✳️ پیشرفت افراد!
✅ اگر می خواهی به تو بگویم که
در زندگی چقدر پیشرفت خواهی کرد
به من بگو عصر و غروبش را به چه می گذرانی؟
اکثر مردم فکر می کنند که پیشرفت جوانان به این بستگی دارد
که ساعات کار خود را چگونه می گذرانند.
اما نحوه گذران ساعات بیکاری، شاخص بهتری است.
ساعت استراحت، باید برای چیزی فراتر از بیکاری صرف شود!
برای رشد کردن و آماده شدن برای پذیرش مسئولیت های بزرگتر.
جوانانی که منتظر می مانند تا مسئولیت بزرگتر به سراغشان بیاید،
و سپس برای آن آماده شوند، در بهترین حالت، فقط شغل خود را حفظ می کنند
🔸انسان نیز مانند یک کارخانه است. نمی شود از یک کارخانه انتظار داشت که بدون سرمایه گذاری جدید، پنج برابر ظرفیت تولید کند.
بزرگ ترین سرمایه گذاری که انسان می تواند انجام دهد؛ سرمایه گذاری بر روی «خودش» است.
آیا برای مهم ترین سرمایه گذاری زندگی خود، یک برنامه دست کم ۵ صفحه ای دارید؟
چند درصد از زمان (شبانه روز) را روی خودتان سرمایه گذاری می کنید؟
ذهن توسعه یافته
✅ اگر می خواهی به تو بگویم که
در زندگی چقدر پیشرفت خواهی کرد
به من بگو عصر و غروبش را به چه می گذرانی؟
اکثر مردم فکر می کنند که پیشرفت جوانان به این بستگی دارد
که ساعات کار خود را چگونه می گذرانند.
اما نحوه گذران ساعات بیکاری، شاخص بهتری است.
ساعت استراحت، باید برای چیزی فراتر از بیکاری صرف شود!
برای رشد کردن و آماده شدن برای پذیرش مسئولیت های بزرگتر.
جوانانی که منتظر می مانند تا مسئولیت بزرگتر به سراغشان بیاید،
و سپس برای آن آماده شوند، در بهترین حالت، فقط شغل خود را حفظ می کنند
🔸انسان نیز مانند یک کارخانه است. نمی شود از یک کارخانه انتظار داشت که بدون سرمایه گذاری جدید، پنج برابر ظرفیت تولید کند.
بزرگ ترین سرمایه گذاری که انسان می تواند انجام دهد؛ سرمایه گذاری بر روی «خودش» است.
آیا برای مهم ترین سرمایه گذاری زندگی خود، یک برنامه دست کم ۵ صفحه ای دارید؟
چند درصد از زمان (شبانه روز) را روی خودتان سرمایه گذاری می کنید؟
ذهن توسعه یافته
👍1
✳️ برند کارفرمایی چیست؟
✅ "برند شما چیزی است که وقتی در اتاقتان نیستید، دیگران در مورد شما میگویند." جف بزوس
🔸وقتی صحبت از برندینگ میشود اغلب ما به مفاهیم بازاریابی نظیر لوگوی سازمانی و شعار برند فکر میکنیم. اما تمرکز اصلی این مفاهیم ایجاد آگاهی از برند است.
🔸برند کارفرمایی فرایندی استراتژیک تعریف میشود که نتیجهی آن ایجاد یک محل کار منحصر بهفرد است که به جذب استعدادهایی با دانش و مهارتهای متناسب با اهداف و مقاصد سازمان کمک میکند.
🔸برند کارفرمایی از ۳ عنصر کلیدی تشکیل میشود:
🔹آنچه خود شما در مورد سازمانتان بیان میکنید.
اولین عنصر برند کارفرمایی در سخنانی که در مورد فرهنگ سازمانی خود میگویید و چگونگی بیان کردن آن نهفته است؛ که از جمله آنها میتوان به ارزشها، چشمانداز، بیانیه مأموریت، زبان کاری، سیستمها، باورها و عادات سازمان خود اشاره کرد.
🔸آنچه کارکنانتان درمورد شما میگویند.
نظرات کارمندان شما بسیار مهم است چرا که آنها میتوانند توجه یک نامزد مستعد و جویای کار را به سازمان شما معطوف کنند یا کارجویان علاقمند را تبدیل به شبح نمایند. آنها این قدرت را دارند که به شما کمک کنند تا بهترین استعدادها را جذب کنید، چرا که با گفتههای خود فضای واقعی کار کردن در سازمان شما را برای سایرین به تصویر میکشند.
🔹آنچه کارجویان و مشتریان در مورد شما تصور میکنند.
برخورد اول همه چیز است. تجربه کارجو از اولین نقطه تماس با سازمان شما آغاز میشود. کارجویان از طریق ایمیل کاری و اولین مصاحبه آنلاین یا حضوری، احساس اولیهای نسبت به سازمان شما پیدا میکنند و همچنان که در دفتر شما رفت و آمد میکنند و نحوه برخورد مدیران استخدامی و سایر کارمندان را مشاهده میکنند، به شکلگیری نظرات خود ادامه میدهند.
🔸آنچه بدیهی است این است که عوامل متعددی از قبیل حقوق، مزایا، امنیت شغلی، فرهنگ و ارزشهای سازمانی و ... میتوانند بر برند سازمانتان اثر بگذارند و بهتر است مراقب این عوامل برای ارتقا برند کارفرمایی خود باشید.
🔸در نهایت لازم است به این نکته اشاره کنیم که هدف از برند سازی کارفرما، جذب بیشترین افراد مستعد نیست بلکه جذب افراد مستعد متناسب با سازمان است. چرا که اگر فرد مستعد با فرهنگ سازمانی تطبیق نداشته باشد نرخ از دست دادن افراد و استعفاء در سازمان افزایش یافته و این مورد میتواند اثرات مخربی بر سایر نیروها داشته و نهایتا به برند کارفرمایی صدمه بزند./راهنامه مدیر
✅ "برند شما چیزی است که وقتی در اتاقتان نیستید، دیگران در مورد شما میگویند." جف بزوس
🔸وقتی صحبت از برندینگ میشود اغلب ما به مفاهیم بازاریابی نظیر لوگوی سازمانی و شعار برند فکر میکنیم. اما تمرکز اصلی این مفاهیم ایجاد آگاهی از برند است.
🔸برند کارفرمایی فرایندی استراتژیک تعریف میشود که نتیجهی آن ایجاد یک محل کار منحصر بهفرد است که به جذب استعدادهایی با دانش و مهارتهای متناسب با اهداف و مقاصد سازمان کمک میکند.
🔸برند کارفرمایی از ۳ عنصر کلیدی تشکیل میشود:
🔹آنچه خود شما در مورد سازمانتان بیان میکنید.
اولین عنصر برند کارفرمایی در سخنانی که در مورد فرهنگ سازمانی خود میگویید و چگونگی بیان کردن آن نهفته است؛ که از جمله آنها میتوان به ارزشها، چشمانداز، بیانیه مأموریت، زبان کاری، سیستمها، باورها و عادات سازمان خود اشاره کرد.
🔸آنچه کارکنانتان درمورد شما میگویند.
نظرات کارمندان شما بسیار مهم است چرا که آنها میتوانند توجه یک نامزد مستعد و جویای کار را به سازمان شما معطوف کنند یا کارجویان علاقمند را تبدیل به شبح نمایند. آنها این قدرت را دارند که به شما کمک کنند تا بهترین استعدادها را جذب کنید، چرا که با گفتههای خود فضای واقعی کار کردن در سازمان شما را برای سایرین به تصویر میکشند.
🔹آنچه کارجویان و مشتریان در مورد شما تصور میکنند.
برخورد اول همه چیز است. تجربه کارجو از اولین نقطه تماس با سازمان شما آغاز میشود. کارجویان از طریق ایمیل کاری و اولین مصاحبه آنلاین یا حضوری، احساس اولیهای نسبت به سازمان شما پیدا میکنند و همچنان که در دفتر شما رفت و آمد میکنند و نحوه برخورد مدیران استخدامی و سایر کارمندان را مشاهده میکنند، به شکلگیری نظرات خود ادامه میدهند.
