✳️ اثرنزدیکی زمانی
✅ یکی تحقیق نشان داده است که وقتی افراد در تابستان در حال ساختن خانه باشند، تاکید بیش از حد بر این خواهند داشت که خانه استخر داشته باشد. چرا که گرمای تابستان بر ذهن آن ها تاثیر گذاشته و اهمیت استخر را بیش از حد فرض می کنند. این در حالی است که خانه هایی که در زمستان نقشه آن ها کشیده می شود، معمولا فاقد استخر هستند!
آیا نیازهای ما تغییر کرده است؟ خیر! چه چیزی تغییر کرده است؟ زمان تصمیم گیری. نقشه خانه ای که قرار است در آن سال ها در آن زندگی کنیم -هم زمستان و هم تابستان- بسته به این که در چه فصلی (=زمان تصمیم گیری) احداث می شود تحت تاثیر قرار خواهد گرفت!
🔹به این پدیده می گویند: اثر نزدیکی زمانی (immediacy effect)
این پدیده زیر مجموعه خطاهایی است که در آن انسان اکنون را ارزشمندتر از آینده می داند. به عنوان مثال، وقتی شما تشنه هستید، به نظرتان آب خیلی مهم خواهد بود؛ ولی اگر تشنگی شما رفع شود، ارزش آب را کمتر فرض خواهید کرد و حاضر نیستید که زحمت برداشتن یک بطری آب را به دوش بکشید. یعنی انسان ها در ارزش گذاری، به وضعیت کنونی خودشان رجوع می کنند. این نوع ارزش گذاری یک خطا است، چرا که ارزش آن چیز تغییری نکرده است، بلکه این تصور انسان از آن چیز بوده است که ارزش آن را در ذهن زیاد و یا کم کرده است.
🔸مغز ما یاد گرفته است که از یک سری میان بر استفاده کند تا زمان تحلیل و تصمیم گیری و در نتیجه انرژی خود را کاهش دهد. در بسیاری موارد این تکنیک جواب می دهد و ما سریع می توانیم تصمیم گیری کنیم و کار ما راه می افتد. اما یادمان باشد باید مغزمان را عادت دهیم که در تصمیم های مهم از سیستم میان بر و کم انرژی به سیستم دقیق و عمیق و با حوصله سوئیچ کند. چگونه؟ یکی از مهم ترین ويژگی های مغز انسان این است که می تواند شبیه سازی آینده نگرانه کند. یعنی می تواند سناریوهای مختلفی را از آینده در ذهن خود تولید و تجسم کند. بنابراین می توان در هنگام تصمیم گیری های مهم، آینده های متفاوت را تصویر کرد و سپس گزینه ای را که انتخاب کرده ایم را در آن سناریو تجسم کنیم (مثلا خانه ای بدون استخر در تابستان یا ماشین بدون آب در یک سفر بلندمدت) و آنگاه دست به انتخاب بزنیم
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ یکی تحقیق نشان داده است که وقتی افراد در تابستان در حال ساختن خانه باشند، تاکید بیش از حد بر این خواهند داشت که خانه استخر داشته باشد. چرا که گرمای تابستان بر ذهن آن ها تاثیر گذاشته و اهمیت استخر را بیش از حد فرض می کنند. این در حالی است که خانه هایی که در زمستان نقشه آن ها کشیده می شود، معمولا فاقد استخر هستند!
آیا نیازهای ما تغییر کرده است؟ خیر! چه چیزی تغییر کرده است؟ زمان تصمیم گیری. نقشه خانه ای که قرار است در آن سال ها در آن زندگی کنیم -هم زمستان و هم تابستان- بسته به این که در چه فصلی (=زمان تصمیم گیری) احداث می شود تحت تاثیر قرار خواهد گرفت!
🔹به این پدیده می گویند: اثر نزدیکی زمانی (immediacy effect)
این پدیده زیر مجموعه خطاهایی است که در آن انسان اکنون را ارزشمندتر از آینده می داند. به عنوان مثال، وقتی شما تشنه هستید، به نظرتان آب خیلی مهم خواهد بود؛ ولی اگر تشنگی شما رفع شود، ارزش آب را کمتر فرض خواهید کرد و حاضر نیستید که زحمت برداشتن یک بطری آب را به دوش بکشید. یعنی انسان ها در ارزش گذاری، به وضعیت کنونی خودشان رجوع می کنند. این نوع ارزش گذاری یک خطا است، چرا که ارزش آن چیز تغییری نکرده است، بلکه این تصور انسان از آن چیز بوده است که ارزش آن را در ذهن زیاد و یا کم کرده است.
🔸مغز ما یاد گرفته است که از یک سری میان بر استفاده کند تا زمان تحلیل و تصمیم گیری و در نتیجه انرژی خود را کاهش دهد. در بسیاری موارد این تکنیک جواب می دهد و ما سریع می توانیم تصمیم گیری کنیم و کار ما راه می افتد. اما یادمان باشد باید مغزمان را عادت دهیم که در تصمیم های مهم از سیستم میان بر و کم انرژی به سیستم دقیق و عمیق و با حوصله سوئیچ کند. چگونه؟ یکی از مهم ترین ويژگی های مغز انسان این است که می تواند شبیه سازی آینده نگرانه کند. یعنی می تواند سناریوهای مختلفی را از آینده در ذهن خود تولید و تجسم کند. بنابراین می توان در هنگام تصمیم گیری های مهم، آینده های متفاوت را تصویر کرد و سپس گزینه ای را که انتخاب کرده ایم را در آن سناریو تجسم کنیم (مثلا خانه ای بدون استخر در تابستان یا ماشین بدون آب در یک سفر بلندمدت) و آنگاه دست به انتخاب بزنیم
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
👤 تیلور سوئیفت؛ پوتین، شی جین پینگ و باربی را شکست داد و به عنوان شخصیت سال ۲۰۲۳ TIME انتخاب شد
🔹 دنیای اقتصاد: تیلور سوئیفت، ستاره موسیقی پاپ آمریکا، که با انتشار آلبوم جدید و اجرای تور جهانی خود، توجههای زیادی را به خود جلب کرد روز چهارشنبه از سوی مجله تایم به عنوان شخصیت سال ۲۰۲۳ انتخاب شد.
🔹 سام جیکوبز سردبیر مجله تایم درباره این انتخاب میگوید: «شخصیت سال تایم معمولاً حاکم بر حوزه های سنتی قدرت بوده است... اغلب یک سیاستمدار یا یک تاجر و غول صنعت... یا شخصی که تأثیر منحصر به فردش در سراسر جهان آشکار شده است.
🔹 تیلور سوئیفت نقشه سفر خود را ترسیم کرد و نتایج را با جهان به اشتراک گذاشت: او متعهد شد که رویاها، احساسات و تجربیات مردم، به ویژه زنانی را که احساس میکردند نادیده گرفته شدهاند اعتبار بخشد. تیلور سوئیفت برای ساختن دنیایی برای خودش که مکانی برای خیلیها شد، برای تبدیل داستانش به یک افسانه جهانی، برای شادی بخشیدن به جامعهای که شدیداً به آن نیاز داشت، شخصیت سال ۲۰۲۳ تایم شد.
🔹 سال گذشته، ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهوری اوکراین از سوی مجله تایم به عنوان «شخصیت سال ۲۰۲۲» انتخاب شد.
#دنیای_اقتصاد #تیلور_سوئیفت #تایم
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔹 دنیای اقتصاد: تیلور سوئیفت، ستاره موسیقی پاپ آمریکا، که با انتشار آلبوم جدید و اجرای تور جهانی خود، توجههای زیادی را به خود جلب کرد روز چهارشنبه از سوی مجله تایم به عنوان شخصیت سال ۲۰۲۳ انتخاب شد.
🔹 سام جیکوبز سردبیر مجله تایم درباره این انتخاب میگوید: «شخصیت سال تایم معمولاً حاکم بر حوزه های سنتی قدرت بوده است... اغلب یک سیاستمدار یا یک تاجر و غول صنعت... یا شخصی که تأثیر منحصر به فردش در سراسر جهان آشکار شده است.
🔹 تیلور سوئیفت نقشه سفر خود را ترسیم کرد و نتایج را با جهان به اشتراک گذاشت: او متعهد شد که رویاها، احساسات و تجربیات مردم، به ویژه زنانی را که احساس میکردند نادیده گرفته شدهاند اعتبار بخشد. تیلور سوئیفت برای ساختن دنیایی برای خودش که مکانی برای خیلیها شد، برای تبدیل داستانش به یک افسانه جهانی، برای شادی بخشیدن به جامعهای که شدیداً به آن نیاز داشت، شخصیت سال ۲۰۲۳ تایم شد.
🔹 سال گذشته، ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهوری اوکراین از سوی مجله تایم به عنوان «شخصیت سال ۲۰۲۲» انتخاب شد.
#دنیای_اقتصاد #تیلور_سوئیفت #تایم
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from اهرم اقتصادی | Economic Lev (H)
✳️ وقتی همه خواب بودند!
✅ وارد سالن میشوید، چراغها خاموش است، نور روی پرده نمایش افتاده است و عدهای در سالن نشستهاند. برخی چُرت میزنند، بعضیها مشغول پرسهزنی در شبکههای اجتماعی و وبگردی هستند و عدهای هم مشغول بازی با گوشی تلفن همراه خود. البته تعدادی هم به پرده نمایش چشم دوختهاند، ولی انگار فکرشان جای دیگری است!
🔸مدتی میگذرد، فردی از گوشه سالن که از بازی با موبایلش خسته شده زیر لب میگوید: «آقا خسته نباشید، مغزمون دیگه نمیکشه!». کم کم سایرین هم با او همراه میشوند و گرداننده پرده نمایش، رخصت آنتِراک میدهد.
🔹این فضا وصف سالن سینما یا نمایش پردهخوانی نیست، بلکه فضای عمومی دورههای آموزشی در بسیاری از سازمانهاست. دورههایی که با هزینههای بالا برگزار میشوند، اما گویی کارکنان در قبال آن هیچ تعهدی ندارند و فقط برای داشتن شرایط ارتقاء یا دریافت مزایای خاص در آن شرکت میکنند. کلاسهایی که کارکنان در آن چرت میزنند، خسته و کلافهاند و انگار شوقی برای یادگیری در آنها وجود ندارد.
🔸اما چه میشود کرد تا دورههای آموزشی را به جای تبدیل شدن به محل چُرتزدن، به محیطی برای یادگیریِ مشتاقانه تبدیل کرد؟
🔹نکته نخست: زمانی کارمندان با اشتیاق به دوره آموزشی میروند و انگیزه یادگیری دارند که برای انجام کارهای خود به آن دوره احساس نیاز کرده باشند.
🔸نکته دوم: کارکنان باید ضرر ناتوانی در انجام سریع و اثربخش امور، ناشی از عدم یادگیری و بهروزرسانی دانش کاری خود را احساس کنند. یعنی باید بدانند که اگر شایستگیهای خود را با مشارکت فعالانه در دورههای آموزشی ارتقا ندهند، حتی ممکن است از کار اخراج شوند و با افراد شایستهتری جایگزین شوند.
🔹نکته سوم: دورههای آموزشی باید متناسب با نیاز و همراستا با اهداف و راهبردهای سازمان باشند. دورههای آموزشی که فقط برای بالا بردن سرانه آموزش و خرج بودجه انجام میپذیرد، هیچ فایدهای برای سازمان ندارد.
