✳️ آدم حسابی کیست؟
✅ هنگامی که بخواهیم از کسی تعریف کنیم و او را متمایز از دیگران بشماریم می گوییم آدم حسابی است!
✨ اما آدم حسابی کیست؟
١- آدم حسابی حرف حسابی می زند. اهل مغلطه نیست، اهل حرافی و هرزگویی نیست، اهل سخنان درهم ریخته و بی هدف هم نیست. برای همین شنوندگانش او را خوب می فهمند. سخنانش برخاسته از دانش است نه شهوت کلام یا خودنمایی.
٢-آدم حسابی اهل تخریب دیگران و تهمت زدن به کسی نیست. او برای حذف رقیب توطئه چینی یا زیرآب زنی نمی کند.
٣-آدم حسابی قانونگراست. اهل دور زدن قانون نیست. رشوه نمی دهد و رشوه قبول نمی کند. اهل پارتی بازی و رابطه سالاری نیست.
٤-آدم حسابی از اقرار به اشتباهاتش ابا ندارد و هرگاه متوجه اشتباه شد در صدد جبران آن یا برگشت از راه رفته بر می آید.
٥-آدم حسابی به اقتضای جلسه و محفلی که در آن نشسته است سخن نمی گوید. سخن او همواره برخاسته از باورهایش است.
٦-آدم حسابی با برخی افراد و افکار نمی تواند کار کند و قبولشان ندارد. او خود را مجبور به این کار نمی کند.
٧-آدم حسابی در مسائل کوچک صرف وقت نمی کند و درباره ی مسائل مهم بی تفاوت نیست.
٨-آدم حسابی با بالادستیهایش تعارف ندارد. اگر اشتباهی از ایشان ببیند می گوید و اگر اقناع نشود از همکاری و همراهی با ایشان کناره می گیرد.
٩-آدم حسابی در هر پست و مقامی که مشغول باشد، تمام تلاشش در راستای انجام مأموریتهای محوله به بهترین شکل است. او برای خوشامد رئیسانش یا به طمع پست و مقامی بهتر، تصمیم نمی گیرد و کار نمی کند.
١٠-آدم حسابی اهل باج دادن و معامله کردن در وظایف و اختیاراتش نیست. او از دید همکارانش آدم سختی به نظر می رسد.
١١-آدم حسابی به کسانی که از او تعریف و تمجید می کنند با احتیاط نگاه می کند و به کسانی که او را نقد می کنند خوب گوش می کند و در صدد تلافی برنمی آید.
١٢-آدم حسابی در مقابل کاری که برای دیگران می کند انتظاری از ایشان ندارد و در زمانی که کارش به آنها بیافتد به ایشان یاداوری نمی کند که چه کارهایی برایشان کرده است.
١٣-آدم حسابی در قید و بند دریافت تبریک و تسلیت از دیگران یا برگزاری مراسم بزرگداشت و تکریمش نیست. او کیش شخصیت ندارد.
١٤-آدم حسابی وامدار فرد یا گروهی نمی شود. او تلاش می کند کاستی هایش را با عزت نفس پر کند اما آزادگیش را در گرو نیازهایش نگذارد.
١٥-آدم حسابی بر اساس باورهای راستینش در گروه، حزب یا سازمانی وارد می شود. او اهل یافتن همفکرانش است نه همفکر شدن برای رسیدن به امیالش.
١٦-آدم حسابی دارای یک سلسله ارزشهای اخلاقی است که آنها را با اندیشه و پژوهش خود یافته است نه توصیه و تلقین دیگران.
١٧-آدم حسابی اهل مدرک گرایی نیست. او نداشتن عنوان دکتر و مهندس را کسر شأن نمی داند و به دنبال خرید مدرک یا عنوان تقلبی نیست. او یادگیری را یادگرفته است و اگر مدرکی هم دارد اساسش دانایی و توانایی بوده است.
١٨-آدم حسابی نه اهل توهین است و نه اهل لودگی. او با گفتارش دیگران را خودخواسته به احترام وامی دارد. او آدم خشکی نیست. انضباط و چارچوب اخلاقی و شخصیتی مشخصی دارد اما دیگران از معاشرت با او زده نمی شوند.
١٩-آدم حسابی به کاری که می کند اعتقاد دارد و کاری نمی کند که به آن باور نداشته باشد. برای همین آمادگی بیشتری را برای جدا شدن از گروه، حزب، سازمان یا شغلی که مغایر با باورهایش باشد دارد.
٢٠-آدم حسابی با واژه ی "مصلحت" رفتار و گفتارش را توجیه نمی کند. مصلحت برایش مانند سوزنی است که او به ندرت به جان خود فرو می کند.
🔻باید اقرار کرد که "آدم حسابی بودن" کار دشواری است و به ویژه در اوضاع کنونی جامعه ی ما "آدم حسابی ماندن" دشوارتر. در زمانی که آشفتگی به جان جامعه ی ایرانی افتاده است، برشمردن و یاداوری ویژگیهای آدمهای حسابی به ما کمک می کند که این نیاز راستین کشور را به فراموشی نسپریم.
🔸به امید روزی که آدم حسابی ها را بیشتر ببینیم.
✅ هنگامی که بخواهیم از کسی تعریف کنیم و او را متمایز از دیگران بشماریم می گوییم آدم حسابی است!
✨ اما آدم حسابی کیست؟
١- آدم حسابی حرف حسابی می زند. اهل مغلطه نیست، اهل حرافی و هرزگویی نیست، اهل سخنان درهم ریخته و بی هدف هم نیست. برای همین شنوندگانش او را خوب می فهمند. سخنانش برخاسته از دانش است نه شهوت کلام یا خودنمایی.
٢-آدم حسابی اهل تخریب دیگران و تهمت زدن به کسی نیست. او برای حذف رقیب توطئه چینی یا زیرآب زنی نمی کند.
٣-آدم حسابی قانونگراست. اهل دور زدن قانون نیست. رشوه نمی دهد و رشوه قبول نمی کند. اهل پارتی بازی و رابطه سالاری نیست.
٤-آدم حسابی از اقرار به اشتباهاتش ابا ندارد و هرگاه متوجه اشتباه شد در صدد جبران آن یا برگشت از راه رفته بر می آید.
٥-آدم حسابی به اقتضای جلسه و محفلی که در آن نشسته است سخن نمی گوید. سخن او همواره برخاسته از باورهایش است.
٦-آدم حسابی با برخی افراد و افکار نمی تواند کار کند و قبولشان ندارد. او خود را مجبور به این کار نمی کند.
٧-آدم حسابی در مسائل کوچک صرف وقت نمی کند و درباره ی مسائل مهم بی تفاوت نیست.
٨-آدم حسابی با بالادستیهایش تعارف ندارد. اگر اشتباهی از ایشان ببیند می گوید و اگر اقناع نشود از همکاری و همراهی با ایشان کناره می گیرد.
٩-آدم حسابی در هر پست و مقامی که مشغول باشد، تمام تلاشش در راستای انجام مأموریتهای محوله به بهترین شکل است. او برای خوشامد رئیسانش یا به طمع پست و مقامی بهتر، تصمیم نمی گیرد و کار نمی کند.
١٠-آدم حسابی اهل باج دادن و معامله کردن در وظایف و اختیاراتش نیست. او از دید همکارانش آدم سختی به نظر می رسد.
١١-آدم حسابی به کسانی که از او تعریف و تمجید می کنند با احتیاط نگاه می کند و به کسانی که او را نقد می کنند خوب گوش می کند و در صدد تلافی برنمی آید.
١٢-آدم حسابی در مقابل کاری که برای دیگران می کند انتظاری از ایشان ندارد و در زمانی که کارش به آنها بیافتد به ایشان یاداوری نمی کند که چه کارهایی برایشان کرده است.
١٣-آدم حسابی در قید و بند دریافت تبریک و تسلیت از دیگران یا برگزاری مراسم بزرگداشت و تکریمش نیست. او کیش شخصیت ندارد.
١٤-آدم حسابی وامدار فرد یا گروهی نمی شود. او تلاش می کند کاستی هایش را با عزت نفس پر کند اما آزادگیش را در گرو نیازهایش نگذارد.
١٥-آدم حسابی بر اساس باورهای راستینش در گروه، حزب یا سازمانی وارد می شود. او اهل یافتن همفکرانش است نه همفکر شدن برای رسیدن به امیالش.
١٦-آدم حسابی دارای یک سلسله ارزشهای اخلاقی است که آنها را با اندیشه و پژوهش خود یافته است نه توصیه و تلقین دیگران.
١٧-آدم حسابی اهل مدرک گرایی نیست. او نداشتن عنوان دکتر و مهندس را کسر شأن نمی داند و به دنبال خرید مدرک یا عنوان تقلبی نیست. او یادگیری را یادگرفته است و اگر مدرکی هم دارد اساسش دانایی و توانایی بوده است.
١٨-آدم حسابی نه اهل توهین است و نه اهل لودگی. او با گفتارش دیگران را خودخواسته به احترام وامی دارد. او آدم خشکی نیست. انضباط و چارچوب اخلاقی و شخصیتی مشخصی دارد اما دیگران از معاشرت با او زده نمی شوند.
١٩-آدم حسابی به کاری که می کند اعتقاد دارد و کاری نمی کند که به آن باور نداشته باشد. برای همین آمادگی بیشتری را برای جدا شدن از گروه، حزب، سازمان یا شغلی که مغایر با باورهایش باشد دارد.
٢٠-آدم حسابی با واژه ی "مصلحت" رفتار و گفتارش را توجیه نمی کند. مصلحت برایش مانند سوزنی است که او به ندرت به جان خود فرو می کند.
🔸به امید روزی که آدم حسابی ها را بیشتر ببینیم.
👍5
✳️ تفاوت راهبردی کارمندان اپل و نوکیا
✅ «نوکیا» از جایی ضربه خورد که «اپل» از همان ابتدا با «فرهنگ سازمانی متفاوت» برای کارمندانش، از آن پیشگیری کرد. «نوکیا» همه فاکتورهای اصلی برای حفظ جایگاه برتر در بازار را در اختیار داشت به جز «کارمندان جسور و منعطف در برابر تحولات».
🔹نتیجهگراییِ مدیران قدیمی، برعکس شرکتهای امروزی (استارتآپها)، قدرت ریسک و آزمایش در شرکت را سرکوب میکند.
🔸آیا تا به حال فکر کردهاید چرا نوکیا میدان رقابت را به اپل باخت؟
🔸در ظاهر، نوکیا همه چیز تمام بود. گوشیهای زیادی تولید میکرد، شهرتی شکستناپذیر برای معرفی محصولات باکیفیت پیدا کرده بود و یک پایگاه مشتری وفادار داشت. اما وقتی اپل آمد، میدانیم که چه اتفاقی افتاد. پاسخ ساده است: نوکیا عقب ماند، چون نتوانست یاد بگیرد.
🔹فکر میکنید چرا شرکتهای موتورهای جستوجو آمدند و رفتند، اما گوگل باقی ماند و هر روز هم درحال شکوفایی بیشتر است و به یکی از ارزشمندترین شرکتهای دنیا تبدیل شده است؟ دلیل آن این است که گوگل همواره در حال نوآوری است. درسی که شرکتهای دیگر میتوانند بگیرند این است که همواره یادگیری، رشد و نوآوری داشته باشند.
🔸در دنیای بیرحم کسبوکار، برای بقا، شکوفایی و پیشتاز بودن در بازار، باید نوآوری داشته باشید و همواره از تمایلات و اولویتهای مخاطب خود آگاه باشید. باید تغییر جزو اولویتهای اول شما باشد و «فرهنگ یادگیری» را در شرکتتان ایجاد کنید و پرورش دهید.
