در رتبه نخست قرار دارد، اما این کشور از نظر میانگین ثروت در رده یازدهم دنیا جای گرفته است؛ جایی که سوئیس و ایالات متحده بهترین رتبهها را به خود اختصاص دادهاند.
اما این ثروت متوسط چیست و چه تفاوتی با میانگین ثروت دارد؟
🔹گیرت نولز، اقتصاددان بلژیکی میگوید: «ثروت متوسط نقطهای است که در آن نیمی از بزرگسالان بیشتر از آن مقدار و نیمی دیگر کمتر از آن عدد ثروت دارند و این با میانگین متفاوت است. میانگین از طریق جمع مجموع ثروت مردم تقسیم بر تعداد افراد حاصل میشود.»/یورونیوز
✴️ رفع تحریمها مقدم بر پیمانها
بیایید منفیبافی را کنار بگذاریم و از خبر پیوستن ایران به گروه کشورهای موسوم به «بریکس» از صمیم قلب خوشحال باشیم. اینکه ظرف مدت زمانی کوتاه به دو پیمان بزرگ «شانگهای» و «بریکس» پیوستهایم جای خوشحالی دارد اما سوال این است که آیا از این پیوستنها، آبی برای زندگی و کسبوکارمان گرم میشود؟
بدون شک هر تلاشی از سوی تصمیمگیران برای گسترش روابط با دیگر کشورها برای اقتصاد سودمند است و قطعا میتواند رفاه جامعه را افزایش دهد اما آیا ما توان بهرهبرداری از این فرصتها را داریم؟
برای فهم بهتر موضوع به یک اتفاق مثبت دیگر اشاره میکنم که همه در جریان آن هستیم. این روزها اخبار جذابی از احتمال میزبانی برخی تیمهای ایرانی از تیمهای بزرگ آسیایی به گوش میرشد و اگر میزبانی ایران قطعی شود، بازیکنان بزرگی نظیر کریس رونالدو، کریم بنزما، نیمار داسیلوا و دهها ستاره دیگر که اخیرا به تیمهای عربی پیوستهاند باید در کشور ما بازی کنند. اما خبر بد این است که باشگاههای ما فاقد زیر ساختهای ضروری از جمله VAR و زمین چمن مناسب هستند و در نتیجه این احتمال وجود دارد که فدراسیون فوتبال آسیا، میزبانی را از ایران بگیرد و باشگاههای ایرانی ناچار شوند در کشورهای دیگر با رقبای خود دیدار کنند. به این ترتیب یک فرصت بزرگ که میتواند نگاه میلیونها عاشق فوتبال را به ایران جلب و برایمان فرصتهای زیادی ایجاد کند، تبدیل به یک حسرت بزرگ میشود.
پیوستن ایران به «سازمان همکاری شانگهای» و گروه «بریکس» دقیقا شبیه راهیافتن باشگاههای ایرانی به رقابت باشگاههای آسیایی است. ابتدا خوشحالمان میکند اما بعد به حسرتی بزرگ تبدیل میشود.
تحریم طولانیمدت که تبدیل به یک تعادل نحس در کشور شده و منافع گروههای زیادی را تقویت کرده، اجازه نمیدهد حتی با یک کشور متوسط همسایه مبادله داشته باشیم آنوقت همگروهی با کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای یا گروه بریکس چه منافعی برایمان دارد؟
برای اینکه تجارت به درستی کار کند، باید مقدماتی فراهم شود. نیاز اصلی تجارت، روابط بینالملل خوب است که ما مدتهاست نداریم. هیچ کشوری در دنیا وجود ندارد که ما با آن کشور رابطه درست به لحاظ دیپلماسی داشته باشیم. روابط ما حتی با همسایگان بر پایه قواعد دیپلماتیک نیست.
شخصا زمانی از پیوستن ایران به پیمان شانگهای یا هر گروه بریکس خوشحال میشوم که پیش از آن، اخبار مثبتی از مذاکرات برای رفع تحریمها شنیده باشم و زمانی دل به چنین اخباری میبندم که همزمان، نسیم آزادسازی اقتصادی را در داخل کشور احساس کنم و صدای پای بهبود در سیاستگذاری اقتصادی را بشنوم.
نکته قابل توجه این است که پیوستن ایران به گروه بریکس منوط به رفع تحریمها عنوان شده و حضور ایران در این گروه بدون برطرف کردن چالشها با غرب امکانپذیر نیست. اما وقتی تصمیمگیران کشور تحریم را نعمت میدانند، وقتی عامدانه از مزایای تجارت آزاد چشمپوشی میکنند، وقتی دلبسته خودکفایی هستند، وقتی اقتصاد را به تازیانه قیمتگذاری تعزیر میکنند و...، چطور میتوانیم از پیوستن به پیمانهای سیاسی و اقتصادی خوشحال باشیم و اگر پیوستیم، چه چیزی عایدمان میشود؟
حتی اگر روزی اعلام کنند که ایران را در گروه 7 پذیرفتهاند، آیا بدون رفع تحریمها قادر به تجارت خواهیم بود؟
✍محسن جلالپور
بیایید منفیبافی را کنار بگذاریم و از خبر پیوستن ایران به گروه کشورهای موسوم به «بریکس» از صمیم قلب خوشحال باشیم. اینکه ظرف مدت زمانی کوتاه به دو پیمان بزرگ «شانگهای» و «بریکس» پیوستهایم جای خوشحالی دارد اما سوال این است که آیا از این پیوستنها، آبی برای زندگی و کسبوکارمان گرم میشود؟
بدون شک هر تلاشی از سوی تصمیمگیران برای گسترش روابط با دیگر کشورها برای اقتصاد سودمند است و قطعا میتواند رفاه جامعه را افزایش دهد اما آیا ما توان بهرهبرداری از این فرصتها را داریم؟
برای فهم بهتر موضوع به یک اتفاق مثبت دیگر اشاره میکنم که همه در جریان آن هستیم. این روزها اخبار جذابی از احتمال میزبانی برخی تیمهای ایرانی از تیمهای بزرگ آسیایی به گوش میرشد و اگر میزبانی ایران قطعی شود، بازیکنان بزرگی نظیر کریس رونالدو، کریم بنزما، نیمار داسیلوا و دهها ستاره دیگر که اخیرا به تیمهای عربی پیوستهاند باید در کشور ما بازی کنند. اما خبر بد این است که باشگاههای ما فاقد زیر ساختهای ضروری از جمله VAR و زمین چمن مناسب هستند و در نتیجه این احتمال وجود دارد که فدراسیون فوتبال آسیا، میزبانی را از ایران بگیرد و باشگاههای ایرانی ناچار شوند در کشورهای دیگر با رقبای خود دیدار کنند. به این ترتیب یک فرصت بزرگ که میتواند نگاه میلیونها عاشق فوتبال را به ایران جلب و برایمان فرصتهای زیادی ایجاد کند، تبدیل به یک حسرت بزرگ میشود.
