Forwarded from اهرم اقتصادی | Economic Lev (H)
✳️ راه درستِ شکست خوردن!
🔴دانشکده اسمیت، دانشکده دخترانهای در ماساچوست، برنامهای به نام «خوب شکست خوردن» ایجاد کرده است تا به دانشآموزانش آموزش دهد که همه ما باید برای یادگیری، ایستادگی به خرج دهیم.
ریچل سیمونز که این برنامه را راهاندازی کرده است، در مقالهای در نیویورک تایمز میگوید: «آنچه در تلاش هستیم تا یاد بگیریم این است که شکست اِشکال یادگیری نیست، بلکه ویژگی آن است.»
🟢در واقع، وقتی دانشآموزان در این برنامه ثبتنام میکنند، یک *گواهی شکست* دریافت میکنند که اظهار میکند آنها به این وسیله در یک رابطه، پروژه، تست یا هر ابتکار دیگری برای خرابکاری یا شکست مجاز هستند!
🟤دانشآموزانی که برای مدیریت شکست آماده هستند، کمتر ضعیفند و نسبت به کسانی که انتظار عملکرد بینقص را دارند جسورانهتر رفتار میکنند.
🔵این درسی است که ارزش بهکارگیری در کسبوکار را نیز دارد. پاتریک دایل، مدیر ارشد اجرایی پیتزا دومینو از سال ۲۰۱۰، یکی از موفقترین دورههای هفت ساله رهبری کسبوکار را در هر زمینهای داشته است. اما او معتقد است که همه پیروزیهای شرکتش بهخاطر میل او برای مواجهه و به چالش کشیدن احتمال اشتباهات و گامهای غلط است.
🟣دایل در یک ارائه برای مدیران ارشد اجرایی دیگر، دو چالش بزرگ را توصیف کرد که در مسیر شرکتها و افرادی وجود دارد که نسبت به شکست صادقتر هستند:
▪️اولین چالش آن چیزی است که او «سوگیری حذف» مینامد؛ واقعیتی که اکثر افراد با یک ایده جدید، پیگیری ایدهشان را دنبال نمیکنند چون اگر آنها چیزی را امتحان کنند و آن کار به سرانجام نرسد، این عقبنشینی ممکن است به شغل آنها آسیب برساند.
▪️دومین چالش فائق آمدن بر آن چیزی است که او «ضررگریزی» مینامد؛ گرایشی که موجب میشود افراد ترجیح دهند بهجای تلاش برای برنده شدن، چیزی را از دست ندهند؛ چون برای اکثر ما «درد از دست دادن دو برابر لذت بهدست آوردن است.»
⚪دایل میگوید: «اجازه برای شکست خوردن، انرژیبخش و شرط ضروری برای موفقیت است» و شاید این مهمترین درس برای همه باشد:
"بدون شکست خوردن هیچ نوع یادگیری وجود ندارد و بدون شکست هیچ موفقیتی ممکن نخواهد بود."
▪︎برگرفته از HBR
🔴دانشکده اسمیت، دانشکده دخترانهای در ماساچوست، برنامهای به نام «خوب شکست خوردن» ایجاد کرده است تا به دانشآموزانش آموزش دهد که همه ما باید برای یادگیری، ایستادگی به خرج دهیم.
ریچل سیمونز که این برنامه را راهاندازی کرده است، در مقالهای در نیویورک تایمز میگوید: «آنچه در تلاش هستیم تا یاد بگیریم این است که شکست اِشکال یادگیری نیست، بلکه ویژگی آن است.»
🟢در واقع، وقتی دانشآموزان در این برنامه ثبتنام میکنند، یک *گواهی شکست* دریافت میکنند که اظهار میکند آنها به این وسیله در یک رابطه، پروژه، تست یا هر ابتکار دیگری برای خرابکاری یا شکست مجاز هستند!
🟤دانشآموزانی که برای مدیریت شکست آماده هستند، کمتر ضعیفند و نسبت به کسانی که انتظار عملکرد بینقص را دارند جسورانهتر رفتار میکنند.
🔵این درسی است که ارزش بهکارگیری در کسبوکار را نیز دارد. پاتریک دایل، مدیر ارشد اجرایی پیتزا دومینو از سال ۲۰۱۰، یکی از موفقترین دورههای هفت ساله رهبری کسبوکار را در هر زمینهای داشته است. اما او معتقد است که همه پیروزیهای شرکتش بهخاطر میل او برای مواجهه و به چالش کشیدن احتمال اشتباهات و گامهای غلط است.
🟣دایل در یک ارائه برای مدیران ارشد اجرایی دیگر، دو چالش بزرگ را توصیف کرد که در مسیر شرکتها و افرادی وجود دارد که نسبت به شکست صادقتر هستند:
▪️اولین چالش آن چیزی است که او «سوگیری حذف» مینامد؛ واقعیتی که اکثر افراد با یک ایده جدید، پیگیری ایدهشان را دنبال نمیکنند چون اگر آنها چیزی را امتحان کنند و آن کار به سرانجام نرسد، این عقبنشینی ممکن است به شغل آنها آسیب برساند.
▪️دومین چالش فائق آمدن بر آن چیزی است که او «ضررگریزی» مینامد؛ گرایشی که موجب میشود افراد ترجیح دهند بهجای تلاش برای برنده شدن، چیزی را از دست ندهند؛ چون برای اکثر ما «درد از دست دادن دو برابر لذت بهدست آوردن است.»
⚪دایل میگوید: «اجازه برای شکست خوردن، انرژیبخش و شرط ضروری برای موفقیت است» و شاید این مهمترین درس برای همه باشد:
"بدون شکست خوردن هیچ نوع یادگیری وجود ندارد و بدون شکست هیچ موفقیتی ممکن نخواهد بود."
