✳️استراتژی؛ هنر بردن در یک جنگ نابرابر
یکی از بهترین مثال های استراتژی را می توان در یک واقعه تاریخی دید.
در جنگ های دریایی رسم بر این بود که کشتی های دو طرف متخاصم روبروی هم قرار می گرفتند به صورت دو خط موازی و به هم شلیک می کردند.
در جنگی که بین انگلستان و فرانسه در گرفت، لرد نلسون (فرمانده انگلستانی) با این مشکل مواجه شد که کشتی های کمتری نسبت به طرف مقابل در اختیار داشت. او یک استراتژی برگزید تا بتواند تعداد کمتر ناوگانش را جبران کند. او به جای استقرار کل ناوگان در یک ردیف درست روبروی حریف، آنها را به دو ستون عمودی تقسیم کرد. در این حالت، کشتیهای کمتری در تیررس ناوگان مقابل قرار میگرفتند هرچند که دو کشتی پیش رو در خطر بیشتری قرار داشتند.
این یک مثال کلاسیک از استراتژی خوب است، استراتژی وقتی رخ می دهد و جواب می دهد به نظر ساده و بدیهی میآید. این استراتژی نتیجه هیچ یک از روشها، مدلها، ماتریسها و ابزارهای مدیریت استراتژیک نیست. در عوض، حاصل هوش استراتژيک یک متفکر استراتژيک است که به یک یا دو فاکتور مهم و تعیینکننده به صورت خلاقانه فکر می کند:
نقطه ضعف نسبت به حریف (تعداد کمتر ناوگان، 33 کشتی در برابر 41)
و نقطه قوت نسبت به او (بهرهمندی از توپچیهایی به مراتب آموزش دیدهتر و با مهارت بسیار بیشتر).
✴️ هسته اصلی کار استراتژیست این است:
🔘 شناسایی فاکتورهای اساسی و تاثیرگذار را در یک وضعیت مشخص از بین هزاران فاکتور و مساله و موضوع (نقاط اهرمی)
🔘 طراحی راهکاری که با وجود محدودیت منابع بتوانی به فاکتورهای اساسی پاسخ بدهی یا آن ها را به کار بگیری./ذهن توسعه یافته
یکی از بهترین مثال های استراتژی را می توان در یک واقعه تاریخی دید.
در جنگ های دریایی رسم بر این بود که کشتی های دو طرف متخاصم روبروی هم قرار می گرفتند به صورت دو خط موازی و به هم شلیک می کردند.
در جنگی که بین انگلستان و فرانسه در گرفت، لرد نلسون (فرمانده انگلستانی) با این مشکل مواجه شد که کشتی های کمتری نسبت به طرف مقابل در اختیار داشت. او یک استراتژی برگزید تا بتواند تعداد کمتر ناوگانش را جبران کند. او به جای استقرار کل ناوگان در یک ردیف درست روبروی حریف، آنها را به دو ستون عمودی تقسیم کرد. در این حالت، کشتیهای کمتری در تیررس ناوگان مقابل قرار میگرفتند هرچند که دو کشتی پیش رو در خطر بیشتری قرار داشتند.
این یک مثال کلاسیک از استراتژی خوب است، استراتژی وقتی رخ می دهد و جواب می دهد به نظر ساده و بدیهی میآید. این استراتژی نتیجه هیچ یک از روشها، مدلها، ماتریسها و ابزارهای مدیریت استراتژیک نیست. در عوض، حاصل هوش استراتژيک یک متفکر استراتژيک است که به یک یا دو فاکتور مهم و تعیینکننده به صورت خلاقانه فکر می کند:
نقطه ضعف نسبت به حریف (تعداد کمتر ناوگان، 33 کشتی در برابر 41)
و نقطه قوت نسبت به او (بهرهمندی از توپچیهایی به مراتب آموزش دیدهتر و با مهارت بسیار بیشتر).
✴️ هسته اصلی کار استراتژیست این است:
🔘 شناسایی فاکتورهای اساسی و تاثیرگذار را در یک وضعیت مشخص از بین هزاران فاکتور و مساله و موضوع (نقاط اهرمی)
🔘 طراحی راهکاری که با وجود محدودیت منابع بتوانی به فاکتورهای اساسی پاسخ بدهی یا آن ها را به کار بگیری./ذهن توسعه یافته
مدل سام بعنوان مدلی برای ارزیابی موفقیت پایدار رونمایی شد - انجمن مدیریت کیفیت ایران
https://iranqms.com/%D9%85%D8%AF%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C/
https://iranqms.com/%D9%85%D8%AF%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C/
انجمن مدیریت کیفیت ایران
مدل سام بعنوان مدلی برای ارزیابی موفقیت پایدار رونمایی شد
مدل سام ابزاری است برای کمک به سازمانها در انتخاب یک چارچوب مناسب مدیریتی، جهت دستیابی به موفقیت پایدارطراحی « مدل سام» از شهریور ماه سال 1400 در دستور کار انجمن مدیریت کیفیت ایران قرار گرفت.تفکر غالب در طراحی مدل سام برگرفته از تجارب ارزنده انجمن د
gartner_inc ✳️
🔸 ما بیش از 500 رهبر منابع انسانی را مورد بررسی قرار دادیم تا اولویتهای اصلی آنها را برای سال 2024 تعیین کنیم و در اینجا یافته هایم را بیان کرده ایم:
بیشترین سهم از پاسخ دهندگان، توسعه رهبر و مدیر را در فهرست خود قرار داده اند، اما بسیاری از رهبران منابع انسانی فرهنگ سازمانی، فناوری منابع انسانی، مدیریت تغییر و مدیریت شغلی و تحرک داخلی را نیز در اولویت قرار می دهند.
