✳️ قیمت گذاری به روش اقتصاد رفتاری
✅ مردم استاندارد مشخصی برای ارزیابی و مقایسه ارزش محصولات با یکدیگر ندارند.عقاید و تجربیات مختلف ما و قضاوتی که درباره ی ارزش و مفهوم برندها داریم بسیار با هم متفاوت است.بنابراین به قانون نسبیت در ادارک درباره ارزش و قیمت می رسیم. برای روشن شدن موضوع به مثال زیر توجه کنید:
🔹دن آریلی، آزمایشی را پیرامون نحوه تصمیم گیری مشتریان درباره آبونمان شدن نشریه اکونومیست انجام داد. این نشریه لیست قیمت خود را به شرح ذیل اعلام کرده بود:
۱.یکسال عضویت فقط بصورت دسترسی آنلاین: ۵۹ دلار
۲.یکسال عضویت فقط برای نسخه ی چاپی: ۱۲۵ دلار
۳.یکسال عضویت همزمان نسخه ی چاپی و آنلاین :۱۲۵ دلار
تحقیقات نشان داد ۸۴ درصد مورد سوم را انتخاب کردند و ۱۶ درصد باقیمانده مورد نخست را . مورد دوم را کسی انتخاب نکرد.
در آزمایش بعدی مورد دوم را حذف کردند و فقط مورد یک و سه باقی ماند. این بار نتایج انتخاب بدین قرار بود:
۶۸ درصد مورد نخست
۳۲ درصد مورد سوم
یعنی موردی که در آزمایش اول بسیار با ارزش بود، ناگهان ارزش خود را از دست می دهد!
❇️ می توان نتیجه گرفت که مشتریان(و حتی ما) خیلی اهل حساب و کتاب های پیچیده نیستند و تنها برحسب مقایسه ی جایگاه است که تصمیم می گیرند.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ مردم استاندارد مشخصی برای ارزیابی و مقایسه ارزش محصولات با یکدیگر ندارند.عقاید و تجربیات مختلف ما و قضاوتی که درباره ی ارزش و مفهوم برندها داریم بسیار با هم متفاوت است.بنابراین به قانون نسبیت در ادارک درباره ارزش و قیمت می رسیم. برای روشن شدن موضوع به مثال زیر توجه کنید:
🔹دن آریلی، آزمایشی را پیرامون نحوه تصمیم گیری مشتریان درباره آبونمان شدن نشریه اکونومیست انجام داد. این نشریه لیست قیمت خود را به شرح ذیل اعلام کرده بود:
۱.یکسال عضویت فقط بصورت دسترسی آنلاین: ۵۹ دلار
۲.یکسال عضویت فقط برای نسخه ی چاپی: ۱۲۵ دلار
۳.یکسال عضویت همزمان نسخه ی چاپی و آنلاین :۱۲۵ دلار
تحقیقات نشان داد ۸۴ درصد مورد سوم را انتخاب کردند و ۱۶ درصد باقیمانده مورد نخست را . مورد دوم را کسی انتخاب نکرد.
در آزمایش بعدی مورد دوم را حذف کردند و فقط مورد یک و سه باقی ماند. این بار نتایج انتخاب بدین قرار بود:
۶۸ درصد مورد نخست
۳۲ درصد مورد سوم
یعنی موردی که در آزمایش اول بسیار با ارزش بود، ناگهان ارزش خود را از دست می دهد!
❇️ می توان نتیجه گرفت که مشتریان(و حتی ما) خیلی اهل حساب و کتاب های پیچیده نیستند و تنها برحسب مقایسه ی جایگاه است که تصمیم می گیرند.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️👆روانشناسی قیمت گذاری: مبنایی متفاوت ایجاد کنید!