🔹یعنی چه؟ یعنی باید تغییرات را بپذیرید، از دانش جدید استقبال کنید و خود را با نوآوریها تطبیق دهید و سپس اینها را به یک منبع استعداد متصل کنید. کارکنان شما داراییهای شما و عاملان تغییر هستند؛ طراحان و محرکانِ نوآوری، که شرکت شما را در میدان رقابت پیشتاز نگه میدارند.
🔸هدف شما این است که فرصتهای یادگیری بیپایان برای کارکنان خود فراهم کنید، تا آنها بهطور مداوم مهارتهای جدید را یاد بگیرند و در صدر رویدادها و پیشرفتهای خاص صنعت خود باشند./ راهنامه مدیر
✅ «نوکیا» از جایی ضربه خورد که «اپل» از همان ابتدا با «فرهنگ سازمانی متفاوت» برای کارمندانش، از آن پیشگیری کرد. «نوکیا» همه فاکتورهای اصلی برای حفظ جایگاه برتر در بازار را در اختیار داشت به جز «کارمندان جسور و منعطف در برابر تحولات».
🔹نتیجهگراییِ مدیران قدیمی، برعکس شرکتهای امروزی (استارتآپها)، قدرت ریسک و آزمایش در شرکت را سرکوب میکند.
🔸آیا تا به حال فکر کردهاید چرا نوکیا میدان رقابت را به اپل باخت؟
🔸در ظاهر، نوکیا همه چیز تمام بود. گوشیهای زیادی تولید میکرد، شهرتی شکستناپذیر برای معرفی محصولات باکیفیت پیدا کرده بود و یک پایگاه مشتری وفادار داشت. اما وقتی اپل آمد، میدانیم که چه اتفاقی افتاد. پاسخ ساده است: نوکیا عقب ماند، چون نتوانست یاد بگیرد.
🔹فکر میکنید چرا شرکتهای موتورهای جستوجو آمدند و رفتند، اما گوگل باقی ماند و هر روز هم درحال شکوفایی بیشتر است و به یکی از ارزشمندترین شرکتهای دنیا تبدیل شده است؟ دلیل آن این است که گوگل همواره در حال نوآوری است. درسی که شرکتهای دیگر میتوانند بگیرند این است که همواره یادگیری، رشد و نوآوری داشته باشند.
🔸در دنیای بیرحم کسبوکار، برای بقا، شکوفایی و پیشتاز بودن در بازار، باید نوآوری داشته باشید و همواره از تمایلات و اولویتهای مخاطب خود آگاه باشید. باید تغییر جزو اولویتهای اول شما باشد و «فرهنگ یادگیری» را در شرکتتان ایجاد کنید و پرورش دهید.
🔹یعنی چه؟ یعنی باید تغییرات را بپذیرید، از دانش جدید استقبال کنید و خود را با نوآوریها تطبیق دهید و سپس اینها را به یک منبع استعداد متصل کنید. کارکنان شما داراییهای شما و عاملان تغییر هستند؛ طراحان و محرکانِ نوآوری، که شرکت شما را در میدان رقابت پیشتاز نگه میدارند.
🔸هدف شما این است که فرصتهای یادگیری بیپایان برای کارکنان خود فراهم کنید، تا آنها بهطور مداوم مهارتهای جدید را یاد بگیرند و در صدر رویدادها و پیشرفتهای خاص صنعت خود باشند./ راهنامه مدیر
👍3
✳️ تعریف روش های نوآوری در مدیریت؛
✅ روش های نوآوری در مدیریت به روشها و رویکردهایی اطلاق میشود که در فرایند مدیریت سازمانها و کسبوکارها برای تولید و اجرای ایدهها و ابتکارات جدید استفاده میشوند. این متدها به منظور توسعه و ارتقای فعالیتها، بهبود فرآیندها، ایجاد محصولات و خدمات نوآورانه و ایجاد تغییر و تحول در سازمانها به کار میروند.
متدهای نوآوری در مدیریت شامل مجموعهای از رویکردها، روشها و ابزارهایی هستند که برای تسهیل فرآیند نوآوری و ایجاد زمینههای مستعد برای رشد و توسعه سازمانها استفاده میشوند. این متدها میتوانند شامل موارد زیر باشند:
۱- متدولوژیهای نوآوری: این متدها شامل رویکردها، مدلها و فرآیندهایی هستند که به تشخیص و توسعه ایدهها، مدیریت فرآیند نوآوری، انتخاب و اجرای ابتکارات نوآورانه و اندازهگیری و ارزیابی عملکرد نوآوری میپردازند.
۲- فناوریهای نوآورانه: این متدها شامل استفاده از فناوریهای پیشرفته و جدید برای تسهیل فرآیند نوآوری، تجزیه و تحلیل دادهها، همکاری و ارتباطات و ایجاد پلتفرمهای نوآورانه هستند.
۳- فرآیندهای نوآوری: این متدها شامل طراحی و اجرای فرآیندهای مدیریتی جدید و نوآورانه هستند که به تشخیص و تبدیل ایدهها به ابتکارات، مدیریت تغییر و تحول، ایجاد محصولات و خدمات نوآورانه و مدیریت دانش مرتبط با نوآوری میپردازند.
۴- فرهنگ سازمانی نوآورانه: این متدها شامل توسعه فرهنگ سازمانی مبتنی بر نوآوری، ایجاد محیطی مستعد برای ایجاد و توسعه ایدهها، تشویق همکاری و همفکری و تعامل با مشتریان و سایر ذینفعان نوآوری هستند.
■ متدهای نوآوری در مدیریت با هدف ایجاد تغییر و تحول در سازمانها، افزایش رقابتپذیری، بهبود عملکرد و ایجاد ارزش برای مشتریان و جامعه استفاده میشوند. این متدها میتوانند به صورت جداگانه یا به صورت ترکیبی استفاده شوند و بسته به شرایط و نیازهای هر سازمان، تنظیم و تطبیق میشوند.
مرکز مشاوره و توسعه نوآوری ایران
✅ روش های نوآوری در مدیریت به روشها و رویکردهایی اطلاق میشود که در فرایند مدیریت سازمانها و کسبوکارها برای تولید و اجرای ایدهها و ابتکارات جدید استفاده میشوند. این متدها به منظور توسعه و ارتقای فعالیتها، بهبود فرآیندها، ایجاد محصولات و خدمات نوآورانه و ایجاد تغییر و تحول در سازمانها به کار میروند.
متدهای نوآوری در مدیریت شامل مجموعهای از رویکردها، روشها و ابزارهایی هستند که برای تسهیل فرآیند نوآوری و ایجاد زمینههای مستعد برای رشد و توسعه سازمانها استفاده میشوند. این متدها میتوانند شامل موارد زیر باشند:
۱- متدولوژیهای نوآوری: این متدها شامل رویکردها، مدلها و فرآیندهایی هستند که به تشخیص و توسعه ایدهها، مدیریت فرآیند نوآوری، انتخاب و اجرای ابتکارات نوآورانه و اندازهگیری و ارزیابی عملکرد نوآوری میپردازند.
۲- فناوریهای نوآورانه: این متدها شامل استفاده از فناوریهای پیشرفته و جدید برای تسهیل فرآیند نوآوری، تجزیه و تحلیل دادهها، همکاری و ارتباطات و ایجاد پلتفرمهای نوآورانه هستند.
۳- فرآیندهای نوآوری: این متدها شامل طراحی و اجرای فرآیندهای مدیریتی جدید و نوآورانه هستند که به تشخیص و تبدیل ایدهها به ابتکارات، مدیریت تغییر و تحول، ایجاد محصولات و خدمات نوآورانه و مدیریت دانش مرتبط با نوآوری میپردازند.
۴- فرهنگ سازمانی نوآورانه: این متدها شامل توسعه فرهنگ سازمانی مبتنی بر نوآوری، ایجاد محیطی مستعد برای ایجاد و توسعه ایدهها، تشویق همکاری و همفکری و تعامل با مشتریان و سایر ذینفعان نوآوری هستند.
■ متدهای نوآوری در مدیریت با هدف ایجاد تغییر و تحول در سازمانها، افزایش رقابتپذیری، بهبود عملکرد و ایجاد ارزش برای مشتریان و جامعه استفاده میشوند. این متدها میتوانند به صورت جداگانه یا به صورت ترکیبی استفاده شوند و بسته به شرایط و نیازهای هر سازمان، تنظیم و تطبیق میشوند.
مرکز مشاوره و توسعه نوآوری ایران
👆🔺 مهمترین خبر امروز قرار تقدیم لایحه بودجه سال آینده است که روشنگر وضعیت اقتصادی سال ۱۴۰۳ خواهد بود و آثار آن حتی در چند ماه پایانی سال خود را نشان می دهد
از قرار معلوم درحالیکه رشد بودجه عمومی دولت در سال۱۴۰۲ در محدوده ۴۰درصد بود، دولت رشد بودجه عمومی برای سال۱۴۰۳ را حدود ۲۰درصد در نظر گرفته است که نشان از یک سیاست نسبی انقباضی است ضمن اینکه رشد حقوق کارمندان را به ۱۸درصد محدود کرده است.
منابع بودجه عمومی در بودجه۱۴۰۲ بالغ بر ۲هزار و ۲۶۳همت بود. بر این اساس با افزایش ۲۰درصدی، بودجه عمومی در لایحه بودجه ۱۴۰۳ به بیشاز ۲هزار و ۷۱۶ همت خواهد رسید
۱۳.۶۵میلیارد یورو برای واردات کالاهای اساسی در نظر گرفته شده و صادرات نفت روزانه ۱میلیون و ۳۵۰هزار بشکه به قیمت ۶۵یورو در نظر گرفته شده است.
✴️ به احتمال قریب به یقین بحث انگیزترین موضوع بودجه سال آینده موضوع مالیات خواهد بود
رشد 42 درصدی درآمدهای پایدار دولت در بودجه را بیشتر باید از دریچه رشد چشمگیر مالیات ها تفسیر کرد - در شرایط رکود مطلق خبر جهش حدود 50 درصدی در درآمدهای مالیاتی شاید جدی ترین تهدیدی باشد که برای فعالان اقتصادی سال آینده می تواند رخ دهد
⚠️ جدی تر از آنچه تصور می کنید ...
از قرار معلوم درحالیکه رشد بودجه عمومی دولت در سال۱۴۰۲ در محدوده ۴۰درصد بود، دولت رشد بودجه عمومی برای سال۱۴۰۳ را حدود ۲۰درصد در نظر گرفته است که نشان از یک سیاست نسبی انقباضی است ضمن اینکه رشد حقوق کارمندان را به ۱۸درصد محدود کرده است.
منابع بودجه عمومی در بودجه۱۴۰۲ بالغ بر ۲هزار و ۲۶۳همت بود. بر این اساس با افزایش ۲۰درصدی، بودجه عمومی در لایحه بودجه ۱۴۰۳ به بیشاز ۲هزار و ۷۱۶ همت خواهد رسید
۱۳.۶۵میلیارد یورو برای واردات کالاهای اساسی در نظر گرفته شده و صادرات نفت روزانه ۱میلیون و ۳۵۰هزار بشکه به قیمت ۶۵یورو در نظر گرفته شده است.
✴️ به احتمال قریب به یقین بحث انگیزترین موضوع بودجه سال آینده موضوع مالیات خواهد بود
رشد 42 درصدی درآمدهای پایدار دولت در بودجه را بیشتر باید از دریچه رشد چشمگیر مالیات ها تفسیر کرد - در شرایط رکود مطلق خبر جهش حدود 50 درصدی در درآمدهای مالیاتی شاید جدی ترین تهدیدی باشد که برای فعالان اقتصادی سال آینده می تواند رخ دهد
⚠️ جدی تر از آنچه تصور می کنید ...
