✳️ حل مساله به روش دانکر
✅ یک روش خلاقانه برای حل مسئله وجود دارد که از رویکردی جالب برای بیان مسئله و تعریف آن استفاده می کند و به واسطه همین رویکرد برای تعریف مسئله، راهکارها و راهحلهایی را پیش روی حل کننده مسئله نمایان می سازد که به طریقی دیگر شاید نشود.
□روش دانکر از جمله روش های تعریف مسئله و بیان آن به شمار می آید. شنیده اید که نیمی از پیمودن راه و مسیر حل مسئله در گرو تشخیص دقیق و بیان صحیح مسئله (مسئله اصلی) می باشد. آن چه به صورت کلی و در نگاه اول با آن روبهرو هستید، مسئله ظاهری یا مسئله ادراک شده perceived problem است. شما پیش از برداشتن گام های بعدی برای حل مسئله بایستی اطمینان حاصل کنید که می دانید مسئله اصلی چیست؟ متوجه شده اید که اصل مسئله کجاست؟ و مشکل اساسی چه چیزی هست؟
●در غیر این صورت، گمراهی و تلاش برای حل یک مسئله اشتباهی و یا ابهام در رفع مشکل، کمترین پیامد و آسیب این وضعیت خواهد بود.
○در روش دانکر به شما گفته می شود آنچه به عنوان مسئله ادراک شده یا مسئله ظاهری (وضعیت حاضر)، بیان گردیده یا خودتان تشخیص داده اید را در نظر بگیرید، حالا به جای آن که راهکارهایی برای حل این مسئله و راهحل هایی جهت رسیدن به وضعیت و موقعیتی که این مسئله، حل شده باشد، بیابید، تصور کنید که به آن شرایط نرسیده و آن مسئله اولیه و ظاهری حل نشود، چه کار باید بکنید که شرایط کلی، ok و مناسب باشد و مشکلی پیش نیاید.
■درست است و حق با شماست. به جای توضیح بیشتر و احتمالا ابهام بیشتر، بگذارید با هم مثالی را مرور کنیم. تصور بکنید که یک شرکت کشت و صنعت برای نگهداری و مدیریت بخشی از آب مورد نیاز خود، یک استخر بزرگ در محدوده زمین های کشاورزی و نزدیک به کارخانه ایجاد کرده است. بعد از آبگیری و استفاده از آن، تعداد زیاد موش های صحرایی مرده در سطح آب استخر مشاهده می شود که بنا به مسایل بهداشتی برای شرکت، مسئلهساز است. حل این مسئله به یکی از واحدهای سازمان سپرده می شود.
□مسئله اولیه و ظاهری (وضعیت فعلی) در این داستان چیست؟ حضور و وجود موش در آب استخر که منجر به از بین رفتن موش ها و ایجاد مشکلات بهداشتی در آب می شود.
●راه حل های اولیه چه می تواند باشد؟ … بله، بسیار زیاد هستند.
▪︎بلندتر کردن دیواره لبه استخر
▪︎تغییر طرح دیواره به صورتی که موش ها نتوانند از آن بالا بیایند و داخل استخر بروند.
▪︎ایجاد تور سیمی
▪︎وصل کردن برق به تور سیمی
▪︎سم ریختن اطراف آن
▪︎پایین بردن دیواره در زیر زمین و داخل خاک که از طریق سوراخ کردن و تونل زدن هم موش ها نتوانند وارد شوند. و . . .
○مسئول حل مسئله یا تیم مسئول پس از فهرست کردن ایده های حل مسئله، به ارزیابی راهکارها می پردازد. یعنی با بررسی شرایط فنی و اجرایی، هزینه و زمان پیاده سازی هر یک از طرح ها و همچنین برآورد و پیش بینی اثربخشی احتمالی هر یک از آنها با در پیش گرفتن رویکرد منطقی و تحلیلی می تواند یکی از آنها را انتخاب کند تا اجرا شوند.
■روش حل مسئله ای که تاکنون استفاده شده روش عادی و روتین حل مسئله است یعنی روش تفکر همگرا، روش تفکر تحلیلی و منطقی.
امّا حالا تیم تصمیم می گیرد روش خلاقانه حل مسئله را هم امتحان کند و از روش دیاگرام دانکر برای تعریف و بیان دقیق مسئله اصلی استفاده کنند.
□بالاتر دیدید که روش دیاگرام دانکر، می گوید؛ تصور کنید که مسئله ظاهری و اولیه، پابرجا باشد و ما به وضعیت مطلوب اولیه نرسیم اما کاری کنید که به صورت کلی مشکلی پیش نیاید و شرایط خوب و مناسب باشد. (هنوز هم باید حس ابهام را داشته باشید). بیایید تصور کنیم….
●باید بپذیریم که موش ها بیایند و در استخر بیفتند. حالا کاری کنید که مسئله حادی پیش نیاید و شرایط ok باشد. می دانید که موش ها شناگران بدی نیستند. یعنی خود به خود غرق نمی شوند. چون نمی توانند خارج شوند، دست و پا زده، انرژیشان تحلیل رفته و غرق می شوند.
○شاید این که خودشان می آیند را نتوانیم به روشی ساده و کم هزینه متوقف کنیم (بیشتر روش های بالا کلی مواد، تجهیزات و خدمات نیاز دارند) اما میتوانیم کمکشان کنیم بعد از این که آبی نوشیدند و تنی به آب زدند، بتوانند خارج شوند.
■با رویکرد خلاقانه دانکر به نظر می آید که مسئله اصلی که باید روی حل آن متمرکز شد نه جلوگیری از ورود که باید تسهیل خروج موشها باشد. یعنی باید کاری بکنیم بدون این که مسئله ظاهری اولیه (ورود و حضور موش ها) حل بشود، مسئله و مشکل خاصی پیش نیاید که در این جا مشکلات بهداشتی وجود موش های مرده در آب است.
□از همین رو و با استفاده از بیان و تعریفی از مسئله که روش دانکر به ما داد، چند تخته در قسمت های مختلف در سطح آب گذاشته شد که یک سر آن بالاتر از لبه استخر قرار داده شد. نتایج میدانی در کوتاه مدت نشان داد که تعداد موش های مرده مشاهده شده در سطح آب با روند بسیار خوبی کاهش پیدا کردند./ گاهنامه مدیر
✅ یک روش خلاقانه برای حل مسئله وجود دارد که از رویکردی جالب برای بیان مسئله و تعریف آن استفاده می کند و به واسطه همین رویکرد برای تعریف مسئله، راهکارها و راهحلهایی را پیش روی حل کننده مسئله نمایان می سازد که به طریقی دیگر شاید نشود.
□روش دانکر از جمله روش های تعریف مسئله و بیان آن به شمار می آید. شنیده اید که نیمی از پیمودن راه و مسیر حل مسئله در گرو تشخیص دقیق و بیان صحیح مسئله (مسئله اصلی) می باشد. آن چه به صورت کلی و در نگاه اول با آن روبهرو هستید، مسئله ظاهری یا مسئله ادراک شده perceived problem است. شما پیش از برداشتن گام های بعدی برای حل مسئله بایستی اطمینان حاصل کنید که می دانید مسئله اصلی چیست؟ متوجه شده اید که اصل مسئله کجاست؟ و مشکل اساسی چه چیزی هست؟
●در غیر این صورت، گمراهی و تلاش برای حل یک مسئله اشتباهی و یا ابهام در رفع مشکل، کمترین پیامد و آسیب این وضعیت خواهد بود.