✅ فرض کنید کسی به شما می گوید دستگاهی کوچک هست که روی بدن شما سوار می شود و با بررسی خون شما در طول روز می تواند مطلوب بودن رژیم غذایی و مشکلات احتمالی سلامتی تان را بررسی و در صورت لزوم به شما هشدار دهد تا بتوانید زندگی سالمتری داشته باشید. به نظرتان این دستگاه چقدر می ارزد؟
🔸افراد مختلف پاسخ های گوناگونی به این سوال می دهند. ارزیابی ارزش چنین دستگاهی ساده نیست و مشتریان احتمالی با مقایسه آن با دیگر محصولات و گزینه های مشابه سعی می کنند قیمتی برای آن پیشنهاد بدهند؛ در واقع قیمت ها به صورت "مطلق" و با توجه به نیاز و مطلوبیت ذاتی شان قیمت گذاری نمی شوند، بلکه سعی می شود آنها را به طور "نسبی" و با توجه به "محیط" و دیگر کالاهای بازار ارزیابی کنند.
🔹از این چه نتیجه ای می توان گرفت؟ خیلی ساده است، این "محیط" را باید شما طراحی کنید تا قیمت مورد نظرتان از سوی مشتری پذیرفته شود.
🔸استارباکس وقتی شروع به کار کرد بسیاری از شرکت های مشابه هم در این صنعت مشغول بودند و حتی در پمپ بنزین ها هم می شد یک فنجان قهوه خریداری کرد و البته کالایی ارزان به شمار می آمد.
🔹استارباکس سعی کرد این مقایسه را به هم بزند؛ شرکت با فضایی متفاوت و دکوراسیونی اروپایی و متفاوت با رقبا مشغول به کار شد، حتی به جای استفاده از اندازه های معمول قهوه کوچک و بزرگ از معادل های متفاوتی استفاده کرد. حتی از آنجا که یکی از رقبا با قهوه، دونات هم سرو می کرد، برای جلوگیری از مقایسه مستقیم تصمیم گرفت چنین نکند.
🔸اگر مشتری نتواند محصولی را به سادگی با دیگران مقایسه کند و آن را با دیگران متفاوت بداند، قیمت بالاتری هم برای آن خواهد پرداخت.
🔹درس استارباکس برای بازاریابان ساده است: مبنای مقایسه مشتریان را به هم بزنید!/راهنامه مدیر
✅ فرض کنید کسی به شما می گوید دستگاهی کوچک هست که روی بدن شما سوار می شود و با بررسی خون شما در طول روز می تواند مطلوب بودن رژیم غذایی و مشکلات احتمالی سلامتی تان را بررسی و در صورت لزوم به شما هشدار دهد تا بتوانید زندگی سالمتری داشته باشید. به نظرتان این دستگاه چقدر می ارزد؟
🔸افراد مختلف پاسخ های گوناگونی به این سوال می دهند. ارزیابی ارزش چنین دستگاهی ساده نیست و مشتریان احتمالی با مقایسه آن با دیگر محصولات و گزینه های مشابه سعی می کنند قیمتی برای آن پیشنهاد بدهند؛ در واقع قیمت ها به صورت "مطلق" و با توجه به نیاز و مطلوبیت ذاتی شان قیمت گذاری نمی شوند، بلکه سعی می شود آنها را به طور "نسبی" و با توجه به "محیط" و دیگر کالاهای بازار ارزیابی کنند.
🔹از این چه نتیجه ای می توان گرفت؟ خیلی ساده است، این "محیط" را باید شما طراحی کنید تا قیمت مورد نظرتان از سوی مشتری پذیرفته شود.
🔸استارباکس وقتی شروع به کار کرد بسیاری از شرکت های مشابه هم در این صنعت مشغول بودند و حتی در پمپ بنزین ها هم می شد یک فنجان قهوه خریداری کرد و البته کالایی ارزان به شمار می آمد.
🔹استارباکس سعی کرد این مقایسه را به هم بزند؛ شرکت با فضایی متفاوت و دکوراسیونی اروپایی و متفاوت با رقبا مشغول به کار شد، حتی به جای استفاده از اندازه های معمول قهوه کوچک و بزرگ از معادل های متفاوتی استفاده کرد. حتی از آنجا که یکی از رقبا با قهوه، دونات هم سرو می کرد، برای جلوگیری از مقایسه مستقیم تصمیم گرفت چنین نکند.
