✳️ تورم سالانه در آبانماه به 44.9 درصد رسید؟!
✅ بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، در آبان امسال نرخ تورم سالانه برای خانوارهای کشور به ۴۴.۹ درصد رسیده که نسبت به تورم سالانه مهرماه، ۰.۶ درصد کاهش داشته است.
🔹همچنین تورم نقطهبهنقطه خانوارهای کشور در این ماه نیز، ۳۹.۲ درصد بوده است. این یعنی خانوارهای کشور بهطور میانگین، ۳۹.۲ درصد بیشتر از آبان ماه ۱۴۰۱، برای خرید یک مجموعه کالاها و خدمات یکسان، هزینه کردهاند. تورم نقطهبهنقطه آبان ماه ۱۴۰۲، در مقایسه با ماه قبل، بدون تغییر بوده است.
🔹همچنین در آبان ماه امسال تورم ماهانه خانوارهای کشور برابر ۲.۲ درصد بوده که نسبت به تورم 2.3 درصدی مهرماه 0.1 درصد کاهش داشته است.
🔹بر اساس این گزارش، تورم ماهانه برای گروههای عمده «خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات»، یک درصد و برای گروه عمده «کالاهای غیرخوراکی و خدمات»، ۲.۷ درصد بوده است.
🔹متن کامل گزارش را در لینک زیر بخوانید:
https://otaghiranonline.ir/news/68520
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، در آبان امسال نرخ تورم سالانه برای خانوارهای کشور به ۴۴.۹ درصد رسیده که نسبت به تورم سالانه مهرماه، ۰.۶ درصد کاهش داشته است.
🔹همچنین تورم نقطهبهنقطه خانوارهای کشور در این ماه نیز، ۳۹.۲ درصد بوده است. این یعنی خانوارهای کشور بهطور میانگین، ۳۹.۲ درصد بیشتر از آبان ماه ۱۴۰۱، برای خرید یک مجموعه کالاها و خدمات یکسان، هزینه کردهاند. تورم نقطهبهنقطه آبان ماه ۱۴۰۲، در مقایسه با ماه قبل، بدون تغییر بوده است.
🔹همچنین در آبان ماه امسال تورم ماهانه خانوارهای کشور برابر ۲.۲ درصد بوده که نسبت به تورم 2.3 درصدی مهرماه 0.1 درصد کاهش داشته است.
🔹بر اساس این گزارش، تورم ماهانه برای گروههای عمده «خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات»، یک درصد و برای گروه عمده «کالاهای غیرخوراکی و خدمات»، ۲.۷ درصد بوده است.
🔹متن کامل گزارش را در لینک زیر بخوانید:
https://otaghiranonline.ir/news/68520
https://t.me/ExecutiveManagement
otaghiranonline
تورم سالانه در آبانماه به 44.9 درصد رسید
بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، در آبان امسال نرخ تورم سالانه مصرفکننده با 0.6 درصد کاهش به 44.9درصد رسید. در این ماه تورم نقطه به نقطه 39.2 درصد و تورم ماهانه 2.2 درصد محاسبه شده است.
✳️ خطای علت واحد: جستجوی سپر بلا از عصر حجر!
✅ هر فرد منطقیای میداند هیچ عامل واحدی مسبب وقایعی مانند یک تابستان خوشایند در هند، طلاق یک دوست، جنگ جهانی اول، سرطان، تیراندازی در یک مدرسه و موفقیت جهانی یک شرکت نیست. به عبارت دیگر ، صدها ، هزارها یا تعداد بیشماری از عوامل در کنار هم جمع میشوند. با این حال ما مدام تلاش میکنیم فقط یک عامل را سرزنش کنیم.
🔸تولستوی در بخشی از کتاب "جنگ و صلح" درست به هدف می زند: "وقتی سیبی میرسد و میافتد، چه چیزی باعث افتادن آن میشود؟ به این خاطر که زمین جذبش میکند، به این دلیل که ساقه پژمرده شده، یا خورشید آنرا خشک کرده، سنگینتر شده، باد آنرا تکان داده یا به خاطر پسری که پایین درخت میخواهد آن را بخورد؟ یک عامل واحد، علت آن نیست."
🔸تصور کن مدیر تولید یک برند شناخته شده "کرن فلکس" برای صبحانه هستی. به تازگی محصول جدیدی معرفی کردهای. بعد از یک ماه متاسفانه معلوم می شود محصول جدید شکست خورده است. برای پیدا کردن علت، چگونه عمل میکنی؟
▪️اول باید بدانی هیچگاه فقط یک علت وجود ندارد. یک برگه کاغذ بردار و بطور خلاصه تمام دلایل احتمالی را روی آن بنویس. برای دلایل پشت این دلایل هم همین فرآیند را انجام بده. بعد از مدتی با شبکه ای از عوامل تاثیرگذار احتمالی مواجه خواهی شد.
▪️دوم، آنهایی را که می توانی تغییر بدهی مشخص کن و بقیه را که نمی توانی، پاک کن.
▪️سوم، با تغییر دادن فاکتورهای مشخص شده در بازارهای مختلف، آزمایشهای تجربی را اجرا کن. این کار به زمان و پول نیاز دارد اما تنها راه فرار از باتلاق فرضیات سطحی است.
🔸اعمال ما از برهم کنش هزاران عامل، از استعداد ذاتی گرفته تا تربیت، و از تحصیلات تا تمرکز هورمونها بین تکتک سلولهای مغز ناشی میشود.
تا زمانی که به دلایل واحد باور داشته باشیم، همیشه قادر خواهیم بود پیروزیها و شکستها را به افراد نسبت دهیم و آنها را مسئول خطاب کنیم. این جستجوی احمقانه به دنبال سپربلا، دست به دست و به زور منتقل میشود؛ بازیای که هزاران سال است مردم سرگرمش هستند!
👤رولف دوبلی
📖هنر شفاف اندیشیدن
✅ هر فرد منطقیای میداند هیچ عامل واحدی مسبب وقایعی مانند یک تابستان خوشایند در هند، طلاق یک دوست، جنگ جهانی اول، سرطان، تیراندازی در یک مدرسه و موفقیت جهانی یک شرکت نیست. به عبارت دیگر ، صدها ، هزارها یا تعداد بیشماری از عوامل در کنار هم جمع میشوند. با این حال ما مدام تلاش میکنیم فقط یک عامل را سرزنش کنیم.
🔸تولستوی در بخشی از کتاب "جنگ و صلح" درست به هدف می زند: "وقتی سیبی میرسد و میافتد، چه چیزی باعث افتادن آن میشود؟ به این خاطر که زمین جذبش میکند، به این دلیل که ساقه پژمرده شده، یا خورشید آنرا خشک کرده، سنگینتر شده، باد آنرا تکان داده یا به خاطر پسری که پایین درخت میخواهد آن را بخورد؟ یک عامل واحد، علت آن نیست."
🔸تصور کن مدیر تولید یک برند شناخته شده "کرن فلکس" برای صبحانه هستی. به تازگی محصول جدیدی معرفی کردهای. بعد از یک ماه متاسفانه معلوم می شود محصول جدید شکست خورده است. برای پیدا کردن علت، چگونه عمل میکنی؟
▪️اول باید بدانی هیچگاه فقط یک علت وجود ندارد. یک برگه کاغذ بردار و بطور خلاصه تمام دلایل احتمالی را روی آن بنویس. برای دلایل پشت این دلایل هم همین فرآیند را انجام بده. بعد از مدتی با شبکه ای از عوامل تاثیرگذار احتمالی مواجه خواهی شد.
▪️دوم، آنهایی را که می توانی تغییر بدهی مشخص کن و بقیه را که نمی توانی، پاک کن.
▪️سوم، با تغییر دادن فاکتورهای مشخص شده در بازارهای مختلف، آزمایشهای تجربی را اجرا کن. این کار به زمان و پول نیاز دارد اما تنها راه فرار از باتلاق فرضیات سطحی است.
🔸اعمال ما از برهم کنش هزاران عامل، از استعداد ذاتی گرفته تا تربیت، و از تحصیلات تا تمرکز هورمونها بین تکتک سلولهای مغز ناشی میشود.
تا زمانی که به دلایل واحد باور داشته باشیم، همیشه قادر خواهیم بود پیروزیها و شکستها را به افراد نسبت دهیم و آنها را مسئول خطاب کنیم. این جستجوی احمقانه به دنبال سپربلا، دست به دست و به زور منتقل میشود؛ بازیای که هزاران سال است مردم سرگرمش هستند!
👤رولف دوبلی
📖هنر شفاف اندیشیدن
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔳⭕️من آقای گاو هستم!
مجتبی لشکربلوکی
در یک مدرسه راهنمایی دخترانه کار می کردم و چند سالی بود که مدیر شده بودم. چند دقیقه مانده به زنگ تفریح، مردی با ظاهری آراسته وارد دفتر مدرسه شد و گفت: با خانم... دبیر کلاس دوم کار دارم و میخواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال کنم.
از او خواستم خودش را معرفی کند. گفت: من گاو هستم! خانم دبیر بنده را می شناسند. بفرمایید گاو آمده. ایشان متوجه می شوند چه کسی آمده. تعجب کردم و موضوع را به خانم دبیر گفتم.
یکه خورد و گفت: ممکن است این آقا اختلال رفتار داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من که چیزی نمیفهمم! از او خواستم پیش پدر این دانش آموز برود. با اکراه پذیرفت. مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی کرد: من گاو هستم!
معلم پاسخ داد خواهش میکنم، ولی ...
مرد ادامه داد شما بنده را به خوبی می شناسید. من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر۱۳ ساله ای که شما دیروز در کلاس، او را به همین نام صدا زدید... دبیر ما به لکنت افتاد و گفت: آخه، میدونید ...
بله، ممکن است واقعاً فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق میدهم. ولی بهتر بود مشکل انضباطی او را با من نیز در میان میگذاشتید. قطعاً من هم میتوانستم اندکی به شما کمک کنم. خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم گفتگو کردند.
آن آقا، در خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد و رفت. وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم روی آن نوشته شده بود: دکتر فلانی عضو هیأت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه ... (نویسنده: ناشناس)
☑️⭕️تحلیل و تجویز کاربردی:
خشونت آن گونه كه ما فکر می کنیم فقط محدود به خشونت فيزيكي و بدني نيست. عموما ما درگيري هاي فيزيكي یا تعرض جنسی را خشونت می دانیم. ولی واقعیت آنست که دامنة خشونت حوزه های گسترده تري دارد از جمله خشونت زبانی.
وقتی توهین می کنیم، قومی را مسخره می کنیم. صاحبان یک عقیده را تحقیر می کنیم. وقتی تهمت یا برچسب می زنیم یا تهدید می کنیم همه این ها خشونت است؛ منتها خشونت زبانی. بدون خون و خونریزی است. خشونت زبانی از درون می کُشد. تا حالا هیچ کس را دیده اید که به دلیل اینکه مسخره شده و یا فحش خورده باشد به اورژانس مراجعه کند؟ یا به پلیس شکایت کند؟ قربانیان خشونت زبانی، اثری از جای زخم بر بدنشان یا مدرک دیگری ندارند.
خشونت ابتدا در ذهن شكل مي گيرد بعد خود را در زبان نشان می دهد و سپس زمینه ساز خشونت فیزیکی می شود. وقتی رهبر یک گروه سیاسی در جامعه، افراد طرف مقابل را احمق، متعصب، متحجر، مغرض و فاسد معرفی می کند، ما به عنوان طرفداران او آمادگی لازم را پیدا می کنیم که در زمان مناسب با ماشین از روی او رد شویم. چرا؟ چون دیگر او را شایسته زندگی نمی دانیم! وقتی در یک ورزشگاه صد هزار نفری، طرفداران تیم مقابل را با ده ها فحش آبدار و ناموسی می نوازیم، زمینه را برای زد و خورد بعد از بازی فراهم می کنیم. وقتی ما جریان رقیب را فریب خورده و عامل دست دشمن معرفی می کنیم، آنگاه حذف سیاسی و فیزیکی رقیب مشروعیت پیدا می کند.