🔸 ما بیش از 500 رهبر منابع انسانی را مورد بررسی قرار دادیم تا اولویتهای اصلی آنها را برای سال 2024 تعیین کنیم و در اینجا یافته هایم را بیان کرده ایم:
بیشترین سهم از پاسخ دهندگان، توسعه رهبر و مدیر را در فهرست خود قرار داده اند، اما بسیاری از رهبران منابع انسانی فرهنگ سازمانی، فناوری منابع انسانی، مدیریت تغییر و مدیریت شغلی و تحرک داخلی را نیز در اولویت قرار می دهند.
👍3
✳️ ۷ گروهی که بیشتر در شغل خود شکست میخورند!
✅ برای رسیدن به موفقیت شغلی باید مهارتهای نرم و هوش احساسی را در خود تقویت کنید. مهارت نرم، شخصیت و نحوهی تعاملات اجتماعی فرد است. افرادی که به دنبال تغییری در خود نیستند نمیتوان انتظار آینده روشنی را برای آنها داشت.
🔸در ادامه، ۷ تیپ شخصیتی را معرفی میکنیم که چنین ویژگیای دارند و هرگز در شغل خود موفق نخواهند شد:
۱. کارمندانی که مدام در محل کار غیبت میکنند.
🔹افرادی که همیشه در حال غیبت هستند بیشتر وقت ارزشمند خود را تلف میکنند و همیشه در حال تعریف کردن یافتههای خود در مورد دیگران هستند. همین خصوصیت باعث میشود از وظایف کاری خود غافل شوند. پس نمیتوان از چنین افرادی انتظار رسیدن به موفقیت را داشت.
۲. افرادی که همیشه مطیع دیگران هستند.
🔹این افراد همیشه هر چه مدیر و دیگران میگویند را میپذیرند. این شخصیت هرگز توانایی «نه» گفتن و مخالفت با ایدههای اشتباه را ندارد و هر کاری که به او پیشنهاد میشود را قبول میکند. شاید فکر میکند با داشتن این خصیصه، مهربان و مطیع به نظر میرسد اما تنها خود را از پیشرفت بازمیدارد، زیرا اغلب آدمهای بیاراده و بدون ایدهای هستند و تنها از دستآوردهای دیگران استفاده میکنند.
۳. افرادی که خیلی محافظهکار هستند.
🔹در مقابل افراد مطیع، محافظهکارها قرار دارند. علت محافظهکاری آنها این است که ترجیح میدهند موقعیت فعلی خود را حفظ کنند، حتی اگر به هیچ پیشرفتی نرسند.
۴. افرادی که خود را قربانی میدانند.
🔹چنین افرادی فکر میکنند هر مشکلی در محل کار بهوجود میآید، تقصیر آنها نیست. افراد قربانی بهسختی مسئولیت اشتباهات خود را به عهده میگیرند. پافشاری این افراد برای بیگناه بودن و قربانی دیگران بودن باعث میشود تا همکاران اعتماد خود را به چنین فردی از دست بدهند و او را وارد پروژههای مهم نکنند.
۵. افرادی که فکر میکنند هیچ کس به اندازه آنها نمیفهمد.
🔹فردی که خود را «عقل کل» میداند به حرف کسی گوش نمیدهد و فکر میکند دیگران به اندازه او نمیفهمند. این افراد وقتی مرتکب اشتباهی میشوند، آن را از چشم بقیه میبینند و فکر میکنند بقیه کارشان را خوب انجام ندادهاند که چنین اتفاقی افتاده است. اما اگر کارها خوب پیش برود، خود را مسبب این موفقیت میدانند و به همین خاطر کسی به آنها اعتماد ندارد.
۶. افرادی که زود از کوره در میروند و بسیار عصبانی هستند.
🔹این افراد مدام در محل کار با دیگران مشاجره دارند. اگر چیزی باب میلشان نباشد دیگران را به دردسر میاندازند و رفتار نامناسبی از خود نشان میدهند. این افراد معمولا با داد زدن، عصبانیت، فحش دادن یا حتی گریه، احساسات شدید خود را نمایش میدهند. یک مدیر تندخو و عصبانی با بیتوجهی به شخصیت کارمندان خود مانع پیشرفت کارها میشود.
۷. افرادی که با سیاست میخواهند کارشان را پیش ببرند
🔹همه آدمها به دنبال پیشرفت در کار هستند، اما افراد سیاستمدار و زرنگ سعی میکنند به طریق دیگری به هدفشان برسند. این افراد، دیگران را نادیده میگیرند تا پلههای ترقی را طی کنند.