🔸نکته چهارم: از روشهای متنوع آموزشی برای یاد دادن استفاده کنید. به جرات میتوان گفت بیش از ۷۰ درصد دورههای آموزشی موجود با یک سخنرانی کلاسی شروع شده و با همان تمام میشود. آموزشهای حین کار، منتورینگ، عضویت در تیمهای کاری، سناریوسازی، کارگاهها، استفاده از فیلمهای آموزشی، بازیهای مدیریتی و … همگی در یادگیری و ماندگاری موضوع تاثیرگذاری بیشتری دارند و فضای یادگیری هم جذابتر میشود.
🔹نکته پنجم: آموزشهای ارائهشده باید در انجام وظایف جاری کارکنانتان به کار بیاید. اگر کارکنان را به بهترین دورهها بفرستید ولی در بلندمدت استفاده از موارد آموخته شده را از او نخواهید، یعنی دور ریختن پول سازمان.
🔸به نظر میرسد رعایت پنج نکته مذکور بتواند در بیدار کردن کارکنان خوابآلود در دورههای آموزشی مفید واقع شود!
✅ وارد سالن میشوید، چراغها خاموش است، نور روی پرده نمایش افتاده است و عدهای در سالن نشستهاند. برخی چُرت میزنند، بعضیها مشغول پرسهزنی در شبکههای اجتماعی و وبگردی هستند و عدهای هم مشغول بازی با گوشی تلفن همراه خود. البته تعدادی هم به پرده نمایش چشم دوختهاند، ولی انگار فکرشان جای دیگری است!
🔸مدتی میگذرد، فردی از گوشه سالن که از بازی با موبایلش خسته شده زیر لب میگوید: «آقا خسته نباشید، مغزمون دیگه نمیکشه!». کم کم سایرین هم با او همراه میشوند و گرداننده پرده نمایش، رخصت آنتِراک میدهد.
🔹این فضا وصف سالن سینما یا نمایش پردهخوانی نیست، بلکه فضای عمومی دورههای آموزشی در بسیاری از سازمانهاست. دورههایی که با هزینههای بالا برگزار میشوند، اما گویی کارکنان در قبال آن هیچ تعهدی ندارند و فقط برای داشتن شرایط ارتقاء یا دریافت مزایای خاص در آن شرکت میکنند. کلاسهایی که کارکنان در آن چرت میزنند، خسته و کلافهاند و انگار شوقی برای یادگیری در آنها وجود ندارد.
🔸اما چه میشود کرد تا دورههای آموزشی را به جای تبدیل شدن به محل چُرتزدن، به محیطی برای یادگیریِ مشتاقانه تبدیل کرد؟
🔹نکته نخست: زمانی کارمندان با اشتیاق به دوره آموزشی میروند و انگیزه یادگیری دارند که برای انجام کارهای خود به آن دوره احساس نیاز کرده باشند.
🔸نکته دوم: کارکنان باید ضرر ناتوانی در انجام سریع و اثربخش امور، ناشی از عدم یادگیری و بهروزرسانی دانش کاری خود را احساس کنند. یعنی باید بدانند که اگر شایستگیهای خود را با مشارکت فعالانه در دورههای آموزشی ارتقا ندهند، حتی ممکن است از کار اخراج شوند و با افراد شایستهتری جایگزین شوند.
🔹نکته سوم: دورههای آموزشی باید متناسب با نیاز و همراستا با اهداف و راهبردهای سازمان باشند. دورههای آموزشی که فقط برای بالا بردن سرانه آموزش و خرج بودجه انجام میپذیرد، هیچ فایدهای برای سازمان ندارد.
🔸نکته چهارم: از روشهای متنوع آموزشی برای یاد دادن استفاده کنید. به جرات میتوان گفت بیش از ۷۰ درصد دورههای آموزشی موجود با یک سخنرانی کلاسی شروع شده و با همان تمام میشود. آموزشهای حین کار، منتورینگ، عضویت در تیمهای کاری، سناریوسازی، کارگاهها، استفاده از فیلمهای آموزشی، بازیهای مدیریتی و … همگی در یادگیری و ماندگاری موضوع تاثیرگذاری بیشتری دارند و فضای یادگیری هم جذابتر میشود.
🔹نکته پنجم: آموزشهای ارائهشده باید در انجام وظایف جاری کارکنانتان به کار بیاید. اگر کارکنان را به بهترین دورهها بفرستید ولی در بلندمدت استفاده از موارد آموخته شده را از او نخواهید، یعنی دور ریختن پول سازمان.
🔸به نظر میرسد رعایت پنج نکته مذکور بتواند در بیدار کردن کارکنان خوابآلود در دورههای آموزشی مفید واقع شود!
✳️ مراحل پیشرفت در حوزه نوآوری؛
✅ نوآوری یک فرآیند پویا و مداوم است که در طول زمان تکامل می یابد. در اینجا چند مرحله متداول پیشرفت در زمینه نوآوری آورده شده است:
۱- تولید ایده.
۲- تحقیق و توسعه (R&D) .
۳- اثبات وساخت نمونه اولیه (MVP).
۴- آزمایش و بازخورد.
۵- افزایش مقیاس و تولید.
۶- تجاری سازی و ورود به بازار.
۷- بهبود مستمر و تکرار.
۸- اختلال و تحول.
۹- نوآوری مشارکتی.
۱۰- فرهنگ نوآوری پایدار.
شایان ذکر است که این مراحل همیشه خطی یا کاملاً متوالی نیستند. بسته به عوامل مختلفی مانند ماهیت نوآوری، نوع صنعت، محدودیتهای بودجه و پویایی بازار میتوانند همپوشانی داشته باشند و متفاوت باشند.
✅ نوآوری یک فرآیند پویا و مداوم است که در طول زمان تکامل می یابد. در اینجا چند مرحله متداول پیشرفت در زمینه نوآوری آورده شده است:
۱- تولید ایده.
۲- تحقیق و توسعه (R&D) .
۳- اثبات وساخت نمونه اولیه (MVP).
۴- آزمایش و بازخورد.
۵- افزایش مقیاس و تولید.
۶- تجاری سازی و ورود به بازار.
۷- بهبود مستمر و تکرار.
۸- اختلال و تحول.
۹- نوآوری مشارکتی.
۱۰- فرهنگ نوآوری پایدار.
شایان ذکر است که این مراحل همیشه خطی یا کاملاً متوالی نیستند. بسته به عوامل مختلفی مانند ماهیت نوآوری، نوع صنعت، محدودیتهای بودجه و پویایی بازار میتوانند همپوشانی داشته باشند و متفاوت باشند.
👍1
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
منوی سرمایهگذاری بازنشستگان
🔺با توجه به قوانین جدید دولت درخصوص بیمه بازنشستگی، در بسیاری از محافل علمی و سیاسی کشور بحثهای گستردهای درخصوص این قوانین و تبعات آن بر نیروی کار کشور مطرح شده است.
🔺از اینرو سیستم بازنشستگی کشورهای آمریکا و هلند (که سالهاست با پدیده پیری جمعیت و چالشهای آن دستوپنجه نرم میکنند) بررسی شد تا ایدهای کلی در راستای بهبود نظام بازنشستگی کشور و قوانین موجود در این زمینه بهدست آید.
❓مقصد نهایی طرحهای بازنشستگی در آمریکا کجاست؟
🔺طرحهای بازنشستگی، طرحهایی در جهت تامین منفعت کارمندان پس از بازنشستگی هستند که توسط کارفرماها، خود کارمندان (یا اتحادیههای آنها) یا هر دو اجرا میشوند. این طرحها حقوق بازنشستگی فرد یا درآمد او پس از پایان کار تحت پوشش کارفرما را تامین میکنند.
🔺بیشتر طرحهای خصوصی بازنشستگی یکی از سهحالت طرح بازنشستگی فردی (IRA)، طرح مزایای تعریفشده و طرح مشارکت تعریفشده هستند. طرح IRA توسط خود کارکنان انجام میشود، اما کارفرمایان نیز میتوانند در یافتن و تنظیم این طرحها به کارمندان خود کمک کنند.
🔺قانون امنیت درآمد بازنشستگی کارکنان (ERISA) دو نوع طرح بازنشستگی مزایای تعریفشده و مشارکت تعریفشده را پوشش میدهد.
🔺ویژگی هر دوی این طرحها این است که شخص کارمند نمیتواند برای آنها اقدام کند و کارفرما باید طرح مورد نظر را انتخاب کرده و کارمندان خود را تحت پوشش آن درآورد...👇
🔗 متن کامل
#دنیای_اقتصاد #بورس
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔺با توجه به قوانین جدید دولت درخصوص بیمه بازنشستگی، در بسیاری از محافل علمی و سیاسی کشور بحثهای گستردهای درخصوص این قوانین و تبعات آن بر نیروی کار کشور مطرح شده است.
🔺از اینرو سیستم بازنشستگی کشورهای آمریکا و هلند (که سالهاست با پدیده پیری جمعیت و چالشهای آن دستوپنجه نرم میکنند) بررسی شد تا ایدهای کلی در راستای بهبود نظام بازنشستگی کشور و قوانین موجود در این زمینه بهدست آید.
❓مقصد نهایی طرحهای بازنشستگی در آمریکا کجاست؟
🔺طرحهای بازنشستگی، طرحهایی در جهت تامین منفعت کارمندان پس از بازنشستگی هستند که توسط کارفرماها، خود کارمندان (یا اتحادیههای آنها) یا هر دو اجرا میشوند. این طرحها حقوق بازنشستگی فرد یا درآمد او پس از پایان کار تحت پوشش کارفرما را تامین میکنند.
🔺بیشتر طرحهای خصوصی بازنشستگی یکی از سهحالت طرح بازنشستگی فردی (IRA)، طرح مزایای تعریفشده و طرح مشارکت تعریفشده هستند. طرح IRA توسط خود کارکنان انجام میشود، اما کارفرمایان نیز میتوانند در یافتن و تنظیم این طرحها به کارمندان خود کمک کنند.
🔺قانون امنیت درآمد بازنشستگی کارکنان (ERISA) دو نوع طرح بازنشستگی مزایای تعریفشده و مشارکت تعریفشده را پوشش میدهد.
🔺ویژگی هر دوی این طرحها این است که شخص کارمند نمیتواند برای آنها اقدام کند و کارفرما باید طرح مورد نظر را انتخاب کرده و کارمندان خود را تحت پوشش آن درآورد...
#دنیای_اقتصاد #بورس
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✳️ آیا جملات انگیزشی، ما را به موفقیت میرساند؟
✅ فرقی نمیکند در کتابفروشیها دنبالش باشید، سرچ در گوگل یا قسمت جستجوی شبکههای اجتماعی... کافی است عبارت "جملات انگیزشی" را سرچ کنید؛ تعداد بیشماری جملهی انگیزشی پیدا میکنید که ظاهرا چراغ راهنمایی برای تمام مردم جهان، در هر موقعیت، میزان هوش، درک، توانایی و سن و سالی برای رسیدن به قلههای موفقیت است.