وقتی دختر همسایه را داف خطاب می کنم، راننده کناری را یابو، مشتری را گاو، دانش آموزم را خنگ و فرد قانون مدار را اُسکُل، همه این ها خشونت های زبانی یعنی آمادگی برای خشونت رفتاری در آینده؛ از تعرض جنسی بگیرید تا صدمه فیزیکی.
چه باید کرد؟
اولین کار این است که مهارت گفتگو را بیاموزیم. فقدان مهارتهای گفتوگو باعث می شود افراد نتوانند آنچه که مدنظر دارند را بهزبان روشن بیان کنند و ایده و احساس خود را در یک کلام خشن و تند تخلیه می کنند. تمرین گفتگو تمرین تخلیه ذهن و قلب به شیوه ای غیرخشونت آمیز است. آنانکه مسیر گفتگو را مسدود می کنند (چه برای خودشان چه برای دیگران) مسیر خشونت را هموار می کنند.
دومین کار این است که به خودمان بارها و بارها یادآوری کنیم کشتن آدم ها فقط به فرو کردن چاقو در سینه آنان نیست. دختر یا پسر، زن یا مردی که شخصیت اش تخریب شده، شرافت اش لکه دار شده، عزت نفس اش لگدمال شده دیگر زندگی نرمال نخواهد داشت. به خودم یادآوری کنم که جریان رقیب من، طرفداران تیم مقابل، صاحبان دین و مذهب و اندیشه متفاوت از من، نه بی شعور هستند نه فاسد نه احمق نه هوس باز نه فریب خورده نه ... آن ها فقط انسان هستند درست و دقیقا مانند من! آنگاه یاد خواهم گرفت کلمه گاو را فقط و فقط برای خود گاو بکار بگیرم نه کمتر و نه بیشتر.
@Dr_Lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
در یک مدرسه راهنمایی دخترانه کار می کردم و چند سالی بود که مدیر شده بودم. چند دقیقه مانده به زنگ تفریح، مردی با ظاهری آراسته وارد دفتر مدرسه شد و گفت: با خانم... دبیر کلاس دوم کار دارم و میخواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال کنم.
از او خواستم خودش را معرفی کند. گفت: من گاو هستم! خانم دبیر بنده را می شناسند. بفرمایید گاو آمده. ایشان متوجه می شوند چه کسی آمده. تعجب کردم و موضوع را به خانم دبیر گفتم.
یکه خورد و گفت: ممکن است این آقا اختلال رفتار داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من که چیزی نمیفهمم! از او خواستم پیش پدر این دانش آموز برود. با اکراه پذیرفت. مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی کرد: من گاو هستم!
معلم پاسخ داد خواهش میکنم، ولی ...
مرد ادامه داد شما بنده را به خوبی می شناسید. من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر۱۳ ساله ای که شما دیروز در کلاس، او را به همین نام صدا زدید... دبیر ما به لکنت افتاد و گفت: آخه، میدونید ...
بله، ممکن است واقعاً فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق میدهم. ولی بهتر بود مشکل انضباطی او را با من نیز در میان میگذاشتید. قطعاً من هم میتوانستم اندکی به شما کمک کنم. خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم گفتگو کردند.
آن آقا، در خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد و رفت. وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم روی آن نوشته شده بود: دکتر فلانی عضو هیأت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه ... (نویسنده: ناشناس)
☑️⭕️تحلیل و تجویز کاربردی:
خشونت آن گونه كه ما فکر می کنیم فقط محدود به خشونت فيزيكي و بدني نيست. عموما ما درگيري هاي فيزيكي یا تعرض جنسی را خشونت می دانیم. ولی واقعیت آنست که دامنة خشونت حوزه های گسترده تري دارد از جمله خشونت زبانی.
وقتی توهین می کنیم، قومی را مسخره می کنیم. صاحبان یک عقیده را تحقیر می کنیم. وقتی تهمت یا برچسب می زنیم یا تهدید می کنیم همه این ها خشونت است؛ منتها خشونت زبانی. بدون خون و خونریزی است. خشونت زبانی از درون می کُشد. تا حالا هیچ کس را دیده اید که به دلیل اینکه مسخره شده و یا فحش خورده باشد به اورژانس مراجعه کند؟ یا به پلیس شکایت کند؟ قربانیان خشونت زبانی، اثری از جای زخم بر بدنشان یا مدرک دیگری ندارند.
خشونت ابتدا در ذهن شكل مي گيرد بعد خود را در زبان نشان می دهد و سپس زمینه ساز خشونت فیزیکی می شود. وقتی رهبر یک گروه سیاسی در جامعه، افراد طرف مقابل را احمق، متعصب، متحجر، مغرض و فاسد معرفی می کند، ما به عنوان طرفداران او آمادگی لازم را پیدا می کنیم که در زمان مناسب با ماشین از روی او رد شویم. چرا؟ چون دیگر او را شایسته زندگی نمی دانیم! وقتی در یک ورزشگاه صد هزار نفری، طرفداران تیم مقابل را با ده ها فحش آبدار و ناموسی می نوازیم، زمینه را برای زد و خورد بعد از بازی فراهم می کنیم. وقتی ما جریان رقیب را فریب خورده و عامل دست دشمن معرفی می کنیم، آنگاه حذف سیاسی و فیزیکی رقیب مشروعیت پیدا می کند.
وقتی دختر همسایه را داف خطاب می کنم، راننده کناری را یابو، مشتری را گاو، دانش آموزم را خنگ و فرد قانون مدار را اُسکُل، همه این ها خشونت های زبانی یعنی آمادگی برای خشونت رفتاری در آینده؛ از تعرض جنسی بگیرید تا صدمه فیزیکی.
چه باید کرد؟
اولین کار این است که مهارت گفتگو را بیاموزیم. فقدان مهارتهای گفتوگو باعث می شود افراد نتوانند آنچه که مدنظر دارند را بهزبان روشن بیان کنند و ایده و احساس خود را در یک کلام خشن و تند تخلیه می کنند. تمرین گفتگو تمرین تخلیه ذهن و قلب به شیوه ای غیرخشونت آمیز است. آنانکه مسیر گفتگو را مسدود می کنند (چه برای خودشان چه برای دیگران) مسیر خشونت را هموار می کنند.
دومین کار این است که به خودمان بارها و بارها یادآوری کنیم کشتن آدم ها فقط به فرو کردن چاقو در سینه آنان نیست. دختر یا پسر، زن یا مردی که شخصیت اش تخریب شده، شرافت اش لکه دار شده، عزت نفس اش لگدمال شده دیگر زندگی نرمال نخواهد داشت. به خودم یادآوری کنم که جریان رقیب من، طرفداران تیم مقابل، صاحبان دین و مذهب و اندیشه متفاوت از من، نه بی شعور هستند نه فاسد نه احمق نه هوس باز نه فریب خورده نه ... آن ها فقط انسان هستند درست و دقیقا مانند من! آنگاه یاد خواهم گرفت کلمه گاو را فقط و فقط برای خود گاو بکار بگیرم نه کمتر و نه بیشتر.
@Dr_Lashkarbolouki
✳️ آیا جملات انگیزشی، ما را به موفقیت میرساند؟
✅ فرقی نمیکند در کتابفروشیها دنبالش باشید، سرچ در گوگل یا قسمت جستجوی شبکههای اجتماعی... کافی است عبارت "جملات انگیزشی" را سرچ کنید؛ تعداد بیشماری جملهی انگیزشی پیدا میکنید که ظاهرا چراغ راهنمایی برای تمام مردم جهان، در هر موقعیت، میزان هوش، درک، توانایی و سن و سالی برای رسیدن به قلههای موفقیت است.
🔹اگر بیشتر جستجو کنید، میتوانید سمینارهایی بیابید که فردی در مقام گوینده، چنان شما را با افق روشنی مواجه میکند که گویی در یکقدمی موفقیت هستید. اما سوال اساسی اینجاست؛ آیا جملههای انگیزشی واقعاً در ما انگیزه ایجاد میکند؟
🔸بگذارید جواب آخر را همین اول بدهیم؛ خیر! اکثر مردم عادی جهان، دوست دارند این جملات را بخوانند و در خود احساس خوبی ایجاد کنند، اما غافل از این هستند که شاید این احساس خوب، باعث بیاعتنا شدن بیشتر آنها نسبت به مشکلات واقعی زندگی و اطرافشان میشود؛ چرا که در ذهن آنها سرابی از خوشبختی و موفقیت ترسیم شده است و آنها را از حقایق تلخ مشکلات پیرامونشان دور کرده است.
🔹تحقیقات علمی روانشناسان نیز همین موضوع را تایید میکند که خواندن جملات انگیزشی، همان حسی را در انسان ایجاد میکند که به نتیجه رسیدن آن کار در واقعیت ایجاد میکند. بهعبارت دیگر، حس خوب خواندن این جملات با حس به نتیجه رسیدن در واقعیت برابری میکند. این واقعا یک فاجعه است؛ چراکه فرد از خود رضایت کاذبی خواهد داشت و کمتر به انجامدادن کارهایش تمایل دارد. از طرفی، فرد با خواندن این جملات، آنچنان حس خوبی از خود و مفیدبودن پیدا میکند که دیگر نیازی به کوشش بیشتر در خود احساس نمیکند.
🔸هر انسانی در حد تواناییهایش دارای هنر، دانش و خلاقیتی است که میتواند بسته به میزان این داشتهها به اهداف خود برسد. شاید بگویید اهداف بلندپروازانهتر چه؟ بر هیچکس پوشیده نیست که جرقهی ایجاد اهداف بلندپروازانه، بهخاطر داشتن انگیزه یا انگیزههایی در ذهن فرد ایجاد میشود و همان انگیزهها کافی است تا انسان را برای رسیدن به اهدافش ترغیب کند.
🔹از طرفی، ایجاد انگیزههای کاذب ممکن است باعث ایجاد طمع و یا ترس در وجود فرد شود و او را ناخواسته از اهدافش دور کند. پس اگر در خود تواناییهای فوقالعادهای میبینید که برای رسیدن به آرزوهایتان کافی است، دست به طناب پوسیدهی جملات انگیزشی نگیرید.
🔸آیا تمام جملات انگیزشی پوچ هستند؟
جواب این سوال نیز خیر است. چرا که برخی از این جملات از بزرگان، فلاسفه و دانشمندان هستند و سالها تجربه و دانش در پس آن نهفته است. اما مشکل جای دیگری است. بدانید افرادی که یک جملهی انگیزشی زیبا را میبینند و آنرا بر روی تصویری زیبا از افق دریا قرار میدهند و آنرا در صفحهی خود منتشر میکنند، تنها همان جمله را خواندهاند. آنها هرگز دهها یا صدها جملهی قبل و بعد آن در کتاب منبع را نخواندهاند و درک درستی از منظور نویسندهی آن جمله ندارند.
🔹چه چیزی باید الهامبخش ما باشد؟
همچنان که داشتن تصورات مثبت کاذب مانند ادعاهای موجود در کتاب و مستند راز، ما را به موفقیت و خوشبختی نمیرساند، شنیدن و خواندن جملات انگیزشی نیز نباید الهامبخش ما برای رسیدن به اهدافمان باشد.
🔸اینکه برخی افراد اعتقاد دارند با گفتن و تکرارکردن جملات مثبت انگیزشی میتوانند فرد خوبی باشند، اشتباهی بزرگ مرتکب میشوند.