این افراد هر کاری که فکر کنند آنها را به پیشرفت نزدیکتر میکند، انجام میدهند. اما همه به شخصیت این افراد پی بردهاند و کسی به آنها اعتماد نمیکند و همین مساله باعث میشود به هیچ پیشرفتی نرسند.
منبع: businessinsider
راهنامه مدیر
✅ برای رسیدن به موفقیت شغلی باید مهارتهای نرم و هوش احساسی را در خود تقویت کنید. مهارت نرم، شخصیت و نحوهی تعاملات اجتماعی فرد است. افرادی که به دنبال تغییری در خود نیستند نمیتوان انتظار آینده روشنی را برای آنها داشت.
🔸در ادامه، ۷ تیپ شخصیتی را معرفی میکنیم که چنین ویژگیای دارند و هرگز در شغل خود موفق نخواهند شد:
۱. کارمندانی که مدام در محل کار غیبت میکنند.
🔹افرادی که همیشه در حال غیبت هستند بیشتر وقت ارزشمند خود را تلف میکنند و همیشه در حال تعریف کردن یافتههای خود در مورد دیگران هستند. همین خصوصیت باعث میشود از وظایف کاری خود غافل شوند. پس نمیتوان از چنین افرادی انتظار رسیدن به موفقیت را داشت.
۲. افرادی که همیشه مطیع دیگران هستند.
🔹این افراد همیشه هر چه مدیر و دیگران میگویند را میپذیرند. این شخصیت هرگز توانایی «نه» گفتن و مخالفت با ایدههای اشتباه را ندارد و هر کاری که به او پیشنهاد میشود را قبول میکند. شاید فکر میکند با داشتن این خصیصه، مهربان و مطیع به نظر میرسد اما تنها خود را از پیشرفت بازمیدارد، زیرا اغلب آدمهای بیاراده و بدون ایدهای هستند و تنها از دستآوردهای دیگران استفاده میکنند.
۳. افرادی که خیلی محافظهکار هستند.
🔹در مقابل افراد مطیع، محافظهکارها قرار دارند. علت محافظهکاری آنها این است که ترجیح میدهند موقعیت فعلی خود را حفظ کنند، حتی اگر به هیچ پیشرفتی نرسند.
۴. افرادی که خود را قربانی میدانند.
🔹چنین افرادی فکر میکنند هر مشکلی در محل کار بهوجود میآید، تقصیر آنها نیست. افراد قربانی بهسختی مسئولیت اشتباهات خود را به عهده میگیرند. پافشاری این افراد برای بیگناه بودن و قربانی دیگران بودن باعث میشود تا همکاران اعتماد خود را به چنین فردی از دست بدهند و او را وارد پروژههای مهم نکنند.
۵. افرادی که فکر میکنند هیچ کس به اندازه آنها نمیفهمد.
🔹فردی که خود را «عقل کل» میداند به حرف کسی گوش نمیدهد و فکر میکند دیگران به اندازه او نمیفهمند. این افراد وقتی مرتکب اشتباهی میشوند، آن را از چشم بقیه میبینند و فکر میکنند بقیه کارشان را خوب انجام ندادهاند که چنین اتفاقی افتاده است. اما اگر کارها خوب پیش برود، خود را مسبب این موفقیت میدانند و به همین خاطر کسی به آنها اعتماد ندارد.
۶. افرادی که زود از کوره در میروند و بسیار عصبانی هستند.
🔹این افراد مدام در محل کار با دیگران مشاجره دارند. اگر چیزی باب میلشان نباشد دیگران را به دردسر میاندازند و رفتار نامناسبی از خود نشان میدهند. این افراد معمولا با داد زدن، عصبانیت، فحش دادن یا حتی گریه، احساسات شدید خود را نمایش میدهند. یک مدیر تندخو و عصبانی با بیتوجهی به شخصیت کارمندان خود مانع پیشرفت کارها میشود.
۷. افرادی که با سیاست میخواهند کارشان را پیش ببرند
🔹همه آدمها به دنبال پیشرفت در کار هستند، اما افراد سیاستمدار و زرنگ سعی میکنند به طریق دیگری به هدفشان برسند. این افراد، دیگران را نادیده میگیرند تا پلههای ترقی را طی کنند.
این افراد هر کاری که فکر کنند آنها را به پیشرفت نزدیکتر میکند، انجام میدهند. اما همه به شخصیت این افراد پی بردهاند و کسی به آنها اعتماد نمیکند و همین مساله باعث میشود به هیچ پیشرفتی نرسند.
منبع: businessinsider
راهنامه مدیر
👌2
✳️ دایره طلایی؛ رمز گشایی سایمون سینِک از کد رهبران عالی برای الهام بخشی!