پیوستن ایران به «سازمان همکاری شانگهای» و گروه «بریکس» دقیقا شبیه راهیافتن باشگاههای ایرانی به رقابت باشگاههای آسیایی است. ابتدا خوشحالمان میکند اما بعد به حسرتی بزرگ تبدیل میشود.
تحریم طولانیمدت که تبدیل به یک تعادل نحس در کشور شده و منافع گروههای زیادی را تقویت کرده، اجازه نمیدهد حتی با یک کشور متوسط همسایه مبادله داشته باشیم آنوقت همگروهی با کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای یا گروه بریکس چه منافعی برایمان دارد؟
برای اینکه تجارت به درستی کار کند، باید مقدماتی فراهم شود. نیاز اصلی تجارت، روابط بینالملل خوب است که ما مدتهاست نداریم. هیچ کشوری در دنیا وجود ندارد که ما با آن کشور رابطه درست به لحاظ دیپلماسی داشته باشیم. روابط ما حتی با همسایگان بر پایه قواعد دیپلماتیک نیست.
شخصا زمانی از پیوستن ایران به پیمان شانگهای یا هر گروه بریکس خوشحال میشوم که پیش از آن، اخبار مثبتی از مذاکرات برای رفع تحریمها شنیده باشم و زمانی دل به چنین اخباری میبندم که همزمان، نسیم آزادسازی اقتصادی را در داخل کشور احساس کنم و صدای پای بهبود در سیاستگذاری اقتصادی را بشنوم.
نکته قابل توجه این است که پیوستن ایران به گروه بریکس منوط به رفع تحریمها عنوان شده و حضور ایران در این گروه بدون برطرف کردن چالشها با غرب امکانپذیر نیست. اما وقتی تصمیمگیران کشور تحریم را نعمت میدانند، وقتی عامدانه از مزایای تجارت آزاد چشمپوشی میکنند، وقتی دلبسته خودکفایی هستند، وقتی اقتصاد را به تازیانه قیمتگذاری تعزیر میکنند و...، چطور میتوانیم از پیوستن به پیمانهای سیاسی و اقتصادی خوشحال باشیم و اگر پیوستیم، چه چیزی عایدمان میشود؟
حتی اگر روزی اعلام کنند که ایران را در گروه 7 پذیرفتهاند، آیا بدون رفع تحریمها قادر به تجارت خواهیم بود؟
✍محسن جلالپور
1402_tehran_large.pdf
2.1 MB
گزارش حقوق ودستمزد۱۴۰۲،استان تهران،شرکت های بزرگ
1402_tehran_small.pdf
1.9 MB
گزارش حقوق ودستمزد۱۴۰۲،استان تهران،شرکت های کوچک
1402_higher_income_large.pdf
1.8 MB
گزارش حقوق ودستمزد۱۴۰۲،استان های بادرآمد بیشر،شرکت های بزرگ
خوش بینی تجربه وآموخته شده،بچه که بودیم، مخصوصا اگر در جبر و حساب و ریاضی قوی نبودیم، وقتی مساله آسانی را درست حل می کردیم، وقتی از سوی معلم یا والدین تشویق می شدیم، وقتی به ما می گفتند که خوب بوده ایم و منتظر موفقیت های بعدی ما هستند، وقتی احساس می کردیم می توانیم و وقتی می دیدیم روی ما حساب می کنند به وجد می آمدیم وبا روحیه بهتر به جنگ مسائل پیچیده تر و دشوارتر می رفتیم.چرا از همین راه های ساده و موثر برای افزایش احساس خود کارآمدی و تقویت اعتماد به نفس همکارانمان استفاده نکنیم. مهم ترین منبع ایجاد و تقویت " احساس خود کارآمدی " موفقیت های قبلی شخص است لذا :افراد را سرجای خودشان قرار دهیم. -موفقیت های کوچک کارکنان را یادآوری وحتی کمی بزرگ نمائی کنیم.آنها را هم در خلوت و هم در جمع بابت بهبود ها و پیشرفت هایشان تشویق کنیم. -الگوهائی از موفقیت و افراد موفق را سر راهشان قرار دهیم تا باور کنند که مسائل و موانع لاینحل نیستند.آنها را دلگرم کنیم تا ادامه بدهند. " احساس خودکارآمدی" آدم ها را خوش بین می کند و عملکردها را بهبود می بخشد. این ها کارهائی است که مدیران موفق وپرورش دهنده آدم ها انجام می دهند.
دکترابوالعلابی
دکترابوالعلابی
مدل سام بعنوان مدلی برای ارزیابی موفقیت پایدار رونمایی شد - انجمن مدیریت کیفیت ایران
https://iranqms.com/%D9%85%D8%AF%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C/
https://iranqms.com/%D9%85%D8%AF%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C/
انجمن مدیریت کیفیت ایران
مدل سام بعنوان مدلی برای ارزیابی موفقیت پایدار رونمایی شد
مدل سام ابزاری است برای کمک به سازمانها در انتخاب یک چارچوب مناسب مدیریتی، جهت دستیابی به موفقیت پایدارطراحی « مدل سام» از شهریور ماه سال 1400 در دستور کار انجمن مدیریت کیفیت ایران قرار گرفت.تفکر غالب در طراحی مدل سام برگرفته از تجارب ارزنده انجمن د
✳️ مدیران تازه به دوران رسیده
■اوج گرفتاری سازمان ها و شرکت ها از زمانی آغاز میشود که مدیران، تصمیم گیران، تصمیم سازها، اثر گذاران و ... از درون چیزی نداشته اند و در بیرون به دنبالش باشند. این یعنی شروع گرفتاری ها و دلواپسی ها!