👍2
✳️ تورم سالانه در آبانماه به 44.9 درصد رسید؟!
✅ بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، در آبان امسال نرخ تورم سالانه برای خانوارهای کشور به ۴۴.۹ درصد رسیده که نسبت به تورم سالانه مهرماه، ۰.۶ درصد کاهش داشته است.
🔹همچنین تورم نقطهبهنقطه خانوارهای کشور در این ماه نیز، ۳۹.۲ درصد بوده است. این یعنی خانوارهای کشور بهطور میانگین، ۳۹.۲ درصد بیشتر از آبان ماه ۱۴۰۱، برای خرید یک مجموعه کالاها و خدمات یکسان، هزینه کردهاند. تورم نقطهبهنقطه آبان ماه ۱۴۰۲، در مقایسه با ماه قبل، بدون تغییر بوده است.
🔹همچنین در آبان ماه امسال تورم ماهانه خانوارهای کشور برابر ۲.۲ درصد بوده که نسبت به تورم 2.3 درصدی مهرماه 0.1 درصد کاهش داشته است.
🔹بر اساس این گزارش، تورم ماهانه برای گروههای عمده «خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات»، یک درصد و برای گروه عمده «کالاهای غیرخوراکی و خدمات»، ۲.۷ درصد بوده است.
🔹متن کامل گزارش را در لینک زیر بخوانید:
https://otaghiranonline.ir/news/68520
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، در آبان امسال نرخ تورم سالانه برای خانوارهای کشور به ۴۴.۹ درصد رسیده که نسبت به تورم سالانه مهرماه، ۰.۶ درصد کاهش داشته است.
🔹همچنین تورم نقطهبهنقطه خانوارهای کشور در این ماه نیز، ۳۹.۲ درصد بوده است. این یعنی خانوارهای کشور بهطور میانگین، ۳۹.۲ درصد بیشتر از آبان ماه ۱۴۰۱، برای خرید یک مجموعه کالاها و خدمات یکسان، هزینه کردهاند. تورم نقطهبهنقطه آبان ماه ۱۴۰۲، در مقایسه با ماه قبل، بدون تغییر بوده است.
🔹همچنین در آبان ماه امسال تورم ماهانه خانوارهای کشور برابر ۲.۲ درصد بوده که نسبت به تورم 2.3 درصدی مهرماه 0.1 درصد کاهش داشته است.
🔹بر اساس این گزارش، تورم ماهانه برای گروههای عمده «خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات»، یک درصد و برای گروه عمده «کالاهای غیرخوراکی و خدمات»، ۲.۷ درصد بوده است.
🔹متن کامل گزارش را در لینک زیر بخوانید:
https://otaghiranonline.ir/news/68520
https://t.me/ExecutiveManagement
otaghiranonline
تورم سالانه در آبانماه به 44.9 درصد رسید
بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، در آبان امسال نرخ تورم سالانه مصرفکننده با 0.6 درصد کاهش به 44.9درصد رسید. در این ماه تورم نقطه به نقطه 39.2 درصد و تورم ماهانه 2.2 درصد محاسبه شده است.
✳️ خطای علت واحد: جستجوی سپر بلا از عصر حجر!
✅ هر فرد منطقیای میداند هیچ عامل واحدی مسبب وقایعی مانند یک تابستان خوشایند در هند، طلاق یک دوست، جنگ جهانی اول، سرطان، تیراندازی در یک مدرسه و موفقیت جهانی یک شرکت نیست. به عبارت دیگر ، صدها ، هزارها یا تعداد بیشماری از عوامل در کنار هم جمع میشوند. با این حال ما مدام تلاش میکنیم فقط یک عامل را سرزنش کنیم.
🔸تولستوی در بخشی از کتاب "جنگ و صلح" درست به هدف می زند: "وقتی سیبی میرسد و میافتد، چه چیزی باعث افتادن آن میشود؟ به این خاطر که زمین جذبش میکند، به این دلیل که ساقه پژمرده شده، یا خورشید آنرا خشک کرده، سنگینتر شده، باد آنرا تکان داده یا به خاطر پسری که پایین درخت میخواهد آن را بخورد؟ یک عامل واحد، علت آن نیست."
🔸تصور کن مدیر تولید یک برند شناخته شده "کرن فلکس" برای صبحانه هستی. به تازگی محصول جدیدی معرفی کردهای. بعد از یک ماه متاسفانه معلوم می شود محصول جدید شکست خورده است. برای پیدا کردن علت، چگونه عمل میکنی؟
▪️اول باید بدانی هیچگاه فقط یک علت وجود ندارد. یک برگه کاغذ بردار و بطور خلاصه تمام دلایل احتمالی را روی آن بنویس. برای دلایل پشت این دلایل هم همین فرآیند را انجام بده. بعد از مدتی با شبکه ای از عوامل تاثیرگذار احتمالی مواجه خواهی شد.
▪️دوم، آنهایی را که می توانی تغییر بدهی مشخص کن و بقیه را که نمی توانی، پاک کن.
▪️سوم، با تغییر دادن فاکتورهای مشخص شده در بازارهای مختلف، آزمایشهای تجربی را اجرا کن. این کار به زمان و پول نیاز دارد اما تنها راه فرار از باتلاق فرضیات سطحی است.
🔸اعمال ما از برهم کنش هزاران عامل، از استعداد ذاتی گرفته تا تربیت، و از تحصیلات تا تمرکز هورمونها بین تکتک سلولهای مغز ناشی میشود.
تا زمانی که به دلایل واحد باور داشته باشیم، همیشه قادر خواهیم بود پیروزیها و شکستها را به افراد نسبت دهیم و آنها را مسئول خطاب کنیم. این جستجوی احمقانه به دنبال سپربلا، دست به دست و به زور منتقل میشود؛ بازیای که هزاران سال است مردم سرگرمش هستند!
👤رولف دوبلی
📖هنر شفاف اندیشیدن
✅ هر فرد منطقیای میداند هیچ عامل واحدی مسبب وقایعی مانند یک تابستان خوشایند در هند، طلاق یک دوست، جنگ جهانی اول، سرطان، تیراندازی در یک مدرسه و موفقیت جهانی یک شرکت نیست. به عبارت دیگر ، صدها ، هزارها یا تعداد بیشماری از عوامل در کنار هم جمع میشوند. با این حال ما مدام تلاش میکنیم فقط یک عامل را سرزنش کنیم.
🔸تولستوی در بخشی از کتاب "جنگ و صلح" درست به هدف می زند: "وقتی سیبی میرسد و میافتد، چه چیزی باعث افتادن آن میشود؟ به این خاطر که زمین جذبش میکند، به این دلیل که ساقه پژمرده شده، یا خورشید آنرا خشک کرده، سنگینتر شده، باد آنرا تکان داده یا به خاطر پسری که پایین درخت میخواهد آن را بخورد؟ یک عامل واحد، علت آن نیست."
🔸تصور کن مدیر تولید یک برند شناخته شده "کرن فلکس" برای صبحانه هستی. به تازگی محصول جدیدی معرفی کردهای. بعد از یک ماه متاسفانه معلوم می شود محصول جدید شکست خورده است. برای پیدا کردن علت، چگونه عمل میکنی؟
▪️اول باید بدانی هیچگاه فقط یک علت وجود ندارد. یک برگه کاغذ بردار و بطور خلاصه تمام دلایل احتمالی را روی آن بنویس. برای دلایل پشت این دلایل هم همین فرآیند را انجام بده. بعد از مدتی با شبکه ای از عوامل تاثیرگذار احتمالی مواجه خواهی شد.
▪️دوم، آنهایی را که می توانی تغییر بدهی مشخص کن و بقیه را که نمی توانی، پاک کن.
▪️سوم، با تغییر دادن فاکتورهای مشخص شده در بازارهای مختلف، آزمایشهای تجربی را اجرا کن. این کار به زمان و پول نیاز دارد اما تنها راه فرار از باتلاق فرضیات سطحی است.
🔸اعمال ما از برهم کنش هزاران عامل، از استعداد ذاتی گرفته تا تربیت، و از تحصیلات تا تمرکز هورمونها بین تکتک سلولهای مغز ناشی میشود.
تا زمانی که به دلایل واحد باور داشته باشیم، همیشه قادر خواهیم بود پیروزیها و شکستها را به افراد نسبت دهیم و آنها را مسئول خطاب کنیم. این جستجوی احمقانه به دنبال سپربلا، دست به دست و به زور منتقل میشود؛ بازیای که هزاران سال است مردم سرگرمش هستند!
👤رولف دوبلی
📖هنر شفاف اندیشیدن
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔳⭕️من آقای گاو هستم!
مجتبی لشکربلوکی
در یک مدرسه راهنمایی دخترانه کار می کردم و چند سالی بود که مدیر شده بودم. چند دقیقه مانده به زنگ تفریح، مردی با ظاهری آراسته وارد دفتر مدرسه شد و گفت: با خانم... دبیر کلاس دوم کار دارم و میخواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال کنم.
از او خواستم خودش را معرفی کند. گفت: من گاو هستم! خانم دبیر بنده را می شناسند. بفرمایید گاو آمده. ایشان متوجه می شوند چه کسی آمده. تعجب کردم و موضوع را به خانم دبیر گفتم.
یکه خورد و گفت: ممکن است این آقا اختلال رفتار داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من که چیزی نمیفهمم! از او خواستم پیش پدر این دانش آموز برود. با اکراه پذیرفت. مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی کرد: من گاو هستم!
معلم پاسخ داد خواهش میکنم، ولی ...
مرد ادامه داد شما بنده را به خوبی می شناسید. من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر۱۳ ساله ای که شما دیروز در کلاس، او را به همین نام صدا زدید... دبیر ما به لکنت افتاد و گفت: آخه، میدونید ...
بله، ممکن است واقعاً فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق میدهم. ولی بهتر بود مشکل انضباطی او را با من نیز در میان میگذاشتید. قطعاً من هم میتوانستم اندکی به شما کمک کنم. خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم گفتگو کردند.
آن آقا، در خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد و رفت. وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم روی آن نوشته شده بود: دکتر فلانی عضو هیأت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه ... (نویسنده: ناشناس)
☑️⭕️تحلیل و تجویز کاربردی:
خشونت آن گونه كه ما فکر می کنیم فقط محدود به خشونت فيزيكي و بدني نيست. عموما ما درگيري هاي فيزيكي یا تعرض جنسی را خشونت می دانیم. ولی واقعیت آنست که دامنة خشونت حوزه های گسترده تري دارد از جمله خشونت زبانی.
وقتی توهین می کنیم، قومی را مسخره می کنیم. صاحبان یک عقیده را تحقیر می کنیم. وقتی تهمت یا برچسب می زنیم یا تهدید می کنیم همه این ها خشونت است؛ منتها خشونت زبانی. بدون خون و خونریزی است. خشونت زبانی از درون می کُشد. تا حالا هیچ کس را دیده اید که به دلیل اینکه مسخره شده و یا فحش خورده باشد به اورژانس مراجعه کند؟ یا به پلیس شکایت کند؟ قربانیان خشونت زبانی، اثری از جای زخم بر بدنشان یا مدرک دیگری ندارند.
خشونت ابتدا در ذهن شكل مي گيرد بعد خود را در زبان نشان می دهد و سپس زمینه ساز خشونت فیزیکی می شود. وقتی رهبر یک گروه سیاسی در جامعه، افراد طرف مقابل را احمق، متعصب، متحجر، مغرض و فاسد معرفی می کند، ما به عنوان طرفداران او آمادگی لازم را پیدا می کنیم که در زمان مناسب با ماشین از روی او رد شویم. چرا؟ چون دیگر او را شایسته زندگی نمی دانیم! وقتی در یک ورزشگاه صد هزار نفری، طرفداران تیم مقابل را با ده ها فحش آبدار و ناموسی می نوازیم، زمینه را برای زد و خورد بعد از بازی فراهم می کنیم. وقتی ما جریان رقیب را فریب خورده و عامل دست دشمن معرفی می کنیم، آنگاه حذف سیاسی و فیزیکی رقیب مشروعیت پیدا می کند.