▪︎برگرفته از HBR
Forwarded from اهرم اقتصادی | Economic Lev (H)
✳️ اصول برندینگ در بوئینگ
🔴دیوید لِین کِلِر در کتاب خود به نام «مدیریت استراتژیک برند» مینویسد: برخی از شرکتهای تولیدکننده محصولات و خدمات صنعتی به اشتباه تصور میکنند برندینگ مخصوص شرکتهای مصرفی است و مشتریان کالاهای صنعتی اهمیت چندانی به برند نمیدهند.
🟢اما بازاریابهای صنعتی این موضوع را کاملا رد میکنند چون به خوبی میدانند داشتن یک برند قوی، چه در بازارهای مصرفی و چه در بازارهای صنعتی، یک امر لازم و حیاتی است.
🔵با این حال، معتقدند که برندینگ در بازارهای صنعتی متفاوت از برندینگ در بازارهای مصرفی است به گونهای که برندینگ در بازارهای صنعتی معمولا بر اساس اصولی است که تمام کارمندان و واحدهای مختلف شرکت در تعاملشان با مشتری باید رعایت کنند.
⚪برای مثال، برندینگ در بوئینگ که کالاهای صنعتی مختلف از هواپیمای تجاری گرفته تا ماهواره را تولید میکند، بر اساس این اصول انجام میشود:
۱. اصل «روح بوئینگ» که به کارمندان و واحدهای بوئینگ تاکید میکند «چرا در بازار حضور داریم و قرار است چگونه در بازار موفق شویم.»
۲. اصل «عملکرد دقیق» که به کارمندان و واحدهای بوئینگ نشان میدهد «کار باکیفیت و در شأن بوئینگ چگونه است و چگونه باید اصول کیفیت را رعایت کنند.»
۳. اصل «آینده بوئینگ» که با کارمندان و واحدهای بوئینگ درباره «آیندهای که بوئینگ در حال حرکت به آن سمت است و مسئولیت هر واحد و کارمند برای رسیدن به آن آینده» صحبت میکند.
🟣اگر شما هم یک شرکت صنعتی هستید، برای تبدیل شدن به یک برند قوی در صنعتتان، ابتدا باید اصول اساسی برندینگتان را مشخص و آن را بارها و بارها با کارمندانتان مرور کنید و از آنها بخواهید به آن اصول پایبند باشند
🔴دیوید لِین کِلِر در کتاب خود به نام «مدیریت استراتژیک برند» مینویسد: برخی از شرکتهای تولیدکننده محصولات و خدمات صنعتی به اشتباه تصور میکنند برندینگ مخصوص شرکتهای مصرفی است و مشتریان کالاهای صنعتی اهمیت چندانی به برند نمیدهند.
🟢اما بازاریابهای صنعتی این موضوع را کاملا رد میکنند چون به خوبی میدانند داشتن یک برند قوی، چه در بازارهای مصرفی و چه در بازارهای صنعتی، یک امر لازم و حیاتی است.
🔵با این حال، معتقدند که برندینگ در بازارهای صنعتی متفاوت از برندینگ در بازارهای مصرفی است به گونهای که برندینگ در بازارهای صنعتی معمولا بر اساس اصولی است که تمام کارمندان و واحدهای مختلف شرکت در تعاملشان با مشتری باید رعایت کنند.
⚪برای مثال، برندینگ در بوئینگ که کالاهای صنعتی مختلف از هواپیمای تجاری گرفته تا ماهواره را تولید میکند، بر اساس این اصول انجام میشود:
۱. اصل «روح بوئینگ» که به کارمندان و واحدهای بوئینگ تاکید میکند «چرا در بازار حضور داریم و قرار است چگونه در بازار موفق شویم.»
۲. اصل «عملکرد دقیق» که به کارمندان و واحدهای بوئینگ نشان میدهد «کار باکیفیت و در شأن بوئینگ چگونه است و چگونه باید اصول کیفیت را رعایت کنند.»
۳. اصل «آینده بوئینگ» که با کارمندان و واحدهای بوئینگ درباره «آیندهای که بوئینگ در حال حرکت به آن سمت است و مسئولیت هر واحد و کارمند برای رسیدن به آن آینده» صحبت میکند.
🟣اگر شما هم یک شرکت صنعتی هستید، برای تبدیل شدن به یک برند قوی در صنعتتان، ابتدا باید اصول اساسی برندینگتان را مشخص و آن را بارها و بارها با کارمندانتان مرور کنید و از آنها بخواهید به آن اصول پایبند باشند
❤1
تامین-مالی.pdf
2.3 MB
📚کتاب آشنایی با مدل های تامین مالی شرکت ها
♒️ اضطراب موقعیت
❓نمیدانم اولینبار چه کسی در گوش ما خواند که باید همیشه برنده باشیم، در واقع به ما آموختند که با برنده شدن چیزهای زیادی را به دست میآوریم، مثل محبت، تحسین، توجه، احترام و...
همین شد که ما ترسیدیم از باختن و به گمانم بازنده شدن ترسناک نیست، آنجا ترسناک میشود که اراده دوباره بلند شدن را از دست میدهیم و خودمان را سرزنش میکنیم.
دروغ چرا، صادقانه میگویم که من بیشتر باختهام تا برنده شوم و با هربار باختن چیزهایی را از دست دادهام، آدمهایی را..
حالا که سی و یک ساله هستم اما دیگر پذیرفتهام که این باختن حقیقت زندگیست، مثل مرگ که تلخ است اما واقعیت جهان است. دیگر برایم مهم نیست که وقتی برنده میشوم کسی باشد که حلقه گلی به گردنم بیندازد و اگر ببازم طردم کند...
حالا میدانم که تنهای تنها باید با حقیقت برد و باخت کنار بیایم و برآیندش میشود زندگی من!