□با یک مثال ساده بحث را آغاز میکنم: فرض کنید که یک خانم با مدرک دیپلم و سطح سواد پایین با یک آقای پزشک متخصص و سطح سواد بالا و بدون هیچ گونه اجباری ازدواج میکند. تا اینجا مبارک باشد.
●بعد از مدتی عروس خانم قصه ما متوجه میشود که همه اطرافیان همسرش(یعنی خانواده، دوستان، همکاران و ...) سطح سواد بالایی دارند و بین طرفین معاشرت صحبت هایی جریان دارد که برای ایشان اصلا قابل فهم نیست، در تعاملات حرفه ای همسرش با سایرین تقریبا هیچ جایگاهی ندارد و در جمع های خانوادگی و دوستانه تقریبا حرفی برای گفتن نیست. کماکان عشق و علاقه بین زوج و زوجه در حد کمال است اما تازه ماجرا آغاز میشود:
▪︎مدتی قهر و جلب توجه
▪︎مدتی غیبت و بدگویی بقیه دوستان و اعضای خانواده
▪︎مدتی مانع شدن از حضور همسر در همه جمع ها
▪︎رو آوردن به خرید موبایل های گران قیمت برای جلب توجه
▪︎لباس های آنچنانی برای ابراز وجود
▪︎زیورآلات چشم نواز
▪︎میزبانی های گران قیمت جهت دیده شدن
▪︎عوض کردن مدل ماشین و چیدمان خانه
▪︎مسافرت های خارج از عرف حتی با وام بانکی
▪︎و این ماجرا ادامه دارد....
○سوال مهم: اگر این خانم چیزی مثل تحصیلات عالی و همطراز با همسر در درون داشت، آیا هرگز به دنبال گمشده خود در بیرون میگشت؟ آیا هرگز رفتارهای نمایشی خارج از عرف شاهد بودیم؟
جواب واضح است.
■به این انسان ها اصطلاحاً تازه به دوران رسیده اطلاق می شود. یعنی کسانی که داشته کافی، ریشه و عامل درونی ندارند و با نشانه های پوچ بیرونی سعی در ابراز وجود کاذب دارند.
□مدیران تازه به دوران رسیده هم عین ماجرای پیشین است. چون توانمندی و شایستگی درونی وجود ندارد و تخصص لازم، تجربه، گفتمان حرفه ای و عملکرد واقعی در راستای شغلشان نمی توانند داشته باشند به حرکات نمایشی و بسیاری اوقات فکاهی و مخرب متوصل میشوند تا شاید این ناتوانی به چشم نیاید.
●سازمان هایی که دارای مدیران تازه به دوران رسیده ی بدون داشته های درونی هستند و در بیرون به دنبال عملکرد و حرکات نمایشی می روند؛ شکی نیست که مقدمه شکل گیری یک سازمان افسرده را رقم میزنند و بعد از مدت افسردگی کل سازمان را فراخواهد گرفت؛ چون نیروی تخصصی مجموعه می داند که مسیر اشتباه است و درد می کشد و افسرده می شود.
🔹نکته آخر
مدیر غیر شایسته ای که در درون چیزی ندارد و به دنبال داشته های بیرونی و افتادن سر زبان ها به هر قیمتی هم نیست؛ آسیب های به مراتب کمتری به مجموعه و کلیت سازمان وارد میکند. اما مدیری که شایستگی و داشته درونی ندارد و به دنبال عملکردهای نمایشی میرود بسیار اثرات مخرب کوتاه و بلند مدتی بر جا می گذارد.
■ سوال مهم:
به نظر شما چه عواملی باعث رواج و رونق گرفتن ظهور مدیران تازه به دوران رسیده می شود؟ و نتیجه آن شود که عملکرد نمایشی جای عملکرد واقعی را بگیرد؟!
بازنشراز:گاهنامه مدیر/ دکتر علیرضا کوشکی جهرمی
■اوج گرفتاری سازمان ها و شرکت ها از زمانی آغاز میشود که مدیران، تصمیم گیران، تصمیم سازها، اثر گذاران و ... از درون چیزی نداشته اند و در بیرون به دنبالش باشند. این یعنی شروع گرفتاری ها و دلواپسی ها!
□با یک مثال ساده بحث را آغاز میکنم: فرض کنید که یک خانم با مدرک دیپلم و سطح سواد پایین با یک آقای پزشک متخصص و سطح سواد بالا و بدون هیچ گونه اجباری ازدواج میکند. تا اینجا مبارک باشد.
●بعد از مدتی عروس خانم قصه ما متوجه میشود که همه اطرافیان همسرش(یعنی خانواده، دوستان، همکاران و ...) سطح سواد بالایی دارند و بین طرفین معاشرت صحبت هایی جریان دارد که برای ایشان اصلا قابل فهم نیست، در تعاملات حرفه ای همسرش با سایرین تقریبا هیچ جایگاهی ندارد و در جمع های خانوادگی و دوستانه تقریبا حرفی برای گفتن نیست. کماکان عشق و علاقه بین زوج و زوجه در حد کمال است اما تازه ماجرا آغاز میشود:
▪︎مدتی قهر و جلب توجه
▪︎مدتی غیبت و بدگویی بقیه دوستان و اعضای خانواده
▪︎مدتی مانع شدن از حضور همسر در همه جمع ها
▪︎رو آوردن به خرید موبایل های گران قیمت برای جلب توجه
▪︎لباس های آنچنانی برای ابراز وجود
▪︎زیورآلات چشم نواز
▪︎میزبانی های گران قیمت جهت دیده شدن
▪︎عوض کردن مدل ماشین و چیدمان خانه
▪︎مسافرت های خارج از عرف حتی با وام بانکی
▪︎و این ماجرا ادامه دارد....