○در روش دانکر به شما گفته می شود آنچه به عنوان مسئله ادراک شده یا مسئله ظاهری (وضعیت حاضر)، بیان گردیده یا خودتان تشخیص داده اید را در نظر بگیرید، حالا به جای آن که راهکارهایی برای حل این مسئله و راهحل هایی جهت رسیدن به وضعیت و موقعیتی که این مسئله، حل شده باشد، بیابید، تصور کنید که به آن شرایط نرسیده و آن مسئله اولیه و ظاهری حل نشود، چه کار باید بکنید که شرایط کلی، ok و مناسب باشد و مشکلی پیش نیاید.
■درست است و حق با شماست. به جای توضیح بیشتر و احتمالا ابهام بیشتر، بگذارید با هم مثالی را مرور کنیم. تصور بکنید که یک شرکت کشت و صنعت برای نگهداری و مدیریت بخشی از آب مورد نیاز خود، یک استخر بزرگ در محدوده زمین های کشاورزی و نزدیک به کارخانه ایجاد کرده است. بعد از آبگیری و استفاده از آن، تعداد زیاد موش های صحرایی مرده در سطح آب استخر مشاهده می شود که بنا به مسایل بهداشتی برای شرکت، مسئلهساز است. حل این مسئله به یکی از واحدهای سازمان سپرده می شود.
□مسئله اولیه و ظاهری (وضعیت فعلی) در این داستان چیست؟ حضور و وجود موش در آب استخر که منجر به از بین رفتن موش ها و ایجاد مشکلات بهداشتی در آب می شود.
●راه حل های اولیه چه می تواند باشد؟ … بله، بسیار زیاد هستند.
▪︎بلندتر کردن دیواره لبه استخر
▪︎تغییر طرح دیواره به صورتی که موش ها نتوانند از آن بالا بیایند و داخل استخر بروند.
▪︎ایجاد تور سیمی
▪︎وصل کردن برق به تور سیمی
▪︎سم ریختن اطراف آن
▪︎پایین بردن دیواره در زیر زمین و داخل خاک که از طریق سوراخ کردن و تونل زدن هم موش ها نتوانند وارد شوند. و . . .
○مسئول حل مسئله یا تیم مسئول پس از فهرست کردن ایده های حل مسئله، به ارزیابی راهکارها می پردازد. یعنی با بررسی شرایط فنی و اجرایی، هزینه و زمان پیاده سازی هر یک از طرح ها و همچنین برآورد و پیش بینی اثربخشی احتمالی هر یک از آنها با در پیش گرفتن رویکرد منطقی و تحلیلی می تواند یکی از آنها را انتخاب کند تا اجرا شوند.
■روش حل مسئله ای که تاکنون استفاده شده روش عادی و روتین حل مسئله است یعنی روش تفکر همگرا، روش تفکر تحلیلی و منطقی.
امّا حالا تیم تصمیم می گیرد روش خلاقانه حل مسئله را هم امتحان کند و از روش دیاگرام دانکر برای تعریف و بیان دقیق مسئله اصلی استفاده کنند.
□بالاتر دیدید که روش دیاگرام دانکر، می گوید؛ تصور کنید که مسئله ظاهری و اولیه، پابرجا باشد و ما به وضعیت مطلوب اولیه نرسیم اما کاری کنید که به صورت کلی مشکلی پیش نیاید و شرایط خوب و مناسب باشد. (هنوز هم باید حس ابهام را داشته باشید). بیایید تصور کنیم….
●باید بپذیریم که موش ها بیایند و در استخر بیفتند. حالا کاری کنید که مسئله حادی پیش نیاید و شرایط ok باشد. می دانید که موش ها شناگران بدی نیستند. یعنی خود به خود غرق نمی شوند. چون نمی توانند خارج شوند، دست و پا زده، انرژیشان تحلیل رفته و غرق می شوند.
○شاید این که خودشان می آیند را نتوانیم به روشی ساده و کم هزینه متوقف کنیم (بیشتر روش های بالا کلی مواد، تجهیزات و خدمات نیاز دارند) اما میتوانیم کمکشان کنیم بعد از این که آبی نوشیدند و تنی به آب زدند، بتوانند خارج شوند.
■با رویکرد خلاقانه دانکر به نظر می آید که مسئله اصلی که باید روی حل آن متمرکز شد نه جلوگیری از ورود که باید تسهیل خروج موشها باشد. یعنی باید کاری بکنیم بدون این که مسئله ظاهری اولیه (ورود و حضور موش ها) حل بشود، مسئله و مشکل خاصی پیش نیاید که در این جا مشکلات بهداشتی وجود موش های مرده در آب است.
□از همین رو و با استفاده از بیان و تعریفی از مسئله که روش دانکر به ما داد، چند تخته در قسمت های مختلف در سطح آب گذاشته شد که یک سر آن بالاتر از لبه استخر قرار داده شد. نتایج میدانی در کوتاه مدت نشان داد که تعداد موش های مرده مشاهده شده در سطح آب با روند بسیار خوبی کاهش پیدا کردند./ گاهنامه مدیر
👍3🙏1
✳️ شوخی و سرگرمی، بخشی از فرهنگ سازمانی
✅ پروفسور "جنیفر ایکر" استاد دانشکده کسبوکار استنفورد و نائومی بگدوناس، سخنران این دانشگاه که با یکدیگر کلاسی را با عنوان «شوخطبعی: کسبوکار جدی» برگزار میکنند، دریافتهاند که سرگرمی و شوخطبعی نقش یک استراتژی قدرتمند را در حفظ کارمندان بازی میکند.
🟢 همچنین استرس محیط کار را کاهش میدهد و کمک میکند مشکلات سازمانی، با راهحلهای نوآورانهای حل شوند.
🔵 طبق تحقیقات علمی، این استراتژی کارایی بالایی دارد؛ زیرا خندیدن ترشح هورمون اکسیتوسین را افزایش میدهد. اکسیتوسین نهتنها احساسات خوب انسان را تقویت میکند، بلکه تمایل به روابط اجتماعی را نیز افزایش میدهد و میزان اعتماد را بالا میبرد. بگدوناس «طنز و شوخطبعی» را سرمایه قدرتمند کسبوکار میداند./راهنامه مدیر
✅ پروفسور "جنیفر ایکر" استاد دانشکده کسبوکار استنفورد و نائومی بگدوناس، سخنران این دانشگاه که با یکدیگر کلاسی را با عنوان «شوخطبعی: کسبوکار جدی» برگزار میکنند، دریافتهاند که سرگرمی و شوخطبعی نقش یک استراتژی قدرتمند را در حفظ کارمندان بازی میکند.
🟢 همچنین استرس محیط کار را کاهش میدهد و کمک میکند مشکلات سازمانی، با راهحلهای نوآورانهای حل شوند.