🔹چه چیزی ما را به موفقیت میرساند؟
وقتی شما زندگی خود را دوست داشته باشید، قطعا برای آن برنامهریزی خواهید کرد و این خود در شما ایجاد انگیزهای میکند که برای رسیدن به اهدافتان، هر هزینهای را پرداخت کنید. فکر کردن به مسیر رسیدن به آن اهداف در شما ایدههایی ایجاد میکند که بهترین ابزار برای محقق شدن آرزوها است. پس تواناییهای ذهنی و دانش خود را دستکم نگیرید، با بزرگترهای با تجربهتر مشورت کنید و با کمک آنها برای رسیدن به اهداف خود تلاش کنید.
🔸نکتهی جالبی که وجود دارد این است که آیا تمام نویسندگان جملات انگیزشی خود افرادی موفق بودهاند؟ اگر این جملهها موثر و کارآمد بود، قطعا موفقترین و خوشبختترین افراد در جهان نویسندگان بودهاند!
✅ فرقی نمیکند در کتابفروشیها دنبالش باشید، سرچ در گوگل یا قسمت جستجوی شبکههای اجتماعی... کافی است عبارت "جملات انگیزشی" را سرچ کنید؛ تعداد بیشماری جملهی انگیزشی پیدا میکنید که ظاهرا چراغ راهنمایی برای تمام مردم جهان، در هر موقعیت، میزان هوش، درک، توانایی و سن و سالی برای رسیدن به قلههای موفقیت است.
🔹اگر بیشتر جستجو کنید، میتوانید سمینارهایی بیابید که فردی در مقام گوینده، چنان شما را با افق روشنی مواجه میکند که گویی در یکقدمی موفقیت هستید. اما سوال اساسی اینجاست؛ آیا جملههای انگیزشی واقعاً در ما انگیزه ایجاد میکند؟
🔸بگذارید جواب آخر را همین اول بدهیم؛ خیر! اکثر مردم عادی جهان، دوست دارند این جملات را بخوانند و در خود احساس خوبی ایجاد کنند، اما غافل از این هستند که شاید این احساس خوب، باعث بیاعتنا شدن بیشتر آنها نسبت به مشکلات واقعی زندگی و اطرافشان میشود؛ چرا که در ذهن آنها سرابی از خوشبختی و موفقیت ترسیم شده است و آنها را از حقایق تلخ مشکلات پیرامونشان دور کرده است.
🔹تحقیقات علمی روانشناسان نیز همین موضوع را تایید میکند که خواندن جملات انگیزشی، همان حسی را در انسان ایجاد میکند که به نتیجه رسیدن آن کار در واقعیت ایجاد میکند. بهعبارت دیگر، حس خوب خواندن این جملات با حس به نتیجه رسیدن در واقعیت برابری میکند. این واقعا یک فاجعه است؛ چراکه فرد از خود رضایت کاذبی خواهد داشت و کمتر به انجامدادن کارهایش تمایل دارد. از طرفی، فرد با خواندن این جملات، آنچنان حس خوبی از خود و مفیدبودن پیدا میکند که دیگر نیازی به کوشش بیشتر در خود احساس نمیکند.
🔸هر انسانی در حد تواناییهایش دارای هنر، دانش و خلاقیتی است که میتواند بسته به میزان این داشتهها به اهداف خود برسد. شاید بگویید اهداف بلندپروازانهتر چه؟ بر هیچکس پوشیده نیست که جرقهی ایجاد اهداف بلندپروازانه، بهخاطر داشتن انگیزه یا انگیزههایی در ذهن فرد ایجاد میشود و همان انگیزهها کافی است تا انسان را برای رسیدن به اهدافش ترغیب کند.
🔹از طرفی، ایجاد انگیزههای کاذب ممکن است باعث ایجاد طمع و یا ترس در وجود فرد شود و او را ناخواسته از اهدافش دور کند. پس اگر در خود تواناییهای فوقالعادهای میبینید که برای رسیدن به آرزوهایتان کافی است، دست به طناب پوسیدهی جملات انگیزشی نگیرید.
🔸آیا تمام جملات انگیزشی پوچ هستند؟
جواب این سوال نیز خیر است. چرا که برخی از این جملات از بزرگان، فلاسفه و دانشمندان هستند و سالها تجربه و دانش در پس آن نهفته است. اما مشکل جای دیگری است. بدانید افرادی که یک جملهی انگیزشی زیبا را میبینند و آنرا بر روی تصویری زیبا از افق دریا قرار میدهند و آنرا در صفحهی خود منتشر میکنند، تنها همان جمله را خواندهاند. آنها هرگز دهها یا صدها جملهی قبل و بعد آن در کتاب منبع را نخواندهاند و درک درستی از منظور نویسندهی آن جمله ندارند.
🔹چه چیزی باید الهامبخش ما باشد؟
همچنان که داشتن تصورات مثبت کاذب مانند ادعاهای موجود در کتاب و مستند راز، ما را به موفقیت و خوشبختی نمیرساند، شنیدن و خواندن جملات انگیزشی نیز نباید الهامبخش ما برای رسیدن به اهدافمان باشد.
🔸اینکه برخی افراد اعتقاد دارند با گفتن و تکرارکردن جملات مثبت انگیزشی میتوانند فرد خوبی باشند، اشتباهی بزرگ مرتکب میشوند.
🔹چه چیزی ما را به موفقیت میرساند؟
وقتی شما زندگی خود را دوست داشته باشید، قطعا برای آن برنامهریزی خواهید کرد و این خود در شما ایجاد انگیزهای میکند که برای رسیدن به اهدافتان، هر هزینهای را پرداخت کنید. فکر کردن به مسیر رسیدن به آن اهداف در شما ایدههایی ایجاد میکند که بهترین ابزار برای محقق شدن آرزوها است. پس تواناییهای ذهنی و دانش خود را دستکم نگیرید، با بزرگترهای با تجربهتر مشورت کنید و با کمک آنها برای رسیدن به اهداف خود تلاش کنید.
🔸نکتهی جالبی که وجود دارد این است که آیا تمام نویسندگان جملات انگیزشی خود افرادی موفق بودهاند؟ اگر این جملهها موثر و کارآمد بود، قطعا موفقترین و خوشبختترین افراد در جهان نویسندگان بودهاند!
WhatsApp.com
WhatsApp Group Invite
🔸ما در طی روز اطلاعات مختلفی رو از طریق شبکههای اجتماعی، اینترنت یا دوستانمون میخونیم و میشنویم. اما از کجا میشه فهمید کدومشون صحیحه و کدومشون نه؟
🔹یه راهی که کمکمون میکنه انواع اطلاعات رو برای خودمون تجزیهوتحلیل کنیم و درستی اونها رو بسنجیم اینه که تفکر انتقادی داشته باشیم.
🔸تفکر انتقادی داشتن کمک میکنه بتونیم از دیدگاههای مختلف به یه موضوع نگاه کنیم، دلایل پشت هر چیزی رو بفهمیم و بتونیم در نهایت تصمیمهای بهتری رو بگیریم. اما چطور میشه تفکر انتقادی داشت؟
🔹توی این پست یه سری مهارت که کمکمون میکنه تفکر انتقادی داشته باشیم رو براتون گفتیم. _______ ❓بهنظرتون چه مهارتهای دیگهای رو میشه اضافه کرد؟
🔹یه راهی که کمکمون میکنه انواع اطلاعات رو برای خودمون تجزیهوتحلیل کنیم و درستی اونها رو بسنجیم اینه که تفکر انتقادی داشته باشیم.
🔸تفکر انتقادی داشتن کمک میکنه بتونیم از دیدگاههای مختلف به یه موضوع نگاه کنیم، دلایل پشت هر چیزی رو بفهمیم و بتونیم در نهایت تصمیمهای بهتری رو بگیریم. اما چطور میشه تفکر انتقادی داشت؟
🔹توی این پست یه سری مهارت که کمکمون میکنه تفکر انتقادی داشته باشیم رو براتون گفتیم. _______ ❓بهنظرتون چه مهارتهای دیگهای رو میشه اضافه کرد؟
✳️ 9.5میلیون فقیر به جمعیت ایران اضافه شدند/ خطر فقر برای نیمی از ایرانیان
⭕️ بر اساس محاسبات بانک جهانی، در فاصله سالهای 2011 تا 2020 تعداد افراد زیر خط فقر بانک جهانی (که 6.85دلار در روز برحسب قدرت خرید است) در ایران افزایش داشته؛ به طوری که از 20درصد به بیش از 28درصد رسیده است.
⭕️ این افزایش به معنای اضافه شدن 9.5میلیون نفر دیگر به افراد فقیر است. بخش عمدهای از این افزایش پس از خروج ترامپ از توافق هستهای با ایران اتفاق افتاده است.
⭕️ بر این اساس نهتنها تعداد ایرانیان فقیر افزایش داشته، بلکه سطح محرومیت آنها نیز افزایش داشته است و نیمی از ایرانیان در برابر فقر آسیبپذیر شدهاند.
⭕️ همچنین سرانه تولید ناخالص داخلی ایران طی یک دهه پس از آغاز تحریمها، تا 0.6واحد درصد در سال کاهش داشته است.
⭕️ در دورههای بدون تحریم نیز رشد اقتصادی غیرفراگیر بوده است، به طوری که به 40درصد پایین جامعه نفعی نرسانده است.
🔗 متن کامل
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4023570
https://t.me/ExecutiveManagement
⭕️ بر اساس محاسبات بانک جهانی، در فاصله سالهای 2011 تا 2020 تعداد افراد زیر خط فقر بانک جهانی (که 6.85دلار در روز برحسب قدرت خرید است) در ایران افزایش داشته؛ به طوری که از 20درصد به بیش از 28درصد رسیده است.
⭕️ این افزایش به معنای اضافه شدن 9.5میلیون نفر دیگر به افراد فقیر است. بخش عمدهای از این افزایش پس از خروج ترامپ از توافق هستهای با ایران اتفاق افتاده است.
⭕️ بر این اساس نهتنها تعداد ایرانیان فقیر افزایش داشته، بلکه سطح محرومیت آنها نیز افزایش داشته است و نیمی از ایرانیان در برابر فقر آسیبپذیر شدهاند.
⭕️ همچنین سرانه تولید ناخالص داخلی ایران طی یک دهه پس از آغاز تحریمها، تا 0.6واحد درصد در سال کاهش داشته است.
⭕️ در دورههای بدون تحریم نیز رشد اقتصادی غیرفراگیر بوده است، به طوری که به 40درصد پایین جامعه نفعی نرسانده است.
🔗 متن کامل
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4023570
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ مدل مدیریت نوآوری
✅ مدل مدیریت نوآوری به عنوان یک چارچوب یا الگویی است که برای سازمانها و مدیران طراحی شده است تا فرآیند نوآوری را بهبود دهند و به اهداف استراتژیک سازمان دست یابند. این مدلها شامل مجموعهای از روشها، فرایندها، ابزارها و تکنیکها هستند که به سازمان کمک میکنند تا ایدهها را تولید کند، آنها را تبدیل به محصولات و خدمات نوآورانه کند و آنها را به بازار عرضه کند.
مدلهای مدیریت نوآوری میتوانند متنوع و بسته به نیازها و شرایط سازمان، میتوانند متفاوت باشند. اما هدف اصلی آنها همیشه یکسان است، یعنی بهبود فرآیند نوآوری، ایجاد فضای مطلوب برای رشد و توسعه ایدهها، تسهیل همکاری و تعامل بین تیمها و ارتباط با سایر عوامل خارجی مانند مشتریان و شرکای تجاری.
مدلهای مدیریت نوآوری، الگوها و فرایندهایی هستند که برای مدیریت و تسهیل فرآیند نوآوری در سازمانها استفاده میشوند. در زیر چند مدلِ مدیریت نوآوری را معرفی میکنم:
۱- مدل مدیریت نوآوری لیندهلم.