🔹اگر بیشتر جستجو کنید، میتوانید سمینارهایی بیابید که فردی در مقام گوینده، چنان شما را با افق روشنی مواجه میکند که گویی در یکقدمی موفقیت هستید. اما سوال اساسی اینجاست؛ آیا جملههای انگیزشی واقعاً در ما انگیزه ایجاد میکند؟
🔸بگذارید جواب آخر را همین اول بدهیم؛ خیر! اکثر مردم عادی جهان، دوست دارند این جملات را بخوانند و در خود احساس خوبی ایجاد کنند، اما غافل از این هستند که شاید این احساس خوب، باعث بیاعتنا شدن بیشتر آنها نسبت به مشکلات واقعی زندگی و اطرافشان میشود؛ چرا که در ذهن آنها سرابی از خوشبختی و موفقیت ترسیم شده است و آنها را از حقایق تلخ مشکلات پیرامونشان دور کرده است.
🔹تحقیقات علمی روانشناسان نیز همین موضوع را تایید میکند که خواندن جملات انگیزشی، همان حسی را در انسان ایجاد میکند که به نتیجه رسیدن آن کار در واقعیت ایجاد میکند. بهعبارت دیگر، حس خوب خواندن این جملات با حس به نتیجه رسیدن در واقعیت برابری میکند. این واقعا یک فاجعه است؛ چراکه فرد از خود رضایت کاذبی خواهد داشت و کمتر به انجامدادن کارهایش تمایل دارد. از طرفی، فرد با خواندن این جملات، آنچنان حس خوبی از خود و مفیدبودن پیدا میکند که دیگر نیازی به کوشش بیشتر در خود احساس نمیکند.
🔸هر انسانی در حد تواناییهایش دارای هنر، دانش و خلاقیتی است که میتواند بسته به میزان این داشتهها به اهداف خود برسد. شاید بگویید اهداف بلندپروازانهتر چه؟ بر هیچکس پوشیده نیست که جرقهی ایجاد اهداف بلندپروازانه، بهخاطر داشتن انگیزه یا انگیزههایی در ذهن فرد ایجاد میشود و همان انگیزهها کافی است تا انسان را برای رسیدن به اهدافش ترغیب کند.
🔹از طرفی، ایجاد انگیزههای کاذب ممکن است باعث ایجاد طمع و یا ترس در وجود فرد شود و او را ناخواسته از اهدافش دور کند. پس اگر در خود تواناییهای فوقالعادهای میبینید که برای رسیدن به آرزوهایتان کافی است، دست به طناب پوسیدهی جملات انگیزشی نگیرید.
🔸آیا تمام جملات انگیزشی پوچ هستند؟
جواب این سوال نیز خیر است. چرا که برخی از این جملات از بزرگان، فلاسفه و دانشمندان هستند و سالها تجربه و دانش در پس آن نهفته است. اما مشکل جای دیگری است. بدانید افرادی که یک جملهی انگیزشی زیبا را میبینند و آنرا بر روی تصویری زیبا از افق دریا قرار میدهند و آنرا در صفحهی خود منتشر میکنند، تنها همان جمله را خواندهاند. آنها هرگز دهها یا صدها جملهی قبل و بعد آن در کتاب منبع را نخواندهاند و درک درستی از منظور نویسندهی آن جمله ندارند.
🔹چه چیزی باید الهامبخش ما باشد؟
همچنان که داشتن تصورات مثبت کاذب مانند ادعاهای موجود در کتاب و مستند راز، ما را به موفقیت و خوشبختی نمیرساند، شنیدن و خواندن جملات انگیزشی نیز نباید الهامبخش ما برای رسیدن به اهدافمان باشد.
🔸اینکه برخی افراد اعتقاد دارند با گفتن و تکرارکردن جملات مثبت انگیزشی میتوانند فرد خوبی باشند، اشتباهی بزرگ مرتکب میشوند.
🔹چه چیزی ما را به موفقیت میرساند؟
وقتی شما زندگی خود را دوست داشته باشید، قطعا برای آن برنامهریزی خواهید کرد و این خود در شما ایجاد انگیزهای میکند که برای رسیدن به اهدافتان، هر هزینهای را پرداخت کنید. فکر کردن به مسیر رسیدن به آن اهداف در شما ایدههایی ایجاد میکند که بهترین ابزار برای محقق شدن آرزوها است. پس تواناییهای ذهنی و دانش خود را دستکم نگیرید، با بزرگترهای با تجربهتر مشورت کنید و با کمک آنها برای رسیدن به اهداف خود تلاش کنید.
🔸نکتهی جالبی که وجود دارد این است که آیا تمام نویسندگان جملات انگیزشی خود افرادی موفق بودهاند؟ اگر این جملهها موثر و کارآمد بود، قطعا موفقترین و خوشبختترین افراد در جهان نویسندگان بودهاند!
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ فرقی نمیکند در کتابفروشیها دنبالش باشید، سرچ در گوگل یا قسمت جستجوی شبکههای اجتماعی... کافی است عبارت "جملات انگیزشی" را سرچ کنید؛ تعداد بیشماری جملهی انگیزشی پیدا میکنید که ظاهرا چراغ راهنمایی برای تمام مردم جهان، در هر موقعیت، میزان هوش، درک، توانایی و سن و سالی برای رسیدن به قلههای موفقیت است.
🔹اگر بیشتر جستجو کنید، میتوانید سمینارهایی بیابید که فردی در مقام گوینده، چنان شما را با افق روشنی مواجه میکند که گویی در یکقدمی موفقیت هستید. اما سوال اساسی اینجاست؛ آیا جملههای انگیزشی واقعاً در ما انگیزه ایجاد میکند؟
🔸بگذارید جواب آخر را همین اول بدهیم؛ خیر! اکثر مردم عادی جهان، دوست دارند این جملات را بخوانند و در خود احساس خوبی ایجاد کنند، اما غافل از این هستند که شاید این احساس خوب، باعث بیاعتنا شدن بیشتر آنها نسبت به مشکلات واقعی زندگی و اطرافشان میشود؛ چرا که در ذهن آنها سرابی از خوشبختی و موفقیت ترسیم شده است و آنها را از حقایق تلخ مشکلات پیرامونشان دور کرده است.
🔹تحقیقات علمی روانشناسان نیز همین موضوع را تایید میکند که خواندن جملات انگیزشی، همان حسی را در انسان ایجاد میکند که به نتیجه رسیدن آن کار در واقعیت ایجاد میکند. بهعبارت دیگر، حس خوب خواندن این جملات با حس به نتیجه رسیدن در واقعیت برابری میکند. این واقعا یک فاجعه است؛ چراکه فرد از خود رضایت کاذبی خواهد داشت و کمتر به انجامدادن کارهایش تمایل دارد. از طرفی، فرد با خواندن این جملات، آنچنان حس خوبی از خود و مفیدبودن پیدا میکند که دیگر نیازی به کوشش بیشتر در خود احساس نمیکند.
🔸هر انسانی در حد تواناییهایش دارای هنر، دانش و خلاقیتی است که میتواند بسته به میزان این داشتهها به اهداف خود برسد. شاید بگویید اهداف بلندپروازانهتر چه؟ بر هیچکس پوشیده نیست که جرقهی ایجاد اهداف بلندپروازانه، بهخاطر داشتن انگیزه یا انگیزههایی در ذهن فرد ایجاد میشود و همان انگیزهها کافی است تا انسان را برای رسیدن به اهدافش ترغیب کند.
🔹از طرفی، ایجاد انگیزههای کاذب ممکن است باعث ایجاد طمع و یا ترس در وجود فرد شود و او را ناخواسته از اهدافش دور کند. پس اگر در خود تواناییهای فوقالعادهای میبینید که برای رسیدن به آرزوهایتان کافی است، دست به طناب پوسیدهی جملات انگیزشی نگیرید.
🔸آیا تمام جملات انگیزشی پوچ هستند؟
جواب این سوال نیز خیر است. چرا که برخی از این جملات از بزرگان، فلاسفه و دانشمندان هستند و سالها تجربه و دانش در پس آن نهفته است. اما مشکل جای دیگری است. بدانید افرادی که یک جملهی انگیزشی زیبا را میبینند و آنرا بر روی تصویری زیبا از افق دریا قرار میدهند و آنرا در صفحهی خود منتشر میکنند، تنها همان جمله را خواندهاند. آنها هرگز دهها یا صدها جملهی قبل و بعد آن در کتاب منبع را نخواندهاند و درک درستی از منظور نویسندهی آن جمله ندارند.
🔹چه چیزی باید الهامبخش ما باشد؟
همچنان که داشتن تصورات مثبت کاذب مانند ادعاهای موجود در کتاب و مستند راز، ما را به موفقیت و خوشبختی نمیرساند، شنیدن و خواندن جملات انگیزشی نیز نباید الهامبخش ما برای رسیدن به اهدافمان باشد.
🔸اینکه برخی افراد اعتقاد دارند با گفتن و تکرارکردن جملات مثبت انگیزشی میتوانند فرد خوبی باشند، اشتباهی بزرگ مرتکب میشوند.
🔹چه چیزی ما را به موفقیت میرساند؟
وقتی شما زندگی خود را دوست داشته باشید، قطعا برای آن برنامهریزی خواهید کرد و این خود در شما ایجاد انگیزهای میکند که برای رسیدن به اهدافتان، هر هزینهای را پرداخت کنید. فکر کردن به مسیر رسیدن به آن اهداف در شما ایدههایی ایجاد میکند که بهترین ابزار برای محقق شدن آرزوها است. پس تواناییهای ذهنی و دانش خود را دستکم نگیرید، با بزرگترهای با تجربهتر مشورت کنید و با کمک آنها برای رسیدن به اهداف خود تلاش کنید.
🔸نکتهی جالبی که وجود دارد این است که آیا تمام نویسندگان جملات انگیزشی خود افرادی موفق بودهاند؟ اگر این جملهها موثر و کارآمد بود، قطعا موفقترین و خوشبختترین افراد در جهان نویسندگان بودهاند!
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ بازاریابی در شرایط کاهش قدرت خرید
✅ آمارها نشان میدهد که قدرت خرید جامعه در حال کاهش است؛ در چنین شرایطی، شرکتها، به خصوص تولیدکنندگان کالاهای صرفی، باید استراتژیهای بازاریابیشان را به سرعت تغییر دهند.
🔹استراتژیهای گوناگونی برای بازاریابی در این شرایط وجود دارد که ۸ استراتژی زیر از جمله رایجترین آنهاست:
🔺روی ارزش محصول تمرکز کنید نه ویژگیهای آن.
🔸مشتریان به دلیل مشکلات مالی ترجیح میدهند پول محدودشان را خرج محصولی کنند که میارزد؛ پس شما هم باید به آنها نشان بدهید که محصولتان ارزش پولی که میدهند را دارد.
🔹برای این کار، ویژگی محصول را با پرسیدن این سوال که «این ویژگی چه اهمیتی برای مشتری دارد» به یک ارزش تبدیل کنید.
🔶مثلا فرض کنید «شیر پاستوریزه غنی شده با ویتامین D» عرضه میکنید؛ در این حالت به جای تبلیغ «شیر ما ویتامین D» دارد، باید تبلیغی با این مضمون بسازید: «جلوگیری از پوکی استخوانها» و «کاهش هزینههای درمانی در سنین بالا»؛ این دو مورد در حقیقت «ارزش» ویژگی «غنی شده با ویتامین D» هستند.
🔺خدمات ارزش افزوده به مشتریانتان ارائه کنید.