○سوال مهم: اگر این خانم چیزی مثل تحصیلات عالی و همطراز با همسر در درون داشت، آیا هرگز به دنبال گمشده خود در بیرون میگشت؟ آیا هرگز رفتارهای نمایشی خارج از عرف شاهد بودیم؟
جواب واضح است.
■به این انسان ها اصطلاحاً تازه به دوران رسیده اطلاق می شود. یعنی کسانی که داشته کافی، ریشه و عامل درونی ندارند و با نشانه های پوچ بیرونی سعی در ابراز وجود کاذب دارند.
□مدیران تازه به دوران رسیده هم عین ماجرای پیشین است. چون توانمندی و شایستگی درونی وجود ندارد و تخصص لازم، تجربه، گفتمان حرفه ای و عملکرد واقعی در راستای شغلشان نمی توانند داشته باشند به حرکات نمایشی و بسیاری اوقات فکاهی و مخرب متوصل میشوند تا شاید این ناتوانی به چشم نیاید.
●سازمان هایی که دارای مدیران تازه به دوران رسیده ی بدون داشته های درونی هستند و در بیرون به دنبال عملکرد و حرکات نمایشی می روند؛ شکی نیست که مقدمه شکل گیری یک سازمان افسرده را رقم میزنند و بعد از مدت افسردگی کل سازمان را فراخواهد گرفت؛ چون نیروی تخصصی مجموعه می داند که مسیر اشتباه است و درد می کشد و افسرده می شود.
🔹نکته آخر
مدیر غیر شایسته ای که در درون چیزی ندارد و به دنبال داشته های بیرونی و افتادن سر زبان ها به هر قیمتی هم نیست؛ آسیب های به مراتب کمتری به مجموعه و کلیت سازمان وارد میکند. اما مدیری که شایستگی و داشته درونی ندارد و به دنبال عملکردهای نمایشی میرود بسیار اثرات مخرب کوتاه و بلند مدتی بر جا می گذارد.
■ سوال مهم:
به نظر شما چه عواملی باعث رواج و رونق گرفتن ظهور مدیران تازه به دوران رسیده می شود؟ و نتیجه آن شود که عملکرد نمایشی جای عملکرد واقعی را بگیرد؟!
بازنشراز:گاهنامه مدیر/ دکتر علیرضا کوشکی جهرمی
👍2
✨ چه عکس فوقالعادهایست این!
به گمانم این عکس باید در موزه علوم و بلکه تمام موزهها نگهداری شود. این عکس نماد کاملی از بشر متمدن دانشمند است. بشری که توانسته است همه وجوه ممکن یک انسان مدرن را یک جا در خود جمع کند و به صورت پارادوکسیکال نشان دهد که یک مادر و همسر میتواند در یک ماموریت فوق پیچیده و حرفهای، تا اوج آسمانها بالا رود، نه به عنوان یک ماجراجو که به عنوان یک دانشمند و فرمانده عملیات فضایی.
به آن بچهها نگاه کنید! آیا آنها با تمام وجود و مهر به پای و دست مادرشان نیاویختهاند؟ آیا آن مهر مادری تولد انسانیتی نو را نمینماید و آن لباسهای فضایی سوی آینده را به اوج و به موفقیتهای دور نشان نمیدهد؟
حتی این که او یک زن است و فرمانده یک تیم متشکل از سه مرد و نیز یک زن ایرانیالاصل که در سریترین سازمان آمریکا چنین ماموریتی را انجام میدهد، نشان از فروریزی تمام معیارهای جداسازی انسانهاست بر روی کره زمین و اینکه علم و دانش قادر است تمام مرزهای تبعیض را فرور بریزد و بهترین شرایط را برای پیشرفت نوع بشر فراهم سازد.
🔺 باشد که دیگران هم قدرت رویاهایشان وخودشان را بدانند!
به گمانم این عکس باید در موزه علوم و بلکه تمام موزهها نگهداری شود. این عکس نماد کاملی از بشر متمدن دانشمند است. بشری که توانسته است همه وجوه ممکن یک انسان مدرن را یک جا در خود جمع کند و به صورت پارادوکسیکال نشان دهد که یک مادر و همسر میتواند در یک ماموریت فوق پیچیده و حرفهای، تا اوج آسمانها بالا رود، نه به عنوان یک ماجراجو که به عنوان یک دانشمند و فرمانده عملیات فضایی.
به آن بچهها نگاه کنید! آیا آنها با تمام وجود و مهر به پای و دست مادرشان نیاویختهاند؟ آیا آن مهر مادری تولد انسانیتی نو را نمینماید و آن لباسهای فضایی سوی آینده را به اوج و به موفقیتهای دور نشان نمیدهد؟
حتی این که او یک زن است و فرمانده یک تیم متشکل از سه مرد و نیز یک زن ایرانیالاصل که در سریترین سازمان آمریکا چنین ماموریتی را انجام میدهد، نشان از فروریزی تمام معیارهای جداسازی انسانهاست بر روی کره زمین و اینکه علم و دانش قادر است تمام مرزهای تبعیض را فرور بریزد و بهترین شرایط را برای پیشرفت نوع بشر فراهم سازد.
🔺 باشد که دیگران هم قدرت رویاهایشان وخودشان را بدانند!
✳️ آيا خود را به اندازهی کافی خوب میدانید؟
✅ آیا فردی که هستید را دوست دارید و برایش احترام قائلید؟ محققین بسیاری در چند دهه گذشته سعی در یافتن ریشه های عزت نفس در زندگی افراد داشته اند. کریستوفر مراک، در کتابش به نام عزت نفس: تحقیقات، نظریه ها و کاربردها، مروری جامع و دقیق بر این تحقیقات داشته است.
⬜کریستوفر مراک(Christopher Mruk)، عزت نفس را به استخری تشبیه می کند که منابع عزت نفس مانند لوله هایی به آن وصل هستند که هم می توانند آب به استخر اضافه کنند و هم ممکن است به عنوان لوله تخلیه باشند. کم شدن آب این استخر می تواند نتایج منفی بسیار زیادی داشته باشد.