۲- مدل مدیریت نوآوری اپل.
۳- مدل مدیریت نوآوری گاردنر.
۴- مدل مدیریت نوآوری اکسفورد.
۵- مدل مدیریت نوآوری لیندل.
۶- مدل مدیریت نوآوری دیمینگ.
۷- مدل مدیریت نوآوری استفان میت.
۸- مدل مدیریت نوآوری آمبرگر.
۹- مدل مدیریت نوآوری لومیت.
اینها تنها چند نمونه از مدلهای معروف مدیریت نوآوری هستند و هر کدام از این مدلها دارای ویژگیها، مزایا و معایب خود هستند و بستگی به نیازها و شرایط، میتوان یک مدل مناسب را انتخاب کرد، یا حتی میتوان از مدلهای مختلف الهام گرفت و آنها را با توجه به نیازهای خاص سازمان و مجموعه خود ترکیب نمود.
✅ مدل مدیریت نوآوری به عنوان یک چارچوب یا الگویی است که برای سازمانها و مدیران طراحی شده است تا فرآیند نوآوری را بهبود دهند و به اهداف استراتژیک سازمان دست یابند. این مدلها شامل مجموعهای از روشها، فرایندها، ابزارها و تکنیکها هستند که به سازمان کمک میکنند تا ایدهها را تولید کند، آنها را تبدیل به محصولات و خدمات نوآورانه کند و آنها را به بازار عرضه کند.
مدلهای مدیریت نوآوری میتوانند متنوع و بسته به نیازها و شرایط سازمان، میتوانند متفاوت باشند. اما هدف اصلی آنها همیشه یکسان است، یعنی بهبود فرآیند نوآوری، ایجاد فضای مطلوب برای رشد و توسعه ایدهها، تسهیل همکاری و تعامل بین تیمها و ارتباط با سایر عوامل خارجی مانند مشتریان و شرکای تجاری.
مدلهای مدیریت نوآوری، الگوها و فرایندهایی هستند که برای مدیریت و تسهیل فرآیند نوآوری در سازمانها استفاده میشوند. در زیر چند مدلِ مدیریت نوآوری را معرفی میکنم:
۱- مدل مدیریت نوآوری لیندهلم.
۲- مدل مدیریت نوآوری اپل.
۳- مدل مدیریت نوآوری گاردنر.
۴- مدل مدیریت نوآوری اکسفورد.
۵- مدل مدیریت نوآوری لیندل.
۶- مدل مدیریت نوآوری دیمینگ.
۷- مدل مدیریت نوآوری استفان میت.
۸- مدل مدیریت نوآوری آمبرگر.
۹- مدل مدیریت نوآوری لومیت.
اینها تنها چند نمونه از مدلهای معروف مدیریت نوآوری هستند و هر کدام از این مدلها دارای ویژگیها، مزایا و معایب خود هستند و بستگی به نیازها و شرایط، میتوان یک مدل مناسب را انتخاب کرد، یا حتی میتوان از مدلهای مختلف الهام گرفت و آنها را با توجه به نیازهای خاص سازمان و مجموعه خود ترکیب نمود.
✳️ رهبر قدرتمند و محترم!
✅ استفن کاوی، در کتاب "انسانهای موثر" تاکید دارد که هر چه دیگران به رهبر بیشتر احترام بگذارند، قدرت او بر دیگران برحقتر خواهد بود. او ۱۰ توصیه را نیز برای افزایش قدرت و احترام رهبر در نزد دیگران بر میشمارد:
🔹متقاعد سازی: در میان گذاشتن دلایل و منطق خود با دیگران، اعلام موضع و نظر رهبری و همزمان با آن احترام عمیق به نقطهنظرها و آرای پیروان، پایبندی به حفظ تماس با پیروان تا حصول نتیجه به شکلی که متضمن منافع همگان باشد.
🔸شکیبایی: رهبر باید به رغم همه مشکلات، ناکامیها و اشتباهاتِ احتمالی پیروان، به چشمانداز بلندمدت خود نظر کند و صرفنظر از همه موانع و مقاومتهای کوتاهمدت به هدفهای خود پایبند باشد.
🔹وقار و متانت: به جای برخورد تند و خصمانه به هنگام روبرو شدن با آسیب پذیریها، افشاگریها و احساسات احتمالی پیروان، از خود وقار و متانت نشان دهد.
🔸تعلیم پذیری: به این معنا که رهبر خود را در موضعی احساس نکند که همه جواب ها را میداند و بهتر از هر کس میتواند درباره همه مسائل قضاوت کند و نظر بدهد.
🔹پذیرش: خودداری از قضاوت، رعایت امکانِ در اشتباه بودن و شرطی را برای درست و برحق بودن خود در نظر گرفتن.
🔸مهربانی: حساس بودن، توجه کردن، محبت نمودن و به خاطر داشتن محاسن و اقدامات مفید دیگران.
🔹بیآلایشی:جمعآوری اطلاعات دقیق درباره پیروان و نقطهنظرها و چشماندازهای آنها؛ این که چه هستند و چه میتوانند بشوند. توجه کامل به نیات، ارزشها و هدفهای پیروان به جای توجه صرف به رفتار آنها.
🔸رو در رو شدن محبتآمیز و اعتراف به اشتباهات، و اینکه پیروان برای اصلاح شرایط چه میتوانند بکنند؛ فراهم آوردن زمینه برای خطر کردن سالم.
🔹مداومت: بدین معنا که روش رهبری شما سلطهجویانه و فریبآمیز نیست که به اقتضای شرایط از آن استفاه میکنید و در معرض بحرانها و چالش ها تغییر رنگ میدهید؛ نشاط دادن، پایبندی به اصول و ارزشهای ابراز شده، پایبندی به منش و خویشتن واقعی.
🔸تمامیت وجود: همخوان بودن حرف و احساسات و با افکار و اعمال با توجه به خیر و صلاح دیگران، درصدد اغفال دیگران برنیامدن و استفاده نکردن از فریب و سلطه جویی./ راهنامه مدیر
✅ استفن کاوی، در کتاب "انسانهای موثر" تاکید دارد که هر چه دیگران به رهبر بیشتر احترام بگذارند، قدرت او بر دیگران برحقتر خواهد بود. او ۱۰ توصیه را نیز برای افزایش قدرت و احترام رهبر در نزد دیگران بر میشمارد:
🔹متقاعد سازی: در میان گذاشتن دلایل و منطق خود با دیگران، اعلام موضع و نظر رهبری و همزمان با آن احترام عمیق به نقطهنظرها و آرای پیروان، پایبندی به حفظ تماس با پیروان تا حصول نتیجه به شکلی که متضمن منافع همگان باشد.
🔸شکیبایی: رهبر باید به رغم همه مشکلات، ناکامیها و اشتباهاتِ احتمالی پیروان، به چشمانداز بلندمدت خود نظر کند و صرفنظر از همه موانع و مقاومتهای کوتاهمدت به هدفهای خود پایبند باشد.
🔹وقار و متانت: به جای برخورد تند و خصمانه به هنگام روبرو شدن با آسیب پذیریها، افشاگریها و احساسات احتمالی پیروان، از خود وقار و متانت نشان دهد.
🔸تعلیم پذیری: به این معنا که رهبر خود را در موضعی احساس نکند که همه جواب ها را میداند و بهتر از هر کس میتواند درباره همه مسائل قضاوت کند و نظر بدهد.
🔹پذیرش: خودداری از قضاوت، رعایت امکانِ در اشتباه بودن و شرطی را برای درست و برحق بودن خود در نظر گرفتن.
🔸مهربانی: حساس بودن، توجه کردن، محبت نمودن و به خاطر داشتن محاسن و اقدامات مفید دیگران.
🔹بیآلایشی:جمعآوری اطلاعات دقیق درباره پیروان و نقطهنظرها و چشماندازهای آنها؛ این که چه هستند و چه میتوانند بشوند. توجه کامل به نیات، ارزشها و هدفهای پیروان به جای توجه صرف به رفتار آنها.
🔸رو در رو شدن محبتآمیز و اعتراف به اشتباهات، و اینکه پیروان برای اصلاح شرایط چه میتوانند بکنند؛ فراهم آوردن زمینه برای خطر کردن سالم.
🔹مداومت: بدین معنا که روش رهبری شما سلطهجویانه و فریبآمیز نیست که به اقتضای شرایط از آن استفاه میکنید و در معرض بحرانها و چالش ها تغییر رنگ میدهید؛ نشاط دادن، پایبندی به اصول و ارزشهای ابراز شده، پایبندی به منش و خویشتن واقعی.
🔸تمامیت وجود: همخوان بودن حرف و احساسات و با افکار و اعمال با توجه به خیر و صلاح دیگران، درصدد اغفال دیگران برنیامدن و استفاده نکردن از فریب و سلطه جویی./ راهنامه مدیر
👍2
✳️ یک رهبر واقعی کیست؟
✅ "یک رهبر واقعی باید نحوه مدیریت شکستها و ناکامیها را بلد باشد." ... این جمله را عبدالکلام رئیسجمهور وقت هندوستان در سال ۲۰۰۸ و در اجلاس اقتصادی فیلادلفیا گفت.
خبرنگاری از او پرسید: آیا میتوانید از بین تجربههای خودتان مثالی بزنید دربارۀ اینکه رهبران چگونه باید شکستها را مدیریت کنند؟
پاسخ عبدالکلام چنین بود: در سال ۱۹۷۳ من بهعنوان مدیر پروژۀ پرتاب نخستین ماهوارۀ هند برگزیده شدم و بودجه و نیروی انسانی کافی دراختیار من قرار داده شد. در عین حال بهطور شفاف و صریح گفتند که ماهواره باید تا سال ۱۹۸۰ به فضا ارسال شود و هزاران نفر در قالب نهادهای علمی و فنی برای رسیدن به این هدف همکاری میکردند تا اینکه برای انجام کار آماده شدیم و من بهعنوان مدیر پروژه به مرکز کنترل پرتاب ماهواره رفتم.
یک دقیقه قبل از پرتاب ماهواره، رایانه برنامۀ پرتاب را متوقف و اعلام کرد که بعضی از مولفههای کنترلی درست کار نمیکند؛ اما کارشناسان و خبرگان ِ فن که اطراف من بودند اطمینان دادند که مشکلی نیست و آنها همه محاسبات لازم را کردهاند.
من هم با توجه به حرف آنها کنترل شبکه را از «کامپیوتری» به حالت «دستی» تغییر دادم و دکمه پرتاب موشک را زدم اما ماهواره به جای آنکه در مدار زمین قرار بگیرد در خلیج بنگال سقوط کرد و این یک شکست بزرگ بود!
آن روز، پروفسور داوان، رئیس سازمان فضایی هند از قبل ترتیب یک اجلاس مطبوعاتی را داده بود و روزنامهنگارانی از سراسر جهان در آن حضور داشتند. پروفسور داوان خودش در اجلاس مطبوعاتی شرکت کرد و مسئولیت شکست را بر عهده گرفت و گفت: گروه پروژه بسیار سخت کار کردهاند اما از نظر فناوری به پشتیبانی بیشتری نیاز داریم و قول داد که سال بعد پرتاب موفق خواهد شد...
در واقع، من مدیر پروژه بودم و این شکست به خاطر اشتباه من حاصل شده بود اما او به عنوان رئیس سازمان مسئولیتش را بر عهده گرفت!
سال بعد دوباره برنامه پرتاب ماهواره را آزمایش کردیم و این بار همه چیز موفقیتآمیز بود و تمام ملت هند غرق در افتخار شدند. این بار پروفسور داوان به من گفت: «امروز تو باید اجلاس مطبوعاتی را برگزار کنی!»