🔸خدماتی به مشتریان بدهید که به آنها کمک میکند تا از محصول خریداری شده بیشترین استفاده را ببرند.
🔹مثلا فرض کنید تولیدکننده ماکارونی هستید، در این صورت بهترین خدمات ارزش افزودهای که میتوانید به مشتریان بدهید «ارائه انواع دستور پخت ماکارونی با مواد اولیه ساده و ارزان» است.
🔺کانال مستقیم فروش راه بیاندازید.
🔸 قیمت بسیاری از محصولات به دلیل چرخش در عمدهفروشی و خردهفروشیها افزایش مییابد و دود آن به چشم مشتری نهایی میرود؛ پس اگر میتوانید کانال مستقیم فروش به مشتریان نهایی راه بیاندازید.
🔹برای مثال، برخی از شرکتهای تولیدکننده لوازم آرایشی، فروشندگانی را برای فروش محصول در مجتمعهای مسکونی یا اداری بزرگ استخدام کرده و محصولاتشان را به صورت مستقیم به مشتریان نهایی با قیمت خیلی مناسبتر میفروشند.
🔺محصولتان را لخت کنید.
🔸حذف برخی از ویژگیهای غیرضروری میتواند هزینه تمام شده و در نتیجه قیمت فروش محصول را کاهش بدهد.
🔹برای این کار، ویژگیها و منافع محصول که از نظر مشتریان غیرضروری هستند را شناسایی و حذف کنید ولی یادتان باشد که باید قیمت محصول لخت شده خیلی کمتر از محصول عادی باشد تا مشتری متقاعد شود که میارزد آن را بخرد.
🔷مثلا خیلی از شرکتهای هواپیمایی خدماتی مثل پذیرایی داخل هواپیما، بار همراه داخل کابین، تلویزیونهای پشت صندلی و غیره را حذف کرده ولی قیمت خود را به نصف سایر شرکتهای هواپیمایی کاهش دادهاند.
🔺بستههای کوچکتر عرضه کنید.
🔸 کاهش قدرت خرید در کنار کم شدن تعداد افراد یک خانواده یعنی خانوادهها مقدار کمتری از یک محصول را مصرف میکنند؛ پس شما هم باید با این روند همراه شوید و محصولاتتان را در بستهبندیهای کوچکتر و در نتیجه ارزانتر عرضه کنید.
🔹برای مثال، بسیاری از تولیدکنندگان تنقلات، وزن بستهبندی محصولاتشان و در نتیجه قیمت آن را کم کردهاند.
🔷این استراتژی با حقه رایج که وزن بستهبندی را کم ولی قیمت آن را ثابت نگه میدارند یا حتی افزایش میدهند، متفاوت است. در این استراتژی، مشتری متوجه تغییر سایز بستهبندی و در نتیجه کاهش قیمت آن میشود.
🔺سبد برند داشته باشید نه یک برند.
🔸سعی کنید چهار نوع برند داشته باشید: برند لوکس (High-end) با کیفیت و قیمت بالا؛ برند معمولی (Mid-end) با کیفیت و قیمت متوسط؛ برند ارزان (Low-end) با کیفیت و قیمت پایین؛ و برند فروشگاهی (Store Brand) بر اساس سفارش فروشگاههای زنجیرهای و واسطههای بزرگ.
🔺بستههای قیمتی عرضه کنید.
🔸بسته قیمتی (Price Pack) بستهای از انواع محصولات شرکت است که با قیمتی کمتر از مجموع قیمت تک تک محصولات فروخته میشود؛ این بسته به این دلیل که شرکت میتواند در قالب آن محصولات کم فروش را در کنار محصولات پرفروش عرضه کند، به نفع شرکتها و از این نظر که مشتری هزینه کمتری میپردازد هم به نفع مشتریان است.
🔹مثلا یک شرکت تولیدکننده سس میتواند چند نوع سس پرفروش و کم فروش خود را به صورت یک بسته عرضه ولی قیمت آن را کمتر از مجموع قیمت تک تک سسها تعیین کند.
🔺از بازاریابی مشترک غافل نشوید.
🔸بازاریابی مشترک (Joint Marketing) عبارت است از همکاری در تبلیغات و برندینگ با سایر شرکتها با هدف کاهش هزینههای بازاریابی
🔹شرکت میتواند مثلا بیلبوردی با شرکت دیگری که محصول یا خدمت مکمل عرضه میکند، اجاره کند و هزینه کمتری بپردازد و این هزینه را به صورت تخفیف به مشتریانش بدهد
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ آمارها نشان میدهد که قدرت خرید جامعه در حال کاهش است؛ در چنین شرایطی، شرکتها، به خصوص تولیدکنندگان کالاهای صرفی، باید استراتژیهای بازاریابیشان را به سرعت تغییر دهند.
🔹استراتژیهای گوناگونی برای بازاریابی در این شرایط وجود دارد که ۸ استراتژی زیر از جمله رایجترین آنهاست:
🔺روی ارزش محصول تمرکز کنید نه ویژگیهای آن.
🔸مشتریان به دلیل مشکلات مالی ترجیح میدهند پول محدودشان را خرج محصولی کنند که میارزد؛ پس شما هم باید به آنها نشان بدهید که محصولتان ارزش پولی که میدهند را دارد.
🔹برای این کار، ویژگی محصول را با پرسیدن این سوال که «این ویژگی چه اهمیتی برای مشتری دارد» به یک ارزش تبدیل کنید.
🔶مثلا فرض کنید «شیر پاستوریزه غنی شده با ویتامین D» عرضه میکنید؛ در این حالت به جای تبلیغ «شیر ما ویتامین D» دارد، باید تبلیغی با این مضمون بسازید: «جلوگیری از پوکی استخوانها» و «کاهش هزینههای درمانی در سنین بالا»؛ این دو مورد در حقیقت «ارزش» ویژگی «غنی شده با ویتامین D» هستند.
🔺خدمات ارزش افزوده به مشتریانتان ارائه کنید.
🔸خدماتی به مشتریان بدهید که به آنها کمک میکند تا از محصول خریداری شده بیشترین استفاده را ببرند.
🔹مثلا فرض کنید تولیدکننده ماکارونی هستید، در این صورت بهترین خدمات ارزش افزودهای که میتوانید به مشتریان بدهید «ارائه انواع دستور پخت ماکارونی با مواد اولیه ساده و ارزان» است.
🔺کانال مستقیم فروش راه بیاندازید.
🔸 قیمت بسیاری از محصولات به دلیل چرخش در عمدهفروشی و خردهفروشیها افزایش مییابد و دود آن به چشم مشتری نهایی میرود؛ پس اگر میتوانید کانال مستقیم فروش به مشتریان نهایی راه بیاندازید.
🔹برای مثال، برخی از شرکتهای تولیدکننده لوازم آرایشی، فروشندگانی را برای فروش محصول در مجتمعهای مسکونی یا اداری بزرگ استخدام کرده و محصولاتشان را به صورت مستقیم به مشتریان نهایی با قیمت خیلی مناسبتر میفروشند.
🔺محصولتان را لخت کنید.
🔸حذف برخی از ویژگیهای غیرضروری میتواند هزینه تمام شده و در نتیجه قیمت فروش محصول را کاهش بدهد.
🔹برای این کار، ویژگیها و منافع محصول که از نظر مشتریان غیرضروری هستند را شناسایی و حذف کنید ولی یادتان باشد که باید قیمت محصول لخت شده خیلی کمتر از محصول عادی باشد تا مشتری متقاعد شود که میارزد آن را بخرد.
🔷مثلا خیلی از شرکتهای هواپیمایی خدماتی مثل پذیرایی داخل هواپیما، بار همراه داخل کابین، تلویزیونهای پشت صندلی و غیره را حذف کرده ولی قیمت خود را به نصف سایر شرکتهای هواپیمایی کاهش دادهاند.
🔺بستههای کوچکتر عرضه کنید.
🔸 کاهش قدرت خرید در کنار کم شدن تعداد افراد یک خانواده یعنی خانوادهها مقدار کمتری از یک محصول را مصرف میکنند؛ پس شما هم باید با این روند همراه شوید و محصولاتتان را در بستهبندیهای کوچکتر و در نتیجه ارزانتر عرضه کنید.
🔹برای مثال، بسیاری از تولیدکنندگان تنقلات، وزن بستهبندی محصولاتشان و در نتیجه قیمت آن را کم کردهاند.
🔷این استراتژی با حقه رایج که وزن بستهبندی را کم ولی قیمت آن را ثابت نگه میدارند یا حتی افزایش میدهند، متفاوت است. در این استراتژی، مشتری متوجه تغییر سایز بستهبندی و در نتیجه کاهش قیمت آن میشود.
🔺سبد برند داشته باشید نه یک برند.
🔸سعی کنید چهار نوع برند داشته باشید: برند لوکس (High-end) با کیفیت و قیمت بالا؛ برند معمولی (Mid-end) با کیفیت و قیمت متوسط؛ برند ارزان (Low-end) با کیفیت و قیمت پایین؛ و برند فروشگاهی (Store Brand) بر اساس سفارش فروشگاههای زنجیرهای و واسطههای بزرگ.
🔺بستههای قیمتی عرضه کنید.
🔸بسته قیمتی (Price Pack) بستهای از انواع محصولات شرکت است که با قیمتی کمتر از مجموع قیمت تک تک محصولات فروخته میشود؛ این بسته به این دلیل که شرکت میتواند در قالب آن محصولات کم فروش را در کنار محصولات پرفروش عرضه کند، به نفع شرکتها و از این نظر که مشتری هزینه کمتری میپردازد هم به نفع مشتریان است.
🔹مثلا یک شرکت تولیدکننده سس میتواند چند نوع سس پرفروش و کم فروش خود را به صورت یک بسته عرضه ولی قیمت آن را کمتر از مجموع قیمت تک تک سسها تعیین کند.
🔺از بازاریابی مشترک غافل نشوید.
🔸بازاریابی مشترک (Joint Marketing) عبارت است از همکاری در تبلیغات و برندینگ با سایر شرکتها با هدف کاهش هزینههای بازاریابی
🔹شرکت میتواند مثلا بیلبوردی با شرکت دیگری که محصول یا خدمت مکمل عرضه میکند، اجاره کند و هزینه کمتری بپردازد و این هزینه را به صورت تخفیف به مشتریانش بدهد
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ سندروم خر ژان بوریدان
✅ قضیه خر ژان بوریدان مرتبط با حکایتی است که خری را بین دو کپه علف میگذارند که هر دو به یک اندازه خوب هستند و هر دو به یک اندازه فاصله دارد. خر نمیتواند بین یکی از دو گزینه با جذابیتِ یکسان یکی را انتخاب کند. به همین دلیل حیوان سرگردان، سرانجام از گرسنگی تلف میشود.
🔸ظاهراً این مساله در مورد انسان ها نیز مصداق دارد. زمانی که می خواهیم از بین گزینه های مختلف دست به انتخاب بزنیم گاهی اوقات گزینهها جذابیت یکسانی دارند و عملا یک تصمیم ساده تبدیل می شود به باتلاق. هر چه بیشتر فکر می کنیم بر تردیدهایمان اضافه می شود. هر چه بیشتر دست و پا می زنیم در باتلاق تردید (عدم توان تصمیم گیری) بیشتر فرو می رویم.