🔸آنچه بدیهی است این است که عوامل متعددی از قبیل حقوق، مزایا، امنیت شغلی، فرهنگ و ارزشهای سازمانی و ... میتوانند بر برند سازمانتان اثر بگذارند و بهتر است مراقب این عوامل برای ارتقا برند کارفرمایی خود باشید.
🔸در نهایت لازم است به این نکته اشاره کنیم که هدف از برند سازی کارفرما، جذب بیشترین افراد مستعد نیست بلکه جذب افراد مستعد متناسب با سازمان است. چرا که اگر فرد مستعد با فرهنگ سازمانی تطبیق نداشته باشد نرخ از دست دادن افراد و استعفاء در سازمان افزایش یافته و این مورد میتواند اثرات مخربی بر سایر نیروها داشته و نهایتا به برند کارفرمایی صدمه بزند./راهنامه مدیر
✳️ ۱۰ استراتژی قیمتگذاری محصول
1- Cost Plus
در این روش هزینه تولید محصول محاسبه و مارجین سود به آن اضافه می شود.
2- Competitive Pricing
این روش با درنظر گرفتن قیمتگذاری رقبا محاسبه میشود.
3- Peneteration Pricing
برای ورود به بازارجدید و گرفتن سهم از بازار قیمت پایینتر از رقبا درنظر گرفته میشود. روشی مرسوم در محصولات ایرانی
4- Dynamic Pricing
قیمت محصول با توجه به شرایط و تقاضا متفاوت است. مثال اسنپ
5- Price Discrimination
قیمتگذاری متفاوت بر اساس تمایل به پرداخت مشتریان
6- Economy Pricing
قیمتگذاری اقتصادی برای پرسونای حساس به هزینه مثل ایرلاینها
7- Premium Pricing
قیمتگذاری پرمیوم برای مشتریان با تمایل پرداخت بیشتر در محصولات لوکس و لاگژری
8- Loss Leader Strategy
استراتژی قلاب در قیمتگذاری. قلاب ایجاد و سود در فروشهای بعدی ایجاد میشود.
9- Value-Based Pricing
قیمتگذاری بر اساس ارزشی که محصول برای مشتری خلق میکند.
10-Usage-Based Pricing
قیمتگذاری بر اساس استفاده مشتری مانند سرویسهای کلاد/راهنامه مدیر
1- Cost Plus
در این روش هزینه تولید محصول محاسبه و مارجین سود به آن اضافه می شود.
2- Competitive Pricing
این روش با درنظر گرفتن قیمتگذاری رقبا محاسبه میشود.
3- Peneteration Pricing
برای ورود به بازارجدید و گرفتن سهم از بازار قیمت پایینتر از رقبا درنظر گرفته میشود. روشی مرسوم در محصولات ایرانی
4- Dynamic Pricing
قیمت محصول با توجه به شرایط و تقاضا متفاوت است. مثال اسنپ
5- Price Discrimination
قیمتگذاری متفاوت بر اساس تمایل به پرداخت مشتریان
6- Economy Pricing
قیمتگذاری اقتصادی برای پرسونای حساس به هزینه مثل ایرلاینها
7- Premium Pricing
قیمتگذاری پرمیوم برای مشتریان با تمایل پرداخت بیشتر در محصولات لوکس و لاگژری
8- Loss Leader Strategy
استراتژی قلاب در قیمتگذاری. قلاب ایجاد و سود در فروشهای بعدی ایجاد میشود.
9- Value-Based Pricing
قیمتگذاری بر اساس ارزشی که محصول برای مشتری خلق میکند.
10-Usage-Based Pricing
قیمتگذاری بر اساس استفاده مشتری مانند سرویسهای کلاد/راهنامه مدیر
✳️ پرسشهایی برای رسیدن به رویکرد برنده/برنده (ذی نفعان) در کسب و کار:
۱.آیا ما به این پایبندیم که دیگران را در این مشارکت با خودمان برابر ببینیم و آنها را یاور خود بدانیم؟
۲. بهترین ایدهای که کار تیمی مان میتواند خلق کند چيست؟
۳. برای خلق این چشم انداز نیاز داریم به چه تبدیل بشویم؟
۴. برای خلق این چشمانداز نیاز داریم چه چیزهایی را رها کنیم(باورها، نگرشها، احساسات و تجربه ها)؟
۵. همین حالا چه منابعی داریم که میتواند به تحقق این چشمانداز کمک کند؟
۶. چه کس دیگری میتواند به این مشارکت بپیوندد؟
۷. مشارکتمان چگونه میتواند به همه ما کمک کند تا به چیزی که میخواهیم برسیم؟
۱.آیا ما به این پایبندیم که دیگران را در این مشارکت با خودمان برابر ببینیم و آنها را یاور خود بدانیم؟
۲. بهترین ایدهای که کار تیمی مان میتواند خلق کند چيست؟
۳. برای خلق این چشم انداز نیاز داریم به چه تبدیل بشویم؟
۴. برای خلق این چشمانداز نیاز داریم چه چیزهایی را رها کنیم(باورها، نگرشها، احساسات و تجربه ها)؟
۵. همین حالا چه منابعی داریم که میتواند به تحقق این چشمانداز کمک کند؟
۶. چه کس دیگری میتواند به این مشارکت بپیوندد؟
۷. مشارکتمان چگونه میتواند به همه ما کمک کند تا به چیزی که میخواهیم برسیم؟
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:
تحلیل اقتصاد ایران از زاویه «کیفیت رشد»
👤 دکتر ارغوان فرزین معتمد
✍️رشد اقتصادی در غالب موارد بهعنوان معیاری برای تغییرات مقیاس اقتصاد یک کشور استفاده میشود؛ اما این شاخص هرگز کفایت لازم برای بهبود وضعیت اقتصادی و سهمبری تمامی مردم از رشد اقتصادی را ندارد.
✍️به همین دلیل در سهدهه اخیر و به دنبال مواجهه بسیاری از کشورهای دنیا با رشد اقتصادیِ همراه با نابرابریها، اقتصاددانان بحث رشد همهشمول یا فراگیر را بهعنوان معیاری برای رشد اقتصادی باکیفیت مطرح کردهاند.
✍️مهمتر از رشد صرف، «کیفیت رشد» است که با میزان مشارکت مردم در رشد اقتصادی و بهرهبردن آنها از این رشد سنجیده میشود. اخیرا مرکز آمار، نرخ رشد اقتصادی بهار 1402 را 7.9درصد اعلام کرده که اعلام این رشد، بحثهای بسیاری را به دنبال داشته است.
✍️نگارنده در این یادداشت سعی دارد با نگاهی فنی، رشد اقتصادی حاصلشده را مورد بررسی قرار دهد و بررسی کند که این نرخ تا چه حد میتواند معیار مناسبی برای وضعیت اقتصادی پایدار در کشور و بهبود وضعیت مردم تلقی شود...👇
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
تحلیل اقتصاد ایران از زاویه «کیفیت رشد»
👤 دکتر ارغوان فرزین معتمد
✍️رشد اقتصادی در غالب موارد بهعنوان معیاری برای تغییرات مقیاس اقتصاد یک کشور استفاده میشود؛ اما این شاخص هرگز کفایت لازم برای بهبود وضعیت اقتصادی و سهمبری تمامی مردم از رشد اقتصادی را ندارد.
✍️به همین دلیل در سهدهه اخیر و به دنبال مواجهه بسیاری از کشورهای دنیا با رشد اقتصادیِ همراه با نابرابریها، اقتصاددانان بحث رشد همهشمول یا فراگیر را بهعنوان معیاری برای رشد اقتصادی باکیفیت مطرح کردهاند.