⚫کریستوفر مراک، عزت نفس را ترکیبی از دو عامل میداند:
▪️احساس شایستگی
▪️احساس ارزشمندی
⚪ *احساس شایستگی:* شایستگی به این معناست که شما تا چه حد باور دارید که از مهارتها و تواناییهای لازم برای موفقیت در حیطههایی که به نظرتان مهم هستند، برخوردارید. منظور این نیست که فکر کنید در تمام جنبههای زندگی موفقید یا همیشه احساس شایستگی داشته باشید.
⬛این باور فقط در مورد آن حیطههایی از زندگی است که به طور خاص برای شخص شما اهمیت دارند. مثلا اگر بتوانید در یک جمع آواز بخوانید و با گفتن لطیفه های بامزه چنان مردم را بخندانید که نفسشان بند بیاید، این برای خودش یک مهارت است؛ اما اگر چیزی که برایتان مهم است، موفقیت تحصیلی باشد، مهارت ذکر شده تأثیری در عزت نفستان نخواهد داشت. همینطور اگر به بالاترین مقام ممکن در شغلی برسید اما داشتن چنان شغلی به نظرتان ارزشمند نباشد، بعید است که این عالی مقامی به عزت نفستان چیزی اضافه کند.
⬜یکی از منابعی که باعث ایجاد عزت نفس در افراد می شود قابلیت ایجاد تغییر در محیط است. یکی از قدرتمند ترین نیازهای بشر، نیاز به تاثیر گذار بودن (Influence) است. اینکه اثری از خود بر جای بگذاریم، اینکه بتوانیم وضعیت بهتری برای جهان ایجاد کنیم، این موضوع باعث می شود ارزیابی مثبتی از توانایی خود در مواجهه با چالش های زندگی داشته باشیم. از این رو، افزایش عزت نفس نتیجه طبیعیِ تاثیر گذاری است. بالعکس، وقتی حرفهایمان شنیده نمی شود، یا بی اهمیت از کنار نظراتمان می گذرند، حضورمان جدی گرفته نمی شود و احساس می کنیم قادر نیستیم تاثیری در وضعیت موجود ایجاد کنیم؛ به شدت از عزت نفسمان کاسته می شود.
⚫منبع دیگر ایجاد عزت نفس، دستاوردهای فرد (Achievements) می باشد. هر چه مقیاس دستاوردها بزرگتر باشد تاثیر آن در افزایش عزت نفس بیشتر است. اما نکته ای که در این میان بسیار اهمیت دارد، این است که دست آوردها برای افراد مفاهیمی کاملا شخصی هستند. بدین معنی که ممکن است کاری که برای یک نفر کاملا طبیعی و از روی عادت صورت می گیرد، برای فرد دیگر یک دست آورد به حساب بیاید. مثلا نواختن یک آهنگ ساده برای یک کودک ۵ ساله آماتور قطعا یک دست آورد است اما همان آهنگ برای یک نوازنده حرفه ای دست آورد محسوب نمی شود.
⚪ *احساس ارزشمندی:* بحث ارزشها ما را به دومین عامل عزت نفس میرساند. در اینجاست که نشان میدهید بهطور کلی چه ارزیابیای از خود دارید. میزان این حس را جواب این دو سؤال مشخص میکند:
▪️چه چیزهایی جزو ارزشهای شما هستند؟
▪️آیا رفتارهایی که به طور روزمره از خود نشان میدهید، با این ارزشها انطباق دارند؟
⬛هر فرد فهمی از دنیا، چگونگی کارکرد جهان، بایدها و نبایدها، اصول اخلاقی و استانداردهایی برای زندگی دارد. برخی از این باورها و استانداردها بین افراد یک جامعه مشترک است. همچنین بسیاری از این اصول و باورها بین تمام انسان های سرتاسر جهان مشترک است.
⬜یکی از منابعی که احساس ارزشمندی را در فرد ایجاد می کند، پذیرفته شدن از سوی دیگران است. این پذیرش در سنین مختلف به شکل های متفاوتی ممکن است ظهور کند. در کودکی این توجه و پذیرش از طرف والدین، مربیان، معلمان و گروه همسالان اتفاق می افتد و در بزرگسالی از طرف همکاران، شریک عاطفی و به طور کلی جامعه.
⚫در خانواده، احساس ارزشمندی به صورت توجه و مراقبت از کودک به وی القا می شود. برای مثال، یکی از نکاتی که همیشه به خانواده ها توصیه می شود که برای افزایش عزت نفس کودکانشان انجام دهند این است که نظر آنها را در مورد برخی تصمیم ها بپرسند و تا جای ممکن به آنها نشان دهند که نظراتشان محترم است و به آنها توجه می شود. در میان دوستان ممکن است صمیمیت و در میان گذاشتن مسائل شخصی نشان دهنده پذیرفته شدن باشد. مورد توجه قرار گرفتن از طرف جنس مخالف در جوانی، مورد احترام و تشویق قرار گرفتن در محل کار نیز می توانند القاکننده پذیرش باشند.
⚪از طرفی طرد شدن و رد شدن از سوی دیگران به شدت از عزت نفس افراد می کاهد. طرد شدن از طرف شریک عاطفی یا همسر، یکی از شدیدترین اتفاقاتی است که از عزت نفس افراد می کاهد.
بازنشراز:گاهنامه مدیر
✅ آیا فردی که هستید را دوست دارید و برایش احترام قائلید؟ محققین بسیاری در چند دهه گذشته سعی در یافتن ریشه های عزت نفس در زندگی افراد داشته اند. کریستوفر مراک، در کتابش به نام عزت نفس: تحقیقات، نظریه ها و کاربردها، مروری جامع و دقیق بر این تحقیقات داشته است.
⬜کریستوفر مراک(Christopher Mruk)، عزت نفس را به استخری تشبیه می کند که منابع عزت نفس مانند لوله هایی به آن وصل هستند که هم می توانند آب به استخر اضافه کنند و هم ممکن است به عنوان لوله تخلیه باشند. کم شدن آب این استخر می تواند نتایج منفی بسیار زیادی داشته باشد.