📚 اضطراب موقعیت
👤 آلن دو باتن
❓نمیدانم اولینبار چه کسی در گوش ما خواند که باید همیشه برنده باشیم، در واقع به ما آموختند که با برنده شدن چیزهای زیادی را به دست میآوریم، مثل محبت، تحسین، توجه، احترام و...
همین شد که ما ترسیدیم از باختن و به گمانم بازنده شدن ترسناک نیست، آنجا ترسناک میشود که اراده دوباره بلند شدن را از دست میدهیم و خودمان را سرزنش میکنیم.
دروغ چرا، صادقانه میگویم که من بیشتر باختهام تا برنده شوم و با هربار باختن چیزهایی را از دست دادهام، آدمهایی را..
حالا که سی و یک ساله هستم اما دیگر پذیرفتهام که این باختن حقیقت زندگیست، مثل مرگ که تلخ است اما واقعیت جهان است. دیگر برایم مهم نیست که وقتی برنده میشوم کسی باشد که حلقه گلی به گردنم بیندازد و اگر ببازم طردم کند...
حالا میدانم که تنهای تنها باید با حقیقت برد و باخت کنار بیایم و برآیندش میشود زندگی من!
📚 اضطراب موقعیت
👤 آلن دو باتن
✳️ آی کیو را فراموش کنید؛ موفقیت فقط به ویژگیهای شخصیتی شما بستگی دارد!
✅ بسیاری از ما هوش انیشتن یا اعتماد به نفس موفقترین مردان دنیا را نداریم و گاهی این سوال را از خودمان میپرسیم که آیا واقعا اینقدر باهوش هستیم که به آرزوهایمان برسیم؟
🔸حتی برخی از ما به خاطر ترس از کمهوشی، پیشنهادهای کاری بسیار خوبی را رد کردیم یا فرصتهای شغلی و تحصیلی ناب زندگی را دنبال نکردیم.
🔸جیمز هکمن، برندهی جایزهی نوبل و همکارانش در تحقیقات جدیدی به صورت علمی نشان دادند این طرز تفکر کاملا اشتباه و شرمآور است. چون تقریبا ضریب هوشی یا IQ هیچ ارتباطی با موفقیت ندارد!
🔸این محققان برای دستیابی به نتیجهای درست، ابتدا ضریب هوشی هزاران نفر در انگلیس، هلند و آمریکا را براساس دادههایی مربوط به نمرات و آزمونهای IQ، نتیجه تستهای استاندارد و ارزیابی شخصیت جمعآوری کردند. بعد، محاسبه کردند هر یک از این عوامل چقدر در پیشبینی آیندهای نزدیک موثر هستند.
🔸به نظر شما چند درصد موفقیت به آی کیو بستگی دارد؟
مطالعهی جدید جیمز هکمن و همکارانش نشان میدهد فقط ۱ یا ۲ درصد! به عبارت دیگر، اینکه شما چقدر باهوش هستید اصلا در موفقیت شما دخالتی ندارد و مهم نیست. پس چه ویژگی اهمیت بیشتری دارد؟
🔸ویژگیهای شخصیتی مانند وظیفهشناسی، مسئولیتپذیری، سازگاری، باز بودن یا پذیرای تجربههای جدید بودن (Openness) خصوصیتهایی هستند که بیشتر از آی کیو شما را به موفقیت میرسانند.
🔸شما میتوانید شخصیت خود را تغییر دهید؟!
اینکه موفقیت بیشتر حاصل شخصیت است تا ضریب هوشی، یک خبر خوش برای افرادی است که به خودسازی و پرورش شخصیت و ذهن علاقه دارند. ضریب هوشی تا حد زیادی ثابت است ولی شخصیت کاملا انعطافپذیر است.
🔸تحقیقات هاکمن نشان میدهد از کودکی میتوان شخصیت افراد را برای موفقیت پرورش داد. والدین باید به کودکان کمک کنند تا شخصیتی درستی پیدا کنند و ویژگیهای شخصیتی مناسبی برای موفقیت به دست بیاورند. حتی در بزرگسالی هم شخصیت افراد قابل تغییر و انعطافپذیر است.
🔸خلاصهی این نتایج و مطالعات این است که دیگر نباید از خودمان بپرسیم «آیا به اندازهی کافی باهوش هستیم که موفق شویم؟» بهتر است از خودمان بپرسیم «آیا شخصیت مناسبی برای موفقیت دارم؟» اگر فکر میکنید شخصیت موفقی ندارید، وقت ناامیدی نیست و بهتر است شروع به تغییر آن کنید.
✅ بسیاری از ما هوش انیشتن یا اعتماد به نفس موفقترین مردان دنیا را نداریم و گاهی این سوال را از خودمان میپرسیم که آیا واقعا اینقدر باهوش هستیم که به آرزوهایمان برسیم؟
🔸حتی برخی از ما به خاطر ترس از کمهوشی، پیشنهادهای کاری بسیار خوبی را رد کردیم یا فرصتهای شغلی و تحصیلی ناب زندگی را دنبال نکردیم.
🔸جیمز هکمن، برندهی جایزهی نوبل و همکارانش در تحقیقات جدیدی به صورت علمی نشان دادند این طرز تفکر کاملا اشتباه و شرمآور است. چون تقریبا ضریب هوشی یا IQ هیچ ارتباطی با موفقیت ندارد!
🔸این محققان برای دستیابی به نتیجهای درست، ابتدا ضریب هوشی هزاران نفر در انگلیس، هلند و آمریکا را براساس دادههایی مربوط به نمرات و آزمونهای IQ، نتیجه تستهای استاندارد و ارزیابی شخصیت جمعآوری کردند. بعد، محاسبه کردند هر یک از این عوامل چقدر در پیشبینی آیندهای نزدیک موثر هستند.