🔵 طبق تحقیقات علمی، این استراتژی کارایی بالایی دارد؛ زیرا خندیدن ترشح هورمون اکسیتوسین را افزایش میدهد. اکسیتوسین نهتنها احساسات خوب انسان را تقویت میکند، بلکه تمایل به روابط اجتماعی را نیز افزایش میدهد و میزان اعتماد را بالا میبرد. بگدوناس «طنز و شوخطبعی» را سرمایه قدرتمند کسبوکار میداند./راهنامه مدیر
👍1
ساختار مدیریت صنعتی ژاپن.pdf
4.7 MB
✳️ ساختارمدیریت صنعتی ژاپن
👆چارچوب گُست
GOST(Goals, Objectives, Strategies, Tactics) ابزاری است برای تعیین اهداف بلندمدت، اهداف کوتاهمدت، استراتژی و تاکتیکها
🔰 هدف بلندمدت:
یک هدف است. چیزی را توصیف میکند که شما بهطورکلی تلاش میکنید تا به آن دست یابید.
🔰 *هدف کوتاهمدت:*
هدف کوتاهمدت نیز چیزی را توصیف میکند که به طور خاص در تلاش برای دستیابی به آن هستید.
🔰 *استراتژی:*
برنامه کلی تخصیص منابع برای دستیابی به اهداف بلندمدت و کوتاهمدت است.
🔰 *تاکتیکها:*
بهطور خاص به چگونگی انجام کار میپردازند.
به عنوان مثال:
🔰 *هدف بلندمدت:* پیروز شدن در رقابت فروش در منطقه جنوب ایران.
🔰 *هدف کوتاهمدت:* دستیابی به فروش 25 میلیاردی تا پایان فصل سوم امسال.
🔰 *استراتژی:* متمرکز نمودن فعالیتهای فروش بر افزایش سهم شرکت از کیف پول مشتریان کنونی.
🔰 *تاکتیکها:*
1⃣ همکاری مدیران ناحیهای فروش با نمایندگان فروش برای گذاشتن قرار ملاقات با پنج مشتری برتر در هر زیرناحیه
2⃣ تهیه کاربرگ فروشی که ارزش پولی استفاده از محصولاتمان را به صورت ترکیبی نشان میدهد
3⃣ فیلمبرداری از سه تن از مشتریان، زمانی که در حال استفاده از دو یا چند عدد از محصولاتمان به صورت ترکیبی باشند
4⃣ خرید آیپد و قراردادن کاربرگهای جدید فروش و ویدیوها در اسلایدهای ارائه برای استفاده در زمان ملاقات با مشتریان
5⃣ ایجاد فهرستی به منظور کمک به مدیران ناحیهای فروش در افزایش سهم شرکت از کیف پول
GOST(Goals, Objectives, Strategies, Tactics) ابزاری است برای تعیین اهداف بلندمدت، اهداف کوتاهمدت، استراتژی و تاکتیکها
🔰 هدف بلندمدت:
یک هدف است. چیزی را توصیف میکند که شما بهطورکلی تلاش میکنید تا به آن دست یابید.
🔰 *هدف کوتاهمدت:*
هدف کوتاهمدت نیز چیزی را توصیف میکند که به طور خاص در تلاش برای دستیابی به آن هستید.
🔰 *استراتژی:*
برنامه کلی تخصیص منابع برای دستیابی به اهداف بلندمدت و کوتاهمدت است.
🔰 *تاکتیکها:*
بهطور خاص به چگونگی انجام کار میپردازند.
به عنوان مثال:
🔰 *هدف بلندمدت:* پیروز شدن در رقابت فروش در منطقه جنوب ایران.
🔰 *هدف کوتاهمدت:* دستیابی به فروش 25 میلیاردی تا پایان فصل سوم امسال.
🔰 *استراتژی:* متمرکز نمودن فعالیتهای فروش بر افزایش سهم شرکت از کیف پول مشتریان کنونی.
🔰 *تاکتیکها:*
1⃣ همکاری مدیران ناحیهای فروش با نمایندگان فروش برای گذاشتن قرار ملاقات با پنج مشتری برتر در هر زیرناحیه
2⃣ تهیه کاربرگ فروشی که ارزش پولی استفاده از محصولاتمان را به صورت ترکیبی نشان میدهد
3⃣ فیلمبرداری از سه تن از مشتریان، زمانی که در حال استفاده از دو یا چند عدد از محصولاتمان به صورت ترکیبی باشند
4⃣ خرید آیپد و قراردادن کاربرگهای جدید فروش و ویدیوها در اسلایدهای ارائه برای استفاده در زمان ملاقات با مشتریان
5⃣ ایجاد فهرستی به منظور کمک به مدیران ناحیهای فروش در افزایش سهم شرکت از کیف پول
👍1
✳️ کتابخوانی و رؤیاپردازی؛ تضمین آینده دنیای ما
📙چرا آیندهٔ ما به بقای کتابخانهها، کتابخوانی و رؤیاپردازی وابسته است!؟ این سؤالی است که نیل گیمن، از سرشناسترین نویسندههای ادبیات کودک و نوجوان جهان، در سخنرانی خود به آن پاسخ داده است:
چند سال پیش صحبتهای مختصری درباره این ایده که ما در جهان پساباسوادی زندگی میکنیم صورت گرفت؛ جهانی که در آن توانایی درک کلمات نوشتاری به گونهای حشو و زاید بود. اما آن روزها رفتهاند. واژهها مهمتر از همیشه هستند. ما جهان را با کلمات سیر میکنیم.
سال ۲۰۰۷ در اولین همایش «ادبیات علمیتخیلی و فانتزی چین» شرکت کردم. یک جا یکی از مقامات بلندپایهٔ چینی را کنار کشیدم و از او پرسیدم: چرا ادبیات علمیتخیلی!!؟ این ژانر مدتهاست جایگاهش را از دست داده است!! او به من گفت: خیلی ساده است. چینیها در «ساختن ابزار» باهوش هستند، بهشرطی که دیگران برنامه را به آنها بدهند. اما خلاقیت و ابداع ندارند. آنها نمیتوانستند تخیل کنند.
بنابراین هیأتی را به آمریکا به کمپانیهای اپل، مایکروسافت و گوگل فرستادند و از افرادی که آنجا درباره آینده ایدههای خلاقانه داشتند، سوال کردند. آنها متوجه شدند که تمام این افراد در کودکی ادبیات علمیتخیلی میخواندند!!
... من نگرانم از اینکه مردم قرن بیستویکم دربارهٔ «معنای کتابخانهها» و هدف از ایجاد آنها دچار سوءتفاهم شده باشند. اگر شما یک کتابخانه را [فقط] «قفسه کتابها» بدانید، ممکن است تفکری قدیمی و منسوخ در دنیایی بهنظر برسد که بیشترِ کتابهای چاپی در قالب دیجیتالی هم موجودند. اما اصولاً همین بهمعنای درکنکردن مسئلهٔ اصلی است.
... کتابخانه صندوقچهای از اطلاعات است که به هر شهروند حق دسترسی برابر به درونمایهاش را میدهد. سواد خواندن در دنیای پیامک و ایمیل و اطلاعات نوشتاری، بیش از همیشه اهمیت پیدا کرده. ما نیاز داریم بخوانیم و بنویسیم، ما به شهروندان جهانی نیاز داریم که به راحتی بتوانند بخوانند، بفهمند که چرا میخوانند، نکات باریک را درک کنند و بتوانند منظورشان را به دیگران بفهمانند.