این بهترین درس مدیریتی من بود که از لابهلای کتابها بیرون نیامد و از یک تجربه حاصل شد زیرا آن روز فهمیدم که موفقیت یک کار جمعیست و افتخار آن متعلق به تمام اعضای سازمان و گروه است. ولی مسئولیت پذیرفتن شکست قطعا به گردن سرمربیست و اوست که باید این وظیفه را بر عهده بگیرد.
بازنشرازکانال دکترشهبازمرادی
✅ "یک رهبر واقعی باید نحوه مدیریت شکستها و ناکامیها را بلد باشد." ... این جمله را عبدالکلام رئیسجمهور وقت هندوستان در سال ۲۰۰۸ و در اجلاس اقتصادی فیلادلفیا گفت.
خبرنگاری از او پرسید: آیا میتوانید از بین تجربههای خودتان مثالی بزنید دربارۀ اینکه رهبران چگونه باید شکستها را مدیریت کنند؟
پاسخ عبدالکلام چنین بود: در سال ۱۹۷۳ من بهعنوان مدیر پروژۀ پرتاب نخستین ماهوارۀ هند برگزیده شدم و بودجه و نیروی انسانی کافی دراختیار من قرار داده شد. در عین حال بهطور شفاف و صریح گفتند که ماهواره باید تا سال ۱۹۸۰ به فضا ارسال شود و هزاران نفر در قالب نهادهای علمی و فنی برای رسیدن به این هدف همکاری میکردند تا اینکه برای انجام کار آماده شدیم و من بهعنوان مدیر پروژه به مرکز کنترل پرتاب ماهواره رفتم.
یک دقیقه قبل از پرتاب ماهواره، رایانه برنامۀ پرتاب را متوقف و اعلام کرد که بعضی از مولفههای کنترلی درست کار نمیکند؛ اما کارشناسان و خبرگان ِ فن که اطراف من بودند اطمینان دادند که مشکلی نیست و آنها همه محاسبات لازم را کردهاند.
من هم با توجه به حرف آنها کنترل شبکه را از «کامپیوتری» به حالت «دستی» تغییر دادم و دکمه پرتاب موشک را زدم اما ماهواره به جای آنکه در مدار زمین قرار بگیرد در خلیج بنگال سقوط کرد و این یک شکست بزرگ بود!
آن روز، پروفسور داوان، رئیس سازمان فضایی هند از قبل ترتیب یک اجلاس مطبوعاتی را داده بود و روزنامهنگارانی از سراسر جهان در آن حضور داشتند. پروفسور داوان خودش در اجلاس مطبوعاتی شرکت کرد و مسئولیت شکست را بر عهده گرفت و گفت: گروه پروژه بسیار سخت کار کردهاند اما از نظر فناوری به پشتیبانی بیشتری نیاز داریم و قول داد که سال بعد پرتاب موفق خواهد شد...
در واقع، من مدیر پروژه بودم و این شکست به خاطر اشتباه من حاصل شده بود اما او به عنوان رئیس سازمان مسئولیتش را بر عهده گرفت!
سال بعد دوباره برنامه پرتاب ماهواره را آزمایش کردیم و این بار همه چیز موفقیتآمیز بود و تمام ملت هند غرق در افتخار شدند. این بار پروفسور داوان به من گفت: «امروز تو باید اجلاس مطبوعاتی را برگزار کنی!»
این بهترین درس مدیریتی من بود که از لابهلای کتابها بیرون نیامد و از یک تجربه حاصل شد زیرا آن روز فهمیدم که موفقیت یک کار جمعیست و افتخار آن متعلق به تمام اعضای سازمان و گروه است. ولی مسئولیت پذیرفتن شکست قطعا به گردن سرمربیست و اوست که باید این وظیفه را بر عهده بگیرد.
بازنشرازکانال دکترشهبازمرادی
👍1
✳️ مدیریت نوآوری، مدلِ لیندهلم؛
✅ مدل مدیریت نوآوری لیندهلم یکی از مدلهای مشهور در حوزه مدیریت نوآوری است که توسط استاد پیتر لیندهلم توسعه داده شده است. این مدل بر اساس چهار مرحله کلیدی یعنی کشف، توسعه، تجاریسازی و مدیریت فرآیند نوآوری را مدیریت میکند.
در مرحله کشف، سازمان به دنبال شناسایی فرصتهای نوآورانه در داخل و خارج سازمان میباشد. این فرصتها میتوانند از طریق تحقیق و توسعه داخلی، همکاری با سازمانها و شرکتهای دیگر، یا حتی خرید فناوریهای جدید به دست آورده شوند.
در مرحله توسعه، فرصتهای شناسایی شده توسط تیمهای تحقیق و توسعه به تجربه و تکنولوژی تبدیل میشوند. در این مرحله، تیمهای تخصصی برای انجام آزمایشها، طراحی و توسعه محصولات نوآورانه و فناوریهای جدید مشغول به فعالیت میشوند.
در مرحله تجاریسازی، تمرکز بر تبدیل محصولات و فناوریهای توسعه یافته به محصولات و خدمات قابل فروش و سودآور است. این شامل استراتژیهای بازاریابی، توزیع، قیمتگذاری و پشتیبانی محصول میشود.
در مرحله مدیریت، فرآیند نوآوری به طور کامل مدیریت و کنترل میشود. در این مرحله، تمرکز بر مدیریت منابع، برنامهریزی، کنترل پروژهها و ارزیابی عملکرد نوآوری است.
مدل مدیریت نوآوری لیندهلم با تمرکز بر روی چهار مرحله اصلی فرآیند نوآوری، به سازمانها کمک میکند تا فرآیند نوآوری خود را بهبود بخشند و نتایج بهتری در حوزه نوآوری و توسعه محصولات و خدمات بدست آورند.
✅ مدل مدیریت نوآوری لیندهلم یکی از مدلهای مشهور در حوزه مدیریت نوآوری است که توسط استاد پیتر لیندهلم توسعه داده شده است. این مدل بر اساس چهار مرحله کلیدی یعنی کشف، توسعه، تجاریسازی و مدیریت فرآیند نوآوری را مدیریت میکند.
در مرحله کشف، سازمان به دنبال شناسایی فرصتهای نوآورانه در داخل و خارج سازمان میباشد. این فرصتها میتوانند از طریق تحقیق و توسعه داخلی، همکاری با سازمانها و شرکتهای دیگر، یا حتی خرید فناوریهای جدید به دست آورده شوند.
در مرحله توسعه، فرصتهای شناسایی شده توسط تیمهای تحقیق و توسعه به تجربه و تکنولوژی تبدیل میشوند. در این مرحله، تیمهای تخصصی برای انجام آزمایشها، طراحی و توسعه محصولات نوآورانه و فناوریهای جدید مشغول به فعالیت میشوند.
در مرحله تجاریسازی، تمرکز بر تبدیل محصولات و فناوریهای توسعه یافته به محصولات و خدمات قابل فروش و سودآور است. این شامل استراتژیهای بازاریابی، توزیع، قیمتگذاری و پشتیبانی محصول میشود.
در مرحله مدیریت، فرآیند نوآوری به طور کامل مدیریت و کنترل میشود. در این مرحله، تمرکز بر مدیریت منابع، برنامهریزی، کنترل پروژهها و ارزیابی عملکرد نوآوری است.
مدل مدیریت نوآوری لیندهلم با تمرکز بر روی چهار مرحله اصلی فرآیند نوآوری، به سازمانها کمک میکند تا فرآیند نوآوری خود را بهبود بخشند و نتایج بهتری در حوزه نوآوری و توسعه محصولات و خدمات بدست آورند.
✳️ چرا به راه ژاپن نرفتیم؟
✅ ژاپن شاید مهم ترین کشوری است که نخبگان ایرانی به ویژه در دوران تجدد رویای دست یابی به آن را در ذهن داشتند. اصلاحات امپراتور میجی هم تقریبا ده سال بعد از اصلاحات امیرکبیر آغاز شد و با پیروزی اصلاح گرایان بر حامیان نظم موجود در ژاپن ادامه یافت. این در حالی است که نظم میرزا تقی خانی بعد از سه سال و با قتل او متوقف، و فرآیند تجدد با سکته ای زودهنگام روبرو شد. روشن است که موانع مهمی در کار بودند که کشوری بدون وجود منابع طبیعی توانست به قدرتی مهم در اقتصاد جهان تبدیل شود ولی ما هنوز نتوانسته ایم با داشتن سرمایه های فراوان به جایگاه شایسته ای در جهان دست یابیم. یادداشت زیر می کوشد تا از عللی سخن بگوید که در همان ابتدا دو کشور را به مسیرهای متفاوتی هدایت کرد:
🔹رقابت مخرب روس و انگلیس در ایران: کشور ما در دویست سال گذشته شرایطی بدتر از استعمار مستقیم را تجربه کرده است. اگر هند یا مالزی به دلیل مستعمره شدن موفق به کسب بوروکراسی شده و اذن ورود به دوران حاکمیت قانون را یافتند، رقابت و مداخلات روسیه و انگلستان در دربار ایران، جز خسران برای ایران به ویژه در دوران قاجار چیزی به همراه نیاورد. در این مسیر تمامی تحرکات اصلاحی با کارشکنی بیگانگان مواجه، و کشور به گوشت قربانی مطامع دو قدرت مستقر در مرزهای شمالی و جنوبی تبدیل شد.
🔸فقدان رهبری اصلاح گرا: اگر ژاپن تحت حکمرانی امپراتور میجی توانست به شناختی واقعی از وضعیت خود و غرب دست یافته و سپس با کنار زدن مخالفان محافظه کار به اصلاحاتی بنیادین در ساختارهای کشور دست زند، در ایران ما با فقدان رهبری اصلاح گر برای تغییر وضعیت کشور مواجه بودیم. امیر کبیر و بعد از او میرزا حسین خان سپهسالار هم از قدرت کافی برای راهبری کشور به مسیر توسعه یافتگی برخوردار نبودند و این چنین فرصتی تاریخی برای ایرانیان از کف رفت.
🔹تعارض منافع در ساختار قدرت: بر خلاف ژاپن، دربار ایران به ویژه در عصر ناصری به عرصه ای برای کشمکش میان منافع مختلف کنش گران تبدیل شده بود. جدا از مقاماتی که در عمل کارگزار روس و انگلیس بودند، مادر ناصرالدین شاه، برخی از روحانیون، پاره ای از شاهزادگان ناراضی از اقدامات اصلاحی امیر کبیر و ... مجموعه ای متنوع را در برابر تغییر بنیادین وضعیت کشور تشکیل داده بودند که نهایتا حول دو اصل به وحدت رسیدند: رفتن امیر و حفظ وضع موجود!
🔸فقدان عزم سیاسی برای توسعه: بر خلاف ژاپن که تحت رهبری امپراتور میجی هیات هایی را برای بازدید از مدارس، دانشگاه ها، کارخانجات و صنایع غربیان و درس آموزی از آن ها راهی اروپا کرد، پادشاهان قاجار بیشتر برای تمتع جویی های شبانه به اروپا عزیمت می کردند. هزینه این سفرها هم بیشتر از طریق برخی واگذاری ها به بیگانگان تامین می شد. ژاپن اما اگر چه با همه مدل های توسعه غربی آشنا شد ولی در اخذ الگوهای مطلوب خود دست به گزینش زد و کوشید تا هماهنگی یک مدل با ویژگی های فرهنگی خود را مدنظر قرار دهد.