🔸به نظر شما چند درصد موفقیت به آی کیو بستگی دارد؟
مطالعهی جدید جیمز هکمن و همکارانش نشان میدهد فقط ۱ یا ۲ درصد! به عبارت دیگر، اینکه شما چقدر باهوش هستید اصلا در موفقیت شما دخالتی ندارد و مهم نیست. پس چه ویژگی اهمیت بیشتری دارد؟
🔸ویژگیهای شخصیتی مانند وظیفهشناسی، مسئولیتپذیری، سازگاری، باز بودن یا پذیرای تجربههای جدید بودن (Openness) خصوصیتهایی هستند که بیشتر از آی کیو شما را به موفقیت میرسانند.
🔸شما میتوانید شخصیت خود را تغییر دهید؟!
اینکه موفقیت بیشتر حاصل شخصیت است تا ضریب هوشی، یک خبر خوش برای افرادی است که به خودسازی و پرورش شخصیت و ذهن علاقه دارند. ضریب هوشی تا حد زیادی ثابت است ولی شخصیت کاملا انعطافپذیر است.
🔸تحقیقات هاکمن نشان میدهد از کودکی میتوان شخصیت افراد را برای موفقیت پرورش داد. والدین باید به کودکان کمک کنند تا شخصیتی درستی پیدا کنند و ویژگیهای شخصیتی مناسبی برای موفقیت به دست بیاورند. حتی در بزرگسالی هم شخصیت افراد قابل تغییر و انعطافپذیر است.
🔸خلاصهی این نتایج و مطالعات این است که دیگر نباید از خودمان بپرسیم «آیا به اندازهی کافی باهوش هستیم که موفق شویم؟» بهتر است از خودمان بپرسیم «آیا شخصیت مناسبی برای موفقیت دارم؟» اگر فکر میکنید شخصیت موفقی ندارید، وقت ناامیدی نیست و بهتر است شروع به تغییر آن کنید.
✳️ جمعیت انسان در حال افزایش است اما نرخ رشد در حال کاهش است.
✅ آیا کاهش جمعیت جهان را به جای بهتری تبدیل میکند؟
✴️ مجمع جهانی اقتصاد پیشبینی کرده است که جمعیت جهان در سال ۲۱۰۰ به ۱۰ میلیارد و ۹۰۰ میلیون نفر خواهد رسید.
جمعیت جهان هماکنون هشت میلیارد نفر است
در حالی که جمعیت جهان در حال افزایش است، نرخ رشد آن در حال کند شدن است.
الجزیره نوشته است که در سال ۲۰۲۲ حدود ۱۳۴ میلیون نوزاد در جهان متولد شدند اما این رقم در واقع کمترین سطح مواليد در جهان از سال ۲۰۰۱ به این سو است.
در عین حال شمار مرگومیر در جهان نیز در حال افزایش بوده است و از کمتر از ۵۰ میلیون نفر در دهه ۱۹۹۰ به ۵۸ میلیون مورد در سال ۲۰۱۹ رسیده است.
⏪ نرخ رشد جمعیت جهان ۰.۸ درصد تخمین زده شده است.
سازمان ملل متحد نیز در گزارش ۲۰۲۲ خود پیشبینی کرد که جمعیت دهها کشور جهان تا سال ۲۰۵۰ کاهش خواهد یافت.
وبسایت «ساینتیفیک آمریکن» نوشته است که این خبر خوبی است.
🔸این وبسایت میگوید که کاهش جمعیت فشار نوع بشر بر کره زمین را کاهش خواهد داد و ردپای مخرب انسان در اکوسیستم جهان کم خواهد شد.
🔸در مقابل این نظر برخی اقتصاددانان قرار دارند که درباره عواقب اقتصادی این روند نظر دادهاند: جمعیت کمتر به معنی کالای کمتر است، پس کاهش جمعیت به معنی رشد کمتر اقتصاد یا حتی سقوط آن است.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ آیا کاهش جمعیت جهان را به جای بهتری تبدیل میکند؟
✴️ مجمع جهانی اقتصاد پیشبینی کرده است که جمعیت جهان در سال ۲۱۰۰ به ۱۰ میلیارد و ۹۰۰ میلیون نفر خواهد رسید.
جمعیت جهان هماکنون هشت میلیارد نفر است
در حالی که جمعیت جهان در حال افزایش است، نرخ رشد آن در حال کند شدن است.
الجزیره نوشته است که در سال ۲۰۲۲ حدود ۱۳۴ میلیون نوزاد در جهان متولد شدند اما این رقم در واقع کمترین سطح مواليد در جهان از سال ۲۰۰۱ به این سو است.
در عین حال شمار مرگومیر در جهان نیز در حال افزایش بوده است و از کمتر از ۵۰ میلیون نفر در دهه ۱۹۹۰ به ۵۸ میلیون مورد در سال ۲۰۱۹ رسیده است.
⏪ نرخ رشد جمعیت جهان ۰.۸ درصد تخمین زده شده است.
سازمان ملل متحد نیز در گزارش ۲۰۲۲ خود پیشبینی کرد که جمعیت دهها کشور جهان تا سال ۲۰۵۰ کاهش خواهد یافت.
وبسایت «ساینتیفیک آمریکن» نوشته است که این خبر خوبی است.
🔸این وبسایت میگوید که کاهش جمعیت فشار نوع بشر بر کره زمین را کاهش خواهد داد و ردپای مخرب انسان در اکوسیستم جهان کم خواهد شد.