👈کتابخانهها واقعا دروازههای آینده هستند. بنابراین خیلی تأسفبرانگیز است که در سراسر جهان مشاهده میکنیم که مقامات محلی بستن کتابخانه را به عنوان راه آسانی برای صرفهجویی در منابع مالی به کار گرفتهاند، بدون اینکه متوجه باشند دارند از آینده میدزدند تا برای امروز خرج کنند. آنها درهایی را میبندند که باید باز باشند.
... همه ما کودکان و بزرگسالان، نویسندگان و خوانندگان باید رویاپردازی کنیم. ما باید تخیل خود را به کار بیاندازیم. خیلی آسان است که وانمود کنیم هیچکس نمیتواند چیزی را تغییر دهد. اینکه ما در جهانی هستیم که جامعه عظیمی دارد و هر فرد خیلی کمتر از هیچ است؛ یک اتم، یک دانه برنج در یک مرزعه. اما حقیقت این است که افراد هستند که دنیایشان را بارها و بارها تغییر میدهند. افراد، آینده را میسازند و آنها این کار را با تخیل اینکه چیزها میتوانند متفاوت باشند، انجام میدهند.
... آلبرت اینشتین در پاسخ به این سوال که چطور میتوانیم بچههای باهوشی داشته باشیم، خیلی ساده اما خردمندانه گفت: اگر میخواهید فرزندان باهوشی داشته باشید، قصههای جن و پری برایشان بخوانید!!
📙چرا آیندهٔ ما به بقای کتابخانهها، کتابخوانی و رؤیاپردازی وابسته است!؟ این سؤالی است که نیل گیمن، از سرشناسترین نویسندههای ادبیات کودک و نوجوان جهان، در سخنرانی خود به آن پاسخ داده است:
چند سال پیش صحبتهای مختصری درباره این ایده که ما در جهان پساباسوادی زندگی میکنیم صورت گرفت؛ جهانی که در آن توانایی درک کلمات نوشتاری به گونهای حشو و زاید بود. اما آن روزها رفتهاند. واژهها مهمتر از همیشه هستند. ما جهان را با کلمات سیر میکنیم.
سال ۲۰۰۷ در اولین همایش «ادبیات علمیتخیلی و فانتزی چین» شرکت کردم. یک جا یکی از مقامات بلندپایهٔ چینی را کنار کشیدم و از او پرسیدم: چرا ادبیات علمیتخیلی!!؟ این ژانر مدتهاست جایگاهش را از دست داده است!! او به من گفت: خیلی ساده است. چینیها در «ساختن ابزار» باهوش هستند، بهشرطی که دیگران برنامه را به آنها بدهند. اما خلاقیت و ابداع ندارند. آنها نمیتوانستند تخیل کنند.
بنابراین هیأتی را به آمریکا به کمپانیهای اپل، مایکروسافت و گوگل فرستادند و از افرادی که آنجا درباره آینده ایدههای خلاقانه داشتند، سوال کردند. آنها متوجه شدند که تمام این افراد در کودکی ادبیات علمیتخیلی میخواندند!!
... من نگرانم از اینکه مردم قرن بیستویکم دربارهٔ «معنای کتابخانهها» و هدف از ایجاد آنها دچار سوءتفاهم شده باشند. اگر شما یک کتابخانه را [فقط] «قفسه کتابها» بدانید، ممکن است تفکری قدیمی و منسوخ در دنیایی بهنظر برسد که بیشترِ کتابهای چاپی در قالب دیجیتالی هم موجودند. اما اصولاً همین بهمعنای درکنکردن مسئلهٔ اصلی است.
... کتابخانه صندوقچهای از اطلاعات است که به هر شهروند حق دسترسی برابر به درونمایهاش را میدهد. سواد خواندن در دنیای پیامک و ایمیل و اطلاعات نوشتاری، بیش از همیشه اهمیت پیدا کرده. ما نیاز داریم بخوانیم و بنویسیم، ما به شهروندان جهانی نیاز داریم که به راحتی بتوانند بخوانند، بفهمند که چرا میخوانند، نکات باریک را درک کنند و بتوانند منظورشان را به دیگران بفهمانند.
👈کتابخانهها واقعا دروازههای آینده هستند. بنابراین خیلی تأسفبرانگیز است که در سراسر جهان مشاهده میکنیم که مقامات محلی بستن کتابخانه را به عنوان راه آسانی برای صرفهجویی در منابع مالی به کار گرفتهاند، بدون اینکه متوجه باشند دارند از آینده میدزدند تا برای امروز خرج کنند. آنها درهایی را میبندند که باید باز باشند.
... همه ما کودکان و بزرگسالان، نویسندگان و خوانندگان باید رویاپردازی کنیم. ما باید تخیل خود را به کار بیاندازیم. خیلی آسان است که وانمود کنیم هیچکس نمیتواند چیزی را تغییر دهد. اینکه ما در جهانی هستیم که جامعه عظیمی دارد و هر فرد خیلی کمتر از هیچ است؛ یک اتم، یک دانه برنج در یک مرزعه. اما حقیقت این است که افراد هستند که دنیایشان را بارها و بارها تغییر میدهند. افراد، آینده را میسازند و آنها این کار را با تخیل اینکه چیزها میتوانند متفاوت باشند، انجام میدهند.
... آلبرت اینشتین در پاسخ به این سوال که چطور میتوانیم بچههای باهوشی داشته باشیم، خیلی ساده اما خردمندانه گفت: اگر میخواهید فرزندان باهوشی داشته باشید، قصههای جن و پری برایشان بخوانید!!
👍2
📚 از کتاب قصه هائی به پداران؛ فرزندان؛ نوه ها پائولو کوئیلو
✅ توانایی راستین:
رامان یوگی استاد مسلم هنر تیراندازی با کمان بود. روزی محبوبترین شاگردش را به دیدن هنرنمایی اش دعوت کرد. شاگردش بیش از صد بار این برنامه را دیده بود. اما تصمیم گرفت از دستور استادش اطاعت کند.
به بیشهای در کنار صومعه رفتند به درخت بلوطی زیبایی رسیدند و رامان از میان حلقه گل دور گردنش گلی برداشت و روی شاخهای درخت بلوط گذاشت بعد خورجینش را باز کرد و سه چیز بیرون آورد.
کمان زیبای اعلایش را یک پیکان و دستمال سفیدی با گلدوزی گل یاس.
در فاصله ۱۰۰ قدمی گل رو به هدفش ایستاد و از شاگردش خواست با دستمال گلدوزی شده چشمهایش را ببندد. شاگرد دستور استادش را انجام داد.
استاد پرسید تا حالا چند بار مرا در حال تمرین هنر اصیل و باستانی تیراندازی دیدهای شاگرد پاسخ داد هر روز و همیشه از ۳۰۰ قدمی گل سرخ را زدهاید.
رامان یوگی چشم بسته جای پایش را روی زمین محکم کرد زه کمان را با تمام نیرو کشید به طرف گل سرخ روی شاخه بلوط نشانه رفت و پیکان را رها کرد.