🔸اگر مشتری نتواند محصولی را به سادگی با دیگران مقایسه کند و آن را با دیگران متفاوت بداند، قیمت بالاتری هم برای آن خواهد پرداخت.
🔹درس استارباکس برای بازاریابان ساده است: مبنای مقایسه مشتریان را به هم بزنید!/راهنامه مدیر
👍1
✳️ مدیران، (صرفاً) رهبران آینده نیستند!
✅ «مدیران کسانی هستند که کارها را به درستی انجام میدهند، رهبران کسانی هستند که کارهای درست را انجام میدهند.»
🔸این جمله را بارها شنیدهایم، جملهای که عرف شده است. چنین برخوردی با مدیریت باعث میشود مدیران تلاش کنند مبدل به رهبرانی تاثیرگذار شوند که کارکنان میتوانند به آنها تکیه کنند.
🔹مهمترین تفاوت بین یک مدیر بزرگ و یک رهبر بزرگ در میزان تمرکز آنها نهفته است.
مدیران بزرگ به درون مینگرند. آنها بر درون شرکتها، افراد، تفاوت سبکهای کاری کارمندان، اهداف و نیازهای آنها و انگیزههای متفاوت افراد تمرکز میکنند. آگاهی کامل از این تفاوتها میتواند مدیران را به سوی راه درست برای آزاد کردن استعدادهای منحصربهفرد هرکدام از کارکنان و تبدیل آنها به بهترین عملکرد ممکن راهنمایی کند.
🔸در نقطه مقابل، رهبران بزرگ قرار دارند؛ کسانی که به برون مینگرند. آنها توجه زیادی بر رقابتهای آینده و مسیرهای جایگزین دارند. این رهبران میکوشند استعدادها و توانمندیهای کارمندان را به هم پیوند بزنند. رهبران سازمانی بزرگ افرادی پر از اندیشههای استراتژیک هستند.
🔹همچنین، مدیران بزرگ مانند مجریان خردهپایی که به شدت به رهبران سازمان وابستهاند، نیستند؛ همانطور که رهبران بزرگ نیز صرفا مدیرانی دارای تجربیات و دانش فردی نیستند.
🔸واقعیت آن است که فعالیتهای هستهای یک مدیر و یک رهبر سازمانی، با هم تفاوت دارند. به همین دلیل این احتمال وجود دارد که یک نفر، مدیری فوقالعاده باشد، اما در رهبری سازمان ناتوان و عاجز. عکس این حالت هم امکانپذیر است.
🔹در دنیای کسب و کار، کسانی که هم مدیران بزرگی هستند و هم رهبرانی تاثیرگذار، افرادی استثنایی به حساب میآیند. بنابراین ترکیب کورکورانه نقشهای مدیریتی و رهبری در یک فرد، در هر شرکتی میتواند به فروپاشی آن شرکت منجر شود.
🔸آنچه شرکتها میتوانند برای حمایت از مدیران بکار گیرند، کمک به آنها برای متمرکز شدن روی چهار فعالیت محوری است که عبارتند از:
🔹انتخاب افراد مناسب،
🔸مشخص کردن انتظارات از افراد،
🔹انگیزه دادن به افراد
🔸و کمک به پیشرفت آنها.
🔺لذا، صرفنظر از سبک مدیریتی هر مدیر، چنانچه او بتواند در انجام این چهار نقش موفق باشد و بتواند استعدادهای کارمندان را به عملکرد مطلوب تبدیل کند، آن مدیر، مدیر موفقی خواهد بود.
منبع: Gallup
✅ «مدیران کسانی هستند که کارها را به درستی انجام میدهند، رهبران کسانی هستند که کارهای درست را انجام میدهند.»
🔸این جمله را بارها شنیدهایم، جملهای که عرف شده است. چنین برخوردی با مدیریت باعث میشود مدیران تلاش کنند مبدل به رهبرانی تاثیرگذار شوند که کارکنان میتوانند به آنها تکیه کنند.
🔹مهمترین تفاوت بین یک مدیر بزرگ و یک رهبر بزرگ در میزان تمرکز آنها نهفته است.