✍️مهمتر از رشد صرف، «کیفیت رشد» است که با میزان مشارکت مردم در رشد اقتصادی و بهرهبردن آنها از این رشد سنجیده میشود. اخیرا مرکز آمار، نرخ رشد اقتصادی بهار 1402 را 7.9درصد اعلام کرده که اعلام این رشد، بحثهای بسیاری را به دنبال داشته است.
✍️نگارنده در این یادداشت سعی دارد با نگاهی فنی، رشد اقتصادی حاصلشده را مورد بررسی قرار دهد و بررسی کند که این نرخ تا چه حد میتواند معیار مناسبی برای وضعیت اقتصادی پایدار در کشور و بهبود وضعیت مردم تلقی شود...👇
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
✳️ دیدگاه سیاستگذار از آینده نرخ ارز اعلام شد
✅ چشمانداز مثبت دلاری
🔹 نرخ شاخص ارزی در معاملات غیر رسمی بازار روز گذشته در نیمههای کانال ۵۰هزار تومانی به نوسان پرداخت. پس از ثبات بازار ارز در تابستان، از روزهای ابتدایی دهه سوم مهر نرخ ارز دچار نوسانات قیمتی شد. این نوسانات که بهدلیل وقوع تنشهای نظامی در منطقه و نتایج و احتمالات مرتبط با آن رخ داد در وهله اول نرخ دلار آزاد را از کریدور تابستانه خود (کانالهای ۴۸ و ۴۹هزار تومانی) رشد و در مرحله بعد قیمت این ارز را تا سطوح قیمتی کانال ۵۳هزار تومانی افزایش داد. البته با فروکش کردن انتظارات تورمی، مجددا قیمت دلار به کانال ۵۰هزار تومانی بازگشت؛ اما مشخصا آرامش روزهای تابستان در بازار مشاهده نمیشود.
🔸روز گذشته وزیر اقتصاد در نشست خود با اصحاب رسانه و خبرنگاران به سوالی در رابطه با چشمانداز بازار ارز اینچنین پاسخ داد: «سیاست ستاد اقتصادی دولت کنترل بازار ارز است و برای اجرای آن از سوی دولت اختیارات خوبی برای بانک مرکزی در نظر گرفته شد و قانون مجلس هم در این خصوص که در مجمع تشخیص مصلحت نظام در حال طی کردن مراحل نهایی است، اختیارات خوبی از نظر قانون به بانک مرکزی داده است. وی یادآورشد: افزایش درآمدهای ناشی از صادرات نفت از دلایلی است که بازار با ثباتی برای ارز در پیشرو داریم و بانک مرکزی هم توانایی کنترل آن را دارد.» در نتیجه با توجه به سخنان وزیر و همچنین سیگنالهای منتشرشده از سوی بانک مرکزی میتوان گفت بازارساز در نظر دارد تا در ماههای آتی با تقویت بخش عرضه بازار از نوسانات قیمت ارز جلوگیری کند. روز گذشته نیز در واپسین معاملات نقدی قیمت هر برگ اسکناس دلار حدود 50تومان ارزان شد و در رقم 50هزار و 600تومان به فروش رسید.
🔺دلار در جستوجوی کریدور آرامش؟
دیروز سهشنبه 2آبان ماه روند نرخ دلار آزاد در معاملات بازار تهران کاهشی بود. هر برگ از این اسکناس آمریکایی که در بازار روز دوشنبه فعالیت خود را در رقم 50هزار و 650تومان پایان بخشیده بود، در صبح روز گذشته حوالی نرخ روز پیشین آغاز بهکار کرد. بازه قیمتی 50هزار و 500 تا 50هزار و 700 تومان را میتوان محل نوسان نرخ نقدی دلار در سهشنبه دانست. درنهایت نیز با حدود 50تومان افت نسبت به آخرین نرخ نقدی روز پیش در رقم 50هزار و 600 از حرکت ایستاد. با به پایان رسیدن معاملات نقدی، نرخ فردایی دلار رشد نسبی را تجربه کرد و در حوالی رقم 50هزار و 850تومان نوسان کرد. روز گذشته روند معاملات بازار سکه و طلا نیز کاهشی بود. درحالیکه سکه طلای طرح جدید تنها 20هزار تومان نسبت به نرخ روز پیشین خود افت کرد، قیمت نیمسکه در بازار دیروز حدود 150 هزار تومان ارزان شد و در رقم 15میلیون و 200هزار تومان به فروش رسید. قیمت ربع سکه نیز در بازار روز گذشته 50هزار تومان ارزانتر از روز پیشین ثبت شد. دنیایاقتصاد
✅ چشمانداز مثبت دلاری
🔹 نرخ شاخص ارزی در معاملات غیر رسمی بازار روز گذشته در نیمههای کانال ۵۰هزار تومانی به نوسان پرداخت. پس از ثبات بازار ارز در تابستان، از روزهای ابتدایی دهه سوم مهر نرخ ارز دچار نوسانات قیمتی شد. این نوسانات که بهدلیل وقوع تنشهای نظامی در منطقه و نتایج و احتمالات مرتبط با آن رخ داد در وهله اول نرخ دلار آزاد را از کریدور تابستانه خود (کانالهای ۴۸ و ۴۹هزار تومانی) رشد و در مرحله بعد قیمت این ارز را تا سطوح قیمتی کانال ۵۳هزار تومانی افزایش داد. البته با فروکش کردن انتظارات تورمی، مجددا قیمت دلار به کانال ۵۰هزار تومانی بازگشت؛ اما مشخصا آرامش روزهای تابستان در بازار مشاهده نمیشود.
🔸روز گذشته وزیر اقتصاد در نشست خود با اصحاب رسانه و خبرنگاران به سوالی در رابطه با چشمانداز بازار ارز اینچنین پاسخ داد: «سیاست ستاد اقتصادی دولت کنترل بازار ارز است و برای اجرای آن از سوی دولت اختیارات خوبی برای بانک مرکزی در نظر گرفته شد و قانون مجلس هم در این خصوص که در مجمع تشخیص مصلحت نظام در حال طی کردن مراحل نهایی است، اختیارات خوبی از نظر قانون به بانک مرکزی داده است. وی یادآورشد: افزایش درآمدهای ناشی از صادرات نفت از دلایلی است که بازار با ثباتی برای ارز در پیشرو داریم و بانک مرکزی هم توانایی کنترل آن را دارد.» در نتیجه با توجه به سخنان وزیر و همچنین سیگنالهای منتشرشده از سوی بانک مرکزی میتوان گفت بازارساز در نظر دارد تا در ماههای آتی با تقویت بخش عرضه بازار از نوسانات قیمت ارز جلوگیری کند. روز گذشته نیز در واپسین معاملات نقدی قیمت هر برگ اسکناس دلار حدود 50تومان ارزان شد و در رقم 50هزار و 600تومان به فروش رسید.
🔺دلار در جستوجوی کریدور آرامش؟
دیروز سهشنبه 2آبان ماه روند نرخ دلار آزاد در معاملات بازار تهران کاهشی بود. هر برگ از این اسکناس آمریکایی که در بازار روز دوشنبه فعالیت خود را در رقم 50هزار و 650تومان پایان بخشیده بود، در صبح روز گذشته حوالی نرخ روز پیشین آغاز بهکار کرد. بازه قیمتی 50هزار و 500 تا 50هزار و 700 تومان را میتوان محل نوسان نرخ نقدی دلار در سهشنبه دانست. درنهایت نیز با حدود 50تومان افت نسبت به آخرین نرخ نقدی روز پیش در رقم 50هزار و 600 از حرکت ایستاد. با به پایان رسیدن معاملات نقدی، نرخ فردایی دلار رشد نسبی را تجربه کرد و در حوالی رقم 50هزار و 850تومان نوسان کرد. روز گذشته روند معاملات بازار سکه و طلا نیز کاهشی بود. درحالیکه سکه طلای طرح جدید تنها 20هزار تومان نسبت به نرخ روز پیشین خود افت کرد، قیمت نیمسکه در بازار دیروز حدود 150 هزار تومان ارزان شد و در رقم 15میلیون و 200هزار تومان به فروش رسید. قیمت ربع سکه نیز در بازار روز گذشته 50هزار تومان ارزانتر از روز پیشین ثبت شد. دنیایاقتصاد
👍1
✳️استراتژی؛ هنر بردن در یک جنگ نابرابر
یکی از بهترین مثال های استراتژی را می توان در یک واقعه تاریخی دید.