پیکان سوت کشان هوا را شکافت اما با فاصله زیادی به خطا رفت و حتی به درخت هم نخورد.
رامان یوکی دستمال را از روی چشمهایش برداشت و پرسید به هدف خورد؟
شاگرد پاسخ داد به خطا رفت با فاصله خیلی زیاد.
به نظرم میخواستی قدرت تمرکز فکر را یادم بدهید! و نشان بدهید که میتوانید معجزه کنید! رامان پاسخ داد: درس بسیار مهمی درباره قدرت تمرکز فکر به تو دادم وقتی که چیزی را میخواهی فقط روی آن تمرکز کن !
هیچ کس هرگز به هدفی که نمیبیند نخواهد رسید
✅ توانایی راستین:
رامان یوگی استاد مسلم هنر تیراندازی با کمان بود. روزی محبوبترین شاگردش را به دیدن هنرنمایی اش دعوت کرد. شاگردش بیش از صد بار این برنامه را دیده بود. اما تصمیم گرفت از دستور استادش اطاعت کند.
به بیشهای در کنار صومعه رفتند به درخت بلوطی زیبایی رسیدند و رامان از میان حلقه گل دور گردنش گلی برداشت و روی شاخهای درخت بلوط گذاشت بعد خورجینش را باز کرد و سه چیز بیرون آورد.
کمان زیبای اعلایش را یک پیکان و دستمال سفیدی با گلدوزی گل یاس.
در فاصله ۱۰۰ قدمی گل رو به هدفش ایستاد و از شاگردش خواست با دستمال گلدوزی شده چشمهایش را ببندد. شاگرد دستور استادش را انجام داد.
استاد پرسید تا حالا چند بار مرا در حال تمرین هنر اصیل و باستانی تیراندازی دیدهای شاگرد پاسخ داد هر روز و همیشه از ۳۰۰ قدمی گل سرخ را زدهاید.
رامان یوگی چشم بسته جای پایش را روی زمین محکم کرد زه کمان را با تمام نیرو کشید به طرف گل سرخ روی شاخه بلوط نشانه رفت و پیکان را رها کرد.
پیکان سوت کشان هوا را شکافت اما با فاصله زیادی به خطا رفت و حتی به درخت هم نخورد.
رامان یوکی دستمال را از روی چشمهایش برداشت و پرسید به هدف خورد؟
شاگرد پاسخ داد به خطا رفت با فاصله خیلی زیاد.
به نظرم میخواستی قدرت تمرکز فکر را یادم بدهید! و نشان بدهید که میتوانید معجزه کنید! رامان پاسخ داد: درس بسیار مهمی درباره قدرت تمرکز فکر به تو دادم وقتی که چیزی را میخواهی فقط روی آن تمرکز کن !
هیچ کس هرگز به هدفی که نمیبیند نخواهد رسید
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دگرگونی در خلیج فارس، گفتگو بافرید ذکریا
✳️ حداکثر چند ساعت در هفته کار کنیم تا استرس نگیریم یا به سلامتمان آسیب نزنیم؟
✅ ما معمولا تمایل داریم ساعتهای زیادی را در محل کار خود سپری کنیم. اما حداکثر چند ساعت کار کنیم تا به سلامتی خود آسیب وارد نکنیم؟ بهترین تعداد ساعت کاری در هفته چند ساعت است؟ بیشتر از چه مقداری برای سلامتی و ذهن خطرناک است؟
🔹محققان در کشور استرالیا دریافتند کار زیاد در کنار همه مزایایش میتواند به سلامتی یا روند شناختی خودمان آسیب بزند.
طبق تحقیقی که توسط نشریه Melbourne Institute Worker Paper منتشر شده است، حداکثر ۲۵ ساعت کار در یک هفته یا سه روز، میتواند سالمترین تعداد ساعت کاری برای یک فرد باشد؛ بهویژه اگر سن شما بیش از ۴۰ سال باشد.
🔹محققان استرالیایی در این تحقیق، ۳ هزار مرد و ۳ هزار زن کارمند و تعداد ساعتهای کاری آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. آنها دریافتند بیش از ۵۵ ساعت کار در هفته میتواند روی اعصاب فرد تاثیر بگذارد. همینطور، قدرت خودآگاهی فرد را کاهش میدهد و عملکردهای شناختی او ضعیف میشوند.
در همین تحقیق، مشخص شده است اگر فردی زمان کار خود را به ۲۵ ساعت در هفته کاهش دهد، قدرت حافظه، استدلال انتزاعی و دانشهای خاص خود را بهبود داده است.
🔺 اگر نتوانم ۲۵ ساعت در هفته کار کنم؟
🔹اگرچه در این مطالعه توصیه میشود حتما ساعتهای کار خود را کاهش دهید اما متذکر میشود اگر بیشتر از ۲۵ ساعت در هفته کار میکنید، نباید احساس بدی داشته و خود را سرزنش کنید.
این مطالعه نشان میدهد ۴۰ ساعت کار در هفته، آسیب کمتری به مغز در مقایسه با ۵۵ ساعت کار در هفته وارد میکند. در واقع، ۵۵ ساعت کار در هفته ضررهایی بیشتر از بیکاری برای سیستم مغزی انسان دارد.
🔹در این مطالعه اشاره شده: «کار میتواند یک شمشیر دو لبه باشد. به این معنا که میتواند باعث تحریک مغز شود اما در عین حال مقدار زیاد کار کردن باعث ایجاد استرس و خستگی میشود و روی عملکردهای شناختی انسان تاثیرگذار است و بسیار آسیبزننده است.»
🔹به گفته متخصصان، داشتن یک کار متعادل در افراد بالای ۴۰ سال میتواند به بهبود سلامتی و ایجاد انگیزه در بخشهایی از مغز که شروع به کند شدن کردند، کمک کند. کلمه کلیدی «تعادل» است و باید همه سعی کنیم در کار کردن تعادل داشته باشیم.
✅ ما معمولا تمایل داریم ساعتهای زیادی را در محل کار خود سپری کنیم. اما حداکثر چند ساعت کار کنیم تا به سلامتی خود آسیب وارد نکنیم؟ بهترین تعداد ساعت کاری در هفته چند ساعت است؟ بیشتر از چه مقداری برای سلامتی و ذهن خطرناک است؟
🔹محققان در کشور استرالیا دریافتند کار زیاد در کنار همه مزایایش میتواند به سلامتی یا روند شناختی خودمان آسیب بزند.
طبق تحقیقی که توسط نشریه Melbourne Institute Worker Paper منتشر شده است، حداکثر ۲۵ ساعت کار در یک هفته یا سه روز، میتواند سالمترین تعداد ساعت کاری برای یک فرد باشد؛ بهویژه اگر سن شما بیش از ۴۰ سال باشد.
🔹محققان استرالیایی در این تحقیق، ۳ هزار مرد و ۳ هزار زن کارمند و تعداد ساعتهای کاری آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. آنها دریافتند بیش از ۵۵ ساعت کار در هفته میتواند روی اعصاب فرد تاثیر بگذارد. همینطور، قدرت خودآگاهی فرد را کاهش میدهد و عملکردهای شناختی او ضعیف میشوند.