⚫کریستوفر مراک، عزت نفس را ترکیبی از دو عامل میداند:
▪️احساس شایستگی
▪️احساس ارزشمندی
⚪ *احساس شایستگی:* شایستگی به این معناست که شما تا چه حد باور دارید که از مهارتها و تواناییهای لازم برای موفقیت در حیطههایی که به نظرتان مهم هستند، برخوردارید. منظور این نیست که فکر کنید در تمام جنبههای زندگی موفقید یا همیشه احساس شایستگی داشته باشید.
⬛این باور فقط در مورد آن حیطههایی از زندگی است که به طور خاص برای شخص شما اهمیت دارند. مثلا اگر بتوانید در یک جمع آواز بخوانید و با گفتن لطیفه های بامزه چنان مردم را بخندانید که نفسشان بند بیاید، این برای خودش یک مهارت است؛ اما اگر چیزی که برایتان مهم است، موفقیت تحصیلی باشد، مهارت ذکر شده تأثیری در عزت نفستان نخواهد داشت. همینطور اگر به بالاترین مقام ممکن در شغلی برسید اما داشتن چنان شغلی به نظرتان ارزشمند نباشد، بعید است که این عالی مقامی به عزت نفستان چیزی اضافه کند.
⬜یکی از منابعی که باعث ایجاد عزت نفس در افراد می شود قابلیت ایجاد تغییر در محیط است. یکی از قدرتمند ترین نیازهای بشر، نیاز به تاثیر گذار بودن (Influence) است. اینکه اثری از خود بر جای بگذاریم، اینکه بتوانیم وضعیت بهتری برای جهان ایجاد کنیم، این موضوع باعث می شود ارزیابی مثبتی از توانایی خود در مواجهه با چالش های زندگی داشته باشیم. از این رو، افزایش عزت نفس نتیجه طبیعیِ تاثیر گذاری است. بالعکس، وقتی حرفهایمان شنیده نمی شود، یا بی اهمیت از کنار نظراتمان می گذرند، حضورمان جدی گرفته نمی شود و احساس می کنیم قادر نیستیم تاثیری در وضعیت موجود ایجاد کنیم؛ به شدت از عزت نفسمان کاسته می شود.
⚫منبع دیگر ایجاد عزت نفس، دستاوردهای فرد (Achievements) می باشد. هر چه مقیاس دستاوردها بزرگتر باشد تاثیر آن در افزایش عزت نفس بیشتر است. اما نکته ای که در این میان بسیار اهمیت دارد، این است که دست آوردها برای افراد مفاهیمی کاملا شخصی هستند. بدین معنی که ممکن است کاری که برای یک نفر کاملا طبیعی و از روی عادت صورت می گیرد، برای فرد دیگر یک دست آورد به حساب بیاید. مثلا نواختن یک آهنگ ساده برای یک کودک ۵ ساله آماتور قطعا یک دست آورد است اما همان آهنگ برای یک نوازنده حرفه ای دست آورد محسوب نمی شود.
⚪ *احساس ارزشمندی:* بحث ارزشها ما را به دومین عامل عزت نفس میرساند. در اینجاست که نشان میدهید بهطور کلی چه ارزیابیای از خود دارید. میزان این حس را جواب این دو سؤال مشخص میکند:
▪️چه چیزهایی جزو ارزشهای شما هستند؟
▪️آیا رفتارهایی که به طور روزمره از خود نشان میدهید، با این ارزشها انطباق دارند؟
⬛هر فرد فهمی از دنیا، چگونگی کارکرد جهان، بایدها و نبایدها، اصول اخلاقی و استانداردهایی برای زندگی دارد. برخی از این باورها و استانداردها بین افراد یک جامعه مشترک است. همچنین بسیاری از این اصول و باورها بین تمام انسان های سرتاسر جهان مشترک است.
⬜یکی از منابعی که احساس ارزشمندی را در فرد ایجاد می کند، پذیرفته شدن از سوی دیگران است. این پذیرش در سنین مختلف به شکل های متفاوتی ممکن است ظهور کند. در کودکی این توجه و پذیرش از طرف والدین، مربیان، معلمان و گروه همسالان اتفاق می افتد و در بزرگسالی از طرف همکاران، شریک عاطفی و به طور کلی جامعه.
⚫در خانواده، احساس ارزشمندی به صورت توجه و مراقبت از کودک به وی القا می شود. برای مثال، یکی از نکاتی که همیشه به خانواده ها توصیه می شود که برای افزایش عزت نفس کودکانشان انجام دهند این است که نظر آنها را در مورد برخی تصمیم ها بپرسند و تا جای ممکن به آنها نشان دهند که نظراتشان محترم است و به آنها توجه می شود. در میان دوستان ممکن است صمیمیت و در میان گذاشتن مسائل شخصی نشان دهنده پذیرفته شدن باشد. مورد توجه قرار گرفتن از طرف جنس مخالف در جوانی، مورد احترام و تشویق قرار گرفتن در محل کار نیز می توانند القاکننده پذیرش باشند.
⚪از طرفی طرد شدن و رد شدن از سوی دیگران به شدت از عزت نفس افراد می کاهد. طرد شدن از طرف شریک عاطفی یا همسر، یکی از شدیدترین اتفاقاتی است که از عزت نفس افراد می کاهد.
بازنشراز:گاهنامه مدیر
👍2
✳️ سیر تکامل حکمرانی شرکتی در جهان
✅ شرکت ها بخش عظیمی از فعالیتهای اقتصادی را بر عهده دارند و یکی از بزرگترین گروه های کارفرمایی و منبع بسیاری از نوآوری ها هستند. سهم بزرگی از دارایی های بشریت در شرکت ها ظهور و نمود پیدا کرده است. ایده ای که در پشت حکمرانی شرکت ها قرار دارد، یکی از نبوغ آمیزترین ابداعات بشر است.