در جنگ های دریایی رسم بر این بود که کشتی های دو طرف متخاصم روبروی هم قرار می گرفتند به صورت دو خط موازی و به هم شلیک می کردند.
در جنگی که بین انگلستان و فرانسه در گرفت، لرد نلسون (فرمانده انگلستانی) با این مشکل مواجه شد که کشتی های کمتری نسبت به طرف مقابل در اختیار داشت. او یک استراتژی برگزید تا بتواند تعداد کمتر ناوگانش را جبران کند. او به جای استقرار کل ناوگان در یک ردیف درست روبروی حریف، آنها را به دو ستون عمودی تقسیم کرد. در این حالت، کشتیهای کمتری در تیررس ناوگان مقابل قرار میگرفتند هرچند که دو کشتی پیش رو در خطر بیشتری قرار داشتند.
این یک مثال کلاسیک از استراتژی خوب است، استراتژی وقتی رخ می دهد و جواب می دهد به نظر ساده و بدیهی میآید. این استراتژی نتیجه هیچ یک از روشها، مدلها، ماتریسها و ابزارهای مدیریت استراتژیک نیست. در عوض، حاصل هوش استراتژيک یک متفکر استراتژيک است که به یک یا دو فاکتور مهم و تعیینکننده به صورت خلاقانه فکر می کند:
نقطه ضعف نسبت به حریف (تعداد کمتر ناوگان، 33 کشتی در برابر 41)
و نقطه قوت نسبت به او (بهرهمندی از توپچیهایی به مراتب آموزش دیدهتر و با مهارت بسیار بیشتر).
✴️ هسته اصلی کار استراتژیست این است:
🔘 شناسایی فاکتورهای اساسی و تاثیرگذار را در یک وضعیت مشخص از بین هزاران فاکتور و مساله و موضوع (نقاط اهرمی)
🔘 طراحی راهکاری که با وجود محدودیت منابع بتوانی به فاکتورهای اساسی پاسخ بدهی یا آن ها را به کار بگیری./ذهن توسعه یافته
یکی از بهترین مثال های استراتژی را می توان در یک واقعه تاریخی دید.
در جنگ های دریایی رسم بر این بود که کشتی های دو طرف متخاصم روبروی هم قرار می گرفتند به صورت دو خط موازی و به هم شلیک می کردند.
در جنگی که بین انگلستان و فرانسه در گرفت، لرد نلسون (فرمانده انگلستانی) با این مشکل مواجه شد که کشتی های کمتری نسبت به طرف مقابل در اختیار داشت. او یک استراتژی برگزید تا بتواند تعداد کمتر ناوگانش را جبران کند. او به جای استقرار کل ناوگان در یک ردیف درست روبروی حریف، آنها را به دو ستون عمودی تقسیم کرد. در این حالت، کشتیهای کمتری در تیررس ناوگان مقابل قرار میگرفتند هرچند که دو کشتی پیش رو در خطر بیشتری قرار داشتند.
این یک مثال کلاسیک از استراتژی خوب است، استراتژی وقتی رخ می دهد و جواب می دهد به نظر ساده و بدیهی میآید. این استراتژی نتیجه هیچ یک از روشها، مدلها، ماتریسها و ابزارهای مدیریت استراتژیک نیست. در عوض، حاصل هوش استراتژيک یک متفکر استراتژيک است که به یک یا دو فاکتور مهم و تعیینکننده به صورت خلاقانه فکر می کند:
نقطه ضعف نسبت به حریف (تعداد کمتر ناوگان، 33 کشتی در برابر 41)
و نقطه قوت نسبت به او (بهرهمندی از توپچیهایی به مراتب آموزش دیدهتر و با مهارت بسیار بیشتر).
✴️ هسته اصلی کار استراتژیست این است:
🔘 شناسایی فاکتورهای اساسی و تاثیرگذار را در یک وضعیت مشخص از بین هزاران فاکتور و مساله و موضوع (نقاط اهرمی)
🔘 طراحی راهکاری که با وجود محدودیت منابع بتوانی به فاکتورهای اساسی پاسخ بدهی یا آن ها را به کار بگیری./ذهن توسعه یافته
مدل سام بعنوان مدلی برای ارزیابی موفقیت پایدار رونمایی شد - انجمن مدیریت کیفیت ایران
https://iranqms.com/%D9%85%D8%AF%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C/
https://iranqms.com/%D9%85%D8%AF%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C/
انجمن مدیریت کیفیت ایران
مدل سام بعنوان مدلی برای ارزیابی موفقیت پایدار رونمایی شد
مدل سام ابزاری است برای کمک به سازمانها در انتخاب یک چارچوب مناسب مدیریتی، جهت دستیابی به موفقیت پایدارطراحی « مدل سام» از شهریور ماه سال 1400 در دستور کار انجمن مدیریت کیفیت ایران قرار گرفت.تفکر غالب در طراحی مدل سام برگرفته از تجارب ارزنده انجمن د
gartner_inc ✳️
🔸 ما بیش از 500 رهبر منابع انسانی را مورد بررسی قرار دادیم تا اولویتهای اصلی آنها را برای سال 2024 تعیین کنیم و در اینجا یافته هایم را بیان کرده ایم:
بیشترین سهم از پاسخ دهندگان، توسعه رهبر و مدیر را در فهرست خود قرار داده اند، اما بسیاری از رهبران منابع انسانی فرهنگ سازمانی، فناوری منابع انسانی، مدیریت تغییر و مدیریت شغلی و تحرک داخلی را نیز در اولویت قرار می دهند.
🔸 ما بیش از 500 رهبر منابع انسانی را مورد بررسی قرار دادیم تا اولویتهای اصلی آنها را برای سال 2024 تعیین کنیم و در اینجا یافته هایم را بیان کرده ایم:
بیشترین سهم از پاسخ دهندگان، توسعه رهبر و مدیر را در فهرست خود قرار داده اند، اما بسیاری از رهبران منابع انسانی فرهنگ سازمانی، فناوری منابع انسانی، مدیریت تغییر و مدیریت شغلی و تحرک داخلی را نیز در اولویت قرار می دهند.
👍3
✳️ ۷ گروهی که بیشتر در شغل خود شکست میخورند!
✅ برای رسیدن به موفقیت شغلی باید مهارتهای نرم و هوش احساسی را در خود تقویت کنید. مهارت نرم، شخصیت و نحوهی تعاملات اجتماعی فرد است. افرادی که به دنبال تغییری در خود نیستند نمیتوان انتظار آینده روشنی را برای آنها داشت.
🔸در ادامه، ۷ تیپ شخصیتی را معرفی میکنیم که چنین ویژگیای دارند و هرگز در شغل خود موفق نخواهند شد:
۱. کارمندانی که مدام در محل کار غیبت میکنند.
🔹افرادی که همیشه در حال غیبت هستند بیشتر وقت ارزشمند خود را تلف میکنند و همیشه در حال تعریف کردن یافتههای خود در مورد دیگران هستند. همین خصوصیت باعث میشود از وظایف کاری خود غافل شوند. پس نمیتوان از چنین افرادی انتظار رسیدن به موفقیت را داشت.
۲. افرادی که همیشه مطیع دیگران هستند.
🔹این افراد همیشه هر چه مدیر و دیگران میگویند را میپذیرند. این شخصیت هرگز توانایی «نه» گفتن و مخالفت با ایدههای اشتباه را ندارد و هر کاری که به او پیشنهاد میشود را قبول میکند. شاید فکر میکند با داشتن این خصیصه، مهربان و مطیع به نظر میرسد اما تنها خود را از پیشرفت بازمیدارد، زیرا اغلب آدمهای بیاراده و بدون ایدهای هستند و تنها از دستآوردهای دیگران استفاده میکنند.