🔸در مقابل این نظر برخی اقتصاددانان قرار دارند که درباره عواقب اقتصادی این روند نظر دادهاند: جمعیت کمتر به معنی کالای کمتر است، پس کاهش جمعیت به معنی رشد کمتر اقتصاد یا حتی سقوط آن است.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍3
🔸 بلوغ عاطفی به این معنیه که فرد بتونه احساسات و خودش و عوامل استراسزا رو به شیوه درست و سالمی مدیریت کنه
🔹افرادی که به بلوغ عاطفی رسیدن میتونن با چالشها و سختیهای زندگی بهتر کنار بیان و این کمکشون میکنه که راحتتر بتونن به موفقیت برسن. همینطور این افراد توی ارتباطات خودشون هم موفقتر هستن. اما اونها چه ویژگیهایی دارن؟
🔹افرادی که به بلوغ عاطفی رسیدن میتونن با چالشها و سختیهای زندگی بهتر کنار بیان و این کمکشون میکنه که راحتتر بتونن به موفقیت برسن. همینطور این افراد توی ارتباطات خودشون هم موفقتر هستن. اما اونها چه ویژگیهایی دارن؟
🙏3👍1
✳️ آموزش اقتصاد به زبان ساده
*فردگرایی روش شناختی*
💠«چگونه درباره اقتصاد فکر کنیم» پر بایلند
فردگرایی روش شناختی چیست؟
🔹کنش فردی تحت تاثیر انگیزهای است و آن انگیزه هدفی است که فرد کنشگر آن را ارزشمند میداند. اگر افراد دیگر نیز آن هدف را ارزشمند بدانند، آنگاه این افراد همکاری میکنند، اما این امر کنش فردی را بیاعتبار نمیکند. شاید یک گروه در یک کنسرت موسیقی با یکدیگر همکاری کنند، اما این همکاری حاصل کنش فرد به فرد گروه است. گروه به خودی خود، کنشی انجام نمیدهد.
🔹اینکه چهار نفر برای بلند کردن و جابجایی یک پیانو با هم همکاری میکنند، به این معنا نیست که گروه پیانو را بلند کرده است، بلکه به این معناست که چهار نفر با کنشهای فردی، خود را برای رسیدن به یک هدف مشترک هماهنگ کردهاند. به عبارت دیگر، اقتصاد از نظر روش شناختی ، فردگرایانه است.
🔹چیزهایی به مانند کسب و کار، گروهها و دولت وجود دارند و بر زندگی افراد تاثیر میگذارند . اما ما بدون درک اینکه افراد به کسبوکارها، گروهها و دولتها شکل میدهند، از درک آنها عاجز هستیم. با فهم این نکته، متوجه میشویم که کنشگران درون یک گروه ممکن است اهدافی داشته باشند که با اهداف اعلام شده گروه در تضاد باشد و بنابراین تنشهایی وجود دارد و برخی افراد ممکن است به گونهای عمل کنند که اهداف اعلام شده گروه را تضعیف کند. اگر فرض میکردیم خود گروه عمل میکند، وجود تنش و مخالف در گروه امکانپذیر نبود.
اهمیت کنش انسانی
🔹علم اقتصاد از منطق برای فهم فرآیندهایی که به اقتصاد و انگیزههایی که به رفتار ما شکل میدهند استفاه میکند. انگیزه کنش ما شخصی است و در دنیای بیرون قابل مشاهده نیست، به همین دلیل ارزش، امری ذهنی (سوبژکتیو) است.
ذهنی بودن ارزش به اقتصاددانها این امکان را میدهد که نظریه اقتصادی واقعبینانه و معتبری تدوین کنند.
🔹ذهنی بودن ارزش به ما میگوید که قیمتها نتیجه ارزشگذاریهای شخصی فرد به فرد جامعه است. از آنجایی که افراد بین گزینههای متعدد اما محدود انتخاب میکنند، باید گزینههای خود را رتبهبندی کنند. آنها این کار را به صورت ذهنی انجام میدهند و بر اساس ارزش پیشبینی شدهای که انتظار دارند از نتیجه عمل برای آنها فراهم میشود.
🔹صرفا یک چیز برای ما ارزشی ندارد، بلکه رضایت و مطلوبیتی که انتظار داریم برای ما به ارمغان آورند دلیلی است که ما آنها را ارزشمند میدانیم. چرا برای ما ارزش یک لیوان آب هنگامی که در کویر تشنه هستیم با زمانی که روی مبل خانه دراز کشیدهایم، فرق میکند؟ دلیل این امر این است که در ذهن ما ارزش یک چیز وابسته به مطلوبیتی است که برای ما در موقعیت فعلیمان به ارمغان میآورد. وقتی روی مبل دراز کشیدهایم، رضایتی که از نوشیدن آب به دست میآوریم با زمانی که در بیابان جان ما به آن لیوان آب وابسته است قابل مقایسه نیست!
ذهنی بودن ارزش و کنش انسانی
🔹به زبان ساده، کنش باعث اتصال ارزشگذاری دنیای ذهنی ما با جهان واقعی میشود. کنش پلی میان ارزشگذاری شخصی و جهان واقعی است. نکته حائز اهمیت این است که ما این ارزشگذاری ذهنی را نمیتوانیم بسنجیم. اینکه بگویم میزان لذت بردن من از نوشیدن آب در این موقعیت ۱۰ است و در موقعیت دیگر ۷.۲۵، غیر ممکن است.
🔹با فهم کنش به مثابه نقطه شروع استدلال اقتصادی این واقعیت که ارزش ذهنی است، برای درک تولید کالاها و خدمات و سایر پدیدههای اقتصادی مشکلی ایجاد نمیکند. ما مجبور نیستیم بدانیم که مردم برای چه چیزی یا چرا ارزش قائل هستند، فقط باید بدانیم که آنها در ذهن خود سلسله مراتب ارزشی دارند و بر این اساس عمل میکنند. تمامی پدیدههای اقتصادی به مانند تخصیص منابع، قیمتها و چرخههای تجاری، همگی نتیجه کنش انسانی هستند، کنشی که معنادار و هدفمند است.