✅ چرا شرکت اَپل از سایر رقبا خلاق تر است در حالی که مانند سایرین یک شرکت کامپیوتری است و به همان استعدادها، عوامل فروش، رسانه ها و منابع مالی دسترسی دارد که دیگران دارند؟
🔸چرا فقط مارتین لوتر کینگ رهبر جنبش مسالمت آمیز حمایت از حقوق مدنی آمریکا شد در حالی که سایرین هم چیزی از او کم نداشتند؟
🔸چرا در میان این همه تیم، فقط برادران رایت موفق به اختراع اولین هواپیمای قابل کنترل موتوردار شدند در حالی که رقبای آنها تیم های باهوش تر و دارای منابع مالی بهتر بودند؟
🔸سایمون سینِک؛ سخنران انگیزشی، مشاور سازمانی و نویسنده ۵ کتاب پرفروش شامل"با چرا شروع کنید" در جمع مدیران شرکت های مطرح آمریکایی سخنرانی مهمی ایراد کرد که به چکیده آن اشاره می شود.
🔹همه اینها یعنی اَپل، مارتین لوتر کینگ، برادران رایت و سایر شرکت ها و شخصیت های ممتاز دنیا از یک راه و کد پیروی می کنند و آن هم دقیقا حرکت در مسیر عکس آنچه در میان رقبای آنهاست! من آنرا با عنوان "دایره طلایی" کد گذاری کرده ام که این ایده ساده می گوید چرا یک شرکت یا یک رهبر می تواند با الهام بخشی، بازی را تغییر دهد!
🔸هر فرد و شرکتی روی این کره خاکی می داند "چه" تولید می کند و "چه" می کند، برخی می دانند "چگونه" یک کار را انجام می دهند، اما تعداد اندکی می دانند "چرا" یک کاری را انجام می دهند! با "چرا" منظورم؛ هدف، اعتقاد، نتایج کار، فلسفه وجودی است. چارچوب و چیدمان ذهنی رهبران تاثیرگذار جوامع و بازارها؛ فکر، عمل و ارتباط برقرار کردن از چرا (Why) به چه (What) یا به عبارتی from inside out است! اما اکثر ما عادت داریم از واضح ترین ها (What) به گنگ ترین ها (Why) یا به عبارتی from outside in حرکت کنیم!
▪︎برای مثال دوباره از اَپل نام می برم. اگر آنها مثل سایرین عمل می کردند در مرحله بازاریابی می گفتند: ما کامپیوترهای عالی می سازیم، خیلی زیبا طراحی شده و کاربر پسند هستند و...
▪︎شرکت حقوقی می گوید: این شرکت حقوقی ماست، ما بهترین وکلا را داریم و آنها بهترین خدمات را ارائه می کنند و...
■خودرو ساز هم می گوید: ما خودرو تولید می کنیم و خودروهای ما کمترین مصرف بنزین را دارند و صندلی هایشان چرمی است و...
همه اینها یک ایراد دارند و آن هم اینکه الهام بخش نیستند!
▪︎اپل اینگونه ارتباط برقرار می کند: هر کاری ما انجام می دهیم معتقدیم وضع موجود را به چالش می کشد، چگونه وضع موجود را به چالش می کشیم؟ با طراحی زیبای محصولاتمان و کاربرپسند کردن آن!
● یادتان باشد: مردم برای آنچه انجام می دهید پول نمی دهند، بلکه برای چرایی انجام کار و تولیدات شما پول می دهند!
People don’t buy what you do, they buy why you do it!
● به عنوان مثال؛ چند سال پیش شرکت Dell برخی محصولاتی که اپل تولید می کند را با کیفیت و طراحی عالی تولید کرد و نتوانست بفروشد!
■آنچه می گویم ریشه اش نه در روانشناسی بلکه در بیولوژی و ساختار زیستی ماست! مغز انسان دارای سه لایه است که دقیقا دایره طلایی منطبق بر آن است! کورتکس یا قشر مغز با لایه What انطباق دارد و با کارهای فکری و منطقی و زبان سروکار دارد، و قسمت لیمبیک یا سامانه عصبی احساسی مغز که با اعتماد، وفاداری، رفتار و تصمیم گیری سروکار دارد با لایه How و Why تناظر دارد! وقتی با مشتری و یا مردم از دایره داخلی یعنی از Why و How ارتباط برقرار می کنیم مستقیما با سامانه عصبی احساسی آنها ارتباط برقرار می کنیم و وقتی تمرکز ما برای برقراری ارتباط بر عکس می شود، یعنی روی واقعیات و مشخصات محصول متمرکز می شویم، در واقع سراغ لایه کورتکس مغز مخاطب رفته ایم که منجر به ایجاد حس اعتماد سازی و وفاداری نمی شود!