🟢نخستین آثار شکلگیری شرکت ها به قانون حَمورابی در دو هزار سال قبل از میلاد مسیح برمیگردد که مبنای تاریخی برای تعهدات و همچنین تعهدات تجارتی به شمار میرود. در کتیبه های بابل نیز نوعی قرارداد شرکت رؤیت شده است که براساس آن، یک سرمایه دار مقداری وجه به تاجری پرداخت می کرده تا با آن تجارت کند. آنان بدون شناخت شخصیت حقوقی، از روش هایی پیروی می کردند که به شخصیت حقوقی امروزی شرکت ها بسیار شبیه است. در قرن پانزدهم تصور وجود شرکت سهامی شکل گرفت. اروپاییان برای افزودن به جمع سرمایه گذاران بالقوه و کاهش زیان هایی که متحمل می شدند، به تشکیل شرکتهای سهامی روی آوردند. نخستین شرکت سهامی در سال ۱۵۰۰ میلادی برای تأسیس بانک سنژرژ (Georges) تشکیل شد. شرکت سهامی، سرمایه لازم را از شمار زیادی از سرمایه گذاران جمع می کرد که هر کدام سهم کوچکی از سرمایه خود را به خطر می انداختند. بدین ترتیب، زیان ها کاهش می یافت، اما برای سود محدودیتی وجود نداشت. کلیه بنگاههای اقتصادی زمان قدیم تا اواخر قرن شانزدهم جنبه شخصی داشتند و مسئولیت افراد در برابر تعهدات شرکت، به اموال شرکت محدود نمیشد و صاحبان کسبوکارها درقبال طلبکاران، بدون هیچ محدودیتی، مسئولیت کامل داشتند.
🟡 در قرن هفدهم، چارچوب اداره واحدهای تجاری و نحوه تعامل آنها با ذینفعان توسعه یافت و شرکتها در بستر قوانین، شخصیت حقوقی پیدا کردند و امکان مالکیت برای شرکتها فراهم شد. با ایجاد شخصیت حقوقی و افزایش حمایت از حقوق فردی، بالاخص حق مالکیت خصوصی، سرمایه گذاران با رغبت بیشتری در شرکتهای سهامی سرمایه گذاری می کردند؛ بدین ترتیب فروش سهام شرکتهای سهامی به طور فزاینده ای افزایش پیدا کرد. در نتیجه خرید و فروش سهام شرکت ها به تأسیس بازار سهام در مهمترین شهرهای اروپایی انجامید که در آنها سهام شرکت ها معامله می شد. در قرن هجدهم، بسیاری از موفقیت های اقتصادی و تجاری و حتی فتوحات سیاسی بر پایه شرکتهای سهامی خصوصی فعال در بازارهای بورس استوار شده بود. کمپانی هند شرقی یک نمونه از شرکتهای سهامی عام است که نزدیک دو قرن یکی از ارکان قدرت سرمایه داری بود. شبه قاره هند را هم ارتش مزدور کمپانی هند شرقی تسخیر کرد (نه دولت بریتانیا) این شرکت نیروی نظامی بالغ بر ۳۵۰ هزار سرباز در هندوستان مستقر کرد که بیش از کل نیروهای مسلح پادشاهی بریتانیا بود. همانطور که ساختار شرکت ها تکامل پیدا می کرد، تمایل فعالان اقتصادی به ایجاد شرکت و پیگیری آیین ها و مناسک آن دوران در ثبت قضایی شرکت، بهخصوص شرکت های با مسئولیت محدود افزایش می یافت. چنین شرکت هایی از نظر حقوقی، مستقل از افرادی بود که آنها را تأسیس می کردند یا در آنها سرمایه گذاری می کردند یا اداره شان را برعهده داشتند. در اوایل قرن نوزدهم، به علت کثرت افراد و عدم آگاهی عموم سهامداران، مجامع شرکتها نمایندگانی (بهمثابه وکیل مالکان) برای اداره امور شرکت انتخاب میکردند. بدین ترتیب نقش هیأت مدیره در ساختار حکمرانی شرکتی پررنگ شد و علاوه بر شرکتهای سهامی، به ساختار طیف وسیعی از شرکتها، سازمان ها، مؤسسات، انجمن ها، بنیادها، کانونها و سندیکاها گسترش یافت. در اواخر قرن بیستم، بر مبنای موضوع تفکیک مالکیت از مدیریت، نگرش جدیدی به هزینه های تعارض منافع میان مالکان و مدیران مطرح شد. در سال ۱۹۸۹ ایشن هارت «نظریه نمایندگی» را به حوزه ساختار و مدیریت عملکرد شرکت ها بسط داد. این نظریه درخصوص رفتار سازمانی و نحوه راهبری شرکت ها، به روابط بین مدیران و سهامداران و نقش هیأت مدیره در همسو کردن تعارضات بالقوه میان آنها می پرداخت که پس از آن، تحت عنوان نظریههای حاکمیت شرکتی توسعه پیدا کرد. نظریه های حاکمیت شرکتی به چگونگی هدایت و کنترل شرکت و تبیین نقش هیأت مدیره، مدیران اجرایی و سایر ذینفعان، و بهبود روابط و تعاملات میان آنها میپردازند.طی فرایند شکلگیری ساختار حکمرانی شرکتی با توجه به ملاحظات کنترلی، نظارتی، استراتژی و مسائل اقتصادی-مالی و قانونی دو ساختار کلی بر شرکتها و سازمان ها حاکم شد. در اغلب کشورهای اتحادیه اروپا، هیأت مدیره دولایه ای رواج یافت که در هیأت عالی تر یا هیأت ناظر، سیاستگذاری ها و تصمیمات کلان اتخاذ می شود و هیأت پایین تر به فعالیت های اجرایی می پردازد.اما در برخی از کشورهای آنگلوساکسون، هیأت مدیره تک لایه ای متداول شد؛ به عبارتی شرکت یا سازمان تحت راهبری یک هیأت مدیره قرار دارد./ بازنشراز:گاهنامه مدیر
✅ شرکت ها بخش عظیمی از فعالیتهای اقتصادی را بر عهده دارند و یکی از بزرگترین گروه های کارفرمایی و منبع بسیاری از نوآوری ها هستند. سهم بزرگی از دارایی های بشریت در شرکت ها ظهور و نمود پیدا کرده است. ایده ای که در پشت حکمرانی شرکت ها قرار دارد، یکی از نبوغ آمیزترین ابداعات بشر است.