🔺نکته پایانی: امروزه تقریباً روشن شده است که توسعه یافتگی یک کشور ارتباط مستقیمی با نقش رهبران آن دارد. آشنایی با غرب، توسعه گرایی، انعطاف پذیری، بهبود خواهی و حساسیت نسبت به فرصت های تاریخی فراروی یک کشور از ویژگی هایی است که توانست ژاپن تحت رهبری امپراتور میجی را در مسیر توسعه یافتگی و کسب جایگاه شایسته جهانی هدایت کند.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ ژاپن شاید مهم ترین کشوری است که نخبگان ایرانی به ویژه در دوران تجدد رویای دست یابی به آن را در ذهن داشتند. اصلاحات امپراتور میجی هم تقریبا ده سال بعد از اصلاحات امیرکبیر آغاز شد و با پیروزی اصلاح گرایان بر حامیان نظم موجود در ژاپن ادامه یافت. این در حالی است که نظم میرزا تقی خانی بعد از سه سال و با قتل او متوقف، و فرآیند تجدد با سکته ای زودهنگام روبرو شد. روشن است که موانع مهمی در کار بودند که کشوری بدون وجود منابع طبیعی توانست به قدرتی مهم در اقتصاد جهان تبدیل شود ولی ما هنوز نتوانسته ایم با داشتن سرمایه های فراوان به جایگاه شایسته ای در جهان دست یابیم. یادداشت زیر می کوشد تا از عللی سخن بگوید که در همان ابتدا دو کشور را به مسیرهای متفاوتی هدایت کرد:
🔹رقابت مخرب روس و انگلیس در ایران: کشور ما در دویست سال گذشته شرایطی بدتر از استعمار مستقیم را تجربه کرده است. اگر هند یا مالزی به دلیل مستعمره شدن موفق به کسب بوروکراسی شده و اذن ورود به دوران حاکمیت قانون را یافتند، رقابت و مداخلات روسیه و انگلستان در دربار ایران، جز خسران برای ایران به ویژه در دوران قاجار چیزی به همراه نیاورد. در این مسیر تمامی تحرکات اصلاحی با کارشکنی بیگانگان مواجه، و کشور به گوشت قربانی مطامع دو قدرت مستقر در مرزهای شمالی و جنوبی تبدیل شد.
🔸فقدان رهبری اصلاح گرا: اگر ژاپن تحت حکمرانی امپراتور میجی توانست به شناختی واقعی از وضعیت خود و غرب دست یافته و سپس با کنار زدن مخالفان محافظه کار به اصلاحاتی بنیادین در ساختارهای کشور دست زند، در ایران ما با فقدان رهبری اصلاح گر برای تغییر وضعیت کشور مواجه بودیم. امیر کبیر و بعد از او میرزا حسین خان سپهسالار هم از قدرت کافی برای راهبری کشور به مسیر توسعه یافتگی برخوردار نبودند و این چنین فرصتی تاریخی برای ایرانیان از کف رفت.
🔹تعارض منافع در ساختار قدرت: بر خلاف ژاپن، دربار ایران به ویژه در عصر ناصری به عرصه ای برای کشمکش میان منافع مختلف کنش گران تبدیل شده بود. جدا از مقاماتی که در عمل کارگزار روس و انگلیس بودند، مادر ناصرالدین شاه، برخی از روحانیون، پاره ای از شاهزادگان ناراضی از اقدامات اصلاحی امیر کبیر و ... مجموعه ای متنوع را در برابر تغییر بنیادین وضعیت کشور تشکیل داده بودند که نهایتا حول دو اصل به وحدت رسیدند: رفتن امیر و حفظ وضع موجود!
🔸فقدان عزم سیاسی برای توسعه: بر خلاف ژاپن که تحت رهبری امپراتور میجی هیات هایی را برای بازدید از مدارس، دانشگاه ها، کارخانجات و صنایع غربیان و درس آموزی از آن ها راهی اروپا کرد، پادشاهان قاجار بیشتر برای تمتع جویی های شبانه به اروپا عزیمت می کردند. هزینه این سفرها هم بیشتر از طریق برخی واگذاری ها به بیگانگان تامین می شد. ژاپن اما اگر چه با همه مدل های توسعه غربی آشنا شد ولی در اخذ الگوهای مطلوب خود دست به گزینش زد و کوشید تا هماهنگی یک مدل با ویژگی های فرهنگی خود را مدنظر قرار دهد.
🔺نکته پایانی: امروزه تقریباً روشن شده است که توسعه یافتگی یک کشور ارتباط مستقیمی با نقش رهبران آن دارد. آشنایی با غرب، توسعه گرایی، انعطاف پذیری، بهبود خواهی و حساسیت نسبت به فرصت های تاریخی فراروی یک کشور از ویژگی هایی است که توانست ژاپن تحت رهبری امپراتور میجی را در مسیر توسعه یافتگی و کسب جایگاه شایسته جهانی هدایت کند.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ 👆 بزرگترین کشورهای واردکننده جهان کدامند؟
✅ آمریکا با وارداتی به ارزش ۳.۴ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۲، بزرگترین کشور واردکننده در جهان است.
🔹 در سال ۲۰۲۲، ارزش واردات جهانی به ۲۵.۶ تریلیون دلار رسید که تقریبا معادل تولید ناخالص داخلی آمریکا بود.
🔹تجارت جهانی که موتور رشد اقتصاد است، انتخابهای مصرف کننده را گستردهتر کرده و میتواند قیمت تمام شده کالاها را پایین بیاورد. برای کسب و کارها هم کیفیت مواد را بهبود بخشیده و رقابت پذیری آنها را تقویت میکند.
🔹نمودار شرکت ویژوال کپیتالیست، ۵۰ کشور واردکننده بزرگ را بر اساس آمار سازمان جهانی تجارت، نشان میدهد.
کدام کشورها بیشترین واردات کالا را داشتهاند؟
🔹آمریکا با وارداتی به ارزش ۳.۴ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۲، بزرگترین کشور واردکننده در جهان است. هر چند تورم بالاتر و ابهامات بازار، بر اقتصاد آمریکا سایه افکنده است اما واردات این کشور، سالانه ۱۵ درصد رشد کرد و چین، بزرگترین شریک واردکننده کالای این کشور بوده است.
🔹ارزش واردات چین که دومین اقتصاد بزرگ جهان است، به ۲.۷ تریلیون دلار رسید اما در سال ۲۰۲۲ کند شد.
🔹تایوان که بزرگترین شریک تجاری چین برای واردات است، بزرگترین تامین کننده محصولات الکترونیکی از جمله تراشههای نیمهرسانا بوده است. با این حال، روابط تجاری چین و تایوان، به دلیل تنشهای ژئوپلیتیکی که ممنوعیت واردات را به همراه داشته، پیچیده بوده است.
🔹تعدادی از کشورهای اروپایی که در راس آنها آلمان و هلند قرار دارند هم در فهرست ۱۰ کشور واردکننده برتر جهان حضور دارند. در مجموع، اتحادیه اروپا، بزرگترین واردکننده کالاهای کشاورزی، سوخت و محصولات معدنی و محصولات خودرویی است.
وضعیت تجارت جهانی
🔹سازمان تجارت جهانی پیش بینی میکند که حجم واردات در سراسر آمریکای شمالی و جنوبی، آسیا و اروپا در سال ۲۰۲۳، تا ۱.۲ درصد کاهش پیدا میکند که تا حدی، ناشی از تقاضای کندتر در اقتصادهای تولیدکننده است.
🔹در نیمه اول سال ۲۰۲۳، سهم کالاهای واسطهای در تجارت جهان، به ۴۵.۸ درصد رسید که در مقایسه با میانگین سه ساله ۵۱ درصد، کاهش داشت. از یک سو، این ممکن است نشان دهنده رشد منفی زنجیره تامین باشد و از سوی دیگر ممکن است به دلیل تاثیر قیمتهای بالاتر کالا باشد که تاثیر بزرگتری روی قیمت کالاهای واسطهای به نسبت کالاهای نهایی، دارد.
🔹با این حال، عوامل دیگر هم روی جریان تجارت، تاثیرگذار بوده اند که شامل یارانهها، ممنوعیتهای صادراتی و سیاست قانونگذاری بوده است.
🔹بر اساس گزارش اویل پرایس، با در نظر گرفتن این عوامل، روندهای گسترده ضد جهانی سازی را باید منتظر ماند و دید.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ آمریکا با وارداتی به ارزش ۳.۴ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۲، بزرگترین کشور واردکننده در جهان است.
🔹 در سال ۲۰۲۲، ارزش واردات جهانی به ۲۵.۶ تریلیون دلار رسید که تقریبا معادل تولید ناخالص داخلی آمریکا بود.
🔹تجارت جهانی که موتور رشد اقتصاد است، انتخابهای مصرف کننده را گستردهتر کرده و میتواند قیمت تمام شده کالاها را پایین بیاورد. برای کسب و کارها هم کیفیت مواد را بهبود بخشیده و رقابت پذیری آنها را تقویت میکند.
🔹نمودار شرکت ویژوال کپیتالیست، ۵۰ کشور واردکننده بزرگ را بر اساس آمار سازمان جهانی تجارت، نشان میدهد.
کدام کشورها بیشترین واردات کالا را داشتهاند؟
🔹آمریکا با وارداتی به ارزش ۳.۴ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۲، بزرگترین کشور واردکننده در جهان است. هر چند تورم بالاتر و ابهامات بازار، بر اقتصاد آمریکا سایه افکنده است اما واردات این کشور، سالانه ۱۵ درصد رشد کرد و چین، بزرگترین شریک واردکننده کالای این کشور بوده است.
🔹ارزش واردات چین که دومین اقتصاد بزرگ جهان است، به ۲.۷ تریلیون دلار رسید اما در سال ۲۰۲۲ کند شد.
🔹تایوان که بزرگترین شریک تجاری چین برای واردات است، بزرگترین تامین کننده محصولات الکترونیکی از جمله تراشههای نیمهرسانا بوده است. با این حال، روابط تجاری چین و تایوان، به دلیل تنشهای ژئوپلیتیکی که ممنوعیت واردات را به همراه داشته، پیچیده بوده است.
🔹تعدادی از کشورهای اروپایی که در راس آنها آلمان و هلند قرار دارند هم در فهرست ۱۰ کشور واردکننده برتر جهان حضور دارند. در مجموع، اتحادیه اروپا، بزرگترین واردکننده کالاهای کشاورزی، سوخت و محصولات معدنی و محصولات خودرویی است.
وضعیت تجارت جهانی
🔹سازمان تجارت جهانی پیش بینی میکند که حجم واردات در سراسر آمریکای شمالی و جنوبی، آسیا و اروپا در سال ۲۰۲۳، تا ۱.۲ درصد کاهش پیدا میکند که تا حدی، ناشی از تقاضای کندتر در اقتصادهای تولیدکننده است.
🔹در نیمه اول سال ۲۰۲۳، سهم کالاهای واسطهای در تجارت جهان، به ۴۵.۸ درصد رسید که در مقایسه با میانگین سه ساله ۵۱ درصد، کاهش داشت. از یک سو، این ممکن است نشان دهنده رشد منفی زنجیره تامین باشد و از سوی دیگر ممکن است به دلیل تاثیر قیمتهای بالاتر کالا باشد که تاثیر بزرگتری روی قیمت کالاهای واسطهای به نسبت کالاهای نهایی، دارد.
🔹با این حال، عوامل دیگر هم روی جریان تجارت، تاثیرگذار بوده اند که شامل یارانهها، ممنوعیتهای صادراتی و سیاست قانونگذاری بوده است.
🔹بر اساس گزارش اویل پرایس، با در نظر گرفتن این عوامل، روندهای گسترده ضد جهانی سازی را باید منتظر ماند و دید.
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ آخرین گزارش اینتربرند هم از تنور درآمد تا ارزشمندترین نمانام های جهان در سال گذشته را به جهانیان اعلام کند.
✅ این سیاهه ۱۰۰ نمانام برتر جهان در سال گذشته است که اپل برای یازدهمین سال متوالی در صدر قرار گرفته، با ۵۰۰ میلیارد دلار ارزش!
🔹باور میکنید؟
فقط اسم Apple بدون در نظرگیری داراییهای فیزیکی مانند مستغلات یا تجهیزات یا ... فقط نام این شرکت ۵۰۰ میلیارد دلار میارزد.