🔸دایره طلایی سایمون کاربرد وسیعی در پیشگیری یا حل بسیاری مشکلات امروز بنگاه های اقتصادی ما دارد. پاسخ به سوال حیاتی چرایی انجام کاری که انجام می دهیم، کالایی که تولید می کنیم یا قرار است تولید کنیم و به طور کلی؛ فلسفه وجودی ما، هر چه الهام بخش تر برای شرکا، کارکنان، مشتریان، محیط زیست و اجتماع؛ یعنی همه ذینفعان باشد، به معنی ارتباط ریشه دارتر با سامانه عصبی - احساسی، اعتماد و وفاداری آنها با کار و کسب ماست. هر چه عمق چرایی انجام کار سطحی تر باشد، شانس برای موفقیت، کسب سهم بازار مناسب و احیانا زنده ماندن کمتر خواهد بود! چرا که به قول خود سایمون؛ امروزه دیگر هدف؛ بیزینس با کسانی نیست که به آنچه شما دارید (فرصت شغلی، پول) نیاز دارند، بلکه هدف؛ بیزینس با کسانی است که به آنچه شما اعتقاد دارید، اعتقاد دارند و اینها هستند که با تمام وجود پای کار می ایستند و شرکت را از گردنه های بحرانی عبور می دهند و یا آنرا به اوج می رسانند!
امیرعباس زینت بخش/گاهنامه مدیر
✅ چرا شرکت اَپل از سایر رقبا خلاق تر است در حالی که مانند سایرین یک شرکت کامپیوتری است و به همان استعدادها، عوامل فروش، رسانه ها و منابع مالی دسترسی دارد که دیگران دارند؟
🔸چرا فقط مارتین لوتر کینگ رهبر جنبش مسالمت آمیز حمایت از حقوق مدنی آمریکا شد در حالی که سایرین هم چیزی از او کم نداشتند؟
🔸چرا در میان این همه تیم، فقط برادران رایت موفق به اختراع اولین هواپیمای قابل کنترل موتوردار شدند در حالی که رقبای آنها تیم های باهوش تر و دارای منابع مالی بهتر بودند؟
🔸سایمون سینِک؛ سخنران انگیزشی، مشاور سازمانی و نویسنده ۵ کتاب پرفروش شامل"با چرا شروع کنید" در جمع مدیران شرکت های مطرح آمریکایی سخنرانی مهمی ایراد کرد که به چکیده آن اشاره می شود.
🔹همه اینها یعنی اَپل، مارتین لوتر کینگ، برادران رایت و سایر شرکت ها و شخصیت های ممتاز دنیا از یک راه و کد پیروی می کنند و آن هم دقیقا حرکت در مسیر عکس آنچه در میان رقبای آنهاست! من آنرا با عنوان "دایره طلایی" کد گذاری کرده ام که این ایده ساده می گوید چرا یک شرکت یا یک رهبر می تواند با الهام بخشی، بازی را تغییر دهد!
🔸هر فرد و شرکتی روی این کره خاکی می داند "چه" تولید می کند و "چه" می کند، برخی می دانند "چگونه" یک کار را انجام می دهند، اما تعداد اندکی می دانند "چرا" یک کاری را انجام می دهند! با "چرا" منظورم؛ هدف، اعتقاد، نتایج کار، فلسفه وجودی است. چارچوب و چیدمان ذهنی رهبران تاثیرگذار جوامع و بازارها؛ فکر، عمل و ارتباط برقرار کردن از چرا (Why) به چه (What) یا به عبارتی from inside out است! اما اکثر ما عادت داریم از واضح ترین ها (What) به گنگ ترین ها (Why) یا به عبارتی from outside in حرکت کنیم!
▪︎برای مثال دوباره از اَپل نام می برم. اگر آنها مثل سایرین عمل می کردند در مرحله بازاریابی می گفتند: ما کامپیوترهای عالی می سازیم، خیلی زیبا طراحی شده و کاربر پسند هستند و...
▪︎شرکت حقوقی می گوید: این شرکت حقوقی ماست، ما بهترین وکلا را داریم و آنها بهترین خدمات را ارائه می کنند و...
■خودرو ساز هم می گوید: ما خودرو تولید می کنیم و خودروهای ما کمترین مصرف بنزین را دارند و صندلی هایشان چرمی است و...
همه اینها یک ایراد دارند و آن هم اینکه الهام بخش نیستند!
▪︎اپل اینگونه ارتباط برقرار می کند: هر کاری ما انجام می دهیم معتقدیم وضع موجود را به چالش می کشد، چگونه وضع موجود را به چالش می کشیم؟ با طراحی زیبای محصولاتمان و کاربرپسند کردن آن!
● یادتان باشد: مردم برای آنچه انجام می دهید پول نمی دهند، بلکه برای چرایی انجام کار و تولیدات شما پول می دهند!
People don’t buy what you do, they buy why you do it!
● به عنوان مثال؛ چند سال پیش شرکت Dell برخی محصولاتی که اپل تولید می کند را با کیفیت و طراحی عالی تولید کرد و نتوانست بفروشد!