🟢نخستین آثار شکلگیری شرکت ها به قانون حَمورابی در دو هزار سال قبل از میلاد مسیح برمیگردد که مبنای تاریخی برای تعهدات و همچنین تعهدات تجارتی به شمار میرود. در کتیبه های بابل نیز نوعی قرارداد شرکت رؤیت شده است که براساس آن، یک سرمایه دار مقداری وجه به تاجری پرداخت می کرده تا با آن تجارت کند. آنان بدون شناخت شخصیت حقوقی، از روش هایی پیروی می کردند که به شخصیت حقوقی امروزی شرکت ها بسیار شبیه است. در قرن پانزدهم تصور وجود شرکت سهامی شکل گرفت. اروپاییان برای افزودن به جمع سرمایه گذاران بالقوه و کاهش زیان هایی که متحمل می شدند، به تشکیل شرکتهای سهامی روی آوردند. نخستین شرکت سهامی در سال ۱۵۰۰ میلادی برای تأسیس بانک سنژرژ (Georges) تشکیل شد. شرکت سهامی، سرمایه لازم را از شمار زیادی از سرمایه گذاران جمع می کرد که هر کدام سهم کوچکی از سرمایه خود را به خطر می انداختند. بدین ترتیب، زیان ها کاهش می یافت، اما برای سود محدودیتی وجود نداشت. کلیه بنگاههای اقتصادی زمان قدیم تا اواخر قرن شانزدهم جنبه شخصی داشتند و مسئولیت افراد در برابر تعهدات شرکت، به اموال شرکت محدود نمیشد و صاحبان کسبوکارها درقبال طلبکاران، بدون هیچ محدودیتی، مسئولیت کامل داشتند.
🟡 در قرن هفدهم، چارچوب اداره واحدهای تجاری و نحوه تعامل آنها با ذینفعان توسعه یافت و شرکتها در بستر قوانین، شخصیت حقوقی پیدا کردند و امکان مالکیت برای شرکتها فراهم شد. با ایجاد شخصیت حقوقی و افزایش حمایت از حقوق فردی، بالاخص حق مالکیت خصوصی، سرمایه گذاران با رغبت بیشتری در شرکتهای سهامی سرمایه گذاری می کردند؛ بدین ترتیب فروش سهام شرکتهای سهامی به طور فزاینده ای افزایش پیدا کرد. در نتیجه خرید و فروش سهام شرکت ها به تأسیس بازار سهام در مهمترین شهرهای اروپایی انجامید که در آنها سهام شرکت ها معامله می شد. در قرن هجدهم، بسیاری از موفقیت های اقتصادی و تجاری و حتی فتوحات سیاسی بر پایه شرکتهای سهامی خصوصی فعال در بازارهای بورس استوار شده بود. کمپانی هند شرقی یک نمونه از شرکتهای سهامی عام است که نزدیک دو قرن یکی از ارکان قدرت سرمایه داری بود. شبه قاره هند را هم ارتش مزدور کمپانی هند شرقی تسخیر کرد (نه دولت بریتانیا) این شرکت نیروی نظامی بالغ بر ۳۵۰ هزار سرباز در هندوستان مستقر کرد که بیش از کل نیروهای مسلح پادشاهی بریتانیا بود. همانطور که ساختار شرکت ها تکامل پیدا می کرد، تمایل فعالان اقتصادی به ایجاد شرکت و پیگیری آیین ها و مناسک آن دوران در ثبت قضایی شرکت، بهخصوص شرکت های با مسئولیت محدود افزایش می یافت. چنین شرکت هایی از نظر حقوقی، مستقل از افرادی بود که آنها را تأسیس می کردند یا در آنها سرمایه گذاری می کردند یا اداره شان را برعهده داشتند. در اوایل قرن نوزدهم، به علت کثرت افراد و عدم آگاهی عموم سهامداران، مجامع شرکتها نمایندگانی (بهمثابه وکیل مالکان) برای اداره امور شرکت انتخاب میکردند. بدین ترتیب نقش هیأت مدیره در ساختار حکمرانی شرکتی پررنگ شد و علاوه بر شرکتهای سهامی، به ساختار طیف وسیعی از شرکتها، سازمان ها، مؤسسات، انجمن ها، بنیادها، کانونها و سندیکاها گسترش یافت. در اواخر قرن بیستم، بر مبنای موضوع تفکیک مالکیت از مدیریت، نگرش جدیدی به هزینه های تعارض منافع میان مالکان و مدیران مطرح شد. در سال ۱۹۸۹ ایشن هارت «نظریه نمایندگی» را به حوزه ساختار و مدیریت عملکرد شرکت ها بسط داد. این نظریه درخصوص رفتار سازمانی و نحوه راهبری شرکت ها، به روابط بین مدیران و سهامداران و نقش هیأت مدیره در همسو کردن تعارضات بالقوه میان آنها می پرداخت که پس از آن، تحت عنوان نظریههای حاکمیت شرکتی توسعه پیدا کرد. نظریه های حاکمیت شرکتی به چگونگی هدایت و کنترل شرکت و تبیین نقش هیأت مدیره، مدیران اجرایی و سایر ذینفعان، و بهبود روابط و تعاملات میان آنها میپردازند.طی فرایند شکلگیری ساختار حکمرانی شرکتی با توجه به ملاحظات کنترلی، نظارتی، استراتژی و مسائل اقتصادی-مالی و قانونی دو ساختار کلی بر شرکتها و سازمان ها حاکم شد. در اغلب کشورهای اتحادیه اروپا، هیأت مدیره دولایه ای رواج یافت که در هیأت عالی تر یا هیأت ناظر، سیاستگذاری ها و تصمیمات کلان اتخاذ می شود و هیأت پایین تر به فعالیت های اجرایی می پردازد.اما در برخی از کشورهای آنگلوساکسون، هیأت مدیره تک لایه ای متداول شد؛ به عبارتی شرکت یا سازمان تحت راهبری یک هیأت مدیره قرار دارد./ بازنشراز:گاهنامه مدیر