۳. افرادی که خیلی محافظهکار هستند.
🔹در مقابل افراد مطیع، محافظهکارها قرار دارند. علت محافظهکاری آنها این است که ترجیح میدهند موقعیت فعلی خود را حفظ کنند، حتی اگر به هیچ پیشرفتی نرسند.
۴. افرادی که خود را قربانی میدانند.
🔹چنین افرادی فکر میکنند هر مشکلی در محل کار بهوجود میآید، تقصیر آنها نیست. افراد قربانی بهسختی مسئولیت اشتباهات خود را به عهده میگیرند. پافشاری این افراد برای بیگناه بودن و قربانی دیگران بودن باعث میشود تا همکاران اعتماد خود را به چنین فردی از دست بدهند و او را وارد پروژههای مهم نکنند.
۵. افرادی که فکر میکنند هیچ کس به اندازه آنها نمیفهمد.
🔹فردی که خود را «عقل کل» میداند به حرف کسی گوش نمیدهد و فکر میکند دیگران به اندازه او نمیفهمند. این افراد وقتی مرتکب اشتباهی میشوند، آن را از چشم بقیه میبینند و فکر میکنند بقیه کارشان را خوب انجام ندادهاند که چنین اتفاقی افتاده است. اما اگر کارها خوب پیش برود، خود را مسبب این موفقیت میدانند و به همین خاطر کسی به آنها اعتماد ندارد.
۶. افرادی که زود از کوره در میروند و بسیار عصبانی هستند.
🔹این افراد مدام در محل کار با دیگران مشاجره دارند. اگر چیزی باب میلشان نباشد دیگران را به دردسر میاندازند و رفتار نامناسبی از خود نشان میدهند. این افراد معمولا با داد زدن، عصبانیت، فحش دادن یا حتی گریه، احساسات شدید خود را نمایش میدهند. یک مدیر تندخو و عصبانی با بیتوجهی به شخصیت کارمندان خود مانع پیشرفت کارها میشود.
۷. افرادی که با سیاست میخواهند کارشان را پیش ببرند
🔹همه آدمها به دنبال پیشرفت در کار هستند، اما افراد سیاستمدار و زرنگ سعی میکنند به طریق دیگری به هدفشان برسند. این افراد، دیگران را نادیده میگیرند تا پلههای ترقی را طی کنند.
این افراد هر کاری که فکر کنند آنها را به پیشرفت نزدیکتر میکند، انجام میدهند. اما همه به شخصیت این افراد پی بردهاند و کسی به آنها اعتماد نمیکند و همین مساله باعث میشود به هیچ پیشرفتی نرسند.
منبع: businessinsider
راهنامه مدیر
✅ برای رسیدن به موفقیت شغلی باید مهارتهای نرم و هوش احساسی را در خود تقویت کنید. مهارت نرم، شخصیت و نحوهی تعاملات اجتماعی فرد است. افرادی که به دنبال تغییری در خود نیستند نمیتوان انتظار آینده روشنی را برای آنها داشت.
🔸در ادامه، ۷ تیپ شخصیتی را معرفی میکنیم که چنین ویژگیای دارند و هرگز در شغل خود موفق نخواهند شد:
۱. کارمندانی که مدام در محل کار غیبت میکنند.
🔹افرادی که همیشه در حال غیبت هستند بیشتر وقت ارزشمند خود را تلف میکنند و همیشه در حال تعریف کردن یافتههای خود در مورد دیگران هستند. همین خصوصیت باعث میشود از وظایف کاری خود غافل شوند. پس نمیتوان از چنین افرادی انتظار رسیدن به موفقیت را داشت.
۲. افرادی که همیشه مطیع دیگران هستند.
🔹این افراد همیشه هر چه مدیر و دیگران میگویند را میپذیرند. این شخصیت هرگز توانایی «نه» گفتن و مخالفت با ایدههای اشتباه را ندارد و هر کاری که به او پیشنهاد میشود را قبول میکند. شاید فکر میکند با داشتن این خصیصه، مهربان و مطیع به نظر میرسد اما تنها خود را از پیشرفت بازمیدارد، زیرا اغلب آدمهای بیاراده و بدون ایدهای هستند و تنها از دستآوردهای دیگران استفاده میکنند.
۳. افرادی که خیلی محافظهکار هستند.
🔹در مقابل افراد مطیع، محافظهکارها قرار دارند. علت محافظهکاری آنها این است که ترجیح میدهند موقعیت فعلی خود را حفظ کنند، حتی اگر به هیچ پیشرفتی نرسند.
۴. افرادی که خود را قربانی میدانند.
🔹چنین افرادی فکر میکنند هر مشکلی در محل کار بهوجود میآید، تقصیر آنها نیست. افراد قربانی بهسختی مسئولیت اشتباهات خود را به عهده میگیرند. پافشاری این افراد برای بیگناه بودن و قربانی دیگران بودن باعث میشود تا همکاران اعتماد خود را به چنین فردی از دست بدهند و او را وارد پروژههای مهم نکنند.
۵. افرادی که فکر میکنند هیچ کس به اندازه آنها نمیفهمد.
🔹فردی که خود را «عقل کل» میداند به حرف کسی گوش نمیدهد و فکر میکند دیگران به اندازه او نمیفهمند. این افراد وقتی مرتکب اشتباهی میشوند، آن را از چشم بقیه میبینند و فکر میکنند بقیه کارشان را خوب انجام ندادهاند که چنین اتفاقی افتاده است. اما اگر کارها خوب پیش برود، خود را مسبب این موفقیت میدانند و به همین خاطر کسی به آنها اعتماد ندارد.
۶. افرادی که زود از کوره در میروند و بسیار عصبانی هستند.
🔹این افراد مدام در محل کار با دیگران مشاجره دارند. اگر چیزی باب میلشان نباشد دیگران را به دردسر میاندازند و رفتار نامناسبی از خود نشان میدهند. این افراد معمولا با داد زدن، عصبانیت، فحش دادن یا حتی گریه، احساسات شدید خود را نمایش میدهند. یک مدیر تندخو و عصبانی با بیتوجهی به شخصیت کارمندان خود مانع پیشرفت کارها میشود.
۷. افرادی که با سیاست میخواهند کارشان را پیش ببرند
🔹همه آدمها به دنبال پیشرفت در کار هستند، اما افراد سیاستمدار و زرنگ سعی میکنند به طریق دیگری به هدفشان برسند. این افراد، دیگران را نادیده میگیرند تا پلههای ترقی را طی کنند.
این افراد هر کاری که فکر کنند آنها را به پیشرفت نزدیکتر میکند، انجام میدهند. اما همه به شخصیت این افراد پی بردهاند و کسی به آنها اعتماد نمیکند و همین مساله باعث میشود به هیچ پیشرفتی نرسند.
منبع: businessinsider
راهنامه مدیر
👌2
✳️ دایره طلایی؛ رمز گشایی سایمون سینِک از کد رهبران عالی برای الهام بخشی!
✅ چرا شرکت اَپل از سایر رقبا خلاق تر است در حالی که مانند سایرین یک شرکت کامپیوتری است و به همان استعدادها، عوامل فروش، رسانه ها و منابع مالی دسترسی دارد که دیگران دارند؟
🔸چرا فقط مارتین لوتر کینگ رهبر جنبش مسالمت آمیز حمایت از حقوق مدنی آمریکا شد در حالی که سایرین هم چیزی از او کم نداشتند؟
🔸چرا در میان این همه تیم، فقط برادران رایت موفق به اختراع اولین هواپیمای قابل کنترل موتوردار شدند در حالی که رقبای آنها تیم های باهوش تر و دارای منابع مالی بهتر بودند؟
🔸سایمون سینِک؛ سخنران انگیزشی، مشاور سازمانی و نویسنده ۵ کتاب پرفروش شامل"با چرا شروع کنید" در جمع مدیران شرکت های مطرح آمریکایی سخنرانی مهمی ایراد کرد که به چکیده آن اشاره می شود.