■آنچه می گویم ریشه اش نه در روانشناسی بلکه در بیولوژی و ساختار زیستی ماست! مغز انسان دارای سه لایه است که دقیقا دایره طلایی منطبق بر آن است! کورتکس یا قشر مغز با لایه What انطباق دارد و با کارهای فکری و منطقی و زبان سروکار دارد، و قسمت لیمبیک یا سامانه عصبی احساسی مغز که با اعتماد، وفاداری، رفتار و تصمیم گیری سروکار دارد با لایه How و Why تناظر دارد! وقتی با مشتری و یا مردم از دایره داخلی یعنی از Why و How ارتباط برقرار می کنیم مستقیما با سامانه عصبی احساسی آنها ارتباط برقرار می کنیم و وقتی تمرکز ما برای برقراری ارتباط بر عکس می شود، یعنی روی واقعیات و مشخصات محصول متمرکز می شویم، در واقع سراغ لایه کورتکس مغز مخاطب رفته ایم که منجر به ایجاد حس اعتماد سازی و وفاداری نمی شود!
🔸دایره طلایی سایمون کاربرد وسیعی در پیشگیری یا حل بسیاری مشکلات امروز بنگاه های اقتصادی ما دارد. پاسخ به سوال حیاتی چرایی انجام کاری که انجام می دهیم، کالایی که تولید می کنیم یا قرار است تولید کنیم و به طور کلی؛ فلسفه وجودی ما، هر چه الهام بخش تر برای شرکا، کارکنان، مشتریان، محیط زیست و اجتماع؛ یعنی همه ذینفعان باشد، به معنی ارتباط ریشه دارتر با سامانه عصبی - احساسی، اعتماد و وفاداری آنها با کار و کسب ماست. هر چه عمق چرایی انجام کار سطحی تر باشد، شانس برای موفقیت، کسب سهم بازار مناسب و احیانا زنده ماندن کمتر خواهد بود! چرا که به قول خود سایمون؛ امروزه دیگر هدف؛ بیزینس با کسانی نیست که به آنچه شما دارید (فرصت شغلی، پول) نیاز دارند، بلکه هدف؛ بیزینس با کسانی است که به آنچه شما اعتقاد دارید، اعتقاد دارند و اینها هستند که با تمام وجود پای کار می ایستند و شرکت را از گردنه های بحرانی عبور می دهند و یا آنرا به اوج می رسانند!
امیرعباس زینت بخش/گاهنامه مدیر
👍1
✳️ راه های برای تقویت خودکارآمدی
✅ بچه که بودیم، مخصوصا اگر در جبر و حساب و ریاضی قوی نبودیم، وقتی مساله آسانی را درست حل می کردیم، وقتی از سوی معلم یا والدین تشویق می شدیم، وقتی به ما می گفتند که خوب بوده ایم و منتظر موفقیت های بعدی ما هستند، وقتی احساس می کردیم می توانیم و وقتی می دیدیم روی ما حساب می کنند به وجد می آمدیم و با روحیه بهتر به جنگ مسائل پیچیده تر و دشوارتر می رفتیم.
🔹چرا از همین راه های ساده و موثر برای افزایش احساس خودکارآمدی و تقویت اعتماد به نفس همکارانمان استفاده نکنیم؟
🔹مهم ترین منبع ایجاد و تقویت "احساس خود کارآمدی"، موفقیت های قبلی شخص است لذا:
🔸افراد را سرجای خودشان قرار دهیم.
🔹موفقیت های کوچک کارکنان را یادآوری وحتی کمی بزرگ نمائی کنیم.
🔸آنها را هم در خلوت و هم در جمع بابت بهبودها و پیشرفت هایشان تشویق کنیم. 🔹الگوهائی از موفقیت و افراد موفق را سر راهشان قرار دهیم تا باور کنند که مسائل و موانع لاینحل نیستند.
🔸آنها را دلگرم کنیم تا ادامه بدهند.
✨ "احساس خودکارآمدی" آدم ها را خوش بین می کند و عملکردها را بهبود می بخشد. اینها کارهایی است که مدیران موفق و پرورش دهنده آدم ها انجام می دهند./راهنامه مدیر
✅ بچه که بودیم، مخصوصا اگر در جبر و حساب و ریاضی قوی نبودیم، وقتی مساله آسانی را درست حل می کردیم، وقتی از سوی معلم یا والدین تشویق می شدیم، وقتی به ما می گفتند که خوب بوده ایم و منتظر موفقیت های بعدی ما هستند، وقتی احساس می کردیم می توانیم و وقتی می دیدیم روی ما حساب می کنند به وجد می آمدیم و با روحیه بهتر به جنگ مسائل پیچیده تر و دشوارتر می رفتیم.
🔹چرا از همین راه های ساده و موثر برای افزایش احساس خودکارآمدی و تقویت اعتماد به نفس همکارانمان استفاده نکنیم؟
🔹مهم ترین منبع ایجاد و تقویت "احساس خود کارآمدی"، موفقیت های قبلی شخص است لذا:
🔸افراد را سرجای خودشان قرار دهیم.
🔹موفقیت های کوچک کارکنان را یادآوری وحتی کمی بزرگ نمائی کنیم.
🔸آنها را هم در خلوت و هم در جمع بابت بهبودها و پیشرفت هایشان تشویق کنیم. 🔹الگوهائی از موفقیت و افراد موفق را سر راهشان قرار دهیم تا باور کنند که مسائل و موانع لاینحل نیستند.
🔸آنها را دلگرم کنیم تا ادامه بدهند.