🔹برای همین تکنیکی در تصمیم گیری پیشنهاد شده است که ما را در چنین موقعیت هایی نجات می دهد. این تکنیک تصمیم گیری برای انتخاب بین دو یا تعداد بیشتری گزینه که همگی از لحاظ جذابیت با هم مشابهند کاربرد دارد. برای اجرای تکنیک خر ژان بوریدان کافی است فهرستی از نکات منفی و اشکالات هر گزینه تهیه کنید. این کار به این دلیل است که زمانی که دو یا چند گزینه با جذابیت نسبی مشابه داریم، ذهن ما قفل می کند.
🔸برای نمونه فرض کنید یک خانمِ در آستانه نامزدی هستید. همسرتان از شما میپرسد: «عزیزم ترجیح میدهی یک حلقه نامزدی الماس ۵۰۰ میلیونی داشته باشی یا با همین پول برای کلبه ییلاقیمان اسبابواثاثیه بخریم؟!»
🔹هر دو گزینه جایگزین برای شما بسیار جذابند پس تصمیم میگیرید برای انتخاب از بین آنها از تکنیک خر ژان بوریدان استفاده کنید. نکته منفی در خرید حلقه نامزی چیست؟ ممکن است گم یا دزدیده شود. به اندازه وسایل خانه به کار نمیآید. مردم ممکن است فکر کنند به خاطر ثروت با او ازدواج کردهاید یا او مجبور شده رضایت شما را با این جواهر بزرگ جلب کند. ممکن است به دوستانتان احساس بدی بدهد چون حلقه شان به زیبایی و ارزشمندی شما نیست. ممکن است نگران صدمه دیدنش باشید و در ضمن همه که نمی فهمند این سنگ واقعا این قدر ارزش دارد اصلا خیلی ها متوجه انگشتر شما نمی شوند و…
🔸اما نکات منفی برای خرید اسبابواثاثیه چیست؟ وسایل منزل نهایتا فرسوده میشوند در حالی که حلقه قاعدتا باید یک عمر با شما بماند. ممکن است نگران لک شدن یا خراب شدن آنها شوید. لوازم خانه به اندازه حلقه «رمانتیک» نیستند و… نکات منفی حلقه به نکات منفی وسایل برتری دارد. پس از خیر حلقه می گذرید.
🔹حالا این مساله را حل کنید! ريیس به شما سه انتخاب می دهد:
الف) به ازای هر ساعت کار مقداری به حقوق شما اضافه کند.
ب) ساعات کمتری در هفته کار کنید تا به این شکل پرداختی به ازای هر ساعت کار شما افزایش یابد و می توانید یک کار دیگر به صورت پاره وقت انجام دهید.
پ) هر سال مسافرتی طولانی داشته باشید که هزینههایش را شرکت پرداخت میکند و باقی سال را با همان حقوق قبل کار کنید.
🔸از نظر ارزش اقتصادی گزینهها دقیقا همارزش هستند، شما کدام را انتخاب می کنيد؟
🔺تحلیل و تجویز راهبردی:
موقعیت هایی وجود دارند که ذهن قفل می کند و فلج می شود. نه می توانید تصمیم گیری کنید و نه می توانید تصمیم گیری را نیمه کاره رها کنید. از مرحله تحلیل نمی توانید به مرحله تصمیم برسید. مثلا می خواهید خانه بخرید. خانه قبلی تان را تخلیه کرده اید و حالا باید ظرف یک هفته از بین گزینه های موجود یک خانه جدید انتخاب کنید. نمی توانید بگذارید برای یک ماه بعد. پس اضطرار (فورس) زمانی وجود دارد. از طرفی گزینه های موجود هم گیج کننده هستند. وضعیت می شود باتلاق تصمیم گیری هر چه بیشتر فکر می کنید به نتیجه مشخصی نمی رسید. ذهن تان بین گزینه های مختلف مانند پاندول معلق است و هر لحظه به گزینه ای متمایل می شود و سپس به گزینه ای دیگر.
🔸در چنین وضعیتی شما دچار فلج تحلیلی شده است. یعنی فلج ذهنی به خاطر تحلیل بیش از حد. این مساله راه حل های مختلفی دارد از جمله تکنیک خر ژان بوریدان. شما سعی می کنید با تمرکز بر نکات منفی و مواردی که از خطوط قرمز شما رد می شوند گزینه های نامطلوب را حذف کنید. دقت کنید در روش تصمیم گیری بر اساس اهداف، گزینه ای را انتخاب می کنیم که بیشترین امتیاز مثبت را بیاورد. در این تکنیک اما گزینه ها را حذف می کنیم. گزینه هایی که نامطلوبیت های غیرقابل تحمل دارند.
🔹کسانی که ارزش های مشخصی در زندگی دارند و اهداف روشنی برای زندگی خود ترسیم کرده اند، کمتر در موقعیت خر ژان بوریدان گیر می کنند. پس پیش از هر چیزی با خود خلوت کنید ارزش ها (خطوط قرمز) و اهداف (خطوط سبز) خود را تعیین کنید.
👤مجتبی لشکربلوکی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ قضیه خر ژان بوریدان مرتبط با حکایتی است که خری را بین دو کپه علف میگذارند که هر دو به یک اندازه خوب هستند و هر دو به یک اندازه فاصله دارد. خر نمیتواند بین یکی از دو گزینه با جذابیتِ یکسان یکی را انتخاب کند. به همین دلیل حیوان سرگردان، سرانجام از گرسنگی تلف میشود.
🔸ظاهراً این مساله در مورد انسان ها نیز مصداق دارد. زمانی که می خواهیم از بین گزینه های مختلف دست به انتخاب بزنیم گاهی اوقات گزینهها جذابیت یکسانی دارند و عملا یک تصمیم ساده تبدیل می شود به باتلاق. هر چه بیشتر فکر می کنیم بر تردیدهایمان اضافه می شود. هر چه بیشتر دست و پا می زنیم در باتلاق تردید (عدم توان تصمیم گیری) بیشتر فرو می رویم.
🔹برای همین تکنیکی در تصمیم گیری پیشنهاد شده است که ما را در چنین موقعیت هایی نجات می دهد. این تکنیک تصمیم گیری برای انتخاب بین دو یا تعداد بیشتری گزینه که همگی از لحاظ جذابیت با هم مشابهند کاربرد دارد. برای اجرای تکنیک خر ژان بوریدان کافی است فهرستی از نکات منفی و اشکالات هر گزینه تهیه کنید. این کار به این دلیل است که زمانی که دو یا چند گزینه با جذابیت نسبی مشابه داریم، ذهن ما قفل می کند.
🔸برای نمونه فرض کنید یک خانمِ در آستانه نامزدی هستید. همسرتان از شما میپرسد: «عزیزم ترجیح میدهی یک حلقه نامزدی الماس ۵۰۰ میلیونی داشته باشی یا با همین پول برای کلبه ییلاقیمان اسبابواثاثیه بخریم؟!»
🔹هر دو گزینه جایگزین برای شما بسیار جذابند پس تصمیم میگیرید برای انتخاب از بین آنها از تکنیک خر ژان بوریدان استفاده کنید. نکته منفی در خرید حلقه نامزی چیست؟ ممکن است گم یا دزدیده شود. به اندازه وسایل خانه به کار نمیآید. مردم ممکن است فکر کنند به خاطر ثروت با او ازدواج کردهاید یا او مجبور شده رضایت شما را با این جواهر بزرگ جلب کند. ممکن است به دوستانتان احساس بدی بدهد چون حلقه شان به زیبایی و ارزشمندی شما نیست. ممکن است نگران صدمه دیدنش باشید و در ضمن همه که نمی فهمند این سنگ واقعا این قدر ارزش دارد اصلا خیلی ها متوجه انگشتر شما نمی شوند و…
🔸اما نکات منفی برای خرید اسبابواثاثیه چیست؟ وسایل منزل نهایتا فرسوده میشوند در حالی که حلقه قاعدتا باید یک عمر با شما بماند. ممکن است نگران لک شدن یا خراب شدن آنها شوید. لوازم خانه به اندازه حلقه «رمانتیک» نیستند و… نکات منفی حلقه به نکات منفی وسایل برتری دارد. پس از خیر حلقه می گذرید.
🔹حالا این مساله را حل کنید! ريیس به شما سه انتخاب می دهد:
الف) به ازای هر ساعت کار مقداری به حقوق شما اضافه کند.
ب) ساعات کمتری در هفته کار کنید تا به این شکل پرداختی به ازای هر ساعت کار شما افزایش یابد و می توانید یک کار دیگر به صورت پاره وقت انجام دهید.
پ) هر سال مسافرتی طولانی داشته باشید که هزینههایش را شرکت پرداخت میکند و باقی سال را با همان حقوق قبل کار کنید.
🔸از نظر ارزش اقتصادی گزینهها دقیقا همارزش هستند، شما کدام را انتخاب می کنيد؟
🔺تحلیل و تجویز راهبردی:
موقعیت هایی وجود دارند که ذهن قفل می کند و فلج می شود. نه می توانید تصمیم گیری کنید و نه می توانید تصمیم گیری را نیمه کاره رها کنید. از مرحله تحلیل نمی توانید به مرحله تصمیم برسید. مثلا می خواهید خانه بخرید. خانه قبلی تان را تخلیه کرده اید و حالا باید ظرف یک هفته از بین گزینه های موجود یک خانه جدید انتخاب کنید. نمی توانید بگذارید برای یک ماه بعد. پس اضطرار (فورس) زمانی وجود دارد. از طرفی گزینه های موجود هم گیج کننده هستند. وضعیت می شود باتلاق تصمیم گیری هر چه بیشتر فکر می کنید به نتیجه مشخصی نمی رسید. ذهن تان بین گزینه های مختلف مانند پاندول معلق است و هر لحظه به گزینه ای متمایل می شود و سپس به گزینه ای دیگر.
🔸در چنین وضعیتی شما دچار فلج تحلیلی شده است. یعنی فلج ذهنی به خاطر تحلیل بیش از حد. این مساله راه حل های مختلفی دارد از جمله تکنیک خر ژان بوریدان. شما سعی می کنید با تمرکز بر نکات منفی و مواردی که از خطوط قرمز شما رد می شوند گزینه های نامطلوب را حذف کنید. دقت کنید در روش تصمیم گیری بر اساس اهداف، گزینه ای را انتخاب می کنیم که بیشترین امتیاز مثبت را بیاورد. در این تکنیک اما گزینه ها را حذف می کنیم. گزینه هایی که نامطلوبیت های غیرقابل تحمل دارند.
🔹کسانی که ارزش های مشخصی در زندگی دارند و اهداف روشنی برای زندگی خود ترسیم کرده اند، کمتر در موقعیت خر ژان بوریدان گیر می کنند. پس پیش از هر چیزی با خود خلوت کنید ارزش ها (خطوط قرمز) و اهداف (خطوط سبز) خود را تعیین کنید.
👤مجتبی لشکربلوکی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ در سال ۲۰۱۸ موسسه Predictive Index تحقیق گستردهای را درباره خصوصیات مدیران بد انجام داد. در این تحقیق از بیش از ۵ هزار نفر از کارکنان پرسیده شد مدیران آنها چه خصوصیات منفی دارند. بر اساس نتایج این تحقیق ۲۰ ویژگی مدیران بد که فراوانی بیشتری دارند، عبارتند از:
▪️انتظارات واضحی را بیان نمیکنند.
▪️تبعیض قائل میشوند.
▪️به حرفه و توسعه فردی کارکنان اهمیتی نمیدهند.
▪️پشت سر دیگران حرف می زنند.
▪️علاقه مند به بازخورد نیستند.
▪️همواره میخواهند ثابت کنند که حق با آنها است.
▪️خودآگاهی ضعیفی دارند.
▪️به اعتماد دیگران خیانت میکنند.
▪️به دیگران گوش نمی دهند.
▪️نیازهای خود را در مقابل نیازهای دیگران قرار میدهند.
▪️مهارت کلامی ضعیفی دارند.
▪️از کارکنان خود حمایت نمیکنند.
▪️انتظارات خود از دیگران را به روشنی تببین نمیکنند.
▪️از کارِ خوب دیگران قدردانی نمیکنند.
▪️دیگران را با تهدید وادار به انجام کارها میکنند.
▪️بیحوصله و کمصبر هستند.
▪️موجب آزردگی خاطر دیگران میشوند.
▪️منفعل هستند.
▪️به تعهدات خود عمل نمیکنند.
▪️به راحتی تهدید و مرعوب میشوند.
https://t.me/ExecutiveManagement
▪️انتظارات واضحی را بیان نمیکنند.
▪️تبعیض قائل میشوند.
▪️به حرفه و توسعه فردی کارکنان اهمیتی نمیدهند.
▪️پشت سر دیگران حرف می زنند.
▪️علاقه مند به بازخورد نیستند.
▪️همواره میخواهند ثابت کنند که حق با آنها است.
▪️خودآگاهی ضعیفی دارند.
▪️به اعتماد دیگران خیانت میکنند.
▪️به دیگران گوش نمی دهند.
▪️نیازهای خود را در مقابل نیازهای دیگران قرار میدهند.
▪️مهارت کلامی ضعیفی دارند.
▪️از کارکنان خود حمایت نمیکنند.
▪️انتظارات خود از دیگران را به روشنی تببین نمیکنند.
▪️از کارِ خوب دیگران قدردانی نمیکنند.
▪️دیگران را با تهدید وادار به انجام کارها میکنند.
▪️بیحوصله و کمصبر هستند.
▪️موجب آزردگی خاطر دیگران میشوند.
▪️منفعل هستند.
▪️به تعهدات خود عمل نمیکنند.
▪️به راحتی تهدید و مرعوب میشوند.
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ مدل کسبوکار Canvas - الگویی برای طراحی مدل کسبوکار نوپاها به صورت بصری و منسجم؛
✅ مدل کسبوکار Canvas یک الگوی بصری و منسجم است که برای طراحی مدل کسبوکار نوپاها و استارتاپها استفاده میشود. این الگو توسط الکساندر اُستروالدر در سال ۲۰۱۰ ابداع شده و به سادگی و قابلیت استفاده آسان برای توصیف و تجزیه و تحلیل مدل کسبوکارها معروف است.
مدل کسبوکار Canvas شامل ۹ بخش اصلی است که هر کدام یک جنبه مهم از مدل کسبوکار را پوشش میدهد. این بخشها عبارتاند از:
۱. شرکتکنندگان کلیدی: نشان میدهد با چه کسانی همکاری میکنید تا مدل کسبوکار شما بهتر عمل کند و نیازهای مشتریان را برآورده کند.
۲. فعالیتهای کلیدی: فعالیتهای اصلی شرکتتان را تعریف میکند که برای ارائه محصول یا خدمات خود به مشتریان لازم است.
۳. منابع کلیدی: منابعی را مشخص میکند که برای انجام فعالیتهای کلیدی شما نیاز است، از جمله منابع مالی، فیزیکی، انسانی و فناوری.
۴. پیشنهاد ارزش: این بخش نشان میدهد که چه مشکل یا نیازی را برای مشتریان خود حل میکنید و چه مزایایی برای آنها ایجاد میکنید.
۵. روابط با مشتری: نشان میدهد که چگونه با مشتریان خود ارتباط برقرار میکنید و چه نوع روابطی با آنها دارید.
۶. کانالها: راههایی را تعریف میکند که از طریق آنها محصول یا خدمات خود را به مشتریان میرسانید.
۷. قطعهبندی مشتری: نشان میدهد که با چه گروههایی از مشتریان هدف خود در ارتباط هستید و نیازهای آنها را برآورده میکنید.
۸. ساختار هزینه: هزینههای مرتبط با اجرای مدل کسبوکار را مشخص میکند، از جمله هزینههای ثابت، متغیر و هزینههای مرتبط با منابع کلیدی و فعالیتهای کلیدی.
۹. منابع درآمدی: منابع درآمدی را مشخص میکند که از طریق آنها درآمد کسب میکنید، مانند فروش محصولات، اشتراکگذاری درآمد و ...
با استفاده از مدل کسبوکار Canvas، شما میتوانید مدل کسبوکار خود را به صورت بصری و منسجم طراحی کنید و تمام جنبههای آن را در یک نگاه مشاهده کنید. این الگو به شما کمک میکند تا بهتر بفهمید که چگونه میتوانید از منابع خود بهرهوری کنید و بهترین راههای ارائه محصول یا خدمات خود را به مشتریان انتخاب کنید.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ مدل کسبوکار Canvas یک الگوی بصری و منسجم است که برای طراحی مدل کسبوکار نوپاها و استارتاپها استفاده میشود. این الگو توسط الکساندر اُستروالدر در سال ۲۰۱۰ ابداع شده و به سادگی و قابلیت استفاده آسان برای توصیف و تجزیه و تحلیل مدل کسبوکارها معروف است.
مدل کسبوکار Canvas شامل ۹ بخش اصلی است که هر کدام یک جنبه مهم از مدل کسبوکار را پوشش میدهد. این بخشها عبارتاند از:
۱. شرکتکنندگان کلیدی: نشان میدهد با چه کسانی همکاری میکنید تا مدل کسبوکار شما بهتر عمل کند و نیازهای مشتریان را برآورده کند.
۲. فعالیتهای کلیدی: فعالیتهای اصلی شرکتتان را تعریف میکند که برای ارائه محصول یا خدمات خود به مشتریان لازم است.
۳. منابع کلیدی: منابعی را مشخص میکند که برای انجام فعالیتهای کلیدی شما نیاز است، از جمله منابع مالی، فیزیکی، انسانی و فناوری.
۴. پیشنهاد ارزش: این بخش نشان میدهد که چه مشکل یا نیازی را برای مشتریان خود حل میکنید و چه مزایایی برای آنها ایجاد میکنید.
۵. روابط با مشتری: نشان میدهد که چگونه با مشتریان خود ارتباط برقرار میکنید و چه نوع روابطی با آنها دارید.
۶. کانالها: راههایی را تعریف میکند که از طریق آنها محصول یا خدمات خود را به مشتریان میرسانید.
۷. قطعهبندی مشتری: نشان میدهد که با چه گروههایی از مشتریان هدف خود در ارتباط هستید و نیازهای آنها را برآورده میکنید.
۸. ساختار هزینه: هزینههای مرتبط با اجرای مدل کسبوکار را مشخص میکند، از جمله هزینههای ثابت، متغیر و هزینههای مرتبط با منابع کلیدی و فعالیتهای کلیدی.
۹. منابع درآمدی: منابع درآمدی را مشخص میکند که از طریق آنها درآمد کسب میکنید، مانند فروش محصولات، اشتراکگذاری درآمد و ...
با استفاده از مدل کسبوکار Canvas، شما میتوانید مدل کسبوکار خود را به صورت بصری و منسجم طراحی کنید و تمام جنبههای آن را در یک نگاه مشاهده کنید. این الگو به شما کمک میکند تا بهتر بفهمید که چگونه میتوانید از منابع خود بهرهوری کنید و بهترین راههای ارائه محصول یا خدمات خود را به مشتریان انتخاب کنید.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
17 work days remain in 2023.
Let's end the year with 20 insightful visuals to inspire your 2024.
Gartner surveyed more than 500 HR Leaders to determine their top priorities for 2024.
How do your top HR priorities compare?
17 روز کاری تا سال 2023 باقی مانده است.
بیایید سال را با 20 تصویر روشنگر برای الهام بخشیدن به سال 2024 به پایان برسانیم.
گارتنر از بیش از 500 رهبر منابع انسانی برای تعیین اولویت های اصلی آنها برای سال 2024 نظرسنجی کرد.
اولویت های اصلی منابع انسانی شما چگونه مقایسه می شوند؟
Let's end the year with 20 insightful visuals to inspire your 2024.
Gartner surveyed more than 500 HR Leaders to determine their top priorities for 2024.
How do your top HR priorities compare?
17 روز کاری تا سال 2023 باقی مانده است.
بیایید سال را با 20 تصویر روشنگر برای الهام بخشیدن به سال 2024 به پایان برسانیم.
گارتنر از بیش از 500 رهبر منابع انسانی برای تعیین اولویت های اصلی آنها برای سال 2024 نظرسنجی کرد.
اولویت های اصلی منابع انسانی شما چگونه مقایسه می شوند؟
👍4
✳️ یک گزارش رسمی از «نرخ حقیقی دلار» / خطر جهش دوباره ارز وجود دارد؟
🔸 طبق اعلام مرکز پژوهشهای مجلس، روند فصلی نرخ حقیقی ارز، از ابتدای سال 1402 نزولی بوده و پیشبینی میشود تا پایان سال 1403، کاهش بیشتری پیدا کند.
🔸 روند کاهشی نرخ ارز حقیقی که حاصل کم کردن نرخ تورم از نرخ ارز اسمی است، به نوعی نمایانگر تثبیت نرخ ارز توسط سیاستگذار به صورت نامتناسب با تورم است.
🔸 به طور کلی در شرایط مطلوب، روند نرخ ارز حقیقی ثابت است که به معنای همخوانی نرخ تورم و نرخ ارز است به شمار میرود. در نتیجه کاهش آن اتفاق مثبتی برای اقتصاد محسوب نمیشود.
🔸 این موضوع به این دلیل خطرناک به شمار میرود که امکان جهشهای ارزی را در آینده به وجود خواهد آورد.
🔸 همچنین بر اساس این گزارش، انتظارات تورمی مصرفکننده نیز با پشت سر گذاشتن نوسانات ارزی زمستان 1401، از ابتدای سال 1402 کاهشی بوده است.
🔸 طبق اعلام مرکز پژوهشهای مجلس، روند فصلی نرخ حقیقی ارز، از ابتدای سال 1402 نزولی بوده و پیشبینی میشود تا پایان سال 1403، کاهش بیشتری پیدا کند.
🔸 روند کاهشی نرخ ارز حقیقی که حاصل کم کردن نرخ تورم از نرخ ارز اسمی است، به نوعی نمایانگر تثبیت نرخ ارز توسط سیاستگذار به صورت نامتناسب با تورم است.
🔸 به طور کلی در شرایط مطلوب، روند نرخ ارز حقیقی ثابت است که به معنای همخوانی نرخ تورم و نرخ ارز است به شمار میرود. در نتیجه کاهش آن اتفاق مثبتی برای اقتصاد محسوب نمیشود.
🔸 این موضوع به این دلیل خطرناک به شمار میرود که امکان جهشهای ارزی را در آینده به وجود خواهد آورد.