وقتی دختر همسایه را داف خطاب می کنم، راننده کناری را یابو، مشتری را گاو، دانش آموزم را خنگ و فرد قانون مدار را اُسکُل، همه این ها خشونت های زبانی یعنی آمادگی برای خشونت رفتاری در آینده؛ از تعرض جنسی بگیرید تا صدمه فیزیکی.
چه باید کرد؟
اولین کار این است که مهارت گفتگو را بیاموزیم. فقدان مهارتهای گفتوگو باعث می شود افراد نتوانند آنچه که مدنظر دارند را بهزبان روشن بیان کنند و ایده و احساس خود را در یک کلام خشن و تند تخلیه می کنند. تمرین گفتگو تمرین تخلیه ذهن و قلب به شیوه ای غیرخشونت آمیز است. آنانکه مسیر گفتگو را مسدود می کنند (چه برای خودشان چه برای دیگران) مسیر خشونت را هموار می کنند.
دومین کار این است که به خودمان بارها و بارها یادآوری کنیم کشتن آدم ها فقط به فرو کردن چاقو در سینه آنان نیست. دختر یا پسر، زن یا مردی که شخصیت اش تخریب شده، شرافت اش لکه دار شده، عزت نفس اش لگدمال شده دیگر زندگی نرمال نخواهد داشت. به خودم یادآوری کنم که جریان رقیب من، طرفداران تیم مقابل، صاحبان دین و مذهب و اندیشه متفاوت از من، نه بی شعور هستند نه فاسد نه احمق نه هوس باز نه فریب خورده نه ... آن ها فقط انسان هستند درست و دقیقا مانند من! آنگاه یاد خواهم گرفت کلمه گاو را فقط و فقط برای خود گاو بکار بگیرم نه کمتر و نه بیشتر.
@Dr_Lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
در یک مدرسه راهنمایی دخترانه کار می کردم و چند سالی بود که مدیر شده بودم. چند دقیقه مانده به زنگ تفریح، مردی با ظاهری آراسته وارد دفتر مدرسه شد و گفت: با خانم... دبیر کلاس دوم کار دارم و میخواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال کنم.
از او خواستم خودش را معرفی کند. گفت: من گاو هستم! خانم دبیر بنده را می شناسند. بفرمایید گاو آمده. ایشان متوجه می شوند چه کسی آمده. تعجب کردم و موضوع را به خانم دبیر گفتم.
یکه خورد و گفت: ممکن است این آقا اختلال رفتار داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من که چیزی نمیفهمم! از او خواستم پیش پدر این دانش آموز برود. با اکراه پذیرفت. مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی کرد: من گاو هستم!
معلم پاسخ داد خواهش میکنم، ولی ...
مرد ادامه داد شما بنده را به خوبی می شناسید. من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر۱۳ ساله ای که شما دیروز در کلاس، او را به همین نام صدا زدید... دبیر ما به لکنت افتاد و گفت: آخه، میدونید ...
بله، ممکن است واقعاً فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق میدهم. ولی بهتر بود مشکل انضباطی او را با من نیز در میان میگذاشتید. قطعاً من هم میتوانستم اندکی به شما کمک کنم. خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم گفتگو کردند.
آن آقا، در خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد و رفت. وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم روی آن نوشته شده بود: دکتر فلانی عضو هیأت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه ... (نویسنده: ناشناس)
☑️⭕️تحلیل و تجویز کاربردی:
خشونت آن گونه كه ما فکر می کنیم فقط محدود به خشونت فيزيكي و بدني نيست. عموما ما درگيري هاي فيزيكي یا تعرض جنسی را خشونت می دانیم. ولی واقعیت آنست که دامنة خشونت حوزه های گسترده تري دارد از جمله خشونت زبانی.
وقتی توهین می کنیم، قومی را مسخره می کنیم. صاحبان یک عقیده را تحقیر می کنیم. وقتی تهمت یا برچسب می زنیم یا تهدید می کنیم همه این ها خشونت است؛ منتها خشونت زبانی. بدون خون و خونریزی است. خشونت زبانی از درون می کُشد. تا حالا هیچ کس را دیده اید که به دلیل اینکه مسخره شده و یا فحش خورده باشد به اورژانس مراجعه کند؟ یا به پلیس شکایت کند؟ قربانیان خشونت زبانی، اثری از جای زخم بر بدنشان یا مدرک دیگری ندارند.
خشونت ابتدا در ذهن شكل مي گيرد بعد خود را در زبان نشان می دهد و سپس زمینه ساز خشونت فیزیکی می شود. وقتی رهبر یک گروه سیاسی در جامعه، افراد طرف مقابل را احمق، متعصب، متحجر، مغرض و فاسد معرفی می کند، ما به عنوان طرفداران او آمادگی لازم را پیدا می کنیم که در زمان مناسب با ماشین از روی او رد شویم. چرا؟ چون دیگر او را شایسته زندگی نمی دانیم! وقتی در یک ورزشگاه صد هزار نفری، طرفداران تیم مقابل را با ده ها فحش آبدار و ناموسی می نوازیم، زمینه را برای زد و خورد بعد از بازی فراهم می کنیم. وقتی ما جریان رقیب را فریب خورده و عامل دست دشمن معرفی می کنیم، آنگاه حذف سیاسی و فیزیکی رقیب مشروعیت پیدا می کند.
وقتی دختر همسایه را داف خطاب می کنم، راننده کناری را یابو، مشتری را گاو، دانش آموزم را خنگ و فرد قانون مدار را اُسکُل، همه این ها خشونت های زبانی یعنی آمادگی برای خشونت رفتاری در آینده؛ از تعرض جنسی بگیرید تا صدمه فیزیکی.
چه باید کرد؟
اولین کار این است که مهارت گفتگو را بیاموزیم. فقدان مهارتهای گفتوگو باعث می شود افراد نتوانند آنچه که مدنظر دارند را بهزبان روشن بیان کنند و ایده و احساس خود را در یک کلام خشن و تند تخلیه می کنند. تمرین گفتگو تمرین تخلیه ذهن و قلب به شیوه ای غیرخشونت آمیز است. آنانکه مسیر گفتگو را مسدود می کنند (چه برای خودشان چه برای دیگران) مسیر خشونت را هموار می کنند.
دومین کار این است که به خودمان بارها و بارها یادآوری کنیم کشتن آدم ها فقط به فرو کردن چاقو در سینه آنان نیست. دختر یا پسر، زن یا مردی که شخصیت اش تخریب شده، شرافت اش لکه دار شده، عزت نفس اش لگدمال شده دیگر زندگی نرمال نخواهد داشت. به خودم یادآوری کنم که جریان رقیب من، طرفداران تیم مقابل، صاحبان دین و مذهب و اندیشه متفاوت از من، نه بی شعور هستند نه فاسد نه احمق نه هوس باز نه فریب خورده نه ... آن ها فقط انسان هستند درست و دقیقا مانند من! آنگاه یاد خواهم گرفت کلمه گاو را فقط و فقط برای خود گاو بکار بگیرم نه کمتر و نه بیشتر.
@Dr_Lashkarbolouki
✳️ آیا جملات انگیزشی، ما را به موفقیت میرساند؟
✅ فرقی نمیکند در کتابفروشیها دنبالش باشید، سرچ در گوگل یا قسمت جستجوی شبکههای اجتماعی... کافی است عبارت "جملات انگیزشی" را سرچ کنید؛ تعداد بیشماری جملهی انگیزشی پیدا میکنید که ظاهرا چراغ راهنمایی برای تمام مردم جهان، در هر موقعیت، میزان هوش، درک، توانایی و سن و سالی برای رسیدن به قلههای موفقیت است.
🔹اگر بیشتر جستجو کنید، میتوانید سمینارهایی بیابید که فردی در مقام گوینده، چنان شما را با افق روشنی مواجه میکند که گویی در یکقدمی موفقیت هستید. اما سوال اساسی اینجاست؛ آیا جملههای انگیزشی واقعاً در ما انگیزه ایجاد میکند؟
🔸بگذارید جواب آخر را همین اول بدهیم؛ خیر! اکثر مردم عادی جهان، دوست دارند این جملات را بخوانند و در خود احساس خوبی ایجاد کنند، اما غافل از این هستند که شاید این احساس خوب، باعث بیاعتنا شدن بیشتر آنها نسبت به مشکلات واقعی زندگی و اطرافشان میشود؛ چرا که در ذهن آنها سرابی از خوشبختی و موفقیت ترسیم شده است و آنها را از حقایق تلخ مشکلات پیرامونشان دور کرده است.
🔹تحقیقات علمی روانشناسان نیز همین موضوع را تایید میکند که خواندن جملات انگیزشی، همان حسی را در انسان ایجاد میکند که به نتیجه رسیدن آن کار در واقعیت ایجاد میکند. بهعبارت دیگر، حس خوب خواندن این جملات با حس به نتیجه رسیدن در واقعیت برابری میکند. این واقعا یک فاجعه است؛ چراکه فرد از خود رضایت کاذبی خواهد داشت و کمتر به انجامدادن کارهایش تمایل دارد. از طرفی، فرد با خواندن این جملات، آنچنان حس خوبی از خود و مفیدبودن پیدا میکند که دیگر نیازی به کوشش بیشتر در خود احساس نمیکند.
🔸هر انسانی در حد تواناییهایش دارای هنر، دانش و خلاقیتی است که میتواند بسته به میزان این داشتهها به اهداف خود برسد. شاید بگویید اهداف بلندپروازانهتر چه؟ بر هیچکس پوشیده نیست که جرقهی ایجاد اهداف بلندپروازانه، بهخاطر داشتن انگیزه یا انگیزههایی در ذهن فرد ایجاد میشود و همان انگیزهها کافی است تا انسان را برای رسیدن به اهدافش ترغیب کند.
🔹از طرفی، ایجاد انگیزههای کاذب ممکن است باعث ایجاد طمع و یا ترس در وجود فرد شود و او را ناخواسته از اهدافش دور کند. پس اگر در خود تواناییهای فوقالعادهای میبینید که برای رسیدن به آرزوهایتان کافی است، دست به طناب پوسیدهی جملات انگیزشی نگیرید.
🔸آیا تمام جملات انگیزشی پوچ هستند؟
جواب این سوال نیز خیر است. چرا که برخی از این جملات از بزرگان، فلاسفه و دانشمندان هستند و سالها تجربه و دانش در پس آن نهفته است. اما مشکل جای دیگری است. بدانید افرادی که یک جملهی انگیزشی زیبا را میبینند و آنرا بر روی تصویری زیبا از افق دریا قرار میدهند و آنرا در صفحهی خود منتشر میکنند، تنها همان جمله را خواندهاند. آنها هرگز دهها یا صدها جملهی قبل و بعد آن در کتاب منبع را نخواندهاند و درک درستی از منظور نویسندهی آن جمله ندارند.
🔹چه چیزی باید الهامبخش ما باشد؟
همچنان که داشتن تصورات مثبت کاذب مانند ادعاهای موجود در کتاب و مستند راز، ما را به موفقیت و خوشبختی نمیرساند، شنیدن و خواندن جملات انگیزشی نیز نباید الهامبخش ما برای رسیدن به اهدافمان باشد.