در همین تحقیق، مشخص شده است اگر فردی زمان کار خود را به ۲۵ ساعت در هفته کاهش دهد، قدرت حافظه، استدلال انتزاعی و دانشهای خاص خود را بهبود داده است.
🔺 اگر نتوانم ۲۵ ساعت در هفته کار کنم؟
🔹اگرچه در این مطالعه توصیه میشود حتما ساعتهای کار خود را کاهش دهید اما متذکر میشود اگر بیشتر از ۲۵ ساعت در هفته کار میکنید، نباید احساس بدی داشته و خود را سرزنش کنید.
این مطالعه نشان میدهد ۴۰ ساعت کار در هفته، آسیب کمتری به مغز در مقایسه با ۵۵ ساعت کار در هفته وارد میکند. در واقع، ۵۵ ساعت کار در هفته ضررهایی بیشتر از بیکاری برای سیستم مغزی انسان دارد.
🔹در این مطالعه اشاره شده: «کار میتواند یک شمشیر دو لبه باشد. به این معنا که میتواند باعث تحریک مغز شود اما در عین حال مقدار زیاد کار کردن باعث ایجاد استرس و خستگی میشود و روی عملکردهای شناختی انسان تاثیرگذار است و بسیار آسیبزننده است.»
🔹به گفته متخصصان، داشتن یک کار متعادل در افراد بالای ۴۰ سال میتواند به بهبود سلامتی و ایجاد انگیزه در بخشهایی از مغز که شروع به کند شدن کردند، کمک کند. کلمه کلیدی «تعادل» است و باید همه سعی کنیم در کار کردن تعادل داشته باشیم.
✳️ تفاوت کار تیمی و همکاری با مشارکت در چیست؟
✅ معمولا از واژه مشارکت (collaboration)، هماهنگی (coordination) و همکاری (cooperation) برای توصیف کار گروهی استفاده می شود. اما معنای آنها یکسان نیست و ما با استفاده این کلمات به جای یکدیگر، معنای آنها را کم کرده و پتانسیل آنها را برای ایجاد فضای کاری قدرتمند کاهش را می دهیم.
📌 لغت مشارکت(collaboration) جدیدا در اخبار و رسانه ها به عنوان یک واژه مهم به کار می رود. ماریسا مایر مدیرعامل یاهو از تصمیم خود در مورد کارمندانش می گوید: “برای تبدیل شدن به بهترین مکان کاری، ارتباط و همکاری ما نیاز به کار کردن دوشادوش یکدیگر داریم. “
👤 مایر معتقد است، هنگامیکه ما باهم روابط بهتر و صمیمی تری داشته باشیم بهتر هم میتوانیم کار کنیم.
💥 این ایجاد ارتباط زمانی راحتتر اتفاق می افتد که ارتباطات چهره به چهره وجود داشته باشد. هماهنگی و همکاری برای انجام کار موثر و کارآمد ضروری است
💥 برخی تحقیقات نشان می دهند که ارتباط چهره به چهره تفاوت بزرگی ایجاد می کند. تصمیم خانم مایر ممکن است کار گروهی بهتری را بر اساس همکاری، ارتباط و هماهنگی ایجاد کند، اما مشارکت ایجاد نمی کند مگر آنکه او فرهنگ آن را ایجاد نماید.
⭕️ تعاریف:
💢 مشارکت(collaboration): کار کردن با یکدیگر برای خلق و ایجاد چیزی جدید، با داشتن یک دیدگاه و هدف مشترک. نکته کلیدی تلاش برای ایجاد چیزی جدید به صورت غیر فردی می باشد، و چیزی که آنها را در کنار هم به عنوان تیم نگه می دارد هدف و دیدگاه مشترک است.
💢 هماهنگی(Coordination): به اشتراک گذاری اطلاعات و منابع به طوری که هر یک از طرفین می تواند نقش خود را در حمایت از یک هدف متقابل به انجام برساند. هماهنگی در مورد کار گروهی در اجرای طرح است و ایجاد و خلق چیز جدیدی نیست.
💢 همکاری (Cooperation ): در جایی مطرح می گردد که افراد از منابع و اطلاعات خود برای هدف همدیگر استفاده کنند و یک هدف ندارند! ممکن است نتیجه ساخت چیز جدیدی باشد، اما از نتیجه کار و تلاش تیمی نیست بلکه کاملا شخصی است.
💥 هر سه مدل جنبه کار گروهی هستند اما باهم تفاوت دارند.
💥 نمونه های موفق کار تیمی را میتوانیم در تیمهای ورزشی، نظامی و حتی سیاسی مشاهده نماییم. همه تیم های موثر و تاثیرگذار ویژگیهای مشترکی دارند. اما بسته به هدف و نیت در نوع همکاری متفاوت می باشند.
💥 چه زمانی مشارکت اهمیت پیدا می کند؟
🎯 در یک محیط، که در آن وابستگی متقابل وجود ندارد، مشارکت (collaboration) برای ایجاد فرایند خلاقیت ضروری نیست. در این محیطها از طریق به اشتراک گذاری اطلاعات و منابع، خلاقیت به صورت انفرادی به وجود خواهد آمد، با این حال در یک سازمان که وابستگی وجود دارد، مشارکت(collaboration) سنگ بستر راه حل های خلاق و نوآورانه است.
📌 همکاری با فرمان و دستور اتفاق نمی افتد!
آیا می توان مشارکت از طریق کار کردن از راه دور اتفاق بیفتد؟ مسلما، اگر (و این یک اگر بزرگ است) رهبران و مدیران بتوانند محیط مناسبی را فراهم کنند و شیوه های رهبری را به کار گیرند و فرصتی برای گرد هم آوردن افراد برای مکالمات و دیدار گاه به گاه چهره به چهره ایجاد کنند، امکانپذیر است.
♨️ رهبری کردن در تیم های مشارکتی بر اساس احترام، اعتماد و استفاده عاقلانه از قدرت است.
مشارکت به طور طبیعی درسیستم های سنتی از بالا به پایین و محیطهای سلسله مراتبی کنترل گرا رخ نمی دهد.
💥 مردم نیاز به آزادی برای قضاوت کارهای خود و فضایی برای آزمایش، شکست و یادگیری از اشتباهات و فرصت برای فکر کردن در کنار همدیگر، ارزش نهادن به دیدگاه های یکدیگر به منظور ایجاد ایده های خلاقانه دارند.
✅ معمولا از واژه مشارکت (collaboration)، هماهنگی (coordination) و همکاری (cooperation) برای توصیف کار گروهی استفاده می شود. اما معنای آنها یکسان نیست و ما با استفاده این کلمات به جای یکدیگر، معنای آنها را کم کرده و پتانسیل آنها را برای ایجاد فضای کاری قدرتمند کاهش را می دهیم.
📌 لغت مشارکت(collaboration) جدیدا در اخبار و رسانه ها به عنوان یک واژه مهم به کار می رود. ماریسا مایر مدیرعامل یاهو از تصمیم خود در مورد کارمندانش می گوید: “برای تبدیل شدن به بهترین مکان کاری، ارتباط و همکاری ما نیاز به کار کردن دوشادوش یکدیگر داریم. “
👤 مایر معتقد است، هنگامیکه ما باهم روابط بهتر و صمیمی تری داشته باشیم بهتر هم میتوانیم کار کنیم.