مدیران بزرگ به درون مینگرند. آنها بر درون شرکتها، افراد، تفاوت سبکهای کاری کارمندان، اهداف و نیازهای آنها و انگیزههای متفاوت افراد تمرکز میکنند. آگاهی کامل از این تفاوتها میتواند مدیران را به سوی راه درست برای آزاد کردن استعدادهای منحصربهفرد هرکدام از کارکنان و تبدیل آنها به بهترین عملکرد ممکن راهنمایی کند.
🔸در نقطه مقابل، رهبران بزرگ قرار دارند؛ کسانی که به برون مینگرند. آنها توجه زیادی بر رقابتهای آینده و مسیرهای جایگزین دارند. این رهبران میکوشند استعدادها و توانمندیهای کارمندان را به هم پیوند بزنند. رهبران سازمانی بزرگ افرادی پر از اندیشههای استراتژیک هستند.
🔹همچنین، مدیران بزرگ مانند مجریان خردهپایی که به شدت به رهبران سازمان وابستهاند، نیستند؛ همانطور که رهبران بزرگ نیز صرفا مدیرانی دارای تجربیات و دانش فردی نیستند.
🔸واقعیت آن است که فعالیتهای هستهای یک مدیر و یک رهبر سازمانی، با هم تفاوت دارند. به همین دلیل این احتمال وجود دارد که یک نفر، مدیری فوقالعاده باشد، اما در رهبری سازمان ناتوان و عاجز. عکس این حالت هم امکانپذیر است.
🔹در دنیای کسب و کار، کسانی که هم مدیران بزرگی هستند و هم رهبرانی تاثیرگذار، افرادی استثنایی به حساب میآیند. بنابراین ترکیب کورکورانه نقشهای مدیریتی و رهبری در یک فرد، در هر شرکتی میتواند به فروپاشی آن شرکت منجر شود.
🔸آنچه شرکتها میتوانند برای حمایت از مدیران بکار گیرند، کمک به آنها برای متمرکز شدن روی چهار فعالیت محوری است که عبارتند از:
🔹انتخاب افراد مناسب،
🔸مشخص کردن انتظارات از افراد،
🔹انگیزه دادن به افراد
🔸و کمک به پیشرفت آنها.
🔺لذا، صرفنظر از سبک مدیریتی هر مدیر، چنانچه او بتواند در انجام این چهار نقش موفق باشد و بتواند استعدادهای کارمندان را به عملکرد مطلوب تبدیل کند، آن مدیر، مدیر موفقی خواهد بود.
منبع: Gallup
❤1
👆🧠 “ذهن خردمند” یعنی توانایی تصمیمگیری سالم در مورد مسایل با درنظر گرفتن همزمان افکار منطقی و احساسات و هیجانات؛ برای اینکه یک زندگی رضایتبخش و سالم داشته باشید، باید تعادل را بین ذهن منطقی و احساسی حفظ کنید. ذهن خردمند کمک میکند تا تصمیمهای موثری در زندگی بگیرید و به اهداف موردنظرتان دست یابید و احساس خوبی نسبت به تصمیمها و انتخابهایتان داشته باشید
🔹 ذهن احساسی، هیجانی یا عاطفی زمانی بر شما حاکم میشود که صرفا براساس احساستان قضاوت میکنید یا تصمیم میگیرید. ذهن هیجانی موقعی مشکل ایجاد میکند که احساسات و هیجانها کنترل زندگی شما رو در دست بگیرند. همچنین ذهن احساسی میتواند باعث تحریف افکار و قضاوتهای شما شود
🔸 ذهن عقلانی و منطقی زمانی بر شما حاکم است که برای تصمیمگیری، حقایق مربوط به یک موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید و جزئیات رو مد نظر قرار دهید و بعد اقدام به تصمیمگیری منطقی کنید. اما افراط در تفکر منطقی هم، درست مثل تفکر احساسی افراطی میتواند زندگی شما رو با مشکل روبرو کند