🔸اینکه برخی افراد اعتقاد دارند با گفتن و تکرارکردن جملات مثبت انگیزشی میتوانند فرد خوبی باشند، اشتباهی بزرگ مرتکب میشوند.
🔹چه چیزی ما را به موفقیت میرساند؟
وقتی شما زندگی خود را دوست داشته باشید، قطعا برای آن برنامهریزی خواهید کرد و این خود در شما ایجاد انگیزهای میکند که برای رسیدن به اهدافتان، هر هزینهای را پرداخت کنید. فکر کردن به مسیر رسیدن به آن اهداف در شما ایدههایی ایجاد میکند که بهترین ابزار برای محقق شدن آرزوها است. پس تواناییهای ذهنی و دانش خود را دستکم نگیرید، با بزرگترهای با تجربهتر مشورت کنید و با کمک آنها برای رسیدن به اهداف خود تلاش کنید.
🔸نکتهی جالبی که وجود دارد این است که آیا تمام نویسندگان جملات انگیزشی خود افرادی موفق بودهاند؟ اگر این جملهها موثر و کارآمد بود، قطعا موفقترین و خوشبختترین افراد در جهان نویسندگان بودهاند!
✅ فرقی نمیکند در کتابفروشیها دنبالش باشید، سرچ در گوگل یا قسمت جستجوی شبکههای اجتماعی... کافی است عبارت "جملات انگیزشی" را سرچ کنید؛ تعداد بیشماری جملهی انگیزشی پیدا میکنید که ظاهرا چراغ راهنمایی برای تمام مردم جهان، در هر موقعیت، میزان هوش، درک، توانایی و سن و سالی برای رسیدن به قلههای موفقیت است.
🔹اگر بیشتر جستجو کنید، میتوانید سمینارهایی بیابید که فردی در مقام گوینده، چنان شما را با افق روشنی مواجه میکند که گویی در یکقدمی موفقیت هستید. اما سوال اساسی اینجاست؛ آیا جملههای انگیزشی واقعاً در ما انگیزه ایجاد میکند؟
🔸بگذارید جواب آخر را همین اول بدهیم؛ خیر! اکثر مردم عادی جهان، دوست دارند این جملات را بخوانند و در خود احساس خوبی ایجاد کنند، اما غافل از این هستند که شاید این احساس خوب، باعث بیاعتنا شدن بیشتر آنها نسبت به مشکلات واقعی زندگی و اطرافشان میشود؛ چرا که در ذهن آنها سرابی از خوشبختی و موفقیت ترسیم شده است و آنها را از حقایق تلخ مشکلات پیرامونشان دور کرده است.
🔹تحقیقات علمی روانشناسان نیز همین موضوع را تایید میکند که خواندن جملات انگیزشی، همان حسی را در انسان ایجاد میکند که به نتیجه رسیدن آن کار در واقعیت ایجاد میکند. بهعبارت دیگر، حس خوب خواندن این جملات با حس به نتیجه رسیدن در واقعیت برابری میکند. این واقعا یک فاجعه است؛ چراکه فرد از خود رضایت کاذبی خواهد داشت و کمتر به انجامدادن کارهایش تمایل دارد. از طرفی، فرد با خواندن این جملات، آنچنان حس خوبی از خود و مفیدبودن پیدا میکند که دیگر نیازی به کوشش بیشتر در خود احساس نمیکند.
🔸هر انسانی در حد تواناییهایش دارای هنر، دانش و خلاقیتی است که میتواند بسته به میزان این داشتهها به اهداف خود برسد. شاید بگویید اهداف بلندپروازانهتر چه؟ بر هیچکس پوشیده نیست که جرقهی ایجاد اهداف بلندپروازانه، بهخاطر داشتن انگیزه یا انگیزههایی در ذهن فرد ایجاد میشود و همان انگیزهها کافی است تا انسان را برای رسیدن به اهدافش ترغیب کند.
🔹از طرفی، ایجاد انگیزههای کاذب ممکن است باعث ایجاد طمع و یا ترس در وجود فرد شود و او را ناخواسته از اهدافش دور کند. پس اگر در خود تواناییهای فوقالعادهای میبینید که برای رسیدن به آرزوهایتان کافی است، دست به طناب پوسیدهی جملات انگیزشی نگیرید.
🔸آیا تمام جملات انگیزشی پوچ هستند؟
جواب این سوال نیز خیر است. چرا که برخی از این جملات از بزرگان، فلاسفه و دانشمندان هستند و سالها تجربه و دانش در پس آن نهفته است. اما مشکل جای دیگری است. بدانید افرادی که یک جملهی انگیزشی زیبا را میبینند و آنرا بر روی تصویری زیبا از افق دریا قرار میدهند و آنرا در صفحهی خود منتشر میکنند، تنها همان جمله را خواندهاند. آنها هرگز دهها یا صدها جملهی قبل و بعد آن در کتاب منبع را نخواندهاند و درک درستی از منظور نویسندهی آن جمله ندارند.
🔹چه چیزی باید الهامبخش ما باشد؟
همچنان که داشتن تصورات مثبت کاذب مانند ادعاهای موجود در کتاب و مستند راز، ما را به موفقیت و خوشبختی نمیرساند، شنیدن و خواندن جملات انگیزشی نیز نباید الهامبخش ما برای رسیدن به اهدافمان باشد.
🔸اینکه برخی افراد اعتقاد دارند با گفتن و تکرارکردن جملات مثبت انگیزشی میتوانند فرد خوبی باشند، اشتباهی بزرگ مرتکب میشوند.
🔹چه چیزی ما را به موفقیت میرساند؟
وقتی شما زندگی خود را دوست داشته باشید، قطعا برای آن برنامهریزی خواهید کرد و این خود در شما ایجاد انگیزهای میکند که برای رسیدن به اهدافتان، هر هزینهای را پرداخت کنید. فکر کردن به مسیر رسیدن به آن اهداف در شما ایدههایی ایجاد میکند که بهترین ابزار برای محقق شدن آرزوها است. پس تواناییهای ذهنی و دانش خود را دستکم نگیرید، با بزرگترهای با تجربهتر مشورت کنید و با کمک آنها برای رسیدن به اهداف خود تلاش کنید.
🔸نکتهی جالبی که وجود دارد این است که آیا تمام نویسندگان جملات انگیزشی خود افرادی موفق بودهاند؟ اگر این جملهها موثر و کارآمد بود، قطعا موفقترین و خوشبختترین افراد در جهان نویسندگان بودهاند!
WhatsApp.com
WhatsApp Group Invite
🔸ما در طی روز اطلاعات مختلفی رو از طریق شبکههای اجتماعی، اینترنت یا دوستانمون میخونیم و میشنویم. اما از کجا میشه فهمید کدومشون صحیحه و کدومشون نه؟
🔹یه راهی که کمکمون میکنه انواع اطلاعات رو برای خودمون تجزیهوتحلیل کنیم و درستی اونها رو بسنجیم اینه که تفکر انتقادی داشته باشیم.
🔸تفکر انتقادی داشتن کمک میکنه بتونیم از دیدگاههای مختلف به یه موضوع نگاه کنیم، دلایل پشت هر چیزی رو بفهمیم و بتونیم در نهایت تصمیمهای بهتری رو بگیریم. اما چطور میشه تفکر انتقادی داشت؟
🔹توی این پست یه سری مهارت که کمکمون میکنه تفکر انتقادی داشته باشیم رو براتون گفتیم. _______ ❓بهنظرتون چه مهارتهای دیگهای رو میشه اضافه کرد؟
🔹یه راهی که کمکمون میکنه انواع اطلاعات رو برای خودمون تجزیهوتحلیل کنیم و درستی اونها رو بسنجیم اینه که تفکر انتقادی داشته باشیم.
🔸تفکر انتقادی داشتن کمک میکنه بتونیم از دیدگاههای مختلف به یه موضوع نگاه کنیم، دلایل پشت هر چیزی رو بفهمیم و بتونیم در نهایت تصمیمهای بهتری رو بگیریم. اما چطور میشه تفکر انتقادی داشت؟
🔹توی این پست یه سری مهارت که کمکمون میکنه تفکر انتقادی داشته باشیم رو براتون گفتیم. _______ ❓بهنظرتون چه مهارتهای دیگهای رو میشه اضافه کرد؟
✳️ 9.5میلیون فقیر به جمعیت ایران اضافه شدند/ خطر فقر برای نیمی از ایرانیان
⭕️ بر اساس محاسبات بانک جهانی، در فاصله سالهای 2011 تا 2020 تعداد افراد زیر خط فقر بانک جهانی (که 6.85دلار در روز برحسب قدرت خرید است) در ایران افزایش داشته؛ به طوری که از 20درصد به بیش از 28درصد رسیده است.
⭕️ این افزایش به معنای اضافه شدن 9.5میلیون نفر دیگر به افراد فقیر است. بخش عمدهای از این افزایش پس از خروج ترامپ از توافق هستهای با ایران اتفاق افتاده است.
⭕️ بر این اساس نهتنها تعداد ایرانیان فقیر افزایش داشته، بلکه سطح محرومیت آنها نیز افزایش داشته است و نیمی از ایرانیان در برابر فقر آسیبپذیر شدهاند.
⭕️ همچنین سرانه تولید ناخالص داخلی ایران طی یک دهه پس از آغاز تحریمها، تا 0.6واحد درصد در سال کاهش داشته است.
⭕️ در دورههای بدون تحریم نیز رشد اقتصادی غیرفراگیر بوده است، به طوری که به 40درصد پایین جامعه نفعی نرسانده است.
🔗 متن کامل
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4023570
https://t.me/ExecutiveManagement
⭕️ بر اساس محاسبات بانک جهانی، در فاصله سالهای 2011 تا 2020 تعداد افراد زیر خط فقر بانک جهانی (که 6.85دلار در روز برحسب قدرت خرید است) در ایران افزایش داشته؛ به طوری که از 20درصد به بیش از 28درصد رسیده است.
⭕️ این افزایش به معنای اضافه شدن 9.5میلیون نفر دیگر به افراد فقیر است. بخش عمدهای از این افزایش پس از خروج ترامپ از توافق هستهای با ایران اتفاق افتاده است.
⭕️ بر این اساس نهتنها تعداد ایرانیان فقیر افزایش داشته، بلکه سطح محرومیت آنها نیز افزایش داشته است و نیمی از ایرانیان در برابر فقر آسیبپذیر شدهاند.
⭕️ همچنین سرانه تولید ناخالص داخلی ایران طی یک دهه پس از آغاز تحریمها، تا 0.6واحد درصد در سال کاهش داشته است.
⭕️ در دورههای بدون تحریم نیز رشد اقتصادی غیرفراگیر بوده است، به طوری که به 40درصد پایین جامعه نفعی نرسانده است.
🔗 متن کامل
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4023570
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ مدل مدیریت نوآوری
✅ مدل مدیریت نوآوری به عنوان یک چارچوب یا الگویی است که برای سازمانها و مدیران طراحی شده است تا فرآیند نوآوری را بهبود دهند و به اهداف استراتژیک سازمان دست یابند. این مدلها شامل مجموعهای از روشها، فرایندها، ابزارها و تکنیکها هستند که به سازمان کمک میکنند تا ایدهها را تولید کند، آنها را تبدیل به محصولات و خدمات نوآورانه کند و آنها را به بازار عرضه کند.
مدلهای مدیریت نوآوری میتوانند متنوع و بسته به نیازها و شرایط سازمان، میتوانند متفاوت باشند. اما هدف اصلی آنها همیشه یکسان است، یعنی بهبود فرآیند نوآوری، ایجاد فضای مطلوب برای رشد و توسعه ایدهها، تسهیل همکاری و تعامل بین تیمها و ارتباط با سایر عوامل خارجی مانند مشتریان و شرکای تجاری.