💥 این ایجاد ارتباط زمانی راحتتر اتفاق می افتد که ارتباطات چهره به چهره وجود داشته باشد. هماهنگی و همکاری برای انجام کار موثر و کارآمد ضروری است
💥 برخی تحقیقات نشان می دهند که ارتباط چهره به چهره تفاوت بزرگی ایجاد می کند. تصمیم خانم مایر ممکن است کار گروهی بهتری را بر اساس همکاری، ارتباط و هماهنگی ایجاد کند، اما مشارکت ایجاد نمی کند مگر آنکه او فرهنگ آن را ایجاد نماید.
⭕️ تعاریف:
💢 مشارکت(collaboration): کار کردن با یکدیگر برای خلق و ایجاد چیزی جدید، با داشتن یک دیدگاه و هدف مشترک. نکته کلیدی تلاش برای ایجاد چیزی جدید به صورت غیر فردی می باشد، و چیزی که آنها را در کنار هم به عنوان تیم نگه می دارد هدف و دیدگاه مشترک است.
💢 هماهنگی(Coordination): به اشتراک گذاری اطلاعات و منابع به طوری که هر یک از طرفین می تواند نقش خود را در حمایت از یک هدف متقابل به انجام برساند. هماهنگی در مورد کار گروهی در اجرای طرح است و ایجاد و خلق چیز جدیدی نیست.
💢 همکاری (Cooperation ): در جایی مطرح می گردد که افراد از منابع و اطلاعات خود برای هدف همدیگر استفاده کنند و یک هدف ندارند! ممکن است نتیجه ساخت چیز جدیدی باشد، اما از نتیجه کار و تلاش تیمی نیست بلکه کاملا شخصی است.
💥 هر سه مدل جنبه کار گروهی هستند اما باهم تفاوت دارند.
💥 نمونه های موفق کار تیمی را میتوانیم در تیمهای ورزشی، نظامی و حتی سیاسی مشاهده نماییم. همه تیم های موثر و تاثیرگذار ویژگیهای مشترکی دارند. اما بسته به هدف و نیت در نوع همکاری متفاوت می باشند.
💥 چه زمانی مشارکت اهمیت پیدا می کند؟
🎯 در یک محیط، که در آن وابستگی متقابل وجود ندارد، مشارکت (collaboration) برای ایجاد فرایند خلاقیت ضروری نیست. در این محیطها از طریق به اشتراک گذاری اطلاعات و منابع، خلاقیت به صورت انفرادی به وجود خواهد آمد، با این حال در یک سازمان که وابستگی وجود دارد، مشارکت(collaboration) سنگ بستر راه حل های خلاق و نوآورانه است.
📌 همکاری با فرمان و دستور اتفاق نمی افتد!
آیا می توان مشارکت از طریق کار کردن از راه دور اتفاق بیفتد؟ مسلما، اگر (و این یک اگر بزرگ است) رهبران و مدیران بتوانند محیط مناسبی را فراهم کنند و شیوه های رهبری را به کار گیرند و فرصتی برای گرد هم آوردن افراد برای مکالمات و دیدار گاه به گاه چهره به چهره ایجاد کنند، امکانپذیر است.
♨️ رهبری کردن در تیم های مشارکتی بر اساس احترام، اعتماد و استفاده عاقلانه از قدرت است.
مشارکت به طور طبیعی درسیستم های سنتی از بالا به پایین و محیطهای سلسله مراتبی کنترل گرا رخ نمی دهد.
💥 مردم نیاز به آزادی برای قضاوت کارهای خود و فضایی برای آزمایش، شکست و یادگیری از اشتباهات و فرصت برای فکر کردن در کنار همدیگر، ارزش نهادن به دیدگاه های یکدیگر به منظور ایجاد ایده های خلاقانه دارند.
✳️ برق انداختن تایر خودرو با استفاده از کوکاکولا چه درسی برای کارآفرینان دارد؟
✅ یک محصول یا سرویس اگر برای یک هدف خاص طراحی و ساخته باشد باز هم لزومی ندارد که همه مردم از آن برای آن هدف خاص استفاده کنند. بسیاری از محصولات و راهکارهای موجود توسط بسیاری از مصرف کنندگان و کاربران به روش هایی غیر از آنچه تولید کننده در ذهن داشته بکار گرفته می شود.
🟢کاربران و مشتریان برایشان خیلی مهم نیست که محصول من و شما برای چه هدفی ساخته شده یا اصلا چطوری کار می کند. آنچه برای کاربر مهم است، رفع نیاز و انجام شدن کاری است که دارد. به محض اینکه روشی پیدا کنند که کارشان انجام شود این روش را به صورت پیش فرض می پذیرند و برای همیشه البته تا زمانی که راه حل بهتری پیدا نکرده اند انجام می دهند.
🔵برای مثال خیلی ها امروز از شبکه های پیام رسان مانند تلگرام برای خرید و فروش کالا و خدمات استفاده می کنند در حالیکه امکانات خرید و فروش و پرداخت و … را ندارد و اصلا با این هدف ساخته نشده اند.
🟡یا دکمه فلاشر خودروها با هدف اعلام احتیاط به خودروهای کناری و پشت تر تعبیه شده است اما امروز استفاده های دیگری دارد. برای نمونه در حمل و نقل مقامات و تشریفات و یا وقتی یک سری خودرو دنبال ماشین عروس به راه می افتند.
🟣نمونه های دیگری از این موارد به صورت تاریخی وجود دارد که ماهیت کار و هدف محصولات را دگرگون کرده است:
🟤کلینکس در ابتدا به عنوان یک حوله صورت مخصوص پاک کردن آرایش، تولید، معرفی و تبلیغ شد. اما پس از مدتی تولید کنندگان دیدند مردم دارند از آن به عنوان دستمال دست برای فین کردن استفاده می کنند. در نتیجه از آن به بعد را به عنوان دستمال دست یک بار مصرف تبلیغ کردند و فروش آن چندین برابر شد.
🟠ماینوکسیدیل (minoxidil) در ابتدا نام قرصی بود که برای درمان فشار خون بالا مورد استفاده قرار میگرفت. اما یکی از عوارض جانبی مصرف این دارو رشد ناخواسته مو بود. این عارضه جانبی محققان را تشویق کرد داروی موضعی ماینوکسیدیل را برای درمان ریزش مو تولید کنند و نتایج تحقیقات نشان دهنده این دارو در درمان ریزش مو اثر دارد و برای رفع مشکل ریزش مو در اختیار افراد قرار گرفته است.
🔵کوکا کولا به عنوان یک نوشیدنی معرف همه است اما بسیاری امروزه از آن برای برق انداختن تایر و لاستیک ماشین هایشان استفاده می کنند.
⚪چرا مردم از محصولات طور دیگری غیر از آن هدفی که برایشان در نظر گرفته شده استفاده می کنند؟
🔴وقتی نیاز یا کاری برای مردم پیش می آید آن ها ابتدا به صورت خودکار سراغ چیزهایی می روند که در دست و بالشان هست، حتی اگر آن چیزها برای آن کار طراحی نشده باشند. همچنین وقتی یک چیزی در انجام کار مورد نظر جواب داد مردم بر استفاده از آن اصرار می ورزند و به آن عادت می کنند حتی اگر استفاده شان از آن اشتباه باشد.