🔹 دستیابی به ذهن خردمند شاید دشوار به نظر آید به خصوص اگر یکی از ۲ ذهن منطقی یا ذهن احساسی بر شما حاکم باشد. اما تمرین منظم ذهن آگاهی و حضور در لحظه، شما رو به ذهن خردمند میرساند. ذهن آگاهی در واقع توجه به آنچه در زمان حال رخ میدهد بدون قضاوت کردن و آگاه بودن نسبت به افکار و رفتار و هیجانات و انگیزهها در لحظه است
🔹 ذهن احساسی، هیجانی یا عاطفی زمانی بر شما حاکم میشود که صرفا براساس احساستان قضاوت میکنید یا تصمیم میگیرید. ذهن هیجانی موقعی مشکل ایجاد میکند که احساسات و هیجانها کنترل زندگی شما رو در دست بگیرند. همچنین ذهن احساسی میتواند باعث تحریف افکار و قضاوتهای شما شود
🔸 ذهن عقلانی و منطقی زمانی بر شما حاکم است که برای تصمیمگیری، حقایق مربوط به یک موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید و جزئیات رو مد نظر قرار دهید و بعد اقدام به تصمیمگیری منطقی کنید. اما افراط در تفکر منطقی هم، درست مثل تفکر احساسی افراطی میتواند زندگی شما رو با مشکل روبرو کند
🔹 دستیابی به ذهن خردمند شاید دشوار به نظر آید به خصوص اگر یکی از ۲ ذهن منطقی یا ذهن احساسی بر شما حاکم باشد. اما تمرین منظم ذهن آگاهی و حضور در لحظه، شما رو به ذهن خردمند میرساند. ذهن آگاهی در واقع توجه به آنچه در زمان حال رخ میدهد بدون قضاوت کردن و آگاه بودن نسبت به افکار و رفتار و هیجانات و انگیزهها در لحظه است
ای دوست شکر خوشتر یا آنک شکر سازد
ای دوست قمر خوشتر یا آنک قمر سازد
بگذار شکرها را بگذار قمرها را
او چیز دگر داند او چیز دگر سازد
در بحر عجایبها باشد به جز از گوهر
اما نه چو سلطانی کو بحر و درر سازد
جز آب دگر آبی از نادره دولابی
بی شبهه و بیخوابی او قوت جگر سازد
بی عقل نتان کردن یک صورت گرمابه
چون باشد آن علمی کو عقل و خبر سازد
بی علم نمیتانی کز پیه کشی روغن
بنگر تو در آن علمی کز پیه نظر سازد
جانها است برآشفته ناخورده و ناخفته
از بهر عجب بزمی کو وقت سحر سازد
ای شاد سحرگاهی کان حسرت هر ماهی
بر گرد میان من دو دست کمر سازد
میخندد این گردون بر سبلت آن مفتون
خود را پی دو سه خر آن مسخره خر سازد
آن خر به مثال جو در زر فکند خود را
غافل بود از شاهی کز سنگ گهر سازد
بس کردم و بس کردم من ترک نفس کردم
خود گوید جانانی کز گوش بصر سازد
ای دوست قمر خوشتر یا آنک قمر سازد
بگذار شکرها را بگذار قمرها را
او چیز دگر داند او چیز دگر سازد
در بحر عجایبها باشد به جز از گوهر
اما نه چو سلطانی کو بحر و درر سازد
جز آب دگر آبی از نادره دولابی
بی شبهه و بیخوابی او قوت جگر سازد
بی عقل نتان کردن یک صورت گرمابه
چون باشد آن علمی کو عقل و خبر سازد
بی علم نمیتانی کز پیه کشی روغن
بنگر تو در آن علمی کز پیه نظر سازد
جانها است برآشفته ناخورده و ناخفته
از بهر عجب بزمی کو وقت سحر سازد
ای شاد سحرگاهی کان حسرت هر ماهی
بر گرد میان من دو دست کمر سازد
میخندد این گردون بر سبلت آن مفتون
خود را پی دو سه خر آن مسخره خر سازد
آن خر به مثال جو در زر فکند خود را
غافل بود از شاهی کز سنگ گهر سازد
بس کردم و بس کردم من ترک نفس کردم
خود گوید جانانی کز گوش بصر سازد
مدل گوگل برای سنجش اثربخشی تیم های موفق