مدلهای مدیریت نوآوری، الگوها و فرایندهایی هستند که برای مدیریت و تسهیل فرآیند نوآوری در سازمانها استفاده میشوند. در زیر چند مدلِ مدیریت نوآوری را معرفی میکنم:
۱- مدل مدیریت نوآوری لیندهلم.
۲- مدل مدیریت نوآوری اپل.
۳- مدل مدیریت نوآوری گاردنر.
۴- مدل مدیریت نوآوری اکسفورد.
۵- مدل مدیریت نوآوری لیندل.
۶- مدل مدیریت نوآوری دیمینگ.
۷- مدل مدیریت نوآوری استفان میت.
۸- مدل مدیریت نوآوری آمبرگر.
۹- مدل مدیریت نوآوری لومیت.
اینها تنها چند نمونه از مدلهای معروف مدیریت نوآوری هستند و هر کدام از این مدلها دارای ویژگیها، مزایا و معایب خود هستند و بستگی به نیازها و شرایط، میتوان یک مدل مناسب را انتخاب کرد، یا حتی میتوان از مدلهای مختلف الهام گرفت و آنها را با توجه به نیازهای خاص سازمان و مجموعه خود ترکیب نمود.
✅ مدل مدیریت نوآوری به عنوان یک چارچوب یا الگویی است که برای سازمانها و مدیران طراحی شده است تا فرآیند نوآوری را بهبود دهند و به اهداف استراتژیک سازمان دست یابند. این مدلها شامل مجموعهای از روشها، فرایندها، ابزارها و تکنیکها هستند که به سازمان کمک میکنند تا ایدهها را تولید کند، آنها را تبدیل به محصولات و خدمات نوآورانه کند و آنها را به بازار عرضه کند.
مدلهای مدیریت نوآوری میتوانند متنوع و بسته به نیازها و شرایط سازمان، میتوانند متفاوت باشند. اما هدف اصلی آنها همیشه یکسان است، یعنی بهبود فرآیند نوآوری، ایجاد فضای مطلوب برای رشد و توسعه ایدهها، تسهیل همکاری و تعامل بین تیمها و ارتباط با سایر عوامل خارجی مانند مشتریان و شرکای تجاری.
مدلهای مدیریت نوآوری، الگوها و فرایندهایی هستند که برای مدیریت و تسهیل فرآیند نوآوری در سازمانها استفاده میشوند. در زیر چند مدلِ مدیریت نوآوری را معرفی میکنم:
۱- مدل مدیریت نوآوری لیندهلم.
۲- مدل مدیریت نوآوری اپل.
۳- مدل مدیریت نوآوری گاردنر.
۴- مدل مدیریت نوآوری اکسفورد.
۵- مدل مدیریت نوآوری لیندل.
۶- مدل مدیریت نوآوری دیمینگ.
۷- مدل مدیریت نوآوری استفان میت.
۸- مدل مدیریت نوآوری آمبرگر.
۹- مدل مدیریت نوآوری لومیت.
اینها تنها چند نمونه از مدلهای معروف مدیریت نوآوری هستند و هر کدام از این مدلها دارای ویژگیها، مزایا و معایب خود هستند و بستگی به نیازها و شرایط، میتوان یک مدل مناسب را انتخاب کرد، یا حتی میتوان از مدلهای مختلف الهام گرفت و آنها را با توجه به نیازهای خاص سازمان و مجموعه خود ترکیب نمود.
✳️ رهبر قدرتمند و محترم!
✅ استفن کاوی، در کتاب "انسانهای موثر" تاکید دارد که هر چه دیگران به رهبر بیشتر احترام بگذارند، قدرت او بر دیگران برحقتر خواهد بود. او ۱۰ توصیه را نیز برای افزایش قدرت و احترام رهبر در نزد دیگران بر میشمارد:
🔹متقاعد سازی: در میان گذاشتن دلایل و منطق خود با دیگران، اعلام موضع و نظر رهبری و همزمان با آن احترام عمیق به نقطهنظرها و آرای پیروان، پایبندی به حفظ تماس با پیروان تا حصول نتیجه به شکلی که متضمن منافع همگان باشد.
🔸شکیبایی: رهبر باید به رغم همه مشکلات، ناکامیها و اشتباهاتِ احتمالی پیروان، به چشمانداز بلندمدت خود نظر کند و صرفنظر از همه موانع و مقاومتهای کوتاهمدت به هدفهای خود پایبند باشد.
🔹وقار و متانت: به جای برخورد تند و خصمانه به هنگام روبرو شدن با آسیب پذیریها، افشاگریها و احساسات احتمالی پیروان، از خود وقار و متانت نشان دهد.
🔸تعلیم پذیری: به این معنا که رهبر خود را در موضعی احساس نکند که همه جواب ها را میداند و بهتر از هر کس میتواند درباره همه مسائل قضاوت کند و نظر بدهد.
🔹پذیرش: خودداری از قضاوت، رعایت امکانِ در اشتباه بودن و شرطی را برای درست و برحق بودن خود در نظر گرفتن.
🔸مهربانی: حساس بودن، توجه کردن، محبت نمودن و به خاطر داشتن محاسن و اقدامات مفید دیگران.
🔹بیآلایشی:جمعآوری اطلاعات دقیق درباره پیروان و نقطهنظرها و چشماندازهای آنها؛ این که چه هستند و چه میتوانند بشوند. توجه کامل به نیات، ارزشها و هدفهای پیروان به جای توجه صرف به رفتار آنها.
🔸رو در رو شدن محبتآمیز و اعتراف به اشتباهات، و اینکه پیروان برای اصلاح شرایط چه میتوانند بکنند؛ فراهم آوردن زمینه برای خطر کردن سالم.
🔹مداومت: بدین معنا که روش رهبری شما سلطهجویانه و فریبآمیز نیست که به اقتضای شرایط از آن استفاه میکنید و در معرض بحرانها و چالش ها تغییر رنگ میدهید؛ نشاط دادن، پایبندی به اصول و ارزشهای ابراز شده، پایبندی به منش و خویشتن واقعی.
🔸تمامیت وجود: همخوان بودن حرف و احساسات و با افکار و اعمال با توجه به خیر و صلاح دیگران، درصدد اغفال دیگران برنیامدن و استفاده نکردن از فریب و سلطه جویی./ راهنامه مدیر
✅ استفن کاوی، در کتاب "انسانهای موثر" تاکید دارد که هر چه دیگران به رهبر بیشتر احترام بگذارند، قدرت او بر دیگران برحقتر خواهد بود. او ۱۰ توصیه را نیز برای افزایش قدرت و احترام رهبر در نزد دیگران بر میشمارد:
🔹متقاعد سازی: در میان گذاشتن دلایل و منطق خود با دیگران، اعلام موضع و نظر رهبری و همزمان با آن احترام عمیق به نقطهنظرها و آرای پیروان، پایبندی به حفظ تماس با پیروان تا حصول نتیجه به شکلی که متضمن منافع همگان باشد.
🔸شکیبایی: رهبر باید به رغم همه مشکلات، ناکامیها و اشتباهاتِ احتمالی پیروان، به چشمانداز بلندمدت خود نظر کند و صرفنظر از همه موانع و مقاومتهای کوتاهمدت به هدفهای خود پایبند باشد.
🔹وقار و متانت: به جای برخورد تند و خصمانه به هنگام روبرو شدن با آسیب پذیریها، افشاگریها و احساسات احتمالی پیروان، از خود وقار و متانت نشان دهد.
🔸تعلیم پذیری: به این معنا که رهبر خود را در موضعی احساس نکند که همه جواب ها را میداند و بهتر از هر کس میتواند درباره همه مسائل قضاوت کند و نظر بدهد.
🔹پذیرش: خودداری از قضاوت، رعایت امکانِ در اشتباه بودن و شرطی را برای درست و برحق بودن خود در نظر گرفتن.
🔸مهربانی: حساس بودن، توجه کردن، محبت نمودن و به خاطر داشتن محاسن و اقدامات مفید دیگران.
🔹بیآلایشی:جمعآوری اطلاعات دقیق درباره پیروان و نقطهنظرها و چشماندازهای آنها؛ این که چه هستند و چه میتوانند بشوند. توجه کامل به نیات، ارزشها و هدفهای پیروان به جای توجه صرف به رفتار آنها.
🔸رو در رو شدن محبتآمیز و اعتراف به اشتباهات، و اینکه پیروان برای اصلاح شرایط چه میتوانند بکنند؛ فراهم آوردن زمینه برای خطر کردن سالم.
🔹مداومت: بدین معنا که روش رهبری شما سلطهجویانه و فریبآمیز نیست که به اقتضای شرایط از آن استفاه میکنید و در معرض بحرانها و چالش ها تغییر رنگ میدهید؛ نشاط دادن، پایبندی به اصول و ارزشهای ابراز شده، پایبندی به منش و خویشتن واقعی.
🔸تمامیت وجود: همخوان بودن حرف و احساسات و با افکار و اعمال با توجه به خیر و صلاح دیگران، درصدد اغفال دیگران برنیامدن و استفاده نکردن از فریب و سلطه جویی./ راهنامه مدیر
👍2
✳️ یک رهبر واقعی کیست؟
✅ "یک رهبر واقعی باید نحوه مدیریت شکستها و ناکامیها را بلد باشد." ... این جمله را عبدالکلام رئیسجمهور وقت هندوستان در سال ۲۰۰۸ و در اجلاس اقتصادی فیلادلفیا گفت.
خبرنگاری از او پرسید: آیا میتوانید از بین تجربههای خودتان مثالی بزنید دربارۀ اینکه رهبران چگونه باید شکستها را مدیریت کنند؟
پاسخ عبدالکلام چنین بود: در سال ۱۹۷۳ من بهعنوان مدیر پروژۀ پرتاب نخستین ماهوارۀ هند برگزیده شدم و بودجه و نیروی انسانی کافی دراختیار من قرار داده شد. در عین حال بهطور شفاف و صریح گفتند که ماهواره باید تا سال ۱۹۸۰ به فضا ارسال شود و هزاران نفر در قالب نهادهای علمی و فنی برای رسیدن به این هدف همکاری میکردند تا اینکه برای انجام کار آماده شدیم و من بهعنوان مدیر پروژه به مرکز کنترل پرتاب ماهواره رفتم.
یک دقیقه قبل از پرتاب ماهواره، رایانه برنامۀ پرتاب را متوقف و اعلام کرد که بعضی از مولفههای کنترلی درست کار نمیکند؛ اما کارشناسان و خبرگان ِ فن که اطراف من بودند اطمینان دادند که مشکلی نیست و آنها همه محاسبات لازم را کردهاند.
من هم با توجه به حرف آنها کنترل شبکه را از «کامپیوتری» به حالت «دستی» تغییر دادم و دکمه پرتاب موشک را زدم اما ماهواره به جای آنکه در مدار زمین قرار بگیرد در خلیج بنگال سقوط کرد و این یک شکست بزرگ بود!
آن روز، پروفسور داوان، رئیس سازمان فضایی هند از قبل ترتیب یک اجلاس مطبوعاتی را داده بود و روزنامهنگارانی از سراسر جهان در آن حضور داشتند. پروفسور داوان خودش در اجلاس مطبوعاتی شرکت کرد و مسئولیت شکست را بر عهده گرفت و گفت: گروه پروژه بسیار سخت کار کردهاند اما از نظر فناوری به پشتیبانی بیشتری نیاز داریم و قول داد که سال بعد پرتاب موفق خواهد شد...
در واقع، من مدیر پروژه بودم و این شکست به خاطر اشتباه من حاصل شده بود اما او به عنوان رئیس سازمان مسئولیتش را بر عهده گرفت!