🔸 همچنین بر اساس این گزارش، انتظارات تورمی مصرفکننده نیز با پشت سر گذاشتن نوسانات ارزی زمستان 1401، از ابتدای سال 1402 کاهشی بوده است.
✳️ نقشدهی به افراد برای رهبری و مدیریت
Managerail Pipeline
✅ اگر از آبدارچی شما بابت عملکرد وتواناییهایتان نظرخواهی کنند و او بگوید شما یک مدیر ناتوان هستید، الزاماً بیراه نگفته است.
🔸بررسی های جدید نشان میدهند:
🔹 از هر دو نفر مدیر میانی یک نفر مدیرعامل را در نجات شرکت از بحران و یا رسانیدن شرکت به موفقیت ناتوان می بیند.
🔹از هر دو نفر کارمند هم یک نفر مدیر مستقیم و یا رئیس خود را در اداره گروه و واحد ناتوان میبیند.
⬅️ * رهنمودهایی برای تجدید کانال/خطوط توسعه رهبری وجانشین پروری سازمان
✍️محمدهادی موقعی
HBR - دسامبر 2023
* بااندکی دخل وتصرف
Managerail Pipeline
✅ اگر از آبدارچی شما بابت عملکرد وتواناییهایتان نظرخواهی کنند و او بگوید شما یک مدیر ناتوان هستید، الزاماً بیراه نگفته است.
🔸بررسی های جدید نشان میدهند:
🔹 از هر دو نفر مدیر میانی یک نفر مدیرعامل را در نجات شرکت از بحران و یا رسانیدن شرکت به موفقیت ناتوان می بیند.
🔹از هر دو نفر کارمند هم یک نفر مدیر مستقیم و یا رئیس خود را در اداره گروه و واحد ناتوان میبیند.
⬅️ * رهنمودهایی برای تجدید کانال/خطوط توسعه رهبری وجانشین پروری سازمان
✍️محمدهادی موقعی
HBR - دسامبر 2023
* بااندکی دخل وتصرف
✳️ سهم ايرانيان از 3.5 تريليون دلار ثروت نفت
✅ يك ضربالمثل قديمي ميان كاركنان سازمان برنامه و بودجه وجود دارد كه مراجعهكنندگان به اين سازمان معمولا از آن با خبر ميشوند. كاركنان اين سازمان ميگويند: « بودجهها در ايران يا حيف ميشود يا ميل!»
اين عبارت هرچند به صورت طنز و شوخي بيان شده، اما بيانكننده واقعيتي مهم در نظام بودجهنويسي ايراني است و آن اينكه ساختار بودجهنويسي ايران فاقد شفافيت لازم در خصوص مسائل مختلف اقتصادي است.
سالهاست در ايران در خصوص اصلاح ساختار بودجه صحبت ميشود اما در عين حال هنوز مشكلات ريشهاي در اقتصاد ايران نمايان است كه فكري براي حل آنها نشده است. مشكلاتي چون فقدان شفافيت، كسري بودجه بالا، متوازن نبودن رويكرد مالياتي، معافيتهاي مالياتي به نفع سوداگران و... از جمله گزارههايي است كه بودجه ايران طي دهههاي مستمر با آن دست به گريبان بوده اما همچنان توجهي به رفع و اصلاح آنها نميشود. بر اساس اعلام رييس سازمان برنامه و بودجه در گفتوگو با برخي نمايندگان مجلس بودجه سال 1402 كشور با كسري حدودا 30درصدي مواجه است. ميتوان پيشبيني كرد كه در سال 1403 هم يك چنين كسري عميقي در بودجه وجود داشته باشد.
اساسا بودجهها در ايران با كسريهاي قابل توجهي روبه رو هستند، چرا كه انضباط مالي در ايران وجود ندارد و سايه سنگين دولت بر اقتصاد افتاده است. بودجهها در ايران صد درصد در هر سال با كسري خواهند بود. اساسا يكي از دلايل بروز كسري بودجه در ايران، تورم بالا در اقتصاد است. دولت سيزدهم در ابتداي زعامت بر ساختار اجرايي اعلام كرده بود، به سرعت تورم را به نيم ميرساند اما با گذشت بيش از 2سال از عمر دولت چنين وعدهاي محقق نشده است. همانطور كه بسياري از وعدههاي ديگر، مانند ساخت مسكن، اشتغالزايي، تورم و...بر روي زمين ماندهاند. وقتي تورم همراه با رشد باشد، كسري بودجه مستمر ميشود. مساله بعدي آن است كه منابع و مصارف در ايران فاقد شفافيت و كارايي لازم است. دولت بايد برنامهريزي كند تا بودجه از بودجهاي حسابداري شده به بودجهاي عملياتي در راستاي رفع نيازهاي كشور بدل شود.
مهمترين نيازهاي كشور در شرايط فعلي؛
1) آموزش،
2) ورزش،
3) بهداشت،
4) مسكن و... است.
حيرتانگيز اينكه بودجه عمراني كشور در سال 1403 كمتر از ميزان تخلفي است كه در ماجراي فساد بيش از 3ميليارد دلاري نمايان شده است. بودجه عمراني كشور بايد به يك بودجه دلاري و بزرگ بدل شود تا روند سرمايهگذاري در زيرساختها و پيشرفت بنيادين محقق شود. بودجه 1403 به لحاظ ساختاري تفاوتي با بودجههاي قبلي ندارد. ادامه همان بودجههاي قبلي است و تجربيات قبلي را امتداد ميبخشد. از سوي ديگر بودجه با بودجههاي قبلي هم تفاوتهايي دارد، مهمترين تفاوت، فشار مالياتي شديد به مردم و دهكهاي محروم است. اين هنر نيست كه دولت، مدام ماليات مردم عادي و حقوقبگيران و فعالان اقتصادي را بالا ببرد، بعد ادعا كند كه وابستگي به نفت را كاهش داده است. ايران ميتوانست از درآمدهاي نفتي خود استفاده كند اما به دليل تحريمها نميتواند از اين درآمدها استفاده كند. راهكار عاقلانه آن است كه دولت برنامهريزي براي احياي برجام را در دستور كار قرار دهد. نزديك 3.5تريليون دلار منابع اقتصادي در خاك اين كشور تنها در بخش نفت و گاز نهفته است. ايران بايد از اين درآمدها براي بهبود ساختارهاي زيربنايياش استفاده كند. نسل فعلي هم از اين منابع سهم دارند و بايد از طريق اين ظرفيتها فشار بر ملت را كاهش داد. اما در نظام برنامهريزيهاي دولت يك چنين موارد مبرهني وجود ندارد.
پیمان مولوی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ يك ضربالمثل قديمي ميان كاركنان سازمان برنامه و بودجه وجود دارد كه مراجعهكنندگان به اين سازمان معمولا از آن با خبر ميشوند. كاركنان اين سازمان ميگويند: « بودجهها در ايران يا حيف ميشود يا ميل!»
اين عبارت هرچند به صورت طنز و شوخي بيان شده، اما بيانكننده واقعيتي مهم در نظام بودجهنويسي ايراني است و آن اينكه ساختار بودجهنويسي ايران فاقد شفافيت لازم در خصوص مسائل مختلف اقتصادي است.
سالهاست در ايران در خصوص اصلاح ساختار بودجه صحبت ميشود اما در عين حال هنوز مشكلات ريشهاي در اقتصاد ايران نمايان است كه فكري براي حل آنها نشده است. مشكلاتي چون فقدان شفافيت، كسري بودجه بالا، متوازن نبودن رويكرد مالياتي، معافيتهاي مالياتي به نفع سوداگران و... از جمله گزارههايي است كه بودجه ايران طي دهههاي مستمر با آن دست به گريبان بوده اما همچنان توجهي به رفع و اصلاح آنها نميشود. بر اساس اعلام رييس سازمان برنامه و بودجه در گفتوگو با برخي نمايندگان مجلس بودجه سال 1402 كشور با كسري حدودا 30درصدي مواجه است. ميتوان پيشبيني كرد كه در سال 1403 هم يك چنين كسري عميقي در بودجه وجود داشته باشد.
اساسا بودجهها در ايران با كسريهاي قابل توجهي روبه رو هستند، چرا كه انضباط مالي در ايران وجود ندارد و سايه سنگين دولت بر اقتصاد افتاده است. بودجهها در ايران صد درصد در هر سال با كسري خواهند بود. اساسا يكي از دلايل بروز كسري بودجه در ايران، تورم بالا در اقتصاد است. دولت سيزدهم در ابتداي زعامت بر ساختار اجرايي اعلام كرده بود، به سرعت تورم را به نيم ميرساند اما با گذشت بيش از 2سال از عمر دولت چنين وعدهاي محقق نشده است. همانطور كه بسياري از وعدههاي ديگر، مانند ساخت مسكن، اشتغالزايي، تورم و...بر روي زمين ماندهاند. وقتي تورم همراه با رشد باشد، كسري بودجه مستمر ميشود. مساله بعدي آن است كه منابع و مصارف در ايران فاقد شفافيت و كارايي لازم است. دولت بايد برنامهريزي كند تا بودجه از بودجهاي حسابداري شده به بودجهاي عملياتي در راستاي رفع نيازهاي كشور بدل شود.
مهمترين نيازهاي كشور در شرايط فعلي؛
1) آموزش،
2) ورزش،
3) بهداشت،
4) مسكن و... است.
حيرتانگيز اينكه بودجه عمراني كشور در سال 1403 كمتر از ميزان تخلفي است كه در ماجراي فساد بيش از 3ميليارد دلاري نمايان شده است. بودجه عمراني كشور بايد به يك بودجه دلاري و بزرگ بدل شود تا روند سرمايهگذاري در زيرساختها و پيشرفت بنيادين محقق شود. بودجه 1403 به لحاظ ساختاري تفاوتي با بودجههاي قبلي ندارد. ادامه همان بودجههاي قبلي است و تجربيات قبلي را امتداد ميبخشد. از سوي ديگر بودجه با بودجههاي قبلي هم تفاوتهايي دارد، مهمترين تفاوت، فشار مالياتي شديد به مردم و دهكهاي محروم است. اين هنر نيست كه دولت، مدام ماليات مردم عادي و حقوقبگيران و فعالان اقتصادي را بالا ببرد، بعد ادعا كند كه وابستگي به نفت را كاهش داده است. ايران ميتوانست از درآمدهاي نفتي خود استفاده كند اما به دليل تحريمها نميتواند از اين درآمدها استفاده كند. راهكار عاقلانه آن است كه دولت برنامهريزي براي احياي برجام را در دستور كار قرار دهد. نزديك 3.5تريليون دلار منابع اقتصادي در خاك اين كشور تنها در بخش نفت و گاز نهفته است. ايران بايد از اين درآمدها براي بهبود ساختارهاي زيربنايياش استفاده كند. نسل فعلي هم از اين منابع سهم دارند و بايد از طريق اين ظرفيتها فشار بر ملت را كاهش داد. اما در نظام برنامهريزيهاي دولت يك چنين موارد مبرهني وجود ندارد.
پیمان مولوی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🧩 به جز قانون مورفی چهارتا قانون مشهور در دنیا هست که هر کدوم بیانگر یک موقعیت و یا حتی راه حل هستن.
مثلا:
📝 قانون کیدلین میگه:اگه بتونی یه مشکل رو به طور واضح روی کاغذ بنویسی، اونوقت اون موضوع نصفش حل شده.