*فردگرایی روش شناختی*
💠«چگونه درباره اقتصاد فکر کنیم» پر بایلند
فردگرایی روش شناختی چیست؟
🔹کنش فردی تحت تاثیر انگیزهای است و آن انگیزه هدفی است که فرد کنشگر آن را ارزشمند میداند. اگر افراد دیگر نیز آن هدف را ارزشمند بدانند، آنگاه این افراد همکاری میکنند، اما این امر کنش فردی را بیاعتبار نمیکند. شاید یک گروه در یک کنسرت موسیقی با یکدیگر همکاری کنند، اما این همکاری حاصل کنش فرد به فرد گروه است. گروه به خودی خود، کنشی انجام نمیدهد.
🔹اینکه چهار نفر برای بلند کردن و جابجایی یک پیانو با هم همکاری میکنند، به این معنا نیست که گروه پیانو را بلند کرده است، بلکه به این معناست که چهار نفر با کنشهای فردی، خود را برای رسیدن به یک هدف مشترک هماهنگ کردهاند. به عبارت دیگر، اقتصاد از نظر روش شناختی ، فردگرایانه است.
🔹چیزهایی به مانند کسب و کار، گروهها و دولت وجود دارند و بر زندگی افراد تاثیر میگذارند . اما ما بدون درک اینکه افراد به کسبوکارها، گروهها و دولتها شکل میدهند، از درک آنها عاجز هستیم. با فهم این نکته، متوجه میشویم که کنشگران درون یک گروه ممکن است اهدافی داشته باشند که با اهداف اعلام شده گروه در تضاد باشد و بنابراین تنشهایی وجود دارد و برخی افراد ممکن است به گونهای عمل کنند که اهداف اعلام شده گروه را تضعیف کند. اگر فرض میکردیم خود گروه عمل میکند، وجود تنش و مخالف در گروه امکانپذیر نبود.
اهمیت کنش انسانی
🔹علم اقتصاد از منطق برای فهم فرآیندهایی که به اقتصاد و انگیزههایی که به رفتار ما شکل میدهند استفاه میکند. انگیزه کنش ما شخصی است و در دنیای بیرون قابل مشاهده نیست، به همین دلیل ارزش، امری ذهنی (سوبژکتیو) است.
ذهنی بودن ارزش به اقتصاددانها این امکان را میدهد که نظریه اقتصادی واقعبینانه و معتبری تدوین کنند.
🔹ذهنی بودن ارزش به ما میگوید که قیمتها نتیجه ارزشگذاریهای شخصی فرد به فرد جامعه است. از آنجایی که افراد بین گزینههای متعدد اما محدود انتخاب میکنند، باید گزینههای خود را رتبهبندی کنند. آنها این کار را به صورت ذهنی انجام میدهند و بر اساس ارزش پیشبینی شدهای که انتظار دارند از نتیجه عمل برای آنها فراهم میشود.
🔹صرفا یک چیز برای ما ارزشی ندارد، بلکه رضایت و مطلوبیتی که انتظار داریم برای ما به ارمغان آورند دلیلی است که ما آنها را ارزشمند میدانیم. چرا برای ما ارزش یک لیوان آب هنگامی که در کویر تشنه هستیم با زمانی که روی مبل خانه دراز کشیدهایم، فرق میکند؟ دلیل این امر این است که در ذهن ما ارزش یک چیز وابسته به مطلوبیتی است که برای ما در موقعیت فعلیمان به ارمغان میآورد. وقتی روی مبل دراز کشیدهایم، رضایتی که از نوشیدن آب به دست میآوریم با زمانی که در بیابان جان ما به آن لیوان آب وابسته است قابل مقایسه نیست!
ذهنی بودن ارزش و کنش انسانی
🔹به زبان ساده، کنش باعث اتصال ارزشگذاری دنیای ذهنی ما با جهان واقعی میشود. کنش پلی میان ارزشگذاری شخصی و جهان واقعی است. نکته حائز اهمیت این است که ما این ارزشگذاری ذهنی را نمیتوانیم بسنجیم. اینکه بگویم میزان لذت بردن من از نوشیدن آب در این موقعیت ۱۰ است و در موقعیت دیگر ۷.۲۵، غیر ممکن است.
🔹با فهم کنش به مثابه نقطه شروع استدلال اقتصادی این واقعیت که ارزش ذهنی است، برای درک تولید کالاها و خدمات و سایر پدیدههای اقتصادی مشکلی ایجاد نمیکند. ما مجبور نیستیم بدانیم که مردم برای چه چیزی یا چرا ارزش قائل هستند، فقط باید بدانیم که آنها در ذهن خود سلسله مراتب ارزشی دارند و بر این اساس عمل میکنند. تمامی پدیدههای اقتصادی به مانند تخصیص منابع، قیمتها و چرخههای تجاری، همگی نتیجه کنش انسانی هستند، کنشی که معنادار و هدفمند است.
✳️استراتژیست کیست؟
✅ امروزه مدیرانی که از تفکر استراتژیک برخوردار باشند قادرند سازمانهایی ایجاد کنند که بلندمدت گرا و همه جانبه نگر باشند. مدیران استراتژیست یک یا چند ویژگی از ویژگیهای ذیل را از خود نشان میدهند.
۱. چشم انداز دارند: آنها تصوری از آینده در ذهن خود دارند و برای دست یافتن به آن تلاش میکنند.
۲. تجزیه و تحلیل گرند: آنها موضوعات را به اجزای سازنده شان میشکنند و هر مسئلهای را با دقت مورد بررسی و ارزیابی قرار میدهند.
۳. روابط را میبینند: آنها به طور بخشی تصمیم نمیگیرند. میدانند که هر مسئلهای ابعاد گوناگونی دارد و تأثیرات آن وسیع است. به علاوه موضوعات بسیاری هستند که میتوانند آن را تحت تأثیر خود قرار دهند.
۴. پرسشگرند: فرضیات بدیهی را به چالش میکشند. از نظر آنان اگر کاری تا به امروز به شیوه یکسانی انجام میگرفته از این پس میتواند به شکل متفاوتی انجام شود. آنها به موضوعات و علل آنها جور دیگری مینگرند.
۵. خلاقند: آنها موضوعات ظاهراً نامرتبط را به هم متصل میکنند و راهحلهای جدیدی برای مسائل پیدا میکنند.
۶. هم افزایی ایجاد میکنند: آنها منابع و قابلیتهای موجود را به گونهای با هم ترکیب میکنند که نتیجه از مجموع اجزا بزرگتر و مؤثرتر باشد.
۷. مزیت خلق میکنند: آنها قادرند به منابع و قابلیتهای برتر و عملکرد و نتایجی بهتر از رقبا دست پیدا کنند.
راهنامه مدیر
✅ امروزه مدیرانی که از تفکر استراتژیک برخوردار باشند قادرند سازمانهایی ایجاد کنند که بلندمدت گرا و همه جانبه نگر باشند. مدیران استراتژیست یک یا چند ویژگی از ویژگیهای ذیل را از خود نشان میدهند.
۱. چشم انداز دارند: آنها تصوری از آینده در ذهن خود دارند و برای دست یافتن به آن تلاش میکنند.
۲. تجزیه و تحلیل گرند: آنها موضوعات را به اجزای سازنده شان میشکنند و هر مسئلهای را با دقت مورد بررسی و ارزیابی قرار میدهند.
۳. روابط را میبینند: آنها به طور بخشی تصمیم نمیگیرند. میدانند که هر مسئلهای ابعاد گوناگونی دارد و تأثیرات آن وسیع است. به علاوه موضوعات بسیاری هستند که میتوانند آن را تحت تأثیر خود قرار دهند.
۴. پرسشگرند: فرضیات بدیهی را به چالش میکشند. از نظر آنان اگر کاری تا به امروز به شیوه یکسانی انجام میگرفته از این پس میتواند به شکل متفاوتی انجام شود. آنها به موضوعات و علل آنها جور دیگری مینگرند.
۵. خلاقند: آنها موضوعات ظاهراً نامرتبط را به هم متصل میکنند و راهحلهای جدیدی برای مسائل پیدا میکنند.
۶. هم افزایی ایجاد میکنند: آنها منابع و قابلیتهای موجود را به گونهای با هم ترکیب میکنند که نتیجه از مجموع اجزا بزرگتر و مؤثرتر باشد.
۷. مزیت خلق میکنند: آنها قادرند به منابع و قابلیتهای برتر و عملکرد و نتایجی بهتر از رقبا دست پیدا کنند.
راهنامه مدیر
DOC-20220327-WA0002.pdf
2.5 MB
معرفی کتاب hr management & leadership نوشته harald meier
هر سازمانی، چه انتفاعی و چه غیرانتفاعی، به کارکنان با انگیزه نیاز دارد. مدیریت منابع انسانی اغلب به عنوان یک عملکرد اصلی در نظر گرفته نمی شود و اکثر مدیران نیز آموزش رهبری سیستماتیک و پایدار را دریافت نمی کنند. در این کتاب مبانی ضروری مدیریت منابع انسانی و رهبری مدرن به صورت سیستماتیک و همیشه همراه با مثال های کاربردی ارائه شده است. تمرکز بر دامنه عمل به عنوان یک مدیر مسئول در هر سطح سلسله مراتبی و فرآیندی یا در مدیریت منابع انسانی است.
هر سازمانی، چه انتفاعی و چه غیرانتفاعی، به کارکنان با انگیزه نیاز دارد. مدیریت منابع انسانی اغلب به عنوان یک عملکرد اصلی در نظر گرفته نمی شود و اکثر مدیران نیز آموزش رهبری سیستماتیک و پایدار را دریافت نمی کنند. در این کتاب مبانی ضروری مدیریت منابع انسانی و رهبری مدرن به صورت سیستماتیک و همیشه همراه با مثال های کاربردی ارائه شده است. تمرکز بر دامنه عمل به عنوان یک مدیر مسئول در هر سطح سلسله مراتبی و فرآیندی یا در مدیریت منابع انسانی است.
✳️ در کدام پله از نردبان پاسخگویی قرار دارید؟
🔸 "پله اول"- ردّ و انکار کردن:
در این مرحله افراد وانمود میکنند که مشکلی وجود ندارد.
نه اینکه نسبت به مشکل بیاطلاع باشند، بلکه به صورت آگاهانه آن را نادیده می گیرند.
🔸 "پله دوم"- مقصر دانستن:
افراد وجود مشکل را تایید میکنند، اما مسئولیت آن را بر عهده نمیگیرند و دیگران را مقصر میدانند.
🔸"پله سوم"- بهانه آوردن و عذر تراشی:
افراد در این پله با تظاهر به سردرگمی و بی کفایتی، از پذیرش مسئولیت شانه خالی میکنند و تمایل به پذیرش مسائل و شرایط سخت ندارند.
🔸"پله چهارم"- صبر کردن و انتظار داشتن:
افراد در این پله میدانند مشکلی وجود دارد که نیاز به انجام اقداماتی دارد، اما آنها تصمیم میگیرند کاری انجام ندهند به این امید که مشکل به نحو غیرمنتظرهای حل شود.
🔸 "پله پنجم"- تصدیق واقعیت:
افراد دید واقعبینانه تری به مشکل داشته و واقعیت شرایط و رویدادها را تصدیق میکنند.
🔸 "پله ششم"- به عهده گرفتن:
افراد حل مشکل را مسئولیت خود میدانند و تعهد و مسئولیت خود را انجام میدهند.
آنها دیگر بهانه تراشی نکرده و دیگران را مقصر نمیدانند.
🔸 "پله هفتم"- یافتن راهحل:
افراد در این پله فعالانه به دنبال یافتن و بکارگیری راهحل موثر برای مسئله هستند و حتی اگر خودشان نتوانند مشکل را حل کنند، به فردی که توانایی آن را دارد کمک می کنند تا مشکل حل شود.
🔸 "پله هشتم" - اجرا و پیادهسازی راهحل:
افراد در این پله نقش کلیدی و محوری را در حل مسائل دارند.
حتی اگر تصمیمگیر نهایی نباشند، نسبت به حل مشکل احساس مسئولیت کرده و متعهد به دستیابی به موفقیت هستند.
🔹اگر در یکی از چهار پلهی اول قرار دارید، یعنی شما فاقد شایستگی پاسخگویی میباشید.
پله پنجم تا هشتم، بیانگر سطوح پاسخگویی است.
🔸 "پله اول"- ردّ و انکار کردن:
در این مرحله افراد وانمود میکنند که مشکلی وجود ندارد.
نه اینکه نسبت به مشکل بیاطلاع باشند، بلکه به صورت آگاهانه آن را نادیده می گیرند.
🔸 "پله دوم"- مقصر دانستن:
افراد وجود مشکل را تایید میکنند، اما مسئولیت آن را بر عهده نمیگیرند و دیگران را مقصر میدانند.
🔸"پله سوم"- بهانه آوردن و عذر تراشی:
افراد در این پله با تظاهر به سردرگمی و بی کفایتی، از پذیرش مسئولیت شانه خالی میکنند و تمایل به پذیرش مسائل و شرایط سخت ندارند.
🔸"پله چهارم"- صبر کردن و انتظار داشتن:
افراد در این پله میدانند مشکلی وجود دارد که نیاز به انجام اقداماتی دارد، اما آنها تصمیم میگیرند کاری انجام ندهند به این امید که مشکل به نحو غیرمنتظرهای حل شود.
🔸 "پله پنجم"- تصدیق واقعیت:
افراد دید واقعبینانه تری به مشکل داشته و واقعیت شرایط و رویدادها را تصدیق میکنند.
🔸 "پله ششم"- به عهده گرفتن:
افراد حل مشکل را مسئولیت خود میدانند و تعهد و مسئولیت خود را انجام میدهند.
آنها دیگر بهانه تراشی نکرده و دیگران را مقصر نمیدانند.
🔸 "پله هفتم"- یافتن راهحل:
افراد در این پله فعالانه به دنبال یافتن و بکارگیری راهحل موثر برای مسئله هستند و حتی اگر خودشان نتوانند مشکل را حل کنند، به فردی که توانایی آن را دارد کمک می کنند تا مشکل حل شود.
🔸 "پله هشتم" - اجرا و پیادهسازی راهحل:
افراد در این پله نقش کلیدی و محوری را در حل مسائل دارند.
حتی اگر تصمیمگیر نهایی نباشند، نسبت به حل مشکل احساس مسئولیت کرده و متعهد به دستیابی به موفقیت هستند.
🔹اگر در یکی از چهار پلهی اول قرار دارید، یعنی شما فاقد شایستگی پاسخگویی میباشید.
پله پنجم تا هشتم، بیانگر سطوح پاسخگویی است.
🔸همه ما دنبال این هستیم که تو زندگیمون انگیزه داشته باشیم. اما انگیزه یعنی چی؟
🔹منظور از انگیزه همون نیروی محرکهای هست که افراد باهاش کارهاشون رو انجام میدن. برای مثال انگیزه کمکمون میکنه بتونیم لاغر بشیم یا برای ارتقای شغلیمون تلاش کنیم. پس در واقع انگیزه باعث میشه جوری عمل کنیم که بتونیم به اهدافمون نزدیکتر بشیم.
🔸انگیزه برای هر فردی مهمه. اما یه نکته مهمی که باید بهش دقت کنیم اینه که انگیزه یه مهارته که باید بتونیم اون رو بهدست بیاریم و هیچکسی اون رو بهصورت ذاتی نداره.
🔹انگیزه خیلی وابسته به اعمال و رفتارهای ماست و اونها میتونن تعیین کنن که میزانش برامون چقدر باشه. در واقع ما نباید منتظر باشیم تا برای کاری انگیزه پیدا کنیم، بلکه باید برای خودمون انگیزه ایجاد کنیم و به تدوام اون کمک کنیم.
🔹منظور از انگیزه همون نیروی محرکهای هست که افراد باهاش کارهاشون رو انجام میدن. برای مثال انگیزه کمکمون میکنه بتونیم لاغر بشیم یا برای ارتقای شغلیمون تلاش کنیم. پس در واقع انگیزه باعث میشه جوری عمل کنیم که بتونیم به اهدافمون نزدیکتر بشیم.
🔸انگیزه برای هر فردی مهمه. اما یه نکته مهمی که باید بهش دقت کنیم اینه که انگیزه یه مهارته که باید بتونیم اون رو بهدست بیاریم و هیچکسی اون رو بهصورت ذاتی نداره.
🔹انگیزه خیلی وابسته به اعمال و رفتارهای ماست و اونها میتونن تعیین کنن که میزانش برامون چقدر باشه. در واقع ما نباید منتظر باشیم تا برای کاری انگیزه پیدا کنیم، بلکه باید برای خودمون انگیزه ایجاد کنیم و به تدوام اون کمک کنیم.
👍1