سال بعد دوباره برنامه پرتاب ماهواره را آزمایش کردیم و این بار همه چیز موفقیتآمیز بود و تمام ملت هند غرق در افتخار شدند. این بار پروفسور داوان به من گفت: «امروز تو باید اجلاس مطبوعاتی را برگزار کنی!»
این بهترین درس مدیریتی من بود که از لابهلای کتابها بیرون نیامد و از یک تجربه حاصل شد زیرا آن روز فهمیدم که موفقیت یک کار جمعیست و افتخار آن متعلق به تمام اعضای سازمان و گروه است. ولی مسئولیت پذیرفتن شکست قطعا به گردن سرمربیست و اوست که باید این وظیفه را بر عهده بگیرد.
بازنشرازکانال دکترشهبازمرادی
✅ "یک رهبر واقعی باید نحوه مدیریت شکستها و ناکامیها را بلد باشد." ... این جمله را عبدالکلام رئیسجمهور وقت هندوستان در سال ۲۰۰۸ و در اجلاس اقتصادی فیلادلفیا گفت.
خبرنگاری از او پرسید: آیا میتوانید از بین تجربههای خودتان مثالی بزنید دربارۀ اینکه رهبران چگونه باید شکستها را مدیریت کنند؟
پاسخ عبدالکلام چنین بود: در سال ۱۹۷۳ من بهعنوان مدیر پروژۀ پرتاب نخستین ماهوارۀ هند برگزیده شدم و بودجه و نیروی انسانی کافی دراختیار من قرار داده شد. در عین حال بهطور شفاف و صریح گفتند که ماهواره باید تا سال ۱۹۸۰ به فضا ارسال شود و هزاران نفر در قالب نهادهای علمی و فنی برای رسیدن به این هدف همکاری میکردند تا اینکه برای انجام کار آماده شدیم و من بهعنوان مدیر پروژه به مرکز کنترل پرتاب ماهواره رفتم.
یک دقیقه قبل از پرتاب ماهواره، رایانه برنامۀ پرتاب را متوقف و اعلام کرد که بعضی از مولفههای کنترلی درست کار نمیکند؛ اما کارشناسان و خبرگان ِ فن که اطراف من بودند اطمینان دادند که مشکلی نیست و آنها همه محاسبات لازم را کردهاند.
من هم با توجه به حرف آنها کنترل شبکه را از «کامپیوتری» به حالت «دستی» تغییر دادم و دکمه پرتاب موشک را زدم اما ماهواره به جای آنکه در مدار زمین قرار بگیرد در خلیج بنگال سقوط کرد و این یک شکست بزرگ بود!
آن روز، پروفسور داوان، رئیس سازمان فضایی هند از قبل ترتیب یک اجلاس مطبوعاتی را داده بود و روزنامهنگارانی از سراسر جهان در آن حضور داشتند. پروفسور داوان خودش در اجلاس مطبوعاتی شرکت کرد و مسئولیت شکست را بر عهده گرفت و گفت: گروه پروژه بسیار سخت کار کردهاند اما از نظر فناوری به پشتیبانی بیشتری نیاز داریم و قول داد که سال بعد پرتاب موفق خواهد شد...
در واقع، من مدیر پروژه بودم و این شکست به خاطر اشتباه من حاصل شده بود اما او به عنوان رئیس سازمان مسئولیتش را بر عهده گرفت!
سال بعد دوباره برنامه پرتاب ماهواره را آزمایش کردیم و این بار همه چیز موفقیتآمیز بود و تمام ملت هند غرق در افتخار شدند. این بار پروفسور داوان به من گفت: «امروز تو باید اجلاس مطبوعاتی را برگزار کنی!»
این بهترین درس مدیریتی من بود که از لابهلای کتابها بیرون نیامد و از یک تجربه حاصل شد زیرا آن روز فهمیدم که موفقیت یک کار جمعیست و افتخار آن متعلق به تمام اعضای سازمان و گروه است. ولی مسئولیت پذیرفتن شکست قطعا به گردن سرمربیست و اوست که باید این وظیفه را بر عهده بگیرد.
بازنشرازکانال دکترشهبازمرادی
👍1
✳️ مدیریت نوآوری، مدلِ لیندهلم؛
✅ مدل مدیریت نوآوری لیندهلم یکی از مدلهای مشهور در حوزه مدیریت نوآوری است که توسط استاد پیتر لیندهلم توسعه داده شده است. این مدل بر اساس چهار مرحله کلیدی یعنی کشف، توسعه، تجاریسازی و مدیریت فرآیند نوآوری را مدیریت میکند.
در مرحله کشف، سازمان به دنبال شناسایی فرصتهای نوآورانه در داخل و خارج سازمان میباشد. این فرصتها میتوانند از طریق تحقیق و توسعه داخلی، همکاری با سازمانها و شرکتهای دیگر، یا حتی خرید فناوریهای جدید به دست آورده شوند.
در مرحله توسعه، فرصتهای شناسایی شده توسط تیمهای تحقیق و توسعه به تجربه و تکنولوژی تبدیل میشوند. در این مرحله، تیمهای تخصصی برای انجام آزمایشها، طراحی و توسعه محصولات نوآورانه و فناوریهای جدید مشغول به فعالیت میشوند.
در مرحله تجاریسازی، تمرکز بر تبدیل محصولات و فناوریهای توسعه یافته به محصولات و خدمات قابل فروش و سودآور است. این شامل استراتژیهای بازاریابی، توزیع، قیمتگذاری و پشتیبانی محصول میشود.
در مرحله مدیریت، فرآیند نوآوری به طور کامل مدیریت و کنترل میشود. در این مرحله، تمرکز بر مدیریت منابع، برنامهریزی، کنترل پروژهها و ارزیابی عملکرد نوآوری است.
مدل مدیریت نوآوری لیندهلم با تمرکز بر روی چهار مرحله اصلی فرآیند نوآوری، به سازمانها کمک میکند تا فرآیند نوآوری خود را بهبود بخشند و نتایج بهتری در حوزه نوآوری و توسعه محصولات و خدمات بدست آورند.
✅ مدل مدیریت نوآوری لیندهلم یکی از مدلهای مشهور در حوزه مدیریت نوآوری است که توسط استاد پیتر لیندهلم توسعه داده شده است. این مدل بر اساس چهار مرحله کلیدی یعنی کشف، توسعه، تجاریسازی و مدیریت فرآیند نوآوری را مدیریت میکند.
در مرحله کشف، سازمان به دنبال شناسایی فرصتهای نوآورانه در داخل و خارج سازمان میباشد. این فرصتها میتوانند از طریق تحقیق و توسعه داخلی، همکاری با سازمانها و شرکتهای دیگر، یا حتی خرید فناوریهای جدید به دست آورده شوند.
در مرحله توسعه، فرصتهای شناسایی شده توسط تیمهای تحقیق و توسعه به تجربه و تکنولوژی تبدیل میشوند. در این مرحله، تیمهای تخصصی برای انجام آزمایشها، طراحی و توسعه محصولات نوآورانه و فناوریهای جدید مشغول به فعالیت میشوند.
در مرحله تجاریسازی، تمرکز بر تبدیل محصولات و فناوریهای توسعه یافته به محصولات و خدمات قابل فروش و سودآور است. این شامل استراتژیهای بازاریابی، توزیع، قیمتگذاری و پشتیبانی محصول میشود.
در مرحله مدیریت، فرآیند نوآوری به طور کامل مدیریت و کنترل میشود. در این مرحله، تمرکز بر مدیریت منابع، برنامهریزی، کنترل پروژهها و ارزیابی عملکرد نوآوری است.
مدل مدیریت نوآوری لیندهلم با تمرکز بر روی چهار مرحله اصلی فرآیند نوآوری، به سازمانها کمک میکند تا فرآیند نوآوری خود را بهبود بخشند و نتایج بهتری در حوزه نوآوری و توسعه محصولات و خدمات بدست آورند.
✳️ چرا به راه ژاپن نرفتیم؟
✅ ژاپن شاید مهم ترین کشوری است که نخبگان ایرانی به ویژه در دوران تجدد رویای دست یابی به آن را در ذهن داشتند. اصلاحات امپراتور میجی هم تقریبا ده سال بعد از اصلاحات امیرکبیر آغاز شد و با پیروزی اصلاح گرایان بر حامیان نظم موجود در ژاپن ادامه یافت. این در حالی است که نظم میرزا تقی خانی بعد از سه سال و با قتل او متوقف، و فرآیند تجدد با سکته ای زودهنگام روبرو شد. روشن است که موانع مهمی در کار بودند که کشوری بدون وجود منابع طبیعی توانست به قدرتی مهم در اقتصاد جهان تبدیل شود ولی ما هنوز نتوانسته ایم با داشتن سرمایه های فراوان به جایگاه شایسته ای در جهان دست یابیم. یادداشت زیر می کوشد تا از عللی سخن بگوید که در همان ابتدا دو کشور را به مسیرهای متفاوتی هدایت کرد:
🔹رقابت مخرب روس و انگلیس در ایران: کشور ما در دویست سال گذشته شرایطی بدتر از استعمار مستقیم را تجربه کرده است. اگر هند یا مالزی به دلیل مستعمره شدن موفق به کسب بوروکراسی شده و اذن ورود به دوران حاکمیت قانون را یافتند، رقابت و مداخلات روسیه و انگلستان در دربار ایران، جز خسران برای ایران به ویژه در دوران قاجار چیزی به همراه نیاورد. در این مسیر تمامی تحرکات اصلاحی با کارشکنی بیگانگان مواجه، و کشور به گوشت قربانی مطامع دو قدرت مستقر در مرزهای شمالی و جنوبی تبدیل شد.
🔸فقدان رهبری اصلاح گرا: اگر ژاپن تحت حکمرانی امپراتور میجی توانست به شناختی واقعی از وضعیت خود و غرب دست یافته و سپس با کنار زدن مخالفان محافظه کار به اصلاحاتی بنیادین در ساختارهای کشور دست زند، در ایران ما با فقدان رهبری اصلاح گر برای تغییر وضعیت کشور مواجه بودیم. امیر کبیر و بعد از او میرزا حسین خان سپهسالار هم از قدرت کافی برای راهبری کشور به مسیر توسعه یافتگی برخوردار نبودند و این چنین فرصتی تاریخی برای ایرانیان از کف رفت.
🔹تعارض منافع در ساختار قدرت: بر خلاف ژاپن، دربار ایران به ویژه در عصر ناصری به عرصه ای برای کشمکش میان منافع مختلف کنش گران تبدیل شده بود. جدا از مقاماتی که در عمل کارگزار روس و انگلیس بودند، مادر ناصرالدین شاه، برخی از روحانیون، پاره ای از شاهزادگان ناراضی از اقدامات اصلاحی امیر کبیر و ... مجموعه ای متنوع را در برابر تغییر بنیادین وضعیت کشور تشکیل داده بودند که نهایتا حول دو اصل به وحدت رسیدند: رفتن امیر و حفظ وضع موجود!
🔸فقدان عزم سیاسی برای توسعه: بر خلاف ژاپن که تحت رهبری امپراتور میجی هیات هایی را برای بازدید از مدارس، دانشگاه ها، کارخانجات و صنایع غربیان و درس آموزی از آن ها راهی اروپا کرد، پادشاهان قاجار بیشتر برای تمتع جویی های شبانه به اروپا عزیمت می کردند. هزینه این سفرها هم بیشتر از طریق برخی واگذاری ها به بیگانگان تامین می شد. ژاپن اما اگر چه با همه مدل های توسعه غربی آشنا شد ولی در اخذ الگوهای مطلوب خود دست به گزینش زد و کوشید تا هماهنگی یک مدل با ویژگی های فرهنگی خود را مدنظر قرار دهد.
🔺نکته پایانی: امروزه تقریباً روشن شده است که توسعه یافتگی یک کشور ارتباط مستقیمی با نقش رهبران آن دارد. آشنایی با غرب، توسعه گرایی، انعطاف پذیری، بهبود خواهی و حساسیت نسبت به فرصت های تاریخی فراروی یک کشور از ویژگی هایی است که توانست ژاپن تحت رهبری امپراتور میجی را در مسیر توسعه یافتگی و کسب جایگاه شایسته جهانی هدایت کند.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ ژاپن شاید مهم ترین کشوری است که نخبگان ایرانی به ویژه در دوران تجدد رویای دست یابی به آن را در ذهن داشتند. اصلاحات امپراتور میجی هم تقریبا ده سال بعد از اصلاحات امیرکبیر آغاز شد و با پیروزی اصلاح گرایان بر حامیان نظم موجود در ژاپن ادامه یافت. این در حالی است که نظم میرزا تقی خانی بعد از سه سال و با قتل او متوقف، و فرآیند تجدد با سکته ای زودهنگام روبرو شد. روشن است که موانع مهمی در کار بودند که کشوری بدون وجود منابع طبیعی توانست به قدرتی مهم در اقتصاد جهان تبدیل شود ولی ما هنوز نتوانسته ایم با داشتن سرمایه های فراوان به جایگاه شایسته ای در جهان دست یابیم. یادداشت زیر می کوشد تا از عللی سخن بگوید که در همان ابتدا دو کشور را به مسیرهای متفاوتی هدایت کرد:
🔹رقابت مخرب روس و انگلیس در ایران: کشور ما در دویست سال گذشته شرایطی بدتر از استعمار مستقیم را تجربه کرده است. اگر هند یا مالزی به دلیل مستعمره شدن موفق به کسب بوروکراسی شده و اذن ورود به دوران حاکمیت قانون را یافتند، رقابت و مداخلات روسیه و انگلستان در دربار ایران، جز خسران برای ایران به ویژه در دوران قاجار چیزی به همراه نیاورد. در این مسیر تمامی تحرکات اصلاحی با کارشکنی بیگانگان مواجه، و کشور به گوشت قربانی مطامع دو قدرت مستقر در مرزهای شمالی و جنوبی تبدیل شد.
🔸فقدان رهبری اصلاح گرا: اگر ژاپن تحت حکمرانی امپراتور میجی توانست به شناختی واقعی از وضعیت خود و غرب دست یافته و سپس با کنار زدن مخالفان محافظه کار به اصلاحاتی بنیادین در ساختارهای کشور دست زند، در ایران ما با فقدان رهبری اصلاح گر برای تغییر وضعیت کشور مواجه بودیم. امیر کبیر و بعد از او میرزا حسین خان سپهسالار هم از قدرت کافی برای راهبری کشور به مسیر توسعه یافتگی برخوردار نبودند و این چنین فرصتی تاریخی برای ایرانیان از کف رفت.
🔹تعارض منافع در ساختار قدرت: بر خلاف ژاپن، دربار ایران به ویژه در عصر ناصری به عرصه ای برای کشمکش میان منافع مختلف کنش گران تبدیل شده بود. جدا از مقاماتی که در عمل کارگزار روس و انگلیس بودند، مادر ناصرالدین شاه، برخی از روحانیون، پاره ای از شاهزادگان ناراضی از اقدامات اصلاحی امیر کبیر و ... مجموعه ای متنوع را در برابر تغییر بنیادین وضعیت کشور تشکیل داده بودند که نهایتا حول دو اصل به وحدت رسیدند: رفتن امیر و حفظ وضع موجود!
🔸فقدان عزم سیاسی برای توسعه: بر خلاف ژاپن که تحت رهبری امپراتور میجی هیات هایی را برای بازدید از مدارس، دانشگاه ها، کارخانجات و صنایع غربیان و درس آموزی از آن ها راهی اروپا کرد، پادشاهان قاجار بیشتر برای تمتع جویی های شبانه به اروپا عزیمت می کردند. هزینه این سفرها هم بیشتر از طریق برخی واگذاری ها به بیگانگان تامین می شد. ژاپن اما اگر چه با همه مدل های توسعه غربی آشنا شد ولی در اخذ الگوهای مطلوب خود دست به گزینش زد و کوشید تا هماهنگی یک مدل با ویژگی های فرهنگی خود را مدنظر قرار دهد.
🔺نکته پایانی: امروزه تقریباً روشن شده است که توسعه یافتگی یک کشور ارتباط مستقیمی با نقش رهبران آن دارد. آشنایی با غرب، توسعه گرایی، انعطاف پذیری، بهبود خواهی و حساسیت نسبت به فرصت های تاریخی فراروی یک کشور از ویژگی هایی است که توانست ژاپن تحت رهبری امپراتور میجی را در مسیر توسعه یافتگی و کسب جایگاه شایسته جهانی هدایت کند.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ 👆 بزرگترین کشورهای واردکننده جهان کدامند؟
✅ آمریکا با وارداتی به ارزش ۳.۴ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۲، بزرگترین کشور واردکننده در جهان است.
🔹 در سال ۲۰۲۲، ارزش واردات جهانی به ۲۵.۶ تریلیون دلار رسید که تقریبا معادل تولید ناخالص داخلی آمریکا بود.
🔹تجارت جهانی که موتور رشد اقتصاد است، انتخابهای مصرف کننده را گستردهتر کرده و میتواند قیمت تمام شده کالاها را پایین بیاورد. برای کسب و کارها هم کیفیت مواد را بهبود بخشیده و رقابت پذیری آنها را تقویت میکند.
🔹نمودار شرکت ویژوال کپیتالیست، ۵۰ کشور واردکننده بزرگ را بر اساس آمار سازمان جهانی تجارت، نشان میدهد.
کدام کشورها بیشترین واردات کالا را داشتهاند؟
🔹آمریکا با وارداتی به ارزش ۳.۴ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۲، بزرگترین کشور واردکننده در جهان است. هر چند تورم بالاتر و ابهامات بازار، بر اقتصاد آمریکا سایه افکنده است اما واردات این کشور، سالانه ۱۵ درصد رشد کرد و چین، بزرگترین شریک واردکننده کالای این کشور بوده است.
🔹ارزش واردات چین که دومین اقتصاد بزرگ جهان است، به ۲.۷ تریلیون دلار رسید اما در سال ۲۰۲۲ کند شد.
🔹تایوان که بزرگترین شریک تجاری چین برای واردات است، بزرگترین تامین کننده محصولات الکترونیکی از جمله تراشههای نیمهرسانا بوده است. با این حال، روابط تجاری چین و تایوان، به دلیل تنشهای ژئوپلیتیکی که ممنوعیت واردات را به همراه داشته، پیچیده بوده است.
🔹تعدادی از کشورهای اروپایی که در راس آنها آلمان و هلند قرار دارند هم در فهرست ۱۰ کشور واردکننده برتر جهان حضور دارند. در مجموع، اتحادیه اروپا، بزرگترین واردکننده کالاهای کشاورزی، سوخت و محصولات معدنی و محصولات خودرویی است.
وضعیت تجارت جهانی
🔹سازمان تجارت جهانی پیش بینی میکند که حجم واردات در سراسر آمریکای شمالی و جنوبی، آسیا و اروپا در سال ۲۰۲۳، تا ۱.۲ درصد کاهش پیدا میکند که تا حدی، ناشی از تقاضای کندتر در اقتصادهای تولیدکننده است.
🔹در نیمه اول سال ۲۰۲۳، سهم کالاهای واسطهای در تجارت جهان، به ۴۵.۸ درصد رسید که در مقایسه با میانگین سه ساله ۵۱ درصد، کاهش داشت. از یک سو، این ممکن است نشان دهنده رشد منفی زنجیره تامین باشد و از سوی دیگر ممکن است به دلیل تاثیر قیمتهای بالاتر کالا باشد که تاثیر بزرگتری روی قیمت کالاهای واسطهای به نسبت کالاهای نهایی، دارد.
🔹با این حال، عوامل دیگر هم روی جریان تجارت، تاثیرگذار بوده اند که شامل یارانهها، ممنوعیتهای صادراتی و سیاست قانونگذاری بوده است.
🔹بر اساس گزارش اویل پرایس، با در نظر گرفتن این عوامل، روندهای گسترده ضد جهانی سازی را باید منتظر ماند و دید.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ آمریکا با وارداتی به ارزش ۳.۴ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۲، بزرگترین کشور واردکننده در جهان است.
🔹 در سال ۲۰۲۲، ارزش واردات جهانی به ۲۵.۶ تریلیون دلار رسید که تقریبا معادل تولید ناخالص داخلی آمریکا بود.
🔹تجارت جهانی که موتور رشد اقتصاد است، انتخابهای مصرف کننده را گستردهتر کرده و میتواند قیمت تمام شده کالاها را پایین بیاورد. برای کسب و کارها هم کیفیت مواد را بهبود بخشیده و رقابت پذیری آنها را تقویت میکند.
🔹نمودار شرکت ویژوال کپیتالیست، ۵۰ کشور واردکننده بزرگ را بر اساس آمار سازمان جهانی تجارت، نشان میدهد.
کدام کشورها بیشترین واردات کالا را داشتهاند؟
🔹آمریکا با وارداتی به ارزش ۳.۴ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۲، بزرگترین کشور واردکننده در جهان است. هر چند تورم بالاتر و ابهامات بازار، بر اقتصاد آمریکا سایه افکنده است اما واردات این کشور، سالانه ۱۵ درصد رشد کرد و چین، بزرگترین شریک واردکننده کالای این کشور بوده است.
🔹ارزش واردات چین که دومین اقتصاد بزرگ جهان است، به ۲.۷ تریلیون دلار رسید اما در سال ۲۰۲۲ کند شد.
🔹تایوان که بزرگترین شریک تجاری چین برای واردات است، بزرگترین تامین کننده محصولات الکترونیکی از جمله تراشههای نیمهرسانا بوده است. با این حال، روابط تجاری چین و تایوان، به دلیل تنشهای ژئوپلیتیکی که ممنوعیت واردات را به همراه داشته، پیچیده بوده است.
🔹تعدادی از کشورهای اروپایی که در راس آنها آلمان و هلند قرار دارند هم در فهرست ۱۰ کشور واردکننده برتر جهان حضور دارند. در مجموع، اتحادیه اروپا، بزرگترین واردکننده کالاهای کشاورزی، سوخت و محصولات معدنی و محصولات خودرویی است.
وضعیت تجارت جهانی
🔹سازمان تجارت جهانی پیش بینی میکند که حجم واردات در سراسر آمریکای شمالی و جنوبی، آسیا و اروپا در سال ۲۰۲۳، تا ۱.۲ درصد کاهش پیدا میکند که تا حدی، ناشی از تقاضای کندتر در اقتصادهای تولیدکننده است.
🔹در نیمه اول سال ۲۰۲۳، سهم کالاهای واسطهای در تجارت جهان، به ۴۵.۸ درصد رسید که در مقایسه با میانگین سه ساله ۵۱ درصد، کاهش داشت. از یک سو، این ممکن است نشان دهنده رشد منفی زنجیره تامین باشد و از سوی دیگر ممکن است به دلیل تاثیر قیمتهای بالاتر کالا باشد که تاثیر بزرگتری روی قیمت کالاهای واسطهای به نسبت کالاهای نهایی، دارد.
🔹با این حال، عوامل دیگر هم روی جریان تجارت، تاثیرگذار بوده اند که شامل یارانهها، ممنوعیتهای صادراتی و سیاست قانونگذاری بوده است.
🔹بر اساس گزارش اویل پرایس، با در نظر گرفتن این عوامل، روندهای گسترده ضد جهانی سازی را باید منتظر ماند و دید.
https://t.me/ExecutiveManagement