✨ "احساس خودکارآمدی" آدم ها را خوش بین می کند و عملکردها را بهبود می بخشد. اینها کارهایی است که مدیران موفق و پرورش دهنده آدم ها انجام می دهند./راهنامه مدیر
✳️ مشتریان فقیر، فرصتاند یا تهدید؟
✅ ژروم مککارتی در کتاب خود به نام «پایههای بازاریابی» مینویسد:
یکی از اشتباهات رایج شرکتها در بازاریابی این است که تصور میکنند فقط باید دنبال مشتریان ثروتمند باشند در حالی که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، مشتریان فقیر و متوسط آن کشورها، فرصتهای بسیار خوبی در بازاریابی به حساب میآیند
🔸برای مثال، شرکت یونیلیور، مالک برندهایی مثل لوکس، داو، سان سیلک، وازلین، دامستوس و غیره را در نظر بگیرید.
🔸این شرکت که یکی از بزرگترین شرکتها در دنیاست، به جای تمرکز بر کشورهای ثروتمند روی کشورهای در حال توسعه مثل هند تمرکز کرده است، به گونهای که بیش از ۶۹ درصد از درآمد فروش این شرکت از کشورهای در حال توسعه تأمین میشود.
🔸یونیلیور در کشوری مثل هند هم به جای آن که روی طبقۀ ثروتمند جامعه تمرکز کند، روی روستانشینها تمرکز کرده زیرا جمعیت روستانشین هند نزدیک به ۱ میلیارد نفر است که بازار بسیار بزرگی برای شرکت به حساب میآید.
🔸یونیلیور با در نظر گرفتن این واقعیت که درآمد بسیاری از روستانشینها در هند کمتر از ۲ دلار در روز است، محصولات بسیار ارزان قیمتی را برای این بخش از بازار طراحی کرده است.
🔸برای مثال، شرکت برای نفوذ در بازار روستاهای هند، تمام محصولات بهداشتی خود مثل شامپو، صابون، خمیردندان، مایع ظرفشویی و غیره را در بستههای بسیار کوچک و ارزان قیمت عرضه میکند به گونهای که فرد بتواند محصولات بهداشتی مورد نیازش را به صورت روزانه یا هر چند روز یک بار خریداری کند.
🔸یونیلیور حتی شیوه تبلیغ و توزیع محصولاتش را هم تغییر داده به گونهای که برای معرفی، توزیع و فروش محصولاتش در هر روستا چند خانم را استخدام کرده تا آنها محصولات شرکت را به سایر روستانشینها معرفی کنند و بفروشند.
🔸یونیلیور دلیل این کار را این گونه توضیح داده است: بسیاری از روستانشینها شیوۀ مصرف محصولات بهداشتی را بلد نیستند و به همین دلیل، با کنار گذاشتن بقالیها و فروشگاههای محلی و استفاده از زنان روستایی، هم شیوۀ مصرف محصولات را به روستانشینها آموزش میدهیم و هم به عنوان یک مسئولیت اجتماعی، برای زنان روستایی کارآفرینی میکنیم.
🔸پس یادتان باشد بازارهای فقیر لزوما بازارهای نامناسبی نیستند بلکه اگر بتوانید استراتژی بازاریابی مناسبی برای این قبیل بازارها طراحی کنید، اتفاقا بسیار بزرگ و سودآورند به خصوص آن که متاسفانه شاهد گسترش فقر در سراسر جهان هستیم.
راهنامه مدیر
✅ ژروم مککارتی در کتاب خود به نام «پایههای بازاریابی» مینویسد:
یکی از اشتباهات رایج شرکتها در بازاریابی این است که تصور میکنند فقط باید دنبال مشتریان ثروتمند باشند در حالی که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، مشتریان فقیر و متوسط آن کشورها، فرصتهای بسیار خوبی در بازاریابی به حساب میآیند
🔸برای مثال، شرکت یونیلیور، مالک برندهایی مثل لوکس، داو، سان سیلک، وازلین، دامستوس و غیره را در نظر بگیرید.
🔸این شرکت که یکی از بزرگترین شرکتها در دنیاست، به جای تمرکز بر کشورهای ثروتمند روی کشورهای در حال توسعه مثل هند تمرکز کرده است، به گونهای که بیش از ۶۹ درصد از درآمد فروش این شرکت از کشورهای در حال توسعه تأمین میشود.
🔸یونیلیور در کشوری مثل هند هم به جای آن که روی طبقۀ ثروتمند جامعه تمرکز کند، روی روستانشینها تمرکز کرده زیرا جمعیت روستانشین هند نزدیک به ۱ میلیارد نفر است که بازار بسیار بزرگی برای شرکت به حساب میآید.
🔸یونیلیور با در نظر گرفتن این واقعیت که درآمد بسیاری از روستانشینها در هند کمتر از ۲ دلار در روز است، محصولات بسیار ارزان قیمتی را برای این بخش از بازار طراحی کرده است.