💼 یا قانون گیلبرت میگه:بزرگترین مشکل در محل کار اینه که کسی بهت نمیگه چیکار باید بکنی!
💰قانون والسون هم بر این باوره که:اگه اطلاعات و هوش را در درجه اول قرار بدی، اونوقت پول همینجوری میاد
😬 و قانون فالکلند که میگه:وقتی مجبور نیستی تصمیمی بگیری، پس تصمیمی نگیر
مثلا:
📝 قانون کیدلین میگه:اگه بتونی یه مشکل رو به طور واضح روی کاغذ بنویسی، اونوقت اون موضوع نصفش حل شده.
💼 یا قانون گیلبرت میگه:بزرگترین مشکل در محل کار اینه که کسی بهت نمیگه چیکار باید بکنی!
💰قانون والسون هم بر این باوره که:اگه اطلاعات و هوش را در درجه اول قرار بدی، اونوقت پول همینجوری میاد
😬 و قانون فالکلند که میگه:وقتی مجبور نیستی تصمیمی بگیری، پس تصمیمی نگیر
✳️ آدمهای بالغ!
✅ آدمهایی که از نظر عاطفی بالغ هستند:
۱) میفهمند که بدرفتاری آدمها به ترس و اضطراب آنها مربوط است. پس آدمها را بد مطلق یا هیولا نمیبینند.
۲) یاد میگیرند که آدمها بهطور خودکار از محتویات مغز ما اطلاع ندارند. بنابراین با آرامش و شفاف، حرف میزنند و دیگران را سرزنش نمیکنند که درکشان نمیکنند.
۳) یاد میگیرند که آنها هم اشتباه میکنند. پس معذرتخواهی میکنند.
۴) اعتماد بهنفس را یاد میگیرند. نه اینکه فوقالعاده هستند! خیر. در واقع پی میبرند که همه ما نادان و سرگردان هستیم. همه ما با آزمون و خطا زندگی میکنیم؛ و این عیبی هم ندارد.
۵) والدین خود را میبخشند. درک میکنند که آنها هم درگیر ترس و اضطرابهای خودشان بودهاند.
۶) اثر نکات کوچک را بر خلقوخوی خود به خوبی درک میکنند. اثر زود خوابیدن، وضعیت قندخون، درجات استرس، مصرف الکل و موارد دیگر را میفهمند و با کسی که تحت تأثیر این موارد باشد، مدارا میکنند.
۷) قهر نمیکنند. حرف میزنند، نفرت در خودشان جمع نمیکنند و میبخشند.
۸) دست از کمالگرایی برمیدارند. هیچ چیزی بینقص نیست؛ از "به اندازه کافی خوب بودن" قدردانی میکنند.
۹) یاد میگیرند کمی بدبین بودن دربارهی نتایج امور، یک فضیلت است. در نتیجه، آرام تر، صبورتر و بخشندهتر هستند. چون همهچیز را فدای آرمانگرایی خود نمیکنند.
۱۰) میفهمند نقاط ضعف آدمها با نقاط قوتشان گره خورده است. مثلا دیگر از کسی که شلخته است ناراحت نمیشوند، چون میدانند در ازای آن ممکن است فردی خلاق باشد. واقعا درک میکنند که آدم کامل وجود ندارد.
۱۱) مدام عاشق نمیشوند. سختتر و دیرتر عاشق میشوند ولی بسیار وفادار میمانند.
۱۲) درک میکنند که زندگی کردن با آنها میتواند چندان هم آسان نباشد. چون آنها هم نقاط ضعف بسیاری دارند.
۱۳) یاد میگیرند خود را برای خطاهای خود ببخشند. بیشتر با خود رفاقت میکنند.
۱۴) با کلهشقیهای بچگانهی خود بیشتر کنار میآیند و تلاش نمیکنند که در هر شرایطی، بزرگسال باشند. میپذیرند که همهی ما گاهی رفتارهای بچگانه داریم.
۱۵) برای شادی درازمدت، صرفا به پروژههای بلندمدت دل نمیبندند. اگر دمی بی دردسر سپری بشود هم خوشحالشان میکند. طبع و مزاج آنها به سمت خوشیهای کوچک کشیده میشود.
۱۶) برایشان مهم نیست دیگران در مورد آنها چه فکر میکنند. می فهمند که دیگران درگیر زندگی خودشان هستند و لازم نیست تصویر ذهنی دیگران از خود را مدام ویرایش کنند. از آرزوی شهرت دست بر میدارند.
۱۷) بازخورد دیگران را راحتتر میپذیرند و در برابر انتقادها زره نمیپوشند.
۱۸) دید خود را در مقابل دردها وسیعتر میکنند. بیشتر در طبیعت مشغول پیادهروی هستند و با حیوانات مهربان هستند.
۱۹) میفهمند گذشتهای که داشتند، در پاسخ آنها به وقایع تاثیر دارد. میپذیرند بهدلیل وقایع کودکی، مستعد خطا و افراط هستند. بنابراین، بیشتر به احساسات خود فکر میکنند و به آنها پاسخ فوری و غیرمنطقی نمیدهند.
۲۰) دوست بهتری میشوند چون میدانند دوستی یعنی به اشتراک گذاشتن آسیب پذیری ها
✍دکتر ایمان فانی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ آدمهایی که از نظر عاطفی بالغ هستند:
۱) میفهمند که بدرفتاری آدمها به ترس و اضطراب آنها مربوط است. پس آدمها را بد مطلق یا هیولا نمیبینند.
۲) یاد میگیرند که آدمها بهطور خودکار از محتویات مغز ما اطلاع ندارند. بنابراین با آرامش و شفاف، حرف میزنند و دیگران را سرزنش نمیکنند که درکشان نمیکنند.
۳) یاد میگیرند که آنها هم اشتباه میکنند. پس معذرتخواهی میکنند.
۴) اعتماد بهنفس را یاد میگیرند. نه اینکه فوقالعاده هستند! خیر. در واقع پی میبرند که همه ما نادان و سرگردان هستیم. همه ما با آزمون و خطا زندگی میکنیم؛ و این عیبی هم ندارد.
۵) والدین خود را میبخشند. درک میکنند که آنها هم درگیر ترس و اضطرابهای خودشان بودهاند.
۶) اثر نکات کوچک را بر خلقوخوی خود به خوبی درک میکنند. اثر زود خوابیدن، وضعیت قندخون، درجات استرس، مصرف الکل و موارد دیگر را میفهمند و با کسی که تحت تأثیر این موارد باشد، مدارا میکنند.
۷) قهر نمیکنند. حرف میزنند، نفرت در خودشان جمع نمیکنند و میبخشند.
۸) دست از کمالگرایی برمیدارند. هیچ چیزی بینقص نیست؛ از "به اندازه کافی خوب بودن" قدردانی میکنند.
۹) یاد میگیرند کمی بدبین بودن دربارهی نتایج امور، یک فضیلت است. در نتیجه، آرام تر، صبورتر و بخشندهتر هستند. چون همهچیز را فدای آرمانگرایی خود نمیکنند.
۱۰) میفهمند نقاط ضعف آدمها با نقاط قوتشان گره خورده است. مثلا دیگر از کسی که شلخته است ناراحت نمیشوند، چون میدانند در ازای آن ممکن است فردی خلاق باشد. واقعا درک میکنند که آدم کامل وجود ندارد.
۱۱) مدام عاشق نمیشوند. سختتر و دیرتر عاشق میشوند ولی بسیار وفادار میمانند.
۱۲) درک میکنند که زندگی کردن با آنها میتواند چندان هم آسان نباشد. چون آنها هم نقاط ضعف بسیاری دارند.
۱۳) یاد میگیرند خود را برای خطاهای خود ببخشند. بیشتر با خود رفاقت میکنند.
۱۴) با کلهشقیهای بچگانهی خود بیشتر کنار میآیند و تلاش نمیکنند که در هر شرایطی، بزرگسال باشند. میپذیرند که همهی ما گاهی رفتارهای بچگانه داریم.
۱۵) برای شادی درازمدت، صرفا به پروژههای بلندمدت دل نمیبندند. اگر دمی بی دردسر سپری بشود هم خوشحالشان میکند. طبع و مزاج آنها به سمت خوشیهای کوچک کشیده میشود.
۱۶) برایشان مهم نیست دیگران در مورد آنها چه فکر میکنند. می فهمند که دیگران درگیر زندگی خودشان هستند و لازم نیست تصویر ذهنی دیگران از خود را مدام ویرایش کنند. از آرزوی شهرت دست بر میدارند.
۱۷) بازخورد دیگران را راحتتر میپذیرند و در برابر انتقادها زره نمیپوشند.
۱۸) دید خود را در مقابل دردها وسیعتر میکنند. بیشتر در طبیعت مشغول پیادهروی هستند و با حیوانات مهربان هستند.
۱۹) میفهمند گذشتهای که داشتند، در پاسخ آنها به وقایع تاثیر دارد. میپذیرند بهدلیل وقایع کودکی، مستعد خطا و افراط هستند. بنابراین، بیشتر به احساسات خود فکر میکنند و به آنها پاسخ فوری و غیرمنطقی نمیدهند.
۲۰) دوست بهتری میشوند چون میدانند دوستی یعنی به اشتراک گذاشتن آسیب پذیری ها
✍دکتر ایمان فانی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
🔸 وقتی اسم «سلامتی» میاد، چه چیزی به ذهنتون میرسه؟ برداشت ما از سلامتی معمولاً خواب کافی، ورزش و تغذیه سالمه باشه. اما بهنظرتون سلامتی فقط محدود به سلامتی جسمانی ما میشه؟
🔹سلامتی جسمانی یکی از ابعاد سلامتی ماست که نیازه بهش توجه بشه، اما همه اون نیست. ما علاوهبر سلامتی جسمانی، انواع دیگهای از سلامتی مثل سلامتی عاطفی، معنوی، شغلی و حتی اجتماعی رو هم داریم که نیازه به هر کدوم توجه و بین اونها تعادل ایجاد کنیم.
🔸اینطوری میتونیم تو زندگی احساس خوبی داشته باشیم و مسیرمون رو ادامه بدیم. اما چطوری میتونیم ابعاد مختلف سلامتی رو در خودمون شناسایی کنیم؟ یه راه استفاده از چرخه بالا هست که ۸ بعد رو برای سلامتی در نظر گرفته که به ما کمک میکنه بخشهایی که نیاز به توجه بیشتری دارن رو در خودمون شناسایی کنیم.
🔹سلامتی جسمانی یکی از ابعاد سلامتی ماست که نیازه بهش توجه بشه، اما همه اون نیست. ما علاوهبر سلامتی جسمانی، انواع دیگهای از سلامتی مثل سلامتی عاطفی، معنوی، شغلی و حتی اجتماعی رو هم داریم که نیازه به هر کدوم توجه و بین اونها تعادل ایجاد کنیم.
🔸اینطوری میتونیم تو زندگی احساس خوبی داشته باشیم و مسیرمون رو ادامه بدیم. اما چطوری میتونیم ابعاد مختلف سلامتی رو در خودمون شناسایی کنیم؟ یه راه استفاده از چرخه بالا هست که ۸ بعد رو برای سلامتی در نظر گرفته که به ما کمک میکنه بخشهایی که نیاز به توجه بیشتری دارن رو در خودمون شناسایی کنیم.