🔸در فهرست پنج شرکت برتر جهان همگی در فناوری فعال هستند که خود گویای تغییر سبک زندگی جهانیان است؛ چیزی که یازده سال پیش دیده نمیشد و برای سالها کوکاکولا رتبه اول جهان را داشت.
🔹مایکروسافت امسال به لطف هوش مصنوعی یکی از بیشترین رشدها را داشته است.
🔸شاید باور نکنید اما شرکتهایی در دنیا هستند که ارزش نمانام آنها از ارزش مال و اموال آنها بیشتر است!
🔹شرکت Airbnb معروف در گردشگری با بیش از %۲۱ رشد امسال بهترین عملکرد را داشته است.
🔸بهبود نمانام را با دانش روز در دستور کارتان قرار دهید؛ بیش از تصورتان ارزشمند و کارآمد است.
🔗 لینک کامل مطلب👇
BGB – Interbrand
https://interbrand.com/best-global-brands/
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ این سیاهه ۱۰۰ نمانام برتر جهان در سال گذشته است که اپل برای یازدهمین سال متوالی در صدر قرار گرفته، با ۵۰۰ میلیارد دلار ارزش!
🔹باور میکنید؟
فقط اسم Apple بدون در نظرگیری داراییهای فیزیکی مانند مستغلات یا تجهیزات یا ... فقط نام این شرکت ۵۰۰ میلیارد دلار میارزد.
🔸در فهرست پنج شرکت برتر جهان همگی در فناوری فعال هستند که خود گویای تغییر سبک زندگی جهانیان است؛ چیزی که یازده سال پیش دیده نمیشد و برای سالها کوکاکولا رتبه اول جهان را داشت.
🔹مایکروسافت امسال به لطف هوش مصنوعی یکی از بیشترین رشدها را داشته است.
🔸شاید باور نکنید اما شرکتهایی در دنیا هستند که ارزش نمانام آنها از ارزش مال و اموال آنها بیشتر است!
🔹شرکت Airbnb معروف در گردشگری با بیش از %۲۱ رشد امسال بهترین عملکرد را داشته است.
🔸بهبود نمانام را با دانش روز در دستور کارتان قرار دهید؛ بیش از تصورتان ارزشمند و کارآمد است.
🔗 لینک کامل مطلب👇
BGB – Interbrand
https://interbrand.com/best-global-brands/
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ درآمد ایرانیها تنها دو درصد بالاتر از ۱۳۹۰
✅ درجازدن اقتصاد ایران در دهه ۹۰ معمولاً بیشتر از همه با استناد به یک شاخص آماری مهم بیان میشده: درآمد سرانه. به عبارت دقیقتر، درآمد خالص ملی سرانه نشان میدهد هر سال چقدر درآمد ناشی از تولید ملی به طور متوسط به هر ایرانی رسیده است. برای مثال، برای محاسبه آن مصرف سرمایه ثابت هر سال از تولید ناخالص ملی کم میشود.
🔹مرکز آمار ایران اخیراً برآوردی از درآمد خالص ملی و سرانه تا سال ۱۴۰۱ منتشر کرده است. این شاخصها معمولاً از سوی بانک مرکزی و مرکز آمار با تأخیر بیشتری نسبت به سایر آمارهای حسابهای ملی ارائه میشوند. نمودار بالا نوسانات درآمد سرانه ایرانیان طی دهه ۹۰ و رشد مجموعاً دو درصدی این درآمد طی ۱۱ سال را نشان میدهد.
🔸با این حال، قبلاً محاسبات بانک مرکزی خبر از افت شدیدتر درآمد سرانه در دهه نود، کاهشی شدیدتر از سی درصد میداد. اما در برآورد مرکز آمار افت کمتری طی این دهه دیده میشود که یک عامل احتمالیاش این است که استهلاک سرمایه در محاسبات این نهاد آماری افزایش جدی نداشته است.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ درجازدن اقتصاد ایران در دهه ۹۰ معمولاً بیشتر از همه با استناد به یک شاخص آماری مهم بیان میشده: درآمد سرانه. به عبارت دقیقتر، درآمد خالص ملی سرانه نشان میدهد هر سال چقدر درآمد ناشی از تولید ملی به طور متوسط به هر ایرانی رسیده است. برای مثال، برای محاسبه آن مصرف سرمایه ثابت هر سال از تولید ناخالص ملی کم میشود.
🔹مرکز آمار ایران اخیراً برآوردی از درآمد خالص ملی و سرانه تا سال ۱۴۰۱ منتشر کرده است. این شاخصها معمولاً از سوی بانک مرکزی و مرکز آمار با تأخیر بیشتری نسبت به سایر آمارهای حسابهای ملی ارائه میشوند. نمودار بالا نوسانات درآمد سرانه ایرانیان طی دهه ۹۰ و رشد مجموعاً دو درصدی این درآمد طی ۱۱ سال را نشان میدهد.
🔸با این حال، قبلاً محاسبات بانک مرکزی خبر از افت شدیدتر درآمد سرانه در دهه نود، کاهشی شدیدتر از سی درصد میداد. اما در برآورد مرکز آمار افت کمتری طی این دهه دیده میشود که یک عامل احتمالیاش این است که استهلاک سرمایه در محاسبات این نهاد آماری افزایش جدی نداشته است.
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ «گَسلایتینگ» در محیط کار
✅ واژه «گَسلایتینگ»
(gaslighting)، برگرفته از فیلم سینمایی «گس-لایت» است. در این فیلم، شخصیت مرد داستان به نام گرگوری، همسرش پائولا را بارها متهم به فراموشی میکند تا حدی که از یک جایی به بعد، پائولا به حافظه خودش شک میکند و به مرز جنون میرسد. گسلایتینگ در واقع یک جور کنترل هدفمند افکار است که در محیط کار، باعث میشود قربانی نسبت به واقعیت یا توانمندیهای خود در انجام کارش تردید پیدا کند.
🔹در محیط کار، گسلایتینگ میتواند شکلهای مختلفی به خود بگیرد اما معمولا به این شکل آغاز میشود که مدیر (یا همکار)، عملکرد کارمندش را زیر سوال میبرد. نه یک بار یا دو بار، بلکه به طور مداوم و به شکلهای مختلف. این تلاشهای طولانیمدت باعث میشوند قربانی به مرور زمان، مهارتها و تواناییهایش را در برآوردن انتظارات زیر سوال ببرد.
🔸تشخیص گسلایتینگ در محیط کار سخت است بهخصوص اگر قربانی این رفتار باشی، در کارِ خود سنگ تمام گذاشته باشی و به همکارهایت اعتماد داشته باشی. در اینجا چند نشانه گسلایتینگ را مرور میکنیم. گام اول در جلوگیری از تاثیرگذاری این رفتارها، تشخیص اشکال مختلف گسلایتینگ در محل کار است.
🔶حذف اطلاعات
وقتی مدیر یا همکارتان، بارها فراموش میکند اطلاعات مهم را به شما بدهد یا عمدا آنها را نمیگوید، این میتواند نشانه گسلایتینگ باشد. بدون داشتن اطلاعات مهم نمیتوانید انتظارات را برآورده کنید. در چنین مواقعی بهتر است به آنها بگویید که اطلاعات ندارید و پس از آن برای دریافت اطلاعات به سایر منابع رجوع کنید.
🔷روایت عملکرد منفی
در این حالت، مدیر، بارها عملکرد، مهارتها یا توانایی شما را تحقیر میکند، حتی اگر واقعا با استعداد و پربازده باشید. کارمند میتواند با رد این ادعاها و ارائه اطلاعات عینی و ملموس، از خودش دفاع کند.
🔶نوسان انتظارات
اگر انتظارات مدیرتان مرتب در نوسان باشد و حتی اشارهای به این تغییرات نکند، برآورده کردن انتظارات برای کارمند، سخت میشود. برای غلبه بر این رفتار، میتوانید با او چک کنید که اگر تغییری ایجاد شده، در جریان باشید.
🔷بیاعتبارسازی
فرض کنید به مدیرتان گفتهاید «مطمئن نیستم چه انتظاراتی از من دارید» و او حالت تدافعی میگیرد، یا دیدگاه شما را به چالش میکشد یا بابت مطرح کردن این موضوع، در شما حس بد ایجاد میکند. چنین رفتارهایی میتوانند باعث شوند نسبت به احساساتتان، بیاعتماد شوید. برای غلبه بر این رفتار میتوانید از یک شخص سوم بخواهید که مکالماتتان را با مدیر مشاهده کند تا بتوانید تلاش او را برای بیاعتبارسازی خنثی کنید.
🔶محرومسازی
تعصب درونگروهی در محیط کار میتواند باعث محروم شدن کارمند از فرصتهای پیشرفت و قدردانی شود؛ کارمندی که اتفاقا قابل و توانمند است. مدیرانی که رفتارهای منزویکننده دارند معمولا ناتوانیهای «جعلی» قربانی را عامل این رفتارها مطرح میکنند. شناسایی این نوع سوگیری و تعصب در محیط کار و محرومسازی کارمند به این دلیل، به شما کمک میکند که به این نوع گسلایتینگ غلبه کنید.
منبع: Indeed/ راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ واژه «گَسلایتینگ»
(gaslighting)، برگرفته از فیلم سینمایی «گس-لایت» است. در این فیلم، شخصیت مرد داستان به نام گرگوری، همسرش پائولا را بارها متهم به فراموشی میکند تا حدی که از یک جایی به بعد، پائولا به حافظه خودش شک میکند و به مرز جنون میرسد. گسلایتینگ در واقع یک جور کنترل هدفمند افکار است که در محیط کار، باعث میشود قربانی نسبت به واقعیت یا توانمندیهای خود در انجام کارش تردید پیدا کند.
🔹در محیط کار، گسلایتینگ میتواند شکلهای مختلفی به خود بگیرد اما معمولا به این شکل آغاز میشود که مدیر (یا همکار)، عملکرد کارمندش را زیر سوال میبرد. نه یک بار یا دو بار، بلکه به طور مداوم و به شکلهای مختلف. این تلاشهای طولانیمدت باعث میشوند قربانی به مرور زمان، مهارتها و تواناییهایش را در برآوردن انتظارات زیر سوال ببرد.
🔸تشخیص گسلایتینگ در محیط کار سخت است بهخصوص اگر قربانی این رفتار باشی، در کارِ خود سنگ تمام گذاشته باشی و به همکارهایت اعتماد داشته باشی. در اینجا چند نشانه گسلایتینگ را مرور میکنیم. گام اول در جلوگیری از تاثیرگذاری این رفتارها، تشخیص اشکال مختلف گسلایتینگ در محل کار است.
🔶حذف اطلاعات
وقتی مدیر یا همکارتان، بارها فراموش میکند اطلاعات مهم را به شما بدهد یا عمدا آنها را نمیگوید، این میتواند نشانه گسلایتینگ باشد. بدون داشتن اطلاعات مهم نمیتوانید انتظارات را برآورده کنید. در چنین مواقعی بهتر است به آنها بگویید که اطلاعات ندارید و پس از آن برای دریافت اطلاعات به سایر منابع رجوع کنید.
🔷روایت عملکرد منفی
در این حالت، مدیر، بارها عملکرد، مهارتها یا توانایی شما را تحقیر میکند، حتی اگر واقعا با استعداد و پربازده باشید. کارمند میتواند با رد این ادعاها و ارائه اطلاعات عینی و ملموس، از خودش دفاع کند.
🔶نوسان انتظارات
اگر انتظارات مدیرتان مرتب در نوسان باشد و حتی اشارهای به این تغییرات نکند، برآورده کردن انتظارات برای کارمند، سخت میشود. برای غلبه بر این رفتار، میتوانید با او چک کنید که اگر تغییری ایجاد شده، در جریان باشید.