🔹همه اینها یعنی اَپل، مارتین لوتر کینگ، برادران رایت و سایر شرکت ها و شخصیت های ممتاز دنیا از یک راه و کد پیروی می کنند و آن هم دقیقا حرکت در مسیر عکس آنچه در میان رقبای آنهاست! من آنرا با عنوان "دایره طلایی" کد گذاری کرده ام که این ایده ساده می گوید چرا یک شرکت یا یک رهبر می تواند با الهام بخشی، بازی را تغییر دهد!
🔸هر فرد و شرکتی روی این کره خاکی می داند "چه" تولید می کند و "چه" می کند، برخی می دانند "چگونه" یک کار را انجام می دهند، اما تعداد اندکی می دانند "چرا" یک کاری را انجام می دهند! با "چرا" منظورم؛ هدف، اعتقاد، نتایج کار، فلسفه وجودی است. چارچوب و چیدمان ذهنی رهبران تاثیرگذار جوامع و بازارها؛ فکر، عمل و ارتباط برقرار کردن از چرا (Why) به چه (What) یا به عبارتی from inside out است! اما اکثر ما عادت داریم از واضح ترین ها (What) به گنگ ترین ها (Why) یا به عبارتی from outside in حرکت کنیم!
▪︎برای مثال دوباره از اَپل نام می برم. اگر آنها مثل سایرین عمل می کردند در مرحله بازاریابی می گفتند: ما کامپیوترهای عالی می سازیم، خیلی زیبا طراحی شده و کاربر پسند هستند و...
▪︎شرکت حقوقی می گوید: این شرکت حقوقی ماست، ما بهترین وکلا را داریم و آنها بهترین خدمات را ارائه می کنند و...
■خودرو ساز هم می گوید: ما خودرو تولید می کنیم و خودروهای ما کمترین مصرف بنزین را دارند و صندلی هایشان چرمی است و...
همه اینها یک ایراد دارند و آن هم اینکه الهام بخش نیستند!
▪︎اپل اینگونه ارتباط برقرار می کند: هر کاری ما انجام می دهیم معتقدیم وضع موجود را به چالش می کشد، چگونه وضع موجود را به چالش می کشیم؟ با طراحی زیبای محصولاتمان و کاربرپسند کردن آن!
● یادتان باشد: مردم برای آنچه انجام می دهید پول نمی دهند، بلکه برای چرایی انجام کار و تولیدات شما پول می دهند!
People don’t buy what you do, they buy why you do it!
● به عنوان مثال؛ چند سال پیش شرکت Dell برخی محصولاتی که اپل تولید می کند را با کیفیت و طراحی عالی تولید کرد و نتوانست بفروشد!
■آنچه می گویم ریشه اش نه در روانشناسی بلکه در بیولوژی و ساختار زیستی ماست! مغز انسان دارای سه لایه است که دقیقا دایره طلایی منطبق بر آن است! کورتکس یا قشر مغز با لایه What انطباق دارد و با کارهای فکری و منطقی و زبان سروکار دارد، و قسمت لیمبیک یا سامانه عصبی احساسی مغز که با اعتماد، وفاداری، رفتار و تصمیم گیری سروکار دارد با لایه How و Why تناظر دارد! وقتی با مشتری و یا مردم از دایره داخلی یعنی از Why و How ارتباط برقرار می کنیم مستقیما با سامانه عصبی احساسی آنها ارتباط برقرار می کنیم و وقتی تمرکز ما برای برقراری ارتباط بر عکس می شود، یعنی روی واقعیات و مشخصات محصول متمرکز می شویم، در واقع سراغ لایه کورتکس مغز مخاطب رفته ایم که منجر به ایجاد حس اعتماد سازی و وفاداری نمی شود!
🔸دایره طلایی سایمون کاربرد وسیعی در پیشگیری یا حل بسیاری مشکلات امروز بنگاه های اقتصادی ما دارد. پاسخ به سوال حیاتی چرایی انجام کاری که انجام می دهیم، کالایی که تولید می کنیم یا قرار است تولید کنیم و به طور کلی؛ فلسفه وجودی ما، هر چه الهام بخش تر برای شرکا، کارکنان، مشتریان، محیط زیست و اجتماع؛ یعنی همه ذینفعان باشد، به معنی ارتباط ریشه دارتر با سامانه عصبی - احساسی، اعتماد و وفاداری آنها با کار و کسب ماست. هر چه عمق چرایی انجام کار سطحی تر باشد، شانس برای موفقیت، کسب سهم بازار مناسب و احیانا زنده ماندن کمتر خواهد بود! چرا که به قول خود سایمون؛ امروزه دیگر هدف؛ بیزینس با کسانی نیست که به آنچه شما دارید (فرصت شغلی، پول) نیاز دارند، بلکه هدف؛ بیزینس با کسانی است که به آنچه شما اعتقاد دارید، اعتقاد دارند و اینها هستند که با تمام وجود پای کار می ایستند و شرکت را از گردنه های بحرانی عبور می دهند و یا آنرا به اوج می رسانند!
امیرعباس زینت بخش/گاهنامه مدیر
✅ چرا شرکت اَپل از سایر رقبا خلاق تر است در حالی که مانند سایرین یک شرکت کامپیوتری است و به همان استعدادها، عوامل فروش، رسانه ها و منابع مالی دسترسی دارد که دیگران دارند؟
🔸چرا فقط مارتین لوتر کینگ رهبر جنبش مسالمت آمیز حمایت از حقوق مدنی آمریکا شد در حالی که سایرین هم چیزی از او کم نداشتند؟
🔸چرا در میان این همه تیم، فقط برادران رایت موفق به اختراع اولین هواپیمای قابل کنترل موتوردار شدند در حالی که رقبای آنها تیم های باهوش تر و دارای منابع مالی بهتر بودند؟
🔸سایمون سینِک؛ سخنران انگیزشی، مشاور سازمانی و نویسنده ۵ کتاب پرفروش شامل"با چرا شروع کنید" در جمع مدیران شرکت های مطرح آمریکایی سخنرانی مهمی ایراد کرد که به چکیده آن اشاره می شود.
🔹همه اینها یعنی اَپل، مارتین لوتر کینگ، برادران رایت و سایر شرکت ها و شخصیت های ممتاز دنیا از یک راه و کد پیروی می کنند و آن هم دقیقا حرکت در مسیر عکس آنچه در میان رقبای آنهاست! من آنرا با عنوان "دایره طلایی" کد گذاری کرده ام که این ایده ساده می گوید چرا یک شرکت یا یک رهبر می تواند با الهام بخشی، بازی را تغییر دهد!
🔸هر فرد و شرکتی روی این کره خاکی می داند "چه" تولید می کند و "چه" می کند، برخی می دانند "چگونه" یک کار را انجام می دهند، اما تعداد اندکی می دانند "چرا" یک کاری را انجام می دهند! با "چرا" منظورم؛ هدف، اعتقاد، نتایج کار، فلسفه وجودی است. چارچوب و چیدمان ذهنی رهبران تاثیرگذار جوامع و بازارها؛ فکر، عمل و ارتباط برقرار کردن از چرا (Why) به چه (What) یا به عبارتی from inside out است! اما اکثر ما عادت داریم از واضح ترین ها (What) به گنگ ترین ها (Why) یا به عبارتی from outside in حرکت کنیم!
▪︎برای مثال دوباره از اَپل نام می برم. اگر آنها مثل سایرین عمل می کردند در مرحله بازاریابی می گفتند: ما کامپیوترهای عالی می سازیم، خیلی زیبا طراحی شده و کاربر پسند هستند و...
▪︎شرکت حقوقی می گوید: این شرکت حقوقی ماست، ما بهترین وکلا را داریم و آنها بهترین خدمات را ارائه می کنند و...
■خودرو ساز هم می گوید: ما خودرو تولید می کنیم و خودروهای ما کمترین مصرف بنزین را دارند و صندلی هایشان چرمی است و...
همه اینها یک ایراد دارند و آن هم اینکه الهام بخش نیستند!
▪︎اپل اینگونه ارتباط برقرار می کند: هر کاری ما انجام می دهیم معتقدیم وضع موجود را به چالش می کشد، چگونه وضع موجود را به چالش می کشیم؟ با طراحی زیبای محصولاتمان و کاربرپسند کردن آن!
● یادتان باشد: مردم برای آنچه انجام می دهید پول نمی دهند، بلکه برای چرایی انجام کار و تولیدات شما پول می دهند!
People don’t buy what you do, they buy why you do it!
● به عنوان مثال؛ چند سال پیش شرکت Dell برخی محصولاتی که اپل تولید می کند را با کیفیت و طراحی عالی تولید کرد و نتوانست بفروشد!
■آنچه می گویم ریشه اش نه در روانشناسی بلکه در بیولوژی و ساختار زیستی ماست! مغز انسان دارای سه لایه است که دقیقا دایره طلایی منطبق بر آن است! کورتکس یا قشر مغز با لایه What انطباق دارد و با کارهای فکری و منطقی و زبان سروکار دارد، و قسمت لیمبیک یا سامانه عصبی احساسی مغز که با اعتماد، وفاداری، رفتار و تصمیم گیری سروکار دارد با لایه How و Why تناظر دارد! وقتی با مشتری و یا مردم از دایره داخلی یعنی از Why و How ارتباط برقرار می کنیم مستقیما با سامانه عصبی احساسی آنها ارتباط برقرار می کنیم و وقتی تمرکز ما برای برقراری ارتباط بر عکس می شود، یعنی روی واقعیات و مشخصات محصول متمرکز می شویم، در واقع سراغ لایه کورتکس مغز مخاطب رفته ایم که منجر به ایجاد حس اعتماد سازی و وفاداری نمی شود!
🔸دایره طلایی سایمون کاربرد وسیعی در پیشگیری یا حل بسیاری مشکلات امروز بنگاه های اقتصادی ما دارد. پاسخ به سوال حیاتی چرایی انجام کاری که انجام می دهیم، کالایی که تولید می کنیم یا قرار است تولید کنیم و به طور کلی؛ فلسفه وجودی ما، هر چه الهام بخش تر برای شرکا، کارکنان، مشتریان، محیط زیست و اجتماع؛ یعنی همه ذینفعان باشد، به معنی ارتباط ریشه دارتر با سامانه عصبی - احساسی، اعتماد و وفاداری آنها با کار و کسب ماست. هر چه عمق چرایی انجام کار سطحی تر باشد، شانس برای موفقیت، کسب سهم بازار مناسب و احیانا زنده ماندن کمتر خواهد بود! چرا که به قول خود سایمون؛ امروزه دیگر هدف؛ بیزینس با کسانی نیست که به آنچه شما دارید (فرصت شغلی، پول) نیاز دارند، بلکه هدف؛ بیزینس با کسانی است که به آنچه شما اعتقاد دارید، اعتقاد دارند و اینها هستند که با تمام وجود پای کار می ایستند و شرکت را از گردنه های بحرانی عبور می دهند و یا آنرا به اوج می رسانند!
امیرعباس زینت بخش/گاهنامه مدیر
👍1
✳️ راه های برای تقویت خودکارآمدی
✅ بچه که بودیم، مخصوصا اگر در جبر و حساب و ریاضی قوی نبودیم، وقتی مساله آسانی را درست حل می کردیم، وقتی از سوی معلم یا والدین تشویق می شدیم، وقتی به ما می گفتند که خوب بوده ایم و منتظر موفقیت های بعدی ما هستند، وقتی احساس می کردیم می توانیم و وقتی می دیدیم روی ما حساب می کنند به وجد می آمدیم و با روحیه بهتر به جنگ مسائل پیچیده تر و دشوارتر می رفتیم.
🔹چرا از همین راه های ساده و موثر برای افزایش احساس خودکارآمدی و تقویت اعتماد به نفس همکارانمان استفاده نکنیم؟
🔹مهم ترین منبع ایجاد و تقویت "احساس خود کارآمدی"، موفقیت های قبلی شخص است لذا:
🔸افراد را سرجای خودشان قرار دهیم.
🔹موفقیت های کوچک کارکنان را یادآوری وحتی کمی بزرگ نمائی کنیم.
🔸آنها را هم در خلوت و هم در جمع بابت بهبودها و پیشرفت هایشان تشویق کنیم. 🔹الگوهائی از موفقیت و افراد موفق را سر راهشان قرار دهیم تا باور کنند که مسائل و موانع لاینحل نیستند.
🔸آنها را دلگرم کنیم تا ادامه بدهند.
✨ "احساس خودکارآمدی" آدم ها را خوش بین می کند و عملکردها را بهبود می بخشد. اینها کارهایی است که مدیران موفق و پرورش دهنده آدم ها انجام می دهند./راهنامه مدیر
✅ بچه که بودیم، مخصوصا اگر در جبر و حساب و ریاضی قوی نبودیم، وقتی مساله آسانی را درست حل می کردیم، وقتی از سوی معلم یا والدین تشویق می شدیم، وقتی به ما می گفتند که خوب بوده ایم و منتظر موفقیت های بعدی ما هستند، وقتی احساس می کردیم می توانیم و وقتی می دیدیم روی ما حساب می کنند به وجد می آمدیم و با روحیه بهتر به جنگ مسائل پیچیده تر و دشوارتر می رفتیم.
🔹چرا از همین راه های ساده و موثر برای افزایش احساس خودکارآمدی و تقویت اعتماد به نفس همکارانمان استفاده نکنیم؟
🔹مهم ترین منبع ایجاد و تقویت "احساس خود کارآمدی"، موفقیت های قبلی شخص است لذا:
🔸افراد را سرجای خودشان قرار دهیم.
🔹موفقیت های کوچک کارکنان را یادآوری وحتی کمی بزرگ نمائی کنیم.
🔸آنها را هم در خلوت و هم در جمع بابت بهبودها و پیشرفت هایشان تشویق کنیم. 🔹الگوهائی از موفقیت و افراد موفق را سر راهشان قرار دهیم تا باور کنند که مسائل و موانع لاینحل نیستند.
🔸آنها را دلگرم کنیم تا ادامه بدهند.
✨ "احساس خودکارآمدی" آدم ها را خوش بین می کند و عملکردها را بهبود می بخشد. اینها کارهایی است که مدیران موفق و پرورش دهنده آدم ها انجام می دهند./راهنامه مدیر
✳️ مشتریان فقیر، فرصتاند یا تهدید؟
✅ ژروم مککارتی در کتاب خود به نام «پایههای بازاریابی» مینویسد:
یکی از اشتباهات رایج شرکتها در بازاریابی این است که تصور میکنند فقط باید دنبال مشتریان ثروتمند باشند در حالی که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، مشتریان فقیر و متوسط آن کشورها، فرصتهای بسیار خوبی در بازاریابی به حساب میآیند
🔸برای مثال، شرکت یونیلیور، مالک برندهایی مثل لوکس، داو، سان سیلک، وازلین، دامستوس و غیره را در نظر بگیرید.
🔸این شرکت که یکی از بزرگترین شرکتها در دنیاست، به جای تمرکز بر کشورهای ثروتمند روی کشورهای در حال توسعه مثل هند تمرکز کرده است، به گونهای که بیش از ۶۹ درصد از درآمد فروش این شرکت از کشورهای در حال توسعه تأمین میشود.
🔸یونیلیور در کشوری مثل هند هم به جای آن که روی طبقۀ ثروتمند جامعه تمرکز کند، روی روستانشینها تمرکز کرده زیرا جمعیت روستانشین هند نزدیک به ۱ میلیارد نفر است که بازار بسیار بزرگی برای شرکت به حساب میآید.
🔸یونیلیور با در نظر گرفتن این واقعیت که درآمد بسیاری از روستانشینها در هند کمتر از ۲ دلار در روز است، محصولات بسیار ارزان قیمتی را برای این بخش از بازار طراحی کرده است.
🔸برای مثال، شرکت برای نفوذ در بازار روستاهای هند، تمام محصولات بهداشتی خود مثل شامپو، صابون، خمیردندان، مایع ظرفشویی و غیره را در بستههای بسیار کوچک و ارزان قیمت عرضه میکند به گونهای که فرد بتواند محصولات بهداشتی مورد نیازش را به صورت روزانه یا هر چند روز یک بار خریداری کند.
🔸یونیلیور حتی شیوه تبلیغ و توزیع محصولاتش را هم تغییر داده به گونهای که برای معرفی، توزیع و فروش محصولاتش در هر روستا چند خانم را استخدام کرده تا آنها محصولات شرکت را به سایر روستانشینها معرفی کنند و بفروشند.
🔸یونیلیور دلیل این کار را این گونه توضیح داده است: بسیاری از روستانشینها شیوۀ مصرف محصولات بهداشتی را بلد نیستند و به همین دلیل، با کنار گذاشتن بقالیها و فروشگاههای محلی و استفاده از زنان روستایی، هم شیوۀ مصرف محصولات را به روستانشینها آموزش میدهیم و هم به عنوان یک مسئولیت اجتماعی، برای زنان روستایی کارآفرینی میکنیم.
🔸پس یادتان باشد بازارهای فقیر لزوما بازارهای نامناسبی نیستند بلکه اگر بتوانید استراتژی بازاریابی مناسبی برای این قبیل بازارها طراحی کنید، اتفاقا بسیار بزرگ و سودآورند به خصوص آن که متاسفانه شاهد گسترش فقر در سراسر جهان هستیم.
راهنامه مدیر
✅ ژروم مککارتی در کتاب خود به نام «پایههای بازاریابی» مینویسد:
یکی از اشتباهات رایج شرکتها در بازاریابی این است که تصور میکنند فقط باید دنبال مشتریان ثروتمند باشند در حالی که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، مشتریان فقیر و متوسط آن کشورها، فرصتهای بسیار خوبی در بازاریابی به حساب میآیند
🔸برای مثال، شرکت یونیلیور، مالک برندهایی مثل لوکس، داو، سان سیلک، وازلین، دامستوس و غیره را در نظر بگیرید.
🔸این شرکت که یکی از بزرگترین شرکتها در دنیاست، به جای تمرکز بر کشورهای ثروتمند روی کشورهای در حال توسعه مثل هند تمرکز کرده است، به گونهای که بیش از ۶۹ درصد از درآمد فروش این شرکت از کشورهای در حال توسعه تأمین میشود.
🔸یونیلیور در کشوری مثل هند هم به جای آن که روی طبقۀ ثروتمند جامعه تمرکز کند، روی روستانشینها تمرکز کرده زیرا جمعیت روستانشین هند نزدیک به ۱ میلیارد نفر است که بازار بسیار بزرگی برای شرکت به حساب میآید.
🔸یونیلیور با در نظر گرفتن این واقعیت که درآمد بسیاری از روستانشینها در هند کمتر از ۲ دلار در روز است، محصولات بسیار ارزان قیمتی را برای این بخش از بازار طراحی کرده است.
🔸برای مثال، شرکت برای نفوذ در بازار روستاهای هند، تمام محصولات بهداشتی خود مثل شامپو، صابون، خمیردندان، مایع ظرفشویی و غیره را در بستههای بسیار کوچک و ارزان قیمت عرضه میکند به گونهای که فرد بتواند محصولات بهداشتی مورد نیازش را به صورت روزانه یا هر چند روز یک بار خریداری کند.
🔸یونیلیور حتی شیوه تبلیغ و توزیع محصولاتش را هم تغییر داده به گونهای که برای معرفی، توزیع و فروش محصولاتش در هر روستا چند خانم را استخدام کرده تا آنها محصولات شرکت را به سایر روستانشینها معرفی کنند و بفروشند.
🔸یونیلیور دلیل این کار را این گونه توضیح داده است: بسیاری از روستانشینها شیوۀ مصرف محصولات بهداشتی را بلد نیستند و به همین دلیل، با کنار گذاشتن بقالیها و فروشگاههای محلی و استفاده از زنان روستایی، هم شیوۀ مصرف محصولات را به روستانشینها آموزش میدهیم و هم به عنوان یک مسئولیت اجتماعی، برای زنان روستایی کارآفرینی میکنیم.
🔸پس یادتان باشد بازارهای فقیر لزوما بازارهای نامناسبی نیستند بلکه اگر بتوانید استراتژی بازاریابی مناسبی برای این قبیل بازارها طراحی کنید، اتفاقا بسیار بزرگ و سودآورند به خصوص آن که متاسفانه شاهد گسترش فقر در سراسر جهان هستیم.
راهنامه مدیر
👎1
✴️ هیچ یک از ما به تنهایی از همه ما باهوش تر نیست!
قدرتی که در کار تیمی نهفته است باعث میشود تا دستاوردها صد چندان شود.
انسان همیشه در تصمیمات خود با خطا روبرو میشود، حتی اگر مدیری مدبر و بزرگ باشد.
خطا در رفتارهای انسان ناگریز است.
حرکتهای تیمی به شما در کسب موفقیت کمک میکند.
حتی اگر کمی از موقعیت خود به عقب رانده شوید، ارزش آن را دارد که به تیم خود دل ببندید و از افتخارات بعدی لذتی بیشتر ببرید.
باهوشترین ما هم در مقابل عدهای هم زبان و همدل شکست خواهد خورد.
در تاریخ داستانهای بسیاری وجود دارد که یک تیم منسجم چگونه ارتشی را در هم کوبیده است.
✨از امروز تاهمیشه به فکر توسعه کار تیمی در محل کار خود باشید.
قدرتی که در کار تیمی نهفته است باعث میشود تا دستاوردها صد چندان شود.
انسان همیشه در تصمیمات خود با خطا روبرو میشود، حتی اگر مدیری مدبر و بزرگ باشد.
خطا در رفتارهای انسان ناگریز است.
حرکتهای تیمی به شما در کسب موفقیت کمک میکند.
حتی اگر کمی از موقعیت خود به عقب رانده شوید، ارزش آن را دارد که به تیم خود دل ببندید و از افتخارات بعدی لذتی بیشتر ببرید.
باهوشترین ما هم در مقابل عدهای هم زبان و همدل شکست خواهد خورد.
در تاریخ داستانهای بسیاری وجود دارد که یک تیم منسجم چگونه ارتشی را در هم کوبیده است.
✨از امروز تاهمیشه به فکر توسعه کار تیمی در محل کار خود باشید.
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ روایت جک ما موسس "علی بابا "
از وظیفه و نقش خود در علی بابا
از وظیفه و نقش خود در علی بابا
🔸احتمالاً هممون شنیدیم که نیازه که رسالت خودمون رو توی زندگی پیدا کنیم. ممکنه فکر کنیم که این موضوع یه کلیشهست و توی شرایط زندگی امروزی و با مشکلاتی که وجود داره ضرورت و اهمیتی نداره. اما باید بدونیم که رسالت داشتن به ما کمک میکنه زندگی هدفمندتری داشته باشیم، میزان رضایتمون از زندگی بره بالا و همینطور باعث میشه احساس خوشحالی و خوشبختی بیشتری داشته باشیم
🔹رسالت هر فردی متفاوته و احتمالاً با علایق و مهارتهاش همخوانی داره. نیاز نیست رسالت ما حتماً چیز عجیب یا پیچیدهای باشه و هر چیزی میتونه باشه. اما چطور میتونیم رسالت خودمون توی زندگی رو پیدا کنیم؟
🔹رسالت هر فردی متفاوته و احتمالاً با علایق و مهارتهاش همخوانی داره. نیاز نیست رسالت ما حتماً چیز عجیب یا پیچیدهای باشه و هر چیزی میتونه باشه. اما چطور میتونیم رسالت خودمون توی زندگی رو پیدا کنیم؟