🟡گاهی اوقات هم آنچه که در دسترس مردم هست برای انجام کاری که پیش آمده کافی نیست یا آینکه مردم نمی توانند از آن به طور کامل استفاده کنند. در نتیجه محصولات و راه حل های مختلف را با هم ترکیب می کنند تا بلکه کارشان راه بیافتد.
🟢نکته مهم توجه به این استفاده های غیرمتعارف از محصولات و خدمات است. درک اینکه چرا مردم از یک محصول برای یک کاربرد نامتعارف استفاده می کنند فضای جدیدی را برای نوآوری و خلق محصولات و خدمات جدید بوجود می آورد. فرصتی که کارآفرینان، مدیران محصول و بازاریاب ها با بررسی عمیق تر نحوه استفاده مشتریان از محصول نباید آن را از دست بدهند.
✅ یک محصول یا سرویس اگر برای یک هدف خاص طراحی و ساخته باشد باز هم لزومی ندارد که همه مردم از آن برای آن هدف خاص استفاده کنند. بسیاری از محصولات و راهکارهای موجود توسط بسیاری از مصرف کنندگان و کاربران به روش هایی غیر از آنچه تولید کننده در ذهن داشته بکار گرفته می شود.
🟢کاربران و مشتریان برایشان خیلی مهم نیست که محصول من و شما برای چه هدفی ساخته شده یا اصلا چطوری کار می کند. آنچه برای کاربر مهم است، رفع نیاز و انجام شدن کاری است که دارد. به محض اینکه روشی پیدا کنند که کارشان انجام شود این روش را به صورت پیش فرض می پذیرند و برای همیشه البته تا زمانی که راه حل بهتری پیدا نکرده اند انجام می دهند.
🔵برای مثال خیلی ها امروز از شبکه های پیام رسان مانند تلگرام برای خرید و فروش کالا و خدمات استفاده می کنند در حالیکه امکانات خرید و فروش و پرداخت و … را ندارد و اصلا با این هدف ساخته نشده اند.
🟡یا دکمه فلاشر خودروها با هدف اعلام احتیاط به خودروهای کناری و پشت تر تعبیه شده است اما امروز استفاده های دیگری دارد. برای نمونه در حمل و نقل مقامات و تشریفات و یا وقتی یک سری خودرو دنبال ماشین عروس به راه می افتند.
🟣نمونه های دیگری از این موارد به صورت تاریخی وجود دارد که ماهیت کار و هدف محصولات را دگرگون کرده است:
🟤کلینکس در ابتدا به عنوان یک حوله صورت مخصوص پاک کردن آرایش، تولید، معرفی و تبلیغ شد. اما پس از مدتی تولید کنندگان دیدند مردم دارند از آن به عنوان دستمال دست برای فین کردن استفاده می کنند. در نتیجه از آن به بعد را به عنوان دستمال دست یک بار مصرف تبلیغ کردند و فروش آن چندین برابر شد.
🟠ماینوکسیدیل (minoxidil) در ابتدا نام قرصی بود که برای درمان فشار خون بالا مورد استفاده قرار میگرفت. اما یکی از عوارض جانبی مصرف این دارو رشد ناخواسته مو بود. این عارضه جانبی محققان را تشویق کرد داروی موضعی ماینوکسیدیل را برای درمان ریزش مو تولید کنند و نتایج تحقیقات نشان دهنده این دارو در درمان ریزش مو اثر دارد و برای رفع مشکل ریزش مو در اختیار افراد قرار گرفته است.
🔵کوکا کولا به عنوان یک نوشیدنی معرف همه است اما بسیاری امروزه از آن برای برق انداختن تایر و لاستیک ماشین هایشان استفاده می کنند.
⚪چرا مردم از محصولات طور دیگری غیر از آن هدفی که برایشان در نظر گرفته شده استفاده می کنند؟
🔴وقتی نیاز یا کاری برای مردم پیش می آید آن ها ابتدا به صورت خودکار سراغ چیزهایی می روند که در دست و بالشان هست، حتی اگر آن چیزها برای آن کار طراحی نشده باشند. همچنین وقتی یک چیزی در انجام کار مورد نظر جواب داد مردم بر استفاده از آن اصرار می ورزند و به آن عادت می کنند حتی اگر استفاده شان از آن اشتباه باشد.
🟡گاهی اوقات هم آنچه که در دسترس مردم هست برای انجام کاری که پیش آمده کافی نیست یا آینکه مردم نمی توانند از آن به طور کامل استفاده کنند. در نتیجه محصولات و راه حل های مختلف را با هم ترکیب می کنند تا بلکه کارشان راه بیافتد.
🟢نکته مهم توجه به این استفاده های غیرمتعارف از محصولات و خدمات است. درک اینکه چرا مردم از یک محصول برای یک کاربرد نامتعارف استفاده می کنند فضای جدیدی را برای نوآوری و خلق محصولات و خدمات جدید بوجود می آورد. فرصتی که کارآفرینان، مدیران محصول و بازاریاب ها با بررسی عمیق تر نحوه استفاده مشتریان از محصول نباید آن را از دست بدهند.
Forwarded from ModiRadio l کانال سعيد شهبازمرادي(PhD) (shahbazmoradi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرایی بعضی حرفها را فقط زمان آشکار میسازد
ساده سازی کسب و کار
<unknown>
📕 نام کتاب: سادهسازی کسبوکار
🖋 نویسنده: دونالد میلر
⏰ زمان خلاصه : 44:52
🔰 درباره کتاب :
60 روز برای تسلط بر رهبری، فروش، بازاریابی، اجرا، مدیریت، بهرهوری شخصی و موارد دیگر
" دونالد میلر " نویسنده پرفروش " نیویورکتایمز " و " والاستریت ژورنال " میداند که کسبوکار، چیزی بیش از یک ایدهی خوب و سودآور است. کسبوکار درواقع، سیستمی از قوانین ناگفته است که بهندرت توسط مدارس " مدیریت ارشد کسبوکار " (MBA) تدریس میشود. اگر در تلاش برای رشد سودآوری در کسبوکار یا شغل خود هستید، به دانش کسبوکار نخبگان نیاز دارید، یعنی دانشی که ارزش ملموس ایجاد کند.
🖋 نویسنده: دونالد میلر
⏰ زمان خلاصه : 44:52
🔰 درباره کتاب :
60 روز برای تسلط بر رهبری، فروش، بازاریابی، اجرا، مدیریت، بهرهوری شخصی و موارد دیگر
" دونالد میلر " نویسنده پرفروش " نیویورکتایمز " و " والاستریت ژورنال " میداند که کسبوکار، چیزی بیش از یک ایدهی خوب و سودآور است. کسبوکار درواقع، سیستمی از قوانین ناگفته است که بهندرت توسط مدارس " مدیریت ارشد کسبوکار " (MBA) تدریس میشود. اگر در تلاش برای رشد سودآوری در کسبوکار یا شغل خود هستید، به دانش کسبوکار نخبگان نیاز دارید، یعنی دانشی که ارزش ملموس ایجاد کند.