🔸برای مثال، شرکت برای نفوذ در بازار روستاهای هند، تمام محصولات بهداشتی خود مثل شامپو، صابون، خمیردندان، مایع ظرفشویی و غیره را در بستههای بسیار کوچک و ارزان قیمت عرضه میکند به گونهای که فرد بتواند محصولات بهداشتی مورد نیازش را به صورت روزانه یا هر چند روز یک بار خریداری کند.
🔸یونیلیور حتی شیوه تبلیغ و توزیع محصولاتش را هم تغییر داده به گونهای که برای معرفی، توزیع و فروش محصولاتش در هر روستا چند خانم را استخدام کرده تا آنها محصولات شرکت را به سایر روستانشینها معرفی کنند و بفروشند.
🔸یونیلیور دلیل این کار را این گونه توضیح داده است: بسیاری از روستانشینها شیوۀ مصرف محصولات بهداشتی را بلد نیستند و به همین دلیل، با کنار گذاشتن بقالیها و فروشگاههای محلی و استفاده از زنان روستایی، هم شیوۀ مصرف محصولات را به روستانشینها آموزش میدهیم و هم به عنوان یک مسئولیت اجتماعی، برای زنان روستایی کارآفرینی میکنیم.
🔸پس یادتان باشد بازارهای فقیر لزوما بازارهای نامناسبی نیستند بلکه اگر بتوانید استراتژی بازاریابی مناسبی برای این قبیل بازارها طراحی کنید، اتفاقا بسیار بزرگ و سودآورند به خصوص آن که متاسفانه شاهد گسترش فقر در سراسر جهان هستیم.
راهنامه مدیر
👎1
✴️ هیچ یک از ما به تنهایی از همه ما باهوش تر نیست!
قدرتی که در کار تیمی نهفته است باعث میشود تا دستاوردها صد چندان شود.
انسان همیشه در تصمیمات خود با خطا روبرو میشود، حتی اگر مدیری مدبر و بزرگ باشد.
خطا در رفتارهای انسان ناگریز است.
حرکتهای تیمی به شما در کسب موفقیت کمک میکند.
حتی اگر کمی از موقعیت خود به عقب رانده شوید، ارزش آن را دارد که به تیم خود دل ببندید و از افتخارات بعدی لذتی بیشتر ببرید.
باهوشترین ما هم در مقابل عدهای هم زبان و همدل شکست خواهد خورد.
در تاریخ داستانهای بسیاری وجود دارد که یک تیم منسجم چگونه ارتشی را در هم کوبیده است.
✨از امروز تاهمیشه به فکر توسعه کار تیمی در محل کار خود باشید.
قدرتی که در کار تیمی نهفته است باعث میشود تا دستاوردها صد چندان شود.
انسان همیشه در تصمیمات خود با خطا روبرو میشود، حتی اگر مدیری مدبر و بزرگ باشد.
خطا در رفتارهای انسان ناگریز است.
حرکتهای تیمی به شما در کسب موفقیت کمک میکند.
حتی اگر کمی از موقعیت خود به عقب رانده شوید، ارزش آن را دارد که به تیم خود دل ببندید و از افتخارات بعدی لذتی بیشتر ببرید.
باهوشترین ما هم در مقابل عدهای هم زبان و همدل شکست خواهد خورد.
در تاریخ داستانهای بسیاری وجود دارد که یک تیم منسجم چگونه ارتشی را در هم کوبیده است.
✨از امروز تاهمیشه به فکر توسعه کار تیمی در محل کار خود باشید.
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ روایت جک ما موسس "علی بابا "
از وظیفه و نقش خود در علی بابا
از وظیفه و نقش خود در علی بابا
🔸احتمالاً هممون شنیدیم که نیازه که رسالت خودمون رو توی زندگی پیدا کنیم. ممکنه فکر کنیم که این موضوع یه کلیشهست و توی شرایط زندگی امروزی و با مشکلاتی که وجود داره ضرورت و اهمیتی نداره. اما باید بدونیم که رسالت داشتن به ما کمک میکنه زندگی هدفمندتری داشته باشیم، میزان رضایتمون از زندگی بره بالا و همینطور باعث میشه احساس خوشحالی و خوشبختی بیشتری داشته باشیم
🔹رسالت هر فردی متفاوته و احتمالاً با علایق و مهارتهاش همخوانی داره. نیاز نیست رسالت ما حتماً چیز عجیب یا پیچیدهای باشه و هر چیزی میتونه باشه. اما چطور میتونیم رسالت خودمون توی زندگی رو پیدا کنیم؟
🔹رسالت هر فردی متفاوته و احتمالاً با علایق و مهارتهاش همخوانی داره. نیاز نیست رسالت ما حتماً چیز عجیب یا پیچیدهای باشه و هر چیزی میتونه باشه. اما چطور میتونیم رسالت خودمون توی زندگی رو پیدا کنیم؟
✳️ محیط کار اساساً تغییر کرده است و رهبران باید نقش مدیر را دوباره تعریف کنند. حذف موانع در فرآیند باعث می شود مدیران برای انجام کارهای خود آماده تر شود. یاد بگیرید چگونه این کارراانجام دهید؟