🔷بیاعتبارسازی
فرض کنید به مدیرتان گفتهاید «مطمئن نیستم چه انتظاراتی از من دارید» و او حالت تدافعی میگیرد، یا دیدگاه شما را به چالش میکشد یا بابت مطرح کردن این موضوع، در شما حس بد ایجاد میکند. چنین رفتارهایی میتوانند باعث شوند نسبت به احساساتتان، بیاعتماد شوید. برای غلبه بر این رفتار میتوانید از یک شخص سوم بخواهید که مکالماتتان را با مدیر مشاهده کند تا بتوانید تلاش او را برای بیاعتبارسازی خنثی کنید.
🔶محرومسازی
تعصب درونگروهی در محیط کار میتواند باعث محروم شدن کارمند از فرصتهای پیشرفت و قدردانی شود؛ کارمندی که اتفاقا قابل و توانمند است. مدیرانی که رفتارهای منزویکننده دارند معمولا ناتوانیهای «جعلی» قربانی را عامل این رفتارها مطرح میکنند. شناسایی این نوع سوگیری و تعصب در محیط کار و محرومسازی کارمند به این دلیل، به شما کمک میکند که به این نوع گسلایتینگ غلبه کنید.
منبع: Indeed/ راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ چگونه بر مقاومت تیم خود در برابر تغییر غلبه کنید؟
✅ بسیاری از تیمها از «اینرسی شدید» رنج میبرند: تمایل به جستجوی راحتی در همان روشهای سابق انجام کارها، حتی زمانی که دنیای اطراف شما در حال تغییر است. نشریه هاروارد بیزنس ریویو برای کمک به کارمندان خود برای رسیدن به تغییر، دو تکنیک پیشنهاد کرده است که میتوانید امتحان کنید:
🔹 تکنیک "قدم به قدم".
با درخواست از افراد برای انجام کاری کوچک یا آسان شروع کنید. وقتی آنها با آن درخواست کوچک موافقت میکنند و سپس آن را انجام میدهند، احساس تعهد و اعتماد به نفس در آنها ایجاد میشود که آنها را برای موافقت با درخواست بعدی (بزرگتر) مشتاقتر میکند. به عبارت دیگر، مسیر یک تغییر بزرگ با تعداد زیادی قدمهای کوچک و ریسکهای کوچک هموار میشود، قدمهایی که هر کدام بر اساس قدم قبلی، ساخته میشود.
🔸تکنیک "یکباره".
در این روش، از کارمندان خود میخواهید کاری حتی بزرگتر از آنچه در ذهنتان هست، انجام دهند. ایده این است که با تعیین اهدافی که به نظر افراطی میرسند، میتوانید افراد را به سطحی از فعالیت سوق دهید که در غیر این صورت غیرقابل دستیابی به نظر میرسید. این روش، اغلب افراد را وادار میکند تا به نوآوریها یا راهحلهایی فکر کنند که در روند عادی کسب و کار به آنها فکر نمیکنند.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ بسیاری از تیمها از «اینرسی شدید» رنج میبرند: تمایل به جستجوی راحتی در همان روشهای سابق انجام کارها، حتی زمانی که دنیای اطراف شما در حال تغییر است. نشریه هاروارد بیزنس ریویو برای کمک به کارمندان خود برای رسیدن به تغییر، دو تکنیک پیشنهاد کرده است که میتوانید امتحان کنید:
🔹 تکنیک "قدم به قدم".
با درخواست از افراد برای انجام کاری کوچک یا آسان شروع کنید. وقتی آنها با آن درخواست کوچک موافقت میکنند و سپس آن را انجام میدهند، احساس تعهد و اعتماد به نفس در آنها ایجاد میشود که آنها را برای موافقت با درخواست بعدی (بزرگتر) مشتاقتر میکند. به عبارت دیگر، مسیر یک تغییر بزرگ با تعداد زیادی قدمهای کوچک و ریسکهای کوچک هموار میشود، قدمهایی که هر کدام بر اساس قدم قبلی، ساخته میشود.
🔸تکنیک "یکباره".
در این روش، از کارمندان خود میخواهید کاری حتی بزرگتر از آنچه در ذهنتان هست، انجام دهند. ایده این است که با تعیین اهدافی که به نظر افراطی میرسند، میتوانید افراد را به سطحی از فعالیت سوق دهید که در غیر این صورت غیرقابل دستیابی به نظر میرسید. این روش، اغلب افراد را وادار میکند تا به نوآوریها یا راهحلهایی فکر کنند که در روند عادی کسب و کار به آنها فکر نمیکنند.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ چهار رویکرد اصلی به مارکتینگ
✅ این قبیل سوالات که «مارکتینگ واقعا چیست؟» و «وظیفه اصلی آن چیست؟»، سوالاتیاند که سالهای سال است ذهن مدیران، کارآفرینان و کارشناسان بازاریابی را به خود مشغول کرده است.
🔹 یکی از راههای درک و شناخت عمیقتر و بهتر مارکتینگ این است که رویکردهای اصلی شرکتها به مارکتینگ را بشناسیم. چهار رویکرد اصلی به مارکتینگ عبارتند از:
۱. رویکرد شرکتمحوری
(Self-centered marketing):
در این رویکرد، مارکتینگ به این معناست: کمک به تیم فروش شرکت برای جذب مشتریان جدید و افزایش هر چه بیشتر فروش شرکت. بر همین اساس، مارکتینگ باید مشکلات به شرکت کمک کند تا به اهداف فروش و سودآوری خود برسد.
مشکل اساسی این رویکرد آن است که واحد مارکتینگ توجه چندانی به نیازها، خواستهها و رضایت مشتریان و تحرکات و برنامههای رقبا ندارد و در نتیجه، بعد از مدتی، شرکت با مشکلات شدیدی مواجه میشود
مشکل دیگر این رویکرد آن است که برنامهها و استراتژیهای مارکتینگ بر اساس سلیقه شخصی مدیران طراحی و اجرا میشوند و در نتیجه شرکت علیرغم هزینههای بالایی که در مارکتینگ انجام میدهد، به موفقیتهای قابل توجهی دست پیدا نمیکند
۲. رویکرد مشتریمحور
(Customer oriented marketing):
در این رویکرد، مارکتینگ یعنی: تلاش برای شناسایی نیازها و خواستههای مشتریان و برآورده کردن آنها به بهترین شکل ممکن. این رویکرد به ما کمک میکند تا رضایت و وفاداری مشتریانمان را افزایش بدهیم و به همین دلیل، نسبت به رویکرد شرکتمحور بسیار بهتر است.
اما این رویکرد هم به دلیل عدم توجه به رقبا، بعد از مدتی به مشکل میخورد و باعث میشود از رقبا عقب بیافتیم
۳. رویکرد رقیبمحور
(Competitors-oriented marketing)
در این رویکرد، مارکتینگ عبارت است از: تلاش برای حمله به رقبا و گرفتن سهم بازار از آنها و دفاع از شرکت در مقابل حملات رقبا. بر این اساس، تمام تلاش واحد مارکتینگ معطوف به تحلیل برنامهها و استراتژیهای بازاریابی رقبا و چگونگی «مشتریدزدی» از آنهاست.
برای این منظور، واحد مارکتینگ باید به این سوال به خوبی پاسخ بدهد: «چگونه میتوانیم مشتریان رقبا را راضی کنیم به جای آنها از ما بخرند؟»
این رویکرد هم به دلیل عدم توجه به نیازها و خواستههای مشتریان، بعد از مدتی به مشکل میخورد و شرکت علیرغم جذب تعداد زیادی مشتری، به دلیل عدم جلب رضایت آنها، با دشواریهای زیادی مواجه میشود.
۴. رویکرد بازارمحور
(market-driven marketing):
در این رویکرد، مارکتینگ یعنی: تلاش برای افزایش فروش شرکت، شناسایی و برآورده کردن نیازهای مشتریان و حمله به رقبا برای گرفتن سهم بازار از آنها.
در حقیقت میتوانیم بگوییم رویکرد بازارمحور، مجموع سه رویکرد قبلی است و به ما کمک میکند به اهداف مهممان در بازار به صورت همزمان توجه کنیم و توجه به یک هدف باعث نشود از اهداف دیگرمان غفلت کنیم.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ این قبیل سوالات که «مارکتینگ واقعا چیست؟» و «وظیفه اصلی آن چیست؟»، سوالاتیاند که سالهای سال است ذهن مدیران، کارآفرینان و کارشناسان بازاریابی را به خود مشغول کرده است.
🔹 یکی از راههای درک و شناخت عمیقتر و بهتر مارکتینگ این است که رویکردهای اصلی شرکتها به مارکتینگ را بشناسیم. چهار رویکرد اصلی به مارکتینگ عبارتند از:
۱. رویکرد شرکتمحوری
(Self-centered marketing):
در این رویکرد، مارکتینگ به این معناست: کمک به تیم فروش شرکت برای جذب مشتریان جدید و افزایش هر چه بیشتر فروش شرکت. بر همین اساس، مارکتینگ باید مشکلات به شرکت کمک کند تا به اهداف فروش و سودآوری خود برسد.
مشکل اساسی این رویکرد آن است که واحد مارکتینگ توجه چندانی به نیازها، خواستهها و رضایت مشتریان و تحرکات و برنامههای رقبا ندارد و در نتیجه، بعد از مدتی، شرکت با مشکلات شدیدی مواجه میشود
مشکل دیگر این رویکرد آن است که برنامهها و استراتژیهای مارکتینگ بر اساس سلیقه شخصی مدیران طراحی و اجرا میشوند و در نتیجه شرکت علیرغم هزینههای بالایی که در مارکتینگ انجام میدهد، به موفقیتهای قابل توجهی دست پیدا نمیکند
۲. رویکرد مشتریمحور
(Customer oriented marketing):
در این رویکرد، مارکتینگ یعنی: تلاش برای شناسایی نیازها و خواستههای مشتریان و برآورده کردن آنها به بهترین شکل ممکن. این رویکرد به ما کمک میکند تا رضایت و وفاداری مشتریانمان را افزایش بدهیم و به همین دلیل، نسبت به رویکرد شرکتمحور بسیار بهتر است.
اما این رویکرد هم به دلیل عدم توجه به رقبا، بعد از مدتی به مشکل میخورد و باعث میشود از رقبا عقب بیافتیم
۳. رویکرد رقیبمحور
(Competitors-oriented marketing)
در این رویکرد، مارکتینگ عبارت است از: تلاش برای حمله به رقبا و گرفتن سهم بازار از آنها و دفاع از شرکت در مقابل حملات رقبا. بر این اساس، تمام تلاش واحد مارکتینگ معطوف به تحلیل برنامهها و استراتژیهای بازاریابی رقبا و چگونگی «مشتریدزدی» از آنهاست.
برای این منظور، واحد مارکتینگ باید به این سوال به خوبی پاسخ بدهد: «چگونه میتوانیم مشتریان رقبا را راضی کنیم به جای آنها از ما بخرند؟»
این رویکرد هم به دلیل عدم توجه به نیازها و خواستههای مشتریان، بعد از مدتی به مشکل میخورد و شرکت علیرغم جذب تعداد زیادی مشتری، به دلیل عدم جلب رضایت آنها، با دشواریهای زیادی مواجه میشود.
۴. رویکرد بازارمحور
(market-driven marketing):
در این رویکرد، مارکتینگ یعنی: تلاش برای افزایش فروش شرکت، شناسایی و برآورده کردن نیازهای مشتریان و حمله به رقبا برای گرفتن سهم بازار از آنها.
در حقیقت میتوانیم بگوییم رویکرد بازارمحور، مجموع سه رویکرد قبلی است و به ما کمک میکند به اهداف مهممان در بازار به صورت همزمان توجه کنیم و توجه به یک هدف باعث نشود از اهداف دیگرمان غفلت کنیم.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه